WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:11.261 --> 00:12.429 ‫خوبی؟ 00:13.513 --> 00:14.723 ‫فقط خیلی غم‌انگیزه. 00:15.974 --> 00:17.267 ‫رودولف؟ 00:17.267 --> 00:21.187 ‫همه‌شون دارن دماغش رو مسخره می‌کنن. ‫خب که چی که اون فرق داره؟ 00:21.187 --> 00:24.149 ‫و بابانوئل میگه نمی‌تونه عضو تیم باشه؟ 00:24.149 --> 00:26.025 ‫یعنی مثلاً خودش خیلی بی‌نقصه؟ 00:26.025 --> 00:27.527 ‫بابانوئل یه چاق خیکیه. 00:29.487 --> 00:31.114 ‫هی. بیا اینجا. 00:34.117 --> 00:35.535 ‫هی، جشن شکرگزاریت چطور بود؟ 00:35.535 --> 00:37.746 ‫- خوب بود. ‫- خوب بود؟ 00:37.746 --> 00:39.247 ‫تو شغلت داستان‌نویسیه، گرگ. 00:39.247 --> 00:41.416 ‫- بهتر تعریف کن. ‫- از دیدنت خوشحالم، والت. 00:41.958 --> 00:44.836 ‫خوب بود. من و کیتی اینجا بودیم. 00:44.836 --> 00:48.590 ‫تنها ضدحالش این بود که ‫یکم از یه چیزی ناراحت بود. 00:48.590 --> 00:52.218 ‫واقعاً بهم نمی‌گفت چیه. ‫و یه جورایی غمگین بود. 00:52.218 --> 00:54.679 ‫اوه، عاشق خامه‌ی هم‌زده‌ی تهشم. 00:54.679 --> 00:56.306 ‫هفته‌ای چندتا از اونا می‌خوری؟ 00:56.306 --> 01:00.268 ‫مشکل تو نیست، مشکل منه، ‫و هرگز نمی‌خوام درستش کنم. 01:00.268 --> 01:02.145 ‫هی، فقط یه خبری بهت بدم، گرگ. 01:02.145 --> 01:04.856 ‫کریسل برگشته، اگه می‌خوای ‫بهش سلامی چیزی بکنی. 01:04.856 --> 01:06.816 ‫حالش چطوره؟ 01:06.816 --> 01:08.985 ‫می‌دونی چیه، بعداً باهاش حرف می‌زنم. 01:08.985 --> 01:11.029 ‫- مرسی، والت. ‫- آره. 01:11.029 --> 01:12.822 ‫- از دیدنم طفره میری؟ ‫- اوه! 01:12.822 --> 01:15.617 ‫سلام. نه، راستش الان داشتم می‌اومدم ببینمت. 01:15.617 --> 01:17.911 ‫اوه، نه، لازم نیست از این کارها بکنیم، گرگ. 01:17.911 --> 01:20.705 ‫در واقع، من یه سری قانون تعیین کردم 01:20.705 --> 01:23.625 ‫تا بتونیم ۸ روز آخرمون ‫به عنوان همکار رو بگذرونیم. 01:23.625 --> 01:24.959 ‫خیلی خب. 01:24.959 --> 01:28.630 ‫توی دفتر شلوار خاکی تنگ ‫یا شلوار راحتی جذب نمی‌پوشی. 01:28.630 --> 01:31.132 ‫خیلی خب، گمونم این بیشتر ‫به من مربوط میشه تا تو. 01:31.132 --> 01:33.593 ‫- منم این کارو می‌کنم. ‫- خیلی خب. باشه. 01:33.593 --> 01:35.637 ‫هیچ کار جوانمردانه‌ای نمی‌کنی ‫که دلِ من رو ببری. 01:35.637 --> 01:37.639 ‫هنوزم باهات خوب رفتار می‌کنم. 01:39.432 --> 01:40.892 ‫باشه. 01:40.892 --> 01:43.394 ‫توی دفتر لبخند نمی‌زنی ‫و زبونت رو نشون نمیدی. 01:43.394 --> 01:45.897 ‫- این یکی برام مهمه. ‫- حتماً. لبخند نمی‌زنم. 01:45.897 --> 01:47.899 ‫ولی بعید می‌دونم توی دفتر ‫زبون نشون داده باشم. 01:47.899 --> 01:49.734 ‫خب، هر وقت که دهنت رو باز می‌کنی ‫زبونت رو نشون میدی. 01:49.734 --> 01:51.778 ‫باشه، من... 01:51.778 --> 01:52.904 ‫آره، حله. 01:52.904 --> 01:55.240 ‫من الان میرم، پس لطفاً به من زُل نزن. 01:55.240 --> 01:56.532 ‫تمام تلاشم رو می‌کنم. 02:01.037 --> 02:03.122 ‫- داری اون کارو می‌کنی. ‫- یه جورایی آره. 02:29.399 --> 02:32.151 ‫همونطور که مطمئنم همه‌تون یادتونه ‫اسمِ این کلاس 02:32.151 --> 02:34.445 ‫هنرِ نوشتن داستان هیجان‌انگیزه. 02:34.445 --> 02:36.781 ‫پس، خیلی از نقدهایی که برای اینا می‌گیرید 02:36.781 --> 02:40.034 ‫به اون فصل اول ربط داره ‫که مخاطب رو درگیر می‌کنه. 02:40.034 --> 02:42.620 ‫من یه کتاب به اسم "شکوفه‌ی مرداب" نوشتم. 02:42.620 --> 02:45.331 ‫توش، روستر نامه‌ای ‫از یه عشق قدیمی دریافت می‌کنه، 02:45.373 --> 02:47.083 ‫و توش نوشته: 02:47.125 --> 02:51.421 ‫"رها کردنت بزرگ‌ترین اشتباه عمرم بود. 02:51.421 --> 02:56.509 ‫ولی اگه الان داری این رو می‌خونی، ‫من احتمالاً مُردم." نظرتون چیه؟ 02:56.509 --> 02:58.886 ‫داداش، کی نامه می‌نویسه؟ 02:58.886 --> 03:01.639 ‫آره، و چرا تمومش نکرده ‫و بیشتر توضیح نداده؟ 03:02.348 --> 03:04.142 ‫شاید در خطر بوده. 03:04.142 --> 03:07.562 ‫ولی هنوز وقت داشته ‫تمبر بخره و پستش کنه؟ 03:07.562 --> 03:08.771 ‫اوه، نه. 03:08.771 --> 03:10.732 ‫خیلی از آدم‌های پیر از قبل تمبر دارن. 03:10.732 --> 03:12.400 ‫تمبر چه مشکلی داره؟ 03:12.400 --> 03:14.902 ‫اگه خونده باشیش با عقل جور در میاد. ‫راستش کتاب خیلی خوبیه. 03:14.902 --> 03:18.156 ‫تامی، نمی‌تونم بهت بگم چقدر عالیه 03:18.156 --> 03:20.033 ‫که دوباره توی این کلاس مشارکت می‌کنی. 03:20.033 --> 03:24.078 ‫- وقتی من مشارکت می‌کنم هیچوقت چیزی نمیگی. ‫- می‌دونم. 03:24.078 --> 03:25.621 ‫بفرمایید. 03:25.621 --> 03:27.582 ‫۱۸ شدی. 03:27.582 --> 03:28.958 ‫واسه امروز کافیه. 03:28.958 --> 03:31.544 ‫روی اصلاحات کار کنید. ‫این برای توئه. 03:33.588 --> 03:35.423 ‫اینجا رو ببین. آدرال و سلسیوس 03:35.423 --> 03:37.300 ‫- هر بار جواب میده. ‫- هر بار. 03:37.300 --> 03:38.676 ‫- می‌بینمت، گرگ. ‫- می‌بینمت. 