WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:00.860 --> 00:02.920 ‫جوآن کمپر برادرم رو می‌شناسه. 00:02.920 --> 00:05.460 ‫منطق حکم می‌کنه که یه ارتباط رسمی بینشون بوده. 00:05.480 --> 00:08.980 ‫می‌خوای به کامپیوتر اداره دسترسی پیدا کنی ‫ببینی سابقه دارن یا نه. 00:09.000 --> 00:10.340 ‫اَه! 00:10.360 --> 00:12.240 ‫این همون پرونده‌ایه که دیروز دنبالش بودی. 00:12.720 --> 00:15.980 ‫پرونده تو مال ۲۰۱۴ بوده، ‫مرگ سینکلر مال ۲۰۲۴. 00:16.000 --> 00:17.380 ‫ولی این هیچ معنی‌ای نمی‌ده. 00:17.400 --> 00:19.420 ‫مگه اینکه یکی دیگه ‫از سال ۲۰۰۴ پیدا کنیم. 00:19.440 --> 00:21.300 ‫آقای کندی تو یه مهمونی خصوصی 00:21.320 --> 00:25.020 ‫تو خونه‌ی رایان اوکلی و جوآن کمپر بوده! 00:25.040 --> 00:27.500 ‫نمی‌خوام بمیری یا ناپدید بشی. 00:27.520 --> 00:29.460 ‫نمی‌دونم اونوقت چی کار می‌کردم. 00:29.480 --> 00:32.220 ‫پرونده جیمز در سال ۲۰۱۴، خودکشی. 00:32.240 --> 00:34.740 ‫خودش مختومه‌ش کرد. ‫اسم قربانی رو می‌بینی؟ 00:34.760 --> 00:35.780 ‫رایان اوکلی. 00:35.800 --> 00:37.940 ‫اون به جیمز مرتبطه. ‫به زیگلر مرتبطه. 00:37.960 --> 00:40.620 ‫به دو مرگ نامشخص مرتبطه. 00:40.640 --> 00:41.820 ‫با ده سال فاصله. 00:41.840 --> 00:45.100 ‫شنیدم زن‌برادرت قراره فردا ‫با خانم کمپر مصاحبه کنه. 00:45.120 --> 00:47.020 ‫جوآن کمپر می‌دونه ما کی هستیم. 00:47.040 --> 00:48.540 ‫اونا همه چی رو درباره ما می‌دونن. 00:48.560 --> 00:50.940 ‫دارم بهت می‌گم، ‫اونا می‌دونن من کی‌ام، تو کی هستی. 00:50.960 --> 00:54.600 ‫تو نیستی که از اون مصاحبه می‌کنی... ‫اونه که داره از تو مصاحبه می‌کنه. 01:08.960 --> 01:10.420 ‫خانم‌ها و آقایان، 01:10.440 --> 01:13.260 ‫به سری مسابقات نمایشی اسنوکر کمبریج ‫خوش اومدید، 01:13.280 --> 01:15.380 ‫کائوی در برابر اسلون، 01:15.400 --> 01:19.420 ‫بازی مجدد فینال قهرمانی ۲۰۰۵. 01:19.440 --> 01:22.220 ‫بیاید یه تشویق جانانه کنیم برای الیور کائوی 01:22.240 --> 01:24.360 ‫و دنی اسلون! 01:40.480 --> 01:42.960 ‫الیور، تو شیر. ‫دنی، تو خط. 01:43.460 --> 01:46.460 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 02:27.960 --> 02:29.900 ‫با سوتی اسلون یعنی الیور کائوی 02:29.920 --> 02:32.240 ‫الان یه قدم تا پیروزی فاصله داره. 02:37.720 --> 02:39.120 ‫این دفعه نه! 03:03.920 --> 03:06.380 ‫- ایول! ‫- دنی اسلون کار رو تموم کرد! 03:06.400 --> 03:09.020 ‫- آره! ‫- اون برنده مسابقه امشب شد. 03:09.040 --> 03:10.740 ‫چه دوئلی بود! 03:10.760 --> 03:15.660 ‫این پیروزی بالاخره به بیست سال ‫رقابت پایان داد. 03:15.680 --> 03:17.880 ‫ایول! همینه! 03:21.600 --> 03:23.580 ‫بله؟ نه، بردم! 03:23.600 --> 03:26.220 ‫الان جلو دوربینم، همین الان. 03:26.240 --> 03:28.100 ‫آره. باشه، بهت زنگ می‌زنم. 03:28.120 --> 03:29.220 ‫باشه. 03:30.440 --> 03:31.460 ‫کجا باید وایسم؟ 03:31.480 --> 03:32.680 ‫آره؟ آره. 03:40.200 --> 03:41.480 ‫آهای؟ 03:57.760 --> 04:00.760 ‫مترجم: مریم سهرابی 04:37.400 --> 04:38.920 ‫اینجایی. 04:41.200 --> 04:43.120 ‫باز داری روی اون رمز کار می‌کنی؟ 04:47.840 --> 04:50.900 ‫اگه قرار نبوده که حل بشه، ‫پس حل‌شدنی هم نیست. 04:50.920 --> 04:52.220 ‫آخه خودت گفتی. 04:52.240 --> 04:53.820 ‫اما... اما اگه واقعاً حل بشه چی؟ 04:53.840 --> 04:55.860 ‫کاش فقط می‌تونستیم ازش بپرسیم. 04:55.880 --> 04:59.700 ‫یعنی، اگه فقط اون رو می‌دونستیم، ‫اونوقت حداقل... 04:59.720 --> 05:03.140 ‫- اون کیه؟ ‫- اون هلنا موس هست، 05:03.160 --> 05:06.300 ‫همون کسی که جیمز برای پرونده مرگ 05:06.320 --> 05:08.300 ‫رایان اوکلی ازش بازجویی کرد. 05:08.320 --> 05:10.620 ‫همون مورد اوردوز مواد. پیداش کردم. 05:10.640 --> 05:14.060 ‫اون با کمپر، اوکلی و دومینیک کندی هم‌دانشگاهی بوده. 05:14.080 --> 05:16.780 ‫در حقیقت تو مهمونی‌ای بوده ‫که دومینیک غرق شده. 05:16.800 --> 05:20.860 ‫و بر خلاف بیشتر کلاس سال 04، ‫تو کمبریج مونده. 05:20.880 --> 05:23.480 ‫- گل‌فروش داره. ‫- فکر کنم منظورت اینه که گل‌فروشه. 05:26.080 --> 05:27.380 ‫خب دارم میرم اونجا. 05:27.400 --> 05:29.300 ‫چی؟ چرا؟ 05:29.320 --> 05:31.260 ‫گل بخرم 05:31.280 --> 05:34.440 ‫و زیرپوستی اسم دوتا دوست مرحومش رو مطرح کنم. 05:35.560 --> 05:37.900 ‫چی؟ گفتم زیرپوستی. 05:37.920 --> 05:40.380 ‫اما امروز عصر با جوان کمپر قرار داری. 05:40.400 --> 05:43.100 ‫آره، جان، هفت ساعت وقت دارم ‫تا از زبون کسی که می‌شناختتشون 05:43.120 --> 05:46.160 ‫درباره حداقل دو نفر از کسایی که کشته ‫آمار دقیق دربیارم! 05:48.160 --> 05:49.200 ‫زیرپوستی. 05:53.160 --> 05:56.540 ‫اون داستان رو دوست داشتم که توش ‫جیمز عمداً داشت 05:56.560 --> 05:59.400 ‫سرنخ‌هایی برای برادر و همسرش می‌ذاشت. 06:03.000 --> 06:05.000 ‫اما ما تو اون داستان نیستیم، هستیم؟ 06:08.960 --> 06:11.560 ‫خب، تو همین‌جا باش، ‫من با گل‌ برمی‌گردم. 06:26.200 --> 06:28.400 ‫الو؟ 06:29.920 --> 06:32.420 ‫«شماره ناشناس.» 06:32.440 --> 06:33.940 ‫کسی نبود. 06:33.960 --> 06:35.740 ‫- حتماً یه کلاهبرداری تلفنیه. ‫- چی؟ 06:35.760 --> 06:37.420 ‫مامان کجا رفت؟ 06:37.440 --> 06:39.180 ‫گل‌فروشی. 06:39.200 --> 06:41.060 ‫تولد کسیه؟ 06:41.080 --> 06:42.600 ‫احتمالاً. 06:45.120 --> 06:47.700 ‫صبر کن! چرا... چرا مدرسه نرفتی؟ 06:47.720 --> 06:51.260 ‫چون مامانم بعدازظهرش رو ‫با یه قاتل زنجیره‌ای می‌گذرونه. 06:51.280 --> 06:52.620 ‫فکر نکنم این بهونه‌ی موجهی 06:52.640 --> 06:54.840 ‫برای غیبت از مدرسه باشه. 06:57.360 --> 07:01.060 ‫سربازرس کارتره. 07:01.080 --> 07:02.940 ‫احتمالاً یه قتل رخ داده. 07:02.960 --> 07:04.380 ‫بهش زنگ می‌زنم. 07:04.400 --> 07:06.820 ‫نه. اگه... اگه من مجبورم برم مدرسه، 07:06.840 --> 07:08.900 ‫تو هم مجبوری بری سر صحنه‌ی قتل. 07:08.920 --> 07:10.280 ‫الو؟ 07:12.600 --> 07:14.820 ‫ای وای، واقعاً افتضاح به نظر می‌رسه. 07:14.840 --> 07:19.900 ‫فقط من در حال حاضر به ماشین دسترسی ندارم، پس... 07:19.920 --> 07:21.400 ‫گل‌فروشی. 07:22.880 --> 07:24.320 ‫احتمالاً. 07:26.120 --> 07:27.980 ‫باشه، یه مامور می‌فرستم. 07:28.000 --> 07:32.100 ‫چی؟ واقعاً؟ 07:32.120 --> 07:33.160 ‫خیلی خب، باشه. 07:38.520 --> 07:42.260 ‫میشه بگی یکی از افسرها بره جان تیلور ‫رو برداره و بیارتش اینجا؟ 07:42.280 --> 07:46.260 ‫و می‌شه بهشون بگی که برادرزاده‌ش رو هم ‫سر راه برسونن مدرسه؟ 07:46.280 --> 07:47.620 ‫ممنون. 07:47.640 --> 07:49.240 ‫اون چی بود؟ 07:50.560 --> 07:52.020 ‫مشکلی هست، کاراگاه کول؟ 07:52.040 --> 07:53.700 ‫نه، قربان. 07:53.720 --> 07:54.960 ‫خوبه. 07:59.200 --> 08:01.140 ‫شاید بهتر باشه همه‌مون بدویم بریم ‫برای جان کمی خرید کنیم. 08:01.160 --> 08:03.580 ‫- خرید کامل یا فقط چند قلم؟ ‫- خرید کامل. 08:03.600 --> 08:05.280 ‫هر چی که لازم داره. 08:20.680 --> 08:22.920 ‫- سلام! ‫- صبح بخیر! 08:31.000 --> 08:32.420 ‫اینا خیلی قشنگن. 08:32.440 --> 08:33.660 ‫دومینوها. 08:33.680 --> 08:37.300 ‫شقایق‌های سفید، سوسن‌های دره، ‫لیسیانتوس مخملی سیاه 08:37.320 --> 08:39.900 ‫و اسکابیوزای سیاه. یا شوالیه سیاه. 08:39.920 --> 08:42.020 ‫راستش امیدوار بودم ‫یه شوالیه سفید پیدا کنم. 08:42.040 --> 08:44.580 ‫اونا افسانه‌ان. 08:44.600 --> 08:46.520 ‫- قیمتشون چنده؟ ‫- ۱۱۰. 08:46.520 --> 08:47.520 ‫چی؟ 08:48.760 --> 08:50.880 ‫آره، همینا رو برمی‌دارم. 08:53.960 --> 08:57.580 ‫- تازه عمه شدم. ‫- تبریک می‌گم! 08:57.600 --> 09:00.020 ‫خب، ممنونم، ولی همه‌ش کار من نبوده. 09:04.440 --> 09:07.240 ‫ببخشید! نمی‌خواستم... ‫من شما رو می‌شناسم؟ 