WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:02.043 --> 00:03.920 ‫- این اون دفتر یادداشت معروفه. ‫- آره. 00:04.504 --> 00:06.423 ‫یه خرده... رنگ‌ورورفته به نظر میاد. 00:06.423 --> 00:08.091 ‫- به نظر... سنگین هم میاد. ‫- آره. 00:09.050 --> 00:10.635 ‫بدون این کارم رسماً لنگه. 00:10.635 --> 00:12.595 ‫الان دیگه بین همه‌ی رفقام سوژه‌ی خنده شده. 00:12.595 --> 00:16.099 ‫پامو که می‌ذارم توی هواپیما یا ماشین، ‫این دفتر یادداشت درمیاد. 00:16.099 --> 00:20.061 ‫شده مثل یه رسم، نه؟ ‫ناخنا مرتب و دفتر یادداشت هم حاضره. 00:20.061 --> 00:22.480 ‫یه وقتایی دیگه صداشون درمیاد و میگن: ‫«اه، بذارش کنار دیگه.» 00:25.734 --> 00:27.819 ‫وای، این دفترش مخمو تیلیت کرده! 00:27.861 --> 00:29.404 ‫عذابه اصلاً، هر جا میریم همراشه. 00:30.739 --> 00:34.159 ‫خیلی وقتا توی پارکینگ می‌شینم ‫تا به دفترم سروسامون بدم. 00:34.868 --> 00:36.619 ‫- همه‌کاره کیه؟ ‫- مامان. 00:36.619 --> 00:37.871 ‫بابا از مامان حساب می‌بره. 00:37.871 --> 00:40.206 ‫وین! کِلی کتشو جا گذاشته. 00:40.206 --> 00:42.459 ‫مامانم کفش پاشنه‌بلند پرت می‌کنه سمتش. 00:42.542 --> 00:44.669 ‫- وین هم دفترچه داره؟ ‫- نه. 00:44.669 --> 00:45.670 ‫نیازی ندارم. 00:46.463 --> 00:49.591 ‫همه‌ی برنامه‌هامو خودش می‌نویسه. ‫همه‌چیزو خودش هماهنگ می‌کنه. 00:50.258 --> 00:53.136 ‫چهارشنبه صبح برنامه‌ای هست؟ 00:53.136 --> 00:55.346 ‫- برای کی؟ ‫- گفتم شاید برم گلف بازی کنم. 00:55.346 --> 00:57.515 ‫حتی نمی‌دونه فردا قراره چی بشه. 01:02.979 --> 01:06.232 ‫از دفتر یادداشت‌هایی که برنامه‌هاشون ‫پشت‌سرهم و فشرده‌ست خوشش نمیاد. 01:06.232 --> 01:08.026 ‫از اوناست که آروم و سرصبر کاراشو می‌کنه. 01:08.943 --> 01:10.737 ‫راستش من فقط روزمره‌ام رو می‌گذرونم، که خب... 01:11.488 --> 01:15.283 ‫برای پدری با چهارتا بچه، ‫احتمالاً بهترین روش نیست. 01:17.118 --> 01:20.872 ‫دیروز بهم پیام داده میگه: ‫«مامان، می‌تونی مراقب بچه‌ها باشی؟ 01:20.872 --> 01:23.666 ‫ماه می سال دیگه رو می‌گم.» ‫من از کجا بدونم ماه می سال بعد قراره چه‌کار کنم؟ 01:23.666 --> 01:28.171 ‫راستش تعجب می‌کنم هنوز یه شرکت تولید دفتر ‫نیومده باهامون قرارداد ببنده، 01:28.171 --> 01:32.175 ‫چون... این زن بدون دفترش هیچ‌جا نمیره. 01:35.887 --> 01:39.432 ‫اگه برنامه‌ای توی دفترم کنسل بشه، 01:39.432 --> 01:41.601 ‫آره دیگه، یه‌جورایی... یه کم بهم می‌ریزم. 01:44.270 --> 01:46.898 ‫وای، دفتر یادداشتم هم هست. فکر کن جاش می‌ذاشتم! 01:48.566 --> 01:50.568 ‫اسم اون فیلمه چی بود؟ درون و بیرون. 01:50.568 --> 01:53.279 ‫دوست داشتم یکی از اون ‫شخصیت‌های کوچولوی توی مغزش باشم، 01:53.279 --> 01:54.489 ‫فقط ببینم اون تو چه خبره. 01:57.659 --> 01:59.452 ‫چون ساعت کاری اداری ندارم، 01:59.452 --> 02:01.204 ‫کلی پروژه‌ی هم‌زمان روی دستمه. 02:01.204 --> 02:04.290 ‫مثلاً همین هفته‌ی بعدو ببین. 02:04.290 --> 02:06.042 ‫- خوشحالم دیدمت، داداش. ‫- منم همین‌طور. 02:06.042 --> 02:09.045 ‫- خوشم اومد، وین. ‫- افتتاحیه‌ی پادکست وینه. 02:09.045 --> 02:12.757 ‫دارن بهش میگن که باید صندلی وین رو بیاریم جلوتر. 02:16.344 --> 02:18.096 ‫روز سه‌شنبه، 02:18.805 --> 02:22.142 ‫پدی پاور ازم خواسته یه تبلیغ دیگه بازی کنم، ‫کنار دنی دایر. 02:22.142 --> 02:24.686 ‫- باید فوت‌وفن کار رو یادم بدی، آره. ‫- مثل آب خوردنه، عزیزم. 02:27.230 --> 02:29.524 ‫مدرسه‌ی هر روز هم که به جای خود. 02:30.692 --> 02:32.277 ‫کفش و وسایلتون رو بردارین، لطفاً. 02:32.277 --> 02:34.028 ‫همین الان تمومش کنید! 02:34.028 --> 02:36.406 ‫بعد از مدرسه، کای تمرین فوتبال داره. 02:39.075 --> 02:43.079 ‫چهارشنبه، قراره تیزر تبلیغاتی جدیدی برای پوما ضبط کنه. 02:46.291 --> 02:49.335 ‫پنجشنبه، جلسه‌ی خط تولید پوشاک توی دوبلین. 02:50.295 --> 02:51.546 ‫بذار شلوار جین رو ببینم. 02:51.546 --> 02:53.882 ‫- فکر کنم یه کم زیادی آویزونه، نه؟ ‫- آره. 02:56.301 --> 02:58.261 ‫ولی دارم کم‌کم نگران میشم. 02:59.053 --> 03:00.471 ‫ساکت باشید! 03:01.014 --> 03:02.765 ‫فکر کن مجبور بشه بره یه شهر دیگه. 03:05.435 --> 03:07.562 ‫نکنه زیادی دارم به خودم فشار میارم؟ 03:09.355 --> 03:12.650 ‫بهت نمیاد دمغ باشی. ‫باهام حرف بزن، چی شده؟ 03:12.650 --> 03:15.612 ‫فقط حس می‌کنم رسیدگی به همه‌ی این کارا ‫یه خرده برام سنگین شده. 03:27.165 --> 03:30.001 ‫بین همه‌ی پایتخت‌ها، به نظرم اینجا بهترین شهره. 03:30.752 --> 03:34.214 ‫نیویورک و پاریس، همه‌شون یه خرده کثیفن. 03:34.214 --> 03:37.050 ‫به نظرم اینجا تمیزترین و بهترین شهره. 03:37.050 --> 03:39.886 ‫البته بعد از لیورپول، طبیعتاً. 03:44.474 --> 03:45.433 ‫[لندن، انگلیس، بریتانیا] 03:45.475 --> 03:47.227 ‫من و وین اومدیم لندن. 03:47.227 --> 03:49.354 ‫من فردا فیلمبرداری تبلیغاتی دارم، 03:49.354 --> 03:52.440 ‫وین هم اومده تا پادکست بی‌بی‌سی‌ش رو رونمایی کنه. 03:55.068 --> 03:59.364 ‫چیز زیادی از امشب نمی‌دونم، ‫ولی خب خوبه که فقط... 04:00.490 --> 04:02.075 ‫یه شب از دست بچه‌ها خلاص شیم. 04:08.498 --> 04:08.957 ‫بتمن. 04:10.708 --> 04:12.377 ‫[هتل گروسونور هاوس] 04:15.213 --> 04:16.881 ‫ولی اول، دارم حاضر میشم، 04:16.881 --> 04:20.093 ‫چون توی هیئت داوران جایزه‌ی «غرور بریتانیا» هستم. 04:20.885 --> 04:23.846 ‫یه کم خطوطش مشخص باشه، اما کاملاً... 04:23.846 --> 04:26.224 ‫- خیلی ملایم و محو. باشه. ‫- خیلی ملایم، آره. 04:26.224 --> 04:28.393 ‫واسه همین وین مجبوره منتظرم بمونه... 04:30.019 --> 04:33.189 ‫که بعد بریم سمت افتتاحیه‌ی پادکست بی‌بی‌سی‌ش. 04:34.524 --> 04:37.068 ‫آره، پادکست یه تجربه‌ی متفاوته. ام... 04:37.068 --> 04:39.904 ‫توی چندتا پادکست‌های مختلف بقیه حضور داشتم. 04:39.904 --> 04:42.907 ‫بعد به این فکر می‌کنی ‫که «جی‌تی» جام رو برده بالا و این حرفا. 04:44.993 --> 04:47.036 ‫توی پادکست می‌تونی شخصیت واقعیت رو هم نشون بدی. 04:47.036 --> 04:49.747 ‫پس فرصت خوبیه تا مردم ببینن ‫من جنبه‌های دیگه‌ای هم دارم. 04:49.747 --> 04:52.166 ‫فکر کنم کاپیتان بودم، ‫من که چیزی در این مورد نشنیدم. 04:53.960 --> 04:57.547 ‫خلاصه بی‌بی‌سی بهم پیشنهاد داد ‫پادکست اختصاصی خودمو بسازم، 04:57.547 --> 04:58.881 ‫به اسم برنامه‌ی وین رونی. 05:01.592 --> 05:04.012 ‫بعد از چند هفته استراحت، ‫یک‌دفعه اوضاع کشید به... 05:04.887 --> 05:06.306 ‫به اوج شلوغی و فشردگی. 05:08.057 --> 05:09.809 ‫ولی خب دیگه همه پادکست دارن، مگه نه؟ 05:09.809 --> 05:13.354 ‫پادکست آشپزی دیدین، درباره‌ی... همه‌چی هست. 05:13.354 --> 05:15.606 ‫کلاً این‌جوریه... ‫مُد جدیده دیگه، نه؟ 