WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:49.049 --> 00:52.970 ‫فقط صبر کن، کو. کلی چیز هست که باید تو ساحل ما بهت نشون بدم. 00:54.096 --> 00:57.683 ‫دفعه‌ی پیش که رفتیم، مجبور شدم همه‌ی اسباب‌بازی‌هام رو خودم تنهایی بیارم. 00:58.267 --> 01:02.104 ‫ولی این دفعه نه. می‌تونیم همه‌چیز رو با هم بیاریم. 01:02.813 --> 01:07.985 ‫کلی چیز برای جمع کردن هست. بیلچه، سطل و یه بادبادک. 01:07.985 --> 01:09.444 ‫دیگه چی لازم داریم؟ 01:09.444 --> 01:12.614 ‫به نظر میاد همه‌چیز همین‌هاست، به جز ادی. 01:16.410 --> 01:17.953 ‫چه حسی داری، ادی؟ 01:17.953 --> 01:21.248 ‫مامان و بابا فکر می‌کنن بهتره امروز خونه بمونم. 01:21.248 --> 01:24.293 ‫شاید بتونیم یه وقت دیگه بریم. وقتی حالت بهتر شد. 01:24.293 --> 01:26.670 ‫چی؟ عمراً. 01:26.670 --> 01:28.505 ‫ساحل که جایی نمی‌ره. 01:28.505 --> 01:30.841 ‫ما چند روزه داریم برای این سفر برنامه‌ریزی می‌کنیم. 01:30.841 --> 01:33.260 ‫من می‌خوام به کو اولین بارش تو ساحل ما خوش بگذره. 01:33.260 --> 01:34.469 ‫منم همینطور. 01:35.095 --> 01:38.807 ‫دوست ندارم از خوشی عقب بمونم، ولی مهمه که حالم بهتر بشه. 01:38.807 --> 01:42.102 ‫شما برین و خوش بگذرونین، و وقتی برگشتین همه‌چیز رو برام تعریف کنین. 01:42.603 --> 01:46.023 ‫خب، باشه. ولی دلمون برات تنگ می‌شه. 01:47.316 --> 01:49.902 ‫آخ جون! به سوی ساحل. 01:55.949 --> 01:59.494 ‫پروانه‌های شنی درست می‌کنیم، و دنبال گنج می‌گردیم، 01:59.494 --> 02:01.413 ‫و تو آب شلپ شلوپ می‌کنیم. 02:02.748 --> 02:04.875 ‫چیزی فکرت رو مشغول کرده، مایکل؟ 02:05.375 --> 02:09.003 ‫داشتم به ادی فکر می‌کردم. کاش می‌تونست با ما اینجا باشه. 02:10.255 --> 02:13.717 ‫آب اونجاست. نظرت چیه، کو؟ 02:14.426 --> 02:19.473 ‫هوای شور و نسیم دریا. شن گرم بین انگشتای پام. 02:19.473 --> 02:21.266 ‫من اینجا خوشحالم. 02:21.266 --> 02:24.269 ‫یالا، بیاین ببینیم چی می‌تونیم تو شن‌ها پیدا کنیم. 02:27.105 --> 02:28.857 ‫این طرف. نگاه کنین. 02:31.860 --> 02:34.279 ‫چشمات خوب می‌بینه، کارل. این چیه؟ 02:34.780 --> 02:39.243 ‫مرجانه. ادی می‌تونست بیشتر بهت بگه. اون همه‌چیز رو در مورد مرجان‌ها می‌دونه. 02:39.243 --> 02:42.454 ‫عاشق این بازی می‌شی، کو. 02:42.454 --> 02:46.667 ‫هر کاری می‌کنی، نذار موج‌ها بهت بخورن. اینطوری. 02:47.543 --> 02:50.921 ‫باید ادی رو تو این بازی ببینی. موج‌ها هیچ‌وقت بهش نمی‌خورن. 02:50.921 --> 02:53.632 ‫آماده‌ای؟ حالا! 02:56.093 --> 02:57.803 ‫مواظب باش، استیل‌واتر. 03:01.431 --> 03:05.811 ‫آب بهم خورد، و حس خیلی خنک و باحالی داره. 03:07.479 --> 03:11.441 ‫دیدی مایکل؟ ما موج‌ها رو شکست دادیم. 03:11.441 --> 03:12.734 ‫مایکل؟ 