WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:07.974 --> 00:11.544 ‫[صربستان، بلگراد - سال ۱۸۴۷] 00:12.212 --> 00:14.214 ‫ایست! 00:21.988 --> 00:23.390 ‫ویکرام، بیا. 00:27.193 --> 00:31.564 وبسایت دوستی ها تقدیم میکند 00:32.399 --> 00:34.901 ‫ژنرال گرگور، حقیقت داره؟ پیداش کردن؟ 00:34.901 --> 00:37.404 ‫این همون مقبرۀ گمشدۀ «آتیلای هونی»ـه؟ ‫(آتیلا، رهبر بزرگ قوم هون) 00:37.637 --> 00:39.305 ‫بله. 00:54.421 --> 00:57.190 ‫ویکرام، دنبالم بیا! 00:57.424 --> 01:01.694 ‫به‌عنوان وفادارترین مشاورم، ‫درستش اینه که کنارم باشی. 01:04.097 --> 01:07.267 ‫درون اون سنگ، با جادو مُهر و موم شده... 01:07.300 --> 01:08.334 ‫«شمشیر مارس». 01:09.803 --> 01:12.105 ‫خدای جنگِ رومی‌ها بهش قدرت داده. 01:12.305 --> 01:13.840 ‫بله، دوست من. 01:13.973 --> 01:16.376 ‫باهاش کل اروپا رو فتح می‌کنم 01:16.576 --> 01:17.677 ‫ و مجبورشون می‌کنم که 01:17.677 --> 01:20.513 ‫زیر پرچم «چکّش گرگور» خدمت کنن. 01:21.314 --> 01:25.351 ‫آره. آره! 01:25.652 --> 01:28.922 ‫آره! 01:29.155 --> 01:30.323 ‫نه. 01:40.066 --> 01:41.367 ‫تو «کتابدار» هستی. 01:41.367 --> 01:42.969 ‫نه، گرگور. 01:43.369 --> 01:45.638 ‫من تنها کتابدار هستم. 01:48.808 --> 01:50.410 ‫وای خدا. 01:56.015 --> 01:57.650 ‫سوگند من به «کتابخونه» اینه که 01:57.650 --> 02:00.386 ‫از اشیاء قدرتمند و جادویی‌ای مثل اون شمشیر 02:00.386 --> 02:02.322 ‫محافظت کنم و نذارم به دست انسان‌های شرور برسه. 02:02.322 --> 02:03.790 ‫پس چرا جلوی منو می‌گیری؟ 02:03.890 --> 02:07.393 ‫آقا، با کمال احترام، شما کاملاً شرور هستی. 02:08.962 --> 02:12.031 ‫من؟ شرورم؟ 02:13.133 --> 02:14.501 ‫چرند نگو. 02:14.501 --> 02:16.436 ‫من صرفاً می‌خوام صلح رو برقرار کنم 02:16.436 --> 02:20.807 ‫از طریق نظام استبدادی ‫بر پایۀ ترس و ارعاب خشونت‌آمیز. 02:21.107 --> 02:23.676 ‫هنوز متوجه نیستی حرفت چقدر شرورانه به‌نظر میاد. 02:31.084 --> 02:34.254 ‫ویکرام؟ ‫این دیگه چه‌جور جادوگری‌ایه؟ 02:34.988 --> 02:36.890 ‫«اسکراب حوروس». 02:37.490 --> 02:39.893 ‫یه عتیقۀ جادوییِ کوچیک دیگه ‫از کلکسیون کتابخونه. 02:40.193 --> 02:42.562 ‫ما در زمان خشک‌مون زده ‫ولی در این حین که تو گیر افتادی... 02:42.762 --> 02:44.631 ‫دستیار وفادارم ‫دستم رو می‌گیره 02:44.631 --> 02:46.299 ‫و منو می‌کِشه بیرون 02:46.332 --> 02:49.202 ‫و شمشیر رو پس می‌گیریم ‫و از دست تو فرار می‌کنیم. 02:52.672 --> 02:55.542 ‫- الآناست که بیاد. ‫- ویکرام... 02:55.575 --> 02:56.943 ‫منو می‌کِشه بیرون. 02:56.976 --> 03:00.146 ‫قسم می‌خورم کتابخونه‌ات رو پیدا می‌کنم. 03:00.180 --> 03:03.483 ‫- منو بکِش بیرون! ‫- خزانه‌اش رو خالی می‌کنم. 03:03.483 --> 03:06.452 ‫و نه‌تنها در اروپا، 03:06.452 --> 03:09.055 ‫در سرتاسر دنیا فرمانروایی می‌کنم! 03:09.189 --> 03:12.358 ‫منو بکِش بیرون! 03:15.161 --> 03:18.364 ‫آروم باش. چیزی نیست. 03:18.364 --> 03:19.766 ‫بذار خودمو معرفی کنم. 03:20.200 --> 03:21.935 ‫من «جیکوب استون» هستم. 03:22.635 --> 03:24.637 ‫لهجه‌ات آمریکایی‌ـه. 03:24.671 --> 03:27.507 ‫- آروم‌تر صحبت می‌کنم تا متوجه بشی. ‫- ممنون. 03:27.607 --> 03:29.008 ‫درک می‌کنم چرا گیج شدی. 03:29.008 --> 03:30.643 ‫خب، احتمالاً الآن تو بیشتر گیج شده باشی. 03:30.677 --> 03:31.778 ‫بذار توضیح بدم. 03:32.011 --> 03:33.680 ‫- من کتابدار هستم. ‫- من کتابدار هستم. 03:40.587 --> 03:43.089 ‫هوی! ‫[صربستان، بلگراد - زمان حاضر] 03:43.790 --> 03:46.092 ‫آهای! 03:57.870 --> 04:00.506 ‫به آینده خوش اومدی، ویکرام چمبرلین. 04:03.009 --> 04:06.045 ‫توضیح‌دادنش سخته. 04:06.045 --> 04:08.414 ‫خب، کتابدارهای مدرن... 04:08.414 --> 04:10.617 ‫کتابدارها؟ بیشتر از یکی‌ان؟ 04:10.750 --> 04:13.419 ‫خب، یکی‌شون به اسم «کاسی»، 04:13.419 --> 04:15.888 ‫محاسبه کرده بود که می‌تونم تو رو... 04:15.888 --> 04:17.724 ‫در همین روز و همین زمان... 04:17.724 --> 04:19.025 ‫از حباب زمانی نجات بدم. 04:19.058 --> 04:20.893 ‫- برای همین اومدم. ‫- آقای استون. 04:20.893 --> 04:23.363 ‫نمی‌خواد بیشتر از این ‫درمورد این آیندۀ شگفت‌انگیز بهم بگی. 04:23.363 --> 04:26.866 ‫مطمئنم داستان‌های فوق‌العاده‌ای ‫دربارۀ این دارید که توی این عصر طلایی 04:26.899 --> 04:29.002 ‫جنگ رو به پایان رسوندید، ‫قحطی رو شکست دادید، 04:29.002 --> 04:32.538 ‫و تمام انسان‌ها بالأخره دارن در آرامش زندگی می‌کنن. 04:32.739 --> 04:34.907 ‫آهان راستی، قرن بیست رو ندیدی. 04:34.907 --> 04:36.209 ‫پوست‌مون کَنده‌ست! 04:36.209 --> 04:38.444 ‫بله، ولی وقتی به زمان خودم برمی‌گردم 04:38.444 --> 04:41.147 ‫نباید هیچ آگاهیِ قبلی‌ای از آینده داشته باشم. 04:41.180 --> 04:43.583 ‫- ویکرام... ‫- آقای چمبرلین صدام کن. 04:43.583 --> 04:45.885 ‫احترام رو فراموش نکنیم. 04:45.918 --> 04:48.288 ‫نمی‌تونی برگردی. 04:48.921 --> 04:52.659 ‫ولی باید برگردم. جام اینجا نیست. 04:52.659 --> 04:54.060 ‫یه نفر منتظرمه. 04:55.094 --> 04:56.896 ‫گوش کن، سفر در زمان 04:56.929 --> 04:58.298 ‫توی این خط زمانی 04:58.298 --> 05:00.166 ‫خیلی خطرناکه، خب؟ 05:00.199 --> 05:02.769 ‫روحت هم خبر نداره که چند بار ‫با چنگ و دندون... 05:02.769 --> 05:04.771 ‫نذاشتیم آخرالزمان بشه. اگه برگردی... 05:04.771 --> 05:06.939 ‫هر چیزی رو تغییر بدی... ‫هر چیزی! 05:08.408 --> 05:10.410 ‫...دنیا به سر می‌رسه. 05:10.410 --> 05:12.111 ‫ولی دستگاه‌های قدرتمند و جادویی‌ای 05:12.111 --> 05:13.846 ‫توی کتابخونه هست که می‌تونن کمکم کنن. 05:13.880 --> 05:17.083 ‫متأسفم رفیق. ‫واقعاً متأسفم. 05:17.116 --> 05:19.118 ‫الآن یه‌سری قانون داریم. ‫می‌دونی منظورم چیه؟ 05:19.118 --> 05:21.988 ‫می‌دونم توی دورۀ شما ‫جادو خیلی محدودیتی نداشته 05:21.988 --> 05:23.589 ‫ولی ما تقریباً در تمام لحظات 05:23.589 --> 05:26.426 ‫محصور و دور از دسترس نگه‌ش می‌داریم. ‫توازن حساسی از... 05:26.426 --> 05:28.494 ‫دیگه پشت سرم نیستی، آره؟ 05:37.970 --> 05:41.441 ‫جنکینز. ‫آره، گُمش کردم! 05:41.441 --> 05:43.509 ‫خبر داری ساختمان الحاقی کتابخونه‌ش، اون قدیم‌ها... 05:43.509 --> 05:45.378 ‫کجا بوده؟ 05:52.952 --> 05:54.921 ‫امشب توی کنسرت شرکت کنید. 06:08.768 --> 06:11.838 ‫ولی من قلعه نمی‌خوام. 06:11.838 --> 06:13.673 ‫ولی خب بهت ارث رسیده. 06:13.673 --> 06:15.308 ‫همه‌ش مال توئه، تبریک می‌گم. 06:15.341 --> 06:17.877 ‫حالا اینجا و اینجا رو امضا کن، ‫اینجا هم اسمت رو بنویس. 