05:16.774 --> 05:19.110 ‫من هنوزم هر شنبه‌شب ‫برنامه‌ی مسابقه‌ی روز رو نگاه می‌کنم. 05:19.110 --> 05:21.321 ‫زنِ تو هم مثل زن منه؟ ‫گاهی وقتا کفری میشه؟ 05:21.321 --> 05:23.448 ‫ویکتوریا اصلاً از صدای فوتبال خوشش نمیاد. 05:23.448 --> 05:25.241 ‫وای خدا، زن منم دقیقاً همینه! 05:27.076 --> 05:28.911 ‫فشاری هم روت هست؟ 05:28.911 --> 05:30.496 ‫ام... نه زیاد. 05:30.496 --> 05:32.165 ‫به چشم رقابت بهش نگاه نمی‌کنم. 05:32.165 --> 05:35.293 ‫خوشت اومد گوش بده، ‫خوشت نیومد، نده. 05:36.961 --> 05:39.839 ‫داوری توی مراسم «افتخار بریتانیا» ‫برام یه افتخار بود. 05:40.048 --> 05:43.801 ‫اما بعدش باید سریع آماده می‌شدم ‫تا به افتتاحیه‌ی پادکست وین برسم. 05:44.344 --> 05:47.805 ‫اما وین اصلاً دلش نمی‌خواست منتظرم بمونه. 05:47.805 --> 05:50.767 ‫سلام داداش، وینم. ‫میای دم هتل دنبالم؟ 05:50.767 --> 05:53.436 ‫- آره. ‫- باشه، الان می‌رسیم. دمت گرم. 05:53.436 --> 05:54.812 ‫داره با ماشین دور می‌زنه، آره. 05:55.480 --> 05:57.982 ‫نمی‌خواستم دیر برسم به برنامه‌ی پادکست خودم. 06:01.194 --> 06:04.155 ‫راننده، یه لحظه آروم‌تر برو، ‫تازه دارن میان بیرون. 06:04.155 --> 06:07.450 ‫- پنج دقیقه؟ آره، یه دور می‌زنیم. ‫- کارش پنج دقیقه‌ای نیست. 06:07.450 --> 06:09.911 ‫- کارش پنج دقیقه‌ای تموم نمیشه. ‫- دمت گرم، فعلاً. 06:11.120 --> 06:13.039 ‫- کی گفت پنج دقیقه؟ کالین؟ ‫- آره. 06:14.749 --> 06:16.167 ‫ببخشید، میشه یه دور بزنین؟ 06:16.167 --> 06:18.211 ‫- کالینم سوار... کالین سوار بشه. ‫- حله، مشکلی نیست. 06:18.211 --> 06:20.963 ‫خب، این صحنه رو با دوربین می‌گیرم. 06:21.881 --> 06:24.634 ‫آخرش همیشه معطل می‌مونم ‫تا کالین حاضر بشه. 06:25.218 --> 06:26.844 ‫کالین کجاست؟ 06:26.844 --> 06:28.805 ‫توی دستشوییه، داره حاضر میشه. 06:29.889 --> 06:32.183 ‫چقدر طول می‌کشه مامانتون آماده بشه؟ 06:32.183 --> 06:36.312 ‫- نمی‌دونم. یه خرده طول می‌کشه... ‫- در بهترین حالت، مثلاً ۵۰ دقیقه. 06:36.312 --> 06:38.648 ‫- نه بابا، بیشتر از اینا. ‫- نه. 06:38.648 --> 06:40.274 ‫همیشه آخرین نفر آماده میشه. 06:40.274 --> 06:45.363 ‫بعدشم ما یکی دو ساعت علاف می‌شینیم ‫و منتظرش می‌مونیم. 06:45.363 --> 06:46.656 ‫باید از قبل آماده باشی، میکروفونت وصل باشه، ‫همه‌چیز مرتب باشه، 06:46.656 --> 06:48.699 ‫نه اینکه ما بیایم تو ‫و تو تازه اینجا منتظر نشسته باشی. 06:50.493 --> 06:52.787 ‫بدترین کار ممکن این بود که بردیمش خرید. 06:53.788 --> 06:56.749 ‫اول موهاشو درست می‌کنه، ‫بعد نوبت آرایششه. 06:56.749 --> 06:58.126 ‫بعدشم ناخن‌های پاش. 06:58.835 --> 07:01.963 ‫روی هم رفته حدود چهار ساعت طول می‌کشه. 07:02.004 --> 07:03.047 ‫چی؟! 07:04.882 --> 07:06.884 ‫اگه پنج دقیقه‌ای تموم بشه شاخ درمیارم. 07:06.926 --> 07:08.010 ‫آره واقعاً. 07:08.719 --> 07:10.680 ‫شمارش معکوس رو از کی شروع کنیم؟ 07:10.680 --> 07:13.141 ‫از همون لحظه‌ای که تلفن رو قطع کردی. 07:13.141 --> 07:14.809 ‫گفتن پنج دقیقه، مگه نه؟ 07:22.942 --> 07:25.278 ‫۱۴ دقیقه طولش داد. 07:25.278 --> 07:26.988 ‫- فیلمت ضبط شد! ‫- ام... 07:27.572 --> 07:29.282 ‫- چی گفتی؟ ‫- ازت فیلم گرفتم. 07:29.282 --> 07:32.243 ‫شلوارمو دوباره اتو زدم، ‫پس ۱۴ دقیقه زمان خوبیه! 07:34.704 --> 07:37.081 ‫[شروع کار] 07:38.249 --> 07:43.379 ‫بی‌بی‌سی حس می‌کرد جای یه پادکست ‫فوتبالیِ پرچمدار خالیه، 07:43.379 --> 07:48.092 ‫که هدایتش دست کسی باشه ‫که توی بالاترین سطح فوتبال بازی کرده. 07:48.092 --> 07:50.887 ‫- وین رونی یا دیدیه دروگبا؟ ‫- وین رونی. 07:50.887 --> 07:52.513 ‫- آلن، چطوری؟ ‫- حالت چطوره؟ 07:52.513 --> 07:54.265 ‫- خوشحالم می‌بینمت رفیق. سلام، خوبی؟ ‫- خوبم، از دیدنت خوشحالم. 07:54.265 --> 07:56.851 ‫- سلام، خوبی؟ خوشحالم می‌بینمت. ‫- منم خوشحالم می‌بینمت. 07:56.851 --> 07:59.770 ‫به نظر من، این فضاییه که وین می‌تونه توش بدرخشه. 07:59.770 --> 08:01.939 ‫- خوبی؟ ‫- خوشم اومد، وین! 08:01.939 --> 08:03.274 ‫خیلی باحاله! 08:03.274 --> 08:05.943 ‫یکی از ویژگی‌های وین اینه که ‫هوش درسی و آکادمیک نداره، 08:05.943 --> 08:10.323 ‫اما از نظر درک زندگی و هوش اجتماعی، ‫فوق‌العاده باهوش و کاردرسته. 08:10.323 --> 08:11.616 ‫سلام داداش، خوبی؟ 08:11.616 --> 08:14.118 ‫داداش، این هوادارای بیرمنگام سیتی ‫پدرمو درآوردن از بس فحش دادن! 08:14.118 --> 08:16.329 ‫مخاطب وقتی پای صحبت می‌شینه، ‫می‌خواد شور و اشتیاق، 08:16.329 --> 08:18.289 ‫جنگندگی و تعصب رو از زبون طرف بشنوه. 08:18.289 --> 08:20.208 ‫نمی‌خوان حرف‌ها بزک‌دوزک‌شده باشه. 08:20.208 --> 08:21.876 ‫نمی‌خوان طرف یکی به نعل بزنه یکی به میخ. 08:24.253 --> 08:26.422 ‫خودت پیام دادی و گفتی انجامش بدم. 08:27.298 --> 08:29.842 ‫توی چندتا پادکست‌های مختلف بقیه حضور داشتم. 08:29.842 --> 08:32.386 ‫واسه همین پیش خودم گفتم: «می‌دونی چیه؟ ‫بهتره پادکست خودمو راه بندازم.» 08:32.386 --> 08:38.601 ‫تا بتونم حرف دلم رو درباره‌ی بازی‌های آخر هفته ‫یا کلاً در مورد زندگی بزنم. 08:39.310 --> 08:40.770 ‫ترسی ندارم، ولی وقتی داری یه کار جدید... 08:40.770 --> 08:42.688 ‫و متفاوت رو شروع می‌کنی، ‫هیچ‌وقت نمی‌دونی... 08:42.688 --> 08:44.190 ‫نمی‌دونی قراره چه واکنشی بهش نشون بدن. 08:44.190 --> 08:46.108 ‫خوششون میاد یا نه؟ 08:46.108 --> 08:48.236 ‫توی دنیای قراردادهای پادکست، 08:48.236 --> 08:50.071 ‫قراردادی بزرگ‌تر از این گیر نمیاد. 08:50.071 --> 08:54.617 ‫با اجرای اسطوره‌ی تکرارنشدنیِ ‫تیم ملی انگلیس و منچستریونایتد، 08:54.617 --> 08:56.869 ‫آقای وین رونی. 08:58.788 --> 09:01.040 ‫خوشش میاد اسمش بالای سرش باشه. 09:03.084 --> 09:04.544 ‫وین کلاً همینه. 09:04.544 --> 09:07.463 ‫جلوی رسانه‌های کل دنیا وایساده، ‫بدون اینکه اصلاً حواسش باشه 09:07.463 --> 09:10.258 ‫یه نور پروژکتور گنده ‫افتاده صاف روی سرش. 09:10.925 --> 09:14.804 ‫فکر کنم دارن بهش میگن ‫باید صندلی وین رو بیاریم جلوتر. 09:14.804 --> 09:16.055 ‫باید بیای جلوتر. 09:16.722 --> 09:18.891 ‫می‌خوای بیام اینجا؟ 09:20.226 --> 09:23.771 ‫معتقدم وین بعد از اون آخرین دوران مربی‌گریش، 09:23.771 --> 09:26.190 ‫خودش و اعتمادبه‌نفسش رو باخته بود. 09:26.190 --> 09:28.693 ‫حس می‌کنم دیگه از اون فضا دراومدیم. 09:28.693 --> 09:30.069 ‫مواظب باش نیفتی. 09:30.069 --> 09:32.029 ‫ولی جای دیگه‌ای نمی‌تونم برم. 09:32.029 --> 09:35.491 ‫اون خودشو توی بخش دیگه‌ای از فوتبال پیدا کرده، 09:35.491 --> 09:39.161 ‫که به نظرم خیلی بیشتر از مربی‌گری بهش می‌سازه. 09:39.161 --> 09:40.621 ‫احتمالاً خودش موافق نباشه. 