03:13.402 --> 03:14.486 ‫بدو! 03:20.117 --> 03:23.620 ‫خب، کو. آماده، حرکت، خالی کن. 03:26.164 --> 03:31.420 ‫نگاه کن، پروانه‌ی ما، داره با خانواده‌ش پرواز می‌کنه. 03:31.420 --> 03:33.088 ‫یه باغ از شن. 03:36.091 --> 03:37.092 ‫خوب شد. 03:37.676 --> 03:40.387 ‫مایکل، دوست داری تو هم یکی درست کنی؟ 03:40.387 --> 03:43.056 ‫نه ممنون. الان خیلی حسش رو ندارم. 03:43.056 --> 03:45.809 ‫یعنی، این بیشتر کار ادیه. 03:46.476 --> 03:52.232 ‫شاید بتونیم یه چیز دیگه رو امتحان کنیم. بادبادک هوا کردن چطوره؟ 03:56.778 --> 03:58.822 ‫آماده می‌شیم که پرتش کنیم. 03:58.822 --> 04:00.032 ‫از این طرف، کو. 04:00.741 --> 04:03.285 ‫آماده و حرکت! 04:10.125 --> 04:12.711 ‫- بدو! ‫- برو، مایکل. 04:14.963 --> 04:16.757 ‫باید سریع‌تر بدوی. 04:17.257 --> 04:21.011 ‫ما به ادی احتیاج داریم. اون همیشه وقتی می‌دوه بادبادک رو می‌فرسته هوا. 04:21.011 --> 04:23.388 ‫دوست داری دوباره امتحان کنی هواش کنی؟ 04:23.388 --> 04:25.098 ‫ببخشید، استیل‌واتر. 04:25.098 --> 04:27.893 ‫امروز اون چیزی نشد که برای کو تو ذهنمون داشتیم. 04:28.936 --> 04:30.938 ‫قطعاً متفاوت بود. 04:31.688 --> 04:35.192 ‫و این منصفانه نیست که ما اینجا داریم خوش می‌گذرونیم در حالی که ادی تو خونه گیر کرده. 04:35.192 --> 04:37.986 ‫ولی آیا به شما خوش می‌گذره؟ 04:37.986 --> 04:42.741 ‫- نه خیلی. ‫- اولش خوش می‌گذشت، ولی دیگه نه. 04:42.741 --> 04:44.868 ‫ساحل خیلی قشنگه. 04:44.868 --> 04:50.082 ‫من عاشق گشتن تو ساحلم، ولی دوستام ناراحت به نظر میان. 04:50.791 --> 04:54.878 ‫شاید بهتره فقط بریم خونه. می‌تونیم یه روز دیگه برگردیم. 04:56.672 --> 04:57.965 ‫این یه مشکله. 04:58.465 --> 05:01.385 ‫آیا ساحل رو ترک کنیم و ادی رو ببینیم؟ 05:01.385 --> 05:04.429 ‫یا تو ساحل بمونیم، ولی دلمون برای ادی تنگ بشه؟ 05:04.930 --> 05:08.267 ‫قبل از اینکه تصمیم بگیریم، به یه قصه گوش می‌دین؟ 05:09.977 --> 05:11.562 ‫- حتماً. ‫- باشه. 05:18.110 --> 05:23.323 ‫توی یه شهر کویری کوچیک، یه استاد بنا و شاگردش 05:23.323 --> 05:27.744 ‫داشتن برای یه خانواده‌ی جوون و در حال رشد، یه خونه می‌ساختن. 05:33.083 --> 05:37.963 ‫طی چند روز بعد، کارگرها یه پی محکم ساختن 05:37.963 --> 05:39.798 ‫تا خونه روش قرار بگیره. 05:41.925 --> 05:46.096 ‫اون‌ها دیوارهای ضخیمی ساختن تا خونه رو تو تابستون خنک 05:46.096 --> 05:47.973 ‫و تو زمستون گرم نگه دارن. 05:54.605 --> 06:00.277 ‫اون‌ها یه سقف محکم ساختن تا جلوی بارون بهاری و برف زمستونی رو بگیره. 06:02.779 --> 06:08.619 ‫تا اینکه، بالاخره، روزی رسید که بناها دیوارها رو گچ‌کاری کنن 06:08.619 --> 06:10.454 ‫و خونه رو تموم کنن. 06:13.540 --> 06:19.254 ‫ولی استاد یه کار آخر داشت که باید انجام می‌داد. 06:37.523 --> 06:38.690 ‫سلامتی. 