WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:04.000 --> 00:05.880 ‫به من دست نزن! 00:05.880 --> 00:07.480 ‫دستت دور گردنش بود، مایکل. 00:07.480 --> 00:09.960 ‫اگه آنی نیست، هیچکس ‫دیگه‌ای رو اینجا نمی‌خوام. 00:09.960 --> 00:11.920 ‫باید درباره وضعیت تحصیلی ‫دیلن صحبت کنیم. 00:11.920 --> 00:14.160 ‫پس یعنی نمی‌تونم ‫تو مسابقه بازی کنم؟ 00:14.160 --> 00:16.600 ‫سالی ۲۵ هزار تا. که چی بشه؟ 00:16.600 --> 00:18.520 ‫دارن مجازاتت می‌کنن. 00:18.520 --> 00:20.640 ‫- من به خاطر تو عصبانیم! ‫- دیدیش؟ 00:20.640 --> 00:23.520 ‫خانواده بردلی ادعا می‌کنن که بیش از ‫یه دهه‌ست هیچ سرنخ جدیدی پیدا نشده 00:23.520 --> 00:26.120 ‫و هیچ‌وقت حس نکردن ‫که تینا تو اولویته. 00:26.120 --> 00:28.800 ‫هر روز بهش فکر می‌کنم. ‫دوست من بود. 00:28.800 --> 00:32.480 ‫اگه قرار بود پیداش کنین... ‫تا الان این کارو کرده بودین. 00:32.480 --> 00:33.800 ‫تو مامانو کشتی؟ 00:35.280 --> 00:36.920 ‫نمی‌تونستی فقط بذاری بره؟ 00:36.920 --> 00:38.720 ‫جای تعجب نیست که همه دارن ‫انگشت اتهامو سمتت می‌گیرن. 00:38.720 --> 00:40.760 ‫تعجبی نداره که همه رفتن. 00:40.760 --> 00:42.920 ‫می‌خواستم تو روش ازش بپرسم. 00:42.920 --> 00:46.080 ‫- که مامانتو کشته؟ ‫- هیچی نگفت. 00:48.240 --> 00:51.640 ‫برای روشن شدن قضیه، ‫فکر می‌کنی کار اون بوده؟ 00:52.920 --> 00:55.680 ‫انکارش نکرد. فقط یه جوری ‫نگاه می‌کرد، انگار... 00:57.480 --> 00:59.320 ‫همه‌چی تموم شده بود. 01:00.400 --> 01:03.400 ‫و اینکه هیچی نگفت... 01:03.400 --> 01:06.720 ‫اینطوری می‌خواست بگه که حق با توئه؟ 01:08.200 --> 01:09.840 ‫نه. 01:09.840 --> 01:11.800 ‫نه، از اولش هم ‫همین‌جوری به اینجا رسیدیم. 01:11.800 --> 01:13.160 ‫اون اصلاً نمی‌تونه... 01:14.360 --> 01:15.760 ‫چیزی بگه. 01:15.760 --> 01:17.200 ‫خانم؟ 01:17.200 --> 01:19.760 ‫تو مدرسه یه اتفاقی افتاده. ‫آمبولانس خبر کردن. 01:27.040 --> 01:28.520 ‫آنی... 02:15.640 --> 02:17.480 ‫داشتم با آدمای اینجا حرف می‌زدم. 02:17.480 --> 02:19.400 ‫دقیقاً به موقع بهش رسیدن. ‫و اینم هست. 02:21.200 --> 02:22.560 ‫خطاب به تو نوشته شده. 02:26.880 --> 02:29.440 ‫[من مقصر مرگ سالا پالی هستم. - مایکل پالی] 03:01.760 --> 03:04.520 ‫[ایستگاه پلیس ردلند] 03:06.280 --> 03:08.760 ‫«من مقصر مرگ سارا پالی هستم.» 03:09.360 --> 03:11.320 ‫حتی نگفته «مرگ همسرم.» 03:11.800 --> 03:12.840 ‫سارا پالی. 03:12.840 --> 03:14.720 ‫انگار یه آدمیه که همین خیابون زندگی می‌کنه. 03:14.720 --> 03:17.280 ‫- یه جور فاصله‌گرفتن توش هست. ‫- این اعتراف نیست. 03:17.280 --> 03:18.560 ‫یه اعتراف ضمنیه. 03:18.560 --> 03:21.240 ‫این یه اقراره به اینکه به اندازه کافی ‫خوب نبوده. همون چیزی که همیشه می‌گفت. 03:22.760 --> 03:25.880 ‫خودش رو به خاطر مرگش سرزنش می‌کنه، ‫نه قتلش. 03:25.880 --> 03:29.240 ‫آنی، می‌دونی، بعضی وقتا، ‫واضح‌ترین چیز 03:29.240 --> 03:30.720 ‫همون چیزیه که اتفاق افتاده. 03:30.720 --> 03:32.680 ‫در واقع، بیشتر وقتا همینطوره. 03:32.680 --> 03:34.760 ‫پس، هر وقت روانپزشک بگه ‫می‌تونیم بریم تو، 03:34.760 --> 03:36.080 ‫دوباره اینو باهاش مطرح می‌کنیم. 03:36.080 --> 03:38.960 ‫اینکه منظورش از این یادداشت چی بوده. ‫اینکه آیا سارا رو کشته یا نه. 03:40.120 --> 03:41.160 ‫فکر نمی‌کنم کار اون باشه. 03:41.160 --> 03:43.320 ‫پس باید یه راهی پیدا کنی ‫که از لیست مظنونا خطش بزنی. 03:43.320 --> 03:45.080 ‫الان دیگه اجازه دارم؟ ‫برگشتم تو تیم؟ 03:45.080 --> 03:46.840 ‫- هیچ‌وقت اخراج نشده بودی. ‫- من داشتم آشغال جمع می‌کردم. 03:46.840 --> 03:48.200 ‫- ثبت می‌کردی. ‫- ثبت آشغالا. 03:48.200 --> 03:50.440 ‫حرفم اینه که اگه اینقدر مطمئنی ‫که بی‌گناهه، 03:50.440 --> 03:52.520 ‫- برو بیرون و ثابتش کن. ‫- باشه. 04:00.200 --> 04:02.640 ‫- ملاقات ممنوعه. فعلاً نه. ‫- بابا. 04:02.640 --> 04:04.360 ‫بابا! بابا، خواهش می‌کنم! 04:04.360 --> 04:06.520 ‫- بابا، خواهش می‌کنم، خواهش... ‫- گوش کن، لطفاً برو اونور. 04:06.520 --> 04:08.120 ‫لطفاً از در فاصله بگیر! 04:09.440 --> 04:11.680 ‫باید بدونم چرا این کارو کردی! 04:13.360 --> 04:14.680 ‫بابا، بابا. 04:14.680 --> 04:16.200 ‫- بابا، خواهش می‌کنم... ‫- برو عقب. 04:16.200 --> 04:18.800 ‫بابا. بگو چرا. 04:18.800 --> 04:20.160 ‫بابا... 04:23.480 --> 04:26.880 ‫♪ زلزله، باد و آتش ♪ 04:26.880 --> 04:37.480 ‫♪ اوه، همون صدای آروم ♪ 04:39.120 --> 04:40.320 ‫لطفاً بشینید. 04:43.440 --> 04:45.880 ‫خب، با وجود چیزایی که ممکنه ‫بعضیاتون شنیده باشین، 04:45.880 --> 04:48.760 ‫هیچ تغییری ‫تو برنامه امروز به وجود نمیاد. 