09:41.747 --> 09:43.791 ‫وین، مخاطب‌ها باید منتظر چی باشن؟ 09:43.791 --> 09:45.835 ‫تا حالا واقعاً چنین کاری نکرده بودم، 09:45.835 --> 09:48.212 ‫واسه همین کلی حرف برای گفتن دارم، 09:48.212 --> 09:51.215 ‫و می‌دونین، اصلاً فایده‌ای نداره 09:51.215 --> 09:54.051 ‫پادکست بسازم و نخوام صادق باشم، پس... 09:54.051 --> 09:56.095 ‫تا جایی که بتونم باهاتون روراستم. 09:56.095 --> 09:58.180 ‫اوایل همکاری با وین متوجه شدم 09:58.180 --> 09:59.473 ‫اصلاً اهل سانسور کردن خودش نیست. 09:59.473 --> 10:01.851 ‫و جفتمون رو به فکر فرو می‌بره، نه؟ 10:01.851 --> 10:05.938 ‫خیلی وقتا به خودمون میایم و میگیم: ‫«عجب، آره واقعاً!» یا «وای، یعنی...» 10:05.938 --> 10:08.733 ‫امیدوارم شنونده‌ها هم همین حس رو تجربه کنن. 10:08.733 --> 10:10.568 ‫باهوش‌تر از اونیه که فکرش رو بکنین. 10:10.568 --> 10:15.031 ‫همیشه یهو یه فکت عجیب از تاریخ ‫یا چیزای دیگه رو می‌کنه، 10:15.531 --> 10:17.116 ‫بعدشم دیگه ول‌کن ماجرا نیست. 10:17.116 --> 10:20.244 ‫فکر کنم چیزایی هستن ‫که مردم رو درباره‌ی وین غافلگیر کنه. 10:20.244 --> 10:22.371 ‫وین داشت باهام درباره‌ی تحقیقات خواب حرف می‌زد، 10:22.371 --> 10:24.832 ‫منم گفتم: «اهل علم و دانشی مگه؟» 10:26.667 --> 10:29.086 ‫فکر کنم این جنبه‌ایه که تا حالا ‫به مردم نشون ندادی، درسته؟ 10:29.086 --> 10:32.798 ‫و دیدنش عالیه، چون ذهن تحلیلی‌ای داره، 10:32.798 --> 10:34.133 ‫خیلی بیشتر از تصوری که مردم دارن. 10:35.051 --> 10:37.428 ‫ام... یا خدا. 10:38.971 --> 10:42.892 ‫دیدن وین روی صحنه بهم حس غرور داد. 10:42.892 --> 10:44.935 ‫البته به نظرم می‌تونستن اسم بهتری... 10:44.935 --> 10:46.687 ‫به‌جز پادکست وین رونی پیدا کنن. 10:46.687 --> 10:49.398 ‫اسم آبکی و خسته‌کننده‌ایه، نه؟ 10:50.024 --> 10:51.567 ‫برنامه‌ی وین رونی. 10:52.109 --> 10:53.486 ‫اسمش روشه دیگه، ساده و بی‌کلک. 10:53.486 --> 10:54.570 ‫می‌دونم... 10:54.570 --> 10:57.073 ‫چون سال‌های سال بازی کردم، 10:57.073 --> 10:58.991 ‫شناخت و دانش خوبی از فوتبال دارم. 10:58.991 --> 11:01.661 ‫پس آره، امیدوارم همه‌تون لذت ببرین. 11:01.661 --> 11:03.537 ‫درباره‌ی هر موضوعی... 11:03.537 --> 11:06.374 ‫که دلتون بخواد، یه پادکست ساخته شده. 11:06.374 --> 11:08.751 ‫واسه همین، اینکه برنامه‌ی وین رونی بیاد، 11:08.751 --> 11:10.378 ‫اون وزن و اعتبار لازم رو داشته باشه 11:10.378 --> 11:13.214 ‫و بتونه شنیده بشه و جلب‌توجه کنه، کار حضرت فیله. 11:13.214 --> 11:16.676 ‫و در آخر، باشگاهی که امسال یواشکی ‫بازی‌هاشو دنبال می‌کنی کیه؟ 11:16.676 --> 11:18.260 ‫همیشه یه جورایی... 11:18.260 --> 11:19.929 ‫به تاتنهام علاقه داشتم. 11:19.929 --> 11:23.391 ‫به نظرم مردم ازش انتقاد می‌کردن ‫چون حس می‌کردن کاریزمایی نداره. 11:23.391 --> 11:27.228 ‫ولی وقتی باهاش آشنا میشی، ‫چهره‌ی واقعیش رو می‌بینی. 11:27.228 --> 11:29.563 ‫و پیش خودم میگم: «وای خدا، حالا قراره یهویی چی بگه؟» 11:29.563 --> 11:32.733 ‫هری کین، همون‌طور که می‌دونین، ‫تمام رکوردام رو شکوند. 11:32.733 --> 11:34.110 ‫ام... 11:34.110 --> 11:36.320 ‫تنها چیزی که نمی‌تونه ازم بگیره اینه که... 11:36.320 --> 11:38.531 ‫آخرین گل تاریخِ وایت هارت لین رو من زدم، پس... 11:39.615 --> 11:42.076 ‫میگن کارشناسیِ فوتبالش خیلی خوبه. 11:42.076 --> 11:44.203 ‫- آره. ‫- البته همیشه با تعجب میگن «به شکل غافلگیرکننده‌ای»! 11:44.203 --> 11:45.705 ‫چرا غافلگیرکننده باشه؟ 11:45.705 --> 11:49.333 ‫یادته گری نویل اوایل که اومده بود، ‫همه ازش بدشون می‌اومد؟ 11:49.333 --> 11:51.544 ‫هنوزم میاد! 11:52.044 --> 11:54.630 ‫تشکر ویژه از وین، کِلی، کای و بقیه‌ی بچه‌ها. 11:54.630 --> 11:56.173 ‫تنها کاری که می‌تونه بکنه اینه که خودش باشه، 11:56.173 --> 12:01.887 ‫و مردم خودشون تصمیم می‌گیرن ‫از چیزی که می‌بینن و می‌شنون خوششون میاد یا نه. 12:06.183 --> 12:08.436 ‫دیروز روزِ وین بود. 12:08.436 --> 12:10.104 ‫امروز نوبت منه. 12:10.104 --> 12:12.606 ‫میرم سر صحنه‌ی دومین تیزر تبلیغاتیم برای پدی پاور. 12:12.606 --> 12:13.691 ‫خیلی ممنون. 12:13.691 --> 12:15.735 ‫این‌بار در کنار دنی دایر بازی می‌کنم. 12:16.318 --> 12:18.696 ‫[شانس خودت رو امتحان کن] 12:28.748 --> 12:32.793 ‫ما توی شرق لندنیم ‫و یه کازینوی مخصوص ساختیم، 12:32.793 --> 12:35.463 ‫واسه همین صحنه خیلی شلوغ‌پلوغ به نظر میاد. 12:35.463 --> 12:37.173 ‫ولی وقتی توی قاب تصویر می‌بینیش، 12:37.798 --> 12:40.050 ‫باید بگم کاملاً حال‌وهوای فیلم‌های اسکورسیزی رو داره. 12:40.134 --> 12:42.344 ‫می‌خوای از اون موز گنده، ‫یه نمای بازِ معرف بگیرم؟ 12:45.514 --> 12:46.724 ‫حضور کالین، 12:46.724 --> 12:48.976 ‫و حضور دنی که برنده‌ی جایزه‌ی بفتا هم هست... 12:49.643 --> 12:51.562 ‫منظورم اینه که این بزرگ‌ترین پروژه‌ایه ‫که تا حالا ضبط کردیم. 12:52.271 --> 12:53.898 ‫به چی فکر می‌کنی؟ 12:55.024 --> 12:56.525 ‫دارم از استرس سکته می‌زنم! 13:00.154 --> 13:02.615 ‫سلام کالین، چطوری؟ 13:02.615 --> 13:03.949 ‫خوبم، ممنون. 13:03.949 --> 13:06.494 ‫تازگی‌ها ازم پرسیدن خواسته‌های پشت‌صحنه‌ی کالین چیه، 13:06.494 --> 13:10.372 ‫و برام جالبه، چون اصلاً اهل ‫توقعات عجیب‌وغریب نیست. 13:10.372 --> 13:13.501 ‫- میشه یه قهوه داشته باشم، لطفاً؟ ام... ‫- چه‌جوری میل دارین؟ 13:13.501 --> 13:15.002 ‫- با شیر، مثلاً لاته؟ ‫- بله. 13:15.002 --> 13:16.253 ‫- آره، یه لاته لطفاً. ‫- شیر معمولی؟ 13:16.253 --> 13:18.631 ‫- اگه دارین کم‌چرب باشه، ممنون. ‫- کم‌چرب، حتماً. 13:18.631 --> 13:20.549 ‫لاته دوست داره. 13:20.549 --> 13:22.885 ‫روی نوع شیر هم زیاد وسواسی نیست. 13:22.885 --> 13:24.595 ‫شیرین‌کننده‌ی رژیمی دارین؟ 13:24.595 --> 13:27.807 ‫نصف قرص شیرین‌کننده می‌خواد، ‫واسه همین الان دیگه... 13:27.807 --> 13:30.392 ‫قلق نصف کردن قرص رو یاد گرفتم. 13:34.021 --> 13:36.482 ‫خیلی غلیظ به نظر میاد، ‫امتحانش کن ببین چطوره. 13:36.482 --> 13:38.192 ‫آره، نصف قرص شیرین‌کننده می‌خوره. 13:43.614 --> 13:47.535 ‫اتفاق مهم اینه که قراره کنار دنی دایر باشم. 13:47.618 --> 13:49.578 ‫- این جماعت همه جا دنبالتن؟ ‫- آره، آره. 13:49.578 --> 13:52.164 ‫- ولی باحالن، نه؟ یعنی... ‫- آره آره، همه‌چی ردیفه. آره. 13:52.164 --> 13:54.208 ‫سلام داداش، ردیفی؟ خوبی؟ 13:55.125 --> 13:56.585 ‫خب، تا چند لحظه‌ی دیگه میریم واسه بازی. 13:56.585 --> 13:58.254 ‫آره دیگه، باید فوت‌وفن کار رو یادم بدی. 13:58.254 --> 13:59.547 ‫مثل آب خوردنه، عزیزم. 