WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:00.560 --> 00:03.120 ‫[ویندمیل] 00:04.760 --> 00:09.480 ‫[چهار هفته مانده ‫به افتتاحیه در تعطیل رسمی بانک] 00:10.800 --> 00:13.040 ‫حالا مجوز نوشیدنی. 00:13.200 --> 00:17.160 ‫این نشون میده که ما ‫به شورای محلی آکسفوردشر غربی... 00:17.520 --> 00:19.400 ‫درخواست دادیم تا ‫از محوطه‌ی اینجا استفاده کنیم. 00:19.800 --> 00:21.400 ‫تا نقشه‌ی زمین رو بِروز کنیم. 00:21.560 --> 00:23.240 ‫- کافه طبقه‌ی اول باشه. ‫- آره. 00:23.440 --> 00:25.680 ‫باید تمام نقاط سرو رو نشون بدیم. 00:25.840 --> 00:27.360 ‫- تا ۲۷ ماه اوت. ‫- آره. 00:28.640 --> 00:30.120 ‫و به این معنیه که اونا مجوز رو... 00:30.160 --> 00:31.680 ‫تا ۲۷ اوت به ما میدن. 00:31.840 --> 00:32.960 ‫آره. 00:33.160 --> 00:34.200 ‫اما حالا با خودت میگی: 00:34.360 --> 00:38.720 ‫«تا ۲۷ اوت چه اتفاقاتی میفته؟» 00:41.680 --> 00:44.520 ‫چون قراره قبل اون افتتاحش کنیم، مگه نه؟ 00:44.680 --> 00:46.280 ‫- نه. ‫- بیست و هفتم، 00:46.480 --> 00:47.920 ‫می‌شه بعد از روز تعطیل بانک. 00:48.080 --> 00:48.880 ‫نه بابا. 00:49.040 --> 00:50.280 ‫- چرا همینه. ‫- جدی؟ 00:50.480 --> 00:51.280 ‫آره. 00:52.720 --> 00:54.800 ‫- روز تعطیل رسمی بانک‌ها... ‫- بیست و پنجمه. 00:54.960 --> 00:56.000 ‫- آره. ‫- عجب. 00:58.480 --> 00:59.480 ‫فکر کردم آخر هفته‌ی بعده. 00:59.680 --> 01:00.480 ‫نه. 01:00.640 --> 01:03.960 ‫یه هفته کمتر از چیزی که فکر می‌کردم ‫ وقت داریم تا اینجا رو آماده کنیم. 01:04.480 --> 01:07.120 ‫من فکر کردم روز تعطیل رسمی بانک‌ها ‫سی و یکمه. نگو بیست و پنجمه. 01:07.280 --> 01:09.200 ‫درسته. آره. 01:11.240 --> 01:14.080 ‫[سه هفته تا افتتاحیه در ‫روز تعطیل رسمی بانک] 01:19.840 --> 01:22.560 ‫من تازه فهمیدم روزی که ‫برنامه داشتیم افتتاحیه‌مون باشه نمی‌شه 01:22.760 --> 01:24.120 ‫و یه هفته جلوتر افتتاحش می‌کنیم. 01:25.360 --> 01:28.240 ‫تعطیلی بانک اوت ‫معمولاً آخرین آخر هفته‌ی ماه اوته، 01:28.720 --> 01:29.760 ‫اما این بار نه. 01:29.960 --> 01:31.080 ‫امسال یه هفته جلوتر. 01:31.520 --> 01:32.320 ‫لعنتی. 01:32.520 --> 01:33.720 ‫واقعاً از این بابت متاسفم. 01:33.920 --> 01:35.560 ‫متاسفم، متاسفم. 01:40.080 --> 01:42.200 ‫همه‌ی کسایی که درگیر افتتاحیه‌ی ‫کافه بودن... 01:42.400 --> 01:45.280 ‫همینجوریشم داشتن با تمام سرعت کار می‌کردن. 01:45.760 --> 01:49.160 ‫اما به لطف ناتوانی من تو خوندنِ تقویم، 01:49.360 --> 01:51.960 ‫حالا باید حسابی تحت فشار می‌بودن. 01:52.120 --> 01:54.640 ‫وای، چه ون سفید محشری. 01:56.440 --> 01:59.560 ‫شاید کایر استارمر ندونه طبقه‌ی کارگر چیه، 01:59.720 --> 02:02.640 ‫اما من می‌دونم، نگاهش کن! 02:24.080 --> 02:31.640 ‫«قسمت سی‌و‌یکم: عجله» 02:37.240 --> 02:40.600 ‫توی مزرعه، ‫کیلب هم باید سر وقت کارو انجام می‌داد، 02:40.760 --> 02:44.000 ‫چون حالا محصولات آماده‌ی برداشت شده بودن. 02:44.880 --> 02:48.240 ‫اما اون توی دفترش موندگار شده بود ‫و تا وقتی که مادرطبیعت نمی‌گفت... 02:48.440 --> 02:50.400 ‫نمی‌تونست از اونجا خارج شه. 02:51.600 --> 02:53.680 ‫پس امیدواریم هفته‌ی آینده اگه هوا... 02:53.840 --> 02:55.760 ‫بذار ببینیم هوا چطوره. ‫اگه هوا خوب باشه، 02:55.960 --> 02:57.680 ‫می‌تونیم بریم سراغ جو بهار. 02:58.400 --> 03:00.840 ‫روی گوشیم یه عالمه برنامه‌ی هواشناسی ‫هست، واقعاً باورنکردنیه! 03:02.640 --> 03:04.880 ‫الان اونی که می‌خوام رو نگاه می‌کنم. 03:05.040 --> 03:07.720 ‫همه‌شون رو روی مصر تنظیم کردم، ‫واقعاً هواش خوبه. 03:08.440 --> 03:09.800 ‫خب، دوشنبه خوبه. 03:09.960 --> 03:13.240 ‫سه‌شنبه هوا مرطوبه. چهارشنبه مرطوبه. ‫پنج‌شنبه مرطوبه. 03:14.320 --> 03:15.560 ‫گندش بزنن. 03:17.120 --> 03:19.080 ‫یه زنگ به چارلی بزنم. 03:20.480 --> 03:21.960 ‫- چارلی؟ ‫- بله؟ 03:22.160 --> 03:23.840 ‫داشتم برنامه‌ریزی می‌کردم. 03:24.000 --> 03:27.840 ‫به نظرم هفته‌ی دیگه ‫نمی‌تونیم بریم سراغ گندم... 03:29.120 --> 03:31.720 ‫- آخه هواشناسی رو دیدی؟ ‫- آره. 03:31.880 --> 03:32.960 ‫کل هفته هوا مرطوبه. 03:33.360 --> 03:34.960 ‫ما... هفت... 03:35.880 --> 03:38.760 ‫آره. واسه جو بهار. 03:38.920 --> 03:42.000 ‫چون اون هفته... 03:42.200 --> 03:44.280 ‫واسه همین بعدی... 03:46.720 --> 03:50.640 ‫گوشیم اصلاً... دفترم... ‫باید برم یه دفتر جدید. 03:52.080 --> 03:55.080 ‫یعنی هر جای این مزرعه که برم، 03:55.280 --> 03:56.760 ‫آنتن دارم. اما وقتی میام دفترم... 03:56.760 --> 03:58.560 ‫یه دونه آنتن دارم. 04:07.040 --> 04:08.520 ‫نمی‌دونم الان دقیقاً چی شد. 04:08.680 --> 04:10.240 ‫کاری که می‌خوام رو انجام میدم. 04:10.760 --> 04:12.000 ‫نمی‌دونم چرا بهش زنگ زدم. 04:12.680 --> 04:15.200 ‫من مدیر مزرعه‌م. ‫خودکارها با خودمه، مگه نه؟ 04:17.720 --> 04:20.280 ‫توی این فاصله، من داشتم می‌رفتم کافه. 04:20.680 --> 04:24.360 ‫و می‌شه گفت یه کمی هنوز تو شوک بودم. 04:25.080 --> 04:27.240 ‫چی؟ یعنی چی؟ 04:28.680 --> 04:30.240 ‫خب، تنها راه رفتن به اونجا همینه. 04:31.040 --> 04:32.080 ‫من فقط... 04:33.520 --> 04:34.880 ‫چی کار دارن می‌کنن؟ 04:36.440 --> 04:40.040 ‫سلام داداش. می‌دونی اینجا ‫تا کی بسته‌ست؟ 04:40.200 --> 04:41.680 ‫دقیق نمی‌دونم. 04:41.840 --> 04:43.120 ‫گمونم همونطور که اونجا نوشته... 04:43.120 --> 04:44.400 ‫ تا بیست و سوم باشه، اما مطمئن نیستم. 04:44.560 --> 04:45.720 ‫تازه امروز اومدم اینجا. 04:45.880 --> 04:48.760 ‫بیست و سوم اوت. ‫اون موقع باز می‌شه؟ 04:48.920 --> 04:51.800 ‫نمی‌دونم. من فقط یه کارآموزم. ‫کاری که بهم می‌گن رو انجام میدم. 04:52.000 --> 04:53.440 ‫همینجوری، همینجوری. 04:53.600 --> 04:56.080 ‫بعد رفتن به کافه، یه مشکل دیگه بود. 04:56.880 --> 04:57.840 ‫هوم... 04:58.000 --> 05:02.200 ‫مشکل سایبونی بود که به جای ‫چترهای گرون‌قیمت سفارش داده بودم. 05:03.280 --> 05:04.120 ‫امم... 05:05.480 --> 05:07.240 ‫خدایا. 05:08.400 --> 05:11.320 ‫من این سالن غذاخوری رو ‫به طرز باورنکردنی‌ای تاریک کردم. 05:22.600 --> 05:23.640 ‫لعنت بهش. 05:23.800 --> 05:26.800 ‫این می‌تونه اشتباه گرونی باشه. 05:28.880 --> 05:30.760 ‫حرف پول شد، 05:30.960 --> 05:35.160 ‫آقای خوشحال با یه اتفاق جدید ‫توی بودجه سر رسید. 05:35.320 --> 05:36.120 ‫امم، 05:36.840 --> 05:37.960 ‫وای‌فای، 05:38.160 --> 05:39.720 ‫خط اختصاصی. 05:40.360 --> 05:41.360 ‫اجاره‌ی ماهانه‌ش، خب؟ 05:41.960 --> 05:43.440 ‫ماهی هزار پونده. 05:44.720 --> 05:47.600 ‫- یه... ‫- ماهی هزار پوند؟ 05:47.800 --> 05:49.600 ‫آره، با یه قرارداد ۱۲ ماهه. 05:49.760 --> 05:50.840 ‫خدای من. 05:52.200 --> 05:53.640 ‫مامورهای پارکینگ اومدن. 05:53.800 --> 05:55.440 ‫- خب؟ ‫- شش نفر بودن، 05:55.640 --> 05:58.200 ‫روزانه نفری ۲۰۰ پوند می‌خوان، ‫مجموعا ۱۲۰۰ پوند. 05:58.720 --> 06:00.440 ‫ماهی می‌شه ۴۰ هزار پوند. 06:00.640 --> 06:02.880 ‫- مسخره‌ست. ‫- منطقی نیست نه؟ 06:05.160 --> 06:07.240 ‫می‌دونه تصور منفی‌نگرانه‌ی من... 06:07.240 --> 06:09.240 ‫در مورد کل هزینه‌‌ها چقدر بود؟ 