WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 01:35.720 --> 01:37.889 ‫بیا. غذا و یه دست لباس. 01:39.224 --> 01:40.642 ‫با اون لباس‌ها خیلی تو چشمی. 01:41.226 --> 01:42.143 ‫اینا رو بپوش. 01:48.775 --> 01:50.110 ‫این تونیکه؟ 01:50.110 --> 01:53.488 ‫آره، اینم مثل هاکاماست. 01:53.488 --> 01:55.115 ‫راستی، بیا. 01:55.115 --> 01:56.908 ‫ما این پایین از این صندل‌ها می‌پوشیم. 01:57.992 --> 02:01.788 ‫تیپ اراذلی بهت میاد، سنپای. 02:01.788 --> 02:03.331 ‫اینا دیگه چی‌ان؟ 02:03.331 --> 02:05.333 ‫دیگه حتماً می‌دونی کوفته‌برنجی چیه. 02:06.000 --> 02:09.087 ‫صددرصد برنج سفید؟! بدون ارزن؟! 02:09.087 --> 02:10.338 ‫اینم جلبک دریاییه؟! 02:11.047 --> 02:13.091 ‫اینا جزو غذاهای لوکس نیستن؟! 02:14.676 --> 02:16.678 ‫گمونم توی اون دهکده این‌جوری باشه. 02:16.678 --> 02:19.055 ‫این چطوری باز می‌شه؟ 02:32.610 --> 02:33.611 ‫بیا. 02:41.578 --> 02:43.246 ‫چه خوشمزه‌ست! 02:43.830 --> 02:45.665 ‫چطور انقدر خوشمزه‌ست؟ 02:45.665 --> 02:47.083 ‫این غذای خدایانه؟ 02:47.083 --> 02:48.710 ‫انقدر خوبه، هان؟ 02:48.710 --> 02:51.004 ‫این یکی رو هم بخور. نوش جان. 02:51.004 --> 02:53.339 ‫مگه تو خاله‌شی؟ 02:55.925 --> 03:00.221 ‫کاش آسا هم می‌تونست از اینا بخوره... 03:01.973 --> 03:03.683 ‫هی، درا. 03:05.393 --> 03:06.603 ‫اینجا کجاست؟ 03:06.603 --> 03:07.812 ‫اوه، ام... 03:07.812 --> 03:10.440 ‫بهش می‌گن استراحتگاه. 03:10.440 --> 03:12.859 ‫مثل یه چاپارخونه‌ی مدرنه. 03:12.859 --> 03:14.611 ‫غذاخوری و دستشویی داره. 03:15.195 --> 03:17.322 ‫می‌تونی سوغاتی‌های محلی هم بخری. 03:18.281 --> 03:19.908 ‫که این‌طور، که این‌طور. 03:21.367 --> 03:22.869 ‫می‌خوای داخلش رو ببینی؟ 03:23.453 --> 03:26.873 ‫نمی‌خواد. ما پیش یورو می‌مونیم. 03:26.873 --> 03:29.626 ‫شماها چرا نمی‌رید غذا بخورید؟ 03:30.293 --> 03:32.462 ‫ما حواسمون به یورو هست. 03:34.172 --> 03:36.424 ‫حالا که این‌طوره، ما رفع زحمت می‌کنیم. 03:36.424 --> 03:38.593 ‫- بریم غذا بخوریم، هانا. ‫- بله قربان. 03:39.177 --> 03:41.804 ‫به صندلی راننده دست نزنی ها، باشه؟ 03:41.804 --> 03:45.266 ‫نباید به اسب‌های داخلش غذا بدین؟ 03:45.266 --> 03:47.101 ‫بعداً بهشون روغن می‌دیم. 03:56.736 --> 03:58.571 ‫چقدر بهش گفتی؟ 03:58.571 --> 04:04.869 ‫خب، وقتی بهش گفتم اون دختره خواهرش نیست، ‫پاک قاتی کرد. 04:04.869 --> 04:07.580 ‫بهتره بیشتر از این چیزی نگیم. 04:07.580 --> 04:09.332 ‫تو خیلی مهربونی. 