13:59.547 --> 14:00.798 ‫خیلی خیلی راحته، خیالت جمع. 14:00.798 --> 14:03.259 ‫تا حالا ندیده بودمش، ‫ولی دقیقاً همون‌جوری بود 14:03.259 --> 14:05.094 ‫که فکرش رو می‌کردم. 14:05.094 --> 14:06.387 ‫مدام شوخی می‌کرد. 14:06.387 --> 14:08.430 ‫من نمی‌تونم توی برنامه‌ای مثل این باشم، ‫چون درجا بایکوت میشم. 14:08.430 --> 14:09.974 ‫- آره. ‫- کارم تموم بود. 14:09.974 --> 14:11.642 ‫خیلی بامزه بود. 14:13.477 --> 14:16.856 ‫جو سنگین‌تره، ‫چون آدمای زیادی اینجا هستن. 14:16.856 --> 14:21.151 ‫واسه همین وقتی میگن «حرکت»، ‫همه‌چی برمی‌گرده به من یا دنی. 14:21.151 --> 14:25.489 ‫برای همین آره، به نظر میاد یه کم... 14:26.490 --> 14:29.076 ‫پراسترس‌تر از تبلیغ قبلیمه. 14:29.076 --> 14:31.579 ‫این در مقایسه با اون خیلی بزرگ‌تره. 14:31.579 --> 14:33.747 ‫- ممنون. ‫- بسیارخب، دوربین‌ها آماده. 14:33.747 --> 14:35.875 ‫- در حال ضبط. ‫- حرکت! 14:35.875 --> 14:40.629 ‫بهم نگفته بودن چرخوندن توپ رولت این‌قدر سخته. 14:40.713 --> 14:42.423 ‫قلق خاصی داره که باید بلدش باشی. 14:42.423 --> 14:45.926 ‫باید بندازیش لبه‌ی دیواره تا قشنگ دور بزنه. 14:45.926 --> 14:47.845 ‫اوه! ببخشید. 14:47.845 --> 14:50.222 ‫می‌تونستیم همینو ماست‌مالی کنیم بره. 14:52.433 --> 14:55.561 ‫ولی دنی زیادی تند می‌چرخوندش. 14:56.228 --> 14:58.439 ‫- لابد تقصیر منه که همش... ‫- آره، تقصیر توئه! 14:58.439 --> 14:59.732 ‫آها، که این‌طور! 14:59.732 --> 15:02.067 ‫پس تقصیر من بود که توپه... ‫برو بابا! 15:02.735 --> 15:05.070 ‫توی کازینوها معمولاً تند می‌چرخونن دیگه. 15:05.070 --> 15:06.614 ‫باشه، پس آروم می‌چرخونیم. یالا بریم. 15:07.114 --> 15:09.742 ‫پس یه بخشیش هم تقصیر اون بود، ‫فقط تقصیر من نبود. 15:12.745 --> 15:14.413 ‫ایول، خودِ جنسه لعنتی! 15:15.164 --> 15:17.875 ‫جلوی دوربین که قرار می‌گیرم، ‫همه‌چیزو فراموش می‌کنم و میرم توی... 15:17.875 --> 15:18.751 ‫حالتِ کاری. 15:20.794 --> 15:25.007 ‫حس می‌کنم الان نوبت درخشش منه. ‫وقتی برای خودم. 15:25.090 --> 15:27.468 ‫می‌دونی، اون شور و اشتیاق رو ‫به کارش برگردونده. 15:27.468 --> 15:29.219 ‫آره، راستش اصلاً تعجب نکردم، ‫توی سریال «هالیوکس» بازی کرده بود دیگه، نه؟ 15:29.219 --> 15:31.680 ‫واقعاً هم بازیش خوب بود. هوم. 15:31.680 --> 15:34.600 ‫می‌دونین، از این زن‌های فوتبالیست‌ها بود، ‫هرچند از این عنوان متنفره. 15:35.392 --> 15:39.897 ‫اما حالا خودش «کالین»ـه. ‫می‌دونه چی می‌خواد. 15:39.897 --> 15:43.776 ‫داره وارد یه فصل جدید از زندگیش میشه. 15:43.776 --> 15:44.860 ‫خیلی لذت‌بخشه. 15:44.860 --> 15:47.237 ‫و حالا می‌تونه به دنیا نشون بده واقعاً کیه. 15:50.491 --> 15:52.451 ‫[رو، تنها در خانه] 15:54.161 --> 15:57.164 ‫کیت، تو هم بازی می‌کنی؟ 15:57.164 --> 15:58.791 ‫منم بازی می‌کنم، هستم. 15:58.791 --> 16:00.584 ‫نفری یه پرتاب، هرکی به خالِ وسط نزدیک‌تر زد، ‫اون اول شروع می‌کنه. 16:03.504 --> 16:05.631 ‫ساکت شو. 16:05.631 --> 16:07.883 ‫به نظرم اینکه کالین برگشته سر کار، ‫براش خیلی خوبه. 16:07.883 --> 16:11.011 ‫می‌دونی، تا اینکه فقط ورِ دل ما بمونه ‫و مراقب بچه‌ها و من باشه. 16:11.011 --> 16:14.181 ‫ایول! حالا کی حریفه بیاد با من مسابقه بده؟ 16:14.181 --> 16:16.183 ‫و خب این ماجرا هم‌زمان شد با اینکه... 16:16.183 --> 16:19.269 ‫منم یه شغل ثابت ندارم. 16:20.270 --> 16:21.689 ‫واسه همین پیش بچه‌ها هستم. 16:22.439 --> 16:23.983 ‫کارت با این تموم شد؟ 16:23.983 --> 16:25.067 ‫- آره. ‫- این چی؟ 16:25.067 --> 16:27.152 ‫سخته دیگه. خب همون‌طور که حدس می‌زنین، ‫چهارتا پسرن. 16:28.320 --> 16:31.615 ‫دارم روشنش می‌کنم حواست باشه. ‫کیت، دکمه‌اش کجاست؟ 16:31.615 --> 16:34.368 ‫- داری چی‌کار می‌کنی؟ ‫- کارِ کِلی بود! 16:34.368 --> 16:36.412 ‫- کِلی، تمومش کن پسر. ‫- داره سمتم توپ پرت می‌کنه! 16:36.412 --> 16:38.372 ‫همش بلبشو، دعوا و جروبحثه. 16:38.372 --> 16:41.083 ‫کَس، میشه از روی چوب گلفم بیای کنار، لطفاً؟ 16:41.083 --> 16:42.751 ‫- مال تو نیست. ‫- مال خودمه. 16:42.751 --> 16:44.586 ‫این چوب دست من بود. 16:50.175 --> 16:52.136 ‫هر روز باهاشون... یه چالشه. 16:52.261 --> 16:54.471 ‫ولش کن! بده‌ش به من! 16:54.471 --> 16:58.183 ‫همه‌شون با هم فرق دارن، هرکدوم اخلاق ‫و قلق خاص خودشون رو دارن. 16:58.183 --> 17:00.019 ‫واسه همین واقعاً چالش‌برانگیزه. 17:00.019 --> 17:01.729 ‫کیت، کیت، کیت! 17:02.980 --> 17:04.815 ‫چوب‌های خودتو بردار! ‫تو خودت چوب داری. 17:04.815 --> 17:06.900 ‫آره! مال من بودن. 17:06.900 --> 17:10.738 ‫ول کن! نه، دست نزن! 17:10.738 --> 17:14.033 ‫من آدم خونسردیم تا وقتی که مجبور بشم قاطی کنم. 17:14.033 --> 17:16.493 ‫اصلاً روشن نیست، ساکت باشین. 17:19.371 --> 17:21.206 ‫وین، بازم بچه می‌خواین؟ 17:21.206 --> 17:23.417 ‫عمراً، من دیگه بچه‌دار نمی‌شم. 17:23.417 --> 17:25.085 ‫اصلاً راه نداره. 17:25.085 --> 17:27.921 ‫والا اگه اونم بچه بخواد، ‫به هر حال من دیگه نمی‌خوام. 17:37.765 --> 17:39.892 ‫مردم می‌پرسن چرا پرستار بچه نمی‌گیرین. 17:39.892 --> 17:43.145 ‫میگن: «شما که وسعتون می‌رسه ‫پرستار بگیرین تا کمکتون کنه.» 17:43.145 --> 17:44.605 ‫اما اینا بچه‌های خودمونن. 17:44.605 --> 17:45.606 ‫اه! 17:47.149 --> 17:48.358 ‫ضربه قشنگی بود. 17:48.358 --> 17:51.278 ‫می‌دونی، سخته، برای هرکسی هم ‫که چهارتا بچه داره واقعاً سخته، 17:51.278 --> 17:55.908 ‫ولی دلت می‌خواد خودت بزرگشون کنی. ‫دلت می‌خواد دوروبرشون باشی. 17:55.908 --> 17:58.577 ‫سخته، اما در عین حال لذت‌بخشه. 17:58.577 --> 18:01.371 ‫کلی لحظات عالی و خاطرات شیرین ‫کنار بچه‌ها تجربه می‌کنی. 18:01.371 --> 18:03.082 ‫و آره، با هیچی عوضش نمی‌کنم. 18:12.925 --> 18:14.009 ‫تموم شد. 18:14.551 --> 18:17.304 ‫من تنها عضو خونواده نیستم ‫که تیزر تبلیغاتی بازی می‌کنه. 18:21.433 --> 18:23.977 ‫کای هم یه کمپین تبلیغاتی برای پوما داره. 18:25.604 --> 18:29.441 ‫اون ۱۵ سالشه و توی تیم نوجوانان ‫منچستریونایتد بازی می‌کنه، 18:29.441 --> 18:32.027 ‫و همین الانشم حسابی مورد توجه قرار گرفته. 18:32.027 --> 18:34.822 ‫تک‌تک هوادارای منچستریونایتد آرزو دارن 18:34.822 --> 18:36.865 ‫وین رونی همین الان برگرده به ترکیب تیم. 18:36.865 --> 18:40.369 ‫البته که چنین چیزی نمیشه، ‫ولی نظرتون درباره‌ی نزدیک‌ترین گزینه‌ی ممکن چیه؟ 18:41.203 --> 18:44.373 ‫باید درباره‌ی این پسر حرف بزنیم. ‫قیافه‌ش براتون آشنا نیست؟ 18:44.373 --> 18:47.209 ‫کای رونی، سرنوشت رقم خورده، 18:47.209 --> 18:48.919 ‫گلزنی با پیراهن منچستریونایتد. 18:50.087 --> 18:52.756 ‫کای چطوره؟ فوتبالیست خوبیه؟ 