WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:07.007 --> 00:07.882 ‫من داوسونم. 00:07.966 --> 00:08.925 ‫منم جگرم. 00:09.009 --> 00:11.553 ‫- و با هم آشغال‌های کاروان رو... ‫- ...به پول نقد تبدیل می‌کنیم. 00:13.346 --> 00:15.056 ‫روشنش کن بریم! 00:19.686 --> 00:21.062 ‫گازش رو بگیر داداش، ‫گازش رو بگیر! 00:21.146 --> 00:23.773 ‫آره، همینه! 00:23.857 --> 00:25.191 ‫به پیش، بچه‌ها! 00:35.160 --> 00:37.120 ‫اگه فکر کردین این کار ‫دیوانه‌وار بود... 00:37.203 --> 00:39.205 ‫صبر کنید تا ‫قیمت‌هامون رو ببینید. 00:39.289 --> 00:43.084 ‫ما برادریم و صاحب مغازه‌ی قطعات ‫کاروان بروبچ خرفتیم. 00:43.126 --> 00:43.752 ‫برو! 00:43.793 --> 00:46.963 ‫ما صاحب بزرگ‌ترین کسب‌وکار ‫اوراقی کاروان توی دنیاییم. 00:47.047 --> 00:49.299 ‫اوه، این یکی بدجور ‫پوسیده‌ست. 00:49.340 --> 00:51.134 ‫درست وسط ‫وگرویل در آلبرتا، 00:51.134 --> 00:53.803 ‫که خونه‌ی تخم‌ مرغ عید پاک ‫اوکراینی پیسانکا هم هست. 00:53.803 --> 00:56.514 ‫خوب گفتم؟ 00:56.765 --> 01:00.226 ‫کاروان‌های دست‌دوم رو می‌خریم، ‫اوراقشون می‌کنیم و قطعاتشون رو می‌فروشیم. 01:00.310 --> 01:03.271 ‫خلاصه، عملاً هر چیزی که ‫از یه کاروان دربیاد رو می‌فروشیم. 01:03.354 --> 01:04.564 ‫تور بزرگ! 01:04.564 --> 01:07.442 ‫این دستگاه رو ۱۵۰۰ دلار ‫خریدیم و وقتی کارمون... 01:07.442 --> 01:09.986 ‫با اوراق و فروش قطعات تموم بشه، ‫در نهایت حدود... 01:10.028 --> 01:11.905 ‫۱۴ هزار دلار گیرمون میاد. 01:12.030 --> 01:13.907 ‫مواظب سرت باش! 01:13.948 --> 01:16.409 ‫بروبچ خرفت فقط با من ‫و داوسون شروع شد. 01:16.409 --> 01:18.953 ‫بعدش اولین ویدیومون رو ساختیم. 01:22.582 --> 01:25.043 ‫- بیاین از ما خرید کنید! ‫- بروبچ خرفت! 01:25.710 --> 01:27.921 ‫و توی فضای مجازی ‫حسابی سر و صدا کرد. 01:28.004 --> 01:30.715 ‫و الان یه جورایی شده ‫یه کسب‌وکار بزرگ‌تر، 01:30.799 --> 01:32.884 ‫طوری که حس می‌کنیم ‫آدم‌بزرگ‌های واقعی شدیم. 01:32.967 --> 01:33.802 ‫ایول! 01:33.885 --> 01:36.679 ‫پارسال دو و نیم میلیون ‫دلار فروش داشتیم. 01:36.763 --> 01:38.765 ‫و می‌دونید چیه؟ ‫بدجور کار می‌کنیم. 01:38.848 --> 01:40.767 ‫فکر کنم برای همینه ‫که به اینجایی که الان هستیم رسیدیم. 01:40.850 --> 01:42.143 ‫مواظب اون طرف باش! 01:42.227 --> 01:44.646 ‫اگه خراب کنی، ‫از حقوقت کم می‌شه. 01:44.729 --> 01:47.732 ‫و با اینکه خیلی سخت کار می‌کنیم، ‫خیلی هم اهل حال و تفریحیم. 01:47.816 --> 01:48.691 ‫وای، پسر! 01:50.652 --> 01:52.403 ‫تعریف ما از کار و تفریح... 01:52.445 --> 01:53.947 ‫یه جورایی با هم یکی شده. 01:56.616 --> 01:59.077 ‫- برو سراغش، جیم. ‫- یا خدا! 01:59.160 --> 02:01.454 ‫این یه کسب‌وکار خانوادگیه. ‫خب، ما دو تا شروعش کردیم، 02:01.496 --> 02:02.789 ‫ولی خیلی زود طوری شد که... 02:02.872 --> 02:04.707 ‫مامان و بابام هم ‫وارد کار شدن. 02:04.874 --> 02:06.793 ‫تمام روز، هر روز، اینجا... 02:06.876 --> 02:08.294 ‫عملاً خر تو خره. 02:08.378 --> 02:11.005 ‫بابام همه‌چی رو ردیف می‌کنه. ‫اگه به خاطر اون نبود، 02:11.089 --> 02:13.675 ‫خدایی اینجا می‌شد ‫یه فاجعه‌ی تمام عیار. 02:13.716 --> 02:15.593 ‫من رسماً گندکاری ‫همه ‌رو اینجا جمع می‌کنم. 02:15.718 --> 02:17.804 ‫مامانمون هم مدیریت بحران رو ‫به عهده داره. 02:17.887 --> 02:20.598 ‫کنار کپسول پروپان سیگار می‌کشی... عالیه! 02:20.682 --> 02:22.725 ‫زندگیمون کلاً دیوانه‌واره. 02:22.809 --> 02:23.643 ‫خیلی باحاله، 02:23.643 --> 02:26.146 ‫این‌که می‌تونم با محبوب‌ترین ‫کس‌هام تو دنیا مشغول این کار باشم. 02:26.229 --> 02:28.356 ‫شک ندارم خانواده‌مون معرکه‌ست. 02:28.398 --> 02:29.482 ‫آره، خیلی باحاله. 02:29.566 --> 02:30.108 ‫و راستش، ‫کل کارمندامون هم مثل خانوادمونن. 02:30.108 --> 02:31.651 ‫و راستش، ‫کل کارمندامون هم مثل خانوادمونن. 02:31.651 --> 02:34.529 ‫- تنها کاری که بلدی حرف زدنه. ‫- هی، هی، هی. جیم! 02:34.612 --> 02:35.989 ‫داوسون؟ 02:36.030 --> 02:38.324 ‫الان زمان خیلی مهمی ‫برای کسب‌وکارمونه. 02:38.366 --> 02:39.367 ‫جگر؟ 02:39.450 --> 02:42.370 ‫یا باید در جا بزنیم، ‫یا از موانع رد بشیم... 02:42.453 --> 02:43.496 ‫و کلی پول بزنیم جیب. 02:43.580 --> 02:44.789 ‫جالبه. 02:44.873 --> 02:47.000 ‫جالب نیست، ‫یه آشغال تمام‌عیاره. 02:47.083 --> 02:48.585 ‫اوه! 02:48.668 --> 02:49.794 ‫نقشه‌ی دومی نداریم، 02:49.794 --> 02:52.297 ‫چون دیپلم ندارم و هیچ‌کس هم ‫بعد از این کار استخدامم نمی‌کنه، 02:52.338 --> 02:54.174 ‫پس فقط باید ‫این کاسبی رو بچسبیم. 02:54.257 --> 02:55.925 ‫ایول! 02:56.009 --> 02:58.553 ‫خیلی بالاتر از چیزی رفت ‫که فکرش رو می‌کردم. 02:58.636 --> 03:01.681 ‫تمام هست و نیستمون رو گذاشتیم پاش. ‫یا موفق می‌شیم یا کلاً نابود می‌شیم. 03:02.849 --> 03:03.975 ‫خیلی باحاله. 03:04.684 --> 03:05.935 ‫[وگرویل] 03:05.935 --> 03:08.897 ‫♪ بزرگ‌تر شدیم، ‫ولی هیچ فرقی نکرده ♪ 03:11.274 --> 03:16.321 ‫♪ از بچگی همیشه هوای ‫همدیگه رو داشتیم ♪ 03:16.404 --> 03:21.451 ‫♪ نمی‌خوام توی ‫آلبرتا بمیرم ♪ 03:22.744 --> 03:27.040 ‫♪ نمی‌خوام بمیرم، تا ‫وقتی حالم بهتر بشه ♪ 03:28.625 --> 03:33.755 ‫♪ نمی‌خوام توی ‫آلبرتا بمیرم ♪ 03:33.838 --> 03:35.506 ‫♪ ولی هیچ‌وقت هم ‫از اینجا نمی‌رم ♪ 03:35.590 --> 03:38.343 ‫♪ پس می‌خوام ‫تا ابد زنده بمونم ♪ 03:41.930 --> 03:44.682 ‫[قطعات کاروان بروبچ خرفت] ‫‏[قسمت اول]‏ 04:07.580 --> 04:08.748 ‫عالیه. 