04:09.958 --> 04:12.252 ‫اون هنوز یه بچه‌ست. 04:12.252 --> 04:15.338 ‫چون از بچه‌ها خوشم نمیاد، درک نمی‌کنم. 04:16.464 --> 04:17.715 ‫بابت غذا ممنون. 04:18.299 --> 04:20.969 ‫خب، حالا چی‌کار کنیم؟ 04:20.969 --> 04:23.763 ‫شما دو تا رو ببریم خونه‌تون؟ 04:23.763 --> 04:27.684 ‫نه، اونا الان اسم و قیافه‌م رو می‌شناسن. 04:27.684 --> 04:30.186 ‫دیگه اونجا نمی‌رم. 04:30.186 --> 04:33.064 ‫پس بی‌خانمانی و داری ‫از بچه‌ی یکی دیگه مراقبت می‌کنی. 04:33.064 --> 04:34.232 ‫به نظر سخته. 04:35.525 --> 04:38.278 ‫این مشکل تو هم هست. 04:38.278 --> 04:41.698 ‫به‌عنوان خادم دیمون دهکدۀ هیگاشی، ‫باید بهم کمک کنی. 04:41.698 --> 04:45.576 ‫خب، هر کاری از دستم بربیاد انجام می‌دم. 04:45.576 --> 04:46.786 ‫باشه. 04:46.786 --> 04:49.122 ‫پس بیا ازدواج کنیم، هانا. 04:52.542 --> 04:54.627 ‫حلقه‌های ازدواجمون. 04:54.627 --> 04:57.046 ‫همیشه اینو با خودت می‌گردونی؟ 04:57.046 --> 05:00.258 ‫چرا باید با تو ازدواج کنم؟! 05:02.176 --> 05:03.678 ‫واقعی که نیست. 05:03.678 --> 05:07.932 ‫باید همرنگ جماعت بشیم ‫تا بتونیم از یورو محافظت کنیم. 05:07.932 --> 05:10.935 ‫شایعات درباره‌ی غریبه‌ها ‫توی روستا مثل بمب می‌ترکه، 05:10.935 --> 05:13.146 ‫واسه همین به یه شهر نسبتاً بزرگ نیاز داریم. 05:13.730 --> 05:16.774 ‫اما مطمئن نیستم بتونیم تنهایی از پسش بربیام. 05:16.774 --> 05:19.402 ‫واسه این کار که مجبور نیستیم ازدواج کنیم! 05:19.402 --> 05:20.611 ‫می‌تونیم هم‌خونه بشیم! 05:21.279 --> 05:23.448 ‫خانواده که باشیم ‫راحت‌تر می‌شه خونه اجاره کرد. 05:23.448 --> 05:25.658 ‫می‌دونی که مردم به خانواده‌ها ‫بیشتر اعتماد می‌کنن. 05:25.658 --> 05:31.414 ‫پس من می‌تونم خواهر بزرگتر یورو باشم! 05:31.414 --> 05:34.083 ‫تو هم می‌تونی پدر مجردمون باشی! 05:34.083 --> 05:37.879 ‫پدری که زنش بچه‌ها رو ‫انداخته گردنش و فرار کرده؟ 05:37.879 --> 05:39.297 ‫شنیدم زنش ولش کرده. 05:39.297 --> 05:42.175 ‫ای بابا. خشونت خانگی بوده یا بی‌وفایی؟ 05:42.925 --> 05:47.388 ‫یه پدر قهرمان که بعد از مرگ زنش ‫بچه‌هاش رو تنهایی بزرگ می‌کنه؟ 05:47.388 --> 05:49.182 ‫بیچاره. 05:49.182 --> 05:50.558 ‫باید سخت باشه. 05:50.558 --> 05:52.310 ‫بیاین اگه چیزی لازم داشت کمکش کنیم. 05:52.894 --> 05:57.315 ‫در هر صورت، این کار باعث جلب توجه ‫و شایعه‌پراکنی بین همسایه‌ها می‌شه. 05:57.982 --> 06:02.487 ‫با این داستان پیش می‌ریم که یورو بچه‌ی منه ‫و منم دوباره با یه زن جوون‌تر ازدواج کردم. 06:02.487 --> 06:04.697 ‫این داستانمونه، باشه؟ 