06:50.744 --> 06:51.787 ‫دوستان خوب. 07:04.341 --> 07:05.425 ‫استراحت خوب. 07:06.093 --> 07:08.136 ‫حالا، می‌تونیم تمومش کنیم. 07:10.848 --> 07:14.518 ‫استاد، مواظب باشین. دارین روی نقاشی‌هاتون رو می‌پوشونین. 07:14.518 --> 07:16.186 ‫دقیقاً همینطوره. 07:16.186 --> 07:19.606 ‫ولی چرا؟ اینطوری اون خانواده هیچ‌وقت اون‌ها رو نمی‌بینن. 07:19.606 --> 07:25.696 ‫درسته، ولی آرزوهای خوبی که برای این خانواده کردم همیشه باهاشون می‌مونه. 07:26.238 --> 07:30.701 ‫حس خوبیه که اینو بدونی، چه اونا هیچ‌وقت بفهمن چه نفهمن. 07:31.535 --> 07:33.453 ‫همینطور که بهش فکر می‌کرد، 07:33.453 --> 07:37.708 ‫شاگرد شروع به فهمیدن منظور استادش کرد. 07:38.292 --> 07:39.793 ‫اجازه هست تو نقاشی کمکتون کنم، استاد؟ 07:46.425 --> 07:47.968 ‫این واقعاً خونه‌ی ماست؟ 07:48.552 --> 07:50.304 ‫چه خونه‌ی زیبایی. 07:51.513 --> 07:56.852 ‫سلامتی. دوستان خوب. استراحت خوب. 08:04.067 --> 08:07.070 ‫اون بناها همه‌ی اون نقاشی‌ها رو برای اون خانواده کشیدن، 08:07.070 --> 08:09.489 ‫با اینکه اون خانواده هیچ‌وقت اون‌ها رو ندید. 08:09.489 --> 08:11.074 ‫همینطوره. 08:11.074 --> 08:15.662 ‫فکر می‌کنین اگه شما جای اون نقاش بودین چه حسی داشتین؟ 08:16.705 --> 08:18.957 ‫فکر کنم خوشحال می‌شدم. 08:19.458 --> 08:22.419 ‫یعنی، اگه اونقدر برام مهم بود که یه کار خوب انجام بدم، 08:22.419 --> 08:25.047 ‫شاید اون خانواده ندونن، ولی خودم که می‌دونستم. 08:25.047 --> 08:29.927 ‫می‌تونیم برای ادی آرزوهای خوب بفرستیم؟ این باعث می‌شه حالش بهتر بشه؟ 08:29.927 --> 08:35.224 ‫گفتنش سخته، کارل، ولی شاید کمک کنه حال خودتون در مورد ادی بهتر بشه. 08:35.974 --> 08:39.269 ‫دوست دارم همگی با من یه چیزی رو امتحان کنین. 08:53.158 --> 08:56.620 ‫دوست دارم همگی چشم‌هاتون رو ببندین. 08:58.330 --> 09:03.961 ‫حالا، بیاین یه نفس آروم و عمیق تو شکممون بکشیم. 09:03.961 --> 09:06.129 ‫کامل پرش کنین. 09:06.672 --> 09:09.883 ‫و بعدش آروم نفسمون رو بیرون می‌دیم. 09:13.095 --> 09:18.475 ‫بعد، دوست دارم ادی رو تو ذهنتون تصور کنین. 09:19.268 --> 09:24.481 ‫دارم تصور می‌کنم ادی داره گیتارش رو می‌زنه، و منم دارم نی ژیائوم رو می‌زنم. 09:24.481 --> 09:28.902 ‫من دارم ادی رو اینجا تو ساحل تصور می‌کنم. داره قلعه‌های شنی می‌سازه. 09:28.902 --> 09:30.696 ‫ادی تو خونه‌ست. 09:30.696 --> 09:35.242 ‫داره یه چیز خوشمزه می‌پزه. مزه‌ش واقعاً خوبه. 09:35.742 --> 09:39.121 ‫منم ادی رو اینجا می‌بینم. داره تو آب شلپ شلوپ می‌کنه و می‌خنده. 09:39.913 --> 09:45.210 ‫بهم بگین، الان قلب‌هاتون چه حسی داره؟ 09:45.210 --> 09:47.838 ‫- گرم و نرم. ‫- مال منم همینطور. 09:49.089 --> 09:53.927 ‫حالا، بیاین یه نفس عمیق آخر بکشیم تو... 09:55.929 --> 09:57.848 ‫و بیرون. 09:59.516 --> 10:01.894 ‫الان حالم بهتره. 