WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:06.000 --> 00:12.200 ‫«قسمت 36: در حال ارتقا یافتن» 00:26.480 --> 00:28.480 ‫حالا اواخر فوریه بود 00:28.480 --> 00:31.440 ‫و زمستون حسابی داشت عقب‌نشینی می‌کرد. 00:37.960 --> 00:40.520 ‫به زودی محصولات بهاری رو 00:40.520 --> 00:43.040 ‫با تجهیزات پیشرفته و جدیدم می‌کاشتیم. 00:43.600 --> 00:46.600 ‫اما تا اون موقع کلی کار داشتیم که انجام بدیم. 00:47.760 --> 00:50.280 ‫اول از همه، باید تعدادی از ‫گوسفندهامون رو می‌فرستادیم 00:50.280 --> 00:53.160 ‫به سمت آشپزخونه‌ی کافه، 00:54.040 --> 00:57.120 ‫به همراه جدیدترین دسته‌ی خوک‌ها. 01:03.920 --> 01:05.840 ‫اینا همون گوسفندهای میول اولیه‌مون بودن. 01:05.840 --> 01:08.520 ‫میول‌های شمال کشور رو یادته ‫که از روز اول داشتیم؟ 01:08.520 --> 01:11.080 ‫اینا همونایی هستن که اون اول زایمان کردن... 01:11.080 --> 01:13.480 ‫- یعنی چهار سال پیش؟ ‫- توی دوران کرونا. 01:15.200 --> 01:16.480 ‫بجنبید، گوسفندها. 01:16.880 --> 01:19.800 ‫یالا دخترا، بالا، بالا، بالا. ‫زود! برید. زود! 01:21.800 --> 01:24.880 ‫- به نظرت بردن این گوسفندها ناراحت‌کننده نیست؟ ‫- نه. 01:25.040 --> 01:26.720 ‫گاوها و گوسفندها، 01:26.880 --> 01:30.120 ‫دوست ندارم از دستشون بدم، ‫دوست ندارم بذارمشون توی کامیون. 01:30.120 --> 01:33.120 ‫فکر نکنم هیچ کشاورزی توی دنیا ‫از این کار لذت ببره 01:33.120 --> 01:34.880 ‫که حیواناتش رو بفرسته تا کشته بشن، 01:34.880 --> 01:36.600 ‫و فکر کنه «اونا امشب می‌میرن،» 01:36.600 --> 01:38.480 ‫من از این کار خوشم نمیاد، یا گاوها، 01:38.480 --> 01:40.680 ‫اما در مورد خوک‌ها واقعاً احساساتی می‌شم. 01:40.680 --> 01:42.720 ‫- چرا؟ ‫- آخه من عاشق خوک‌هام. 01:42.880 --> 01:44.560 ‫- می‌دونی، تو عاشق گاوهایی. ‫- آره، آره. 01:44.560 --> 01:47.240 ‫خب، منم همون‌قدر عاشق خوک‌هام. ‫واقعاً عاشق خوک‌هام. 01:47.240 --> 01:49.360 ‫من فقط به طعمشون فکر می‌کنم. 01:51.160 --> 01:53.480 ‫وقتی حیوانات رو راهی کردیم... 01:53.640 --> 01:55.000 ‫خداحافظ، بچه‌ها. 01:56.120 --> 01:58.400 ‫رفتم به سمت کافه سگ کشاورز، 02:00.120 --> 02:02.160 ‫که واسه چند روز بسته بود 02:02.160 --> 02:04.960 ‫تا یه سری از کارهای ضروری انجام بشه. 02:05.760 --> 02:09.600 ‫حالا چیزی که امیدوارم اینجا ببینم ‫یه عالمه ون سفیده 02:09.760 --> 02:12.800 ‫و کارگرهایی که دارن کار می‌کنن، و من... آره! 02:15.480 --> 02:18.800 ‫توی کافه، کفپوش آشپزخونه ‫داشت با یه مدل ضدلغزش عوض می‌شد. 02:19.160 --> 02:20.760 ‫- آقایون. ‫- سلام، جرمی. 02:20.760 --> 02:23.720 ‫امروز اینجا همه مشغول کارن. 02:25.360 --> 02:28.560 ‫و برق‌کارها داشتن یه بار دیگه سعی می‌کردن 02:28.760 --> 02:31.400 ‫مشکلات ناجور برق رو برطرف کنن. 02:31.880 --> 02:34.360 ‫- قراره یه تابلو برق جدید داشته باشیم؟ ‫- آره. 02:34.560 --> 02:38.280 ‫- و دیگه چراغ‌ها چشمک نمی‌زنن؟ ‫- امیدواریم. 02:38.440 --> 02:40.280 ‫نه، نه، لطفاً اینو نگو. 02:40.440 --> 02:43.360 ‫تمام این کارها زیر نظر آلن انجام می‌شد، 02:43.920 --> 02:47.920 ‫که بعد از عمل جراحی قلب بازش ‫دوباره برگشته بود سر کار. 02:48.840 --> 02:50.560 ‫خیلی وقت بود ندیده بودمت! ‫آره، برگشتم، رفیق! 02:50.560 --> 02:53.560 ‫- آلن! برگشتی! ‫- عجل بغل مردونه‌ای بود، نه؟ 02:53.560 --> 02:55.400 ‫نگاهش کن، شبیه جان بون جووی شدی. 02:55.400 --> 02:56.720 ‫یکم وزن کم کردم، آره. 02:56.720 --> 02:59.160 ‫خدای من. یه عالمه وزن کم کردی. 02:59.360 --> 03:00.680 ‫می‌دونم. یه عالمه میوه خوردم. 03:00.680 --> 03:02.000 ‫و چطوره؟ درد داری؟ 03:02.000 --> 03:04.560 ‫خیلی. نمی‌خوام جلوی دوربین بهت نشون بدم 03:04.560 --> 03:05.960 ‫اما بریدگی ناجوریه. 03:06.160 --> 03:07.160 ‫- تا این پایین؟ ‫- آره. 03:07.160 --> 03:08.920 ‫عملت چهار... بای‌پس چهارگانه بود؟ 03:08.920 --> 03:10.640 ‫چهارگانه. یکیش از کار افتاده بود، 03:10.640 --> 03:12.320 ‫و دور خودش پیچیده بود، 03:12.480 --> 03:15.640 ‫و اون چهار تای دیگه، ‫حدود ۸۵ تا ۹۰ درصد مسدود بودن. 03:15.640 --> 03:16.640 ‫وحشتناکه. 03:16.640 --> 03:18.120 ‫حالت خوبه؟ 03:18.120 --> 03:19.840 ‫آره، یکم مشکل ریه پیدا کردم. 03:19.840 --> 03:23.240 ‫۳۶ درصد از ریه‌هام رو از دست دادم، به خاطر ‫خاک‌اره ام‌دی‌اف و این‌جور چیزها. 03:23.440 --> 03:25.880 ‫- واسه اینه که هیچ‌وقت ماسک نمی‌زنی. ‫- هیچ‌کدوممون نمی‌زنیم، نه؟ 03:25.880 --> 03:28.960 ‫مشکل همینه. ما توی دهه‌های ۸۰ و ۹۰ نمی‌دونستیم. 03:28.960 --> 03:30.560 ‫- نه مثل الان که می‌دونیم. ‫- نه. 03:30.560 --> 03:32.560 ‫- هنوز هم ماسک نمی‌زنی. ‫- نه. 03:32.560 --> 03:34.120 ‫آره، می‌دونم. 03:34.320 --> 03:36.680 ‫- پس ریه‌هات به فنا رفتن... ‫- ۳۶ درصد. 03:36.680 --> 03:38.240 ‫اما حالا قلبت رو درمان کردن؟ 03:38.240 --> 03:40.440 ‫- آره، کارشون عالی بود. ‫- وقتی واسه مشکل قلبم اومدم، 03:40.440 --> 03:41.840 ‫تو دوتا اتاق اون‌طرف‌تر بودی. 03:41.840 --> 03:44.040 ‫آره، اتاق بغلی. می‌دونستم اونجایی. 03:44.040 --> 03:48.120 ‫من از اون داروی «مونتجک» استفاده می‌کنم، ‫می‌دونی، همون ضدچربیه؟ 03:48.120 --> 03:49.760 ‫- آره، آره. ‫- اونو واسم تجویز کردن. 03:49.760 --> 03:51.880 ‫می‌خوریش یا تزریقش می‌کنی؟ 03:51.880 --> 03:53.880 ‫- هفته‌ای یه بار تزریقش می‌کنی. ‫- آره، آره. 03:53.880 --> 03:56.240 ‫منم اونو دارم. فقط یه سوزن خیلی کوچیکه، نه؟ 03:56.240 --> 03:57.600 ‫آره، خیلی کوچیکه. اصلاً حسش نمی‌کنی. 03:57.600 --> 04:00.240 ‫آره، خوبه. اشتهات رو کور می‌کنه. 04:00.240 --> 04:02.400 ‫آره، چون کلسترول من ‫باعث مشکلم شد، واسه همین. 04:02.400 --> 04:03.880 ‫آره، آره، این یه انسداده، آره. 04:03.880 --> 04:06.760 ‫سلام و به تلویزیون پیرمردها خوش اومدین. 04:07.520 --> 04:10.320 ‫شاید الان که دارین اینو می‌بینین جوون باشین ‫و با خودتون فکر کنین، 04:10.320 --> 04:13.200 ‫«خب، این دوتا پیرمرد رو ببین...» یه روزی... 04:13.360 --> 04:16.680 ‫سراغ شما هم میاد ‫و حسابی حالتونو می‌گیره، مگه نه؟ 04:21.120 --> 04:24.240 ‫روز بعد، کارهای بیشتری توی مزرعه داشتیم، 04:24.800 --> 04:28.480 ‫چون چندتا تازه‌وارد جالب داشتیم. 04:30.120 --> 04:32.720 ‫اینو می‌بریم همون‌جایی که هستن. 04:32.720 --> 04:34.520 ‫- آره. ‫- و سعی می‌کنیم بفرستیمشون توش. 04:34.520 --> 04:36.200 ‫- همم... جدی؟ ‫- آره. 04:36.760 --> 04:39.680 ‫خب چطوری می‌خوای... راحت‌تره که ‫اونا رو توی خونه‌ی خودشون جابجا کنیم. 04:39.680 --> 04:42.160 ‫پس بیاین پله‌هاشو دربیاریم. 04:45.880 --> 04:47.560 ‫قراره خیلی سخت بشه. 04:48.200 --> 04:50.240 ‫اون قراره گند بزنه بهش، مگه نه؟ 04:50.240 --> 04:52.680 ‫حالا می‌تونه این کار رو بکنه، نه؟ آره. اوه! 04:52.680 --> 04:53.880 ‫اوه، لعنتی! 05:00.040 --> 05:01.040 ‫چیزی نیست. 05:01.720 --> 05:04.400 ‫- نمی‌دونم چطوری. ‫- خدا رو شکر. 05:08.280 --> 05:10.080 ‫ساکنان خونه‌ی جدید 05:10.080 --> 05:12.960 ‫هدیه‌ای از طرف دختر بزرگم بودن. 05:14.280 --> 05:16.080 ‫ده تا مرغ شاخدار، 05:16.640 --> 05:20.080 ‫که باعث شده بودن طویله‌ای ‫که توش نگهشون می‌داشتیم بوی... 05:20.080 --> 05:22.680 ‫کاملاً غیرقابل‌باوری بگیره. 05:23.960 --> 05:25.400 ‫غذا داری؟ 05:25.800 --> 05:27.080 ‫اونا... 05:30.520 --> 05:31.560 ‫خیلی بده. 05:31.760 --> 05:34.200 ‫لعنتی خیلی بو می‌ده. حال آدم بد میشه. 05:35.160 --> 05:37.640 ‫بسیار خب. خدایا، هیچی نشده دارم بالا میارم. 05:37.800 --> 05:39.560 ‫پس بذار من برم تو. من می‌گیرمشون ‫و می‌دمشون به تو، باشه؟ 05:39.560 --> 05:40.680 ‫آره، عالیه. 05:42.960 --> 05:44.840 ‫بفرمایید. آره. 05:45.240 --> 05:46.480 ‫یه خونه‌ی جدید دارین! 05:46.480 --> 05:48.080 ‫سلام، رفیق کوچولو! 