WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:11.875 --> 00:14.333 ‫معمولاً به‌زور باید ساکتت کنم. 00:15.250 --> 00:17.083 ‫ولی امروز، یه کلمه هم حرف نزدی. 00:18.166 --> 00:20.083 ‫باید یه چیزی بهت نشون بدم. 00:20.416 --> 00:22.125 ‫از ترس فرار نمی‌کنی که؟ 00:40.375 --> 00:41.625 ‫ولی... ولی... ما که... 00:41.708 --> 00:44.708 ‫آره، قصد نداشتیم ولی شاید... 00:45.541 --> 00:48.083 ‫اونو بی‌خیال. من همه‌چی رو توی گوگل سرچ کردم. 00:48.166 --> 00:50.166 ‫یه کلینیک زنان توی سیرسا هست. 00:50.833 --> 00:52.541 ‫می‌رم اونجا سقطش می‌کنم. 01:00.041 --> 01:01.541 ‫یه موجود زنده توی شکمته. 01:02.666 --> 01:03.791 ‫اون بچۀ توئه. 01:05.083 --> 01:06.291 ‫اون بچۀ منه. 01:06.583 --> 01:08.791 ‫این نمادِ عشقِ ماست، گودیا. 01:11.958 --> 01:13.625 ‫این حرف‌های کلیشه‌ای چیه؟ 01:14.166 --> 01:15.916 ‫فکر کن باید با چه چیزهایی روبه‌رو بشیم. 01:15.958 --> 01:18.083 ‫همۀ مردم شکتیگار می‌افتن دنبالمون. 01:18.166 --> 01:20.125 ‫پس بیا از شکتیگار بریم. 01:22.333 --> 01:23.541 ‫المپیک چی؟ 01:23.833 --> 01:25.125 ‫المپیک رو فراموش کردی؟ 01:26.541 --> 01:28.625 ‫اصلاً نمی‌فهمی داری چی می‌گی. 01:31.041 --> 01:32.250 ‫آره، من دیوونه‌ام. 01:34.625 --> 01:36.208 ‫عجیب عاشقتم. 01:36.625 --> 01:38.666 ‫برای ما فاز احساساتی برداشته. 01:43.583 --> 01:45.500 ‫هی! حواست کجاست؟ 01:45.583 --> 01:47.583 ‫نجاتم بده! تو رو خدا! خواهش می‌کنم نجاتم بده. 01:48.208 --> 01:49.666 ‫تو رو خدا، التماست می‌کنم. 01:49.750 --> 01:52.000 ‫کمکم کن. لطفاً. تو رو خدا کمکم کن. 01:52.083 --> 01:54.000 ‫خواهش می‌کنم! 02:01.791 --> 02:03.625 ‫ندیدی یه دختر به این سمت بدوئه؟ 02:03.708 --> 02:07.958 ‫دیدمش؟ سرش داد زدم. ‫احمق اومد خورد به من. 02:08.041 --> 02:10.333 ‫- نزدیک بود بیفتم. ‫- از کدوم طرف رفت؟ 02:10.416 --> 02:11.333 ‫اون‌طرف. 02:22.666 --> 02:23.583 ‫بیا تو. 02:26.833 --> 02:31.083 ‫این خونۀ پدربزرگمه. ‫اون یه بوکسور درجۀ یک بود. 02:31.166 --> 02:34.083 ‫و پدرم، ‫پدرم رو همه به اسم آقای مربی می‌شناسن. 02:34.875 --> 02:37.291 ‫اسمِ خالی‌شون، آدم‌ها رو حسابی می‌ترسونه. 02:39.291 --> 02:40.333 ‫اینجا جات امنه. 02:41.000 --> 02:41.958 ‫- باشه؟ ‫- هوم. 02:57.416 --> 02:59.208 ‫یه خانمی اومده بود روستامون. 03:01.333 --> 03:05.583 ‫به پدر و مادرم گفت که یه نفر تو کارنال هست، 03:06.791 --> 03:08.708 ‫و منو به عقد اون درمیاره. 03:09.875 --> 03:11.333 ‫ولی... 03:11.416 --> 03:12.666 ‫منو آوردن اینجا. 03:14.000 --> 03:16.458 ‫و انداختنم تو یه قلعه و ازم کار می‌کشن. 03:18.875 --> 03:20.625 ‫دلم می‌خواد برگردم خونه. 03:20.708 --> 03:22.625 ‫نیشی، گوش کن. 03:22.708 --> 03:24.416 ‫توی این خونه جات امنه. 03:25.708 --> 03:27.000 ‫اون زنه... 03:27.666 --> 03:28.916 ‫اینجا نیست، خب؟ 03:30.625 --> 03:32.208 ‫فردا با نیروی کمکی برمی‌گردم. 03:33.041 --> 03:33.916 ‫هوم؟ 03:47.708 --> 03:49.041 ‫کتاب خوندن دوست داری؟ 03:51.250 --> 03:53.083 ‫توی کیفم فقط دفتر دارم. 03:53.750 --> 03:54.791 ‫عه! 03:54.875 --> 03:57.791 ‫می‌تونم دفتر نقاشی رو بردارم؟ 04:03.625 --> 04:05.625 ‫[نام: نیشی] 04:11.416 --> 04:12.333 ‫بیا. 04:21.166 --> 04:22.250 ‫اون خانمه... 04:23.791 --> 04:25.583 ‫می‌تونی چیزی در موردش بهم بگی؟ 05:34.208 --> 05:38.041 ‫[شروعِ انتخابیِ المپیک] 06:19.541 --> 06:21.333 ‫[سازمان ورزش‌های ملی] 07:09.458 --> 07:10.750 ‫آقای مربی؟ 07:20.166 --> 07:22.250 ‫این اتفاق نباید می‌افتاد، آقای مربی. 07:22.333 --> 07:23.833 ‫واقعاً متأسفم. 07:33.666 --> 07:35.208 ‫«متأسفم»؟ 07:35.291 --> 07:39.083 ‫بهتره زودتر تصمیم بگیری، پسرم، واقعاً می‌خوای ‫این خانواده رو سرافراز کنی، 07:40.500 --> 07:43.041 ‫یا می‌خوای کامل نابودش کنی؟ 07:48.750 --> 07:49.916 ‫آقای مربی. 07:54.833 --> 07:55.875 ‫ضمناً... 07:57.625 --> 08:00.875 ‫از این به بعد نمی‌خوام اون زنیکه رو ‫دور و برت ببینم. 08:24.833 --> 08:26.708 ‫آرویند الاناست که برسه خونه. 08:26.750 --> 08:27.958 ‫می‌خوای بهش چی بگی؟ 08:28.208 --> 08:29.333 ‫هوم. 08:31.666 --> 08:33.250 ‫آرویند دیگه نمیاد خونه. 08:35.208 --> 08:36.291 ‫اون مُرده. 08:37.041 --> 08:37.958 ‫کثافت! 08:39.250 --> 08:40.916 ‫پس تو آرویند رو هم کشتی؟ 08:41.000 --> 08:43.541 ‫اگه من نمی‌کُشتمش، اون منو می‌کشت. 08:48.541 --> 08:49.750 ‫عالیه. 08:50.083 --> 08:53.708 ‫حداقل آرویند قبل از مرگش ‫فهمید تو چه کثافتی هستی. 09:01.041 --> 09:02.208 ‫یه چیز دیگه رو بهم بگو. 09:04.000 --> 09:05.458 ‫چرا گودیا رو کشتی؟ 09:07.458 --> 09:09.666 ‫داشت تو کارام فضولی می‌کرد. 09:10.250 --> 09:11.916 ‫خیلی چیزا در موردش فهمیده بود. 09:13.583 --> 09:15.083 ‫مجبور شدم... 09:16.208 --> 09:17.541 ‫ساکتش کنم. 09:20.666 --> 09:21.666 ‫برای همین کُشتمش. 09:24.375 --> 09:25.708 ‫چرا انقدر طولش می‌دی؟ 