09:08.800 --> 09:09.980 ‫هلنا هستی؟ 09:10.000 --> 09:12.100 ‫هلنا موس؟ 09:12.120 --> 09:16.420 ‫کالج سنت توماس، حدود سال‌های ۰۳/۰۴؟ 09:16.440 --> 09:18.780 ‫خونه تو خیابون پولتون؟ 09:18.800 --> 09:20.180 ‫ببخشید، متوجه نشدم؟ 09:20.200 --> 09:22.100 ‫هیلدی! هیلدی جانسون! 09:22.120 --> 09:24.740 ‫من اون طرف خیابون بودم، ‫خونه‌ دیواین. 09:24.760 --> 09:28.740 ‫همون... همون کالج ترینیتی. 09:28.760 --> 09:30.660 ‫ساشا، فرانسیس، نیتن... همه‌شون. 09:30.680 --> 09:33.380 ‫- آره، درسته. ‫- قیافه‌م فرق داشت، یه جورایی یه... 09:33.400 --> 09:34.660 ‫آره، دوران گاتیک من بود. 09:34.680 --> 09:38.060 ‫یه مدل موی وز رابرت اسمیتی داشتم، ‫سایه چشم خیلی تیره و غلیظ. 09:38.080 --> 09:40.620 ‫آره! آره، درسته، معلومه. 09:40.640 --> 09:42.340 ‫آره، هیلدی! 09:42.360 --> 09:44.720 ‫- آره... ‫- آره، دنیا چقدر کوچیکه. 09:44.720 --> 09:45.720 ‫آره، آره. 09:48.160 --> 09:51.300 ‫تو دوست بودی با... ‫خدایا، اسمش چی بود؟ 09:51.320 --> 09:53.580 ‫- همیشه تو تلویزیونه. ‫- جوآن کمپر. 09:53.580 --> 09:54.580 ‫آره! 09:55.400 --> 09:57.660 ‫همیشه می‌گفت یه روزی نخست‌وزیر می‌شه، 09:57.680 --> 10:01.020 ‫الانم دارن براش شرط‌بندی می‌کنن. ‫ما دوستای مشترک داریم. 10:01.040 --> 10:04.980 ‫آره، منم همین‌طور. ‫من فقط از طریق دومینیک می‌شناختمش. 10:05.000 --> 10:06.040 ‫دومینیک کندی؟ 10:07.360 --> 10:08.740 ‫آره، خیلی اتفاق بدی بود. 10:08.760 --> 10:10.700 ‫می‌دونم! می‌دونم. 10:10.720 --> 10:13.220 ‫خب، می‌گم می‌دونم، منظورم اینه که ‫نمی‌دونم، اونجا نبودم، 10:13.240 --> 10:15.100 ‫ولی شایعات رو شنیدم. 10:15.120 --> 10:18.300 ‫خب، اون... ‫توی وان آب‌گرم خوابش برد. 10:18.320 --> 10:20.680 ‫تو... تو اون مهمونی بودی؟ 10:22.080 --> 10:23.300 ‫وای، ببخشید. ‫نباید... 10:23.320 --> 10:25.220 ‫نه، ببین، رایان پیداش کرد و نذاشت ‫من ببینمش، خدا رو شکر. 10:25.240 --> 10:28.900 ‫رایان، آره. ‫چی، اون رایان اوکلی بود؟ 10:28.920 --> 10:30.700 ‫اون موقع با هم بودیم. 10:30.720 --> 10:32.580 ‫وای! 10:32.600 --> 10:34.860 ‫شنیدم چی شد. 10:34.880 --> 10:37.180 ‫متاسفم. هنوز با هم...؟ 10:37.200 --> 10:38.420 ‫نه... 10:38.440 --> 10:39.820 ‫نه. 10:39.840 --> 10:43.340 ‫خب، با این حال حتماً شوک خیلی بزرگی بوده. 10:43.360 --> 10:45.040 ‫آره. آره، بود. 10:46.440 --> 10:49.320 ‫بعضی وقتا فکر می‌کنم اون سال ‫توی سنت توماس نحس بود. 10:54.680 --> 10:56.080 ‫بچه عاشقشون می‌شه. 11:06.680 --> 11:08.860 ‫ممنون، رفیق. 11:08.880 --> 11:10.380 ‫سلام! 11:10.400 --> 11:13.460 ‫لوسی امروز با جوآن کمپر ‫مصاحبه می‌کنه، درسته؟ همینطوره؟ 11:13.480 --> 11:15.460 ‫بله. 11:15.480 --> 11:18.220 ‫هیچی ازش نمی‌دونی، که چطور مرتبطه، 11:18.240 --> 11:20.720 ‫اگه اصلاً مرتبطه، ‫یا حتی چرا مرتبطه؟ 11:24.080 --> 11:28.180 ‫- جان! ‫- چی؟ نه. 11:28.200 --> 11:30.140 ‫منظورم اینه که، آره، درسته. 11:30.160 --> 11:32.820 ‫از کی لوسی خبرنگار شده؟ 11:32.840 --> 11:35.160 ‫واقعاً بستگی به تعریف تو داره. 11:38.360 --> 11:41.420 ‫جوآن کمپر اسمیه که تو یه گزارش شهادت اومده، 11:41.440 --> 11:43.980 ‫مربوط به خودکشی‌ای که برادرت ‫ده سال پیش تحقیق کرده. 11:44.000 --> 11:45.900 ‫همین؟ همینی که داری؟ 11:45.920 --> 11:48.420 ‫آره. چرا؟ ‫چیز دیگه‌ای دستت اومده؟ 11:48.440 --> 11:50.320 ‫نه، هیچی ندارم. 11:54.840 --> 11:56.020 ‫چیه؟ 11:56.040 --> 11:58.240 ‫هیچی، فقط... 12:00.440 --> 12:03.400 ‫بعضی وقتا حس می‌کنم همه‌ چی رو بهم نمی‌گی. 12:04.640 --> 12:06.620 ‫جدی؟ واقعاً؟ 12:06.640 --> 12:09.740 ‫خودت می‌دونی که این دقیقاً همون حسیه که ‫بیست و چهار ساعته به من میدی، نه؟ 12:09.760 --> 12:13.100 ‫واقعاً؟ ای وای، خیلی متاسفم. 12:13.120 --> 12:15.700 ‫حس واقعاً بدیه، مگه نه؟ 12:15.720 --> 12:17.460 ‫آره، هست. 12:17.480 --> 12:19.560 ‫آره... 12:29.080 --> 12:31.940 ‫احتمالاً بهتره سعی کنیم ‫پرونده قتل رو حل کنیم، مگه نه؟ 12:31.960 --> 12:33.000 ‫آره. 12:36.880 --> 12:38.380 ‫می‌دونم این صحنه‌ی جُرمه، رفیق. 12:38.400 --> 12:39.860 ‫وقتی اتفاق افتاد اینجا بودم. 12:39.880 --> 12:41.740 ‫اگه قراره اثر انگشتی بمونه، ‫من قبلاً گذاشتمش. 12:41.760 --> 12:43.900 ‫شاید بهتر باشه دیگه ‫اثر انگشت جدیدی نذاری، نه؟ 12:43.920 --> 12:45.820 ‫چی گفتی، عزیزم؟ چی گفت؟ 12:45.840 --> 12:47.740 ‫گوش کن، سربازرس اصلاً اون تو نیست، پس... 12:47.760 --> 12:50.480 ‫- خب، پس کجاست؟ ‫- من... 12:51.480 --> 12:52.660 ‫کدوم یکیه؟ 12:52.680 --> 12:55.820 ‫- اونی که... شبیه کارآگاه‌هاست. ‫- این کمکی نمی‌کنه. 12:55.840 --> 12:59.500 ‫سربازرس کارتر. و شما؟ 12:59.520 --> 13:03.640 ‫دنی اسلون. ‫همون دنی اسلون معروف. 13:04.720 --> 13:06.340 ‫تو یه بازیکن اسنوکری. 13:06.360 --> 13:09.900 ‫نه، من شعبده‌بازم، رفیق. ‫میشه لطفا برم خونه؟ 13:09.920 --> 13:13.700 ‫کسی جلوت رو گرفته؟ ‫فکر کنم اظهارنامه داده، نه؟ 13:13.720 --> 13:16.660 ‫- داده! ‫- خب، پس حتماً برو. 13:16.680 --> 13:19.260 ‫دقیقاً چرا هنوز اینجایی؟ 13:19.280 --> 13:20.620 ‫تو کی هستی؟ 13:20.640 --> 13:22.540 ‫من مشاور صحنه جُرمم. 13:22.560 --> 13:24.420 ‫اون لودویگه. معروفه. 13:24.440 --> 13:25.800 ‫- معروف نیست. ‫- آره، هست. 13:25.800 --> 13:26.800 ‫من معروفم. 13:27.280 --> 13:29.880 ‫- به چی معروفی؟ ‫- برای همه روزنامه‌ها جدول طرح می‌کنه. 13:31.640 --> 13:35.080 ‫پس تو یه طراح جدول‌ هستی ‫که معماهای جنایی حل می‌کنه؟ ها! 13:36.920 --> 13:38.220 ‫خب، این دوست کوچولوی شما ‫شماره منو داره، 13:38.240 --> 13:40.800 ‫پس اگه کمکی از دستم برمیومد، ‫می‌دونید کجا پیدام کنید. 13:42.600 --> 13:43.620 ‫عزت زیاد! 13:43.640 --> 13:45.000 ‫ببخشید. 13:49.000 --> 13:52.760 ‫خیلی خب، بریم... ‫جان رو در جریان بذاریم، چطوره؟ 14:03.680 --> 14:06.380 ‫خب، ما دو تا بازیکن حرفه‌ای سابق رو داریم ‫که با هم گذشته‌ای دارن، 14:06.400 --> 14:10.180 ‫یه بازی مجدد از فینال ۲۰۰۵‌شون که زنده 14:10.200 --> 14:12.020 ‫واسه طرفدارای اسنوکر پخش می‌شد. 14:12.040 --> 14:15.740 ‫تنها راه ورود به اون راهرو ‫از طریق محوطه اصلی بازیه، 14:15.760 --> 14:18.340 ‫پس قرار نبوده کسی در طول مسابقه ‫اونجا باشه. 14:18.360 --> 14:20.420 ‫حالا اون قسمتی که ‫واقعاً ازش خوشت میاد. 14:20.440 --> 14:23.100 ‫الیور کائوی مسابقه رو باخت. 14:23.120 --> 14:25.540 ‫دست داد، رفت و برگشت به رختکن. 14:25.560 --> 14:28.700 ‫اون از دری خارج شد که توی دوربین بود، 14:28.720 --> 14:30.260 ‫توی پس‌زمینه، در تمام طول 14:30.280 --> 14:32.140 ‫مصاحبه دنی اسلون بعد از بازی، 14:32.160 --> 14:34.300 ‫دقیقاً مثل وقتی که بازی جریان داشت. 14:34.320 --> 14:37.500 ‫یعنی هیچ‌کس الیور رو تا اینجا دنبال نکرد، ‫مگه وقتی که داور 14:37.520 --> 14:39.380 ‫و دنی چند دقیقه بعدش اومدن. 14:39.400 --> 14:42.940 ‫اون دقیقاً همون‌ جا افتاده بود، ‫تکه شکسته چوب بیلیارد هنوز تو بدنش بود. 14:42.960 --> 14:47.460 ‫پس اون خیلی وحشیانه توی جایی به قتل رسیده که ‫دسترسی بهش غیرممکن بوده 14:47.480 --> 14:49.360 ‫و خروج ازش بدون دیده شدن ممکن نبوده؟ 14:50.760 --> 14:53.700 ‫چرا باید از این خوشم بیاد؟ 14:54.720 --> 14:57.820 ‫خب، جنبه معمایی‌اش. 14:57.840 --> 14:59.900 ‫می‌خوام بگم، یه ذره سرگرم‌کننده‌ست، 14:59.920 --> 15:01.180 ‫ولی امروز واقعاً وقتم کمه. 15:01.200 --> 15:03.020 ‫انگیزه یا چیزی پیدا نکردین؟ 15:04.480 --> 15:05.680 ‫انگیزه؟ 15:06.720 --> 15:09.340 ‫آره، فقط واسه اینکه کار زودتر پیش بره. 15:09.360 --> 15:13.620 ‫مثلاً چیزی به هم ریخته، ‫جابه‌جا شده یا دزدیده شده؟ 