06:10.640 --> 06:12.120 ‫گمونم از اون هم گذشتیم. 06:12.320 --> 06:14.360 ‫هوم... 06:14.840 --> 06:16.000 ‫بیا امیدوار باشیم مشتری بیاد. 06:17.680 --> 06:20.240 ‫این من رو برد به نقطه‌ی بعدیم. 06:21.000 --> 06:22.240 ‫- راه‌سازی. ‫- آره. 06:22.400 --> 06:24.480 ‫- طبق اون تابلویی که بیرونه... ‫- خب. 06:24.680 --> 06:27.280 ‫- اونا تا ۲۳ اوت هستن. ‫- آره. 06:27.440 --> 06:29.280 ‫ما بیست و سوم افتتاحیه داریم، 06:29.480 --> 06:30.680 ‫پس هیچکس نمی‌تونه بیاد اینجا. 06:30.880 --> 06:33.680 ‫من می‌خوام با آشنامون صحبت کنم، 06:33.840 --> 06:36.160 ‫چون نمی‌دونم چرا... 06:36.320 --> 06:38.440 ‫تقاطع میدون رو بستن. 06:38.600 --> 06:39.760 ‫آره، آره، آره. دقیقاً. 06:39.840 --> 06:41.600 ‫پس می‌خوای با مسئولین راه‌سازی ‫صحبت کنی؟ 06:41.760 --> 06:44.000 ‫- آره. ‫- این چادر مسئولیتش با منه... 06:44.040 --> 06:45.520 ‫و باید یه کاریش بکنم، 06:45.600 --> 06:46.960 ‫چون داخل دیگه هیچ نوری نیست. 06:47.400 --> 06:49.400 ‫خب، چراغ‌ها روشنه، ‫و نمی‌شه هیچی دید... 06:49.560 --> 06:50.480 ‫آره، باشه، نور چراغ هست... 06:50.640 --> 06:53.200 ‫اما اون سالن همیشه خیلی پرنور و درخشان بود. 06:54.320 --> 06:55.640 ‫یه کمی هم آدم احساس می‌کنه... 06:57.120 --> 06:58.720 ‫گمون نکنم تو همچین چیزی رو دوست داشته باشی. 07:00.720 --> 07:02.080 ‫خب... 07:02.720 --> 07:03.520 ‫من... 07:04.240 --> 07:07.120 ‫با خودم نگفتم: وای، چه قشنگه! 07:07.280 --> 07:10.360 ‫و من اغلب به یه چیزهایی ‫می‌گم: وای، چه قشنگه! 07:10.520 --> 07:13.400 ‫«با خودم نگفتم: وای، چه قشنگه!» 07:15.480 --> 07:18.360 ‫[هفده روز تا افتتاحیه] 07:20.360 --> 07:23.280 ‫با توجه به نیاز مبرم برای ‫جبران سوتی تقویمیم، 07:23.920 --> 07:26.440 ‫همه باید با تمام توان کار می‌کردن. 07:28.360 --> 07:30.840 ‫و چون برای برداشت هوا هنوز زیادی مرطوب بود، 07:31.000 --> 07:32.120 ‫کیلب هم اومد پیشمون... 07:32.280 --> 07:35.920 ‫تا به من و مارک نوشیدنی‌ساز کمک کنه ‫کافه‌ی قدیمی رو خراب کنیم. 07:36.440 --> 07:37.880 ‫می‌خوام این سکه‌ها جدا بشن. 07:54.360 --> 07:55.680 ‫وای نه، لیسا! 07:56.440 --> 07:58.040 ‫نه لیسا، این کارو نکن. 08:00.480 --> 08:03.080 ‫در حین این که کافه‌ی قدیمی ‫داشت خراب می‌شد، 08:04.800 --> 08:07.200 ‫موتورخونه‌ی کافه، یعنی آشپزخونه، 08:07.360 --> 08:09.640 ‫داشت کم کم آماده می‌شد. 08:17.920 --> 08:19.520 ‫قشنگه. قشنگه. 08:25.320 --> 08:27.760 ‫و در حومه‌ی اطراف... 08:29.560 --> 08:33.040 ‫تیم کشاورزی‌ای که تشکیل داده بودیم ‫داشتن حیواناتی که... 08:33.240 --> 08:35.560 ‫قرار بود به زودی وارد اون آشپزخونه بشن رو ‫جمع می‌کردن. 08:35.720 --> 08:37.920 ‫هی. هی. 08:50.160 --> 08:52.400 ‫بعد از چند روزِ بدون بارون... 08:52.960 --> 08:55.040 ‫- این زمینه؟ ‫- آره، بریم توی این زمین. 08:55.560 --> 08:57.760 ‫به نظر می‌رسید می‌تونیم بالاخره ‫برداشت رو شروع کنیم. 08:58.320 --> 08:59.120 ‫دو تا، پایین. 08:59.280 --> 09:01.840 ‫و با این که من توی کافه ‫خیلی سرم شلوغ بود، 09:02.640 --> 09:04.400 ‫قرار نبود اینو از دست بدم. 09:05.640 --> 09:07.000 ‫این باید زیر ۱۵ باشه؟ 09:07.200 --> 09:11.200 ‫- آره، پس ۱۴.۵ چیزیه که می‌خوایم. ‫- آره، ۱۴.۵، درسته. 09:15.360 --> 09:16.800 ‫- تست؟ ‫- آره. 09:16.960 --> 09:17.880 ‫برو بریم. 09:18.840 --> 09:21.440 ‫درسته، ما می‌خوایم کمتر از ۱۴.۵ باشه. 09:23.640 --> 09:26.040 ‫- هوم! ‫- ۱۵.۶، راستش بد هم نیست. 09:26.240 --> 09:27.960 ‫خب، چطوره من برم کافه؟ 09:28.120 --> 09:29.840 ‫آره. من مدام چک می‌کنم ‫و بهت خبر میدم، باشه؟ 09:30.000 --> 09:31.320 ‫آره، به محض این که خشک شد. 09:31.520 --> 09:33.640 ‫- قول میدی بهم بگی؟ ‫- آره. 09:34.360 --> 09:35.680 ‫- پس بعداً می‌بینمت. ‫- باشه. 09:35.840 --> 09:37.600 ‫گوشیم روشنه. 09:40.720 --> 09:43.680 ‫به محض این که رسیدم کافه، 09:43.880 --> 09:46.160 ‫مارکِ نوشیدنی‌‌ساز، من رو برد... 09:46.200 --> 09:48.880 ‫تا پمپ‌های نوشیدنیِ ‫ پیشرفته و آخرین‌مدلمون رو ببینم. 09:49.440 --> 09:51.560 ‫- اینا تو رو هیجان‌زده می‌کنن مارک؟ ‫- آره راستش. 09:53.160 --> 09:56.000 ‫می‌تونم ببینم! ریشت می‌لرزه! 09:56.200 --> 09:57.080 ‫داره... 09:57.240 --> 09:59.160 ‫- هشت مدل مختلف نوشیدنی. ‫- آره. 09:59.320 --> 10:00.200 ‫چهار تا از اون میاد. 10:00.200 --> 10:01.240 ‫چهار تا از اونیکی. 10:01.400 --> 10:02.960 ‫چرا انقدر خوبه؟ 10:03.320 --> 10:04.920 ‫نیازی نیست تمیزش کنیم... ‫من گفته بودم... 10:04.920 --> 10:06.600 ‫که باید هفته‌ای یک بار ‫شلنگ‌ها رو تمیز کنیم. 10:06.760 --> 10:07.600 ‫آره. 10:07.760 --> 10:10.080 ‫این کیت باعث می‌شه... 10:10.240 --> 10:13.440 ‫که چهار تا شیش هفته یکبار ‫نیاز به تمیزکاری باشه. 10:13.600 --> 10:14.680 ‫تصور کن چقدر نوشیدنی صرفه‌جویی می‌شه. 10:14.840 --> 10:16.360 ‫- پس صرفه‌جویی می‌کنیم؟ ‫- صرفه‌جویی می‌کنیم. 10:16.520 --> 10:18.400 ‫این لوله‌ها چقدرن؟ 10:18.560 --> 10:21.440 ‫گمونم ۴.۵ مترش تو کافه‌ست ‫و تا ۶ متر میره بالا. 10:21.600 --> 10:22.760 ‫پس بد نیست. 10:22.960 --> 10:23.600 ‫ولی ما لوله‌های باریک‌تر داریم. 10:23.600 --> 10:24.560 ‫اینجوری با هشت تا لوله هدر می‌رفت... 10:24.720 --> 10:27.200 ‫یعنی هر هفته که تمیزشون می‌کردیم ‫بازم چیزی هدر می‌دادیم؟ 10:27.400 --> 10:28.400 ‫آره. 10:28.560 --> 10:30.600 ‫اینجوری هفته‌ای ۲۳ لیترمون هدر می‌رفت. 10:30.760 --> 10:31.880 ‫و با اینا... 10:32.080 --> 10:33.760 ‫ما... آره در واقع... 10:33.760 --> 10:34.840 ‫ماهی یه بار هدر میره؟ 10:34.920 --> 10:35.880 ‫آره. 10:36.320 --> 10:37.680 ‫شاید مارک بابت اون چیزی که... 10:37.840 --> 10:41.400 ‫شبیه بخش تعویض پوشک دستشویی هواپیما بود، 10:41.800 --> 10:44.200 ‫هیجان‌زده بود، اما نه به اندازه‌ی من... 10:44.360 --> 10:46.360 ‫وقتی که نیکِ سرآشپز صدام کرد... 10:46.520 --> 10:51.000 ‫تا اولین طرح منوی تماماً انگلیسی‌مون رو ‫نشونم بده. 10:51.440 --> 10:53.360 ‫رول سوسیس و ترشی تخم‌مرغ! 10:53.520 --> 10:54.480 ‫ترشی تخم‌مرغ، آره. 10:54.680 --> 10:55.720 ‫خوشم اومد. 10:55.880 --> 10:58.920 ‫پاته‌ی جگر مرغ، خوبه. ‫ژامبون فشرده و ترشی خردلی. 10:59.240 --> 11:00.560 ‫استیک گمون. 11:00.600 --> 11:03.240 ‫گمون،خوراک کلم و سیب‌زمینی، ‫سس جعفری. واقعاً... 11:03.360 --> 11:06.840 ‫- برای اونا خیلی سخته که... ‫- این کلمات منو حالی به حالی می‌کنه. 11:07.760 --> 11:08.800 ‫خیلی هیجان‌زده‌م! 11:14.120 --> 11:16.520 ‫[ساعت ۱۱ ظهر] 11:16.640 --> 11:18.640 ‫۱۴.۳. 11:18.840 --> 11:20.240 ‫دقیقاً درسته. وقتشه. 11:20.440 --> 11:21.720 ‫بذار سریع به سایمون زنگ بزنم. 11:23.840 --> 11:28.600 ‫[زمین جو ۱] 11:30.880 --> 11:31.960 ‫برو بریم. 11:34.040 --> 11:35.520 ‫- داریم میریم. ‫- برداشت ۱۸۴. 11:40.040 --> 11:42.720 ‫به جرمی و گاری غلاتش نیاز داریم. 11:42.880 --> 11:44.080 ‫نه، ولش کن. 11:45.680 --> 11:47.160 ‫ولش کن بذار توی کافه بمونه. ‫من بهش نگفتم. 