03:42.054 --> 03:43.389 ‫باهم مشکلی نداریم؟ 03:43.389 --> 03:48.019 ‫یه دانشجوی روانشناسی داره کمکم می‌کنه ‫تو رو خارج از خونه‌مون تصور کنم. 03:48.019 --> 03:50.813 ‫فقط یه استاد عادی و بی‌حاشیه. 03:51.814 --> 03:55.610 ‫خیلی خب، دوست دارم کمکت کنم ‫به کلاس‌های دیگه هم برسی. 03:55.610 --> 03:57.361 ‫آره، یعنی، بهش نیاز دارم. 03:57.361 --> 03:59.697 ‫دفترم؟ رأس ساعت ۳؟ 03:59.697 --> 04:01.616 ‫- حله. ‫- حله. 04:01.616 --> 04:03.242 ‫این برای توئه. 04:03.242 --> 04:04.660 ‫باید یکم کار کنی. 04:07.497 --> 04:09.207 ‫[بیشتر کاوش کن] 04:16.297 --> 04:18.966 ‫من عاشق این جلیقه‌ام. ممنون. 04:18.966 --> 04:21.802 ‫نئوپرین دمای بدنت رو ۱۲ درصد بالا می‌بره. 04:21.802 --> 04:23.679 ‫بعلاوه، هیکلت رو خوب نشون میده. 04:23.679 --> 04:25.515 ‫حاضرم واسه شام بپوشمش. 04:25.515 --> 04:29.477 ‫خبر جدیدی از ماجرای بیوتکا نیست؟ ‫به تصمیم‌گیری نزدیک نشدی؟ 04:29.477 --> 04:31.229 ‫رفتن به نیویورک پیچیده‌ست. 04:31.229 --> 04:33.231 ‫و آرچی نشون داده 04:33.231 --> 04:35.316 ‫که یکم بیشتر به بچه علاقه داره. 04:35.316 --> 04:38.069 ‫حتی لیستی از اسم‌های پرمدعای بریتانیایی ‫درست کرده. 04:38.069 --> 04:40.488 ‫هرچند من شخصاً نمی‌خوام پسر یا دختری ‫به اسم رابین داشته باشم. 04:40.488 --> 04:43.282 ‫- کی می‌خواد؟ ‫- ولی اگه اون قرار نیست زیادی درگیر شه، 04:43.282 --> 04:44.909 ‫باید شغل رو قبول کنم و برم، درسته؟ 04:46.369 --> 04:48.621 ‫اشکالی نداره از تئودور روزلوت نقل قول کنم؟ 04:48.621 --> 04:49.830 ‫ترجیح میدم این کارو نکنی. 04:50.748 --> 04:52.208 ‫باشه. 04:52.208 --> 04:54.835 ‫ببین، زندگی پر از امتحانه، سانی. 04:54.835 --> 04:56.462 ‫باید فقط چشم‌هات رو باز نگه داری 04:56.462 --> 04:58.673 ‫و ببینی دنیا بهت چی میگه. ‫خودت می‌فهمی. 04:59.799 --> 05:01.092 ‫ممنون. 05:01.092 --> 05:02.802 ‫"باور داشته باش که می‌تونی ‫و نصف راه رو رفتی." 05:02.802 --> 05:05.012 ‫آخرش یه نقل قول از روزولت ‫اضافه کردی، مگه نه؟ 05:05.012 --> 05:06.389 ‫دستِ خودم نبود. 05:08.516 --> 05:09.850 ‫خب... 05:10.768 --> 05:12.478 ‫چرا همه‌مون یه کلاه سطلی گذاشتیم؟ 05:12.478 --> 05:14.021 ‫می‌تونه ویژگی خاص ما باشه. 05:14.021 --> 05:15.940 ‫ما می‌شیم پسرهای سطلی. 05:16.857 --> 05:18.526 ‫- گورِ باباش. ‫- تلاش خوبی بود، خوکچه. 05:18.526 --> 05:19.986 ‫- همیشه قراره خوکچه باشی. ‫- لعنتی. 05:19.986 --> 05:21.112 ‫- هی، بچه‌ها. ‫- گرگ! 05:21.112 --> 05:22.488 ‫- روستر! ‫- سلام! 05:23.030 --> 05:24.824 ‫تامی رو جایی ندیدید؟ 05:24.824 --> 05:27.368 ‫قرار بود توی دفترم همدیگه رو ببینیم ‫ولی اون نیومد. 05:27.368 --> 05:29.120 ‫- نه. ‫- اون توی کلاس اقتصادم نبود. 05:29.120 --> 05:31.372 ‫شاید رفته یه جایی زانوی غم بغل کرده 05:31.372 --> 05:33.374 ‫چون این یارو ازش نخواسته پسرِ سطلی باشه. 05:33.374 --> 05:34.458 ‫برید به جهنم بچه‌ها. 05:34.458 --> 05:36.627 ‫بزنید قدش، پسرهای سطلی! 05:36.627 --> 05:38.421 ‫تو اصلاً نمی‌دونی پسرِ سطلی چیه، مگه نه؟ 05:38.421 --> 05:39.714 ‫نه، نمی‌دونم. 05:39.714 --> 05:40.840 ‫آقایون. 05:40.840 --> 05:41.757 ‫خوکچه. 05:41.799 --> 05:43.134 ‫والت، پیامت رو گرفتم. 05:43.175 --> 05:46.721 ‫نه، من نیروی ویژه تشکیل نمیدم که بفهمیم ‫کی عروسکِ دانشگاه رو دزدیده. 05:46.721 --> 05:49.724 ‫تلاش خوبی بود. دیگه زنگ نزن. ‫بازم زنگ می‌زنه. 05:49.724 --> 05:51.100 ‫- ببخشید. ‫- نه، اشکالی نداره. 05:51.100 --> 05:52.852 ‫خوشم میاد توی این حالتِ ریاست می‌بینمت. 05:52.852 --> 05:54.395 ‫مرسی. نادیده بگیرش. 05:54.395 --> 05:57.898 ‫می‌خواستم باهات در مورد شعرت ‫"دونه گیلاس" صحبت کنم. 05:57.898 --> 06:01.360 ‫متوجهی که توی شعره منظورم از گیلاس ایلایه. 06:01.360 --> 06:03.696 ‫خیلی خب، نیاز نیست همه بدونن ‫من رو گیلاس صدا می‌کنی. 06:03.696 --> 06:06.073 ‫تو منبع الهام منی، کینگ. ‫باید بیرون منتظر بمونی. 06:07.533 --> 06:08.617 ‫عاشق این شعرم. 06:09.368 --> 06:13.456 ‫اولین باره که یه چیزی نوشتی ‫که حسِ شخصی داره. 06:13.456 --> 06:15.583 ‫- لعنتی، ممنون. ‫- به نظرم این اثریه 06:15.583 --> 06:17.084 ‫که می‌تونه توی ریویو چاپ شه. 06:17.084 --> 06:19.628 ‫پس، من چندتا علامت گذاشتم 06:19.628 --> 06:22.590 ‫که نشونت بدم کجا می‌تونی ‫بیشتر تلاش کنی. 06:22.590 --> 06:25.092 ‫آسیب‌پذیرتر باش. نظرت چیه؟ 06:25.885 --> 06:28.637 ‫میرم یه دود می‌گیرم تلاشم رو بکنم. 06:28.637 --> 06:30.598 ‫نمی‌خوام بدونم چطور به اونجا می‌رسی. 06:30.598 --> 06:34.101 ‫فقط هیجان‌زده‌ام که ‫یه دانشجوی آینده‌دار دارم. 06:34.101 --> 06:36.312 ‫- ایوا خیلی با استعداده. ‫- همینطوره. 06:36.312 --> 06:39.440 ‫زیاد تشویقش نکن. اون مالِ منه. 06:39.440 --> 06:41.942 ‫دنیا کلی داستان‌نویس داره. 06:41.942 --> 06:44.403 ‫- آره. ‫- یعنی، این دیگه چه کوفتیه؟ 