15:13.640 --> 15:16.220 ‫بعضی وقتا می‌تونه نشونه انگیزه باشه. 15:16.240 --> 15:19.300 ‫راستش، ظاهراً کیف پول آقای کائوی پیدا نشده. 15:19.320 --> 15:21.780 ‫کیف پولش؟ ‫پول زیادی توش بوده؟ 15:21.800 --> 15:23.160 ‫از کجا باید بدونم؟ 15:31.680 --> 15:33.620 ‫اینا ضربه‌های نمایشی‌ان. 15:33.640 --> 15:37.020 ‫اُلی به اینا معروف بود. ‫بابای من واقعاً طرفدارش بود. 15:37.040 --> 15:38.260 ‫خیلی داغون می‌شه. 15:38.280 --> 15:40.860 ‫لطفاٌ می‌تونی اینو بذاری جزو مدارک؟ 15:40.880 --> 15:43.460 ‫- واسه چی؟ ‫- که بتونم بعداً بخونمش. 15:43.480 --> 15:44.560 ‫به نظر خوب میاد. 15:56.440 --> 15:58.640 ‫- نمی‌خوای جواب بدی یا...؟ ‫- استیو ـه... 15:59.720 --> 16:01.900 ‫دوستم... دوستم استیو. 16:04.440 --> 16:08.820 ‫خب، اگه استیو ـه، پس بهتره بری ‫باهاش حرف بزنی، نه؟ 16:08.840 --> 16:09.880 ‫آره. 16:15.280 --> 16:18.300 ‫تازه پنج دقیقه اومده اینجا و ‫الان داره با استیو خوش‌وبش می‌کنه. 16:18.320 --> 16:19.900 ‫می‌خواستی با استیو حرف بزنی؟ 16:19.920 --> 16:22.060 ‫- موضوع استیو نیست. ‫- خب، یه جوری به نظر میاد هست. 16:22.080 --> 16:23.960 ‫راستش... 16:27.520 --> 16:29.860 ‫- الو؟ ‫- کجایی؟ 16:29.880 --> 16:32.260 ‫صدای این در شبیه درهای خونه ما نیست. 16:32.280 --> 16:34.580 ‫یکی یه بازیکن اسنوکر رو کشته. 16:34.600 --> 16:36.100 ‫پس به خاطر همینه. 16:36.120 --> 16:40.260 ‫- باورت نمی‌شه تو گل‌فروش چی شد! ‫- گل‌فروشی. 16:40.280 --> 16:42.500 ‫وادارش کردم راحت در مورد همه چی حرف بزنه! 16:42.520 --> 16:46.220 ‫واقعاً؟ بدون اینکه شک کنه؟ 16:46.240 --> 16:49.180 ‫آره، معلومه، بدون اینکه شک کنه! ‫فوق‌العاده بود. 16:49.200 --> 16:51.260 ‫قشنگ مثل درن براون بازیش دادم. 16:51.280 --> 16:54.820 ‫حتی خاطرات اشتباه بهش القا کردم ‫که منو با موهای خیلی پرپشت دیده. 16:54.840 --> 16:56.260 ‫چقدر پرپشت؟ 16:56.280 --> 16:58.100 ‫خب، نمی‌دونم... کلاً پرپشت. 16:58.120 --> 16:59.820 ‫خلاصه وادارش کردم ‫در مورد رایان اوکلی حرف بزنه، 16:59.840 --> 17:01.900 ‫در مورد دومینیک کندی حرف بزنه، 17:01.920 --> 17:03.220 ‫و باورت نمی‌شه، 17:03.240 --> 17:05.500 ‫خود کمپر. 17:05.520 --> 17:09.540 ‫دروغ نمی‌گم، جان. ‫فکر کنم واسه این کار به دنیا اومدم. 17:09.560 --> 17:10.940 ‫داره چیکار می‌کنه؟ 17:10.960 --> 17:12.000 ‫کی داره چیکار می‌کنه؟ 17:13.320 --> 17:15.380 ‫تو داری چی کار می‌کنی؟ 17:15.400 --> 17:18.380 ‫هیچی! تو چی کار می‌کنی؟ 17:18.400 --> 17:19.860 ‫می‌شه اون رو برام باز کنی، لطفاً؟ 17:19.880 --> 17:21.820 ‫حتماً، فقط باید حکمت رو ببینم. 17:21.840 --> 17:25.580 ‫حکم ندارم، اصلاً نمی‌دونم حکم چیه 17:25.600 --> 17:27.820 ‫- یا چطور کار می‌کنه. ‫- پس نه. 17:27.840 --> 17:29.460 ‫چرا؟ این مسخره‌ست! 17:29.480 --> 17:30.980 ‫می‌دونی که من با پلیس اینجام. 17:31.000 --> 17:33.060 ‫معلومه، همین الان دیدم رفتار مشکوکی داشتی. 17:33.080 --> 17:35.020 ‫- باید بازش کنی. ‫- حتماً. 17:35.040 --> 17:36.500 ‫یا... بذار اینم بگم، 17:36.520 --> 17:39.920 ‫می‌تونم بازش نکنم ‫و با همه چی داخلش گازش رو بگیرم برم؟ 17:41.320 --> 17:43.620 ‫- دارم به سربازرس کارتر زنگ می‌زنم. ‫- باشه. 17:45.680 --> 17:48.860 ‫- راستی، احتمالاً خودشه! ‫- سلام منو بهش برسون. 17:48.880 --> 17:50.300 ‫الو؟ 17:50.320 --> 17:52.100 ‫سلام، جان. 17:52.120 --> 17:55.120 ‫لوسی نمی‌تونه اون مصاحبه رو انجام بده. ‫باید جلوش رو بگیری. 17:59.600 --> 18:01.020 ‫چرا؟ 18:01.040 --> 18:02.380 ‫حرکت اشتباهیه. 18:02.400 --> 18:04.140 ‫فکر می‌کنی اولین نفری هستی ‫که سعی می‌کنه؟ 18:04.160 --> 18:06.880 ‫کمپر بازیکن‌هایی رو حذف کرده ‫که حتی اسم‌شون رو هم نشنیدی. 18:08.280 --> 18:10.740 ‫کجایی؟ 18:10.760 --> 18:11.860 ‫مهم نیست. 18:11.880 --> 18:13.040 ‫اتفاقاً تنها چیزیه که مهمه! 18:14.400 --> 18:16.180 ‫می‌دونی با اونا چی کار کردی؟ 18:16.200 --> 18:17.540 ‫با خانواده‌ت؟ 18:17.560 --> 18:21.060 ‫معلومه که می‌دونی. تو هم یادت میاد ‫اون حس چقدر تلخ بود، دقیقاً مثل من. 18:21.080 --> 18:22.280 ‫جلوی مصاحبه رو بگیر. 18:23.480 --> 18:27.660 ‫اصلاً از کجا در مورد اون خبر داری؟ ‫کمبریجی؟ 18:27.680 --> 18:32.380 ‫با کسی اینجا در تماسی؟ ‫کسی توی اداره پلیس؟ 18:32.400 --> 18:36.180 ‫فکر می‌کنی داری قطعات پازل رو ‫کنار هم می‌چینی، ولی اینطور نیست. 18:36.200 --> 18:39.900 ‫جوآن کمپر به دلایلی مسئول ‫مرگ‌های زیادیه. 18:39.920 --> 18:42.700 ‫رئیس پلیس زیگلر هم به دلایلی ‫داره سرپوش می‌ذاره، 18:42.720 --> 18:46.020 ‫و تو هم بدون هیچ دلیلی، ‫زن و بچه‌ت رو ول کردی رفتی. 18:46.040 --> 18:47.080 ‫چی بگم؟ 18:49.960 --> 18:53.260 ‫جیمز، همین الان همه چی رو بهم بگو. 18:53.280 --> 18:54.320 ‫کمکت می‌کنم. 18:55.320 --> 18:57.660 ‫همیشه می‌خواستم کمکت کنم. 18:57.680 --> 19:00.980 ‫پس با لوسی تماس بگیر ‫و مصاحبه رو متوقف کن. 19:01.000 --> 19:02.260 ‫شماره‌ش رو گم کردی یا چی؟ 19:02.280 --> 19:04.540 ‫لعنتی، جان! در مورد خطر غلو نمی‌کنم! 19:04.560 --> 19:06.340 ‫خیلی خیلی واقعیه. 19:06.360 --> 19:07.740 ‫باید جلوشو بگیری! 19:07.760 --> 19:14.200 ‫اون کتاب، تمام اون کدها و رمزها، ‫برای ما بود؟ 19:15.400 --> 19:18.620 ‫برامون یه ردپایی گذاشتی ‫که دنبالش کنیم؟ که پیدات کنیم؟ 19:18.640 --> 19:19.840 ‫که کمکت کنیم؟ 19:21.520 --> 19:23.440 ‫جیمز، اصلاً قابل رمزگشایی بود؟ 19:24.880 --> 19:25.920 ‫نه. 19:32.160 --> 19:33.520 ‫پس خودت بهش بگو. 19:45.680 --> 19:47.380 ‫لوسی چی می‌خواست؟ 19:47.400 --> 19:50.620 ‫چی؟ هیچی. فقط... 19:50.640 --> 19:53.040 ‫نمی‌دونست چطور ویدیو رو تنظیم کنه. 19:54.080 --> 19:55.940 ‫خیلی خب، این فقط یه دروغ معمولی نیست، جان. 19:55.960 --> 19:58.800 ‫این یه دروغ مال سال ۱۹۹۳ئه. 20:01.360 --> 20:02.580 ‫چی؟ 20:02.600 --> 20:05.460 ‫به کسی درباره مصاحبه گفتی؟ 20:05.480 --> 20:07.620 ‫مصاحبه لوسی؟ 20:07.640 --> 20:08.760 ‫نه؟ چرا؟ 20:13.680 --> 20:14.960 ‫خیلی خب، ادامه دارد. 20:18.720 --> 20:19.760 ‫خب... 20:20.760 --> 20:22.860 ‫- صندوق عقب خالی بود، قربان. ‫- یعنی، معلومه که بود. 20:22.880 --> 20:24.540 ‫ما با سرعت ۷۰ تا می‌رفتیم و ‫اون هنوز پارک کرده بود، 20:24.560 --> 20:26.780 ‫وقتی رسیدیم اونجا، ‫داخل ماشین بود و لباساش رو عوض کرده بود. 20:26.800 --> 20:29.220 ‫دقیقاً چقدر بهش وقت دادی که جیم بزنه؟ 20:29.240 --> 20:30.800 ‫اون از شر مدارک خلاص شد... 20:31.880 --> 20:35.660 ‫کدوم مدارک؟ یارو چاقو خورده ‫و سلاح هنوز تو تنشه. 20:35.680 --> 20:37.620 ‫بازداشتش کردی؟ 20:37.640 --> 20:40.380 ‫واسه چی؟ واسه اینکه نذاشته ‫یه شهروند عادی ماشینش رو بگرده؟ نه، بازداشت نیست. 20:40.400 --> 20:42.980 ‫البته داره میاد واسه بازجویی. 20:43.000 --> 20:44.860 ‫داوطلبانه. 20:44.880 --> 20:47.100 ‫قاتل‌ها معمولاً این کار رو می‌کنن؟ 20:47.120 --> 20:49.140 ‫خب، مطمئن نیستیم واقعاً قاتله، جان. 20:49.160 --> 20:52.220 ‫- تنها کاری که کرد این بود که صندوق عقبش رو باز نکرد. ‫- خیلی هم بی‌ادب بود. 20:52.240 --> 20:56.060 ‫راستش حس می‌کنم کلاً شخصیتش اینجوریه. 20:56.080 --> 20:58.580 ‫حالا می‌فهمم چرا بابام طرفدار اُلی بود. 20:58.600 --> 21:01.280 ‫این گوشی‌ یکی‌مونه. 21:03.240 --> 21:05.420 ‫می‌شه برم خونه لطفاً؟ 21:05.440 --> 21:06.460 ‫چی؟ 21:06.480 --> 21:08.740 ‫فکر کنم... ‫فکر کنم اجاق رو روشن گذاشتم. 21:08.760 --> 21:10.880 ‫صبحونه نیمرو داشتم. 