WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:07.173 --> 00:08.925 ‫پدر، این چیه؟ 00:09.009 --> 00:12.053 ‫یه راهروئه که «چپ» و «راست» رو ‫به قلعه وصل می‌کنه. 00:12.137 --> 00:13.179 ‫اصلاً روحمم خبر نداشت همچین چیزی اینجاست. 00:13.930 --> 00:19.894 ‫ارباب این راهروی مخفی رو ‫همون موقعی ساخت که این دهکده یه قلعه بود. 00:19.978 --> 00:22.689 ‫افراد کمی ازش خبر دارن. 00:23.356 --> 00:25.525 ‫به هیچ‌کس در موردش نگو. 00:25.608 --> 00:27.694 ‫فقط وقتی که مجبوری ازش استفاده کن. 00:30.447 --> 00:34.451 ‫پایگاه‌های «چپ» و «راست» خروجی دهکده، ‫دقیقاً بالای سر ماست. 00:37.454 --> 00:38.705 ‫گوش کن چی می‌گم، یورو. 00:38.788 --> 00:43.918 ‫چپ و راست همیشه هوات رو دارن. 00:45.045 --> 00:48.006 ‫ما تموم این مدت اینجا بودیم ‫و حواسمون بهت بود، یورو. 00:48.089 --> 00:51.968 ‫از این به بعد، ما دیمون‌های تو هستیم. 00:52.761 --> 00:55.764 ‫شما... «چپ» و «راست» هستین؟ 02:25.687 --> 02:28.815 ‫پس این بچه‌ننه اربابمونه؟ 02:28.898 --> 02:32.569 ‫این‌جوری نگو، راست. ‫داری اربابمون رو ناراحت می‌کنی. 02:32.652 --> 02:34.028 ‫سلام، چپ و راست. 02:34.654 --> 02:35.613 ‫از دیدنتون خوشبختم. 02:35.697 --> 02:37.740 ‫تو «درا» هستی، خادم دیمون‌ها. 02:37.824 --> 02:40.034 ‫حواسمون به تو هم بوده. 02:40.535 --> 02:44.914 ‫اون پرنده‌ها رو زمین زدیم ‫چون انگار می‌خواستن بهت آسیب بزنن، 02:44.998 --> 02:46.749 ‫اما اونا چی بودن؟ 02:46.833 --> 02:49.294 ‫اونا وسایل نقلیۀ دنیای مُدرن پایین کوه هستن. 02:49.377 --> 02:51.546 ‫ولی الان واسه گپ زدن وقت نداریم. 02:52.172 --> 02:55.091 ‫حداقل دو خطر بزرگ پیداشون شده. 02:55.175 --> 02:58.136 ‫کمکمون کنین سریع و سالم ‫از کوه پایین بریم. 02:58.219 --> 02:59.053 ‫درا. 02:59.762 --> 03:01.973 ‫تو اربابمون نیستی. 03:02.056 --> 03:04.309 ‫ارباب ما یوروئه. 03:04.392 --> 03:05.935 ‫ما از دستورات اون اطاعت می‌کنیم. 03:06.019 --> 03:09.731 ‫می‌دونم، ولی الان وقت ندارم ‫شرایط رو بهش توضیح بدم. 03:09.814 --> 03:11.191 ‫ایش. 03:11.274 --> 03:13.860 ‫شما دیمون‌های کی هستین؟ ‫اون پیرمرده؟ 03:13.943 --> 03:15.570 ‫اون هیولای دندونی دیگه چیه؟! 03:15.653 --> 03:17.488 ‫چی گفتم بهتون؟ اونا اینجان! 03:17.572 --> 03:20.200 ‫تازه بعد از اینکه با نارنجک زدمشون هم ‫هیچیشون نشد! 03:20.783 --> 03:22.452 ‫جون‌سختیِ دیمون‌های منو دست‌کم نگیر. 03:23.119 --> 03:24.704 ‫و بهشونم نگو هیولا. بی‌ادبیه. 