04:48.760 --> 04:53.320 ‫فردا طبق برنامه میزبان ‫بازی فینال راگبی این فصل هستیم. 04:53.320 --> 04:55.800 ‫حضور شما تو اون بازی، ‫مخصوصاً تو این زمان 04:55.800 --> 04:57.880 ‫که هممون به اتحاد و همبستگی نیاز داریم... 05:00.480 --> 05:02.520 ‫خب، قطعاً توصیه میشه. 05:03.800 --> 05:08.600 ‫تو این چند هفته گذشته هر اتفاقی که افتاده، ‫هر چقدر هم وحشتناک باشه، 05:08.600 --> 05:10.400 ‫می‌خوام همه‌تون یادتون باشه 05:10.400 --> 05:13.320 ‫تقصیر هیچکدوم از ‫شماهایی که اینجایین نیست. 05:23.680 --> 05:25.040 ‫یه سوال ازت دارم. 05:25.040 --> 05:28.120 ‫اگه مایکل کشتتش، ‫پس ماشینش چی؟ 05:28.120 --> 05:29.680 ‫خوبم، ممنون، آنی، تو چطوری؟ 05:29.680 --> 05:32.200 ‫مجبور بوده جسد رو ببره تو جنگل، ‫مگه نه؟ 05:32.200 --> 05:34.200 ‫پس، مگه اینکه اونجا کولش کرده باشه، 05:34.200 --> 05:35.280 ‫مجبور بوده رانندگی کنه. 05:35.280 --> 05:37.360 ‫خب پزشکی قانونی گفت ‫تو ماشین چی پیدا کرده؟ 05:37.360 --> 05:38.920 ‫- هیچی. ‫- هیچی؟ 05:38.920 --> 05:40.040 ‫هیچ چیز مجرمانه‌ای نبود. 05:40.040 --> 05:41.960 ‫- منم همین فکرو می‌کردم. ‫- فقط چون ماشینشون مشترک بوده. 05:41.960 --> 05:44.520 ‫پزشکی قانونی شواهد زیادی از حضور ‫سارا تو ماشین پیدا کرده، 05:44.520 --> 05:45.640 ‫ولی خب این طبیعیه. 05:45.640 --> 05:47.600 ‫هیچ‌کدوم از اینا چیزی رو ‫ثابت نمی‌کنه. 05:50.120 --> 05:51.640 ‫- خوبی؟ ‫- آره. 05:55.000 --> 05:56.440 ‫فکر نمی‌کنم کار اون باشه. 06:01.000 --> 06:02.320 ‫من اونو شناختم، دانکن. 06:03.560 --> 06:04.960 ‫وقت زیادی رو باهاش گذروندم. 06:06.320 --> 06:08.440 ‫و فکر نمی‌کنم اون کسی باشه ‫که سارا رو کشته. 06:12.840 --> 06:15.200 ‫نگرانم که آخرش ‫آدم اشتباهی رو متهم کنیم. 06:16.840 --> 06:18.880 ‫پس می‌خوای نشون بدی ‫که نمی‌تونسته این کارو بکنه؟ 06:18.880 --> 06:21.120 ‫دقیقاً، چون اگه ‫نمی‌تونسته این کارو بکنه، 06:21.120 --> 06:22.320 ‫پس کار اون نبوده. 06:22.320 --> 06:24.280 ‫- حتی اگه خودش بگه که کار اون بوده. ‫- آره. 06:28.320 --> 06:29.800 ‫بیا دوباره همه‌چیو بررسی کنیم. 06:32.320 --> 06:34.040 ‫- ممنون. ‫- خواهش می‌کنم. 06:35.120 --> 06:37.360 ‫ماشین مهم نیست، صندوقش مهمه. 06:37.360 --> 06:38.960 ‫مجبور بوده جسد رو ‫بذاره تو صندوق عقب. 06:38.960 --> 06:42.320 ‫پس ما دنبال خون، بزاق، مو، 06:42.320 --> 06:45.560 ‫هر چیزی هستیم که نشون بده اون... ‫مجبور شده اون پشت دراز بکشه. 06:47.160 --> 06:49.480 ‫- خب، هیچ خونی نیست... ‫- باشه. 06:49.480 --> 06:52.200 ‫اینجا هم چیزی درباره بزاق نیست. 06:52.200 --> 06:55.000 ‫۴۲۱ بی و سی. 06:55.000 --> 06:58.320 ‫موهای سر متعلق به... قربانی اوله. 07:00.040 --> 07:01.320 ‫سارا پالی. 07:06.920 --> 07:10.520 ‫باشه. این بازم به این معنی نیست ‫که اون... 07:13.120 --> 07:14.760 ‫معنیش این نیست که کاری کرده، نه؟ 07:14.760 --> 07:16.720 ‫- ممکنه مو بوده باشه... ‫- ممکنه مو 07:16.720 --> 07:19.200 ‫روی یقه ژاکتش بوده باشه، ‫و ژاکت رو گذاشته باشه تو صندوق. 07:19.200 --> 07:20.440 ‫آره، دقیقاً، روی یقه. 07:20.440 --> 07:23.440 ‫این توجیه‌ش می‌کنه، آره. ‫آره، همینطوره. 07:28.440 --> 07:31.640 ‫همونطور که گفتی، هیچ‌کدوم از ‫اینا چیزی رو ثابت نمی‌کنه، مگه نه؟ 07:35.800 --> 07:37.280 ‫- ممنون. ‫- خواهش می‌کنم. 07:52.880 --> 07:55.680 ‫به خاطر کاری که با مامان کرده ‫نمی‌خواد منو ببینه، 07:55.680 --> 07:58.640 ‫یا به خاطر کاری که سعی کرد ‫تو جنگل بکنه؟ 07:58.640 --> 08:00.520 ‫این چیزیه که نمی‌تونم بفهمم. 08:00.520 --> 08:02.760 ‫اون بهت گفت که کار اون بوده. 08:02.760 --> 08:04.960 ‫این همون چیزیه که باید ‫همیشه یادت باشه. 08:04.960 --> 08:07.320 ‫نشست تو اون ماشین، ‫و بهش اعتراف کرد. 08:07.320 --> 08:11.200 ‫نه، اون انکارش نکرد. ‫و این فرق داره. 08:11.200 --> 08:13.960 ‫- خب، پس چرا باید اون یادداشت رو بنویسه؟ ‫- خب، ما که یادداشتی نخوندیم. 08:13.960 --> 08:16.160 ‫- یا کاری که سعی کرد تو جنگل بکنه؟ ‫- چون... 08:16.160 --> 08:18.000 ‫زنش به قتل رسیده، 08:18.000 --> 08:20.280 ‫و دخترش اونو به این کار متهم کرده. 08:20.280 --> 08:22.640 ‫- پس انکارش کنه. ‫- اون اینجوری نیست. 08:22.640 --> 08:25.000 ‫- چرا که نه؟ ‫- چون اینجوری بار نیومده. 08:28.560 --> 08:31.600 ‫- اون آدم خشنی نیست. ‫- طبق گفته‌های ترودی هست. 08:31.600 --> 08:34.960 ‫و روری، و اون کارآگاهی ‫که بیرون باهاش دعوا می‌کرد. 08:38.200 --> 08:40.320 ‫تو هم بهش شک داشتی، یادت رفته؟ 08:41.520 --> 08:43.840 ‫- دارم سعی می‌کنم سر در بیارم. ‫- خب، نکن. 08:43.840 --> 08:45.160 ‫دارم بهت میگم که مطمئن نیستم، 08:45.160 --> 08:47.240 ‫پس فقط حمایتم کن، باشه؟ 