09:25.791 --> 09:29.583 ‫نمی‌تونی یه طناب رو باز کنی؟ ‫لابد بند کفش‌هاتم بلد نیستی باز کنی! 09:29.666 --> 09:30.708 ‫برگرد. 09:44.708 --> 09:45.916 ‫دِو سینگ. 09:46.000 --> 09:48.208 ‫این ضرب‌المثل رو نشنیدی ‫که می‌گن «عجله کار شیطونه»؟ 09:49.875 --> 09:51.666 ‫صبر کن. می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم. 10:04.583 --> 10:06.375 ‫راوی! راوی! 10:06.458 --> 10:09.083 ‫خانم‌ها و آقایان، 10:09.166 --> 10:13.041 ‫اولین مسابقه در دستۀ ۸۰ کیلوگرم رو شروع می‌کنیم؛ 10:13.125 --> 10:15.500 ‫مبارزه‌ای بین راوی سینگ و آکاش سانگوان. 10:15.583 --> 10:18.041 ‫هر دو بوکسور کاملاً آماده‌ان، 10:18.125 --> 10:21.083 ‫و همه بی‌صبرانه منتظرن تا بفهمن 10:21.166 --> 10:25.083 ‫چه کسی قراره نمایندۀ هند ‫در مسابقات المپیک باشه! 10:30.666 --> 10:32.916 ‫هر دستۀ وزنی هشت‌تا بوکسور داره، 10:33.000 --> 10:35.791 ‫دو راند حذفی و بعدش هم فینال. 10:35.875 --> 10:37.708 ‫هر راند حکم مرگ و زندگی رو داره. 10:37.791 --> 10:40.791 ‫برنده‌ها می‌رن مرحلۀ بعد، ‫و بازنده‌ها می‌رن خونه. 10:40.875 --> 10:43.750 ‫با توجه به رکورد اخیر یکی از بوکسورها ‫و تمرینات مربی‌ش، 10:43.833 --> 10:45.916 ‫امشب یه بختِ اصلیِ پیروزی داریم. 10:46.000 --> 10:48.041 ‫- و اون کسی نیست جز راوی سینگ! ‫- مبارزه کنید! 10:48.875 --> 10:50.875 ‫[راند ۱ از ۳] 10:53.791 --> 10:56.583 ‫راوی از آپرکات چپش استفاده کرده، 10:56.666 --> 10:58.750 ‫ولی براش امتیازی به همراه داره؟ 10:58.833 --> 10:59.791 ‫سؤال اینجاست. 10:59.875 --> 11:03.750 ‫آکاش سانگوان سخت تلاش می‌کنه حمله کنه، ‫ولی راوی داره بهش بدل می‌زنه. 11:03.833 --> 11:06.166 ‫به نظر میاد راوی می‌خواد ‫هوک دوبل بزنه... 11:13.791 --> 11:15.000 ‫رئیس؟ 11:15.291 --> 11:17.041 ‫- بگیرینش! ‫- چشم، قربان. 11:17.083 --> 11:18.333 ‫رئیس! 11:19.208 --> 11:22.083 ‫با این حال، آکاش هنوز داره تلاش می‌کنه، ‫ولی انگار راوی... 11:22.166 --> 11:23.833 ‫آشغال! 11:25.000 --> 11:26.500 ‫آرویند سخاوات کجاست؟ 11:31.750 --> 11:33.083 ‫من آرویند سخاوات رو کشتم. 11:34.791 --> 11:35.666 ‫چی؟ 11:42.666 --> 11:45.083 ‫تو می‌ری پیش پلیس ‫و می‌گی که عصبانی بودی 11:45.166 --> 11:47.458 ‫چون پروندۀ گودیا هیچ پیشرفتی نداشته. 11:49.500 --> 11:51.708 ‫و اینکه آرویند رو ‫به رشوه گرفتن متهم کردی. 11:52.666 --> 11:55.583 ‫با هم بحثتون شده ‫و کار به درگیری فیزیکی کشیده. 11:57.583 --> 11:58.416 ‫و بعدش... 11:58.500 --> 12:00.416 ‫شروع کرد به چرت‌وپرت گفتن در مورد گودیا. 12:01.333 --> 12:02.875 ‫شروع کرد بهش بد و بیراه گفت. 12:03.958 --> 12:05.791 ‫دیگه نتونستم عصبانیتمو کنترل کنم. 12:08.125 --> 12:09.541 ‫اسلحۀ خودشو برداشتم... 12:10.416 --> 12:11.500 ‫و بهش شلیک کردم. 12:11.583 --> 12:15.125 ‫چه ضربۀ جَب کراسی زد، راوی! ‫کاملاً غیرمنتظره بود! 12:22.250 --> 12:26.500 ‫برندۀ امشب ما ‫با ناک‌اوت فنی: راویندرا سینگ! 12:27.500 --> 12:29.083 ‫چه عملکردی! 12:29.958 --> 12:31.333 ‫بهم بگو جسد کجاست. 12:31.416 --> 12:33.291 ‫تیکه‌تیکه‌ش کردم و انداختمش تو آب. 12:34.458 --> 12:35.916 ‫هیچی پیدا نمی‌کنین. 12:53.958 --> 12:56.666 ‫خودم هم نمی‌تونم باورش کنم، خانم بهارتی، 12:56.750 --> 12:58.208 ‫ولی اون کثافت اعتراف کرد. 13:14.791 --> 13:16.750 ‫اون یه افسر پلیس رو کشته. 13:18.208 --> 13:21.916 ‫بهتون قول می‌دم، ‫دِوِندرا تا امشب می‌میره. 13:31.333 --> 13:32.666 ‫من می‌خوام... 13:33.750 --> 13:35.375 ‫فقط یه لطف دیگه در حقم بکنین. 13:36.000 --> 13:37.250 ‫بفرمایید. 13:38.625 --> 13:40.791 ‫این مردی که منو بیوه کرد، 13:42.416 --> 13:44.125 ‫می‌شه یه‌بار ببینمش لطفاً؟ 14:00.041 --> 14:01.250 ‫چیه؟ 14:01.333 --> 14:02.166 ‫هوم؟ 14:02.250 --> 14:03.708 ‫چیه؟ حرف بزن. 14:03.791 --> 14:05.291 ‫یه سؤالی داشتم. 14:05.791 --> 14:08.875 ‫به‌خاطر کاری که کردم ‫از دستم عصبانی هستی؟ 14:10.083 --> 14:12.083 ‫یا از دست خودت عصبانی هستی... 14:13.583 --> 14:16.125 ‫چون یه زن این‌طوری بازی‌ت داده؟ 14:16.791 --> 14:19.375 ‫لعنت بهت. ‫تو به خودت می‌گی زن؟ 14:19.458 --> 14:20.541 ‫هان؟ 14:21.041 --> 14:25.666 ‫اگه اتفاقی برای جوینا بیفته، ‫تشنۀ خونت می‌شم. 14:27.625 --> 14:29.375 ‫از حق نگذریم، دِو سینگ، 14:30.791 --> 14:32.500 ‫درسته بدنت داغونه 14:33.916 --> 14:35.416 ‫ولی روحیه‌ت نه. 14:36.541 --> 14:37.583 ‫ها؟ 14:40.791 --> 14:41.916 ‫باشه. 14:42.000 --> 14:43.125 ‫اونو هم داغون می‌کنیم. 14:43.208 --> 14:45.625 ‫فکر کردی می‌تونی روحیۀ منو داغون کنی، زنیکۀ عوضی؟ 14:45.666 --> 14:47.458 ‫هان؟ تو منو تضعیفِ روحیه کنی؟ 14:47.750 --> 14:50.041 ‫چرا انقدر فحش می‌دی، دِو سینگ؟ 