WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:08.600 --> 00:10.120 ‫اینم از این. 00:12.200 --> 00:14.400 ‫نه، گاوها، نکنید! 00:15.520 --> 00:17.920 ‫برید عقب، برید عقب! 00:18.080 --> 00:19.160 ‫حالیتون میشه؟ 00:19.920 --> 00:21.760 ‫برید عقب. 00:21.960 --> 00:23.400 ‫من تنهام. 00:43.440 --> 00:45.160 ‫صبح بخیر، خوک‌ها. 00:46.720 --> 00:47.560 ‫نکن! 00:56.080 --> 00:58.280 ‫می‌خوام شفاف‌سازی کنم 00:59.200 --> 01:02.080 ‫که واقعاً برای کیلب خوشحالم. 01:02.240 --> 01:03.640 ‫من سوسیالیست نیستم. 01:03.800 --> 01:06.200 ‫دلم می‌خواد موفق بشه و پول دربیاره، 01:06.360 --> 01:09.800 ‫می‌خوام یه روز بتونه مزرعه خودش رو بخره. 01:10.720 --> 01:11.760 ‫ولی... 01:12.640 --> 01:16.560 ‫یه مقدار من رو تو دردسر انداخته. 01:18.560 --> 01:21.560 ‫شب بخیر، کاونتری! 01:21.720 --> 01:25.040 ‫لطفاً یه کف زراعتی مرتب 01:25.200 --> 01:26.920 ‫به افتخار کشاورز تور بزنید. 01:27.080 --> 01:30.280 ‫از چیپینگ نورتون، 01:30.440 --> 01:34.440 ‫کیلب کوپر! 01:48.880 --> 01:50.600 ‫تمومش کن، نه! ولم کن. 02:12.360 --> 02:15.120 ‫به مزرعه کلارکسون خوش برگشتید، 02:17.080 --> 02:19.800 ‫اوضاع اینجا یه مقدار زیر و رو شده. 02:20.000 --> 02:21.640 ‫چطوری، رفیق؟ خوبی؟ 02:22.720 --> 02:24.920 ‫- اینجا رو ببینید. ‫- اینم از این. خوشحال شدم. 02:25.640 --> 02:27.960 ‫کیلب تبدیل به یه سلبریتی شده. 02:28.160 --> 02:29.560 ‫اونجا رو نگاه کنید. 02:31.560 --> 02:33.120 ‫و من در سرمای زمستون گیر کردم. 02:34.280 --> 02:36.160 ‫بیرون، تو مزرعه... 02:37.280 --> 02:38.720 ‫تنهایی دارم 02:39.160 --> 02:40.640 ‫همه کارها رو انجام میدم. 02:43.320 --> 02:49.840 ‫«قسمت ۲۵: کار تک‌نفره» 02:51.400 --> 02:53.840 ‫یالا، صبحتون بخیر. وقتی من بیدار شدم ‫یعنی بقیه هم می‌تونن. 02:54.440 --> 02:55.600 ‫بیاید. 02:55.760 --> 02:57.880 ‫آره، می‌دونم بارون میاد. بیا بیرون. 02:58.440 --> 03:01.680 ‫خواهش می‌کنم بیا دیگه. ‫تو رو خدا. هم سرده هم بارون میاد. 03:01.840 --> 03:02.760 ‫بدو! 03:04.760 --> 03:06.040 ‫بیا بیرون! 03:09.720 --> 03:13.040 ‫میگن یه مرد تنها 03:13.480 --> 03:15.320 ‫باید بتونه از پس 03:15.800 --> 03:19.840 ‫یه مزرعه چهارصد و بیست هکتاری بربیاد، ‫احتمالاً راست میگن، 03:20.000 --> 03:22.360 ‫به شرط اینکه اون مرد شایسته و کاری باشه. 03:23.640 --> 03:26.600 ‫اگه مزرعه‌ش قابل کشت باشه هم حق دارن. 03:26.960 --> 03:29.800 ‫ولی مزرعه ما ترکیبیه. ‫من کلی محصول دارم. 03:29.960 --> 03:31.800 ‫با خوک، 03:31.960 --> 03:33.440 ‫و گاو، 03:34.120 --> 03:35.440 ‫و گوسفند، 03:35.800 --> 03:37.280 ‫و بز، 03:37.720 --> 03:38.960 ‫و مرغ. 03:45.040 --> 03:46.160 ‫تخم‌مرغ. 03:46.640 --> 03:47.560 ‫خوبه. 03:50.520 --> 03:52.720 ‫آره، دارم دستشوییشون رو جمع می‌کنم. 04:01.160 --> 04:02.440 ‫این چیه؟ 04:02.640 --> 04:05.440 ‫دو و نیم تُن غذای پرنده‌های وحشی. 04:05.920 --> 04:06.840 ‫چرا... چرا... 04:08.000 --> 04:09.320 ‫چارلی ایرلند هستم. 04:09.480 --> 04:12.520 ‫متاسفانه الان نمی‌تونم باهاتون ‫صحبت کنم، بعداً تماس می‌گیرم. 04:13.280 --> 04:14.360 ‫بفرما، بزها. 04:14.560 --> 04:16.400 ‫عه، عه، عه! 04:16.800 --> 04:19.080 ‫نه، گندش بزنه! یکیشون در رفت! 04:19.280 --> 04:20.680 ‫دوتاشون در رفتن. 04:21.080 --> 04:22.480 ‫عجبا. 04:22.680 --> 04:25.160 ‫برو عقب، وگرنه تبدیلت می‌کنم به ‫غذای رستوران هندی. 04:25.360 --> 04:26.640 ‫اه، اه، اه! 04:26.800 --> 04:30.680 ‫و متاسفانه لیسا هم نبود که کمکم کنه 04:31.440 --> 04:36.400 ‫چون تو آسکفوردشیر مشغول یکی از ‫پروژه‌های مربوط به زنان بود، 04:36.560 --> 04:39.120 ‫و داشت یاد می‌گرفت چطوری عطر درست کنه. 04:41.000 --> 04:42.440 ‫اول نت‌های اولیه رو داریم، 04:42.600 --> 04:45.720 ‫مثل پرتقال، ترنج، لیمو. 04:45.880 --> 04:49.280 ‫و نت وسطی میشه گل رز، یاسمن، و اسطوخودوس. 04:49.440 --> 04:52.560 ‫بعد می‌رسیم به نعنای هندی، و... 04:53.040 --> 04:55.600 ‫مشک، که بوی عمیق‌تری داره... 05:00.200 --> 05:01.600 ‫یالا، خوک‌ها! 05:03.080 --> 05:05.240 ‫ای وای! وای خدا، نه! 05:05.600 --> 05:07.720 ‫لعنتی. گندش بزنه. 05:08.120 --> 05:09.080 ‫لعنتی. 05:09.880 --> 05:11.160 ‫گندش بزنه. 05:13.440 --> 05:14.600 ‫وای خدا. 05:14.960 --> 05:16.680 ‫♪ من هشت هکتار زمین دارم ♪ 05:16.880 --> 05:19.280 ‫♪ تو هم هجده هکتار ♪ 05:19.440 --> 05:21.920 ‫♪ منم یه کمباین جدید خریدم ♪ 05:22.120 --> 05:23.800 ‫♪ و سوییچش رو بهت میدم ♪ 05:24.800 --> 05:28.920 ‫♪ یالا، بیاید با همدیگه همکاری کنیم ♪ 05:29.680 --> 05:34.200 ‫♪ من هشت هکتار زمین دارم ♪ ‫♪ تو هجده هکتار... ♪ 05:40.240 --> 05:41.040 ‫نه. 05:43.240 --> 05:44.040 ‫لعنتی. 05:51.080 --> 05:52.880 ‫اینم از ماموریت من، 05:53.040 --> 05:56.360 ‫جمع کردن یونجه‌های خیس کیلب. 06:03.800 --> 06:04.840 ‫بیا بالا. 06:07.920 --> 06:09.400 ‫اوه، لعنتی... 06:10.000 --> 06:10.800 ‫نه! 06:13.120 --> 06:14.760 ‫مرده شورت رو ببره. 06:24.400 --> 06:27.280 ‫لعنتی. 06:27.480 --> 06:28.680 ‫سلام، چارلی. 