05:54.160 --> 05:55.160 ‫تموم شد. 05:55.240 --> 05:57.080 ‫- تموم شد؟ ‫- آره. کارتون عالی بود. 05:57.080 --> 05:59.080 ‫عالی بود. دمت گرم. 05:59.240 --> 06:03.560 ‫قبل از انتقال پرنده‌ها به خونه‌ی جدیدشون ‫توی یه بیشه همون حوالی، 06:03.720 --> 06:08.120 ‫یه جشن کوچیک توی دیدلی اسکوات ‫داشتیم که باید ترتیبش رو می‌دادیم. 06:10.120 --> 06:12.040 ‫- جی‌داگ! ‫- سلام، جرمی! 06:12.400 --> 06:14.120 ‫بفرما، پسر متولد امروز. 06:14.320 --> 06:15.760 ‫خیلی قشنگه. 06:15.960 --> 06:18.920 ‫خب، اگه بتونم روشنش کنم قشنگ می‌شه. صبر کن. 06:19.120 --> 06:22.280 ‫شمع‌هایی خریدیم که رسماً روشن نمی‌شن. 06:22.480 --> 06:25.200 ‫- جرالد، واقعاً بابتش متأسفم. ‫- می‌دونم. 06:26.240 --> 06:28.440 ‫- امروز چندساله می‌شی؟ ‫- ۷۸ سال. 06:28.600 --> 06:31.480 ‫- ما واست یه رقاص آوردیم. ‫- اوه! 06:31.640 --> 06:33.760 ‫آره، تا چند دقیقه دیگه می‌رسه. 06:35.640 --> 06:37.320 ‫آماده‌ای؟ حالا فوتشون کن. 06:37.920 --> 06:39.960 ‫- باریکلا. عالیه. ‫- تولدت مبارک. 06:39.960 --> 06:41.040 ‫تولدت مبارک، جرالد. 06:41.040 --> 06:44.000 ‫- تولدتون مبارک، بچه‌ها. ‫- تولدت مبارک، جی‌داگ. 06:44.000 --> 06:47.400 ‫چیزی درباره‌ی مرغ‌های شاخدار می‌دونی، جرالد؟ 06:47.920 --> 06:49.120 ‫خب، اونا غبغب درمیارن، 06:49.120 --> 06:52.680 ‫بعد وقتی شبا بیرون باشی، اونا فقط... 06:52.840 --> 06:54.920 ‫واسه همین گمونم همه‌شون خروس هستن. 06:54.920 --> 06:58.520 ‫اولش خوبن، بعدش مثل وحشیا میفتن به جون هم. 06:58.720 --> 07:01.440 ‫و تاج. اما همه‌شون داشتن. 07:01.440 --> 07:03.360 ‫یدونه از اون بزرگ و درازها. 07:03.560 --> 07:05.480 ‫خیلی غمگین به نظر می‌رسید، «آه-آه-آه». 07:06.760 --> 07:09.840 ‫به ما گفتن که پنج روز ‫اونا رو توی این جعبه نگه داریم. 07:09.840 --> 07:11.880 ‫آره، همون... 07:12.040 --> 07:14.440 ‫همه‌شون رو می‌گیری، و بعدش یا خدا، 07:14.440 --> 07:16.880 ‫صداشون رو راحت تا پایین روستا می‌شنوی. 07:16.880 --> 07:20.080 ‫اتفاقی که الان داره میفته اینه که... ‫داره بارون می‌باره. 07:20.280 --> 07:21.280 ‫آره. 07:21.280 --> 07:22.720 ‫در خونه‌شون رو باز بذاریم؟ 07:22.720 --> 07:23.800 ‫یا ببندیمش؟ 07:23.800 --> 07:26.160 ‫خب، من فکر کنم باید... اونا دارن فرار می‌کنن. 07:26.160 --> 07:27.720 ‫نه، اونا الان اونجا نیستن، اینجان. 07:27.720 --> 07:29.640 ‫- خب، یدونه اونجاست. ‫- چی؟ 07:29.640 --> 07:31.320 ‫یه دونه روی لامپه. 07:31.360 --> 07:32.800 ‫اوه لعنتی، همه‌شون رو نگرفتیم. 07:32.800 --> 07:35.600 ‫- یه دونه دیگه هست! ‫- دوتا اونجان. 07:35.720 --> 07:37.440 ‫- چی؟ ‫- دوتا اونجان. 07:37.440 --> 07:40.400 ‫شما دوتا شمردن بلد نیستین؟ کودن‌ها. 07:44.800 --> 07:47.280 ‫وقتی اون دوتای گم‌شده رو هم سوار کردیم، 07:47.480 --> 07:50.720 ‫با احتیاط راهی بیشه شدم. 07:51.560 --> 07:52.840 ‫اوه، لعنت بهش. 07:54.320 --> 07:57.120 ‫واو، خدایا، اینجا لامصب چقدر لیزه. 07:57.840 --> 07:59.560 ‫نه! 08:01.280 --> 08:04.480 ‫و توی راه یکم جا خوردم. 08:04.680 --> 08:06.880 ‫اون گوسفند داره چیکار می‌کنه توی... 08:08.280 --> 08:09.560 ‫یه بره به دنیا آورده! 08:13.120 --> 08:14.120 ‫ببین! 08:16.440 --> 08:20.640 ‫جفت اون گوسفند از پشتش آویزونه. ‫این تازه به دنیا اومده. 08:22.040 --> 08:23.040 ‫صبر کن. 08:24.680 --> 08:25.880 ‫این... 08:26.440 --> 08:29.920 ‫این عجیبه چون اینا گوسفندهای نژاد ایزی‌کر نیستن، 08:30.360 --> 08:31.640 ‫که ما می‌دونیم باردارن، 08:31.640 --> 08:33.560 ‫اینا گوسفندهای دیفیکالت‌کر هستن 08:33.720 --> 08:36.920 ‫که قرار بود توی کافه تبدیل به گوشت بشن. 08:36.920 --> 08:38.960 ‫قرار نبود باردار باشن. 08:38.960 --> 08:41.240 ‫آخه چطوری باردار شدی؟ 08:42.200 --> 08:43.880 ‫این چطوری ممکنه... کیلب؟ 08:44.320 --> 08:45.680 ‫اوه، ببین. 08:45.880 --> 08:48.160 ‫آره، اما چیز عجیب اینه که ‫اون قوچ از کجا اومده؟ 08:48.160 --> 08:49.320 ‫دقیقاً! 08:50.840 --> 08:53.400 ‫واسه اینکه ته و توی این معما رو دربیارم، 08:53.400 --> 08:55.640 ‫به جرمی، چوپانمون زنگ زدم. 08:56.280 --> 08:57.800 ‫یکم عجیبه. 08:57.840 --> 09:01.640 ‫تنها تصوری که می‌تونم داشته باشم اینه که ‫قبل از اینکه بره‌ها رو از شیر بگیرن، 09:01.640 --> 09:05.120 ‫هنوز عقیم نشده بوده ‫و باهاشون جفت‌گیری کرده. 09:05.280 --> 09:06.240 ‫اوه... 09:06.240 --> 09:08.560 ‫پس چیزی که اینجا داریم عجیب و غریبه. 09:08.560 --> 09:10.880 ‫واقعاً عجیب و غریبه و... آره. 09:10.880 --> 09:14.000 ‫یه احتمال دیگه هم هست که باید در نظر بگیریم: 09:15.040 --> 09:16.280 ‫بکرزایی. 09:16.440 --> 09:19.360 ممکنه همچین چیزی رخ بده. 09:19.360 --> 09:22.520 ‫من که خیلی شک دارم. 09:23.960 --> 09:25.880 شاید قبلا هم پیش اومده باشه 09:25.880 --> 09:28.560 ‫ما منتظرش بودیم، مگه نه؟ 09:28.560 --> 09:31.840 ‫کی گفته ممکن نیست؟ ‫می‌تونه پیش بیاد 09:31.840 --> 09:33.440 میتونه اتفاق مشابهی باشه 09:33.600 --> 09:36.000 ‫من بهت می‌گم، اسم اون بره 09:36.000 --> 09:38.000 ‫و ما اون گوسفند رو نگه می‌داریم. 09:38.080 --> 09:39.720 ‫- نه، نگهش نمی‌داریم. ‫- معلومه که نگه می‌داریم. 09:39.720 --> 09:41.880 ‫- نگهش نمی‌داریم. ‫- تو که نمی‌خوای سلاخیش کنی. 09:41.880 --> 09:43.920 اون گوسفند باید بره 09:43.920 --> 09:44.880 ‫اون عجیبه. 09:44.880 --> 09:47.040 ‫اون باید اون بره رو بزرگ کنه ‫و بعدش بره واسه گوشت شدن. 09:47.040 --> 09:49.760 ‫بعدش برمی‌گرده، تو باید اونو بخوری ‫و بعد از سوزش معده شکایت کنی. 09:49.760 --> 09:51.480 ‫- یعنی باید اون رو بخوریم؟ ‫- آره، دقیقاً. 09:51.480 --> 09:53.880 ‫- اون عجیبه! ‫- نیست! 09:55.040 --> 09:58.560 ‫بعد از این، این دو مرد دانا و یک زن دانا 09:58.760 --> 10:02.560 ‫مرغ‌های شاخدار رو بردن به اقامتگاه جنگلی جدیدشون. 10:04.640 --> 10:06.320 ‫- اونجا؟ ‫- آره، عالیه. 10:07.280 --> 10:08.960 ‫به نظر خیلی خوب می‌رسه. 10:10.000 --> 10:12.040 ‫اونا الان باید پنج روز اون داخل بمونن. 10:12.040 --> 10:13.040 ‫آره. 10:13.040 --> 10:14.280 ‫تا بدونن خونه کجاست. 10:14.280 --> 10:15.280 ‫بسیار خب. 10:15.880 --> 10:17.560 ‫یکم گیج و مبهوت به نظر می‌رسن. 10:17.560 --> 10:19.000 ‫تعجبی هم نداره. 10:19.240 --> 10:22.320 ‫خب، اونا بعدازظهر نسبتاً هیجان‌انگیزی داشتن. 10:27.600 --> 10:30.240 ‫با تکمیل شدن کار بازسازی آلن، 10:31.280 --> 10:33.480 ‫کافه حالا دوباره باز شده بود. 10:36.960 --> 10:40.600 ‫و وقتی اونجا بودم، ‫عالیجناب بشاش درخواست یه جلسه کرد 10:40.600 --> 10:43.120 ‫چون نتایج معاملات ما رو محاسبه کرده بود 10:43.160 --> 10:45.040 ‫توی چهار ماه اول. 10:45.200 --> 10:46.200 ‫جرمی. 10:47.520 --> 10:50.520 ‫- هی، چارلی، چطوری؟ ‫- سلام. خوبم، ممنون. 10:50.960 --> 10:55.040 ‫بفرما. فکر کردم دوتا کپی دارم. ‫داشتم. من... 10:59.880 --> 11:02.320 ‫- من فقط رفتم پایین صفحه. ‫- آره. 11:02.320 --> 11:04.720 ‫«سود قبل از مالیات»، که بهم امید می‌ده. 11:04.720 --> 11:08.080 ‫- آره. ‫- «منفی»، «منفی»، «منفی»، 11:08.240 --> 11:10.880 ‫«منفی ۸،۴۸۶ پوند». 11:11.080 --> 11:12.080 ‫آره... 11:13.840 --> 11:15.760 ‫- پس... ‫- این رقم اصلیه. 11:15.760 --> 11:17.960 ‫- داریم ضرر می‌دیم. ‫- خب، من... 11:18.760 --> 11:21.560 ‫در مجموع، آره. 11:21.760 --> 11:24.160 ‫- ما هر روز کاملاً پر هستیم. ‫- آره. 11:24.200 --> 11:26.880 ‫حتی اگه سعی می‌کردیم هم ‫نمی‌تونستیم آدمای بیشتری بیاریم. 11:26.880 --> 11:29.040 ‫می‌دونی، من گیج شدم. 11:29.240 --> 11:32.240 ‫کلی مشتری میاد و ما داریم ضرر می‌دیم. 11:32.440 --> 11:34.000 ‫و این تا حدی... 11:35.160 --> 11:38.160 ‫به خاطر موفقیته که باعث هزینه‌های اضافی شده، 11:38.240 --> 11:41.000 ‫چون زیرساخت‌های کافه کشش نداره. 