04:10.667 --> 04:14.128 ‫عالیه، این کولر رو می‌برم ‫بیرون چون هوا خوب گرمه. 04:14.212 --> 04:16.297 ‫ونتون رو مجهز می‌کنید، ‫نه؟ عالیه! 04:16.339 --> 04:18.591 ‫چیز دیگه‌ای هم می‌خواید ‫یا فعلاً فقط پنجره‌ها؟ 04:18.675 --> 04:19.968 ‫فقط پنجره‌ها. ممنون. 04:22.512 --> 04:23.513 ‫چه خبرا؟ 04:23.554 --> 04:25.473 ‫- داداشم! ‫- ای جان، چطوری پسر؟ 04:25.473 --> 04:27.308 ‫- دلم برات تنگ شده بود، پسر. ‫- از دیدنت خوشحالم. 04:27.308 --> 04:28.726 ‫به مغازه خوش اومدی. 04:28.810 --> 04:30.228 ‫به مغازه خوش اومدی! 04:30.311 --> 04:34.190 ‫خب، شش روز برای به دنیا اومدن بچه‌ام ‫بیمارستان بودم. 04:34.274 --> 04:37.068 ‫- خوشحالی برگشتی؟ ‫- آره، خوشحالم که برگشتم. 04:37.110 --> 04:39.237 ‫فکر کنم همیشه آرزوی داشتن ‫کسب‌وکار خودم رو داشتم. 04:39.320 --> 04:42.282 ‫توی دبیرستان همه‌چی می‌فروختم، ماشین، 04:42.323 --> 04:45.118 ‫قفل آیپدهای این و اون رو می‌شکوندم. ‫پس می‌دونستم قراره برم سراغ کاری... 04:45.159 --> 04:47.245 ‫که خودم جیبم رو پر کنم. 04:47.245 --> 04:50.498 ‫ولی واقعاً فکر نمی‌کردم ‫با هم بیایم سراغش، 04:50.581 --> 04:53.584 ‫برای همین وقتی این‌طوری شد، ‫خیلی خوشحال شدم. 04:53.626 --> 04:56.713 ‫خیلی سعی نکردم که ‫به پیام‌های همه جواب بدم. 04:56.713 --> 05:00.008 ‫پیغام صوتیم رو گذاشتم: ‫«بچه‌ام به دنیا اومده، 05:00.091 --> 05:02.468 ‫لطفاً دیگه زنگ نزنین.» 05:02.593 --> 05:04.679 ‫من و اون همینیم که هستیم، 05:04.762 --> 05:07.890 ‫فحش می‌دیم، نوشیدنی می‌خوریم، ‫سیگار می‌کشیم و می‌دونید چیه؟ 05:07.932 --> 05:10.351 ‫بابام همیشه می‌گفت خودتون باشین، ‫کسی که هستین. 05:10.435 --> 05:14.355 ‫وقتی خوابم کم بود ‫و مراقب بچه بودم، 05:14.439 --> 05:16.733 ‫یه آهنگ جدید برای ‫تیک‌تاک ساختم. 05:16.816 --> 05:19.652 ‫- خب، بشنویم. ‫- نظرت رو در موردش بهم بگو. 05:19.736 --> 05:22.238 ‫♪ اوضاع قاطیه ‫و کاروانت خراب شده ♪ 05:22.322 --> 05:24.782 ‫♪ دستشویی پره ‫و یخچالت کار نمی‌کنه ♪ 05:24.866 --> 05:26.784 ‫♪ این کاروان مسخره‌ست ♪ 05:26.826 --> 05:27.869 ‫قشنگه. 05:27.952 --> 05:30.663 ‫هیچ‌وقت شغلی ‫به اون صورت نداشتیم. 05:30.705 --> 05:32.623 ‫دانشگاه نرفتیم ‫و منم مدرسه‌ رو ول کردم. 05:32.623 --> 05:35.335 ‫فکر کنم چیزی که ما رو از بیشتر ‫کسب‌وکارها متمایز می‌کنه اینه که... 05:35.418 --> 05:38.046 ‫اکثر کسب‌وکارها راهی رو ‫می‌رن که بقیه رفتن. 05:38.129 --> 05:40.173 ‫ما رسماً بی‌برنامه و در لحظه ‫پیش می‌ریم. 05:40.256 --> 05:41.549 ‫توی گوگل و یوتیوب ‫سرچ می‌کنیم، 05:41.632 --> 05:43.760 ‫چون اصلاً نمی‌دونیم ‫چه غلطی می‌کنیم. 05:44.427 --> 05:46.137 ‫به مغازه خوش اومدین. 05:46.220 --> 05:48.306 ‫بفرمایید تو. ‫اینم از راهروهای مغازه‌مون. 05:48.389 --> 05:49.932 ‫اینجا بخش پنجره‌هامونه. 05:50.016 --> 05:54.187 ‫آبگرمکن‌های کاروان رو داریم. ‫و بازم یخچال. درهای خونه‌های سیار، 05:54.187 --> 05:56.230 ‫درهای یدک‌کش، ‫خلاصه هر دری که فکرش رو بکنید، 05:56.272 --> 05:57.648 ‫احتمالاً داریم. 05:57.774 --> 05:58.983 ‫- همه‌چی داریم. ‫- سیر تا پیاز. 05:59.025 --> 06:00.318 ‫سیر تا پیاز. 06:00.401 --> 06:02.945 ‫اول کار ریسک زیادی نداشتیم. 06:03.029 --> 06:06.199 ‫خب، تهش در حد پول نوشیدنی ‫و سیگار می‌خواستیم. 06:06.282 --> 06:08.659 ‫ولی حالا کارمند داریم، اگه... 06:08.701 --> 06:10.495 ‫اگه به اندازه کافی ‫پول درنیاریم... 06:10.578 --> 06:12.705 ‫نون بقیه مردم در خطره. 06:12.789 --> 06:14.624 ‫- دیگه ریسک کار بالا رفته. ‫- درسته. 06:14.707 --> 06:16.584 ‫- جیم اینجاست. ‫- جیم اینجاست! 06:16.667 --> 06:17.585 ‫ایشون اوراق‌کارمونه. 06:17.668 --> 06:19.796 ‫هستم، ولی میله‌ام، پسرها؟ 06:24.175 --> 06:25.051 ‫اول ایمنی. 06:28.429 --> 06:30.223 ‫عملاً، یه کاروان میاد داخل، 06:30.264 --> 06:32.475 ‫توی محوطه تحویلش می‌گیرم، ‫بعدش دیگه وقت خوش‌گذرونیه. 06:37.105 --> 06:38.356 ‫عاشق نابود کردنشونم. 06:38.523 --> 06:39.690 ‫هیچی بهتر از این نیست. 06:39.774 --> 06:40.983 ‫برو بمیر، دوری! 06:41.067 --> 06:42.610 ‫خودت برو بمیر، جیم. 06:42.693 --> 06:45.655 ‫همکار محبوبم توی بروبچ خرفت، دوریه. 06:45.738 --> 06:48.324 ‫نقش من اینجا مدیریت انباره. 06:48.408 --> 06:51.786 ‫وسایل میاد پیش من و آنلاین ‫آگهیشون می‌کنم... 06:51.869 --> 06:55.706 ‫و سعی می‌کنم پابه‌پای سرعت ‫اوراق کردن جیم پیش برم. 06:55.790 --> 06:56.833 ‫برو بمیر، جیم. 06:56.916 --> 06:58.251 ‫خودت برو بمیر! 06:59.460 --> 07:03.131 ‫فحش دادن روزانه به جیم ‫لذت‌بخش‌ترین بخش روزمه. 07:03.214 --> 07:05.508 ‫- خیلی‌خب، رفیق. ‫- خب، روزت خوش. 07:05.591 --> 07:08.594 ‫حالا می‌رسیم به استاد ‫ارسال محموله‌ها. 07:08.678 --> 07:10.012 ‫ترسا. 07:10.096 --> 07:10.930 ‫یوهو! 07:11.013 --> 07:15.351 ‫وظیفه من فرستادن ‫سفارش دقیق شماست. 07:15.435 --> 07:19.147 ‫برداشتن، ‫بسته‌بندی و بعدش ارسال. 07:19.230 --> 07:21.065 ‫اینم سیستم بایگانیمه. 