14:56.541 --> 14:58.083 ‫من شاید عوضی باشم، ولی... 14:58.708 --> 15:00.458 ‫اونی که زوزه می‌کشه تویی. 15:06.916 --> 15:09.500 ‫نقشۀ سر به نیست کردنِ گودیا ‫هیچ‌وقت مال من نبود. 15:12.083 --> 15:13.958 ‫من در واقع، داشتم با یکی کار می‌کردم. 15:17.500 --> 15:19.166 ‫می‌دونی اون کیه؟ 15:29.458 --> 15:34.833 ‫راکا! راکا! راکا! 15:34.916 --> 15:37.541 ‫راکا! راکا! راکا! ‫[پیروز: راکا سینگ بنیوال] 15:37.625 --> 15:40.291 ‫راکا! راکا! راکا! 15:40.375 --> 15:43.625 ‫راکا سینگ بنیوال ‫با بی‌رحمی حریفشو شکست داده. 15:43.708 --> 15:46.958 ‫مربی‌ش، ویجو سانگوان، ‫باید حسابی بهش افتخار کنه. 15:54.000 --> 15:56.750 ‫خب، گوش کن، من اصلاً نمی‌دونم کِی تولدته، 15:56.791 --> 16:00.166 ‫ولی همین الان با خودم توی ماشین 16:00.250 --> 16:01.833 ‫یه کادو برات دارم. 16:27.541 --> 16:28.458 ‫عزیز؟ 16:30.375 --> 16:32.041 ‫کجا رفتی یهویی؟ 16:34.708 --> 16:35.875 ‫یالا دیگه، بیارینش اینجا. 16:37.875 --> 16:39.291 ‫چیه، پسر؟ 16:39.750 --> 16:42.416 ‫نکنه با عزرائیل قرارداد بستی، دِوِندرا سینگ؟ 16:42.500 --> 16:44.375 ‫هی پشت‌ سر هم از مرگ قسر در می‌ری. 16:46.166 --> 16:47.333 ‫هی! 16:48.250 --> 16:50.041 ‫کوکی، داداش، گوش کن. 16:50.791 --> 16:52.000 ‫لطفاً بذار برم. 16:52.083 --> 16:54.125 ‫من می‌دونم کی خواهرزاده‌ت رو کشته، کوکی. 16:55.083 --> 16:57.750 ‫بیا اینجا. می‌خوام یه چیزی بهت نشون بدم. 17:05.541 --> 17:07.041 ‫اون کیه؟ 17:09.000 --> 17:10.291 ‫آقا خرسه. 17:19.041 --> 17:21.333 ‫باید بگم، خیلی از هدیۀ فوگات خوشم اومد. 17:28.458 --> 17:30.250 ‫خب، هدیۀ کوچیکم رو دوست داری، هان؟ 17:30.875 --> 17:33.958 ‫این قاتلِ خواهرزادۀ منه، هکوم سینگ. 17:34.041 --> 17:37.208 ‫اگه فکر می‌کردی ‫من این پسرۀ نیم‌وجبی رو پیدا نمی‌کنم، 17:37.291 --> 17:39.750 ‫پس قدرت واقعیِ کوکی یاداو رو درک نکردی. 17:44.166 --> 17:45.041 ‫هوم. 17:46.875 --> 17:48.000 ‫کوکی؟ 17:48.625 --> 17:49.708 ‫گوش کن! 17:49.791 --> 17:51.250 ‫داداش، یه دقیقه صبر کن! 17:51.333 --> 17:52.791 ‫فقط به حرفم گوش کن... 18:09.166 --> 18:10.250 ‫عجب... 18:12.416 --> 18:13.541 ‫خب، بیا دیگه. 18:13.541 --> 18:16.333 ‫و حالا نوبت مورد انتظارترین مسابقه‌ست. 18:16.416 --> 18:20.125 ‫مبارزه‌ای بین دو دشمنِ خونیِ این دستۀ وزنی، 18:20.208 --> 18:23.166 ‫راویندرا سینگ ‫در برابر شمشیر کوتیالا! 18:23.458 --> 18:27.375 ‫حالا بوکسورهای آکادمی شکتی و باشگاه هاریانا ‫قراره با هم رقابت کنن. 18:27.416 --> 18:29.875 ‫دوتا از محبوب‌ترین ‫آکادمی‌های بوکس هاریانا، 18:29.958 --> 18:32.083 ‫که به رقابتشون با هم معروفن. 18:51.833 --> 18:53.833 ‫[راند ۱ یک از ۳] 18:57.875 --> 18:59.708 ‫کراس، آپرکات و یه سویینگ. 18:59.791 --> 19:02.875 ‫شمشیر همه‌چیز رو امتحان می‌کنه، ‫ولی اصلاً نمی‌تونه ضربه‌شو به هدف بشونه. 19:02.958 --> 19:07.041 ‫از طرف دیگه، راوی در اوج خونسردی ‫فقط داره از خودش دفاع می‌کنه. 19:14.875 --> 19:16.375 ‫ضربۀ شمشیر می‌شینه! 19:31.541 --> 19:32.708 ‫یه کام می‌گیری؟ 19:33.416 --> 19:35.458 ‫وارداتیه. حسابی می‌گیرتت. 19:35.541 --> 19:36.458 ‫نه؟ 19:38.250 --> 19:39.916 ‫پس همین لگدت رو بگیر. 19:45.375 --> 19:47.208 ‫خوب کاری کردی قبول نکردی. 19:48.125 --> 19:50.125 ‫سیگار کشیدن برای سلامتی مضره. 19:53.791 --> 19:55.375 ‫منم همین‌طور! 19:58.166 --> 19:58.875 ‫توقف مبارزه! 19:58.916 --> 20:01.250 ‫با توجه به اینکه راوی ‫از همون اول توی لاک دفاعی بوده، 20:01.333 --> 20:03.458 ‫شمشیر قطعاً این راند رو می‌بره. 20:06.958 --> 20:10.375 ‫و با این حساب، ‫برندۀ راند اول شمشیر هست. 20:12.666 --> 20:14.500 ‫کاملاً درسته، دیپاک. 20:14.583 --> 20:16.458 ‫شمشیر توی این راند ‫خیلی خوب عمل کرد. 20:16.541 --> 20:19.708 ‫راویندرا سینگ باید ‫توی راند بعدی تمام توانش رو بذاره. 20:40.958 --> 20:42.291 ‫هی، آشغال! 20:42.375 --> 20:43.958 ‫نگاهم کن، کثافت! 20:44.458 --> 20:45.916 ‫ببینید، ببینید. این کثافتو ببینید. 20:45.958 --> 20:47.333 ‫ها؟ 20:47.416 --> 20:48.916 ‫صبر کن! وایستا، وایستا، وایستا. 20:49.000 --> 20:50.458 ‫بذار یه ریلز ازش بگیرم. 20:50.541 --> 20:52.791 ‫این یکی حتماً وایرال می‌شه. 20:56.958 --> 20:59.041 ‫- بوکس! ‫- اینم از این، راند دوم. 20:59.083 --> 21:01.291 ‫[راند ۲ از ۳] 21:03.458 --> 21:05.208 ‫بدونِ فوتِ وقت، 21:05.291 --> 21:07.125 ‫شمشیر کنترل مسابقه رو به دست گرفته. 21:08.291 --> 21:11.583 ‫بنا به دلایلی، راوی هنوزم داره محتاطانه مبارزه می‌کنه. 21:17.583 --> 21:20.083 ‫دوست من، اگه واقعاً می‌خوای جبران کنی، 21:20.166 --> 21:22.083 ‫مجبوری حمله کنی. 21:25.708 --> 21:26.708 ‫پاشو! 21:40.583 --> 21:42.083 ‫لطفاً لبخند بزنین. 22:00.166 --> 22:01.375 ‫حیوونی چیزی هستی؟ 22:04.541 --> 22:05.625 ‫نه! 22:05.708 --> 22:07.000 ‫من یه برادرم. 22:08.166 --> 22:11.333 ‫عجب هوکی زد! ‫و شمشیر افتاد! 22:11.416 --> 22:14.666 ‫انگار راویندرا ‫تغییر رویه داده و رفته تو فاز تهاجمی. 