18:52.756 --> 18:55.342 ‫- آره. ‫- کَس، تو افتضاحی. 18:56.635 --> 18:58.971 ‫- خودت افتضاحی. ‫- نخیر، تو افتضاحی. 19:00.139 --> 19:02.182 ‫[کای می‌تونه بی‌نهایت پیشرفت کنه] 19:02.224 --> 19:04.226 ‫امسال سال خیلی مهمیه برای کای. 19:04.226 --> 19:05.352 ‫منتظره ببینه که... 19:05.352 --> 19:08.188 ‫منچستریونایتد بهش بورسیه‌ی حرفه‌ای پیشنهاد میده یا نه. 19:08.981 --> 19:09.982 ‫خوبه، باریکلا. 19:10.649 --> 19:14.361 ‫کای می‌خواد جایگاه و اسم و رسم خودشو بسازه، ‫منم کنارشم تا ازش حمایت کنم. 19:14.361 --> 19:16.280 ‫نه بابا، امروز کلاً خوب شوت نمی‌زنم! 19:16.280 --> 19:17.948 ‫- ها؟ ‫- امروز شوتام اصلاً خوب نمی‌شن. 19:17.948 --> 19:20.534 ‫نه بابا، عیبی نداره. فقط باید تکرار کنی، ‫همین. 19:20.534 --> 19:22.452 ‫به خودت فشار نیار، ریلکس باش. 19:22.452 --> 19:25.372 ‫چیزی که نمی‌خوام اینه که بورسیه بگیره یا... 19:25.372 --> 19:27.166 ‫به خاطر من باهاش قرارداد ببندن. 19:27.166 --> 19:29.168 ‫می‌خوام به خاطر شایستگی خودش باشه، ‫با تلاش خودش. 19:29.168 --> 19:32.045 ‫اگه می‌تونی بنداز خلاف جهت دروازه‌بان. ‫باریکلا، عالی بود. 19:33.922 --> 19:35.883 ‫خیلی وقته که دلش اینو می‌خواد. 19:35.883 --> 19:39.428 ‫واسه همین اگه بورسیه بگیره، ‫واقعاً بهش افتخار می‌کنم. 19:45.559 --> 19:48.854 ‫کای حاضره هر کاری بکنه ‫تا توی منچستریونایتد خودشو نشون بده. 19:49.730 --> 19:53.275 ‫همین الانشم کلی فرصت‌های کاریِ جذاب ‫و هیجان‌انگیز براش پیش اومده. 19:55.611 --> 20:00.073 ‫امروز اومدیم فیلمبرداریِ تیزر تبلیغاتیِ پوما برای کای. 20:00.073 --> 20:01.575 ‫عکس‌برداری اصلاً چی هست؟ 20:01.575 --> 20:03.035 ‫قراره مثل یه بازیِ واقعی بازی کنن؟ 20:03.035 --> 20:05.037 ‫تا نرسیم اونجا نمی‌دونم، بعدشم... 20:05.037 --> 20:06.496 ‫بذارین منم بازی کنم! 20:08.290 --> 20:09.374 ‫این پسره رو می‌ذارم توی جیبم! 20:09.374 --> 20:10.918 ‫شاید بذارن سیاهی‌لشکر بشی، 20:10.918 --> 20:13.212 ‫مثلاً از پس‌زمینه‌ی تصویر رد بشی ‫یا یه همچین چیزی! 20:13.212 --> 20:14.296 ‫ساکت شو. 20:16.089 --> 20:19.676 ‫فکر می‌کردم آوردنِ کِلی برای امروز باحال باشه، 20:19.676 --> 20:21.887 ‫ولی شاید بهترین ایده‌ی ممکن نبوده باشه. 20:21.887 --> 20:24.431 ‫عکس گرفتن از این فایده نداره، چون زشته! 20:25.933 --> 20:28.727 ‫کای و کِلی زمین تا آسمون با هم فرق دارن. 20:29.686 --> 20:32.648 ‫همدیگه رو دوست دارن، ‫اما همیشه چشم دیدن همدیگه رو ندارن. 20:32.648 --> 20:35.359 ‫تو چطور اسپانسر داری و من ندارم؟ ‫من که خداییش از تو بهترم! 20:36.902 --> 20:39.321 ‫شبیه یارو توی «احمق و احمق‌تر» شدی. 20:40.656 --> 20:42.282 ‫به خاطر مدل موهامه. 20:42.950 --> 20:43.951 ‫این چه کوفتیه دیگه؟! 20:44.785 --> 20:45.953 ‫پیش خودم چی فکر می‌کردم؟! 20:48.455 --> 20:50.165 ‫نمی‌دونم تو به چی می‌خندی. 20:53.794 --> 20:58.382 ‫تبلیغ پومایی که کای امروز توشه، ‫پروژه‌ی واقعاً هیجان‌انگیزیه. 20:58.382 --> 21:00.425 ‫- دمت گرم. ‫- براش خیلی عالی میشه. 21:01.510 --> 21:03.470 ‫خب، اول از اینجا شروع می‌کنیم. 21:03.470 --> 21:06.181 ‫اینجا بخش مو و گریم و ایناست. 21:06.181 --> 21:08.433 ‫نه اینکه کار زیادی داشته باشی، ‫موهاتو تازه زدی دیگه، نه؟ 21:08.433 --> 21:10.978 ‫- آره. ‫- هر جمعه می‌زنه. 21:10.978 --> 21:13.438 ‫هفته‌ای یه بار موهاشو اصلاح می‌کنه. 21:13.438 --> 21:15.774 ‫- بعضی وقتا هفته‌ای دو بار. ‫- نه بابا. 21:15.774 --> 21:18.235 ‫شنبه رفتم سلمونی. 21:18.235 --> 21:20.112 ‫امروز... امروز هم موهامو زدم. 21:20.112 --> 21:21.405 ‫جمعه هم می‌رم سلمونی. 21:21.905 --> 21:23.198 ‫همین امروز صبح زدم. 21:24.449 --> 21:27.494 ‫چی، مگه داره آرایش می‌کنه؟ ‫صبح‌ها خودش آرایش می‌کنه! 21:28.120 --> 21:32.249 ‫کِلی وقتی سرِ کِیف باشه، ‫خیلی بامزه و بذله‌گو میشه. 21:32.249 --> 21:34.918 ‫قیافه‌ی من از اون بهتره، ‫تازه هیچی هم به صورتم نزدم! 21:35.669 --> 21:38.672 ‫بامزه‌ست واقعاً، قشنگ ما رو می‌خندونه. 21:39.506 --> 21:42.050 ‫معمولاً چیزی به موهات می‌زنی؟ 21:42.050 --> 21:45.053 ‫بین شما دوتا، ‫کی بیشتر به سروروضعش می‌رسه؟ 21:46.013 --> 21:47.806 ‫- این. ‫- نه بابا، این. 21:47.806 --> 21:50.100 ‫- این مثلاً دور چشمش... ‫- آره می‌زنه. 21:50.100 --> 21:52.227 ‫توی تبلیغ پوما، ‫وقتی داشتن گریمش می‌کردن، 21:52.227 --> 21:53.895 ‫یه‌جوری چپ‌چپ و با خنده نگاهش می‌کردی! 21:54.938 --> 21:56.732 ‫- مجبورم کردن اونجا! ‫- آره جون خودت. 21:56.732 --> 21:58.525 ‫فقط شنبه‌شبا که میره بیرون آرایش می‌کنه. 21:58.525 --> 22:00.861 ‫داداش، من اصلاً آرایش نمی‌کنم! 22:09.453 --> 22:15.125 ‫اسم «رونی» و خانواده‌ی رونی، ‫توجه وحشتناک زیادی رو به خودش جلب می‌کنه. 22:18.837 --> 22:22.799 ‫پتانسیل و آینده‌ی خود کای به تنهایی ‫فوق‌العاده هیجان‌انگیزه. 22:23.383 --> 22:26.595 ‫آره، خوب پیش میره. به نظر میاد دیگه... 22:26.595 --> 22:28.430 ‫کم‌کم داره یخش باز میشه و راحت‌تره. 22:28.430 --> 22:30.098 ‫فضای فوق‌العاده رقابتی‌ایه. 22:30.098 --> 22:33.226 ‫برای موندن توی این سطح، ‫باید همیشه در بهترین حالتت باشی. 22:33.226 --> 22:35.854 ‫چون همیشه ممکنه جا بمونی و همه‌چیز خراب بشه. 22:35.854 --> 22:38.774 ‫یه کم بیارش بیرون ‫تا بتونم لوگوی پوما رو ببینم. 22:38.774 --> 22:40.400 ‫فقط بیارش داخل. آره داداش، عالیه. 22:43.612 --> 22:47.574 ‫اگه منچستریونایتد بهش بورسیه نده، ‫ردش می‌کنن و آزاد میشه. 22:48.241 --> 22:51.995 ‫باید دنبال یه باشگاه دیگه بگرده ‫و حتی شاید مجبور بشه از خونه بره. 22:51.995 --> 22:53.538 ‫یه لبخند ملایم. 22:54.122 --> 22:56.291 ‫اگه مجبور بشم به خاطر فوتبال برم یه شهر دیگه، 22:56.291 --> 23:00.837 ‫مامانم خیلی غصه می‌خوره، ‫نگرانم میشه و دلش برام تنگ میشه. 23:01.338 --> 23:03.799 ‫یه خرده بیشتر لبخند بزن. ‫آره داداش، عالی شد. 23:03.799 --> 23:07.260 ‫ولی فکر کنم بعد از یه مدت خوشحال بشه، 23:07.260 --> 23:09.429 ‫چون یه نفر از جمعیت خونه کم میشه! 23:09.429 --> 23:10.931 ‫سهم من بیشتر میشه! 23:10.931 --> 23:13.058 ‫تمام آرزوش فوتبال بازی کردنه. 23:13.058 --> 23:15.435 ‫همش امید داریم و دعا می‌کنیم ‫که بورسیه رو بگیره 23:15.435 --> 23:16.895 ‫و مجبور نشه از پیش ما بره. 23:16.895 --> 23:18.688 ‫آره، عالیه. ممنون، کای. 23:20.357 --> 23:21.817 ‫خیلی ناراحت می‌شم. 23:34.704 --> 23:36.248 ‫دوربین‌ها اینجان. 23:36.248 --> 23:38.500 ‫می‌گفتن عکس‌برداری رو اون تو انجام بدن. 23:39.292 --> 23:40.377 ‫تقریباً همین‌جا. 23:42.045 --> 23:43.380 ‫خوب میشه، جورش می‌کنیم. 23:43.380 --> 23:44.464 ‫- عالی شد. ‫- ردیفه. 