08:49.920 --> 08:51.000 ‫ملاقاتی داری. 08:51.000 --> 08:54.000 ‫فکر کردم گفتی دیگه ‫اجازه نداره بیاد اینجا؟ 08:54.000 --> 08:57.080 ‫- نداره. ‫- باید باهات حرف بزنم، آلانا. 09:04.440 --> 09:05.680 ‫می‌دونم مردم چی میگن. 09:08.880 --> 09:13.600 ‫- مردم چی میگن؟ ‫- اینکه به یکی از پسرا حمله کرده. 09:13.600 --> 09:15.680 ‫این چیزیه که میگن؟ 09:15.680 --> 09:18.480 ‫اون هیچ‌وقت با ما، با من، وقتی ‫بزرگ می‌شدم اینجوری نبود. اون... 09:21.480 --> 09:25.240 ‫اون مامانو دوست داشت. عاشقش بود. 09:27.400 --> 09:30.960 ‫و متاسفم. ببخشید، ‫می‌دونم که اومدم پیشت. 09:30.960 --> 09:33.880 ‫ولی الان دیگه مطمئن نیستم، ‫و اونم باهام حرف نمی‌زنه. 09:33.880 --> 09:36.240 ‫متاسف نباش، آلانا، خواهش می‌کنم. 09:36.240 --> 09:38.040 ‫چون منم فکر نمی‌کنم ‫کار بابات باشه. 09:39.600 --> 09:41.520 ‫واقعاً فکر نمی‌کنم، باشه؟ 09:43.040 --> 09:44.600 ‫الان، مشکلی که دارم 09:44.600 --> 09:47.520 ‫اینه که فکر کنم خودش می‌خواد مردم ‫فکر کنن کار اونه. 09:50.040 --> 09:51.520 ‫مایکل، باید باهات صحبت کنیم. 09:52.800 --> 09:56.080 ‫ولی اینجا نمی‌شه. ‫باید تو اداره پلیس باشه. 09:56.080 --> 09:58.800 ‫برای همین باید بازداشتت کنیم. ‫کارا رو اصولی پیش ببریم. 09:58.800 --> 10:00.400 ‫بگو دیگه. 10:00.400 --> 10:03.000 ‫بهمون بگو منظورت تو اون یادداشت چی بود. 10:03.000 --> 10:05.000 ‫و بعدش می‌تونی بهمون بگی ‫با سارا چیکار کردی. 10:06.320 --> 10:09.440 ‫کی این کارو کردی. ‫تو این مورد به کمکت نیاز داریم. 10:12.880 --> 10:15.120 ‫کی جسدش رو جابجا کردی، مایکل؟ ‫تو شب بود؟ 10:16.560 --> 10:20.400 ‫تو روز بود؟ چه روزی؟ ‫برای دادستانی به اینا نیاز داریم. 10:22.120 --> 10:23.400 ‫یادم نمیاد. 10:23.400 --> 10:25.240 ‫آلانا اومد پیش ما، مایکل. 10:32.320 --> 10:35.400 ‫اگه به خاطر ما این کارو نمی‌کنی، ‫به خاطر اون بکن. 10:35.400 --> 10:36.920 ‫توضیح بده. 10:42.720 --> 10:44.840 ‫چهارشنبه بود. 10:44.840 --> 10:46.920 ‫باید چهارشنبه بوده باشه. 11:01.000 --> 11:03.640 ‫چهارشنبه،‌ این همون موقعیه ‫که فکر می‌کنه این کارو کرده. 11:03.640 --> 11:06.280 ‫ازت می‌خوام با منشیش ‫تقویم کاریش رو بررسی کنی. 11:06.280 --> 11:08.560 ‫اگه اون چهارشنبه وقت خالی داشته باشه، ‫خیلی نزدیک شدیم. 11:08.560 --> 11:11.120 ‫ولی این قضیه دو طرفه‌ست. ‫اگه وقت خالی نداشته باشه، کلاً خطش می‌زنیم. 11:11.120 --> 11:12.640 ‫نه لزوماً. 11:12.640 --> 11:15.000 ‫آیون، چرا باید به قتل اعتراف کنه ‫و زمان اشتباه بده؟ 11:15.000 --> 11:16.600 ‫فقط بیا چکش کنیم، باشه؟ 11:21.680 --> 11:23.080 ‫هر وقت فهمیدم بهت زنگ می‌زنم. 11:46.600 --> 11:49.120 ‫کلاسا آبی هستن، ‫جلسات کارکنا قرمز. 11:49.120 --> 11:51.040 ‫هر چیز دیگه‌ای سبزه. 11:51.040 --> 11:53.360 ‫سال‌هاست برنامش همینه. 11:53.360 --> 11:56.680 ‫بفرما. چهارشنبه بیست و پنجم. ‫مثل بقیه چهارشنبه‌هاست. 11:56.680 --> 11:58.640 ‫همیشه ساعت چهار ‫یه وقت خالی هست، 11:58.640 --> 12:00.480 ‫برای وقتایی که بخوایم برنامه‌ای بذاریم، 12:00.480 --> 12:02.920 ‫مثل یه جلسه یا اگه بخواد بره بیرون. 12:04.480 --> 12:06.200 ‫چطور؟ 12:06.200 --> 12:08.480 ‫فقط تو و مایکل به این دسترسی دارین؟ 12:08.480 --> 12:12.360 ‫مایکل هیچ‌وقت به این نگاه نمی‌کنه. ‫مایکل همه‌چیو تو ذهنش نگه می‌داره. 12:14.200 --> 12:17.520 ‫ولی اگه بخواین برنامه‌ای اضافه کنین، ‫یه برنامه لحظه آخری... 12:17.520 --> 12:19.880 ‫و اونم به این نگاه نمی‌کنه، ‫پس اون کجا ثبت میشه؟ 12:19.880 --> 12:21.280 ‫تو دفترچه‌ش. 12:21.280 --> 12:23.680 ‫- دفترچه‌ش؟ ‫- روی میزش... معمولاً. 12:26.160 --> 12:27.400 ‫رابطه‌ش با تکنولوژی خوب نیست. 12:27.400 --> 12:28.560 ‫می‌دونم کدومو میگی. 12:31.960 --> 12:33.880 ‫اوه. پیداش کردم، گرفتمش. 12:36.280 --> 12:38.640 ‫۲۳ام، ۲۴ام، ۲۵ام. 12:38.640 --> 12:41.000 ‫خب؟ 12:41.000 --> 12:42.720 ‫فقط نوشته «وقتم رو خالی نگه دار.» 12:47.520 --> 12:49.800 ‫- این دست‌خط اونه یا تو؟ ‫- اون. 12:49.800 --> 12:51.280 ‫قطعاً مال اونه. 12:53.000 --> 12:55.600 ‫- مال اونه. ‫- ببخشید، این یعنی چی؟ 12:57.320 --> 12:59.760 ‫یعنی باید ‫اینو با خودم ببرم. 13:07.280 --> 13:10.200 ‫جهت ضبط می‌گم، من کارآگاه ‫پاسبان نیرا بارکر هستم. 13:10.200 --> 13:13.280 ‫- همچنین افراد حاضر در جلسه... ‫- کارآگاه بازرس آیون پمبرلی. 13:13.280 --> 13:15.400 ‫کایرا دویل، همراه بزرگسال قانونی. 13:15.400 --> 13:19.600 ‫مایکل، شما به جرم قتل ‫همسرت، سارا، دستگیر شدی. 13:19.600 --> 13:22.640 ‫بهت پیشنهاد وکیل داده شد، ‫ولی رد کردی. 13:22.640 --> 13:25.120 ‫درسته؟ بله، مایکل؟ 13:25.120 --> 13:28.160 ‫بله. درسته. 13:28.160 --> 13:29.880 ‫مایکل، می‌خوام روراست باشم. 13:29.880 --> 13:33.960 ‫هیچ‌کدوم از حرفایی که بیرون ‫از این اتاق به ما زدی ثبت نشده. 13:33.960 --> 13:36.240 ‫پس الان فرصتته، 13:36.240 --> 13:39.640 ‫با توجه به چیزی که تو یادداشتت ‫برای کارآگاه کسیدی نوشتی، 13:39.640 --> 13:42.560 ‫که همه اتفاقاتی ‫که افتاده رو توضیح بدی. 13:42.560 --> 13:45.680 ‫پس، چطوره از دوشنبه شروع کنیم، 13:45.680 --> 13:47.640 ‫روز مسابقه راگبی؟ 13:47.640 --> 13:49.120 ‫بعدش درمورد چهارشنبه صحبت می‌کنیم 13:49.120 --> 13:51.160 ‫وقتی که تو تقویمت وقتت رو خالی کردی. 13:51.160 --> 13:55.600 ‫فقط یه بار این کارو می‌کنیم مایکل، ‫بعدش همه‌چی تموم میشه، برای همه. 13:55.600 --> 13:57.520 ‫باشه؟ 14:01.160 --> 14:03.240 ‫متوجهی چی میگیم، مایکل؟ 14:06.160 --> 14:07.520 ‫بله، می‌فهمم. 14:21.240 --> 14:22.480 ‫می‌تونم چند لحظه باهات حرف بزنم؟ 14:23.760 --> 14:25.440 ‫آره، حتماً. 14:28.800 --> 14:31.120 ‫بهتره یه خبر توپ برام داشته باشی... 14:31.120 --> 14:33.480 ‫- نمی‌تونی به اون بازجویی ادامه بدی. ‫- نمی‌تونم؟ چرا؟ 14:33.480 --> 14:35.640 ‫چرا؟ نگاش کن. حالش خوب نیست. 14:35.640 --> 14:37.600 ‫خب، روانپزشک باهات مخالفه. 14:37.600 --> 14:39.560 ‫همه اینا اصولی پیش رفته. بعدی. 14:39.560 --> 14:41.080 ‫- «بعدی؟» ‫- سوال بعدی. 14:41.080 --> 14:43.600 ‫- ببین داری چی میگی. ‫- اگه سوالی نداری... 14:43.600 --> 14:45.400 ‫مهم نیست روانپزشک چی میگه. 14:45.400 --> 14:47.240 ‫اون اونجا با یه همراه بزرگساله. 14:47.240 --> 14:49.080 ‫که حدوداً ۱۵ سالشه. نگاش کن. 14:49.080 --> 14:51.080 ‫محض رضای خدا با چشمای خودت ‫نگاش کن. 14:51.080 --> 14:52.120 ‫ببین تو چه وضعیه. 14:52.120 --> 14:54.360 ‫- بار عذاب وجدان زیادی رو دوششه. ‫- داره زجر می‌کشه. 14:54.360 --> 14:55.800 ‫به حمایت نیاز داره. 14:55.800 --> 14:58.360 ‫«محافظت و خدمت.» ‫یادت میاد؟ ازش محافظت کن. 14:58.360 --> 15:00.120 ‫بعد اگه کار اون بوده باشه، ‫به اونم می‌رسیم! 15:00.120 --> 15:01.600 ‫چی...؟ 15:04.600 --> 15:06.680 ‫اون آنی رو می‌خواد. 15:27.880 --> 15:30.480 ‫تعلیق بازجویی در ساعت ۱۳:۴۴. 15:32.160 --> 15:35.200 ‫یه... یه کافه خیلی خوب ‫اونور خیابونه. 15:35.200 --> 15:36.440 ‫من خیلی وقتا میرم اونجا، 15:36.440 --> 15:39.960 ‫اگه یه وقت نیم ساعتی به من نیازی نباشه. 15:58.560 --> 16:00.400 ‫دو هفته پیش وقتی اینجا نشسته بودیم... 16:03.320 --> 16:05.720 ‫وقتی اصرار داشتی یه کارآگاه رو ببینی، 16:05.720 --> 16:08.760 ‫که از قضا من بودم، ‫همون موقع با خودم گفتم، 16:08.760 --> 16:10.720 ‫«این مردیه که به احتمال زیاد ‫زنشو کشته. 16:12.600 --> 16:15.720 ‫می‌دونه که قبل از اینکه ما بریم سراغش، ‫خودش باید بیاد و باهامون حرف بزنه.» 16:19.080 --> 16:24.120 ‫و بعدش وقتایی بود ‫که مطمئن بودم کار تو نبوده. 16:26.800 --> 16:28.240 ‫الان دیگه نمی‌دونم چی فکر کنم. 16:31.320 --> 16:33.480 ‫بهت میگم کی حقشه ‫که حقیقت رو بدونه. 16:34.600 --> 16:35.960 ‫آلانا. 16:49.400 --> 16:50.480 ‫نمی‌تونم. 16:51.760 --> 16:53.400 ‫تو اینو بهش مدیونی. 16:57.960 --> 16:59.160 ‫نمی‌تونم ببینمش. 17:04.560 --> 17:07.600 ‫اون مادرشو از دست داده، مایکل. 17:07.600 --> 17:09.680 ‫لطفاً نذار پدرشم از دست بده. 17:12.920 --> 17:15.560 ‫چون اون پدرشو ‫خیلی خیلی دوست داره. 17:25.000 --> 17:27.200 ‫در سریع‌ترین زمان ممکن انجامش میدیم. ‫بهت زنگ می‌زنم. 17:31.000 --> 17:32.560 ‫می‌خواد باهات حرف بزنه. 18:19.280 --> 18:22.760 ‫هیچ‌کدوم از اینا قابل استناد نیست. ‫حتی ضبط هم نمیشه. 18:22.760 --> 18:25.880 ‫- می‌خوای متوقفش کنیم؟ ‫- من این کارو نمی‌کنم. این شغل اونه. 18:26.200 --> 18:28.520 ‫افسر رابط خانواده. 18:28.520 --> 18:30.960 ‫یه فرقی هست، مگه نه؟ 18:30.960 --> 18:34.800 ‫بین اینکه برای یه جنایت ‫احساس مسئولیت کنی 18:34.800 --> 18:36.360 ‫و اینکه واقعاً مرتکبش بشی. 18:38.000 --> 18:41.440 ‫این چیزیه که آلانا حق داره درکش کنه، مایکل. 18:41.440 --> 18:44.480 ‫بهتره بدونه پدرش مادرشو کشته 18:44.480 --> 18:45.960 ‫تا اینکه هیچ‌وقت نفهمه. 18:50.480 --> 18:51.760 ‫لطفاً بهش بگو. 18:57.520 --> 18:59.240 ‫حق با اونه، بابا. بهم بگو. 19:46.520 --> 19:48.240 ‫یادت میاد من... 19:52.040 --> 19:54.000 ‫درباره مدیر قبلیم بهت گفته بودم؟ 19:55.480 --> 19:58.160 ‫اینکه بهم گفت نذارم کارم ‫منو تو خودش غرق کنه. 20:00.320 --> 20:02.320 ‫خب، فقط منو تو خودش غرق نکرد. 20:04.400 --> 20:05.640 ‫به من هویت داد. 20:06.880 --> 20:08.240 ‫منظورت چیه؟ 