WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:17.267 --> 00:18.893 ‫بزن بریم. 00:18.977 --> 00:20.729 ‫بوم. جدی بریم. 00:20.729 --> 00:22.772 ‫[جولیان اشنابل، هنرمند و فیلم‌ساز] 00:23.314 --> 00:24.774 ‫این رو داشته باش. ‫خودم درستش کردم. 00:25.483 --> 00:27.819 ‫- وایستا، بذار ببینم. ‫- آره بابا. 00:27.902 --> 00:29.904 ‫من که حتی نمی‌دونم ‫قراره باهاش چیکار کنم. 00:29.904 --> 00:30.822 ‫[جلسه پرسش و پاسخ با کارگردان ‫جولیان اشنابل و جیسون موموآ] 00:30.864 --> 00:32.741 ‫جز اینکه بزرگترین طرفدارشم. 00:33.158 --> 00:34.701 ‫حاضرم. اومدم. 00:36.786 --> 00:39.664 ‫شاید بهتر باشه کلاهت رو ‫توی سالن برداری گنده‌بک. 00:39.748 --> 00:41.249 ‫آره، برمی‌دارم. 00:42.709 --> 00:44.127 ‫این فیلم زندگیم رو دگرگون کرد. 00:44.210 --> 00:46.004 ‫- واقعا؟ ‫- آره. 00:46.087 --> 00:49.215 ‫اون سالی که اومد شونزده سالم بود. 00:49.299 --> 00:50.550 ‫الان چهل و پنج سالمه. 00:50.633 --> 00:52.302 ‫اولین بار که دیدیش ‫شونزده سالت بود؟ 00:52.385 --> 00:54.179 ‫وقتی اومد؟ آره. 00:54.262 --> 00:56.181 ‫الان نسخه سیاه و سفید ازش دادن. 00:56.264 --> 00:57.974 ‫قبلا رنگی بود؟ 00:58.141 --> 00:59.184 ‫- آره. ‫- چه باحال. 00:59.267 --> 01:00.894 ‫وای. واقعا در زمان و مکان مناسبی... 01:00.977 --> 01:02.103 ‫قرار گرفتین، قبول دارین؟ 01:02.270 --> 01:04.105 ‫تو آدم معروفی هستی؟ 01:04.481 --> 01:06.566 ‫آره. این آقا که جلوم نشسته ‫فیلم رو ساخته. 01:06.649 --> 01:08.234 ‫آره، کارگردانشه. 01:09.152 --> 01:11.070 ‫من تا حالا آدم معروف ندیده بودم. 01:12.238 --> 01:14.324 ‫من هم تا حالا کسایی رو ‫به خوش‌شانسی شما ندیدم. 01:17.619 --> 01:19.746 ‫داریم فیلم باسکیا رو توی سینما می‌بینیم. 01:19.829 --> 01:22.957 ‫می‌بینی چه خفنه؟ خیلی خفنه. 01:23.958 --> 01:25.585 ‫تعداد کمی آدم راه دادن، 01:25.668 --> 01:27.253 ‫و همه‌شون باحال‌ترین آدم‌های دنیان. 01:27.337 --> 01:28.546 ‫حرف نداره. 02:29.774 --> 02:30.942 ‫یه چیزی بود که الان... 02:31.025 --> 02:33.528 ‫از بین سوال‌ها متوجه شدم... 02:33.611 --> 02:34.821 ‫به نظرم با این صحبت کن. 02:34.904 --> 02:36.281 ‫گمونم صدام می‌رسه. نمی‌رسه؟ 02:36.364 --> 02:38.449 ‫همچنان با این صحبت کن. 02:38.533 --> 02:42.412 ‫به نظرم خیلی دراماتیکه. ‫خیلی‌خب. داشتم می‌گفتم. 02:42.495 --> 02:45.915 ‫من برنامه تلویزیونی ساختم، 02:46.457 --> 02:48.876 ‫نویسندگی و کارگردانی و... ‫هر کاری بگین کردم. 02:50.169 --> 02:54.382 ‫تا اینجای زندگیم همه کار کردم ‫و کاملا ازش راضی بودم، 02:54.465 --> 02:57.176 ‫ولی الان نیستم، ‫چون عین نقاشی کشیدن نیست. 02:57.844 --> 03:03.141 ‫ایشون چهل پنجاه سال در ‫بالاترین سطح ممکن نقاشی کشید. 03:03.224 --> 03:05.727 ‫هنوز زنده است و داره رشد می‌کنه. 03:10.148 --> 03:13.651 ‫جولیان اشنابل نقاش و فیلم‌سازه. 03:15.486 --> 03:19.323 ‫این آدم با هنر راه می‌ره، ‫غذا می‌خوره و نفس می‌کشه. 03:26.247 --> 03:28.499 ‫این‌ها عین رنگ‌های ‫جولیان اشنابل هستن. 03:29.000 --> 03:33.171 ‫همین لحظه شبیه یه نقاشیه. ‫که یه خط سفید از وسطش رد شده. 03:34.630 --> 03:35.506 ‫[ساگ هاربر] 03:35.631 --> 03:37.967 ‫جدی بخوام بگم یکی از ‫فیلم‌سازهای مورد علاقمه، 03:38.760 --> 03:41.137 ‫و دست بر قضا یکی از ‫هنرمندهای مورد علاقم توی دنیاست. 03:45.183 --> 03:47.602 ‫هیچ‌وقت مجبور نشد سر ‫نقاشی‌هاش با کسی سازش کنه. 03:48.102 --> 03:51.063 ‫نقاشی‌هاش رو خودش کشید. ‫لازم نبود به کسی جواب پس بده. 03:51.147 --> 03:52.523 ‫ون‌گوگ هم به کسی جواب پس نمی‌داد. 03:52.607 --> 03:55.151 ‫فریدا کالو یا هیچ‌کدومشون... ‫مجبور نبودن جواب پس بدن. 03:56.652 --> 03:57.820 ‫یه کتاب به این ضخامت داره... 03:58.446 --> 04:00.698 ‫که همه‌اش از نقاشی‌های خودشه. 04:02.492 --> 04:04.535 ‫سال ۱۹۷۹، این همسن منه. 04:05.119 --> 04:06.704 ‫چند ده سال نقاشی کشید، ‫بعدش گفت: 04:06.788 --> 04:09.499 ‫«حالا وقتشه یه سر برم ‫وارد عرصه سینما بشم.» 04:09.582 --> 04:12.627 ‫«باسکیا»، «پیش از آغاز شب»، ‫«لباس غواصی و پروانه» رو ساخت. 04:12.710 --> 04:14.545 ‫با خودم می‌گم: ‫«پسر، درباره چی حرف می‌زنی؟» 04:14.629 --> 04:17.381 ‫«یهو می‌پری توی شاخه هنری دیگه ‫و اونجا هم می‌ترکونی؟» 04:18.007 --> 04:20.009 ‫باسکیا از فیلم‌های مورد علاقه زندگیمه. ‫کلش رو حفظم. 04:20.092 --> 04:21.844 ‫«حتی دیگه نمی‌شه ‫خوب و بد رو تشخیص داد.» 04:21.928 --> 04:25.306 ‫یعنی توی شهر کوچیکی مثل نورواک ‫توی آیووا، کل دنیا رو دیدم. 04:25.389 --> 04:28.643 ‫ولی وقتی باسکیا رو دیدم، ‫با خودم گفتم: «این دیگه چیه؟» 04:29.143 --> 04:31.771 ‫چند نفر این فیلم رو بیشتر از... 04:32.146 --> 04:34.023 ‫یعنی... 04:34.106 --> 04:35.107 ‫دو بار دیدن یا... 04:37.235 --> 04:38.986 ‫می‌دونین؟ 04:39.070 --> 04:42.281 ‫چون من خودم کسایی رو می‌شناسم ‫که پنجاه بار این فیلم رو دیدن. 04:42.365 --> 04:44.325 ‫حتی بقیه فیلم‌هایی که ساختم. 04:44.408 --> 04:47.828 ‫چون می‌شه عین نقاشی بهشون نگاه کرد. 04:47.912 --> 04:49.580 ‫توی نحوه کارگردانی جولیان... 04:49.664 --> 04:51.666 ‫دوربین عین قلم‌مو می‌مونه. ‫تمام حرکاتش عین نقاشیه. 04:51.749 --> 04:53.209 ‫یعنی توی فیلم‌هاش مشهوده. 