03:25.788 --> 03:26.915 ‫بذار ببینم... 03:27.415 --> 03:30.126 ‫یه پسر شونزده ساله. تو یورو هستی؟ 03:30.210 --> 03:32.420 ‫من؟ من هفده سالمه. 03:32.503 --> 03:34.005 ‫البته با حساب‌وکتابِ سنتی. 03:34.088 --> 03:35.381 ‫از نظر دنیای بیرون تو شونزده سالته. 03:35.465 --> 03:36.466 ‫چی‌چی؟ 03:36.549 --> 03:39.177 ‫که این‌طور. پس تو داداشِ آسا هستی. 03:40.595 --> 03:41.429 ‫آسا؟ 03:45.850 --> 03:48.019 ‫من اینجام تا بقیه رو بکُشم. 03:49.354 --> 03:51.272 ‫چرا باهام نمیای؟ 03:53.358 --> 03:56.027 ‫شماها اهالی دهکده رو کشتین؟ 03:56.110 --> 03:57.570 ‫خودِ خودمونیم. 03:58.321 --> 04:03.409 ‫ارباب یورو، تو فقط لب تر کن ‫تا هرچی دستور بدی اطاعت کنیم. 04:03.493 --> 04:05.870 ‫من هیچ دستوری بهتون نمی‌دم. 04:06.788 --> 04:08.665 ‫شما نگهبانان الهی دهکده‌این. 04:08.748 --> 04:11.000 ‫جرئت نمی‌کنم بهتون دستور بدم. 04:13.628 --> 04:16.839 ‫ولی دو تا درخواست دارم. 04:17.382 --> 04:21.302 ‫اول اینکه، حتماً یه عده‌ای زنده موندن. 04:21.386 --> 04:23.888 ‫ببرینشون یه جای امن. 04:24.472 --> 04:27.183 ‫و دوم اینکه... 04:28.142 --> 04:31.437 ‫اون فسقلی مال منه. بهش دست نزنین. 04:32.855 --> 04:36.025 ‫غیر از اینا، هر کاری دلتون می‌خواد بکنین. 04:38.319 --> 04:39.779 ‫شانس آوردیم، چپ. 04:40.363 --> 04:43.283 ‫ارباب جدیدمون کاری به کارمون نداره. 04:44.033 --> 04:45.785 ‫حله! 04:56.045 --> 04:57.463 ‫ننه یاماها. 04:58.256 --> 05:01.217 ‫ما هیچ‌وقت نمی‌بخشیمت. 05:01.843 --> 05:04.262 ‫تقاص کاری که کردی رو پس می‌دی. 05:19.319 --> 05:21.070 ‫اون کار به کارمون نداره. 05:21.654 --> 05:23.281 ‫حله! 05:27.994 --> 05:30.163 ‫اهالی دهکده رو به جای امنی می‌برم. 05:30.872 --> 05:33.666 ‫مراقب باش. نیمه‌ی دیگه‌م یه‌کم جوشیه. 05:36.127 --> 05:37.295 ‫چی؟! 05:39.505 --> 05:41.507 ‫من فقط دارم دستورات اربابم رو اجرا می‌کنم. 05:42.175 --> 05:44.052 ‫هر کاری دلم بخواد می‌کنم. 05:50.391 --> 05:51.809 ‫تیر دوم! 05:58.983 --> 06:01.027 ‫این دیمون‌ها خیلی جون‌سختن. 06:01.110 --> 06:02.737 ‫- می‌رم سراغش! ‫- هی! 06:02.820 --> 06:03.863 ‫ای بابا! 06:03.946 --> 06:05.281 ‫چرا داره این‌جوری می‌شه؟ 06:05.365 --> 06:07.033 ‫تو رو خدا بیاین از این کوه بریم پایین. 06:14.082 --> 06:17.168 ‫هی، زنده‌ای؟ هی. 06:20.421 --> 06:22.215 ‫اوه، زنده‌ای. 06:26.344 --> 06:28.388 ‫این باید خونِ یکی دیگه باشه. 06:28.471 --> 06:30.890 ‫تو که زخمی نشدی. خوبه. 06:34.352 --> 06:38.815 ‫پاک یادم رفته بود! نمی‌تونی منو ببینی. 