WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:27.193 --> 00:29.095 ‫آره راستی، دیروز... 00:29.596 --> 00:30.897 ‫هی! 00:36.569 --> 00:40.340 ‫آره راستی، دیروز... من و ماریکو... 00:53.186 --> 00:56.456 ‫چیه؟ چی شده؟ 00:57.023 --> 01:00.660 ‫فکر کنم یه کم سرم داره گیج میره... 01:02.095 --> 01:05.165 ‫چی؟ حالت خوبه؟ 01:07.534 --> 01:09.302 ‫خیلی حس افتضاحی بود. 01:22.248 --> 01:23.149 ‫خواب بود؟ 01:26.386 --> 01:29.222 ‫یه بخشیم دلش می‌خواد خواب بوده باشه، ‫ولی یه بخش دیگه‌م نه. 01:41.501 --> 01:42.502 ‫یا خدا! 01:44.471 --> 01:47.874 ‫چی شده؟ چقدر سر و صدا راه انداختی... 01:54.514 --> 01:55.849 ‫خوابم برد، ببخشید. 01:55.915 --> 01:58.251 ‫خوابت برد؟ «ببخشید»؟ 01:59.119 --> 02:03.323 ‫با خودم گفتم واقعاً لازمه همه‌چیزو از زبون خودت بشنوم. 02:03.389 --> 02:07.260 ‫نمی‌دونستم صبر کنم تا بیدار شی ‫یا بعداً بیام، واسه همین فقط... 02:07.327 --> 02:08.761 ‫- ببخشید. ‫- نه بابا، این چه حرفیه. 02:17.337 --> 02:20.640 ‫لطفاً همه‌چیزو برام تعریف کن. 02:20.707 --> 02:23.009 ‫تمام کارایی که تا الان دور از چشم من انجام می‌دادی رو. 02:23.076 --> 02:24.344 ‫موبه‌مو با تمام جزئیات. 02:27.614 --> 02:28.448 ‫باشه. 02:45.732 --> 02:50.537 ‫خب، اولین باری که دیدمت 02:51.371 --> 02:52.805 ‫هفت سالم بود. 02:54.707 --> 02:57.177 ‫یه هفته قبل از اون ماجرای آدم‌ربایی بود. 02:59.812 --> 03:02.749 ‫توی راه برگشت از مدرسه، یکی از هم‌کلاسی‌ها... 03:04.184 --> 03:07.754 ‫همه‌چیزو پیش ماریکو اعتراف کردم. 03:08.421 --> 03:09.722 ‫تک‌تک چیزهایی که می‌دونستم رو... 03:09.789 --> 03:11.491 ‫- صاف و پوست‌کنده گفتم. ‫- یکی کمکم کنه! 03:11.558 --> 03:13.860 ‫روی دوشم این وظیفه رو حس می‌کردم که از اون به بعد... 03:15.128 --> 03:17.297 ‫باید ازت محافظت کنم. 03:17.363 --> 03:20.300 ‫اینکه ماریکو به داستان زندگیم گوش می‌داد می‌تونست 03:21.334 --> 03:25.505 ‫اتفاق شیرینی باشه، ولی با این حال... 03:27.840 --> 03:29.809 ‫به خاطر تمام کارایی که تا به امروز کرده بودم... 03:32.545 --> 03:35.348 ‫مثل اعترافات قبل از اجرای حکم اعدام بود. 03:35.415 --> 03:38.484 ‫فکر می‌کردم باید کاری کنم تاتیوا از پروژه کنار بکشه، 03:38.551 --> 03:40.920 ‫واسه همین از تخلفش مدرک جمع کردم و رفتم دیدنش. 03:40.987 --> 03:42.088 ‫درست مثل... 03:42.155 --> 03:44.190 ‫مجرمی بودم که داره می‌ره پای چوبه‌ی دار. 03:44.257 --> 03:45.191 ‫چندش! 03:45.258 --> 03:47.393 ‫- بهت گفتم که نمی‌بخشمت. ‫- یا درست مثل... 03:47.460 --> 03:51.497 ‫سامورایی رده‌پایینی که حکم سپوکو گرفته، ‫ولی کسی رو نداره کارشو تموم کنه. 03:52.398 --> 03:54.534 ‫انگار شکمم داشت غرق خون می‌شد، 03:55.335 --> 03:57.637 ‫اما جونم درنمی‌اومد. 04:02.408 --> 04:05.745 ‫با این حال، حرف زدن تنها راه نجاتم بود. 04:07.247 --> 04:09.816 ‫واسه همین به حرف زدن ادامه دادم. 04:15.622 --> 04:20.693 ‫همه‌ش همین بود. 04:22.161 --> 04:22.996 ‫ببخشید. 04:28.001 --> 04:28.835 ‫می‌فهمم. 04:30.403 --> 04:32.538 ‫در عین حال، اصلاً متوجه نمی‌شم. 04:33.172 --> 04:34.040 ‫چی؟ 04:34.107 --> 04:35.475 ‫می‌خوام رک و پوست‌کنده بهت بگم. 04:36.542 --> 04:40.146 ‫اول از همه، اینکه بدونی خونه‌م کجاست 04:40.647 --> 04:43.216 ‫و از جلوش رد بشی رو من تعقیب کردن حساب نمی‌کنم. 04:43.983 --> 04:47.854 ‫بچگی‌ها کاملاً عادیه آدم بدونه خونه‌ی هم‌کلاسی‌هاش کجاست 04:47.920 --> 04:52.425 ‫و موقع رد شدن بگه «آهان، این خونه‌ی فلانیه»، 04:52.492 --> 04:54.127 ‫پس اصلاً چیز عجیبی نیست. 04:55.028 --> 04:56.262 ‫- ممنون. ‫- اما... 04:57.230 --> 05:00.233 ‫اینکه مخصوصاً بیای جلوی خونه‌م ‫تا سر از کارم دربیاری 05:00.300 --> 05:02.802 ‫یا کارامو زیر نظر بگیری، 05:03.569 --> 05:06.673 ‫کمین کنی یا طوری باهام برخورد کنی ‫که انگار همه‌چی اتفاقی بوده، 05:06.739 --> 05:10.376 ‫به نظرم این مدل رفتارها غیرقابل‌قبوله. 