10:02.769 --> 10:05.814 ‫انگار ادی با ما اینجاست، با اینکه نیست. 10:05.814 --> 10:08.775 ‫این به خاطر اینه که ما ادی رو تو قلبمون داریم. 10:08.775 --> 10:10.152 ‫درسته، استیل‌واتر؟ 10:10.152 --> 10:12.404 ‫فکر می‌کنم همینطوره، کارل. 10:12.404 --> 10:15.991 ‫حالا چی‌کار می‌کنیم؟ من دیگه ناراحت نیستم. 10:15.991 --> 10:17.618 ‫هنوز می‌خوایم بریم خونه؟ 10:18.368 --> 10:22.080 ‫قبل از اینکه بیایم ساحل، ادی بهمون گفت خوش بگذرونیم. 10:22.080 --> 10:23.749 ‫پس، فکر می‌کنم باید همین کار رو بکنیم. 10:27.920 --> 10:29.671 ‫من یه صدف بنفش پیدا کردم. 10:29.671 --> 10:30.923 ‫نگاه کن، مایکل. 10:30.923 --> 10:32.174 ‫چیز خوبی پیدا کردی. 10:37.387 --> 10:39.056 ‫کامل پر شد. 10:40.307 --> 10:42.059 ‫- باحاله. ‫- خالی کن! 10:43.435 --> 10:45.729 ‫امیدوارم این پروانه‌ها پرواز نکنن برن. 10:47.731 --> 10:49.316 ‫مواظب باش، استیل‌واتر. 10:49.316 --> 10:50.776 ‫مراقب موج باش. 10:50.776 --> 10:52.027 ‫ما نجاتت دادیم. 10:52.528 --> 10:53.820 ‫چیزی نمونده بود خیس بشی. 10:58.784 --> 11:01.245 ‫چه نقاشی‌های قشنگی. 11:18.387 --> 11:21.348 ‫- شما برگشتین. ‫- چه حسی داری، ادی؟ 11:21.348 --> 11:23.517 ‫آرزوهای خوبی که فرستادیم رو حس کردی؟ 11:24.601 --> 11:27.896 ‫مطمئن نیستم، کارل، ولی یه کم بهترم. 11:27.896 --> 11:29.064 ‫ساحل چطور بود؟ 11:29.064 --> 11:32.693 ‫خیلی خوش گذشت. نگاه کن چی برات آوردیم. 11:32.693 --> 11:34.194 ‫صدف و شیشه‌های دریایی. 11:34.820 --> 11:36.530 ‫امروز دلمون برات تنگ شده بود. 11:36.530 --> 11:41.076 ‫برای همین، ساحل رو برات آوردیم. امیدواریم خوشت بیاد. 11:41.076 --> 11:42.202 ‫عاشقشم. 11:42.202 --> 11:45.581 ‫خیلی از همه‌تون ممنونم. معلومه که بهتون خوش گذشته. 11:45.581 --> 11:49.334 ‫اولش نه، ولی آخرش خیلی عالی شد. 11:49.334 --> 11:50.752 ‫می‌خوای در موردش بشنوی؟ 11:50.752 --> 11:52.171 ‫همه‌چیز رو برام تعریف کنین. 11:52.171 --> 11:54.590 ‫خب، اولش هوا یه کم ابری بود. 11:54.590 --> 11:56.258 ‫ما یه جای عالی پیدا کردیم. 11:57.092 --> 12:00.053 ‫و کو واقعاً اونجا رو دوست داشت. مگه نه، کو؟ 12:22.868 --> 12:25.787 ‫صبح بخیر، مایا. صبح بخیر، ادی. 12:25.787 --> 12:27.372 ‫صبح بخیر، استیل‌واتر. 12:27.372 --> 12:31.001 ‫باغچه‌ی سبزیجاتتون خیلی سالم به نظر میاد. 12:31.835 --> 12:34.838 ‫ممنون. و حالا کاملاً بدون علف هرزه. 12:34.838 --> 12:37.508 ‫ممنون که ماه پیش کمک کردین شروع کنیم. 12:37.508 --> 12:39.760 ‫و کمک کردین جعبه‌های کاشت بسازیم. 12:39.760 --> 12:43.138 ‫- و گذاشتین از ابزار باغبونیتون استفاده کنیم. ‫- و کمپوست. 12:44.723 --> 12:47.184 ‫خوشحالم که دارین ازش لذت می‌برین. 12:47.184 --> 12:50.521 ‫باغبونی یکی از کارهای مورد علاقه‌ی منه. 12:50.521 --> 12:53.106 ‫گوجه‌فرنگی‌ها و توت‌فرنگی‌های ما تقریباً رسیدن. 