11:41.000 --> 11:44.200 ‫مجبوریم هفته‌ای دو بار ‫چاه فاضلاب رو تخلیه کنیم، 11:44.280 --> 11:47.280 ‫مجبوریم هفته‌ای دو بار چربی‌زدایی رو انجام بدیم 11:47.280 --> 11:51.640 ‫چون اینجا واسه کافه‌ای ساخته شده ‫که این تعداد مشتری رو توی یک ماه داشت، 11:52.520 --> 11:53.600 ‫واقعاً. 11:54.160 --> 11:55.680 ‫پارکبان‌ها 11:55.680 --> 11:59.760 ‫که تلاش می‌کنن و خاطرجمع می‌شن ‫توی جاده آ40 هرج‌ومرج نداریم. 12:00.160 --> 12:02.000 ‫می‌دونی، ما این ناوگان از پارکبان‌ها رو داریم. 12:02.000 --> 12:05.880 ‫نه، می‌دونم، ماهی ۴۷ هزار پوند ‫حقوق پارکبان‌ها رو می‌دیم. 12:06.520 --> 12:08.640 ‫- فقط فکر کنم اون احتمالاً... ‫- خب، بسیار خب. 12:08.640 --> 12:10.480 ‫چون هزینه‌ها همینی هستن که می‌بینی، نه؟ 12:10.480 --> 12:14.200 ‫ما موفقیم، چون کلی آدم میان. 12:14.200 --> 12:16.320 ‫پس مجبوری چاه فاضلاب رو زیاد تخلیه کنی، 12:16.320 --> 12:19.600 ‫مجبوری هودها رو خیلی زیاد تمیز کنی، 12:19.640 --> 12:23.040 ‫مجبوریم نگران پارکینگ باشیم ‫وگرنه شورا قاط می‌زنه، 12:23.040 --> 12:25.240 ‫- پس می‌دونیم این هزینه‌ها رو داریم. ‫- آره. 12:25.240 --> 12:28.480 ‫پس یه چیز دیگه که به فکرم رسید، که بحث‌برانگیزه، 12:28.640 --> 12:31.120 ‫بالا بردن قیمت‌هاست. 12:31.280 --> 12:35.520 ‫خب، من واقعاً به خودم زحمت دادم ‫و یه بررسی انجام دادم 12:35.520 --> 12:37.760 ‫روی تمام کافه‌های دیگه‌ی منطقه. 12:37.760 --> 12:40.480 ‫پس اگه یه پیش‌غذا رو در نظر بگیری، 12:40.480 --> 12:42.000 ‫خب؟ گوشت و نون. 12:42.000 --> 12:42.960 ‫آره. 12:42.960 --> 12:45.400 ‫ما پارفه جگر مرغ و نون خمیرترش داریم، باشه؟ 12:45.400 --> 12:46.360 ‫آره. 12:46.360 --> 12:49.200 ‫ما از هر کافه‌ی دیگه‌ای توی منطقه ارزون‌تریم. 12:49.200 --> 12:51.360 ‫- ما ۹.۵۰ پوند میدیم. ‫- آره. 12:51.560 --> 12:53.360 ‫بقیه حدود ۱۲، ۱۲.۵۰ پوند میدن. 12:53.360 --> 12:55.680 ‫توی کافه د بول توی چارلبری ۱۵ پونده. 12:56.200 --> 12:57.320 ‫پای استیک... 12:57.440 --> 12:59.400 ‫- آره. ‫- ما ارزون‌ترینیم. 12:59.600 --> 13:02.000 ‫ما اساساً ارزون‌تریم. 13:02.200 --> 13:04.840 ‫حالا... چیز جالب اینه. 13:05.000 --> 13:07.720 ‫اگه واقعاً به پوشش خبری‌ای ‫که اینجا می‌گیره نگاه کنی، 13:07.720 --> 13:09.360 ‫که کم هم نیست... 13:09.360 --> 13:10.320 ‫آره. 13:10.320 --> 13:12.640 ‫این مال روزنامه اکسپرس هست، باشه؟ 13:12.840 --> 13:17.760 ‫«مشتریان ناراضی از قیمت ‫غذاهای ارائه‌شده شاکی هستن. 13:17.880 --> 13:20.280 ‫مثلاً اگه بخواین استیک، 13:20.280 --> 13:21.840 ‫هویج، پوره و کلم توی این کافه بخورین، 13:21.840 --> 13:23.120 ‫۲۸ پوند واستون آب می‌خوره.» 13:23.120 --> 13:25.520 ‫پس هر روزنامه‌ای، 13:25.720 --> 13:28.520 ‫هر بار که اسم این کافه میاد، 13:28.680 --> 13:32.000 ‫همه‌شون یه چیز می‌گن: «این کافه گرونه.» 13:32.040 --> 13:34.440 ‫- حالا واقعیت اینه که، ما ارزون‌تریم. ‫- آره. 13:34.440 --> 13:37.640 ‫پس ما اینجاییم با یه شهرت کاملاً بی‌اساس 13:37.840 --> 13:40.960 ‫توی میرور، میل، اکسپرس و تمام روزنامه‌ها 13:40.960 --> 13:43.360 ‫- که ما گرونیم، در حالی که نیستیم. ‫- آره. 13:43.360 --> 13:47.560 ‫منظورم با در نظر گرفتن اینه که مواد اولیه‌ی ما ‫بیشتر از تمام این کافه‌های دیگه هزینه برمی‌داره. 13:47.560 --> 13:48.560 ‫آره. 13:48.560 --> 13:51.000 ‫می‌دونی، ما بیشتر از هر کافه‌ی دیگه‌ای ‫واسه غذا پول می‌دیم 13:51.000 --> 13:52.440 ‫و کمتر پول می‌گیریم. 13:53.040 --> 13:55.000 ‫پس باید قیمت‌ها رو بالا ببریم. 13:55.000 --> 13:56.840 ‫و فکر کنم بتونیم قیمت‌ها رو 13:56.840 --> 13:59.720 ‫به حدی که مردم فکر می‌کنن ‫ازشون می‌گیریم بالا ببریم. 13:59.960 --> 14:01.720 ‫آره. بسیار خب. 14:02.080 --> 14:03.120 ‫لعنتی... 14:04.120 --> 14:06.040 ‫مطمئنم اوضاع رو تغییر می‌دیم. 14:06.440 --> 14:09.160 ‫- اما باید سود منصفانه‌ای به دست بیاریم. ‫- چرا گذاشتی یه کافه بخرم؟ 14:09.160 --> 14:11.240 ‫- سعی کردم نذارم. ‫- می‌دونم سعی کردی. 14:11.240 --> 14:13.720 ‫پس حالا دوتا کسب‌وکار ضررده دارم. 14:13.720 --> 14:15.440 ‫واسه مورد بعد باید یه سینما بخرم. 14:19.560 --> 14:21.600 ‫و بعد، درست وقتی که فکر می‌کردم 14:21.800 --> 14:25.080 ‫اوضاع مالی از این بدتر نمی‌شه، 14:25.240 --> 14:27.640 ‫دیوید قصاب درخواست یه جلسه کرد 14:27.640 --> 14:31.520 ‫تا درباره‌ی خوک‌های نژاد کمیاب ‫سندی و بلک من حرف بزنیم. 14:35.600 --> 14:38.240 ‫اوه، صورتش رو ببین. اوه، اون... 14:38.400 --> 14:41.760 ‫خب، من جداش می‌کنم تا مجبور نباشی ‫بیشتر از این بهش نگاه کنی. 14:43.960 --> 14:45.000 ‫من فقط... 14:45.720 --> 14:47.800 ‫اون کار اوضاع رو بهتر نمی‌کنه! 14:50.200 --> 14:52.800 ‫داری چی درست می‌کنی؟ بیکن؟ یا فقط...؟ 14:52.800 --> 14:55.160 ‫صادقانه بگم، 14:55.840 --> 14:58.840 ‫ما به جز سوسیس کار دیگه‌ای نمی‌تونیم با اینا بکنیم. 14:58.840 --> 15:00.960 ‫- اوه لعنتی، جدی؟ ‫- آره. 15:01.760 --> 15:03.480 ‫بهت نشون می‌دم منظورم چیه. 15:05.640 --> 15:07.520 ‫اگه میومدی دم پیشخوان 15:07.560 --> 15:09.480 ‫و ما اینو بهت می‌دادیم، 15:09.680 --> 15:10.720 ‫فکر نکنم زیاد خوشحال می‌شدی. 15:10.720 --> 15:14.160 ‫می‌پختیش و دقیقاً مثل این می‌شد که ‫یه عالمه چربی رو بپزی، می‌بینی که. 15:14.640 --> 15:18.080 ‫- این مال شماست؟ ‫- آره. چیزی که دنبالشیم اینه. 15:20.040 --> 15:22.200 ‫در مقایسه باهاش خیلی بزرگ‌تره. 15:22.560 --> 15:25.880 ‫اما چربی‌ای که توی اون هست به خاطر نژادشه، 15:25.880 --> 15:27.400 ‫دیگه زیاد از حده. 15:29.160 --> 15:31.160 ‫منظورم اینه که مشکل رو می‌بینم. 15:31.280 --> 15:33.600 ‫من نمی‌خوام... ‫خب، به هر حال نمی‌تونم باهات بحث کنم 15:33.600 --> 15:35.160 ‫چون شماها قصاب هستین و من نیستم، 15:35.160 --> 15:37.120 ‫اما سریع می‌تونم ببینم 15:37.320 --> 15:40.400 ‫که این عمدتاً چربیه، مگه نه؟ 15:40.440 --> 15:41.440 ‫آره. 15:41.440 --> 15:44.520 ‫- این یکی از ویژگی‌های این نژاده؟ ‫- آره. 15:44.640 --> 15:47.880 ‫واسه همین تبدیل به یه نژاد کمیاب شد ‫چون مردم ترجیح می‌دن اونو بخورن؟ 15:47.880 --> 15:48.880 ‫آره. 15:49.000 --> 15:50.800 ‫گوشت بیشتری داره. 15:53.120 --> 15:55.720 ‫اون همه تلاش کردیم و آخرش سوسیس داریم. 15:55.880 --> 15:57.560 ‫اضافه کنم که سوسیس‌های خیلی خوبی می‌شن. 15:57.560 --> 15:59.480 ‫آره، نه، مطمئنم خوشمزه‌ان. آره. 15:59.480 --> 16:02.000 ‫سوسیس‌های خیلی گرونی می‌شن... 16:02.160 --> 16:03.600 ‫واسه تولید. 16:06.040 --> 16:08.960 ‫پس این واقعاً ضرردهه، مگه نه؟ 16:13.120 --> 16:14.200 ‫لعنتی. 16:14.880 --> 16:17.280 ‫- پرورش خوک کار خیلی سختیه. ‫- آره. 16:17.280 --> 16:19.400 ‫با این حال، این‌طوری بهش نگاه کن، 16:19.400 --> 16:21.400 ‫حداقل کافه هم داره ضرر می‌ده. 16:28.440 --> 16:30.920 ‫روز بدی بود. 16:32.560 --> 16:35.680 ‫اما صبح روز بعد، اوضاع بهتر به نظر می‌رسید... 16:38.400 --> 16:42.440 ‫چون تراکتور پیشرفته و بدون راننده‌ی من رسیده بود. 16:48.200 --> 16:52.440 ‫خدای من، عجب ظاهر فوق‌العاده‌ای داره. 16:52.600 --> 16:53.760 ‫ربات کشاورز. 16:54.680 --> 16:57.280 ‫خب دیدنش توی ان‌ای‌سی خیلی جالب بود، 16:57.280 --> 16:59.080 ‫اما دیدنش توی یه مزرعه 16:59.920 --> 17:02.000 ‫اونجاست که می‌فهمی چقدر... 17:04.440 --> 17:06.800 ‫به‌طرز فوق‌العاده‌ای آینده‌نگرانه‌ست. 17:07.920 --> 17:10.400 ‫- هلندیه، نه؟ ‫- آره، توی هلند ساخته شده. 17:10.400 --> 17:13.520 ‫موتور دیزل، ژنراتور، دوتا موتور الکتریکی. 17:13.920 --> 17:17.360 ‫بسیار خب، پس موتور دیزل ‫نیروی ژنراتور رو تامین می‌کنه. 17:17.760 --> 17:20.120 ‫و اونم نیروی دوتا موتور الکتریکی رو تامین می‌کنه. 17:20.120 --> 17:24.000 ‫اوه، پس، بسیار خب، ‫مثل یه ناوشکن مدرن نیروی دریایی سلطنتی. 