05:12.578 --> 05:16.015 ‫- درسته. ‫- تازه اگه می‌دونستی من بدم میاد، 05:16.082 --> 05:18.985 ‫و باز با این حال ادامه می‌دادی، ‫دیگه گفتن نداره که... 05:19.619 --> 05:22.088 ‫کاملاً غیرقابل‌بخشش بود. جای بحث نداره. 05:27.727 --> 05:28.695 ‫ولی... 05:29.896 --> 05:32.965 ‫فکر نمی‌کنم تو اهل این‌جور کارا باشی. 05:34.267 --> 05:36.769 ‫چون می‌شناسمت. 05:38.571 --> 05:41.674 ‫به عبارت دیگه، اگه اون موقع که نمی‌شناختمت ‫از تمام این کارات... 05:41.741 --> 05:43.776 ‫باخبر می‌شدم، 05:44.510 --> 05:47.680 ‫احتمالاً حسابی ازت وحشت می‌کردم. 05:49.082 --> 05:50.983 ‫حتی با اینکه دقیقاً همین آدم بودی. 05:52.118 --> 05:52.985 ‫درسته. 05:54.187 --> 05:55.021 ‫ولی... 05:55.855 --> 05:58.658 ‫الان می‌فهمم چرا توی پرونده تاتیوا... 05:59.659 --> 06:01.994 ‫و سایوری بهت مظنون شده بودن. 06:06.666 --> 06:09.068 ‫تمام این اتفاقا داره دور و بر من میفته. 06:20.680 --> 06:21.848 ‫تصمیمم رو گرفتم. 06:23.349 --> 06:25.785 ‫واسه اینکه خیالم راحت شه ‫دیگه دست به کار خطرناکی نمی‌زنی، 06:25.852 --> 06:28.354 ‫یه مدت همین‌جا می‌مونم و زیر نظرت می‌گیرم. 06:28.421 --> 06:31.858 ‫چی؟ همین‌جا زیر نظرم می‌گیری؟ 06:31.924 --> 06:35.461 ‫تازه، هاتانو هم هنوز دستگیر نشده، ‫پس خطرناکه، مگه نه؟ 06:36.329 --> 06:39.365 ‫قراره یه مدت اینجا زندگی کنم. 06:40.500 --> 06:41.367 ‫چی؟ 06:42.735 --> 06:43.669 ‫چی؟ 06:46.005 --> 06:47.006 ‫چی؟ 06:51.644 --> 06:55.047 ‫دیروز، یک کارمند زن در راه برگشت به خونه ‫مورد حمله قرار گرفت، 06:55.114 --> 06:57.550 ‫ربوده و محبوس شد. 06:58.117 --> 07:01.654 ‫پلیس این زن رو به سلامت نجات داده، 07:01.721 --> 07:03.956 ‫اما عامل این جنایت متواریه 07:04.023 --> 07:07.026 ‫و تلاش پلیس برای دستگیریش ادامه داره. 07:07.093 --> 07:10.129 ‫مظنون متواری، ساتورو هاتانو، ۶۰ ساله است. 07:11.230 --> 07:13.566 ‫هنوزم فراریه. 07:15.034 --> 07:17.170 ‫آخه چه جهنمی داره راه میفته؟ 07:19.038 --> 07:22.275 ‫ماریکو گاهی وقت‌ها کارایی می‌کنه ‫که اصلاً سر درنمیارم. 07:23.676 --> 07:25.745 ‫درست مثل اون روز، توی تابستون کلاس هفتم. 07:27.413 --> 07:28.247 ‫نه، 07:28.748 --> 07:31.551 ‫اتفاقات اون تابستون الان اصلاً مهم نیست. 07:31.617 --> 07:32.518 ‫ام... 07:34.053 --> 07:36.088 ‫لازم نیست به خودت فشار بیاری ‫و اون اخبارو ببینی. 07:36.656 --> 07:37.957 ‫چی می‌گی واسه خودت؟ 07:38.024 --> 07:40.226 ‫باید حواسمون به قدم‌های دشمن باشه. 07:43.396 --> 07:44.964 ‫- آها راستی... ‫- بله؟ 07:45.031 --> 07:48.167 ‫اشکالی نداره من همین‌جا بخوابم؟ 07:48.234 --> 07:50.369 ‫نه لطفاً روی تخت بخواب. ‫من روی کاناپه می‌خوابم. 07:50.436 --> 07:52.572 ‫نه خوبه، اینجا خونه‌ی توئه. 07:52.638 --> 07:53.873 ‫من راحتم. 07:54.874 --> 07:55.908 ‫اینو با خودم آوردم. 07:56.576 --> 07:58.277 ‫- اون چیه؟ ‫- کیسه‌خواب. 08:08.721 --> 08:11.357 ‫واقعاً نمی‌شه از کارای ماریکو سر درآورد. 08:20.800 --> 08:21.834 ‫هی، تمومش کن! 08:21.901 --> 08:24.871 ‫- چیه؟ ‫- همین الان بهم زل زده بودی، مگه نه؟ 08:24.937 --> 08:26.539 ‫نه نه نه، تهمت نزن! 08:26.606 --> 08:29.775 ‫چی؟ من نمی‌تونم بهت اعتماد کنم. ۲۵ ساله کارت همینه. 08:29.842 --> 08:33.212 ‫من عمراً از این خط رد نمی‌شم. 08:33.279 --> 08:35.147 ‫من مردی‌ام که شدیداً به حریم‌ها پایبنده. 