06:28.840 --> 06:33.360 ‫آره. خواستم بدونم چرا برامون پنج کیسه ‫غذای پرنده وحشی فرستادن. 06:33.560 --> 06:34.680 ‫اه! ام... 06:34.840 --> 06:37.240 ‫باید تحت طرح نظارت روستا 06:37.400 --> 06:40.400 ‫یه مقدار غذای تکمیلی هم بهشون بدیم. 06:40.560 --> 06:43.600 ‫- پس... ‫- چی؟ به پرنده‌ها غذا بدیم؟ 06:44.000 --> 06:44.800 ‫آره. 06:44.960 --> 06:48.360 ‫کجا بذارمش که پرنده‌ها غذا بخورن؟ 06:48.520 --> 06:52.560 ‫الو؟ 06:52.960 --> 06:53.880 ‫الو؟ 06:54.400 --> 06:56.480 ‫- الو، می‌شنوی؟ ‫- بله؟ 06:56.640 --> 06:57.600 ‫نمی‌شنوم... 07:03.080 --> 07:06.080 ‫تا آخر روز باید خرابکاری گاوها رو تمیز کنم، 07:06.240 --> 07:07.880 ‫و یه کم که گذشت، 07:08.040 --> 07:10.000 ‫باید برم بقیه تخم‌مرغ‌ها رو جمع کنم. 07:11.600 --> 07:14.840 ‫و به بزها غذا بدم، ‫و دوباره به خوک‌ها غذا بدم. 07:15.520 --> 07:16.800 ‫و بعدش... 07:19.320 --> 07:21.320 ‫حدس بزنید قراره چیکار کنم. 07:21.480 --> 07:24.600 ‫به خوک‌ها غذا میدم، به بزها غذا میدم، ‫تخم‌مرغ‌ها رو جمع می‌کنم. 07:25.680 --> 07:28.280 ‫و علاوه بر رسیدگی به حیوانات، 07:28.440 --> 07:29.960 ‫داریم می‌رسیم به اون وقت سال 07:30.160 --> 07:34.240 ‫که باید به فکر کشت محصولات باشم. 07:34.840 --> 07:36.320 ‫- این گندم زمستونیه. ‫- آره. 07:36.520 --> 07:38.360 ‫- گندم دوروم جای کار داره. ‫- آره. 07:38.560 --> 07:40.960 ‫- جوی بهاری جای کار داره. ‫- جوی بهاری. 07:41.160 --> 07:44.760 ‫و فقط گندم و جو نبودن که نیاز به رسیدگی داشتن، 07:45.000 --> 07:48.800 ‫چون دولت طرح‌های هیجان‌انگیز ‫جدیدی رو اعلام کرده بود 07:48.960 --> 07:52.680 ‫که قرار بود جای کمک هزینه قبلی اتحادیه اروپا رو بگیره. 07:52.840 --> 07:54.800 ‫و همونطور که چارلی توضیح داد، 07:55.000 --> 07:57.280 ‫یعنی باید محصولات جدیدی بکارم 07:57.440 --> 08:01.760 ‫که اسامیشون اینقدر عجیبه حتی ‫نمیشه به زبون آورد. 08:02.320 --> 08:03.320 ‫این، 08:03.480 --> 08:05.800 ‫که زمین دور مغازه‌ست... 08:05.960 --> 08:06.920 ‫آره. 08:07.120 --> 08:09.480 ‫اسمش هربال لی سم‌۳ـه. 08:09.680 --> 08:11.960 ‫- اسمش شبیه اسم موشکه. ‫- درسته. 08:12.160 --> 08:13.800 ‫زمین گیاهی مصنوعی چیه؟ 08:14.000 --> 08:16.640 ‫- زمین گیاهی مصنوعی یه جی‌اس‌۴ـه. ‫- چی؟ 08:16.840 --> 08:18.640 ‫زمین گیاهی مصنوعی جی‌اس‌۴ـه. 08:18.840 --> 08:21.200 ‫- انگیزه کشاورزی پایدار. ‫- اون که اس‌اف‌آیه. 08:21.400 --> 08:23.200 ‫- آره. ‫- که شامل جی‌اس‌۴ میشه. 08:23.400 --> 08:25.680 ‫شامل... نه. اون... 08:26.160 --> 08:30.920 ‫اس‌اف‌آی برای زمین گیاهی مصنوعی ‫قانون سم‌۳ داره، 08:31.080 --> 08:34.720 ‫ولی نظارت روستایی که یه طرح ‫دیگه‌ست... 08:34.920 --> 08:37.840 ‫- میشه سی‌اس‌اس اچ‌تی. ‫- آره، یه رتبه بالاتر، 08:38.040 --> 08:39.400 ‫شامل اینجا میشه. 08:39.600 --> 08:41.040 ‫پس... من دارم چیزی می‌کارم... 08:41.520 --> 08:43.920 ‫که سم‌۳ـه، ولی در عین حال جی‌اس۴ هم هست. 08:44.080 --> 08:46.000 ‫و زمین گیاهی مصنوعیه. 08:46.200 --> 08:47.600 ‫زمین گیاهی مصنوعیه. 08:47.800 --> 08:51.120 ‫وزارت محیط زیست، غذا و امور روستایی ‫چندتا جلسه گذاشته که به همچین چیزی برسه؟ 08:52.520 --> 08:54.960 ‫خلاصه‌ش اینه که تا وقتی غذا پرورش ندم 08:55.120 --> 08:57.600 ‫دولت بهم پول میده، 08:57.960 --> 09:01.600 ‫فقط باید چیزهایی بکارم که خاک رو ‫سالم‌تر می‌کنه. 09:01.800 --> 09:05.120 ‫زمین گیاهی ترکیبی از سه نوع گیاهه. 09:05.280 --> 09:08.240 ‫علف، گیاه و بنشن. 09:08.440 --> 09:11.320 ‫نکته اینه که همه‌شون در اعماق ‫متفاوتی کاشته میشن. 09:11.520 --> 09:13.480 ‫واسه همین خاک متفاوتی رو به وجود میارن. 09:13.640 --> 09:16.400 ‫- این کار برای بهبود خاکه، به خاطر همین اسمش سمه. ‫- خاک رو بهبود می‌بخشه. 09:16.600 --> 09:18.760 ‫آره. روی خاک سرمایه‌گذاری می‌کنه، 09:18.960 --> 09:21.400 ‫چند سال از چرخش کاشت بیرون میاردش... 09:21.600 --> 09:24.000 ‫- آره. ‫- بعد می‌تونی توش گله بچرونی. 09:24.520 --> 09:26.640 ‫می‌خواستم بگم، می‌تونیم گوسفندها ‫و گاوها رو ببریم اونجا؟ 09:26.800 --> 09:28.640 ‫- آره. ‫- پس غذای مجانی گیرشون میاد. 09:28.800 --> 09:31.360 ‫- آره. ‫- و دولت ضمانت می‌کنه 09:31.560 --> 09:34.000 ‫- که برای هر هکتار صد و شصت پوند به ما بده. ‫- درسته. 09:34.520 --> 09:35.720 ‫خبرهای خوبمون به اینجا ختم نشدن، 09:36.360 --> 09:39.720 ‫چون دولت قرار بود بیشتر بهم پول بده که 09:39.880 --> 09:42.720 ‫به دشت گل‌های وحشیم رسیدگی کنم. 09:43.720 --> 09:46.200 ‫قرار بود صد پوند بدن. 09:46.400 --> 09:48.440 ‫تقریباً. کمتر از صد پوند در ازای هر هکتار، و الان، 09:48.640 --> 09:50.600 ‫دویست و چهل پوند در ازای هر هکتار ‫بهت میدن. 09:50.760 --> 09:51.800 ‫عجب! 09:52.200 --> 09:55.360 ‫بابت ارزش محیط‌زیستیشون قراره ‫بیشتر بهت پول بدن. 09:55.560 --> 09:57.920 ‫کلی عدد و آمار از کمبود و کاهش 09:58.080 --> 10:00.400 ‫دشت گل‌های وحشی دستشونه. 10:00.560 --> 10:01.560 ‫هشتاد درصد کم شدن؟ 10:01.760 --> 10:03.760 ‫در صد سال گذشته، هفتاد درصد از ‫گل‌های وحشی بریتانیا... 10:03.920 --> 10:04.720 ‫نود و نه درصدش. 