WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:16.057 --> 00:19.436 ‫بابا میگه مهم‌ترین چیز توی چاه کندن اینه که... 00:19.519 --> 00:20.812 ‫حواسمون به هوای مسموم باشه. 00:21.354 --> 00:26.026 ‫نه می‌تونی ببینیش، نه بوش رو بفهمی، ‫ولی اگه مراقب نباشی می‌تونه بکشتت. 00:27.694 --> 00:31.406 ‫هر روز صبح، قبل از شروع کار، ‫یه شمع می‌فرستن پایین. 00:31.906 --> 00:34.367 ‫اگه شعله خاموش بشه، کسی نمیره تو. 00:34.868 --> 00:36.244 ‫قانونش اینه. 00:43.418 --> 00:44.586 ‫بیا کار رو شروع کنیم. 00:52.594 --> 00:53.595 ‫طناب. 01:23.750 --> 01:25.085 ‫قهوه رو آوردم. 01:25.794 --> 01:29.047 ‫به کارولاین گفتم بیشتر بخوابه، ‫واسه همین تضمین نمی‌کنم مزه‌اش خوب باشه. 01:29.547 --> 01:31.174 ‫کارمون رو راه میندازه. 01:32.300 --> 01:33.134 ‫آدام؟ 01:38.848 --> 01:39.724 ‫آدام؟ 01:40.308 --> 01:43.603 ‫کارولاین! کارولاین! 02:17.178 --> 02:20.014 ‫چی شده؟ 02:29.440 --> 02:31.401 ‫کارولاین! نگهش دار! 02:39.367 --> 02:42.912 ‫آدام! آدام! آدام! آدام! 02:42.996 --> 02:45.665 ‫- مُرده؟ ‫- آدام. هی، آدام. 02:47.417 --> 02:50.712 ‫اول شمع رو فرستادی پایین؟ ‫من چی گفتم جرج؟ 02:50.795 --> 02:53.214 ‫- در مورد قانون‌هاش چی گفتم؟ ‫- هی. 02:55.508 --> 02:56.968 ‫ببخشید آقای اینگالز. 03:19.699 --> 03:20.950 ‫استرس داری؟ 03:22.410 --> 03:23.995 ‫برای انجمن بانوان؟ 03:24.996 --> 03:25.830 ‫نه. 03:28.750 --> 03:29.834 ‫شاید یه کم. 03:31.669 --> 03:32.670 ‫تو چی؟ 03:33.379 --> 03:37.592 ‫نه. خیلی دلم می‌خواد دخترهای خانواده‌ی جیمز رو ببینم. 03:38.301 --> 03:40.929 ‫شاید اونا هم از دیکنز یا هاثورن خوششون بیاد. 03:41.012 --> 03:44.015 ‫شاید کتاب‌هایی داشته باشن ‫که بتونم قرض بگیرم و برای بچه جدید بخونم. 03:44.098 --> 03:48.061 ‫دلم می‌خواد بدونم چه گلدوزی‌هایی کردن ‫و چه شعرهایی بلدن. 03:51.231 --> 03:54.025 ‫به نظرت به من می‌خوره کسی باشم که بخوان باهاش دوست بشن؟ 03:56.194 --> 03:57.320 ‫صد در صد. 04:03.201 --> 04:05.536 ‫لورا، نوبت توئه. 04:16.798 --> 04:18.174 ‫دلم برای «پت» و «پتی» تنگ شده. 04:19.842 --> 04:20.677 ‫منم همینطور. 04:21.427 --> 04:23.346 ‫فکر می‌کردم تا الان دیگه برگردن. 04:23.972 --> 04:26.432 ‫اسب‌های خیلی‌ها توی دوران اون بیماری و تب گم شدن. 04:26.683 --> 04:29.227 ‫هیچ ارتباطی به تو نداشت. قول می‌دم. 04:31.062 --> 04:32.897 ‫میشه امروز توی ساختن کلیسا کمکت کنم؟ 04:33.773 --> 04:37.110 ‫می‌تونم ابزارهات رو بیارم، ‫یا آب بیارم، یا میخ‌ها رو نگه دارم. 04:37.193 --> 04:40.530 ‫- قول می‌دم دست و پاگیر نباشم. ‫- تو با دخترهای خانواده‌ی جیمز برنامه داری. 04:41.197 --> 04:43.283 ‫دخترهای شهری هیچ‌وقت از من خوششون نمیاد. 04:44.575 --> 04:46.035 ‫همیشه مری رو دوست دارن. 04:47.829 --> 04:52.000 ‫فقط کافیه خودت باشی، ‫اونوقت محاله که ازت خوششون نیاد. 04:53.334 --> 04:54.627 ‫موهات، لطفاً. 04:59.090 --> 05:01.968 ‫بیا این موهای آشفته رو یه کم مرتب و آبرومند کنیم. 05:08.224 --> 05:10.226 ‫«سگ دیوونه» چطوره؟ 05:10.310 --> 05:11.477 ‫آبرومنده؟ 05:21.279 --> 05:23.531 ‫می‌خوام امروز بهترین رفتارتون رو داشته باشید. 05:23.614 --> 05:25.366 ‫خانم جیمز آدم خیلی مهمیه. 05:25.450 --> 05:28.870 ‫می‌خوایم بدونه که آماده‌ایم تا خودی نشون بدیم ‫و بخشی از این جامعه باشیم. 05:29.662 --> 05:31.873 ‫- همه‌مون. ‫- چشم، مامان. 05:32.832 --> 05:34.625 ‫با خوش‌رویی حرف بزنید، 05:34.709 --> 05:37.587 ‫از میزبان‌هاتون تعریف کنید و هیچ بحث و دعوایی هم نباشه. 05:37.670 --> 05:39.422 ‫- متوجه هستید؟ ‫- چشم، مامان. 05:41.674 --> 05:44.635 ‫مهمون‌ها باادب، خوش مشرب و با وقارن، باشه؟ 05:44.719 --> 05:47.930 ‫«لطفاً» و «ممنونم» یادتون نره. ‫لقمه‌های کوچیک بردارین و برای بار دوم غذا نکشین. 05:48.431 --> 05:50.641 ‫- خوب خودتون رو نشون بدید. ‫- چشم مامان. 05:52.185 --> 05:55.271 ‫اگه می‌خواستیم خوب خودمون رو نشون بدیم، ‫باید تو رو خونه می‌ذاشتیم. 05:55.855 --> 05:59.692 ‫تو فقط ترسیدی که از من بیشتر خوششون بیاد. ‫شرط می‌بندم همین‌طور هم میشه. 05:59.776 --> 06:01.361 ‫باشه، قبوله. 06:02.987 --> 06:04.947 ‫اینگالز! عجب وقت‌شناسی‌ای. 06:05.782 --> 06:08.826 ‫- نقشه‌هات رو همین‌جا گذاشتم. ‫- همسرم کارولاین رو که یادتونه. 06:08.910 --> 06:11.621 ‫- دخترهامون، مری و لورا. ‫- البته. باعث افتخاره. 06:11.704 --> 06:16.376 ‫- خونه‌ی خیلی قشنگی دارین آقای جیمز. ‫- بله، خیلی قشنگه آقای جیمز. 06:16.459 --> 06:20.671 ‫خیلی لطف دارین. بفرمایین داخل. خونه‌ی خودتونه. 