06:19.011 --> 06:21.347 ‫«لایستا» این‌جوری نوشته می‌شه؟ چه جالب. 06:21.347 --> 06:23.015 ‫الآن نمی‌تونم درگیر این قضیه بشم. 06:23.015 --> 06:24.617 ‫به‌شدت درگیر کارهام هستم. 06:24.650 --> 06:27.019 ‫نمی‌شه برش گردونم به شهرداری ‫و مثلاً اهدایی چیزی بکنمش؟ 06:27.019 --> 06:29.355 ‫دکتر پاسکال، من توی یه کادوفروشی کار می‌کنم. 06:29.355 --> 06:30.957 ‫بهم گفتن بیام توی کاغذبازی‌ها کمکت کنم 06:30.957 --> 06:32.458 ‫چون انگلیسی بلدم. 06:32.492 --> 06:36.696 ‫- اسمت رو روی جفت‌شون بنویس لطفاً. ‫- نمی‌تونم اینجا بمونم. 06:36.696 --> 06:39.198 ‫یه «آی‌پی‌او» بر اساس دکترام دارم. 06:39.232 --> 06:41.267 ‫یک کلمه از حرف‌هات رو نفهمیدم. 06:41.467 --> 06:43.636 ‫آی‌پی‌او، مخفف «عرضۀ اولیۀ سهام»ـه. 06:43.636 --> 06:45.271 ‫دارم برای یه شرکت، جذب سرمایه می‌کنم 06:45.271 --> 06:48.174 ‫تا الگوریتم‌های پیش‌بینی‌کنندۀ چندبُعدی ‫با محاسبات کوانتومی رو توسعه بدن. 06:48.207 --> 06:49.175 ‫باورم نمی‌شه! 06:49.208 --> 06:51.744 ‫هر چی بیشتر صحبت می‌کنی کمتر می‌فهمم. 06:51.744 --> 06:54.046 ‫حالا بریم اسناد رو بررسی کنیم. ‫توی زیرزمین‌ان. 06:59.218 --> 07:00.887 ‫«جویندگان اشباح»، بله درسته! 07:00.887 --> 07:02.388 ‫من کانر گرین هستم. 07:02.422 --> 07:03.890 ‫و امروز، یکی از... 07:03.890 --> 07:06.058 ‫بزرگترین توطئه‌های اسرارآمیز تاریخ رو ثابت می‌کنیم؛ 07:06.058 --> 07:07.260 ‫کتابخونۀ افسانه‌ای... 07:07.260 --> 07:10.396 ‫و کلکسیون عتیقه‌های جادویی‌اش، واقعی‌ان. 07:10.396 --> 07:12.198 ‫همین دیروز دیدین که یه‌سری اسناد رو 07:12.231 --> 07:14.400 ‫از «دفتر ملی بایگانیِ لندن» به دست آوردم. 07:14.400 --> 07:17.537 ‫این نقشۀ قرن نوزدهی، نشون می‌ده 07:17.537 --> 07:19.439 ‫توی این قلعه، یه ورودی به کتابخونه وجود داره 07:19.439 --> 07:21.174 ‫که بهش می‌گفتن «ساختمان الحاقی». 07:22.241 --> 07:23.643 ‫و ما پیداش می‌کنیم. 07:41.928 --> 07:43.029 ‫نیستش. 07:44.096 --> 07:46.032 ‫دسترسی من به کتابخونه از بین رفته. 07:47.200 --> 07:48.768 ‫باید یه راهی وجود داشته باشه 07:48.768 --> 07:51.103 ‫که برش گردونم به این دنیا. 07:51.103 --> 07:52.905 ‫آره. 07:52.939 --> 07:55.475 ‫می‌تونم از جادوی «چاه» استفاده کنم. 07:58.778 --> 08:00.947 ‫برمی‌گردم پیشت، عشقم. 08:05.284 --> 08:06.786 ‫نه، نه، خودم سخنرانی می‌کنم. 08:06.786 --> 08:07.954 ‫باورت نمی‌شه چی شده. 08:07.954 --> 08:09.455 ‫یه قلعه بهم به ارث رسیده. 08:09.489 --> 08:10.857 ‫آره، توی صربستان. 08:10.857 --> 08:12.825 ‫ظاهراً نمی‌تونم برای شرکت‌مون سرمایه جور کنم 08:12.859 --> 08:14.193 ‫ولی یه قلعه دارم! 08:14.193 --> 08:17.296 ‫- ببینم، می‌تونم این قلعه رو بفروشم؟ ‫- قلعۀ خودته. 08:17.296 --> 08:18.798 ‫هر کاری بخوای می‌تونی باهاش بکنی. 08:18.798 --> 08:20.633 ‫شاید راه‌حل مشکلات‌مون رو پیدا کرده باشم. 08:21.300 --> 08:22.969 ‫الو؟ 08:22.969 --> 08:24.303 ‫آنتنم رفت. 08:24.303 --> 08:26.005 ‫خب، به دنبال یه غریبۀ تمام‌عیار 08:26.005 --> 08:28.307 ‫اومدی توی تاریکیِ محض ‫که با کلی سنگ باستانی 08:28.307 --> 08:30.309 ‫ از دنیای بالای سرمون مجزا شده. 08:30.309 --> 08:32.612 ‫پیش میاد دیگه. 08:32.612 --> 08:35.581 ‫معرکه بود. ‫ترکیب معرکه‌ای از ادب و ترسوندن بود. 08:38.684 --> 08:41.354 ‫اذیت نکن! اذیت نکن! 09:01.507 --> 09:05.678 ‫خب، می‌تونم همین‌جوری قلعه رو ‫به خودِ دولت بفروشم؟ 09:05.711 --> 09:08.447 ‫یا مثلاً... 09:09.348 --> 09:11.450 ‫چطور ممکنه؟ 09:12.985 --> 09:14.587 ‫سر به سرم گذاشتید؟ 09:17.523 --> 09:21.093 ‫آهای؟ آهای؟ 09:47.053 --> 09:48.454 ‫آها! 09:50.389 --> 09:53.392 ‫خیلی‌خب. نه. 09:53.392 --> 09:55.628 ‫باید یه کتابخونۀ جادویی اینجا می‌بود. 09:58.431 --> 10:01.067 ‫آهای، ببخشید؟! 10:01.067 --> 10:04.437 ‫- اوه، اون کیه؟ ‫- خودت کی هستی؟ 10:04.437 --> 10:05.438 ‫تو کی هستی؟ 10:59.825 --> 11:03.963 ‫آنیا! ‫تو توی آینده‌ای؟ 11:03.963 --> 11:05.464 ‫چطور؟ 11:05.464 --> 11:07.133 ‫- تو کی هستی؟ ‫- تو کی هستی؟ 11:07.133 --> 11:09.935 ‫من ویکرام چمبرلین هستم 11:09.969 --> 11:11.837 ‫و «کتابدار» هستم. 11:25.685 --> 11:28.754 ‫و اینجا «کتابخونه»‌ـست. 11:35.361 --> 11:36.896 ‫کتابخونه واقعیه! 11:36.929 --> 11:39.065 ‫می‌دونستم! 11:39.665 --> 11:43.235 ‫نه، نه، تو شبیه آنیا هستی ولی خودش نیستی. 11:43.235 --> 11:45.037 ‫چشم‌هات فرق می‌کنن. 11:46.272 --> 11:48.374 ‫- آخ! آخ! ‫- آخ! 11:50.609 --> 11:53.546 ‫درسته آنتن ندارم ‫ولی همۀ اینا رو فیلم می‌گیرم. 11:53.546 --> 11:56.148 ‫همه‌شون فکر می‌کردن دیوونه شدم ‫ولی حق با من بود. 11:56.148 --> 11:59.652 ‫تو کتابدار هستی ‫و اینجا کتابخونۀ افسانه‌ایه. 12:00.352 --> 12:02.722 ‫نه، این ساختمون الحاقی منه. ‫به کتابخونه راه داره. 12:02.755 --> 12:04.190 ‫خود کتابخونه وَرای این دنیاست. 12:04.223 --> 12:06.459 ‫- یه جای دیگه‌ست، مثلِ... ‫- یه فضای فرابُعدی! 12:06.659 --> 12:09.095 ‫این اتاق ساخته نشده. ‫توی دو حالت کوانتومی بوده؛ 12:09.095 --> 12:10.396 ‫هم همیشه اینجا بوده، هم نبوده. 12:10.629 --> 12:12.331 ‫بعدش دو حالت رو با هم ادغام کردی. 12:12.431 --> 12:14.066 ‫ولی مقدار انرژی‌ای که برای این کار لازمه 12:14.100 --> 12:15.134 ‫- باید... ‫- جادویی باشه. 12:15.134 --> 12:16.402 ‫بله، باید جادویی باشه. 12:16.402 --> 12:18.304 ‫تو از کجا درمورد کتابخونه اطلاع داری؟ 12:18.304 --> 12:21.807 ‫نوچ. نوچ! من نیستم! 12:21.841 --> 12:23.342 ‫کانر گرین، مورخ، 12:23.342 --> 12:25.344 ‫آرشیودار، متخصص مسائل ماورایی. 12:25.344 --> 12:27.413 ‫از آشنایی‌ات خوشوقتم. 12:27.413 --> 12:29.115 ‫به سنگ «کرالیوک» دست زدی؟ 12:29.115 --> 12:31.183 ‫آره، خب، اون خانمه هم دست زد. 12:36.388 --> 12:38.924 ‫مسخره‌ست. مسخره‌ست! 12:38.924 --> 12:40.826 ‫تو! ‫چطور اتاق رو ظاهر کردی؟ 12:40.860 --> 12:42.595 ‫لیزر؟ هولوگرام؟ 12:42.595 --> 12:44.597 ‫با تماس فیزیکی‌تون، ‫روح «درکاوک» رو احضار کردین. 12:44.597 --> 12:46.265 ‫روح چی؟ 12:47.333 --> 12:49.034 ‫- صدای خوبی نمیاد. ‫- گوش‌هاتون رو بگیرید. 12:49.068 --> 12:50.569 ‫اگه جیغ‌هاش به قدرِ کافی بلند بشه 12:50.569 --> 12:52.772 ‫- مبتلا می‌شید. ‫- مبتلا؟ 12:57.810 --> 12:58.978 ‫برید! 13:30.509 --> 13:32.978 ‫اشک. اشک‌ـه. 13:36.415 --> 13:38.784 ‫از این‌طرف. 13:58.571 --> 14:00.506 ‫درکاوک، آره؟ 