WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:31.458 --> 00:33.124 ‫مامان، حالت خوبه؟ 00:40.874 --> 00:43.208 ‫نه، اما درمانش به‌زودی می‌رسه. 00:48.083 --> 00:49.333 ‫آره، پرنده‌ها. 00:50.416 --> 00:53.291 ‫همینه. قراره یه عالمه پرنده بگیرم. 00:53.666 --> 00:55.541 ‫چطور می‌تونی به پرنده‌ها فکر کنی 00:55.541 --> 00:57.833 ‫وقتی حتی دندون توی دهنت نمونده؟ 00:59.291 --> 01:00.833 ‫ناله کردن دیگه کافیه. 01:00.833 --> 01:03.541 ‫یه عمره که اینجا حبس شدیم. 01:05.124 --> 01:07.499 ‫- بوش رو حس می‌کنی؟ ‫- گل‌ها. 01:08.333 --> 01:09.499 ‫بنفشه‌ها. 01:16.208 --> 01:17.541 ‫پیرمرد لعنتی. 01:18.624 --> 01:22.499 ‫دیگه هیچ‌کس توی خونه درباره‌ی ‫کاری که پدربزرگم کرده بود حرفی نزد. 01:22.499 --> 01:24.374 ‫و اون راز هم 01:24.374 --> 01:27.374 ‫مثل خیلی چیزای دیگه، توی خاطرات زندگی مخفی موند. 01:29.749 --> 01:32.666 ‫مامان، حالت بهتره؟ 01:32.749 --> 01:34.833 ‫بهترم. آره، بهترم. 01:36.833 --> 01:38.833 ‫بعد از اون چند هفته‌ی اول، 01:38.916 --> 01:40.666 ‫مادربزرگم تصمیم گرفت که 01:40.666 --> 01:43.333 ‫دیگه تحمل بدبختی رو نداره. 01:46.791 --> 01:47.916 ‫اول تو، مارتیتا. 01:47.916 --> 01:49.958 ‫ما اینجاییم، خواهر عزیز. 01:54.666 --> 01:56.208 ‫- بالاخره. ‫- آره. 02:00.791 --> 02:02.249 ‫بچه‌ها، بیاید. 02:02.833 --> 02:05.374 ‫بذارید خواهران مورا رو بهتون معرفی کنم. 02:05.374 --> 02:07.291 ‫اینا لوئیزا، نورا، و مارتا هستن. 02:07.291 --> 02:10.041 ‫- خواهران اثیری تو؟ ‫- آره، زدی تو خال. 02:10.041 --> 02:11.041 ‫و تو... 02:12.958 --> 02:16.458 ‫دختر کوچولوی عزیز، دیگه نباید به این فکر کنی 02:16.458 --> 02:18.749 ‫که اتفاقی که واست افتاد حقت بود. 02:19.208 --> 02:20.333 ‫باشه؟ 02:21.874 --> 02:22.999 ‫آره؟ 02:25.749 --> 02:27.749 ‫بیاید داخل، اینجا رو بهتون نشون میدم. 02:27.958 --> 02:30.583 ‫- بچه‌هات دوست‌داشتنی‌ان. ‫- آره. 02:34.208 --> 02:35.666 ‫اینجا همون جاست. 02:36.791 --> 02:40.708 ‫همون جا بوده... و خواهد بود. 02:41.791 --> 02:44.666 ‫- اینجا منتظر ما بوده. ‫- آره. 02:45.333 --> 02:46.999 ‫ممنون که اومدید. 02:51.833 --> 02:53.041 ‫چیزی نیست. 02:55.583 --> 02:56.916 ‫چیزی نیست. 03:04.999 --> 03:07.499 ‫انرژی این مکان رو حس می‌کنید؟ 03:07.499 --> 03:08.541 ‫نه. 03:10.999 --> 03:12.249 ‫به‌زودی حس می‌کنید. 03:15.999 --> 03:18.166 ‫با اجازه‌تون باید برم درس بخونم. 03:18.249 --> 03:21.791 ‫همون‌طوری که می‌خوای، وارد ‫دانشکده‌ی پزشکی میشی، نگران نباش. 03:22.708 --> 03:24.333 ‫ممنون که اینو می‌گید، 03:24.333 --> 03:26.624 ‫اما ترجیح میدم زیادی مغرور نشم. 03:26.624 --> 03:28.374 ‫اینجا... 