06:44.403 --> 06:46.447 ‫فقط چون من توی شهرم ‫این کارو می‌کنن. 06:46.447 --> 06:48.574 ‫می‌دونی وقتی شاعرها ‫به شهر میان چیکار می‌کنن؟ 06:48.574 --> 06:49.992 ‫همه دیوونه میشن؟ 06:52.787 --> 06:53.913 ‫اصلاً بامزه نیستی. 06:53.913 --> 06:56.040 ‫قیافه‌ات دیدنی بود. ‫خیلی عصبانی بودی. 06:59.001 --> 07:01.086 ‫- سلام، گرگ. ‫- اوه، سلام. 07:01.086 --> 07:04.006 ‫میام تو ولی به خاطر امنیتِ هردومون ‫درو باز میذارم. 07:04.006 --> 07:08.969 ‫می‌دونم حتماً عجیب به نظر می‌اومد، ‫ولی من نافم رو نگاه نمی‌کردم. 07:08.969 --> 07:10.054 ‫اشکالی نداره. 07:10.054 --> 07:13.182 ‫چون برام خوبه که ببینم ‫چقدر مشکلاتِ عمیقی داری. 07:13.182 --> 07:15.518 ‫- همینطوره، ممنون. ‫- ولی به کمکت نیاز دارم. 07:15.518 --> 07:16.852 ‫جریان چیه؟ 07:18.062 --> 07:19.772 ‫تامی میگه داره ترک تحصیل می‌کنه. 07:19.772 --> 07:21.565 ‫- اوه، نه. نه، نه، نه. ‫- من خیلی عصبانی‌ام. 07:21.565 --> 07:23.901 ‫این براش فرصتِ خیلی بزرگیه. 07:23.901 --> 07:25.611 ‫من نمیذارم این اتفاق بیفته. 07:25.611 --> 07:26.821 ‫باشه. 07:26.821 --> 07:28.405 ‫میشه بهم اجازه بدی دخالت کنم؟ 07:28.405 --> 07:30.157 ‫آره، اگه نیاز بود حتی می‌تونی کتکش بزنی. 07:30.157 --> 07:31.534 ‫نه، من کتکش نمی‌زنم. 07:31.534 --> 07:33.702 ‫من دوستش دارم، ‫ولی گاهی ازش متنفرم. 07:33.702 --> 07:34.912 ‫حتماً. 07:34.912 --> 07:36.705 ‫می‌دونی وقتی به دنیا اومد ۶ کیلو وزنش بود؟ 07:36.705 --> 07:38.374 ‫نه. هیچوقت حدس نمی‌زدم. 07:39.625 --> 07:41.794 ‫- ممنون. ‫- خیلی خب. 07:41.794 --> 07:43.170 ‫کریستل... 07:44.338 --> 07:46.131 ‫ردیفش می‌کنم. 07:47.132 --> 07:48.175 ‫این کارو نکن. 07:48.884 --> 07:49.718 ‫چی؟ 07:50.386 --> 07:51.971 ‫دوباره من رو خاطر خواه خودت نکن. 07:51.971 --> 07:54.306 ‫اوه، سعی ندارم این کارو بکنم. ‫فقط می‌خوام به پسرت کمک کنم. 07:54.306 --> 07:57.268 ‫من فقط و فقط می‌خوام به پسرت کمک کنم. 07:59.144 --> 08:01.063 ‫- ممنون، گرگ. ‫- خواهش می‌کنم. 08:01.063 --> 08:04.525 ‫خیلی خب! یوگسلاوی از شوروی جدا شد. 08:04.525 --> 08:06.860 ‫در این جلسه یه سری نامه‌ی جعلی داریم. 08:06.860 --> 08:08.737 ‫حتی یونانی‌ها هم حضور دارن. 08:08.737 --> 08:10.447 ‫خدای من، عاشق اون عوضی‌های سیه‌چرده‌ام. 08:11.699 --> 08:12.950 ‫راستش، یادداشتش نکنید. 08:12.950 --> 08:14.827 ‫آره، اون رو برمی‌دارم. 08:14.827 --> 08:18.747 ‫عالیه، خیلی خب. بیاید شروع کنیم. ‫چی باعث این دعوای عاشقانه شد؟ 08:18.747 --> 08:19.832 ‫بله، لیو؟ 08:19.832 --> 08:23.627 ‫تیتو در برابر تلاش‌های استالین برای کنترل ‫سیاست‌های یوگسلاوی مقاومت کرد؟ 08:23.627 --> 08:25.546 ‫احسنت، مثل همیشه. ممنون. 08:25.546 --> 08:27.089 ‫خدایا، دوباره برگشتیم. 08:27.089 --> 08:29.174 ‫آروم باش، جوگیر نشو. 08:29.174 --> 08:31.969 ‫- حداقل اسمم رو می‌دونه. ‫- اسمِ منم می‌دونه. 08:31.969 --> 08:35.014 ‫حتی با مقاومتِ رو به افزایش ‫در بقیه‌ی شوروی مواجه شد. 08:35.014 --> 08:36.056 ‫بله، لیو؟ 08:36.098 --> 08:39.393 ‫آره، هثر داشت می‌گفت که ‫فشار اقتصادی از طرف غرب... 08:39.393 --> 08:41.061 ‫هم به جدایی کمک کرد. 08:41.061 --> 08:43.272 ‫احسنت، هثر. ممنون. 08:43.272 --> 08:44.565 ‫احسنت، هثر. 08:45.524 --> 08:47.151 ‫دماغ سوخته. 08:47.693 --> 08:49.028 ‫وای، خانم‌ها. 08:49.028 --> 08:52.656 ‫اتاق من رو اتاق خودتون بدونید. 08:52.656 --> 08:55.284 ‫وای، یه ذره بیشتر از معمول از خودراضی هستی. 08:55.284 --> 08:57.077 ‫راستش این کارِ خیلی سختیه. 08:57.077 --> 09:00.873 ‫باید بگم، تازگی‌ها احساس می‌کنم ‫استادانه تدریس می‌کنم. 09:01.790 --> 09:04.418 ‫"مامان‌های خوب افکار ترسناک دارند." 09:04.418 --> 09:05.753 ‫- اون چیه؟ ‫- اوه، این یه... 09:05.753 --> 09:07.046 ‫این فقط یکی از کتاب‌های آموزش بچه‌داریمه. 09:07.046 --> 09:09.423 ‫می‌دونستی که ۹۰ درصد مادران جدید 09:09.423 --> 09:11.383 ‫- افکارِ مزاحم دارن؟ ‫- این رو شنیدم. 09:11.383 --> 09:13.302 ‫آره، یعنی اگه بچه‌ام مریض شه چی؟ 09:13.302 --> 09:15.137 ‫- اگه بچه‌ام رو بندازم چی؟ ‫- ممکنه اتفاق بیفته. 09:15.137 --> 09:16.847 ‫اگه بچه‌ام فکر کنه موهام ‫از موهاش خوشگل‌ترن 09:16.847 --> 09:18.390 ‫و نصفِ شبی سرم رو بتراشه چی؟ 09:18.390 --> 09:20.267 ‫- کاملاً ممکنه. ‫- خدایا. 09:20.267 --> 09:22.061 ‫این تأثیر هورمون‌هاییه که الان ‫توی بدنت جریان داره، عزیزم. 09:23.187 --> 09:27.024 ‫فکر کنم شرایط عاطفی رو درک نمی‌کنی. 09:27.024 --> 09:28.275 ‫راست میگه. 09:28.275 --> 09:31.236 ‫ولی برات کتاب مونتسوری رو گرفتم، ‫اگه می‌خوام باهام بخونی. 09:31.236 --> 09:33.113 ‫عزیزم. 