10:04.880 --> 10:08.440 ‫ولی اونموقع وسط دوتا جنگ ‫درست و حسابی بودیم، 10:08.640 --> 10:09.640 ‫که... 10:09.800 --> 10:11.680 ‫«جنگ با کره یه جنگ درست و حسابی نبود. 10:11.880 --> 10:14.240 ‫جنگ با آرژانتین هم همینطور. 10:14.440 --> 10:17.200 ‫هر وقت آلمان اومد وسط یعنی یه ‫جنگ واقعی شروع شده.» 10:17.400 --> 10:20.960 ‫ام... 10:21.480 --> 10:23.480 ‫منظورم این نبود. 10:24.360 --> 10:27.920 ‫راستش به نظرم خبر خیلی خوبیه، 10:28.080 --> 10:31.320 ‫چون ریسک و خطر کشاورزی رو کم می‌کنه. 10:31.520 --> 10:33.360 ‫هوا هر جور که باشه، 10:33.760 --> 10:36.160 ‫یا جنگ هم بشه فرقی به حال ما نمی‌کنه. 10:36.320 --> 10:39.960 ‫ما می‌دونیم چقدر قراره دربیاریم، ‫که عالیه. 10:40.120 --> 10:42.240 ‫ولی مسئله از این قراره، 10:42.640 --> 10:46.800 ‫چون کیلب فکر کنم الان یورکه، 10:47.000 --> 10:48.280 ‫- رفته تور... ‫- اوهوم. 10:48.480 --> 10:50.400 ‫خودم باید بذر بپاشم. 10:50.600 --> 10:53.320 ‫- آره، باید بشینی پشت ماشین بذرکار. ‫- خودم باید بذرپاشی کنم. 10:57.280 --> 10:59.040 ‫بنابراین، صبح روز بعد... 11:00.920 --> 11:01.720 ‫درسته... 11:01.880 --> 11:04.760 ‫بعد از اینکه تو تاریکی بیدار شدم غذای ‫حیوانات رو بدم... 11:04.960 --> 11:07.080 ‫بفرما، گاو. 11:07.600 --> 11:09.160 ‫واگن رو پر از 11:09.320 --> 11:13.480 ‫بذر زمین گیاهی مصنوعیِ جی‌اس‌۴ سم‌۳ کردم 11:15.040 --> 11:16.400 ‫و راه افتادم. 11:16.800 --> 11:19.200 ‫خوشحالم دوباره نشستم پشت فرمون تراکتور. 11:19.400 --> 11:22.240 ‫ولی حس می‌کنم شبیه خلبانی هستم که 11:22.440 --> 11:24.720 ‫قراره اولین پرواز تک نفره‌ش رو انجام بده. 11:25.080 --> 11:26.640 ‫موتورش به مشکل خورده، 11:26.800 --> 11:29.440 ‫با برج مراقبت تماس می‌گیره، ‫و همیشه یه مربی هست که 11:29.600 --> 11:31.080 ‫بتونه باهاش صحبت کنه. 11:31.480 --> 11:34.280 ‫من امروز مربی برج مراقبتم همراهم نیست. 11:34.440 --> 11:35.680 ‫خودم تنهام. 11:37.400 --> 11:38.840 ‫ولی نکته مثبتش این بود 11:39.000 --> 11:43.520 ‫که دیگه نیاز نبود با بزرگترین مشکل ‫تراکتور سواریم سر و کله بزنم، 11:44.520 --> 11:48.200 ‫یعنی اون چنگک نشانه‌گذار لعنتی. 11:49.120 --> 11:51.280 ‫نمی‌دونم باید چیکار کنم. 11:51.800 --> 11:53.760 ‫هیچی نمی‌بینم. 11:54.800 --> 11:58.840 ‫چون یه ابتکار جدید به خرج دادم. 12:05.000 --> 12:06.680 ‫خیلی ازش راضیم. 12:09.080 --> 12:13.880 ‫رنگ بر پایه آبه، آسیبی به زمین نمیزنه. 12:14.560 --> 12:16.000 ‫با آرد غلیظش می‌کنم. 12:18.480 --> 12:20.840 ‫گوردون رمزی به این میگه هم نخورده. 12:21.000 --> 12:23.440 ‫باهاش موافقم، ولی... 12:24.080 --> 12:25.360 ‫بزن بریم. 12:25.520 --> 12:28.040 ‫ببینید. ببینید! 12:29.080 --> 12:30.640 ‫همین الانش هم داره میاد بیرون. 12:30.800 --> 12:34.360 ‫می‌بینید چطوری طبق برنامه‌ریزی خودم ‫یواش داره میاد بیرون؟ 12:34.560 --> 12:36.880 ‫رنگ می‌ریزه روی قلم. 12:37.040 --> 12:40.240 ‫قلم رنگ رو روی لاستیک پخش می‌کنه، 12:40.400 --> 12:43.680 ‫بعد یه ردی روی زمین می‌اندازه که 12:44.200 --> 12:45.560 ‫تو زمین دنبالش می‌کنم. 12:46.960 --> 12:49.840 ‫قرار نیست بذرپاشی کنم. ‫می‌خوام ببینم جواب میده یا نه. 12:50.960 --> 12:51.760 ‫خیلی خب. 12:52.480 --> 12:53.760 ‫بزن بریم. 12:57.920 --> 13:01.400 ‫وای خدا! ‫بالاخره یه کار درست و حسابی انجام دادم! 13:01.560 --> 13:03.160 ‫دارم رد می‌اندازم، 13:03.320 --> 13:06.320 ‫ردی که دیده میشه. 13:07.120 --> 13:08.080 ‫آره، آره، آره. 13:08.240 --> 13:11.400 ‫هر کشاورز، می‌خواستم بگم فقط تو بریتانیا، ‫ولی کل کشاورزهای دنیا 13:11.560 --> 13:13.760 ‫یه نگاه به این می‌اندازن و میگن، 13:13.920 --> 13:16.440 ‫«منم باید تو مزرعه‌م ازش استفاده کنم.» 13:17.080 --> 13:19.520 ‫من جترو تول جدید هستم، 13:19.680 --> 13:21.880 ‫منظورم اون عضو جترو تول نیست 13:22.400 --> 13:25.400 ‫که روی یه پا می‌مونه و فلوت میزنه، 13:25.560 --> 13:28.920 ‫اون ایان اندرسونه، ‫اون یکی جترو تول رو میگم، 13:29.080 --> 13:33.080 ‫که در قرن هجده انقلابی در صنعت کشاورزی ‫بریتانیا ایجاد کرد. 13:33.240 --> 13:34.520 ‫الان اون آدم منم. 13:35.120 --> 13:38.040 ‫جترو تول قرن بیست و یک. 13:42.840 --> 13:46.720 ‫الان همون علامت کشاورزی سنتی ‫رو می‌ذارم... 13:47.880 --> 13:48.920 ‫لعنتی. 13:49.280 --> 13:51.400 ‫که از اون طرف، برای دور برگشت... 13:51.560 --> 13:54.680 ‫می‌بینید چقدر به درد نخوره دیگه. حاضرید؟ 14:00.400 --> 14:02.080 ‫خط سفیدم چی شد؟ 14:09.560 --> 14:10.440 ‫نه. 14:10.960 --> 14:12.120 ‫کدوم گوری رفت؟ 14:12.880 --> 14:14.400 ‫کجا... 14:14.600 --> 14:17.960 ‫دیدم زمین سفید شد، الان دیگه نیستش. 14:18.920 --> 14:21.240 ‫اوه، اوناها! ‫دیدمش، 14:21.400 --> 14:23.600 ‫همونجایی که شروعش کردم. 14:23.760 --> 14:27.400 ‫حدوداً سی و هفت متر اومد جلو، 14:28.360 --> 14:30.240 ‫بعد ناپدید شد. 14:31.480 --> 14:33.560 ‫و برای اینکه نمک به زخمم بپاشه، 14:33.760 --> 14:37.920 ‫چنگک فلزی لعنتی همین امروز ‫رو انتخاب کرد 14:38.080 --> 14:39.560 ‫که شروع کنه به کار کردن. 14:41.240 --> 14:43.160 ‫لعنتی. 14:44.680 --> 14:46.280 ‫همونطور که می‌بینید خیلی اعصاب خرد کنه. ‫ببینید. 