11:47.320 --> 11:48.960 ‫از حق نگذریم، می‌خواست بهش بگم. 11:49.120 --> 11:50.200 ‫نمیاد؟ 11:50.360 --> 11:51.400 ‫نه. 11:51.600 --> 11:52.720 ‫نمی‌دونم، آره. 11:52.920 --> 11:54.640 ‫وقتی اینجا نیست راحت‌تریم. 11:59.480 --> 12:01.280 ‫برو بریم! محموله‌ی اول. 12:21.320 --> 12:25.320 ‫[زمین جو ۲] 12:30.720 --> 12:34.240 ‫خدای من. چیزی تا سپتامبر نمونده. 12:34.400 --> 12:36.400 ‫امسال تابستون تا ژوئن ‫ هنوز شروع نشده بود، نه؟ 12:36.560 --> 12:38.160 ‫خب، امسال فقط ۴ روز وقت داریم. 12:38.360 --> 12:40.280 ‫- به نظرم اونقدرها هم بد نبوده. ‫- چی؟ 12:41.080 --> 12:41.920 ‫چی؟ 12:45.720 --> 12:47.080 ‫کیلب مرده‌شوربرده. 12:47.520 --> 12:48.880 ‫لعنتی. 12:56.440 --> 13:00.960 ‫اونجا هر هکتارش بیشتر از ۷.۷ تن محصول داشت. 13:01.840 --> 13:04.320 ‫- خوبه. ‫- آره. 13:12.920 --> 13:16.680 ‫می‌کشمش. تک تک استخونای بدنش رو می‌شکنم. 13:18.480 --> 13:21.120 ‫روز برداشت بهترین روز ساله. 13:23.760 --> 13:25.800 ‫خب، کدوم گوریه؟ 13:26.760 --> 13:27.560 ‫اوناهاش. 13:28.240 --> 13:29.280 ‫اوناهاش. 13:39.000 --> 13:40.160 ‫اه... 13:49.600 --> 13:51.240 ‫سلام داداش. چطوری؟ 13:51.400 --> 13:53.920 ‫یه نصیحت از یه مرد مسن‌تر و عاقل‌‌تر. 13:54.680 --> 13:57.280 ‫اگه می‌خوای سعی کنی بدون من ‫برداشت رو انجام بدی، 13:57.480 --> 14:00.440 ‫از خودت موقع برداشت محصول ‫عکس نذار توی اینستاگرام. 14:00.600 --> 14:03.320 ‫ای وای. یادم رفته بود! 14:03.760 --> 14:04.880 ‫اصلاً تو توی اینستاگرام چی کار می‌کردی؟ 14:04.880 --> 14:06.440 ‫باید اونجا مشغول کار می‌بودی. 14:07.280 --> 14:08.960 ‫چی؟! 14:09.120 --> 14:10.200 ‫نبوغم رو بنگر. 14:16.640 --> 14:20.120 ‫بالابر کشاورزی استانا. بگذریم، گوش کن. 14:20.960 --> 14:22.440 ‫ازت دلخورم. 14:22.640 --> 14:24.240 ‫می‌خواستم بهت بگم. ‫فقط می‌خواستم شروع کنم... 14:24.440 --> 14:25.400 ‫و مطمئن بشم همه چی خوبه. 14:25.440 --> 14:26.920 ‫کل زمین رو بدون من انجام دادی. 14:27.120 --> 14:28.920 ‫آره، تقریبا ۸ هکتارو درو کردیم. 14:29.080 --> 14:29.880 ‫بدون من. 14:30.040 --> 14:31.400 ‫- آره. ‫- کی می‌خواستی بهم بگی؟ 14:31.560 --> 14:33.440 ‫وقتی جوها تموم شد. 14:36.040 --> 14:38.800 ‫احمق. باورم نمی‌شه این کارو کرده. 14:40.720 --> 14:43.040 ‫گذشته از خیانت کیلب، 14:43.240 --> 14:46.320 ‫حالا دیگه برگشته بودم به مکان خوشحالیم. 14:51.960 --> 14:53.880 ‫این تراکتور بهتره. بلندتره. 14:54.080 --> 14:57.960 ‫می‌تونم راحت‌تر داخل تریلر رو ببینم. 15:00.080 --> 15:01.200 ‫وای! 15:04.440 --> 15:06.880 ‫توی محوطه، قرار بود جو رو... 15:06.880 --> 15:09.240 ‫توی انبار غله‌ی سنگی جدیدمون ذخیره کنیم. 15:11.560 --> 15:15.400 ‫وای. جایگاه دام ‫قراره این کارو خیلی سخت کنه. 15:16.440 --> 15:17.720 ‫ای وای من. 15:24.920 --> 15:26.800 ‫چه در باریکی. 15:29.680 --> 15:31.720 ‫لعنتی. 15:32.480 --> 15:33.960 ‫به چی زدم؟ 15:38.120 --> 15:41.160 ‫این یه موقعیت کاملاً اضطراریه. ‫زدم به یه چیزی. 15:41.320 --> 15:43.760 ‫و بالابر استانای من خیلی... 15:43.920 --> 15:46.600 ‫وای! خدا مرگم بده! 15:48.480 --> 15:49.320 ‫وای... 15:53.640 --> 15:55.840 ‫لعنتی! لعنتی! لعنتی. 15:57.600 --> 15:59.760 ‫اولین باره که از انبار غله استفاده کردیم... 15:59.760 --> 16:02.400 ‫و اون حصار دام کوفتی رو بیرون گذاشته. 16:02.560 --> 16:04.680 ‫حصار دام اونجاست و من نمی‌تونم ‫هیچی رو ببرم تو. 16:05.240 --> 16:06.640 ‫موقرمز تنبل. 16:06.840 --> 16:08.960 ‫حصار دام کوفتی رو بکش کنار دیگه. 16:10.040 --> 16:11.520 ‫چرا هیچ‌وقت نمی‌تونه به کاریو انجام بده؟ 16:33.720 --> 16:34.680 ‫آره. 16:37.720 --> 16:38.640 ‫اوه... 16:40.040 --> 16:41.640 ‫حالا یه مشکل داریم. 16:45.360 --> 16:47.160 ‫جدی دارم اینو می‌گم. 16:47.360 --> 16:49.080 ‫- چیو؟ ‫- عصبانی‌ام. 16:49.280 --> 16:50.200 ‫- چرا؟ ‫- راستش من عصبانی‌ام. 16:50.360 --> 16:51.480 ‫- چی شده؟ ‫- خب چون... 16:51.680 --> 16:53.680 ‫حصار دام باید جابه‌جا می‌شد. 16:53.880 --> 16:56.040 ‫باید جابه‌جا می‌شد کیلب. 16:56.240 --> 16:57.520 ‫اما چون دو روز پیش داشتیم... 16:57.520 --> 16:58.720 ‫آزمایش سل می‌گرفتیم ‫حصار دام رو گذاشتیم اونجا. 16:58.880 --> 17:00.040 ‫می‌دونم، اما وقتی سعی داری... 17:00.080 --> 17:01.840 ‫که با یه تراکتور به این اندازه ‫دنده عقب بری... 17:01.920 --> 17:03.360 ‫کوبیدم تو دیوار. 17:03.480 --> 17:05.640 ‫مجبور شدم حصار دام رو جابه‌جا کنم. ‫من ۶۳ سالمه. 17:06.400 --> 17:09.960 ‫مجبور شدم خودم حصار دام رو ‫جابه‌جا کنم تا اینو ببرم داخل. 17:11.000 --> 17:12.280 ‫خب، من... 17:13.120 --> 17:14.120 ‫نه، واقعاً. 17:14.280 --> 17:16.760 ‫به نظرم باید جو رو... 17:16.920 --> 17:20.240 ‫توی اصطبل دام خالی می‌کردیم ‫چون یکی دو روز باید داخل بمونن. 17:20.400 --> 17:22.600 ‫خب برای همین داشتیم می‌ذاشتیمشون ‫توی کلبه‌ای که اونجاست. 17:22.800 --> 17:24.240 ‫اونجا بردنش خیلی سخته بابا. 17:24.440 --> 17:25.800 ‫من اینجوری دور زدم. 17:25.960 --> 17:28.080 ‫می‌دونم اما اندازه‌ی تراکتورتو نگاه کن. ‫مثل مورچه می‌مونه. 17:28.120 --> 17:30.200 ‫آره می‌دونم. خب نباید ‫تراکتور گنده می‌خریدی. 17:31.160 --> 17:33.480 ‫امروز صبح باید محافظ دام رو ‫از اونجا برمی‌داشتی... 17:33.640 --> 17:36.240 ‫که اگه قرار بود از اون طویله استفاده کنیم ‫آماده باشه. 17:36.760 --> 17:37.880 ‫میرم خالی می‌کنم. 17:39.840 --> 17:42.040 ‫این پسر خوشش نمیاد بهش امر و نهی کنن. 17:42.840 --> 17:44.280 ‫نسل هزاره‌ی لعنتی. 17:49.800 --> 17:52.360 ‫اصلا کلمه‌ی «ببخشید» شنیدی؟ ‫نه، منم نشنیدم. 17:56.800 --> 17:57.880 ‫بیشعوره. 18:05.840 --> 18:07.880 ‫اگه چیز دیگه‌ای سر راه بود بهم بگو، خب؟ 18:09.080 --> 18:10.960 ‫بهتره اون شاخه‌ی کوفتی رو هم بردارم. 18:12.080 --> 18:13.360 ‫محض احتیاط. 18:20.040 --> 18:23.120 ‫باقی بعدظهر هم یه حماسه‌ی ادامه‌دار... 18:23.280 --> 18:24.560 ‫بین انسان و ماشینی بود... 18:25.440 --> 18:26.480 ‫که هماهنگی نداشتن. 18:28.360 --> 18:30.240 ‫لعنتی. 18:31.560 --> 18:33.000 ‫دیگه به اینجام رسیده. 18:33.160 --> 18:34.960 ‫نه، یه پقدم بیا پایین‌تر. وای. 18:35.120 --> 18:37.080 ‫آخ! گندش بزنن! نه! 18:37.280 --> 18:38.880 ‫- خیلی خب، خیلی خب. ‫- آخ پام! 18:39.040 --> 18:41.800 ‫- بیارش بالا. ‫- لعنتی. مرده‌شورشو ببرن. 18:42.000 --> 18:43.240 ‫گمونم اون کار نمی‌کنه. 18:43.280 --> 18:45.280 ‫کار نمی‌کنه. به‌دردنخوره. 18:50.800 --> 18:54.880 ‫زمان محبوبم از سال ‫حالا دیگه اصلاً اونطور نبود. 18:58.280 --> 19:01.480 ‫عذاب وجدان داشتم که سر کیلب ‫عصبانی شدم، 19:02.360 --> 19:04.840 ‫بابت قشقرقم برای حصار دام، 19:05.800 --> 19:09.000 ‫و همه‌ی چیزهایی که ‫معمولا برام خنده‌دار بودن 19:09.160 --> 19:10.960 ‫حالا دیگه رو مخم بودن. 19:14.000 --> 19:18.520 ‫اساساً داشت مشخص می‌شد ‫که انجام دادن کارهای کافه 19:19.480 --> 19:21.840 ‫و برداشت بطور همزمان، یه کم زیادی بود. 19:28.200 --> 19:29.760 ‫فقط خسته‌م. 19:34.280 --> 19:35.080 ‫چیه؟ 