WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:39.823 --> 00:41.303 ‫این نوشیدنی تازه گرم شده‌ست 00:41.783 --> 00:43.343 ‫یه جام بنوش تا گرم بشی 00:49.103 --> 00:51.303 ‫شیرینی شاه‌بلوط و نیلوفر آبیه 00:55.343 --> 00:57.023 ‫با وجود ارتش یان که ‫بیرون گذرگاه مستقر شدن 00:57.023 --> 00:58.823 ‫و مردمی که بدجوری ترسیدن 00:59.263 --> 01:01.903 ‫سخت میشه تو خیابون مغازه‌ای ‫پیدا کرد که هنوز باز باشه 01:02.343 --> 01:04.823 ‫لین مو امروز مخصوصا ‫رفت بیرون تا اینا رو بخره 01:05.423 --> 01:06.783 ‫این شیرینی‌ها... 01:07.583 --> 01:08.303 ‫یان شون 01:09.423 --> 01:10.903 ‫قدیما عاشقشون بود 01:13.503 --> 01:15.023 ‫اما مال خیلی وقت پیشه 01:17.223 --> 01:20.783 ‫اون سال‌هایی که با یان ‫شون توی حیاط یینگ‌گه بودیم 01:20.783 --> 01:22.263 ‫هر روز رو با ترس ‫و لرز زندگی میکردیم 01:22.823 --> 01:25.343 ‫جرئت نمیکردیم لب به غذاهایی ‫که برامون میفرستادن بزنیم 01:25.343 --> 01:27.423 ‫اول موش زنده میگرفتیم تا ‫سمی نبودنش رو امتحان کنیم 01:27.423 --> 01:28.943 ‫بعدش تازه جرئت ‫میکردیم چیزی بخوریم 01:30.063 --> 01:31.063 ‫اون دوران 01:31.703 --> 01:33.263 ‫حتی یه وعده غذایی هم که میخوردیم 01:33.423 --> 01:34.703 ‫تازه نبود 01:35.183 --> 01:37.463 ‫توی چله‌ی تابستون 01:38.143 --> 01:40.463 ‫غذاهایی که میخوردیم ‫دیگه فاسد شده بود 01:41.023 --> 01:41.943 ‫فقط جائو چون‌ار بود 01:42.583 --> 01:43.983 ‫که هنوز به فکر یان شون بود 01:44.903 --> 01:47.663 ‫و گاهی اوقات غذاهای ‫خوب برامون میفرستاد 01:49.703 --> 01:50.583 ‫یه بار 01:52.143 --> 01:55.223 ‫یان شون شیرینی‌های شاه‌بلوط و ‫نیلوفری که فرستاده بود رو خورد 01:55.223 --> 01:56.223 ‫و مسموم شد 01:56.503 --> 01:57.503 ‫خیلی ترسیده بودم 01:58.423 --> 01:59.703 ‫میترسیدم بمیره 02:00.703 --> 02:02.463 ‫کلی بدبختی کشیدم 02:02.943 --> 02:03.863 ‫التماس این و اون رو کردم 02:04.343 --> 02:05.583 ‫و دنبال دارو گشتم 02:05.583 --> 02:07.943 ‫تا بالاخره تونستم از ‫چنگ مرگ بیرون بکشمش 02:07.943 --> 02:09.623 ‫تا همین امروز هم هنوز نمیدونم 02:10.023 --> 02:11.943 ‫کی شیرینی‌های جائو ‫چون‌ار رو سمی کرده بود 02:12.543 --> 02:15.063 ‫خود جائو چون‌ار هم ‫احتمالا هیچ‌وقت نفهمید 02:15.743 --> 02:16.703 ‫بعد از اون ماجرا 02:17.583 --> 02:19.823 ‫باز هم به فرستادن ‫شیرینی‌ها ادامه داد 02:20.303 --> 02:22.423 ‫یان شون هم هربار وانمود ‫میکرد انگار اتفاقی نیفتاده 02:22.423 --> 02:23.783 ‫و همه‌ی شیرینی‌ها رو 02:23.863 --> 02:25.703 ‫درست جلوی چشمش تا ته میخورد 02:26.703 --> 02:27.863 ‫فقط من میدونستم 02:28.703 --> 02:30.623 ‫که شیرینی شاه‌بلوط و نیلوفر آبی 02:30.623 --> 02:32.023 ‫خیلی وقته تبدیل شده به چیزی که 02:32.583 --> 02:34.063 ‫تو کل دنیا بیشتر ‫از همه ازش متنفره 02:42.303 --> 02:43.183 ‫از این به بعد 02:44.303 --> 02:46.263 ‫نمیذارم لین مو ‫دیگه از اینا بخره 02:47.143 --> 02:48.023 ‫جوگه یوئه 02:49.703 --> 02:51.023 ‫من و تو با هم فرق داریم 02:51.263 --> 02:53.383 ‫من به عنوان یه برده توی ‫قصر چینگ‌شان بزرگ شدم 02:55.263 --> 02:57.743 ‫حتی اسم پدر و ‫مادرم رو هم نمیدونم 02:58.583 --> 02:59.303 ‫اما تو 03:00.303 --> 03:03.103 ‫تو ارباب‌زاده‌ی نجیب‌زاده‌ی ‫خاندان بزرگ جوگه 03:03.103 --> 03:04.823 ‫و وارث قصر چینگ‌شان هستی 03:05.223 --> 03:07.423 ‫همیشه یه شکافی بین ما بوده 03:08.623 --> 03:09.303 ‫شینگ 03:10.583 --> 03:12.503 چی میخوای بگی؟ 03:14.223 --> 03:16.063 ‫اصلا نیازی نیست اینجا بمونی 03:16.303 --> 03:18.103 ‫باید برگردی به یونگ بزرگ 03:18.143 --> 03:19.263 ‫پیش خاندان جوگه 03:19.583 --> 03:20.463 ‫بهشون بگو 03:21.423 --> 03:22.823 ‫که هنوز زنده‌ای 03:25.863 --> 03:27.263 ‫پس این همه حرف زدی 03:28.583 --> 03:29.863 ‫که فقط منو مجبور کنی برم؟ 