22:23.625 --> 22:25.500 ‫آشغال، گوشم رو کند! 22:27.166 --> 22:28.916 ‫تا کجا می‌خوای فرار کنی؟ 22:29.958 --> 22:31.708 ‫بالأخره که می‌کشمت. 22:38.583 --> 22:40.000 ‫شش! 22:40.083 --> 22:41.333 ‫هفت! 22:41.916 --> 22:43.000 ‫هشت! 22:43.291 --> 22:44.875 ‫نُه! 22:44.875 --> 22:46.250 ‫ده! 22:48.875 --> 22:50.375 ‫- راوی سینگ! ‫- آره! 22:50.416 --> 22:52.250 ‫این اسمش جبران کردنِ امتیازات نیست، برادر. 22:52.291 --> 22:56.333 ‫به این می‌گن بازگشتِ شکوهمندانه ‫به بالاترین سطح مسابقات انتخابی. 22:56.416 --> 23:00.625 ‫اگه همه‌چی خوب پیش بره، ‫اون‌وقت با راکا سینگ بنیوال روبه‌رو می‌شه. 23:00.708 --> 23:03.250 ‫و فقط یکی‌شون می‌ره المپیک! 24:30.583 --> 24:31.500 ‫کیه؟ 24:31.583 --> 24:33.791 ‫رئیستم، احمق! ‫در رو باز کن! 24:55.208 --> 24:56.291 ‫ممنون. 25:09.041 --> 25:10.750 ‫دکتر... دکتر، حال پسرم چطوره؟ 25:10.833 --> 25:13.666 ‫خطر رفع شده. ‫ولی زمان می‌بره تا خوب بشه. 25:16.041 --> 25:16.916 ‫آقای مربی؟ 25:17.875 --> 25:18.750 ‫تو؟ 25:18.791 --> 25:21.666 ‫منم تازه فهمیدم. ‫کی می‌تونسته همچین کار کثیفی بکنه؟ 25:21.750 --> 25:22.666 ‫آشغال! 25:22.750 --> 25:23.791 ‫- هی! ‫- هی! 25:25.625 --> 25:28.541 ‫- من هیچ نقشی تو این قضیه نداشتم. ‫- داری دروغ می‌گی! 25:33.125 --> 25:34.875 ‫- هی! ‫- کافیه! 25:38.750 --> 25:40.500 ‫ناسلامتی پسرش چاقو خورده. 25:40.541 --> 25:43.875 ‫من هیچ ربطی به این قضیه نداشتم! 25:46.166 --> 25:47.208 ‫پاشو. 25:56.541 --> 25:58.250 ‫آقا... آقای مربی. 25:59.125 --> 26:00.041 ‫بله، پسرم. 26:00.625 --> 26:02.250 ‫فینـ... 26:04.250 --> 26:05.625 ‫فینال... 26:05.708 --> 26:06.833 ‫فقط استراحت کن. 26:08.375 --> 26:09.958 ‫فینال فردا صبحه. 26:11.250 --> 26:12.958 ‫تو مبارزه می‌کنی، پسرم. 26:13.041 --> 26:13.958 ‫نگران نباش. 26:15.291 --> 26:16.541 ‫مبارزه می‌کنی. 26:24.083 --> 26:26.041 ‫- صبر کن. ‫- راه خروج از این‌طرفه. 26:26.125 --> 26:29.208 ‫آره، ولی قبلش باید یه کاری بکنم. 26:30.416 --> 26:31.500 ‫برای گودیای عزیزم. 26:33.291 --> 26:34.208 ‫بیا. 27:19.500 --> 27:20.708 ‫زودتر برو بیرون. 27:21.000 --> 27:22.541 ‫دِو، لطفاً بذار منم باهات بیام. 27:22.625 --> 27:24.750 ‫جوینا، تو پیش اون بمون! 27:24.833 --> 27:27.750 ‫من می‌رم سازمان ورزش‌ها. ‫تو هم همه‌ش زنگ بزن تا راوی جواب بده. 27:27.833 --> 27:30.166 ‫- حتماً باید بهش هشدار بدیم. ‫- باشه. 27:31.458 --> 27:33.291 ‫لطفاً مراقب باش، خب؟ 27:37.583 --> 27:41.708 ‫به همگی توی آخرین روز ‫مسابقات انتخابی المپیک خوشامد می‌گیم. 27:41.791 --> 27:45.291 ‫مسابقۀ فینالِ امروز بین راوی و راکاست. 27:45.375 --> 27:49.125 ‫در دور اول، راوی با آکاش سانگوان روبه‌رو شد. 27:50.541 --> 27:53.416 ‫راکا هم یوگش لاخانی رو شکست داد. 27:53.750 --> 27:56.916 ‫در دور دوم، ‫راوی با شمشیر کوتیالا روبه‌رو شد 27:57.000 --> 27:58.291 ‫و یه مبارزۀ نفس‌گیر داشت 27:58.375 --> 28:00.166 ‫- و پیروز بیرون اومد. ‫- آره! 28:00.250 --> 28:04.916 ‫در همین حین، راکا با یه حملۀ وحشیانه ‫به تاپان مهتا پیروزی رو از آنِ خودش کرد. 28:06.166 --> 28:08.291 ‫هر دو بوکسور به فینال رسیدن. 28:08.375 --> 28:10.166 ‫پس دوستان، امروز... 28:10.250 --> 28:15.541 ‫آماده باشین برای نبرد نهاییِ غول‌ها، ‫راوی در برابر راکا. 28:19.875 --> 28:24.833 ‫حالا وقت فینالِ دستۀ ۸۰ کیلوگرمِ مردان رسیده! 28:24.916 --> 28:26.333 ‫بوکسورِ گوشۀ قرمز رو... 28:26.416 --> 28:28.791 ‫با یه تشویق حسابی بهش خوشامد بگین. 28:28.875 --> 28:32.958 ‫راکا سینگ بنیوال! 28:34.375 --> 28:37.291 ‫راکا! راکا! 28:37.750 --> 28:39.916 ‫راکا! راکا! 28:52.458 --> 28:55.500 ‫راکا! راکا! 29:06.041 --> 29:08.416 ‫[جوینای خبرنگار] 29:10.500 --> 29:11.708 ‫[مربی] 29:12.708 --> 29:14.708 ‫[سازمان ورزش‌های ملی] 29:21.958 --> 29:23.416 ‫راکا! راکا! 29:23.875 --> 29:25.458 ‫راکا! راکا! 29:27.708 --> 29:29.708 ‫[سازمان ورزش‌های ملی] 29:36.500 --> 29:38.500 ‫[جوینای خبرنگار] 29:46.166 --> 29:47.791 ‫و بوکسورِ گوشۀ آبی، 29:47.875 --> 29:50.416 ‫در مسابقات انتخابی المپیک، 29:50.916 --> 29:53.500 ‫سوگلی شهر ما... 29:53.791 --> 29:56.500 ‫راویندرا سینگ! 30:05.958 --> 30:08.041 ‫ببینید، مربی اومده. 30:10.166 --> 30:12.375 ‫بیا. لطفاً. 30:13.083 --> 30:13.958 ‫دنبالم بیاید. 30:18.208 --> 30:19.666 ‫باید مسابقه رو لغو کنیم. 30:21.250 --> 30:22.500 ‫به‌خاطر مصدومیت راوی. 30:36.333 --> 30:38.791 ‫داداش، چی شده؟ 30:38.875 --> 30:40.916 ‫اونا رو بی‌خیال. باید باهات حرف بزنم. 30:41.000 --> 30:43.208 ‫- چیه؟ ‫- دوستان... 30:43.291 --> 30:48.375 ‫به‌خاطر مصدومیت، راویندرا سینگ ‫توی فینال شرکت نمی‌کنه. 30:51.708 --> 30:53.083 ‫هی. 30:53.125 --> 30:55.166 ‫چی شده؟ ‫چرا این‌طوری راه می‌ری؟ 30:55.250 --> 30:57.458 ‫- فقط کمکم کن برم توی رینگ. ‫- گوش کن ببین چی می‌گم... 30:57.541 --> 30:58.500 ‫یالا! 30:59.500 --> 31:01.916 ‫سرنوشت خیلی باهام بازی کرده. 31:02.000 --> 31:04.375 ‫ولی امروز، خودم سرنوشتمو تعیین می‌کنم. 31:05.625 --> 31:07.875 ‫من یه قدمیِ المپیک ایستادم. 31:10.208 --> 31:13.666 ‫مهم نیست چقدر خون ریخته بشه، ‫من به اون‌طرف می‌رسم. 31:15.750 --> 31:17.125 ‫می‌خواستی چیزی بگی؟ 31:23.875 --> 31:24.791 ‫نه. 31:25.958 --> 31:26.916 ‫برو. 31:28.541 --> 31:29.750 ‫و مسابقه رو ببر. 31:45.750 --> 31:48.416 ‫راوی! راوی! 31:48.541 --> 31:50.541 ‫راوی! راوی! 31:50.625 --> 31:52.625 ‫راوی! راوی! 31:52.875 --> 31:54.666 ‫راوی! راوی! 31:54.791 --> 31:57.166 ‫راوی! راوی! 31:57.458 --> 31:59.166 ‫راوی! راوی! 31:59.625 --> 32:01.625 ‫راوی! راوی! 32:01.625 --> 32:03.083 ‫راوی! راوی! 32:03.125 --> 32:04.000 ‫راوی. 32:04.291 --> 32:05.500 ‫چی‌کار می‌کنی؟ 32:06.041 --> 32:07.833 ‫فقط نُه دقیقه‌ست، مربی. 32:08.625 --> 32:09.958 ‫باید مبارزه کنم. 32:11.500 --> 32:12.416 ‫شرمنده. 32:13.166 --> 32:14.750 ‫نمی‌تونم اجازه‌ش رو بدم. 32:14.791 --> 32:17.750 ‫جسارت نباشه، مربی، ‫ولی ازتون اجازه نخواستم. 32:18.041 --> 32:19.250 ‫حرفم رو زدم. 32:19.291 --> 32:20.791 ‫- ولی... ‫- راوی! راوی! 32:20.875 --> 32:23.750 ‫راوی! راوی! راوی! 32:23.833 --> 32:25.833 ‫راوی! راوی! راوی! 32:26.416 --> 32:28.666 ‫راوی! راوی! راوی! 32:29.083 --> 32:31.791 ‫راوی! راوی! راوی! 32:31.958 --> 32:34.166 ‫راوی! راوی! راوی! 32:40.666 --> 32:42.166 ‫می‌دونم بدجوری مصدومی. 32:42.791 --> 32:45.708 ‫درد داری، ‫ولی باید به این درد اعتماد کنی. 32:46.625 --> 32:48.041 ‫این درد یه فرصته. 32:49.291 --> 32:50.916 ‫فقط همینو یادت باشه، خب؟ 32:51.875 --> 32:52.791 ‫تو می‌تونی. 32:55.833 --> 32:57.000 ‫فهمیدی؟ 33:05.250 --> 33:08.166 ‫حمله به راوی، کار تو بود، درسته؟ 33:11.666 --> 33:13.125 ‫این بوکس نیست. 33:15.000 --> 33:16.541 ‫این ورزش نیست. 33:19.625 --> 33:21.416 ‫تو واقعاً حیوونی. 33:21.500 --> 33:22.708 ‫مربی‌ها بیرون. 33:27.291 --> 33:29.250 ‫- چه بوکسورِ معرکه‌ای! ‫- همینه. 33:31.000 --> 33:31.708 ‫[وزن ۸۰ کیلو] 33:31.750 --> 33:32.666 ‫بوکسورها. 33:35.875 --> 33:38.416 ‫سر بالا! کلینچ ممنوع! ‫ضربۀ زیر کمربند ممنوع. 33:38.500 --> 33:40.416 ‫به دستورات من گوش بدید. ‫دست بدید. 33:42.083 --> 33:43.000 ‫دست بدید. 33:44.500 --> 33:45.375 ‫برید عقب. 33:52.541 --> 33:54.708 ‫همه‌چیز به این لحظه بستگی داره، 33:54.791 --> 33:57.791 ‫فینال مسابقات انتخابی المپیک! 33:57.875 --> 34:00.333 ‫- بوکس! ‫- و با این زنگ، مبارزه شروع می‌شه. 34:00.500 --> 34:02.500 ‫[راند ۱ از ۳] 34:04.208 --> 34:07.500 ‫راکا با جَب‌هاش ‫و با شور و شوق شروع می‌کنه. 34:07.583 --> 34:11.458 ‫آیا راوی داره از استراتژی شمشیر ‫در برابر راکا استفاده می‌کنه؟ 34:11.833 --> 34:13.250 ‫که البته بوکسور خیلی بهتریه. 34:13.333 --> 34:14.500 ‫این کار خیلی ریسکیه. 34:19.375 --> 34:22.875 ‫امتیاز داشت. راوی داره دفاع می‌کنه. ‫جاخالی. و اینم یه آپرکات. 34:25.666 --> 34:28.208 ‫یه هوک بی‌رحمانه، مستقیم به دنده‌ها. 34:28.291 --> 34:30.875 ‫و می‌بینیم که راوی واقعاً درد می‌کشه. 34:34.083 --> 34:35.000 ‫برو اون‌طرف. 34:42.541 --> 34:43.500 ‫پاشو. 34:44.416 --> 34:45.708 ‫چی‌کار می‌کنی، دِوِندرا؟ 34:46.000 --> 34:48.250 ‫تو این کار رو کردی، بابا. 34:48.708 --> 34:51.125 ‫همه‌ش کار خودته. 34:55.416 --> 34:57.375 ‫من در واقع، داشتم با یکی کار می‌کردم. 34:59.875 --> 35:01.291 ‫می‌دونی اون کیه؟ 35:04.000 --> 35:05.916 ‫پدرت، دِو سینگ. 35:08.041 --> 35:09.166 ‫آقای مربی. 35:20.625 --> 35:23.333 ‫مصدومیت راوی ‫همون اول اعلام شد 35:23.375 --> 35:25.958 ‫و راکا تصمیم گرفته ‫دقیقاً به همون جاییش ضربه بزنه که درد می‌کنه. 35:26.000 --> 35:27.500 ‫بعداً حرف می‌زنیم. 35:29.208 --> 35:30.875 ‫- صبر کن... ‫- پاشو، 35:30.958 --> 35:31.875 ‫وگرنه... 35:33.291 --> 35:34.333 ‫وگرنه چی‌کار می‌کنی؟ 35:34.625 --> 35:37.041 ‫جلوی همه به پدرت شلیک می‌کنی؟ 35:39.500 --> 35:42.166 ‫دارم بهت می‌گم، پاشو با من بیا. 35:42.833 --> 35:44.750 ‫به نظر میاد این مسابقه 35:44.833 --> 35:47.041 ‫قراره کوتاه‌ترین مسابقۀ این تورنمنت باشه. 35:47.125 --> 35:48.333 ‫فقط دو راندِ دیگه. 35:49.000 --> 35:51.291 ‫اگه همین الان پا نشی، 35:51.375 --> 35:54.833 ‫همین‌جا دوتا گلوله ‫از این تفنگ خالی می‌کنم تو بدنت. 35:58.500 --> 36:00.583 ‫راکا، راوی رو گوشۀ رینگ گیر انداخته. 36:00.666 --> 36:02.583 ‫کاملاً مشخصه که راوی داره شکست می‌خوره. 36:02.666 --> 36:03.958 ‫ولی زنگ به صدا درمیاد. 36:04.041 --> 36:07.250 ‫درسته که زنگ راوی رو نجات داد، ‫ولی آخه تا کِی؟ 