WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:11.600 --> 00:14.000 ‫خوش برگشتید، خانم هارت! 00:14.000 --> 00:15.560 ‫مگه جایی رفته بودم؟ 00:15.560 --> 00:17.880 ‫- چه شال قشنگی. ‫- ممنون. 00:17.880 --> 00:19.720 ‫مال کالکشن بهار و تابستونه؟ نه؟ 00:19.720 --> 00:22.120 ‫حسابی هم به اون چکمه‌ها میاد. 00:22.120 --> 00:25.400 ‫خب، ارائه سایتکس من ‫ساعت ۱۱ شروع می‌شه، درسته؟ 00:25.400 --> 00:27.040 ‫پائولا مسئولیتش رو قبول کرده. 00:28.280 --> 00:31.560 ‫ارائه قبلیش معرکه بود. ‫براش شیرینی فرستادن. 00:42.680 --> 00:44.080 ‫مامان‌بزرگ... 00:44.080 --> 00:46.400 ‫نیازی به سخنرانی نیست، ممنون. 00:46.400 --> 00:49.200 ‫می‌دونی که من هزار بار عذرخواهی کردم، 00:49.200 --> 00:52.400 ‫و تو کل دنیا کسی نیست که ‫بیشتر از تو تحسینش کنم. 00:52.400 --> 00:54.200 ‫داری سخنرانی می‌کنی، نه؟ 00:54.200 --> 00:56.920 ‫امیدواری واسه تو هم ‫بیسکوییت بفرستم؟ 00:56.920 --> 00:59.280 ‫مامان‌بزرگ، باید به حرفم گوش بدی. 01:00.680 --> 01:02.520 ‫اونا خبر دارن. 01:02.520 --> 01:06.560 ‫همه می‌دونن که مریض بودی. ‫یه نفر از بیمارستان آمار داده. 01:07.720 --> 01:10.560 ‫دوشنبه هفته دیگه دارن ‫اعضای هیئت‌مدیره رو توی لندن جمع می‌کنن. 01:10.560 --> 01:13.160 ‫به همه گفتن که حالت خوب نبوده، 01:13.160 --> 01:14.200 ‫و متأسفانه... 01:16.960 --> 01:18.120 ‫رای‌های لازم رو جمع کردن. 01:19.640 --> 01:23.200 ‫می‌خوان از کار برکنارت کنن. ‫هارت اینترپرایزز، سایتکس... 01:23.200 --> 01:27.480 ‫قراره همه‌ چی رو از چنگت دربیارن ‫و به اسم خودشون بزنن. 01:27.480 --> 01:29.200 ‫- ادوینا؟ ‫- بله. 01:29.200 --> 01:32.520 ‫همراه با دایی کیت، دایی رابین ‫و خاله الیزابت. 01:32.520 --> 01:34.040 ‫واقعاً متأسفم. 01:34.040 --> 01:35.440 ‫من چی کار میتونم بکنم؟ 01:40.880 --> 01:44.200 ‫می‌بینم که رفتی سراغ ‫لباس‌های کشی و لیکرا. 01:44.200 --> 01:45.880 ‫کالکشن جدید لباس راحتی‌مونه. 01:45.880 --> 01:48.040 ‫مطمئنم خوشت نمیاد، ولی من... 01:48.040 --> 01:50.280 ‫من ایمان دارم که این قراره ‫بترکونه و مد بشه. 01:50.280 --> 01:54.720 ‫خب... به نظر خیلی... راحت میاد. 01:57.000 --> 02:00.520 ‫اگه از بغل زیپ بخوره، ‫خوش‌فرم‌تر وایمیسته. 02:03.000 --> 02:06.720 ‫می‌شه تنهام بذاری، پائولا؟ ‫یهو خیلی خسته شدم. 02:25.440 --> 02:27.280 ‫هنری، اما هستم. 02:28.760 --> 02:31.800 ‫تصمیم گرفتم که ‫همون طبق نقشه پیش بریم. 02:33.320 --> 02:34.960 ‫بله، لطفاً. 02:34.960 --> 02:38.360 ‫باید مطمئن بشیم که ‫مو لای درزش نمی‌ره. 02:39.440 --> 02:40.520 ‫ممنون. 02:41.840 --> 02:43.840 ‫تولدم؟ 02:43.840 --> 02:46.000 ‫فکر نکنم خبری باشه. 02:47.440 --> 02:50.200 ‫اصلاً تولد به چه دردی می‌خوره؟ 02:50.960 --> 02:57.840 ‫♪ تولدت مبارک ♪ 02:57.840 --> 03:01.480 ‫♪ تولدت مبارک، کیت عزیز ♪ 03:01.480 --> 03:05.880 ‫♪ تولدت مبارک ♪ 03:08.920 --> 03:10.600 ‫- خب، کی کیک می‌خواد؟ ‫- من! 03:10.600 --> 03:12.280 ‫- من! ‫- منم می‌خوام، لطفاً. 03:17.080 --> 03:18.800 ‫این دیوانگیه. 03:18.800 --> 03:21.520 ‫تظاهر به اینکه همه چی خوبه؟ ‫مهمونی گرفتن، 03:21.520 --> 03:23.760 ‫وقتی می‌دونیم هر لحظه ‫ممکنه جنگ بشه؟ 03:23.760 --> 03:26.520 ‫در هر صورت باید منتظر بمونیم. ‫پس چه بهتر که 03:26.520 --> 03:28.440 ‫تا اون موقع کیک‌مون رو بخوریم. 03:28.440 --> 03:31.640 ‫مک، الان چند ماهه که کسب‌وکار خوابیده. 03:31.640 --> 03:33.240 ‫مجبور شدم وام بگیرم. 03:34.680 --> 03:36.200 ‫جو چی می‌گه؟ 03:37.760 --> 03:39.240 ‫اما... 03:39.240 --> 03:40.960 ‫- بهش نگفتی؟ ‫- اصلاً گوش نمی‌ده. 03:40.960 --> 03:42.920 ‫خودش رو متقاعد کرده ‫که جنگی در کار نیست. 03:42.920 --> 03:45.480 ‫- خب، شاید حق با اونه. ‫- نه، نیست. 03:45.480 --> 03:47.000 ‫به یه نقشه نیاز دارم. 03:50.440 --> 03:52.760 ‫تا حالا مشکلی ندیدم که 03:52.760 --> 03:54.520 ‫با برنامه اما هارتی حل نشه. 03:57.280 --> 03:58.600 ‫اما! 03:58.600 --> 04:01.800 ‫مک! عکس خانوادگی. ‫همه بیان! 04:01.800 --> 04:03.080 ‫بریم. 04:07.960 --> 04:10.280 ‫بیا دیگه مرد، دستت رو بنداز دور گردن زنت. 04:17.320 --> 04:19.320 ‫[مترجم: مریم سهرابی] 04:40.640 --> 04:41.640 ‫ببخشید. معذرت می‌خوام. 04:47.040 --> 04:49.040 ‫[بریتانیا در جنگ با آلمان] 04:57.960 --> 04:59.720 ‫[بریتانیای کبیر جنگ علیه آلمان را اعلام کرد] 05:12.160 --> 05:14.240 ‫دیدی؟ دولت قراره برای تولید 05:14.240 --> 05:16.000 ‫لباس فرم نظامی مناقصه بذاره. 05:16.000 --> 05:19.240 ‫وقتشه، مک. ‫اینجوری از این بحران رد می‌شیم. 05:20.880 --> 05:22.400 ‫می‌دونم داری به چی فکر می‌کنی. 05:22.400 --> 05:24.040 ‫چرا باید قرارداد رو بدن 05:24.040 --> 05:25.480 ‫به کسی که کارش لباس زنونه‌ست، 05:25.480 --> 05:27.240 ‫اونم به یه زن؟ ولی من... 05:27.240 --> 05:29.800 ‫پس می‌خوای تولید پارچه رو 05:29.800 --> 05:31.760 ‫قبل از اینکه حتی برنده مناقصه بشی، ‫شروع کنی؟ 05:31.760 --> 05:33.760 ‫برای اینکه مطمئن بشم برنده می‌شم. 05:33.760 --> 05:36.640 ‫- اونا نمی‌تونن نه بگن، مگه نه؟ ‫- آره، ولی هزینه‌اش... 05:38.200 --> 05:40.280 ‫ریسک داره، می‌دونم. 05:41.520 --> 05:43.360 ‫ولی تنها راهی که ‫می‌تونم انجامش بدم اینه که... 05:44.840 --> 05:46.520 ‫مغازه‌ها رو بفروشم. 05:48.560 --> 05:50.400 ‫نه. 05:50.400 --> 05:53.120 ‫نه. تو اینا رو با خون‌دل ‫و زحمت خودت ساختی. 05:53.120 --> 05:54.560 ‫نمی‌تونی همین‌جوری قیدشون رو بزنی. 05:54.560 --> 05:56.400 ‫اگه یه کار جدی نکنم، 05:56.400 --> 05:58.400 ‫طلبکارها خودشون میان ‫و همه‌شون رو می‌برن. 06:02.200 --> 06:03.600 ‫فکر می‌کنی از پسش برنمیام؟ 06:06.200 --> 06:08.680 ‫فکر می‌کنم تو از پس ‫هر کاری برمیای، اما. 06:11.480 --> 06:12.720 ‫برای کمک چی کار می‌تونم بکنم؟ 06:32.600 --> 06:34.640 ‫- شب بخیر. ‫- ممنون. 06:55.440 --> 06:57.840 ‫چه نعمتیه، 06:57.840 --> 07:00.400 ‫که دوباره می‌تونیم با هم ‫صبحونه بخوریم. 07:00.400 --> 07:03.280 ‫هردومون، در کنار همسرهامون. 07:03.280 --> 07:06.320 ‫خب، پس دوباره برگشتی ‫توی اتاق قدیمی خودت، آره؟ 07:06.320 --> 07:09.200 ‫- بله. خوبه، ممنون. ‫- خب، ما واقعاً قدردانیم که 07:09.200 --> 07:10.840 ‫خونه رو به ما دادی. 07:10.840 --> 07:13.160 ‫- مگه نه، آدام؟ ‫- بله. 07:13.160 --> 07:16.200 ‫و همین که اوضاع مالی‌مون ‫دوباره ردیف بشه، 07:16.200 --> 07:18.720 ‫یه جای جدید برات پیدا می‌کنیم. 07:18.720 --> 07:19.960 ‫شاید نیازی به این کار نباشه. 07:22.560 --> 07:25.040 ‫می‌خوام برم جبهه. 07:33.600 --> 07:36.440 ‫خانم‌ها، می‌شه چند لحظه ‫ما رو تنها بذارید؟ 07:36.440 --> 07:37.800 ‫البته. 07:47.480 --> 07:48.840 ‫فکر می‌کردم خوشحال بشی. 07:48.840 --> 07:50.760 ‫تو هیچ‌وقت فرصت تعریف کردن 07:50.760 --> 07:52.480 ‫از دوران حضور تو سندهورست رو ‫از دست نمی‌دی. 07:52.480 --> 07:55.120 ‫اگه فکر می‌کردم این جنگ ‫ذره‌ای شرافتمندانه است، 07:55.120 --> 07:59.000 ‫شجاعتت رو تحسین می‌کردم. ‫ولی این جنگ ما نیست. 07:59.000 --> 08:02.240 ‫آسکویت داره سربازهای ما رو ‫به سمت فاجعه می‌بره. 08:02.240 --> 08:04.560 ‫فقط یه احمق داوطلب می‌شه. 08:04.560 --> 08:05.800 ‫پس لابد من یه احمقم. 08:06.880 --> 08:09.280 ‫یادت هست که ما ‫صاحب یه روزنامه‌ایم؟ 08:09.280 --> 08:11.040 ‫خب؟ 08:11.040 --> 08:15.280 ‫ادوین، این تنها چیزیه که مردم ‫توی این اوضاع هنوز می‌خرنش. 08:15.280 --> 08:19.040 ‫اصلاً می‌فهمی چقدر نزدیکیم به اینکه ‫این خونه رو از دست بدیم؟ 08:19.040 --> 08:20.560 ‫بدون منم از پسش برمیاید. 08:21.560 --> 08:23.240 ‫چرا؟ 08:23.240 --> 08:24.720 ‫چرا این‌قدر روی این کار اصرار داری؟ 08:29.560 --> 08:31.040 ‫این تنها راهیه که می‌شه تمومش کرد. 08:31.040 --> 08:32.960 ‫داری در مورد چی حرف می‌زنی؟ 08:37.960 --> 08:39.960 ‫اما هارت. 08:39.960 --> 08:41.560 ‫اما هارت؟ 08:41.560 --> 08:43.760 ‫اون دختره‌ی لعنتی باز چی کار کرده؟ 08:43.760 --> 08:45.240 ‫بحث کاریه که من باهاش کردم، پدر. 08:47.200 --> 08:48.600 ‫دلیلش همینه. 08:49.560 --> 08:52.280 ‫اما هارت کمر بسته ‫که ما رو نابود کنه. 08:52.280 --> 08:53.600 ‫برای همینه که کارخونه‌مون رو گرفت. 08:54.880 --> 08:57.400 ‫داره منو مجازات می‌کنه. و تا وقتی 08:57.400 --> 08:59.760 ‫به اندازه‌ی اون زجر نکشم، ‫دست‌بردار نیست. 08:59.760 --> 09:03.120 ‫پس این چیه، ‫یه مأموریت انتحاری؟ 09:03.120 --> 09:06.400 ‫مگه چه کار وحشتناکی کردی که 09:06.400 --> 09:08.320 ‫حاضری جونت رو واسه ‫جبرانش به خطر بندازی؟ 09:11.200 --> 09:12.480 ‫چی؟ 09:14.080 --> 09:15.680 ‫من و اما با هم... 09:17.560 --> 09:20.280 ‫مخفیانه نامزد کردیم. 09:20.280 --> 09:22.360 ‫متاسفم، پدر. 09:23.800 --> 09:26.600 ‫اون باردار شد و من... من ترسیدم. 09:26.600 --> 09:29.160 ‫هیچ مسئولیتی قبول نکردم. 09:29.160 --> 09:31.480 ‫در واقع، اونو کاملاً تنها ‫از اینجا بیرون کردم. 09:39.800 --> 09:41.040 ‫خب؟ 09:43.840 --> 09:47.160 ‫می‌خواستی چی کار کنی؟ ‫می‌خواستی باهاش ازدواج کنی؟ 09:50.760 --> 09:53.240 ‫اصلاً شنیدی چی گفتم در مورد...؟ 09:53.240 --> 09:55.160 ‫بله، بله. 09:55.160 --> 09:57.800 ‫جرالد چند سال پیش بهم گفت ‫که یه بچه در میونه. 09:59.960 --> 10:02.160 ‫تو... تو می‌دونستی؟ 10:03.720 --> 10:05.760 ‫و عصبانی نیستی؟ 10:05.760 --> 10:08.640 ‫خب، مسلماً اتفاق ایده‌آلی نیست... 10:09.960 --> 10:13.440 ‫ولی جوونه و جوونی کردنش. 10:13.440 --> 10:15.520 ‫و طبیعتاً، دخترهایی که ‫تن به این کارها می‌دن 10:15.520 --> 10:17.640 ‫فقط توی اتاق خدمه پیدا می‌شن. 10:17.640 --> 10:19.560 ‫اون... 10:19.560 --> 10:21.480 ‫در مورد اما این‌جوری نبود. 10:21.480 --> 10:23.520 ‫- اون... ‫- چی؟ 10:23.520 --> 10:25.560 ‫عشق بود؟ 10:25.560 --> 10:28.200 ‫فراتر از عشق. اون... ‫اون همه چی بود. 10:28.200 --> 10:31.600 ‫ادوین، هر قصد احمقانه‌ای که ‫فکر می‌کنی داشتی، 10:31.600 --> 10:34.480 ‫دلیل نمی‌شه که پاشی بری فرانسه، 10:34.480 --> 10:38.000 ‫اونم با این احتمال جدی که ‫دیگه برنگردی. 