14:47.200 --> 14:50.600 ‫تیغه فلزی رد خیلی واضحی انداخته. 14:52.400 --> 14:54.160 ‫اوه، لعنتی. چیکار داره می‌کنه؟ 14:56.760 --> 14:59.120 ‫چرا بوق میزنه؟ وای خدا. 15:03.600 --> 15:06.160 ‫فیوز پرید. 15:07.760 --> 15:10.760 ‫متاسفانه تراکتور داره آلزایمر می‌گیره. 15:12.120 --> 15:14.840 ‫کجا... فیوز پرید. 15:20.720 --> 15:24.240 ‫چون فیوز پریده، نمی‌تونم پره‌ها رو ‫بکشم داخل. 15:24.400 --> 15:26.760 ‫ولی نمی‌تونم وقتی پره‌ها بیرونن ‫برگردم مزرعه، 15:27.480 --> 15:30.200 ‫چون نه می‌تونم از دروازه رد بشم یا ‫برم تو جاده. 15:30.360 --> 15:33.200 ‫اینجور مواقع معمولاً به کیلب زنگ میزنم 15:33.400 --> 15:35.600 ‫و میگم فیوز برداره بیاره. 15:37.480 --> 15:38.920 ‫کیلب اینجا نیست. 15:40.640 --> 15:42.720 ‫لعنتی. 16:04.160 --> 16:05.720 ‫فیوز جدید. 16:06.960 --> 16:10.520 ‫الان بذارمش تو... ‫نه، وایسا، وایسا. ای خدا... 16:12.040 --> 16:15.800 ‫تیغه قدیمی که باید بذارم سر جاش ‫تو مزرعه‌ست. 16:17.640 --> 16:19.720 ‫باید فیوز رو وصل کنم، دسته‌ها رو بکشم داخل، ‫برگردم مزرعه. 16:19.880 --> 16:21.920 ‫این رو بردارم، قبلیه رو نصب کنم. 16:24.000 --> 16:25.440 ‫ساعت یک و بیست دقیقه‌ست. 16:26.640 --> 16:29.240 ‫مشخص شد من جترو تول نیستم. 16:29.400 --> 16:32.600 ‫یه احمق بیچاره‌م. 16:36.920 --> 16:38.320 ‫یالا! خوبه... 16:38.960 --> 16:42.240 ‫وقتی ابتکار جدیدم رو حذف کردم... 16:42.400 --> 16:43.200 ‫اینم از این. 16:43.400 --> 16:46.480 ‫خودم رو خاکی کردم که بذرپاش رو ‫اندازه بگیرم... 16:46.880 --> 16:49.800 ‫چهارده، سیزده، دوازده... 16:50.600 --> 16:54.360 ‫و برگردم مزرعه، ساعت چهار شده بود. 16:56.880 --> 16:57.920 ‫دارم بذرپاشی می‌کنم. 16:58.720 --> 17:00.720 ‫بذرپاشی تنها. 17:03.320 --> 17:05.080 ‫نه، باید عینک بزنم که سرعت رو ببینم. 17:05.240 --> 17:07.000 ‫همه‌ش یازده کیلومتر بر ساعته که. 17:07.160 --> 17:09.440 ‫اوه، اون رو درنیاوردم بیرون. لعنتی! 17:09.640 --> 17:11.240 ‫یادم رفت. لعنتی. 17:11.400 --> 17:13.480 ‫یادم رفت نشانه‌گذار رو بیارم بیرون. 17:13.680 --> 17:16.640 ‫اوه، داره بوق میزنه. چرا؟ 17:16.840 --> 17:18.080 ‫و نشانه‌گذارم رو نیاوردم بیرون. 17:18.240 --> 17:21.120 ‫باید پیاده بشم؟ ای وای... 17:21.280 --> 17:23.840 ‫بعد... اوه، دارم میرم عقب. وایسا. 17:24.000 --> 17:25.680 ‫باید... «نشانه‌گذار؟» 17:26.840 --> 17:28.160 ‫نه، این یکی نیست! 17:28.360 --> 17:29.920 ‫اوه، دست بردار! 17:31.600 --> 17:33.640 ‫درسته، اومد بیرون، خوبه. 17:33.840 --> 17:34.800 ‫سومین دنده. 17:36.560 --> 17:37.800 ‫فکر کنم حله. 17:39.480 --> 17:40.680 ‫اوه، الان... 17:41.360 --> 17:43.280 ‫لعنتی، یادم رفت بذرپاش رو بیارم پایین! 17:46.360 --> 17:47.520 ‫نمیره پایین‌تر. 17:49.600 --> 17:51.120 ‫آره، برو پایین. 17:53.680 --> 17:55.600 ‫اینم از این، دارم بذرپاشی می‌کنم. 17:58.920 --> 18:01.000 ‫نه. 18:01.200 --> 18:02.080 ‫ام... 18:04.240 --> 18:06.240 ‫چیه؟ 18:07.800 --> 18:09.200 ‫گیر کردم. 18:10.560 --> 18:13.000 ‫اه، مشکل اینجاست. 18:13.840 --> 18:15.560 ‫جعبه سفید اومده پایین. 18:16.080 --> 18:16.960 ‫ای خدا... 18:18.080 --> 18:19.960 ‫آره، ببرش بالا. 18:20.800 --> 18:23.440 ‫درسته، الان بذرپاشی می‌کنم. ‫الان دارم بذرپاشی می‌کنم. 18:27.360 --> 18:29.320 ‫لعنتی، فن کار نمی‌کنه. 18:30.000 --> 18:31.480 ‫لعنتی. 18:32.240 --> 18:34.440 ‫ای خدا، باید فکر همه جاش رو بکنم! 18:34.920 --> 18:38.600 ‫چارلی میگه دولت ماهواره فرستاده 18:38.760 --> 18:43.560 ‫که مطمئن بشه کارم رو درست انجام دادم. 18:43.760 --> 18:47.160 ‫خب، ماهواره دولت یه نگاه به این ‫زمین می‌اندازه 18:47.360 --> 18:49.640 ‫و میگه، «صد در صد مواد زده بوده.» 18:52.000 --> 18:56.720 ‫تا تاریکی زمستون همه جا رو بگیره، ‫زیاد وقت نکردم بذرپاشی کنم. 18:56.880 --> 19:00.200 ‫بعد، تراکتور قدیمی... دوباره خراب شد. 19:01.960 --> 19:05.080 ‫نور داشبوردم چی شد؟ ‫نه. این نیست. 19:06.480 --> 19:08.520 ‫الان نور داشبورد هم ندارم. 19:08.720 --> 19:10.560 ‫اینم از مشکل جدیدم، عالیه. 19:13.600 --> 19:14.880 ‫کاملاً دارم حدسی کار می‌کنم. 19:15.880 --> 19:17.160 ‫نمی‌تونم نشانه‌گذار رو ببینم. 19:17.360 --> 19:19.680 ‫نمی‌دونم سرعتم چقدره 19:19.880 --> 19:21.520 ‫و رو کدوم دنده‌م. 19:22.640 --> 19:24.320 ‫درسته... 19:24.480 --> 19:27.040 ‫مسئله بعدی اینه که چقدر بذر برام ‫مونده، چون... 19:27.240 --> 19:30.520 ‫قرار بود یه کیسه در ازای هر هکتار باشه ‫یا هر جریب؟ 19:31.040 --> 19:33.880 ‫اوه، نمی‌دونم. نمی‌دونم، حدسی کار می‌کنم. 19:35.920 --> 19:40.120 ‫یعنی نمی‌دونستم واگنم خالی شده بود 19:40.280 --> 19:45.000 ‫و بدون اینکه بذری در کار باشه، ‫داشتم زمین رو بالا پایین می‌کردم. 19:46.640 --> 19:50.120 ‫و وقتی فهمیدم و داشتم دوباره پُرش می‌کردم، 19:50.280 --> 19:52.440 ‫آقای خنده‌رو از راه رسید. 19:53.920 --> 19:54.760 ‫سلام. 19:56.920 --> 19:58.280 ‫چه خبر؟ 19:58.480 --> 20:00.520 ‫راستش داره بهم سخت می‌گذره. 20:01.400 --> 20:03.360 ‫- سخت؟ ‫- سخت. 20:03.520 --> 20:05.600 ‫فیوز تراکتور یه سره می‌پره. 20:05.800 --> 20:08.640 ‫و نمی‌دونم چطوری... 