03:30.423 --> 03:32.023 ‫نباید این کار رو بکنی 03:32.063 --> 03:33.743 ‫اینکه اینجا کنار من پایداری کنی 03:33.863 --> 03:35.583 ‫اونم بدون اینکه هویت ‫درستی داشته باشی 03:35.583 --> 03:36.423 ‫این اون زندگی‌ای نیست ‫که باید داشته باشی 03:36.423 --> 03:37.303 ‫پس خودت چی؟ 03:40.223 --> 03:43.183 ‫بری بیرون و تسلیم یان شون بشی؟ 03:44.023 --> 03:46.063 ‫خوب میدونی که این نقشه‌ی اونه 03:56.863 --> 03:59.383 ‫خورشید و ماه ‫نمیتونن همزمان بتابن 03:59.463 --> 04:00.583 ‫خورشید و ماه 04:01.383 --> 04:02.903 ‫هیچ‌وقت نمیتونن ‫توی یه آسمون باشن 04:02.903 --> 04:03.863 ‫اونم همزمان 04:10.983 --> 04:12.943 ‫تابش همزمان خورشید و ماه رو 04:13.343 --> 04:14.583 ‫خودم میبرم نشونت میدم 05:47.143 --> 05:52.463 ‫[تولد دوباره] 05:52.903 --> 05:55.463 ‫[قسمت ۲۱] 06:18.023 --> 06:18.863 ‫جوگه یوئه... 06:20.663 --> 06:21.423 ‫دارم میرم 06:23.023 --> 06:25.823 ‫تو این مدت کلی در کنارم ‫از گذرگاه محافظت کردی 06:25.823 --> 06:28.543 ‫نمیخوام بیشتر از این به ‫خاطر من فداکاری کنی 06:29.783 --> 06:30.823 ‫وقتی بیدار شدی 06:31.823 --> 06:32.943 ‫منو فراموش کن 06:35.183 --> 06:38.383 ‫برگرد و همون ارباب‌زاده ‫جوگه از قصر چینگ‌شان باش 06:43.823 --> 06:46.463 ‫[اوضاع نظامی اضطراریه دارم ‫میرم یونگ بزرگ تا آذوقه جور کنم] 06:46.463 --> 06:49.063 ‫[ژنرال چو در خطره من پیگیر ‫آذوقه میشم نگران نباش جوگه یوئه] 06:49.823 --> 06:52.263 ‫اون نگهبانی که همه‌جا ‫دنبال ژنرال چو بود 06:52.383 --> 06:53.903 ‫همون ژنرال جوگه ‫از یونگ بزرگ بود؟ 06:53.903 --> 06:54.543 ‫بله 06:55.383 --> 06:56.823 ‫پس لطفا نگران نباشین، ژنرال لی 06:56.823 --> 06:58.903 ‫از اونجایی که ژنرال جوگه گفت ‫از یونگ بزرگ آذوقه قرض میگیره 06:58.903 --> 07:01.383 ‫قطعا دست خالی بر نمیگرده 07:12.223 --> 07:13.743 ‫ایست ایست 07:33.183 --> 07:34.583 اعلیحضرت تشریف آوردن 07:46.903 --> 07:47.623 ‫چو 07:48.903 --> 07:49.783 ‫میدونستم 07:50.823 --> 07:52.223 ‫که بالاخره برمیگردی پیشم 07:52.583 --> 07:53.143 ‫بیا 07:53.703 --> 07:54.823 ‫بذار کادوهایی که برات 07:54.823 --> 07:56.143 ‫آماده کردم رو نشونت بدم 07:57.463 --> 07:59.103 ‫خیلی وقت بود که منتظر 08:00.263 --> 08:01.263 ‫رسیدن همچین روزی بودم 08:14.583 --> 08:15.343 ‫چو 08:16.823 --> 08:18.823 ‫اینو مخصوصا برای تو آماده کردم 08:19.463 --> 08:20.903 ‫همون مدلیه که دوست داری 08:21.383 --> 08:22.183 ‫خوشت میاد؟ 08:26.583 --> 08:28.263 ‫واسه اینکه موقع سوارکاری ‫و تیراندازی راحت باشی 08:28.263 --> 08:29.783 ‫دادم مخصوصا تغییرش بدن 08:29.783 --> 08:30.543 ‫باز هم هست 08:31.263 --> 08:32.903 ‫این جواهرات رو ببین 08:33.263 --> 08:34.623 ‫طبق سلیقه‌ی خودت 08:34.623 --> 08:37.623 ‫دادم در حد ملکه‌ی یان ‫بزرگ سفارشی بسازنشون 08:37.623 --> 08:38.863 ‫اگه خوشت نمیاد 08:39.423 --> 08:40.903 ‫میگم همین الان عوضشون کنن 08:40.903 --> 08:42.823 ‫تا بالاخره چیزی که ‫دوست داری رو پیدا کنی 08:49.543 --> 08:50.263 ‫چو 08:51.463 --> 08:52.343 ‫این کار رو نکن 09:00.703 --> 09:02.343 ‫این‌طوری تحقیر کردن خودت 09:02.343 --> 09:03.583 ‫اصلا حرص منو در نمیاره 09:13.623 --> 09:15.023 ‫اگه الان دیگه خیالت راحت شد 09:15.703 --> 09:17.143 ‫لطفا به قولت عمل کن 09:17.263 --> 09:19.063 ‫و دستور بده ارتش عقب‌نشینی کنه 09:19.983 --> 09:21.503 ‫هوا داره سرد میشه 09:21.503 --> 09:23.143 ‫اگه این بن‌بست ادامه پیدا کنه 09:23.543 --> 09:25.983 ‫نه تنها سربازای ‫بیان‌تانگ طاقت نمیارن 09:25.983 --> 09:29.103 ‫بلکه سربازای خودت هم کم میارن 09:29.743 --> 09:30.423 ‫چو 09:31.143 --> 09:33.143 ‫من سر قولم میمونم 09:33.623 --> 09:34.623 ‫یادت هست؟ 