10:38.000 --> 10:41.360 ‫من خطراتش رو می‌دونم. ‫این کاریه که مجبورم انجام بدم. 10:41.360 --> 10:42.800 ‫و متاسفم، پدر... 10:44.040 --> 10:45.520 ‫ولی نظرم عوض نمی‌شه. 10:54.960 --> 10:57.880 ‫صبح همگی بخیر. خب، ‫می‌دونم الان دوران سختیه 10:57.880 --> 10:59.400 ‫و همه‌مون نگرانیم، 10:59.400 --> 11:01.120 ‫پس می‌رم سر اصل مطلب. 11:06.000 --> 11:09.600 ‫از امروز، تولید پارچه‌ها و ‫طرح‌های معمول هارت 11:09.600 --> 11:12.280 ‫توی کارخونه‌هام متوقف می‌شه 11:12.280 --> 11:15.840 ‫تا فقط پارچه پشمی مقاوم ‫برای لباس فرم نظامی تولید کنیم، 11:15.840 --> 11:18.640 ‫که تا پایان جنگ، 11:18.640 --> 11:20.120 ‫به صورت انحصاری تولیدشون می‌کنیم. 11:20.120 --> 11:22.800 ‫متاسفانه، این یعنی 11:22.800 --> 11:24.920 ‫تعطیلی و فروش مغازه‌های من. 11:26.400 --> 11:29.200 ‫ولی لطفاً نگران نباشید. ‫هیچ‌کدوم‌تون بیکار نمی‌شید. 11:29.200 --> 11:30.760 ‫جای دیگه به همه‌تون نیاز هست. 11:30.760 --> 11:32.480 ‫اونایی که می‌خوان ‫داوطلبانه برن جبهه، 11:32.480 --> 11:34.360 ‫من حقوق‌شون رو به خانواده‌هاشون ‫پرداخت می‌کنم. 11:34.360 --> 11:35.720 ‫و وقتی برگردید، 11:35.720 --> 11:37.560 ‫شغل‌هاتون همین‌جا منتظرتونه. 11:37.560 --> 11:40.720 ‫تا وقتی شما اون بیرون دارید برای ‫محافظت از آینده ما می‌جنگید، 11:40.720 --> 11:43.720 ‫ما هم هر کاری بتونیم ‫برای محافظت از آینده شما می‌کنیم. 11:45.600 --> 11:47.920 ‫- سوالی هست؟ ‫- بله. 11:49.240 --> 11:50.520 ‫من چندتا سوال دارم. 11:52.240 --> 11:54.680 ‫- داری مغازه‌های منو می‌فروشی؟ ‫- دارم مغازه‌های خودم رو می‌فروشم. 11:54.680 --> 11:56.840 ‫من اینا رو با قیمت کامل از تو خریدم. 11:56.840 --> 11:58.400 ‫سندها به نام منه. 11:58.400 --> 12:00.280 ‫من اهمیتی به سندها نمی‌دم، اما. 12:00.280 --> 12:01.880 ‫این مغازه‌ها مال پدرم بود. 12:01.880 --> 12:03.560 ‫اگه کاغذدیواری اون گوشه رو ‫بکنی، می‌بینی 12:03.560 --> 12:05.200 ‫که مادرم قد منو 12:05.200 --> 12:06.520 ‫توی هر تولدم علامت زده! 12:06.520 --> 12:08.120 ‫اون خاطره‌ها هنوزم هستن، 12:08.120 --> 12:10.120 ‫با این ساختمون‌ها یا بدون اونا. 12:10.120 --> 12:10.920 ‫شاید تو درک نمی‌کنی 12:10.920 --> 12:12.560 ‫که ما تو چه وضعیت خطرناکی هستیم. 12:12.560 --> 12:15.440 ‫این ما کیه؟ ‫جوری حرف می‌زنی انگار یه تیمیم، 12:15.440 --> 12:17.320 ‫ولی اصلاً به فکرت نرسید که بپرسی، ‫یا حتی بهم بگی 12:17.320 --> 12:18.680 ‫که داری میراث پدرم رو می‌فروشی! 12:18.680 --> 12:21.040 ‫الان اوضاع عادی نیست. 12:21.040 --> 12:24.080 ‫پدرت نمی‌خواست هر کاری که ‫برای زنده موندن لازمه رو بکنی؟ 12:24.080 --> 12:25.960 ‫یا شاید مشکل همینه. 12:25.960 --> 12:28.480 ‫بقا چیزی نیست که تو قبلاً ‫مجبور بوده باشی بهش فکر کنی. 12:28.480 --> 12:30.120 ‫منظورت از این حرف چیه؟ 12:30.120 --> 12:31.960 ‫این مغازه‌ها همین‌جوری بهت رسید، 12:31.960 --> 12:33.680 ‫درست مثل بقیه چیزهای زندگیت. 12:33.680 --> 12:35.840 ‫دلیل نمیشه که ‫من براشون زحمت نکشیدم. 12:35.840 --> 12:38.120 ‫نمی‌تونی فقط اعتماد کنی که ‫من همه راه‌ها رو امتحان کردم، 12:38.120 --> 12:39.960 ‫و این تنها راهیه که خانواده‌مون رو 12:39.960 --> 12:41.320 ‫از این جنگ لعنتی رد می‌کنه؟ 12:41.320 --> 12:42.840 ‫انقدر به من بی‌اعتمادی؟ 12:42.840 --> 12:45.080 ‫نه، این بی‌انصافیه. ‫خودتم می‌دونی. 12:45.080 --> 12:48.360 ‫من از همون لحظه‌ای ‫که دیدمت بهت ایمان داشتم. 12:48.360 --> 12:50.120 ‫یادته بهت کار دادم؟ 12:50.120 --> 12:52.640 ‫هنوز یه سال نشده بود که ‫یه مغازه دستت دادم و بعد یکی دیگه... 12:52.640 --> 12:54.200 ‫اما. 12:54.200 --> 12:55.880 ‫فکر نمی‌کنم تو این دنیا کسی باشه 12:55.880 --> 12:57.680 ‫که بیشتر از من ‫بهت باور داشته باشه! 12:59.400 --> 13:02.360 ‫مک هیچ شک و تردیدی نداشت. ‫حتی یه ذره. 13:04.520 --> 13:06.360 ‫لورا، خواهش می‌کنم. 13:06.360 --> 13:09.880 ‫گفتم که نمی‌خواستم... 13:09.880 --> 13:11.520 ‫لورا. لورا! 13:11.520 --> 13:13.440 ‫اما، تو رو خدا یه چیزی بهش بگو، ‫حرف تو رو گوش می‌ده. 13:13.440 --> 13:15.960 ‫- چی شده؟ ‫- داره اسم می‌نویسه. 13:15.960 --> 13:18.040 ‫داره خودش رو فدای یه کشوری می‌کنه 13:18.040 --> 13:19.560 ‫- که حتی مال خودش هم نیست! ‫- لورا! 13:19.560 --> 13:21.160 ‫شوهرم می‌خواد جونش رو بده ‫پای هوس یه دولت 13:21.160 --> 13:23.120 ‫که حتی به زن‌ها ‫حق رأی نمی‌ده، 13:23.120 --> 13:24.400 ‫اون‌وقت من باید ‫همین‌جوری قبولش کنم؟ 13:24.400 --> 13:26.240 ‫یکم عجولانه نیست، مک؟ 13:26.240 --> 13:27.840 ‫هنوز خیلی زوده. 13:27.840 --> 13:30.920 ‫من این کار رو ‫برای دولت یا پادشاه نمی‌کنم. 13:30.920 --> 13:32.560 ‫نمی‌بینی؟ 13:32.560 --> 13:34.600 ‫اگه نریم اون‌جا ‫و جلوی آلمانی‌ها رو نگیریم، 13:34.600 --> 13:36.080 ‫اونا جنگ رو به کشورمون می‌کشونن. 13:36.080 --> 13:38.720 ‫شکی نیست که به این‌جا هم می‌رسه. 13:38.720 --> 13:40.440 ‫اون که ماه‌ها، ‫شایدم سال‌ها طول می‌کشه. 13:40.440 --> 13:42.720 ‫جنگ تا کریسمس تموم می‌شه. 13:42.720 --> 13:43.760 ‫اگه نشه چی؟ 