14:00.506 --> 14:02.308 ‫درکاوک! 14:02.341 --> 14:03.843 ‫یه درکاوک احضار کردین! 14:03.843 --> 14:05.344 ‫خداییش؟ ‫این دو نفر کی‌ان؟ 14:05.344 --> 14:07.513 ‫فکر می‌کنم آقای گرین یه مورخ باشه. 14:07.513 --> 14:09.348 ‫درکاوک؟ ‫افسانۀ اسلاو جنوبی... 14:09.381 --> 14:11.517 ‫که یه روح گمشدۀ اهریمنی ‫بین مرگ و زندگی گیر افتاده؟ 14:11.517 --> 14:12.952 ‫- جدی هستی؟ ‫- این خانم هم... 14:12.952 --> 14:15.487 ‫بر اساس مشاهدات دقیقِ چند دقیقه پیش‌اش، ‫یه‌جور دانشمنده. 14:15.521 --> 14:17.523 ‫دکتر لایسا پاسکال. ‫چیزی تحت عنوان ارواح گمشده، 14:17.523 --> 14:20.226 ‫اهریمن‌ها یا جادو وجود نداره. 14:20.960 --> 14:22.795 ‫از این بابت مطمئنی؟ 14:22.828 --> 14:25.531 ‫از این بابت مطمئنم؟ من یه ریاضی‌دان، 14:25.564 --> 14:29.034 ‫مهندس و فیزیک‌دان هستم ‫و می‌تونم با اطمینان کامل بگم 14:29.034 --> 14:30.536 ‫چیزی وجود نداره که... 14:30.569 --> 14:35.174 ‫این یه منبع انرژی ناشناخته و ظاهراً نامحدوده ‫که مال این دنیا نیست. 14:35.174 --> 14:37.543 ‫نه خب، ما یه اسم براش داریم، دکتر. 14:37.543 --> 14:39.144 ‫- می‌خوای حدس بزنی اسمش چیه؟ ‫- جادو! 14:39.144 --> 14:40.546 ‫من اسمش رو جادو نمی‌ذارم. 14:40.546 --> 14:43.048 ‫- خیلی باحاله! ‫- نه، باحال نیست. 14:43.048 --> 14:46.185 ‫باحال نیست. ‫جادو، هر کسی رو که ازش استفاده می‌کنه آلوده می‌کنه. 14:46.185 --> 14:49.255 ‫برای همین وظیفۀ ماست که محصور نگه‌ش داریم. 14:49.255 --> 14:51.323 ‫برای همین از جادو استفاده نمی‌کنیم. 14:51.357 --> 14:53.926 ‫- ببخشید، اون‌وقت شما؟ ‫- من کتابدار هستم. 14:54.526 --> 14:57.196 ‫خیال می‌کردم اون کتابدارـه. 14:57.529 --> 14:59.632 ‫آره، یه مدل قدیمی‌ترش. 14:59.632 --> 15:01.634 ‫می‌دونستم این‌جوری ساختمون الحاقی‌ام باز می‌شه. 15:01.667 --> 15:04.536 ‫آره، باز شد. ‫حالا جادو داره می‌ریزه توی خطوط انرژی. 15:04.536 --> 15:06.038 ‫عتیقه‌ها دارن فعال می‌شن. 15:06.071 --> 15:08.040 ‫چه بسا همین‌الآن اون جونور... 15:08.040 --> 15:09.575 ‫داره یه نقشۀ شوم و عجیب می‌ریزه. 15:09.575 --> 15:12.177 ‫ببین، روحت هم خبر نداره که دفعۀ اول 15:12.211 --> 15:15.014 ‫چقدر زحمت کشیدیم ‫تا این قدرت رو تحت کنترل در بیاریم. 15:15.014 --> 15:16.715 ‫و حالا باید مابقی روز... 15:16.749 --> 15:18.284 ‫تلاش کنم تا دوباره قطعش کنم. 15:18.284 --> 15:19.585 ‫تازه شاید بتونم! 15:19.585 --> 15:20.586 ‫اون چیزی که برش داشتیم 15:20.586 --> 15:21.587 ‫سنگ کرالویک بود؟ 15:21.587 --> 15:23.088 ‫یعنی «مارکو کرالویک»؟ 15:23.088 --> 15:24.690 ‫همون سربازیه که سرِ درکاوک رو قطع کرد 15:24.723 --> 15:25.925 ‫و پرتش کرد توی دریاچه. 15:25.958 --> 15:28.027 ‫خوشم میاد یه‌جوری می‌گی که انگار برامون مهمه. 15:28.060 --> 15:31.897 ‫گوش کنید، من تونستم فراری‌اش بدم ‫ولی برمی‌گرده. 15:31.931 --> 15:34.099 ‫می‌ره توی یه حالت عقب‌نشینی 15:34.099 --> 15:36.602 ‫تا تجدید قوا کنه ‫ولی دوباره برمی‌گرده 15:36.602 --> 15:39.538 ‫و تا وقتی شما دوتا نمُردین دست‌بردار نیست. 15:40.272 --> 15:43.709 ‫یه هیولا افتاده دنبال‌مون. عالیه! 15:44.209 --> 15:47.179 ‫آقای استون، همه‌ش تقصیر منه، یه لطفی بکن. 15:47.479 --> 15:48.580 ‫من چاه رو دوباره باز کردم. 15:48.614 --> 15:50.416 ‫بذار خودم برم درکاوک رو شکار کنم. 15:50.449 --> 15:52.785 ‫شما هم می‌تونی به این قضیه رسیدگی کنی. 15:52.785 --> 15:55.754 ‫دیگه برای امروز به اندازۀ کافی گل کاشتی. 15:55.788 --> 15:59.358 ‫من هنوزم یه کتابدارم، ‫حتی اگه توی دوران خودم نباشه. 16:01.327 --> 16:02.227 ‫آره. 16:03.462 --> 16:04.663 ‫خیلی‌خب. 16:04.697 --> 16:06.799 ‫اون جونور رو قبل از اینکه دوباره جون بگیره پیدا کن. 16:06.799 --> 16:09.068 ‫من اینجا کارهام رو تموم می‌کنم ‫و بهت ملحق می‌شم. 16:09.668 --> 16:12.037 ‫اونا رو با خودت ببر. ازشون محافظت کن. 16:15.474 --> 16:18.444 ‫تو از سال ۱۸۴۷ اومدی؟ باورنکردنیه! 16:18.477 --> 16:20.646 ‫خیلی‌خب، قانون جدید: ‫سفر در زمان واقعیه. 16:20.646 --> 16:21.647 ‫اشک‌های اون جونور 16:21.647 --> 16:23.482 ‫ما رو به استراحتگاه‌ش می‌رسونه. 16:24.283 --> 16:25.517 ‫عه! 16:26.251 --> 16:27.886 ‫اون یه غیب‌بینِ واقعیه؟ 16:42.134 --> 16:44.036 ‫دور شو، هیولا! 16:48.173 --> 16:50.843 ‫یه کامیون ساده بود. 16:50.843 --> 16:52.878 ‫اینجا تعداد این هیولاهای کامیونی خیلی زیاده؟ 16:52.911 --> 16:54.513 ‫نه، نه، نه، نه. هیولا نیست، ماشین‌ـه. 16:54.813 --> 16:56.548 ‫- کالسکۀ بدون اسب. ‫- آره. 16:56.882 --> 17:00.019 ‫عه! اون‌جوری که حال نمی‌ده. 17:00.019 --> 17:02.287 ‫تمام کِیف و حالش به اسب‌هاست. ‫کیه که از اسب خوشش نیاد؟ 17:04.023 --> 17:05.824 ‫اون غیب‌بین چطور عمل می‌کنه؟ 17:05.824 --> 17:06.825 ‫با طیف بینایی؟ 17:06.859 --> 17:08.794 ‫- با رهگیری انرژی؟ ‫- جادو. 17:08.794 --> 17:10.696 ‫مگه نگفتی اجازه نداریم از جادو استفاده کنیم؟ 17:10.696 --> 17:14.933 ‫- شما ندارید. من دارم. ‫- ولی... 17:26.745 --> 17:28.113 ‫اینجا صرفاً یه مرکز خریدـه، رفیق. 17:28.147 --> 17:30.249 ‫می‌دونی پاساژ، فروشگاه، رستوران. 17:30.282 --> 17:32.084 ‫توی دوران‌تون بازار داشتید دیگه، نه؟ 17:32.084 --> 17:36.055 ‫آره، تمام مکان‌هایی که بلد بودم از بین رفته. 17:41.160 --> 17:43.996 ‫تمام کسایی که می‌شناختم، مُردن. 17:50.369 --> 17:53.105 ‫عه، ولی اون هنوز اینجاست. 17:53.806 --> 17:54.706 ‫این. 17:54.740 --> 17:57.176 ‫اولین بار عشقم رو اینجا دیدم. 18:02.147 --> 18:03.849 ‫وای! 18:09.121 --> 18:10.289 ‫آهای. 18:10.389 --> 18:13.258 ‫گفت عشقش رو اینجا دیده. ‫منظورش اون زنِ توی نقاشیه؟ آنیا؟ 18:13.292 --> 18:15.494 ‫آره، شاید. ‫نظری داری که چرا شبیه توئه؟ 18:15.494 --> 18:17.796 ‫عذر می‌خوام، باید می‌رفتم آب‌مقدس می‌آوردم. 18:17.830 --> 18:19.498 ‫جونور رو فلج می‌کنه. 18:19.498 --> 18:21.667 ‫تنها راه‌مون برای کُشتن‌ـشه. 18:26.505 --> 18:28.107 ‫یعنی اتفاقی یه بطری داشتی... 18:28.140 --> 18:30.676 ‫- که آب‌مقدس رو بریزی توش؟ ‫- مجبور شدم نوشیدنی‌ام رو فدا کنم 18:30.676 --> 18:32.845 ‫- ولی ارزشش رو داره. ‫- اولاً که آب‌مقدس... 18:32.845 --> 18:34.947 ‫ویژگی‌های جادویی نداره، ‫دوماً... 18:34.947 --> 18:36.148 ‫درست نیست برای کُشتنِ... 18:36.181 --> 18:38.717 ‫یه گونۀ جانوریِ ناشناخته و احتمالاً ارزشمند، ‫نقشه بکِشیم. 18:38.717 --> 18:40.419 ‫بهتره روش پژوهش انجام بدیم. 19:54.159 --> 19:55.794 ‫سلام عرض می‌کنم. 20:32.698 --> 20:36.735 ‫- یه کتابدار دیگه؟ ‫- من چارلی‌ام. 20:36.735 --> 20:38.170 ‫نگهبان این آقا هستم. 20:43.942 --> 20:45.644 ‫نسبت به اون جونور، دستِ بالا رو داشتی. 20:45.644 --> 20:47.646 ‫چرا خلاصش نکردی؟ 20:47.646 --> 20:49.815 ‫دیگه شرایط مثل زمان شما نیست، آقا. 20:49.815 --> 20:52.618 ‫سعی می‌کنیم جونورهای ناشناخته رو نکُشیم ‫مگر اینکه مجبور شیم. 20:52.651 --> 20:54.820 ‫ممنون! ‫می‌گیریم‌شون، روشون پژوهش می‌کنیم. 20:54.820 --> 20:56.822 ‫خیلی خسته شده و انرژی نداره. 20:56.822 --> 20:58.824 ‫دوباره استراحت می‌کنه ‫تا جون بگیره. 20:58.824 --> 21:00.859 ‫باید تا وقتی ضعیفه پیداش کنیم. 21:03.061 --> 21:04.529 ‫نگهبان‌ها رو کتابخونه منصوب می‌کنه 21:04.529 --> 21:06.598 ‫تا از کتابدارها در برابر تمام خطرها محافظت کنن. 21:06.598 --> 21:09.835 ‫پرستار بچه یا دایه. ‫هیچ‌وقت به هیچ‌کدوم نیاز نداشتم. 21:09.835 --> 21:12.004 ‫بله، پرونده‌ات رو خوندم، ویکرام چمبرلین. 21:12.004 --> 21:14.673 ‫متولد هندوستان. ‫فارغ‌التحصیل از دانشگاه‌های آکسفورد و سوربن. 21:14.706 --> 21:17.776 ‫عضویت در سال ۱۸۳۲. ‫معروف به بی‌ملاحظگی. 21:17.776 --> 21:19.177 ‫- اعتمادبه‌نفس! شجاع! ‫- مغرور! 21:19.177 --> 21:20.846 ‫شیفتۀ نوشیدنی و زنان جذاب. 21:20.846 --> 21:25.017 ‫- اهل دل! ‫- بیش‌ازحد شیفتۀ استفاده از جادو! 21:25.017 --> 21:27.219 ‫درصورتی‌که وظیفه‌ات اینه که محصورش کنی. 21:28.687 --> 21:31.590 ‫من باید برم جونورم رو بگیرم. ‫دنبالم بیاید! 21:44.336 --> 21:46.305 ‫چارلی. یارو رو پیدا کردی؟ 21:46.338 --> 21:48.106 ‫بله قربان. ‫با «نهان‌جاندار» روبه‌رو شدم. 21:48.140 --> 21:49.007 ‫فراری‌اش دادم. 21:49.041 --> 21:50.709 ‫داره شهروندهای عادی رو هدف قرار می‌ده. 21:50.709 --> 21:52.210 ‫خیلی‌خب، اونا رو هم برگردون اینجا، 21:52.244 --> 21:53.879 ‫به‌همراه ویکرام! 21:53.879 --> 21:57.015 ‫ضمناً چارلی... 21:57.149 --> 21:58.750 ‫گند نزن به این مأموریت. 21:58.950 --> 22:01.219 ‫ریسک بزرگی کردم که گفتم خبرت کنن. 22:01.219 --> 22:04.956 ‫توی کتابخونه، ‫کم پیش میاد به کسی فرصت دوباره بدن. 22:05.590 --> 22:08.226 ‫متوجه شدم، قربان. ‫روسیاه‌تون نمی‌کنم. 22:15.500 --> 22:17.002 ‫بی‌خیال بابا! 22:21.273 --> 22:22.274 ‫بچه‌ها. 22:35.687 --> 22:37.589 ‫خون انسان! 22:37.589 --> 22:40.359 ‫درکاوک یه انسان رو تسخیر کرده. 22:40.359 --> 22:41.660 ‫آقا، برای همینه که 22:41.660 --> 22:44.029 ‫ما دیگه نمی‌افتیم دنبال هیولاها تا بکُشیم‌شون. 22:47.499 --> 22:50.469 ‫تا حالا حساب یه درکاوک رو رسیدی؟ 22:50.469 --> 22:52.170 ‫تابه‌حال این افتخار نصیبم نشده. 22:52.204 --> 22:54.139 ‫اوهوم. اوهوم. 22:54.139 --> 22:55.240 ‫بله، اینجاست. 22:55.273 --> 22:57.609 ‫طبق افسانه، خود درکاوک... 22:57.609 --> 23:00.779 ‫روح گمشدۀ بچه‌ایه که غسل تعمید داده نشده، 23:00.779 --> 23:02.414 ‫والدینش رهاش کردن و تنها مونده. 23:02.414 --> 23:04.916 ‫- خیلی غم‌انگیزه. ‫- اشک‌های بی‌پایانش برای همینه. 23:04.950 --> 23:06.151 ‫این جونور دو حالت داره: 23:06.184 --> 23:09.121 ‫حزن و خشم مرگبار! ‫به‌شدت تنهاست. 23:09.221 --> 23:12.023 ‫- توی زمان و مکان خودش نیست. ‫- آشنا به‌نظر میاد. 23:12.023 --> 23:13.959 ‫کتاب «جانوران شبِ» نیکلاس فلامل رو دارید؟ 23:13.959 --> 23:16.628 ‫همۀ کتاب‌هایی که تاحالا نوشته شده رو داریم، ‫شناخته‌شده یا گمشده! 23:16.628 --> 23:18.296 ‫- توی اون قفسه‌ست. ‫- همۀ کتاب‌ها؟ 23:18.296 --> 23:20.599 ‫جا نیست که بخواید همۀ کتاب‌ها رو... 23:20.632 --> 23:22.634 ‫صبر کن ببینم؛ فضای فرابُعدی، 23:22.634 --> 23:25.270 ‫- انباریِ نامحدود. ‫- بله خانم. 23:25.303 --> 23:26.805 ‫این ساختمون الحاقی، روش کتابدار... 23:26.805 --> 23:29.107 ‫برای دسترسی به اون فضاست. ‫اسم یه کتاب رو بگو. 23:29.708 --> 23:32.644 ‫کلکسیون مقالات علمی سال ۱۹۰۵ اینشتین، 23:32.644 --> 23:33.779 ‫«سال شگفتی». 23:36.415 --> 23:40.986 ‫- امکان نداره! ‫- بله، حق با آقای گرین‌ـه. 23:40.986 --> 23:42.454 ‫«فلامل» جواب‌مون رو داده. 23:42.754 --> 23:45.957 ‫اون روح گمشده، ‫یه بچۀ بی‌گناه که حالا اهریمن شده، 23:45.991 --> 23:48.160 ‫در درون سنگ کرالیوک ساکن بوده. 23:48.360 --> 23:50.362 ‫وقتی به اون سنگه دست زدیم ‫احتمالاً آزادش کردیم. 23:50.395 --> 23:53.165 ‫الآن هم که رفته یه جسم میزبان رو تسخیر کرده. 23:53.165 --> 23:55.567 ‫پس فقط کافیه بفهمیم ‫جسم میزبان، مال کدوم انسانه. 23:56.501 --> 24:00.439 ‫مشکلی نیست. ‫فقط ۱.۵ میلیون آدم توی بلگراد زندگی می‌کنن. 24:00.472 --> 24:02.607 ‫بیشتر از یک میلیون نفر توی بلگراد هستن؟ 24:02.641 --> 24:03.942 ‫توی اسناد باستانی اشاره شده که 24:03.942 --> 24:05.477 ‫این طلسم، نسل به نسل منتقل می‌شده. 24:05.477 --> 24:07.279 ‫اگه کسی رو تسخیر کرده باشه، جور در نمیاد که. 24:07.312 --> 24:09.714 ‫شاید طرف یه آسیب‌پذیریِ ژنتیکی به... 24:09.714 --> 24:11.550 ‫باورم نمی‌شه دارم اینو می‌گم، ولی 24:11.883 --> 24:13.351 ‫...به تسخیر داشته! 24:13.351 --> 24:15.187 ‫ژن نهفته منتقل شده 24:15.187 --> 24:18.356 ‫که باعث می‌شه به این ماتریکس انرژی‌ ‫که بهش می‌گید روح... 24:18.390 --> 24:19.858 ‫آسیب‌پذیر باشی. 24:22.194 --> 24:24.129 ‫چیه؟ زِرتی قبول نمی‌کنم جادوجنبل‌ـه. 24:24.129 --> 24:25.564 ‫توجیه علمی‌اش رو پیدا می‌کنم. 24:25.564 --> 24:27.999 ‫شکلاتِ علمی‌ات رو می‌ریزی توی ‫کرۀ بادوم‌زمینی جادویی‌مون. 24:27.999 --> 24:29.167 ‫دوتا طعم عالی. 24:30.268 --> 24:33.205 ‫کره‌ای که از بادوم‌زمینی‌ـه؟ جالبه! 24:33.205 --> 24:35.307 ‫صبر کن ببینم، اون‌موقع گفتی ممکنه مبتلا بشم. 24:35.340 --> 24:36.875 ‫آها، آره، ضجه! 24:36.875 --> 24:39.377 ‫درکاوک‌ها از طریق گاز گرفتنِ قربانی‌هاشون ‫تولید مثل نمی‌کنن، 24:39.411 --> 24:42.113 ‫بلکه با انتقال درد و بدبختی‌شون ‫از طریق صداشون، تولید مثل می‌کنن. 24:42.147 --> 24:43.448 ‫تحمل اینو ندارن که تنها باشن. 24:43.482 --> 24:45.450 ‫و اگه ضجه‌هاشون به اندازۀ کافی بلند بشه 24:45.450 --> 24:47.352 ‫قدرت کافی برای تبدیل و تسخیر شما رو داره. 24:47.352 --> 24:48.720 ‫آخرین باری که یه درکاوک رؤیت شده 24:48.753 --> 24:50.222 ‫۱۲ سپتامبر سال ۱۸۶۲ 24:50.222 --> 24:52.224 ‫توی یاگودینا و نزدیک رودخونۀ «بلیسا» بوده. 24:52.257 --> 24:54.025 ‫ببینم، یعنی تو همین‌جوری ذهنی... 24:54.025 --> 24:56.428 ‫دربارۀ توطئه‌ها و جونورهای عجیب و اسرارآمیز اطلاعات داری؟ 