21:12.560 --> 21:16.140 ‫ویدیو مسابقه داره میاد، 21:16.160 --> 21:18.980 ‫بعلاوه اون قضیه‌ای که گفتم ‫که خودش داوطلبانه خواست 21:19.000 --> 21:21.320 ‫بازجویی بشه... 21:23.000 --> 21:26.500 ‫البته، آره. ولی با این حال ‫احتمالاً باید اجاق رو خاموش کنم. 21:26.520 --> 21:27.740 ‫اوهوم. 21:27.760 --> 21:28.900 ‫درسته. 21:28.920 --> 21:30.960 ‫آره... 21:32.520 --> 21:34.480 ‫- چی؟ ‫- اول ایمنی. 21:35.840 --> 21:36.980 ‫قربان... 21:37.000 --> 21:38.440 ‫لطفاً. ممنون. 21:39.840 --> 21:41.360 ‫بریم. 21:43.440 --> 21:45.060 ‫کتاب ضربات نمایشی. 21:45.080 --> 21:47.780 ‫- آره. ‫- می‌تونم الان بازش کنم؟ 21:47.800 --> 21:50.700 ‫- خب، قبلاً بازش کردی، پس... ‫- پسش بگیر. 21:50.720 --> 21:52.080 ‫من نمیـ‌... 22:03.840 --> 22:06.300 ‫ممنون. 22:06.320 --> 22:08.260 ‫حدود پنج دقیقه طول می‌کشه. 22:08.280 --> 22:09.500 ‫که اجاق رو خاموش کنی؟ 22:09.520 --> 22:12.480 ‫تا وقتی اونجام ‫احتمالاً باید بقیه چیزها رو هم چک کنم. 22:18.000 --> 22:19.320 ‫لوسی؟ 22:29.080 --> 22:31.980 ‫- جان؟ ‫- آخ! این کار رو نکن! 22:32.000 --> 22:33.540 ‫تو اینجا چی کار می‌کنی؟ 22:33.560 --> 22:35.460 ‫فکر کردم داری تحقیق می‌کنی ‫کی یه بازیکن اسنوکر رو کشته؟ 22:35.480 --> 22:38.020 ‫تقریباً مطمئنم کار یه ‫بازیکن اسنوکر دیگه بوده. 22:38.040 --> 22:39.180 ‫پس کارت تموم شده؟ 22:39.200 --> 22:42.340 ‫خب، نه، چون اون واقعاً ‫موقع قتل اونجا نبوده. 22:42.360 --> 22:44.660 ‫تماس از دست‌رفته‌ای نداشتی؟ 22:44.680 --> 22:46.100 ‫چی؟ نه، از کی؟ 22:46.120 --> 22:48.260 ‫پیامک، مسیج، ایمیل؟ 22:48.280 --> 22:52.140 ‫اونجایی رو چک کن که پیام‌هایی رو می‌ریزن ‫که فکر می‌کنن مهم نیست. 22:52.160 --> 22:53.200 ‫پوشه اسپم؟ 22:54.280 --> 22:57.380 ‫درسته. 22:57.400 --> 23:00.460 ‫نه، هیچی. ‫از طرف کی باید انتظار داشته باشم؟ 23:00.480 --> 23:01.560 ‫نمی‌دونم. 23:02.880 --> 23:05.700 ‫- نمی‌دونی؟ ‫- نه. 23:05.720 --> 23:07.240 ‫باشه... 23:08.520 --> 23:10.140 ‫چیزی هست که بهم نمی‌گی؟ 23:10.160 --> 23:12.380 ‫شروع نکن. شبیه راسل حرف می‌زنی. 23:12.400 --> 23:14.800 ‫کلی چیز هست که به راسل نمی‌گیم! 23:16.720 --> 23:19.060 ‫واقعاً لازم نیست این کار رو بکنی. 23:19.080 --> 23:23.260 ‫من... من نگرانم که تحت فشار گذاشتمت. 23:23.280 --> 23:26.300 ‫جان، تو حتی یه موش رو هم نمی‌تونی ‫تحت فشار بذاری. 23:26.320 --> 23:30.580 ‫نه، ببین، خودت گفتی... ‫اون داره بازی درمیاره 23:30.600 --> 23:32.800 ‫و یکی از ما باید پای تخته باشه. 23:34.240 --> 23:35.880 ‫هیچ تماسی نداشتی؟ 23:37.200 --> 23:38.680 ‫باشه، چه خبره؟ 23:40.120 --> 23:45.160 ‫فقط ترسیدم لوسی، باشه؟ ‫فقط ترسیدم. 23:46.560 --> 23:48.260 ‫گوشیت رو روشن نگه دار. 23:48.280 --> 23:50.300 ‫چیزی نمیشه. 23:50.320 --> 23:51.360 ‫قول می‌دم. 23:56.760 --> 23:58.040 ‫جان؟ 23:59.600 --> 24:02.840 ‫ساعت ۴ ـه، ‫اگه می‌خوای دور و بر باشی. 24:26.920 --> 24:29.240 ‫- خب، بریم دیگه. ‫- آره. 24:33.960 --> 24:35.460 ‫از دنده عقب گرفتن متنفرم. 24:35.480 --> 24:37.140 ‫تو که دنده عقب نمی‌گیری. 24:37.160 --> 24:40.280 ‫- اجاقت چطور بود؟ ‫- چی؟ خیلی خوب بود، ممنون. 24:50.560 --> 24:53.500 ‫- کارآگاه کول کجاست؟ ‫- داره پارک می‌کنه. 24:53.520 --> 24:56.300 ‫به من گفت پیاده شم ‫چون داشتم عصبیش می‌کردم. 24:56.320 --> 24:58.420 ‫خیلی خب، رئیس باهامون کار داره. 24:58.440 --> 25:00.240 ‫- در مورد چی؟ ‫- نمی‌دونم. 25:01.280 --> 25:03.180 ‫جدی، در مورد چیه؟ 25:03.200 --> 25:05.000 ‫جدی، نمی‌دونم. 25:09.840 --> 25:11.120 ‫آقای تیلور... 25:13.520 --> 25:14.560 ‫لودویگ. 25:17.120 --> 25:18.820 ‫فکر کنم در جریان تحقیقاتی که ‫تو زیرزمین داره انجام می‌شه 25:18.840 --> 25:20.620 ‫- هستید؟ ‫- نه. 25:20.640 --> 25:23.320 ‫- چرا، هستی، جان. ‫- خب، آره. 25:24.560 --> 25:27.380 ‫یه مدرک پیدا کردیم، ‫دست‌نویس، اسکن شده، 25:27.400 --> 25:28.600 ‫کاملاً رمزی. 25:29.800 --> 25:31.800 ‫فکر می‌کنیم تو می‌تونی کمک کنی. 25:33.000 --> 25:35.540 ‫من پیشنهاد دادم که داشتن تو در دسترسمون 25:35.560 --> 25:39.540 ‫و استفاده نکردن ازش، ‫ممکنه یه فرصت از دست رفته باشه. 25:39.560 --> 25:41.500 ‫حتماً، می‌تونم کمک کنم. 25:41.520 --> 25:44.020 ‫بده من، پنج دقیقه‌ای حلش می‌کنم. 25:44.040 --> 25:45.540 ‫این اطلاعات محرمانه‌ست. 25:45.560 --> 25:48.360 ‫می‌خوایم بهمون بگی چطور حلش کنیم. 25:49.840 --> 25:51.320 ‫این نصف یه خطه. 25:55.240 --> 25:56.840 ‫بیشتر از این لازم دارم. 26:03.840 --> 26:05.560 ‫اینم نیمه دیگه خطه. 26:09.600 --> 26:11.060 ‫بازم کافی نیست. 26:11.080 --> 26:13.040 ‫کاری کن کافی باشه. 26:15.480 --> 26:16.520 ‫سعی می‌کنم. 26:18.160 --> 26:19.360 ‫می‌دونی کجا پیدام کنی. 26:30.040 --> 26:31.940 ‫خب، چی نوشته؟ 26:31.960 --> 26:33.300 ‫نمی‌دونم. 26:33.320 --> 26:34.880 ‫- واقعاً؟ ‫- واقعاً. 26:36.080 --> 26:39.700 ‫هر وقت رمزگشاییش کردی، اول از همه میای پیش من. 26:39.720 --> 26:41.540 ‫قبل از اون مسئول امنیتی؟ 26:41.560 --> 26:45.580 ‫آره جان. ‫قبل از معاون رئیس پلیس. 26:45.600 --> 26:46.640 ‫چشم، خانم. 26:47.140 --> 26:50.140 Z A R D F I L M تقدیم میکند 27:04.600 --> 27:07.460 ‫آقای اسلون، ممنون که داوطلبانه ‫اومدید باهامون حرف بزنید... 27:07.480 --> 27:09.940 ‫چرا همون موقع که گفتم ‫صندوق رو باز نکردی؟ 27:09.960 --> 27:11.900 ‫از لحنت خوشم نیومد. 27:11.920 --> 27:14.260 ‫بعدشم، چی شده بود؟ ‫هنگ کرده بودی یا چی؟ 27:14.280 --> 27:16.000 ‫همین ‌طوری خشکش زده بود. 27:19.320 --> 27:22.060 ‫دیشب یه نفر مرد، آقای اسلون. 27:22.080 --> 27:25.580 ‫آره، و من الان اینجام، مگه نه؟ ‫داوطلبانه. 27:25.600 --> 27:27.700 ‫چرا درخواست کردی مصاحبه بشی؟ 27:27.720 --> 27:28.820 ‫کمکتون کنم. 27:28.840 --> 27:30.900 ‫یه تاریخچه مختصر از خودم ‫و اُلی بهتون بدم. 27:30.920 --> 27:33.500 ‫- که زحمت تحقیق رو نکشید. ‫- ما همین الانش هم سابقه تو رو می‌دونیم. 27:33.520 --> 27:36.600 ‫یه بار تو فینال مهم اسنوکر بازی کردی ‫و اون شکستت داد. 27:38.800 --> 27:40.500 ‫می‌دونید، اون دو تا خیابون اون‌ورتر از من بزرگ شد، 27:40.520 --> 27:43.020 ‫- اونم می‌رفت همون مدرسه؟ ‫- و شما با هم دوست بودید؟ 27:43.040 --> 27:44.780 ‫نه، دوست نبودیم. یارو یه جورایی عجیب‌غریب بود. 27:44.800 --> 27:47.420 ‫- تو کتابخونه زندگی می‌کرد. ‫- پس تو اهلِ خوندن نیستی؟ 27:47.440 --> 27:49.100 ‫من بیشتر اهل بازی‌های ساختنی بودم. 27:49.120 --> 27:51.020 ‫اون پیِ معما و این چیزا بود. 27:51.040 --> 27:53.960 ‫- فکر کنم می‌تونستید با هم بسازید. ‫- خب، دیگه هیچ‌وقت نمی‌فهمیم، نه؟ 27:55.920 --> 27:59.780 ‫آقای اسلون، به نظر میاد نسبت به مرگش خیلی بی‌خیالی. 27:59.800 --> 28:02.740 ‫چرا نباید باشم؟ مرتیکه زندگیم رو نابود کرد. 28:02.760 --> 28:05.960 ‫اولیور کائوی دقیقاً چطور زندگیت رو نابود کرد؟ 28:08.880 --> 28:11.780 ‫از هشت سالگی بازی رو شروع کردم، ‫میز استاندارد. 28:11.800 --> 28:14.060 ‫یادداشت کن. ‫و خوب بودم. 28:14.080 --> 28:15.280 ‫واقعاً خوب بودم. 28:16.440 --> 28:19.940 ‫بچه‌های محله‌ی ما اون موقع؟ ‫فرصت‌های زیادی نداشتن. 28:19.960 --> 28:22.780 ‫شاید درس‌خون نبودم، ‫ولی اون‌قدر عقل داشتم که بفهمم 28:22.800 --> 28:24.660 ‫یه راه دررو دارم اگه بخوام. 28:24.680 --> 28:26.360 ‫و واقعاً می‌خواستم. 28:27.680 --> 28:29.660 ‫مدرسه رو می‌پیچوندم تا تمرین کنم. 28:29.680 --> 28:32.020 ‫مدام تعلیق می‌شدم، ‫ولی بازم ادامه می‌دادم. 28:32.040 --> 28:34.700 ‫جمعه شب، همه پی مهمونی بودن، 28:34.720 --> 28:37.500 ‫من تو باشگاه اسنوکر بودم، ‫توپ‌ها رو می‌چیدم، امتیاز می‌گرفتم. 