23:45.173 --> 23:47.175 ‫[ستاره‌ی پادکست] 23:47.217 --> 23:51.346 ‫خب امروز قراره قسمت اولِ ‫«برنامه‌ی وین رونی» رو ضبط کنیم. 23:51.346 --> 23:53.682 ‫وین و مجری‌های دیگه یعنی... 23:53.682 --> 23:56.059 ‫کلی سامرز و کای کورد رو... 23:56.059 --> 23:58.812 ‫برای اولین بار توی خونه‌ی وین ‫دور هم جمع کردیم. 23:58.812 --> 24:01.314 ‫امیدواریم نظرات صریح و دست‌اولی بشنویم، 24:01.314 --> 24:04.234 ‫داستان‌های باحالی ازش دربیاریم ‫و حسابی خوش بگذرونیم. 24:04.901 --> 24:08.363 ‫من همین ماه پیش ازدواج کردم، واسه همین... ‫بی‌صبرانه منتظر بچه‌دار شدنم، لحظه‌شماری می‌کنم. 24:08.363 --> 24:10.824 ‫- خیلی هم عالی. ‫- آدمایی رو می‌بینم مثل آل پاچینو که بچه‌دار شده... 24:10.824 --> 24:11.992 ‫اونم توی ۸۷ سالگی، نه؟! 24:11.992 --> 24:14.995 ‫- من توی اون سن عمراً بچه‌دار بشم پسر! ‫- آره، منم بعد از چهارتا دیگه نمی‌خوام. 24:15.620 --> 24:19.291 ‫واقعاً نمی‌خوای؟ بازم می‌شه بچه‌دار شد، ‫ولی خب یکمی... 24:19.291 --> 24:22.043 ‫آدم بالاخره می‌تونه دوتا تصمیم بگیره، ‫می‌تونی تصمیم بگیری بچه‌دار شی. 24:22.043 --> 24:24.546 ‫تو ممکنه بخوای بچه‌دار شی؟ 24:24.546 --> 24:26.590 ‫نه بابا من عمراً دیگه بچه نمی‌خوام. 24:28.675 --> 24:30.927 ‫پادکست وین اتفاق خیلی مهمیه، 24:30.927 --> 24:32.679 ‫و برای خودش هم خیلی ارزش داره. 24:35.765 --> 24:37.851 ‫فشار کارای من یه کم بیشتر شده. 24:38.935 --> 24:41.480 ‫اون دیگه زیاد دوروبرم نیست که کمک کنه. 24:41.480 --> 24:43.315 ‫کفش و وسایلتون رو بردارین، لطفاً. 24:43.315 --> 24:46.401 ‫واسه همین مدیریت همه‌چی افتاده گردن من. 24:46.401 --> 24:48.403 ‫اگه جو، سر راه دندون‌پزشکی ‫کیت و کَس رو پیاده کنه، 24:48.403 --> 24:50.530 ‫بعدشم خودش برش گردونه خونه... 24:51.364 --> 24:54.993 ‫راستش بساط و تشکیلات پادکست ‫خیلی بزرگ‌تر از چیزی بود که فکر می‌کردم، 24:54.993 --> 24:58.413 ‫و یه کم نگرانم که روال همیشگیِ زندگیمون رو به هم بریزه. 24:58.413 --> 25:00.081 ‫خیلی خفنه! 25:00.749 --> 25:03.001 ‫وین، میشه من اون تو یه کم گل‌کوچیک بازی کنم؟ 25:03.001 --> 25:04.336 ‫باید اجازه بگیری دیگه، مگه نه؟ 25:04.336 --> 25:06.004 ‫نمی‌تونی بیای خونه‌ی وین رونی ‫و یه توپی رو شوت نکنی. 25:10.258 --> 25:12.260 ‫فکر کنم تست دادنم توی تیم کلاً کنسله! 25:14.262 --> 25:17.307 ‫اینکه هفته‌ای دو بار آدما بیان اینجا، و... 25:18.642 --> 25:20.268 ‫وین همه‌چیز رو هماهنگ کنه... 25:20.268 --> 25:22.062 ‫- آره. ‫- خیلی زیاده. 25:22.062 --> 25:26.733 ‫تا جایی که من فهمیدم، ‫امروز چند نفر اومدن 25:26.733 --> 25:29.110 ‫تا مطمئن بشن تجهیزات فنی کار می‌کنه، 25:29.110 --> 25:33.114 ‫و بعدش دیگه همه‌چی باید روی روال پیش بره. 25:33.114 --> 25:37.577 ‫چون کار دست پال و وین بوده، ‫فکر کنم یه کم زیادی هول‌هولکی شده... هوف! 25:37.577 --> 25:39.621 ‫- خب جمع‌وجورش می‌کنیم. ‫- آره، کارِ من که... 25:39.621 --> 25:42.707 ‫به من هیچ ربطی نداره، ‫پس مشکل من نیست. 25:42.707 --> 25:45.085 ‫من فقط باید بدونم چهارشنبه یا جمعه... 25:45.085 --> 25:47.754 ‫قراره کسی در بزنه و بیاد توی خونه یا نه. 25:48.588 --> 25:49.714 ‫تقریباً همین‌جا. 25:54.594 --> 25:57.264 ‫- این مدال قهرمانی لیگ برتره؟ ‫- اولیش بود، آره. 25:58.265 --> 26:02.143 ‫محشره! اونم مال خودته؟ 26:03.144 --> 26:05.230 ‫«سفیر اوری‌وومن...» 26:05.230 --> 26:07.899 ‫آره، به این افتخارت بیشتر از همه می‌بالی؟ 26:07.899 --> 26:09.442 ‫روز خیلی خوبیه، بالاخره اینجاییم. 26:09.442 --> 26:13.488 ‫داریم اولین قسمت از «برنامه‌ی وین رونی» رو ضبط می‌کنیم. 26:13.488 --> 26:15.782 ‫توی دلم یه کمی استرس دارم. 26:16.616 --> 26:18.410 ‫معلومه که ریسک هست، 26:18.410 --> 26:22.622 ‫اما به خود وین بستگی داره که مطمئن بشه... 26:22.622 --> 26:27.294 ‫بهترین نسخه‌ی ممکن از وین رونی رو ‫به نمایش می‌ذاره. 26:27.294 --> 26:28.545 ‫وین، هر وقت آماده بودی بگو. 26:30.714 --> 26:34.509 ‫خب بچه‌ها، به خونه‌ی من ‫و برنامه‌ی جدیدم خوش اومدین. 26:34.509 --> 26:37.304 ‫من که دیگه از اینجا نمیرم! 26:37.304 --> 26:39.764 ‫بله، این «برنامه‌ی وین رونی» هست، 26:39.764 --> 26:43.602 ‫پادکست جدیدی از بی‌بی‌سی ساوندز ‫که دقیقاً همون چیزیه که فکرشو می‌کنین. 26:43.602 --> 26:46.354 ‫سخته که این‌قدر طولانی توی پادکست حرف بزنی؟ 26:46.354 --> 26:49.566 ‫من اینجا سه ساعت تمام دارم مصاحبه می‌کنم! 26:49.566 --> 26:51.359 ‫از این که یه خرده راحت‌تره. 26:51.359 --> 26:53.445 ‫مثل هر کار دیگه‌ایه، اگه لذت ببری 26:53.445 --> 26:55.155 ‫و از موضوعی که درباره‌ش حرف می‌زنی خوشت بیاد، 26:55.155 --> 26:58.783 ‫و از هم‌صحبتی با بقیه کیف کنی، ‫اصلاً سخت نیست. 26:59.534 --> 27:01.244 ‫دوروبرمون پر از یادگاری‌های قدیمیه. 27:01.244 --> 27:02.662 ‫اینا رو فقط به خاطر ما چیدی، 27:02.662 --> 27:04.789 ‫یا واقعاً همیشه خونه‌ت همین شکلیه؟ 27:04.789 --> 27:08.043 ‫راستش... باهاتون روراست باشم، ‫فقط به خاطر شما چیدمشون! 27:09.294 --> 27:11.963 ‫دقیقاً همون چیزی شد که می‌خواستیم. 27:11.963 --> 27:13.965 ‫حرف‌های درجه‌یکی از وین کشیدیم بیرون. 27:13.965 --> 27:16.801 ‫خیلی باحال بود ‫و کلی خاطره‌ی جذاب تعریف کرد. 27:17.427 --> 27:20.513 ‫ساعت سه نصف‌شب یه عده با نقاب دمِ درِ خونه‌م بودن. 27:20.513 --> 27:23.933 ‫شرمنده داداش، نمی‌خواستم کسی رو بترسونم. 27:25.769 --> 27:27.687 ‫مردم یه‌جورایی حس می‌کنن وین رو می‌شناسن. 27:27.687 --> 27:30.357 ‫البته باید یادمون باشه، اون تقریباً از ۱۶ سالگی... 27:30.357 --> 27:32.525 ‫جلوی چشم مردم بزرگ شده. 27:33.568 --> 27:36.863 ‫ولی از اون طرفم نمی‌شناسنش، ‫چون فقط یه روزنه‌ی کوچیک از شخصیتش... 27:36.863 --> 27:39.366 ‫خارج از مستطیل سبز رو می‌تونین ببینین. 27:39.366 --> 27:40.992 ‫واسه همین برنامه‌ای مثل این، 27:40.992 --> 27:43.453 ‫فرصت فوق‌العاده‌ایه تا خودش رو نشون بده. 27:43.453 --> 27:45.914 ‫خداییش بعضی از داستان‌هایی ‫که توی این برنامه قراره بشنویم، 27:45.914 --> 27:47.540 ‫باعث می‌شن مغز آدم سوت بکشه. 27:47.540 --> 27:49.959 ‫این یه مسیر جدید و متفاوته، 27:49.959 --> 27:51.836 ‫اگه بشه گفت، توی کار و حرفه‌ام. 27:51.836 --> 27:54.339 ‫پس آره، مثبت بوده و حسابی دارم حال می‌کنم. 27:55.256 --> 27:57.342 ‫تمام کامنت‌های توی فضای مجازی... 27:58.468 --> 27:59.844 ‫خوب و مثبت بودن. 27:59.844 --> 28:03.848 ‫بی‌بی‌سی از بازخوردهای قسمت اول ‫حسابی کیف کرده بود و روی ابرها بود. 28:03.848 --> 28:06.768 ‫کلیپ‌هاش رو توی تمام پلتفرم‌هاشون گذاشتن. 