24:56.461 --> 24:58.096 ‫آره، همون‌طور که تو فیزیک و ریاضی بلدی. 24:58.096 --> 25:00.999 ‫فرقش اینه که من آدم خشک و نچسبی نیستم. 25:00.999 --> 25:03.401 ‫اون روحه در امن و امان ‫توی ساختمون الحاقی محصور شده بود 25:03.401 --> 25:05.904 ‫تا اینکه یه نفر جادو رو برگردوند. 25:06.004 --> 25:07.906 ‫- هوم! ‫- تو واقعاً قصد نداری 25:07.906 --> 25:09.774 ‫- بی‌خیال این قضیه بشی، نه؟ ‫- نوچ! 25:09.774 --> 25:12.744 ‫اعلامیه‌های ترحیم صربستان ‫از سال ۱۸۶۰ تا ۱۸۶۵. 25:12.744 --> 25:15.046 ‫سپتامبر ۱۸۶۲، فقط یه مورد مرگ بوده. 25:15.080 --> 25:18.550 ‫چند روز بعد توی یاگودینا ‫یه نفر به اسم «یاکیم لینچ» مُرده. 25:18.583 --> 25:22.420 ‫تنها چیزی که لازم داریم یه شجرۀ خانوادگی‌ـه ‫ولی از کجا پیداش کنم؟ 25:22.420 --> 25:24.589 ‫خانوادۀ لینچ. ‫نوادگان بی‌واسطۀ یاکیم... 25:24.589 --> 25:27.559 ‫که در حال حاضر در حومه‌های بلگراد زندگی می‌کنن. 25:27.559 --> 25:30.295 ‫یه سایت شجره‌یابی‌ـه. ‫«من و شجرۀ خانوادگی». 25:32.631 --> 25:34.266 ‫بیاید بریم. 25:34.266 --> 25:37.435 ‫یعنی روی این یه تیکه شیشه، ‫کتابخونۀ نامحدود داری؟ 25:37.536 --> 25:40.739 ‫آره، فقط اینکه پُر از دروغ، 25:40.772 --> 25:42.941 ‫ویدئوی گربه‌ها و محتواهای نامناسبه. 25:44.910 --> 25:46.778 ‫بله دیگه. 25:46.778 --> 25:48.079 ‫ویدئو به چی می‌گن؟ 25:56.121 --> 25:58.957 ‫آدرس «لینچ» همین‌جاست؟ 25:59.057 --> 26:00.458 ‫مطمئنیم؟ 26:01.126 --> 26:03.929 ‫این واقعاً گربه‌کوچولوی نازنینی‌ـه. 26:16.808 --> 26:18.977 ‫به صداش می‌خوره یه‌جور فرقه باشه. 26:18.977 --> 26:20.779 ‫غیرمعمول نیست که جانوارهای افسانه‌ای 26:20.812 --> 26:22.981 ‫مورد پرستش قرار بگیرن. 26:22.981 --> 26:24.316 ‫باید با احتیاط پیش بریم. 26:24.316 --> 26:27.586 ‫دکتر پاسکال، آقای گرین، اینجا بمونید. 26:33.224 --> 26:36.094 ‫نه، امکان نداره! 26:37.495 --> 26:38.930 ‫چکّش گرگور. 26:42.334 --> 26:44.202 ‫فرقۀ «چکش گرگور» اینجاست. 26:47.138 --> 26:48.940 ‫ژنرال «بوگدان گرگور» روانی بود. 26:48.974 --> 26:51.676 ‫عتیقه‌های اسرارآمیز رو پیدا می‌کرد ‫تا قدرت خودش رو افزایش بده. 26:51.676 --> 26:53.044 ‫جنگجوهاش، فرقۀ چکش گرگور 26:53.078 --> 26:55.013 ‫خودشون رو وقف هدف سلطۀ جهانیِ اون کردن. 26:55.013 --> 26:57.282 ‫اونا بی‌رحم‌ان، تا دندون مسلح‌ان 26:57.282 --> 26:59.884 ‫و در هنر قتل و شکنجه، به‌خوبی آموزش دیدن. 26:59.884 --> 27:01.319 ‫قبلاً باهاش رو در رو شدی؟ 27:01.319 --> 27:04.322 ‫گرگور رو توی همون حباب زمانی‌ای گیر انداختم ‫که باهاش سفر کردم اینجا. 27:04.322 --> 27:05.223 ‫پس برنده شدی. 27:05.223 --> 27:07.425 ‫با این‌حال فرقه‌اش هنوز پابرجاست. 27:07.425 --> 27:09.928 ‫پس مساوی شدیم، ‫تازه در بهترین حالت! 27:10.328 --> 27:12.330 ‫بیا بریم یه‌بار دیگه شکستش بدیم. 27:18.203 --> 27:20.839 ‫زمان ما یونیفرم‌هاشون بهتر بود. 27:24.109 --> 27:26.011 ‫آهای تو، خانم جوان! 27:33.551 --> 27:36.021 ‫شما چکش گرگور هستید یا نه؟ 27:37.155 --> 27:38.556 ‫چکش گرگور! 27:38.590 --> 27:41.693 ‫خفن‌ترین گروه موسیقی هوی‌متال ‫در سرتاسر صربستان! 27:45.497 --> 27:48.400 ‫من یه‌جورایی مدیرشون هستم. 27:48.433 --> 27:50.602 ‫هوی‌متال یعنی فلز سنگین؟ 27:50.602 --> 27:53.204 ‫- هوممم... ‫- اون لوگو رو از کجا پیدا کردین؟ 27:53.204 --> 27:55.740 ‫توی یکی از موزۀ قدیمی شهر دیدیمش. 27:56.107 --> 27:58.009 ‫باحال به‌نظر می‌اومد. ‫خوش‌تون اومده؟ 27:58.009 --> 28:00.478 ‫- ما دنبال اونی می‌گردیم که اسمش لینچ‌ـه. ‫- اون خوانندۀ اصلی‌مونه. 28:00.512 --> 28:01.746 ‫زودتر از بقیه رفته. 28:01.746 --> 28:03.948 ‫امشب توی «اسکال اند استیل» اجرا داریم. 28:04.249 --> 28:08.353 ‫پُرسروصداترین و پُرشورترین جشنوارۀ تاریخ می‌شه. 28:08.386 --> 28:09.421 ‫اوه! 28:09.654 --> 28:10.822 ‫دیر نکنید ها. 28:10.855 --> 28:14.125 ‫ساعت ۱۰ بیرون‌مون می‌کنن، ‫سانس بعدی بینگو بازی می‌کنن. 28:15.160 --> 28:16.227 ‫[اسکال اند استیل] 28:16.661 --> 28:17.796 ‫بیاید بریم. 28:17.796 --> 28:18.930 ‫مهارت و زیرکی‌مون 28:18.963 --> 28:20.632 ‫قراره محک زده بشه. 28:20.632 --> 28:21.800 ‫باید آماده شیم. 28:21.900 --> 28:25.336 ‫امشب مغزهای زیادی سوت می‌کشه! 28:25.336 --> 28:26.705 ‫نمی‌خوای براش توضیح بدی؟ 28:26.738 --> 28:28.940 ‫نه، بذار خوش باشه. 28:29.774 --> 28:31.810 ‫باید ذخایر آب‌مقدس‌مون رو 28:31.810 --> 28:34.479 ‫برای نبرد امشب، پُر کنیم. 28:34.479 --> 28:36.281 ‫چندتا بطری نوشیدنی داری؟ 28:36.381 --> 28:38.416 ‫لازمه بهت بگم که من... 28:38.450 --> 28:42.120 ‫اهل فرهنگ، شعر و ظرافت هستم. 28:44.456 --> 28:45.890 ‫سه‌تا بطری. 28:52.163 --> 28:54.165 ‫چارلی، دارم آماده می‌شم که بهتون ملحق شم. 28:54.165 --> 28:56.367 ‫فکر کنم بالأخره چاه رو بسته باشم. 29:03.808 --> 29:05.009 ‫حرفم رو پس می‌گیرم. 29:05.009 --> 29:05.977 ‫شما برید. 29:05.977 --> 29:08.680 ‫من اینجا دستم بندـه. 29:12.851 --> 29:14.719 ‫واقعاً از این قلعه متنفرم. 29:15.987 --> 29:18.089 ‫آهای، صبر کنید! 29:19.858 --> 29:22.026 ‫نظرتون چیه شماها جلوتر برید؟ 29:22.026 --> 29:23.828 ‫می‌خوام دو کلمه با کتابدار صحبت کنم. 29:27.398 --> 29:28.933 ‫می‌دونم عادت داری تنهایی کار کنی 29:29.934 --> 29:31.202 ‫ولی امشب خطرناکه. 29:31.202 --> 29:33.037 ‫و اگه قراره اون دو نفر رو نجات بدیم 29:33.138 --> 29:34.773 ‫من و تو باید همکاریِ تیمی داشته باشیم. 29:34.773 --> 29:37.642 ‫من بدون اینکه نگهبانی ازم محافظت کنه ‫تا اینجاش خوب عمر کردم. 29:37.642 --> 29:40.678 ‫یه نگهبان وظیفه‌ش اینه که جلوی هر خطری رو بگیره، 29:40.712 --> 29:42.213 ‫حتی زیاده‌روی‌های خود شخص! 29:42.247 --> 29:43.581 ‫سه‌تا بطری نوشیدنی که دیگه... 29:43.615 --> 29:46.551 ‫منظورم استفاده‌ات از جادوئه. 29:46.551 --> 29:49.721 ‫همون‌طور که گفتم، پرونده‌ات رو خوندم. 29:49.721 --> 29:52.257 ‫توی استفاده از عتیقه‌ها، بیش‌ازحد راحتی. 29:52.457 --> 29:56.394 ‫توی آرشیوها تو در واقع ‫به‌عنوان یه کتابدار بد لیست شدی. 29:56.427 --> 29:57.562 ‫عه، بد؟ 29:57.562 --> 30:01.032 ‫عه، نه، نه، نه، نه. ‫بد نیستم. 30:01.032 --> 30:03.034 ‫- فقط شیطنت می‌کنم. ‫- واقعاً؟ 30:03.034 --> 30:05.069 ‫همین امروز، غیب‌بین رو از کتابخونه برداشتی. 30:05.103 --> 30:07.438 ‫فقط وقتی واقعاً ضرورت داشته باشه ‫از جادو استفاده می‌کنم. 30:07.472 --> 30:08.706 ‫هیچ عواقبی برام نداشته. 