13:46.800 --> 13:50.320 ‫نمی‌تونم این‌جا بشینم ‫منتظر بمونم اونا بیان سراغمون. 13:51.480 --> 13:53.160 ‫باید این کار رو بکنم. 13:54.600 --> 13:56.120 ‫تا تو در امان بمونی. 13:56.120 --> 13:58.080 ‫اما ما نمی‌خوایم این کار رو بکنی. 13:58.080 --> 13:59.800 ‫مگه نه، اما؟ بهش بگو. 13:59.800 --> 14:01.040 ‫حق با اونه. 14:03.000 --> 14:05.720 ‫باید هر کاری از دستمون برمیاد بکنیم، ‫هرچقدر هم خطرناک باشه. 14:05.720 --> 14:07.720 ‫منم می‌ترسم. ‫معلومه که می‌ترسم. 14:07.720 --> 14:09.280 ‫حتی فکرشم برام غیرقابل تحمله... 14:11.760 --> 14:13.360 ‫اما نباید بذاریم ‫ترس بهمون حکم کنه. 14:14.400 --> 14:15.920 ‫این از همه‌ی ما بزرگ‌تره. 14:17.480 --> 14:20.320 ‫ما زندگی‌های خوبی داریم ‫که براشون زحمت کشیدیم، 14:20.320 --> 14:21.560 ‫آدم‌هایی که باید ‫ازشون محافظت کنیم. 14:22.840 --> 14:26.000 ‫اگه با چنگ و دندون ‫به هر شکلی که می‌تونیم نجنگیم، 14:26.000 --> 14:28.320 ‫خدا می‌دونه ‫این برای بچه‌هامون چه معنی‌ای داره. 14:29.640 --> 14:33.160 ‫هیچ کاری نکردن... ‫مگه خودش بزرگ‌ترین خطر نیست؟ 14:41.960 --> 14:42.960 ‫[مغازه برای فروش] 14:48.920 --> 14:51.600 ‫الان میام پیشتون. ‫راحت باشید، نگاه کنید. 14:54.000 --> 14:55.440 ‫خودشه. 14:57.040 --> 14:58.360 ‫اما هارت. 15:00.440 --> 15:01.720 ‫اینجا رو ببین. 15:03.480 --> 15:05.160 ‫ببین چقدر پیشرفت کردی. 15:13.920 --> 15:17.480 ‫باید بدونی که ‫ادوین همه‌ چی رو بهم گفت. 15:19.520 --> 15:22.440 ‫زده به سرش که حتماً باید... 15:22.440 --> 15:24.880 ‫اون... 15:24.880 --> 15:28.520 ‫داوطلب شده... بره بجنگه. 15:28.520 --> 15:30.640 ‫برای اتفاقی که بین شما دوتا افتاد 15:30.640 --> 15:32.040 ‫داره خودش رو تنبیه می‌کنه. 15:33.240 --> 15:35.680 ‫حالا، اگه حرفی که ادوین می‌زنه ‫راست باشه 15:35.680 --> 15:38.240 ‫و حس‌تون نسبت به هم ‫واقعاً واقعی بوده باشه، 15:38.240 --> 15:42.440 ‫اون‌وقت... مطمئنم ‫تو هم نمی‌خوای جونش به خطر بیفته، 15:42.440 --> 15:44.040 ‫همون‌قدر که من نمی‌خوام. 15:45.880 --> 15:49.080 ‫برای همین... فکر کردم شاید ‫بتونی یه نامه براش بنویسی... 15:51.200 --> 15:53.440 ‫و بگی که بخشیدیش، 15:53.440 --> 15:54.880 ‫و از تقصیرش گذشتی. 15:54.880 --> 15:57.120 ‫شاید، فقط شاید سر عقل بیاد. 16:01.080 --> 16:02.120 ‫نه. 16:08.800 --> 16:10.160 ‫نه؟ 16:10.160 --> 16:12.480 ‫کلمه‌ایه که باهاش غریبه‌ای، ارباب؟ 16:12.480 --> 16:14.080 ‫من به اندازه تو کتاب نخوندم، 16:14.080 --> 16:16.160 ‫اما فکر کنم اگه ‫تو لغت‌نامه دنبالش بگردی، 16:16.160 --> 16:18.160 ‫معنیش اینه که یه روز سرد ‫تو جهنم می‌بینی 16:18.160 --> 16:19.800 ‫قبل از اینکه من همچین کاری بکنم. 16:21.560 --> 16:22.640 ‫اما... 16:24.080 --> 16:25.600 ‫پسرم ممکنه بمیره. 16:25.600 --> 16:28.600 ‫و این مطلقاً هیچ ربطی به من نداره. 16:35.600 --> 16:38.520 ‫خیلی وقتا ‫منو یاد مادرت می‌نداختی. 16:40.760 --> 16:43.600 ‫اما حالا می‌بینم ‫کاملاً باهاش فرق داری. 16:44.680 --> 16:46.120 ‫تو از مادرم چی می‌دونی؟ 16:46.120 --> 16:48.240 ‫مگه بهت نگفته بود؟ 16:48.240 --> 16:52.080 ‫الیزابت... اون هم یه زمانی ‫برای خانواده‌ی ما کار می‌کرد، مثل تو. 16:53.360 --> 16:55.680 ‫خیلی دوستش داشتم. 16:57.200 --> 16:59.000 ‫داری دروغ می‌گی. 16:59.000 --> 17:02.680 ‫یه تابستون فوق‌العاده رو با هم گذروندیم 17:02.680 --> 17:06.000 ‫توی مرغزارها، توی غارها، 17:07.360 --> 17:11.520 ‫فقط... اون چیز بیشتری طلب نکرد. 17:11.520 --> 17:13.840 ‫کینه‌ای به دل نگرفت. 17:13.840 --> 17:16.880 ‫و من ازت می‌خوام ‫تو هم همین کار رو بکنی. 17:16.880 --> 17:19.600 ‫توی دلت جایی ‫برای بخشش پیدا کن. 17:20.960 --> 17:23.800 ‫فکر می‌کنم این همون چیزیه ‫که مادرت می‌خواست. 17:29.000 --> 17:30.600 ‫پس چرا بهش کمک نکردی؟ 17:34.680 --> 17:36.280 ‫می‌تونست زنده بمونه. 17:38.080 --> 17:40.000 ‫اگه می‌تونستیم یه دکتر ‫بیاریم بالا سرش 17:40.000 --> 17:42.120 ‫که بهش دارو بده... 17:42.120 --> 17:43.800 ‫تو می‌تونستی پولش رو بدی. 17:45.360 --> 17:47.120 ‫من... 17:47.120 --> 17:50.400 ‫پدرم دوید توی ساختمون آتیش‌گرفته ‫تا پسر تو رو نجات بده. 17:50.400 --> 17:52.080 ‫جونش رو برای اون داد. 17:52.080 --> 17:54.760 ‫تو حتی حاضر نبودی ‫یه پشیز برای جون مادرم بدی! 17:54.760 --> 17:56.240 ‫این دیگه منصفانه نیست. 17:56.240 --> 17:58.120 ‫انصافی وجود نداره! ‫نه توی این دنیا. 17:58.120 --> 17:59.920 ‫هرچند می‌فهمم چرا ‫تو بهش اعتقاد داری... 17:59.920 --> 18:01.960 ‫چون هر سکه‌ای که تا حالا انداختی، ‫شیر اومده. 18:01.960 --> 18:03.440 ‫اما این فقط شانسه. 18:03.440 --> 18:05.240 ‫فقط دارم سعی می‌کنم ‫از بچه‌م محافظت کنم. 18:05.240 --> 18:06.920 ‫ادوین یه مرد بالغـه 18:06.920 --> 18:09.320 ‫که خودش انتخاب کرده ‫بره توی خط آتیش! 18:09.320 --> 18:11.880 ‫مادر من توی تمام عمرش ‫هیچ‌وقت حق انتخاب نداشت! 