06:04.697 --> 06:06.032 ‫مرسی که درک می‌کنی. 06:06.032 --> 06:07.992 ‫من که اصلاً قبول نکردم. 06:08.493 --> 06:10.453 ‫خب، سرپرست خانواده کیه؟ ‫از فامیلی کی استفاده کنیم؟ 06:11.120 --> 06:11.996 ‫خب؟ 06:13.289 --> 06:14.999 ‫نه! 06:14.999 --> 06:20.296 ‫من از قبل تصمیم گرفتم ‫با جیسون استاتهام ازدواج کنم! 06:23.591 --> 06:26.719 ‫اسب‌ها رو کجای این جعبه‌ی کوچیک ‫نگه می‌دارن؟ 06:26.719 --> 06:29.514 ‫تکنولوژی دنیای مدرنِ این پایین فوق‌العاده‌ست. 06:30.723 --> 06:32.225 ‫منو ببخشید، چپ و راست. 06:32.809 --> 06:34.977 ‫کل غذاها رو خوردم. 06:34.977 --> 06:36.687 ‫شما گشنه‌تون نیست؟ 06:37.355 --> 06:40.108 ‫ارباب جدیدمون مهربونه. 06:40.108 --> 06:41.484 ‫نگران ما نباش. 06:41.484 --> 06:43.903 ‫ما غذای آدم‌ها رو نمی‌خوریم. 06:45.113 --> 06:49.117 ‫پس، ام... باید چی صداتون کنم؟ 06:49.117 --> 06:50.618 ‫هرچی که دلت می‌خواد. 06:50.618 --> 06:52.662 ‫حتی می‌تونی اسم‌های جدید رومون بذاری. 06:54.914 --> 06:57.500 ‫لرد راست و بانوی چپ؟ 06:58.376 --> 07:00.378 ‫این خیلی رسمیه. 07:00.378 --> 07:02.713 ‫تو ارباب مایی. 07:02.713 --> 07:04.340 ‫لازم نیست انقدر رسمی باشی. 07:05.007 --> 07:06.092 ‫پس... 07:07.844 --> 07:10.596 ‫راست و چپ. 07:12.098 --> 07:13.433 ‫بریم سر اصل مطلب. 07:13.433 --> 07:16.227 ‫هرچی درباره من و خواهرم ‫می‌دونید رو بهم بگین. 07:21.691 --> 07:26.654 ‫بذار از اینجا شروع کنم که ما ‫چهارصد سال... 07:27.155 --> 07:30.158 ‫دمِ ورودی دهکدۀ هیگاشی نشسته بودیم. 07:30.908 --> 07:33.327 ‫فقط آدم‌هایی که ‫رفت‌وآمد می‌کردن رو می‌دیدیم. 07:33.828 --> 07:36.914 ‫چیز زیادی از اتفاقات داخل دهکده نمی‌دونیم. 07:37.748 --> 07:40.918 ‫روستایی‌ها می‌گفتن که دوقلوها به دنیا اومدن 07:41.627 --> 07:44.881 ‫و بعد از یه مدت هم تو رو دیدیم. 07:47.258 --> 07:52.305 ‫کوچولو که بودی بابات می‌بردت شکار. 07:52.305 --> 07:53.139 ‫آره. 07:53.639 --> 07:57.393 ‫اولین خاطراتم از اینه که ‫داشت بهم شکار کردن یاد می‌داد. 07:57.393 --> 08:01.439 ‫اما اصلاً اون یکی قُل رو نمی‌دیدیم. 