06:40.817 --> 06:44.028 ‫نگران نباش. من هیولا نیستم. 06:44.112 --> 06:47.532 ‫می‌برمت یه جای امن. 06:49.575 --> 06:50.535 ‫اوه؟ 06:54.038 --> 06:55.123 ‫جدی؟ 06:55.206 --> 06:58.292 ‫همه تا منو دیدن غش کردن. 06:58.376 --> 07:00.128 ‫می‌دونی؟ به آدم برمی‌خوره خب! 07:01.379 --> 07:06.342 ‫اونا به بزرگترها هیچ رحمی نکردن، ‫ولی به بچه‌ها آسیبی نزدن. 07:10.888 --> 07:12.932 ‫تو می‌تونی منو ببینی، نه؟ 07:27.572 --> 07:29.282 ‫یه سلام خشک‌وخالی هم نمی‌کنی؟ 07:30.074 --> 07:32.410 ‫قدرت خطرناکی داری. 07:32.493 --> 07:36.289 ‫اگه دلت دعوا می‌خواد، باهات می‌جنگم... ‫ولی دستور اربابم اینه که... 07:39.959 --> 07:43.129 ‫بچه‌های این دوره‌زمونه ‫اصلاً به حرف آدم گوش نمی‌دن! 07:48.509 --> 07:49.969 ‫اون دختر... 08:03.941 --> 08:07.069 ‫شوخیت گرفته! ‫دو نفر به یه نفر! 08:28.549 --> 08:29.926 ‫دومی؟! 08:31.719 --> 08:32.595 ‫آسا! 08:41.896 --> 08:42.730 ‫لعنتی! 08:43.898 --> 08:45.107 ‫گابی! 08:46.234 --> 08:48.528 ‫ممنون، آسا. 08:48.611 --> 08:49.570 ‫تکون نخور! 08:53.074 --> 08:54.992 ‫تو کی هستی؟ حرف بزن. 08:55.076 --> 08:57.828 ‫من خواهرتم، آسا. 08:57.912 --> 09:00.706 ‫دروغگو! آسا که انقدر گنده نیست! 09:00.790 --> 09:04.293 ‫توی دنیای بیرون ‫دسترسی به تغذیه خیلی بهتره. 09:04.377 --> 09:06.587 ‫آسا هیچ‌وقت این‌جوری اخم نمی‌کنه. 09:06.671 --> 09:07.713 ‫من سختی‌های زیادی کشیدم. 09:07.797 --> 09:09.507 ‫یه‌کم بی‌اعصابم، خب؟ 09:11.008 --> 09:12.301 ‫هی! 09:12.385 --> 09:15.221 ‫خوب نیست اعضای خانواده با هم دعوا کنن! 09:20.810 --> 09:24.772 ‫بوی خون این دختره ‫دقیقاً بوی خون تو رو می‌ده، یورو. 09:24.855 --> 09:27.358 ‫- شماها خواهر و برادرین. ‫- چی؟! 09:27.984 --> 09:31.445 ‫پس اون آسایی که توی قلعه‌ست کیه؟ 09:31.529 --> 09:32.947 ‫یه آسای قلابی. 09:35.866 --> 09:41.956 ‫ده سال پیش، بعد از اینکه پدر و مادرمون ‫منو برداشتن و از دهکده فرار کردن، 09:42.039 --> 09:46.294 ‫ننه و بقیه ترسیدن تو هم فرار کنی. 09:48.754 --> 09:53.759 ‫واسه همین یه آسای قلابی درست کردن ‫تا تو رو اینجا پابند کنن. 09:54.802 --> 09:57.221 ‫تو برادر بزرگترِ مهربون و دلسوزی هستی. 09:57.305 --> 10:01.058 ‫تا وقتی آسا توی دهکده بود، ‫ول نمی‌کردی بری. 10:02.476 --> 10:05.563 ‫اون آسا قلابیه. 10:14.989 --> 10:18.326 ‫حالا که تجدید دیدار احساسیتون تموم شد، 10:18.409 --> 10:21.621 ‫می‌شه عقب بکشی، آسا؟ 10:21.704 --> 10:23.039 ‫آقای درا! 10:23.122 --> 10:25.291 ‫اونا فقط دنبال توئن. 10:25.374 --> 10:29.211 ‫ما هنوز نمی‌دونیم این آسای مثلاً واقعی ‫چه کارهایی از دستش برمیاد. 10:29.295 --> 10:33.257 ‫و اگه بمونی، ‫ممکنه دهکده خسارت بیشتری ببینه. 10:34.467 --> 10:36.927 ‫هنوزم یه عده زنده موندن، مگه نه؟ 10:45.645 --> 10:46.604 ‫هی. 10:47.938 --> 10:50.274 ‫دیگه به اهالی دهکده صدمه نزن. 10:50.358 --> 10:53.402 ‫می‌ذارم این فسقلی بره، ‫پس عقب‌نشینی کن. 10:55.863 --> 10:57.406 ‫- باشه. ‫- آسا! 10:58.074 --> 10:59.116 ‫تا بعد. 11:09.043 --> 11:10.419 ‫آخ... 11:10.503 --> 11:12.880 ‫چرا نمی‌گیریمش؟ 11:12.963 --> 11:18.052 ‫چون زخم‌هات نیاز به رسیدگی دارن ‫و می‌دونیم که اون الان جاش امنه. 11:18.135 --> 11:19.720 ‫آخ... 11:19.804 --> 11:20.638 ‫خوبی؟ 11:21.639 --> 11:26.936 ‫می‌دونی؟ داداشت بدجور بی‌رحمه. 11:27.019 --> 11:27.853 ‫آره. 11:28.854 --> 11:31.357 ‫- کارش درسته. ‫- آره. 11:32.024 --> 11:33.275 ‫اون زنده‌ست. 11:33.776 --> 11:34.610 ‫آره. 11:36.237 --> 11:37.363 ‫اون زنده‌ست. 11:41.951 --> 11:44.745 ‫داداشم زنده‌ست. 12:05.099 --> 12:06.684 ‫حصار داره برمی‌گرده. 12:07.601 --> 12:09.145 ‫باید سریع از کوه بریم پایین. 12:28.497 --> 12:30.416 ‫صدای اون هلیکوپترها خیلی بلند بود. 12:30.499 --> 12:31.876 ‫قضیه چی بود؟ 12:32.460 --> 12:34.545 ‫شاید یکی نیاز به کمک داشته. 12:35.045 --> 12:38.466 ‫خیلی‌ها توی این کوه‌ها گم می‌شن. 12:38.549 --> 12:41.010 ‫خیلی‌هاشونم هیچ‌وقت پیدا نمی‌شن. 12:41.844 --> 12:43.345 ‫شاید مثل همون داستان ترسناکه‌ست. 12:43.429 --> 12:46.098 ‫همونی که... 12:46.182 --> 12:47.099 ‫دهکده‌ی گمشده! 12:47.183 --> 12:48.017 ‫آره، همون. 12:48.601 --> 12:52.980 ‫کوهنوردها یهو سر از یه دنیای دیگه درمیارن. 12:53.063 --> 12:55.816 ‫یه دهکده‌ای اونجاست که ‫اصلاً نباید اونجا باشه. 12:55.900 --> 12:59.779 ‫حتی اگه بعداً برگردن هم ‫هیچ اثری ازش نیست. 13:00.362 --> 13:01.989 ‫سلام! 13:02.072 --> 13:02.907 ‫اوه. 13:03.616 --> 13:04.867 ‫سلام. 13:04.950 --> 13:06.577 ‫اونا باربر کوهستان بودن؟ 13:06.660 --> 13:08.204 ‫یا شکارچی‌های سنتی؟ 13:08.287 --> 13:09.371 ‫[مسیر پیاده‌روی دهکدۀ قدیمی هیگاشی] 13:09.455 --> 13:10.539 ‫باد خیلی شدیده. 13:10.623 --> 13:12.208 ‫بیا برگردیم پایین. 