09:33.113 --> 09:36.408 ‫می‌دونی، پدر بودن یه چیز غریزیه. 09:36.408 --> 09:37.493 ‫می‌دونی؟ 09:37.493 --> 09:39.828 ‫واقعاً لازم نیست نگرانِ پدر بودنم باشی. 09:39.828 --> 09:42.081 ‫کل روزم صرف شکل دادن ذهن‌های جوان میشه. 09:42.081 --> 09:43.665 ‫در واقع جالبه که این رو میگی. 09:43.707 --> 09:48.545 ‫الان داشتم بی‌دلیل نقدهایی رو می‌خوندم ‫که دانشجوها توی اینترنت برات نوشتن. 09:48.545 --> 09:50.798 ‫این یکی نظرم رو جلب کرد. ‫"پروفسور بیتس مغروره 09:50.798 --> 09:53.092 ‫و کاملاً خودشیفته‌ست." 09:53.092 --> 09:55.135 ‫خب، من مغرور بودن رو چیز بدی نمی‌دونم. 09:56.011 --> 09:57.805 ‫"پروفسور بیتس اصلاً انتقادپذیر نیست، 09:57.805 --> 10:00.015 ‫- حاضر جوابه و گارد می‌گیره." ‫- خب، این چرنده. 10:00.015 --> 10:01.975 ‫من اصلاً گارد نمی‌گیرم. 10:01.975 --> 10:04.603 ‫کی وقت میذاره همچین دروغ‌هایی بنویسه... ‫نه، باشه، الان متوجه شدم چی میگم. 10:04.603 --> 10:07.689 ‫باشه، خب، خوبه. ‫از شنیدن بازخورد خوشحال شدم. 10:07.689 --> 10:11.276 ‫یه کامنت باحال دیگه: ‫"پروفسور بیتس بزرگ‌ترین عوضیِ لودلوئه." 10:11.276 --> 10:12.444 ‫اون واقعاً اونجا نیست، نه؟ 10:12.444 --> 10:14.488 ‫نه، فقط می‌خواستم این رو بگم. 10:14.488 --> 10:15.948 ‫تامی، فقط یه لحظه بشین. 10:15.948 --> 10:17.491 ‫دست از سرم بردار، کار دارم. 10:17.491 --> 10:18.909 ‫- هی، چه خبر، گرگ؟ ‫- چطوری، روستر؟ 10:18.909 --> 10:20.702 ‫هی. لطفاً بشین. 10:23.163 --> 10:26.250 ‫چیکار می‌کنی، پسر؟ ‫نمی‌تونی همینجوری ترک تحصیل کنی. 10:26.250 --> 10:28.210 ‫- وایسا ببینم، چی؟ ‫- این کارو نکن، داداش. 10:28.210 --> 10:29.628 ‫- ما بهت نیاز داریم، داداش. ‫- هی، چرا نه؟ 10:29.628 --> 10:31.463 ‫ببین، من فقط چون مامانم مجبورم کرد ‫اومدم دانشگاه، 10:31.463 --> 10:33.298 ‫و منم که درسم خیلی خوب نیست. 10:33.298 --> 10:34.466 ‫- کاملاً. ‫- بیخیال. 10:34.466 --> 10:36.718 ‫دانشگاه فقط توی همین خلاصه میشه؟ 10:36.718 --> 10:37.928 ‫فکر کنم. 10:37.928 --> 10:39.721 ‫آره، بابام میگه نمره همه چیزه. 10:39.721 --> 10:42.391 ‫داداش، بابای من تازه با یه دختر که ‫دو سال ازم بزرگ‌تره ازدواج کرده. 10:42.391 --> 10:44.434 ‫دختره جذابه. گیج‌کننده‌ست. 10:44.434 --> 10:46.645 ‫- ولی بازم می‌تونی باهاش کنار بیای. ‫- توی فیلم‌ها که کنار میان. 10:46.645 --> 10:48.689 ‫بچه‌ها، اینا مسائل خیلی مهمیه، 10:48.689 --> 10:50.983 ‫ولی من بحثمون رو اون طرف ادامه میدم. 10:50.983 --> 10:52.776 ‫راستی، به بابات تبریک میگم. 10:52.776 --> 10:54.778 ‫- ممنون، گرگ. ‫- یالا، بیا پیشم. 10:55.946 --> 10:57.781 ‫روستر، تو هیچوقت دانشگاه نرفتی، داداش. 10:57.781 --> 11:01.159 ‫نه، نرفتم و ازش پشیمونم. 11:02.953 --> 11:04.037 ‫وقتی بچه بودم... 11:05.080 --> 11:07.082 ‫واقعاً غمگین بودم. 11:07.082 --> 11:09.918 ‫یه جورایی تنها بودم. هنوزم هستم. 11:12.004 --> 11:16.758 ‫تو رو می‌بینم که تو دانشگاه راه میری، ‫و دور و برت پر از آدمه. 11:16.758 --> 11:19.386 ‫کاش منم وقتی سن تو بودم این رو داشتم. 11:20.637 --> 11:23.640 ‫این پسرهای پشت سرت خیلی احمقن، 11:23.640 --> 11:25.392 ‫ولی اونا احمق‌های تو هستن. 11:27.185 --> 11:28.770 ‫اونا رو ول نکن. 11:31.231 --> 11:33.358 ‫خب، من اینجا زندگی می‌کنم. ‫بازم اونا رو می‌بینم. 11:33.358 --> 11:34.484 ‫بازم باهم می‌گردیم، درسته، بچه‌ها؟ 11:34.484 --> 11:35.694 ‫- آره، معلومه. ‫- تا آخر عمر داداشیم. 11:35.694 --> 11:36.737 ‫- دوستت داریم. ‫- این رو می‌دونی، داداش. 11:36.737 --> 11:37.946 ‫- کمک نکنید. ‫- نگران نباش. 11:37.946 --> 11:40.490 ‫من تا آخر عمرم گارسون نمی‌مونم. 11:40.490 --> 11:42.034 ‫کلی کار ازم برمیاد. 11:44.202 --> 11:46.163 ‫راستش همیشه خیلی دلم می‌خواست پلیس بشم. 11:46.163 --> 11:47.706 ‫- اونا خیلی خفنن. ‫- ببخشید. 11:47.706 --> 11:50.459 ‫میشه یه لحظه همه به من توجه کنن. 11:50.459 --> 11:53.754 ‫فقط دارم دنبال یه چیزی می‌گردم. ‫من دیروز اینجا بودم. 11:54.796 --> 11:56.840 ‫کسی تفنگم رو ندیده؟ 11:56.840 --> 11:59.760 ‫زیر میزها و صندلی‌هاتون رو نگاه کنید. 11:59.760 --> 12:01.261 ‫بازنویسی چطور پیش میره؟ 12:01.261 --> 12:02.429 ‫اوه... 12:03.513 --> 12:04.681 ‫پیش نمیره. 12:04.681 --> 12:06.558 ‫- وقتِ بیشتری لازم داری؟ ‫- نه. 12:06.558 --> 12:09.311 ‫فقط آسیب‌پذیر بودن رو امتحان کردم. 12:11.438 --> 12:12.481 ‫ازش بدم اومد. 12:12.481 --> 12:15.192 ‫باعث شد احساس بی‌دفاع بودن کنم. 12:15.192 --> 12:17.027 ‫ولی نه جوری که دوست دارم 12:17.027 --> 12:18.445 ‫- بی‌دفاع باشم، می‌دونی؟ ‫- آهان. 12:18.445 --> 12:23.158 ‫قرار دادن خودت توی اثرت ترسناکه، ‫ولی این کاریه که یه هنرمند می‌کنه. 12:23.158 --> 12:26.661 ‫می‌دونی، مشکل همینه. ‫من هنرمند نیستم. 