06:20.755 --> 06:23.383 ‫جما و دوقلوها منتظرتونن. 06:23.883 --> 06:26.469 ‫من و چارلز هم می‌ریم که کلیسا رو بسازیم. 06:26.552 --> 06:28.137 ‫- برامون آرزوی موفقیت کنین. ‫- موفق باشین. 06:29.722 --> 06:31.557 ‫- یه کلوچه واسه من نگه دار. ‫- چشم، بابا. 06:35.436 --> 06:36.646 ‫خانواده‌ی زیباییه. 06:42.026 --> 06:44.862 ‫کارولاین! دخترها! 06:44.946 --> 06:46.656 ‫ممنون از دعوتتون. 06:46.739 --> 06:50.410 ‫- من... یه کم مربای شاه‌توت آوردم. ‫- کار خیلی خوبی کردی. 06:50.493 --> 06:52.703 ‫میشه لطفاً اینا رو کنار کلوچه‌ها بذارین؟ 06:53.287 --> 06:55.289 ‫دخترها، بیاین لطفاً! 06:55.373 --> 06:58.584 ‫- اینا برای شماست خانم جیمز. ‫- دختر عزیزم. 06:59.836 --> 07:03.464 ‫مری، لورا، می‌خوام با دوقلوهام آشنا بشین، ‫رومانزی و ایدیت. 07:03.548 --> 07:04.674 ‫می‌خواین اتاقمون رو ببینین؟ 07:07.093 --> 07:08.094 ‫خیلی عالی میشه. 07:09.637 --> 07:11.222 ‫آره، عالیه. 07:15.643 --> 07:17.228 ‫بی‌صبرانه منتظرم با بقیه هم آشنا بشین. 07:17.311 --> 07:20.064 ‫همه چیز رو در مورد شما بهشون گفتم. 07:20.148 --> 07:22.150 ‫- امیدوارم چیزهای خوبی گفته باشین. ‫- معلومه. 07:22.233 --> 07:26.779 ‫ما عین همیم، مگه نه؟ ‫فکر کنم تیم فوق‌العاده‌ای بشیم. 07:26.863 --> 07:28.990 ‫مطمئنم همین‌طور میشه. 07:29.991 --> 07:32.410 ‫فکر کنم دنبال یه جفت اسب جدید باشی. 07:32.493 --> 07:35.580 ‫هنوز آماده نیستم که بی‌خیالشون بشم. ‫پت و پتی مثل خانواده‌م هستن. 07:35.663 --> 07:36.497 ‫هوم. 07:36.581 --> 07:39.625 ‫خب، اسب یه مرد بخشی از وجودشه. 07:39.709 --> 07:42.295 ‫انگار یه دست یا پاش رو دزدیدن. 07:43.546 --> 07:46.966 ‫باید می‌دونستم که ایندیپندنس ‫دزدهای اسب رو جذب می‌کنه. 07:47.800 --> 07:51.053 ‫متأسفانه، هرجا که آدمیزاد باشه، ‫جرم و جنایت هم هست. 07:52.138 --> 07:54.974 ‫فکر می‌کردم شاید رفتن، ولی همین دیروز... 07:55.057 --> 07:58.394 ‫یکی از اسب‌های راسل کایند رو از زیر پاش دزدیدن. 07:59.020 --> 08:01.856 ‫این فقط یه بار دیگه یادآوری می‌کنه ‫که هرچی شهرمون بزرگتر میشه، 08:01.939 --> 08:04.275 ‫نیازمون به قانون و نظم هم بیشتر میشه، 08:05.026 --> 08:07.653 ‫واسه همینم درخواست یه مارشال فدرال دادم. 08:07.737 --> 08:09.822 ‫ما به قانون نیاز داریم، چارلز. 08:10.323 --> 08:12.950 ‫قانون‌ها هستن که یه جامعه رو سر پا نگه می‌دارن. 08:14.160 --> 08:16.287 ‫- صبح بخیر، آقایون. ‫- صبح بخیر. 08:17.914 --> 08:19.707 ‫- حالت چطوره؟ ‫- خوبم. 08:19.790 --> 08:21.000 ‫و قول می‌دم، 08:21.834 --> 08:23.169 ‫دیگه هیچ‌وقت اون اشتباه رو تکرار نکنم. 08:24.253 --> 08:25.087 ‫خوشحالم این رو می‌شنوم. 08:25.171 --> 08:27.381 ‫داشته واسه همه تعریف می‌کرده ‫که چطور اون قهرمان بزرگ... 08:27.465 --> 08:30.134 ‫چارلز اینگالز، جونش رو نجات داده. 08:34.639 --> 08:36.724 ‫آقایون، میشه لطفاً توجه کنین؟ 08:36.807 --> 08:38.100 ‫قبل از اینکه شروع کنیم، 08:38.184 --> 08:40.311 ‫می‌خوام از چارلز اینگالز تشکر کنم 08:40.394 --> 08:43.439 ‫که همچین طرحی برای این کلیسا کشیده. 08:43.523 --> 08:45.066 ‫- احسنت. ‫- احسنت. 08:45.691 --> 08:47.109 ‫ممنون، آقای اینگالز. 08:47.193 --> 08:51.531 ‫وقتی اولین بار پام رو توی این زمین گذاشتم، ‫من... یه حسی داشتم. 08:52.782 --> 08:56.744 ‫احساس الهام‌بخشی می‌کردم. احساس آرامش می‌کردم. 08:56.827 --> 08:58.454 ‫اما بیشتر از همه... 08:58.955 --> 09:00.331 ‫حضور خدا رو حس کردم. 09:01.415 --> 09:04.877 ‫بیاید برای این شهر یه عبادتگاه بسازیم! 09:04.961 --> 09:06.754 ‫- احسنت. ‫- احسنت. 09:06.837 --> 09:08.047 ‫بریم سر کار. 09:09.590 --> 09:10.424 ‫سلام. 09:12.009 --> 09:13.761 ‫ولی یه جا بند نمیشه. 09:14.595 --> 09:15.638 ‫کارولاین، 09:15.721 --> 09:20.059 ‫می‌خوام با مارگارت پارکر آشنا بشی، ‫شوهرش صاحب کارخونه‌ست، 09:20.142 --> 09:22.395 ‫سارا گریوز، خواهر کوچیکتر کلارنس گریوز، 09:22.478 --> 09:24.480 ‫که روزنامه‌ی «ایندیپندنس پایونیر» مال اون... 09:24.564 --> 09:26.148 ‫و وینی ریچاردسونه. 09:26.232 --> 09:28.234 ‫شوهرش توی کار وارداته. 09:28.317 --> 09:31.988 ‫خانم‌ها، کارولاین اینگالز همون معلمیه که بهتون گفتم. 09:32.071 --> 09:33.364 ‫از آشناییتون خوشوقتم. 09:33.447 --> 09:36.075 ‫شوهر شما همون کلیسایی ‫که داره ساخته میشه رو طراحی کرده، درسته؟ 09:36.158 --> 09:38.119 ‫- اوهوم. ‫- اوه، حتماً بهش افتخار می‌کنید. 09:38.202 --> 09:39.245 ‫همینطوره. 