08:35.214 --> 08:36.482 ‫خیالت راحت باشه. 08:42.655 --> 08:44.123 ‫ماهی‌هات چه مدلی‌ان؟ 08:44.190 --> 08:45.491 ‫- چی شده؟ ‫- هان؟ 08:45.558 --> 08:47.126 ‫- این چیه؟ چه ماهی‌ایه؟ ‫- صبر کن، داری از خط رد می‌شی! 08:47.193 --> 08:49.262 ‫- من اصلاً ماهی ندارم. ‫- نداری...؟ 08:49.328 --> 08:51.163 ‫- زیاد برخوردشون دوستانه نیست. ‫- چی؟ 09:01.908 --> 09:02.975 ‫سوتا! 09:04.176 --> 09:05.811 ‫توی اخبار دیدم هاتانو فرار کرده... 09:05.878 --> 09:06.746 ‫تومویا. 09:11.951 --> 09:13.019 ‫ماریکو. 09:15.855 --> 09:18.024 ‫- خداروشکر. ‫- تومویا؟ 09:19.559 --> 09:20.560 ‫هی. 09:27.066 --> 09:29.235 ‫خوشحالم که جفتتون سالمین. 09:30.436 --> 09:31.437 ‫جداً می‌گم. 09:33.072 --> 09:33.906 ‫تومویا؟ 09:35.942 --> 09:37.410 ‫آها ببخشید، ببخشید. 09:39.645 --> 09:42.415 ‫صبر کن ببینم، یعنی الان شما دوتا... 09:43.316 --> 09:44.817 ‫- آخه، نه، یعنی... ‫- چیزه... 09:44.884 --> 09:47.286 ‫- چون خطرناکه، واسه همین... ‫- فهمیدم، فهمیدم. پس من دیگه رفتم. 09:47.353 --> 09:48.888 ‫- صبر کن، وایسا... ‫- فعلاً! 09:49.455 --> 09:51.223 ‫من رفتم، نگران نباشید. 10:07.440 --> 10:10.543 ‫- چی؟ ‫- هیس! 10:10.610 --> 10:15.014 ‫یوکیمورا ۲۵ سال پیش نجاتت داد؟ 10:16.182 --> 10:17.083 ‫آره. 10:17.783 --> 10:20.586 ‫این دیگه حتماً کارِ سرنوشته! 10:20.653 --> 10:22.021 ‫گفتی چیزی به اسم سرنوشت وجود نداره. 10:22.088 --> 10:24.590 ‫- حرفمو پس می‌گیرم. وجود داره! ‫- چقدر سریع نظرت برگشت. 10:26.292 --> 10:30.262 ‫با این حال، حس می‌کنم ‫خیلی با سرنوشت فرق داره. 10:31.731 --> 10:34.600 ‫آخه اصلاً هنوز نگفتم که بخشیدمش. 10:35.768 --> 10:38.104 ‫هنوز نباید گاردم رو بیارم پایین. 10:40.039 --> 10:43.109 ‫درست سر درنمیارم چی می‌گی، ‫ولی به هر حال ماریکو، 10:43.843 --> 10:45.511 ‫نباید هم‌زمان با دو نفر بری بیرون. 10:45.578 --> 10:46.779 ‫اصلاً کار درستی نیست. 10:48.180 --> 10:49.181 ‫راجع به چی حرف می‌زنی؟ 10:49.248 --> 10:51.050 ‫گوشیت داره زنگ می‌خوره، مگه نه؟ 10:51.617 --> 10:54.020 ‫[تایسوکه ساکورا] 10:54.086 --> 10:55.988 ‫[تایسوکه ساکورا: ۱۳ تماس بی‌پاسخ] 11:05.631 --> 11:06.465 ‫وای... 11:06.999 --> 11:09.602 ‫[کجایی؟ واسه امنیتت باید کنارت باشم.] 11:10.169 --> 11:12.705 ‫[تایسوکه ساکورا] 11:14.140 --> 11:15.808 ‫یه لحظه من رو ببخش. 11:28.120 --> 11:29.055 ‫بله، سلام؟ 11:30.456 --> 11:32.858 ‫نه، ببخشید، 11:32.925 --> 11:35.161 ‫متوجه زنگ زدنتون نشدم. 11:35.227 --> 11:37.596 ‫دیروز کجا رفته بودی؟ 11:38.297 --> 11:40.232 ‫تنها موندن باید ترسناک باشه، نه؟ 11:41.467 --> 11:44.937 ‫معلوم نیست هاتانو کی دوباره حمله کنه. 11:53.012 --> 11:55.414 ‫من که توی تیم یوکیمورام. 11:56.048 --> 11:57.283 ‫منم همین‌طور. 11:58.818 --> 12:01.787 ‫می‌گم، اصلاً بین شما دوتا چه خبره؟ 12:03.589 --> 12:07.460 ‫احتمالاً الان درست لبِ یه خط قرمزم. 12:08.160 --> 12:09.862 ‫- یه خط قرمز. ‫- لب مرزشم. 12:09.929 --> 12:13.733 ‫تو اینو می‌گی، ‫ولی دشمن حسابی داره جلو میاد. 12:14.667 --> 12:17.136 ‫اون همون کارآگاهه نیست؟ 12:17.203 --> 12:19.038 ‫جداً کارش حرف نداره، نه؟ 12:19.105 --> 12:21.507 ‫من بودم خیلی وقت پیش جا زده بودم. 12:22.074 --> 12:24.210 ‫دشمنت به شدت سمجه. 12:24.844 --> 12:26.579 ‫نمی‌تونی همین‌طوری به امون خدا ولش کنی. 12:28.080 --> 12:29.949 ‫- نه. ‫- فعلاً. 12:36.055 --> 12:38.124 ‫بله. خدانگهدار. 12:49.168 --> 12:50.469 ‫[پدر] 12:54.974 --> 12:56.008 ‫الو؟ 