03:28.457 --> 03:31.624 ‫یه عشق سرریز شده وجود داره. 03:32.707 --> 03:34.624 ‫یه رودخونه‌ی خروشان. 03:37.832 --> 03:39.249 ‫نگران نباش. 03:45.332 --> 03:47.332 ‫این چرخه به پایان می‌رسه، 03:47.332 --> 03:49.124 ‫تا یه چرخه‌ی جدید بتونه شروع بشه. 03:50.457 --> 03:52.166 ‫قراره یه دختر باشه. 03:52.832 --> 03:55.166 ‫اما فقط در صورتی که خودت بخوای نگهش داری. 03:57.916 --> 03:58.916 ‫مامان. 03:59.457 --> 04:01.124 ‫تو بارداری، عزیزم. 04:01.916 --> 04:02.832 ‫نه. 04:02.832 --> 04:04.957 ‫نگران نباش، ما اینجاییم تا ازت حمایت کنیم. 04:04.957 --> 04:06.707 ‫- امکان نداره. ‫- داره. 04:06.707 --> 04:07.707 ‫نه. 04:08.041 --> 04:09.041 ‫آره. 04:11.374 --> 04:12.541 ‫عذر می‌خوام. 04:13.166 --> 04:14.249 ‫بلانکا. 04:14.332 --> 04:15.582 ‫نه. تنهاش بذار. 04:16.791 --> 04:19.249 ‫این‌طوری نمی‌تونی بهش کمک کنی. 04:19.832 --> 04:21.791 ‫اول باید خودت رو درمان کنی. باشه؟ 04:21.832 --> 04:26.374 ‫از اینجا، از اعماق وجودت، مثل یه تولد دوباره. 05:32.291 --> 05:36.457 ‫«خانه‌ی ارواح» ‫«قسمت پنجم» 05:37.541 --> 05:40.166 ‫ببخشید، بارها سعی کردم وصلتون کنم، 05:40.166 --> 05:41.707 ‫اما کسی جواب نمیده. 05:41.707 --> 05:42.832 ‫دوباره امتحان کن. 05:42.916 --> 05:45.249 ‫متأسفم آقا، اما ما اجازه نداریم 05:45.249 --> 05:47.082 ‫خط رو اینقدر طولانی اشغال نگه داریم. 05:47.082 --> 05:48.416 ‫بعداً دوباره امتحان کنید. 06:17.416 --> 06:20.207 ‫آقای استبان، آدمایی که فرستادید... 06:20.291 --> 06:21.457 ‫اومدم. 06:23.166 --> 06:27.082 ‫پدرو ترسرو گارسیا پول زیادی از من دزدیده. 06:27.207 --> 06:29.166 ‫به احترام پدر و پدربزرگش، 06:29.166 --> 06:30.457 ‫من شکایتی نکردم. 06:30.457 --> 06:32.374 ‫اما اگه پیداش نشه، 06:32.374 --> 06:35.124 ‫از دست قانون فراری میشه، 06:35.207 --> 06:37.999 ‫و هیچ‌کس دلش نمی‌خواد اون بره زندان، درسته؟ 06:39.499 --> 06:42.582 ‫پس به هر کسی که بهم اطلاعاتی بده ‫یا اونو پیش من بیاره 06:42.582 --> 06:44.207 ‫پاداش خیلی خوبی میدم. 06:53.832 --> 06:55.832 ‫- اینو به همه بگید. ‫- چشم، ارباب. 07:06.290 --> 07:08.290 ‫من می‌دونم پدرو ترسرو کجاست. 07:12.915 --> 07:14.207 ‫جدی میگم، ارباب. 07:14.499 --> 07:17.582 ‫همه می‌دونن کجا قایم شده، به جز شما. 07:24.249 --> 07:25.915 ‫منو می‌بری اونجا. 07:26.624 --> 07:30.540 ‫و اگه چیزی که میگی دروغ باشه، ‫بدجور کتکت می‌زنم. 07:30.624 --> 07:33.290 ‫اگه راست باشه، پاداشم رو میدید. 07:59.749 --> 08:01.374 ‫پدرو باید بدونه. 08:14.874 --> 08:16.874 ‫- داخل اونجاست؟ ‫- آره. 10:33.623 --> 10:35.290 ‫پاداشم کجاست، ارباب؟ 10:36.540 --> 10:38.665 ‫آدم‌فروش‌ها هیچ پاداشی گیرشون نمیاد. 11:49.582 --> 11:51.790 ‫- خانم. ‫- اومدم. 12:00.540 --> 12:03.582 ‫- اونجا چی می‌بینی؟ ‫- یه برآمدگی روی سقف. 12:03.582 --> 12:07.415 ‫دقیقاً. یه گنبد شفاف ‫تا یه عالمه نور خورشید بیاد داخل. 12:07.498 --> 12:09.790 ‫نقشه‌ای هم دارید، خانم؟ 12:09.832 --> 12:12.498 ‫نیازی نیست. خودم بهت میگم چطوری ساخته میشه. 12:13.957 --> 12:15.707 ‫اینجا یه سوراخ درست می‌کنیم. 12:15.790 --> 12:17.707 ‫و اگه در نهایت بزرگ‌تر شد، 12:17.707 --> 12:19.623 ‫حتماً قسمت بوده که این‌طوری بشه. 12:19.623 --> 12:21.582 ‫بسیار خب، هرچی شما بگید. 12:21.665 --> 12:22.665 ‫- کمکم کن. ‫- حتماً. 12:22.665 --> 12:23.582 ‫ممنون. 12:23.582 --> 12:26.248 ‫نمی‌دونم قراره چند تا اتاق جدید بسازیم، 12:26.248 --> 12:27.832 ‫اما هرچی بیشتر، بهتر. 12:27.832 --> 12:30.123 ‫پله‌ها باید بیان اینجا. 12:30.207 --> 12:32.207 ‫متأسفانه متوجه نمیشم. 12:32.915 --> 12:35.373 ‫زیاد پیچیده نیست. ببخشید. 12:53.748 --> 12:56.040 ‫نگران نباش، درست میشه. 12:56.040 --> 12:57.582 ‫اینجا رو خونه‌ی خودتون بدونید. 12:57.582 --> 12:58.790 ‫ببخشید. 12:58.873 --> 13:02.082 ‫مادربزرگم با راهنمایی حس ششمش و دوستان ارواحش، 13:02.165 --> 13:06.040 ‫تغییر و تحول خونه‌ی بزرگ نبش خیابون رو پیش برد. 13:06.040 --> 13:08.915 ‫و همه‌ی افراد اونجا واسه کمک بهش ملحق شدن. 13:08.998 --> 13:11.998 ‫- بازم واست پارچه آوردم. ‫- عالیه. ممنون. 13:16.790 --> 13:19.290 ‫- ببخشید. حالتون خوبه؟ ‫- آره. 13:20.790 --> 13:24.415 ‫اون تصمیم گرفته بود که خونه‌اش ‫محل ملاقات و اقامتگاهی باشه 13:24.415 --> 13:28.498 ‫واسه تمام کسایی که می‌خوان ‫توی کشف دنیای پس از مرگ 13:28.498 --> 13:31.207 ‫و کمک به ارواح نیازمند در دنیای زنده‌ها، ‫بهش ملحق شن. 13:31.207 --> 13:32.748 ‫ببخشید که اینجا به‌هم‌ریخته‌ست، 13:33.040 --> 13:36.873 ‫اما تا وقتی بازسازی طبقه‌ی بالا تموم شه ‫باید همین‌طوری سر کنیم. 13:36.873 --> 13:38.082 ‫سلام. 13:42.623 --> 13:45.165 ‫- همه‌چی مرتبه؟ ‫- بله. ممنون. 13:50.415 --> 13:52.165 ‫- سسی. ‫- بله؟ 13:52.248 --> 13:55.790 ‫- چیزی واسه من نیومده؟ ‫- نه، هیچی، بلانکیتا. 14:11.248 --> 14:12.373 ‫جناب استبان. 14:12.456 --> 14:14.081 ‫پستچی اومده. 14:14.081 --> 14:17.915 ‫این آخرین نامه‌ایه که گرفتیم ‫و واسه پدرو ترسرو بوده. 14:18.206 --> 14:19.331 ‫ممنون. 14:21.290 --> 14:24.248 ‫- پولش رو بده و یه غذای خوب هم بهش بده. ‫- چشم، آقا. 14:24.665 --> 14:25.706 ‫با من بیا. 14:44.248 --> 14:47.831 ‫استبان تروئبا هیچ‌وقت توی زندگیش ‫این‌قدر احساس تنهایی نکرده بود، 14:47.915 --> 14:50.873 ‫حتی توی سال‌های حضورش توی معادن بیابون. 