09:39.328 --> 09:42.999 ‫داشتم فکر می‌کردم شاید بهار بتونیم ‫از اون کلیسا به عنوان مدرسه هم استفاده کنیم. 09:43.082 --> 09:44.125 ‫اوه بله. 09:44.208 --> 09:48.588 ‫نمی‌دونید چقدر ذوق کردم وقتی شنیدم ‫یه معلم باتجربه بینمون هست. 09:48.671 --> 09:50.006 ‫یکم تمرینم کم شده، 09:50.089 --> 09:52.675 ‫اما الان دارم توی خونه به دخترها درس می‌دم. 09:52.758 --> 09:55.177 ‫اوه، دخترهاش ماهن. باهوش هم هستن. 09:55.261 --> 09:58.472 ‫خب، اگه جما شما رو دعوت کرده، ‫حتماً قدر طلا ارزش دارید. 09:58.556 --> 10:01.017 ‫- فکر کنم همین‌طوره. ‫- دانش‌آموز هم قبول می‌کنین؟ 10:01.100 --> 10:03.352 ‫آخه من توی حساب‌وکتاب و گرامر افتضاحم، 10:03.436 --> 10:05.438 ‫پسرهامم دارن پاک دیوونه‌م می‌کنن. 10:05.521 --> 10:06.564 ‫اوه... 10:06.647 --> 10:09.609 ‫- اوه، نمی‌دونم. ‫- لطفاً، میشه روش فکر کنین؟ 10:09.692 --> 10:12.361 ‫جما گفت که همین الانم حداقل یه دانش‌آموز اضافه دارین. 10:12.445 --> 10:15.990 ‫همین رو نگفتین؟ یه دختر همسایه؟ ‫البته مطمئن نیستم گفتین کی. 10:16.073 --> 10:17.074 ‫اوه... 10:17.575 --> 10:19.076 ‫چیز رسمی‌ای نیست. 10:19.577 --> 10:23.205 ‫منم دوتا توی خونه دارم که بیشتر از یه ساله مدرسه نرفتن. 10:23.289 --> 10:26.292 ‫به نظر میاد خیلی حرف‌ها برای گفتن دارین. ‫تنهاتون می‌ذارم. 10:31.922 --> 10:35.968 ‫- این همه لباس رو از کجا آوردین؟ ‫- مادرم همیشه یه صندوقچه واسه خاله‌بازی داشته. 10:36.052 --> 10:39.555 ‫میگه این کار حس شیک‌پوشی و اصالت رو القا می‌کنه. 10:39.639 --> 10:43.851 ‫من «بانو فرانچسکای یومزفورد» میشم، ‫وارث مخفی تاج و تخت. 10:43.934 --> 10:46.854 ‫شما دوتا هم می‌تونین «النور» و «کاترین» بشین، 10:46.937 --> 10:50.524 ‫افراد وفادار و معتمد من، ‫که قسم خوردن به هر قیمتی از رازم محافظت کنن. 10:50.608 --> 10:51.984 ‫حالا یالا. یه چیزی انتخاب کنین. 10:59.116 --> 10:59.950 ‫اوه! 11:00.034 --> 11:01.744 ‫- چقدر باوقاره. ‫- ممنون. 11:01.827 --> 11:03.162 ‫حالا تو، لورا. 11:15.424 --> 11:16.676 ‫ام... اون نه. 11:17.176 --> 11:18.886 ‫- ولی تو گفتی... ‫- اون مال منه. 11:18.969 --> 11:21.597 ‫پدرم اون رو از یه گاوچرون واقعی برام خریده. 11:23.391 --> 11:24.475 ‫از گردنبندت خوشم میاد. 11:24.558 --> 11:26.852 ‫پدرم این رو برای تولدم از نیویورک آورد. 11:26.936 --> 11:30.815 ‫گفت از انگلیسه و احتمالاً مال خود ملکه ویکتوریا بوده. 11:32.441 --> 11:34.110 ‫خیلی اصالت داره، 11:34.902 --> 11:37.530 ‫و واسه چای عصرونه با بانو فرانچسکا عالیه. 11:38.030 --> 11:40.574 ‫پدر تو واسه تولد قبلیت چی بهت داد؟ 11:40.658 --> 11:43.077 ‫برام با چوب افرا یه قلاب‌سنگ درست کرد. 11:43.869 --> 11:44.745 ‫تیرکمان سنگی؟ 11:45.246 --> 11:47.206 ‫می‌تونم از بیست قدمی یه خرگوش رو بزنم. 11:47.289 --> 11:49.250 ‫بزنی؟ منظورت اینه که بکشی؟ 11:49.333 --> 11:50.793 ‫خورشتش خیلی خوشمزه میشه. 11:51.544 --> 11:54.380 ‫بانو فرانچسکا، لطفاً بی‌سلیقگی خواهرم رو ببخشین. 11:54.964 --> 11:57.216 ‫اما شما واقعاً معرکه شدین. 11:57.299 --> 11:59.343 ‫دوک مرد خیلی خوش‌شانسیه. 11:59.427 --> 12:00.553 ‫همین‌طوره، مگه نه؟ 12:03.723 --> 12:07.059 ‫اون کلاه بهت خیلی میاد، النور. 12:07.560 --> 12:10.146 ‫بذار ببینم می‌تونیم ‫یه جفت دستکش توری هم برات پیدا کنیم یا نه. 12:13.941 --> 12:15.901 ‫صورتی رو ترجیح میدی یا سفید؟ 12:18.904 --> 12:21.949 ‫آماده، بکشید! 12:22.032 --> 12:24.577 ‫آماده، بکشید! 12:26.579 --> 12:28.956 ‫آماده، بکشید! 12:31.792 --> 12:34.420 ‫بکشید! 12:34.503 --> 12:37.423 ‫آماده، بکشید! 12:38.007 --> 12:40.176 ‫آماده، بکشید! 12:42.011 --> 12:47.433 ‫آماده، بکشید! آماده، بکشید! 12:48.768 --> 12:50.644 ‫نگه دارید، نگه دارید، نگه دارید، نگه دارید! 13:08.329 --> 13:10.998 ‫- گفتم یه سر بزنم و سلامی عرض کنم. ‫- از دیدنت خوشحالم. 13:11.832 --> 13:15.336 ‫اون کار ترجمه‌م، ‫بیشتر از چیزی که انتظار داشتم طول کشید. 13:16.796 --> 13:20.591 ‫ممنون که توی دوران اون تب و بیماری ‫به خانواده‌م سر زدی. 13:20.674 --> 13:23.093 ‫کار من نبود. خودم بدجور مریض بودم. 13:23.177 --> 13:26.347 ‫- همه‌ش کار لورا بود. ‫- دخترم هم همین رو بهم میگه. 13:28.265 --> 13:31.977 ‫- سفرت چطور بود؟ ‫- مسئول جدید امور سرخ‌پوست‌ها، «آیزاک گیبسون» رو دیدم. 13:32.478 --> 13:34.647 ‫- کوئیکره. ‫- چطور پیش رفت؟ 13:34.730 --> 13:35.648 ‫هنوز مطمئن نیستم. 13:36.357 --> 13:40.110 ‫ولی به نظر میاد مصممه که یه قرارداد جابجایی... 13:40.194 --> 13:41.529 ‫توی اولین فرصت تنظیم کنه. 13:42.404 --> 13:43.781 ‫قرارداد جابجایی؟ 