09:35.503 --> 09:36.463 ‫یه بار بهت گفتم 09:36.863 --> 09:38.943 ‫که بهت ثابت میکنم حق با من بود 09:39.823 --> 09:42.703 ‫دنیا رو فتح میکنم ‫و میریزمش به پات 09:42.983 --> 09:44.383 ‫ارتش رو به عقب برمیگردونم 09:44.583 --> 09:45.103 ‫فقط 09:45.863 --> 09:46.863 ‫نه الان 09:47.463 --> 09:48.583 ‫از ملکه محافظت کنین 09:48.823 --> 09:50.423 ‫اگه اتفاقی براش بیفته 09:50.943 --> 09:53.463 ‫هیچ‌کدومتون زنده به ‫یان بزرگ بر نمیگردین 10:01.063 --> 10:01.903 ‫بانوی من 10:22.863 --> 10:24.823 ‫علیاحضرت خیلی ساده لباس پوشیدن 10:24.823 --> 10:27.303 ‫بدون هیچ جواهراتی 10:28.063 --> 10:28.943 ‫به جز 10:28.943 --> 10:30.823 ‫اون سنجاق‌سری که ‫اعلیحضرت بهتون دادن 10:33.103 --> 10:34.823 ‫وفاداری شما به اعلیحضرت 10:35.103 --> 10:36.743 ‫ریشه‌ی خیلی عمیقی داره 10:49.943 --> 10:51.343 ‫جسارتاً باید بهتون بگم 10:51.823 --> 10:55.183 ‫که اعلیحضرت این قفل دوطرفه ‫رو مخصوص شما ساختن 10:55.183 --> 10:57.063 ‫به جای اینکه خودتون رو ‫واسه باز کردنش خسته کنین 10:57.063 --> 10:58.863 ‫بهتره یه چیزی بخورین 10:59.223 --> 11:01.223 ‫کباب بره و کیک زالزالک رو 11:01.223 --> 11:03.503 ‫آشپزهای اردوگاه ‫به دستور اعلیحضرت 11:03.503 --> 11:04.983 ‫مخصوص خودتون آماده کردن 11:05.183 --> 11:06.783 ‫همه‌شون از غذاهای ‫مورد علاقه‌تونه 11:07.623 --> 11:09.903 ‫بانو هلیان، خیلی لطف دارین 11:15.423 --> 11:17.063 ‫شما هم زن باهوشی هستین 11:17.063 --> 11:19.103 ‫باید بدونی که هیچ‌کس هیچ‌وقت 11:19.583 --> 11:21.583 ‫نمیتونه توی قلب ‫اعلیحضرت جای تو رو بگیره 11:21.703 --> 11:23.303 ‫با شناختی که از ‫اخلاق اعلیحضرت دارم 11:23.303 --> 11:24.583 ‫اگه کوتاه نیاین 11:24.983 --> 11:26.743 ‫اونم هیچ‌وقت عقب‌نشینی نمیکنه 11:28.183 --> 11:29.823 ‫به جای اینکه هر ‫دوتاتون زجر بکشین 11:29.823 --> 11:32.063 ‫بهتره که احساسش رو قبول کنین 11:32.063 --> 11:33.103 ‫حالا که فکرش رو میکنم 11:34.703 --> 11:35.983 ‫هیچ‌وقت فرصت نشد 11:36.863 --> 11:38.823 ‫بابت کمکی که قبلا بهم ‫کردین ازتون تشکر کنم 11:39.943 --> 11:41.743 ‫نمیدونم دارین درباره‌ی ‫چی حرف میزنین 11:41.743 --> 11:43.823 ‫دفعه‌ی قبل که داشتیم ‫برمیگشتیم یان بزرگ 11:44.303 --> 11:46.223 ‫اگه وانمود نمیکردین ‫راه رو گم کردین 11:46.223 --> 11:48.463 ‫و به ژنرال چنگ کمک نمیکردین ‫تا حواس یان شون رو پرت کنه 11:48.463 --> 11:50.343 ‫ژنرال چنگ چطوری میتونست ‫فرصت پیدا کنه منو فراری بده؟ 11:50.343 --> 11:52.063 ‫من فقط یه همسر رده‌پایین هستم 11:52.303 --> 11:54.343 ‫تنها کاری که از دستم برمیاد ‫خدمت کردن به اعلیحضرته 11:54.583 --> 11:56.743 ‫درباره‌ی کمک به ژنرال چنگ ‫واسه پرت کردن حواس ایشون 11:56.743 --> 11:59.463 ‫من نه تواناییش رو ‫دارم و نه جرئتش رو 11:59.583 --> 12:02.743 ‫از اونجایی که حاضر شدین ‫با ژنرال چنگ همکاری کنین 12:03.223 --> 12:05.943 ‫حتما دوست ندارین ‫منو کنار یان شون ببینین 12:05.943 --> 12:07.303 ‫باید اینو خوب بدونین 12:07.343 --> 12:09.823 ‫که وصلت یان شون ‫با قبیله‌ی هلیان شما 12:09.823 --> 12:11.183 ‫چیزی بود که موقتا تونست 12:11.183 --> 12:13.583 ‫اون قبایل وحشی و درنده‌ی ‫یان بزرگ رو آروم کنه 12:13.583 --> 12:15.423 ‫اگه الان منو با خودش برگردونه 12:15.943 --> 12:17.703 ‫قطعا غوغای بزرگی بین 12:17.703 --> 12:19.823 ‫قبیله‌های مختلف ‫یان بزرگ راه میفته 12:20.223 --> 12:21.703 ‫و مملکت رو به آشوب میکشونه 12:21.703 --> 12:23.343 ‫و وقتی اون آشوب شروع بشه 12:23.903 --> 12:25.383 ‫شرط میبندم قبیله‌ی شما 12:25.703 --> 12:27.343 ‫اولین جاییه که آسیب میبینه 12:27.343 --> 12:28.343 ‫دیگه کافیه 12:28.823 --> 12:30.223 ‫من مثل تو نیستم 12:31.423 --> 12:32.943 ‫فرمانده‌ی ارتش هم نیستم 12:34.743 --> 12:36.903 ‫اینکه تو آینده چه اتفاقی ‫واسه یان بزرگ میفته 12:37.663 --> 12:39.503 ‫چیزی نیست که من ‫بتونم روش اثر بذارم 12:44.183 --> 12:44.503 ‫[بیان‌تانگ و یان بزرگ ماه‌هاست که تو ‫وضعیت بن‌بست هستن اوضاع وخیمه] 12:44.503 --> 12:44.823 ‫[اگه گذرگاه لونگ‌یین سقوط کنه، دشمن به ‫جنوب نفوذ میکنه تانگ‌جینگ سقوط میکنه،] 12:44.823 --> 12:45.183 ‫[و بعدش هم نوبت یونگ بزرگه ‫سرنوشت همه‌مون به هم گره خورده] 12:45.183 --> 12:45.583 ‫[بیان‌تانگ ثروتمنده، اما واسه ‫جنگ آماده نیستیم و آذوقه‌مون کمه] 12:45.583 --> 12:45.983 ‫[عاجزانه درخواست کمک نظامی و قرض گرفتن ‫موقتی آذوقه از یونگ بزرگ رو داریم] 12:45.983 --> 12:46.343 ‫[با کمک شما، نیروهای متحد ما ‫قطعا یان بزرگ رو عقب میرونن] 12:46.343 --> 12:46.783 ‫[بعد جنگ، بیان‌تانگ این محبت رو جبران میکنه ‫و یه دوستی ابدی با یونگ بزرگ میسازه] 12:46.783 --> 12:47.143 ‫[به خاطر مردم هر دو کشور ‫لطفا دست رد به سینه‌ی ما نزنین] 12:49.623 --> 12:53.863 ‫پادشاه جدید بیان‌تانگ از ‫ما سرباز و آذوقه میخواد؟ 12:54.183 --> 12:56.983 ‫بیان‌تانگ و یان بزرگ ‫ماه‌هاست که با هم تو جنگن 12:57.303 --> 12:59.743 ‫اگه الان حاضر بشین ‫دست کمک دراز کنین 13:00.063 --> 13:02.983 ‫حتما میتونیم ارتش عقاب سیاه ‫یان بزرگ رو یه‌باره شکست بدیم 13:02.983 --> 13:04.103 ‫بیان‌تانگ 13:04.463 --> 13:05.823 ‫همیشه خیلی ثروتمندتر از ما بوده 13:05.823 --> 13:07.303 ‫و حتی خیلی بیشتر از یان بزرگ 13:07.303 --> 13:09.463 ‫با اینکه این دفعه غافلگیر شدین 13:09.463 --> 13:11.863 ‫اما با یه کم جابه‌جایی نیروها ‫هنوز هم ممکنه برنده بشین 13:12.343 --> 13:13.543 ‫نبرد گذرگاه می‌لین 13:13.543 --> 13:14.943 ‫هزینه‌ی سنگینی برامون داشت 13:15.423 --> 13:17.863 ‫کل ارتش ما از اون موقع ‫تا حالا داره تجدید قوا میکنه 13:17.863 --> 13:20.103 ‫اگه الان بدون فکر ‫واسه کمک نیرو بفرستم 13:20.863 --> 13:22.343 ‫میترسم فقط نتیجه‌ی عکس بده 13:22.343 --> 13:25.823 ‫دو کشور ما مثل لب و دندون میمونن ‫هیچ‌کدوم بدون اون یکی زنده نمیمونه 13:25.823 --> 13:28.063 ‫اگه ارتش عقاب سیاه ‫از گذرگاه لونگ‌یین رد بشه 13:28.063 --> 13:30.103 ‫و از کنار رودخونه‌ی ‫سرخ به سمت جنوب بتازه 13:30.183 --> 13:32.783 ‫تانگ‌جینگ از دست میره ‫و بیان‌تانگ سقوط میکنه 13:33.223 --> 13:35.703 ‫وقتی ارتش عقاب سیاه ‫به جن‌هوانگ‌چنگ برسه 13:35.703 --> 13:36.943 ‫چیزی که از دست میدین... 13:38.343 --> 13:40.263 ‫رگ حیات امپراتوریه 13:44.703 --> 13:45.583 ‫تو کی هستی؟ 13:46.463 --> 13:50.023 ‫چطوری مثل کف دستت به ‫موقعیت جغرافیایی کشور ما واقفی؟ 13:55.183 --> 13:57.423 ‫من فرستاده‌ی بیان‌تانگ هستم 13:58.103 --> 13:59.143 ‫فرستاده؟ 14:16.823 --> 14:19.263 ‫منو یاد یه رفیق میندازی 14:20.143 --> 14:22.583 ‫یه زمانی کنارش توی ‫میدون جنگ میجنگیدم 14:22.583 --> 14:24.343 ‫اما اون زودتر از من رفت 14:24.703 --> 14:25.863 ‫هیچ‌وقت باور نکردم 14:26.863 --> 14:29.263 ‫که اون همون‌جور ‫آدمی بود که بقیه میگفتن 14:44.223 --> 14:46.223 ‫از اونجایی که خودش ‫انتخاب کرد زودتر بره 14:47.103 --> 14:49.783 ‫حتما معنیش اینه که یه ‫چیز مهم‌تر پیدا کرده بود 14:50.703 --> 14:51.663 ‫عالیجناب 14:52.583 --> 14:53.783 ‫بهتره بذارین بره 15:00.703 --> 15:02.543 ‫من ۵۰ هزار دان غله‌ی مازاد دارم 15:02.543 --> 15:04.463 ‫که توی این اوضاع اضطراری ‫کارتون رو راه میندازه 15:04.583 --> 15:05.823 ‫در مورد فرستادن نیرو 15:05.943 --> 15:08.263 ‫اول باید اجازه‌ی ‫اعلیحضرت رو بگیرم 15:08.263 --> 15:10.023 ‫هنوز نمیتونم جواب ‫قطعی بهتون بدم 15:12.343 --> 15:13.823 ‫ممنونم ازتون، عالیجناب 15:31.823 --> 15:33.583 ‫-اعلیحضرت ‫-اعلیحضرت 15:48.303 --> 15:49.063 ‫چو 15:50.943 --> 15:52.143 ‫خیلی زیبا شدی 15:58.103 --> 15:58.783 ‫راست میگی؟ 16:06.183 --> 16:06.823 ‫آره 16:08.463 --> 16:11.463 ‫خیلی وقت بود که تو رو ‫این‌طوری تصور میکردم 16:12.063 --> 16:12.703 ‫چو 16:13.023 --> 16:14.463 ‫وقتی برگردیم به یان بزرگ 16:14.463 --> 16:16.103 ‫هر روز خودم برات سرخاب میزنم 16:16.223 --> 16:17.743 ‫و میبرمت تا تغییر فصل‌ها ‫رو توی دشت تماشا کنی 16:17.743 --> 16:18.503 ‫باشه؟ 