12:53.106 --> 12:55.234 ‫بعضی‌هاشون یکی دو روز دیگه آماده‌ی چیدن می‌شن. 12:55.234 --> 12:56.944 ‫فوق‌العاده‌ست. 12:56.944 --> 13:00.697 ‫مشتاقانه منتظرم ببینم فردا اوضاع اینجا چطور پیش رفته. 13:01.323 --> 13:03.867 ‫حتماً یه گوجه‌فرنگی فقط برای شما نگه می‌داریم. 13:03.867 --> 13:05.827 ‫خداحافظ، استیل‌واتر. 13:06.828 --> 13:08.247 ‫فعلاً خداحافظ، گیاه‌ها. 13:08.247 --> 13:12.000 ‫من باید برم خونه، ولی فردا برمی‌گردم تا ببینم چقدر بزرگ شدین. 13:12.000 --> 13:14.169 ‫خداحافظ، گیاه‌ها. بعداً می‌بینمتون. 13:14.169 --> 13:17.464 ‫داری با اون توت‌فرنگیه حرف می‌زنی؟ چرا؟ 13:17.464 --> 13:20.551 ‫می‌دونی، کارل، گیاه‌ها دوست دارن باهاشون حرف بزنی. 13:20.551 --> 13:22.928 ‫واقعاً؟ باشه. 13:22.928 --> 13:27.724 ‫هی، گیاه‌ها، می‌خواین براتون از اون موقعی بگم که استیل‌واتر رو از دست یه هیولای فضایی نجات دادم؟ 13:27.724 --> 13:30.102 ‫ربات غول‌پیکر منم کمک کرد. 13:30.102 --> 13:32.855 ‫خب، یه روز، وقتی داشتیم حیاط رو می‌گشتیم، 13:32.855 --> 13:34.439 ‫یه صدای کمک شنیدیم. 13:40.696 --> 13:43.866 ‫صبح بخیر، ادی. صبحونه می‌خوای؟ 13:43.866 --> 13:46.869 ‫بعداً. اول باید ببینم باغچه‌م در چه حاله. 13:57.588 --> 13:58.881 ‫چی شده، ادی؟ 13:59.464 --> 14:01.550 ‫همه‌جاش پر از چاله‌ست. 14:03.135 --> 14:04.636 ‫صبح همگی بخیر. 14:04.636 --> 14:06.805 ‫- اوه-اوه. ‫- باغچه‌مون در چه حاله؟ 14:09.057 --> 14:10.058 ‫چی شده؟ 14:10.058 --> 14:12.811 ‫یه چیزی تو باغچه‌تون چاله کنده. 14:12.811 --> 14:15.063 ‫ادی، خراب شده! 14:15.898 --> 14:18.567 ‫اونقدرها هم بد نیست، مایا. شاید بتونیم درستش کنیم. 14:18.567 --> 14:21.278 ‫بیا سعی کنیم آروم باشیم و فکر کنیم. 14:21.278 --> 14:25.157 ‫یالا، با من نفس پروانه‌ای بکش. 14:25.157 --> 14:27.451 ‫پنج. 14:27.451 --> 14:29.328 ‫چهار. 14:29.995 --> 14:31.997 ‫سه. 14:32.581 --> 14:34.374 ‫دو. 14:35.042 --> 14:36.418 ‫یک. 14:37.461 --> 14:40.589 ‫حق با توئه، ادی. اونقدرها هم بد نیست. 14:40.589 --> 14:43.091 ‫یه جونوری فقط چند تا از بوته‌های فلفل ما رو از خاک در آورده. 14:43.091 --> 14:45.719 ‫حتی فلفل‌های روی بوته‌ها رو هم نخورده، 14:45.719 --> 14:48.096 ‫پس شاید بتونیم دوباره بکاریمشون. 14:48.722 --> 14:53.143 ‫باشه. ولی باید یه راهی هم پیدا کنیم که مطمئن بشیم اون آفته دور می‌مونه 14:53.143 --> 14:54.686 ‫و برای همیشه از باغچه‌مون میره. 14:58.190 --> 15:01.818 ‫خب. این باید هر چی که بوده رو بترسونه و فراری بده. 15:02.486 --> 15:05.405 ‫- امیدوارم این روبان‌های براق کافی باشن. ‫- امیدوارم. 15:05.405 --> 15:10.118 ‫اگه این نترسوندش، نقاشی هیولای من حتماً این کار رو می‌کنه. 15:14.081 --> 15:16.542 ‫فکر کنم توت‌فرنگی‌های ما دیگه تقریباً رسیدن. 