13:43.864 --> 13:45.366 ‫یه معامله برای زمین. 13:49.161 --> 13:51.038 ‫امیدوارم منصفانه باشه. 13:51.539 --> 13:55.376 ‫هفت تا رئیس قبیله باید با شرایط موافقت کنن. ‫هنوز خیلی چیزها هست که باید در موردشون بحث بشه. 13:56.544 --> 14:00.047 ‫احتمالاً تا قبل از بهار چیزی امضا نمیشه. 14:03.801 --> 14:05.302 ‫اشکالی نداره بگم وقت نهاره؟ 14:06.095 --> 14:08.806 ‫- اختیار دارین. ‫- می‌مونین با ما نهار بخورین، آقای میچل؟ 14:08.889 --> 14:11.350 ‫خیلی غذا آوردم که با هم بخوریم. یه عادت قدیمیه. 14:11.433 --> 14:12.935 ‫وقتی جوون بودم، کسی زیاد از من خوشش نمیومد، 14:13.018 --> 14:15.771 ‫واسه همین کیفم رو پر از خوراکی می‌کردم ‫تا موقع نهار به بقیه بدم. 14:16.272 --> 14:19.316 ‫- همیشه هم جواب می‌داد. ‫- ممنون. می‌مونم. 14:22.778 --> 14:24.113 ‫وقت نهاره آقایون! 14:24.613 --> 14:28.158 ‫مادرم میگه آدام اسکات ‫از یه خانواده بانکدار توی بوستونه. 14:28.242 --> 14:29.827 ‫میگه اونا خیلی پولدارن. 14:29.910 --> 14:33.414 ‫ولی با این حال، نامزدش اون رو پای سفره عقد ول کرده. 14:33.497 --> 14:36.208 ‫- حسابی رسوایی به بار آورد. ‫- خیلی ناراحت‌کننده‌ست. 14:36.792 --> 14:37.793 ‫طفلکی آدام. 14:37.877 --> 14:39.712 ‫منظورت آدامِ پولداره. 14:39.795 --> 14:43.132 ‫حالا اون جذاب‌ترین مرد مجرد توی ایندیپندنسه. 14:43.215 --> 14:45.968 ‫مادرم میگه همین روزها یه زن پیدا می‌کنه. ‫اون ارث و میراث داره. 14:46.051 --> 14:48.220 ‫خیلی هم خوش‌قیافه‌ست. 14:48.304 --> 14:50.723 ‫اون... همین‌طوره، مگه نه؟ 14:51.724 --> 14:55.144 ‫- تو نظرت چیه لورا؟ ‫- در مورد چی؟ 14:55.227 --> 14:56.395 ‫آدام. 14:57.813 --> 14:59.481 ‫اون نزدیک بود توی چاه ما بمیره. 15:01.233 --> 15:02.401 ‫لورا! 15:02.985 --> 15:06.488 ‫اینقدر حرف‌های وحشتناک نزن. ‫لطفاً رفتار خواهرم رو ببخشین. 15:11.994 --> 15:13.412 ‫با اجازه‌تون می‌شه من برم؟ 15:14.121 --> 15:15.164 ‫راحت باش. 15:19.877 --> 15:22.922 ‫مری، به نظرت دیگه هیچ‌کدوم از پسرهای شهر خوش‌تیپ هستن؟ 15:24.340 --> 15:26.342 ‫به نظرت هستن! کی؟ 15:27.968 --> 15:29.303 ‫کیلب رو می‌شناسی؟ 15:29.386 --> 15:34.433 ‫کیلب؟ همون پسر یتیم خنگ ‫که توی فروشگاه کار می‌کنه؟ 15:36.310 --> 15:37.937 ‫اوه! نه. 15:38.562 --> 15:42.942 ‫داشتم به پسری فکر می‌کردم ‫که چند تا مزرعه اون‌ورتر از ما زندگی می‌کنه. 15:43.817 --> 15:47.237 ‫فکر می‌کردم اسمش کیلبه. حتماً جیکوبه. 15:47.738 --> 15:51.200 ‫می‌دونستی، پدر و مادر کیلب اون رو توی جاده ول کردن. 15:51.283 --> 15:54.912 ‫یهو نصفه‌شب پا شدن رفتن ‫و اون رو به حال خودش رها کردن. 15:55.496 --> 15:56.872 ‫چرا باید همچین کاری بکنن؟ 15:56.956 --> 16:00.084 ‫- شاید نمی‌خواستنش. ‫- یا شایدم گرگ‌ها خوردنشون. 16:00.167 --> 16:02.127 ‫یا شاید یه مشکلی داره. 16:02.211 --> 16:04.129 ‫شاید اون فراریشون داده. 16:09.677 --> 16:13.013 ‫حالا که کلیسا داره ساخته میشه، ‫نمی‌دونم، باید یه کشیش بیاریم؟ 16:13.097 --> 16:13.973 ‫هوم. 16:14.056 --> 16:17.518 ‫من با خونه خیلی فاصله دارم، ولی مطمئنم ‫یکی از شما توی این منطقه آشنا داره. 16:17.601 --> 16:20.312 ‫من یه کاندیدای عالی از «اِلک سیتی» می‌شناسم. والتر ایتون. 16:20.396 --> 16:23.148 ‫توی کل ایالت سفر می‌کرده ‫و برای فقیرها صندوق کمک مالی راه می‌نداخته، 16:23.232 --> 16:25.359 ‫ولی می‌دونم دوست داره واسه یه مدتی هم که شده ‫یه جا ساکن بشه. 16:25.442 --> 16:29.154 ‫خب، من خودم دست به کار شدم ‫و ترتیبی دادم که کشیش دنیل فرانکلین... 16:29.238 --> 16:30.447 ‫از سنت لوئیس بیاد. 16:30.948 --> 16:34.201 ‫اوه، اون مرد با ایمانیه و شخصیت فوق‌العاده‌ای داره. 16:34.284 --> 16:37.663 ‫و از یکی از محترم‌ترین خانواده‌های شهر میاد. 16:37.746 --> 16:40.040 ‫سنت لوئیس خیلی دوره. 16:40.124 --> 16:43.836 ‫مهمه که فقط یه نفر رو نیاریم، ‫بلکه شخص مناسبی رو بیاریم. 16:43.919 --> 16:45.796 ‫مطمئنم کارولاین هم موافقه. 16:50.175 --> 16:51.218 ‫البته. 16:52.136 --> 16:53.095 ‫هوم. 16:56.181 --> 16:57.016 ‫هر وقت آماده بودی. 16:58.934 --> 17:00.686 ‫- انجامش بده. ‫- با شماره سه. 17:01.186 --> 17:02.229 ‫یک... 17:02.312 --> 17:03.772 ‫بیا، تموم شد. 17:09.528 --> 17:12.990 ‫- باز برادرم چیکار کرده؟ ‫- پاش لیز خورد و خورد زمین. 17:14.199 --> 17:15.492 ‫ولی حالش خوب میشه. 17:15.576 --> 17:18.912 ‫شاید بهتر باشه واسه یکی دو هفته ‫کارهای سنگین رو بسپاری به کیلب. 17:18.996 --> 17:20.622 ‫قرار بود یه ساعت پیش برگردی 17:20.706 --> 17:22.416 ‫تا من بتونم برم جلسه‌ی انجمن بانوان. 17:22.499 --> 17:24.209 ‫فکر کنم زمان از دستم در رفت. 17:24.293 --> 17:25.461 ‫فکر کنم همینطوره. 