20:10.080 --> 20:12.680 ‫نمی‌دونم کِی... هیچی نمی‌دونم. 20:12.840 --> 20:15.520 ‫بعد فکر کردم فیوز که پریده، 20:15.680 --> 20:17.040 ‫لیسا لندنه، 20:17.200 --> 20:19.240 ‫کیلب معلوم نیست کدوم گوریه، 20:19.400 --> 20:21.760 ‫داره ساعت شش میشه، 20:21.920 --> 20:24.960 ‫و از صبح تا الان... 20:26.640 --> 20:28.280 ‫فقط یک دهم زمین رو بذرپاشی کردم؟ 20:28.680 --> 20:30.520 ‫اونم بعد از چهار سال کشاورزی؟ 20:30.680 --> 20:33.600 ‫آره، ولی سختگیرانه نگاه کنیم کلاً چهار بار ‫بذرپاشی کردیم. 20:33.760 --> 20:35.800 ‫من کلاً چهار بار بیشتر بذرپاشی نکردم. 20:35.960 --> 20:37.120 ‫منظورم این نبود. 20:37.120 --> 20:40.200 ‫ولی تنها موندن خیلی آسیب پذیرت می‌کنه. ‫تنهایی... 20:40.360 --> 20:44.720 ‫دارم فکر می‌کنم وقتی کیلب نیست، ‫به کمک نیاز دارم. 20:45.480 --> 20:46.800 ‫منطقیه... 20:46.960 --> 20:49.440 ‫- مخصوصاً... ‫- من بیشتر نگرانِ... 20:49.600 --> 20:51.040 ‫محصولات سودمند و جو هستم. 20:51.240 --> 20:52.560 ‫حالا این تراکتور رو خراب می‌کنم، 20:52.720 --> 20:53.880 ‫- اینش مهم نیست. ‫- به اندازه بقیه مهم نیست. آره. 20:54.040 --> 20:55.960 ‫- ولی اگه جو رو خراب کنم... ‫- خب؟ 20:56.160 --> 20:58.520 ‫برات ممکنه 20:59.480 --> 21:01.080 ‫که بری... 21:01.240 --> 21:03.000 ‫- برم؟ ‫- بری. 21:03.160 --> 21:06.560 ‫و ببینی کسی حاضره کمکم کنه یا نه؟ 21:06.760 --> 21:08.520 ‫چون دارم جون میدم. 21:08.720 --> 21:11.840 ‫چندتا نمایندگی هستن که می‌تونیم ‫ازشون کارگر موقت بگیریم. 21:12.000 --> 21:13.720 ‫- زیاد پیش میاد. ‫- عالیه. 21:13.920 --> 21:14.960 ‫- خیلی خب. ‫- حله؟ 21:15.160 --> 21:16.760 ‫- خیلی خب، بعداً می‌بینمت. ‫- خداحافظ. 21:21.960 --> 21:24.800 ‫چند روز بعد خبر خوبی شنیدم، 21:25.000 --> 21:28.320 ‫چون چارلی زنگ زد و گفت جایگزین کیلب 21:28.480 --> 21:30.680 ‫وقت نهار می‌رسه. 21:34.000 --> 21:35.040 ‫سنسا؟ 21:35.200 --> 21:38.480 ‫رفته بودی مدرسه؟ ‫یاد گرفتی چطوری یه سگ خوب باشی! 21:39.360 --> 21:42.840 ‫یک ماه فرستادیمش آموزش ببینه. 21:43.040 --> 21:44.320 ‫از این رو به اون رو شده. 21:44.480 --> 21:47.280 ‫یک ماه رفت مدرسه و درست شد. 21:47.440 --> 21:48.360 ‫سنسا! 21:49.040 --> 21:49.880 ‫پشت سر من راه بیا. 21:50.760 --> 21:52.840 ‫پشت سر من راه بیا، سنسا. پشت سر من راه بیا. 21:53.960 --> 21:54.760 ‫پشت سر من راه بیا. 21:55.560 --> 21:56.520 ‫نه، سنسا. 21:56.680 --> 21:58.120 ‫تو دیگه الان آموزش دیدی، اذیت نکن. 21:58.280 --> 21:59.440 ‫پشت سر من راه بیا، سنسا... 22:00.160 --> 22:01.120 ‫سنسا! 22:02.040 --> 22:03.400 ‫پشت سر من راه بیا. نه! 22:03.560 --> 22:05.000 ‫سنسا، پشت سر من راه بیا. 22:06.280 --> 22:07.400 ‫من تسلیم میشم. 22:10.480 --> 22:13.160 ‫بعدش که به حیوانات غذا دادم، 22:13.320 --> 22:15.800 ‫بذرپاشی جی‌اس۴ رو تموم کردم 22:15.960 --> 22:20.360 ‫و رفتم دفتر که با کاغذبازی‌های روزانه ‫دولتی سر و کله بزنم، 22:21.040 --> 22:22.880 ‫یاور جدیدم از راه رسید، 22:23.680 --> 22:25.880 ‫یه کشاورز جدید به اسم هریت. 22:26.440 --> 22:27.240 ‫سلام. 22:27.400 --> 22:29.480 ‫- سلام، جرمی. چطوری؟ بشین. ‫- خوبم. شما خوبی؟ 22:29.640 --> 22:30.440 ‫- ممنون. ‫- اوه، عالیه. 22:30.880 --> 22:33.040 ‫سفر خوبی داشتی؟ 22:33.200 --> 22:34.280 ‫خب، بگی نگی. 22:34.440 --> 22:38.400 ‫ولی جاده‌های عوارضی و آزادراه‌ها رو ‫از برنامه مسیریابم حذف کردم 22:38.560 --> 22:40.640 ‫و از جاده‌های فرعی اومدم. 22:40.840 --> 22:43.040 ‫- اهل کجایی؟ ‫- داربی‌شر. 22:43.240 --> 22:46.000 ‫- پر زمین‌های صافه. ‫- اونقدرا هم صاف نیستن. 22:46.200 --> 22:47.600 ‫صافه. قهوه می‌خوری؟ 22:47.800 --> 22:50.320 ‫نه، ممنون. قهوه دوست ندارم. ‫چای دارین؟ 22:50.960 --> 22:51.760 ‫نه. 22:52.400 --> 22:55.280 ‫- پس چیزی نمی‌خورم. ‫- راستش اصلاً چای ندارم. 22:55.480 --> 22:56.520 ‫شرمنده‌م. 22:56.680 --> 22:57.920 ‫نه، خوبه دیگه... 22:58.080 --> 23:00.520 ‫- پس اومدی کمکم کنی. ‫- آره. 23:00.720 --> 23:02.800 ‫- چارلی میگه خودت اهل یه مزرعه‌ای. ‫- آره. 23:02.960 --> 23:04.600 ‫مزرعه مامان و باباته؟ 23:04.800 --> 23:08.640 ‫قبلاً واسه بابابزرگم بوده، الان ‫واسه بابامه. 23:08.840 --> 23:11.800 ‫عالیه. بذار برات توضیح بدم. ‫مزرعه کلارکسون رو دیدی؟ 23:14.440 --> 23:15.520 ‫آره. 23:15.880 --> 23:17.480 ‫- آره... دیدی؟ ‫- نه. 23:17.640 --> 23:21.800 ‫خب، چیز... تو یوتیوب اون بخش‌های کوتاهی ‫که می‌ذارن، 23:21.960 --> 23:23.120 ‫از بخش‌های خنده‌دارش رو دیدم. 23:23.960 --> 23:25.640 ‫- آره. ‫- اونا رو دیدم. 23:25.800 --> 23:26.600 ‫بخش‌های کوتاه... 23:26.800 --> 23:29.520 ‫- وقت ندارم کل برنامه رو ببینم. ‫- خب، بگذریم، 23:29.720 --> 23:31.520 ‫- یکی رو داریم به اسم کیلب. ‫- خب. 23:31.720 --> 23:34.600 ‫- کیلب مدیر مزرعه‌ست. ‫- خب. 23:34.800 --> 23:39.160 ‫و الان رفته بشه جولیان کلاری یا لنی هنری جدید... 23:40.280 --> 23:42.040 ‫جولیان کلاری رو می‌شناسی؟ 23:42.200 --> 23:43.200 ‫- نه. ‫- لنی هنری رو چی؟ 23:43.360 --> 23:44.960 ‫مرد تختیه. 