14:51.915 --> 14:55.581 ‫اما اون راهی پیدا کرده بود ‫تا از کارهای خانواده‌ش باخبر بشه، 14:55.748 --> 14:59.206 ‫و این‌طوری بود که فهمید به‌زودی پدربزرگ میشه. 15:03.831 --> 15:05.873 ‫آیا مارگا در بین ماست؟ 15:13.873 --> 15:16.415 ‫تکرار می‌کنم. آیا مارگا در بین ماست؟ 15:18.331 --> 15:20.248 ‫چرا جواب نمیدی؟ 15:21.831 --> 15:23.665 ‫من یه گل آفتابگردون می‌بینم. 15:23.748 --> 15:27.165 ‫ممکنه دخترت یه گل آفتابگردون توی دستش باشه؟ 15:27.623 --> 15:30.373 ‫توی خونه‌ی پدر و مادرم، جایی که اون به دنیا اومد، 15:31.123 --> 15:32.790 ‫گل‌های آفتابگردون بود. 15:47.998 --> 15:49.706 ‫لازم نیست نگران باشی. 15:50.915 --> 15:52.581 ‫حال دخترت خوبه. 15:53.081 --> 15:55.623 ‫توی جایی که هست، دیگه دردی حس نمی‌کنه. 15:56.373 --> 15:58.123 ‫اون می‌خواد تو آزاد باشی. 15:58.123 --> 16:00.331 ‫می‌خواد به زندگیت برسی. 16:10.665 --> 16:13.748 ‫اون میگه که باید با مرغ مگس‌خوار حرف بزنی. 16:14.081 --> 16:15.748 ‫پس واقعاً خودشه. 16:19.706 --> 16:23.498 ‫اون همون مرغ مگس‌خواریه که میاد پشت پنجره‌ام. 16:24.081 --> 16:27.540 ‫اون این‌جوری بهت نشون میده که همیشه کنارته. 16:48.373 --> 16:50.998 ‫- اومدید خانم رو ببینید؟ ‫- درباره‌ی چی حرف می‌زنی؟ 16:50.998 --> 16:53.665 ‫- من شوهرشم. اینجا خونه‌ی منه. ‫- جناب استبان. 16:53.665 --> 16:55.540 ‫عذر می‌خوام. من اینجا تازه‌کارم. 16:55.915 --> 16:58.290 ‫خانم دارن بازسازی انجام میدن. 17:10.540 --> 17:12.248 ‫درست همون‌طور که توی تصوراتم بود. 17:12.248 --> 17:14.998 ‫- فکر می‌کردم قدبلندتر باشه. ‫- و جوون‌تر. 17:17.123 --> 17:18.498 ‫صبح بخیر. 17:21.331 --> 17:23.331 ‫کلارا، باید باهات حرف بزنم. 17:25.081 --> 17:26.081 ‫کلارا... 17:27.498 --> 17:28.956 ‫جوابمو بده. 17:29.039 --> 17:32.289 ‫کلارا دیگه هیچ‌وقت باهات حرف نمی‌زنه. 17:34.539 --> 17:36.914 ‫- میشه چند لحظه ما رو تنها بذارید؟ ‫- نه، امکان نداره. 17:36.914 --> 17:38.664 ‫شما کی هستید؟ من شما رو نمی‌شناسم. 17:38.664 --> 17:41.956 ‫نورا، مارتا، و لوئیزا مورا. ‫ما خواهران مورا هستیم. 17:43.748 --> 17:45.081 ‫کلارا، بیا این کار رو بکنیم. 17:45.081 --> 17:47.914 ‫من توی کارات دخالت نمی‌کنم، ‫اما باید درباره‌ی بلانکا حرف بزنیم. 17:47.914 --> 17:50.456 ‫کلارا میگه همه‌چیز رو درباره‌ی بلانکا می‌دونه، 17:50.456 --> 17:52.623 ‫و بهترین کاری که می‌تونی بکنی 17:52.623 --> 17:54.539 ‫اینه که برگردی به لاس ترس ماریاس. 17:57.498 --> 17:59.123 ‫تو از قبل می‌دونستی؟ 