28:37.520 --> 28:39.660 ‫چشمم به جایزه بود. ‫بدون حواس‌پرتی. 28:39.680 --> 28:41.880 ‫بزن بیرون! برو قله! ‫همه‌شون رو شکست بده! 28:43.800 --> 28:45.880 ‫دو تا حدس بزن که مجبور شدم ‫با کی همه‌ چی رو درمیون بذارم. 28:48.520 --> 28:52.140 ‫پسره‌ی کتابخون کتاباشو گذاشت کنار ‫و اومد تو قلمرو من، 28:52.160 --> 28:55.960 ‫خودنمایی می‌کرد، مسخره‌بازی درمی‌آورد ‫و اون ضربه‌های نمایشیِ کوچیکش رو می‌زد. 28:57.360 --> 28:59.740 ‫برای رسیدن به اونجا یه قطره عرق نریخته بود. 28:59.760 --> 29:01.060 ‫بازی رو جدی نمی‌گرفت. 29:01.080 --> 29:03.560 ‫به مهارت اعتقاد نداشت، ‫می‌گفت همش فیزیکه. 29:04.920 --> 29:08.500 ‫لحظه‌شماری می‌کردم که اون لبخند ‫احمقانه رو از رو صورتش پاک کنم. 29:08.520 --> 29:12.340 ‫و بعد اون شکستت داد، ‫تو فینال سال ۲۰۰۵. 29:12.360 --> 29:15.940 ‫شانس بود، رفیق، شانس! ‫می‌دونی، منو یاد اون می‌ندازی. 29:15.960 --> 29:18.760 ‫اون تنها فینال مهمت بود. 29:20.160 --> 29:23.740 ‫۱۲ تا نیمه‌نهایی، کارآگاه. ۱۲ تا. ‫که اتفاقاً رکورده. 29:23.760 --> 29:25.780 ‫اینو توی اون دفترچه کوچیکت بنویس. 29:25.800 --> 29:28.460 ‫پس این تنها شانست برای کسب عنوان قهرمانی 29:28.480 --> 29:29.740 ‫توی کل دوران حرفه‌ایت بوده؟ 29:29.760 --> 29:31.900 ‫و طبق اعتراف عجیب خودت، 29:31.920 --> 29:34.860 ‫ادعا می‌کنی در نتیجه‌اش ‫اون زندگیت رو نابود کرد؟ 29:34.880 --> 29:36.340 ‫چیش عجیبه؟ 29:36.360 --> 29:38.460 ‫این عجیبه، آقای اسلون، 29:38.480 --> 29:41.620 ‫که شما مظنون یه پرونده قتلی ‫و داری داوطلبانه 29:41.640 --> 29:46.540 ‫یه انگیزه فوق‌العاده قوی ‫برای انجامش دستمون می‌دی. 29:46.560 --> 29:48.980 ‫حتماً. ‫چیزی بود که بالاخره خودتون می‌فهمیدید. 29:49.000 --> 29:51.300 ‫فقط دارم تو وقتتون صرفه‌جویی می‌کنم. 29:51.320 --> 29:53.340 ‫اعتراف وقت بیشتری صرفه‌جویی می‌کرد. 29:53.360 --> 29:55.980 ‫خب، خیلی دوست دارم، ولی موقع قتل ‫جلو دوربین بودم. 29:56.000 --> 29:57.820 ‫اشکالی نداره، هنوزم می‌تونی اعتراف کنی. 29:57.840 --> 30:00.100 ‫آره، احتمالاً اول باید بفهمم ‫چطور انجامش دادم، 30:00.120 --> 30:02.740 ‫و صادقانه بگم، به نظرم کاملاً غیرممکن میاد. 30:02.760 --> 30:04.660 ‫تئوری‌ای چیزی داری یا...؟ 30:04.680 --> 30:08.420 ‫نه؟ اون‌ طرفا خیلی منطقه جالبی نیست، نه؟ 30:08.440 --> 30:10.340 ‫فکر کنم جاییه که ‫بیشتر معتادا جمع می‌شن. 30:10.360 --> 30:11.980 ‫شاید یکی از اونا زودتر رفته بوده اونجا؟ 30:12.000 --> 30:14.220 ‫خب، اونموقع چطور تونسته در بیاد؟ 30:14.240 --> 30:16.700 ‫والا نمی‌دونم. عجب آدمای قالتاقی‌ان. ‫همیشه هم دنبال دزدین. 30:16.720 --> 30:18.540 ‫چک کردیم ببینیم چیزی بلند شده؟ 30:18.560 --> 30:20.460 ‫کیف پول الیور کائوی گم شده. 30:20.480 --> 30:22.800 ‫واقعاً؟ ‫قرار بود اینو به من بگید؟ 30:24.520 --> 30:26.660 ‫اون خوب می‌دونست کیف پول گم شده! 30:26.680 --> 30:28.700 ‫نه، نمی‌دونستم. ‫فکر نکردم اصلاً کیف داشته باشه. 30:28.720 --> 30:31.860 ‫- کیه که کیف پول نداشته باشه؟ ‫- خب، ظاهراً اون. 30:31.880 --> 30:33.780 ‫قطعاً خفت کردن بوده، نیست؟ 30:33.800 --> 30:35.660 ‫تعجب می‌کنی چقدر زیاد اتفاق می‌افته. 30:35.680 --> 30:36.800 ‫آره، باشه. 30:40.800 --> 30:41.920 ‫چیز دیگه‌ای نیست، پسرها؟ 31:04.200 --> 31:06.900 ‫- خانم بتس، سلام. ‫- سلام... 31:06.920 --> 31:09.100 ‫تقریباً ۲۰ دقیقه دیر کرده. 31:09.120 --> 31:12.060 ‫جلسه زوم ـه، و چندان ادامه نمی‌ده. 31:12.080 --> 31:13.360 ‫می‌خوای بشینی؟ 31:16.320 --> 31:18.900 ‫چه‌قدر قشنگن، نه؟ 31:18.920 --> 31:19.960 ‫جوآن برام خریده. 31:21.080 --> 31:23.260 ‫فکر کنم اسمش دومینو هست. 31:23.280 --> 31:24.940 ‫- کی؟ ‫- امروز. 31:24.960 --> 31:26.860 ‫همیشه از این کارا می‌کنه. 31:26.880 --> 31:30.080 ‫یه بخشی از شخصیتشه که مردم نمی‌بینن. 31:36.440 --> 31:39.940 ‫ببینش. جوری بازی می‌کنه ‫انگار زندگیش بهش وابسته‌ست. 31:39.960 --> 31:41.540 ‫یه ضربه امضای اسلون. 31:41.560 --> 31:43.060 ‫یعنی هیچ شکی توش نیست. 31:43.080 --> 31:44.360 ‫تمام مدت جلوی دوربین بوده. 31:45.640 --> 31:48.180 ‫- ولی مطمئنم کار اونه. ‫- آفرین، چه ضربه‌ای! 31:48.200 --> 31:49.660 ‫نه؟ 31:49.680 --> 31:52.020 ‫نه با این عذرموجه سفت و سخت. 31:52.040 --> 31:54.740 ‫ببین، من قبلاً امثال دنی اسلون رو دیدم، جان. 31:54.760 --> 31:58.180 ‫بعضیا از اینکه بازجویی می‌شن ‫لذت می‌برن، بخصوص 31:58.200 --> 32:01.300 ‫- وقتی می‌دونن کار خودشون نبوده. ‫- یا فکر می‌کنن نمی‌تونیم ثابت کنیم. 32:01.320 --> 32:04.260 ‫ولی ضربه‌اش عالی بود. ‫باید قبول کنی. 32:04.280 --> 32:07.280 ‫واقعاً؟ به نظرم کاملاً معمولی بود. 32:09.640 --> 32:12.720 ‫- بلدی اسنوکر بازی کنی؟ ‫- فکر کنم آره. 32:14.480 --> 32:15.520 ‫باشه. 32:18.240 --> 32:19.280 ‫بیا. 32:32.080 --> 32:33.400 ‫باشه، خب. 32:45.200 --> 32:46.800 ‫حق با شماست. 32:49.800 --> 32:52.400 ‫اسنوکر خیلی پیچیده‌تر ‫از چیزیه که فکر می‌کردم. 32:55.560 --> 32:57.340 ‫باید جواب بدم. 32:57.360 --> 32:58.440 ‫جان. 33:03.000 --> 33:04.800 ‫باید استیو باشه. 33:06.720 --> 33:09.440 ‫در عجبم این استیو چه شکلیه؟ 33:15.240 --> 33:16.280 ‫منصفانه‌س. 33:20.800 --> 33:22.860 ‫چی شده؟ چه اتفاق افتاده؟ ‫کجایی؟ 33:22.880 --> 33:26.840 ‫تو دستشوی جوآن کمپرم، چند قدم ‫اونورتر از دستیار جوآن کمپر. 33:27.840 --> 33:30.220 ‫تو کجایی؟ این نزدیکا نیستی؟ 33:31.360 --> 33:35.420 ‫چون واقعاً فکر می‌کنم ‫اون گل‌فروش خبرکشی‌مو کرده. 33:35.440 --> 33:38.380 ‫چطور؟ اسم واقعیت رو که نگفتی، نه؟ 33:38.400 --> 33:41.500 ‫نه، معلومه که اسم واقعیم رو نگفتم! 33:41.520 --> 33:43.560 ‫امکان نداره تونسته باشه... 33:50.680 --> 33:53.620 ‫هر چی باشه، مهم نیست ‫چطور اینکار رو کرده، کرده، 33:53.640 --> 33:59.640 ‫چون یه دسته گل بزرگ دومینو ‫اونجا روی میزه. 34:00.880 --> 34:03.060 ‫- یه دسته گل...؟ ‫- گل سیاه و سفید، جان، 34:03.080 --> 34:04.500 ‫مثل همونایی که خودم خریدم. 34:04.520 --> 34:09.340 ‫اصلاً نه پیش پا افتادن نه ارزونن، ‫و با وجو همه اینا، اینجان. 34:09.360 --> 34:11.740 ‫اونجا گذاشته که تو ببینیشون. 34:11.760 --> 34:13.240 ‫واقعاً یه بازیه. 34:15.040 --> 34:19.620 ‫یه بازی واقعی. استعاره‌ای نیست، ‫به‌معنی واقعی، نوبتی ـه. 34:19.640 --> 34:22.540 ‫نوبت ما، نوبت اون، ‫نوبت ما، نوبت اون. 34:22.560 --> 34:24.400 ‫مگه همه از این کارا می‌کنن؟ 34:26.000 --> 34:29.380 ‫- چی؟ ‫- به نظرم همه امروز فقط دارن بازی می‌کنن! 34:29.400 --> 34:31.780 ‫بازی سرگرم‌کننده نیست، ‫خوب هم نیست. 34:31.800 --> 34:33.260 ‫نه، اون مسخره‌بازیا. 34:33.280 --> 34:35.820 ‫از اون مدل «تو نمی‌دونی من چی می‌دونم.» 34:35.840 --> 34:37.700 ‫فقط مثل اون. 34:37.720 --> 34:39.120 ‫فقط مثل کمپر. 34:42.000 --> 34:46.520 ‫خدایا، چقدر خراب کردم، نه؟ ‫گند زدم. 34:48.280 --> 34:49.320 ‫خب... 34:53.720 --> 34:55.780 ‫خب، سکوتت گویاست. 34:55.800 --> 35:00.700 ‫چی؟ ببخشید، گوش نمی‌کردم. 35:00.720 --> 35:02.300 ‫لوسی... 35:02.320 --> 35:08.020 ‫فکر کنم قاتل داره با من اسنوکر بازی می‌کنه. 35:08.040 --> 35:10.180 ‫فکر کردی الان ‫موقع خوبیه که اینو بهم بگی؟ 35:10.200 --> 35:13.500 ‫من تو دستشوی جوآن کمپر نشستم! ‫تو اصلاً کجایی؟ 35:13.520 --> 35:15.740 ‫گفتی میای اینورا! 35:15.760 --> 35:17.240 ‫میام. 35:21.920 --> 35:24.580 ‫ببین، باشه، زحمت نکش. 35:24.600 --> 35:28.140 ‫باشه، الان می‌خوام ‫با صدای بلند حالت استفراغ بگیرم 35:28.160 --> 35:29.680 ‫و بعدش برم خونه. 35:32.000 --> 35:33.040 ‫نه، نکن. 35:34.800 --> 35:40.480 ‫تو قراره بری بیرون، ‫روبروش بشینی... و خونسرد بازی کنی. 35:43.440 --> 35:44.820 ‫باشه، می‌تونم. 35:44.840 --> 35:46.180 ‫آفرین. 