07:21.149 --> 07:23.693 ‫اگه توی بروبچ خرفت ‫کار نمی‌کردم، 07:23.734 --> 07:26.737 ‫احتمالاً توی ماری‌جوانافروشی ‫ کار می‌کردم، 07:26.821 --> 07:29.907 ‫ولی اون‌قدرها هم کیف نمی‌داد. 07:29.949 --> 07:32.326 ‫خب، ‫نمی‌خوام معتاد بشم. 07:32.410 --> 07:33.744 ‫حالا می‌خواید بیاید دیدن... 07:33.786 --> 07:35.413 ‫رئیس بزرگ. 07:35.413 --> 07:37.457 ‫- این مامانمونه. ‫- آخی. 07:37.457 --> 07:39.792 ‫ستون اصلی که همه‌چی رو ‫سرپا نگه می‌داره. 07:39.876 --> 07:42.128 ‫تمام سعیم رو می‌کنم. ‫کار با این بچه‌ها خیلی کیف داره. 07:42.211 --> 07:44.964 ‫من مامان «قطعات کاروان ‫بروبچ خرفت» هستم. 07:45.047 --> 07:47.675 ‫اول از همه و همیشه ‫مامان جگر... 07:47.675 --> 07:49.010 ‫و داوسونم. 07:49.093 --> 07:51.888 ‫- ا... این قهوه رو. ‫- ببین چه قشنگ خشک شده. 07:51.929 --> 07:53.347 ‫بعد ازم می‌خواید ‫بشورمش. 07:53.473 --> 07:54.599 ‫پاک می‌شه، قول می‌دم. 07:54.640 --> 07:56.350 ‫- آره، خیلی‌خب. ‫- فقط باید بذاری خیس بخوره. 07:56.434 --> 07:58.978 ‫اصلاً فکرشم می‌کردم مامان ‫و بابامون برای ما کار کنن؟ 07:59.061 --> 08:00.062 ‫نه، ولی می‌دونستم... 08:00.104 --> 08:02.982 ‫مامان و بابام بخش خیلی ‫بزرگی از زندگیمون بودن. 08:03.065 --> 08:06.110 ‫تک‌تک چیزهایی که بلدم رو ‫یا بابام یا مامانم یادم دادن. 08:06.194 --> 08:08.821 ‫- ترسا، حواست باشه محکم بگیری! ‫- باید پاهام رو جمع کنم! 08:08.863 --> 08:09.822 ‫آماده‌ای؟ 08:09.864 --> 08:12.492 ‫- موزیک لازمه، مگه نه، بابا؟ ‫- موزیک صد درصد لازمه. 08:13.701 --> 08:17.121 ‫کَم پشت میکروفونه. ‫پشت میکروفون و همین‌جا توی جمع! 08:18.122 --> 08:19.582 ‫این بابامونه! 08:19.624 --> 08:21.918 ‫همه‌کاره‌ی اینجا خودشه. 08:22.001 --> 08:23.836 ‫هرچی بلدیم رو اون ‫یادمون داده... 08:23.878 --> 08:25.713 ‫پس بدون اون ‫بدجور کارمون زار بود. 08:25.796 --> 08:26.923 ‫- آره. ‫- سعیم رو می‌کنم. 08:28.466 --> 08:30.676 ‫راز اداره‌ی یه کسب‌وکار موفق؟ 08:30.760 --> 08:32.512 ‫می‌شه یه لحظه برم بیرون؟ 08:36.390 --> 08:39.602 ‫این شعارمونه. همین رو دنبال می‌کنیم. ‫[بعضی‌ها آرزو می‌کنن اتفاقی بیفته، ما خودمون دست به کار می‌شیم.] 08:40.144 --> 08:41.771 ‫می‌شه برام بخونیش؟ 08:42.313 --> 08:43.147 ‫نه. 08:43.731 --> 08:45.650 ‫می‌شه خواهشاً برام بخونیش؟ 08:45.775 --> 08:46.776 ‫نه. 08:47.193 --> 08:50.530 ‫خب بچه‌ها. کم‌کم جلسه‌ی ‫شروع تابستون رو شروع می‌کنیم. 08:50.613 --> 08:52.406 ‫دوری، ‫برای جلسه‌ی تیمی آماده‌ای؟ 08:52.490 --> 08:53.783 ‫- جلسه‌ی تیمی؟ ‫- آره، آره. 08:53.866 --> 08:54.867 ‫- محکم‌تر. ‫- باشه، بیا! 08:54.951 --> 08:58.538 ‫جلسه‌ی تیمی اینجا ‫خیلی غیر عادیه. 08:58.621 --> 09:00.289 ‫سالی یک بار، اونم شاید. 09:00.373 --> 09:01.916 ‫معمولاً فی‌البداهه ‫پیش می‌بریم. 09:02.833 --> 09:05.169 ‫خب، ‫اینم جلسه‌ی شروع تابستونمون. 09:05.336 --> 09:07.463 ‫فقط قراره ‫یه مرور کلی داشته باشیم... 09:07.463 --> 09:09.298 ‫که توی تابستون چه اتفاقاتی ‫ممکنه پیش بیاد... 09:09.340 --> 09:10.716 ‫و چی کار باید بکنیم. 09:10.758 --> 09:12.760 ‫- چی؟ ‫- خیلی چندشه. 09:12.802 --> 09:14.971 ‫چرا این‌قدر چندشه؟ تمیز شده، ‫اوراق شده، تست هم شده. 09:15.012 --> 09:16.722 ‫- باشه... ‫- باشه. 09:16.764 --> 09:18.599 ‫خیلی‌خب، ‫قضیه در همین حد جدیه. 09:18.599 --> 09:22.520 ‫به جگر می‌گیم مدیرعامل، ‫چون بدون جگر، 09:22.603 --> 09:25.064 ‫مجموعه‌ی بروبچ خرفت ‫اصلاً کار نمی‌کرد. 09:25.147 --> 09:27.984 ‫جگر رو زیاد نمی‌بینم. ‫همه‌اش تو دفترشه. 09:28.025 --> 09:30.403 ‫نمی‌دونم اون‌جا چی‌کار می‌کنه. ‫ادای کار کردن درمیاره. 09:30.486 --> 09:32.905 ‫خب اول از همه، بچه‌ها، ‫می‌خوایم به داوسون خوش‌آمد بگیم... 09:32.989 --> 09:35.658 ‫که تازه بچه‌دار شده. 09:35.741 --> 09:38.536 ‫داوسون دست راستشه و کل... 09:38.619 --> 09:40.705 ‫کارهای پشت پرده رو ‫انجام می‌ده. 09:40.788 --> 09:43.708 ‫داوسون اون زشته‌ست، ‫تنها چیزی که می‌دونم همینه. 09:43.791 --> 09:47.211 ‫خب، فکر کنم مورد اولمون، 09:47.253 --> 09:49.797 ‫چون گروه فیلم‌برداری این‌جان، 09:49.880 --> 09:53.259 ‫اینه که دیگه سیگار ‫و نوشیدنی سر کار ممنوعه. 09:54.218 --> 09:55.469 ‫اوه... 09:58.598 --> 10:01.350 ‫شوخی کردم بابا! ‫می‌تونید سیگار بکشید! 10:01.434 --> 10:02.768 ‫می‌تونید سیگار بکشید! 10:02.852 --> 10:05.855 ‫- ای بابا. ‫- جیم آماده بود استعفا بده. 10:07.898 --> 10:09.942 ‫بدون نوشیدنی و سیگار، 10:09.984 --> 10:11.152 ‫نمی‌تونم کار کنم. 10:11.152 --> 10:14.196 ‫دولت هم حق نداره بهم بگه تو مغازه‌ی ‫خودم سیگار نکشم و نوشیدنی نخورم... 10:14.196 --> 10:16.991 ‫و این قانون معرکه‌ست. 10:17.825 --> 10:20.745 ‫خب، مسائل مالی. 10:20.828 --> 10:25.082 ‫اگه امسال رو با پارسال مقایسه ‫کنیم، ۳۰ درصد افت داشتیم. 10:25.166 --> 10:26.292 ‫عقبیم. 10:26.375 --> 10:28.294 ‫ این‌که ۳۰ درصد ‫افت فروش داشتیم، 10:28.377 --> 10:29.837 ‫واقعاً نگران‌کننده‌ست. 10:29.920 --> 10:32.256 ‫بدتر از همه اینه که ‫کسب‌وکارمون دائمی نیست... 10:32.340 --> 10:33.924 ‫که همیشه درآمد داشته باشیم. 10:33.966 --> 10:34.925 ‫فقط تابستون کار می‌کنیم، 10:34.925 --> 10:37.678 ‫پس اگه ۳۰ درصد عقب باشید و نتونید ‫برای زمستون پس‌انداز کنید، 10:37.720 --> 10:38.846 ‫رسماً کارتون ساخته‌ست. 10:38.929 --> 10:41.390 ‫الان در صنعت ‫کاروان‌سازی چه خبره؟ 