20:09.840 --> 20:12.640 ‫وقتی پدر و مادرا دارن ‫به این فکر می‌کنن که... 20:12.640 --> 20:14.800 ‫بچه‌هاشونو بفرستن به این مدرسه... 20:18.080 --> 20:19.680 ‫من همون کسی‌ام که روش حساب می‌کنن. 20:21.560 --> 20:25.040 ‫من نماینده اون جور مردی‌ام ‫که مدرسه‌مون تربیت می‌کنه. 20:27.640 --> 20:31.840 ‫جدی و قوی و یه رهبر، ‫کسی که همه‌کاره‌ست. 20:35.440 --> 20:37.160 ‫ولی آخرش، من فقط همین بودم. 20:40.320 --> 20:41.760 ‫همون مرد. 20:43.280 --> 20:45.800 ‫فقط تو مدرسه نبود. 20:45.800 --> 20:47.560 ‫کل زندگیم بود. 20:50.600 --> 20:51.800 ‫تو خونه. 20:55.880 --> 20:57.880 ‫برای همین وقتی مامانت بهم نیاز داشت... 21:01.040 --> 21:02.360 ‫وقتی نیاز داشت که... 21:06.160 --> 21:08.040 ‫که قبول کنم اوضاع داره بد پیش میره، 21:08.040 --> 21:10.000 ‫که به تغییر نیاز داره... 21:12.360 --> 21:13.480 ‫من زیر بار نرفتم. 21:15.240 --> 21:18.880 ‫و کنارش نبودم. واقعا نبودم. 21:18.880 --> 21:21.840 ‫حتی وقتی تو یه خونه بودیم، تو یه اتاق. 21:30.480 --> 21:32.680 ‫و آخرش، اونم دیگه تلاشی نکرد. 21:34.880 --> 21:36.000 ‫بعدش دیگه با هم حرف نزدیم. 21:40.080 --> 21:41.520 ‫و می‌تونستم ببینمش. 21:45.440 --> 21:46.800 ‫می‌تونستم زنمو ببینم. 21:46.800 --> 21:48.920 ‫می‌دونستم داره چه اتفاقی میفته، و من... 21:51.280 --> 21:52.720 ‫من هیچ کاری نکردم. 21:57.240 --> 21:58.880 ‫فقط گذاشتم اتفاق بیفته. 22:03.960 --> 22:06.080 ‫حرفاشو بلد نبودم. نمی‌دونستم... 22:10.640 --> 22:13.680 ‫نمی‌دونستم چطوری بذارم منو ببینه. 22:18.600 --> 22:20.840 ‫و این قدرت نیست، مگه نه؟ 22:20.840 --> 22:22.320 ‫این بردن نیست. این فقط... 22:23.480 --> 22:25.120 ‫شکست پشت شکسته. 22:31.760 --> 22:33.120 ‫من در حقش کوتاهی کردم. 22:34.880 --> 22:36.720 ‫به عنوان یه شوهر ناامیدش کردم... 22:38.640 --> 22:40.160 ‫و به عنوان یه شریک زندگی. 22:43.280 --> 22:45.880 ‫و به عنوان یه معلم شکست ‫خوردم، و تو رو هم ناامید کردم... 22:47.920 --> 22:50.240 ‫به عنوان یه پدر. متاسفم. 23:02.440 --> 23:04.120 ‫[کریگ: برات جبران می‌کنم.] 23:13.360 --> 23:16.200 ‫- الو؟ ‫- اون تایم خالی روز چهارشنبه. 23:16.200 --> 23:19.200 ‫داشت با یه معلم برای ‫شغل زبان مصاحبه می‌کرد. 23:19.200 --> 23:21.160 ‫- مطمئنی؟ ‫- بله. 23:21.160 --> 23:23.040 ‫چون ازش خواسته بودم ‫اون تایمو خالی نگه داره. 23:23.040 --> 23:25.760 ‫- صد در صد مطمئنی؟ ‫- بله. 23:25.760 --> 23:29.120 ‫چون معلمه با عصبانیت رفت. یه ‫فاجعه‌ی تمام عیار بود. 23:31.440 --> 23:34.880 ‫ولی اون تو نیستی. اون مدرسه‌ست. 23:34.880 --> 23:41.040 ‫و ما تمام این سال‌ها داشتیم ‫این پسرا رو می‌ساختیم. 23:41.040 --> 23:42.920 ‫و ما... ما... 23:42.920 --> 23:45.200 ‫ما اشتباه می‌کردیم. من اشتباه می‌کردم. 23:46.960 --> 23:50.960 ‫و هنوزم می‌کنم... کله‌شق و مغرورم و... 23:53.120 --> 23:55.920 ‫و آسیبی که من زدم، ‫هنوزم داره ادامه پیدا می‌کنه. 23:55.920 --> 23:58.480 ‫دیلن اومد پیشم، خیلی عصبانی بود. 24:01.000 --> 24:02.640 ‫از دست من عصبانی بود، و... 24:04.280 --> 24:08.040 ‫اون رابطه و آدم بزرگایی ‫که باید بیشتر می‌فهمیدن. 24:08.040 --> 24:09.880 ‫داریم گند می‌زنیم به زندگیش. 24:11.920 --> 24:13.320 ‫و کاری که من کردم... 24:16.480 --> 24:17.920 ‫کاری که من کردم، نمی‌تونم... 24:20.840 --> 24:23.160 ‫نمی‌تونم خودمو به خاطر ‫اتفاقی که افتاد ببخشم. 24:24.160 --> 24:27.560 ‫به خاطر اتفاقی که برای کی افتاد... بابا؟ 24:27.560 --> 24:29.040 ‫برای اتفاقی که برای مامان افتاد؟ 24:33.840 --> 24:35.160 ‫تو این کارو کردی؟ 24:36.240 --> 24:37.800 ‫بابا. 24:39.440 --> 24:40.880 ‫خواهش می‌کنم. 24:42.600 --> 24:43.840 ‫تو این کارو کردی؟ 24:48.320 --> 24:49.680 ‫نه. 24:55.000 --> 24:57.160 ‫- قول می‌دی؟ ‫- آره. 25:00.120 --> 25:02.200 ‫خب پس، کی این کارو کرده؟ 25:02.200 --> 25:04.160 ‫اگه تو نبودی، حتماً یه حدسایی می‌زنی. 25:04.160 --> 25:08.320 ‫کی ممکنه اینقدر از دستش عصبانی بوده ‫باشه؟ کی ممکنه این کارو با مامان بکنه؟ 25:09.840 --> 25:11.080 ‫دیلن. 25:16.840 --> 25:18.240 ‫اگه کار دیلن باشه چی؟ 25:26.080 --> 25:28.160 ‫باید خیلی با احتیاط قدم برداریم. 25:28.160 --> 25:32.280 ‫ما با مدرسه کار می‌کنیم، ‫خیلی هم محتاطانه جلو می‌ریم. 25:32.280 --> 25:34.240 ‫آنی، با توجه به اینکه ‫تو کارمندا رو می‌شناسی، 25:34.240 --> 25:37.880 ‫و آیون، به عنوان افسر ارشد، ‫شما می‌رید اونجا، ولی فقط همین. 25:37.880 --> 25:42.760 ‫این موضوع بین خودمون می‌مونه. ‫هیچ‌کس به هیچ‌کس هیچی نمیگه. 25:42.760 --> 25:45.280 ‫آره. این فقط یه فرضیه‌ست، نه بیشتر. 