35:46.200 --> 35:48.620 ‫چون نوبت ماست. 35:48.640 --> 35:51.160 ‫و فکر کنم یه حرکت دارم ‫که می‌تونی استفاده کنی. 35:54.960 --> 35:57.580 ‫جان! جان! 35:57.600 --> 35:59.020 ‫اینجایی. 35:59.040 --> 36:02.260 ‫اینو ببین، قوانین الیور برای ضربه نمایشی. 36:02.280 --> 36:07.820 ‫میز رو بچین، ‫غیرممکن رو ارایه کن، خلاف انتظار باش. 36:07.840 --> 36:09.180 ‫آره، بعدش؟ 36:09.200 --> 36:12.540 ‫این محتویات مغز یه بازیکن اسنوکره. 36:12.560 --> 36:16.080 ‫این طور فکر می‌کنن... همشون. 36:23.160 --> 36:26.900 ‫دنی داشت چیزی ‫تو صندوق عقب ماشینش می‌ذاشت، 36:26.920 --> 36:30.820 ‫یا فکر می‌کنم داشت ‫زیر ماشینش دنبال چیزی می‌گشت. 36:30.840 --> 36:32.680 ‫فکر نکنم پیداش کرده باشه. 36:33.920 --> 36:37.220 ‫ببین، می‌شه دستکم بگی قضیه چیه؟ 36:37.240 --> 36:39.060 ‫خودم هنوز کامل پی نبردم. 36:39.080 --> 36:42.340 ‫الیور از پشت ضربه خورده. 36:42.360 --> 36:43.980 ‫دقیقاً کجا؟ 36:44.000 --> 36:45.160 ‫اینجا، جان. 36:49.040 --> 36:50.700 ‫چی کار می‌کنی؟ 36:50.720 --> 36:52.280 ‫این چیه، ببین؟ 36:55.680 --> 36:58.040 ‫یه لوله شکسته‌ست. ‫ایول. 37:01.880 --> 37:04.920 ‫- خرابش نکن، جان! ‫- از پشت ضربه خورده... 37:06.520 --> 37:09.580 ‫بفرما! باید اون میز باشه. 37:09.600 --> 37:12.340 ‫- برو اونو نگاه کن... ‫- کیف چوب‌ها. 37:12.360 --> 37:14.640 ‫- مواظب باش، خواهش می‌کنم. ‫- کیف چوب‌ها. 37:31.960 --> 37:33.740 ‫پزشکی قانونی اینو ندیده. 37:33.760 --> 37:35.640 ‫چیو ندیدن؟ 37:36.760 --> 37:40.260 ‫یه نخ. فکر می‌کنم نادیده‌ش گرفتن، جان. 37:40.280 --> 37:42.620 ‫اشتباه کردن. این مدرک محکمه‌ایه. 37:42.640 --> 37:45.940 ‫باشه، یه نفر رو بفرست بیارنش اداره، ‫خودم کل 37:45.960 --> 37:48.620 ‫اینکه چطور این کار رو کرده رو ‫تو سالن اصلی نشون میدم. 37:48.640 --> 37:51.680 ‫باید فوری بیارنش. باشه؟ 37:53.680 --> 37:54.740 ‫آره. 37:54.760 --> 37:55.800 ‫باشه. 38:26.880 --> 38:28.780 ‫خانم بتس... 38:28.800 --> 38:31.180 ‫- از دیدنت خوشوقتم. ‫- سلام. 38:31.200 --> 38:35.160 ‫بفرمایید بشینید. می‌تونیم شروع کنیم؟ 38:36.240 --> 38:39.140 ‫خب، اینم از این. ضبط شروع شد. 38:39.160 --> 38:41.940 ‫پس بهتره حرفی نزنم که برام دردسر بشه! 38:41.960 --> 38:43.180 ‫بله... 38:43.200 --> 38:47.740 ‫یه سوال، فقط از روی کنجکاوی می‌پرسم، ‫چی شد که قبول کردید این مصاحبه رو انجام بدید؟ 38:47.760 --> 38:51.100 ‫هانا، دستیارم، گفت که باید این کار رو بکنم. 38:51.120 --> 38:53.340 ‫گفت شما خیلی مهربونید. 38:53.360 --> 38:55.740 ‫و البته، منافع شخصی خودم. 38:55.760 --> 38:58.260 ‫پرخواننده‌ترین نشریه کمبریجه. 38:58.280 --> 38:59.320 ‫جدی؟ 39:00.600 --> 39:02.100 ‫واقعاً؟ 39:02.120 --> 39:03.160 ‫بله... 39:04.960 --> 39:09.660 ‫واو! خب... پس اهل خود کمبریجید، ‫همین‌جا به دنیا اومدید و بزرگ شدید؟ 39:09.680 --> 39:11.620 ‫بله، قطعاً همین‌طوره. 39:11.640 --> 39:15.500 ‫پدرم تقریباً تمام عمرش نماینده اینجا بود، 39:15.520 --> 39:18.300 ‫واسه همین امیدوارم که به اندازه کافی ‫حق مطلب رو ادا کرده باشم. 39:18.320 --> 39:20.740 ‫پس از بچگی تو کار سیاست بودی؟ 39:20.760 --> 39:23.500 ‫خدای من، معلومه که نه! ‫نه، من تو فاز عروسک‌بازی بودم! 39:23.520 --> 39:27.180 ‫منم همین‌طور. 39:27.200 --> 39:29.980 ‫نه، واقعاً از دانشگاه شروع شد. 39:30.000 --> 39:33.640 ‫به امور شورای دانشجویی سر و کله می‌زدم. 39:36.000 --> 39:37.420 ‫دوست دارید درباره دوران دانشگاه من 39:37.440 --> 39:39.760 ‫بشنوید، خانم بتس؟ 39:43.640 --> 39:44.940 ‫خب، من... 39:44.960 --> 39:46.740 ‫فکر می‌کنید خواننده‌هاتون دوست داشته باشن؟ 39:46.760 --> 39:48.280 ‫ممکنه دوست داشته باشن، آره. 40:00.840 --> 40:02.100 ‫جان؟ 40:02.120 --> 40:04.360 ‫چی؟ اومدی. 40:06.320 --> 40:09.320 ‫- خوبه. ‫- چی یادت رفت ازم بپرسی؟ یه سلفی؟ 40:11.400 --> 40:14.420 ‫اگه مشکلی نیست... ‫اگه اجازه بدی می‌رم سر اصل مطلب. 40:14.440 --> 40:18.580 ‫می‌فهمم چرا فکر کردی من و آقای کائوی ‫شبیه همیم. 40:18.600 --> 40:23.500 ‫واقعاً به نظر میاد اونم مثل من ‫عاشق معما بوده، نه؟ 40:23.520 --> 40:26.700 ‫ولی اینا معما نیستن. ‫اینا حقه‌ان. 40:26.720 --> 40:29.260 ‫حقه رو که حل نمی‌کنن. 40:29.280 --> 40:30.820 ‫چی؟ خب که چی؟ 40:30.840 --> 40:33.180 ‫پس من مغز معمایی دارم. 40:33.200 --> 40:36.500 ‫الیور کائوی مغز اسنوکری داشت. 40:36.520 --> 40:39.940 ‫می‌تونی حدس بزنی کدوممون ‫واقعاً شبیه‌تر بودیم بهش؟ 40:39.960 --> 40:41.900 ‫من هیچیم شبیه الیور کائوی نیست. 40:41.920 --> 40:44.340 ‫از نظر شخصیتی نه. 40:44.360 --> 40:48.500 ‫من این‌ طور شنیدم که اون ‫یه بازنده‌ی کینه‌توز آدمکش... 40:48.520 --> 40:51.140 ‫بی جنبه نبوده. 40:51.160 --> 40:53.580 ‫چون پلیسی ‫نمی‌تونی اینطوری با من حرف بزنی! 40:53.600 --> 40:55.580 ‫راستش، من مشاور صحنه جرمم. 40:55.600 --> 40:57.660 ‫هر کاری بخوام می‌تونم بکنم. 40:57.680 --> 41:00.300 ‫- جدی؟ ‫- به نظر میاد همین‌طور باشه، آره. 41:00.320 --> 41:01.680 ‫بررسی کردم، آره. 41:04.000 --> 41:05.780 ‫خب، از چه نظر شبیه اونم؟ 41:05.800 --> 41:08.500 ‫خب، تو هم مثل اون فکر می‌کنی، مگه نه؟ 41:08.520 --> 41:11.340 ‫تقریباً ۲۰ سال گذشته ‫و هنوزم این طرز فکر، 41:11.360 --> 41:13.540 ‫به‌طور اعصاب‌خردکنی برات طبیعی نیست. 41:13.560 --> 41:15.660 ‫باید واقعاً براش تلاش کنی. 41:15.680 --> 41:19.140 ‫اما در نهایت، هر دو یه جور فکر می‌کنید. 41:19.160 --> 41:20.320 ‫همه‌ش اسنوکرطور. 41:22.040 --> 41:26.040 ‫واسه همینه که آخرش با یه حقه مجازی، ‫کشتیش. 41:27.320 --> 41:31.220 ‫باید برات توضیح بدم چطور این کار رو کردی ‫یا...؟ 41:31.240 --> 41:32.280 ‫آره. 41:33.720 --> 41:35.420 ‫خیلی خب. 41:35.440 --> 41:39.600 ‫مثل همه‌ی حقه‌ها، ‫قسمت اولش صحنه‌سازیه. 41:51.120 --> 41:53.660 ‫خب، خودت گفتی که اثر انگشت همه جا بود. 41:53.680 --> 41:55.540 ‫ضمناً حرکت هوشمندانه‌ای بود. 41:55.560 --> 41:57.700 ‫قاتل‌های بیشتری باید اینو بگن. 41:57.720 --> 41:59.060 ‫ترجیح می‌دم نگن. 41:59.080 --> 42:00.700 ‫بعد ضربه‌ت رو زدی. 42:00.720 --> 42:02.620 ‫نقشه رو اجرا کردی. 42:02.640 --> 42:05.340 ‫سرنوشت الیور کائوی ‫عملاً رقم خورده بود. 42:05.360 --> 42:08.980 ‫فقط یه چیز مونده بود که قطعیش کنه. 42:09.000 --> 42:11.020 ‫اینکه باید مسابقه رو می‌بردی. 42:11.040 --> 42:12.700 ‫این ضروری بود. 42:12.720 --> 42:16.340 ‫کل نقشه‌ت کاملاً به این وابسته بود ‫که الیور کائوی ببازه 42:16.360 --> 42:19.180 ‫و در نتیجه اول از سالن بیرون بره. 42:19.200 --> 42:22.660 ‫کارآگاه کول قبلاً گفت که ‫جوری بازی می‌کردی 42:22.680 --> 42:24.660 ‫که انگار زندگیت به این بازی بسته‌ست. 42:24.680 --> 42:29.260 ‫نصف حرفش درست بود... ‫تو داشتی واسه زندگی الیور بازی می‌کردی. 42:29.280 --> 42:33.380 ‫اگه می‌باختی، عذرموجهی نداشتی. 42:33.400 --> 42:36.660 ‫تو واقعاً موفقیت نقشه‌ت رو 42:36.680 --> 42:41.020 ‫کاملاً بر این باور گذاشتی که ‫از اولش بازیکن بهتری بودی. 42:41.040 --> 42:43.780 ‫این باور نیست. ‫واقعیته. 42:43.800 --> 42:46.540 ‫و من موقع قتل جلوی دوربین بودم. 42:46.560 --> 42:47.740 ‫آره، دیدیم. 42:47.760 --> 42:50.540 ‫درست قبل از مصاحبه یه تماس کوتاه داشتی، نه؟ 42:50.560 --> 42:51.780 ‫کی بود؟ 42:51.800 --> 42:53.460 ‫همسرم. 