10:41.474 --> 10:44.101 ‫نمی‌دونم. مردم وسعشون ‫می‌رسه برن اردو؟ 10:44.185 --> 10:45.853 ‫مردم یدک‌کش‌هاشون رو ‫تعمیر می‌کنن؟ 10:45.936 --> 10:50.107 ‫رقیب داریم؟ نمی‌دونم. ولی ‫جگر یه راهی براش پیدا می‌کنه. 10:50.191 --> 10:53.361 ‫خب، با این حساب، داوسون، ‫باید یه راهی پیدا کنی... 10:53.402 --> 10:54.528 ‫که یدک‌کش‌های ‫بیشتری ردیف کنی. 10:54.570 --> 10:56.614 ‫آره، اگه بتونیم اون ‫محوطه رو دوباره پر کنیم، 10:56.614 --> 10:58.574 ‫این واقع‌بینانه‌ترین هدفمونه. 10:58.658 --> 11:00.409 ‫این‌طوری تا آخر فصل ‫محوطه‌مون پر از... 11:00.451 --> 11:02.244 ‫یدک‌کش‌های قابل اوراق می‌شه... 11:02.286 --> 11:04.246 ‫که بتونیم زمستون رو هم ‫باهاشون سر کنیم. 11:04.372 --> 11:07.458 ‫ما مثل خرسیم، ‫باید برای زمستون توت جمع کنیم. 11:07.458 --> 11:09.794 ‫بعید می‌دونم خرس‌ها ‫با خودشون توت ببرن به غارهاشون، 11:09.794 --> 11:12.088 ‫ولی اگه اوضاع این‌طوریه، ‫باید تا جایی که می‌تونیم... 11:12.129 --> 11:15.299 ‫- توت جمع کنیم. ‫- خرس‌ها توت می‌برن به غارها! 11:21.639 --> 11:23.474 ‫[آلبرتا، شهرستان وایلدرز] 11:23.516 --> 11:25.434 ‫خب، محوطه‌مون رسماً خالیه. 11:25.518 --> 11:27.770 ‫دلیل اصلی ‫این اوضاع هم همینه. 11:27.853 --> 11:29.438 ‫آره، کم و بیش هیچی نیست. 11:29.522 --> 11:30.773 ‫پس عملاً، 11:30.815 --> 11:33.651 ‫به نظرم باید تا جایی که ‫می‌تونیم یدک‌کش بیاریم... 11:33.693 --> 11:35.277 ‫که اوراق کنیم و بفروشیم. 11:35.403 --> 11:37.363 ‫تو هماهنگی‌هاش رو بکن، ‫بعد بزنیم به دل جاده... 11:37.405 --> 11:38.781 ‫و این محوطه‌ی ‫خراب‌شده رو پر کنیم. 11:38.823 --> 11:39.740 ‫داشتم بچه‌دار می‌شدم، 11:39.782 --> 11:42.618 ‫برای همین در وظایفم، پیگیری ‫یدک‌کش‌ها، خیلی کم‌کاری کردم. 11:42.702 --> 11:44.036 ‫الو. 11:44.120 --> 11:47.373 ‫سلام، داوسون هستم از قطعات ‫کاروان بروبچ خرفت. 11:47.456 --> 11:50.960 ‫ایمیل داده بودید در مورد ‫یدک‌کشی که شاید می‌خواستید بفروشید. 11:51.043 --> 11:54.547 ‫نمی‌تونم همین‌طوری برم ‫یه جایی و یدک‌کش‌ها رو عمده بخرم، 11:54.630 --> 11:58.926 ‫باید کل استان رو زیر و رو ‫کنم تا با مردم حرف بزنم، 11:58.968 --> 11:59.885 ‫معامله کنم. 11:59.927 --> 12:01.971 ‫همه چیزش کار می‌کنه؟ 12:02.012 --> 12:04.849 ‫خب، به نظرت بیشتر به درد ‫اوراق کردن می‌خوره یا...؟ 12:04.932 --> 12:06.851 ‫اوراق یعنی تیکه‌تیکه‌اش ‫می‌کنیم برای قطعاتش... 12:06.934 --> 12:10.062 ‫و بازفروش یعنی می‌تونیم سالم ‫به عنوان یه یدک‌کش کامل بفروشیمش. 12:10.146 --> 12:12.648 ‫عالیه داداش، ‫حتماً می‌خرمش... 12:12.732 --> 12:15.192 ‫بعد هماهنگ می‌کنیم ‫کی بیایم ببریمش. 12:15.276 --> 12:17.820 ‫کلی یدک‌کش توی حیاط‌های ‫مردم افتاده که... 12:17.862 --> 12:19.029 ‫دارن می‌پوسن. 12:19.029 --> 12:21.699 ‫حکم معدن طلا رو داره، ‫پس اگه بتونیم، می‌ریم دنبالش، 12:21.782 --> 12:24.243 ‫میاریمش مغازه، هم ‫از قطعاتش سود می‌کنیم، 12:24.285 --> 12:27.163 ‫هم از بازفروشش، ‫این‌طوری کاسبیمون حفظ می‌شه. 12:36.964 --> 12:39.341 ‫سفر جاده‌ای در آلبرتا! 12:41.510 --> 12:43.220 ‫تخم‌مرغ پیسانکا! 12:44.346 --> 12:45.681 ‫آلبرتا! 12:46.056 --> 12:47.224 ‫ساسکاچوان! 12:52.396 --> 12:54.774 ‫♪ کاروانم سوراخ داره ♪ 12:54.774 --> 12:56.400 ‫♪ جگر گلم، ‫خیلی داغونه ♪ 12:56.484 --> 12:58.319 ‫♪ کاروانم سوراخ داره ♪ 12:58.360 --> 13:00.029 ‫♪ این یدک‌کش داغونه ♪ 13:00.154 --> 13:02.198 ‫♪ پس یه‌کم چسب درزگیر ‫بزن بهش، داوسون ♪ 13:02.198 --> 13:04.283 ‫♪ تا نپوسه ♪ 13:04.366 --> 13:06.118 ‫♪ چسب درزگیر ‫بزن بهش داوسون ♪ 13:06.202 --> 13:08.245 ‫♪ بروبچ خرفت درزگیرهای ‫مشتی‌ای می‌فروشن ♪ 13:10.706 --> 13:12.208 ‫- دور زدن باهات حال می‌ده. ‫- آره. 13:12.249 --> 13:13.167 ‫مناظر مختلفی می‌بینم. 13:13.292 --> 13:14.585 ‫مناظر مختلفی می‌بینیم. 13:14.668 --> 13:16.587 ‫راستش دارم می‌رم سمت هر چیزی که... 13:16.629 --> 13:18.464 ‫به نظرم خوب میاد، ‫تا تعمیرش کنیم، 13:18.547 --> 13:21.759 ‫بفروشیمش و پول مفت دربیاریم ‫تا خرج‌های تابستون رو جور کنیم. 13:21.842 --> 13:25.596 ‫موردهای خوبی برای بازفروش پیدا کردم، ‫فقط امیدوارم چشمش نزنم. 13:25.679 --> 13:27.139 ‫- حالا می‌بینیم. ‫- ای بابا. 13:27.223 --> 13:29.725 ‫بدترین حالتش اینه که قطعات هم لازم بشه، ‫پس به درک، 13:29.809 --> 13:31.185 ‫به امتحانش می‌ارزه. 13:31.393 --> 13:33.354 ‫چطوری؟ ‫[دهکده‌ی آرمنا] 13:33.395 --> 13:34.980 ‫جگر هستم، خوش‌وقتم. 13:34.980 --> 13:37.149 ‫- خوش‌وقتم. ‫- داوسون هستم، خوش‌وقتم. 13:37.233 --> 13:38.859 ‫- سلام بچه‌ها! ‫- سلام، چطوری؟ 13:38.943 --> 13:42.488 ‫خیلی مشتاقم ببینمش. ‫نقشه‌های عجیبی براش دارم. 13:42.613 --> 13:43.739 ‫- جداً؟ ‫- آره. 13:43.823 --> 13:46.116 ‫خب، شنیدیم یه چیزی برامون داری. ‫چی داری؟ 13:46.200 --> 13:48.702 ‫خب، این یدک‌کش رو برای شما پسرها دارم، ‫اگه بپسندید. 13:48.744 --> 13:51.580 ‫اوه، یه یدک‌کش چادری کوچولو! ‫خب، همه مارک کوگار رو دوست دارن، مگه نه؟ 13:51.622 --> 13:53.958 ‫این شاید تنها کوگاری باشه ‫که تا حالا بردم خونه، 13:53.958 --> 13:55.709 ‫البته اگه معامله‌مون جور بشه. 13:55.793 --> 13:57.461 ‫توش که قشنگه. 