16:21.903 --> 16:23.983 ‫چرا صبر کنیم تا ‫برگردیم یان بزرگ؟ 16:24.223 --> 16:26.743 ‫چرا همین الان منو نمیبری ‫بیرون تا یه کم آب‌وهوا عوض کنم؟ 16:39.343 --> 16:41.503 ‫الان دیگه باید خیالت ‫راحت شده باشه 17:16.583 --> 17:17.183 ‫چو 17:17.903 --> 17:19.903 ‫تک‌تک سربازای ارتش عقاب سیاه من 17:20.023 --> 17:21.943 ‫از بهترین‌های روزگارن 17:22.343 --> 17:24.303 ‫حریف شدن با یه مشت ‫سرباز ضعیف بیان‌تانگ 17:24.303 --> 17:25.223 ‫برای ما کاری نداره 18:06.543 --> 18:07.223 ‫چو 18:08.183 --> 18:09.623 ‫ما انبارهای غله‌ی ‫پر و پیمونی داریم 18:09.903 --> 18:11.943 ‫و مدام هم برامون آذوقه میرسه 18:12.663 --> 18:15.503 ‫حتی اگه مجبور بشیم کل ‫زمستون رو با بیان‌تانگ بجنگیم 18:15.503 --> 18:16.703 ‫مشکلی برامون پیش نمیاد 18:32.263 --> 18:33.103 ‫چو 18:35.183 --> 18:36.783 ‫امروز خیلی خوشحالم 18:38.023 --> 18:39.943 ‫اگه اوضاع بینمون 18:40.183 --> 18:42.023 ‫همیشه همین‌طوری میموند 18:43.223 --> 18:45.143 ‫و دیگه با هم سر جنگ نداشتیم 18:46.023 --> 18:47.903 ‫دیگه نیازی به این قفس نداشتم 18:48.183 --> 18:49.263 ‫که اینجا نگهت دارم 18:50.343 --> 18:51.183 ‫آره؟ 18:51.663 --> 18:54.863 ‫قولی که بهت دادم ‫هیچ‌وقت عوض نشده 19:06.983 --> 19:08.983 ‫میخوای منو برگردونی به یان بزرگ 19:09.023 --> 19:10.703 ‫پس تکلیف همسرت چی میشه؟ 19:14.743 --> 19:15.503 ‫چو 19:16.463 --> 19:17.463 ‫توی قلب من 19:18.903 --> 19:21.303 ‫فقط و فقط تو بودی 19:21.983 --> 19:23.223 ‫اگه ازش خوشت نمیاد 19:23.503 --> 19:24.983 ‫وقتی برگردیم یان بزرگ 19:24.983 --> 19:26.663 ‫میگم از قصر بره 19:26.863 --> 19:28.983 ‫هلیان لین الان دیگه فقط ‫یه همسر ساده نیست 19:29.503 --> 19:30.503 ‫پشت سر اون 19:30.703 --> 19:32.943 ‫حمایت ریش‌سفیدهای قبیله‌های ‫مختلف یان بزرگ هست 19:32.943 --> 19:34.863 ‫اگه الان ولش کنی 19:36.983 --> 19:39.983 ‫میخوای چطوری توی چشم ‫اون ریش‌سفیدها نگاه کنی؟ 19:40.023 --> 19:41.503 ‫قبیله‌ی هلیان ضعیفه 19:41.903 --> 19:43.503 ‫و هلیان چوان هم ‫یه آدم بی‌عرضه‌ست 19:43.943 --> 19:46.223 ‫اگه هلیان لین رو به ‫همسری انتخاب نکرده بودم 19:46.583 --> 19:47.943 ‫چراگاه‌های قبیله‌شون 19:49.183 --> 19:51.903 ‫خیلی وقت پیش توسط ‫قبیله‌های دیگه تیکه‌وپاره شده بود 20:16.183 --> 20:16.703 ‫بگو 20:17.623 --> 20:18.943 ‫میخوای چیکار کنم؟ 20:19.943 --> 20:21.823 ‫منظورتون چیه، بانو هلیان؟ 20:22.383 --> 20:24.783 ‫دیروز میدونستی من ‫بیرون چادر ایستادم 20:25.023 --> 20:27.703 ‫ولی باز هم عمداً سعی کردی ‫بین من و اعلیحضرت تفرقه بندازی 20:27.703 --> 20:29.623 ‫مگه فقط نمیخواستی که کمکت کنم؟ 20:30.583 --> 20:31.183 ‫بگو 22:45.903 --> 22:47.543 ‫برو به لین مو و بقیه خبر بده 22:47.663 --> 22:49.663 ‫که ۵۰ نفر از زبده‌ترین ‫سربازای ارتش شیولی رو 22:49.663 --> 22:50.423 ‫توی یه گروه جمع کنن 22:50.903 --> 22:53.063 ‫و فردا با سپیده‌ی ‫صبح با من راه بیفت 22:53.063 --> 22:53.623 ‫بله قربان 22:57.703 --> 22:59.583 ‫[کاروان غله‌ی یان بزرگ فردا از ‫جنگل بیرون گذرگاه لونگ‌یین رد میشه] 22:59.583 --> 23:01.463 ‫[این یه فرصته آدم‌هات رو بیار ‫و فورا غله‌ها رو غارت کنین] 23:27.983 --> 23:29.983 ‫هم آدم‌ها رو بگیرین ‫و هم غله‌ها رو 23:30.103 --> 23:30.463 ‫بله قربان 23:30.463 --> 23:30.983 ‫بله قربان 23:30.983 --> 23:31.783 ‫-حرکت کنین ‫-حرکت کنین 23:36.663 --> 23:37.143 ‫ارباب جوان 23:37.143 --> 23:38.183 ‫یه جای کار این غله‌ها میلنگه 23:38.183 --> 23:38.983 ‫همه‌ش شنه 23:44.823 --> 23:47.023 ‫امروز وقتی واسه ملکه غذا بردم 23:47.023 --> 23:49.703 ‫مچش رو در حالی گرفتم ‫که داشت با این سنجاق‌سر 23:49.703 --> 23:51.503 ‫سعی میکرد قفل ‫قفس آهنی رو باز کنه 23:52.423 --> 23:55.343 ‫نه تنها به محبت ‫شما بی‌توجهی کرد 23:55.343 --> 23:57.263 ‫بلکه حتی سعی کرد منو بازی بده 23:57.303 --> 23:59.303 ‫تا واسه فرار کردن بهش کمک کنه 23:59.903 --> 24:01.623 ‫حالا که ازت میخواد کمکش کنی 24:02.663 --> 24:03.623 ‫چرا... 24:05.983 --> 24:07.303 ‫کمکش نمیکنی؟ 