04:53.793 --> 04:56.254 ‫همه آثاری که خلق کرده ‫جزوی از وجودم شده. 04:58.506 --> 04:59.799 ‫تمام اون چیزی که دوست دارم... 04:59.882 --> 05:02.385 ‫به خاطر کارهاییه که از جولیان دیدم. 05:02.635 --> 05:04.345 ‫تقریبا عین عمو یا دایی آدم می‌مونه. 05:04.428 --> 05:06.514 ‫مثل کسیه که آدم توی زندگیش ‫الگوی خودش قرار می‌ده. 05:06.597 --> 05:07.848 ‫ولی من تا حالا ندیده بودمش. 05:07.932 --> 05:10.309 ‫تا وقتی که چهل و خرده‌ای... ‫چهل و دو سالم شد. 05:11.769 --> 05:16.899 ‫[نیویورک، نیویورک] 05:17.024 --> 05:21.195 ‫[اقامتگاه جولیان اشنابل] 05:23.489 --> 05:25.783 ‫اولین بار جولیان رو چطوری دیدی؟ 05:26.075 --> 05:28.953 ‫ای داد بیداد. ای بابا. 05:29.036 --> 05:30.705 ‫جولیان اشنابل. 05:31.289 --> 05:32.206 ‫چقدر... 05:32.290 --> 05:33.624 ‫دنیا جای عجیبیه. 05:35.084 --> 05:36.627 ‫توی مراسم اسکار بودم. ‫که خیلی باحال بود. 05:36.711 --> 05:38.754 ‫اولین بار بود توی اسکار می‌رم. ‫ولی بگذریم. 05:39.422 --> 05:43.259 ‫یه‌کم احساس معذب بودن کردم. ‫رفتم سمت غذاخوری. 05:43.342 --> 05:45.261 ‫خلاصه اون پشت نشسته بودم، 05:45.344 --> 05:47.763 ‫داشتم برنامه رو می‌دیدم ‫و یهو جولیان وارد شد. 05:47.847 --> 05:49.807 ‫من هم گفتم... 05:50.850 --> 05:53.144 ‫«وای! سعی کن جوگیر نشی.» 05:53.519 --> 05:56.897 ‫دو تایی اون پشت نشستیم. ‫چون جفتمون معذب بودیم. 05:56.981 --> 06:00.484 ‫چند تا نوشیدنی خوردیم و اراجیف گفتیم. 06:00.568 --> 06:02.862 ‫تهش بهش گفتم که کی‌ام و خلاصه... 06:02.945 --> 06:04.613 ‫بخش خوبش این بود که اصلا ‫نمی‌دونست من کی‌ام، 06:04.697 --> 06:05.948 ‫که خیلی خفن بود. 06:06.032 --> 06:09.160 ‫کلا نشستیم با همدیگه ‫درباره هنر حرف زدیم. 06:09.243 --> 06:11.704 ‫دوستیمون اینطوری شروع شد. 06:12.371 --> 06:15.458 ‫توی اسکار که بودیم، ‫دستت رو روی شونه‌ام انداختی، 06:15.541 --> 06:17.001 ‫من گفتم: «اینجا چه خبره؟» 06:17.084 --> 06:21.922 ‫می‌دونی؟ خیلی قشنگ و شیرین بود. 06:22.006 --> 06:25.634 ‫آره، چون بهترین جایی بود که می‌شد ‫از بقیه فاصله گرفت. 06:26.302 --> 06:27.678 ‫دلمون نمی‌خواست وسط باشیم. 06:27.762 --> 06:30.014 ‫گفتم: «وای خدا، این بهترین لحظه ممکنه.» 06:30.097 --> 06:31.432 ‫در جا بهت زنگ زدم. 06:31.515 --> 06:33.893 ‫گفتم: «داداش، همین الان ‫با جولیان اشنابل آشنا شدم!» 06:34.268 --> 06:36.896 ‫آره، خیلی برام آشنا جلوه کردی. 06:36.979 --> 06:38.898 ‫با اینکه اصلا همدیگه رو نمی‌شناختیم، 06:38.981 --> 06:41.650 ‫ولی حس کردم چندین ساله که دوستیم. 06:41.734 --> 06:43.069 ‫آره. زندگی همینه دیگه. 06:45.071 --> 06:47.156 ‫تو توی زندگیم نقش پررنگی داشتی. 06:47.239 --> 06:50.201 ‫الهام‌بخش تمام کارهایی بودی که کردم. 06:50.284 --> 06:51.494 ‫داشت در حقم بی‌انصافی می‌شد. 06:51.577 --> 06:54.789 ‫نقش‌هایی بازی می‌کردم که خوشم نمی‌اومد. ‫خیر سرم رشته‌ام علوم پایه بود. 06:54.872 --> 06:56.040 ‫خانواده‌ام نقاش بودن، 06:56.123 --> 06:58.000 ‫چیزهایی رو می‌دیدم ‫که عموم مردم نمی‌دیدن. 06:58.083 --> 06:59.460 ‫نگاه متفاوتی از بقیه داشتم. 07:00.878 --> 07:03.130 ‫برام عین پدری بود که هیچ‌وقت ندیدمش، 07:03.214 --> 07:05.758 ‫هر چیزی که دوست داشت رو دوست داشتم. 07:05.841 --> 07:08.135 ‫یعنی با وجود اینکه تا حالا ‫این آدم رو ندیده بودم، 07:08.219 --> 07:09.345 ‫ارتباط عمیقی باهاش گرفتم. 07:09.428 --> 07:13.265 ‫الان دو سه نفر توی دنیا وجود دارن که... 07:13.349 --> 07:16.769 ‫همچین تاثیری عمیقی روم گذاشته باشن، ‫که قطعا تو یکیشونی. 07:16.852 --> 07:18.479 ‫خیلی باحاله که همچین حسی داشتی. 07:23.734 --> 07:25.277 ‫راننده تاکسی بودم. 07:25.361 --> 07:28.155 ‫توی رستوران آشپز بودم. ‫هر کاری لازم بود کردم. 07:28.239 --> 07:30.324 ‫یه بار بابام دید داشتم توی ‫رستوران آشپزی می‌کردم، 07:30.407 --> 07:31.951 ‫موهام رو بلوند کرده بودم. 07:32.034 --> 07:34.954 ‫اومد اونجا... ‫کل پیش‌بندم خونی شده بود. 07:35.329 --> 07:38.749 ‫گفتم: «نگران نباش بابا، من نقاشم. ‫چیزی نشده. دلواپس نشو.» 07:39.458 --> 07:41.836 ‫در نهایت همیشه با خودم می‌گفتم، 07:41.919 --> 07:43.462 ‫که یه روز استودیوم رو می‌بینن. 07:43.546 --> 07:45.673 ‫یه استودیو بزرگ می‌گیرم، ‫که بشینن اونجا و... 07:45.756 --> 07:47.550 ‫این حقیقت رو ببینن که ‫لازم نیست نگرانم باشن. 07:48.008 --> 07:49.718 ‫بگذریم، چند تا از نقاشی‌هایی که داشتی... 07:49.802 --> 07:50.803 ‫می‌گفتی رو آوردم. 07:50.886 --> 07:52.471 ‫عه. پس بریم نگاه کنیم. 07:57.560 --> 07:59.979 ‫این رو از بزرگ شدن ‫توی آیووا به ارث بردم. 08:00.437 --> 08:01.897 ‫پوتین کاره. 08:03.315 --> 08:05.693 ‫این رو از روی پوتین کار ‫پدربزرگم برام ساختن. 08:05.776 --> 08:07.152 ‫- خب. ‫- خب. 08:11.323 --> 08:12.491 ‫سلام! 08:16.996 --> 08:18.789 ‫خیلی خفنه. این آیینه هم خیلی باحاله. 08:18.872 --> 08:20.583 ‫مال چه سالیه؟ 08:20.624 --> 08:23.085 ‫سال ۱۸۵۰. 08:25.462 --> 08:26.880 ‫- سلام. ‫- سلام. حالت چطوره جیم؟ 08:26.964 --> 08:28.299 ‫مرسی که سر نیمکت کمک کردی. 08:36.140 --> 08:37.808 ‫- اینجا باشه؟ ‫- آره. 08:39.810 --> 08:42.021 ‫- صاف جلوش باشه؟ ‫- دقیقا جلوش باشه. 08:45.357 --> 08:47.609 ‫کل زحمتی که باید می‌کشیدی همین بود. 08:47.693 --> 08:50.487 ‫خودم نقاشی‌ها رو اینجا می‌ذارم، خب؟ 08:50.571 --> 08:51.864 ‫- باشه. ‫- پس فقط کافیه نگاه کنی... 08:51.947 --> 08:54.825 ‫باورم نمی‌شه، وقتش رسید! ‫وای پسر! 08:54.908 --> 08:56.243 ‫خیلی‌خب. هوف. 08:57.578 --> 08:59.288 ‫داری می‌گیری؟ حاضری؟ 08:59.371 --> 09:01.206 ‫داداش، زندگیم دگرگون شد. 09:05.002 --> 09:06.587 ‫داری نقاشیه رو می‌بینی؟ 09:32.821 --> 09:34.490 ‫وای خدا. 09:35.449 --> 09:37.284 ‫هوف. خیلی‌خب. 09:41.455 --> 09:43.957 ‫جولیان، بیا اینجا. هنوز ندیدمش. 09:50.089 --> 09:51.340 ‫بیا. 09:54.176 --> 09:56.178 ‫یا خدا. پسر. 09:58.639 --> 09:59.765 ‫وای! 10:00.766 --> 10:02.101 ‫هوف! 10:06.688 --> 10:08.065 ‫وای، چقدر قشنگه. 10:21.912 --> 10:23.497 ‫درباره این‌ها بهم بگو. 10:24.998 --> 10:26.625 ‫می‌دونی نکته جالبش چیه؟ 10:27.751 --> 10:29.503 ‫داشتم به موهای ژان میشل فکر می‌کردم... 10:31.672 --> 10:34.967 ‫که این نقاشی‌ها رو کشیدم. ‫درباره اینکه داره رد می‌شه. 10:35.342 --> 10:37.386 ‫انگار یه همچین کسی داشت... 10:37.469 --> 10:39.429 ‫توی منظره قدم می‌زد و رد می‌شد. 10:39.513 --> 10:41.348 ‫اول این خطوط رو کشیدم، 10:41.431 --> 10:45.561 ‫بعدش رفتم نقطه‌ای از ‫فلوریدا نقاشی رو کشیدم، 10:45.644 --> 10:47.187 ‫واسه همین زیر بارون و هوا بود. 10:47.271 --> 10:50.774 ‫برای همین این گونی کنفی ‫این رنگی شده. 10:56.822 --> 10:58.615 ‫ای وای. خراب کردم. 11:01.076 --> 11:04.580 ‫موضوع اینه که من همیشه کشش خاصی ‫به این گونی‌های کنفی داشتم. 11:04.663 --> 11:08.000 ‫کل زندگیم همین بودم. ‫با پاکت‌های قهوه‌ای و کارتن و... 11:08.083 --> 11:11.587 ‫اینکه چه حسی بهم می‌دن. ‫همچنین اون رنگ کهربایی. 11:12.379 --> 11:14.590 ‫نمی‌دونم چیه. ‫ولی همیشه داشتمش. 11:14.673 --> 11:16.717 ‫مامانم همیشه کادوهام رو ‫توی کاغذ قهوه‌ای می‌پیچید. 11:16.800 --> 11:18.719 ‫خودم روی کاغذهای قهوه‌ای شعر می‌نوشتم. 11:19.428 --> 11:22.806 ‫حالا چه رنگش باشه، چه بافتش، ‫کلا با دلم یه کاری می‌کنه. 11:22.889 --> 11:25.183 ‫وقتی بهش نگاه می‌کنم، ‫خوشحالم می‌کنه. 11:25.267 --> 11:27.144 ‫یعنی حتی اگه عصبانیم هم بکنه... 11:27.227 --> 11:30.606 ‫همچنان تاثیریه که هنر باید بذاره، می‌دونین؟ 11:33.191 --> 11:34.276 ‫می‌گم جولیان. 11:34.359 --> 11:35.986 ‫- بله؟ ‫- حالا که... 11:37.112 --> 11:39.114 ‫می‌خوام بهم یاد بدی ‫چطوری همچین کاری کنم. 11:40.907 --> 11:42.326 ‫نشونم می‌دی؟ 11:44.494 --> 11:47.039 ‫آره. ولی کی؟ 11:48.081 --> 11:50.208 ‫- آره، حتما. ‫- یه موقعی که وقت داشتی. 11:50.292 --> 11:52.002 ‫آره. فقط کافیه یه سر تا مونتاک بیای. 11:52.085 --> 11:53.670 ‫- یعنی همینطوری بیام؟ ‫- اونجا نقاشی می‌کشم. 11:53.754 --> 11:55.172 ‫ولی نمی‌دونم برنامه‌هام چطوریه. 11:55.255 --> 11:56.214 ‫آره. 11:56.298 --> 11:58.008 ‫یعنی همینطوری بیام و... 11:58.091 --> 11:59.801 ‫یه گوشه بشینم بازی کنم؟ 11:59.885 --> 12:02.596 ‫نه، می‌تونی توی کارها کمکم کنی. 12:03.388 --> 12:06.224 ‫اصلا می‌ترسیدم ازش بخوام. ‫چون توی خونه طرف بودم. 12:06.308 --> 12:07.684 ‫با خودم می‌گفتم: ‫«شاید یه روز نقاشی کشیدیم.» 12:07.768 --> 12:10.270 ‫با اینکه من رو نمی‌شناسه. ‫اون هم گفت: «باشه بچه‌ جون. حتما.» 12:10.354 --> 12:12.230 ‫می‌دونین، یه تیری توی تاریکی زدم. 12:12.314 --> 12:14.566 ‫آدم باید بپرسه دیگه. ‫اگه نپرسه که نمی‌فهمه. 12:21.573 --> 12:23.700 ‫وای، خیلی باحاله. قبول داری خفنه؟ 12:35.420 --> 12:36.838 ‫یکی از کارهای مورد علاقه‌ام ‫اینه که بتونم... 12:36.922 --> 12:38.632 ‫استودیوی هنرمندها رو برم و ببینم... 12:38.715 --> 12:41.009 ‫که مثلا چی می‌کشن، ‫روی چی کار می‌کنن، 12:41.093 --> 12:43.345 ‫چی براشون الهام‌بخشه. 12:43.428 --> 12:45.889 ‫همین چیزهای کوچیک و جزئی رو می‌خوام. 12:45.972 --> 12:48.725 ‫کلا واسه همین دیدن ‫استودیوی هنرمندها رو دوست دارم. 12:50.519 --> 12:52.938 ‫بعضی‌ها از آثارم متنفرن، ‫فکر می‌کنن بده... 12:53.021 --> 12:54.272 ‫یا به هر دلیلی خوششون نمیاد... 12:54.356 --> 12:56.650 ‫ولی تلاش من اینه چیزی خلق کنم... 12:56.733 --> 12:58.944 ‫که بابتش به کسی باج نداده باشم. 13:09.663 --> 13:13.542 ‫فاصله و ارتفاع همه‌چی رو عوض می‌کنه. 13:13.625 --> 13:15.377 ‫پس الان با دوربین نزدیک شو. 13:16.002 --> 13:18.797 ‫خیلی‌خب. همینطوری سعی کن بچرخی. 13:18.880 --> 13:20.298 ‫آره. 13:20.382 --> 13:21.716 ‫آروم، آروم، آروم. 13:21.800 --> 13:24.261 ‫اینجا می‌تونه یه‌کم نرم‌تر باشه. حاضری؟ 13:25.220 --> 13:28.890 ‫حالا آهسته و کوچولو بیا عقب... 13:29.474 --> 13:31.101 ‫که ببینیم داریم به چی نگاه می‌کنیم. 13:32.060 --> 13:33.979 ‫اشکالی نداره دستت بلرزه. 13:34.062 --> 13:37.149 ‫به قول تلانیوس مانک: ‫«هیچ نت اشتباهی وجود نداره.» 13:37.232 --> 13:38.483 ‫اوهوم. 13:49.703 --> 13:52.873 ‫این‌ها پنل‌های چوبی ‫با سکوهای زاویه‌دارن، 13:52.956 --> 13:57.377 ‫بعدش، روش رو با بشقاب می‌پوشونم ‫و با بتونه ماشین وصلشون می‌کنم. 13:57.460 --> 13:58.628 ‫- باندو. ‫- آره. 13:59.129 --> 14:01.590 ‫سطح کار همینه. ‫برام عین یه بوم سفید و خالیه. 14:01.673 --> 14:02.883 ‫که باید روش نقاشی کنم. 14:02.966 --> 14:06.136 ‫خب، یعنی این باندو می‌شه؟ نه. 14:06.219 --> 14:07.304 ‫آره. 14:07.387 --> 14:08.972 ‫این باندوئه. همه‌اش باندوئه. 14:09.431 --> 14:11.141 ‫- باندو... ‫- بتونه ماشینه. 14:11.224 --> 14:12.559 ‫- آره. ‫- اسم بتونه ماشینه. 14:12.642 --> 14:14.978 ‫بعد همه‌چی رو روش خرد می‌کنی. فهمیدم. 