42:53.480 --> 42:56.960 ‫پس اگه روی گوشیت بگردیم، ‫یه تماس ورودی ازش پیدا می‌کنیم، درسته؟ 43:00.120 --> 43:01.820 ‫چون اگه پیدا کنیم... 43:01.840 --> 43:05.040 ‫من هیچ مدرکی ندارم ‫و تو واقعاً برنده می‌شی. 43:10.960 --> 43:14.480 ‫پس اجازه بده بگم که ‫اصلاً تماسی دریافت نکردی. 43:15.560 --> 43:16.900 ‫تو خودت تماس گرفتی. 43:17.400 --> 43:20.400 زردفیلم را به خاطر بسپارید - ZardFilm.in 44:06.960 --> 44:08.500 ‫تفنگ کیف حمل چوب؟ 44:08.520 --> 44:10.180 ‫واقعاً؟ 44:10.200 --> 44:12.260 ‫یه جایی آنلاین می‌فروشنش، نه؟ 44:12.280 --> 44:15.300 ‫فکر نکنم اونقدر پیچیده بوده باشه ‫که تجاری باشه. 44:15.320 --> 44:17.580 ‫احتمالاً یه چیزی بوده که ‫خودت سر هم کردی. 44:17.600 --> 44:20.100 ‫تو بچگیت لگو می‌ساختی. 44:20.120 --> 44:23.180 ‫هر چی بوده، ‫مطمئنم الان دیگه اثری ازش نیست. 44:23.200 --> 44:26.860 ‫خب، این مرحله آخر حقه بازیه، مگه نه؟ 44:26.880 --> 44:29.780 ‫سوراخ کردن همه توپ‌های دیگه‌ای ‫که چیده بودی 44:29.800 --> 44:31.880 ‫در حالی که همه دارن اون توپ سیاه رو نگاه می‌کنن. 44:34.680 --> 44:37.880 ‫برای مرگ رقیبت ادای شوکه شدن درآوردی... 44:39.000 --> 44:42.120 ‫ولی از درون، داشتی موفقیت ‫نقشه‌ت رو جشن می‌گرفتی. 44:43.440 --> 44:47.460 ‫تنها کاری که مونده بود، ‫جمع کردن چرخ‌دنده‌های 44:47.480 --> 44:48.920 ‫اون دستگاه قتلت بود. 45:08.800 --> 45:11.900 ‫و وقتی فرصتش پیش اومد، 45:11.920 --> 45:15.500 ‫فکر کردی می‌تونی یه فریب دیگه ‫رو بداهه اجرا کنی... 45:15.520 --> 45:18.900 ‫ضربه برای فرو کردن توپ آخر. 45:18.920 --> 45:22.360 ‫اما متأسفانه برای تو، ‫توی سوراخ اشتباهی رفت. 45:30.040 --> 45:32.660 ‫فکر کنم این همون چیزیه که دنبالش بودی. 45:32.680 --> 45:35.220 ‫فکر می‌کنی اثر انگشتت رو ‫روی اون کیف پولی پیدا می‌کنیم که... 45:35.240 --> 45:38.780 ‫جلوی دوربین گفتی حتی نمی‌دونستی وجود داره؟ 45:38.800 --> 45:43.340 ‫می‌دونی، انتخاب بدی برای انحراف مسیر بود. 45:43.360 --> 45:46.520 ‫این همه زحمت کشیدی ‫و حتی پولی هم توش نبود. 45:47.760 --> 45:49.380 ‫راستش، ۲۰ پوند توش بود. 45:49.400 --> 45:50.900 ‫و تو برداشتی؟ 45:50.920 --> 45:53.080 ‫تو دیگه اصلاً آدم نیستی، نه؟ 45:54.160 --> 45:56.540 ‫بسیار خب! اینو دیگه اعتراف حساب می‌کنم. 45:56.560 --> 45:57.780 ‫گیم، ست و مچ. 45:57.800 --> 45:58.980 ‫این مال تنیسه، جان. 45:59.000 --> 46:01.480 ‫حالا، کی حاضره منو برسونه؟ 46:06.360 --> 46:09.180 ‫باور کن بیشتر از چیزی که فکر کنی ‫واقفم که چقدر کارم آسون بوده. 46:09.200 --> 46:12.820 ‫خوابگاه دانشجویی‌‌ نداشتیم ‫که پنت‌هوس‌ خالی‌ای باشه که مال بابای طرفه. 46:12.840 --> 46:15.260 ‫امروز اینو به چشم انتقاد می‌بینن، 46:15.280 --> 46:17.180 ‫نه اون چیزی که واقعاً بود... 46:17.200 --> 46:22.740 ‫انگیزه برای اینکه امتیازات خودم رو بشناسم 46:22.760 --> 46:25.680 ‫و سعی کنم بواسطه‌شون تغییر ایجاد کنم. 46:27.680 --> 46:30.180 ‫به نظر میاد خیلی جلوتر از زمان خودت بودی. 46:30.200 --> 46:31.920 ‫خب، پدرم خیلی چیزها بهم یاد داد. 46:33.760 --> 46:34.800 ‫اونه. 46:35.920 --> 46:37.260 ‫هر روز دلم براش تنگ می‌شه. 46:37.280 --> 46:38.320 ‫اوهوم. 46:39.960 --> 46:41.320 ‫اون یکی کیه؟ 46:42.720 --> 46:44.080 ‫رئیس پلیس زیگلر. 46:45.680 --> 46:48.220 ‫اون مسئول کل کمبریج بود. 46:48.240 --> 46:50.060 ‫«بود؟» 46:50.080 --> 46:51.120 ‫هست. 46:52.640 --> 46:53.760 ‫اشتباه لفظی بود. 46:58.200 --> 47:01.020 ‫پس تا زمان فارغ‌التحصیلی تو پاتوق مهمونی‌ها موندی؟ 47:01.040 --> 47:03.060 ‫نه. راستش، من... 47:03.080 --> 47:06.220 ‫سال آخر رفتم خوابگاه دانشجویی. 47:06.240 --> 47:09.340 ‫یه حادثه تو اون آپارتمان پیش اومد، 47:09.360 --> 47:13.420 ‫یه فاجعه‌ی وحشتناک ‫که دیگه بعد از اون نتونستم اونجا بمونم. 47:13.440 --> 47:15.280 ‫خیلی متاسفم... 47:17.440 --> 47:19.340 ‫اون...؟ 47:19.360 --> 47:20.700 ‫یه دوست بود. 47:20.720 --> 47:22.320 ‫یه دوست خیلی صمیمی. 47:23.880 --> 47:27.120 ‫زیادی نوشیده بود و توی جکوزی بیهوش شد. 47:29.800 --> 47:32.340 ‫کلش... 47:32.360 --> 47:33.480 ‫وحشتناک بود. 47:37.840 --> 47:41.220 ‫باید خیلی داغون شده باشی. 47:41.240 --> 47:43.000 ‫می‌دونی چی فکر می‌کنم، خانم بتس؟ 47:44.160 --> 47:45.800 ‫فکر می‌کنم اون قضیه هم بهم انگیزه داد. 47:49.760 --> 47:52.540 ‫امتیازات زیاد، بعدش هم یه فاجعه. 47:52.560 --> 47:54.200 ‫فکر کنم یه تلنگر بود. 47:55.600 --> 47:57.980 ‫اوهوم... باید اینو نقل‌قول کنی. 47:58.000 --> 47:59.420 ‫می‌کنم، حتماً می‌کنم. 47:59.440 --> 48:01.600 ‫آره، می‌نویسمش. 48:04.160 --> 48:05.660 ‫گفتیم قراره اطلاعات رد و بدل کنیم. 48:05.680 --> 48:07.780 ‫هنوز چیز جدیدی ندارم. 48:07.800 --> 48:09.980 ‫بخاطر همینه که پیشنهاد دادی برسونیم؟ 48:10.000 --> 48:13.960 ‫نه، بازجویی از تو فقط یه فایده‌ی جانبی خوبه. 48:15.440 --> 48:18.180 ‫خب، ظاهراً قراره دم خونه‌ی کمپر پیاده‌ت کنم. 48:18.200 --> 48:20.260 ‫یه کم پایین‌تر از اونجا لطفاً. 48:20.280 --> 48:21.940 ‫پس احتمالاً لوسی اونجاست، 48:21.960 --> 48:25.300 ‫و احتمالا اینم یه عملیات حقیقت‌یابیه، 48:25.320 --> 48:27.300 ‫پس می‌شه لطفاً بهم بگی انتظار داری 48:27.320 --> 48:28.680 ‫چه حقایقی رو پیدا کنی؟ 48:31.840 --> 48:35.260 ‫خب، شاید فقط اینکه... چند نفر رو کشته. 48:35.280 --> 48:36.860 ‫جوآن کمپر؟ 48:36.880 --> 48:38.860 ‫نماینده مجلس برای کمبریج سنت مایکل؟ 48:38.880 --> 48:40.900 ‫آره. فکر می‌کنم آدم کشته. 48:40.920 --> 48:43.820 ‫نمی‌دونم چرا آدم کشته، ولی فکر می‌کنم این کار رو کرده. 48:43.840 --> 48:47.760 ‫و فکر می‌کنم رئیس پلیس زیگلر کمکش کرده ‫همه‌ش رو ماست‌مالی کنه. 48:50.000 --> 48:51.400 ‫حواست به جاده باشه! 48:53.560 --> 48:55.640 ‫واقعاً هیچ‌ کدوم از اینا رو نمی‌دونستی؟ 48:57.680 --> 48:59.100 ‫قطعاً یه چیزایی رو می‌دونستی. 48:59.120 --> 49:01.620 ‫ببین، چیزی که من می‌دونم اینه که زیگلر عملاً 49:01.640 --> 49:04.260 ‫غیبش زده و همه فقط دارن... 49:04.280 --> 49:05.780 ‫تظاهر می‌کنن که رفته تعطیلات. 49:05.800 --> 49:08.140 ‫تا خرخره درگیر این جریانه. 49:08.160 --> 49:09.320 ‫جدی، جان؟ 49:10.480 --> 49:12.340 ‫پس چرا گم و گور شده؟ 49:12.360 --> 49:14.180 ‫فکر می‌کنی آدم خوبیه؟ 49:14.200 --> 49:18.900 ‫فکر می‌کنم دنیا خیلی پیچیده‌تر از خوب و بدهاست. 49:18.920 --> 49:20.160 ‫اشتباه می‌کنی. نیست. 49:22.760 --> 49:24.240 ‫خب، من فکر می‌کنم آدم خوبیه. 49:26.040 --> 49:28.140 ‫می‌شناسمش. 49:28.160 --> 49:30.760 ‫به‌خدا قسم، عملاً پدرزنم بود. 49:33.040 --> 49:35.240 ‫اون تنها چیزیه که از مندی برام مونده. 49:38.000 --> 49:39.340 ‫می‌خوای بدونی انگیزه‌م چیه؟ 49:39.360 --> 49:42.340 ‫این همونه. تو می‌خوای برادرت رو پیدا کنی، ‫من می‌خوام زیگلر رو پیدا کنم. 49:42.360 --> 49:45.020 ‫پس هر کی رو که فکر می‌کنیم خوبه یا بده، 49:45.040 --> 49:48.360 ‫می‌شه خواهشاً با هم همکاری کنیم؟ 49:51.880 --> 49:54.980 ‫تو درباره اون مصاحبه به کسی چیزی نگفتی؟ 49:55.000 --> 49:56.040 ‫نه. 49:58.600 --> 50:00.240 ‫بسیار خب، فقط می‌خواستم مطمئن شم. 50:02.240 --> 50:04.260 ‫پس، باشه. 50:04.280 --> 50:06.520 ‫از الان به بعد، با هم کار می‌کنیم. 50:07.560 --> 50:08.780 ‫دفعه قبل هم اینو گفتی. 50:08.800 --> 50:10.280 ‫این‌ دفعه جدی می‌گم. 50:13.040 --> 50:14.900 ‫نمی‌دونم... 50:16.600 --> 50:18.900 ‫همشهری کین... 50:18.920 --> 50:20.360 ‫زندگی پای... 50:21.560 --> 50:22.760 ‫ماما میا ۲. 50:23.920 --> 50:26.160 ‫ماما میا ۲. 50:27.640 --> 50:29.720 ‫شوهرت کارآگاهه، مگه نه؟ 