19:35.280 --> 19:38.560 ‫ساندویچه... برای توئه. 19:42.800 --> 19:45.640 ‫نکن، نکن، نکن، نه جدی می‌گم. 19:45.840 --> 19:47.560 ‫کم مونده بود پامو قطع کنه. 19:49.560 --> 19:50.840 ‫کی اینو ساخته؟ لیسا؟ 19:51.280 --> 19:52.080 ‫آره. 19:52.280 --> 19:53.320 ‫مرسی. 19:56.440 --> 19:57.480 ‫هوم. 19:59.440 --> 20:01.280 ‫آخرین باری که تست رطوبت گرفتی ‫کی بوده؟ 20:01.440 --> 20:04.080 ‫آخرین محموله ۱۳.۲ بود. خشک بود. 20:04.240 --> 20:06.040 ‫- داره خشک‌تر می‌شه. ‫- هوم. 20:08.880 --> 20:12.320 ‫این یعنی می‌تونستیم تا شب ادامه بدیم... 20:13.840 --> 20:15.560 ‫و چراغ‌هایی که ایراد داشتن نشون می‌داد... 20:15.720 --> 20:19.280 ‫انسان و ماشین همچنان ناهماهنگی داشتن. 20:20.520 --> 20:23.680 ‫لیسا اومد و با مهربونی ‫بهم ساندویچ ژامبون داد. 20:24.640 --> 20:26.960 ‫وای. کمک. 20:27.160 --> 20:29.760 ‫یه... 20:29.920 --> 20:31.760 ‫صبر کن، باید برم، یه پهپادی... 20:31.800 --> 20:33.640 ‫به کمباین برخورد کرد. 20:33.840 --> 20:36.280 ‫یه پهپاد به کمباین برخورد کرد. 20:42.680 --> 20:44.640 ‫خدایا... 20:47.880 --> 20:50.840 ‫امروز صبح یادم رفته به زاغ سلام بدم ‫که بدشانسی آوردم؟ 20:55.120 --> 20:58.320 ‫همونطور که پیشبینی شده بود ‫شب دوباره بارون بارید، 20:58.480 --> 21:02.200 ‫که یعنی صبح برای برداشت ‫هوا زیادی مرطوب بود. 21:06.640 --> 21:09.720 ‫پس دوتایی برگشتیم کافه تا کمک کنیم. 21:11.480 --> 21:13.680 ‫[چهارده روز مانده ‫ به افتتاحیه‌ی تعطیل رسمی بانک] 21:14.120 --> 21:14.920 ‫باید اونجا بذارید. 21:17.240 --> 21:19.360 ‫خیلی سرمون شلوغ بود، 21:20.400 --> 21:23.760 ‫اما یکی از ضروری‌ترین کارها رو تیک زدیم. 21:23.960 --> 21:26.040 ‫اگه به اون فلزه وصلش کنی ‫از اینجا برش می‌داریم. 21:27.200 --> 21:30.000 ‫چون حالا یه منبع آب درست و حسابی داشتیم. 21:30.120 --> 21:31.480 ‫آره ردیفه! ایول! 21:35.720 --> 21:37.640 ‫آلن با مزرعه‌دار همسایه قرار گذاشته بود... 21:38.280 --> 21:40.840 ‫تا از منبع آب اصلیش استفاده کنه. 21:41.040 --> 21:41.840 ‫اگه من اون گوشه ادامه بدم، 21:41.880 --> 21:42.720 ‫یه دقیقه دیگه باهم میریم نگاه می‌کنیم ‫تا پیداش کنیم. 21:42.880 --> 21:44.000 ‫آره، تا اون لوله رو پیدا کنیم. 21:44.200 --> 21:46.360 ‫و بعد دوستاش اون رو... 21:48.200 --> 21:51.760 ‫از طیق حدود ۱.۵ کیلومتر لوله ‫به کافه وصل کردن. 21:54.720 --> 21:56.400 ‫این تانکر آبه. 21:57.560 --> 22:01.040 ‫ما آب داریم و به نظر من ‫خیلی تمیز و قشنگه. 22:01.560 --> 22:02.640 ‫معرکه‌ست. 22:03.440 --> 22:06.240 ‫همه‌ی اینا به این معنی بود ‫که افراد آلن مشغول بودن. 22:06.440 --> 22:08.080 ‫پس اونو تمیزش کن دریل. 22:08.280 --> 22:09.680 ‫دارم به این فکر می‌کنم کیلب... 22:09.840 --> 22:11.480 ‫من و کیلب تصمیم گرفتیم... 22:12.040 --> 22:14.920 ‫با کارهای کوچیکتر داخلی مشغول بشیم. 22:15.080 --> 22:17.320 ‫به نظرم باید کاملاً به دیوار بچسبه، اینجوری. 22:17.520 --> 22:18.880 ‫- درست میگم؟ ‫- آره. 22:19.480 --> 22:20.360 ‫پس زنجیرش کو؟ 22:20.520 --> 22:22.080 ‫وسط می‌ذاریمش. 22:23.320 --> 22:24.440 ‫وای. 22:25.320 --> 22:27.000 ‫یه علامت بزن. 22:27.160 --> 22:28.920 ‫آره، اما زنجیرش... ببین. ‫زنجیرش... 22:29.080 --> 22:31.600 ‫آره، قراره وسط باشه. 22:31.760 --> 22:33.280 ‫- شکستیش. ‫- آره. 22:37.640 --> 22:38.440 ‫شکست. 22:38.600 --> 22:40.840 ‫می‌دونم شکست. شنیدم دیگه. 22:42.400 --> 22:44.360 ‫- خیلی خب، روشنش کن. ‫- آماده؟ روشن. 22:46.440 --> 22:47.600 ‫خوبیش اینه که فقط فلش مونده. 22:47.760 --> 22:49.240 ‫هیچ خوبی‌ای نداره. 22:53.560 --> 22:55.920 ‫به هر حال، احتمالا صلاح این بود... 22:56.120 --> 22:58.400 ‫که از هیچکدوممون نخواستن که... 22:58.400 --> 23:01.080 ‫تو زدن چادر غول‌پیکر «گرند تور» کمک کنیم... 23:04.160 --> 23:07.000 ‫که به لطف کار تمام‌عیار متخصص‌ها، 23:07.160 --> 23:10.920 ‫حالا برپا شده بود و آماده بود ‫تا همه چی داخلش گذاشته بشه. 23:12.480 --> 23:16.400 ‫این چادر، توی مدار شمالگان، ‫بیابان کالیفرنیا، 23:16.840 --> 23:19.080 ‫ژوهانسبورگ و روتردام بوده. 23:19.680 --> 23:22.480 ‫این چادر کل دنیا رو گشته و حالا اینجاست. 23:23.640 --> 23:24.640 ‫سلام. 23:24.800 --> 23:27.400 ‫بزرگه نه؟ بزرگتر از چیزیه که یادمه. 23:27.560 --> 23:28.400 ‫خیلی گنده‌ست. 23:28.600 --> 23:30.800 ‫- فقط هنوز چیز زیادی داخلش نیست. ‫- نه. 23:31.000 --> 23:32.440 ‫آروم! 23:32.640 --> 23:34.560 ‫حالا می‌شد که کارهای... 23:34.760 --> 23:37.960 ‫برپا کردن کافه و قصابیم انجام بشه، 23:38.120 --> 23:41.120 ‫که قراره اسمش «هاپس اند چاپس» باشi. 23:43.880 --> 23:46.920 ‫وقتی که اون رو بردن داخل، ‫وقت دیدنِ دیوید بود. 23:47.320 --> 23:49.480 ‫- بخش موردعلاقه‌ی من به شخصه. ‫- چه قدر... 23:49.680 --> 23:52.280 ‫که قرار بود گوشت کافه رو هم تامین کنه. 23:53.520 --> 23:55.320 ‫به نظرم پیشخوان وسط باشه، 23:55.520 --> 23:58.200 ‫تا مثلاً راسته یا فیله‌ی درسته‌ای ‫ توش گذاشته بشه 23:58.400 --> 23:59.920 ‫که بعداً قراره تقسیم شه و به استیکش کنیم، 24:00.920 --> 24:03.320 ‫تا یه کم نمایششون هم بدیم. ‫مشتری‌ها عاشقشن. 24:03.520 --> 24:06.400 ‫قفسه‌ی محصولات. 24:06.600 --> 24:09.400 ‫چمن مصنوعی توی کانتر قصابی می‌ذارن؟ 24:09.600 --> 24:12.440 ‫آره، می‌شه چمن‌مصنوعی گذاشت. ‫من باشم نمی‌ذارم. 24:13.000 --> 24:15.000 ‫به نظرم کلم تازه خوب باشه. 24:15.840 --> 24:17.120 ‫هر روز کلم تازه بذاریم. 24:17.280 --> 24:20.040 ‫لابه‌لای گوشت بذاریم و گوشت ‫از وسطش بزنه بیرون. 24:20.760 --> 24:22.360 ‫- باعث می‌شه گوشت جلوه داشته باشه. ‫- آره، اون... 24:22.520 --> 24:25.040 ‫اینجوری بالاخره کلم به یه دردی می‌خوره. 24:25.240 --> 24:27.440 ‫بعدش رفتیم سر یه بحث مهم... 24:27.600 --> 24:30.840 ‫که داشت رفته رفته آزاردهنده‌تر می‌شد. 24:31.800 --> 24:34.920 ‫- حالا، محصولات انگلیسی. ‫- آره. 24:35.840 --> 24:39.680 ‫وقتی نوشته‌ی «انگلیسی» رو دیدم... 24:39.880 --> 24:41.040 ‫من یه قانونی داشتم، 24:41.200 --> 24:43.720 ‫که گفتم فقط چیزهایی رو می‌فروشیم ‫که... 24:43.920 --> 24:47.080 ‫پرورش دادیم، کوکا کولا و قهوه نه. ‫- باشه. 24:47.240 --> 24:49.920 ‫به مرور دارم می‌فهمم... 24:50.120 --> 24:52.880 ‫که این کار چقدر سخته! 24:53.320 --> 24:55.720 ‫- آره. باشه. ‫- اینجوری نمی‌شه... 24:55.920 --> 24:57.480 ‫هر نوشیدنی‌ای رو سرو کرد. ‫کینین نداریم. 24:57.640 --> 25:00.760 ‫لیمو نمی‌تونیم داشته باشیم. 25:00.920 --> 25:02.000 ‫پرتقال نمی‌شه داشته باشیم. 25:02.160 --> 25:04.040 ‫نوشیدنی‌ها رو فقط با آب می‌شه سرو کرد. 25:04.560 --> 25:06.880 ‫و ظاهراً این نوشیدنی محبوبی نیست. 25:07.280 --> 25:09.800 ‫- آره. و چیزهای مربوط به گوشت. ‫- آره دقیقاً. 25:09.960 --> 25:11.400 ‫- فلفل. ‫- فلفل سیاه. 25:11.560 --> 25:14.520 ‫که برای خیلی از محصولات گوشتی لازمه. 