14:15.061 --> 14:17.105 ‫خب، همه رو که می‌چسبونم... 14:17.188 --> 14:20.942 ‫از اپوکسی یا همون باندو... 14:21.026 --> 14:22.777 ‫تا حالا شده... تا حالا... 14:22.861 --> 14:26.323 ‫مثلا دیدی وارهول و باسکیا ‫با همدیگه کار مشترک ساختن؟ 14:26.406 --> 14:27.449 ‫تا حالا همچین کاری کردی؟ 14:28.491 --> 14:30.744 ‫- نه. ‫- اصلا؟ یعنی همیشه... 14:30.827 --> 14:32.996 ‫البته ازم درخواست شده بود. 14:33.079 --> 14:35.457 ‫مثلا برونو بود، ‫فکر می‌کردن ممکنه قبول کنم. 14:35.540 --> 14:37.000 ‫ولی من دلم نمی‌خواست. 14:37.083 --> 14:39.252 ‫قاعدتا دوست داشتم... 14:39.836 --> 14:42.422 ‫چون من تنها کسی بودم که یه اثر... 14:42.964 --> 14:46.259 ‫مشترک باسکیا و وارهول رو از اول خریدم. 14:46.343 --> 14:47.552 ‫- واقعا؟ ‫- آره. 14:47.636 --> 14:49.429 ‫چون بقیه... ‫همه فکر می‌کردن... 14:49.512 --> 14:50.930 ‫خواهشا بگو که هنوز داریش. 14:51.765 --> 14:55.602 ‫چند سال بعد فروختمش. ‫به جانی ورساچه فروختم. 15:03.985 --> 15:07.197 ‫[نیویورک، مونتاک] 15:16.164 --> 15:17.415 ‫وای. 15:17.499 --> 15:18.917 ‫بله عزیزم؟ 15:19.000 --> 15:21.086 ‫می‌خوان بچه‌ها رو ببرن خرید. 15:21.169 --> 15:22.462 ‫یا خدا. 15:22.545 --> 15:24.005 ‫باشه، بعدا پابلو رو برات میاریم. 15:24.089 --> 15:25.340 ‫- بهت زنگ می‌زنم. ‫- رنگ‌ها رو باش. 15:26.091 --> 15:30.261 ‫می‌گن «ریگارد می پیِد پاتس»، ‫که یعنی «پای صافم رو ببین.» 15:30.637 --> 15:31.638 ‫«پاهای صافم رو ببین.» 15:31.721 --> 15:32.847 ‫آره. 15:36.059 --> 15:39.062 ‫مامانم نقاش بود، بابام نقاش بود. 15:39.145 --> 15:42.899 ‫اولین عشق و علاقه‌ام به دیدن ‫عکس‌های سای تومبلی بود. 15:43.441 --> 15:45.527 ‫بعدش توی نخ کارهای ‫باسکیا و تاپیس رفتم. 15:46.111 --> 15:49.948 ‫عاشق اون دنیا و دنیای هنرم. 15:50.031 --> 15:52.200 ‫همون مسیری بود که جولیان هم رفته بود. 15:54.077 --> 15:55.412 ‫نگاه کن. 15:55.495 --> 15:58.039 ‫پیتر بیرد این عکس رو ‫از اندی وارهول گرفته بود. 15:58.123 --> 16:00.166 ‫این احتمالا شاهکار زندگی پیتر بیرد باشه. 16:00.250 --> 16:01.376 ‫- وای. ‫- نگاه کن. 16:01.459 --> 16:03.128 ‫این اندی وارهول جلوی خونه‌ایه... 16:03.211 --> 16:05.672 ‫که توش زندگی می‌کردم ‫و یه مرغ دریایی مرده دستشه. 16:06.256 --> 16:07.966 ‫- عجب. ‫- قشنگه، نه؟ 16:08.591 --> 16:09.926 ‫خاک عالم. 16:11.386 --> 16:14.597 ‫چیز خاصی نیست. ‫کار مشترک پیتر بیرد و اندی وارهوله. 16:14.681 --> 16:16.141 ‫نیفتی‌ها. نیفتی. 16:16.224 --> 16:17.434 ‫خیلی‌خب. 16:17.517 --> 16:18.643 ‫دستم نخورد. 16:19.686 --> 16:24.899 ‫خونه‌اش رو که دیدم دقیقا شبیه یه موزه ‫از آثار هنری خارق‌العاده بود، 16:24.983 --> 16:27.068 ‫همه‌چیزش یه داستانی پشتش بود. 16:28.528 --> 16:29.988 ‫من هم خودم همینم. 16:30.071 --> 16:32.323 ‫اگه بیاین ببینین، ‫خونه من همینطوری چیده شده. 16:32.407 --> 16:35.702 ‫همه‌جا جعبه سیاه افتاده. 16:35.785 --> 16:39.622 ‫ولی یه روز می‌تونم تمام چیزهایی که توی... 16:39.706 --> 16:41.583 ‫سفرهام جمع کردم، ‫مثل آثار هنری دنیا رو... 16:41.666 --> 16:43.209 ‫بتونم توی دکور خونه‌ام نشون بدم. 16:43.293 --> 16:45.003 ‫چقدر خفنه! 16:45.086 --> 16:47.255 ‫دلم می‌خواد یه‌نمه ‫از این دنیا توش باشه، 16:47.630 --> 16:49.883 ‫با یه‌نمه از اون یکی دنیا. 16:52.969 --> 16:54.637 ‫گیتار و موتورسیکلت. همین و بس. 16:54.721 --> 16:57.724 ‫اگه این خونه رو بسازم، ‫خیلی عجیب می‌شه. 17:03.188 --> 17:04.439 ‫جای بدی نیست. 17:06.441 --> 17:08.234 ‫اگه بخوای می‌تونی ‫شب اینجا بخوابی. 17:09.694 --> 17:10.862 ‫- خب؟ ‫- باشه. 17:11.613 --> 17:13.031 ‫عالیه. 17:13.114 --> 17:14.782 ‫نرم و راحته. 17:14.866 --> 17:16.659 ‫- خب؟ ‫- حرف نداره. 17:18.286 --> 17:20.455 ‫یه‌کم دیگه می‌ریم ساحل. ‫چند دقیقه دیگه. 17:23.833 --> 17:26.127 ‫پس پایه‌ای مایو بپوشیم و بریم توی آب؟ 17:26.920 --> 17:28.671 ‫- آره. ‫- نمی‌دونم. 17:28.755 --> 17:30.840 ‫حتما یه سر جایی که ‫نقاشی می‌کشی هم بریم. 17:31.090 --> 17:32.008 ‫باشه. 17:37.847 --> 17:38.848 ‫خب. 17:42.852 --> 17:44.312 ‫قبلش چی ریخته بودی؟ 17:44.896 --> 17:47.106 ‫حلال رنگ ریخته بودم. 17:48.066 --> 17:50.276 ‫بعدش یه‌مقدار واکس مدیوم هم زدم. 17:50.985 --> 17:52.195 ‫دست بزنم؟ 17:52.278 --> 17:53.655 ‫می‌شه دست زد. 18:06.376 --> 18:07.502 ‫خب، حاضری؟ 18:07.585 --> 18:09.295 ‫- همینطوری نگهش دار. ‫- خب. 18:09.379 --> 18:10.755 ‫اینطوری، خب؟ 18:10.838 --> 18:12.465 ‫انگار دارم پرتش می‌کنم. 18:12.548 --> 18:16.636 ‫فکر کن این قلب و احساسات یه آدمه... 18:17.345 --> 18:19.347 ‫- عملا قلبشه. ‫- خب؟ 18:20.848 --> 18:23.810 ‫گمونم باید اینطوری تصور کنی... ‫قشنگ به دل طبیعت بری. 18:23.893 --> 18:25.520 ‫انگار یه فیگوری توی منظره است. 18:25.603 --> 18:26.813 ‫- یعنی موقع انجامش... ‫- فهمیدم. 18:26.896 --> 18:29.232 ‫باید بذاری قشنگ پخش بشه. 18:29.315 --> 18:30.358 ‫حله. 18:30.441 --> 18:31.651 ‫- خب، حاضری؟ ‫- آره. 18:31.734 --> 18:34.070 ‫وقتی می‌زنی، بذار قشنگ هوا بخوره. ‫آماده‌ای؟ 18:34.153 --> 18:35.446 ‫آره. آماده‌ام. 18:40.284 --> 18:42.412 ‫یوهوهو! وای. 18:43.830 --> 18:46.541 ‫یه‌کم آبی روشن داری... 18:46.624 --> 18:48.084 ‫که باید... 18:48.167 --> 18:50.002 ‫دارم باهات نقاشی می‌کشم! 19:00.263 --> 19:03.057 ‫آیا به نظرم هنرمند خوب ‫از درد و رنج زاده می‌شه؟ 