15:16.542 --> 15:19.211 ‫یه روز دیگه و اولین محصولمون رو برداشت می‌کنیم. 15:19.211 --> 15:22.172 ‫من قراره یه پای توت‌فرنگی خوشمزه درست کنم. 15:24.424 --> 15:26.885 ‫شاید مجبور بشم یه پای دستی کوچولو درست کنم. 15:26.885 --> 15:29.471 ‫فقط حدود سه تا توت هست که تقریباً آماده‌ان. 15:31.390 --> 15:34.560 ‫هی، ادی، من یه توت‌فرنگی پیدا کردم. 15:34.560 --> 15:37.521 ‫کارل! تو همین الان اون توت‌فرنگی رو چیدی؟ 15:37.521 --> 15:40.941 ‫هنوز نرسیده. ما هفته‌ها منتظر بودیم تا کاملاً برسه! 15:40.941 --> 15:43.110 ‫من نچیدمش، قول می‌دم! 15:43.110 --> 15:46.947 ‫من اینطوری روی زمین پیداش کردم، یه گاز هم بهش زده بودن. 15:55.122 --> 15:57.207 ‫اوه، نه. باغچه‌مون رو نگاه کن. 15:57.791 --> 15:59.710 ‫یه چیزی دوباره چاله‌ش کنده. 15:59.710 --> 16:01.795 ‫و بعضی از گیاه‌های ما رو خورده. 16:02.421 --> 16:04.464 ‫این همه زحمت برای هیچی. 16:04.464 --> 16:05.716 ‫درست می‌شه، مایا. 16:05.716 --> 16:09.595 ‫بیا فقط آروم بمونیم و دوباره نفس پروانه‌ای بکشیم. 16:09.595 --> 16:12.389 ‫این دفعه نه، ادی. من یه فکر بهتر دارم. 16:12.389 --> 16:14.141 ‫بیا اون جونور رو مچشو بگیریم 16:14.141 --> 16:16.810 ‫و مطمئن بشیم که میره و دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گرده. 16:16.810 --> 16:18.478 ‫چطوری می‌تونیم این کار رو بکنیم؟ 16:18.478 --> 16:21.899 ‫مطمئن نیستم، ولی شرط می‌بندم استیل‌واتر بلده. 16:21.899 --> 16:23.192 ‫بیا بریم ازش بپرسیم. 16:24.610 --> 16:26.111 ‫نمی‌تونیم باغچه رو همینطوری ول کنیم. 16:26.111 --> 16:28.197 ‫شاید اون جونوره برگرده و کارش رو تموم کنه. 16:28.197 --> 16:29.489 ‫نگران نباشین. 16:29.489 --> 16:32.910 ‫من و ربات غول‌پیکر ازش محافظت می‌کنیم. 16:32.910 --> 16:34.786 ‫باغچه‌مون الان دیگه در امانه. 16:34.786 --> 16:36.872 ‫یالا. بیاین بریم پیش استیل‌واتر. 16:43.629 --> 16:44.755 ‫سلام، استیل‌واتر. 16:44.755 --> 16:48.550 ‫سلام. شما دخترا هنوز برداشت محصول رو شروع نکردین؟ 16:48.550 --> 16:54.348 ‫نه. گیاه‌های ما هنوز کاملاً آماده نیستن. ولی یه مشکل بزرگ‌تر داریم. 16:54.348 --> 16:56.725 ‫دیروز یه جونوری باغچه‌مون رو چاله چوله کرد. 16:56.725 --> 16:58.894 ‫و امروز، نه تنها چاله کند، 16:58.894 --> 17:02.022 ‫بلکه یه عالمه از میوه‌های تقریباً رسیده‌ی ما رو هم گاز زد. 17:02.022 --> 17:05.901 ‫اوه، عزیزم. متاسفم که اینو می‌شنوم. 17:05.901 --> 17:08.694 ‫می‌دونم چقدر می‌تونه ناامیدکننده باشه. 17:11.490 --> 17:14.034 ‫چرا جونورها سبزیجات شما رو نمی‌خورن، استیل‌واتر؟ 