30:08.740 --> 30:10.008 ‫استفاده از یه حباب زمانی... 30:10.008 --> 30:13.011 ‫که تقریباً ۲۰۰ سال به آینده بُرده‌ات چی؟ 30:13.011 --> 30:14.646 ‫اون باب میلت بود؟ 30:19.083 --> 30:24.522 ‫ببین، طبق چیزهایی که قدیما درموردت نوشتن، 30:24.722 --> 30:28.092 ‫باهوشی، تو‌دل‌برویی، 30:28.092 --> 30:30.862 ‫قهرمانی، ورزشکاری. 30:31.095 --> 30:33.364 ‫ولی به‌عنوان نگهبانت 30:33.364 --> 30:35.867 ‫وظیفه‌ام اینه که خطراتی که ‫در کمین کتابدار هست رو برآورد کنم 30:35.900 --> 30:37.769 ‫و راستش، بزرگترین خطری که الآن در کمین توئه 30:37.769 --> 30:39.204 ‫درکاوک نیست. 30:40.939 --> 30:43.208 ‫بزرگترین خطر برای تو، خودتی. 30:48.580 --> 30:49.881 ‫باورم نمی‌شه دارم یه بطری رو 30:49.881 --> 30:51.316 ‫پُر از آب‌مقدس می‌کنم 30:51.316 --> 30:52.717 ‫تا با یه هیولا بجنگم. 30:52.917 --> 30:55.220 ‫نشون می‌ده بعضی از آرزوها برآورده می‌شن. 30:55.420 --> 30:58.890 ‫نه خب، همه‌مون که دانشمندِ الکی نیستیم. 31:00.658 --> 31:02.460 ‫هاروارد! 31:04.696 --> 31:08.132 ‫توی هاروارد و کمبریج درس خوندم، ‫ارشدم رو توی اشتوتگارت گرفتم. 31:08.333 --> 31:12.604 ‫رشتۀ تاریخ. ‫هم تاریخ باستان، هم قرون وسطی. 31:12.637 --> 31:15.006 ‫اون‌وقت الآن ویدئوهای توهم توطئه پُست می‌ذاری. 31:16.407 --> 31:19.777 ‫به اندازۀ کافی تاریخ خوندم. ‫به اندازۀ کافی متون باستانی خوندم. 31:19.811 --> 31:21.646 ‫بارها و بارها الگوها... 31:21.679 --> 31:24.816 ‫و اشاره‌هایی به مسائل عجیب و اسرارآمیز رو دیدم، 31:24.816 --> 31:30.288 ‫اون‌قدر زیاد بوده که نمی‌تونه اتفاقی باشه. ‫یه چشمه‌هایی از رمز و رازها! 31:30.421 --> 31:34.158 ‫زیادی پیگیرِ یکی از اون سرنخ‌ها شدم و... 31:34.259 --> 31:36.928 ‫خب، به‌خاطرش دیگه نمی‌ذارن درس بدم. 31:38.463 --> 31:42.934 ‫ولی حقیقت رو نمی‌شه انکار کرد ‫و من ثابتش می‌کنم. 31:44.869 --> 31:46.170 ‫حالا تو چی؟ 31:46.271 --> 31:48.106 ‫چرا پات به این قضایا باز شد؟ 31:49.440 --> 31:51.476 ‫نظریۀ آشوب رو شنیدی؟ 31:51.576 --> 31:54.345 ‫محاسباتی که برای درک وقایع اتفاقی انجام شده. 31:54.445 --> 31:57.815 ‫کم‌وبیش. ‫بر اساس سه‌تا اصل توسعه پیدا کرده. 31:57.849 --> 32:00.652 ‫جبرگرایی، اَشکال مشابه و دستۀ خودمحورِ تکرارشونده. 32:00.652 --> 32:02.453 ‫برای پیش‌بینی چیزهایی مثل آب‌وهوا عالیه 32:02.487 --> 32:05.056 ‫ولی وقتی بحث زندگی میاد وسط، کم میاره. 32:05.390 --> 32:06.925 ‫چرا باید بخوای زندگی رو پیش‌بینی کنی؟ 32:06.925 --> 32:08.126 ‫چون مامان و بابام مُردن. 32:11.095 --> 32:14.365 ‫توی یه حادثۀ احمقانۀ تصادفی، 32:14.365 --> 32:16.200 ‫و زندگی‌ام به آشوب کشیده شد. 32:16.234 --> 32:18.436 ‫برای همین خودمو توی پژوهش‌هام غرق کردم 32:18.469 --> 32:19.871 ‫خودمو وقفِ این کردم که 32:19.871 --> 32:21.272 ‫تصادفی‌بودنِ وقایع زندگی‌مون رو 32:21.306 --> 32:23.374 ‫با استفاده از ریاضیات و علوم، حل کنم. 32:23.374 --> 32:25.176 ‫یه راهی برای کنترل و پیش‌بینی آینده پیدا کنم 32:25.209 --> 32:27.211 ‫تا بقیه بتونن در امان باشن. 32:27.211 --> 32:31.983 ‫ولی پژوهش من به بن‌بست رسید، ‫از نظر تکنولوژیایی. 32:32.884 --> 32:34.185 ‫داری فکر می‌کنی که جادو... 32:34.218 --> 32:38.222 ‫چیزی که شماها بهش می‌گید جادو 32:38.222 --> 32:40.525 ‫صرفاً علم و دانشیه که هنوز درکش نمی‌کنیم. 32:40.758 --> 32:43.227 ‫ببین. 32:43.227 --> 32:46.197 ‫اگه بتونم اینو درک کنم و درموردش تحقیق کنم 32:46.230 --> 32:50.401 ‫می‌تونه موفقیتی باشه که همیشه آرزوش رو داشتم. 32:50.401 --> 32:54.072 ‫علم ریاضیات می‌تونه توضیح بده ‫که چرا یه نقاشی دویست ساله از تو... 32:54.172 --> 32:55.673 ‫توی یه کتابخونۀ جادویی هست؟ 32:58.509 --> 33:00.278 ‫مسائل غیرممکن رو دونه دونه حل می‌کنیم. 33:02.513 --> 33:04.415 ‫[اسکال اند استیل] 33:06.517 --> 33:08.086 ‫صدای چیه؟ 33:08.086 --> 33:10.088 ‫بهش می‌گن موسیقی هوی‌متال. 33:10.088 --> 33:13.424 ‫طبق آگهی، این باید اجرای اول‌شون باشه. 33:13.424 --> 33:16.527 ‫این الآن موسیقی‌ـه؟ با این صدای بلند؟ 33:16.561 --> 33:20.765 ‫تقویت شده؛ ‫با استفاده از مبدل‌های الکترومغناطیسی. 33:20.765 --> 33:24.035 ‫آلت‌های موسیقی و حجم صدا، تقویت شدن. 33:24.035 --> 33:26.504 ‫- افتضاحه! ‫- خب، اینا کاربلد نیستن... 33:26.504 --> 33:28.406 ‫ولی بعضی از هوی‌متال‌ها واقعاً معرکه‌ان. 33:28.439 --> 33:30.942 ‫نه، نه، منظورم اینه که اگه ناله‌های درکاوک... 33:30.942 --> 33:32.477 ‫به حد کافی تقویت بشه، 33:32.477 --> 33:35.747 ‫ممکنه تک‌تک آدمای مستعد اون ساختمون رو مبتلا کنه. 33:35.847 --> 33:39.917 ‫دربان گفت امشب حداقل ۳۰۰ نفر شرکت می‌کنن. 33:53.965 --> 33:55.433 ‫حالا برنامه چیه؟ 33:55.533 --> 33:58.603 ‫اون یارو که صداش شبیه گربه‌ایه که ‫توی مخلوط‌کن گیر کرده، لینچ‌ـه. 33:58.603 --> 34:00.805 ‫پس بیاید بریم اونجا ‫و آب رو بپاشیم روی صورتش. 34:00.805 --> 34:02.273 ‫به این سادگی‌ها نیست. 34:02.273 --> 34:04.108 ‫آب‌مقدس روی قالب انسانی، تأثیر کمی داره. 34:04.142 --> 34:06.310 ‫باید منتظر بمونیم تا دوباره 34:06.310 --> 34:07.779 ‫- به درکاوک تبدیل بشه. ‫- یعنی چی؟ 34:07.779 --> 34:10.048 ‫باید تا ماه‌کامل یا همچین مزخرفاتی صبر کنیم؟ 34:10.048 --> 34:13.217 ‫طلسم شده و خودش رو موظف می‌دونه ‫هر کسی که بیدارش کرده رو بکُشه. 34:17.488 --> 34:19.323 ‫و معتقدم به‌محض اینکه شما دوتا رو ببینه 34:19.323 --> 34:20.958 ‫هیولای درونش دوباره ظاهر می‌شه. 34:22.160 --> 34:25.763 ‫شما رو به لینچ نشون می‌دیم، ‫به هیولا تبدیل می‌شه 34:25.797 --> 34:28.666 ‫و آب‌مقدس رو می‌پاشیم روش. 34:28.699 --> 34:31.169 ‫- وایستا. ‫- صبر کن ببینم... 34:31.169 --> 34:32.637 ‫ما طعمه‌ایم؟ 34:32.837 --> 34:34.238 ‫سلام. 34:41.379 --> 34:42.447 ‫شب خوش. 34:43.714 --> 34:46.684 ‫شما «وینسلو لینچ» هستی؟ 34:46.717 --> 34:48.553 ‫از نوادگان یاکیم لینچ؟ 34:48.653 --> 34:49.754 ‫چه لباس قشنگی. 34:51.422 --> 34:53.724 ‫لباس سبک «استیم‌پانک»ـه؟ 34:53.724 --> 34:55.293 ‫- من کتابـ... ‫- آهای، آهای، آهای. 34:56.661 --> 34:59.897 ‫کسی بدون مجوز حق نداره بیاد پشت‌صحنه. 34:59.897 --> 35:01.099 ‫یا بدونِ نوشیدنی! 35:04.035 --> 35:05.636 ‫ما یه هدیۀ خیلی بهتر آوردیم. 35:11.109 --> 35:13.277 ‫شماها کی هستید؟ 35:15.546 --> 35:17.748 ‫شرط می‌بندم خواهر احمقت فرستادتشون. 35:17.782 --> 35:20.017 ‫صبر کن ببینم. خواهر داری؟ 