36:07.333 --> 36:09.833 ‫این مبارزه برای راوی ‫دستِ‌کمی از شکنجه نداره. 36:09.916 --> 36:14.458 ‫واقعاً عجیبه که راوی هنوزم ‫توی بازیه و ناک‌اوت نشده. 36:15.166 --> 36:16.791 ‫دیگه تکرار نمی‌کنم. 36:38.500 --> 36:39.791 ‫بیا بریم، آشغال! 37:02.750 --> 37:06.166 ‫بازیِ تدافعیِ راوی سینگ ‫باعث شد امتیاز از دست بده. 37:06.250 --> 37:09.083 ‫و می‌تونیم توی صحنۀ آهسته ببینیم ‫که بنیوال هیچ فرصتی رو... 37:09.166 --> 37:11.208 ‫برای استفاده از این موقعیت از دست نداد. 37:11.291 --> 37:14.166 ‫راوی نتونسته حتی یه‌بار ‫به راکا حمله کنه. 37:14.250 --> 37:16.458 ‫در حالی که راکا داره طوری مبارزه می‌کنه که انگار... 37:19.458 --> 37:20.666 ‫چه خبره؟ 37:21.083 --> 37:22.291 ‫چرا گودیا رو کشتی؟ 37:22.375 --> 37:26.625 ‫راکا توی راند اول حتی یه ثانیه هم ‫به راوی امون نداد. 37:26.708 --> 37:29.166 ‫اون اینجاست تا هرچه زودتر ‫کار رو تموم کنه. 37:29.250 --> 37:33.083 ‫راوی از مصدومیتش خیلی درد می‌کشه. ‫و از درد کشیدنش کاملاً مشخصه... 37:33.125 --> 37:34.583 ‫پس همه‌چی رو فهمیدی. 37:36.750 --> 37:37.916 ‫همه‌چی رو. 37:42.208 --> 37:44.166 ‫و حالا می‌خوام از زبون خودت بشنوم. 37:47.791 --> 37:48.708 ‫حرف بزن. 37:55.041 --> 37:59.125 ‫[راند ۲ از ۳] 38:01.166 --> 38:04.583 ‫درست از همون اولِ ‫راند دوم، قصد و نیت راکا کاملاً مشخصه. 38:04.666 --> 38:07.958 ‫توی حالت تهاجمی مبارزه می‌کنه ‫و به راوی هیچ فرصتی نمی‌ده. 38:08.583 --> 38:11.583 ‫نیهال سینگ وقتی اومد پیش من ‫یه بچۀ لاغرمردنی بود. 38:13.208 --> 38:14.958 ‫من یه الماس تراش‌نخورده توی وجودش دیدم. 38:16.500 --> 38:18.958 ‫هشت سال از عمرمو ‫صرف تمرین دادنِ اون کردم. 38:19.583 --> 38:22.958 ‫ساختنِ یه قهرمان ‫مثل چکش‌کاری کردنِ آهنه. 38:23.250 --> 38:28.416 ‫و توی حرارت همین مشت‌های آهنین بود ‫که نیهال سینگِ من ساخته شد. 38:35.000 --> 38:38.583 ‫ولی یه اشتباه کوچیک ‫باعث شد جوری عقلشو از دست بده 38:38.833 --> 38:41.125 ‫که حاضر شد همه‌چیز رو نابود کنه. 38:43.083 --> 38:46.166 ‫خیلی سریع فهمیدم اون بچه مال کیه... 38:47.041 --> 38:48.958 ‫و اینکه اونا نقشه کشیدن فرار کنن. 38:50.458 --> 38:51.625 ‫باید جلوشونو می‌گرفتم. 38:54.416 --> 38:56.583 ‫گودیا بهترین فرصت رو بهم داد. 38:57.291 --> 39:00.333 ‫کسی که اونو انداخته توی اون قلعه، ‫بهارتی سخاوات بوده. 39:00.416 --> 39:02.291 ‫اون بوده که آوردش اینجا. 39:03.125 --> 39:04.833 ‫بهش کمک می‌کنی، مگه نه بابا؟ 39:05.708 --> 39:06.625 ‫خواهش می‌کنم. 39:11.250 --> 39:12.166 ‫کمکم کنین! 39:14.458 --> 39:17.125 ‫هیچ‌وقت آدم مکارتر و حیله‌گرتر از بهارتی ندیدم. 39:17.208 --> 39:18.583 ‫یالا! 39:18.666 --> 39:21.875 ‫فقط یه موجود واقعاً پست‌فطرت ‫می‌تونه همچین کار وحشتناکی بکنه. 39:26.666 --> 39:28.083 ‫برای همین متحد شدیم. 39:29.541 --> 39:32.625 ‫و اون در ازای گرفتنِ نیشی، ‫قبول کرد کار منو برام انجام بده. 39:35.291 --> 39:38.833 ‫اون زنیکه با تمامِ اراذل و اوباش شهر ‫در ارتباط بود. 39:39.125 --> 39:42.583 ‫آدمایی رو انتخاب کرد ‫که راحت می‌شد بهشون شک کرد. 39:45.875 --> 39:46.791 ‫نیهال... 39:47.750 --> 39:50.000 ‫می‌خواست همه‌چی رو به‌خاطر یه دختر نابود کنه. 39:52.958 --> 39:54.583 ‫اون فقط یه دختر نبود! 39:55.250 --> 39:57.958 ‫- خواهر من و دختر تو بود. ‫- آره. خب که چی؟ 40:02.791 --> 40:05.208 ‫مگه اون دختر نمی‌دید پدرش چقدر پیر شده؟ 40:05.958 --> 40:08.458 ‫نمی‌دونم چقدر از عمرم باقی مونده. 40:08.500 --> 40:11.916 ‫من می‌خواستم اسم راغوبیر سینگ ‫توی تاریخ ثبت بشه. 40:12.833 --> 40:15.000 ‫و نیهال تنها شانس من بود. 40:15.083 --> 40:17.583 ‫تو روانی هستی. دیوونه‌ای. 40:17.666 --> 40:20.000 ‫من می‌خواستم یه اسطورۀ بوکس بشم! 40:20.041 --> 40:21.833 ‫- دیوونه‌ای. ‫- من اون طلای لعنتی رو می‌خواستم! 40:21.875 --> 40:23.958 ‫و برای اون طلا، به نیهال سینگ نیاز داشتم. 40:24.000 --> 40:25.500 ‫گودیا حق نداشت سر راهم قرار بگیره 40:25.583 --> 40:28.458 ‫و نتیجۀ یه عمر زحمت منو ‫این‌طوری نابود کنه! 40:45.416 --> 40:47.791 ‫راوی داره سعی می‌کنه از دنده‌هاش محافظت کنه. 40:47.875 --> 40:49.000 ‫گارد بسته، متمرکز. 40:51.041 --> 40:54.125 ‫انگار کار تمومه. ‫فکر نمی‌کنم این مبارزه به راند سوم بکشه. 40:54.125 --> 40:57.125 ‫- فقط مسئله اینه که... ‫- صبر کنین. داره گاردشو میاره پایین. 40:57.208 --> 40:59.791 ‫دست‌هاش کاملاً باز و آویزون شدن. 40:59.875 --> 41:01.458 ‫راوی سینگ داره چی‌کار می‌کنه؟ 41:02.083 --> 41:03.916 ‫باید به این درد اعتماد کنی. 41:04.000 --> 41:05.750 ‫این درد یه فرصته. 41:05.833 --> 41:08.333 ‫اون می‌دونه که مصدومی ‫و همون‌جا رو هدف می‌گیره. 41:08.625 --> 41:10.666 ‫پس توی راند اول ‫فقط از خودت دفاع کن. 41:10.708 --> 41:13.083 ‫بذار فکر کنه که ‫قراره فقط توی لاک دفاعی بمونی. 