17:25.961 --> 17:27.838 ‫پس من دیگه رفع زحمت می‌کنم. 17:27.921 --> 17:29.923 ‫ممنون دکتر تان. 17:30.674 --> 17:31.508 ‫بله. 17:37.723 --> 17:41.351 ‫کلوچه درست کردم. به نظرم ساختن یه کلیسا شیرینی می‌خواد. 17:45.439 --> 17:47.733 ‫- کلوچه‌های زنجبیلی مورد علاقه‌ی منن. ‫- می‌دونم. 17:51.904 --> 17:53.572 ‫نمی‌خوام تو رو از جلسه‌ت بندازم. 17:53.655 --> 17:56.283 ‫من هیچوقت بدم نمیاد یه‌کمی بیشتر پیش شما باشم دکتر. 17:58.452 --> 18:00.621 ‫خب، روز خوبی داشته باشی. مراقب باش. 18:30.150 --> 18:31.151 ‫هوم. 18:31.235 --> 18:33.612 ‫ببخشید که دیر کردم. 18:37.324 --> 18:38.450 ‫کلوچه آوردم. 18:38.951 --> 18:41.120 ‫آهان... بله. 18:44.540 --> 18:46.667 ‫انجمن بانوان امروزه، مگه نه؟ 18:46.750 --> 18:50.003 ‫حس می‌کنم هفته‌هاست ‫دارم به اون آگهی توی فروشگاهم خیره میشم. 18:50.087 --> 18:55.008 ‫اوه، راستش انجمن بانوان برای زنان متأهل ایندیپندنسه. 18:56.260 --> 18:57.344 ‫زنان متأهل؟ 18:58.679 --> 18:59.805 ‫- درسته. ‫- هوم. 19:00.848 --> 19:01.932 ‫قانونش اینه. 19:02.432 --> 19:03.976 ‫مطمئنم درک می‌کنین. 19:05.894 --> 19:07.062 ‫بله، کاملاً درک می‌کنم. 19:09.273 --> 19:11.733 ‫بابت سوءتفاهم پیش اومده عذر می‌خوام. 19:20.159 --> 19:22.286 ‫شنیدی چطور آقای اینگالز جونم رو نجات داد؟ 19:22.786 --> 19:24.830 ‫ته یه چاه داشتم می‌مردم، 19:24.913 --> 19:26.456 ‫و اون پرید تو تا من رو بکشه بیرون. 19:27.040 --> 19:28.208 ‫همه شنیدن. 19:29.001 --> 19:33.088 ‫برام مهم نیست که مردم مسخره کنن. ‫فقط شکرگزارم که زنده‌م. اون یه قهرمانه. 19:34.006 --> 19:35.132 ‫واقعیت داره. 19:35.215 --> 19:37.676 ‫توی جنگ چطور آقای اینگالز؟ کجا جنگیدین؟ 19:38.635 --> 19:40.470 ‫شرط می‌بندم اونجا هم یه قهرمان واقعی بودین. 19:40.554 --> 19:43.682 ‫می‌خواستم اسم بنویسم، ‫ولی پدربزرگ گفت زیادی جوونم. 19:46.977 --> 19:50.272 ‫پدرم به کمکم نیاز داشت. ‫موندم تا باهاش توی مزرعه‌ها کار کنم. 19:51.148 --> 19:52.232 ‫اوه. 19:53.066 --> 19:54.735 ‫نمی‌دونستم می‌شه همچین کاری کرد. 19:55.694 --> 19:56.570 ‫نمی‌شه. 19:57.821 --> 20:00.115 ‫ظاهراً بعضی‌ها فکر می‌کنن ‫قانون شامل حالشون نمی‌شه. 20:08.707 --> 20:10.042 ‫دزد اسب‌ها رو گرفتم. 20:13.712 --> 20:15.214 ‫قضیه چیه، راسل؟ 20:15.839 --> 20:18.800 ‫خب، وقتی تو بیکار نشسته بودی و هیچ‌کاری نمی‌کردی، 20:19.343 --> 20:21.303 ‫ما رد این بی‌همه‌چیز رو زدیم. 20:32.522 --> 20:36.109 ‫- ادواردز دزد نیست و خودتم می‌دونی. ‫- من که این‌طور فکر نمی‌کنم. 20:36.193 --> 20:38.362 ‫بهت گفتم این رو بسپر به من، کایند. 20:38.445 --> 20:41.240 ‫تو اینجا قانون نیستی، هیچ مدرکی هم نداری. 20:41.323 --> 20:44.910 ‫هفته‌هاست که نصفه‌شب‌ها توی دشت‌ها پرسه می‌زنه، 20:44.993 --> 20:47.579 ‫زاغ‌سیاه ما رو چوب می‌زنه و کمین کرده. 20:47.663 --> 20:50.791 ‫- همه‌مون دیدیمش. ‫- درسته. منم دیدمش. 20:50.874 --> 20:52.876 ‫و تا اسب‌ها گم می‌شن، 20:52.960 --> 20:55.879 ‫یهو سر و کله‌اش با یه مشت پول نقد پیدا می‌شه. 20:55.963 --> 20:59.883 ‫کار و کاسبی نوشیدنیش که خراب شد، ‫یه‌راست رفت سراغ اسب‌ها، 20:59.967 --> 21:02.135 ‫درست مثل کاری که توی «تنسی» کرد. 21:02.219 --> 21:04.096 ‫یالا، ازش بپرس. 21:04.179 --> 21:05.514 ‫انکارش نمی‌کنه. 21:05.597 --> 21:07.849 ‫ادواردز، یه چیزی بگو. 21:09.434 --> 21:10.936 ‫بازش کنید! 21:11.812 --> 21:15.607 ‫بازش کن، مرتیکه‌ی چندش! 21:15.691 --> 21:18.193 ‫تنها پولی که داره پزش رو می‌ده پول‌های شماست، 21:18.277 --> 21:20.821 ‫بعد از اینکه توی کارت‌بازی، ‫کل دارایی‌تون رو از چنگتون درآورد. 21:22.698 --> 21:24.157 ‫تو هم همین‌طور، برانسون. 21:25.325 --> 21:28.829 ‫یا بهتره از زنت بپرسم؟ ‫راجع به اون‌همه پولی که توی کافه‌ی من باختی؟ 21:28.912 --> 21:30.289 ‫دخالت نکن. 21:31.331 --> 21:34.293 ‫بار آخریه که می‌گم. همین الان بازش کن. 21:35.252 --> 21:36.420 ‫لیسی! 21:36.503 --> 21:38.297 ‫نمی‌ذارم این‌جوری بندازینش جلوی گرگ‌ها. 21:38.380 --> 21:41.675 ‫تا وقتی من اینجام، کسی حق نداره ‫خودسرانه قانون رو اجرا کنه. 21:41.758 --> 21:44.344 ‫تا وقتی مارشال بیاد و قضیه رو روشن کنه، 21:44.428 --> 21:46.555 ‫آقای ادواردز رو توی هتل نگه می‌داریم. 21:48.181 --> 21:49.016 ‫راه بیفت. 21:50.475 --> 21:52.352 ‫برای امنیت خودته. 21:59.151 --> 22:00.152 ‫لیسی. 22:01.528 --> 22:03.947 ‫- کجا می‌ری؟ ‫- که بی‌گناهیش رو ثابت کنم. 22:04.448 --> 22:06.450 ‫واقعاً فکر می‌کنی ایلای می‌تونه جلوی کایند 22:06.533 --> 22:08.660 ‫و نوچه‌های احمقش رو بگیره که دست از پا خطا نکنن؟ 