08:02.064 --> 08:07.904 ‫فکر می‌کردیم کمی بعد از تولدش ‫بر اثر بیماری یا همچین چیزی مُرده. 08:07.904 --> 08:10.531 ‫اما حدود ده سال پیش... 08:24.629 --> 08:29.509 ‫دیدیم پدر و مادرت با یه دختر ‫از دهکده فرار کردن. 08:30.218 --> 08:34.138 ‫اون یه دختر کوچولو بود، با خونی که ‫بوش دقیقاً شبیه بوی خون تو بود. 08:38.267 --> 08:42.146 ‫و اون دختر کوچولو بزرگ شد ‫و به دهکده حمله کرد. 08:43.356 --> 08:48.528 ‫فکر می‌کردم پدر و مادرمون ‫هر دومون رو ول کردن. 08:51.948 --> 08:54.242 ‫اما فقط من بودم. 09:03.751 --> 09:10.383 ‫این یعنی آسایی که خودش رو «آسای واقعی» می‌دونه، ‫ممکنه بدونه پدر و مادرمون کجاست. 09:11.717 --> 09:14.387 ‫باشه. باشه! 09:15.846 --> 09:17.139 ‫ممنون که منتظر موندین. 09:19.642 --> 09:21.352 ‫چی شده، خانم هانا؟ 09:22.019 --> 09:25.606 ‫به دلایلی، ما قراره سرپرست تو باشیم. 09:25.606 --> 09:26.941 ‫از درکت ممنونیم. 09:27.567 --> 09:28.484 ‫سرپرست؟ 09:28.484 --> 09:32.071 ‫اگه به دردسر بیفتی، ما مسئولیم. 09:32.071 --> 09:34.991 ‫راستی یورو، قراره یه مدتی تو راه باشیم. 09:34.991 --> 09:36.826 ‫لازم نیست بری دستشویی؟ 09:36.826 --> 09:38.911 ‫نه. همین الان اونجا رفتم. 09:38.911 --> 09:40.705 ‫از الان داره دردسر درست می‌کنه! 09:40.705 --> 09:44.000 ‫در ضمن، روی سقف ماشین نشین. 09:44.000 --> 09:45.251 ‫جلب توجه می‌کنی. 09:45.251 --> 09:46.586 ‫نباید بشینم؟ 09:47.336 --> 09:49.755 ‫راست و چپ که اون بالا نشستن. 09:49.755 --> 09:52.925 ‫آدم‌های معمولی نمی‌تونن دیمون‌ها رو ببینن. 09:52.925 --> 09:54.093 ‫نمی‌تونن؟ 09:54.093 --> 09:57.763 ‫اربابان دیمون‌ها مثل تو می‌تونن ما رو ببینن. 09:57.763 --> 10:03.144 ‫و دیمون‌ها می‌تونن خودشون رو ‫به یه‌سری از آدم‌های خاص نشون بدن. 10:03.144 --> 10:07.148 ‫در نهایت، بعضی از آدم‌ها هم ‫ذاتاً قابلیت دیدن ما رو دارن. 10:08.524 --> 10:10.192 ‫چی شده؟ 10:10.192 --> 10:11.902 ‫به چی داری واق‌واق می‌کنی؟ 10:17.825 --> 10:19.869 ‫خاندان کاگموری بود، درسته؟ 10:20.703 --> 10:22.955 ‫اونا ارباب دیمون‌ها هستن؟ 10:22.955 --> 10:25.958 ‫آره، چند تایی دارن. 10:25.958 --> 10:27.418 ‫چه‌جور آدم‌هایی‌ان؟ 10:27.418 --> 10:29.629 ‫خیلی رومخن. 10:29.629 --> 10:33.007 ‫دهکدۀ هیگاشی رو ول کردن ‫و توی دنیای پایین واسه خودشون بروبیایی راه انداختن. 10:33.674 --> 10:36.427 ‫اونا مثل یه شعبه از خاندان دهکده می‌مونن. 10:37.053 --> 10:40.640 ‫سر اختلاف نظر از دهکده رفتن. 10:40.640 --> 10:43.893 ‫راستش ترجیح می‌دم ‫اصلاً باهاشون قاتی نشم. 10:43.893 --> 10:48.189 ‫توی دنیای پایین، یه شبکه هست... 10:48.189 --> 10:51.108 ‫ام، یه تشکیلات ‫از آدم‌های سابق دهکدۀ هیگاشی. 