12:59.545 --> 13:00.613 ‫منم میام! 13:03.015 --> 13:07.052 ‫چون فقط واسه نجات جون خودم ‫زیرآب یوکیمورا رو زدم، 13:07.953 --> 13:10.189 ‫جفتتون رو به خطر انداختم. 13:11.223 --> 13:14.460 ‫واقعاً شرمنده‌ام. 13:14.527 --> 13:16.462 ‫تقصیر تو نیست، آسایی. 13:17.229 --> 13:18.063 ‫درسته. 13:19.365 --> 13:21.000 ‫همه‌ش تقصیر منه. 13:25.137 --> 13:26.071 ‫آسایی. 13:28.674 --> 13:29.508 ‫معذرت می‌خوام. 13:31.644 --> 13:33.579 ‫هم آدم‌ربایی ۲۵ سال پیش... 13:34.713 --> 13:36.081 ‫هم اتفاقی که الان افتاد. 13:38.651 --> 13:40.319 ‫همه‌ش تقصیر منه. 13:42.621 --> 13:43.556 ‫منظورت چیه؟ 13:46.559 --> 13:48.294 ‫تو هدفی بودی که انتخاب شدی، 13:50.796 --> 13:52.598 ‫فقط چون دختر من بودی. 13:55.067 --> 13:59.738 ‫من و هاتانو توی ابتدایی هم‌کلاسی بودیم. 14:01.674 --> 14:02.575 ‫چی؟ 14:03.075 --> 14:05.344 ‫درست قبل از اون ماجرای آدم‌ربایی، 14:06.879 --> 14:09.181 ‫دورهمی هم‌کلاسی‌های ابتدایی بود. 14:09.748 --> 14:14.587 ‫نمی‌شد گفت خانواده‌ی هاتانو اوضاع مالی خوبی داشتن. 14:16.255 --> 14:18.691 ‫همیشه یه لباس تنش بود، 14:19.925 --> 14:21.527 ‫و بقیه مسخره‌ش می‌کردن. 14:25.130 --> 14:27.032 ‫شنیدم قراره به زودی مدیرعامل شرکت بشی؟ 14:29.034 --> 14:29.902 ‫آره. 14:30.703 --> 14:33.939 ‫اوضاع کارخونه بابام تعریفی نداره. 14:34.006 --> 14:38.744 ‫درجا پیش خودم فکر کردم لابد اومده ‫ازم پول قرض کنه یا کمک بخواد. 14:38.811 --> 14:43.816 ‫ببخشید، اما صرفاً چون هم‌کلاسی بودیم ‫دلیل نمی‌شه بتونی روم حساب کنی. 14:44.617 --> 14:48.487 ‫هرچند می‌دونم به خاطر پدرت ‫بهت خیلی سخت گذشته. 14:52.124 --> 14:53.959 ‫آدم‌ها اصلاً عوض نمی‌شن، مگه نه؟ 14:55.661 --> 15:00.532 ‫اون موقع از تو بیشتر از کسایی ‫که قلدری می‌کردن کفری شده بودم. 15:01.834 --> 15:03.569 ‫به اونایی که زور می‌گفتن گفتی، 15:04.236 --> 15:07.706 ‫«به خاطر خانواده‌ش تحقیرش نکنید. 15:07.773 --> 15:12.645 ‫سرنوشت آدم رو خانواده‌اش می‌سازن.» 15:13.312 --> 15:14.313 ‫درسته؟ 15:15.047 --> 15:16.749 ‫وحشتناکه، نه؟ 15:18.550 --> 15:20.252 ‫چیزی که از اینم وحشتناک‌تره... 15:23.589 --> 15:26.292 ‫اینه که من اصلاً یادم نبود همچین حرفی زدم. 15:29.528 --> 15:33.065 ‫«اگه سرنوشت آدم رو خانواده‌اش می‌سازن...» 15:35.000 --> 15:38.671 ‫پس دخترت باید تاوانِ این رو پس بده 15:39.271 --> 15:41.040 ‫که بچه‌ی تو بوده. 15:45.177 --> 15:48.113 ‫هاتانو اولین آدم‌رباییش رو... 15:48.681 --> 15:50.950 ‫سه روز بعد از اون دورهمی انجام داد. 15:52.952 --> 15:57.289 ‫تقصیر منه که پای همه به این ماجرا کشیده شد. 15:58.857 --> 16:00.826 ‫با این حال سعی کردم پنهانش کنم. 16:03.963 --> 16:05.731 ‫واقعاً متاسفم. 16:18.510 --> 16:22.414 ‫از یکی از دوستاش توی پلیس خواسته بود 16:22.481 --> 16:26.051 ‫این قضیه که ارتباط شخصی... 16:26.118 --> 16:26.952 ‫با هاتانو داشته رو علنی نکنن. 16:31.357 --> 16:32.224 ‫ممنون. 16:32.958 --> 16:35.627 ‫جفتشون حسابی شرمنده بودن، یوکیمورا. 16:36.428 --> 16:39.665 ‫گفتن دفعه‌ی بعد می‌خوان ‫حضوری ازت معذرت‌خواهی کنن. 16:41.934 --> 16:44.636 ‫شاید هاتانو دیگه خودشم نمی‌دونه داره چیکار می‌کنه. 16:45.704 --> 16:46.905 ‫چی؟ 16:46.972 --> 16:50.275 ‫آدم‌ها بدون یه تکیه‌گاه نمی‌تونن زندگی کنن، مگه نه؟ 16:51.844 --> 16:56.749 ‫اگه تکیه‌گاه هاتانو کینه و عقده نسبت به کسی باشه، 16:56.815 --> 16:59.051 ‫شاید این هدف بتونه هر کسی باشه. 17:00.119 --> 17:03.155 ‫پس چرا اون هدف من نباشم؟ 