18:01.123 --> 18:02.998 ‫یعنی من آخرین احمقی هستم که متوجه می‌شم؟ 18:02.998 --> 18:04.748 ‫لوئیزا، لطفاً به این آقا بگو 18:04.748 --> 18:07.914 ‫که تنها تصمیمی که ‫بهش احترام می‌ذارم تصمیم بلانکاست. 18:07.998 --> 18:09.998 ‫- کلارا میگه... ‫- من کر نیستم! 18:13.956 --> 18:16.081 ‫آینده‌ی اون واست مهم نیست، 18:16.998 --> 18:18.664 ‫یا حرف مردم. 18:35.248 --> 18:36.414 ‫آروم باش. 18:37.081 --> 18:38.081 ‫بلانکا. 18:40.373 --> 18:42.623 ‫- چیز خاصی هوس نکردی؟ ‫- فقط نمی‌دونم... 18:42.623 --> 18:43.664 ‫بلانکا. 18:47.081 --> 18:48.748 ‫با من بیا. 18:51.831 --> 18:52.873 ‫بلانکا! 18:56.956 --> 18:59.623 ‫دیگه هیچ‌وقت نمی‌ذارم دستت به بلانکا بخوره. 19:01.081 --> 19:02.373 ‫خوشم اومد. 19:03.748 --> 19:06.039 ‫خوشم اومد که اینطوری از خواهرت دفاع می‌کنی. 19:06.581 --> 19:07.581 ‫آفرین. 19:16.248 --> 19:18.039 ‫من صلاح تو رو می‌خوام. 19:19.498 --> 19:22.498 ‫و صلاح اون بچه‌ای که توی شکمته. 19:23.873 --> 19:26.789 ‫ژان دساتینی فامیل خودشو روش میذاره. 19:27.539 --> 19:29.289 ‫بچه‌ی من الانشم فامیلی داره. 19:29.289 --> 19:30.498 ‫درخواست نکردم. 19:31.289 --> 19:33.331 ‫تو با کُنت ازدواج می‌کنی و می‌رید شمال، 19:33.331 --> 19:35.123 ‫تا هیچ‌کس حرفی نداشته باشه. 19:35.123 --> 19:37.206 ‫مجبور نیستی کاری رو بکنی که دلت نمی‌خواد، بلانکا. 19:37.206 --> 19:40.206 ‫ما توی این خانواده بچه‌ی ‫بی اصل‌ونسب نمی‌خوایم، لعنتی! 19:44.498 --> 19:46.706 ‫فکر می‌کردم الانشم چندتایی داریم. 19:51.373 --> 19:52.748 ‫لطفاً بیا بریم. 19:54.164 --> 19:55.164 ‫لطفاً. 19:55.164 --> 19:57.831 ‫بهت پیشنهاد می‌کنم اون دهقان رو فراموش کنی. 20:01.998 --> 20:03.039 ‫من کشتمش. 20:09.498 --> 20:11.998 ‫همون‌طوری که یه سگ کمونیست رو می‌کُشن. 20:14.539 --> 20:16.498 ‫بیا، بریم. 20:16.581 --> 20:17.831 ‫به من دست نزن. 20:42.581 --> 20:43.789 ‫تنهام بذار. 20:44.956 --> 20:47.831 ‫بلانکا. بلانکیتا، در رو باز کن. 20:49.789 --> 20:51.331 ‫می‌خوام تنها باشم. 20:51.414 --> 20:53.872 ‫دردت رو درک می‌کنم، 20:53.956 --> 20:56.247 ‫اما مجبور نیستی ازدواج کنی. 21:02.789 --> 21:04.497 ‫اوه، عزیزم، بیا اینجا. 21:06.581 --> 21:09.706 ‫دیگه تصمیمش گرفته شده. ‫من با کُنت ازدواج می‌کنم. 21:10.122 --> 21:12.664 ‫دیگه هیچ‌وقت دلم نمی‌خواد بابام رو ببینم. 21:16.872 --> 21:19.997 ‫کاری نکن که بعداً پشیمون بشی، خواهش می‌کنم. 21:21.706 --> 21:24.372 ‫فقط می‌خوام یه چیزی رو بدونی. 21:25.831 --> 21:29.622 ‫من اینجا کنارت می‌مونم، ‫واسه هر نیازی که داشته باشی، همیشه. 