10:51.108 --> 10:56.781 ‫یه مدتی شایعه شده بود که ‫یکی از دوقلوها پیش کاگموری‌هاست. 10:57.782 --> 10:59.909 ‫و کاشف به عمل اومد که راسته. 11:31.399 --> 11:32.942 ‫یالا، یالا. 11:38.322 --> 11:40.241 ‫یالا، زودتر بسته شو دیگه. 11:46.997 --> 11:48.624 ‫آئویی. 11:49.375 --> 11:50.918 ‫چرا ازم فرار می‌کنی؟ 11:52.128 --> 11:53.921 ‫نه! نیا جلو! 11:53.921 --> 11:56.465 ‫آره، اما... 11:57.675 --> 12:00.761 ‫باید نزدیک‌تر بیام تا بتونم بکشمت. 12:04.890 --> 12:05.891 ‫نیا جلو. 12:06.517 --> 12:07.727 ‫عقب وایسا. 12:08.561 --> 12:11.731 ‫اگه یه قدم نزدیک‌تر بیای... 12:15.651 --> 12:20.322 ‫پات رو گذاشتی توی قلمروی من. 12:28.122 --> 12:31.667 ‫الو، آئویی؟ منم، جین. 12:32.668 --> 12:35.713 ‫قضیه‌ی اون مزاحمت رو حل کردم. 12:40.384 --> 12:44.305 ‫مجبورش کردم قول بده دیگه هیچ‌وقت ‫نزدیکت نشه. 12:45.848 --> 12:48.225 ‫دیگه می‌تونی برگردی سر کارت. 12:50.060 --> 12:53.105 ‫بعداً به کارفرمات خبر می‌دم. 12:55.524 --> 12:56.984 ‫خسته نباشی. 13:25.513 --> 13:26.680 ‫خانم. 13:29.767 --> 13:31.435 ‫شما می‌تونین اونا رو ببینین؟ 13:34.480 --> 13:36.398 ‫ام... 13:41.612 --> 13:42.738 ‫به کسی نگو. 13:45.157 --> 13:48.953 ‫به من و هانا هم چیز زیادی نگفتن. 13:48.953 --> 13:52.081 ‫خانواده‌هامون نسل‌اندرنسل ‫اینجا زندگی کردن. 13:52.081 --> 13:54.625 ‫ما این کار رو از نسل‌های قبل به ارث بردیم. 13:54.625 --> 13:59.129 ‫ننه یاماها تأکید داشت ‫هیچ غریبه‌ای نفهمه دهکدۀ هیگاشی کجاست 13:59.129 --> 14:04.552 ‫و شما دوقلوها دست کس دیگه‌ای نیفتین. 14:05.636 --> 14:08.472 ‫من کارم تهیۀ جنس و رسوندن خبره. 14:08.472 --> 14:11.308 ‫و منم اینجا خرده‌کاری می‌کنم. 14:11.308 --> 14:13.519 ‫خودم هیچ‌وقت توی دهکده نبودم. 14:13.519 --> 14:16.689 ‫نمی‌دونم چه فکری توی سرِ ‫ننه و ریش‌سفیدهای روستا می‌گذره، 14:16.689 --> 14:20.067 ‫ولی به‌عنوان یه «تادرا»، ‫باید به قوانین خاندان احترام بذارم. 14:22.695 --> 14:26.991 ‫اسم اصلیم تادرا ریوئه، ‫ولی می‌تونی همون درا صدام کنی. 14:28.242 --> 14:32.997 ‫ننه از اینکه می‌خواستن منو ببرن ‫ناراحت به نظر می‌رسید. 14:33.581 --> 14:36.750 ‫واضح به خودتم فهموند. 14:39.003 --> 14:41.505 ‫من و خواهرم دقیقاً چی هستیم؟ 