13:57.545 --> 13:59.380 ‫خب، یه ذره آب ‫رفته داخلش... 13:59.421 --> 14:01.340 ‫ولی بیرونش خیلی خفنه. 14:01.423 --> 14:03.008 ‫اینا این پشت ملافه‌های کاملاً نوئن؟ 14:03.092 --> 14:05.177 ‫اگه معامله‌مون بشه، ‫هنوزم می‌خوایشون؟ 14:05.219 --> 14:06.720 ‫آخه این‌ها آکبند آکبندن. 14:06.720 --> 14:09.807 ‫- بیا این آفتاب‌گیر رو بدیم پایین. ‫- آره. 14:11.100 --> 14:12.101 ‫بزن! 14:13.936 --> 14:15.563 ‫وای، مثل روز اولشه، ‫ببین. 14:15.604 --> 14:18.440 ‫خب، کی تو تخفیف گرفتن ‫برای یدک‌کش از همه بهتره؟ 14:18.524 --> 14:21.735 ‫راستش داوسون بیشترین ‫معامله‌ها رو می‌کنه. 14:21.861 --> 14:25.447 ‫نمی‌دونم لزوماً بهترین قیمت‌ها رو ‫برای یدک‌کش می‌گیره یا نه. 14:25.489 --> 14:28.993 ‫من بدون شک بهترین کسم که ‫واسه یدک‌کش قیمت خوبی بگیرم. 14:28.993 --> 14:30.661 ‫می‌فهمم چرا ‫این‌طوری فکر می‌کنه. 14:30.703 --> 14:32.621 ‫فقط فکر نمی‌کنم به اندازه ‫من فروشنده‌ی خوبی باشه. 14:32.663 --> 14:34.373 ‫البته نظر شخصیمه. 14:34.415 --> 14:36.000 ‫خب، چقدر مد نظرته، رفیق؟ 14:36.000 --> 14:38.168 ‫توی فکر حدود ۲ ‫هزار تا بودم. 14:38.294 --> 14:40.963 ‫آره، چقدر براش ‫می‌خوای؟ 14:41.630 --> 14:42.923 ‫شاید ۲۵۰۰ تا؟ 14:43.465 --> 14:44.967 ‫- عالیه. ‫- آره. 14:45.050 --> 14:47.970 ‫جا می‌زنه. ‫داوسون مشخصاً رودربایستی داره... 14:48.053 --> 14:50.806 ‫و بیشتر براش مهمه ‫که طرف راضی بره، 14:50.848 --> 14:53.934 ‫تا این‌که بخواد به بهترین ‫سود برسه. 14:54.059 --> 14:56.812 ‫- خب به نظرتون چقدر می‌ارزه؟ ‫- راستش نمی‌دونم. 14:56.812 --> 14:58.647 ‫منتظر بودم ببینم ‫اول خودت چی می‌گی. 14:58.647 --> 15:00.065 ‫خب... ۱۵۰ تا؟ 15:00.566 --> 15:02.067 ‫۱۵۰ تا خیلی کمه. 15:02.151 --> 15:04.111 ‫خب پس، باشه. 15:04.194 --> 15:06.030 ‫۵۰۰ تا؟ 15:06.113 --> 15:07.156 ‫- خوبه؟ ‫- عالیه. 15:07.239 --> 15:09.575 ‫این عجیب‌ترین چونه‌زنی‌ایه ‫که تا حالا داشتم. 15:11.327 --> 15:15.039 ‫حس می‌کنم قبلاً بهتر بودم ‫و الان زیادی مهربون شدم. 15:15.122 --> 15:19.043 ‫یا جوگیر می‌شم یا می‌گم: «ای وای، ‫چه معامله‌ی خوبی!» 15:19.084 --> 15:22.546 ‫شاید دارم اون مهارت فروشندگیم، اون ‫شگرد خاصم رو از دست می‌دم. 15:22.671 --> 15:25.466 ‫زشته این رو می‌پرسم، ‫ولی ۱۵۰۰ تا قبوله؟ 15:25.549 --> 15:28.010 ‫یه‌کم کم‌تر از چیزیه ‫که می‌خواستم ولی... 15:28.093 --> 15:30.888 ‫ردش می‌کنی بره، ‫جاتم باز می‌شه. 15:30.888 --> 15:33.974 ‫- نه، با همینم مشکلی ندارم بچه‌ها. ‫- عالیه، خب تمومه، معامله شد. 15:34.058 --> 15:35.809 ‫تمومش کن بره داداش، ‫ممنونم. 15:35.893 --> 15:39.897 ‫پای چونه‌زنی که میاد وسط، ‫جگر استادشه. 15:39.980 --> 15:42.441 ‫من معامله‌ها رو پیدا می‌کنم، ‫جگر تمومشون می‌کنه. 15:42.524 --> 15:44.443 ‫- ۱۵۰۰ تا. ‫- عالیه، دمت گرم. 15:44.485 --> 15:45.819 ‫- برای من که خوبه. ‫- عالیه. 15:50.240 --> 15:51.492 ‫به چیزی نزنی. 15:51.617 --> 15:52.743 ‫خداحافظ، یدک‌کش. 16:02.670 --> 16:05.381 ‫یا خدا! 16:05.464 --> 16:07.216 ‫باید می‌بستیمش! 16:07.591 --> 16:09.718 ‫[شرق، وگرویل] 16:13.806 --> 16:15.015 ‫وای! 16:17.601 --> 16:19.269 ‫لاستیک در اومد! 16:20.020 --> 16:24.274 ‫وای، کلاً... ای بابا! ‫رسماً افتاد. 16:24.358 --> 16:26.318 ‫- مغازه اونجاست. ولش کن. ‫- باشه، 16:26.360 --> 16:27.778 ‫ولی نمی‌خوام ‫خرابش کنم داداش، 16:27.778 --> 16:28.362 ‫چیزی نیست. 16:28.445 --> 16:31.573 ‫کلاً ماجراجویی مزخرفی بود. ‫دیگه چی می‌خواد بشه مگه؟ 16:32.324 --> 16:33.492 ‫به درک! 16:47.006 --> 16:48.215 ‫آها، همینه. 16:48.298 --> 16:49.425 ‫آره بابا. 16:49.508 --> 16:50.926 ‫برو بریم. 16:52.177 --> 16:54.596 ‫خب، محوطه رسماً کیپ ‫تا کیپ پر شده داداش. 16:54.638 --> 16:58.017 ‫حدود ۱۰ تا داریم که می‌شه دوباره فروخت. ‫مثلاً این برندهای پیلگریم و اسپورتس‌من خوبن. 16:58.100 --> 17:00.894 ‫مطمئنم مثل آب خوردن ‫۶۰ هزار تا درمیاریم. 17:00.978 --> 17:03.605 ‫راستش از این ۱۰ تا راحت ‫و سریع پول درمیاریم، 17:03.647 --> 17:07.401 ‫باقیشم باشه برای قطعات. هم قطعات ‫داریم، هم بازفروش سریع. 17:07.484 --> 17:09.236 ‫به نظرت قراره چقدر پول دربیاریم؟ 17:09.319 --> 17:12.072 ‫ماجرا از این قراره. ‫فکر نمی‌کنم کافی باشه. 17:12.156 --> 17:14.199 ‫می‌دونی چقدر جون کندم ‫اینا رو جور کنم؟ 17:14.241 --> 17:16.952 ‫- داس، همون‌طور که گفتم، بهت افتخار می‌کنم. ‫- مشکلی نیست، داریم پول درمیاریم، 17:16.994 --> 17:19.496 ‫- ولی مگه چقدر دیگه لازم داریم؟ ‫- خیلی بیشتر. 17:20.039 --> 17:21.582 ‫خب، گندش بزنن، باشه. 17:22.124 --> 17:25.252 ‫خیلی‌خب، این جوابی نبود ‫که انتظارش رو داشتم، ولی... 17:25.335 --> 17:27.171 ‫ببین، من وظیفه‌ام رو ‫انجام دادم. 17:27.212 --> 17:28.756 ‫حالا تو می‌تونی اون ‫فکر بزرگت رو رو کنی. 17:28.839 --> 17:31.050 ‫باشه، باشه، بسپرش به من، ‫دوباره ردیفش می‌کنم. 17:31.133 --> 17:34.219 ‫سال‌هاست بهشون ‫می‌گم پول بیشتر بره به درک. 17:34.303 --> 17:36.430 ‫فقط پوله. ‫زمان رفته رو که نمی‌شه خرید. 17:38.807 --> 17:40.267 ‫چطوری، رفیق؟ 17:40.350 --> 17:41.518 ‫کارش تمومه. 