24:12.223 --> 24:13.943 ‫ای وای، تله‌ست 24:24.023 --> 24:24.583 ‫عقب‌نشینی کنین 24:26.863 --> 24:27.423 ‫عقب‌نشینی کنین 24:32.063 --> 24:32.863 ‫ارباب جوان 24:32.983 --> 24:33.983 ‫من با چند نفر میرم تا ‫حواسشون رو پرت کنم 24:33.983 --> 24:34.783 ‫باشه، برو 24:39.103 --> 24:39.663 ‫ایست 24:40.783 --> 24:41.343 ‫از این طرف 24:44.503 --> 24:45.143 ‫برین دنبالشون 24:45.823 --> 24:46.343 ‫زود باشین 24:51.423 --> 24:52.503 ‫پایین اینجا پرتگاهه 24:52.503 --> 24:54.143 ‫اگه از اینجا بیفتی، یا ‫میمیری یا ناقص میشی 24:54.143 --> 24:54.903 ‫بیاین بریم 24:55.383 --> 24:56.183 ‫برین 25:06.463 --> 25:08.743 ‫چند روزه که با ارتش ‫بیان‌تانگ توی بن‌بست هستیم 25:08.743 --> 25:10.863 ‫و اونا پشت دیوارهای ‫خودشون مخفی شدن 25:10.863 --> 25:11.423 ‫حالا 25:11.943 --> 25:14.103 ‫ژنرال چو چیائو از ‫ارتش شیولی بیان‌تانگ 25:14.103 --> 25:15.503 ‫توی اردوگاه من توی ‫یان بزرگ زندانی شده 25:15.623 --> 25:18.663 ‫و بدنه‌ی اصلی ارتش شیولی ‫هم امروز توی کمین افتادن 25:19.703 --> 25:21.503 ‫گذرگاه لونگ‌یین الان ‫بدون فرمانده‌ست 25:21.983 --> 25:23.343 ‫ما امشب حرکت میکنیم 25:23.863 --> 25:25.063 ‫از این فرصت استفاده میکنیم 25:25.383 --> 25:26.823 ‫و گذرگاه لونگ‌یین رو ‫یه‌باره تصرف میکنیم 25:26.823 --> 25:28.463 ‫بله اعلیحضرت 25:55.943 --> 25:56.623 ‫ایست 25:59.663 --> 26:00.463 ‫اعلیحضرت 26:00.663 --> 26:01.463 ‫الان دیگه هوا کاملا روشنه 26:01.463 --> 26:02.303 ‫دیده‌بان‌ها گزارش دادن 26:02.303 --> 26:03.943 ‫که دروازه‌های گذرگاه ‫لونگ‌یین هنوز محکم بسته‌ست 26:03.943 --> 26:05.303 ‫و هیچ خبری هم اونجا نیست 26:05.303 --> 26:06.863 ‫طبق منطق، نگهبان‌های بیان‌تانگ 26:06.863 --> 26:08.783 ‫باید تا الان میفهمیدن که ‫ما به حرکت دراومدیم 26:08.783 --> 26:09.463 ‫یه کم نگرانم... 26:09.463 --> 26:10.183 ‫دستور منو ابلاغ کنین 26:10.183 --> 26:12.183 ‫کل ارتش با سرعت از ‫توی دره پیشروی کنن 26:12.183 --> 26:13.223 ‫و مستقیماً به گذرگاه حمله کنن 26:13.223 --> 26:14.023 ‫چشم اعلیحضرت 26:15.703 --> 26:16.183 ‫پیش به جلو 26:16.183 --> 26:16.703 ‫زود باشین 26:28.823 --> 26:29.623 ‫اعلیحضرت 26:29.703 --> 26:30.943 ‫مسیر روبرو خیلی خطرناکه 26:30.943 --> 26:32.183 ‫اجازه بدین اول من برم... 26:34.983 --> 26:35.743 ‫کمین کردن 26:40.623 --> 26:41.143 ‫آتیش 27:31.223 --> 27:32.663 ‫جوگه یوئه 27:33.463 --> 27:34.703 ‫این نامه جعلیه 27:35.463 --> 27:38.023 ‫رمز مخصوص قصر چینگ‌شان روش نیست 27:38.023 --> 27:40.703 ‫این فانوس از سمت اردوگاه ‫نظامی یان بزرگ اومده 27:40.703 --> 27:41.583 ‫فقط ژنرال چو 27:41.583 --> 27:43.263 ‫روش پیام دادن ما توی ‫قصر چینگ‌شان رو بلده 27:43.263 --> 27:43.943 ‫پس چرا باید 27:43.943 --> 27:45.463 ‫واسه ما پیام دروغ بفرسته؟ 27:45.703 --> 27:46.503 ‫به لین مو خبر بده 27:46.783 --> 27:48.383 ‫تا زبده‌های ارتش ‫شیولی رو جمع کنه 27:48.383 --> 27:49.863 ‫و همین امشب فورا راه بیفتن 27:49.863 --> 27:50.423 ‫بله قربان 27:51.063 --> 27:51.623 ‫صبر کن 27:52.503 --> 27:53.463 ‫و به هه شیائو بگو 27:53.503 --> 27:54.783 ‫که فورا راه بیفته 27:54.943 --> 27:56.343 ‫و بره به ۵۰ لی ‫بیرون گذرگاه لونگ‌یین 27:56.343 --> 27:58.343 ‫تا با نیروهای کمکی ‫جائو چه ملاقات کنه 29:05.143 --> 29:05.863 ‫ژنرال چو؟ 29:10.423 --> 29:11.183 ‫ژنرال چو؟ 29:17.183 --> 29:17.943 ‫ژنرال چو؟ 