35:40.972 --> 35:42.206 ‫سوار وَن شید! 35:42.306 --> 35:44.208 ‫همه‌تون سوار وَن شید! 35:44.675 --> 35:46.077 ‫سوار شید، سوار شید. 35:48.679 --> 35:49.881 ‫همه بیاید تو! بیاید تو! 35:49.881 --> 35:51.215 ‫بیاید تو! 36:02.693 --> 36:04.762 ‫رفیق، یه چیزی از دست‌شون افتاد. 36:05.897 --> 36:07.765 ‫اون وَن مامانم بود، رفیق. 36:09.667 --> 36:11.569 ‫آب‌مقدس رو پاشیدیم! چرا اثر نکرد؟ 36:11.602 --> 36:13.171 ‫خب، آب‌مقدس... 36:22.046 --> 36:24.649 ‫یه چیزی رو سفت بچسبید! 36:37.628 --> 36:39.764 ‫برید توی آبراه‌ها! ‫[غار آبراه‌های رومی] 36:39.830 --> 36:42.300 ‫من این تونل‌ها رو بلدم. ‫دنبالم بیاید! 36:45.636 --> 36:49.407 ‫- خب، نقشه‌مون چیه؟ ‫- صبر می‌کنیم. 36:49.640 --> 36:52.643 ‫جونوره بوی ما رو استشمام کرده. میادش. 36:52.643 --> 36:54.445 ‫ولی آب‌مقدس روش اثری نداره. 36:54.445 --> 36:56.280 ‫نه، ظاهراً اثری نداره. 36:56.881 --> 36:58.649 ‫اگه بتونیم هیولا رو همین‌جا زمین‌گیر کنیم 36:58.683 --> 37:00.518 ‫می‌تونیم جون همۀ کسایی که توی کنسرت‌ان رو نجات بدیم. 37:00.718 --> 37:03.621 ‫یعنی همین‌جا منتظر می‌مونیم؟ ‫توی این تونل مخوف؟ 37:03.654 --> 37:04.855 ‫منتظرِ جونوری که قصد جونم رو کرده 37:04.889 --> 37:06.257 ‫و راهی برای کُشتنش نداریم. 37:10.461 --> 37:13.364 ‫خوبه. نه، نه، فقط می‌خواستم نقشه رو قطعی کنم. 37:22.139 --> 37:24.408 ‫عه، عه، عه، مگه قرار نشد زمین‌گیرش کنیم؟ 37:24.508 --> 37:25.910 ‫آب‌مقدس اثر نکرد. 37:25.910 --> 37:27.578 ‫باید مثل خودش باهاش بجنگیم. 37:27.678 --> 37:30.281 ‫یا بکُشیم یا کُشته بشیم. 37:30.414 --> 37:33.150 ‫ولی اون‌وقت دختره می‌میره، مگه نه؟ 37:33.150 --> 37:35.152 ‫درکاوک توی بدنِ تبدیل‌شدۀ اونه. 37:35.253 --> 37:36.854 ‫سخت‌ترین بخش کارهامون توی کتابخونه همینه. 37:36.887 --> 37:39.290 ‫باید از بقیۀ دنیا ‫در برابر جادو محافظت کنیم. 37:39.423 --> 37:41.092 ‫نه. نه، نمی‌شه بکُشیدش. 37:41.092 --> 37:42.426 ‫لایسا، همین‌جا بمون. 37:42.526 --> 37:44.829 ‫اگه شما دوتا در معرض دید باشید، ‫روتون متمرکز می‌شه 37:44.829 --> 37:47.031 ‫و قبل از اینکه بتونیم جلوش رو بگیریم می‌کُشتتون. 37:53.571 --> 37:54.872 ‫چرا آب‌مقدس اثر نکرد؟ 37:54.972 --> 37:56.641 ‫اگه اثر می‌کرد، الآن یه شانسی داشتیم. 37:56.641 --> 37:58.909 ‫نه. بیا فکر کنیم. 37:58.909 --> 38:00.311 ‫یه مسئله‌ست. بیا حلش کنیم. 38:00.344 --> 38:02.179 ‫چرا آب‌مقدس اثر نکرد؟ 38:02.280 --> 38:03.381 ‫جادوئه! 38:03.481 --> 38:05.249 ‫و تا حالا هر چی درمورد جادو دیدم، 38:05.249 --> 38:08.352 ‫نشون داده که قاعده داره، ‫پس بیا نتیجه‌گیری کنیم. 38:08.352 --> 38:10.021 ‫آب‌مقدس قبلاً تأثیر داشته، مگه نه؟ 38:10.021 --> 38:11.689 ‫طبق تمام منابعی که مطالعه کردم آره. 38:11.722 --> 38:13.924 ‫پس یعنی طرز متبرک‌کردنِ آب‌مقدس رو تغییر دادن؟ 38:13.958 --> 38:16.160 ‫آب‌مقدس همون آب لوله‌کشی‌ـه که متبرکش کردن. 38:16.193 --> 38:18.162 ‫اصلی‌اش رو از کجا می‌آوردن؟ 38:18.162 --> 38:21.098 ‫دریاچۀ ساوا (در صربستان)، ‫ولی اونجا رو سال ۱۹۶۷ دریاچه کردن 38:21.098 --> 38:23.100 ‫- وقتی که سدّ ساختن. ‫- از کجا اینو می‌دونی؟ 38:23.100 --> 38:25.002 ‫تاریخ اروپای شرقی! ‫دوتا سدّ ساختن. 38:25.136 --> 38:26.937 ‫پس اون آب، با آب رودخونۀ قدیمی فرق داره 38:27.038 --> 38:28.339 ‫و قبل از اینکه به شهر برسه 38:28.339 --> 38:30.241 ‫- از تصیفه‌خونه‌ها رد می‌شه. ‫- که یعنی... 38:30.241 --> 38:33.411 ‫آب‌مقدس اصلی ‫با آب امروزی فرق داره. 38:33.511 --> 38:36.047 ‫و ما فقط باید آب اصلیِ بومی رو پیدا کنیم. 38:39.283 --> 38:42.787 ‫توی اسناد واقعاً نوشته شده بود ‫که من کتابدار بَدی‌ام؟ 38:42.787 --> 38:46.590 ‫یه ترکیبی از همه‌چی بود. ‫ولی راستش رو بخوای، منم خوب نیستم. 38:59.804 --> 39:00.771 ‫برو بریم. 39:12.817 --> 39:15.486 ‫خب، بگو دقیقاً چه استدلال علمی‌ای داره. 39:15.486 --> 39:18.289 ‫حدسم اینه که دلیل فلج‌شدنِ درکاوک اینه که 39:18.289 --> 39:20.791 ‫کانی‌های طبیعیِ آب اصلی 39:20.825 --> 39:22.860 ‫که از رودخونه‌ها اومده، یه ناترازیِ شیمیایی... 39:22.860 --> 39:26.731 ‫روی پوستش ایجاد می‌کنن ‫که سیستم عصبی‌اش رو مختل می‌کنه. 39:26.731 --> 39:29.800 ‫کانی‌های طبیعی می‌تونن روی رسانایی اثر بذارن. 39:29.934 --> 39:32.670 ‫درکاوک به‌دلیل اون حجم از انرژی... 39:32.670 --> 39:34.672 ‫که لازمه حفظ بشه، حساسیت بالایی داره یا... 39:34.672 --> 39:37.007 ‫رسماً بیش‌ازحد علمی شد. ‫حله. 39:38.075 --> 39:39.377 ‫خیلی‌خب. 40:04.835 --> 40:06.003 ‫نه، صبر کن. 40:06.003 --> 40:07.838 ‫این موجود هر چی که هست، 40:07.838 --> 40:09.774 ‫یه دختر جَوون و بی‌گناه رو داخل خودش داره. 40:09.807 --> 40:12.843 ‫- حقش نیست بمیره. ‫- حتماً راه دیگه‌ای هم هست. 40:12.843 --> 40:15.246 ‫متأسفم. ‫نمی‌دونیم تا کِی فلج می‌مونه. 40:15.746 --> 40:18.249 ‫- الآن بهترین فرصته. ‫- خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم. 40:20.484 --> 40:22.386 ‫مگه تو یه‌جور نابغه نیستی؟ 40:22.386 --> 40:24.989 ‫دختره رو نجات بده. 40:51.749 --> 40:53.684 ‫اشک. 40:53.717 --> 40:57.221 ‫خشم و اندوه. 40:57.321 --> 41:00.224 ‫اندوه از اینکه تنهاش گذاشتن. 41:00.224 --> 41:04.395 ‫بچه‌ای که غسل تعمید داده نشده، ‫هیچ‌وقت راه رو پیدا نکرده و سرگردان بوده. 41:04.395 --> 41:08.265 ‫عه، عه، عه! ما چقدر احمق بودیم! 41:08.265 --> 41:10.935 ‫صدها ساله که احمق‌ایم. 41:14.238 --> 41:17.241 ‫می‌دونی من کی‌ام؟ 41:17.241 --> 41:19.343 ‫من کتابدار هستم. 41:19.343 --> 41:21.745 ‫و قدرت من ریشه در جادو نداره، 41:21.745 --> 41:24.415 ‫ریشه در آگاهی داره. 41:24.415 --> 41:27.184 ‫و فکر می‌کنم از رنجی که تو می‌کِشی آگاه باشم. 41:31.088 --> 41:32.623 ‫دلت می‌خواد بری خونه. 41:34.191 --> 41:35.359 ‫تنها شدی. 41:37.561 --> 41:40.264 ‫و می‌دونم بعد از یک عمر درد و رنج... 41:40.364 --> 41:42.233 ‫داری اشک می‌ریزی. 41:44.268 --> 41:47.805 ‫به اون بچه‌ای که بودی ‫هیچ شرارتی رو نمی‌شد نسبت داد. 41:48.005 --> 41:51.575 ‫صرفاً چون تو رو غسل تعمید نداده بودن ‫برات حرف در آوردن؛ 41:51.575 --> 41:55.479 ‫افسانه‌های وحشتناک و نادرستی رو برات درست کردن، ‫و تو... 41:55.479 --> 41:58.449 ‫تو باورشون کردی. 41:58.449 --> 42:01.051 ‫تو که این چیزها رو نمی‌فهمیدی. 42:01.051 --> 42:04.121 ‫از کجا باید می‌دونستی؟ 