14:44.592 --> 14:47.636 ‫وقتی یه پسر و دختر دوقلو ‫توی یه دهکده در شرق... 14:47.636 --> 14:53.601 ‫روزی که شب و روز برابرن به دنیا بیان، ‫دنیا از هم می‌پاشه. 14:54.101 --> 15:00.024 ‫تا جایی که ما می‌دونیم، آخرین باری که ‫این اتفاق افتاد 400 سال پیش بود. 15:00.858 --> 15:04.695 ‫دوقلوهایی که شب و روز رو تقسیم می‌کردن ‫توی اون دهکده به دنیا اومدن. 15:05.195 --> 15:08.949 ‫طی اون دوره، کشور در یه جنگ بزرگ ‫به شرق و غرب تقسیم شد. 15:09.450 --> 15:14.038 ‫قبل از اون، توی یه جنگ دیگه، ‫کشور به شمال و جنوب تقسیم شده بود. 15:14.580 --> 15:18.667 ‫در هر دو مورد، پشت‌پرده ‫پای «اربابان دیمون» در میون بوده. 15:19.293 --> 15:23.005 ‫پس ما بچه‌های نفرین‌شده‌ای هستیم که ‫قراره دنیا رو به هرج‌ومرج بکشونیم؟ 15:23.005 --> 15:28.344 ‫نه. آدم‌هایی که می‌خوان ‫از قدرت‌تون استفاده کنن جنگ رو راه می‌ندازن. 15:28.344 --> 15:29.845 ‫قدرت ما؟ 15:29.845 --> 15:31.597 ‫من که هیچ قدرت خاصی ندارم. 15:31.597 --> 15:33.098 ‫هنوز نه. 15:33.098 --> 15:37.269 ‫تو ظرفیت به دست آوردن قدرت رو داری. 15:37.269 --> 15:41.106 ‫و آسا احتمالاً الانشم به دستش آورده. 15:42.524 --> 15:46.362 ‫اون «شکست» بود، مگه نه؟ 15:48.572 --> 15:53.827 ‫«شکست» قدرتیه که ‫هر چیزی رو به‌زور از هم باز می‌کنه. 15:53.827 --> 15:58.415 ‫هر چیزی رو، چه یه حصار قدرتمند باشه ‫و چه هر چیز دیگه‌ای، به‌راحتی باز می‌کنه. 15:58.916 --> 16:01.961 ‫جفتش می‌شه «مُهر»، 16:01.961 --> 16:06.131 ‫قدرتی که هر چیزی رو به‌زور می‌بنده. 16:07.007 --> 16:10.552 ‫اگه «شکست» و «مُهر» ‫با هم برخورد کنن چی می‌شه؟ 16:10.552 --> 16:11.971 ‫پارادوکس می‌شه. 16:12.721 --> 16:15.474 ‫تا حالا کسی بوده که ‫هر دو قدرت رو با هم داشته باشه؟ 16:16.058 --> 16:18.811 ‫نه تا جایی که ما می‌دونیم. 16:18.811 --> 16:22.898 ‫یعنی هیچ‌کس نمی‌دونه چی می‌شه. 16:22.898 --> 16:25.943 ‫ممکن نیست که شایعات در مورد اینکه ‫«یه اتفاقی» می‌افته 16:25.943 --> 16:29.488 ‫یک کلاغ چهل کلاغ شده باشه ‫و اهالی دهکده دارن بازی می‌خورن؟ 16:30.322 --> 16:34.243 ‫حالا که بهش فکر می‌کنم، ‫دور دهکده هم یه حصار محافظتی بود. 16:34.243 --> 16:36.537 ‫آقای درا، تو چطوری رفت‌وآمد داشتی؟ 16:37.121 --> 16:40.374 ‫یه مسیر مشخص واسه رد شدن هست. 16:40.374 --> 16:43.585 ‫«باید یه تعداد مشخصی، دور این سنگ‌ها ‫خلاف جهت عقربه‌های ساعت بچرخی.» 16:44.086 --> 16:48.757 ‫«سر این چهارراه، باید به راست بپیچی ‫و سر بعدی برگردی و از دره رد بشی.» 16:49.258 --> 16:53.012 ‫«کنار این درخت بزرگه یه پیچ نود درجه بزنی.» 16:53.012 --> 16:54.805 ‫واقعاً رومخه. 