17:41.602 --> 17:43.562 ‫هر روز همین آش ‫و همین کاسه‌ست. 17:43.771 --> 17:45.522 ‫سال‌هاست دارم جون می‌کنم. 17:48.067 --> 17:51.945 ‫رسماً ریخت‌وپاش همه رو این‌جا جمع می‌کنم، ‫واقعاً! 17:52.029 --> 17:55.074 ‫خب، بیشتر عمرم ‫در حوزه‌ی نفت کار کردم. 17:55.115 --> 17:56.575 ‫آماده‌ی بازنشستگی بودم. 17:56.617 --> 17:59.703 ‫اومدم برای یک هفته ‫کمک کنم و ۷ سال بعد... 18:00.704 --> 18:03.832 ‫...هنوزم این‌جام ‫و این خود حقیقته. 18:03.957 --> 18:06.418 ‫برنامه اولیه‌ام این بود ‫که اسباب‌کشی کنم به مکزیک. 18:06.502 --> 18:10.464 ‫خودم تنهایی یه هفته با پرواز رفتم ‫اونجا تا اوضاع رو بررسی کنم. 18:10.547 --> 18:14.134 ‫ولی ظرف سه روز، حوصله‌ام سر رفت، ‫دلم برای خانواده‌ام تنگ شد و... 18:14.218 --> 18:17.471 ‫خلاصه که آره، ‫رفتن به اونجا کلاً منتفی شد. 18:17.554 --> 18:18.847 ‫فکر کنم همین‌جا گیر افتادم. 18:18.931 --> 18:23.227 ‫این مکان و کلاً هر جای دیگه‌ای ‫روزانه اعصابم رو خرد می‌کنه. 18:23.310 --> 18:25.479 ‫بابا الان، گمونم... ‫هشت ساله... 18:25.521 --> 18:28.023 ‫که می‌خواد بازنشسته بشه، ‫ولی هیچ‌وقت وقتش نرسیده. 18:28.023 --> 18:31.652 ‫خیلی دلم می‌خواد بازنشسته بشه و هر کاری ‫از دستم بربیاد می‌کنم تا بازنشسته بشه، 18:31.735 --> 18:34.530 ‫ولی بابامون اصلاً ‫نمی‌تونه یه جا آروم بگیره. 18:35.114 --> 18:37.449 ‫اگه بابام بازنشسته می‌شد ‫و می‌رفت خونه‌ی سالمندان، 18:37.533 --> 18:39.910 ‫کل خونه‌ی سالمندان رو ‫از نو بازسازی می‌کرد. 18:39.910 --> 18:41.662 ‫انگار باید کار کنه، ‫فکر کنم اگه... 18:41.662 --> 18:43.622 ‫- کار نکنه می‌میره. ‫- آره، صددرصد. 18:44.790 --> 18:46.166 ‫فقط بحث به چالش ‫کشیدن خود آدمه. 18:46.166 --> 18:48.127 ‫وقت یه تغییر ‫و یه کار جدیده، 18:48.210 --> 18:51.713 ‫یه کار هیجان‌انگیز، ‫وگرنه همه‌چی تکراری و خسته‌کننده می‌شه. 18:52.339 --> 18:54.049 ‫بابا مرد تغییره. 18:54.091 --> 18:56.426 ‫پس باید یه راهی پیدا کنیم ‫که بابا رو همین‌جا نگه داریم، 18:56.468 --> 18:57.928 ‫مشغول نگهش داریم ‫و خوشحالش کنیم. 18:57.970 --> 19:00.180 ‫تا وقتی روی یه چیز ‫جدید کار کنه، خوشحاله. 19:00.222 --> 19:02.599 ‫- پس این بزرگ‌ترین هدفمونه. ‫- آره، هدف بزرگمون همینه. 19:04.434 --> 19:07.729 ‫راستش این ساختمان ‫خوراک باباست. 19:07.813 --> 19:09.857 ‫چهار ساله دست‌نخورده افتاده. ‫[فروشی] 19:09.940 --> 19:12.192 ‫بلند کن! وای، ‫سعی دارم ببینم! 19:12.234 --> 19:14.319 ‫وای خدا، اون تو ‫چطور به نظر می‌رسه؟ 19:14.361 --> 19:15.863 ‫کلی آشغال‌وپاشغال ‫اون توئه. 19:15.904 --> 19:17.698 ‫پاهات داره ‫می‌خوره به گردنم. 19:17.739 --> 19:19.616 ‫گردن تو هم ‫داره می‌خوره به پاهام. 19:20.033 --> 19:22.369 ‫ای خدا، وای! 19:22.452 --> 19:25.038 ‫نمی‌دونم. پول خیلی زیادیه. 19:25.080 --> 19:26.957 ‫- روبه‌روی خیابون محوطه‌ست. ‫- می‌دونم. 19:27.082 --> 19:29.835 ‫برای همین به نظرم ‫اینجا واقعاً می‌تونه... 19:29.918 --> 19:34.631 ‫خفن‌ترین خونه‌ی وحشت بشه. ‫بابا ذوق‌زده می‌شه. 19:34.965 --> 19:37.092 ‫بریم عقب‌تر. ‫خب، حالا برگشتیم به عقب. 19:37.176 --> 19:39.928 ‫- خیلی قبل‌تر. بچه‌تر بودیم. ‫- بچه بودیم، خیلی کوچولو. 19:40.012 --> 19:43.765 ‫۱۷ سال پیش، سال ۲۰۰۸، ‫بابامون پیاده‌روی وحشت رو... 19:43.807 --> 19:48.103 ‫روی زمین خانوادگیمون ‫راه انداخت و حسابی معرکه شد. 19:48.228 --> 19:50.189 ‫من و ترسا، خواهر و برادرم، 19:50.272 --> 19:52.941 ‫یه شب روی ایوون بودیم ‫و با خودمون گفتیم: 19:53.025 --> 19:55.194 ‫باید این مسیر ‫دوچرخه‌سواری رو... 19:55.235 --> 19:57.696 ‫تزیین کنیم و ببینیم ‫کسی میاد یا نه. 19:57.779 --> 20:01.158 ‫رفتیم سوپرمارکت و دو هزار دلار ‫خرج جنس‌های ارزون‌قیمت کردیم. 20:04.161 --> 20:05.787 ‫و آمبولانس‌ و ماشین‌های تصادفی... 20:05.913 --> 20:08.665 ‫اضافه کردیم، پل ساختیم، ‫معدن زغال‌سنگ ساختیم. 20:10.209 --> 20:13.045 ‫یهو دیدیم ۲۰ نفر اومدن ‫توی ورودی خونه‌مون. 20:13.086 --> 20:14.838 ‫جا خوردیم، ‫دیدیم واقعاً مردم دارن میان! 20:14.922 --> 20:16.673 ‫سه سال بعد ‫اون‌قدر شلوغ شد که...‏ 20:16.715 --> 20:18.675 ‫توی محله خودمون هم ‫نمی‌تونستیم پارک کنیم. 20:18.759 --> 20:20.969 ‫شهرداری مجبور شد ‫مردم رو با اتوبوس بیاره. 20:21.053 --> 20:24.556 ‫شبی نزدیک به ۴۰۰۰ نفر ‫بازدیدکننده داشتیم. 20:24.640 --> 20:25.724 ‫دست‌وبالمون تنگه، 20:25.766 --> 20:28.727 ‫دست‌وبالمون تنگه ‫و خرج خیلی زیادیه، 20:28.810 --> 20:30.854 ‫ولی فکر می‌کنم باید ‫این کار رو بکنیم. 20:30.938 --> 20:34.900 ‫قبلاً پیاده‌روی وحشت رو راه انداختیم، ‫اگه دقیقاً همون‌قدر آدم بیاد، 20:34.983 --> 20:37.736 ‫می‌تونیم فقط ظرف یک ماه ۱۸۰ ‫هزار دلار به جیب بزنیم. 20:37.819 --> 20:40.739 ‫همه‌چیز رو جبران نمی‌کنه، ‫ولی یعنی سال بعدش... 20:40.864 --> 20:43.909 ‫دیگه می‌رسیم به سود سود. ‫اون وقت رسماً افتادیم رو دور. 20:43.951 --> 20:46.578 ‫شاید بیشتر هم بشه، ‫مثلاً ۲۵۰ هزار دلار در بیاریم. 20:46.662 --> 20:49.957 ‫- شایدم هیچ‌کس نیاد و ضرر کنیم. ‫- یا شایدم ورشکست بشیم. 20:50.040 --> 20:51.667 ‫- یه ورشکستگی تمام‌عیار. ‫- ورشکستگی کامل. 20:51.750 --> 20:52.709 ‫ولی باید امتحانش کنیم. 20:57.589 --> 21:01.176 ‫سه، انتاریو، یکی از دو قلم. 21:04.554 --> 21:06.515 ‫جیم، ‫امروز باید یه یخچال تحویل بگیرم. 