22:08.744 --> 22:11.371 ‫اگه بخوای می‌تونی باهام بیای بریم پیش اوسیج‌ها. 22:11.455 --> 22:15.083 ‫یا می‌تونی همین‌جا بمونی ‫و عروسک خیمه‌شب‌بازیِ ایلای باشی. 22:16.376 --> 22:19.254 ‫- کار اوسیج‌ها نبوده. ‫- نگفتم که کار اونا بوده. 22:19.338 --> 22:21.923 ‫اما هیچ‌چیزی از زیر دستِ اون برادرزنت قسر درنمی‌ره. 22:22.007 --> 22:24.051 ‫ماه پیش از یه داستانی نجاتش دادم. بهم مدیونه. 22:24.134 --> 22:26.053 ‫نمی‌ذارم تنهایی بره اونجا. 22:26.136 --> 22:28.555 ‫می‌تونی اسب من رو ببری. ‫من می‌رم حواسم به ادواردز باشه. 22:49.159 --> 22:53.747 ‫حالا که ناهارمون رو خوردیم، ‫بهتره بریم سر اصل مطلب. 22:54.456 --> 22:57.959 ‫میای اون جلو پیشم بشینی؟ ‫شاید یه‌کم یادداشت برداری؟ 22:58.752 --> 23:00.837 ‫اشکالی نداره قبل از شروع برم امیلی رو بیارم؟ 23:00.921 --> 23:02.255 ‫دلم نمی‌خواد چیزی رو از دست بده. 23:02.339 --> 23:05.592 ‫حتماً زمان از دستش در رفته. ‫خیلی زود برمی‌گردم. قول می‌دم. 23:05.675 --> 23:08.178 ‫اوه، پس واسه همین بود که به سرش زد بیاد. 23:09.846 --> 23:10.972 ‫اومد اینجا؟ 23:11.056 --> 23:11.890 ‫بله. 23:11.973 --> 23:15.936 ‫و همون‌طور که براش توضیح دادم، ‫این انجمن مخصوص زنان متأهله. 23:16.019 --> 23:19.272 ‫البته، بابت این سوءتفاهم حسابی عذرخواهی کردم. 23:19.356 --> 23:20.565 ‫منم متأهل نیستم. 23:22.359 --> 23:26.571 ‫بله، اما شما یه نویسنده‌ای ‫و از یه خانواده‌ی بسیار محترمی. 23:26.655 --> 23:30.117 ‫کجای اداره کردنِ بزرگ‌ترین فروشگاه ‫توی «ایندیپندنس» محترم نیست؟ 23:31.201 --> 23:33.954 ‫این انجمن قوانینی داره، کارولاین. 23:34.538 --> 23:36.998 ‫خب خانم‌ها، اگه سر جاتون بشینید، 23:37.082 --> 23:40.460 ‫به نظرم می‌تونیم بحثمون رو با رأی‌گیری شروع کنیم. 23:40.544 --> 23:43.964 ‫زن‌ها بیش از نیمی از جمعیت این کشور رو تشکیل می‌دن، 23:44.047 --> 23:47.592 ‫ولی با این حال حق نداریم توی تعیین ‫سرنوشت کشورمون مشارکت کنیم. 23:48.385 --> 23:50.846 ‫فکر کنم وقتشه که این رو تغییر بدیم، 23:50.929 --> 23:53.223 ‫و از همین‌جا، توی ایندیپندنس شروع کنیم. 23:56.143 --> 23:57.227 ‫کارولاین. 24:06.903 --> 24:08.113 ‫حالا، رأی بدید. 24:08.196 --> 24:09.906 ‫کلمه‌ی رأی با حرف وی شروع می‌شه. 24:09.990 --> 24:11.908 ‫دیگه چی با حرف وی شروع می‌شه؟ صدا. 24:16.705 --> 24:19.541 ‫داری چی‌کار می‌کنی؟ ‫اونا مال کلکسیون ویژه‌ی پدره، 24:19.624 --> 24:21.084 ‫و ما نباید بازشون کنیم. 24:21.751 --> 24:22.586 ‫چرا؟ 24:22.669 --> 24:25.505 ‫چون درست نیست ‫به نقاشیِ مردها با این لباس‌ها نگاه کنیم. 24:25.589 --> 24:27.924 ‫ولی اونا همین‌طوری لباس می‌پوشن. 24:28.717 --> 24:32.053 ‫هر چیزی که می‌پوشن یه معنی‌ای داره، حتی رنگ‌هاش. 24:32.554 --> 24:33.388 ‫می‌بینی؟ 24:35.056 --> 24:35.891 ‫لورا، 24:37.559 --> 24:38.852 ‫بذارش سر جاش. 24:40.812 --> 24:42.772 ‫متأسفم. خواهرم یکم سرکشه. 24:48.612 --> 24:50.030 ‫بهترین دوست من یه اوسیجه. 24:51.114 --> 24:52.491 ‫اسمش «عقاب خوب»ئه. 24:53.158 --> 24:55.076 ‫سرخ‌پوست‌ها اومدن خونه‌ی شما؟ 24:55.160 --> 24:56.536 ‫البته. 24:57.037 --> 24:58.371 ‫فقط هم عقاب خوب نیومده. 25:00.373 --> 25:01.833 ‫می‌خوای یه قصه بشنوی؟ 25:08.298 --> 25:12.052 ‫یه روز صبح که بابا رفته بود ‫تا توی ساختن خونه به آقای اسکات کمک کنه، 25:12.135 --> 25:14.930 ‫من و جک از نهر برگشتیم خونه 25:15.013 --> 25:19.142 ‫و با یه سری مهمون ناخونده روبه‌رو شدیم. 25:23.522 --> 25:25.815 ‫قبلاً بهت گفتم، 25:25.899 --> 25:28.693 ‫من اسب‌ها رو نبردم. 25:29.819 --> 25:31.988 ‫می‌شنوی چی می‌گم؟ من اسب‌های شما رو نبردم. 25:32.072 --> 25:36.243 ‫منم نگفتم تو بردیشون. 25:36.826 --> 25:39.329 ‫حدس می‌زنم یکی دو جا رو بشناسی 25:39.412 --> 25:42.916 ‫که بشه چندتا اسب رو بدون جلب توجه توش قایم کرد. 25:43.416 --> 25:48.255 ‫بذار رفقای زمین‌خوارت خودشون یه فکری به حالش بکنن. 25:51.091 --> 25:53.802 ‫وقتی اونا می‌تونن شکارهای ما رو بزنن، 25:53.885 --> 25:56.888 ‫می‌تونن دنبال اسب‌های خودشون هم بگردن. 25:56.972 --> 26:03.228 ‫لوییس هفته پیش یه اسب گم کرد. 26:04.062 --> 26:07.983 ‫چقدر طول می‌کشه تا اسب‌های شما هم غیبشون بزنه؟ 26:14.197 --> 26:16.449 ‫باشه. نشونت می‌دم. 26:38.346 --> 26:40.348 ‫گفتم یه نگاهی به اون کبودی بندازم. 26:42.434 --> 26:44.728 ‫- اجازه می‌دی؟ ‫- من خوبم. 27:12.130 --> 27:14.799 ‫نمی‌فهمم چرا از خودت دفاع نکردی. 27:15.300 --> 27:18.386 ‫تو هرچی که باشی جان، دزد نیستی. 27:21.640 --> 27:23.683 ‫می‌تونیم حرف بزنیم، یا فقط بشینیم. 