12:26.661 --> 12:28.288 ‫من دانشجوی بازرگانی هستم. 12:28.288 --> 12:30.123 ‫مجبور شدم به بابام قول بدم 12:30.123 --> 12:32.250 ‫یا کارشناس امور مالی میشم ‫یا میرم تو خط رمز ارز. 12:32.250 --> 12:36.505 ‫این شعر و شاعری باحاله، ‫ولی فقط یه تفریحه. 12:36.505 --> 12:38.298 ‫آره، این قرار نیست زندگی‌ام باشه. 12:43.220 --> 12:46.014 ‫و حالا تامی میره بگرده 12:46.014 --> 12:48.850 ‫ببینه می‌خواد افسر پلیس بشه یا نه. ‫این چقدر دیوانه‌واره؟ 12:49.518 --> 12:52.270 ‫ببخشید، این همون پسره‌ست که ‫گاهی توی خونه‌ات زندگی می‌کنه 12:52.270 --> 12:53.855 ‫و مخفیانه آرزو می‌کنی پسرت بود؟ 12:53.855 --> 12:55.524 ‫عزیزم، بیخیال، این راز نیست. 12:57.609 --> 12:59.111 ‫خوبی؟ 12:59.111 --> 13:01.738 ‫این روزها یکم گرفته به نظر میای. 13:03.573 --> 13:04.908 ‫نباید مربی‌گری کنی؟ 13:05.951 --> 13:10.080 ‫احساس می‌کنم همه چی صبح ‫روز بعد مهمونی والت شروع شد، 13:10.080 --> 13:12.082 ‫وقتی با دوتا قهوه دیدمت. 13:12.874 --> 13:15.585 ‫توی کارِ من بهش میگن رد سرنخ. 13:16.461 --> 13:19.131 ‫پس، فکر کنم می‌دونم چه خبره. 13:19.881 --> 13:20.882 ‫- واقعاً؟ ‫- اوهوم. 13:22.425 --> 13:23.969 ‫تو با یکی دیگه هستی. 13:24.886 --> 13:27.013 ‫و به خاطر آرچی بابتش احساس گناه می‌کنی؟ 13:28.890 --> 13:30.851 ‫وای. زدی به خال. 13:30.851 --> 13:34.521 ‫خب، من نویسنده‌ی داستان‌های اکشن رازآلود ‫پر از شوخی هستم، پس... 13:34.521 --> 13:35.647 ‫درسته. 13:35.647 --> 13:38.066 ‫پسره کیه؟ اون اینجاست؟ 13:38.066 --> 13:40.610 ‫- آره. ‫- اوه. واقعاً؟ 13:40.610 --> 13:42.070 ‫- آره. ‫- کجاست؟ 13:44.447 --> 13:47.033 ‫اوناهاش. اون هانتره، پسری که توی کافه بود. 13:47.033 --> 13:48.410 ‫- اوه. اوه! ‫- آره. 13:48.410 --> 13:51.037 ‫ازش خوشم میاد. آجیل کم نمیذاره. 13:51.037 --> 13:53.290 ‫عاشق همین اخلاقش شدم. 13:53.290 --> 13:54.624 ‫چرا نمیری پیشش بشینی؟ 13:54.624 --> 13:56.668 ‫نه، دور ازش می‌شینم. 13:56.668 --> 13:58.920 ‫عزیزم، نگران احساسات آرچی نباش. 13:58.920 --> 14:00.630 ‫- آره. ‫- مواظب خودت باش. 14:01.506 --> 14:03.842 ‫- باشه. ‫- ازش بپرس... 14:03.842 --> 14:05.969 ‫نه، می‌خواستم بگم ازش بپرس ‫ببین آجیل داره. 14:05.969 --> 14:07.470 ‫من این کارو نمی‌کنم. ‫ولی میرم پیشش می‌شینم 14:07.470 --> 14:08.805 ‫- تا این بحث رو تموم کنم. ‫- باشه. 14:08.805 --> 14:10.265 ‫- دوستت دارم. ‫- دوستت دارم. 14:10.265 --> 14:12.225 ‫برو بریم! یالا! 14:12.225 --> 14:13.894 ‫یالا! سریع‌تر اسکیت کن! 14:15.228 --> 14:16.730 ‫می‌دونی که فقط دارن گرم می‌کنن، درسته؟ 14:16.771 --> 14:18.023 ‫آره، می‌دونم. منم همینطور. 14:19.190 --> 14:20.108 ‫بکشش! 14:20.108 --> 14:21.484 ‫- سلام. ‫- سلام. 14:21.484 --> 14:23.737 ‫پاره‌اش کن! پاره‌اش کن! 14:23.737 --> 14:25.405 ‫بزنش زمین! 14:25.405 --> 14:27.324 ‫بچه‌ها، خودتون رو جمع کنید. 14:27.324 --> 14:29.659 ‫من الان سرم رو میذارم روی شونه‌ات. 14:29.659 --> 14:31.161 ‫ولی من با نامزدم اینجام. 14:31.161 --> 14:32.787 ‫اون ناراحت نمیشه. 14:37.834 --> 14:39.169 ‫آهان، فوق‌العاده‌ست. 14:39.169 --> 14:40.587 ‫عروسک برگشته. 14:49.012 --> 14:50.764 ‫اوه. 14:50.764 --> 14:52.223 ‫اون آدمِ ما نیست. 14:52.223 --> 14:54.476 ‫یکی جلوش رو بگیره! هی! 14:55.727 --> 14:58.313 ‫درسته، آره، من پلیسم. ‫بیا، دلسترم رو نگه دار. 14:58.313 --> 15:01.232 ‫برمی‌گردم دنبالش. من پلیسم! 15:01.232 --> 15:04.110 ‫من ردیفش می‌کنم! هی! 15:09.991 --> 15:11.409 ‫- سلام عرض شد. ‫- سلام. 15:11.409 --> 15:12.410 ‫صبح بخیر. 15:13.703 --> 15:15.372 ‫- خیلی وقته ندیدمت. ‫- آره. 15:16.706 --> 15:19.250 ‫- جشن شکرگزاری توی ویسکانسین چطور بود؟ ‫- جالب بود. 15:20.543 --> 15:24.714 ‫آره، خانواده‌ی سانی واقعاً به این بازی الکترونیکی ‫به اسم سایمون علاقه دارن. 15:24.714 --> 15:26.800 ‫یه جورایی... یه سری چراغ چشمک‌زن داره... 15:26.800 --> 15:28.301 ‫می‌دونم سایمون چیه. همه می‌دونن. 15:28.301 --> 15:29.719 ‫خیلی خب، من نمی‌دونستم. 15:29.719 --> 15:33.723 ‫تا حدی که نوبتی سرم داد می‌زدن. 15:33.723 --> 15:35.600 ‫اوه، خوبه. خوشحالم که برات جالبه. 15:35.600 --> 15:38.561 ‫اوه، می‌خواستم ازت تشکر کنم که ‫من رو به کروسان وابسته کردی. 15:38.561 --> 15:41.564 ‫- آره. آره. ‫- مثل ساقیِ هروئین. 15:41.564 --> 15:43.566 ‫خب، می‌دونی که چی میگن. ‫همیشه اولی مجانیه. 15:43.566 --> 15:45.944 ‫- راست میگی. ‫- آره. 15:45.944 --> 15:47.278 ‫و بعدش دیگه کروسان نیاوردی. 15:49.572 --> 15:52.200 ‫- کیتی، راستش... ‫- نمی‌تونی به کسی قولِ هزار روز 15:52.200 --> 15:54.160 ‫واسه تصمیم گرفتن بدی ‫و بعد فقط دو روز بهش وقت بدی. 15:55.328 --> 15:58.039 ‫درسته؟ این منصفانه نیست. ‫و حالا دارم جلوت ناراحت میشم، 15:58.039 --> 16:00.083 ‫و فقط می‌خواستم بیام ‫و سه تا کروسانم رو بگیرم. 16:00.083 --> 16:02.168 ‫آره، الان سه تا می‌خوام چون حیوونم. 16:02.168 --> 16:04.504 ‫- گریه نکن، عزیز... ‫- به من نگو عزیزم. 16:04.504 --> 16:06.965 ‫و بهم نگو گریه نکنم. ‫اگه بخوام می‌تونم گریه کنم، لعنتی. 16:06.965 --> 16:08.466 ‫و در حال حاضر نمی‌خوام، 16:08.466 --> 16:10.468 ‫ولی الان نمی‌تونم جلوی خودم رو بگیرم. 16:10.468 --> 16:11.803 ‫- ممنون. ‫- باشه. 16:11.803 --> 16:13.721 ‫امیدوارم با سانی بهتر باشی. 16:23.690 --> 16:25.024 ‫سلام بچه‌ها. چیکار می‌کنید؟ 16:26.151 --> 16:28.153 ‫- کارهای پلیسی. ‫- اون داره من رو 16:28.153 --> 16:29.654 ‫با یه گروه به اسم کرید آشنا می‌کنه. 16:31.364 --> 16:33.658 ‫میشه یه لحظه بیرون باهم حرف بزنیم؟ 16:38.121 --> 16:40.165 ‫خب، اوضاع چطوره، بچه‌ها؟ 16:40.165 --> 16:41.958 ‫کلی جریمه نوشتید؟ 16:41.958 --> 16:43.459 ‫راستش ننوشتیم. 16:43.501 --> 16:47.172 ‫یعنی ماشین‌ها بازم پشت اون چراغ قرمز وایسادن ‫حتی بعد از این که خاموشش کردیم. 16:47.172 --> 16:49.299 ‫این خیلی بده. صبر کن، چی؟ 16:49.299 --> 16:51.676 ‫ای کاش می‌تونستم به این بچه ‫یکم هیجان نشون بدم، 16:51.676 --> 16:56.097 ‫ولی تنها جرمِ برجسته توی شهر ‫اون لباس عروسکه که دزدیده شده. 16:56.097 --> 16:57.807 ‫داداش، دارم حسابی کیف می‌کنم. 16:57.807 --> 16:59.475 ‫یادم داد چطور از تفنگ راداری استفاده کنم. 16:59.517 --> 17:01.603 ‫- درسته. ‫- می‌تونم ساعتی ۸ مایل بدوم. 17:01.603 --> 17:02.979 ‫- آره. ‫- باید دو و میدانی کار می‌کردم. 17:02.979 --> 17:04.814 ‫- اوه، آره. ‫- فکر نکنم سریع باشه. 17:04.814 --> 17:07.942 ‫همچنین، می‌دونم کلیشه‌ایه، ‫ولی واقعاً بهت دوناتِ مجانی میدن. 17:07.942 --> 17:09.611 ‫- آهان. ‫- فکر می‌کنی بازم بهم میدن؟ 17:09.611 --> 17:12.071 ‫- فقط یه راه برای فهمیدنش هست، ورزشکار. ‫- واقعاً؟ 17:13.448 --> 17:14.365 ‫تامی! 17:16.701 --> 17:20.163 ‫افسر تامی فامیلیش هرچی که هست. 17:20.163 --> 17:22.999 ‫آره، مامانش واقعاً می‌خواد ‫دانشگاه رو تموم کنه. 17:22.999 --> 17:26.461 ‫خیلی خب. مامانِ من واقعاً می‌خواد ‫به دیدن اون و ناپدری‌ام برم، 17:26.461 --> 17:27.879 ‫ولی نه ممنون. 17:27.879 --> 17:29.839 ‫گرگ، اگه پسره علاقه داره، 17:29.839 --> 17:32.216 ‫من و تو کی هستیم ‫که سرِ راهش قرار بگیریم؟ 17:32.216 --> 17:33.551 ‫این کشیش بودن نیست. 17:33.551 --> 17:36.888 ‫ببین، باید کنار بکشی. ‫باید بذاری تموم کنه. 17:36.888 --> 17:38.389 ‫باید به دیدن مامانت بری. 17:38.389 --> 17:42.560 ‫فقط محض اطلاع، من به خاطر این که ‫مادرم شوهر کرده به دیدنش نمیرم. 17:42.560 --> 17:47.315 ‫به خاطر اینه که شوهرش شانونه ‫که اتفاقاً بدترین آدمه. 17:47.315 --> 17:54.280 ‫تامی یه مرد بالغه که می‌تونه برای خودش ‫تصمیم بگیره، مثل من، شانون. 17:56.240 --> 17:57.742 ‫مجبورم می‌کنی این کارو بکنم. 17:57.742 --> 17:58.743 ‫نه. 17:59.744 --> 18:02.455 ‫الان از کارت آزادی از زندانت استفاده می‌کنی، 18:02.455 --> 18:04.624 ‫- جدی؟ ‫- این انقدر برام مهمه، 18:04.624 --> 18:07.126 ‫که اون کارت بی‌معنا رو بهت میدم. 18:07.835 --> 18:09.379 ‫- دوناتِ شکری! ‫- اوه، عالیه. 18:09.379 --> 18:11.297 ‫عالیه! توی کیسه چیه؟ 18:11.297 --> 18:12.715 ‫- اوه، تفنگته. ‫- اوه. 18:12.715 --> 18:14.342 ‫آره، گفتن دفعه‌ی پیش ‫اونجا جا گذاشتیش. 18:14.342 --> 18:16.678 ‫آره، جا گذاشتم و آره این مالِ منه. 18:16.678 --> 18:19.389 ‫خب، افسر دانی داشت بهم می‌گفت 18:19.389 --> 18:22.558 ‫که پلیس بودن یه سری معایب داره. 18:24.894 --> 18:27.397 ‫آره، آره، راستش داشتم همین رو می‌گفتم. 18:28.147 --> 18:30.358 ‫تامی، افتضاحه. پلیس بودن... 18:31.317 --> 18:32.235 ‫افتضاحه. 18:32.235 --> 18:34.320 ‫صبر کن، ولی تو که الان بهم گفتی معرکه‌ست. 18:34.320 --> 18:37.949 ‫و من بهت دروغ گفتم، تامی، ‫چون به بچه‌ها دروغ میگم. 18:37.949 --> 18:40.576 ‫این کاریه که پلیس‌ها می‌کنن. ‫بیا از اینجا بریم. 18:40.576 --> 18:42.245 ‫می‌تونی برونی. 18:42.245 --> 18:44.122 ‫آره، نه، نه! تامی. 18:44.122 --> 18:45.707 ‫- نه! اون رو بده من. ‫- چیه؟ 18:45.707 --> 18:48.042 ‫من رانندگی می‌کنم، تو این رو بگیر. ‫دونات‌ها رو نگه دار. 18:48.042 --> 18:50.336 ‫نه، تفنگ رو بده من! ‫تفنگ رو بده من. خدایا. 18:56.467 --> 18:59.387 ‫ایوا، میشه بریم یه جایی حرف بزنیم؟ 18:59.387 --> 19:01.806 ‫- آره. آره، حتماً. ‫- نه. 19:01.806 --> 19:03.433 ‫اول لباس مناسب بپوش. 19:04.267 --> 19:05.643 ‫اوه. ها! 19:05.643 --> 19:06.769 ‫آره، ببخشید. 19:09.439 --> 19:10.606 ‫اوف! 19:13.484 --> 19:15.820 ‫هنوز هیچ عیبی توی پلیس بودن نمی‌بینم. 19:18.656 --> 19:20.950 ‫یعنی، آموزشش کوتاهه. 