25:46.560 --> 25:50.560 ‫و آنی راست میگه. این نتیجه ‫برای هیچ‌کس خوشایند نیست. 26:03.800 --> 26:06.800 ‫باید در مورد یکی از ‫دانش‌آموزاتون با هم صحبت کنیم. 26:06.800 --> 26:08.320 ‫شما معلم مسئول اینجا هستید؟ 26:08.320 --> 26:10.840 ‫نه، من مدیر سال ششم هستم، ‫ولی اگه بگید کدوم دانش‌آموز... 26:10.840 --> 26:13.720 ‫- معلم مسئول کیه؟ ‫- الان آقای بومن هستن. 26:13.720 --> 26:17.000 ‫ولی یه سر رفتن خونه تا ‫برای آخر بازی یه کاپ بیارن. 26:49.360 --> 26:52.360 ‫این همون کاپیه که وقتی تو ‫این مدرسه بچه بودم بهمون دادن. 26:52.360 --> 26:55.920 ‫آخرین تیمی که تو سال ۹۶ بدون شکست موند. 26:55.920 --> 26:59.000 ‫با خودم گفتم، با سوت پایان، ‫اگه بازی رو برده باشیم، 26:59.000 --> 27:01.440 ‫همونجا تقدیمش کنم. 27:01.440 --> 27:04.440 ‫معلوم نیست کدوم گوری گذاشتمش...؟ 27:04.440 --> 27:08.800 ‫روری، من اینجام چون باید در ‫مورد قتل سارا باهات حرف بزنم. 27:09.520 --> 27:11.880 ‫می‌خوام در مورد دیلن سجویک ازت بپرسم. 27:12.280 --> 27:15.000 ‫یه نگاه به برنامه‌ش بندازم، ‫در مورد رفتاراش بپرسم. 27:15.000 --> 27:16.920 ‫تو هفته‌های اخیر تغییری کرده؟ 27:16.920 --> 27:20.280 ‫مسلماً، این یه موضوع خیلی حساسه، 27:20.280 --> 27:23.560 ‫و هنوز کسی انگشت اتهام رو ‫سمت کسی نگرفته، ولی ما فقط... 27:23.560 --> 27:26.000 ‫- خب، ازت کمک می‌خوایم. ‫- نه، نه، نه، البته. 27:28.520 --> 27:31.400 ‫یعنی، باورم نمیشه ‫دارم اینو می‌گم، ولی... 27:31.400 --> 27:33.920 ‫دیلن مشکلات خودشو داشته، ‫مشکل پرخاشگری و اینجور چیزا. 27:36.480 --> 27:39.120 ‫اوه، ببخشید. 27:41.680 --> 27:45.120 ‫- من به سختی می‌تونم... ‫- اشکالی نداره، عجله نکن. 27:47.320 --> 27:50.440 ‫سارا با پدر اون رابطه داشت. ‫یه آدم افتضاح و عوضی بود. 27:51.680 --> 27:53.720 ‫اوه، خدای من. 27:53.720 --> 27:55.840 ‫اون الان داره راگبی بازی می‌کنه، درسته؟ 27:55.840 --> 27:57.560 ‫- می‌تونیم بذاریم تمومش کنن. ‫- بازی نمی‌کنه. 27:57.560 --> 28:01.280 ‫نه، از نظر درسی عقب افتاده بود. ‫همون‌طور که گفتم، مشکلات خودشو داشت. 28:01.280 --> 28:03.280 ‫فکر کنم باید برگردیم. 28:03.280 --> 28:04.920 ‫می‌ذاریم بازی تموم شه، مهمونامون که رفتن، 28:04.920 --> 28:06.840 ‫بعدش با اون و پدر و ‫مادرش با هم حرف می‌زنیم. 28:06.840 --> 28:10.480 ‫- نظرت چیه؟ ‫- خیلی عالیه، آره. ممنون. 28:12.280 --> 28:14.720 ‫محکم بکوبش. وگرنه بسته نمیشه. 28:20.760 --> 28:23.280 ‫[کاسترا لاک] 30:39.120 --> 30:40.560 ‫آنی؟ 30:53.400 --> 30:54.840 ‫آنی؟ 30:59.400 --> 31:00.880 ‫آنی، اینجایی؟ 31:05.920 --> 31:08.120 ‫آنی، می‌تونم توضیح بدم. 31:13.520 --> 31:14.880 ‫باشه، خوبه. 31:16.360 --> 31:17.800 ‫توضیح بده. 31:19.480 --> 31:22.040 ‫شاید متوجه نشدی اینجا چه اتفاقی افتاده. 31:22.040 --> 31:23.680 ‫بهم بگو اینجا چه اتفاقی افتاده. 31:26.080 --> 31:28.520 ‫من تو اون جنگل بودم. 31:28.520 --> 31:31.680 ‫من رفتم اونجا، آره، اما بعدش، ‫بعد از اینکه جسد سارا پیدا شد. 31:31.680 --> 31:34.440 ‫- رفتی اونجا؟ ‫- تا نگاه کنم. 31:35.720 --> 31:38.080 ‫و همونجا بود که گمش کردم، کلید رو. 31:40.480 --> 31:43.400 ‫- این در مورد کلیده؟ ‫- آره. 31:43.400 --> 31:44.760 ‫فقط خوشحالم پیداش کردی. 31:44.760 --> 31:46.600 ‫داشتم فکر می‌کردم کدوم گوری گذاشتمش... 31:46.600 --> 31:48.320 ‫چرا رفتی سر صحنه و به کسی نگفتی؟ 31:48.320 --> 31:50.440 ‫یکم عجیبه، مگه نه؟ 31:50.440 --> 31:52.080 ‫خب، شاید از جیبم افتاده. 31:58.120 --> 31:59.680 ‫فقط... فقط... 32:05.720 --> 32:07.360 ‫به کسی زنگ نمی‌زنم. 32:09.160 --> 32:11.360 ‫کسی نمیاد. نیروی کمکی در کار نیست. 32:11.360 --> 32:13.280 ‫منم تازه اون گوشی رو خاموش کردم، نگاه کن. 32:14.720 --> 32:16.200 ‫فقط من و تو. 32:19.000 --> 32:21.080 ‫تو به خاطر سارا ناراحتی. 32:23.600 --> 32:25.200 ‫ببین... 32:27.200 --> 32:29.120 ‫- معلومه که برات خیلی ارزش داشته. ‫- نه، نه، نه. 32:40.320 --> 32:42.120 ‫برات خیلی ارزش داشت؟ 32:51.200 --> 32:53.280 ‫ما سال‌ها همدیگه رو می‌شناختیم. 32:55.040 --> 32:58.040 ‫- آره، اون لیاقش رو نداشت. ‫- مایکل رو میگی؟ 32:58.040 --> 32:59.400 ‫یه بار سعی کردم درخواست دوستی بهش بدم، 32:59.400 --> 33:01.280 ‫بعد از یه شب بیرون رفتن با معلما رفتم جلو. 33:01.280 --> 33:03.600 ‫و اون گفت نمی‌تونه، که نباید این کارو بکنه. 33:03.600 --> 33:05.720 ‫و حق داشت، چون متاهل بود. 33:06.880 --> 33:09.880 ‫وگرنه، بین ما... جور می‌شد. 33:09.880 --> 33:11.600 ‫می‌دونی، فاجعه همینه. 33:13.200 --> 33:15.080 ‫و وقتی اون مزخرفات شروع شد، 33:15.080 --> 33:16.600 ‫می‌دونی، اون هوامو داشت، سارا. 33:16.600 --> 33:18.640 ‫- کدوم مزخرفات؟ ‫- معلما. 33:18.640 --> 33:21.000 ‫معلمای زن. یکیشون بهم تهمت زد که... 33:23.560 --> 33:25.080 ‫من هرگز... من هیچ کاری نکردم. 33:27.120 --> 33:29.080 ‫ولی من یه مرد مجردم. 33:29.080 --> 33:33.560 ‫و اگه از یکی خوشم بیاد، چرا... ‫چرا نتونم تلاش کنم و، می‌دونی... 33:33.560 --> 33:35.560 ‫آدم چطور می‌تونه احساساتش رو نشون بده؟ 33:38.000 --> 33:40.080 ‫اونا گفتن فقط همین یه مورد نبوده... 33:41.880 --> 33:43.600 ‫و اینکه یه شکایتی شده 33:43.600 --> 33:45.360 ‫و ممکنه آبروی مدرسه بره، 33:45.360 --> 33:48.040 ‫که شاید معلمای زن ‫دیگه درخواست کار ندن. 33:49.640 --> 33:54.040 ‫و اون مایک رو متقاعد کرد ‫که به من یه فرصت آخر بده. 33:56.760 --> 33:58.680 ‫اون برات خیلی مهم بود. 33:58.680 --> 34:00.640 ‫بله! آره. 34:01.960 --> 34:03.160 ‫آره؟ 34:05.320 --> 34:06.880 ‫اینو تاحالا به هیچکس نگفته بودم. 34:18.120 --> 34:21.480 ‫و بعدش... متوجه رابطه‌شون شدم. 34:21.480 --> 34:25.800 ‫من بودم که فهمیدم، نه مایک، ‫برای همین باهاش رو در رو شدم. 34:25.800 --> 34:29.240 ‫مجبورش کردم بهش پیام بده، ‫به سجویک، بگه که تموم شده. 34:29.240 --> 34:31.120 ‫من مجبورش کردم این ‫کارو بکنه، به خاطر خودش. 34:31.120 --> 34:33.360 ‫و اگه نمی‌تونه با تو باشه، ‫با یه مرد خوبی مثل تو، 34:33.360 --> 34:34.560 ‫پس نمی‌تونه با سجویک هم باشه. 34:34.560 --> 34:36.920 ‫اگه با یه ولی دانش‌آموز رابطه ‫داشته باشی و قضیه لو بره... 34:36.920 --> 34:38.640 ‫- باید از اونجا می‌رفت. ‫- جفتشون باید می‌رفتن. 34:38.640 --> 34:41.560 ‫مدرسه لطمه می‌دید. مدرسه من... مدرسه من. 34:41.560 --> 34:43.920 ‫و اون بهم دروغ گفت، گفت ‫تموم شده در حالی که نشده بود، 34:43.920 --> 34:45.000 ‫گفت که تمومش کرده. 34:45.000 --> 34:47.080 ‫برای همین مدام بهش ‫می‌گفتم که باید تمومش کنه 34:47.080 --> 34:49.520 ‫به خاطر مدرسه، به خاطر مدرسه. 34:49.520 --> 34:51.960 ‫ولی اون همه‌ش داد می‌زد. 34:51.960 --> 34:55.520 ‫اون هی داد می‌زد و داد می‌زد! و من... 34:56.560 --> 34:58.240 ‫من... 35:00.440 --> 35:03.000 ‫دلم می‌خواست دیگه داد نزنه، و... 35:04.280 --> 35:05.720 ‫این تنها چیزی بود که می‌خواستم. 35:06.800 --> 35:08.320 ‫باید متوقف می‌شد. 35:12.920 --> 35:14.040 ‫این... 35:15.280 --> 35:18.120 ‫من هیچ‌وقت... اصلا آدمی نیستم 35:18.120 --> 35:19.840 ‫که بخواد همچین کاری بکنه. 35:20.880 --> 35:22.120 ‫واقعاً همینم. 35:29.960 --> 35:32.200 ‫متاسفم. ببخشید. 35:36.720 --> 35:39.760 ‫روری، از حرفایی که می‌زنی، ‫بیشتر به نظر میاد یه حادثه بوده. 35:45.680 --> 35:49.040 ‫آره. می‌دونی، اوضاع به هم می‌ریزه. 35:49.040 --> 35:51.320 ‫آدما دعواشون میشه، و اوضاع فقط... 35:51.320 --> 35:53.200 ‫از کنترل خارج میشه، نه؟ 35:53.200 --> 35:54.480 ‫- من اینو دیدم. ‫- آره. 35:54.480 --> 35:56.120 ‫خیلی زیاد دیدم، ولی، می‌دونی، 35:56.120 --> 35:57.560 ‫مردایی مثل تو رو هم دیدم... 35:57.560 --> 36:02.200 ‫مردای خوبی مثل تو که ‫زندگیشون کلاً نابود میشه 36:02.200 --> 36:03.960 ‫در حالی که تقصیر اونا نبوده. 36:08.640 --> 36:10.120 ‫تقصیر من نبود. 36:11.720 --> 36:13.720 ‫باید تو اداره در موردش حرف بزنیم 36:13.720 --> 36:16.480 ‫چون می‌دونم دلت می‌خواد ‫اینو برای اونا هم توضیح بدی. 36:16.480 --> 36:18.240 ‫نه، نمی‌تونم. نمی‌تونم این کارو بکنم. 36:18.240 --> 36:20.800 ‫می‌فهمم که این خیلی ترسناکه. 36:20.800 --> 36:23.680 ‫ولی بهت قول میدم، ‫حواسمون بهت هست. 36:27.600 --> 36:30.280 ‫- من... من آماده نیستم. ‫- گوش کن. به من گوش بده. 36:30.280 --> 36:33.280 ‫- من... من آماده نیستم. ‫- روری، شاید حتی برات تسکین دهنده باشه. 36:33.280 --> 36:36.160 ‫فقط حقیقت رو بگی، ‫همون‌طور که اینجا به من گفتی. 36:36.160 --> 36:40.680 ‫این کار شجاعانه‌ایه، و تو هم یه مرد شجاعی. 36:42.120 --> 36:44.680 ‫و این کار درستیه که باید ‫به خاطر سارا انجام بدی. 36:48.160 --> 36:49.720 ‫- برای سارا. ‫- برای سارا. 36:53.280 --> 36:55.640 ‫- سارا. ‫- و می‌دونی چی خوبه؟ 36:55.640 --> 36:58.080 ‫راه خوب برای گفتن ماجرات تو اداره چیه، 36:58.080 --> 37:02.040 ‫اینه که اگه... اگه راهی بود که بتونیم 37:02.040 --> 37:06.040 ‫ثابت کنیم تو از نظر شخصی ‫هیچ مشکلی با سارا نداشتی. 37:08.600 --> 37:10.320 ‫- نداشتم. من دوسش داشتم. ‫- می‌دونم. 37:10.320 --> 37:12.360 ‫می‌تونم ببینم خیلی، خیلی دوسش داشتی. 37:12.360 --> 37:14.400 ‫ولی اگه قراره اینو نشون بدیم، خوب میشه 37:14.400 --> 37:17.080 ‫اگه بتونیم یه جوری ثابت کنیم... 37:18.840 --> 37:19.880 ‫که شما... 37:20.960 --> 37:22.120 ‫به هم نزدیک بودین. 