50:34.440 --> 50:36.580 ‫در مورد مصاحبه‌کننده‌هات تحقیق می‌کنی؟ 50:36.600 --> 50:37.900 ‫خیلی باهوشی. 50:37.920 --> 50:39.700 ‫یه بار دیدمش. 50:39.720 --> 50:41.220 ‫سربازرس جان تیلور. 50:41.240 --> 50:43.340 ‫- جیمز. ‫- جیمز، قطعاً. 50:43.360 --> 50:44.400 ‫آدم خوبیه. 50:50.280 --> 50:52.700 ‫نمی‌خوای ازم بپرسی...؟ 50:52.720 --> 50:54.380 ‫چطور باهاش آشنا شدی؟ 50:54.400 --> 50:58.340 ‫خب، تراژیک بود، ‫مرگ یه دوست صمیمی دیگه‌م. 50:58.360 --> 50:59.740 ‫اوردوز مواد. 50:59.760 --> 51:02.260 ‫البته سال‌ها بود ندیده بودمش. 51:02.280 --> 51:05.140 ‫چقدر هم مصیبت دیدی. 51:05.160 --> 51:06.700 ‫اوهوم... 51:06.720 --> 51:08.420 ‫ده سال فاصله. 51:08.440 --> 51:10.220 ‫تقریباً همون روز. 51:10.240 --> 51:12.040 ‫انگار چرخشیه یا یه همچین چیزی. 51:14.520 --> 51:16.740 ‫شوهرت چطوره؟ 51:16.760 --> 51:18.880 ‫سربازرس جیمز تیلور؟ 51:20.440 --> 51:22.620 ‫فعلاً نیست، سر یه پرونده‌ست. 51:22.640 --> 51:24.280 ‫واقعاً؟ کجا؟ 51:25.280 --> 51:26.600 ‫نایت پث. 51:29.920 --> 51:31.020 ‫این حرکت ماست. 51:31.040 --> 51:34.140 ‫بندازش وسط حرف... ‫خیلی زیرپوستی. 51:34.160 --> 51:36.880 ‫«نایت پث»... خیلی زیرپوستی. 51:39.880 --> 51:41.340 ‫ببخشید، این یعنی چی؟ 51:41.360 --> 51:44.220 ‫نمی‌دونم، ولی مهمه و انتظار نداره 51:44.240 --> 51:45.900 ‫که ما می‌دونیم. 51:45.920 --> 51:48.260 ‫- چی گفتی؟ ‫- گفتم «نزدیکه». 51:48.280 --> 51:52.440 ‫واقعاً گل‌های قشنگی‌ان که برای منشیت خریدی. 51:54.120 --> 51:56.260 ‫دستیار اجرایی. همین فکر رو می‌کردم. 51:56.280 --> 51:58.300 ‫دومینو هستن، مگه نه؟ ‫مثل اسم اون بازیه. 51:58.320 --> 51:59.440 ‫بازی می‌کنی؟ 52:00.800 --> 52:04.420 ‫گاهی دوست دارم بچینمشون ‫و افتادنشون رو تماشا کنم. 52:06.000 --> 52:07.160 ‫بسیار عالی. 52:09.640 --> 52:11.160 ‫شاید اینو هم نقل‌قول کردم. 52:12.960 --> 52:14.300 ‫خب، برگردیم سر اصل مطلب. 52:14.320 --> 52:18.040 ‫سه تا معجون گیاهی مورد علاقه‌ات چین؟ 52:37.960 --> 52:39.540 ‫بهت گفتم میام. 52:39.560 --> 52:41.100 ‫گفتی، آره. 52:41.120 --> 52:42.300 ‫ممنونم. 52:42.320 --> 52:44.660 ‫ولی واقعاً نباید در ماشین رو باز می‌ذاشتی. 52:44.680 --> 52:47.300 ‫احمقانه حرف نزن. می‌خوان چیکار کنن؟ ‫بمب بذارن توش؟ 52:47.320 --> 52:50.100 ‫فکر کنم معمولاً زیرش می‌ذارن. 52:50.120 --> 52:53.640 ‫خب، پس قفل کردن درها هم ‫خیلی فایده‌ای نداشت، نه؟ 52:57.240 --> 52:59.200 ‫بفرما. مشکلی نیست. 53:01.840 --> 53:03.140 ‫چیه؟ 53:03.160 --> 53:04.680 ‫منظورم اینه که، می‌تونستیم چک کنیم. 53:09.560 --> 53:10.720 ‫بپا! 53:12.480 --> 53:13.580 ‫بپا! 53:13.600 --> 53:15.160 ‫ترمز! ترمز! ترمز! 53:28.160 --> 53:29.860 ‫خب، درست حدس زده بودی... 53:29.880 --> 53:31.940 ‫نصفه و نیمه سعی داشت بفهمه ‫چی می‌دونم... 53:31.960 --> 53:34.580 ‫سلام هنری! ‫و نصفه و نیمه سعی داشت منو بترسونه. 53:34.600 --> 53:36.740 ‫بعدش من نایت پث رو انداختم وسط حرف. 53:36.760 --> 53:38.620 ‫- اون چیه؟ ‫- نمی‌دونیم. 53:38.640 --> 53:41.620 ‫یه عبارت دو کلمه‌ای ‫از یه بخش کوچیک سندی هست 53:41.640 --> 53:44.460 ‫که تقریباً مطمئنم ‫جیمز رمزگذاریش کرده. 53:44.480 --> 53:45.620 ‫این... 53:45.640 --> 53:48.060 ‫یه... خیابون توی شهره. 53:48.080 --> 53:49.260 ‫جستجو نکردیش؟ 53:49.280 --> 53:51.340 ‫نه. چرا باید جستجو می‌کردم؟ من... 53:51.360 --> 53:53.340 ‫نمی‌دونستم یه چیز فیزیکیه. 53:53.360 --> 53:54.400 ‫برم ببینم. 53:55.480 --> 53:57.260 ‫خب، کار رو انجام دادم. 53:57.280 --> 53:59.900 ‫ترسوندمش، البته برای مدت کوتاهی. 53:59.920 --> 54:01.180 ‫مجبور بودیم بترسونیمش. 54:01.200 --> 54:03.780 ‫باید مجبورش می‌کردیم یه حرکت متفاوت 54:03.800 --> 54:05.220 ‫نسبت به چیزی که برنامه‌ریزی کرده بود ‫انجام بده. 54:05.240 --> 54:07.180 ‫پس الان دوباره نوبت ماست، درسته؟ 54:07.200 --> 54:08.220 ‫درسته. 54:14.600 --> 54:15.640 ‫کیه؟ 54:16.640 --> 54:17.820 ‫جیمز امروز بهم زنگ زد. 54:17.840 --> 54:18.900 ‫می‌خواست جلوی مصاحبه رو بگیره. 54:18.920 --> 54:20.780 ‫بهم گفت که در خطر فوری بودی. 54:20.800 --> 54:22.180 ‫چی؟ 54:22.200 --> 54:25.180 ‫لوسی خوبه، همیشه هم قرار بوده خوب باشه، 54:25.200 --> 54:26.940 ‫و اگه حتی برای یه ثانیه باور کرده بودی 54:26.960 --> 54:29.340 ‫که اونجا خطر واقعی‌ای وجود داره، ‫هیچ ‌وقت به من... 54:29.360 --> 54:31.180 ‫- اعتماد نمی‌کردی که جلوش رو بگیرم. ‫- گوشی رو بده به من. 54:31.200 --> 54:32.580 ‫می‌تونم یه چیزی بهت بگم، جیمز؟ 54:32.600 --> 54:35.220 ‫تمام عمرم رو صرف ‫پنهان شدن توی خونه کردم، 54:35.240 --> 54:37.260 ‫برای امرار معاش بازی کردم، 54:37.280 --> 54:40.180 ‫و همه‌ش به خاطر این بود که فکر می‌کردم ‫من اون آدم عجیبی‌ام که تو دنیای واقعی جایی نداره، 54:40.200 --> 54:43.860 ‫بعد که بالاخره میام بیرون، چی می‌بینم؟ 54:43.880 --> 54:48.220 ‫همه دارن بازی می‌کنن... ‫قاتل‌ها، کارآگاه‌ها، حتی برادر خودمم! 54:48.240 --> 54:49.300 ‫و برای چی؟ 54:49.320 --> 54:51.420 ‫چون دارم به این نتیجه می‌رسم که این یه انتخابه... 54:51.440 --> 54:52.860 ‫می‌شه لطفاً...؟ 54:52.880 --> 54:54.040 ‫جیمز؟ 54:58.920 --> 55:01.540 ‫۴۵ سالتونه ‫و یه وضعیت پزشکی طولانی‌مدت دارید، 55:01.560 --> 55:04.160 ‫واجد شرایط بیمه درمانی پی‌آی‌پی هستید... 55:05.480 --> 55:06.800 ‫هنوزم سر حرفم هستم. 55:09.600 --> 55:10.840 ‫حالا چی گفت؟ 55:14.000 --> 55:15.880 ‫به کل هیچی. 55:19.720 --> 55:20.760 ‫هیچی؟ 55:22.560 --> 55:24.020 ‫لوسی... 55:24.040 --> 55:25.700 ‫باورتون نمیشه. 55:25.720 --> 55:27.540 ‫هنری، می‌شه فقط یه دقیقه تنهامون بذاری؟ 55:27.560 --> 55:30.100 ‫نه، فکر کنم واقعاً دلت بخواد اینو ببینی. 55:30.120 --> 55:31.960 ‫نتایج جستجوی نایت پث. 55:37.280 --> 55:39.280 ‫[کشته شدن زن جوان در سانحه رانندگی در نایت پث] 55:39.440 --> 55:41.600 ‫- مندی زیگلر. ‫- دختر رئیس پلیس. 55:43.440 --> 55:45.320 ‫نامزد سربازرس کارتر. 56:01.640 --> 56:03.560 ‫فکر کنم پیامم به دستت رسید، درسته؟ 56:08.280 --> 56:10.360 ‫فکر کنم وقتشه حضوری همدیگه رو ببینیم. 56:16.400 --> 56:17.700 ‫به هیچ ‌چی دست نزن! 56:17.720 --> 56:19.820 ‫ولی این تسمه نقاله است! 56:19.840 --> 56:21.360 ‫جان، باید بیای سر صحنه جرم. 56:22.440 --> 56:23.820 ‫اسمش سوشی پازورو ـه. 56:23.840 --> 56:26.020 ‫بهم اجازه داد چراغ قرمزها رو رد کنم؟ 56:26.040 --> 56:27.740 ‫- چیزی به اسم اجازه برای رد کردن... ‫- چرا! 56:27.760 --> 56:30.000 ‫چیزی به اسم اجازه برای رد کردن ‫چراغ قرمز وجود نداره! 56:31.680 --> 56:33.780 ‫پس دنبال یه غذای مسموم هستیم، 56:33.800 --> 56:37.660 ‫که کلی غذای غیرمسموم قبل و بعدش بوده، 56:37.680 --> 56:39.700 ‫و فقط قاتل می‌دونه کدوم کدومه. 56:39.720 --> 56:41.140 ‫دارن شکارمون می‌کنن. 56:41.160 --> 56:45.140 ‫می‌دونی چرا سربازرس کارتر اینجا بود ‫و با کی بود؟ 56:45.160 --> 56:47.100 ‫راسل، واقعاً چی می‌دونی؟ 56:47.120 --> 56:48.420 ‫«می‌دونم؟» 56:48.440 --> 56:49.740 ‫مظنون؟ 56:49.760 --> 56:54.380 ‫انگار فکر می‌کنی نماینده محلی ما ‫یه بار کسی رو توی جکوزی غرق کرده 56:54.400 --> 56:56.940 ‫و بعد سعی کرده با ماشین کسی رو زیر بگیره؟ 56:56.960 --> 57:00.420 ‫لازم نیست حتماً شوهر گمشده داشته باشم تا دنبال جواب بگردم. 57:00.440 --> 57:01.860 ‫اون کجاست؟ 57:01.880 --> 57:04.980 ‫واقعاً یه روزی قراره ‫تو یه سلول زندان هم‌بند بشیم، نه؟ 57:05.000 --> 57:09.320 ‫واقعاً هیچ‌ کی نمی‌دونه کارآگاه مت نویل کجا رفته!