19:21.701 --> 19:24.454 ‫مزایای خوبی داره. ماشینِ مجانی. 19:24.454 --> 19:25.955 ‫آره، اولش همینطوره... 19:26.998 --> 19:28.666 ‫خیلی هیجان‌انگیزه. قدرتی که داری. 19:29.792 --> 19:32.295 ‫می‌فهمی می‌تونی وینس مارتینلی رو نگه داری... 19:33.171 --> 19:35.339 ‫کسی که توی دبیرستان اذیتت می‌کرد، ‫هرچی که می‌خوای. 19:36.215 --> 19:39.844 ‫بعدش می‌فهمی دو سه بار در هفته ‫اونا رو نگه می‌داری... 19:41.220 --> 19:43.181 ‫فقط برای این که بتونی یه چیزی حس کنی. 19:43.181 --> 19:46.517 ‫رئیست سرت داد می‌زنه. ‫دائم بهت گیر میده. 19:46.517 --> 19:49.437 ‫بهت میگه وکیل می‌گیره ‫و احتمالاً راست میگه. 19:50.688 --> 19:52.148 ‫فکر می‌کنی بچه‌های توی اداره، 19:52.148 --> 19:54.108 ‫فکر می‌کنی هوات رو دارن، ‫ولی اینطور نیست. 19:54.108 --> 19:56.235 ‫همه‌شون برای سفر به فاکس‌وودز برنامه می‌ریزن. 19:57.445 --> 19:59.280 ‫- بدون تو. ‫- نه. 20:00.489 --> 20:01.782 ‫و همه رفتن. 20:03.701 --> 20:05.536 ‫حتی شانون رو هم بردن. 20:05.536 --> 20:08.372 ‫اصلاً از کجا اون رو می‌شناسن؟ 20:08.372 --> 20:10.374 ‫فکر کنم چیزی که دانی سعی داره بگه 20:10.374 --> 20:12.501 ‫اینه که باید یکم به این قضیه فکر کنی. 20:12.501 --> 20:13.711 ‫آره. 20:13.711 --> 20:16.631 ‫در نهایت، این فقط یه شغله. 20:16.631 --> 20:18.382 ‫- آره. دقیقاً. ‫- زیاد هیجان‌انگیز نیست. 20:21.552 --> 20:23.137 ‫صبر کن. چراغ رو روشن کن. 20:28.684 --> 20:30.144 ‫هیس. 20:31.103 --> 20:32.396 ‫هیچکس نترسوندش. 20:34.357 --> 20:36.817 ‫- در رفت! در رفت! ‫- داره میره! برو! برو! 20:36.859 --> 20:38.152 ‫پلیس! 20:39.362 --> 20:40.988 ‫داری میری! اون داره میره! برو! 20:40.988 --> 20:42.490 ‫بدو! 20:42.490 --> 20:43.783 ‫سوئیچ کجاست؟! 20:46.035 --> 20:47.119 ‫هی! پلیس! 20:56.212 --> 20:57.338 ‫ایست! 20:57.338 --> 20:58.881 ‫وایسا! 20:59.590 --> 21:01.550 ‫فرار نکن. 21:01.550 --> 21:02.843 ‫حرومی... 21:02.843 --> 21:04.011 ‫تامی! 21:05.221 --> 21:06.931 ‫- ممنون. ‫- ممنون. 21:09.517 --> 21:11.769 ‫می‌دونی، واقعاً اذیت شدم 21:11.769 --> 21:13.980 ‫وقتی گفتی قرار نیست هنرمند بشی. 21:13.980 --> 21:16.774 ‫- اوه، ببخشید، بانو. ‫- می‌دونی چرا؟ 21:17.942 --> 21:19.527 ‫تو الان هم یه هنرمندی. 21:20.361 --> 21:21.946 ‫و سوءتفاهم نشه. 21:21.946 --> 21:23.614 ‫به بابات زنگ نمی‌زنم بگم: 21:23.614 --> 21:26.742 ‫"اون نباید برای گلدمن ساکس کار کنه. ‫اون فقط باید یه شاعر خیابونی باشه." 21:26.742 --> 21:28.244 ‫آره، آره، اصلاً خوشش نمیاد. 21:29.286 --> 21:30.579 ‫هی! 21:30.579 --> 21:32.039 ‫به نام قانون وایسا! 21:34.375 --> 21:37.503 ‫خیلی خب، ببین، تو گفتی ‫شاعری خوشحالت می‌کنه. 21:37.503 --> 21:40.381 ‫همین کافیه، چون می‌دونم ‫که اگه من درگیر باشم، 21:40.381 --> 21:42.633 ‫همیشه می‌تونم روی هنرم حساب کنم. 21:44.719 --> 21:48.013 ‫بگذریم، می‌خواستم نمونه اولیه رو ببینی. 21:52.226 --> 21:54.019 ‫تامی! 21:54.019 --> 21:55.938 ‫برو صفحه ۲۰. 21:59.608 --> 22:02.653 ‫اگه نخوای توی مجله چاپش نمی‌کنم. 22:04.613 --> 22:06.198 ‫اوه، نه. من... 22:07.992 --> 22:09.785 ‫می‌خوام این کارو بکنی. 22:11.579 --> 22:12.955 ‫"بانو." 22:12.955 --> 22:15.833 ‫ازش خوشم میاد. ‫می‌تونی همیشه اینجوری صدام کنی؟ 22:15.833 --> 22:17.460 ‫اوه، تا ابد، بانو. 22:17.460 --> 22:20.129 ‫بگیر که اومدم. هی! 22:24.258 --> 22:25.384 ‫نوش جونت. 22:25.384 --> 22:28.095 ‫ها؟ ها؟ آره! 22:28.095 --> 22:29.430 ‫هشت مایل بر ساعت، الدنگ. 22:31.766 --> 22:33.267 ‫- خوکچه؟ ‫- وای، خدا. 22:33.267 --> 22:34.977 ‫چه خبره؟ چه غلطی می‌کنی؟ 22:36.437 --> 22:39.523 ‫چطور می‌تونی با اون سرِ گُنده ‫انقدر سریع بدوی؟ 22:39.523 --> 22:41.233 ‫من یا اون؟ 22:41.233 --> 22:45.779 ‫من دیگه نمی‌تونم خوکچه باشم. ‫فکر می‌کردم این کار شرایط رو برام عوض کنه. 22:45.779 --> 22:48.741 ‫رفیق، جماعت قراره بگن: ‫"خوکچه لباس عروسکی رو دزدید." 22:50.659 --> 22:51.952 ‫لعنتی. 22:51.952 --> 22:54.914 ‫ببین، من دیگه خوکچه صدات نمی‌کنم، خب؟ 22:54.914 --> 22:56.999 ‫- روستر؟ ‫- آره، سعی می‌کنم. 22:58.584 --> 23:00.085 ‫ای وای، بدجوری به فنا رفتم. 23:00.085 --> 23:01.587 ‫هوات رو دارم. برو پی کارت. 23:01.587 --> 23:02.588 ‫- خیلی خب. ‫- فرار کن! 23:04.548 --> 23:05.674 ‫هی! 23:05.674 --> 23:07.343 ‫هی. سوئیچم رو پیدا کردم. 23:07.343 --> 23:09.929 ‫روی ماشین بود. ‫ماشین تمام مدت روشن بود. 23:09.929 --> 23:12.139 ‫آره، من سرش رو گیر آوردم. ‫اوه، رفت اون طرف. 23:12.139 --> 23:14.141 ‫- آره! ‫- مطمئنی؟ 23:14.141 --> 23:15.559 ‫اونجاست. 23:15.559 --> 23:18.187 ‫از دنده عقب رفتن متنفرم. 23:18.812 --> 23:19.730 ‫پشتم خالیه؟ 23:19.730 --> 23:21.398 ‫- آره خالیه، برو برو! ‫- می‌بینی؟ 