17:24.440 --> 17:28.040 ‫بسیار کارآمد. توی سیستم انتقال قدرت ‫هیچ نیرویی هدر نمی‌ره. 17:29.640 --> 17:32.600 ‫ویل، که اولین بار ربات کشاورز رو ‫توی لاما بهم نشون داده بود، 17:32.600 --> 17:36.200 ‫بعد توضیح داد که این دستگاه ‫چطوری می‌تونه به تنهایی کار کنه 17:36.360 --> 17:40.080 ‫توی دنیایی پر از قوانین و پرونده‌های قضایی. 17:40.280 --> 17:42.760 ‫اولین مورد دوتا گیرنده‌ی جی‌پی‌اسه. 17:43.160 --> 17:46.040 ‫پس یکی ناوبری اصلی رو انجام می‌ده، ‫اون یکی بررسی می‌کنه. 17:46.040 --> 17:47.920 ‫چون ماهواره‌ی ماشین‌های الان چطوریه؟ 17:47.920 --> 17:49.920 ‫- دقتشون تا چه حده...؟ ‫- در حد چند متر. 17:49.920 --> 17:51.000 ‫- در حد چند متر؟ ‫- آره. 17:51.000 --> 17:52.720 ‫- پس این دقتش تا... ‫- دو سانتی‌متره. 17:52.720 --> 17:54.560 ‫به قول قدیمی‌ها درست زیر یک اینچ. 17:54.560 --> 17:57.560 ‫بعدش اون بالا، گنبد کوچیک آبی‌رنگ، 17:57.560 --> 18:00.280 ‫یه پرتوی لیزری چرخشیه، ‫واسه اینکه توصیف بهتری نداشتم. 18:00.280 --> 18:03.400 ‫- بسیار خب. ‫- تا شعاع ۳۰ متری ربات کشاورز رو اسکن می‌کنه. 18:03.600 --> 18:05.720 ‫- اوه، که تشخیص بده... ‫- اگه چیزی رو تشخیص بده، 18:05.720 --> 18:07.880 ‫شروع می‌کنه به کم کردن سرعت، و متوقف می‌شه. 18:07.880 --> 18:11.520 ‫پس مثلاً سگ‌های ما که ‫تربیت‌شده‌ترین سگ‌های دنیا نیستن، 18:11.520 --> 18:14.280 ‫اگه سگ بپره جلوش، متوقف می‌شه؟ 18:14.280 --> 18:16.160 ‫سرعتش رو کم می‌کنه و متوقف می‌شه، آره. 18:16.160 --> 18:19.080 ‫اگه تمام اینا عمل نکنن، اگه به این دست بزنیم، 18:19.240 --> 18:21.840 ‫دستگاه همون‌جا توی مزرعه کاملاً متوقف می‌شه. 18:21.840 --> 18:24.280 ‫پس ویژگی‌های ایمنی خیلی زیادی داره؟ 18:24.280 --> 18:27.080 ‫لایه‌های متعدد از ایمنی عملکردی، آره. 18:28.360 --> 18:31.800 ‫با وجود تمام این استقلال سبک «ترمیناتور»، 18:31.800 --> 18:34.880 ‫ربات کشاورز می‌تونه توسط یک انسان هم هدایت بشه. 18:37.800 --> 18:41.320 ‫اما واسه اون، به یه دسته‌ی بازی نیاز دارین. 18:41.520 --> 18:44.360 ‫واسه خوابوندن ترمز، یه کلیک به این سمت. 18:46.040 --> 18:47.320 ‫باشه؟ همینه. 18:47.800 --> 18:49.600 ‫پس حالا دستگاه فعاله. 18:50.280 --> 18:51.280 ‫جلو. 18:57.320 --> 18:59.320 ‫چپ و راست روی این یکیه. 19:02.320 --> 19:04.920 ‫خدای من، این خیلی... 19:05.360 --> 19:08.960 ‫این مثل همون اسباب‌بازی ‫کنترل از راه دوریه که همیشه می‌خواستی. 19:12.960 --> 19:15.560 ‫ببین، اون همه سال کال آو دیوتی بازی کردن... 19:16.520 --> 19:17.720 ‫حتی از اونم بهتر، 19:17.880 --> 19:22.040 ‫ویل بهم گفت کاری که ‫توی این پنج سال هیچ‌وقت یادش نگرفته بودم، 19:22.240 --> 19:24.960 ‫یعنی وصل کردن تجهیزات به پشت تراکتور، 19:25.760 --> 19:27.440 ‫حالا خیلی راحت می‌شه. 19:29.400 --> 19:30.400 ‫بسیار خب. 19:30.400 --> 19:32.600 ‫یکم مونده! 19:33.600 --> 19:36.000 ‫واو، واو، واو. آره، رسید. 19:36.640 --> 19:38.920 ‫فقط یه کوچولو برو جلو. 19:42.680 --> 19:44.960 ‫- بفرما. ‫- من یه کاری کردم! 19:45.120 --> 19:47.840 ‫من واقعاً یه چیزی رو وصل کردم! 19:48.000 --> 19:50.040 ‫- به همین راحتی. ‫- من تمام کار رو انجام دادم! 19:50.040 --> 19:52.840 ‫- آفرین، کارت خوب بود. ‫- من، من انجامش دادم! 19:54.200 --> 19:56.280 ‫اوه، الان داره حسابی بارون میباره. 19:56.280 --> 19:57.920 ‫بهتر نیست پنج دقیقه بریم توی دفتر؟ 19:57.920 --> 20:01.600 ‫آره، فکر کنم به یه فنجون ‫قهوه نیاز داریم تا درباره‌اش فکر کنیم. 20:01.600 --> 20:06.840 ‫توی همچین مواقعیه که واقعاً ‫به یه تراکتور کابین‌دار نیاز داری تا بری توش. 20:07.400 --> 20:11.120 ‫این نقطه ضعفش رو الان کشفش کردم! 20:11.960 --> 20:14.160 ‫در حالی که از دست بارون پناه گرفته بودیم، 20:14.760 --> 20:17.680 ‫ویل یه تیکه از زمینی که از قبل نقشه‌برداری ‫کرده بود رو بهم نشون داد 20:17.680 --> 20:20.280 ‫تا ربات کشاورز بتونه یه اجرای آزمایشی داشته باشه. 20:21.320 --> 20:24.640 ‫پس ما باید بهش بگیم ‫از کجا شروع کنه، کجا متوقف بشه. 20:25.240 --> 20:26.240 ‫بسیار خب. 20:26.320 --> 20:29.000 ‫اینجاست که خیلی هیجان‌انگیز می‌شه. ‫از این خوشت میاد. 20:29.000 --> 20:30.440 ‫«محاسبه‌ی مسیر». 20:30.720 --> 20:31.720 ‫بفرما! 20:31.720 --> 20:35.280 ‫- مسیر با موفقیت محاسبه شد. ‫- اونو ببین، خودشه. 20:35.280 --> 20:36.280 ‫و می‌تونیم ببینیم... 20:36.280 --> 20:38.120 ‫اوه، اینکه چند بار قراره مسیر رو طی کنه. 20:38.120 --> 20:41.080 ‫و ببین، می‌تونی ببینی قراره چیکار کنه، ‫کجا قراره دور بزنه. 20:41.080 --> 20:42.400 ‫اونجا یه دور زدن لامپی قشنگ داریم. 20:42.400 --> 20:45.760 ‫- خدای من، خودش فهمیده کجا دور بزنه. ‫- فهمیده کجا دور بزنه. 20:45.760 --> 20:49.240 ‫باید یه دور سه‌فرمون بزنه. ‫اونجاهایی که نارنجیه، دنده‌عقب می‌ره. 20:49.240 --> 20:50.280 ‫شگفت‌انگیزه. 20:50.880 --> 20:53.960 ‫- این با دستگاه ارتباط برقرار می‌کنه؟ ‫- درسته. 20:53.960 --> 20:55.280 ‫چون این چیزیه که... 20:55.280 --> 20:58.320 ‫من درباره‌ی ماشین‌های بدون راننده یه مشکلی دارم 20:58.320 --> 21:00.080 ‫که توی دنیای ماشین‌ها خیلی روی بورس هستن. 21:00.080 --> 21:02.240 ‫- آره. ‫- تو نیاز داری بری خرت و پرت بخری. 21:02.240 --> 21:04.400 ‫واسه همین ماشینت رو می‌فرستی بره شهر، 21:04.400 --> 21:06.520 ‫که می‌تونه این کار رو بکنه، از میدون‌ها رد بشه، 21:06.520 --> 21:08.440 ‫از چراغ‌قرمزها رد بشه، 21:08.440 --> 21:10.840 ‫یه جای پارک پیدا کنه و توش پارک کنه. 21:10.960 --> 21:12.080 ‫اما بعدش چی؟ 21:12.160 --> 21:14.080 ‫نمی‌تونه بره توی مغازه و خرت و پرت بخره. 21:14.080 --> 21:15.680 ‫مجبوری همراهش بری. 21:15.680 --> 21:17.720 ‫- و اگه همراهش بری... ‫- می‌تونی خودتم رانندگی کنی. 21:17.720 --> 21:20.760 ‫آره. رانندگی کردن با ماشین کار سختی نیست. ‫خسته‌کننده نیست. 21:20.760 --> 21:22.000 ‫پس اونا بی‌فایده‌ان. 21:22.000 --> 21:24.840 ‫اما این، من می‌تونم اینو راه بندازم، 21:25.040 --> 21:27.480 ‫و می‌دونم که سه ساعت و نیم وقت دارم ‫که برم یه کار دیگه بکنم. 21:27.480 --> 21:28.480 ‫کاملاً. 21:28.480 --> 21:31.760 ‫اینجاست که رانندگی خودران واقعاً منطقیه. 21:36.120 --> 21:39.400 ‫بعد از اینکه بارون بند اومد، سوار رنج‌روور شدیم 21:39.400 --> 21:41.120 ‫و از روی صندلی شاگرد، 21:41.120 --> 21:44.200 ‫من ربات کشاورز رو تا منطقه‌ی آزمایش هدایت کردم. 21:44.640 --> 21:46.560 ‫بزن بریم. خب، بالا بردن ابزار. 21:49.640 --> 21:52.720 ‫بسیار خب، و خوابوندن ترمز دستی. 21:56.320 --> 21:57.600 ‫امکان نداره! 21:59.360 --> 22:01.520 ‫یا مریم مقدس. 22:07.360 --> 22:09.320 ‫این فوق‌العاده‌ست! 22:12.840 --> 22:16.600 ‫با این حال، در حالی که ربات کشاورز ‫به خوبی داشت مسیر رو طی می‌کرد... 22:17.040 --> 22:18.800 ‫اوه، آره! 22:18.960 --> 22:23.000 ‫ما دوتا که توی ماشین بودیم یکم به مشکل خوردیم. 22:27.720 --> 22:28.720 ‫گیر کردیم. 22:32.120 --> 22:33.160 ‫صبر کن. 22:34.160 --> 22:35.920 ‫یه ایده‌ی عالی به ذهنم رسید. 22:36.120 --> 22:37.480 ‫چی داریم؟ 22:41.640 --> 22:43.840 ‫- آماده‌ای؟ ‫- آره، آماده‌ی حرکتم. 22:43.840 --> 22:46.520 ‫- آروم حرکت می‌کنیم. ‫- داره جور ما رو می‌کشه. 22:51.640 --> 22:54.400 ‫- اوه، داری شوخی می‌کنی! ‫- بسیار خب. 23:04.880 --> 23:08.360 ‫تا حالا کسی توی دنیا خودش رو بکسل کرده، 23:08.400 --> 23:12.120 ‫در حالی که داره وسیله‌نقلیه‌ای ‫که بکسل می‌کنه رو خودش می‌رونه؟ 23:13.680 --> 23:17.120 ‫به لطف ربات کشاورز، ‫بالاخره به مزرعه رسیدیم... 23:20.000 --> 23:22.720 ‫جایی که می‌تونست به کار روزمره‌اش برسه. 23:22.760 --> 23:24.520 ‫دکمه‌ی یک رو فشار بده و نگه دار. 23:25.960 --> 23:27.000 ‫هدایت خودکار. 