41:13.375 --> 41:15.041 ‫و توی راند دوم... 41:18.708 --> 41:20.250 ‫ضربه بی‌رحمانه‌ای به دنده‌ها خورد. 41:20.333 --> 41:22.791 ‫ولی راوی خم به ابرو نمیاره. ‫کم نمیاره. 41:22.875 --> 41:24.333 ‫محکم سر جاش ایستاده. 41:27.000 --> 41:28.916 ‫و حالا یه بدل می‌زنه! 41:29.000 --> 41:32.166 ‫راوی یه ضربۀ رعدآسا می‌زنه ‫که مستقیم می‌شینه روی فک. 41:32.250 --> 41:34.958 ‫راکا سعی می‌کنه جواب مشتش رو بده، ‫ولی راوی می‌پره عقب! 41:35.333 --> 41:37.000 ‫جَب، جَب! 41:37.500 --> 41:38.583 ‫هوک چپ! 41:48.458 --> 41:51.333 ‫راوی داره جوری به راکا ضربه می‌زنه ‫که انگار کیسه بوکسه. 41:51.375 --> 41:53.291 ‫تماشاگرها از خود بی‌خود شدن. 41:54.958 --> 41:56.750 ‫اینم از زنگ! عجب راندی بود! 41:56.833 --> 42:01.375 ‫راوی ورق این مبارزه رو برگردونده، ‫و راکا کاملاً گیج و سردرگم به نظر میاد. 42:01.458 --> 42:04.041 ‫راوی! راوی! راوی! 42:04.166 --> 42:06.750 ‫راوی! راوی! راوی! 42:08.125 --> 42:09.875 ‫همه‌چیز آماده بود. 42:09.958 --> 42:12.625 ‫تنها کاری که بهارتی باید می‌کرد ‫این بود که از شرّ گودیا خلاص شه. 42:13.083 --> 42:14.791 ‫- ولی بعدش... ‫- بعدشو من بهت می‌گم. 42:16.000 --> 42:18.750 ‫و بعدش اون سرنوشتِ نحسِ تو خرابش کرد. 42:18.833 --> 42:22.541 ‫همونی که همه‌کار براش کردی! ‫اون کثافت‌ها رفتن نیهال رو کشتن. 42:22.625 --> 42:23.541 ‫درسته؟ 42:27.750 --> 42:29.916 ‫سرنوشت نحسِ من؟ ها؟ 42:30.958 --> 42:32.833 ‫یه نگاه به اتفاق‌هایی که داره می‌افته بنداز. 42:33.875 --> 42:35.250 ‫اگه نیهال نمرده بود، 42:35.333 --> 42:37.125 ‫راوی برنمی‌گشت. 42:37.208 --> 42:39.625 ‫پسر من داره می‌ره المپیک. 42:40.166 --> 42:41.583 ‫امتیازها رو ببین. 42:43.916 --> 42:45.250 ‫یک-یک. 42:55.333 --> 42:58.208 ‫این مبارزه تا آخرین نفس ادامه پیدا می‌کنه، 42:58.291 --> 43:02.083 ‫چون پای بلیتِ رفتن به المپیک درمیونه. 43:02.958 --> 43:05.375 ‫نیهال سینگ که دیگه مُرده بود، درسته؟ 43:07.000 --> 43:09.916 ‫پس چرا گودیای طفلکی رو کشتی؟ 43:10.000 --> 43:12.625 ‫اون یه عمر زندگی پیشِ رو داشت. 43:13.458 --> 43:15.708 ‫چرا باید جونشو می‌گرفتی؟ 43:29.416 --> 43:30.333 ‫بابا! 43:34.833 --> 43:35.833 ‫ببخشید. 43:37.041 --> 43:39.000 ‫باید می‌فهمیدی، دخترِ عزیزم، 43:41.125 --> 43:44.166 ‫که نیهال چقدر برای پدرت، راغوبیر سینگ، مهم بود. 43:46.833 --> 43:48.500 ‫تنها کسی که... 43:49.708 --> 43:52.416 ‫سال‌ها با خون و عرق ریختن آموزشش دادم. 43:54.541 --> 43:56.791 ‫داشتی بین من و اون قرار می‌گرفتی. 43:59.458 --> 44:01.291 ‫می‌خواستی افتخارآفرینیِ منو بدزدی. 44:03.125 --> 44:04.791 ‫با گرفتنِ اون از من. 44:06.791 --> 44:07.708 ‫بابا... 44:10.833 --> 44:12.083 ‫شما بودین که... 44:13.500 --> 44:15.541 ‫اون مردها رو فرستادین، درسته؟ 44:15.750 --> 44:17.333 ‫مگه عقلتو از دست دادی؟ 44:19.000 --> 44:20.291 ‫چرا باید کسی رو بفرستم؟ 44:20.375 --> 44:21.291 ‫نه. 44:22.208 --> 44:25.250 ‫شما الان گفتین که من... ‫من سر راهِ نیهال بودم. 44:25.291 --> 44:29.125 ‫و هر کسی که سر راهش قرار بگیره، ‫حتی اگه دختر خودتون باشه... 44:29.208 --> 44:31.083 ‫- عزیزم، چی می‌گی؟ ‫- نه... 44:31.166 --> 44:33.833 ‫- از سر راهش برداشته می‌شه. ‫- نه. گوش کن. 44:35.458 --> 44:36.833 ‫باید استراحت کنی. 44:36.916 --> 44:38.291 ‫صبر کن. 44:38.375 --> 44:40.500 ‫گودیا، ساکت باش. خواهش می‌کنم ساکت باش. 44:44.083 --> 44:45.583 ‫ساکت باش! 44:45.666 --> 44:47.916 ‫یه لحظه... یه لحظه... 45:03.583 --> 45:04.500 ‫گودیا؟ 45:06.000 --> 45:07.125 ‫گودیا؟ 45:07.875 --> 45:09.458 ‫گودیا... 45:26.250 --> 45:28.083 ‫دختره همه‌چی رو فهمیده بود. 45:30.208 --> 45:31.708 ‫مجبور بودم بکُشمش. 45:40.333 --> 45:43.083 ‫حالا دیگه فقط بحثِ سه دقیقه‌ست. 45:43.166 --> 45:44.625 ‫سه دقیقه! 45:44.708 --> 45:47.458 ‫سه دقیقه‌ای که قراره تمام اون ضرباتی رو که 45:47.541 --> 45:50.458 ‫به بدن وارد شده ‫به یه مدال روی سینه‌شون تبدیل کنه. 45:53.000 --> 45:56.250 ‫راکا توی نیمۀ اولِ راند دوم تسلط کامل داشت، 45:56.333 --> 45:59.166 ‫ولی راوی سخت مقاومت کرد ‫و امتیازات رو برابر کرد. 45:59.250 --> 46:02.875 ‫و حالا همه‌چی به راند آخر کشیده شده ‫که راوی باید امتیازاتی که توی راند اول عقب افتاد رو... 46:02.958 --> 46:04.208 ‫جبران کنه. 46:07.500 --> 46:10.083 ‫راکا دوباره راوی رو گوشۀ رینگ گیر انداخته 46:10.125 --> 46:11.458 ‫و داره بهش مشت‌های سنگینی می‌زنه. 46:11.500 --> 46:15.000 ‫چه بدلی می‌زنه راوی، ‫و به نظر میاد راکا الان توی دردسر افتاده. 46:15.083 --> 46:18.000 ‫راوی داره با سرعت برق ‫یکی پس از دیگری هوک می‌زنه. 46:18.083 --> 46:19.625 ‫- کلینچ ممنوع. ‫- و حالا درگیر می‌شن. 46:19.708 --> 46:21.125 ‫یالا! 46:21.208 --> 46:23.250 ‫داور به‌موقع مداخله می‌کنه، 46:23.333 --> 46:26.625 ‫و راوی یه قدم می‌ره عقب. ‫ولی مبارزه هنوز تموم نشده. 46:28.166 --> 46:31.208 ‫تمام عمرت رو ‫برای رسیدن به افتخار دعا و التماس کردی، 46:33.125 --> 46:36.208 ‫ولی تا حالا به این فکر کردی ‫که چه میراثی از خودت به‌جا می‌ذاری؟ 