16:55.556 --> 17:01.812 ‫خاندانم مسیر رو بلده، واسه همین می‌تونم ‫آزادانه از حصار محافظتی دهکدۀ هیگاشی رد بشم. 17:02.396 --> 17:07.860 ‫مامانت اهل همین پایینه ‫و اتفاقی اون مسیر به دهکده رو پیدا کرد. 17:11.030 --> 17:12.072 ‫هرازگاهی پیش میاد. 17:13.115 --> 17:17.661 ‫بعضی‌ها وقتی گم می‌شن و سرگردونن، ‫اتفاقی به دهکده می‌رسن. 17:34.511 --> 17:35.596 ‫یورو، 17:36.555 --> 17:42.352 ‫توی جایی که من به دنیا اومدم و بزرگ شدم، ‫اسم تو یعنی «شب». 17:43.729 --> 17:50.110 ‫امیدوارم یه روزی بتونم ‫تو و پدرت و آسا رو ببرم اونجا. 18:16.845 --> 18:21.141 ‫کارت که تموم شد سیفون رو بکش. 18:21.725 --> 18:23.143 ‫دست‌هات رو بشور. 18:27.147 --> 18:31.151 ‫از این چیزهای پرسروصدا ‫که مثل اژدها غرش می‌کنن خوشم نمیاد. 18:31.777 --> 18:34.404 ‫چراغ هر اتاقی که ‫ازش استفاده نمی‌کنی رو خاموش کن. 18:36.031 --> 18:40.077 ‫باشه. تمام قوانین ‫استفاده از مستراح دنیای پایین رو یاد گرفتم. 18:44.832 --> 18:48.877 ‫ولی اینکه مجبور نیستن ‫از چاه آب بکشن خیلی خفنه. 18:48.877 --> 18:52.923 ‫و چطوری با فشار دادن ‫اون چیزهای تق‌تقی نور درست می‌شه؟ 18:52.923 --> 18:56.301 ‫و چقدر شب‌ها توی شهر چراغ روشنه. 18:56.802 --> 19:00.556 ‫از این‌همه قلعه‌های سنگی بلند هم تعجب می‌کنم. 19:00.556 --> 19:03.600 ‫اینجا چند تا ارباب دارن؟ 19:03.600 --> 19:05.811 ‫اونا قلعه نیستن، خونه‌ن. 19:06.478 --> 19:10.357 ‫آقای درا گفت توی هر کدومشون ‫ده‌ها نفر زندگی می‌کنن. 19:10.357 --> 19:12.943 ‫توی پایتخت جمعیت خیلی بیشتره. 19:12.943 --> 19:15.404 ‫راستش اینجا پایتخت نیست. 19:15.404 --> 19:19.783 ‫اون گفت «توکیو» پایتخت ده میلیون نفر آدمه. 19:19.783 --> 19:22.703 ‫ده میلیون؟! ‫اون‌همه آدم چقدر برنج لازم دارن؟ 19:23.370 --> 19:28.083 ‫یعنی با این‌همه آدمی که اینجا زندگی می‌کنن، ‫اینجا پایتخت نیست؟ 19:28.083 --> 19:30.669 ‫یادم رفت اسم اینجا چی بود. 19:31.170 --> 19:32.963 ‫خانم هانا بهم گفته بود. 19:33.964 --> 19:35.257 ‫استان گونتاما؟ 19:35.257 --> 19:37.551 ‫استان گونتاما. یادم می‌مونه. 19:37.551 --> 19:42.347 ‫خب، با این‌همه آدم دوروبرمون ‫قایم شدن مثل آب خوردنه. 19:42.347 --> 19:44.558 ‫بهترین جا واسه قایم کردن یه درخت، ‫خودِ جنگله. 19:44.558 --> 19:50.105 ‫و تو قراره بین این‌همه آدم ‫خواهرت رو پیدا کنی. 19:52.357 --> 19:53.192 ‫آره. 19:54.193 --> 19:56.987 ‫آقای درا و خانم هانا ‫احتمالاً آدم‌های خوبی‌ان. 19:58.197 --> 20:01.867 ‫ولی اگه به اون حقه در مورد خواهرم... 