17:04.790 --> 17:07.593 ‫شاید هنوزم از آقای مدیرعامل کینه داره، 17:08.727 --> 17:12.464 ‫شایدم الان دیگه فقط زورکی به این... 17:12.531 --> 17:14.333 ‫حس کینه چنگ می‌زنه. 17:17.069 --> 17:20.839 ‫- نه اشکالی نداره، خودم درش میارم. ‫- دستت درد نکنه. 17:20.906 --> 17:21.740 ‫بفرمایید. 17:43.896 --> 17:45.497 ‫آخ، چقدر گشنه‌م شد. 17:46.265 --> 17:49.068 ‫- ماریکو، تو معمولاً توی خونه آشپزی می‌کنی... ‫- هی! 17:49.601 --> 17:51.737 ‫- این کارو نکن دیگه! ‫- چه کاری؟ 17:51.804 --> 17:54.740 ‫هر بار ظرف چاشنی رو می‌ذارم سر جاش، ‫برچسبش رو می‌چرخونی رو به جلو. 17:54.807 --> 17:57.943 ‫- یواشکی داری راست و ریسشون می‌کنی! ‫- عادتمه آخه... 17:58.010 --> 18:00.212 ‫اگه می‌خوای رو به جلو باشن، ‫خب بهم بگو. 18:00.279 --> 18:01.647 ‫پشت سر من درستشون کردن... 18:02.247 --> 18:03.282 ‫- واقعاً موذیانه‌ست. ‫- نه، 18:03.348 --> 18:07.553 ‫- منظور بدی نداشتم. ‫- آهان، درسته! معلومه. 18:07.619 --> 18:10.122 ‫کلاً عشق اینی که یواشکی پشت سر بقیه یه کاری بکنی، نه؟ 18:10.189 --> 18:12.157 ‫- درسته. ‫- نه بابا، این‌طوری نیست! 18:12.224 --> 18:13.926 ‫اصلاً بذار اینو ازت بپرسم. 18:13.992 --> 18:17.096 ‫با اینکه می‌دونستی دارم درستشون می‌کنم، 18:17.162 --> 18:18.831 ‫- باز هم کج گذاشتیشون؟ ‫- آره. 18:18.897 --> 18:20.165 ‫«آره»؟! 18:21.533 --> 18:23.435 ‫مگه چیه خب؟ 18:24.002 --> 18:28.674 ‫اصلاً می‌خواستم آخر کار همه‌شونو با هم مرتب کنم. 18:28.740 --> 18:29.942 ‫دیدی هول شدی گفتی «اصلاً»! 18:30.008 --> 18:32.845 ‫چون همین الان این به ذهنت رسید! 18:32.911 --> 18:34.713 ‫داری روی اعصابم راه می‌ری! 18:36.448 --> 18:37.449 ‫روی اعصابم؟ 18:38.750 --> 18:39.751 ‫دیگ به دیگ می‌گه روت سیاه! 18:59.171 --> 19:00.772 ‫[تایسوکه ساکورا] 19:13.352 --> 19:16.421 ‫به یه نمایشگاه نقاشی دعوت شدم. 19:17.289 --> 19:19.224 ‫- نمایشگاه نقاشی؟ ‫- آره. 19:20.392 --> 19:21.260 ‫واسه دیدن تابلوها. 19:23.162 --> 19:25.631 ‫- نظرت چیه؟ ‫- نظرم چیه؟ 19:27.299 --> 19:29.401 ‫ماریکو، تو که اصلاً به نقاشی علاقه نداری، داری؟ 19:30.169 --> 19:33.005 ‫چی؟ چرا، علاقه دارم! 19:33.572 --> 19:35.040 ‫داری خالی می‌بندی! 19:35.541 --> 19:38.043 ‫خیلی وقت پیش، وقتی با مادرت رفتی نمایشگاه نقاشی... 19:44.950 --> 19:46.785 ‫ماریکو، نمی‌خوای ببینی؟ 19:46.852 --> 19:48.187 ‫نه، راحتم. 19:48.987 --> 19:51.423 ‫خیلی زود حوصله‌ت سر رفت ‫و شروع کردی به کتاب خوندن، نه؟ 19:54.526 --> 19:55.861 ‫اون موقع هم داشتی نگاه می‌کردی؟ 19:59.464 --> 20:00.332 ‫ببخشید. 20:03.468 --> 20:06.004 ‫مامانم عاشق نقاشی بود. 20:08.907 --> 20:11.276 ‫چون مامانم دوستشون داشت، ‫منم دلم می‌خواست دوستشون داشته باشم. 20:14.746 --> 20:17.316 ‫وقت گذروندن با فکر کردن به چیزایی که مامانم دوست داشت، 20:18.550 --> 20:20.919 ‫حسِ بودن کنار اون رو بهم می‌ده. 20:27.192 --> 20:30.295 ‫الان لحن حرف زدنم ‫یه کم شبیه تو شد، یوکیمورا. 20:44.109 --> 20:45.277 ‫خوشمزه‌ست؟ 20:45.344 --> 20:47.579 ‫آخ ببخشید، خیلی خوشمزه‌ست. 20:48.313 --> 20:49.281 ‫یادم رفت بگم. 20:49.348 --> 20:50.449 ‫همین‌طوری ساکت داشتی می‌خوردی. 20:50.515 --> 20:51.450 ‫ببخشید. 21:18.443 --> 21:20.612 ‫یوکیمورا، تو چقدر از ماجرا خبر داری؟ 21:22.614 --> 21:23.649 ‫چی؟ 21:25.284 --> 21:28.954 ‫به مامانم شک کرده بودن ‫که با کسی سر و سِر داره. 21:30.856 --> 21:32.858 ‫من که البته باور نکردم. 21:34.760 --> 21:35.927 ‫اصلاً امکان نداره. 21:37.829 --> 21:39.531 ‫مامانم اهل این کارا نبود. 21:43.402 --> 21:44.536 ‫ولی... 21:45.871 --> 21:49.241 ‫کنجکاو شدم بدونم اون نمایشگاهِ کی بود. 21:50.409 --> 21:52.244 ‫رفته بود اونجا کی رو ببینه؟ 