19:03.641 --> 19:06.561 ‫نه، به نظرم از لذت زاده می‌شه. 19:10.815 --> 19:14.986 ‫وای! چقدر باحاله! 19:15.611 --> 19:18.948 ‫یه متنی هست که تارکوفسکی نوشته بود. 19:19.740 --> 19:25.663 ‫که عملا توش گفته بود: ‫«تمام انواع هنر خوش‌بینی دارند،» 19:25.746 --> 19:28.124 ‫«حتی اگر موضوع آن‌ها تراژدی باشد،» 19:28.207 --> 19:33.212 ‫«چون هنر جلوه‌ای از زندگیست، ‫نه خود زندگی.» 19:33.296 --> 19:34.922 ‫«زندگی شامل مرگ است.» 19:35.798 --> 19:38.384 ‫«اما جلوه هنر از زندگی مرگ ندارد،» 19:38.843 --> 19:41.012 ‫«بنابراین، باید گفت خوش‌بینانه است.» 19:49.854 --> 19:51.731 ‫بگیرش... 19:51.814 --> 19:55.985 ‫از اینجا تا اونجا، یه خط صاف بکش. 19:56.068 --> 19:57.695 ‫- از همین‌جا تا اونجا. ‫- باشه. 20:18.424 --> 20:19.717 ‫پسر. 20:21.219 --> 20:22.970 ‫دیگه این شلوارم رو نمی‌شورم. 20:23.054 --> 20:25.598 ‫نه که کلا عادت داشته باشم ‫شلوارم رو بشورم. 20:29.685 --> 20:31.229 ‫انگار فهمیدی کارم چطوریه. 20:31.312 --> 20:33.105 ‫- چرا بزرگترش کردی؟ ‫- ها؟ 20:33.189 --> 20:34.732 ‫چرا اون تیکه آخرش رو انجام دادی؟ 20:34.815 --> 20:36.817 ‫چون که حس کردم یه‌کم... 20:36.901 --> 20:38.569 ‫وقتی نصبش کنیم می‌بینی. ‫قراره بگی... 20:38.653 --> 20:40.738 ‫قطعا که الان بهتر شده، ‫ولی فکر پشتش چی بود؟ 20:40.821 --> 20:42.114 ‫حس کردم یه‌کم زیادی... 20:42.198 --> 20:43.199 ‫- کوچیکه؟ ‫- ناچیزه. 20:48.204 --> 20:50.623 ‫وهم‌آلوده. ظریفه. 20:52.708 --> 20:55.544 ‫وقتی روی بوم کشیده بشه، ‫حتی قشنگ‌تر هم می‌شه. 20:57.380 --> 20:59.215 ‫نگاه کن، الان نقاشی کشیدم. 20:59.298 --> 21:01.801 ‫خیلی برام اتفاق خاصی بود. 21:04.428 --> 21:05.930 ‫تهش فقط هنر آدم براش می‌مونه. 21:07.181 --> 21:09.058 ‫اگه می‌خوای هنر خلق کنی... 21:09.558 --> 21:11.102 ‫باید برای همین بجنگی. 21:11.185 --> 21:12.979 ‫نباید به کسی باج داد. 21:23.239 --> 21:24.198 ‫سرده. 21:24.281 --> 21:25.992 ‫- چطوره؟ ‫- سرده. 21:26.242 --> 21:27.159 ‫بد نیست. 21:28.869 --> 21:30.246 ‫حس می‌کنم سردتر از اینه که بشینیم... 21:30.329 --> 21:32.832 ‫می‌تونیم توی آب سرد شیرجه بزنیم ‫و بعدش خودمون رو گرم کنیم. 21:33.249 --> 21:34.250 ‫دوش آب گرمتون کجاست؟ 21:34.333 --> 21:35.876 ‫- اونجاست. ‫- ایول. 21:40.423 --> 21:41.632 ‫یه مایو اونجا هست. 21:41.716 --> 21:44.593 ‫این مایوی دونکاروی ۱۹۲۰ منه. 21:45.094 --> 21:48.305 ‫می‌خوام از ارتفاع بپرم داداش. 21:48.389 --> 21:50.099 ‫نظر شما رو که نمی‌دونم. 21:50.182 --> 21:51.392 ‫ایول پسر! 21:55.312 --> 21:57.022 ‫خیلی خفن بود! 21:57.106 --> 21:59.567 ‫دفعه اولی که پریدم ‫انقدر دردم گرفت که نگو. 22:04.280 --> 22:05.698 ‫یوهو! 22:06.824 --> 22:07.825 ‫همیشه آرزوم بود نقاشی کنم. 22:07.908 --> 22:10.411 ‫آرزوم بود بتونم خودم رو ‫با این روش ابراز کنم. 22:12.621 --> 22:13.914 ‫آدم غیب می‌شه. 22:13.998 --> 22:15.624 ‫حس می‌کنه توی یه فضای خلاقانه است... 22:15.708 --> 22:17.334 ‫- که زمان توش متوقف شده. ‫- وای! 22:19.128 --> 22:21.589 ‫فقط با خودشه و نقاشی می‌کشه. ‫خیلی حس قشنگی داره. 22:23.424 --> 22:26.302 ‫باید بیشتر نقاشی کنم. ‫همه باید بیشتر نقاشی کنن. 22:27.011 --> 22:27.970 ‫پسر، همین خلاق بودنه. 22:28.053 --> 22:30.222 ‫به هر شکلی که باشه، ‫یا هر هنری که دوست دارین، 22:30.306 --> 22:33.768 ‫یا حتی اگه اصلا سر در نمیارین، ‫ولی صرفا دلتون می‌خواد، حتما امتحان کنین. 22:33.851 --> 22:37.521 ‫توی این دنیای خلاقیت... غیب بشین. 22:39.982 --> 22:43.360 ‫صدف‌ها رو آوردیم. ‫دو تا سس متفاوت آوردیم. 22:44.153 --> 22:47.781 ‫گوجه‌فرنگی تازه و موتزارلای تازه آوردیم. 22:49.074 --> 22:50.284 ‫ریگاتونی داریم. 22:51.619 --> 22:53.120 ‫بهترین روز عمرمه. 22:53.621 --> 22:54.663 ‫خوش می‌گذره؟ 22:55.289 --> 22:56.624 ‫- ها؟ ‫- آره. 22:57.374 --> 23:00.544 ‫با همدیگه نقاشی کشیدیم. ‫خیلی هم نقاشی قشنگی شد. 23:01.921 --> 23:04.131 ‫تو نقاشی کشیدی و تونستی ‫بهم یه چیزهایی یاد بدی. 23:04.215 --> 23:05.966 ‫- خیلی خفن بود. ‫- خب، تو کلا... 23:06.050 --> 23:10.888 ‫نه‌تنها اهل دل هستی، ‫ولی زود هم یاد می‌گیری. دستت میاد. 23:10.971 --> 23:11.972 ‫آره. 23:13.474 --> 23:16.352 ‫این بهترین بخششه، چون این کتاب... 23:16.435 --> 23:19.939 ‫تمام نقاشی‌هاییه که توی عمرت کشیدی. 23:20.022 --> 23:21.649 ‫قطعا بیشتر هم کشیدی. 23:21.732 --> 23:23.025 ‫بهم گفتی... 23:23.108 --> 23:26.028 ‫موقع فیلمبرداری «رئیس جنگ» ‫برگشت بهم گفت... 23:26.111 --> 23:28.781 ‫حیرت‌زده بود که چطور ‫این کارها رو انجام می‌دم، 23:28.864 --> 23:31.367 ‫داشتم کارگردانی می‌کردم ‫و واسه خودم می‌رفتم، می‌اومدم. 23:31.450 --> 23:32.743 ‫یهو گفت: «چطوری این کار رو می‌کنی؟» 23:32.826 --> 23:35.871 ‫برگشتم گفتم: «چی داری می‌گی؟» 23:35.955 --> 23:39.208 ‫این کتاب رو ببین. ‫هفت تا فیلم خودت رو ببین. 23:39.833 --> 23:41.752 ‫شیش تا بچه خودت رو ببین. 23:42.336 --> 23:43.671 ‫- الان هفت تا شدن. ‫- هفت تا بچه. 23:50.261 --> 23:52.429 ‫[نیویورک، نیویورک] 23:52.513 --> 23:54.223 ‫خیلی برام خاص و ارزشمنده. 23:55.057 --> 23:57.268 ‫همه‌اش صورتیه. ‫شاید بهتره از اینجا بریم. 24:02.356 --> 24:03.732 ‫آره، همینه. 24:03.816 --> 24:06.360 ‫اینجا پالاتزو چوپیه. 