23:27.040 --> 23:28.840 ‫- حالا داره خودش رانندگی می‌کنه. ‫- آره درسته. 23:28.840 --> 23:31.960 ‫- داره دنبال نقطه‌ی شروعش می‌گرده. ‫- داره دنبال نقطه‌ی شروعش می‌گرده، آره. 23:31.960 --> 23:33.120 ‫مثل یه سگ. 23:34.480 --> 23:37.640 ‫این فقط... من فرمون نمی‌دم، ‫من بهش فرمون نمی‌دم، 23:37.640 --> 23:39.320 ‫من فرمون نمی‌دم. 23:43.120 --> 23:44.800 ‫توی نقطه‌ی شروعشه. 23:44.920 --> 23:47.240 ‫دکمه‌ی دو رو فشار بده و نگه دار. بسیار خب. 23:52.040 --> 23:54.160 ‫و داره می‌ره. همینه. 23:55.280 --> 23:56.320 ‫واو. 24:05.960 --> 24:07.760 ‫- اوه، داره دور می‌زنه، داره دور می‌زنه. ‫- خودشه. 24:07.760 --> 24:08.920 ‫داره دور می‌زنه. 24:19.040 --> 24:20.520 ‫بسیار خب، انجامش داد. 24:21.400 --> 24:24.400 ‫اون خودش رو هزار بار به من ثابت کرده. 24:33.920 --> 24:36.320 ‫این واسه من کاملاً غیرقابل‌باوره. 24:36.680 --> 24:38.720 ‫فکر می‌کنی داری توی یه خط مستقیم ‫رانندگی می‌کنی اما بعد سرتو میاری بالا، 24:38.720 --> 24:41.240 ‫یه پرنده می‌بینی، گوشیت زنگ می‌خوره، ‫می‌ری روی یه دست‌انداز، 24:41.240 --> 24:42.320 ‫و از مسیرت خارج می‌شی. 24:42.320 --> 24:45.520 ‫این خود بی‌نقصیه. نگاهش کنین. 24:46.360 --> 24:47.880 ‫با دقت سانتی‌متری. 24:50.400 --> 24:53.240 ‫تنها چیزی که ربات کشاورز ‫هیچ کاری در موردش نمی‌تونست بکنه 24:53.240 --> 24:54.560 ‫وضعیت آب و هوا بود، 24:55.080 --> 24:58.520 ‫که باعث شده بود مزرعه ‫واسه شخم‌زدن مناسب خیلی خیس باشه. 24:59.440 --> 25:02.720 ‫اما فعلاً کارایی خودشو ثابت کرده بود. 25:03.280 --> 25:04.960 ‫بیا فعلاً متوقفش کنیم. 25:07.920 --> 25:09.560 ‫انگار که... 25:09.720 --> 25:12.320 ‫تقریباً مثل این می‌مونه که به نبرد هیستینگز برسی 25:12.320 --> 25:14.240 ‫با یه جنگنده‌ی هریر 25:14.400 --> 25:17.120 ‫این حسیه که الان با این دستگاه دارم. این... 25:19.720 --> 25:20.920 ‫تو روحت! 25:34.640 --> 25:37.320 ‫در حالی که منتظر بودیم خاک خشک بشه، 25:37.360 --> 25:39.520 ‫کارهای دیگه‌ای واسه انجام دادن داشتیم، 25:39.680 --> 25:41.880 ‫مثل رها کردن مرغ‌های شاخدار... 25:42.480 --> 25:43.920 ‫وقتش رسیده. 25:44.840 --> 25:49.080 ‫که حالا دوره‌ی پنج روزه‌ی ‫استقرارشون رو تموم کرده بودن. 25:50.880 --> 25:54.400 ‫ما اونا رو آزاد می‌کنیم، ‫اما توی یه منطقه‌ی خیلی باریک و مشخص، 25:54.600 --> 25:57.080 ‫- که می‌شه این نیمه از جنگل. ‫- آره. 25:57.080 --> 26:00.600 ‫و نکته‌ای که درمورد مرغ‌های شاخدار هست ‫اینه که اگه آقا روباهه بیاد، 26:00.760 --> 26:04.280 ‫اونا می‌پرن بالای درخت ‫و آقا روباهه نمی‌تونه این کار رو بکنه. 26:07.400 --> 26:09.720 ‫یالا، مرغ‌های شاخدار. آزادی! 26:10.800 --> 26:12.800 ‫- ببین، اومدن. ‫- اوه آره. 26:12.960 --> 26:15.360 ‫صورت‌های کوچولوشون رو ببین. 26:16.440 --> 26:18.160 ‫یکیشون باید بره تا بعدش همه‌شون برن. 26:18.160 --> 26:19.200 ‫آره، می‌دونم. 26:19.280 --> 26:21.640 ‫- معلومه دارن سعی می‌کنن جرأت پیدا کنن. ‫- آره. 26:21.640 --> 26:24.200 ‫مثل وقتیه که هفت‌سالم بود ‫و روی تخته شیرجه استخر بودم. 26:24.200 --> 26:25.440 ‫آره، آره. 26:25.640 --> 26:27.400 ‫«اوه، نمی‌تونم.» ‫و می‌دونی که باید انجامش بدی. 26:27.400 --> 26:29.120 ‫و فقط می‌گی، «اوه، نمی‌تونم.» 26:29.120 --> 26:31.720 ‫چون توی دانکستر هیچ‌کس شنا بلد نبود. 26:32.640 --> 26:34.440 ‫واسه همین رفتم توی تیم شنای دانکستر، 26:34.440 --> 26:37.960 ‫چون تنها کسی بودم که توی آب غرق نمی‌شد. 26:38.160 --> 26:40.280 ‫اوه، اون رفت! اون رفت. 26:40.440 --> 26:43.440 ‫- راستشو بخوای در واقع افتاد پایین. ‫- آره. 26:43.640 --> 26:45.520 ‫مثل هل داده شدن از روی تخته شیرجه بود. 26:45.520 --> 26:48.120 ‫اوه، حالا همه‌شون دارن میان. آره، ببین. 26:48.960 --> 26:51.560 ‫اوه، این فوق‌العاده‌ست. حالا می‌تونن ببینن. 26:53.640 --> 26:56.160 ‫اوه، این واقعاً منو خوشحال می‌کنه. 27:01.160 --> 27:03.880 ‫این در واقع... این صدا داره گوشمو اذیت می‌کنه. 27:03.880 --> 27:06.800 ‫صدایی توش هست که گوشمو اذیت می‌کنه. 27:06.800 --> 27:08.800 ‫اتاق‌خواب ما اونجاست. 27:09.560 --> 27:12.560 ‫از این به بعد این موسیقی متن زندگی ماست. 27:14.160 --> 27:16.080 ‫واسه نوه‌ی دوساله‌ام خریدم... 27:16.080 --> 27:17.480 ‫خب، من واسه کریسمس رفتم توی مغازه، 27:17.480 --> 27:20.520 ‫و گفتم: «می‌تونم پرسروصداترین ‫اسباب‌بازی‌هایی که دارین رو بخرم؟» 27:20.680 --> 27:23.000 ‫چون می‌دونستم قراره بره رو اعصاب دخترم، 27:23.000 --> 27:27.480 ‫و اونم با پرسروصداترین حیوانات مزرعه‌ای ‫که می‌تونی گیر بیاری تلافی کرد. 27:30.320 --> 27:32.400 ‫خدای بزرگ، خیلی پرسروصدا هستن! 27:40.000 --> 27:44.480 ‫[شنبه، ساعت ۷ صبح] 27:44.880 --> 27:46.080 ‫هرچقدر هم که تلاش کردن، 27:46.080 --> 27:50.040 ‫مرغ‌های شاخدار نتونستن خوابیدن ما ‫توی تعطیلات آخر هفته رو خراب کنن، 27:50.880 --> 27:55.760 ‫چون ما قبلش به خاطر یه مورد اورژانسی ‫از تختخواب کشیده شده بودیم بیرون. 27:58.560 --> 28:00.240 ‫- الو؟ ‫- سلام، چارلی؟ 28:00.320 --> 28:01.320 ‫الو. 28:01.640 --> 28:03.080 ‫یه مشکل داریم. 28:03.600 --> 28:04.600 ‫بسیار خب. 28:04.600 --> 28:07.840 ‫حدود صدتا... خب، بیشتر از صدتا... 28:08.000 --> 28:09.560 ‫کلمه‌اش چیه؟ «کوچ‌نشین»، 28:09.560 --> 28:12.640 ‫اومدن توی پارکینگ کافه و بساطشون رو پهن کردن. 28:20.040 --> 28:22.640 ‫صدتا چی؟ وسیله ‌نقلیه؟ 28:23.000 --> 28:24.560 ‫من نرفتم اونجا، 28:24.560 --> 28:27.120 ‫فقط فکر کنم اوضاع رو بدتر می‌کنم، خیلی بدتر. 28:27.120 --> 28:28.800 ‫و اونا اسب دارن. 28:29.840 --> 28:32.720 ‫یه تعداد خیلی زیاد. 28:37.400 --> 28:39.320 ‫پس واسه اتراق کردن اومدن؟ منظورم اینه... 28:39.320 --> 28:41.600 ‫نمی‌دونم. نمی‌دونم. نمی‌دونم. نمی‌دونم. 28:41.600 --> 28:44.600 ‫من اونجا نبودم. ‫اما منظورم اینه که یکی از... 28:44.600 --> 28:46.880 ‫بن فیلمبردار رو می‌شناسی؟ 28:47.040 --> 28:48.720 ‫- آره، آره، آره. ‫- اون رفت اونجا 28:48.760 --> 28:53.440 ‫و با احترام ازش خواستن، ‫ببخشید که این‌طوری می‌گم، گورش رو گم کنه. 28:53.840 --> 28:55.920 ‫- اون فقط... ‫- اون هیکلش کوچیک نیست. 28:55.920 --> 28:57.240 ‫نه، پسر گنده‌ایه. 28:57.240 --> 29:00.160 ‫پس حالا باید بدونیم هدفشون چیه. 29:00.160 --> 29:02.120 ‫- قراره بمونن؟ ‫- نمی‌دونم. 29:02.120 --> 29:04.840 ‫- یا قراره برن؟ ‫- نمی‌دونم. 29:08.320 --> 29:11.720 ‫- واو. کجا داری می‌ری؟ ‫- باید برم اونجا. 29:11.720 --> 29:13.000 ‫- کجا؟ ‫- کافه! 29:13.000 --> 29:14.520 ‫- تو کافه نمی‌ری. ‫- اونجا آشوبه. 29:14.520 --> 29:17.960 ‫تو دیپلمات نیستی و قلبت هم بیماره. پیاده شو. 29:18.600 --> 29:20.560 ‫- اما... ‫- تو نمی‌ری، جرمی. 29:20.560 --> 29:23.560 ‫یالا، بیا بریم. ‫همین الان اون ماشین رو پارک کن سرجاش. 29:26.520 --> 29:29.200 ‫خوشبختانه، بن فیلمبردار درخواستِ 29:29.400 --> 29:32.320 ‫محترمانه‌ی کوچ‌نشین‌ها واسه ‫«گورشو گم کردن» رو رد کرد 29:33.520 --> 29:37.160 ‫و با دوربین و پهپادش به فیلمبرداری ادامه داد. 29:43.240 --> 29:44.840 ‫و خیلی زود مشخص شد 29:44.840 --> 29:47.520 ‫کوچ‌نشین‌ها داشتن از پارکینگ ما ‫به عنوان پایگاهی استفاده می‌کردن 29:47.520 --> 29:50.880 ‫واسه یه جور مسابقه‌ی اسب و کالسکه 29:51.040 --> 29:53.320 ‫توی جاده‌ی دوطرفه‌ی اون حوالی. 29:55.480 --> 29:57.280 ‫قوانین محلی خیلی قدیمی‌ای وجود داره. 29:57.280 --> 29:59.880 ‫شما اجازه دارین اسب‌هاتون رو توی جاده تمرین بدین. 29:59.880 --> 30:02.200 ‫پس کاملاً حق دارن ‫کاری که امروز اینجا می‌کنن رو انجام بدن. 30:02.200 --> 30:05.280 ‫پلیس همه‌جا هست. نمی‌تونن جلوشونو بگیرن. 