18:11.880 --> 18:13.920 ‫- لازم نیست این‌قدر ناراحت بشی. ‫- من ناراحت نیستم! 18:13.920 --> 18:15.880 ‫از خشم دارم می‌سوزم! 18:15.880 --> 18:18.320 ‫و این هیچ‌وقت عوض نمی‌شه! 18:18.320 --> 18:21.320 ‫تو، پسره‌هات، زنت... ‫شما خانواده‌ی منو نابود کردین! 18:21.320 --> 18:23.880 ‫و مطمئن باش منم آروم نمی‌گیرم 18:23.880 --> 18:25.720 ‫تا وقتی که خانواده‌ی تو رو نابود کنم! 20:06.120 --> 20:07.560 ‫تا یه لحظه دیگه میام بالا. 20:08.560 --> 20:09.720 ‫صبح شده دیگه. 20:11.000 --> 20:12.360 ‫تمام شب اینجا بودی. 20:13.960 --> 20:15.320 ‫ببخشید. 20:17.880 --> 20:19.000 ‫داشتم فکر می‌کردم. 20:20.520 --> 20:22.280 ‫باید بهترین شانس ممکن رو ‫به خودمون بدیم 20:22.280 --> 20:24.760 ‫که قرارداد لباس نظامی رو ببریم. 20:26.000 --> 20:27.800 ‫برای همین فکر می‌کنم... 20:32.160 --> 20:33.960 ‫تو باید ارائه رو انجام بدی. 20:35.000 --> 20:36.520 ‫- چی؟ ‫- یعنی تو اجراش کنی. 20:36.520 --> 20:39.000 ‫من می‌نویسمش. ‫یا با هم می‌نویسیمش. 20:39.000 --> 20:40.880 ‫و انقدر تمرینش می‌کنیم ‫تا حفظ حفظ بشی 20:40.880 --> 20:41.640 ‫- از بر بشی. ‫- اما... 20:41.640 --> 20:44.360 ‫می‌دونم بابت مغازه‌ها از دستم دلخوری، 20:44.360 --> 20:46.960 ‫اما این برای خانواده‌مونه، ‫برای بچه‌هاست. 20:46.960 --> 20:49.520 ‫اون لردها عمراً ‫قرارداد رو به یه زن بدن. 20:49.520 --> 20:51.960 ‫اونا یکی رو می‌خوان ‫که شبیه خودشون باشه. 20:51.960 --> 20:53.600 ‫یه مرد که بشه بهش اعتماد کرد. 20:53.600 --> 20:55.720 ‫و من هیچ مردی قابل‌اعتمادتر از تو ‫سراغ ندارم. 20:55.720 --> 20:57.040 ‫اسم‌نویسی کردم. 21:00.440 --> 21:02.120 ‫تو...؟ 21:03.680 --> 21:05.000 ‫جو... 21:06.840 --> 21:08.600 ‫به‌خاطر اینه که مک... 21:10.840 --> 21:12.600 ‫من خنگ نیستم، اما. 21:13.560 --> 21:15.720 ‫فقط برای اینکه بهت ثابت کنم ‫به‌اندازه‌ی اون مرد هستم، 21:15.720 --> 21:18.320 ‫جونمو رو به خطر نمی‌ندازم ‫و بچه‌هامون رو بی‌پدر نمی‌ذارم. 21:20.280 --> 21:22.560 ‫اگه بگم نمی‌ترسم، دروغ گفتم. 21:24.320 --> 21:26.320 ‫اما چطور می‌تونم ‫توی چشم‌هاشون نگاه کنم... 21:27.880 --> 21:30.120 ‫کیت و ادوینا... 21:30.120 --> 21:33.080 ‫اگه هر کاری از دستم ‫برمیاد برای محافظت ازشون نکنم؟ 21:34.920 --> 21:36.880 ‫ولی... 21:36.880 --> 21:38.200 ‫من بهت نیاز دارم. 21:42.800 --> 21:44.080 ‫ببخشید، اما. 21:45.560 --> 21:47.040 ‫نمی‌دونستم. 21:49.360 --> 21:51.160 ‫تا حالا بهم نیاز نداشتی. 22:12.040 --> 22:15.480 ‫مردم نگران بودن ‫جنگ بوئر سال‌ها طول بکشه، 22:15.480 --> 22:17.680 ‫اما دیدی چقدر زود تموم شد. 22:17.680 --> 22:20.160 ‫مگه دو تا جنگ بوئر نبود؟ 22:20.160 --> 22:23.160 ‫چرا. دومی سه سال طول کشید. 22:25.880 --> 22:28.480 ‫با این حال، مطمئنم ‫تا همین موقع سال بعد 22:28.480 --> 22:31.320 ‫همه‌مون برگشتیم ‫به زندگی عادی‌مون و همه 22:31.320 --> 22:33.480 ‫بابت شجاعتت ‫خیلی ازت ممنون می‌شن، ادوین. 22:33.480 --> 22:34.840 ‫آره، مطمئنم تو حتماً 22:34.840 --> 22:36.400 ‫توی میدان جنگ ‫خیلی به درد می‌خوری، 22:36.400 --> 22:38.600 ‫با اون همه تجربه‌ای که ‫تو قلم دست گرفتن 22:38.600 --> 22:40.480 ‫و ولو بودن توی دفتر روزنامه داری. 22:41.600 --> 22:44.600 ‫من که منتظر رژه‌هام ‫وقتی همه‌ چی تموم بشه. 22:45.560 --> 22:46.960 ‫فکر کنم یه همچین چیزی باشه. 22:46.960 --> 22:48.440 ‫آره، رژه. 22:48.440 --> 22:49.920 ‫حتماً می‌ارزه که اون همه آدم بمیرن. 22:55.280 --> 22:58.600 ‫چی؟ ‫معلومه نمیاد. 22:58.600 --> 23:00.960 ‫میاد. 23:00.960 --> 23:02.680 ‫نه. 23:02.680 --> 23:03.960 ‫نمیاد. 23:15.720 --> 23:18.240 ‫همه دارن می‌پرسن کجایی. 23:19.880 --> 23:22.360 ‫فکر کردم زیادی سرت گرم ‫جشن گرفتنه، 23:22.360 --> 23:25.240 ‫برای احمقانه‌ترین تصمیمی ‫که ادوین توی عمرش گرفته. 23:27.560 --> 23:29.720 ‫آدام... 23:29.720 --> 23:33.000 ‫هنوزم دیر نشده ‫که بهش بگی چه حسی داری. 23:33.000 --> 23:35.160 ‫خیلی واضح گفتم. 23:44.280 --> 23:47.480 ‫نمی‌خوام هیچ پشیمونی‌ای داشته باشی. 23:47.480 --> 23:49.120 ‫سمی هستن. 23:50.680 --> 23:52.840 ‫- کاش به ادل گفته بودم. ‫- آره. 23:52.840 --> 23:55.600 ‫شاید اگه گفته بودی، ‫به‌جای هر چی که بهش گفتی 23:55.600 --> 23:57.280 ‫و باعث شد دوباره پناه ببره به نوشیدنی، 23:57.280 --> 23:59.400 ‫هنوز این‌جا بود. 24:15.440 --> 24:17.080 ‫ادوینا، عزیزم. 24:17.080 --> 24:20.440 ‫گوش کن... ‫می‌فهمی بابا چی داره می‌گه؟ 24:20.440 --> 24:22.600 ‫اینکه باید یه مدتی برم؟ 24:22.600 --> 24:25.240 ‫- میشه منم بیام؟ ‫- نه عزیزم. 24:27.240 --> 24:30.000 ‫بابا یه کار مهم ‫برای انجام دادن داره. 24:30.000 --> 24:31.360 ‫زودتر از اونی که بفهمی برمی‌گردم. 24:31.360 --> 24:32.720 ‫برای کریسمس. 24:36.840 --> 24:39.640 ‫آره. برای کریسمس. 24:47.640 --> 24:49.720 ‫باید بخوابی. 24:49.720 --> 24:50.960 ‫بهش احتیاج داری. 24:56.320 --> 24:57.880 ‫برای تولدهاشونه. 24:59.960 --> 25:03.440 ‫تا تولد شانزده‌سالگی ادوینا نوشتم، 25:03.440 --> 25:04.720 ‫که... 25:05.960 --> 25:08.200 ‫باور کردنش غیرممکنه، نه؟ 