23:45.120 --> 23:46.240 ‫- چی؟ ‫- مرد تختی. 23:46.400 --> 23:49.120 ‫- تخت؟ ‫- لنی هنری تخت تبلیغ می‌کنه. 23:49.680 --> 23:50.800 ‫نمی‌کنه؟ 23:51.320 --> 23:54.200 ‫فکر می‌کردم... مگه تو کار هتل نیست؟ 23:54.840 --> 23:55.960 ‫که روی تخت دراز می‌کشه؟ 23:56.120 --> 23:58.640 ‫فکر نکنم کارش تبلیغ تخت باشه، ‫هتل رو تبلیغ می‌کنه. 23:58.800 --> 23:59.760 ‫اوه. 23:59.920 --> 24:04.040 ‫بگذریم، تور گذاشته و دو ماهی نیست. 24:04.240 --> 24:06.280 ‫- کی؟ لنی هنری؟ اوه، کیلب! ‫- نه، کیلب. 24:06.440 --> 24:08.920 ‫- کیلب غیبش زده. ‫- اوه. باشه. 24:09.080 --> 24:11.880 ‫- آره. ‫- منم گفتم، «خب، خودم از پس کارها برمیام.» 24:12.080 --> 24:15.160 ‫- خب. ‫- ولی نتونستم. خیلی برام سخته. 24:15.320 --> 24:16.920 ‫- چیش؟ ‫- همه چیش. 24:17.120 --> 24:20.680 ‫بدجور تو دردسر افتادم چون نتونستم ‫جی‌اس۴ رو 24:20.880 --> 24:22.120 ‫بذرپاشی کنم. 24:22.280 --> 24:23.760 ‫- آره. ‫- می‌دونی جی‌اس۴ چیه؟ 24:23.960 --> 24:25.520 ‫- آره. ‫- بعد باید... 24:25.720 --> 24:29.240 ‫فقط... نپرس. ولی واسه بذرپاشی جو ‫به خودم اعتماد ندارم. 24:29.720 --> 24:30.520 ‫باشه. 24:30.680 --> 24:33.880 ‫- تو می‌تونی بذرپاشی کنی؟ ‫- آره. 24:34.040 --> 24:37.000 ‫بعد هریت رو بردم و دیدلی اسکوات رو ‫نشونش دادم. 24:37.960 --> 24:38.960 ‫تراکتور رو اینجا می‌ذاریم. 24:39.120 --> 24:41.880 ‫- پر بذر و کوده. ‫- آره. 24:43.320 --> 24:46.560 ‫به نظرم فرچه گاوهات به آبرسانی ‫نیاز داره. صدا میده. 24:46.720 --> 24:48.360 ‫- چی؟ ‫- فرچه گاو. 24:48.520 --> 24:50.320 ‫- می‌شنوی؟ ‫- صدای اونه؟ 24:50.920 --> 24:51.800 ‫آره. 24:52.960 --> 24:56.520 ‫- میشه بهش روغن بزنی؟ ‫- آره، میزنم. 24:57.240 --> 25:00.160 ‫- ام... اونم خونه‌ی توئه. ‫- خونه‌ی من! 25:00.360 --> 25:02.840 ‫خونه متحرک، ایول! 25:03.560 --> 25:06.000 ‫- اینم از لامبورگینی بزرگ. ‫- آره. 25:06.200 --> 25:07.800 ‫چقدر... بزرگه. 25:07.960 --> 25:08.800 ‫اوه... 25:10.880 --> 25:13.840 ‫- نیست! ولی قویه. ‫- آره. 25:14.000 --> 25:17.560 ‫بذرپاشش پشتشه، من هی خرابش می‌کنم. 25:17.720 --> 25:18.680 ‫اوه، خرابش می‌کنی؟ 25:18.840 --> 25:22.880 ‫- واسه همین می‌خوام تو انجامش بدی. ‫- چرا بذرپاشت رنگیه؟ 25:23.040 --> 25:25.280 ‫رنگ؟ اه. داستان داره. 25:25.440 --> 25:28.160 ‫زمین هم رنگیه. 25:28.320 --> 25:29.680 ‫آره. 25:31.120 --> 25:33.520 ‫درسته، بیا بریم مزرعه رو بگردیم. 25:33.720 --> 25:35.760 ‫- اوه! پرچین رو باش! ‫- مال من نیست. 25:36.480 --> 25:38.600 ‫- این پرچین منه. ‫- آره. 25:39.000 --> 25:41.000 ‫[سمت راست: پرچین همسایه] ‫[سمت چپ: پرچین من] 25:41.400 --> 25:43.400 ‫واقعاً... 25:43.600 --> 25:45.120 ‫پنج ستاره و یک ستاره‌ست. 25:45.280 --> 25:48.800 ‫- خب اعتراف می‌کنم... ‫- اگه هتل لنی هنری بود. 25:49.720 --> 25:51.640 ‫یه مقدار شلوغه. 25:51.800 --> 25:54.040 ‫- کوتاهش نکردی؟ ‫- خوشم نمیاد، 25:54.240 --> 25:58.160 ‫چون جا باز میشه که پرنده‌ها ‫بیان توش زندگی کنن. 25:58.320 --> 26:00.920 ‫از پرچین کوتاه خوشم نمیاد، ‫شبیه ساری میشه. 26:02.080 --> 26:04.000 ‫پس اگه شاخه‌هاش رو کوتاه و نازک نکنی، 26:04.880 --> 26:07.280 ‫پرنده‌های بزرگتر میان و پرنده‌های ‫کوچیکتر رو می‌خورن، 26:07.480 --> 26:10.440 ‫ولی اگه پرچینت تمیز و مرتب و ضخیم باشه... 26:10.600 --> 26:11.520 ‫هوم؟ 26:11.680 --> 26:14.120 ‫پرنده‌های بزرگ نمی‌تونن بیان تخم پرنده‌های ‫کوچیکتر رو بخورن. 26:14.280 --> 26:17.960 ‫- با این کار داری اجازه میدی... ‫- نمی‌دونستم. 26:18.680 --> 26:20.440 ‫بیا، ببینشون. 26:21.080 --> 26:23.480 ‫- ببین کجا زندگی می‌کنن. ‫- خوک‌های خوب. 26:24.000 --> 26:28.040 ‫حصار برقیت داره جرقه میزنه، ‫باتریت قراره تموم بشه. 26:28.200 --> 26:30.440 ‫- چی؟ ‫- داره جرقه میزنه، ببین. 26:30.640 --> 26:33.280 ‫- منظورت چیه؟ ‫- وقتی با علف برخورد می‌کنه، 26:33.440 --> 26:35.400 ‫یا خرابکاری، 26:35.600 --> 26:37.640 ‫جرقه میزنه و باتری رو تموم می‌کنه. 26:37.800 --> 26:38.600 ‫اوه... 26:40.520 --> 26:42.480 ‫اوه، محافظ صفحه نمایشت رو ببین. فقط... 26:42.640 --> 26:43.600 ‫بدش من. 26:45.440 --> 26:48.640 ‫بدون اینکه بگی کشاورزی، مشخصه. 26:48.840 --> 26:50.440 ‫حاضرید؟ 26:50.640 --> 26:52.760 ‫- این تراکتور منه. ‫- مال توئه؟ 26:52.960 --> 26:55.560 ‫آره! مدل ۶۴۹۰. 26:55.760 --> 26:57.080 ‫- با کسی قرار می‌ذاری؟ ‫- آره. 26:57.240 --> 26:59.400 ‫- پسره تو عکس نیست. ‫- نه... 27:01.840 --> 27:04.200 ‫قدم بعدی تو جنگل بود، 27:04.360 --> 27:05.920 ‫که خیلی مشتاق دیدنش بودم 27:06.080 --> 27:08.080 ‫چون چارلی هماهنگ کرده بود 27:08.240 --> 27:11.360 ‫یه سری درخت‌هاش رو ببرن. 27:12.280 --> 27:13.600 ‫آره؟ مسیر قشنگیه. 27:13.760 --> 27:15.720 ‫بذار یه نگاه بندازم. میشه برم؟ ببخشید. 27:15.880 --> 27:18.080 ‫- بفرما؟ ‫- این رو ندیده بودم. 27:29.520 --> 27:30.720 ‫لعنتی. 27:33.520 --> 27:36.200 ‫یا خدا، چقدر چوب. 27:37.000 --> 27:38.880 ‫جالبه، نه؟ 27:40.920 --> 27:43.560 ‫آدم فکر می‌کنه تا حالا درخت ندیده. 27:45.760 --> 27:49.600 ‫می‌بینین چندتا درخت قطع شده؟ ‫ببینید. یک، دو، سه، چهار. 27:49.800 --> 27:51.840 ‫پنج، شش، هفت... 27:52.000 --> 27:53.600 ‫درخته دیگه! 27:53.760 --> 27:54.840 ‫هشت. 27:55.040 --> 27:57.640 ‫باید یه کاری باهاش بکنم. 28:00.560 --> 28:03.000 ‫خب، الان... این برآمدگی رو می‌بینی؟ 28:03.680 --> 28:04.960 ‫- که تا اونور ادامه داره. ‫- آره. 28:05.120 --> 28:06.680 ‫این یه سنگر نوسنگیه. 28:07.560 --> 28:09.000 ‫نوسنگی چیه؟ 28:09.160 --> 28:11.640 ‫- چهار هزار سال قدمت داره. ‫- اوه! 28:11.800 --> 28:14.080 ‫- وقتی مسیح کوچولو... ‫- تقریباً هم‌سن تو. 28:14.240 --> 28:16.960 ‫آره. وقتی مسیح کوچولو به دنیا اومد، 28:17.120 --> 28:20.040 ‫این دو سالی می‌شده اینجا بوده. 28:20.200 --> 28:21.680 ‫در اون حد قدیمیه. 28:21.840 --> 28:23.200 ‫لنی هنری. 28:23.600 --> 28:26.520 ‫آره. پایان درس تاریخ من. 28:26.680 --> 28:28.440 ‫- لنی هنری. ‫- برگشتیم سر بحث لنی هنری. 28:28.600 --> 28:30.000 ‫«تبلیغات لنی هنری؟» 28:34.120 --> 28:36.920 ‫روز بعدش، هریت گفت می‌خواد کاشت 28:37.080 --> 28:38.200 ‫جو رو شروع کنه. 28:39.080 --> 28:40.440 ‫- برات درستش می‌کنم. ‫- باشه. 28:41.200 --> 28:44.920 ‫یعنی باید چنگک رو وصل می‌کردم ‫به تله‌هنلدر 28:45.360 --> 28:47.720 ‫که بتونم کیسه بذر رو بردارم. 28:49.360 --> 28:50.480 ‫بیا جلو. 28:54.920 --> 28:56.160 ‫- حله؟ ‫- نه. 28:56.720 --> 28:59.320 ‫یه کم ببرش بالا. بیا جلو... واو! 28:59.520 --> 29:01.280 ‫خیلی زیاده! بیارش پایین. 29:01.480 --> 29:02.680 ‫بیا جلو. 29:02.840 --> 29:04.880 ‫یه ذره ببرش بالا! بالا... 29:05.600 --> 29:07.040 ‫یه ذره بیارش بالا، 29:07.240 --> 29:08.400 ‫یه کوچولو. 29:09.680 --> 29:10.840 ‫یه کم دیگه. 29:11.880 --> 29:13.160 ‫خب، خوبه. بیا جلو. 29:14.280 --> 29:15.080 ‫یه کم خم شو عقب. 29:15.680 --> 29:17.960 ‫- عقب؟ ‫- خم شو عقب. 29:19.520 --> 29:22.400 ‫اون مژه‌های کاشته شدش اصلاً 29:22.600 --> 29:26.240 ‫به کاری که داره انجام میده نمیان، نه؟ 29:27.680 --> 29:28.480 ‫حله؟ 29:28.680 --> 29:30.360 ‫آره، برو یه کیسه بردار. 29:32.720 --> 29:34.080 ‫وقتی بذر رو بار زد... 29:34.800 --> 29:35.600 ‫خوبه. 29:35.800 --> 29:39.680 ‫و بدون کثیف شدن بذرپاش رو اندازه گرفت... 29:40.600 --> 29:42.200 ‫خیلی خب، دویست و بیست. 29:42.560 --> 29:46.200 ‫آماده‌ی اولین سفرش با لامبورگینی بود. 29:46.760 --> 29:47.720 ‫- خوش بگذره. ‫- ممنون. 29:47.880 --> 29:50.200 ‫واسه بار اول تو زندگیت سوار ‫یه تراکتور واقعی شدی. 29:52.840 --> 29:53.800 ‫مزخرف نگو. 30:00.040 --> 30:02.920 ‫دنده‌ش رو عوض می‌کنم جون بگیره. 30:07.480 --> 30:11.920 ‫ورودیش شبیه مسیر هواپیماست. 30:12.120 --> 30:13.400 ‫چه گرده. 30:14.640 --> 30:17.720 ‫چه بزرگه. یه همچین مزرعه بزرگی رو ‫می‌خوای چیکار؟ 30:30.120 --> 30:31.600 ‫خیلی خب. 30:32.640 --> 30:35.160 ‫بذر پاشیده شد، چهار هزارتا. 30:35.720 --> 30:36.880 ‫ایول. 30:37.080 --> 30:38.880 ‫چه روز خوبی! 30:44.880 --> 30:48.520 ‫از اینور هم فیلم می‌گیرم. 30:57.800 --> 30:59.800 ‫- سلام. ‫- خوبی، چارلی؟ 31:00.520 --> 31:01.560 ‫چطور پیش میره؟ 31:01.720 --> 31:04.280 ‫- خب، به نظرم کارش عالیه. ‫- خوبه. 31:04.720 --> 31:06.400 ‫- کشف فوق‌العاده‌ای داشتی. ‫- خوبه. 31:07.120 --> 31:09.360 ‫من حالیم نیست دارم به چی نگاه می‌کنم ‫که بفهمم خوب بذرپاشی کرده یا نه. 31:09.520 --> 31:11.200 ‫با هم میریم یه نگاه می‌اندازیم. 31:13.240 --> 31:14.720 ‫ایناها، خوبه. 31:14.920 --> 31:16.400 ‫- ببینش! ‫- آره. 31:16.560 --> 31:18.800 ‫- عمق خوبی داره. ‫- پس خوب بذرپاشی شده؟ 31:18.960 --> 31:19.880 ‫عالیه. 31:20.080 --> 31:22.720 ‫- خدا رو شکر استخدامش کردیم. ‫- آره. 31:22.880 --> 31:25.360 ‫در ضمن، تو می‌دونی تیک‌تاک چیه؟ 31:25.520 --> 31:27.520 ‫چی؟ تیک‌تاک؟ اسمش رو شنیدم. 31:28.920 --> 31:31.200 ‫- اونم... ‫- تیک‌تاکره. 31:34.440 --> 31:35.760 ‫وایسا. 31:39.400 --> 31:41.600 ‫وای خدا، همین الانش هم ویدئو گرفته. 31:41.760 --> 31:43.280 ‫تو اینجایی! ایناهاش! 31:43.760 --> 31:46.680 ‫دیدلی اسکواته، پس... ‫آره. 31:48.280 --> 31:49.120 ‫چی؟ 32:08.480 --> 32:10.560 ‫من از تیک‌تاک سردرنمیارم. 32:18.400 --> 32:20.440 ‫طی چند روز بعدی، 32:22.240 --> 32:24.520 ‫هریت تیک‌تاک مثل یه اسب کار کرد. 32:25.920 --> 32:26.720 ‫خیلی خب. 32:44.680 --> 32:47.720 ‫اینقدر بدم میاد پرچین‌ها رو کوتاه نمی‌کنن، ‫چون تمیز به نظر نمیان. 32:48.440 --> 32:50.920 ‫و وقتی داشت پرچین رو کوتاه می‌کرد، 32:51.080 --> 32:55.120 ‫با یکی دیگه از اعضای خانواده ‫دیدلی اسکوات آشنا شد. 32:58.360 --> 32:59.920 ‫- سلام. ‫- سلام. 33:00.080 --> 33:01.760 ‫- هریت. ‫- خوشبختم، هریت. 33:01.920 --> 33:03.120 ‫همچنین. 33:03.320 --> 33:05.920 ‫گفت اگه دلش خواست یه تراکتور ‫دیگه هم میاره. 33:07.120 --> 33:09.360 ‫سرعتش خیلی بالاست. سرعتش نمیاد ‫پایین که پرچین رو کوتاه کنم. 33:09.520 --> 33:10.920 ‫نه، یه دنده بالاتر می‌خواد. 33:11.120 --> 33:15.680 ‫آره، منم گفتم کنارش و وسطش رو کوتاه کن، 33:15.840 --> 33:18.720 ‫که شاخه‌هاش باریک‌تر بشه. 33:21.040 --> 33:24.200 ‫ولی خب داره سخت‌تر میشه، نه؟ 