25:14.720 --> 25:17.600 ‫فلفل سیاه واقعاً یه مسئله‌ی جدیه. 25:17.800 --> 25:20.360 ‫اگه کسی توی این کشور فلفل سیاه ‫پرورش می‌ده، 25:20.520 --> 25:21.920 ‫ما فلفل سیاه شما را خریداریم، 25:22.080 --> 25:23.960 ‫فلفل سیاه وارداتی نمی‌خوایم. 25:24.120 --> 25:26.000 ‫اما در حال حاضر کسی این کارو نمی‌کنه... 25:26.680 --> 25:29.240 ‫- و مواد نگهدارنده. ‫- آره اون... 25:29.760 --> 25:32.080 ‫مواد نگهدارنده. اینم هست. ‫مورد سختی هم هست. 25:32.240 --> 25:36.160 ‫اگه ازش استفاده نکنی ‫گوشت، گندیده به نظر میاد. درسته؟ 25:36.320 --> 25:39.320 ‫وقتی گوشت فراوری می‌شه، اکسید می‌شه. 25:39.480 --> 25:42.840 ‫به محض این که فراوری می‌شه ‫سه روز توی قفسه می‌مونه. 25:43.000 --> 25:45.560 ‫که برای ون برگر خوبه... 25:45.720 --> 25:47.960 ‫چون خیلی سریع برش می‌گردونی. 25:48.120 --> 25:50.320 ‫اما برای مغازه، 25:50.480 --> 25:52.240 ‫اون برگرها قراره همونجا بمونن... 25:52.400 --> 25:53.640 ‫اگه از مواد نگهدارنده استفاده نکنی، ‫کم کم ظاهرش... 25:54.560 --> 25:55.600 ‫- درسته. ‫- قهوه‌ای می‌شه. 25:55.760 --> 25:58.920 ‫ممکنه بره توی یخچال مشتری ‫و دو روز بعد، 25:59.680 --> 26:01.680 ‫یکی در یخچال رو باز کنه و... 26:03.080 --> 26:04.400 ‫بگه: «خدای من. 26:04.600 --> 26:05.840 ‫- نمی‌شه اونو خورد.» ‫- «جنازه خریدم.» 26:06.000 --> 26:06.800 ‫آره. 26:06.960 --> 26:09.480 ‫و مواد نگهدارنده توی انگلیس تولید نمی‌شه. 26:10.680 --> 26:13.160 ‫فکر کنم این واقعاً مورد سختی باشه. 26:14.280 --> 26:17.080 ‫خب، همه می‌خوان اینفلوئنسر اینستاگرام باشن. 26:17.280 --> 26:19.120 ‫هیچکس نمی‌خواد... 26:20.520 --> 26:21.520 ‫چیزهایی که لازم داریم رو تولید کنه. 26:21.680 --> 26:23.120 ‫مواد نگهدارنده‌ی گوشت. 26:24.520 --> 26:26.000 ‫- احتمالاً زیاد... ‫- به نظرم... 26:26.200 --> 26:28.320 ‫الان به قدر کافی ‫اینفلوئنسر اینستاگرامی داریم. 26:29.360 --> 26:31.440 ‫- مردم اهل گوشت بیشتر لازم داریم. ‫- آره. 26:34.360 --> 26:37.640 ‫گفتگو با دیوید نگران‌کننده بود، 26:37.800 --> 26:40.560 ‫و برای فکر کردن به راه چاره وقت نبود، 26:40.720 --> 26:43.000 ‫چون با گذشت زمان... 26:43.040 --> 26:45.440 ‫همه داشتن من رو با سوال... 26:45.840 --> 26:48.120 ‫بمباران می‌کردن. 26:48.600 --> 26:50.240 ‫باید با تو و چارلی درموردِ... 26:50.400 --> 26:53.160 ‫این که موجودی غذایی چطور قراره باشه ‫صحبت کنم. 26:53.360 --> 26:54.960 ‫چون فقط خوک و گوساله نیست. 26:55.120 --> 26:58.080 ‫آرد هست، شکر هست، سیب‌زمینی و سبزیجات هست. 26:58.280 --> 27:00.640 ‫این صندلی‌ها رو دوست داری؟ ‫این صندلیای سفت و چوبی نه. 27:00.800 --> 27:03.720 ‫- اینایی که ظریف‌ترن رو بیشتر دوست داریم. ‫- امم... 27:03.920 --> 27:05.400 ‫قراره این حصارو اینجا نصب کنیم یا نه؟ 27:05.560 --> 27:07.400 ‫- آره. ‫- می‌خوای درست و حسابی زمینو بکنیم؟ 27:09.200 --> 27:10.880 ‫کانتینر کشتی لازم دارین؟ چرا... 27:11.080 --> 27:13.880 ‫- واقعاً؟ ‫- باید همه‌ی موجودیامون رو توش بذاریم. 27:14.080 --> 27:15.800 ‫اما اگه یکی دیگه بذاریم، 27:15.800 --> 27:17.760 ‫شبیه اسکله‌های فیلیکستو می‌شه. واقعاً می‌گم. 27:17.960 --> 27:19.760 ‫نظرتون درمورد دفیبریلاتور چیه؟ 27:21.040 --> 27:23.640 ‫- یه سوال درمورد برق. ‫- چی؟ 27:23.840 --> 27:25.360 ‫باید درمورد نوشیدنی هم باهات صحبت کنم. 27:25.560 --> 27:26.560 ‫- نوشیدنی؟ ‫- آره. 27:26.760 --> 27:30.320 ‫نظرت چیه توی اتاق سلف ‫لوستر شاخ‌گوزنی بذاریم؟ 27:30.520 --> 27:31.760 ‫با کی باید حرف بزنم... 27:31.760 --> 27:33.560 ‫تا داخل این آشپزخونه رو ‫مجهز به ایمنی غذایی کنم؟ 27:34.320 --> 27:35.360 ‫چی؟ 27:35.560 --> 27:38.040 ‫پس می‌تونیم دو تا سایز ‫از نیمکت پیکنیک بگیریم؟ 27:38.240 --> 27:39.920 ‫دو تا سایز رو مطمئن نیستم. 27:39.920 --> 27:41.880 ‫بیشتر مثل یه وایب باغچه روی چمنه. 27:42.080 --> 27:45.160 ‫تنها مسئله اینه که گردش ۵۴۰ پونده. 27:45.320 --> 27:48.320 ‫و خوبی مبلمان باغی اینه که... 27:48.520 --> 27:50.800 ‫وقتی سوالای زیادی ازت می‌پرسن، 27:50.960 --> 27:53.080 ‫سخته روی هر چیزی درست تمرکز کنی. 27:53.280 --> 27:55.320 ‫مثلاً این سوال رو ازم می‌پرسن: 27:55.320 --> 27:57.680 ‫«کف زمین رو چی کار کنم؟» 27:57.880 --> 27:59.600 ‫و من وسطای فکر کردن به زمینم که یهو مارک... 27:59.640 --> 28:01.760 ‫می‌گه:«من یه کانتینر کشتی دیگه لازم دارم.» 28:03.760 --> 28:07.080 ‫برای این که سوال کردنای بی‌شمارو ‫از ذهنم بیرون کنم، 28:08.040 --> 28:11.800 ‫تصمیم گرفتم مشغول پرسروصداترین ‫کارمون بشم. 28:18.720 --> 28:21.560 ‫قطع کردن درختای سست و خطرناک... 28:21.720 --> 28:23.920 ‫از محلی که قدیما پاتوق عشق و عاشقی بود. 28:29.200 --> 28:33.320 ‫وقتی درختا قطع شدن، ‫رفتم سراغ چوب‌خردکن خودکار. 28:33.520 --> 28:34.520 ‫برو بریم. 28:35.520 --> 28:36.680 ‫خوبه! 28:37.240 --> 28:40.560 ‫دومین ماشین موردعلاقه‌م تو دنیا. 28:43.560 --> 28:46.040 ‫و بله، درست شنیدید، 28:46.200 --> 28:50.840 ‫چون حالا یه ماشین موردعلاقه‌ی جدید ‫توی دنیا دارم. 28:54.680 --> 28:55.800 ‫- خب، آماده‌ای کیلب؟ ‫- آره. 28:56.600 --> 29:00.800 ‫معرفی می‌کنم: ریشه‌کنِ درخت! 29:07.080 --> 29:08.720 ‫اونجا رو باش! 29:09.920 --> 29:11.440 ‫باید یکی بخری! 29:11.960 --> 29:13.200 ‫صداشو ببین آخه! 29:19.040 --> 29:20.440 ‫بعدی کجاست؟ 29:21.160 --> 29:22.480 ‫یکی اینجاست. 29:24.040 --> 29:28.880 ‫دو تا بچه گربه... 29:32.120 --> 29:34.360 ‫این رضایتبخش‌ترین کاریه که ‫تا به حال انجام دادم. 29:37.240 --> 29:39.720 ‫بیرونش که نمیاره کیلب؟ 29:39.880 --> 29:41.960 ‫چون ۳۰ سانت داخل زمینه. نه؟ 29:43.960 --> 29:46.040 ‫وقتی همه‌ی تنه‌های درخت رو خرد کردم، 29:46.200 --> 29:49.080 ‫رفتم سراغ یه کار دیگه با چوب. 29:49.680 --> 29:53.280 ‫فقط این یکی خیلی کار ظریف‌تری بود. 29:55.920 --> 29:57.520 ‫چه ایده‌ای برای این داری؟ 29:57.720 --> 29:59.000 ‫کل سقف اینجوریه. 29:59.160 --> 30:00.480 ‫بعدش می‌خوای دور و برش ریسه بذاری؟ 30:00.640 --> 30:02.480 ‫آره، لابه‌لاش ریسه بذارم. 30:03.960 --> 30:05.600 ‫- چراغ‌ها... ‫- لعنتی... 30:05.800 --> 30:06.600 ‫تکون خوردی. 30:06.760 --> 30:10.400 ‫اصلاً توی این کار زنی وارد شده؟ 30:15.360 --> 30:16.240 ‫یعنی چی؟ 30:16.440 --> 30:18.880 ‫خب حالا... 30:20.720 --> 30:21.720 ‫خاک‌اره‌ست؟ 30:21.920 --> 30:23.720 ‫کلی خاک‌اره رفت تو چشمم. 30:23.880 --> 30:25.440 ‫چه سایز گیره‌ای می‌خوای؟ 30:27.440 --> 30:30.440 ‫- خیلی‌خب، بیا. ‫- صاف بگیر. 30:33.000 --> 30:34.920 ‫حس می‌کنم میکل آنژ هستم. 30:35.480 --> 30:36.800 ‫بهت میاد، جرمی. 30:38.360 --> 30:41.200 ‫- لعنتی. ‫- عوضی. 30:49.280 --> 30:51.280 ‫با نزدیک شدن سریع روز افتتاحیه 30:51.440 --> 30:54.600 ‫شن اکنون با سرعتی نگران کننده 30:54.760 --> 30:56.600 ‫از ساعت شنی فرو می‌ریخت. 30:57.360 --> 30:59.800 ‫اما با توجه به طبیعت نامنظم آب و هوا، 31:00.680 --> 31:03.520 ‫من و کیلب ناچار بودیم ‫هر زمان فرصت برداشت محصول فراهم می‌شد 31:03.960 --> 31:05.600 ‫ازش استفاده کنیم. 31:06.320 --> 31:07.920 ‫- وسایل رو آوردی؟ ‫- آره. 31:08.400 --> 31:11.400 ‫و امروز امیدوار کننده بود. 31:12.800 --> 31:13.760 ‫بیا گوش بدیم. 31:13.920 --> 31:16.280 ‫زود باش. حدس بزن. 31:20.240 --> 31:22.120 ‫- ۱۵.۴. ‫- باشه. 31:22.280 --> 31:24.120 ‫الان من گوش میدم، باشه؟ 31:28.360 --> 31:30.000 ‫من میگم ۱۵.۷. 31:33.200 --> 31:35.560 ‫اوه. تو روحش. شروع کنیم. 31:35.720 --> 31:37.560 ‫بیا به خانم‌ها و آقایون نشون ندیم. 31:37.720 --> 31:39.000 ‫نه. تو چند گفتی؟ ۱۴؟ 31:39.160 --> 31:40.320 ‫آره، گفتم ۱۴.۱. 31:40.480 --> 31:42.280 ‫- آره، گفتم ۱۴. ‫- آره، جفتمون... 31:42.480 --> 31:45.120 ‫- عملا. ۱۴.۱. ‫- عملا... 31:45.280 --> 31:46.080 ‫ترکوندیم. 31:46.280 --> 31:47.800 ‫نمی‌دونم چرا به خودمون زحمت دادیم ‫اومدیم تست کنیم. 31:47.960 --> 31:51.800 ‫دقیقا، ما فقط... امروز صبح گفتیم ‫«شبنم وجود نداره.» 31:52.000 --> 31:53.520 ‫خیلی‌خب، بریم سراغ تراکتور. 31:54.960 --> 31:57.240 ‫توی حیاط، من یک‌بار دیگه 31:57.240 --> 32:00.280 ‫از میلنیوم فالکن بالا رفتم. 32:01.160 --> 32:02.360 ‫کولر روشنه. 32:03.240 --> 32:05.560 ‫خیلی بی صدا و بدون لرزشه، ‫آدم متوجه نمیشه. 32:07.600 --> 32:08.560 ‫آره. 32:11.720 --> 32:14.760 ‫یه هشدار سرویس گرفتم، ‫یه هشدار سرویس قرمز رنگ. 32:14.920 --> 32:17.360 ‫یه هشدار صندلی زرد هم میده. 32:18.000 --> 32:21.360 ‫و یه شکل آبی بامزه، ‫که ممکنه ادبولو باشه 32:21.520 --> 32:23.520 ‫یا از کولره، نمی‌دونم. 32:23.680 --> 32:25.320 ‫هشدار صندلی. 32:26.400 --> 32:27.720 ‫تو روحت. 32:28.960 --> 32:30.600 ‫بوق نزن! 32:32.440 --> 32:35.920 ‫این تراکتور، ‫به طرز فاجعه باری آدم بدی بود. 32:36.120 --> 32:39.520 ‫میرم تراکتور نقره‌ای رنگم ‫رو از بازنشستگی درمیارم 32:39.680 --> 32:42.040 ‫چون از این یکی بهتره. 32:43.920 --> 32:47.040 ‫برنامه این بود تا باقی جوها رو هرس کنیم. 32:48.480 --> 32:51.280 ‫اما امید ما برای محصول خوب بالا نبود 32:51.440 --> 32:55.960 ‫چون توی این زمین، ‫علف هرز از کنترل خارج شده. 32:59.400 --> 33:00.480 ‫نگاه کن. 33:01.920 --> 33:03.000 ‫خب، این... 33:03.560 --> 33:05.000 ‫قرار بوده جو باشه. 33:05.160 --> 33:08.000 ‫علف‌های هرز سبز رنگ رو ببینید ‫که همه پخش شدن. 33:08.160 --> 33:10.040 ‫وحشتناکه. 33:17.000 --> 33:19.120 ‫چارلی گفته بود 33:19.120 --> 33:21.240 ‫به خاطر آب و هوای بد امسال، 33:21.400 --> 33:24.760 ‫اگه بتونیم هر یک هکتار پنج تن برداشت کنیم ‫باید خدا رو شکر کنیم. 33:26.600 --> 33:28.520 ‫اما با گذشت بعد از ظهر، 33:29.640 --> 33:33.080 ‫واضح بود این مقدار رو بدست نمیاریم. 33:34.920 --> 33:37.320 ‫کی، می‌خوای بهم بگی ‫چقدر کاسب میشیم یا نه؟ 33:37.960 --> 33:39.280 ‫نه راستش، نه. 33:40.360 --> 33:41.840 ‫هکتاری ۰.۹ تن. 33:42.280 --> 33:44.760 ‫هر هکتار ۱.۹ تن؟ 33:45.160 --> 33:47.760 ‫نه، ۱.۹ نگفتم، ۰.۹. 33:48.680 --> 33:50.640 ‫خدای من. 33:50.800 --> 33:52.560 ‫این... 33:53.080 --> 33:56.040 ‫واسه همین تراکتور من ‫همیشه بوق می‌زنه. 33:56.240 --> 33:58.600 ‫میگه: ‫«با انجام این کار داری وقتت رو تلف می‌کنی. 33:58.760 --> 34:00.440 ‫هیچی پرورش ندادی.» 34:08.200 --> 34:09.760 ‫با ثبات آب و هوا، 34:09.920 --> 34:12.600 ‫ما فردا برداشت رو شروع کنیم 34:14.160 --> 34:15.840 ‫و تا عصر ادامه داشت. 34:19.520 --> 34:22.920 ‫ولی تلاش برای مدیریت همزمان کافه و کشاورزی 34:24.240 --> 34:27.000 ‫حسابی منو از پا درآورده بود. 34:29.840 --> 34:33.960 ‫این ده روز گذشته ‫روزانه بیشتر از چهار یا پنج ساعت بیشتر 34:35.320 --> 34:36.760 ‫نمی‌تونم بخوابم. 34:39.280 --> 34:40.640 ‫داغونم. 34:42.000 --> 34:43.720 ‫دو روز برداشت. 34:47.440 --> 34:49.360 ‫و بعد برمی‌گردم کافه. 34:57.960 --> 34:58.920 ‫می‌بندم. 34:59.080 --> 35:00.560 ‫موبایلم سایلنته. 35:02.160 --> 35:04.760 ‫کسی دستش بهم نمی‌رسه. 35:13.920 --> 35:17.080 ‫هر چند، استراحت ناچیزی بود. 35:18.800 --> 35:22.040 ‫چون صبح فردا، اولین تماس روز 35:22.200 --> 35:25.960 ‫دوباره منو به چرخه استرس هل داد. 35:28.960 --> 35:30.400 ‫سلام، انی؟ 35:30.560 --> 35:31.840 ‫دارم از کافه میرم. 35:32.040 --> 35:33.640 ‫- سلام. ‫- چه خبر؟ 35:34.120 --> 35:38.040 ‫یه‌کم اضطراب‌زاست. ‫فرصت زیادی نمونده. 35:38.240 --> 35:40.320 ‫توالت‌ها به موقع آماده نمیشه. 35:40.480 --> 35:44.400 ‫و وقتی به اینجا برسن، با جرثقیل میارن. 35:44.560 --> 35:47.120 ‫و اگه اینجا پر از ماشین باشه ‫نمی‌تونم سر جاشون بذاریم. 35:47.280 --> 35:50.280 ‫و یه روز لوله‌کشی نیاز داره تا راه بیفتن، 35:50.480 --> 35:52.200 ‫الان واسه مردم توالت نداریم. 35:52.200 --> 35:54.160 ‫توی کافه دو تا هست برای... 35:54.880 --> 35:55.960 ‫دو تا توالت توی کافه هست 35:56.000 --> 35:57.360 ‫و برای چادر چیزی نداریم. 35:57.520 --> 35:59.680 ‫و می‌دونی، برای بقیه نداریم. 36:00.560 --> 36:03.560 ‫باشه، نه، نه، خب، باشه، ببین... ‫رسیدگی می‌کنم. باشه. 36:03.720 --> 36:06.600 ‫- مشکل دیگه چیه؟ ‫- خب، 36:06.800 --> 36:08.360 ‫برقکار نداشتیم. 36:08.520 --> 36:11.320 ‫دیروز چادر دچار نوسان برق شد. 36:11.480 --> 36:13.560 ‫برقکارها هنوز توی کافه گیر هستن. 36:30.960 --> 36:34.000 ‫مشکل اینه کارها هنوز تموم نشده. 36:34.040 --> 36:35.440 ‫نزدیک به تمومی نیست. 36:36.040 --> 36:40.040 ‫سیم‌پیچی. سیستم صوتی. برق. 36:40.640 --> 36:42.680 ‫قاب عکس وصل نکردیم. ‫ما... 36:42.840 --> 36:45.440 ‫نجاری و چوب‌کاری انجام ندادیم. ‫هیچی تموم نشده. 36:46.840 --> 36:47.920 ‫موکت رو تمیز نکردیم. 36:48.080 --> 36:50.040 ‫خیلی کار داریم. 36:52.920 --> 36:54.520 ‫اولویت‌ها واضح بودن. 36:54.680 --> 36:57.520 ‫یک: ساخت کافهٔ جدید. 36:58.480 --> 37:02.360 ‫دو: برق‌کارها و نصاب‌ها از آشپزخونه خارج بشن 37:03.040 --> 37:05.560 ‫تا نیک بتونه شروع به آماده‌سازی غذا کنه. 37:06.960 --> 37:11.320 ‫و سه: نجارها و دکوراتورها رو بیرون کنیم 37:12.120 --> 37:16.880 ‫تا سو و ریچل بتونن ‫این محل رو به کافه تبدیل کنن. 37:19.400 --> 37:24.000 ‫اگه میزهای از پیش آماده ‫و در سطح پایین رو بذاریم، 37:24.040 --> 37:26.040 ‫انگار وارد یه اتاق غذاخوری شدی. 37:26.160 --> 37:27.480 ‫خب اینجا به کار می‌گیریم. 37:27.720 --> 37:29.240 ‫بازتاب نور شیشه‌ها، 37:29.240 --> 37:31.080 ‫جلوه‌ای منظم و زیبا ایجاد می‌کنه، 37:31.120 --> 37:34.240 ‫و اینجا جاییه که آدم با مامانش ‫برای صرف ناهار یا شام میاد. 37:34.400 --> 37:35.800 ‫اگه وارد کافه بشی، 37:35.840 --> 37:37.640 ‫می‌خوای شور و هیاهو رو ببینی، درسته؟ 37:37.680 --> 37:39.360 ‫- آره. ‫- مردم رو می‌بینی توی کافه ایستادن. 37:39.400 --> 37:40.200 ‫سگ. 37:40.400 --> 37:41.640 ‫مردم وسط کافه ایستادن، ‫یه سگ روی زمینه. 37:41.800 --> 37:44.280 ‫و بعد صندلی‌های با ارتفاع بالا و پایی ‫توی اون اتاق می‌بینی. 37:48.480 --> 37:53.600 ‫طی ۲۴ ساعت آینده، ‫سرعت کار خیلی زیاد شد. 37:56.160 --> 37:57.720 ‫یه‌کم بیا جلو. 37:57.920 --> 37:59.640 ‫باید سر جای خودمون قرار بگیریم، 37:59.640 --> 38:01.840 ‫تا وقتی تراکتور میاد توی وضعیت مناسب باشیم. 