23:21.398 --> 23:22.566 ‫آره، برو! 23:27.029 --> 23:29.073 ‫اوه. واقعاً داری می‌خونیش. 23:29.073 --> 23:31.325 ‫معلومه که می‌خونم. ‫می‌دونم می‌خواستی بخونم. 23:31.325 --> 23:36.247 ‫ببین، عزیزم. پسر یا دختر، هرچی که باشه، ‫ما رو شکست نمیده. 23:36.247 --> 23:37.748 ‫از پسش برمیایم. 23:41.710 --> 23:43.170 ‫یه پیشنهاد شغل از بیوتکا گرفتم. 23:44.088 --> 23:45.839 ‫چی؟ 23:45.839 --> 23:48.133 ‫- آره. حقوقش خوبه. ‫- این محشره. 23:48.133 --> 23:50.678 ‫و می‌خوان از ژانویه کارم رو ‫توی نیویورک شروع کنم. 23:52.221 --> 23:53.806 ‫ولی من اونجا نیستم. 23:55.724 --> 23:56.934 ‫قبولش نمی‌کنم. 23:59.478 --> 24:01.063 ‫می‌دونی، فکر کنم پلیس بدی میشم. 24:02.398 --> 24:03.774 ‫میذارم همه برن. 24:04.692 --> 24:06.402 ‫فقط دوستِ خوبی برای خوکـ... 24:07.569 --> 24:10.823 ‫جی‌دی هستی. وای. ترکِ این عادت ‫قراره خیلی سخت باشه. 24:10.823 --> 24:12.866 ‫لازم نیست دیگه خوکچه صداش نکنیم. 24:12.866 --> 24:14.243 ‫آره، فقط تو روش نمی‌گیم. 24:14.243 --> 24:16.287 ‫خیلی خب، بخشِ دوست خوب رو پس می‌گیرم. 24:20.457 --> 24:22.418 ‫نمی‌خوام مثل رادیوی خراب 24:22.418 --> 24:25.421 ‫- در مورد دانشگاه رفتنت غر بزنم. ‫- مناسب من نیست. 24:25.421 --> 24:26.964 ‫ببین، باشه؟ 24:26.964 --> 24:29.633 ‫می‌تونم به زور پیش برم، می‌دونی، 24:29.633 --> 24:31.301 ‫با نمره‌های پایین قبول شم. 24:32.553 --> 24:34.013 ‫چه فایده‌ای داره؟ 24:34.013 --> 24:35.806 ‫نویسندگی تنها کاریه که دوست دارم، 24:35.806 --> 24:37.850 ‫و حتی توی اونم افتضاحم، خب. 24:37.850 --> 24:39.268 ‫از چی حرف می‌زنی؟ 24:39.268 --> 24:40.519 ‫فصلی که نوشته بودم. 24:41.478 --> 24:43.230 ‫- همه‌جاش پر از علامتِ قرمز بود. ‫- اوه. 24:43.230 --> 24:45.441 ‫- شبیه صورتم قبل از مصرف راکوتان بود. ‫- اوه. 24:45.441 --> 24:47.192 ‫و مالِ اسپونر پاک بود. 24:47.192 --> 24:48.986 ‫باشه؟ فقط یه تیک و مثبت بزرگ داشت. 24:48.986 --> 24:50.821 ‫آره، خب، نوشته‌ی اسپونر... 24:51.780 --> 24:54.992 ‫بهش نگو این رو بهت گفتم، ‫ولی اسپونر قرار نیست نویسنده شه. 24:54.992 --> 24:58.662 ‫اوه، می‌دونم. ‫اون قراره شرکتِ نفت پدرش رو بچرخونه. 24:58.662 --> 25:00.164 ‫احتمالاً با نامادریش سرِ ارث درگیر شه. 25:00.164 --> 25:02.207 ‫تامی، دلیل این که مالِ تو پر از علامت بود 25:02.207 --> 25:04.585 ‫این بود که من فکر می‌کنم تو استعداد داری. 25:06.628 --> 25:09.214 ‫نه، فقط داری دروغ می‌بافی ‫چون نمی‌خوای ترک تحصیل کنم. 25:13.343 --> 25:17.389 ‫"برنیس به او روی زمین زُل زد... 25:19.433 --> 25:21.852 ‫خونش از سایه‌اش عبور می‌کرد. 25:22.644 --> 25:24.062 ‫و او خندید. 25:25.063 --> 25:27.858 ‫یک هاهای بی‌نقص." 25:30.319 --> 25:31.612 ‫این داستانِ منه. 25:31.612 --> 25:35.324 ‫آره، می‌دونم. علاقه‌ی خاصی به حفظ کردن ‫جملاتِ خیلی خوب دارم. 25:36.366 --> 25:37.910 ‫ای کاش من نوشته بودمش. 25:37.910 --> 25:39.119 ‫واقعاً؟ 25:39.119 --> 25:40.120 ‫آره. 25:41.705 --> 25:43.040 ‫پس، کارم خوبه؟ 25:43.040 --> 25:44.750 ‫هنوز نه. 25:44.750 --> 25:48.462 ‫ولی با یکم کار، فکر کنم می‌تونی ‫خیلی خوب باشی، آره. 25:54.718 --> 25:55.719 ‫شب بخیر. 25:57.346 --> 25:58.764 ‫ای کاش توی خونه‌مون ندیده بودمت. 25:59.765 --> 26:01.391 ‫منم همینطور، تامی. 26:01.391 --> 26:02.309 ‫منم همینطور. 26:07.022 --> 26:08.232 ‫ممنون. 26:29.753 --> 26:31.463 ‫سلام. 26:31.463 --> 26:32.631 ‫خوبی؟ 26:32.631 --> 26:34.633 ‫نه. مربام تموم شده. 26:35.759 --> 26:37.010 ‫فکر می‌کردم ترک تحصیل کردی. 26:37.010 --> 26:38.637 ‫نظرم عوض شد. 26:38.637 --> 26:39.805 ‫تصمیم خوبی گرفتی. 26:40.722 --> 26:42.516 ‫می‌دونی، اگه چیزی اذیتت می‌کنه، 26:42.516 --> 26:44.101 ‫بابات بهترین مشاوره. 26:44.101 --> 26:46.645 ‫خوبه. هنوزم بابای تو نیست. 26:46.645 --> 26:49.940 ‫آره، نه، می‌دونم. ‫ای کاش بابام بود. 26:50.732 --> 26:52.442 ‫بابام هیچ اهمیتی نمیده. 26:54.194 --> 26:56.238 ‫تو خیلی خوش‌شانسی. 26:56.238 --> 26:57.906 ‫دیگه می‌تونی بری. 26:57.906 --> 26:59.741 ‫- آره، باشه. ‫- آره. 27:13.255 --> 27:14.548 ‫- سلام، عزیزم. ‫- سلام. 27:14.548 --> 27:15.882 ‫سلام! 27:15.882 --> 27:18.802 ‫خوشحالم که اومدی. ‫یه چیزی برات گرفتم. 27:23.515 --> 27:24.891 ‫- واقعاً؟ ‫- آره. 27:24.891 --> 27:26.560 ‫خدای من. 27:26.560 --> 27:28.145 ‫بابا! 27:28.145 --> 27:29.646 ‫یه کلاه کوچیک برات گرفتم. 27:30.397 --> 27:32.065 ‫- لطفاً کلاه رو بذار سرت. ‫- حتماً. 27:32.065 --> 27:34.401 ‫این خیلی باحاله. 27:37.112 --> 27:38.363 ‫چه خبر؟ 27:46.455 --> 27:47.998 ‫باید یه چیزی بهت بگم. 27:48.999 --> 27:50.000 ‫باشه. 27:51.543 --> 27:52.544 ‫خب... 27:55.297 --> 28:01.136 www.Doostihaa.com