30:05.560 --> 30:07.560 ‫در مورد کافه‌ی سگ کشاورز و محوطه‌اش، 30:07.560 --> 30:11.520 ‫مشتری‌هامون، هیچ‌کس نمی‌تونه بیاد تو، ‫کاملاً مسدود شده. 30:14.280 --> 30:16.320 ‫این یعنی هیچ چاره‌ای نداشتیم 30:16.320 --> 30:18.400 ‫جز اینکه دست روی دست بذاریم و صبر کنیم. 30:33.160 --> 30:34.840 ‫با این حال چهار ساعت بعد، 30:35.040 --> 30:37.360 ‫کارشون تموم شد، رفتن دنبال کارشون 30:37.960 --> 30:40.560 ‫و ما بالاخره تونستیم کافه رو باز کنیم. 30:45.200 --> 30:47.640 ‫اونا زباله‌ی زیادی به جا نذاشتن، ‫چیزی که نگرانش بودم. 30:47.640 --> 30:48.960 ‫ما زباله‌ها رو جمع کردیم. 30:48.960 --> 30:50.320 ‫- اوه، جدی؟ ‫- اومدن. 30:50.320 --> 30:51.360 ‫فقط قوطی و این‌جور چیزها بود؟ 30:51.360 --> 30:52.480 ‫اوه نه، سرنگ. 30:52.480 --> 30:54.240 ‫مشخصاً به اسب‌ها تزریق می‌کنن. 30:54.240 --> 30:56.720 ‫- من متخصص نیستم اما... ‫- سرنگ؟ 30:56.800 --> 30:58.000 ‫- آره. ‫- لعنتی. 30:58.680 --> 31:00.960 ‫می‌دونم. و اینو به من دادن. 31:03.280 --> 31:06.640 ‫واسه بستن کافه و زباله‌هایی که جا گذاشتن. 31:06.800 --> 31:08.840 ‫- و اونا امیدوارن که... ‫- ۱۵۰ پوند؟ 31:09.000 --> 31:10.000 ‫آره. 31:12.800 --> 31:14.680 ‫- پس اونا به زور میان... ‫- آره. 31:14.800 --> 31:16.680 ‫و بعد پول خسارت رو می‌دن. 31:16.760 --> 31:19.840 ‫خب، اینم جالب بود. ‫آره، یه کافه داشته باش، خوش می‌گذره. 31:19.840 --> 31:20.840 ‫باید بگم... 31:20.840 --> 31:22.520 ‫و بعد با همچین مشکلاتی دست‌وپنجه نرم کنی. 31:22.520 --> 31:24.200 ‫آره. اصلاً انتظار این یکی رو نداشتم. 31:28.920 --> 31:32.360 ‫چند روز بعد، با خشک شدن زمین‌ها، 31:33.040 --> 31:34.840 ‫بالاخره می‌تونستیم کارمون رو 31:34.840 --> 31:38.080 ‫با برنامه‌ی جدید و پیشرفته‌ی ‫کاشت محصولاتمون شروع کنیم. 31:39.400 --> 31:41.240 ‫بسیار خب، میله‌ی نقشه‌برداری. 31:41.440 --> 31:42.920 ‫این با این ارتباط برقرار می‌کنه 31:42.920 --> 31:45.760 ‫و همون‌طور که دور مزرعه می‌چرخیم ‫نقاط رو ثبت می‌کنیم. 31:45.760 --> 31:49.240 ‫کار اول شامل نقشه‌برداری من ‫و ویل و ربات از زمین‌ها بود 31:49.400 --> 31:53.120 ‫تا سیستم جی‌پی‌اس ربات بفهمه کجاست. 31:53.680 --> 31:56.560 ‫- «این نقطه رو ذخیره کن». ‫- «ذخیره»، آره، عالیه. 31:56.560 --> 31:59.480 ‫- پس حالا می‌ریم سراغ نقطه‌ی بعدی. ‫- بسیار خب. 31:59.680 --> 32:01.840 ‫اگه توی امتداد پرچین بمونیم، این خط مستقیمه. 32:01.840 --> 32:02.840 ‫آره. 32:02.840 --> 32:04.560 ‫بیا اینم ذخیره کنیم، باشه؟ 32:05.360 --> 32:06.440 ‫«ذخیره». 32:07.080 --> 32:09.800 ‫بسیار خب، نقشه‌ی زمین اسپیت‌اوی آماده شد. 32:10.200 --> 32:13.920 ‫در حالی که داشتیم ‫تمام داده‌ها رو وارد مغز ربات می‌کردیم... 32:13.920 --> 32:16.320 ‫- اون... اوه، ایناهاش. ‫- آره. 32:16.400 --> 32:18.840 ‫- اوه واو، این کاریه که کردیم. ‫- این همون مسیریه که رفتیم، آره. 32:18.840 --> 32:22.800 ‫جیکوب، کشاورز هلندی سیب‌زمینی ‫بیرون توی مزارع ما بود، 32:24.040 --> 32:25.840 ‫داشت خوانش‌های زیرزمینی می‌گرفت 32:25.920 --> 32:28.320 ‫تا ما بفهمیم کجا خاک خوبه 32:30.000 --> 32:31.600 ‫و کجا نیست. 32:37.520 --> 32:40.800 ‫جیکوب می‌تونه تا اعماق مرکز زمین رو ببینه. 32:41.000 --> 32:43.400 ‫- آره. ‫- مثل ردیاب صوتی توی زیردریایی. 32:43.400 --> 32:45.080 ‫یه چیزی تو همین مایه‌ها، آره. 32:45.160 --> 32:47.080 ‫همون‌طور که توی هلند توضیح داده بود، 32:47.080 --> 32:50.160 ‫نقاط قرمز نشون‌دهنده‌ی مناطق غنی خاک بود 32:50.360 --> 32:52.600 ‫و نقاط آبی تیره مناطق ضعیف‌تر. 32:53.280 --> 32:54.960 ‫و با این اطلاعات، 32:54.960 --> 32:58.760 ‫حالا می‌تونستیم کاشت بذر هدفمند انجام بدیم. 32:59.120 --> 33:01.320 ‫اگه ما ربات رو بیاریم، خب؟ 33:02.080 --> 33:05.240 ‫و بهش بگیم، وقتی داری از روی ‫این قسمت قرمز رد می‌شی، 33:05.600 --> 33:08.800 ‫زمین رو بکوب، مثل شلیک مسلسل. 33:08.960 --> 33:10.880 ‫وقتی داری از روی این قسمت آبی رد می‌شی... 33:10.880 --> 33:13.000 ‫- آره. ‫- اون نرخ رو تغییر می‌ده... 33:13.800 --> 33:15.800 ‫- نرخ بذر. ‫- سرعتی که باهاش می‌کاره. 33:15.800 --> 33:16.760 ‫پس اگه... 33:16.760 --> 33:18.680 ‫من از قبل یه نقشه واسه ربات ساختم، 33:18.680 --> 33:21.480 ‫پس می‌تونی بذرکاری متغیر داشته باشی. ‫من اون نقشه رو ساختم. 33:22.520 --> 33:25.520 ‫و این فقط شامل بذرکاری با نرخ متغیر نمی‌شد. 33:25.760 --> 33:27.040 ‫با این اطلاعات جدید، 33:27.040 --> 33:29.680 ‫حالا می‌تونستیم مزرعه رو با انجام کودپاشی هدفمند 33:29.680 --> 33:32.200 ‫کارآمدتر کوددهی کنیم. 33:33.200 --> 33:34.640 ‫و به عنوان یه امتیاز ویژه، 33:34.840 --> 33:39.120 ‫ما یه کوه از کودهای نسبتاً خاص و آماده داشتیم. 33:39.760 --> 33:41.360 ‫اون کود گاو نیست. 33:43.040 --> 33:46.960 ‫شرط می‌بندم نمی‌تونید حدس بزنید ‫از پشت کدوم حیوان اومده بیرون. 33:48.120 --> 33:50.400 ‫نه، متأسفانه اشتباه می‌کنید. 33:51.840 --> 33:54.360 ‫در واقع از این رفقا اومده بیرون. 33:54.520 --> 33:57.280 ‫اونا حدود ۱۶ کیلومتری دیدلی اسکوات زندگی می‌کنن 33:57.280 --> 33:59.280 ‫توی یه جاذبه‌ی توریستی محلی. 34:01.640 --> 34:02.760 ‫رسیدیم. 34:02.960 --> 34:05.000 ‫پارک حیات‌وحش کاتسولد. 34:05.840 --> 34:09.480 ‫و سال گذشته، رجی، مالک اینجا، ‫گفته بود خوشحال می‌شه 34:09.640 --> 34:12.160 ‫که ما هر چیزی رو که 34:12.160 --> 34:14.440 ‫از پشت اونا میاد بیرون برداریم. 34:14.880 --> 34:18.080 ‫همیشه حس می‌کردم ‫که اینا چیزهای کاملاً خاصی هستن 34:18.280 --> 34:21.480 ‫چون در واقع کرگدن‌ها معده‌ی خیلی کوتاهی دارن، 34:21.480 --> 34:24.600 ‫و واسه همین خیلی فیبر داره، پر از مواد مغذیه. 34:24.600 --> 34:27.240 ‫- این خیلی بهتر از پِهن گاوه. ‫- اوه، جدی؟ 34:27.240 --> 34:30.560 ‫خب، من این‌طور فکر می‌کنم چون ‫بیشتر مواد پِهن گاو توسط بدنش جذب شده، 34:30.560 --> 34:33.160 ‫به خاطر معده‌ی دوم و تمام چیزهای دیگه‌اش، 34:33.160 --> 34:36.720 ‫در حالی که این ماده خالصه، ‫حتی بوی خیلی سالم و تازه‌ای میده 34:36.720 --> 34:38.440 ‫وقتی بار اول بیرون میاد. 34:38.440 --> 34:39.520 ‫تقریباً آماده‌ی مصرفه. 34:39.520 --> 34:41.840 ‫تو شخص محبوب جدید منی. 34:42.760 --> 34:45.280 ‫در حالی که تریلرهامون داشتن بارگیری می‌شدن، 34:46.600 --> 34:48.720 ‫ما از اهداکننده‌ها خداحافظی کردیم 34:49.520 --> 34:52.840 ‫و بعد یه سورپرایز کوچیک واسه کیلب داشتیم. 34:53.720 --> 34:55.920 ‫- اون بچه‌شتر رو اونجا می‌بینی؟ ‫- آره. 34:55.920 --> 34:57.760 ‫- همون کوچولوی شش هفته‌ای؟ ‫- آره. 34:57.760 --> 35:00.280 ‫الان داشتم با یکی از کسایی ‫که اینجا کار می‌کنه حرف می‌زدم. 35:00.280 --> 35:01.720 ‫می‌دونی اسمشو چی گذاشتن؟ 35:01.720 --> 35:03.360 ‫- نه، چی؟ ‫- کیلب. 35:03.720 --> 35:05.400 ‫- جدی می‌گی؟ ‫- آره، جدی. 35:05.400 --> 35:09.760 ‫چون یکی از مدل موهای بی‌پایان تو رو داره. 35:09.880 --> 35:11.280 ‫واسه همین گفتن 35:11.480 --> 35:13.560 ‫شبیه کیلب کوپره و اسمشو گذاشتن کیلب. 35:13.560 --> 35:16.360 ‫- این روزمو ساخت! ‫- می‌تونی موهای مسخره‌اش رو ببینی. 35:16.360 --> 35:18.240 ‫مسخره نیست، عالیه، نگاهش کن! 35:18.240 --> 35:20.440 ‫این، آره... اسم تو رو روش گذاشتن. 35:20.440 --> 35:21.440 ‫کیلب! 35:27.240 --> 35:28.280 ‫برمی‌گردیم به زمان حال، 35:28.280 --> 35:32.040 ‫کود این حیوان ماقبل تاریخ قرار بود 35:32.160 --> 35:34.920 ‫با استفاده از تکنولوژی فوق مدرن پخش بشه. 35:35.760 --> 35:38.520 ‫- وقتی می‌ره روی یه قسمت قرمز... ‫- اونم... 35:38.520 --> 35:39.520 ‫کمتر می‌ریزه. 35:39.520 --> 35:41.800 ‫وقتی می‌ره روی یه قسمت آبی، 35:41.800 --> 35:43.560 ‫روی قسمت‌های آبی بیشتر می‌ریزی. 35:43.560 --> 35:46.440 ‫تکنولوژی ذهن منو منفجر می‌کنه و من ۲۶ سالمه. 