17:14.701 --> 17:17.119 ‫خب، مایا، بعضی وقتا می‌خورن. 17:17.663 --> 17:21.415 ‫ولی من این شانس رو هم دارم که نزدیک جنگل زندگی می‌کنم. 17:22.876 --> 17:28.006 ‫موجوداتی که به حیاط من سر می‌زنن بیشتر غذایی که لازم دارن رو از اونجا پیدا می‌کنن. 17:29.633 --> 17:31.969 ‫کاش هر چی که به حیاط ادی سر می‌زنه، می‌رفت 17:31.969 --> 17:33.428 ‫و غذاش رو از اونجا پیدا می‌کرد. 17:33.428 --> 17:37.182 ‫ما سعی کردیم با چند تا پارچه‌ی براق که آویزون کردیم، بترسونیمش. 17:37.182 --> 17:39.101 ‫ولی فایده نداشت. 17:39.101 --> 17:41.353 ‫شما هیچ ایده‌ای ندارین، استیل‌واتر؟ 17:43.063 --> 17:45.691 ‫یه راه برای امتحان کردن هست، 17:45.691 --> 17:50.404 ‫و فکر می‌کنم بهترین راه برای توضیح دادنش، یه قصه باشه. 17:52.906 --> 17:59.746 ‫خیلی وقت پیش، تو یه سرزمین دور، یه درخت باشکوه وجود داشت. 18:01.748 --> 18:04.751 ‫اون درخت بلندترین درخت جنگل بود. 18:05.252 --> 18:10.674 ‫و از بالاترین شاخه‌ش، آدم می‌تونست تمام جنگل پایین رو ببینه. 18:12.718 --> 18:18.223 ‫شاهین قدرتمند این شاخه‌ی بلند رو مال خودش می‌دونست و، 18:18.223 --> 18:23.770 ‫از اون بالا، مراقب همه‌ی موجودات جنگل بود. 18:24.438 --> 18:28.817 ‫شاهین از روز تا شب روی اون شاخه می‌نشست، 18:28.817 --> 18:31.278 ‫از روز تا شب... 18:33.447 --> 18:37.910 ‫تا اینکه خسته شد و برای خوابیدن رفت. 18:37.910 --> 18:41.914 ‫ولی لحظه‌ای که شاهین قدرتمند شاخه رو ترک کرد، 18:41.914 --> 18:47.461 ‫جغد نجیب پرواز می‌کرد و میومد تا شاخه رو برای خودش بگیره. 18:48.170 --> 18:52.466 ‫و اونجا از شب تا روز می‌نشست، 18:52.466 --> 18:55.385 ‫از شب تا روز، و تماشا می‌کرد... 18:56.970 --> 19:01.266 ‫تا اینکه اون هم خسته شد و مجبور بود بره. 19:02.518 --> 19:04.937 ‫اون‌ها سر اون شاخه دعوا می‌کردن 19:04.937 --> 19:08.565 ‫تمام روز و شب... 19:12.986 --> 19:16.990 ‫تا اینکه بالاخره، تصمیم گرفتن که باید بفهمن 19:16.990 --> 19:21.578 ‫اون شاخه مال کیه، یک بار برای همیشه. 19:21.578 --> 19:25.666 ‫اون‌ها قبول کردن که گرگ، که خیلی دانا بود، 19:25.666 --> 19:27.668 ‫این انتخاب رو براشون انجام بده. 19:33.632 --> 19:36.468 ‫گرگ، ما به کمکت احتیاج داریم. 19:36.468 --> 19:40.556 ‫لطفاً به ما بگو، بلندترین شاخه‌ی درخت مال کیه؟ 19:42.766 --> 19:46.562 ‫به نظر میاد شما دو تا همه‌چیز و هیچ‌چیز رو با هم می‌خواین. 19:46.562 --> 19:49.940 ‫همه‌چیز برای خودتون و هیچی برای اون یکی. 19:55.028 --> 19:58.365 ‫چرا بلندترین شاخه رو می‌خوای، شاهین قدرتمند؟ 19:58.991 --> 20:02.536 ‫من بهش احتیاج دارم تا تمام روز مراقب جنگل باشم. 20:03.245 --> 20:07.457 ‫و چرا تو بلندترین شاخه رو می‌خوای، جغد نجیب؟ 20:08.166 --> 20:11.044 ‫من بهش احتیاج دارم تا تمام شب مراقب جنگل باشم. 20:11.587 --> 20:14.381 ‫پس فکر کنم جوابتون رو پیدا کردین. 20:18.969 --> 20:21.680 ‫فکر کنم می‌تونیم با هم کنار بیایم. 20:21.680 --> 20:23.891 ‫بله، فکر کنم می‌تونیم. 