25:11.840 --> 25:13.480 ‫اگه... 25:16.160 --> 25:17.640 ‫اگه من... نشد... 25:22.720 --> 25:24.000 ‫خودت بهشون میدی. 25:46.200 --> 25:47.240 ‫ادوین؟ 25:48.600 --> 25:49.640 ‫بله. 25:51.120 --> 25:52.600 ‫امیدوارم... 25:54.400 --> 25:56.040 ‫به آرامش برسی. 25:57.000 --> 26:00.200 ‫می‌دونم با توجه به... ‫حرف عجیبیه که بزنم، 26:01.840 --> 26:04.800 ‫اما به‌نظرم دنبال همین می‌گردی. 26:06.560 --> 26:08.760 ‫چیزی که همیشه دنبالش بودی. 26:10.200 --> 26:12.840 ‫شاید تو این مورد حق با تو باشه. 26:12.840 --> 26:14.040 ‫ولی... 26:17.160 --> 26:19.000 ‫مطمئن نیستم لیاقتش رو داشته باشم. 26:33.200 --> 26:34.640 ‫متاسفم. 26:36.440 --> 26:38.240 ‫می‌دونم می‌خواستی ‫این‌طوری باشه که... 26:40.920 --> 26:43.360 ‫هیچ‌وقت نباید وانمود می‌کردم ‫می‌تونم چیزی رو بهت بدم 26:43.360 --> 26:44.800 ‫که تو می‌خواستی. 27:04.120 --> 27:05.840 ‫نباید منتظرم بمونی. 27:07.680 --> 27:09.440 ‫هر اتفاقی هم افتاد، منتظر نمون. 27:12.000 --> 27:15.200 ‫تو لایق اون عشق پرشوری هستی ‫که همیشه خوابش رو می‌دیدی. 27:19.160 --> 27:20.840 ‫اون عشقی که با اما داشتی؟ 27:27.680 --> 27:30.040 ‫- چطور...؟ ‫- نامه‌ها رو پیدا کردم. 27:32.320 --> 27:33.400 ‫خدایا. 27:35.120 --> 27:37.200 ‫برای همین ازش خواستم ‫لباسم رو درست کنه. 27:39.760 --> 27:41.280 ‫می‌خواستم ببینمش. 27:44.000 --> 27:46.080 ‫می‌فهمم چرا دلت رو برد. 27:48.960 --> 27:50.480 ‫متاسفم که از دستش دادی. 27:52.880 --> 27:54.320 ‫منم همین‌طور. 29:09.440 --> 29:10.840 ‫سفر به خیر. 30:37.320 --> 30:38.720 ‫دوستت دارم. 30:41.560 --> 30:42.920 ‫نداری. 30:44.400 --> 30:45.800 ‫اما اشکالی نداره. 30:47.800 --> 30:50.200 ‫باعث نشده حتی یه لحظه‌ش رو هم ‫پشیمون باشم. 30:52.120 --> 30:54.120 ‫شوهر تو بودن یه افتخاره. 30:55.320 --> 30:58.200 ‫و این چیزی نیست ‫که به این راحتی ولش کنم. 30:58.200 --> 31:02.080 ‫پس مطمئن باش ‫راه برگشت به سمت تو رو پیدا می‌کنم. 31:27.040 --> 31:28.400 ‫بهت گفته بودم، نه؟ 31:29.560 --> 31:31.320 ‫من توی این چیزها اصلاً خوب نیستم. 31:31.320 --> 31:33.680 ‫اون موقع خداحافظی نبود، ‫الانم نیست. 31:33.680 --> 31:34.760 ‫حتی به زبونش هم نیار. 31:34.760 --> 31:37.240 ‫بگو، «به‌زودی می‌بینمت»، ‫چون همین‌طور هم می‌شه. 31:38.040 --> 31:39.040 ‫باید برگردی. 31:41.000 --> 31:44.080 ‫من بدون تو هیچم، شین اونیل. 31:44.080 --> 31:46.560 ‫از همون اولین صبحی که ‫توی مرغزارها همدیگه رو دیدیم. 31:47.520 --> 31:49.720 ‫پس قهرمان‌بازی درنیاری. 31:51.120 --> 31:53.840 ‫می‌دونم برات سخته، اما... 31:53.840 --> 31:56.000 ‫من اینجا بهت نیاز دارم. 32:05.160 --> 32:07.120 ‫پس به‌زودی می‌بینمت، اما. 32:13.480 --> 32:14.840 ‫همه سوار شید! 32:22.200 --> 32:24.680 ‫همه سوار شید! 33:55.240 --> 33:58.200 ‫هیچ منطقی نداره که ما در حال جنگ باشیم ‫وقتی اونا هم هستن. 34:00.280 --> 34:02.040 ‫چه لطف بزرگی از طرف شما. 34:03.280 --> 34:05.280 ‫مگه نه؟ صلح‌طلب معروفم. 34:07.400 --> 34:09.080 ‫اینو گوش کن. 34:09.080 --> 34:12.120 ‫«یادت نره چایت رو تا وقتی ‫هنوز داغه بخوری. 34:12.120 --> 34:14.080 ‫تو اغلب می‌ذاریش کنار ‫و فراموش می‌کنی، 34:14.080 --> 34:16.400 ‫اونم وقتی که غرق کارت می‌شی. 34:16.400 --> 34:19.720 ‫من قبل از اینکه متوجه بشی ‫با یه چای تازه عوضش می‌کنم. 34:19.720 --> 34:22.400 ‫در ضمن یه شال هم پشت صندلیت گذاشتم. 34:22.400 --> 34:23.600 ‫ازش استفاده کن. 34:24.880 --> 34:26.200 ‫تو همیشه سرما رو حس می‌کنی 34:26.200 --> 34:28.280 ‫وقتی که باد خنک عصرگاهی ‫می‌پیچه داخل.» 34:30.480 --> 34:32.000 ‫تو رو خیلی خوب می‌شناسه. 34:32.000 --> 34:34.080 ‫بدون اونا قراره چیکار کنیم؟ 34:35.880 --> 34:37.120 ‫ادامه می‌دیم. 34:43.480 --> 34:45.560 ‫تو باید بمونی. 34:45.560 --> 34:46.560 ‫اینجا بمون. 34:47.880 --> 34:49.760 ‫نه فقط امشب، ‫بلکه تا وقتی که برگردن خونه. 34:51.440 --> 34:53.080 ‫کمک کنیم این دوران رو بگذرونیم. 34:59.120 --> 35:00.480 ‫اما زانوی غم بغل نمی‌گیریم. 35:01.720 --> 35:03.480 ‫تو ارائه‌ات رو داری. 35:03.480 --> 35:04.880 ‫من بدون جو نمی‌تونم برنده بشم. 35:04.880 --> 35:06.560 ‫اونا هیچ‌وقت منو جدی نمی‌گیرن. 35:06.560 --> 35:08.080 ‫این حرفیه که یه زن می‌زنه. 35:09.240 --> 35:13.080 ‫حالا یه مرد... ‫با این همه دستاورد که داری 35:13.080 --> 35:15.640 ‫و یه طرح پیشنهادی به این خوبی... 35:15.640 --> 35:18.480 ‫می‌رفت اونجا و جوری ‫رفتار می‌کرد که انگار از قبل برنده شده. 35:25.920 --> 35:28.640 ‫- آدام؟ ‫- اون پسرم رو کشت. 35:32.280 --> 35:33.520 ‫کی کشت؟ 35:33.520 --> 35:37.720 ‫آدام، ادوین نمرد‌ه‌. ‫اون... 35:37.720 --> 35:38.760 ‫تاوان کارشو میده. 35:40.120 --> 35:42.160 ‫مطمئن می‌شم اون زن تاوانش رو پس بده. 35:43.120 --> 35:44.480 ‫کی؟ 