46:38.500 --> 46:39.416 ‫رنج، 46:40.208 --> 46:43.125 ‫درد و نابودی. 46:43.208 --> 46:45.625 ‫این مسابقه الان خیلی حساس شده. 46:47.041 --> 46:49.666 ‫صبر کن ببینم. الان داره چه اتفاقی می‌افته؟ 46:49.666 --> 46:50.833 ‫انگار یه غافلگیری داریم. 46:50.875 --> 46:54.416 ‫راوی گاردشو عوض کرده و چپ‌گارد شده. 46:55.291 --> 46:57.916 ‫همه، از جمله خودِ راکا، مات و مبهوت موندن. 46:58.000 --> 47:02.458 ‫این‌جوری زاویه‌ها، گارد، ‫و کل ریتم مبارزه تغییر می‌کنه. 47:02.541 --> 47:04.333 ‫فقط یه دقیقه تا پایان مسابقه مونده. 47:04.416 --> 47:07.083 ‫ولی راکا هم توی این ورزش تازه‌کار نیست. 47:07.166 --> 47:10.500 ‫اون داره سعی می‌کنه به جایی از راوی ضربه بزنه ‫که از قبل مصدوم شده. 47:10.583 --> 47:13.791 ‫ولی از شانسِ بدش، ‫چون راوی گاردشو عوض کرده، 47:13.875 --> 47:15.958 ‫نمی‌تونه به هدفش ضربه بزنه. 47:16.041 --> 47:20.000 ‫راوی زمان‌بندی و تعادلِ راکا رو ‫کاملاً به هم ریخته. 47:20.083 --> 47:22.333 ‫و حالا راوی کنترل کامل مسابقه رو در دست داره. 47:23.875 --> 47:28.250 ‫هوک چپ. کراس چپ. داره طوری بهش حمله می‌کنه ‫که انگار حریفش یه بچه‌ست. 47:28.333 --> 47:31.125 ‫راکا چسبیده به طناب‌ها ‫و داره سعی می‌کنه از خودش محافظت کنه، 47:31.208 --> 47:33.500 ‫ولی داره از هر زاویه‌ای بهش حمله می‌شه. 47:35.750 --> 47:38.625 ‫می‌خواستی اسمت ‫توی کتاب‌های تاریخ ثبت بشه، درسته؟ 47:39.333 --> 47:40.250 ‫باشه، همین‌طور می‌شه. 47:44.750 --> 47:46.458 ‫دیگه هیچ‌وقت کسی... 47:47.416 --> 47:48.750 ‫به تو نمی‌گه... 47:49.000 --> 47:50.708 ‫بوکسور یا مربی. 47:52.208 --> 47:55.791 ‫با اون تسلطی که راکا ‫توی نیمۀ اول مسابقه داشت 47:55.875 --> 47:57.416 ‫و مشت‌هایی که سر راوی می‌ریخت، 47:57.500 --> 47:58.833 ‫خیلی سخته که بگیم 47:58.916 --> 48:01.375 ‫کی برندۀ این مسابقه می‌شه. 48:01.458 --> 48:03.250 ‫بله کاملاً درسته، 48:03.333 --> 48:05.625 ‫ولی فقط یکی‌شون به المپیک می‌ره. 48:06.000 --> 48:08.000 ‫کل دنیا بهت می‌گن هیولا! 48:17.708 --> 48:18.791 ‫هیولا! 48:19.083 --> 48:21.125 ‫هر دو بوکسور، واقعاً قهرمانن. 48:21.166 --> 48:24.541 ‫ولی فقط یکی‌شون ‫سهمیۀ المپیک رو به دست میاره. 48:26.041 --> 48:30.375 ‫داور شمارۀ یک، امتیازِ ۲۹-۲۸ رو به گوشۀ قرمز داده. 48:30.458 --> 48:33.916 ‫داور شمارۀ دو، ۲۹-۲۸ به گوشۀ آبی. 48:34.583 --> 48:38.250 ‫داور شمارۀ سه، امتیازِ ۲۹-۲۸ رو به گوشۀ قرمز داده. 48:38.333 --> 48:42.958 ‫و داور شمارۀ چهار، امتیاز ۲۹-۲۸ رو به گوشۀ آبی داده. 48:43.041 --> 48:45.791 ‫و حالا نفس‌ها رو توی سینه حبس کنین، 48:45.875 --> 48:48.166 ‫چون امتیاز داور آخر... 48:48.833 --> 48:50.833 ‫۲۹-۲۸ هست! 48:50.916 --> 48:53.916 ‫با رأیِ غیرمتفق داوران، ‫برندۀ مسابقه کسی نیست جز... 48:54.000 --> 48:56.666 ‫راویندرا سینگ! 49:02.166 --> 49:06.875 ‫و امروز اون میراثِ خانواده و مربی‌ش رو نجات داد. 49:07.166 --> 49:11.583 ‫بلیت المپیک ‫بالأخره به راویندرا سینگ رسید. 49:12.208 --> 49:13.125 ‫اون برد! 49:14.958 --> 49:16.208 ‫اون برد. 49:16.250 --> 49:17.458 ‫راوی! راوی! 49:17.458 --> 49:18.708 ‫اون برد. 49:19.666 --> 49:20.583 ‫راویندرا... 49:20.625 --> 49:22.125 ‫راوی! راوی! 49:22.166 --> 49:24.791 ‫پسر من برد. اون برد. 49:24.833 --> 49:29.208 ‫راوی! راوی! راوی! راوی! 49:29.333 --> 49:31.375 ‫راوی! راوی! راوی! 49:31.458 --> 49:35.083 ‫من دارم می‌رم... ‫من دارم می‌رم المپیک، آقای مربی! 49:35.125 --> 49:35.750 ‫راوی! 49:35.791 --> 49:37.291 ‫مربی... آقای مربی! 49:37.875 --> 49:40.041 ‫ما داریم می‌ریم المپیک! 49:47.416 --> 49:48.791 ‫چی می‌خوای، دِوِندرا؟ 49:49.875 --> 49:50.791 ‫بگو. 49:52.458 --> 49:55.000 ‫ببین. خیلی‌خب، لطفاً منو ببخش. 49:56.708 --> 49:57.708 ‫من واقعاً متأسفم. 49:59.750 --> 50:01.250 ‫گودیا دیگه رفته. 50:01.541 --> 50:03.708 ‫بیا، عذرخواهی هم کردم. 50:03.791 --> 50:08.500 ‫ببین، ما... ‫ما راه خیلی طولانی‌ای رو اومدیم. 50:09.458 --> 50:12.916 ‫و حالا توی این مسیر جدید، ‫ما مدال طلا رو می‌بریم. 50:14.250 --> 50:15.416 ‫مدال طلا رو. 50:20.666 --> 50:23.541 ‫بقیۀ مسیر رو نمی‌دونم، بابا. 50:26.083 --> 50:27.333 ‫ولی مسیرِ تو... 50:28.458 --> 50:30.333 ‫همین الان و همین‌جا به آخر می‌رسه. 50:36.375 --> 50:38.041 ‫این تازه شروعه، پسرم. 50:54.833 --> 50:55.750 ‫تفنگو بنداز! 50:57.833 --> 50:58.750 ‫نه. 50:59.708 --> 51:01.500 ‫گفتم تفنگو بنداز! 51:01.583 --> 51:03.583 ‫راوی! راوی! راوی! 51:24.625 --> 51:26.500 ‫گور بابات، مرتیکۀ کثافت! 51:29.958 --> 51:31.958 ‫«پایان فصل» 51:32.833 --> 51:38.791 www.Doostihaa.com