20:24.558 --> 20:29.438 ‫حالا که همدیگه رو درک می‌کردن، جواب ساده بود. 20:30.105 --> 20:33.817 ‫شاهین قدرتمند در طول روز روی شاخه می‌نشست، 20:33.817 --> 20:37.988 ‫در حالی که جغد نجیب تو یه سوراخ تو تنه درخت راحت می‌خوابید. 20:42.492 --> 20:46.371 ‫جغد نجیب در طول شب روی شاخه می‌نشست، 20:46.371 --> 20:49.750 ‫در حالی که شاهین قدرتمند تو لونه‌ش پایین استراحت می‌کرد. 20:50.959 --> 20:55.756 ‫با این توافق، هر دو دقیقاً به چیزی که می‌خواستن رسیدن. 20:55.756 --> 20:59.218 ‫و تا به امروز هم همینطور باقی مونده. 21:02.596 --> 21:05.641 ‫هم شاهین و هم جغد فکر می‌کردن صاحب اون شاخه هستن. 21:06.266 --> 21:09.019 ‫ولی معلوم شد برای هردوشون جا هست. 21:10.354 --> 21:12.981 ‫اونا باید یاد می‌گرفتن با هم کنار بیان. 21:12.981 --> 21:18.695 ‫که کنار هم تو یه فضای مشترک زندگی کنن، جایی که هردوشون بهش تعلق داشتن. 21:19.655 --> 21:22.366 ‫پس، فکر کنم اون حیوونی که داره سبزیجات ما رو می‌خوره 21:22.366 --> 21:24.159 ‫به حیاط خلوت ادی تعلق داره. 21:24.159 --> 21:26.870 ‫ولی آیا باید میوه‌ها و سبزیجات ما رو بخوره؟ 21:28.664 --> 21:34.378 ‫شاید نه میوه‌ها و سبزیجات شما رو، ولی اون به غذا احتیاج داره. 21:35.212 --> 21:38.090 ‫حتماً یه راهی هست که اون جونوره و ما بتونیم با هم کنار بیایم. 21:38.090 --> 21:41.176 ‫که با هم زندگی کنیم، بدون اینکه باغچه‌مون خراب بشه. 21:41.677 --> 21:46.223 ‫شاید، به جای اینکه سعی کنیم از باغچه‌مون فراریش بدیم، 21:46.807 --> 21:49.142 ‫بتونیم براش یه باغچه‌ی مخصوص خودش بسازیم؟ 21:49.142 --> 21:51.979 ‫این ایده‌ی عالیه، مایا. بیا انجامش بدیم! 22:23.760 --> 22:25.012 ‫تموم شد. 22:31.518 --> 22:34.730 ‫فکر کنم درست به موقع تموم کردیم. 22:35.355 --> 22:36.481 ‫شما یه مهمون دارین. 22:39.276 --> 22:42.279 ‫و به نظر میاد خانواده‌ش رو هم با خودش آورده. 22:45.157 --> 22:46.700 ‫چه نازه! 22:47.367 --> 22:50.621 ‫گاز زننده‌ی مرموز ما یه سنجاب زمینی مامان شیرین بود. 22:52.331 --> 22:55.250 ‫فکر کنم واقعاً عاشق باغچه‌ایه که براش درست کردیم. 22:56.502 --> 22:58.504 ‫و بچه‌هاش هم عاشقشن. 23:01.089 --> 23:03.759 ‫خوشحالم که یه راه پیدا کردیم تا همگی با هم این فضا رو شریک بشیم. 23:05.260 --> 23:06.386 ‫منم همینطور. 23:07.410 --> 23:14.410 www.Doostihaa.com 23:23.820 --> 23:27.366 ‫با روحمون ‫انگار بین درختا شناور بودیم 23:28.450 --> 23:32.579 ‫مثل پرنده‌ها، اون بالاها پرواز می‌کردیم ‫و خستگی در می‌کردیم 23:32.579 --> 23:36.124 ‫یا مثل یه کوه و اون سرسبزی باطراوتش 23:36.124 --> 23:42.047 ‫یه رویای بی‌انتها 23:42.047 --> 23:44.341 ‫من یه ذره عسل پیدا کردم 23:45.092 --> 23:47.594 ‫و حالا از درون شیرین‌تر شدم 23:50.681 --> 23:53.767 ‫شاید یکم خنده‌دار باشه 23:53.767 --> 23:56.395 ‫ولی حالا انگار دنیا طرف منه