35:46.440 --> 35:48.760 ‫تصور کن یه کشاورز ۶۰ ساله اینجا نشسته باشه... 35:48.760 --> 35:50.560 ‫می‌دونم، تو نه. اما... 35:50.720 --> 35:52.720 ‫«تو نه.» 35:52.880 --> 35:54.120 ‫- ولی منظورم رو می‌فهمی؟ ‫- نه، می‌دونم. 35:54.120 --> 35:56.440 ‫این به خاطر اینه که ما یه روز رفتیم هلند. 35:56.440 --> 35:57.760 ‫- آره. ‫- و حالا ببین کجا هستیم. 35:57.760 --> 35:58.840 ‫حالا خودمونو ببین. 35:58.840 --> 36:00.760 ‫اگه محصولت سر به... 36:00.760 --> 36:03.200 ‫- سر به فلک بکشه، ارزشش رو داره، مگه نه؟ ‫- آره. 36:04.880 --> 36:08.720 ‫تنها چیزی که الان نیاز داشتیم ‫این بود که تکنولوژی کار کنه. 36:17.520 --> 36:20.840 ‫حالا می‌دونم داره می‌رسه ‫به یه قسمت خیلی خوب از خاک، 36:21.120 --> 36:24.360 ‫پس مقداری که از عقب بیرون میاد ‫باید به شدت کم بشه، 36:24.360 --> 36:26.680 ‫و شده، ببین، شده. 36:28.360 --> 36:31.480 ‫ببین، تقریباً هیچی نمیاد. ‫انگار یه غبار ریز از فضولاته. 36:32.160 --> 36:33.960 ‫خدای من، گمونم داره کار می‌کنه. 36:36.000 --> 36:38.480 ‫حالا ببینید، دوباره داره غلیظ‌تر می‌شه. 36:40.200 --> 36:41.920 ‫این واقعاً شگفت‌انگیزه. 36:42.560 --> 36:45.080 ‫توی اون گوشه، شد ۵ تن در هکتار، 36:45.080 --> 36:47.920 ‫حالا من روی ۴۵ تن در هکتار هستم. 36:49.200 --> 36:51.200 ‫چی شد، تحت‌تأثیر قرار گرفتی؟ 36:51.200 --> 36:52.920 ‫واقعاً تحت‌تأثیر قرار گرفتم. 36:53.880 --> 36:57.440 ‫خب، حالا وقتشه که حسابی سورپرایزش کنم. 37:01.400 --> 37:05.440 ‫در حالی که کیلب داشت به ‫کودپاشی حساب‌شده‌اش ادامه می‌داد... 37:05.840 --> 37:07.440 ‫حالا باند ۲۵. 37:08.280 --> 37:10.200 ‫من رفتم ربات کشاورز رو بیارم 37:10.200 --> 37:12.320 ‫تا بتونه شروع به شخم‌زدن کنه. 37:32.200 --> 37:33.200 ‫چی؟ 37:36.080 --> 37:38.600 ‫وقتی چراغ‌های اون بالا سبز بشن، 37:39.040 --> 37:41.320 ‫ربات کشاورز می‌فهمه توی کدوم زمینه 37:41.320 --> 37:43.280 ‫و آماده‌ی شروع کار می‌شه‌. 37:45.280 --> 37:46.800 ‫سبز شدن! 37:46.960 --> 37:48.640 ‫من کارم رو خوب انجام دادم! 37:54.520 --> 37:55.520 ‫بسیار خب. 37:56.200 --> 37:58.240 ‫اون دیگه چه کوفتیه؟ 37:58.400 --> 37:59.640 ‫ربات کشاورز. 37:59.800 --> 38:01.360 ‫من تراکتورت رو، 38:01.360 --> 38:03.960 ‫با تجهیزات جدیدش آوردم توی قرن ۲۱. 38:04.120 --> 38:06.320 ‫این قرن ۲۴ هست. 38:06.520 --> 38:07.720 ‫من از این مزرعه نقشه‌برداری کردم، 38:07.720 --> 38:10.120 ‫اون روز با یه میله تمام دورش رو چرخیدم، 38:10.120 --> 38:11.520 ‫پس مزرعه رو می‌شناسه. 38:11.520 --> 38:13.760 ‫و ما قراره برسونیمش به نقطه‌ی شروعش، 38:13.760 --> 38:15.320 ‫بعدش می‌رم کافه. 38:15.320 --> 38:18.120 ‫- خودش رانندگی می‌کنه؟ می‌تونی بری؟ ‫- اوه، آره. 38:18.360 --> 38:20.400 ‫و خودش مزرعه رو شخم می‌زنه. 38:20.400 --> 38:22.200 ‫اگه راهش سد بشه چی؟ 38:22.960 --> 38:24.080 ‫بهم زنگ می‌زنه. 38:25.360 --> 38:27.480 ‫اگه یکی از شاخک‌هاش بشکنه چی می‌شه؟ 38:27.520 --> 38:29.720 ‫آدم متوجهش نمی‌شه حتی اگه... اینقدر منفی‌بین نباش. 38:29.720 --> 38:33.240 ‫نه، متوجه می‌شی. من وقتی توی مزرعه پشت ‫فرمون تراکتور نشستم، فقط به پشتم نگاه می‌کنم. 38:33.840 --> 38:36.840 ‫یالا، اعتراف کن، این عالیه. هلندیه. 38:38.040 --> 38:41.240 ‫و مجبور نیستم واسه شخم زدن مزرعه بهت پول بدم. 38:41.280 --> 38:44.000 ‫- این در واقع داره کار منو ازم می‌گیره. ‫- دقیقاً. 38:44.000 --> 38:45.400 ‫خب قراره از کجا شروع کنه؟ 38:45.400 --> 38:48.080 ‫باید از همون‌جایی شروع کنه ‫که تو کودپاشی می‌کردی. 38:48.080 --> 38:51.360 ‫و خودش فرمون می‌ده ‫تا نقطه‌ی شروعش رو پیدا کنه. 38:51.520 --> 38:53.840 ‫خب پس راهش بنداز. کار نمی‌کنه. 38:53.840 --> 38:55.440 ‫- می‌کنه. ‫- نمی‌کنه. 39:00.800 --> 39:04.280 ‫الان هر لحظه باید بپیچه چپ، ‫که من این کار رو نمی‌کنم. 39:04.960 --> 39:06.040 ‫اوه، آره... 39:07.040 --> 39:10.200 ‫آره! 39:10.400 --> 39:11.760 ‫نگاهش کن! 39:12.480 --> 39:14.960 ‫حالا قراره بیارش پایین؟ صبر کن، اون... 39:14.960 --> 39:17.680 ‫ایول! 39:18.360 --> 39:21.320 ‫تکنولوژی من موقع کار رو تماشا کن. 39:27.640 --> 39:30.680 ‫این سفینه‌ی اینترپرایز کشاورزیه. 39:39.280 --> 39:41.000 ‫- اوه، متوقف شد. ‫- خوب بود. 39:41.000 --> 39:42.040 ‫لعنتی. 39:42.720 --> 39:44.720 ‫«خطا تشخیص داده شد: مکان‌یابی. 39:44.800 --> 39:48.480 ‫بالابر جوی، قطع اتصال هاب.» 39:48.640 --> 39:50.640 ‫این چرت‌وپرت‌ها دیگه چیه؟ این خیلی... 39:50.640 --> 39:53.760 ‫خوشبختانه، ویل، نماینده‌ی ربات اونجا بود. 39:54.160 --> 39:57.360 ‫- دکمه‌ی دو رو فشار بده و نگه دار. ‫- از ترمز دستی درش میاریم. 39:57.360 --> 39:59.880 ‫دو رو ول کن. دکمه‌ی توقف رو بزن. 40:01.880 --> 40:02.960 ‫خواهش می‌کنم... 40:03.920 --> 40:05.600 ‫و دوباره متوقف شد. 40:06.400 --> 40:08.800 ‫اوه، امروز عجب روز محشری واسه زنده بودنه! 40:08.840 --> 40:12.440 ‫- توی شخم زدن کارت خیلی عالیه. ‫- نه، اونو ولش کن. 40:15.000 --> 40:18.640 ‫«پیام‌های نواتل خیلی دیر می‌رسند» معنیش چیه؟ 40:18.640 --> 40:20.880 ‫نمی‌تونه گیرنده‌ی جی‌پی‌اس رو پیدا کنه. 40:20.880 --> 40:23.520 ‫به هر دلیلی پیام با تاخیر می‌رسه. 40:23.520 --> 40:25.440 ‫نمی‌تونه ماهواره رو بخونه؟ 40:25.440 --> 40:27.560 ‫با سرعت کافی ماهواره رو نمی‌خونه. 40:27.560 --> 40:29.240 ‫اوه، لعنت بهش. 40:29.400 --> 40:33.360 ‫اینجا رو ببین. می‌رم توی تراکتورم ‫روشنش می‌کنم و کار می‌کنه. 40:33.360 --> 40:35.880 ‫- بهش محل نده، خودش می‌ره رد کارش. ‫- باشه. 40:38.280 --> 40:39.280 ‫گوش کن! 40:42.280 --> 40:45.720 ‫پس داره اطرافش رو اسکن می‌کنه ‫تا محیطش رو بررسی کنه. 40:45.880 --> 40:48.040 ‫- بعد وقتی راضی شد، حرکت می‌کنه. ‫- بفرما، سبز شد. 40:48.040 --> 40:50.560 ‫دکمه‌ی دو رو فشار بده و نگه دار. یه کلیک. 40:50.760 --> 40:52.440 ‫دکمه‌ی توقف رو بزن. 40:56.800 --> 40:57.840 ‫برو... 40:58.320 --> 41:01.240 ‫لطفاً برو. لطفاً، لطفاً. لطفاً کار کن. 41:02.200 --> 41:03.200 ‫آره! 41:03.720 --> 41:05.440 ‫اوه. 41:06.160 --> 41:09.160 ‫دوباره ایستاد. لعنت بهش. 41:09.920 --> 41:12.440 ‫آشغال... 41:19.480 --> 41:22.760 ‫همه‌تون واسه ماشین‌های ‫خودرانتون آماده‌این؟ امیدوارم باشین. 41:22.920 --> 41:24.200 ‫من که نیستم. 41:25.720 --> 41:28.480 ‫یعنی الان کارخونه توی هلند الان... 41:28.680 --> 41:32.360 ‫- در حال بررسیش هستن. ‫- مشکل اینجاست. 41:32.520 --> 41:34.480 ‫اگه یه اپلیکیشن داره، کار نمی‌کنه. 41:34.480 --> 41:35.440 ‫آره. 41:35.440 --> 41:38.880 ‫اگه کسی بتونه از راه دور ‫به چیزی دسترسی پیدا کنه، کار نمی‌کنه. 41:43.160 --> 41:45.680 ‫به نظر می‌رسه‌ اونجا اوضاع خوب پیش می‌ره. 41:46.000 --> 41:48.080 ‫حالا کارخونه چی می‌گه؟ 41:48.240 --> 41:49.240 ‫راه‌اندازی. 41:50.720 --> 41:53.800 ‫بالاخره واسه یه تلاش دیگه آماده بودیم. 41:55.880 --> 41:56.880 ‫بسیار خب. 41:57.560 --> 41:59.840 ‫کولتیواتور رفت پایین. من این کار رو نمی‌کنم. 41:59.840 --> 42:01.520 ‫جعبه‌های وزنه دارن می‌رن پایین. 42:03.280 --> 42:06.200 ‫یالا، یالا، یالا، یالا، یالا. 42:07.160 --> 42:08.160 ‫یالا. 42:09.680 --> 42:10.680 ‫آره. 42:11.800 --> 42:14.000 ‫آره! آره! 42:15.360 --> 42:16.360 ‫یالا! 42:16.720 --> 42:18.400 ‫یالا، رفیق کوچولو! 42:19.360 --> 42:20.440 ‫داره انجامش می‌ده! 42:27.200 --> 42:29.600 ‫وقتی ربات دور اولش رو تموم کرد 42:29.600 --> 42:31.680 ‫و چرخید تا دور دومش رو انجام بده، 42:32.440 --> 42:34.240 ‫فهمیدم که کارمون راه افتاده. 42:47.880 --> 42:51.760 ‫حتی کیلب هم حسابی شگفت‌زده شده بود. 42:51.920 --> 42:55.000 ‫- کارش رو خوب انجام میده؟ ‫- آره، بدک نیست. 43:04.320 --> 43:05.480 ‫و همینه. 43:07.000 --> 43:10.720 ‫و من می‌تونم برم به یه کار دیگه برسم. 43:16.240 --> 43:19.640 ‫متأسفانه، این کاری بود که ازش وحشت داشتم. 