21:06.598 --> 21:09.393 ‫نمی‌دونم می‌تونی بری ‫برام تحویل بگیری... 21:09.393 --> 21:11.061 ‫و بزنیش به برق یا نه. 21:11.103 --> 21:12.521 ‫ساعت ۵ بعدازظهر؟ 21:13.855 --> 21:17.359 ‫بدترین بخشش آگهی کردن ‫توالت‌های دست‌دومه. 21:17.442 --> 21:20.404 ‫جیم دستش رو کرد اون ‫تو و برام تمیزش کرد. 21:20.487 --> 21:21.863 ‫منم فقط آگهیش کردم. 21:21.947 --> 21:24.616 ‫دیگه حتی توشون رو ‫نگاه هم نمی‌کنم. 21:27.119 --> 21:28.495 ‫صبح بخیر. 21:29.162 --> 21:30.956 ‫ببینید کی امروز ‫اومده دیدنمون. 21:31.039 --> 21:33.125 ‫وای خدای من، سلام! 21:33.208 --> 21:37.421 ‫وای خدایا، سلام رفیق! ‫دلت برام تنگ شده بود؟ 21:38.005 --> 21:40.549 ‫آره! 21:40.590 --> 21:42.884 ‫- حالت چطوره، کنزی؟ ‫- خوبم. 21:42.884 --> 21:45.929 ‫به نظرم بچه‌دار شدن ‫اتفاق خیلی قشنگیه. 21:46.013 --> 21:48.015 ‫فکر نکنم می‌تونستم کنزی رو ‫از این بیشتر دوست داشته باشم، 21:48.056 --> 21:49.725 ‫چون مثل کوه پشتمه. 21:49.808 --> 21:52.394 ‫و حالا یه تکه از وجود ‫جفتمون رو داریم، 21:52.477 --> 21:54.062 ‫که خیلی حس باحالیه. 21:54.104 --> 21:54.646 ‫نمی‌دونم، 21:54.646 --> 21:57.983 ‫حس می‌کنم این یه شروع قشنگ برای ‫یه آینده‌ی کاملاً متفاوته... 21:58.025 --> 22:00.068 ‫که حالا هر دوتامون ‫با هم توش شریکیم. 22:00.193 --> 22:03.322 ‫گفتن امروز ‫یه مهمون ویژه داریم؟ 22:03.405 --> 22:05.240 ‫سلام! 22:05.324 --> 22:08.410 ‫- اوه، ببینید، جیم! ‫- بالاخره با این کوچولو آشنا شدم. 22:08.493 --> 22:11.913 ‫اون چیه‌؟ قراره بهت یاد بده ‫چطوری از برج آب بری بالا، 22:11.913 --> 22:12.622 ‫ریکی. 22:12.622 --> 22:14.541 ‫- جناب آقای جیم کری! ‫- نه، فقط موتور خاکیه. 22:15.125 --> 22:16.585 ‫ریکی اومده مغازه! 22:18.420 --> 22:21.631 ‫- یه هدیه برای ریکی گرفتم. ‫- چی گرفتی؟ 22:23.425 --> 22:26.762 ‫- اولین تفنگ ساچمه‌ای زندگیش! ‫- وای خدا! 22:26.845 --> 22:29.806 ‫امروز که بری خونه، ‫کل ورودی پر از پرنده می‌شه. 22:31.058 --> 22:34.478 ‫و از طرف دوری... ‫وای خدای من! 22:34.561 --> 22:38.732 ‫وای! 22:38.815 --> 22:40.275 ‫مرکز، مرکز، واحد ۱۹. 22:40.317 --> 22:42.694 ‫ریک بزرگ صحبت می‌کنه ‫از امدادخودروی ریک بزرگ. 22:43.236 --> 22:46.990 ‫اومدم اون کاروان رو ببرم. 22:47.157 --> 22:50.619 ‫حسابی به مامان و بابام ‫افتخار می‌کنم و خیلی بهشون مدیونم، 22:50.660 --> 22:53.830 ‫مخصوصاً الان که خودم ‫بچه‌دار شدم و می‌بینم... 22:53.955 --> 22:56.291 ‫...بابا بودن چه زحمتی داره. ‫وای. 22:56.375 --> 22:58.960 ‫بابا شدی، آره. ‫یادم رفته بود بابا شدی. 22:59.044 --> 23:00.879 ‫نمی‌دونم، انگار... خب، 23:00.962 --> 23:03.632 ‫مامان و بابایی بهترین از این‌ها ‫گیرم نمیومد... 23:03.715 --> 23:06.259 ‫و اگه هزار بار دیگه‌ام به دنیا بیام، ‫بازم همین‌ها رو انتخاب می‌کنم. 23:06.301 --> 23:08.678 ‫- خیلی قشنگه، معرکه‌ست، عاشقشم. ‫- آره. 23:08.970 --> 23:11.390 ‫خب، بهترین بخشش کار ‫کردن با خانواده‌امه. 23:12.057 --> 23:14.851 ‫اون‌ها، تمام بچه‌هام، 23:14.893 --> 23:17.896 ‫احترام زیادی ‫برای بقیه قائلن. 23:17.979 --> 23:22.776 ‫خیلی کارهای احمقانه و خنده‌دار می‌کنن، ‫ولی احترام می‌ذارن. 23:23.402 --> 23:25.779 ‫آره، برای همینه اشک ‫توی چشمام جمع شده. 23:27.531 --> 23:29.658 ‫به نظرت پسرها بهت ‫افتخار می‌کنن؟ 23:30.158 --> 23:33.662 ‫خب، دوطرفه‌ست. ‫گور باباتون، بچه‌ها! 23:33.829 --> 23:35.330 ‫این بخش رو ‫نمی‌تونید پخش کنید! 23:36.706 --> 23:38.708 ‫ریکی بابی! 23:38.792 --> 23:41.253 ‫زهره‌ترکش کردین! 23:41.294 --> 23:43.588 ‫چرا همه سر من داد می‌زنن؟ 23:43.713 --> 23:47.467 ‫بدون بابا کارمون توی قطعات کاروان ‫بروبچ خرفت تموم بود. 23:47.509 --> 23:50.846 ‫پس باید هر کاری از دستمون ‫برمیاد بکنیم... 23:50.846 --> 23:52.681 ‫تا همین‌جا نگهش داریم ‫و خوشحالش کنیم، 23:52.681 --> 23:54.516 ‫چون بدون اون، کارمون تمومه. 23:55.434 --> 23:56.393 ‫چه خبره؟ 23:56.435 --> 23:58.437 ‫- می‌ریم قدم بزنیم. ‫- می‌ریم قدم بزنیم. 23:58.437 --> 23:59.896 ‫اوه، می‌خواید دوباره ‫برید نگاهش کنید؟ 23:59.938 --> 24:01.648 ‫به نظرم باید دوباره ‫یه نگاهی بهش بندازیم. 24:01.731 --> 24:03.984 ‫من هنوزم می‌گم خرید خوبیه. 24:04.067 --> 24:06.027 ‫چهار ساله دارم بهتون می‌گم. 24:06.111 --> 24:07.988 ‫خب، حدس بزن چی شده بابا! 24:08.071 --> 24:10.615 ‫خانوادگی پولامون رو ‫گذاشتیم روی هم. 24:10.699 --> 24:13.660 ‫- خریدیمش؟ مال خودمونه؟ ‫- کلیدش دست خودمونه! 24:13.702 --> 24:15.537 ‫- ایولا! ‫- کلیدش دست خودمونه. 24:15.537 --> 24:17.539 ‫- یه چیز جدید. ‫- بیا بریم ببینیمش. 24:17.622 --> 24:21.126 ‫برای کاری که می‌خوایم، ‫عالی می‌شه. 24:21.126 --> 24:24.087 ‫ببین چقدر وسایل جا گذاشتن. ‫سریع مایه‌دار می‌شیم! 24:24.171 --> 24:26.673 ‫پنج دلار، پنج دلار. 24:26.756 --> 24:29.092 ‫هر چی اینجاست الان دیگه ‫واقعاً مال خودمونه، 24:29.092 --> 24:30.927 ‫که فکر کردن بهش هم خیلی عجیبه. 24:30.969 --> 24:33.597 ‫بخشی از معامله بود، ‫همه‌ی این وسایل هم روش بود. 24:33.680 --> 24:36.433 ‫خب، پس باید دست‌به‌کار بشیم، ‫یه خانه‌ی وحشت... 24:36.516 --> 24:38.935 ‫- داریم که باید بسازیم و کلاً سه ماه وقت داریم. ‫- عالیه، من هستم! 24:38.935 --> 24:39.769 ‫آره بابا! 24:39.978 --> 24:43.648 ‫خیلی هیجان‌زده‌ام... ‫ساختن و خلق کردن، کیف می‌ده. 24:43.773 --> 24:45.609 ‫بریم که داشته باشیم. 