21:55.647 --> 21:58.383 ‫شاید مامانم یه رویی داشته ‫که من ازش بی‌خبر بودم. 22:02.054 --> 22:05.791 ‫مدت زیادی از این فکر بیزار بودم و ازش می‌ترسیدم، 22:08.794 --> 22:11.430 ‫اما حالا که به این سن رسیدم، 22:12.431 --> 22:15.033 ‫با این قضیه کنار اومدم که آدما جنبه‌های متفاوتی دارن. 22:17.769 --> 22:19.604 ‫به نظرم اون رویی که مادرت بهت نشون می‌داد، 22:20.739 --> 22:24.042 ‫اونم بخشی از خودِ واقعیش بوده. 22:29.848 --> 22:30.982 ‫آره. 22:34.419 --> 22:35.687 ‫ممنون. 23:00.312 --> 23:01.747 ‫[ماریکو همراه با مادرش برای دیدن نقاشی‌ها رفت] 23:27.406 --> 23:31.376 ‫- داری چیکار می‌کنی؟ ‫- هیچی. 23:34.946 --> 23:38.650 ‫[هاتانو] 23:38.717 --> 23:41.653 ‫[این اواخر خیلی به هاتانو فکر می‌کنم] 24:09.448 --> 24:12.317 ‫[چرا کافه بسته‌ست؟] 24:12.384 --> 24:15.587 ‫[چیزی شده؟] 24:43.648 --> 24:45.851 ‫هی، بچه جون! 25:12.544 --> 25:15.413 ‫بیا یه بار برای همیشه قضیه رو تموم کنیم! 25:43.441 --> 25:44.342 ‫تومویا. 25:57.822 --> 25:58.657 ‫تومویا. 26:00.325 --> 26:02.661 ‫ولش کن. تومویا، تومویا! 26:02.727 --> 26:04.296 ‫بس کن، تومویا! 26:09.901 --> 26:11.736 ‫کسی به اسم میزوکی ساگارا رو می‌شناسی؟ 26:12.304 --> 26:13.138 ‫هان؟ 26:13.939 --> 26:15.607 ‫اون دیگه کیه؟ 26:21.179 --> 26:22.380 ‫یادت نمیاد؟ 26:23.748 --> 26:25.584 ‫همون دختر طفل معصومی که... 26:28.620 --> 26:30.288 ‫فقط توی نه سالگی به خاطر تو پرپر شد! 26:31.489 --> 26:33.458 ‫یادت نمیاد؟ 26:38.997 --> 26:41.232 ‫تومویا، بس کن دیگه. تومویا! 26:41.299 --> 26:42.500 ‫تومویا، ولش کن! 26:42.567 --> 26:43.635 ‫- داری چه غلطی می‌کنی؟ ‫- خفه شو! بکش کنار! 26:43.702 --> 26:45.804 ‫- تومویا! ‫- بمیر! 26:45.870 --> 26:47.739 ‫- تومویا! ‫- بمیر اشغال! 26:47.806 --> 26:48.773 ‫- هی! ‫- چه غلطی داری می‌کنی؟ 26:50.075 --> 26:51.443 ‫ولش کن. ولش کن! 26:51.509 --> 26:52.410 ‫هی! 26:53.345 --> 26:54.879 ‫- با من در نیفت! ‫- بس کن! 26:56.281 --> 26:57.949 ‫با من در نیفت! 26:59.351 --> 27:00.352 ‫- بس کن. ‫- هی! 27:02.554 --> 27:03.388 ‫بس کن! 27:22.674 --> 27:26.011 ‫چرا فقط منو بازداشت می‌کنید؟ 27:26.678 --> 27:28.947 ‫عجب دنیای ناعادلانه‌ایه! 27:29.014 --> 27:31.449 ‫- خفه شو دیگه. ‫- چتونه مگه؟ 27:32.384 --> 27:33.218 ‫حرکت کن. 27:34.219 --> 27:38.189 ‫گوش کنید، پولدارا حق بقیه رو می‌خورن! 27:39.290 --> 27:41.226 ‫همه‌تون مایه‌ی عذابید! 27:41.292 --> 27:42.260 ‫چتونه همه‌تون؟ 27:42.327 --> 27:44.295 ‫- هی. ‫- آروم باش، آروم. 27:44.362 --> 27:45.430 ‫چیه؟ 27:49.234 --> 27:50.869 ‫مایه‌ی عذاب خودتی. 27:54.139 --> 27:55.640 ‫اگه به خاطر تو نبود... 27:59.177 --> 28:00.445 ‫- ساکورا! ‫- کافیه دیگه. 28:01.012 --> 28:01.880 ‫بس کن. 28:20.165 --> 28:21.299 ‫خیلی متشکرم. 28:28.740 --> 28:32.210 ‫فعلاً گفتن پیگرد قانونی نداره، ‫ولی بابت زیاده‌روی حسابی توپیدن بهم. 28:34.646 --> 28:36.347 ‫اون‌طوری نگام نکن. 28:39.384 --> 28:41.119 ‫ببین، یه جایی هست که می‌خوام برم. 28:41.920 --> 28:43.021 ‫همراهم میای؟ 28:58.937 --> 29:00.171 ‫قهوه آماده‌ست. 29:31.569 --> 29:34.873 ‫بیا، می‌دونم این چقدر برات مهمه. 29:44.482 --> 29:45.383 ‫تومویا. 29:48.052 --> 29:50.922 ‫چقدر از ماجرا رو می‌دونستی و از کِی؟ 29:56.227 --> 30:00.131 ‫اولش همه‌چی از ماریکو شروع شد. 30:02.734 --> 30:05.537 ‫یه عده شایعه کرده بودن که دختر مدیرعامل... 30:05.603 --> 30:07.071 ‫شرکت لوازم آرایشی نوسه، یه سال از ما بالاتره. 