24:07.278 --> 24:11.782 ‫خیلی عجیبه. ما کلا... ‫کشته‌مرده رنگ صورتی‌ایم. 24:12.199 --> 24:13.867 ‫عجیبه. نمی‌دونم مامانم با ‫الویس بزرگم کرده یا نه. 24:13.951 --> 24:15.411 ‫ولی در کل... 24:15.494 --> 24:17.997 ‫جولیان توی زندگیم برام ‫عین الگوی پدرانه بود. 24:18.080 --> 24:19.873 ‫ولی در کل... شیفته رنگ صورتی‌ام. 24:20.624 --> 24:23.210 ‫بریم یه نگاه بندازیم. ‫اینجا خودش یه پا موزه است. 24:24.461 --> 24:27.965 ‫این نقاشی «عبور هانیبال از کوه‌های آلپه». 24:28.674 --> 24:30.426 ‫می‌بینی، اینجا هانیبال... 24:30.884 --> 24:32.302 ‫- جیسون. ‫- بله؟ 24:32.386 --> 24:37.141 ‫هانیبال یه کلاه زنجیری سرشه. ‫زره تنش کرده. 24:37.224 --> 24:38.475 ‫ریش داره. 24:38.559 --> 24:39.893 ‫چند تا پر از لای موهاش زده بیرون، 24:39.977 --> 24:43.897 ‫کلا شنلش... روی اسب افتاده. 24:43.981 --> 24:48.193 ‫از کنار یه دریاچه منجمد ‫و چند تا سنگ یخ رد می‌شه. 24:49.653 --> 24:51.238 ‫البته تو می‌تونی ‫برداشت خودت رو بکنی. 24:56.952 --> 25:00.122 ‫من با همه چت تصویری می‌کنم. ‫خیلی کار پیرمردیه. 25:00.706 --> 25:02.624 ‫ولی جولیان هم همیشه ‫باهام فیس‌تایم می‌کنه. 25:03.125 --> 25:05.419 ‫همیشه ازم خبر می‌گیره. ‫از دوست‌های صمیمیمه. 25:06.086 --> 25:08.172 ‫بگذریم. این نقاشی‌های منه. 25:08.255 --> 25:11.633 ‫برایان، شاید بهتر باشه به جای ما، ‫به این‌ها نگاه کنی. 25:11.717 --> 25:13.802 ‫ببین با دوربین چقدر قشنگ میفته. برو از... 25:13.886 --> 25:15.596 ‫از اونجا برو و بیا... 25:15.679 --> 25:19.433 ‫می‌تونی از جلوی من بیای ‫و اینطوری حرکت کنی... 25:20.100 --> 25:22.060 ‫و ببینی که چه جلوه‌ای می‌گیره. 25:25.063 --> 25:26.732 ‫خیلی با خانواده‌شون ارتباط گرفتم. 25:26.815 --> 25:28.525 ‫بهشون گفتم من بچه بزرگ ‫خانواده اشنابلم. 25:33.030 --> 25:35.866 ‫همینطور که بزرگ می‌شن، ‫می‌بینن پدرشون چه آثاری می‌سازه، 25:35.949 --> 25:37.826 ‫و این همون آثاری بودن که ‫الهام‌بخش زندگی من بودن. 25:37.910 --> 25:39.661 ‫اینجا کجاست؟ 25:39.745 --> 25:42.039 ‫اتاق منه. 25:47.628 --> 25:48.879 ‫- عه؟ ‫- پشتشه. 25:48.962 --> 25:50.547 ‫نگاه کن. درام رو ببین. 25:51.423 --> 25:54.676 ‫اون طرفش چیه؟ ‫ازمی، طرفی که درست کردی رو نشون بده. 25:55.219 --> 25:56.678 ‫وای! 25:58.472 --> 25:59.807 ‫یکی دیگه نشونش بده. 25:59.890 --> 26:01.892 ‫بذار کمکت کنم. مثلا دستیارتم. 26:03.060 --> 26:04.228 ‫حاضری؟ 26:05.354 --> 26:07.356 ‫- نشونشون بدم؟ ‫- نه. 26:07.439 --> 26:08.524 ‫خودت نشون می‌دی؟ 26:10.901 --> 26:12.069 ‫وای. 26:12.861 --> 26:14.071 ‫این چیه؟ 26:14.154 --> 26:15.822 ‫گاوه. 26:16.281 --> 26:17.824 ‫- گاوه؟ ‫- گاو؟ 26:18.825 --> 26:20.118 ‫این یکی چیه؟ 26:20.619 --> 26:22.538 ‫- خوکه. ‫- خوک؟ 26:24.039 --> 26:25.207 ‫اندازه شد؟ 26:25.290 --> 26:26.917 ‫- پوشیدم. ‫- پوشیدی؟ 26:27.000 --> 26:29.920 ‫آره، پوشیدم. عین بندبازها شدم. 26:30.003 --> 26:32.214 ‫وایستا ببینم. ‫نه، نه. به نظرم خوبه. 26:32.297 --> 26:33.840 ‫البته لازم نیست باهاش ‫پوتین‌های قدیمیت رو بپوشی. 26:33.924 --> 26:36.009 ‫می‌دونی چیه؟ ‫می‌تونی با همین بری این‌ور اون‌ور. 26:36.093 --> 26:39.096 ‫حتی می‌تونی آستین‌هاش رو ببُری. 26:39.471 --> 26:40.764 ‫واقعا راحتم. 26:40.847 --> 26:41.807 ‫چیکار می‌کنی؟ 26:41.890 --> 26:43.642 ‫می‌دونی چرا؟ 26:43.725 --> 26:45.936 ‫داشتم لباس‌های بابات رو می‌پوشم. 26:46.853 --> 26:48.313 ‫راستی، کفش‌هات رو در بیار. 26:49.940 --> 26:51.984 ‫واقعا خفنه. 26:52.359 --> 26:54.027 ‫خب. ببینم. 26:54.778 --> 26:56.321 ‫نگاه کن. 26:56.405 --> 26:57.990 ‫- خوبه؟ ‫- بانمکه. 26:58.699 --> 27:01.243 ‫می‌دونی «مومو» به ژاپنی یعنی چی؟ 27:01.326 --> 27:04.288 ‫«پسر هلو». خوبه دیگه. ‫پسر هلوی ژاپنی شدم. 27:04.371 --> 27:05.914 ‫پسر هلو شده. 27:06.707 --> 27:08.834 ‫این نقاشی «بیماران و پزشکانه». 27:09.835 --> 27:10.877 ‫اولین کارته؟ 27:10.961 --> 27:12.462 ‫اولین نقاشیم روی بشقابه. 27:18.635 --> 27:21.555 ‫وقتی این رو کشیدم ‫بیست و شیش سالم بود. 27:21.638 --> 27:22.973 ‫عجب. 27:23.849 --> 27:26.810 ‫این نقاشی رو ۳۵۰۰ فروختم. 27:26.893 --> 27:28.937 ‫اصل این رو ۳۵۰۰ بروختی؟ 27:29.021 --> 27:30.772 ‫- آره. ‫- الان چقدر می‌ارزه؟ 27:32.316 --> 27:33.775 ‫ده میلیون دلار. 27:36.778 --> 27:37.821 ‫وای. 27:40.324 --> 27:42.409 ‫می‌دونی روی چی دراز کشیدی؟ 27:42.492 --> 27:43.744 ‫نباید دراز می‌کشیدم؟ 27:44.453 --> 27:46.455 ‫می‌تونی دراز بکشی، ‫ولی می‌دونی چیه؟ 27:46.538 --> 27:48.874 ‫- چیه؟ ‫- مواظب پوتینت باش. 27:48.957 --> 27:50.333 ‫این... 27:54.046 --> 27:56.298 ‫روکش چادر ماکسیمیلیان فون هابسبورگه. 27:56.381 --> 27:58.091 ‫امپراتور مکزیک رو می‌گم. 27:58.175 --> 28:00.385 ‫که شوهر کارلوتا بود، 28:00.469 --> 28:04.765 ‫و فکر کنم حوالی ۱۸۵۰ ‫توی مکزیک کشته شد. 28:04.848 --> 28:06.224 ‫خیلی خفنه. 28:06.308 --> 28:08.226 ‫این روکش چادرش بود. 28:08.935 --> 28:11.772 ‫مخمله. خودش یه پا نقاشیه. 28:12.689 --> 28:15.067 ‫دلم می‌خواد درباره اینکه ‫نقاشی رو به کجا رسوندی، 28:15.150 --> 28:17.444 ‫و اینکه چی شد باسکیا رو بسازی، بپرسم. 28:17.527 --> 28:19.029 ‫یعنی چی... 28:19.112 --> 28:22.324 ‫از چه لحظه‌ای بود که یهو گفتی: ‫می‌خوام برم فیلم بسازم؟ 