35:46.960 --> 35:48.360 ‫اما هارت. 35:50.320 --> 35:52.320 ‫جوی عزیزم، 35:52.320 --> 35:55.760 ‫نمی‌دونم این نامه کِی، ‫یا اصلاً به دستت می‌رسه یا نه، 35:55.760 --> 35:57.800 ‫اما باید تلاشم رو بکنم 35:57.800 --> 36:00.320 ‫تا بهت بگم چقدر متاسفم. 36:00.320 --> 36:01.960 ‫چون حق با توئه... 36:01.960 --> 36:04.080 ‫تو ازدواج هر دو طرف باید شریک باشن. 36:04.080 --> 36:06.520 ‫و من بیشتر از هر چیزی پشیمونم 36:06.520 --> 36:08.640 ‫که هیچ‌وقت این فرصت رو بهت ندادم ‫که شریک من باشی. 36:10.200 --> 36:13.400 ‫من خیلی مغرور و لجباز بودم، 36:13.400 --> 36:16.080 ‫فکر می‌کردم باید همه کارها رو ‫تنهایی انجام بدم 36:16.080 --> 36:19.120 ‫واسه همین متوجه فداکاری‌هایی که کردی نشدم، 36:19.120 --> 36:21.960 ‫متوجه اون حمایت بی‌صدایی ‫که بهم می‌کردی نشدم، 36:21.960 --> 36:26.760 ‫اینکه چطور دوستم داشتی، ‫حمایتم می‌کردی و بهم اعتماد داشتی 36:26.760 --> 36:30.680 ‫بدون اینکه در عوضش چیزی بخوای. 36:30.680 --> 36:33.720 ‫تصمیمم برای فروش مغازه‌ها غیرقابل‌بخشش بود، 36:33.720 --> 36:35.480 ‫واسه همین اونا رو نمی‌فروشم. 36:36.880 --> 36:39.160 ‫آره، ما بدهی سنگینی داریم. 36:40.400 --> 36:42.840 ‫اما بعضی چیزها از پول خیلی مهم‌ترن. 36:44.440 --> 36:46.160 ‫من مالک افتخاری دو تا کارخونه بافندگی 36:46.160 --> 36:47.960 ‫و یه کارگاه پر از کارگر هستم، 36:47.960 --> 36:51.000 ‫و آماده‌ایم به محض اینکه... ‫دوخت لباس فرم سربازهامون رو شروع کنیم. 36:52.160 --> 36:53.800 ‫فوراً، مشروط به... 36:53.800 --> 36:56.360 ‫من کاملاً ایمان دارم ‫که برنده این مناقصه می‌شم 36:56.360 --> 36:58.440 ‫مناقصه قرارداد لباس فرم‌های ‫نظامی، 36:58.440 --> 37:01.720 ‫درست مثل اینکه کاملاً ایمان دارم ‫تو سالم برمی‌گردی پیشم. 37:02.840 --> 37:04.480 ‫و وقتی برگشتی، جو، 37:04.480 --> 37:07.240 ‫من همون شریکی می‌شم ‫که لایقشی. 37:07.240 --> 37:08.880 ‫اینو بهت قول میدم. 37:34.000 --> 37:35.960 ‫آقایان، مردهای ما... 37:35.960 --> 37:39.640 ‫پدرها، برادرها، پسرها و همسرانمون، ‫از جمله همسر خودم... 37:39.640 --> 37:42.520 ‫در جبهه‌های فرانسه دارن برای ‫پادشاه و کشور می‌جنگن. 37:43.480 --> 37:45.240 ‫کمترین کاری که می‌تونیم بکنیم اینه که براشون 37:45.240 --> 37:48.280 ‫بهترین لباس‌های فرم ممکن رو فراهم کنیم ‫تا به پیروزیشون کمک کنه... 37:48.280 --> 37:51.800 ‫با دوام‌ترین پارچه پشمی و کاربردی‌ترین طراحی‌ها. 37:51.800 --> 37:53.920 ‫و من همون کسی هستم ‫که می‌تونه این کار رو انجام بده. 37:54.880 --> 37:57.040 ‫می‌دونم من اون آدم معمولی نیستم ‫که همیشه جلوتون می‌ایسته. 37:57.040 --> 37:59.840 ‫همون‌طور که لابد متوجه شدید، ‫من یک مرد نیستم. 38:03.560 --> 38:06.280 ‫اما ازتون می‌خوام توجهتون ‫نه به این باشه که من کی هستم، 38:06.280 --> 38:07.880 ‫بلکه به چیزی باشه که ارائه میدم. 38:09.320 --> 38:11.440 ‫من مالک افتخاری دو تا کارخونه بافندگی 38:11.440 --> 38:13.200 ‫و یه کارگاه پر از کارگر هستم 38:13.200 --> 38:16.040 ‫که آماده‌ان دوخت لباس فرم سربازهامون رو فوراً شروع کنن، 38:16.040 --> 38:18.120 ‫البته مشروط به تایید شما ‫روی طرح‌های من. 38:18.120 --> 38:20.960 ‫من از همین حالا تولید پارچه مورد نیاز رو 38:20.960 --> 38:22.560 ‫با هزینه خودم شروع کردم. 38:22.560 --> 38:24.760 ‫می‌دونستم که تورم قیمت مواد اولیه 38:24.760 --> 38:26.240 ‫خیلی زود و سریع اتفاق می‌افته، 38:26.240 --> 38:27.880 ‫واسه همین همون روزی که جنگ اعلام شد، 38:27.880 --> 38:31.120 ‫پشم مورد نیاز برای دوخت ۱۶ هزار لباس فرم رو 38:31.120 --> 38:33.160 ‫به قیمت یک شیلینگ برای هر پوند خریداری کردم. 38:33.160 --> 38:34.760 ‫اگه بخواید اون پشم رو امروز بخرید، 38:34.760 --> 38:36.200 ‫نمی‌تونید 38:36.200 --> 38:38.120 ‫کمتر از یک شیلینگ و سه پنس پیداش کنید. 38:38.120 --> 38:40.600 ‫فردا از اینم بالاتر میره. 38:40.600 --> 38:42.040 ‫و واسه همینه که می‌دونم 38:42.040 --> 38:43.720 ‫هیچ‌کدوم از مردهایی که تا الان حرف‌هاشون رو شنیدید 38:43.720 --> 38:45.600 ‫نمی‌تونن قیمتی رقابتی‌تر از من 38:45.600 --> 38:47.080 ‫بهتون پیشنهاد بدن. 38:47.080 --> 38:49.240 ‫آقایان، وقت چیزی نیست که به وفور داشته باشیم. 38:49.240 --> 38:50.800 ‫جنگ شروع شده. 38:50.800 --> 38:52.600 ‫منو انتخاب کنید، ‫اینجوری نه تنها می‌تونم بهتون 38:52.600 --> 38:54.800 ‫بالاترین کیفیت رو با کمترین قیمت ارائه بدم، 38:54.800 --> 38:56.400 ‫بلکه می‌تونم کار رو از همین امروز شروع کنم. 39:03.360 --> 39:04.880 ‫یه ایده‌ای به ذهنم رسیده. 39:05.960 --> 39:08.720 ‫و اگه خودم بگم، فوق‌العاده درخشانه. 39:08.720 --> 39:10.280 ‫خب، بگو. 39:10.280 --> 39:12.520 ‫تو باید به گروه پرستاران داوطلب ملحق بشی. 39:12.520 --> 39:14.000 ‫می‌تونیم با هم آموزش ببینیم. 39:15.640 --> 39:17.480 ‫اگه دو نفرمون باشیم خیلی بیشتر خوش می‌گذره. 39:17.480 --> 39:19.720 ‫واقعاً فکر می‌کنم ‫یه چیزی ازش یاد می‌گیری. 39:20.920 --> 39:23.640 ‫- خب، من این‌طور فکر نمی‌کنم. ‫- چرا که نه؟ 39:23.640 --> 39:25.280 ‫خب، فکر نمی‌کنم آدام بخواد... 