28:06.768 --> 28:09.854 ‫یه گلایی می‌زنی که با خودت میگی: ‫«این گل در سطح جهانیه، شاهکاره!» 28:10.647 --> 28:13.066 ‫بعد که فیلمشو نگاه می‌کنی، ‫می‌بینی اون‌قدرام تعریفی نبوده! 28:13.692 --> 28:17.487 ‫و الان داره موج ایجاد می‌کنه، ‫کاری کرده که دهن‌به‌دهن بچرخه، 28:17.487 --> 28:20.532 ‫و امیدواریم بیننده‌ها و شنونده‌ها رو هم ‫جذب خودش کرده باشه. 28:24.953 --> 28:28.707 ‫با گل کردنِ پادکست وین، ‫اونم علاوه بر برنامه‌های تلویزیونیش، 28:28.707 --> 28:31.167 ‫زندگی یهو برامون خیلی شلوغ و پرمشغله شد. 28:31.167 --> 28:33.378 ‫علاوه بر ضبط تیزرهای تبلیغاتی، 28:33.378 --> 28:36.506 ‫هر وقت فرصت گیر بیارم، ‫دارم لباس‌های مجموعه‌ی پرایمارکم رو طراحی می‌کنم. 28:37.173 --> 28:39.801 ‫باید یه کم به ظرافت و قشنگیش اضافه کنیم. 28:43.388 --> 28:46.349 ‫درسته که سبک راحتی و اسپرتی داره، 28:46.349 --> 28:50.437 ‫اما به نظرم باید یه رگه‌هایی ‫از لطافت هم توش باشه. 28:50.437 --> 28:52.522 ‫- خب؟ ‫- روی مارک‌ها... 28:52.522 --> 28:55.108 ‫ترجیح میدم بنویسیم «طراحی کالین»، ‫تا اینکه فقط بنویسیم «کالین». 28:55.108 --> 28:56.192 ‫آره. 28:58.820 --> 29:00.905 ‫چند ماه بیشتر تا رونمایی نمونده، 29:00.905 --> 29:03.908 ‫و تیم چند نمونه‌ی اولیه‌ی طرح‌هام رو تولید کرده. 29:03.908 --> 29:06.619 ‫قدش هم برای همه مناسبه، نه؟ 29:06.619 --> 29:10.457 ‫- آره، واقعاً خیلی قشنگه. ‫- بذار یه نگاه به شلوار جین بندازم، ام... 29:10.457 --> 29:13.334 ‫انگار... یه کم زیادی افتاده و آویزونه، نه؟ این قسمت... 29:13.334 --> 29:14.627 ‫- آره. ‫- آره، آره. 29:14.627 --> 29:16.588 ‫میشه پیرهن رو یه کم بدی بالا؟ آره. 29:17.714 --> 29:18.757 ‫خب، شاید، آره... 29:20.467 --> 29:22.135 ‫- یه کم آزادتر و گشادتر؟ ‫- آره، آزادتر باشه. 29:22.135 --> 29:24.804 ‫به نظرم فقط برای اینکه راحت‌تر و آزادتر وایسه، آره. 29:24.804 --> 29:27.515 ‫- کتونی‌ها هم عالی به نظر میان. ‫- واقعاً خوبن. 29:27.515 --> 29:28.767 ‫- آره. ‫- قشنگن. 29:32.187 --> 29:36.357 ‫حرکت! یک، عالیه. دو، خوبه. دو. ‫حرکت کن، حرکت کن، خوبه. 29:36.357 --> 29:40.195 ‫تغییر جهت، خوبه. برگرد. ‫روی پای راست، برو! 29:42.197 --> 29:43.865 ‫هنوز خبری به کای نرسیده، 29:43.865 --> 29:46.576 ‫که منچستریونایتد بهش بورسیه پیشنهاد میده یا نه. 29:48.953 --> 29:50.955 ‫بسیارخب، خوبه. ضربه‌ی سریع! 29:51.831 --> 29:53.500 ‫آفرین، خیلی خوب بود. 29:54.250 --> 29:57.879 ‫من فقط سعی می‌کنم بازیمو بکنم ‫و تمرکزم روی خودم باشه، 29:57.879 --> 30:01.341 ‫و هم از لحاظ فنی و هم شخصیتی خودمو ارتقا بدم. 30:02.091 --> 30:05.386 ‫اگه این کارو درست انجام بدم، ‫همه‌چی جور میشه و خوب پیش میره. 30:05.386 --> 30:08.556 ‫کای، یالا بجنب. 30:08.556 --> 30:10.266 ‫فکر می‌کردم تا الان دیگه خبرش بیاد. 30:11.351 --> 30:12.602 ‫امیدوارم زودتر خبرش برسه، 30:12.602 --> 30:14.979 ‫چون چندتایی باشگاه هستن که خواهانشن. 30:17.315 --> 30:20.902 ‫معلومه که یه کم... کلافه شده. 30:20.902 --> 30:23.696 ‫اگه بهش بورسیه ندادن، ‫فقط باید به بازیش ادامه بده. 30:27.867 --> 30:29.994 ‫فکر کنم هم برای منچستریونایتد و هم برای... 30:29.994 --> 30:32.288 ‫برای خونواده‌ی ما، ‫مثل کامل شدن چرخه‌ی سرنوشت باشه. 30:32.288 --> 30:34.666 ‫به عنوان یه پدر، اشکتو درمیاره؟ 30:34.666 --> 30:38.670 ‫خب احتمالاً، آره، احتمالاً درمیاره. ‫من که کلاً با همه‌چی گریه‌ام می‌گیره، پس... 30:38.670 --> 30:40.505 ‫آره، سر چیزای عجیب‌غریبی گریه کردم. 30:40.505 --> 30:42.465 ‫سر سریال «خیابان تاج‌گذاری»، ‫سر «ایکس فاکتور»... 30:43.174 --> 30:45.051 ‫وقتی توی سریال «ایست‌اندرز»، ‫جانین بری رو از تپه پرت کرد پایین، 30:45.051 --> 30:47.512 ‫فکر کنم داشتم زار می‌زدم! واسه همین... 30:47.512 --> 30:49.597 ‫خیلی مطمئنم که سر این ماجرا اشکم درمیاد. 30:52.350 --> 30:55.103 ‫اگه بورسیه نگیره... اگه... 30:55.103 --> 30:56.896 ‫همین الانشم کلی تیم بهم زنگ زدن. 31:01.276 --> 31:02.902 ‫فکر کن مجبور بشه بره یه شهر دیگه. 31:04.988 --> 31:10.618 ‫ترس از رفتن کای رو دارم، ‫مخصوصاً توی این سن، ۱۶ سالگی خیلی زوده. 31:10.618 --> 31:14.330 ‫من کای رونی هستم. 31:15.164 --> 31:16.833 ‫کای اولین بچه‌مون بود. 31:16.833 --> 31:19.419 ‫دوچرخه‌ی خودمه، مامان! 31:20.211 --> 31:22.422 ‫دوچرخه‌ی پسرهای بزرگه دیگه، مگه نه؟ 31:24.424 --> 31:28.428 ‫قبل از اینکه داداشاش بیان، ‫سه سال فقط خودمون بودیم و اون. 31:32.724 --> 31:36.978 ‫من و وین شیفته‌ش بودیم. ‫پسرکوچولوی فوق‌العاده شیرینی بود. 31:41.316 --> 31:44.736 ‫وقتی پسرای دیگه به دنیا اومدن، ‫انگار زمان پر کشید، 31:45.570 --> 31:47.864 ‫و الان همه‌شون دارن خیلی سریع بزرگ میشن. 31:51.618 --> 31:54.871 ‫می‌دونم فقط یه بار بچگی رو تجربه می‌کنن، ‫بعدش دیگه چشم به هم بزنی تموم شده. 32:01.961 --> 32:05.423 ‫واسه همین امیدوارم برگشتنم سر کار ‫تصمیم درستی بوده باشه. 32:09.469 --> 32:13.097 ‫پای تکیه‌گاه، خوبه. عالیه. هی! 32:13.848 --> 32:15.099 ‫عالی کار رو تموم کردی. 32:15.099 --> 32:18.353 ‫برای کای، این موقعیت ‫مثل یه دوراهیِ خیلی سرنوشت‌ساز می‌مونه. 32:22.148 --> 32:23.358 ‫برو! 32:24.233 --> 32:25.944 ‫قشنگ بود. عالی. 32:25.944 --> 32:29.155 ‫فقط می‌خوام بدونه ‫همه‌مون پشتشیم و هواشو داریم. 32:43.336 --> 32:44.921 ‫تا حالا این‌طرفا نیومده بودم. 32:44.921 --> 32:47.507 ‫- خیلی خوشگله، نه؟ ‫- آره. 32:49.759 --> 32:51.260 ‫بچه‌ها، همین‌جا. 32:52.178 --> 32:53.805 ‫وای خدا، خودمو توی مانیتور می‌بینم. 32:53.805 --> 32:55.348 ‫کله‌ی گنده‌ام روی صفحه افتاده! 32:55.974 --> 32:57.392 ‫وایسا آدامسمو دربیارم. 32:58.434 --> 33:00.061 ‫هیچ‌کس دلش نمی‌خواد اینو ببینه، نه؟ 33:01.896 --> 33:03.982 ‫دنیل یکی از دوستامه. 33:03.982 --> 33:07.235 ‫شوهرش «دارِن» هم‌بازیِ وین بود. 33:07.235 --> 33:11.030 ‫سر بچه‌های اولمون هر دو هم‌زمان باردار بودیم، 33:11.030 --> 33:16.202 ‫و فکر می‌کنم همون پیشینه‌ی مشترکمون ‫از طبقه‌ی کارگر و محله‌های سازمانی بود 33:16.202 --> 33:17.370 ‫که ما رو به هم نزدیک کرد. 33:18.830 --> 33:23.209 ‫دنیل قشنگ من و روحیاتم رو می‌فهمه. 33:23.209 --> 33:25.545 ‫خب اونم توی دنیای فوتبال بوده، 33:25.545 --> 33:28.631 ‫و همیشه سنگ صبور و شنونده‌ی خوبی بوده. 33:28.631 --> 33:33.636 ‫مشاور هست، ولی من به این چشم ‫نگاهش نمی‌کنم، برام یه دوسته. 33:35.179 --> 33:37.306 ‫حس می‌کنم سرت خیلی شلوغ بوده. 33:37.306 --> 33:39.392 ‫- آره. ‫- اصلاً نمی‌دونم چطور به همه‌چی می‌رسی! 33:39.392 --> 33:40.768 ‫آره واقعاً، کارام خیلی زیاده. ام... 33:40.768 --> 33:43.438 ‫راستش این روزا منم دارم به نفس‌نفس می‌افتم. 33:43.438 --> 33:44.856 ‫- فقط دارم سعی می‌کنم... ‫- سرِ چی؟ 