27:31.941 --> 27:35.153 ‫چند هفته‌ی اخیر رو توی ایوون لیسی گذروندم تا ترک کنم. 27:37.238 --> 27:39.532 ‫پاک شدن قاعدتاً باید چیز خوبی باشه، ولی... 27:41.159 --> 27:44.621 ‫هیچ‌کس بهت نمی‌گه که مجبوری ‫ساعت‌ها با افکارت تنها بمونی. 27:49.542 --> 27:52.879 ‫امروز دقیقاً شش سال می‌شه که برگشتم خونه ‫و دیدم دخترام دیگه نیستن. 27:54.798 --> 27:55.674 ‫وبا. 27:58.510 --> 28:01.304 ‫و از اون موقع هر روزش مثل خنجری توی قلبمه. 28:03.556 --> 28:04.641 ‫که چی بشه؟ 28:07.644 --> 28:10.647 ‫به خاطر ترجیح دادن جنگ به خانواده‌م، چی گیرم اومد؟ 28:13.608 --> 28:16.236 ‫کایند اومد سراغم. با خودم گفتم ‫خب، حتماً وقتش رسیده. 28:16.319 --> 28:19.155 ‫شاید بالاخره بتونم دوباره پیش دخترهام باشم. 28:21.116 --> 28:24.619 ‫جنگ یه تیکه از وجود هر مرد و زنِ این کشور رو با خودش برد. 28:27.080 --> 28:29.207 ‫و با وجود اینکه دلیلمون بر حق بود، 28:30.792 --> 28:33.920 ‫هر کسی چیزی رو از دست داد ‫که دیگه نمی‌تونه برش گردونه. 28:37.340 --> 28:41.469 ‫من فقط می‌دونم آدم‌هایی توی این شهر هستن ‫که بهت اهمیت می‌دن. 28:42.971 --> 28:44.889 ‫شاید بهتر باشه بذاری این کار رو بکنن. 28:46.599 --> 28:48.852 ‫شاید بهتر باشه به فکر آینده باشی. 29:12.000 --> 29:13.501 ‫پت و پتی من اونجان. 29:13.585 --> 29:14.753 ‫می‌بینی؟ 29:14.836 --> 29:17.964 ‫اونا هم اسب‌های اوسیج‌ها هستن. 29:18.715 --> 29:21.134 ‫یه مشت بچه‌ی احمق. 29:21.801 --> 29:26.473 ‫بچه‌های احمقی که کارهای احمقانه می‌کنن. 29:26.556 --> 29:30.268 ‫می‌شناسمشون. 29:33.563 --> 29:34.689 ‫حالا چی؟ 29:37.734 --> 29:39.569 ‫سرِ صحبت رو باز می‌کنیم. 29:44.157 --> 29:44.991 ‫می‌خونم. 29:45.909 --> 29:48.036 ‫دوتا جفت. بی‌بی. 29:51.372 --> 29:52.457 ‫اینجان. 29:53.458 --> 29:55.543 ‫سلام، پسرها. چقدر از دیدنتون خوشحالم. 29:56.044 --> 29:57.879 ‫همه‌جا رو دنبال این اسب‌ها گشتیم. 29:59.339 --> 30:02.717 ‫راستش رو بخواین، ‫خیلی‌ها بابت پیدا کردنشون بهتون مدیونن. 30:08.097 --> 30:10.642 ‫همه‌چیز مرتبه. وقتشه برگردن خونه. 30:22.612 --> 30:24.155 ‫هی، وایسا. 30:24.239 --> 30:26.658 ‫هی. 30:26.741 --> 30:29.577 ‫اگه الان راه بیفتیم، ‫تا قبل از غروب می‌رسونیمشون. 30:31.162 --> 30:32.497 ‫فکر کنم باید بذاریم برن، 30:33.957 --> 30:36.626 ‫به شرطی که قول بدن دیگه پیداشون نشه. 30:38.336 --> 30:39.754 ‫داری اشتباه می‌کنی. 30:41.089 --> 30:43.049 ‫شما چی فکر می‌کنین پسرها؟ اشتباه می‌کنم؟ 30:45.635 --> 30:46.970 ‫چون ممکنه دفعه‌ی بعد اینجا نباشم... 30:47.053 --> 30:49.138 ‫تا جلوی لیسی رو بگیرم که سرتون رو سوراخ‌سوراخ نکنه. 30:49.222 --> 30:50.765 ‫دیگه ریختمون رو نمی‌بینید. 30:51.266 --> 30:52.642 ‫پس یالا، برین. 31:01.943 --> 31:05.280 ‫- از درگیری خوشت نمیاد؟ ‫- هیچ‌وقت نتیجه‌ی خوبی نداشته. 31:07.365 --> 31:08.366 ‫من مخالفم. 31:11.786 --> 31:12.954 ‫منم همین‌طور. 31:13.621 --> 31:15.081 ‫اما تو مرد خوبی هستی. 31:21.880 --> 31:22.922 ‫اینم از پت من. 31:24.507 --> 31:26.843 ‫- بازم برامون بگو، لورا. ‫- لطفاً، لورا؟ 31:27.427 --> 31:30.722 ‫بانو فرانچسکا، شما نباید به این چرت‌وپرت‌ها گوش بدین، 31:30.805 --> 31:32.348 ‫اونم الان که دوک داره برمی‌گرده خونه. 31:32.432 --> 31:35.435 ‫مجبور نیستی گوش کنی، مری. ‫می‌تونی برگردی توی اون اتاق. 31:41.065 --> 31:44.193 ‫می‌خواین قصه‌ی اون موقعی رو بشنوین ‫که سعی کردیم از رودخونه رد شیم... 31:44.944 --> 31:47.071 ‫و نزدیک بود غرق بشیم؟ 31:47.739 --> 31:50.783 ‫تک‌تکمون، حتی سگمون. 31:50.867 --> 31:52.493 ‫آره! 31:53.244 --> 31:55.955 ‫کالسکه‌های زیادی قبل از ما رد شده بودن، 31:56.039 --> 31:59.751 ‫اما بارون‌های بهاری باعث شده بود ‫رودخونه عمیق و پرسرعت بشه. 32:00.251 --> 32:02.921 ‫یهو اسب‌ها دیگه پاشون به کف رودخونه نرسید، 32:03.004 --> 32:06.799 ‫و جریان آب شروع کرد ‫به کشیدنِ همه‌مون به سمت پایین رودخونه. 32:06.883 --> 32:09.218 ‫و اگه قرار باشه ایندیپندنس پیشرفت کنه، 32:09.302 --> 32:12.013 ‫باید سنت‌های قوی‌ای برای شهر پایه‌گذاری کنیم... 32:12.096 --> 32:14.474 ‫قبل از اینکه حتی یه خط راه‌آهن کشیده بشه، 32:14.557 --> 32:16.643 ‫واسه همین من و ایلای تصمیم گرفتیم 32:16.726 --> 32:19.896 ‫تابستون آینده ‫جشنواره‌ی روزِ بنیان‌گذاران رو برگزار کنیم. 32:19.979 --> 32:21.731 ‫- عالیه. ‫- فکر خوبیه. 32:23.608 --> 32:25.818 ‫کارولاین، من عاشق این اشتیاقتم. 32:27.904 --> 32:30.239 ‫اگه قرار باشه یه انجمن زنانه باشیم، 32:30.323 --> 32:32.784 ‫نباید همه‌ی زن‌های جامعه‌مون رو شامل بشه، 32:32.867 --> 32:35.036 ‫نه فقط اونایی که به نظر شما محترمن؟ 