37:25.640 --> 37:27.040 ‫چجوری این کارو بکنیم؟ 37:30.120 --> 37:31.760 ‫ام... 37:35.200 --> 37:36.720 ‫وایسا، وایسا. 37:41.760 --> 37:44.080 ‫بیا. 37:46.840 --> 37:48.200 ‫من عکس دارم. 37:51.520 --> 37:53.080 ‫می‌تونم اینا رو بیارم. 37:56.920 --> 38:01.120 ‫این سال اول معلمی منه، اینجاست. و... 38:02.400 --> 38:05.000 ‫این ماییم تو کافه، داریم می‌خندیم. 38:07.080 --> 38:09.000 ‫و این من و ساراییم با هم. 38:13.280 --> 38:14.840 ‫اینجام دستای همو گرفتیم. 38:19.120 --> 38:20.440 ‫می‌تونم همه اینا رو بهت نشون بدم. 38:22.040 --> 38:23.280 ‫نقشه خوبیه. 38:28.800 --> 38:31.160 ‫من واقعا متاس... من واقعا متاسفم. 38:42.280 --> 38:43.600 ‫متاسفم. 38:53.800 --> 38:55.200 ‫خدایا. 38:57.040 --> 38:59.600 ‫خیلی خب. 39:04.080 --> 39:05.760 ‫اشکالی نداره. 39:23.800 --> 39:26.160 ‫می‌دونستی هیچکدوم از اتفاقایی ‫که افتاده تقصیر تو نیست؟ 39:30.200 --> 39:33.960 ‫ولی عصبانی بودن ایرادی نداره، ‫می‌دونی؟ همه‌مون بدجوری عصبانی هستیم. 39:36.200 --> 39:39.960 ‫- اگه بخوای، می‌تونیم حرف بزنیم. ‫- نمی‌خوام حرف بزنم. 39:41.080 --> 39:42.760 ‫می‌دونم نمی‌خوای حرف بزنی، ولی... 39:47.560 --> 39:52.280 ‫بیخیال، تو بهتر از اینی که ‫اینجا بشینی و تو خودت بریزی. 39:52.280 --> 39:54.200 ‫برو بیرون و بازی رو تماشا کن. 39:54.200 --> 39:57.400 ‫اگه قراره ببازن، پس ‫وایسا اونجا و باهاشون بباز. 39:59.880 --> 40:03.080 ‫برو. برو و این کارو برای خودت بکن. 40:11.040 --> 40:13.280 ‫دو هفته از ناپدید شدن 40:13.280 --> 40:17.040 ‫سارا پالی معلم می‌گذره، ‫و امشب یه خبر مهم داریم. 40:17.040 --> 40:19.840 ‫مردی که سال‌ها با خانم پالی آشنایی داشته 40:19.840 --> 40:22.320 ‫به اتهام قتل ایشون دستگیر شد. 40:27.080 --> 40:29.480 ‫با وعده‌ی اخبار تکمیلی تو ساعت‌های آینده، 40:29.480 --> 40:31.280 ‫منابع نزدیک به پرونده 40:31.280 --> 40:34.640 ‫اینو یه گام بزرگ رو به جلو می‌دونن. 41:12.000 --> 41:13.720 ‫کریگ. 41:16.840 --> 41:19.280 ‫مجبوری یه راهی پیدا کنی که بهش بگی، آنی. 42:22.720 --> 42:24.720 ‫مدت زیادی نگذشته بود که ‫من و مامانت با هم آشنا شدیم... 42:27.280 --> 42:29.520 ‫منو به یه کنسرت تو ادینبور دعوت کرد. 42:34.560 --> 42:36.800 ‫این ضبط شده‌ی همون کنسرته. 42:40.480 --> 42:44.320 ‫این... این چند هفته اخیر بهش گوش می‌دادم. 43:01.160 --> 43:03.160 ‫- قشنگه. ‫- آره. 43:06.440 --> 43:08.080 ‫آره، همیشه همین فکرو می‌کردم. 43:13.400 --> 43:15.200 ‫و بعدش، رفتیم یه نوشیدنی بخوریم... 43:17.480 --> 43:19.560 ‫و مامانت گفت... 43:22.080 --> 43:24.360 ‫اون فکر می‌کرد ما تو شروع یه اتفاق جدیدیم. 43:27.960 --> 43:30.320 ‫گفت فکر می‌کنه زندگی داره عوض میشه. 43:34.360 --> 43:35.600 ‫و حق با اون بود. 43:36.840 --> 43:38.000 ‫من، ام... 43:39.400 --> 43:40.800 ‫می‌تونستم حسش کنم. 43:45.840 --> 43:47.400 ‫هیجان‌انگیز بود؟ 43:49.960 --> 43:51.520 ‫وحشت کرده بودم. 43:56.240 --> 43:58.880 ‫چون نمی‌دونستم بعدش قراره چه اتفاقی بیفته. 44:03.760 --> 44:06.800 ‫من همیشه وقتی نمی‌دونم ‫بعدش قراره چی بشه می‌ترسم. 44:30.040 --> 44:31.480 ‫نوازنده ویولنسل. 44:36.520 --> 44:37.920 ‫اون مامانت بود. 45:12.800 --> 45:15.760 ‫سلام. چطوری؟ 45:18.000 --> 45:19.280 ‫بابت پرونده خسته نباشی. 45:20.560 --> 45:22.000 ‫خب، بفرما. 45:22.000 --> 45:24.360 ‫گزارش کامل در مورد کیف دستی تینا. 45:24.360 --> 45:26.800 ‫جستجوهای پایگاه داده، پزشکی قانونی. 45:26.800 --> 45:28.520 ‫چیزای جدید زیادی این توئه، آنی. 45:29.560 --> 45:32.320 ‫خیلی هیجان‌زده‌ام که بعدش ‫می‌خوایم اینو به کجا برسونیم. 45:33.760 --> 45:34.960 ‫بیا. 45:36.840 --> 45:38.520 ‫بیا. 45:45.120 --> 45:47.760 ‫این یکی یه پرونده طولانی و پیچیده‌ست، کریگ. 45:47.760 --> 45:49.120 ‫خودم می‌دونم. 45:49.120 --> 45:50.920 ‫این چیزا ممکنه کمک ‫کنه، ممکنه هم نکنه، ولی... 45:55.240 --> 45:57.200 ‫ولی بعد از این قرار نیست کاری بکنیم. 45:58.320 --> 46:00.520 ‫- چی؟ ‫- من و تو. 46:00.520 --> 46:04.360 ‫نه رو پرونده تینا بردلی. ‫نه رو هیچ چیز دیگه‌ای. 46:04.360 --> 46:06.840 ‫- آنی... ‫- ما بعد از این هیچ کاری نخواهیم کرد. 46:08.840 --> 46:10.040 ‫تموم شد، کریگ. 46:15.320 --> 46:16.600 ‫تموم شد. 46:21.800 --> 46:26.800 www.Doostihaa.com 46:32.040 --> 46:37.360 ‫[داستان، اسامی، شخصیت‌ها، مکان‌ها و رویدادهای ‫نشان داده شده در این سریال کاملا خیالی هستند.] 46:37.360 --> 46:42.680 ‫[هر شباهتی بین شخصیت‌ها و مکان‌های این سریال و اشخاص و ‫مکان‌های واقعی تصادفیست و نباید از آن نتیجه‌گیری شود.]