38:07.920 --> 38:10.840 ‫برق‌کارها، هر چند، بدجور گیر افتاده بودن 38:10.880 --> 38:12.520 ‫تا کار آشپزخونه رو تموم کنن. 38:13.360 --> 38:16.320 ‫به نظرتون کار آشپزخونه کی تموم میشه؟ 38:16.480 --> 38:17.520 ‫- امروز. ‫- امروز. 38:17.680 --> 38:18.960 ‫- صد درصد؟ ‫- آره. 38:19.120 --> 38:21.560 ‫شما خیلی خیلی خیلی خیلی... ‫دارم انجامش میدم، نیک. 38:21.560 --> 38:22.360 ‫دارم انجامش میدم. 38:29.360 --> 38:32.040 ‫با پایان یافتن یه روز خسته‌کننده دیگه، 38:32.200 --> 38:33.760 ‫یواشکی دعا می‌کردم 38:33.760 --> 38:37.200 ‫که برای برداشت عصر خیلی خیس باشه. 38:38.800 --> 38:39.800 ‫اما نبود. 38:40.320 --> 38:41.960 ‫پس رفتم حیاط 38:42.800 --> 38:44.840 ‫و ماشین رو روشن کردم. 38:47.360 --> 38:49.000 ‫خسته شدم. 38:50.760 --> 38:51.840 ‫ببخشید. 38:52.000 --> 38:53.240 ‫افتتاح کافه 38:55.200 --> 38:57.600 ‫و برداشت محصول به صورت همزمان... 39:02.240 --> 39:03.320 ‫آره. 39:08.320 --> 39:10.000 ‫اوضاع چطوره، سیمون؟ 39:11.560 --> 39:13.400 ‫فکر کنم حدود ۸۰ درصد کامل باشن. 39:16.840 --> 39:19.040 ‫وقت بارگیری شبونه‌ست. 39:35.000 --> 39:36.000 ‫صحیح. 39:36.840 --> 39:39.040 ‫ممکنه تمام شب رو زمان ببره. 39:41.360 --> 39:42.600 ‫و زمان برد. 39:49.320 --> 39:51.880 ‫[یک روز تا افتتاحیه‌ی روز تعطیل رسمی بانک] 39:52.000 --> 39:53.280 ‫که یعنی صبح، 39:54.760 --> 39:57.680 ‫درب و داغون بودم. 39:59.040 --> 40:01.560 ‫می‌خوام همین الان از آشپزخونه بیرون ببری. 40:01.720 --> 40:02.840 ‫- باشه. ‫- الان. 40:03.400 --> 40:06.440 ‫چقدر وقت می‌خوای؟ ‫به من گفتن دیشب تموم میشه. 40:06.600 --> 40:08.640 ‫یک یا دو ساعت. 40:08.800 --> 40:11.800 ‫نه. قول دادی دیشب تموم می‌کنی. 40:11.960 --> 40:14.640 ‫- نمی‌تونیم آشپزخونه رو باز کنیم. ‫- باشه. 40:14.840 --> 40:17.080 ‫تا کار تو تموم بشه. 40:18.360 --> 40:20.600 ‫خب، سیم‌ها رو نگاه کنید. 40:20.960 --> 40:22.880 ‫- ببخشید. ‫- قرار تحویل دیروز بود... 40:23.040 --> 40:26.720 ‫به من گفتن که صد درصد ‫دیشب کار اینجا تموم میشه. 40:26.880 --> 40:29.640 ‫اون گفت: ‫«دیشب تموم می‌کنیم.» 40:29.800 --> 40:31.600 ‫الان میگن یکی دو ساعت وقت می‌خوان. 40:32.360 --> 40:33.160 ‫کی بهت گفت؟ 40:33.360 --> 40:35.480 ‫می‌تونیم مطمئن بشیم ‫منظور از تموم شدن برای ما 40:35.480 --> 40:38.040 ‫که توی این آشپزخونه غذا می‌پزیم، ‫یعنی عدم وجود سقف کاذب؟ 40:38.240 --> 40:39.560 ‫مثل در پشتی. 40:39.720 --> 40:41.560 ‫- آره. ‫- از نظر غذایی تموم شده باشه. 40:41.720 --> 40:43.960 ‫- باید اینجا غذا حاضر کنیم. ‫- آره، اینطوری نه. 40:44.120 --> 40:46.400 ‫- این صرفا خیلی‌خب باشه نیست. ‫- واسه برق‌کارهاست. 40:46.560 --> 40:48.920 ‫نه، ایرادی نداره. واسه ما ‫مهم نیست واسه کیه. 40:49.120 --> 40:50.120 ‫آلن؟ 40:50.280 --> 40:51.880 ‫یه روز آماده‌سازی رو از دست دادیم. 40:52.080 --> 40:53.080 ‫باید تا ساعت ده صبح 40:53.080 --> 40:54.320 ‫کار تموم شده باشه و همه از کافه برن. 40:54.880 --> 40:57.840 ‫وضع ریچل و سو هم مثل نیکه. 40:59.080 --> 41:00.560 ‫اگه وقت داشتیم 41:00.600 --> 41:02.400 ‫تمیزکاری حسابی انجام می‌دادیم، ‫میز و صندلی رو باز می‌کردیم، 41:02.440 --> 41:04.720 ‫سر جاشون می‌ذاشتیم. ‫اما وقت نداریم، درسته؟ 41:04.920 --> 41:07.760 ‫برای فعال‌سازی سیستم سفارش‌گیری ‫و ثبت در صندوق‌ها، 41:07.760 --> 41:10.560 ‫ابتدا باید چیدمان میزها ‫رو با شماره‌گذاری مشخص کنیم. 41:10.880 --> 41:13.560 ‫- با وجود کثیفی زمین؟ ‫- آره. 41:13.760 --> 41:15.400 ‫برق، چرا نوسان برق داشتیم؟ 41:15.560 --> 41:17.480 ‫توی چادر، ظاهر نوسان برق داشتیم. 41:17.680 --> 41:18.920 ‫پیش میاد چون 41:18.920 --> 41:20.640 ‫هنوز داریم عیب و ایرادها رو درست می‌کنیم. 41:21.080 --> 41:24.080 ‫- باید ۲۰۰ آمپر اونجا بدیم. ‫- پنجاه آمپر پایینه. 41:24.120 --> 41:25.240 ‫آره، درسته، ما... 41:25.280 --> 41:27.280 ‫و نمی‌دونم نوسان برق چیه، 41:27.280 --> 41:29.920 ‫اما انگار پنجاه آمپر داریم ‫و بعد میشه ده و بعد صد. 41:30.280 --> 41:31.520 ‫این مشکل از این سمت ماست 41:31.560 --> 41:32.920 ‫و ما در حال بررسی و رفع اون هستیم. 41:39.600 --> 41:41.280 ‫می‌تونی فشار بدی؟ 41:46.440 --> 41:49.640 ‫این‌دفعه برق‌کارها سر حرفشون بودن، 41:50.400 --> 41:53.440 ‫و قبل از ظهر آشپزخونه رو خالی کردن 41:53.800 --> 41:56.400 ‫تا مسئول‌های آشپزی سر کار بیان. 41:58.440 --> 42:00.280 ‫نیک؟ یازده صبحه. 42:00.560 --> 42:02.080 ‫آره، عالیه. 42:02.240 --> 42:03.680 ‫خیلی وقت شده. 42:03.880 --> 42:06.200 ‫داره نفس می‌کشه کاپیتان. ‫داره نفس می‌کشه. 42:06.400 --> 42:07.640 ‫پیاز رو برداشتم. بریم. 42:07.800 --> 42:10.640 ‫و درست به موقع، چون بزودی، 42:10.640 --> 42:12.800 ‫اعضای گروه همکاری کشاورزی 42:12.840 --> 42:14.880 ‫کم‌کم با وسایل اومدن. 42:15.520 --> 42:17.000 ‫- تخم‌مرغ؟ ‫- واسه توئه. 42:17.200 --> 42:20.120 ‫- آقای کاکلبین. ‫- کجا بذارم، آقا؟ 42:20.160 --> 42:21.240 ‫توی آشپزخونه. 42:21.440 --> 42:23.480 ‫- سلام اِما. حالت چطوره؟ ‫- صبح بخیر. 42:23.640 --> 42:25.080 ‫اما از لبنیاتی. 42:25.240 --> 42:27.640 ‫- این شیره؟ ‫- شیر توئه، آره. 42:27.800 --> 42:29.200 ‫بهتره توی یخچال باشه. 42:29.600 --> 42:32.120 ‫و ایموجن از مزرعه سبزیجات. 42:32.680 --> 42:35.080 ‫- ایول. ‫- سیب‌زمینی آوردم. 42:36.080 --> 42:37.400 ‫خبر خوب. 42:37.840 --> 42:40.720 ‫اوهوم. سیب‌زمینی آوردم. 42:41.520 --> 42:42.680 ‫عالیه. دستت درد نکنه، رفیق. 42:42.960 --> 42:46.600 ‫نیک؟ هر چند وقت یک‌بار ‫باید این مقدار رو سفارش بدیم؟ 42:46.640 --> 42:50.120 ‫فکر کنم وقتی اینجا راه بیفته 42:50.160 --> 42:51.760 ‫باید هفته‌ای بیشتر از نیم تن بیاریم. 42:51.760 --> 42:54.440 ‫فکر کنم احتمالا چیزی حدود ‫۷۵۰ کیلو در هفته بخوایم. 42:54.840 --> 42:56.760 ‫راستش خیلی خوشحالم، 42:56.960 --> 42:58.720 ‫چون بعد از دو سال، 42:58.760 --> 43:02.280 ‫وقتی برای اولین بار با ایموجن ‫درباره گروه همکاری صحبت کنم، 43:02.440 --> 43:05.720 ‫الان به نقطه‌ای رسیدیم ‫که واسه رستوران ما سیب‌زمینی بیاری 43:05.880 --> 43:07.320 ‫- آره. ‫- چیزه... 43:07.480 --> 43:09.400 ‫از خوشحالی دلم می‌خواد بال دربیارم. 43:09.960 --> 43:11.600 ‫ولی ما به کشاورزی بریتانیایی برمی‌گردیم. 43:11.760 --> 43:13.400 ‫داریم از فلفل سیاه بریتانیایی استفاده می‌کنیم. 43:13.560 --> 43:14.360 ‫فلفل سیاه آمریکایی؟ 43:14.520 --> 43:15.960 ‫چنده؟ صد پوند؟ 43:16.120 --> 43:19.360 ‫- کیلویی صد پوند. ‫- به جای ده پوند. 43:19.760 --> 43:22.160 ‫پس توی سیب‌زمینی له‌شده ‫فلفل سیاه وجود نداره؟ 43:22.160 --> 43:23.480 ‫- نه، هست. ‫- احتمالا یه‌کم باشه. 43:23.720 --> 43:26.120 ‫توی کورنوال رشد کرده... 43:28.480 --> 43:29.400 ‫اینم از این. 43:30.920 --> 43:31.720 ‫بیدار شو. 43:34.600 --> 43:38.800 ‫موقع ناهار، کارکنان جدید کم‌کم اومدن. 