32:37.330 --> 32:39.749 ‫شاید بهتر باشه این بحث رو بذاریم برای یه وقت دیگه. 32:40.917 --> 32:42.794 ‫مگه اینکه کسی مخالف باشه؟ 32:51.761 --> 32:53.096 ‫ادامه بدیم؟ 32:58.226 --> 32:59.686 ‫بابت ناهار ممنون. 33:03.940 --> 33:04.774 ‫هوم. 33:07.402 --> 33:08.736 ‫کیلب، صبر کن! 33:10.905 --> 33:12.323 ‫تو اینجا چی‌کار می‌کنی؟ 33:12.824 --> 33:16.411 ‫- ما اومدیم تا با ایدیت و رومانزی چای بخوریم. ‫- اوه. 33:16.494 --> 33:18.621 ‫- چطور پیش می‌ره؟ ‫- خیلی خوب نیستن. 33:19.706 --> 33:21.666 ‫هیچ‌کدومشون تا حالا یه کلمه هم با من حرف نزدن، 33:21.749 --> 33:23.918 ‫حتی وقتی من اول سرِ صحبت رو باز می‌کنم، 33:24.002 --> 33:27.630 ‫یا حتی وقتی شب‌ها براشون کلوچه می‌برم، ‫وقتی که هوس کلوچه می‌کنن. 33:29.632 --> 33:33.428 ‫- طوری رفتار می‌کردن انگار تو رو می‌شناسن. ‫- چرا؟ چی گفتن؟ 33:36.055 --> 33:38.266 ‫گفتن پدر و مادرت تو رو توی جاده ولت کردن. 33:41.019 --> 33:44.272 ‫- دروغه. ‫- من فقط چیزی رو گفتم که اونا بهم گفتن. 33:44.355 --> 33:46.149 ‫پس چرا تکرارش می‌کنی؟ 33:46.232 --> 33:47.191 ‫متأسفم. 33:51.821 --> 33:55.825 ‫مری عاشق شده! ‫مری عاشق شده! 33:55.908 --> 33:59.746 ‫پس، همون کیلبه. ‫تو از این پسره‌ی یتیمِ زشت خوشت میاد. 34:09.047 --> 34:10.923 ‫وایسا! کیلب! 34:13.801 --> 34:14.761 ‫دخترها. 34:15.303 --> 34:17.305 ‫همه‌جا رو دنبالتون گشتم. بیاین بریم. 34:17.388 --> 34:19.348 ‫از ایدیت و رومانزی خداحافظی کنین. 34:36.407 --> 34:38.534 ‫خداحافظ، لورا. خداحافظ، مری. 34:40.036 --> 34:41.204 ‫چی شده، مامان؟ 34:42.038 --> 34:42.872 ‫مشکل چیه؟ 34:46.584 --> 34:48.211 ‫همین‌جا بمونین. مراقب خودتون باشین. 35:22.620 --> 35:23.663 ‫متأسفم. 35:26.457 --> 35:28.000 ‫جما همینطوریه. 35:29.377 --> 35:31.629 ‫احمقانه‌ست که انتظار دیگه‌ای ازش داشته باشیم. 35:32.922 --> 35:34.173 ‫احمقانه نیست. 35:37.969 --> 35:40.972 ‫بعضی جنگ‌ها ارزش جنگیدن دارن، ‫اما جما جیمز جزوشون نیست. 35:44.934 --> 35:46.060 ‫ولش کردی اومدی بیرون؟ 35:49.105 --> 35:50.439 ‫فکر کنم آره. 36:08.416 --> 36:09.876 ‫- ممنون. ‫- اوهوم. 36:14.213 --> 36:15.506 ‫هوم. 36:27.226 --> 36:28.060 ‫مامان! 36:28.936 --> 36:30.563 ‫مامان، پت و پتی‌ان! 36:35.943 --> 36:37.612 ‫همون‌طور که همیشه می‌گم، 36:37.695 --> 36:41.532 ‫صلح و عدالت یه جامعه‌ی منظم رو می‌سازه. 36:48.331 --> 36:50.041 ‫- بابا، پیداشون کردی. ‫- آره. 36:51.000 --> 36:52.251 ‫خیلی دلم براتون تنگ شده بود. 36:52.752 --> 36:53.961 ‫اونا هم دلتنگت بودن. 37:00.843 --> 37:02.720 ‫فکر کردم داری کلیسا می‌سازی. 37:02.803 --> 37:03.721 ‫داشتم می‌ساختم. 37:04.305 --> 37:05.890 ‫کار دیگه‌ای پیش اومد. 37:13.314 --> 37:15.149 ‫خواهش می‌کنم، کله‌پوک. 37:24.492 --> 37:27.411 ‫- فردا کله‌ی سحر؟ ‫- بقیه‌ش رو سه‌سوته تموم می‌کنیم. 37:32.291 --> 37:33.542 ‫من آماده‌م برم خونه. 37:36.420 --> 37:38.589 ‫فقط یه جای دیگه باید سر بزنیم. ‫خیلی زود برمی‌گردم. 37:57.108 --> 37:58.651 ‫- مراقب خودت باش. ‫- باشه. 38:20.548 --> 38:21.716 ‫بیا با ما شام بخور. 38:22.717 --> 38:23.634 ‫تو و لیسی. 38:27.555 --> 38:29.223 ‫دخترها خیلی دلشون برات تنگ شده. 38:32.351 --> 38:34.770 ‫نه، نباید بذارم من رو توی این وضعیت ببینن. 38:38.232 --> 38:39.066 ‫خواهش می‌کنم بیا. 39:09.930 --> 39:12.933 ‫- یکی دیگه هم بزن. ‫- اوه، نمی‌دونم. داره دیر می‌شه. 39:13.017 --> 39:16.645 ‫خواهش می‌کنم آقای ادواردز؟ ‫هر روز به یادتون بودیم، حالا بالاخره اینجایین. 39:19.440 --> 39:21.692 ‫خب، نظرتون درمورد آهنگی که ‫همیشه برای دخترهام می‌خوندم چیه؟ 39:22.401 --> 39:24.862 ‫«بهشت شیرین موعود». بلدیش چارلز؟ 39:24.945 --> 39:25.905 ‫هوم. 39:39.085 --> 39:43.089 ‫♪ سرزمینی هست زیباتر از روز... ♪ 39:44.799 --> 39:49.303 ‫♪ و با ایمان می‌توان آن را از دوردست دید ♪ 39:50.304 --> 39:54.558 ‫♪ که پدر آن‌سوی راه منتظر است ♪ 39:55.643 --> 39:58.437 ‫♪ تا خانه‌ای برایمان... ♪ 39:58.521 --> 39:59.772 ‫ببخشید. 40:01.315 --> 40:05.820 ‫♪ در آن بهشت شیرین موعود... ♪ 40:06.779 --> 40:11.325 ‫♪ در آن ساحل زیبا هم‌دیگر را خواهیم دید ♪ 40:12.493 --> 40:16.789 ‫♪ در آن بهشت شیرین موعود... ♪ 40:17.957 --> 40:22.044 ‫♪ در آن ساحل زیبا هم‌دیگر را خواهیم دید ♪ 40:34.098 --> 40:34.932 ‫یکی دیگه. 40:35.433 --> 40:36.350 ‫آره. 41:03.127 --> 41:06.672 ‫حداقل دیدنِ اون دخترهای احمق یه فایده‌ای داشت. 41:06.672 --> 41:11.760 www.Doostihaa.com