33:24.360 --> 33:25.440 ‫- آره. ‫- آره. 33:25.600 --> 33:26.520 ‫آره. 33:32.520 --> 33:33.560 ‫اوه! 33:35.640 --> 33:38.680 ‫حالا که هریت مشغول کار خودش بود، 33:40.240 --> 33:43.200 ‫و کارهایی که به فکر ما نرسیده بود... 33:44.680 --> 33:47.680 ‫چند دور دیگه بزنم محوطه تمیز میشه. 33:49.000 --> 33:50.360 ‫دیگه خیالم از 33:50.520 --> 33:54.360 ‫کارهای روزمره مزرعه راحت شده بود. 33:59.720 --> 34:03.840 ‫یعنی وقت داشتم بشینم به شلوغ شدن ‫فروشگاه محصولات کشاورزی 34:04.480 --> 34:06.040 ‫فکر کنم. 34:07.240 --> 34:08.200 ‫ممنون. 34:08.200 --> 34:12.560 ‫محبوبیتش هم داشت مردم رو اذیت می‌کرد، ‫هم شورا رو. 34:13.200 --> 34:17.800 ‫پس باید یه کاری می‌کردم که یه سری از ‫مشتری‌ها رو بپرونم. 34:24.760 --> 34:26.880 ‫نشستم فکر کردم 34:27.040 --> 34:29.520 ‫و دنبال یه راه‌حل گشتم. 34:30.480 --> 34:31.520 ‫عه. 34:36.720 --> 34:40.160 ‫[چند روز بعد] 34:40.200 --> 34:41.760 ‫و در نهایت، 34:41.920 --> 34:43.760 ‫کشف کردم. 34:44.800 --> 34:47.720 ‫چارلی رو صدا کردم و جلسه‌ای رو تشکیل دادیم 34:47.880 --> 34:52.120 ‫که با کلمه‌ای که ازش متنفر بود ‫شروع میشد. 34:55.080 --> 34:56.560 ‫یه فکر خوب دارم. 34:59.120 --> 35:00.600 ‫یه کافه می‌خرم. 35:03.160 --> 35:05.440 ‫ولی... خب... می‌خوای کافه بخری؟ 35:05.640 --> 35:06.440 ‫آره. 35:06.880 --> 35:09.440 ‫- ولی... ‫- اول گوش کن. 35:09.640 --> 35:12.200 ‫نشستم فکر کردم. ‫کافه‌ی خود روستا رو نه. 35:12.360 --> 35:13.160 ‫آره. 35:13.320 --> 35:16.480 ‫چون فروشگاه محصولات خودمون ‫نزدیک روستا نیست 35:16.640 --> 35:19.840 ‫ولی با این حال کل روستا ‫ترافیک شده بود. 35:20.040 --> 35:21.920 ‫نمی‌خوام دوباره اون اتفاق تکرار بشه. 35:22.120 --> 35:24.080 ‫نمی‌خوام با روستایی‌های بیشتری ‫لج بیفتم. 35:24.480 --> 35:25.520 ‫کافه مرکز شهر؟ 35:25.680 --> 35:28.600 ‫اون حال و هوای مزرعه‌ای که می‌خوام رو نداره. 35:29.600 --> 35:31.040 ‫کافه جاده اصلی. 35:32.200 --> 35:33.600 ‫- ولی... ‫- مسافرخونه. 35:34.840 --> 35:36.400 ‫چی... خب... 35:36.600 --> 35:39.200 ‫بعد محصولات دیدلی اسکوات رو برمی‌داریم... 35:39.400 --> 35:41.640 ‫- خب. ‫- و تو کافه می‌فروشیم. 35:41.800 --> 35:42.640 ‫که... 35:43.840 --> 35:45.280 ‫چطور بگم؟ 35:46.600 --> 35:47.800 ‫«فکر خوبیه، جرمی. باریکلا.» 35:48.400 --> 35:51.080 ‫- تقریباً. یه نظریه دارم. ‫- بله. 35:51.240 --> 35:54.000 ‫چون به صورت فرضی، ایده خوبیه. 35:54.200 --> 35:57.320 ‫- آره. ‫- ولی واقعیت قضیه فرق داره. 35:57.520 --> 36:00.840 ‫می‌دونی از سال ۲۰۰۰ تا الان چندتا ‫کافه بسته شدن؟ 36:01.200 --> 36:02.520 ‫- نه. ‫- یک سومشون. 36:02.680 --> 36:04.680 ‫بیست هزار کافه. 36:05.440 --> 36:07.480 ‫- از سال ۲۰۰۰؟ ‫- آره. 36:07.640 --> 36:08.600 ‫- یعنی... ‫- بیست هزارتا؟ 36:08.760 --> 36:09.560 ‫آره. 36:10.000 --> 36:11.800 ‫یعنی سالی هزار کافه. 36:12.360 --> 36:15.200 ‫پس متوجهی چه کسب و کار سختیه دیگه. 36:15.400 --> 36:18.560 ‫تنها کافه‌هایی که اینجا تاسیس میشن ‫اونایی هستن که 36:18.760 --> 36:20.920 ‫مردم پول ندارن برن توشون چیزی سفارش بدن. 36:21.320 --> 36:25.000 ‫یه نقشه دارم، من همچین کاری نمی‌کنم. ‫غذای قیمت مناسب ارائه میدم. 36:25.200 --> 36:27.800 ‫کارکنانش قراره از کجا بیان؟ ‫استخدام کارگر مشکل جدیه. 36:28.000 --> 36:29.600 ‫آره، نیروی کار کم نیست. 36:29.960 --> 36:33.000 ‫اگه اینهمه کافه دارن بسته میشن، ‫فکر کن چند نفر بیکار شدن. 36:33.160 --> 36:35.320 ‫ولی یه اچ‌آر می‌خوای. 36:35.880 --> 36:37.880 ‫- چی هست؟ ‫- منابع انسانی. 36:38.200 --> 36:39.360 ‫من همچین چیزی ندارم. 36:39.520 --> 36:41.600 ‫برای مدیریت اونهمه کارمند بهش نیاز داری. 36:41.800 --> 36:43.760 ‫ما تو انتشاراتی روترهام منابع انسانی نداشتیم، 36:43.920 --> 36:45.640 ‫آخرین جایی که توش استخدام بودم اونجا بود. 36:45.840 --> 36:48.600 ‫پس باید... ‫«آخ، جرمی، یه مشکلی برام پیش اومده...» 36:48.720 --> 36:50.840 ‫بهشون میگم خودشون رو جمع کنن! 36:51.320 --> 36:53.760 ‫من... مگه چقدر سخت می‌تونه باشه؟ 36:53.920 --> 36:57.520 ‫اگه بشینی فکر کنی، ما الان ‫کلی خوک خوب داریم. 36:57.720 --> 36:58.520 ‫آره. 36:58.680 --> 37:00.960 ‫با مرغ و تخم‌مرغ. 37:01.160 --> 37:02.760 ‫همون چیزهای همیشگی رو داریم: 37:02.920 --> 37:05.800 ‫نون، پاستا، هر چی لازمه. 37:06.320 --> 37:10.480 ‫نمی‌فهمم چرا نباید این کار رو انجام بدیم. 37:10.680 --> 37:14.000 ‫غذای تازه مزرعه‌ست، چیزیه که ‫همه می‌خوان. 37:14.600 --> 37:18.640 ‫آیا کشاورزی بریتانیایی می‌تونه 37:18.800 --> 37:20.840 ‫خودش رو با نجات کافه بریتانیایی نجات بده؟ 37:22.120 --> 37:22.920 ‫اوه... 37:27.720 --> 37:29.280 ‫حالا وایسا تا کافه رو ببینی. 37:29.480 --> 37:30.520 ‫باورت نمیشه. 37:30.720 --> 37:32.560 ‫وای پسر! 37:32.760 --> 37:34.040 ‫چه بوی گندی میده! 37:34.240 --> 37:36.160 ‫خب، تکون نخور. 37:36.360 --> 37:38.120 ‫داری موهام رو کوتاه می‌کنی؟ 37:38.600 --> 37:40.000 ‫ببینش! 37:40.440 --> 37:42.000 ‫میشه برگردیم سر مزرعه؟ 37:43.024 --> 37:48.024 www.Doostihaa.com