29:18.423 --> 29:19.303 ‫یکی بیاد اینجا 29:21.223 --> 29:22.943 ‫-بانوی من ‫-بانوی من 29:22.943 --> 29:23.943 ‫در رو باز کنین 29:26.143 --> 29:26.943 ‫در رو باز کنین 29:37.503 --> 29:38.583 ‫مراقب باشین 29:44.863 --> 29:46.663 ‫زود بگیرینش نذارین فرار کنه 29:51.023 --> 29:51.903 ‫بگیرینش 29:57.263 --> 29:58.463 ‫نذارین فرار کنه 30:14.943 --> 30:15.663 ‫ایست 30:35.343 --> 30:36.983 ‫کمک آتیش 30:47.183 --> 30:48.383 ‫زود باشین برین دنبالش 30:48.943 --> 30:50.463 ‫برگردین و آتیش رو خاموش کنین 30:50.463 --> 30:51.703 ‫انبار غله آتیش گرفته 30:51.863 --> 30:52.743 ‫آب بیارین 30:53.143 --> 30:53.663 ‫بجنبین 31:43.023 --> 31:43.823 ‫اعلیحضرت 32:25.463 --> 32:27.703 ‫♪ گل‌ها میریزن توی آستینام ♪ 32:27.783 --> 32:30.343 ‫♪ اونا که غمم رو نمیفهمن ♪ 32:30.783 --> 32:32.063 ‫♪ با یه تنگ نوشیدنی ♪ 32:32.103 --> 32:33.583 ‫♪ دلتنگیم شعله‌ور میشه ♪ 32:33.583 --> 32:36.103 ‫♪ دارم از پا درمیام ♪ 32:36.703 --> 32:39.143 ‫♪ بارون آروم میخوره ‫به شیشه‌ی پنجره ♪ 32:39.183 --> 32:42.023 ‫♪ از خواب که بیدار میشم ‫دیگه نمیدونم چه سالیه ♪ 32:42.023 --> 32:43.743 ‫♪ عشقم هنوز سر جاشه ♪ 32:44.063 --> 32:47.423 ‫♪ اما تو دیگه رفتی ♪ 32:47.463 --> 32:49.703 ‫♪ چیزی که تو زندگی دنبالشم ♪ 32:49.743 --> 32:51.343 ‫♪ فقط اینه که یه بار دیگه ‫به پشت سرت نگاه کنی ♪ 32:51.343 --> 32:53.943 ‫♪ با عطری که هنوز حس میشه ♪ 32:53.943 --> 32:55.543 ‫♪ توی این دست‌های لرزون ♪ 32:55.583 --> 32:58.743 ‫♪ دلتنگی من هنوز زنده‌ست ♪ 33:00.823 --> 33:03.383 ‫جوگه یوئه ‫بازم ازت باختم 33:05.983 --> 33:09.223 ‫همیشه‌ی خدا از من میبازی ‫چرا هیچ‌وقت از ‫دستم عصبانی نمیشی؟ 33:10.263 --> 33:11.663 ‫♪ از آسمون پهناور میپرسم ♪ 33:11.703 --> 33:13.943 ‫♪ باد آرومه، اما ‫دلتنگی من سنگینه ♪ 33:15.383 --> 33:17.063 ‫دستت رو بکش 33:19.783 --> 33:22.023 ‫♪ یا اینکه دچار سوءتفاهم نشیم؟ ♪ 33:24.863 --> 33:31.183 چون... ‫تو تنها دوستمی ‫ما هیچ‌وقت خدا ‫روبروی هم نمیایستیم 34:03.943 --> 34:04.743 ‫اعلیحضرت 34:05.023 --> 34:05.863 ‫بیاین عقب‌نشینی کنیم 34:06.263 --> 34:07.863 ‫اگه نجنبیم دیگه خیلی دیر میشه 34:09.583 --> 34:10.503 ‫دستور منو ابلاغ کنین: 34:11.143 --> 34:12.783 ‫کل ارتش از همون ‫راهی که اومدن برگردن 34:12.783 --> 34:13.823 ‫اعلیحضرت دستور دادن 34:13.903 --> 34:15.703 ‫که کل ارتش از همون راهی ‫که اومدن عقب‌نشینی کنن 34:23.903 --> 34:24.703 ‫اعلیحضرت 34:25.223 --> 34:25.943 ‫اعلیحضرت 34:25.943 --> 34:28.183 ‫لی چی ارتش بیان‌تانگ رو آورده ‫تا راه برگشت رو از پشت ببنده 34:28.183 --> 34:29.543 ‫اردوگاه اصلی‌مون رو هم آتیش زدن 34:29.543 --> 34:30.463 ‫نمیتونیم برگردیم 34:30.783 --> 34:31.583 ‫اعلیحضرت 34:31.823 --> 34:33.703 ‫اجازه بدین باقی‌مونده‌ی ارتش ‫عقاب سیاه جلوی جوگه یوئه رو بگیرن 34:33.703 --> 34:35.503 ‫و شما هم فورا از راه ‫رونگ‌گوان عقب‌نشینی کنین 34:35.503 --> 34:36.023 ‫و برگردین به یان بزرگ 34:36.023 --> 34:36.583 ‫نه 34:37.943 --> 34:39.623 ‫نمیتونم ارتش عقاب ‫سیاه رو تنها بذارم 34:39.623 --> 34:41.223 ‫من اونا رو به اینجا آوردم 34:41.303 --> 34:42.183 ‫تا وقتی زنده باشیم 34:42.183 --> 34:43.263 ‫فرصت واسه جنگیدن دوباره هست 34:43.263 --> 34:44.583 ‫اگه اتفاقی برای شما بیفته 34:44.583 --> 34:46.983 ‫یان بزرگ دیگه هیچ ‫شانسی واسه پا گرفتن نداره 34:48.343 --> 34:51.223 ‫لطفا همین الان برگردین ‫به یان بزرگ، اعلیحضرت 34:53.743 --> 34:55.863 ‫بیاین از راه رونگ‌گوان ‫عقب‌نشینی کنیم 34:55.943 --> 34:56.663 ‫بچه‌ها 34:56.863 --> 34:58.423 ‫دنبالم بیاین تا پشت ‫جبهه رو پوشش بدیم 35:01.503 --> 35:02.063 ‫برین 35:12.343 --> 35:13.143 ‫ارباب 35:13.343 --> 35:14.623 ‫یان شون برنگشت 35:14.863 --> 35:17.583 ‫با یه گروه کوچیک از ‫آدم‌هاش به سمت دره فرار کرد 35:17.583 --> 35:19.583 ‫نیروهای لی چی راه ‫پشت سرش رو بستن 35:19.943 --> 35:21.543 ‫اون توی اون تله نمیفته 35:21.583 --> 35:23.223 ‫تنها راهش اینه ‫که به سیم آخر بزنه 35:23.223 --> 35:24.663 ‫و از راه رونگ‌گوان بره 35:24.663 --> 35:25.503 ‫راه رونگ‌گوان؟ 