39:26.720 --> 39:30.440 ‫منظورم اینه که اون اینجا به من نیاز داره، ‫مخصوصاً حالا که ادوین رفته. 39:30.440 --> 39:32.480 ‫پس نیازهای خودت چی می‌شن؟ 39:32.480 --> 39:33.600 ‫خب، من... 39:34.640 --> 39:35.920 ‫من نمی‌... 39:37.080 --> 39:38.680 ‫من خوبم. 39:38.680 --> 39:41.040 ‫واقعاً؟ 39:41.040 --> 39:42.160 ‫آره. 39:45.440 --> 39:49.080 ‫- چی؟ ‫- هیچی. فقط... 39:49.080 --> 39:50.880 ‫به نظر می‌رسه وقت زیادی رو صرف 39:50.880 --> 39:52.760 ‫نگرانی برای نیازهای آقای فیرلی می‌کنی، 39:52.760 --> 39:56.520 ‫اما... اون اصلاً به نظر نمی‌رسه ‫یک لحظه هم به نیازهای تو فکر کنه. 39:58.560 --> 40:01.080 ‫این چه حرفیه می‌زنی! ‫این... این درست نیست. 40:02.840 --> 40:04.200 ‫واقعاً نیست؟ 40:04.200 --> 40:05.520 ‫نه، من... 40:07.160 --> 40:09.120 ‫ببین، می‌دونم آدام می‌تونه... 40:10.960 --> 40:13.480 ‫اما اون سختی‌های زیادی رو پشت سر گذاشته. 40:13.480 --> 40:14.840 ‫منظورم اینه که اون همسرش رو از دست داد. 40:14.840 --> 40:16.720 ‫و تو هم خواهرت رو از دست دادی. 40:16.720 --> 40:18.360 ‫آره، آره، همین‌طوره. من از دستش دادم. 40:18.360 --> 40:20.920 ‫ما هر دو کسی رو که اون روز می‌پرستیدیم ‫از دست دادیم. 40:20.920 --> 40:23.400 ‫و این اشتباه من بود ‫چون من قلب ادل رو شکستم. 40:23.400 --> 40:25.760 ‫من بهش خیانت کردم. ‫دوباره کشوندمش سمت الکل. 40:25.760 --> 40:28.680 ‫تو قلبش رو شکستی؟ اونم تنهایی؟ 40:28.680 --> 40:30.600 ‫پس نقش آقای فیرلی چی می‌شه؟ 40:30.600 --> 40:33.000 ‫من آخرین کسی بودم که باهاش حرف زد. 40:33.000 --> 40:35.400 ‫- نه، نبودی. ‫- بودم. 40:36.920 --> 40:39.680 ‫نه، اون آدم... آقای فیرلی بود. 40:41.040 --> 40:44.680 ‫من صداش رو شنیدم... ‫توی اتاق خانم فیرلی، داشتن بحث می‌کردن، 40:44.680 --> 40:47.680 ‫داشت بی‌رحمانه‌ترین چیزها رو می‌گفت، ‫فقط چند ساعت قبل از اینکه اون... 40:50.120 --> 40:52.520 ‫- اینا رو از خودت درمیاری؟ ‫- نه. 40:53.960 --> 40:55.520 ‫قسم می‌خورم. 40:58.560 --> 41:00.240 ‫خیلی ممنونم، لرد اکتون. 41:00.240 --> 41:02.520 ‫واقعاً ازتون ممنونم ‫که این فرصت رو بهم دادید. 41:02.520 --> 41:04.280 ‫- خواهش می‌کنم. ‫- مشخصاتم رو دارید، 41:04.280 --> 41:06.560 ‫مگه نه؟ اگه سوال دیگه‌ای بود... 41:06.560 --> 41:07.640 ‫چارلز! 41:07.640 --> 41:09.360 ‫لرد آدام فیرلی! 41:09.360 --> 41:11.880 ‫چارلی! ‫از دیدنت خوشحالم رفیق قدیمی. 41:11.880 --> 41:13.280 ‫خیلی وقت شده، نه؟ 41:13.480 --> 41:16.480 ‫مسابقه اون اسبت چطور پیش میره، هان؟ 41:16.480 --> 41:18.800 ‫اصرار دارم که به زودی ‫دوباره با ما شام بخوری. 41:18.800 --> 41:22.120 ‫می‌دونم اولیویا چقدر مشتاق دیدن پنی ـه. 41:22.120 --> 41:24.600 ‫حالا در مورد اون لباس‌های فرم، 41:24.600 --> 41:26.640 ‫فکر می‌کنم ما می‌تونیم ‫مشتری‌های بی‌نقصی باشیم... 41:49.520 --> 41:52.280 ‫قرارداد از دست رفت. من باختم. 41:53.720 --> 41:54.760 ‫اما عیبی نداره. 41:56.320 --> 41:58.240 ‫یه راهی پیدا می‌شه، مگه نه؟ 41:58.240 --> 42:00.920 ‫یه راهی برای درست کردنش پیدا می‌کنم. ‫درست کردن همه ‌چی. 42:02.760 --> 42:04.920 ‫هنوز نقشه‌ای به ذهنم نرسیده. 42:04.920 --> 42:06.400 ‫اما من همیشه یه نقشه دارم. 42:22.280 --> 42:23.520 ‫کی؟ 42:38.800 --> 42:44.120 ‫[جو لوتر در جنگ کشته شد] 42:53.160 --> 42:54.920 ‫مامان! مامان! 42:58.400 --> 42:59.960 ‫مامان، چرا داری گریه می‌کنی؟ 43:01.720 --> 43:03.080 ‫دوستت دارم. 43:05.680 --> 43:07.080 ‫دوستت دارم، ادوینا. 43:11.480 --> 43:15.040 ‫نه، چند وقتی هست که از ادوینا ‫خبری ندارم. 43:15.040 --> 43:17.320 ‫اما سلامتون رو بهش می‌رسونم. 43:18.680 --> 43:21.480 ‫و مو لای درزش نمیره. درسته‌؟ 43:23.080 --> 43:25.080 ‫خداحافظ. خداحافظ. 43:33.440 --> 43:35.160 ‫میشه بگی پائولا بیاد داخل لطفاً؟ 43:36.880 --> 43:40.360 ‫دیگه پنهان‌کاری نداریم، پائولا. ‫قبوله؟ 43:40.360 --> 43:41.880 ‫دیگه پنهان‌کاری نداریم. 43:41.880 --> 43:44.680 ‫و ازت می‌خوام با خانواده ‫تماس بگیری لطفاً. 43:44.680 --> 43:48.000 ‫فکر کنم بالاخره اون جشن تولد رو ‫برگزار کنم. 43:48.000 --> 43:51.480 ‫به جری بگو کارهای سفر رو ردیف کنه. ‫کل خاندان. 43:51.480 --> 43:53.040 ‫واسه همین آخر هفته. 43:53.040 --> 43:55.120 ‫همین آخر هفته؟ قبل از دوشنبه؟ 43:55.120 --> 43:58.200 ‫درسته. بچه‌هام می‌تونن با من ‫جشن بگیرن، 43:58.200 --> 44:00.120 ‫اونم تو مسیر اون جلسه معروفشون. 44:00.120 --> 44:03.520 ‫اینو به یه مناسبت ‫به‌یادماندنی تبدیل کنیم. 44:04.720 --> 44:06.120 ‫می‌ریم خونه. 44:13.760 --> 44:15.120 ‫خوبه که برگشتیم خونه؟ 44:15.120 --> 44:16.720 ‫همیشه. 44:16.720 --> 44:19.440 ‫باید به هر قیمتی که شده ‫از میراثمون محافظت کنیم. 44:19.440 --> 44:20.880 ‫و فکر کنم جوابش رو دارم. 44:20.880 --> 44:22.680 ‫شراکت با فیرلی‌ها؟ 44:22.680 --> 44:24.800 ‫اگه کسی قبل از این همچین پیشنهادی می‌داد، ‫تف می‌کردم تو صورتش. 44:24.800 --> 44:29.840 ‫همه خائن‌ها جمعن؟ ‫بیاید شروع کنیم، موافقید؟ 44:30.640 --> 44:35.640 www.Doostihaa.com