28:22.407 --> 28:25.619 ‫چون می‌دونم شدیدا خوره سینمایی. 28:25.702 --> 28:29.164 ‫می‌دونی، همیشه فکر کردم ‫قراره طرفدار سینما بمونم. 28:29.247 --> 28:30.582 ‫فکرش هم نمی‌کردم خودم کارگردانی کنم. 28:31.416 --> 28:32.584 ‫اصلا دوربین نداشتم. 28:32.667 --> 28:35.754 ‫فقط می‌دونستم کی بود، ‫و خودش رو می‌شناختم. 28:35.837 --> 28:38.799 ‫که بقیه هم بابت این قضیه ‫خیلی حسادت می‌کردن. 28:38.882 --> 28:42.010 ‫چون نمی‌دونستن دوستی ما چطور بود. 28:42.093 --> 28:44.554 ‫من که با ژان میشل هروئین نمی‌زدم، 28:44.638 --> 28:46.807 ‫یا کارهای دیگه که بقیه ‫باهاش می‌کردن رو نمی‌کردم. 28:46.890 --> 28:49.351 ‫چون من نقاش بودم، ‫اون هم نقاش بود، 28:49.434 --> 28:51.353 ‫و ماهیت ارتباط ما خیلی فرق داشت. 28:52.229 --> 28:55.273 ‫اون فوت شد. من زنده بودم. 28:56.900 --> 29:01.238 ‫درد و رنجی که ما کشیدیم ‫تا حد زیادی شبیه هم بود، 29:01.279 --> 29:04.991 ‫با این تفاوت که والدینم من رو ‫خیلی دوست داشتن، حتی با اینکه... 29:05.075 --> 29:06.368 ‫متوجه هدف کارم نمی‌شدن... 29:06.451 --> 29:07.452 ‫آره. 29:07.536 --> 29:08.703 ‫دوستم داشتن. 29:08.787 --> 29:11.498 ‫گمونم این حس رو بهم دادن ‫که می‌تونم هر کاری بکنم. 29:12.040 --> 29:13.124 ‫ولی اون چنین مزیتی نداشت. 29:13.834 --> 29:18.505 ‫فکر کنم این ثبات رو نداشت. ‫تازه خیلی هم جوون بود... 29:18.588 --> 29:21.883 ‫که بخواد این حجم از ‫توجه و شهرت رو تحمل کنه. 29:22.425 --> 29:28.515 ‫می‌شه گفت مرگش به نوعی ‫جایگاه تاریخیش رو تثبیت کرد. 29:28.598 --> 29:31.560 ‫ولی یه چیزی که موجب این امر شد، ‫همون فیلم بود. 29:31.643 --> 29:33.103 ‫به نظرم با همون فیلم شروع شد. 29:33.186 --> 29:37.148 ‫چون که اون فیلم کلی ‫ثروت و پول آورد. 29:37.774 --> 29:41.570 ‫آره، باید بگم که... ‫کی اومد؟ سال ۹۶ بود؟ 29:42.070 --> 29:43.363 ‫- آره. ‫- احتمالا سال ۹۵ فیلمبرداری شد؟ 29:43.446 --> 29:45.657 ‫- آره. ‫- که من شونزده سالم بود. 29:45.740 --> 29:47.450 ‫من زیاد با بابام صحبت نمی‌کردم. 29:47.534 --> 29:49.786 ‫مامان و بابام جفتشون نقاش بودن. ‫ولی کل دوره دبیرستان... 29:49.869 --> 29:51.538 ‫تقریبا با بابام حرف نمی‌زدم. 29:51.621 --> 29:53.290 ‫ارتباطمون انگار... 29:55.000 --> 29:57.335 ‫رو به نابودی بود و... 29:57.711 --> 30:00.463 ‫ولی اون... اون فیلم... 30:02.340 --> 30:04.676 ‫بیشتر از هر فیلم دیگه‌ای ‫روم تاثیر گذاشت. 30:04.759 --> 30:06.261 ‫مثل مسیر ریشه‌ای بود که... 30:06.344 --> 30:07.929 ‫خلاصه یه بار ازم پرسیده بودی که... 30:08.013 --> 30:11.600 ‫«چرا انقدر باهات... ‫انقدر باهات احساس صمیمیت می‌کنم؟» 30:12.809 --> 30:14.853 ‫هر موقع که افسرده می‌شم، هر دفعه... 30:14.936 --> 30:18.023 ‫اون فیلم... چیزیه که بهش پناه می‌برم. 30:18.106 --> 30:19.649 ‫انگار اون توانایی رو ‫توی خودم پیدا نمی‌کنم. 30:19.733 --> 30:22.444 ‫بتونم کاری رو بکنم که تو می‌کنی، ‫واقعا برام... 30:23.486 --> 30:26.698 ‫واسه همین نمی‌تونم سر جام بشینم. ‫چون کلی آدم وجود داره. 30:26.781 --> 30:29.868 ‫برای همین تو الگوی زندگیمی. ‫هنر توی کارت ریشه کرده. 30:29.951 --> 30:31.786 ‫من هم به سبک خودم انجام می‌دم‌ها، 30:32.662 --> 30:35.248 ‫چه با آدم‌های انگیزه‌بخش باشه، ‫یا توی همین برنامه باشه، 30:35.332 --> 30:37.959 ‫ولی همه‌اش به لطف تو بوده. 30:38.043 --> 30:40.295 ‫به لطف تو و کارهایی که کردی و... 30:40.378 --> 30:42.255 ‫کسایی که باهاشون آشنا شدی و... 30:42.339 --> 30:44.382 ‫چیزهایی که تجربه کردی ‫و به دنیا منتقل کردی. 30:44.466 --> 30:46.009 ‫واقعا باید بگم آدم خاصی هستی. 30:46.092 --> 30:48.261 ‫همون دیشب هم گفتم، ‫آدم ویژه و تکی هستی. 30:49.220 --> 30:51.890 ‫من هم خیلی، خیلی، خیلی سپاسگزارم که... 30:53.516 --> 30:56.603 ‫حتی همین ارتباط رو باهات داشته باشم. 30:56.686 --> 31:01.358 ‫خب، توی باسکیا یه جمله‌ای بود ‫که گری اولدمن به ژان میشل می‌گفت: 31:01.441 --> 31:03.693 ‫«مخاطب تو حتی هنوز به دنیا نیومده.» 31:04.778 --> 31:08.031 ‫الان که فکر می‌کنم، هفتاد و دو سالمه، ‫نشستیم دور همدیگه. 31:08.114 --> 31:09.991 ‫- چند سالت شده؟ چهل و پنج هستی؟ ‫- اوهوم. 31:10.075 --> 31:13.828 ‫که بهم می‌گی: ‫«راستی، این آثاری که ساختی...» 31:13.912 --> 31:15.246 ‫«من آثاری که ساختی رو دیدم.» 31:15.622 --> 31:17.957 ‫«به نوعی... مسیر زندگیم رو ساخت.» 31:18.041 --> 31:20.543 ‫«بهم انتخاب‌هایی داد ‫که نمی‌دونستم دارمشون.» 31:20.627 --> 31:23.505 ‫«تونستم فلان کار و بهمان کار رو کنم، ‫چون اون اثر رو دیدم...» 31:23.588 --> 31:26.174 ‫«و همون رو ازش گرفتم ‫که نسخه خودم رو ازش بسازم.» 31:28.009 --> 31:30.261 ‫خب، موضوع دقیقا همینه. 31:30.345 --> 31:32.097 ‫واسه همین ارزش ‫تلاش کردن داره. 31:33.306 --> 31:36.184 ‫خلق هنر یه فعالیت راه‌گشاست، 31:36.601 --> 31:38.728 ‫یعنی داری روی چیزی کار می‌کنی. 31:38.812 --> 31:41.481 ‫که اگه به اون قدرت ماورایی باور داری... 31:41.564 --> 31:45.944 ‫اینکه بتونی اثری خلق کنی تا یه نفر... 31:46.027 --> 31:48.655 ‫البته اگه کارت درست باشه، ‫براش باج نداده باشی و اصیل باشه، 31:48.738 --> 31:51.491 ‫می‌تونن ازش استفاده کنن ‫و توی زندگیشون یه کاری باهاش بکنن. 31:51.574 --> 31:54.077 ‫حالا، مگه من اصلا از ‫فیلم‌سازی پولی در آوردم؟ 31:54.160 --> 31:57.288 ‫نه. آیا برام مهمه؟ نه. 31:57.372 --> 31:58.665 ‫چون خودم پولدارم؟ نه. 31:59.624 --> 32:01.626 ‫به قول تام ویتس که می‌گه: 32:01.709 --> 32:03.837 ‫«پول یه چیزیه که آدم از ‫پشت قطار زندگیش می‌ندازه بیرون.» 32:05.672 --> 32:07.966 ‫که حرف درستیه. دوباره برمی‌گرده. 32:08.049 --> 32:11.010 ‫شاگردهای آدم‌های درستی بودم. ‫وگرنه الان زندگیم کجا بود؟ 32:11.553 --> 32:12.804 ‫بهش می‌گن «ریاضیات موموآیی»، 32:12.887 --> 32:15.139 ‫با اینکه من صرفا الگوم ‫تام ویتس و جولیان اشنابله. 32:15.723 --> 32:19.227 ‫من با دوست‌هام هنر خلق می‌کنم. ‫کاری که دوست دارم رو می‌سازم. 32:19.686 --> 32:21.062 ‫عاشقشم. 32:22.730 --> 32:26.860 ‫حتی هزار سال هم می‌گذشت، ‫فکرش هم نمی‌کردم باسکیا رو ببینم، 32:26.943 --> 32:29.070 ‫و بعدش بتونم با خود ‫جولیان اشنابل نقاشی بکشم، 32:29.153 --> 32:32.156 ‫یا باهاش دوست بشم، درباره هنر ‫صحبت کنیم و بهش زنگ بزنم. 32:32.240 --> 32:33.783 ‫ولی الان، می‌دونین، ‫تا آخر عمرمون تبدیل شدیم... 32:33.867 --> 32:34.909 ‫به رفیق‌هایی که نقاشی می‌کشن. 32:36.703 --> 32:39.914 ‫بعدش، ازم خواست که توی فیلمش بازی کنم. ‫که خیلی وحشتناک بود، 32:39.998 --> 32:42.792 ‫چون سخت‌ترین فیلمنامه‌ای بود ‫که توی زندگیم خوندم. 32:43.835 --> 32:46.045 ‫ولی طرف الگوی زندگیمه. ‫بنابراین قطعا قبول کردم. 32:46.129 --> 32:48.339 ‫اون هم می‌گفت: «خوب می‌شه. ‫خوب بازی می‌کنی.» 32:48.423 --> 32:50.216 ‫اون بیشتر از خودم بهم ایمان داشت. 32:50.300 --> 32:51.885 ‫ساختیم. عالی بود. 32:51.968 --> 32:53.553 ‫خلاصه توی فیلم جولیان اشنابل نقش گرفتم. 33:05.398 --> 33:07.775 ‫اومدیم ونیز! 33:10.570 --> 33:12.905 ‫جولیان اشنابل، بزن بریم. 33:12.989 --> 33:15.158 ‫گوش کن، من دارم ‫کارگردان مورد علاقه‌ام... 33:15.241 --> 33:17.744 ‫توی کل دنیا رو تنها می‌ذارم، ‫که با اون یکی کارگردان مورد علاقه‌ام... 33:17.827 --> 33:19.537 ‫برم جشنواره فیلم ونیز. 33:19.621 --> 33:20.997 ‫جفتشون برام فرم پر کردن ‫که توی صف کارگردان باشم. 33:21.080 --> 33:22.582 ‫- می‌بینی چه خفنه؟ ‫- آره. 33:22.665 --> 33:24.584 ‫- حاضری بریم؟ ‫- معلومه. 33:24.667 --> 33:26.252 ‫سه تا موموآ توی ونیز... 33:40.933 --> 33:42.685 ‫باید پسر و برادرزاده‌ام رو ببرم. 33:42.769 --> 33:44.604 ‫نوئی بیست و سه سالشه ‫و پسرم شونزده سالشه. 33:44.687 --> 33:46.689 ‫قراره توی ونیز فیلم جولیان رو ببینن. 33:46.773 --> 33:48.024 ‫که خیلی... 33:48.524 --> 33:49.567 ‫قراره تجربه موندگاری براشون بشه. 33:49.651 --> 33:51.319 ‫برام مهمه که بچه‌هام... 33:51.402 --> 33:54.405 ‫این چیزها رو ببینن. ‫خلاصه، از لحظات خفن پدر بودنه. 34:02.330 --> 34:03.915 ‫خیلی باحال بود. آرزوم همین بود. 34:03.998 --> 34:05.708 ‫آدم دلش می‌خواد فیلم بسازه، 34:05.792 --> 34:07.377 ‫بره جشنواره فیلم ونیز، 34:07.460 --> 34:09.087 ‫اونجا اکرانش کنه، ‫در کنار مخاطب‌هاش باشه. 34:17.178 --> 34:18.554 ‫فوق‌العاده است. 34:20.056 --> 34:21.182 ‫باورم نمی‌شه. 34:23.142 --> 34:25.353 ‫وای خدا. جناب، خیلی خوشحالم می‌بینمتون. 34:25.436 --> 34:26.604 ‫اینجا رو باش. 34:26.687 --> 34:28.648 ‫- واسه چی داد می‌زنی؟ ‫- وای! 34:28.731 --> 34:30.316 ‫وای، خیلی باحال شد! 34:31.859 --> 34:33.820 ‫- خوشحالم می‌بینمتون. حالتون چطوره؟ ‫- سلام پسر. 34:33.903 --> 34:36.030 ‫موهات فرفری شده‌ها. 34:36.114 --> 34:37.740 ‫نه! 34:37.824 --> 34:39.659 ‫- نوئی. ‫- نوئی. 34:39.742 --> 34:41.369 ‫هر سه تا موموآ. 34:43.037 --> 34:44.747 ‫- سه موموآ در ونیز هستیم! ‫- ایولا. 34:44.831 --> 34:47.083 ‫نگاه کن، نگاه کن. برگردون. برگردون. 34:47.166 --> 34:49.293 ‫دروغ نگم یه‌کم وحشت کردم. 34:54.340 --> 34:55.633 ‫وای. ممنون. 34:55.716 --> 34:57.051 ‫قبلا اینجور جاها اومدی دیگه؟ 34:57.135 --> 34:59.011 ‫- نه بابا، تا حالا نیومدم. ‫- جدی؟ 34:59.095 --> 35:01.305 ‫من رو اندازه تو ‫اینجور جاها دعوت نمی‌کنن. 35:01.389 --> 35:02.348 ‫برو. 35:04.392 --> 35:05.852 ‫تکون نمی‌خوره. 35:05.935 --> 35:08.187 ‫پاهام رو ببین. نگاه کن. ‫توی فیلم میفته. 35:08.813 --> 35:10.898 ‫پاهای زشتم رو توی کفش ‫بیرکن‌استاکم کردم، 35:10.982 --> 35:12.191 ‫ولی حداقل لاک دارم. 35:13.985 --> 35:16.154 ‫ما توی آیووا اقیانوس و کوهستان و... 35:16.237 --> 35:17.613 ‫چیزهایی که اینجاست رو نداریم. 35:17.697 --> 35:19.490 ‫واسه همین آدم باید ‫شدیدا خلاق باشه. 35:19.574 --> 35:21.492 ‫باید این گوشه و کنارها رو ‫خودش پیدا کنه. 35:21.576 --> 35:23.202 ‫که من حس می‌کنم... 35:23.661 --> 35:25.454 ‫مثلا مامانم عاشق فیلم بود، می‌دونین؟ 35:26.581 --> 35:29.542 ‫سینما واقعا... زندگیم رو دگرگون کرد. 35:29.625 --> 35:30.877 ‫دلم نمی‌خواست بازیگر بشم، 35:30.960 --> 35:33.337 ‫ولی بهم کمک کردن دنیا رو ببینم. 35:33.421 --> 35:37.425 ‫خیلی به جولیان بابت زحماتی که ‫توی فیلم‌هاش کشید مدیونم. 35:37.508 --> 35:40.094 ‫برای خودش خیلی ارزشمنده. ‫برای من هم یه دنیا ارزش داره، می‌دونین؟ 35:43.055 --> 35:45.683 ‫این اواخر داشتیم ‫یه نگاه به فیلم‌هام می‌نداختیم، 35:45.766 --> 35:48.352 ‫که فکر می‌کنم بخش زیادیش ‫به رفتار و منش برمی‌گرده. 35:48.436 --> 35:51.230 ‫به اینکه آدم فکر کنه می‌تونه... 35:53.274 --> 35:54.650 ‫هر کاری بکنه. 36:33.189 --> 36:35.900 ‫همه‌جا نقاشیه. ‫هر جا رو نگاه کنی نقاشیه. 36:36.924 --> 36:42.924 www.Doostihaa.com