30:08.273 --> 30:12.110 ‫درجا دوزاریم افتاد همون دختریه ‫که توی ماجرای خواهرم بود. 30:15.713 --> 30:18.049 ‫با خودم گفتم: «خداروشکر که زنده‌ست.» 30:20.351 --> 30:22.921 ‫«زنده موندی و بزرگ شدی.» 30:23.621 --> 30:25.056 ‫پیش خودم همچین فکری می‌کردم. 30:25.123 --> 30:27.792 ‫تومویا! اینجاییم! 30:35.567 --> 30:38.469 ‫بعد از اون، هر بار ماریکو رو توی دانشگاه می‌دیدم، 30:38.536 --> 30:39.737 ‫ناخودآگاه حواسم می‌رفت سمتش. 30:42.373 --> 30:43.575 ‫ولی... 30:44.776 --> 30:47.145 ‫همیشه یه پسره بود که می‌اومد توی دیدم. 30:54.152 --> 30:55.987 ‫به نظر نمی‌رسید همدیگه رو بشناسید. 31:00.091 --> 31:01.259 ‫واسه همین یه جورایی کنجکاو شدم. 31:07.699 --> 31:09.567 ‫- از اون دختره خوشت میاد، نه؟ ‫- چی؟ 31:10.635 --> 31:11.870 ‫از نگاهت داد می‌زنه. 31:12.704 --> 31:13.972 ‫نه بابا، این‌طوری... 31:15.006 --> 31:16.241 ‫- دستت رو شده پسر! ‫- چی؟ 31:23.348 --> 31:24.382 ‫چرا؟ 31:31.556 --> 31:34.926 ‫تومویا، چرا مجبور بودی کل زندگیت رو ‫با این همه درد سر کنی؟ 31:38.229 --> 31:39.898 ‫تو همیشه پرانرژی هستی، 31:41.499 --> 31:44.569 ‫مهربون، با درک و فهم. 31:46.704 --> 31:49.107 ‫در مقایسه با من، ‫آدم به مراتب بهتری هستی. 31:51.175 --> 31:52.644 ‫پسر فوق‌العاده‌ای هستی! 31:54.012 --> 31:56.180 ‫خیلی پسر گُلی هستی، تومویا! 31:56.247 --> 31:57.949 ‫پس چرا باید این‌قدر زجر می‌کشیدی؟ 32:01.719 --> 32:02.720 ‫بی‌خیال. 32:04.856 --> 32:05.823 ‫توی تمام این مدت... 32:09.127 --> 32:11.162 ‫هوای منو داشتی. 32:15.800 --> 32:17.769 ‫حتی با اینکه... 32:17.835 --> 32:21.306 ‫چیزایی رو فهمیدی که به خاطرشون ‫باید خیلی وقت پیش ولم می‌کردی، 32:22.840 --> 32:24.442 ‫بازم کنارم موندی. 32:29.681 --> 32:33.284 ‫پس چرا تمام این مدت ‫داشتی عذاب می‌کشیدی، تومویا؟ 32:35.687 --> 32:36.821 ‫چرا؟ 32:41.125 --> 32:43.161 ‫چرا باید تو همونی باشی که ضربه می‌خوره؟ 32:48.700 --> 32:50.168 ‫من هیچ کاری از دستم برنیومد. 32:53.871 --> 32:54.906 ‫همیشه کنارم بودی... 32:59.844 --> 33:01.713 ‫به درد دلام گوش می‌دادی، ولی با این حال... 33:02.680 --> 33:06.050 ‫ولی با این حال من بو نبردم. ‫داشتم چه غلطی می‌کردم آخه؟ 33:06.818 --> 33:08.753 ‫نمی‌تونم خودمو ببخشم، واقعاً نمی‌تونم. 33:11.689 --> 33:12.757 ‫شرمنده‌تم، تومویا. 33:15.226 --> 33:16.227 ‫ببخشید. 33:20.198 --> 33:21.499 ‫این حرفا چیه؟ 33:23.267 --> 33:24.602 ‫چرا داری معذرت‌خواهی می‌کنی؟ 33:33.845 --> 33:35.913 ‫این‌طوری هم نبوده که بی‌وقفه ‫با کینه زندگی کرده باشم. 33:37.315 --> 33:39.851 ‫وقت‌هایی هم بوده که اون ماجرا ‫و هاتانو رو فراموش کردم. 33:42.520 --> 33:43.688 ‫یا بهتره بگم... 33:45.923 --> 33:48.493 ‫یاد گرفتم چطوری زندگی کنم ‫بدون اینکه مدام یادم بیاد. 33:52.463 --> 33:53.431 ‫ولی... 33:54.732 --> 33:57.335 ‫وقتی فهمیدم به تو و ماریکو حمله شده... 34:02.974 --> 34:06.010 ‫خشمی وجودمو گرفت ‫که قبلاً هرگز حسش نکرده بودم. 34:08.346 --> 34:11.682 ‫پیش خودم گفتم ترجیح می‌دم بکشمش ‫تا اینکه دوباره عزیزانم کشته بشن. 34:19.157 --> 34:20.491 ‫خیلی عجیبه ها، نه؟ 34:22.393 --> 34:24.462 ‫فکرشو بکن، چه احساسات دیوانه‌واری توی وجودم داشتم. 34:36.941 --> 34:39.110 ‫من اصلاً آدم حسابی نیستم. 34:41.946 --> 34:45.750 ‫تمام مدت فقط نیشم باز بود تا کسی متوجه چیزی نشه. 34:45.817 --> 34:47.985 ‫نه، اصلاً این‌طور نیست. 34:50.054 --> 34:52.423 ‫شرمنده‌تم، تومویا. نتونستم هیچ کاری برات بکنم. 35:05.970 --> 35:09.040 ‫شاید دقیقاً چون همین شکلی هستی ‫تمام این مدت کنار هم موندیم. 35:12.710 --> 35:14.979 ‫البته، فکر کنم تهش فقط خودم بودم ‫که می‌تونستم کنارت دووم بیارم. 35:27.592 --> 35:29.327 ‫- هی! ‫- داری چیکار می‌کنی؟ 