13:15.920 --> 13:17.129 ‫دیگه نمی‌تونیم دهکده رو ببینیم. 13:17.713 --> 13:19.924 ‫حتماً دوباره رفته توی حصار. 13:20.007 --> 13:21.884 ‫می‌شه برنگردیم؟ 13:22.384 --> 13:25.095 ‫اگه واقعاً بخوای، می‌تونی برنگردی. 13:26.180 --> 13:29.892 ‫ولی یکی که می‌دونسته چطوری پیداش کنه ‫حصار رو شکسته. 13:29.975 --> 13:34.188 ‫اونا دنبال تو بودن، ‫پس اونجا قایم شدن فایده‌ای نداره. 13:34.271 --> 13:35.481 ‫برگشتنم فایده‌ای نداره. 13:35.981 --> 13:37.775 ‫می‌ریم دنیای پایین ‫قاتیِ جمعیت می‌شیم. 13:40.027 --> 13:40.986 ‫از این طرف. 13:46.951 --> 13:49.328 ‫واای! 13:51.121 --> 13:52.790 ‫ممنون که منتظر موندی، هانا. 13:53.707 --> 13:55.459 ‫قضیه چیه، سنپای؟ 13:55.543 --> 13:59.129 ‫می‌دونستم قراره یه آدم با خودت بیاری، ‫ولی حرفی از دیمون‌ها نزدی! 13:59.630 --> 14:00.673 ‫اون می‌تونه ما رو ببینه. 14:00.756 --> 14:02.258 ‫ببخشید. 14:03.259 --> 14:05.261 ‫تو راه برات تعریف می‌کنم. 14:05.928 --> 14:08.472 ‫ما رو از اینجا ببر. 14:08.556 --> 14:10.474 ‫یورو در خطره. 14:10.558 --> 14:12.893 ‫این یکی از دوقلوهاست؟ 14:12.977 --> 14:14.979 ‫و اینا هم چپ و راستن. 14:16.480 --> 14:17.481 ‫این چیزه چیه؟ 14:17.565 --> 14:19.567 ‫یه تیکه آهنه. 14:19.650 --> 14:21.902 ‫اصلاً گوش نمی‌دن. 14:21.986 --> 14:23.571 ‫از آشنایی باهات خوشبختم، یورو. 14:23.654 --> 14:24.697 ‫همچنین. 14:25.281 --> 14:29.910 ‫من هانا هستم. من و سنپای درا با هم ‫به‌عنوان خادم دیمون‌ها کار می‌کنیم. 14:30.536 --> 14:34.707 ‫چپ و راست، این دوروبر ‫کسی که دیمون داشته باشه هست؟ 14:34.790 --> 14:36.417 ‫نه. هیچ‌کس نیست. 14:36.500 --> 14:40.004 ‫ایول. پس بریم یه جای شلوغ. 14:40.087 --> 14:41.255 ‫سوار شو، یورو. 14:41.338 --> 14:42.423 ‫این دیگه چیه؟ 14:43.007 --> 14:45.926 ‫ازم می‌خوای برم ‫توی این دستگاه عجیب‌غریب؟ 14:46.427 --> 14:47.511 ‫آره. 14:47.595 --> 14:50.598 ‫بهش می‌گن ماشین. 14:50.681 --> 14:52.391 ‫یه وسیلۀ نقلیه توی دنیای پایینه. 14:52.933 --> 14:57.646 ‫ام، از آهن و این‌جور چیزها ساخته شده ‫و این خانم هم راننده‌شه، و... 15:01.525 --> 15:04.361 ‫توش اسب داره و خیلی تند می‌ره! 15:06.071 --> 15:07.072 ‫آهان. 15:07.156 --> 15:08.532 ‫پس این‌جوری کار می‌کنه. 15:08.616 --> 15:09.575 ‫فهمیدم. 15:10.618 --> 15:12.036 ‫جدی؟ 15:13.579 --> 15:16.123 ‫سواریمون دیر کرده. 15:16.790 --> 15:20.169 ‫هنوز که توی حصار نیستیم، هستیم؟ 