24:46.485 --> 24:51.156 ‫پسرها همیشه حواسشون پرت می‌شه. ‫همه‌اش مشغول خوش‌گذرونی‌ان. 24:52.866 --> 24:54.159 ‫یا خدا! 24:56.703 --> 24:57.662 ‫داوسون؟ 25:02.542 --> 25:04.544 ‫- کجا رفت؟ ‫- حالا چی‌کار کنیم؟ 25:05.754 --> 25:07.923 ‫پسرها هیچ‌وقت بهم نمی‌گن ‫دارن چی‌کار می‌کنن، 25:07.923 --> 25:10.759 ‫و فکر کنم چون ‫نمی‌خوان بفهمم. 25:18.600 --> 25:22.229 ‫بابا توی این کاروانه؟ 25:22.270 --> 25:25.649 ‫وای خدا، ‫همین تازه اینجا رو خریدیم. 25:25.649 --> 25:27.526 ‫فکر کنم داره اثاث‌کشی ‫می‌کنه اینجا. 25:27.734 --> 25:29.778 ‫- چه خبره؟ ‫- چطورید؟ 25:29.861 --> 25:31.780 ‫تابستون رو قراره ‫اینجا بمونی؟ 25:31.821 --> 25:32.906 ‫دارم میام اینجا زندگی کنم. 25:32.948 --> 25:34.533 ‫مامان اصلاً قراره ‫ببینه‌ات یا نه؟ 25:34.574 --> 25:37.619 ‫عصرها و آخر هفته‌ها. 25:38.912 --> 25:40.455 ‫سه ماه همین‌جام. 25:40.914 --> 25:44.334 ‫راه‌اندازی خانه‌ی وحشت واقعاً ‫دیوانه‌وار به نظر می‌رسه. 25:44.417 --> 25:46.211 ‫دفعه اول، ‫مردم فکر می‌کردن... 25:46.211 --> 25:48.004 ‫داریم وقتمون رو تلف ‫می‌کنیم و رسماً دیوونه شدیم. 25:48.088 --> 25:50.382 ‫ولی ما دیوونه‌بازی رو دوست داریم. ‫زنده نگهمون می‌داره. 25:50.465 --> 25:53.927 ‫اینجا قراره ورودی ‫اصلی همه‌ی مشتری‌ها باشه. 25:53.969 --> 25:56.846 ‫- باشه. ‫- می‌خوام سایه‌بانش طرح کافه‌های قدیمی باشه، 25:56.972 --> 25:59.182 ‫- که خیلی خفن بشه. ‫- آره. 25:59.266 --> 26:01.309 ‫الگوی من والت دیزنیه. 26:01.393 --> 26:05.730 ‫به نظرم باید این اتاق رو ‫تبدیل کنیم به کلیسا. 26:05.814 --> 26:11.194 ‫همه فکر می‌کردن دیزنی دیوونه ‫شده که می‌خواد شهربازی بسازه. 26:11.278 --> 26:13.655 ‫اونم گفت گور باباتون ‫و کارش رو کرد. 26:13.738 --> 26:14.906 ‫من عاشق همینم. 26:14.990 --> 26:17.409 ‫- قایم بشی و یهو بپری بیرون و بترسونی. ‫- صددرصد. 26:17.492 --> 26:19.536 ‫باحال‌ترین بخشش ‫ترسوندن مردمه. 26:19.619 --> 26:21.830 ‫این‌که مردم از ترس ‫خودشون رو خیس کنن، 26:21.871 --> 26:23.790 ‫که راستش خودمون هم ‫این کار رو کردیم. 26:23.790 --> 26:29.671 ‫مثل تزریق یه دوز هروئین ‫و رفتن به فضاست. 26:29.754 --> 26:31.756 ‫دقیقاً همینطوریه. 26:31.840 --> 26:33.675 ‫البته تا حالا تزریق نکردم، ‫ولی حدس می‌زنم. 26:35.218 --> 26:37.012 ‫بعدش می‌ریم سمت قسمت عقب، 26:37.095 --> 26:39.973 ‫که فکر کنم خیلی ‫محشر می‌شه. 26:40.056 --> 26:41.516 ‫این فضا قراره... 26:41.600 --> 26:43.184 ‫...سیرک بشه. 26:43.226 --> 26:45.145 ‫به فکری که اینجا یه چادر بزرگ بزنیم؟ 26:45.145 --> 26:46.855 ‫چون این یعنی ‫یه چادر لازم داریم. 26:46.938 --> 26:49.691 ‫- دلقک هم لازم داریم. ‫- و آدمک‌های بیشتر. 26:49.774 --> 26:51.735 ‫می‌دونی قیمت یکی ‫از اون چادرها چقدره؟ 26:51.776 --> 26:54.029 ‫در هر صورت، فقط وسایلش رو بگیرید، ‫خودم می‌سازمش. 26:54.029 --> 26:56.698 ‫برای هر اتاق چقدر ‫می‌خوایم خرج کنیم؟ 26:56.698 --> 27:00.118 ‫چون اگه ۲۰ تا اتاق داشته باشیم ‫و هر کدوم سه هزار دلار بشه... 27:00.160 --> 27:02.704 ‫برای پول درآوردن باید خرج کنیم، ‫پس فدای سرت. 27:02.787 --> 27:05.081 ‫- راست می‌گی، نباید زشت از آب دربیاد. ‫- نباید سرتهش رو هم بیاریم. 27:05.081 --> 27:07.334 ‫هر چقدر لازم ‫باشه خرج می‌کنیم. 27:07.417 --> 27:08.960 ‫- پول زیادی می‌شه. ‫- می‌دونم. 27:09.002 --> 27:10.378 ‫این چه حسابی بود کردی؟ 27:10.378 --> 27:12.464 ‫خب، ۲۰ تا اتاق ۳ هزاری، 27:12.464 --> 27:15.675 ‫- تازه ۳ هزار حداقلشه، می‌شه ۶۰ هزار دلار. ‫- اگه حول‌وحوش ۵۰ تا تمومش کنیم، 27:15.675 --> 27:18.011 ‫- خیلی عالی می‌شه. ‫- فقط هر کاری می‌کنی، به مامان چیزی نگو! 27:18.094 --> 27:20.388 ‫- آره، آره. ‫- همین. 27:20.430 --> 27:22.140 ‫آره، فقط... 27:22.140 --> 27:24.726 ‫- باید رسید رو بدم بهش؟ ‫- سندسازی می‌کنیم. 27:24.809 --> 27:26.936 ‫- سندسازی می‌کنیم! ‫- سندسازی! 27:26.978 --> 27:29.981 ‫من فقط حواسم به خریدن ‫ساختمون بود، 27:30.023 --> 27:32.817 ‫برای همین الان جوری شده که می‌گم: «وای. ‫به بد مخمصه‌ای افتادیم.» 27:32.817 --> 27:35.445 ‫وای. ‫این دیگه واقعاً... 27:35.528 --> 27:38.198 ‫اصلاً فکر نمی‌کردم ‫این‌قدر گرون دربیاد. 27:38.281 --> 27:41.326 ‫خب، فروشمون افت کرده، ‫باید یه خانه‌ی وحشت هم بسازیم، 27:41.368 --> 27:43.536 ‫تازه تا اکتبر هم ‫باید تمومش کنیم. 27:43.536 --> 27:46.414 ‫- رسماً بیچاره ایم ‫- بدجور به فنا رفتیم. 27:46.414 --> 27:48.917 ‫بدجورِ بدجورِ بدجور به فنا رفتیم. 27:49.000 --> 27:51.252 ‫به فنا! 27:51.336 --> 27:54.047 ‫نمی‌دونم، نمی‌دونم. ‫تو هم بیچاره ای؟ 27:54.130 --> 27:57.050 ‫- خب حالا چی‌کار کنیم؟ ‫- نمی‌دونم دیگه باید چی‌کار کنیم. 27:57.133 --> 27:58.343 ‫بدجور به فنا رفتیم. 27:59.719 --> 28:03.098 ‫♪ بزرگ‌تر شدیم، ‫ولی هیچ فرقی نکرده ♪ 28:05.308 --> 28:10.230 ‫♪ از بچگی همیشه ‫پشت همدیگه بودیم ♪ 28:10.313 --> 28:15.110 ‫♪ نمی‌خوام توی ‫آلبرتا بمیرم ♪ 28:15.193 --> 28:17.195 ‫♪ ولی هیچ‌وقت هم ‫از اینجا نمی‌رم ♪ 28:17.237 --> 28:20.198 ‫♪ پس می‌خوام ‫تا ابد زنده بمونم ♪ 28:20.281 --> 28:25.286 www.Doostihaa.com