20:01.867 --> 20:05.162 ‫و اهالی دهکده که ‫این راز رو نگه داشتن ربط داشته باشن، 20:05.162 --> 20:07.164 ‫نمی‌تونم کاملاً بهشون اعتماد کنم. 20:07.706 --> 20:12.336 ‫بااین‌حال، به اون زنی که ‫خودش رو آسا جا زده هم نمی‌تونم اعتماد کنم. 20:17.883 --> 20:22.304 ‫فرار کردن از دهکده با یه بچه ‫تصمیم کوچیکی نبوده. 20:23.263 --> 20:25.015 ‫می‌خوام حضوری باهاشون حرف بزنم. 20:25.599 --> 20:29.811 ‫اون آسا رو گیر می‌ندازم ‫و مجبورش می‌کنم منو ببره پیش مامان و بابا. 20:30.437 --> 20:32.814 ‫چپ و راست، کمکم می‌کنین؟ 20:33.398 --> 20:34.900 ‫پس قراره توی این دنیا دنبال یکی بگردیم، 20:34.900 --> 20:36.818 ‫درحالی‌که چپ و راست خودمونم ‫تشخیص نمی‌دیم. 20:37.486 --> 20:40.781 ‫جالبه! چهارصد سال بود که ‫این‌جوری وقت‌کشی نکرده بودیم. 20:41.448 --> 20:42.908 ‫بیا ازش لذت ببریم. 20:42.908 --> 20:47.246 ‫وقتی اربابمون انقدر جدیه ‫نباید این حرف رو بزنی، راست. 20:47.246 --> 20:50.165 ‫خب، نظر تو چیه، چپ؟ 20:54.086 --> 20:55.420 ‫من خوشم نمیاد تحت تعقیب باشم. 20:56.088 --> 20:58.423 ‫طبیعت من اینه که خودم دنبال کنم. 21:01.009 --> 21:04.429 ‫آره، آره. گرفتم. ممنون. 21:05.472 --> 21:07.266 ‫هی، خوش اومدین. 21:07.266 --> 21:08.392 ‫برگشتم. 21:08.392 --> 21:10.352 ‫هانا زنگ زد. 21:10.352 --> 21:12.437 ‫برامون یه جایی واسه زندگی پیدا کرده. 21:13.021 --> 21:15.524 ‫دیگه مجبور نیستیم توی ماشین زندگی کنیم. 21:17.609 --> 21:19.945 ‫راستی، تو خیلی از اون چیزه استفاده می‌کنی. 21:20.529 --> 21:21.530 ‫اون چیه؟ 21:21.530 --> 21:22.489 ‫این؟ 21:24.449 --> 21:27.119 ‫فکر کنم ندونی گوشی چیه. 21:27.619 --> 21:30.998 ‫واسه فرستادن پیامه؛ مثل این می‌مونه ‫با دود یا صدات علامت بدی! 21:30.998 --> 21:32.708 ‫نه، نه دقیقاً... 21:33.292 --> 21:35.335 ‫بگذریم، کارش همینه دیگه. 21:36.211 --> 21:37.629 ‫که این‌طور. 21:37.629 --> 21:39.589 ‫یه چیزی مثل با دود علامت دادن. 21:40.590 --> 21:41.633 ‫فهمیدم. 21:43.677 --> 21:46.179 ‫اینا واقعاً هر چیزی رو قبول می‌کنن. 21:46.179 --> 21:51.184 www.Doostihaa.com 23:19.272 --> 23:21.983 ‫«مروری بر قسمت بعد» 23:22.734 --> 23:25.987 ‫بذار معرفیتون کنم. ‫این کوتتسوئه و اینم جیرو. 23:26.822 --> 23:29.449 ‫راست! وقتی از مستراح استفاده می‌کنی، ‫قبل از اینکه بیای بیرون... 23:29.449 --> 23:30.951 ‫چراغ‌ها رو خاموش کن!