35:29.393 --> 35:30.795 ‫- دارم می‌رم خونه. ‫- بیا با هم بریم. 35:30.862 --> 35:31.762 ‫نه، عمراً. 35:32.663 --> 35:34.198 ‫چرا می‌خوای تنهایی بری؟ 35:34.265 --> 35:35.099 ‫پیام دادم بهت. 35:35.166 --> 35:36.367 ‫- ندادی. ‫- دادم! 36:10.635 --> 36:12.436 ‫تومویا! 36:21.279 --> 36:24.582 ‫بیخیال. آخه داشتی چیکار می‌کردی؟ 36:25.583 --> 36:26.551 ‫احمق! 36:30.054 --> 36:31.289 ‫ببخشید. 36:34.425 --> 36:35.393 ‫معذرت می‌خوام. 36:40.364 --> 36:41.766 ‫من برگشتم... 36:55.546 --> 36:58.416 ‫[خونه‌ی پدریم هستم، دیر میام خونه.] 37:15.666 --> 37:19.503 ‫کنجکاوم بدونم اون نمایشگاهِ کی بوده. 37:20.571 --> 37:22.540 ‫رفته بود اونجا کی رو ببینه؟ 37:34.785 --> 37:36.821 ‫- ماریکو، نمی‌خوای ببینی؟ ‫- ۱۲ ژوئیه. 37:36.887 --> 37:38.522 ‫نه، راحتم. 37:38.589 --> 37:42.193 ‫ماریکو همراه با مادرش برای دیدن نقاشی‌ها رفت. 37:44.862 --> 37:50.101 ‫مادر ماریکو با خوشحالی داشت با یه نقاش گپ می‌زد، 37:50.167 --> 37:52.570 ‫اما ماریکو علاقه‌ای نشون نمی‌داد. 38:10.888 --> 38:16.060 ‫امروز دیدم مادر ماریکو از دست گل‌فروش عصبانی شد. 38:18.329 --> 38:21.399 ‫اون بابت شکستن گلدون هی عذرخواهی می‌کرد. 38:21.966 --> 38:25.803 ‫مادرش سر گل‌فروش داد زد که چرا ‫به‌جای عذرخواهی، نگران زخم دستش نیست. 38:25.870 --> 38:28.572 ‫باعث شد فکر کنم چقدر شبیه ماریکوئه. 38:34.612 --> 38:36.714 ‫[نگران زخم دستش بود] 39:03.107 --> 39:04.108 ‫ماریکو. 39:05.710 --> 39:08.045 ‫یه موضوع دیگه‌ای هم هست ‫که باید باهات در میون بذارم. 39:17.621 --> 39:19.090 ‫در مورد همون راز... 39:20.157 --> 39:22.693 ‫بین من و سایوریه، که درباره‌ش پرسیده بودی. 39:35.473 --> 39:39.410 ‫شرمنده سر کار مزاحمتون شدم، ‫ولی یه سوالی داشتم. 39:40.144 --> 39:41.512 ‫صبر کنید، شما چند روز پیش هم اینجا نبودید؟ 39:41.579 --> 39:43.381 ‫- سلام! ‫- بله. 39:44.014 --> 39:44.949 ‫۲۵ سال پیش، 39:45.015 --> 39:47.818 ‫کسی به اسم تایسوکه ساکورا ‫اینجا کار می‌کرد؟ 39:48.819 --> 39:50.020 ‫بله، کار می‌کرد. 39:51.188 --> 39:52.656 ‫چرا همه سراغ اون قضیه رو می‌گیرن؟ 39:53.290 --> 39:54.759 ‫کنجکاوم بدونم اون نمایشگاهِ کی بود. 39:54.825 --> 39:56.527 ‫با خوشحالی داشت با یه نقاش گپ می‌زد. 39:56.594 --> 39:58.529 ‫دیدم سر گل‌فروش عصبانی شد. 39:58.596 --> 40:01.499 ‫سر گل‌فروش داد زد که چرا ‫نگران زخمی شدن خودش نیست. 40:01.565 --> 40:05.102 ‫واقعاً دنیا پر از اتفاق‌های تصادفیه؟ 40:05.169 --> 40:08.506 ‫باید در برابر تو ازش محافظت کنم. 40:09.407 --> 40:14.678 ‫اگه عاشقش نمی‌شدی، ‫کارت به جنایت کشیده نمی‌شد. 40:18.182 --> 40:20.284 ‫خیلی متشکرم. 40:46.377 --> 40:48.646 ‫[کیوکو نوسه] 41:00.324 --> 41:01.358 ‫بله، بفرمایید؟ 41:03.794 --> 41:06.597 ‫بله. متوجه شدم. 41:08.599 --> 41:12.503 ‫منم می‌خوام باهاتون صحبت کنم. 41:15.439 --> 41:16.574 ‫منتظرتونم. 41:33.491 --> 41:35.426 ‫دست بردار دیگه! 41:40.798 --> 41:42.366 ‫صبرم لبریز شده. 41:46.470 --> 41:47.338 ‫تو... 41:50.374 --> 41:51.609 ‫کار تو بود. 41:53.477 --> 41:55.112 ‫تو ماریکو رو دزدیدی. 42:00.484 --> 42:01.719 ‫چرا... 42:03.754 --> 42:06.357 ‫چرا؟ چرا؟ چرا؟! 42:08.792 --> 42:10.528 ‫چرا داری همچین حرفی می‌زنی؟ 42:18.869 --> 42:19.937 ‫منو ببخش. 43:50.728 --> 43:54.365 ‫و اینطوری، جعبه‌ی تمام اسرار باز شد. 43:56.634 --> 43:58.002 ‫اما من دیگه نمی‌تونستم... 44:00.204 --> 44:02.640 ‫از ماریکو محافظت کنم. 44:04.441 --> 44:05.843 ‫با من در نیفت! 44:06.477 --> 44:08.846 ‫[در قسمت بعدی...] 44:09.870 --> 44:15.870 www.Doostihaa.com