15:20.252 --> 15:22.630 ‫چون آنتن داریم ‫پس باید بیرون باشیم. 15:22.713 --> 15:23.380 ‫[ما کنار تابلوی 2 کیلومتری ‫مسیر پیاده‌روی دهکدۀ قدیمی هیگاشی هستیم] 15:23.464 --> 15:27.134 ‫حتی اگه هنوز توش بودیم هم، ‫باز می‌تونستیم به‌زور بازش کنیم. 15:28.594 --> 15:29.887 ‫اوناهان. 15:30.596 --> 15:32.097 ‫ممنون که منتظر موندین. 15:32.181 --> 15:33.891 ‫انگار توی بد دردسری افتادین. 15:34.475 --> 15:36.518 ‫ممنون که اومدی، جین. 15:37.186 --> 15:40.105 ‫ممنون که این‌همه راه ‫تا بالای کوه اومدی، آقای جین. 15:40.189 --> 15:42.816 ‫شنیدم دیمون‌های جدیدی پیداشون شده. 15:42.900 --> 15:45.319 ‫شاید بهتر بود منم باهاتون می‌اومدم. 15:46.236 --> 15:47.947 ‫بذارینش روی برانکارد. 15:48.030 --> 15:50.324 ‫گابی، زخم‌هات در چه حاله؟ 15:50.407 --> 15:51.825 ‫خون‌ریزیشون بند اومده. 15:52.409 --> 15:54.119 ‫یه نوک تیر توی شونه‌مه. 15:54.203 --> 15:55.788 ‫می‌شه بعداً درش بیاری؟ 15:55.871 --> 15:57.915 ‫تیری که به پام خورد ‫از اونورش زد بیرون. 15:57.998 --> 15:59.667 ‫جراحاتت شدیدن. 15:59.750 --> 16:01.877 ‫جوری حرف نزن انگار پشه نیشت زده. 16:02.461 --> 16:04.213 ‫من خوبم. 16:04.296 --> 16:06.131 ‫به درد عادت دارم. 16:07.466 --> 16:10.260 ‫خب، از اونجایی که برادرت همراهت نیست... 16:10.844 --> 16:11.929 ‫فرار کرد. 16:12.429 --> 16:14.723 ‫ولی از وجودش مطمئن شدی، آره؟ 16:14.807 --> 16:16.266 ‫اون صحیح و سالمه. 16:16.850 --> 16:19.395 ‫رفت پایین کوه. ‫شما بهش برنخوردین؟ 16:19.478 --> 16:23.273 ‫نه، با اینکه تموم مسیرها رو بسته بودیم. 16:23.857 --> 16:25.985 ‫پس از یه راه دیگه فرار کردن. 16:26.068 --> 16:27.778 ‫شاید هنوز توی کوهستان باشن. 16:27.861 --> 16:29.655 ‫اگه هلیکوپتر داشتیم... 16:30.990 --> 16:33.534 ‫دو تا هلیکوپتر ‫و همۀ سربازهامون رو از دست دادیم. 16:34.118 --> 16:35.869 ‫اون پیرمرد حسابی جوش میاره. 16:35.953 --> 16:37.788 ‫طاقت بیار، جین. 16:37.871 --> 16:40.791 ‫برادرِ آسا با یه مرد میانسال ‫به اسم درا فرار کرد. 16:41.709 --> 16:42.584 ‫درا. 16:42.668 --> 16:45.337 ‫احتمالاً همونیه که ‫سربازها رو هم کشته. 16:45.421 --> 16:47.840 ‫آقای کاگموری، نکنه درا...؟ 16:48.966 --> 16:50.843 ‫خاندان تادرا. 16:51.427 --> 16:55.180 ‫چرا باید روزی رو انتخاب می‌کردیم که ‫یه خادم دیمونِ تادرا اونجا باشه؟ 16:56.265 --> 17:00.019 ‫کاش منم دیمونِ خودم رو می‌آوردم. 