42:04.221 --> 42:06.991 ‫و تبدیل به این شدی. 42:08.759 --> 42:11.462 ‫ولی الآن می‌تونیم همه‌چی رو تغییر بدیم. 42:12.696 --> 42:14.665 ‫به‌نام پدر، 42:14.665 --> 42:18.769 ‫پسر و روح‌القدس. 42:19.069 --> 42:23.474 ‫حالا در اشک‌ها و اندوه‌های خودت... 42:23.507 --> 42:25.175 ‫غسل تعمیدت می‌دم. 42:26.810 --> 42:28.512 ‫دیگه سرگردان نیستی. 42:31.782 --> 42:34.285 ‫از این جسم، خارج شو 42:34.318 --> 42:37.788 ‫و به خواب ابدی برو ‫که خیلی هم لایقش هستی. 43:02.880 --> 43:04.381 ‫خب دیگه، بیاید بریم. 43:04.381 --> 43:06.717 ‫فکر نکنید همیشه قراره پایان خوش داشته باشیم. 43:12.957 --> 43:14.058 ‫اوه. 43:16.594 --> 43:18.696 ‫تعریف کنید ببینم چی شد. 43:24.301 --> 43:26.070 ‫این دیگه چیه؟ 43:26.070 --> 43:28.539 ‫این یه دَر جادویی‌ـه. 43:28.539 --> 43:30.541 ‫جنکینز درستش کرده. 43:30.641 --> 43:34.078 ‫این امکان رو می‌ده ‫که این دَر، به هر دَر دیگه‌ای... 43:34.078 --> 43:36.780 ‫توی هر جای دنیا متصل بشه ‫تا در عرض یک ثانیه تله‌پورت کنم. 43:36.814 --> 43:39.283 ‫این نسخۀ کوچیکش رو برای من ساخته ‫تا اینجا ازش استفاده کنم. 43:39.283 --> 43:41.085 ‫خیلی‌خب، یه قانون جدید: 43:41.085 --> 43:43.153 ‫تله‌پورت هم واقعیه. ‫(تله‌پورت: طی‌الأرض) 43:43.153 --> 43:46.256 ‫- پس، از جادو استفاده می‌کنیم. ‫- کتابدارها از جادو استفاده نمی‌کنن. 43:46.256 --> 43:47.625 ‫از یه‌ذره جادو استفاده می‌کنیم. 43:47.658 --> 43:49.259 ‫- از هیچ جادویی. ‫- دَر جادویی. 43:49.259 --> 43:51.261 ‫کتابخونه جادویی‌ـه، کتابدارها نیستن. 43:51.261 --> 43:53.397 ‫- ولی ازش استفاده می‌کنیم. ‫- جادو بی جادو! 43:55.833 --> 43:58.335 ‫یه‌ذره جادو. 44:00.971 --> 44:02.840 ‫حالا فهمیدی من داشتم چی می‌کِشیدم؟ 44:02.840 --> 44:06.043 ‫خب، ما چی‌کار کنیم؟ 44:08.445 --> 44:09.747 ‫شما چی‌کار کنید؟ 44:09.747 --> 44:13.117 ‫خب، اینجاست که سخنرانی همیشگی‌ام رو براتون می‌کنم. 44:13.117 --> 44:16.086 ‫ببینید، این قضیه رو به هر کی بگید 44:16.120 --> 44:18.088 ‫حرف‌تون رو باور نمی‌کنه. 44:18.188 --> 44:21.458 ‫رفیق، من کل عمرم داشتم سعی می‌کردم ثابت کنم ‫که جادو واقعیه. 44:21.692 --> 44:24.328 ‫- حالا ازش فیلم دارم. ‫- مطمئنی؟ 44:32.970 --> 44:34.872 ‫- واقعاً ناراحت‌کننده بود. ‫- بله. 44:34.872 --> 44:37.441 ‫- این ویکرام... ‫- حالا دیگه اسم کوچیک همدیگه رو می‌گیم؟ 44:37.474 --> 44:41.145 ‫ویکرام برمی‌گرده کتابخونۀ اصلی 44:41.145 --> 44:43.647 ‫که تا آخر عمرش زندگی کنه. ‫شما دوتا می‌رید خونه‌هاتون. 44:43.747 --> 44:46.884 ‫من؟ همین‌جا توی این ساختمون الحاقی موندگارم ‫تا بلکه این گند رو تمیز کنم. 44:46.917 --> 44:48.318 ‫وقتی جادو از چاه زد بیرون 44:48.318 --> 44:50.154 ‫ممکنه بیشتر از ۱۵۰۰ کیلومتر سفر کرده باشه. 44:50.154 --> 44:52.056 ‫روح‌مون هم خبر نداره که چندتا عتیقۀ جادویی 44:52.089 --> 44:54.491 ‫- دوباره فعال شدن. ‫- نمی‌تونم اجازه‌ش رو بدم. 44:54.491 --> 44:57.961 ‫که تو گندی رو تمیز کنی ‫که مسئولیتش فقط و فقط به گردن منه. 44:57.961 --> 44:59.563 ‫- خب، وظیفۀ منه. ‫- وظیفۀ منم هست. 45:00.364 --> 45:02.466 ‫یادت رفته که منم کتابدارم؟ 45:02.499 --> 45:04.635 ‫من رو هم کتابخونه انتخاب کرده، ‫درست مثل تو. 45:06.103 --> 45:10.474 ‫خواهش می‌کنم. مسئولیتش با منه. 45:10.507 --> 45:12.209 ‫خب، اگه اون می‌مونه، منم می‌مونم. 45:17.014 --> 45:19.016 ‫شش ماه. 45:19.016 --> 45:21.118 ‫شش ماه. ‫بهتون شش ماه وقت می‌دم. 45:21.118 --> 45:24.521 ‫بعدش ویکرام برمی‌گرده کتابخونۀ اصلی. 45:24.555 --> 45:27.257 ‫چارلی، تو برمی‌گردی ارتش. 45:35.466 --> 45:37.801 ‫برام نوتیفیکشن خبری اومده ‫که مومیایی‌های موزۀ تاریخ... 45:37.835 --> 45:39.036 ‫زنده شدن. 45:40.204 --> 45:42.473 ‫آماده شید. 45:42.473 --> 45:43.774 ‫راستی... 45:46.777 --> 45:48.078 ‫سعی کنید نَمیرید. 45:52.182 --> 45:53.383 ‫گندت بزنن، جونز! 45:53.383 --> 45:55.252 ‫اون دیگه چه کوفتیه؟ 45:56.420 --> 45:59.223 ‫بیا. ‫بریم وسایلت رو جمع کنیم. 46:17.074 --> 46:19.276 ‫ممنون، لایسا. 46:21.145 --> 46:22.946 ‫برای اینکه بهم یادآوری کردی که همدلی... 46:22.980 --> 46:24.882 ‫بهترین ابزار یه کتابدارـه. 46:27.317 --> 46:29.253 ‫قضیۀ این نقاشی رو بهم می‌گی؟ 46:31.588 --> 46:33.090 ‫شباهت ظاهری‌ـه. 46:33.791 --> 46:34.892 ‫همین و بس. 46:48.272 --> 46:50.274 ‫بله. الو؟ می‌دونم، می‌دونم. 46:50.274 --> 46:52.643 ‫الآن دارم راه می‌افتم سمت فرودگاه. 46:54.411 --> 46:55.813 ‫[بلگراد] ‫[موزۀ قلعه] 46:59.082 --> 47:01.785 ‫- نه. ‫- جانم؟ 47:01.785 --> 47:04.254 ‫بالأخره از رازی که دنبالش می‌گشتم سر در آوردم. 47:04.288 --> 47:07.257 ‫رازی که آیندۀ شغلی‌ام رو ‫به‌خاطرش خراب کردم، حقیقت داره. 47:07.357 --> 47:10.627 ‫و برام مهم نیست که نمی‌تونم به کسی بگم. 47:10.661 --> 47:13.030 ‫منم باهاتونم. ‫در ضمن بهم نیاز دارید. 47:13.130 --> 47:15.265 ‫این آقا تقریباً ۲۰۰ سال از تاریخ رو از دست داده، 47:15.299 --> 47:18.702 ‫هم وقایع عادی، هم اسرارآمیز. ‫می‌تونم در جریان قرارش بدم. 47:18.702 --> 47:19.937 ‫بهم نیاز پیدا می‌کنه. 47:19.970 --> 47:21.772 ‫باید خودِ کتابخونه دعوتت کنه 47:21.772 --> 47:24.474 ‫- و نمی‌شه همین‌جوری زرتی... ‫- چرا که نه؟ 47:24.474 --> 47:27.344 ‫توی حل‌کردنِ آخرین معمامون هم نقش کلیدی‌ای داشت. 47:34.852 --> 47:36.320 ‫می‌دونی چیه؟ 47:36.320 --> 47:39.890 ‫به سرمایه‌گذارها بگو یه پیشرفت جدید حاصل شده. 47:40.090 --> 47:43.026 ‫آره، یه چیزی رو کشف کردم ‫که همه‌چی رو عوض می‌کنه. 47:47.264 --> 47:49.433 ‫خب، مومیایی‌ها! 47:50.534 --> 47:53.403 ‫چیه؟ چطور می‌تونم تحقیقاتم رو به پایان برسونم و ‫نتیجه‌ش رو منتشر کنم؟ 47:53.437 --> 47:54.805 ‫اونم وقتی که امروز بهم نشون دادین 47:54.805 --> 47:58.075 ‫یه زمینۀ علمیِ جدید هست که باید بررسی‌اش کنم. 47:58.108 --> 48:01.478 ‫فیزیک قوانین جدیدی داره. ‫باید باهاشون آشنا بشم. 48:02.412 --> 48:05.182 ‫که این‌طور. ‫خب، نکته‌ای که درمورد مومیایی‌ها وجود داره: 48:05.182 --> 48:07.584 ‫خیلی خاکی‌ان و بوی ناخوشایندی می‌دن. 48:09.786 --> 48:12.289 ‫وای! 48:12.289 --> 48:14.291 ‫اوه... 48:14.291 --> 48:16.260 ‫اوه! 48:16.860 --> 48:17.928 ‫اوه! 48:19.263 --> 48:20.831 ‫عه! 48:26.403 --> 48:27.804 ‫اوه. 48:29.039 --> 48:30.340 ‫رفیق! 48:30.374 --> 48:32.809 ‫تو همونی هستی که ‫اسم گروه‌مون رو از روش گذاشتیم. 48:46.957 --> 48:52.729 www.Doostihaa.com