33:44.856 --> 33:49.110 ‫اینکه برنامه‌هامو هماهنگ کنم، ‫چون خیلی... خیلی مسئولیت قبول کردم. 33:49.652 --> 33:51.404 ‫عزیزم، حق داری کمک بخوای ها. 33:51.404 --> 33:53.406 ‫می‌دونم. امشب میای پرستار بچه‌ها بشی؟ 33:55.700 --> 33:58.995 ‫درد مشترکمون بی‌خوابی‌های شبانه، خستگی... 33:58.995 --> 34:00.955 ‫و تجربه‌ی اولِ مادری بود که ما رو به هم وصل کرد. 34:00.955 --> 34:03.249 ‫ما همه‌ش در حال تلاشیم، 34:03.249 --> 34:09.130 ‫تلاش برای مدیریت زندگی مشترک، بچه‌ها، تجارت و کار، 34:09.130 --> 34:11.424 ‫و اینکه هر طوری شده زندگی رو سرِپا نگه داریم. 34:13.342 --> 34:18.681 ‫برگشتن سر کار هم‌زمان با مادری کردن ‫و سر‌وکله زدن با چهارتا پسر چطور بوده؟ 34:20.224 --> 34:21.476 ‫- سخت. ‫- آره واقعاً. 34:21.476 --> 34:23.811 ‫ولی سعی می‌کنی یه کاریش بکنی. 34:23.811 --> 34:26.397 ‫- خب معلومه خودم این همه کار رو قبول کردم... ‫- دقیقاً! 34:26.397 --> 34:28.149 ‫اما چیزای دیگه هم باید تعادل برقرار کنن. 34:28.149 --> 34:29.859 ‫- آره. ‫- منم همه‌ی تلاشم همینه، 34:29.859 --> 34:31.110 ‫یعنی... 34:31.110 --> 34:35.656 ‫تقویم مدرسه رو چک می‌کنم و... ‫هر چقدر بتونم توی برنامه‌هام جاشون میدم. 34:35.656 --> 34:37.950 ‫- روز ورزش، جلسات اولیا و مربیان. ‫- هوم. 34:37.950 --> 34:40.328 ‫ولی خب، اگه مسابقه‌ای پیش بیاد... 34:41.621 --> 34:45.416 ‫چون اونا رفتن مرحله‌ی بعد و من نتونستم برم، 34:45.416 --> 34:47.168 ‫هیچ کاری... کاری از دستم برنمیاد. 34:47.168 --> 34:49.003 ‫اونا هم دمغ میشن و میگن: «آخه چرا!» 34:49.003 --> 34:51.506 ‫که «چرا نیومدی؟» و از این حرفا. 34:51.506 --> 34:53.049 ‫خب خودت چی می‌خوای؟ 34:56.010 --> 34:59.889 ‫- راستش فقط یه زندگی آروم و متعادل. ‫- آره. 34:59.889 --> 35:03.643 ‫این روزا حسابی دلم گرفته. انگار... 35:04.435 --> 35:07.855 ‫فقط حس می‌کنم اوضاع اون‌جوری که... می‌دونی... 35:07.855 --> 35:09.273 ‫یه خرده... 35:11.067 --> 35:12.735 ‫اصلاً... نمی‌دونم. انگار... 35:13.903 --> 35:16.906 ‫همون‌طور که گفتم، زود از کوره درمی‌رم. ‫می‌دونی؟ و فکر کنم... 35:16.906 --> 35:18.407 ‫- کلافه و عصبی شدی. ‫- آره. 35:20.409 --> 35:23.329 ‫بهت نمیاد دمغ باشی. ‫باهام حرف بزن، چی شده؟ 35:24.497 --> 35:27.708 ‫هیچی... فقط حس می‌کنم یه خرده سخته، 35:27.708 --> 35:31.087 ‫اینکه بخوای به همه‌چی برسی، و کلاً... 35:31.671 --> 35:35.091 ‫انگار حالِ خونه خوب نیست، شادی توش نیست. 35:35.091 --> 35:37.969 ‫هی تلاش می‌کنم اوضاع رو درست کنم، ولی خب... 35:37.969 --> 35:44.433 ‫آره، یه سری مشکلات ریز هست که باید حلشون کنیم، 35:44.433 --> 35:47.436 ‫و من اصلاً وقت ندارم وایسم و درستشون کنم. 35:47.436 --> 35:49.438 ‫- آره، درکت می‌کنم. ‫- هیچ وقتی ندارم. 35:49.438 --> 35:53.067 ‫و این... همینه که یه‌جورایی نگرانم کرده. 36:01.159 --> 36:06.164 ‫برنامه‌ریزی می‌کنم و تموم تلاشم رو می‌کنم ‫تا همه‌چیز به بهترین شکل پیش بره، 36:06.164 --> 36:11.711 ‫اما بازم جدا شدن از بچه‌هام برام خیلی سخته. 36:13.921 --> 36:16.966 ‫سخت‌ترین بخشش هم وقتیه که برمی‌گردی 36:16.966 --> 36:18.092 ‫و باید اوضاع به‌هم‌ریخته رو روبه‌راه کنی. 36:20.178 --> 36:24.974 ‫کالین نزدیک ۴۰ سال از زندگیش رو ‫با این زره جنگی سپری کرده، 36:24.974 --> 36:30.813 ‫تا بتونه بهترین مادر و بهترین همسر باشه ‫و به مسیرش ادامه بده. 36:30.813 --> 36:34.108 ‫ولی باید به خودش اجازه بده ‫احساساتش رو بروز بده، 36:34.108 --> 36:36.402 ‫اجازه بده گاهی گریه کنه، 36:36.402 --> 36:38.905 ‫اجازه بده یه روز بدی داشته باشه، ‫بدون اینکه مدام بگه 36:38.905 --> 36:41.657 ‫«نه، همه‌چی مرتبه، مشکلی نیست.» 36:43.826 --> 36:47.705 ‫توی این چند هفته‌ی گذشته ‫مدام از خودم می‌پرسم 36:47.705 --> 36:51.000 ‫- «الان باید چه‌کار کنم؟» ‫- فکر می‌کنی به چی نیاز داری؟ 36:52.543 --> 36:54.378 ‫باید آروم بگیرم. 36:54.378 --> 36:56.589 ‫- خیلی عصبی و تحت فشارم... ‫- آره، کاملاً. 36:56.589 --> 37:00.718 ‫ولی فکر کنم به خاطر اینه که ‫حس می‌کنم بار زیادی رو دوشمه. 37:01.427 --> 37:05.223 ‫حس می‌کنم باید کلی کار بکنم، ‫در حالی که شاید بعضی وقتا اصلاً نیازی نباشه. 37:05.223 --> 37:06.515 ‫لازم نیست همه‌ی کارا رو تنهایی بکنی. 37:07.475 --> 37:10.561 ‫آره، ولی خب تو هم... ‫تو هم عین خودمی دیگه، نه؟ 37:10.561 --> 37:12.647 ‫آره، ولی خداییش خیلی سعی می‌کنم نباشم! 37:15.024 --> 37:17.318 ‫ولی واقعاً لازمه که... آره. 37:17.318 --> 37:20.321 ‫شماره‌ی روان‌درمانگرم رو بهت میدم، ‫کارش محشره. 37:22.740 --> 37:24.742 ‫آره، برای هفته‌ی بعد برام وقت بگیر! 37:29.747 --> 37:31.457 ‫- چطوری، چطوری! ‫- به‌به قهرمان، چه خبرا؟ 37:31.457 --> 37:33.251 ‫- خوشحالم می‌بینمت رفیق. ‫- قضیه از این قراره... 37:33.834 --> 37:35.878 ‫این ماه هم برای من و هم برای وین ‫ماه خیلی مهمیه. 37:35.878 --> 37:37.797 ‫وین، چقدر از برگشتنت به اولدترافورد هیجان‌زده‌ای؟ 37:37.797 --> 37:38.673 ‫وین، چقدر از برگشتنت به اولدترافورد هیجان‌زده‌ای؟ 37:38.673 --> 37:39.966 ‫امیدوارم بتونیم ببریم. 37:39.966 --> 37:41.092 ‫ما اسپارتاییم! 37:41.092 --> 37:42.843 ‫ما اسپارتاییم! 37:43.636 --> 37:45.388 ‫- سلام، کالین. ‫- صبح‌بخیر. 37:45.388 --> 37:48.599 ‫ازم خواستن برای بازی فوتبال خیریه‌ی ‫«رابی ویلیامز» یه فیلم بسازم. 37:48.599 --> 37:50.142 ‫سلام، از دیدنتون خوشحالم. 37:50.142 --> 37:51.352 ‫خیلی استرس دارم. 37:51.352 --> 37:52.436 ‫سلام. ‫[به روسی] 37:52.436 --> 37:54.814 ‫می‌خوام مایه‌ی افتخار مامان و بابام باشم. 37:54.814 --> 37:59.151 ‫کالین وقتی سه سالش بود رفت توی کما، ‫۲۴ ساعت مرگ و زندگی بود. 38:00.653 --> 38:02.029 ‫یکشنبه می‌بینمت؟ 38:02.029 --> 38:03.698 ‫- بازی می‌کنی؟ ‫- بازی می‌کنم، آره. 38:08.786 --> 38:10.621 ‫انگار پادشاه لهستان اونجا نشسته! 38:11.247 --> 38:13.833 ‫کیت! نه، قشنگ وایسا لطفاً. 38:14.083 --> 38:16.043 ‫وین، می‌تونم یه عکس بگیرم؟ 38:16.043 --> 38:17.837 ‫مردم کم‌کم وین رو شناختن. 38:17.837 --> 38:19.297 ‫کیت! 38:19.297 --> 38:21.757 ‫اصلاً موقعیت خوشایندی نبود. 38:21.757 --> 38:24.218 ‫خیلی خوب می‌شد اگه فقط یه روز یه آدم معمولی باشیم. 38:25.386 --> 38:27.763 ‫خانواده‌ی مادربزرگم یهودی بودن. 38:28.764 --> 38:31.600 ‫- عملاً تو هم یهودی محسوب میشی! ‫- آره خب... 38:31.600 --> 38:34.020 ‫رونیِ یهودی! 38:35.044 --> 38:42.044 www.Doostihaa.com