43:39.000 --> 43:39.800 ‫سلام! 43:40.320 --> 43:42.000 ‫و برای سر و سامون دادنشون، 43:42.240 --> 43:47.200 ‫سو و ریچل یه سخنرانی روحیه بخش منابع انسانی ‫با محوریت نسل زد براشون ترتیب دادن. 43:48.080 --> 43:50.440 ‫اصلی‌ترین چیزی که من به دنبالش هستم 43:50.480 --> 43:52.360 ‫لبخند بزرگ، سلامت روان مثبت، 43:52.360 --> 43:55.280 ‫نگرش مثبت و همکاریه. 43:55.320 --> 43:57.000 ‫ما همه با هم هستیم 43:57.000 --> 43:58.800 ‫و قصد داریم موفق بشیم، نه؟ 43:59.160 --> 44:01.320 ‫و ما می‌خوایم شما احساس امنیت کنید 44:01.320 --> 44:03.360 ‫و بتونید کارتون رو به خوبی انجام بدید. 44:03.960 --> 44:08.440 ‫بعدش من تصمیم گرفتم ‫چند تا حرف انگیزشی بهشون بزنم. 44:09.080 --> 44:11.680 ‫یه چیزی که من تحملشو ندارم حماقته. 44:13.160 --> 44:17.200 ‫و دلم نمی‌خواد آدم‌های بی ادب ‫به وسایل تکی بدن. 44:18.800 --> 44:22.280 ‫اینجا برای پشتیبانی ‫از کشاورزی بریتانیا طراحی شده. 44:22.440 --> 44:25.040 ‫اگه کسی کوکاکولا می‌خواد، ‫می‌تونه تشریف ببره. 44:25.560 --> 44:28.880 ‫خب؟ ‫اینجا غذای خوب و تولید محلی داریم. 44:29.120 --> 44:31.000 ‫متاسفانه یه‌کم هزینه‌ی بیشتری داره. 44:31.200 --> 44:32.920 ‫مشتری‌ها میگن چقدر؟ 44:33.560 --> 44:35.160 ‫شما در جواب بگید: 44:35.200 --> 44:39.080 ‫«گوش کن اسکل، اگه می‌خوای ‫برو محصولات اندونزیایی بخور... 44:39.120 --> 44:40.120 ‫که پر از خاک‌اره‌ست، 44:40.240 --> 44:41.360 ‫یه عالمه کافه‌ی دیگه این اطراف هست... 44:41.360 --> 44:42.880 ‫که می‌تونه اینا رو بهت بده.» 44:43.280 --> 44:44.360 ‫امم... 44:46.000 --> 44:47.840 ‫خوبه، خوبه. خب گوش کنید، ‫خوش بگذره. 44:52.080 --> 44:56.240 ‫با کمکای بقیه، همه برگشتیم سر کار. 44:57.320 --> 44:58.120 ‫اونجا. 45:02.320 --> 45:06.400 ‫ خیلی زود نصاب‌های چادر رسیدن ‫تا حماقت من رو از اونجا بردارن. 45:07.360 --> 45:08.600 ‫آره، متاسفم اینجوری شد. 45:14.840 --> 45:16.720 ‫بذار من ردیفش کنم.همینجوری آروم. 45:17.680 --> 45:19.840 ‫فقط ببینید انتهاش جای درستی باشه. 45:20.600 --> 45:21.840 ‫- حله؟ حله؟ ‫- آره. 45:22.000 --> 45:23.240 ‫خب پسرها، همینه، خوبه. 45:23.400 --> 45:25.120 ‫- محشره. ‫- وای آره. 45:28.680 --> 45:30.000 ‫اواخر بعدظهر، 45:31.360 --> 45:33.400 ‫چترهای جدیدِ مقرون‌به‌صرفه... 45:33.600 --> 45:36.400 ‫باعث می‌شدن که کف‌پوش فضای باز ‫مثل یه تراس به نظر برسه... 45:36.840 --> 45:38.760 ‫این خیلی بهتره. 45:39.520 --> 45:43.320 ‫یه دفعه متوجه شدم که امضای شاهکار کافه... 45:43.920 --> 45:46.000 ‫تک بود. 45:50.520 --> 45:53.080 ‫- سلام. ‫- هموند. 45:53.280 --> 45:55.120 ‫- حالت چطوره؟ ‫- منم. خوبم. تو چطوری؟ 45:55.280 --> 45:57.400 ‫خوبِ خوبم. واقعاً ممنون. 45:57.600 --> 45:59.000 ‫خیلی خوبه که آنتن دارم. 45:59.160 --> 46:01.400 ‫توی هیمالیام. 46:01.560 --> 46:02.960 ‫ببخشید کجایی؟ 46:03.160 --> 46:05.360 ‫آره، دارم موتورسواری می‌کنم. 46:06.200 --> 46:09.440 ‫چه جوری... نه، من علاقه ‌ای ‫به تعطیلات تو ندارم. 46:09.600 --> 46:11.720 ‫- تراکتورم چی... ‫- تازه تو ارتفاع سه هزار متری هستم. 46:11.880 --> 46:14.840 ‫- من... ‫- یادته اون موقع قرص خوردی؟ 46:15.040 --> 46:18.000 ‫تراکتورم کجاست؟ 46:18.200 --> 46:19.360 ‫امروز تراکتور می‌رسه؟ 46:19.520 --> 46:23.960 ‫خوشبختانه افراد باتن ‫موتورسوارهای تنبلی نبودن. 46:24.440 --> 46:27.040 ‫و یه ساعت بعدش رسیدن. 46:33.440 --> 46:34.360 ‫نگاهش کن. 46:34.880 --> 46:36.720 ‫خدای من! 46:37.680 --> 46:39.320 ‫- کرومیه؟ ‫- آره. 46:40.960 --> 46:43.160 ‫رنگش کرومیه. 46:43.640 --> 46:44.440 ‫وای! 46:44.600 --> 46:47.000 ‫تا حالا ندیدم ریچارد هموند ‫کارشو درست انجام بده. 46:47.160 --> 46:50.200 ‫و فکر کنم کار اون نیست ‫چون اون نپاله. 46:50.360 --> 46:51.960 ‫پس افرادش این کارو کردن. 46:52.120 --> 46:54.640 ‫- اون برای سقف نیست؟ ‫- محشره. 46:55.280 --> 46:57.000 ‫حیفه بذاریش تو کافه. 46:57.400 --> 46:59.600 ‫- از سقف آویزون بشه که خفنه. ‫- می‌دونم اما... 47:00.720 --> 47:01.920 ‫محشره! 47:02.480 --> 47:05.200 ‫کافه‌های خیلی معدودی از اینا دارن. 47:05.360 --> 47:07.640 ‫- اونم آویزون از سقف. ‫- ببین حتی آگهیش هم روشه. 47:07.800 --> 47:10.560 ‫- نگاهش کن. ‫- چه مرد فاجعه‌ایه آخه، نه؟ 47:13.680 --> 47:15.960 ‫- وای نگاهش کن. ‫- خیلی جا هست نه؟ 47:16.160 --> 47:16.960 ‫آره. 47:24.240 --> 47:26.400 ‫اما هنوزم خیلی کار بود. 47:26.600 --> 47:29.240 ‫و کارمون به شب می‌خورد. 47:30.440 --> 47:32.840 ‫اما توی ۴۸ ساعت اخیر، 47:33.040 --> 47:37.560 ‫این تیم معرکه معجزه کردن. 47:40.240 --> 47:42.400 ‫- هوم! ‫- گوشت‌کوب! 47:42.600 --> 47:44.320 ‫- اون برای کرامبله؟ ‫- آره. 47:44.480 --> 47:45.760 ‫کرامبل سیب. 47:46.520 --> 47:47.960 ‫وای نگاه کن! 47:48.160 --> 47:49.120 ‫وای! 47:49.640 --> 47:51.840 ‫آخی!آریا و سنسا! 47:52.880 --> 47:53.880 ‫ریچارد هم! 47:54.080 --> 47:57.480 ‫ریچارد هم! با اون چشمای کوچولوی مشکیش! 48:00.160 --> 48:02.400 ‫ -وای. ‫- ببین. نگاه کن. 48:02.560 --> 48:04.600 ‫یه قصابی واقعی داریم. 48:04.800 --> 48:06.920 ‫- گوشتاشو ببین. ‫- حاجی کرک و پرم! 48:07.320 --> 48:08.720 ‫چه خوشگله؟ 48:09.560 --> 48:12.440 ‫بعدش رفتیم فروشگاه مزرعه‌ی ‫جدید لیسا رو ببینیم. 48:12.840 --> 48:15.080 ‫- بفرما! ‫- خیلی قشنگه نه؟ 48:15.680 --> 48:16.760 ‫- شمع. ‫- صبح که می‌شه، 48:16.920 --> 48:19.680 ‫اینجا پر از نون و شیرینی‌جاته. 48:19.840 --> 48:22.040 ‫و تو واقعاً می‌تونی عطرهاتو بفروشی، 48:22.200 --> 48:24.320 ‫بدون این که شورای محلی آکسفوردشر... 48:24.320 --> 48:26.360 ‫سرت داد بزنه. همینطور تی‌شرت. 48:30.280 --> 48:32.680 ‫- کسی بالاست؟ ‫- آره! 48:32.840 --> 48:35.960 ‫می‌تونی چراغ‌های درختیم رو روشن کنی؟ 48:36.600 --> 48:37.520 ‫اون... 48:40.440 --> 48:41.720 ‫و خدا می‌گه: روشنایی باشد. 48:41.920 --> 48:44.600 ‫و روشنایی اومد، چه خوشگله. 48:46.320 --> 48:48.800 ‫تراکتور بالاست. کافه... 48:49.000 --> 48:50.880 ‫روشنایی‌ هم ردیفه! محشره. 48:51.080 --> 48:52.520 ‫آخه این... ما قراره... 48:52.560 --> 48:53.960 ‫تا فردا موقع ناهار اینجا رو آماده کنیم؟ 48:54.120 --> 48:55.920 ‫- آره. ‫- آره. قطعیه؟ 48:56.120 --> 48:58.960 ‫خب باشه، موکت کثیفه، 48:59.120 --> 49:00.520 ‫این خیلی بده، 49:00.720 --> 49:05.000 ‫اما اینجا داره شبیه کافه می‌شه... 49:05.160 --> 49:08.400 ‫و اونجا داره شبیه رستوران می‌شه. 49:09.120 --> 49:11.360 ‫می‌دونم این... احتمالاً دارم ‫ریسک احمقانه‌ای می‌کنم، 49:11.520 --> 49:14.720 ‫اما محتاطانه خوش‌بینم... 49:14.880 --> 49:16.720 ‫که اینجا... 49:18.080 --> 49:19.800 ‫تا ظهر فردا آماده می‌شه. 49:19.800 --> 49:21.920 ‫«در قسمت بعد...» 49:22.120 --> 49:23.400 ‫آهنگ رو قطع کنید! 49:24.240 --> 49:25.280 ‫[ورودی] 49:25.440 --> 49:27.840 ‫ای وای من. 49:29.520 --> 49:30.960 ‫ای وای، نه. 49:31.160 --> 49:33.120 ‫برق رفته. فن‌ها کار نمی‌کنن. گاز نداریم. 49:33.920 --> 49:35.000 ‫خدای من. 49:35.024 --> 49:42.024 www.Doostihaa.com