17:01.645 --> 17:05.274 ‫بگذریم، ما چپ و راست رو آزاد کردیم، 17:05.357 --> 17:09.653 ‫چند تا هلیکوپتر رو انداختیم ‫و تو راه اینجا دیمون‌های دشمن رو از پا درآوردیم. 17:09.737 --> 17:13.824 ‫بیشتر سربازهایی که دیدم رو کشتم، ‫ولی خیلی زیاد بودن. 17:13.907 --> 17:16.076 ‫حتی سرباز هم آورده بودن؟ 17:16.160 --> 17:18.120 ‫عجب آدم‌های رومخی به نظر میان. 17:18.203 --> 17:21.665 ‫مگه نه؟ احتمالاً کار خاندان کاگموریه. 17:21.749 --> 17:22.624 ‫کاگموری‌ها؟! 17:22.708 --> 17:25.586 ‫الان دیگه اسم و قیافه‌م رو می‌دونن. 17:27.379 --> 17:29.715 ‫دلم می‌خواست زندگی آرومی داشته باشم. 17:33.427 --> 17:35.971 ‫حس می‌کنم دیمون‌ها دارن نزدیک می‌شن. 17:36.055 --> 17:36.889 ‫جدی؟! 17:36.972 --> 17:39.516 ‫یعنی افتادن دنبالمون؟ 17:39.600 --> 17:40.392 ‫به این زودی؟ 17:41.226 --> 17:43.979 ‫کاری باهامون ندارن. 17:44.897 --> 17:46.523 ‫از دوستان قدیمی‌ان. 17:52.404 --> 17:56.033 ‫اگه اینجایین، یعنی یه ارباب جدید پیدا کردین؟ 17:56.116 --> 17:58.952 ‫آره، ازبس خیلی وقته پایین کوه نیومدیم، 17:59.036 --> 18:00.829 ‫هیچ نمی‌دونیم چه خبره. 18:00.913 --> 18:02.623 ‫چهارصد سالی می‌شه. 18:03.207 --> 18:05.667 ‫این بچه ارباب جدیدمونه. 18:05.751 --> 18:08.670 ‫اوه، چه خوب. ‫من عاشق بچه‌هام. 18:09.338 --> 18:12.508 ‫اون یکی از دوقلوهاییه که ‫شب و روز رو جدا می‌کنن. 18:15.302 --> 18:17.054 ‫خب، کار آسونی در پیش ندارین. 18:18.764 --> 18:20.516 ‫حالا می‌خواین چی‌کار کنین؟ 18:20.599 --> 18:21.767 ‫از کجا معلوم؟ 18:21.850 --> 18:25.187 ‫به نظر میاد فعلاً می‌خوایم ‫توی یه دهکده‌ی پرجنب‌وجوش قایم بشیم. 18:25.687 --> 18:26.814 ‫که این‌طور. 18:27.564 --> 18:30.234 ‫وقتی برگشتین برام تعریف کنین. 18:31.902 --> 18:33.695 ‫سفر به سلامت. 18:36.782 --> 18:38.325 ‫این اولین باریه که می‌بینمشون! 18:38.408 --> 18:40.494 ‫اولین باریه که می‌بینمشون! ‫اولین باریه که می‌بینمشون! 18:40.577 --> 18:42.287 ‫اونا واقعاً وجود دارن؟ 18:42.371 --> 18:44.206 ‫اونا دیگه چه جونورهایی بودن؟ 18:44.289 --> 18:45.666 ‫- بهشون نگو جونور! ‫- بهشون نگو جونور! 18:46.250 --> 18:47.793 ‫اون اوشیراساما بود! 18:47.876 --> 18:51.588 ‫اونا خدایان واقعین، سطحشون ‫از یه دیمون معمولی خیلی بالاتره! 18:51.672 --> 18:53.507 ‫- واقعی...؟ ‫- اصلِ اصل! 18:54.216 --> 18:57.052 ‫هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم تا زنده‌م ‫بتونم ببینمشون. 