43:23.120 --> 43:25.680 ‫چون از وقتی که دیوید قصاب بهم نشون داده بود 43:25.680 --> 43:28.880 ‫خوک‌های من مقدار گوشت تولیدیشون چقدر کمه، 43:31.720 --> 43:34.120 ‫می‌دونستم که فقط یک راه وجود داره. 43:40.720 --> 43:44.320 ‫من عاشق خوک‌هام. من کاملاً... 43:45.440 --> 43:48.160 ‫هر روزی که اونجا بودم واقعاً ازشون لذت بردم. 43:48.160 --> 43:50.760 ‫اونا بهم حس خوبی می‌دن. 43:50.920 --> 43:52.520 ‫من با اونا خیلی خوشحالم. 43:52.520 --> 43:55.400 ‫- اما ما اینجا داریم یه بیزینس رو اداره می‌کنیم. ‫- آره. 43:56.840 --> 44:00.280 ‫و اونا از نظر مالی اصلاً به صرفه نیستن. 44:06.200 --> 44:08.880 ‫و واسه همین، توی چند روز آینده، 44:09.040 --> 44:12.400 ‫باید با همه‌شون خداحافظی می‌کردیم. 44:14.400 --> 44:15.720 ‫سلام، فسقلی‌ها. 44:20.520 --> 44:21.760 ‫شماها بامزه‌این. 44:27.000 --> 44:28.640 ‫آخه اونا به هر حال قراره برن. اونا... 44:28.640 --> 44:30.440 ‫وقتشه که اونا... 44:31.920 --> 44:33.600 ‫برن. 44:36.320 --> 44:38.800 ‫اما تفاوت این دفعه اینه که 44:38.800 --> 44:41.800 ‫هیچ بچه‌خوک جدیدی جایگزینشون نمی‌شه‌. 44:55.520 --> 44:58.000 ‫اینا همه‌شون بچه‌های سویز و کلامزی هستن. 44:59.280 --> 45:02.200 ‫- اینا آخرین پسرها هستن. ‫- همینه. 45:03.240 --> 45:05.440 ‫بفرما. برو ببینم. 45:19.520 --> 45:21.440 ‫زندگی خوبی داشتن، نه؟ 45:21.440 --> 45:23.400 ‫آره، یه زندگی نه چندان طولانی. 45:28.520 --> 45:31.720 ‫خداحافظی با گروه بعدی از اونم سخت‌تر بود 45:33.040 --> 45:35.040 ‫چون شامل یکی از مادرها 45:35.040 --> 45:38.920 ‫از اولین دسته‌ای می‌شد که ‫سه سال پیش خریده بودیم. 45:39.280 --> 45:40.880 ‫سورپرایز... 45:43.800 --> 45:46.720 ‫اولین خوکی بود که واسمون زایمان کرد. 45:55.040 --> 45:56.040 ‫یالا. 45:59.400 --> 46:00.520 ‫یالا، دختر. 46:01.400 --> 46:03.400 ‫یادت باشه، این به صلاحه. 46:03.680 --> 46:05.760 ‫- چی؟ ‫- به صلاحه. 46:06.520 --> 46:08.720 ‫ولی لامصب بازم غم‌انگیزه. 46:14.560 --> 46:15.520 ‫همه‌چی مرتبه؟ 46:15.520 --> 46:17.800 ‫خب، نه، نه واقعاً به خاطر سورپرایز بیچاره. 46:17.800 --> 46:20.160 ‫تا وقتی که بعد از رفتن من گریه کنی، ‫خیلی نگران نیستم. 46:20.160 --> 46:21.840 ‫من گریه نمی‌کنم. 46:22.000 --> 46:23.040 ‫مطمئنی؟ 46:24.200 --> 46:25.360 ‫بسیار خب، ممنون، جس. 46:25.360 --> 46:27.000 ‫- خواهش می‌کنم. ‫- مراقب خودت باش. سفر بی‌خطر. 46:27.000 --> 46:29.520 ‫- ممنون، کیلب. ‫- بعداً می‌بینمت، جس. 46:43.400 --> 46:45.720 ‫بالاخره، روز خداحافظی رسید 46:45.720 --> 46:48.680 ‫با دوتا مادر اصلی آخر: 46:49.560 --> 46:50.560 ‫کلامزی 46:52.000 --> 46:53.040 ‫و سویز. 46:55.280 --> 46:56.880 ‫کلی خاطرات خوب ازشون داریم. 46:56.880 --> 46:58.080 ‫آره، می‌دونم. 46:58.800 --> 47:02.680 ‫تنها خبر خوب توی این ماجرای غم‌انگیز اینه که 47:02.840 --> 47:07.280 ‫این دوتا حداقل از کشتارگاه نجات پیدا کردن. 47:08.320 --> 47:10.120 ‫اونا دارن میرن به یه مزرعه که... 47:10.120 --> 47:12.640 ‫مثل یه مدرسه‌ست، که بچه‌ها می‌رن اونجا، 47:12.640 --> 47:14.560 ‫و می‌گن: «اینا خوک هستن.» 47:15.280 --> 47:16.800 ‫اوه، دخترا، عاشق اونجا می‌شین. 47:16.800 --> 47:18.520 ‫اونا قراره... 47:18.600 --> 47:20.800 ‫قراره بشن مدیرهای یه مدرسه. 47:20.800 --> 47:24.360 ‫آره، خب، اونا می‌رن ‫تا واسه نمایش توی یه مدرسه باشن. 47:24.360 --> 47:26.640 ‫- اسم‌هاشون رو نگه می‌دارین؟ ‫- آره. 47:26.640 --> 47:29.200 ‫- کلامزی و سویز. ‫- کلامزی و سویز، آره. 47:29.200 --> 47:30.200 ‫اونا دارن به خونه‌های خیلی خوبی میرن. 47:30.200 --> 47:33.080 ‫خب، نکته‌ی مهم همینه، چون این دوتا محشرن. 47:33.800 --> 47:35.960 ‫اگه قرار بود برن که خورده بشن، 47:35.960 --> 47:38.040 ‫واقعاً نمی‌تونستم تحمل کنم. 47:39.040 --> 47:41.920 ‫می‌دونستی اونا چهار دسته بچه‌خوک داشتن، لیسا؟ 47:41.920 --> 47:44.360 ‫می‌دونی در مجموع روی هم چندتا بچه آوردن؟ 47:44.360 --> 47:45.320 ‫نه. 47:45.320 --> 47:48.280 ‫چهار دسته، خب؟ ۷۰ تا بچه خوک زنده موندن. 47:48.440 --> 47:50.000 ‫- ۷۰ تا؟ ‫- ۷۰ تا. 47:50.160 --> 47:52.760 ‫- دخترای خوب. ‫- در واقع این خیلی خوبه. 47:52.760 --> 47:55.240 ‫اوه، ببین. بیا. 47:55.760 --> 47:58.040 ‫داری اونجا با کلامزی سروکله می‌زنی. 47:58.440 --> 48:00.040 ‫اوه، کارت عالی بود، لیسا. 48:01.080 --> 48:03.960 ‫و اونم سویز که ببین، صبورانه منتظره. 48:04.040 --> 48:05.280 ‫سلام، سویز. 48:06.240 --> 48:09.080 ‫خوک خوب کیه؟ خوک خوب کیه؟ 48:10.280 --> 48:11.720 ‫خوک خوب کیه؟ 48:12.560 --> 48:14.400 ‫دلمون واستون تنگ می‌شه. 48:14.560 --> 48:16.240 ‫دلمون واستون تنگ می‌شه. 48:20.280 --> 48:21.600 ‫یالا، سویز. 48:24.000 --> 48:25.000 ‫بیا. 48:25.080 --> 48:27.600 ‫- برو. زود باش. ‫- برو داخل. 48:27.920 --> 48:29.240 ‫برو. 48:30.200 --> 48:31.240 ‫برو. 48:36.480 --> 48:37.840 ‫بسیار خب، مارک. سفر بی‌خطر. 48:37.840 --> 48:39.120 ‫آره، خواهش می‌کنم. خیلی ممنون. 48:39.120 --> 48:41.640 ‫- ممنون. ‫- ممنون، خیلی ممنون. 48:55.720 --> 48:58.240 ‫کارت عالی بود. تو بهشون زندگی خوبی دادی. 48:58.680 --> 48:59.880 ‫اوه... 49:00.280 --> 49:01.400 ‫چیزی نیست. 49:02.560 --> 49:03.560 ‫چیزی نیست... 49:12.160 --> 49:14.880 ‫یالا، خوک‌ها! به دیدلی اسکوات خوش اومدین. 49:14.960 --> 49:16.080 ‫اوه! 49:16.520 --> 49:18.000 ‫شما خیلی بامزه‌این! 49:18.160 --> 49:19.640 ‫محشر نیستن؟ 49:29.480 --> 49:32.040 ‫اون ماده‌خوک حالا قراره بره پیش لیسا. 49:32.200 --> 49:33.280 ‫جرمی! 49:35.480 --> 49:37.360 ‫کی قراره ازشون مراقبت کنه؟ 49:38.560 --> 49:39.480 ‫من! 49:39.880 --> 49:41.680 ‫اون دیگه چه کوفتیه؟ 49:41.680 --> 49:44.560 ‫یکی از خوک‌ها توی جیبم بالا آورده؟ 49:44.680 --> 49:47.320 ‫- وقتی تو اینجا نیستی؟ ‫- کیلب. 49:52.400 --> 49:56.320 ‫یه حصار جدید توی این امتداد و به سمت بالا بذارین، ‫که خیلی راحت انجام می‌شه، خب؟ 49:57.040 --> 49:58.080 ‫هی. 50:04.280 --> 50:06.960 ‫اوه، داره شیر می‌خوره. کوچولو. 50:07.160 --> 50:08.800 ‫کارت عالی بود، مامان! 50:09.400 --> 50:10.600 ‫ده تا بچه خوک. 50:11.400 --> 50:14.480 ‫این بهترین بخش کشاورزی من تا الان بوده. 50:19.600 --> 50:21.160 ‫معلومه داره لهشون می‌کنه. 50:21.160 --> 50:22.960 ‫اوه نه... 50:34.840 --> 50:36.320 ‫خداحافظ، بارونس. 50:36.520 --> 50:38.600 ‫خدایا. 50:41.360 --> 50:43.080 ‫متنفرم که اینو اعتراف کنم، خب؟ 50:43.320 --> 50:45.360 ‫حلقه‌ی کلارکسون جواب داد. 50:45.880 --> 50:47.160 ‫اوه خدای من! 50:47.760 --> 50:48.880 ‫یه عالمه‌ست! 50:59.240 --> 51:01.320 ‫ببین چقدر بداخلاق شده! 51:01.480 --> 51:04.440 ‫این دقیقاً ریچارد همونده، وقتی نوشیدنیش رو می‌ریزی. 51:11.800 --> 51:13.480 ‫این آرومش می‌کنه، ببین. 51:22.400 --> 51:27.400 www.Doostihaa.com 51:29.640 --> 51:30.760 ‫[آنچه خواهید دید...] 51:30.760 --> 51:33.360 ‫آپولو کیلب، اینجا مرکز کنترل هیوستونه. 51:33.560 --> 51:34.920 ‫رفیق، تو وارد سیستم تراکتور من شدی؟ 51:34.920 --> 51:36.000 ‫منو «خلبان» صدا کن. 51:36.000 --> 51:38.840 ‫اولین شب غذای جرأت توی کافه‌ی سگ کشاورز. 51:38.840 --> 51:40.760 ‫اینجا مغز گوسفند داریم. دل شکم‌پر؟ 51:40.760 --> 51:41.920 ‫بوش کردی؟ 51:41.920 --> 51:44.120 ‫طعمشون دیوانه‌کننده‌ست. 51:45.320 --> 51:47.520 ‫- آر‌پی۳۳! یه کمک‌هزینه پیدا کردی. ‫- آره. 51:47.600 --> 51:49.920 ‫اونا بهمون پول می‌دن تا سرعت آب رو کم کنیم. 51:50.000 --> 51:51.680 ‫اون دستگاه شگفت‌انگیزه. 51:51.680 --> 51:53.760 ‫اولین بچه‌ی اندگیم! 51:54.960 --> 51:56.120 ‫یه سر داره میاد بیرون. 51:56.120 --> 51:57.160 ‫حالا همه‌اش در اختیار توئه، آره؟