35:26.103 --> 35:27.503 ‫مگه اونجا یه مسیر متروکه نیست؟ 35:27.503 --> 35:28.543 ‫پر از مرداب و دریاچه‌ست 35:28.543 --> 35:30.263 ‫یه قدم اشتباه برداری، میمیری 35:30.383 --> 35:32.143 ‫موقعیت جغرافیایی راه ‫رونگ‌گوان خیلی خطرناکه 35:32.143 --> 35:33.743 ‫نه تنها فرار کردن ‫از اونجا خطرناکه 35:33.743 --> 35:36.703 ‫بلکه تعقیب کردنشون ‫هم خیلی سخت میشه 35:36.703 --> 35:38.063 ‫با شناختی که از یان شون دارم 35:38.983 --> 35:40.743 ‫قطعا این ریسک بزرگ ‫رو به جون میخره 35:40.743 --> 35:41.543 ‫ارباب جوان 35:41.583 --> 35:42.823 ‫نباید بذاریم فرار کنن 35:42.823 --> 35:44.423 ‫بیاین همین الان تعقیبشون کنیم 36:18.783 --> 36:20.303 ‫اعلیحضرت، شما اول برین 36:20.383 --> 36:21.543 ‫من پشت سرتون رو پوشش میدم 36:26.263 --> 36:27.503 ‫من میرم جلوی یان شون رو بگیرم 36:27.503 --> 36:28.583 ‫شماها پخش بشین 36:40.503 --> 36:41.103 ‫بکشینشون 37:10.503 --> 37:11.143 ‫چو 37:11.663 --> 37:13.063 ‫حالا که کار به اینجا کشیده 37:13.063 --> 37:16.143 ‫مردن به دست تو ‫واسم هیچ حسرتی نداره 37:16.623 --> 37:17.903 ‫اگه میخوای منو بکشی 37:18.903 --> 37:20.103 ‫بیا و انجامش بده 37:48.063 --> 37:50.223 ‫[یان شی‌چنگ] 38:01.583 --> 38:02.303 ‫چطوری... 38:04.143 --> 38:05.343 ‫اینا چطوری دست توئه؟ 38:05.463 --> 38:06.943 ‫بعد از اون اتفاقی که ‫توی سکوی جیویو افتاد 38:07.623 --> 38:13.423 ‫از جائو سونگ خواستم ‫تا کمکم کنه دونه‌دونه اونا رو ‫از روی جنازه‌هاشون جمع کنم 38:13.543 --> 38:14.783 ‫اولش فکر میکردم 38:15.223 --> 38:19.583 ‫که یه روزی ‫من و تو با هم ‫انتقامشون رو میگیریم 38:21.303 --> 38:23.823 ‫وقتی با اتفاقاتی که توی ‫سکوی جیویو افتاد کنار اومدی 38:24.583 --> 38:28.783 ‫اونا رو بهت برمیگردونم ‫اما الان 38:29.863 --> 38:32.623 ‫شاید دیگه هیچ‌وقت ‫اون فرصت پیش نیاد 38:33.703 --> 38:37.383 ‫یان شون ‫به فکر خونواده‌ت باش 38:37.623 --> 38:51.143 ‫به فکر پدرت باش، اون کل عمرش به مردم ‫و کشورش وفادار بود. الان مردم یان بزرگ دارن ‫با بدبختی زندگی میکنن. این همون یان بزرگیه که ‫میخواستی اون ببینه؟ 38:51.743 --> 38:59.623 ‫میخوای تا ابد با نفرت زندگی کنی؟ ‫دو تا انتخاب میذارم جلوی پات 39:00.143 --> 39:09.103 ‫‫یا همین امروز اینجا تا پای مرگ با هم میجنگیم ‫و فقط یکی از ما زنده از اینجا میره بیرون ‫یا اینکه... 39:10.823 --> 39:15.183 تا ۱۰ سال آینده ‫حق نداری پات رو ‫توی بیان‌تانگ بذاری 39:17.343 --> 39:25.423 ‫♪ یه جفت بال لجباز ♪ 39:25.543 --> 39:33.823 ‫♪ واسه پریدن به دنیا اومدن ♪ 39:35.703 --> 39:36.903 ‫تا ۱۰ سال آینده 39:37.663 --> 39:38.903 ‫یان بزرگ دیگه 39:39.943 --> 39:41.703 ‫پاش رو توی بیان‌تانگ نمیذاره 39:48.903 --> 39:49.703 ‫اعلیحضرت 40:13.103 --> 40:13.983 ‫یان شون... 40:15.503 --> 40:16.503 ‫چقدر دلم میخواست 40:17.543 --> 40:19.943 ‫اوضاع واسه ما یه ‫جور دیگه تموم میشد 40:43.063 --> 40:43.783 ‫اعلیحضرت 40:43.783 --> 40:45.303 ‫الان دیگه وقتش رسیده 40:45.343 --> 40:46.783 ‫باید فورا دست‌به‌کار بشیم 40:47.743 --> 40:49.703 ‫اون مقام مجرم، سون ‫دی، مهر نظامی رو دزدیده 40:49.703 --> 40:50.703 ‫این خیانت محضه‌ 40:50.703 --> 40:52.063 ‫فورا بازداشتش کنین 40:53.223 --> 40:53.863 ‫مادر 40:53.863 --> 40:55.223 ‫حتماً 40:55.343 --> 40:56.463 ‫بهم افتخار میکنی 40:56.543 --> 40:58.063 ‫چرا نذاشتی اون بره؟ 40:58.183 --> 40:59.023 ‫لی سه 40:59.063 --> 41:01.223 ‫از همون روزی که به دنیا ‫اومد، لایق ردای پادشاهی نبود