18:57.136 --> 19:00.013 ‫خیلی خوشحالم که زنده‌م. 19:00.806 --> 19:04.601 ‫می‌دونی، توی دهکده‌ی ما هم ‫باهامون مثل خدایان رفتار می‌شه. 19:04.685 --> 19:07.437 ‫این تبعیض واسه چیه؟ 19:08.021 --> 19:10.065 ‫پس انواع و اقسام دیمون وجود داره. 19:10.149 --> 19:11.191 ‫دقیقاً. 19:11.275 --> 19:14.862 ‫ما انسان‌ها فقط دوست داریم ‫اونا رو در ژانرهای مختلف دسته‌بندی کنیم. 19:14.945 --> 19:15.988 ‫ژانر...؟ 19:16.071 --> 19:22.327 ‫همون نوع یا دسته‌بندیه، ‫مثلاً خدایان یا ارواح. 19:22.411 --> 19:26.623 ‫بعضی‌ها مثل اوشیراساما ‫با آرامش کنار آدم‌ها زندگی می‌کنن، 19:26.707 --> 19:32.754 ‫بعضی‌ها هم واسه اربابشون شانس میارن ‫و بعضی‌ها هم تشویق به کارهای خلاف می‌کنن. 19:32.838 --> 19:36.383 ‫اون دندون مصنوعی‌هایی که بهمون حمله کردن ‫احتمالاً از نوع جنگی بودن. 19:36.884 --> 19:39.261 ‫فک بالا و پایین ‫با هم یه جفت رو می‌سازن. 19:39.845 --> 19:43.265 ‫شنیدم اگه دیمون‌ها از اربابشون ‫خوششون نیاد، درجا قورتش می‌دن. 19:44.183 --> 19:48.187 ‫متأسفم. من گذاشتم داداشم بره. 19:48.270 --> 19:50.647 ‫باهات میام تا توبیخ بشم. 19:50.731 --> 19:52.816 ‫تقصیر تو نیست، آسا. 19:52.900 --> 19:55.110 ‫تو داشتی از من محافظت می‌کردی. 19:55.194 --> 19:57.404 ‫نگران این موضوع نباشین. 19:57.946 --> 20:02.993 ‫پیرمرد همین که بفهمه اون زنده‌ست ‫و از کوهستان اومده بیرون خوشحال می‌شه. 20:03.076 --> 20:07.372 ‫نه، جدی می‌گم. اگه آسا اونجا نبود، ‫ممکن بود منو بگیرن. 20:08.040 --> 20:10.417 ‫دیمون‌هاش انقدر قوی بودن؟ 20:10.500 --> 20:15.797 ‫آره، اما برادر آسا بود که ‫با تیرکمون بهم شلیک کرد. 20:15.881 --> 20:19.384 ‫اول قدرت حرکتم رو از کار انداخت، ‫بعدشم دست اصلیم رو. 20:19.468 --> 20:21.637 ‫برادرت خیلی بی‌رحمه. 20:21.720 --> 20:25.015 ‫ذهنیت یه شکارچی رو داره. 20:34.858 --> 20:35.692 ‫لعنتی. 20:36.443 --> 20:38.320 ‫داره بارون می‌باره. 20:38.403 --> 20:42.532 ‫اگه زودتر به آقای کاگموری نرسیم، ‫جا می‌مونیم. 20:42.616 --> 20:43.617 ‫بهتره عجلـ... 20:45.160 --> 20:46.495 ‫اینجا نیست. 20:50.666 --> 20:52.960 ‫تا حالا پنج بار اومدیم اینجا. 20:53.543 --> 20:55.963 ‫بدبخت شدیم. نمی‌تونیم بریم. 20:55.963 --> 21:00.968 www.Doostihaa.com 22:32.768 --> 22:34.061 ‫«مروری بر قسمت بعد» 22:34.144 --> 22:37.272 ‫کارت که تموم شد سیفون رو بکش. 22:37.356 --> 22:38.315 ‫استان گونتاما. 22:38.398 --> 22:39.566 ‫استان گونتاما. 22:39.649 --> 22:43.028 ‫چرا باید با تو ازدواج کنم؟!