21:34.081 --> 21:37.789 ‫مادربزرگم چاره‌ی دیگه‌ای نداشت ‫جز اینکه تصمیم دخترش رو قبول کنه، 21:37.789 --> 21:39.997 ‫چون اونو خیلی خوب می‌شناخت، 21:39.997 --> 21:42.831 ‫و نمی‌تونست نظرش رو عوض کنه. 21:49.956 --> 21:50.956 ‫بلانکا؟ 21:51.914 --> 21:52.956 ‫درسته. 21:52.997 --> 21:55.747 ‫یالا، واسه عکسه. بیا اینجا. 21:55.872 --> 21:58.831 ‫- بله، یه عکس بگیریم؟ ‫- البته. 21:58.914 --> 22:02.289 ‫بهتره عروس خانوم یه لبخند بزنه، نه؟ 22:02.372 --> 22:04.789 ‫آره، آره، آره. یه کم احساساتی شده. 22:05.664 --> 22:07.164 ‫یالا، شاد باش. 22:07.247 --> 22:09.081 ‫خیلی‌خب. اینجا رو نگاه کنید. 22:09.081 --> 22:10.914 ‫لبخند. آره. آفرین. 22:10.997 --> 22:11.914 ‫استبان. 22:11.914 --> 22:13.622 ‫یه عکس بگیریم؟ 22:17.164 --> 22:18.289 ‫نه، بلانکا... 22:18.372 --> 22:20.914 ‫بذارش به حال خودش. روبراه میشه. 22:27.997 --> 22:32.164 ‫عروسی‌ای که بلانکا دلش نمی‌خواست ‫اتفاق بیفته، حسابی سروصدا کرد. 22:32.664 --> 22:35.539 ‫خیلی‌ها متوجه شدن که عروس گریه‌اش بند نمیاد، 22:35.539 --> 22:38.664 ‫و فرض رو بر این گذاشتن که ‫به خاطر احساسات اون لحظه‌ست. 22:38.956 --> 22:41.706 ‫اما اونا نمی‌دونستن که اشک چشماش از وقتی که 22:41.706 --> 22:43.622 ‫پدرش اعتراف کرده بود 22:43.622 --> 22:45.956 ‫که عشق زندگیش رو کشته، خشک نشده. 22:50.456 --> 22:54.372 ‫با این حال، مهمونی از هرگونه رسوایی دور موند، 22:54.372 --> 22:56.414 ‫درست همون‌طور که پدربزرگم برنامه‌ریزی کرده بود. 24:13.539 --> 24:15.206 ‫خوشگله، مگه نه؟ 24:18.955 --> 24:21.455 ‫فقط خشکی و گرمای بیابون 24:21.455 --> 24:23.789 ‫تونست اشک‌های مادرم رو خشک کنه. 24:43.372 --> 24:44.664 ‫سلام به همگی! 24:48.455 --> 24:50.455 ‫اینجا همه‌چی مرتبه؟ 24:50.539 --> 24:54.164 ‫همه‌چیز در بهترین وضعیته، آقا. ‫همه‌چی آماده‌ست. 24:54.164 --> 24:58.122 ‫لطفاً با همسرم بلانکا دساتینی آشنا بشید. 24:59.830 --> 25:02.997 ‫اینا گاسپار، بالتازار و لئونور هستن. 25:03.705 --> 25:05.997 ‫برید چمدون‌ها رو از ماشین بیارید 25:05.997 --> 25:08.955 ‫و واسمون یه نوشیدنی خوش‌آمدگویی درست کنید ‫تا این گرما رو بشوره ببره. 25:08.955 --> 25:10.955 ‫- چشم، آقا. ‫- یالا، زود باشید. 25:12.414 --> 25:15.747 ‫از خونه خوشت میاد؟ ‫خودم تزئینش کردم. 25:16.622 --> 25:22.789 ‫یه هنرمند حساس نمی‌تونه تحت تأثیر ‫فرهنگ پیشاکلمبی قرار نگیره. 25:25.247 --> 25:26.247 ‫نه، نه، نه. 25:29.955 --> 25:30.955 ‫دست نزن. 25:34.830 --> 25:37.664 ‫مراقب شمشیر روی این مجسمه باش. 25:37.664 --> 25:39.164 ‫معمولاً آدما می‌خورن بهش. 25:48.122 --> 25:50.580 ‫خب، نظرت چیه؟ 25:50.664 --> 25:53.080 ‫میشه لطفاً اتاقم رو بهم نشون بدی؟ 25:53.164 --> 25:55.664 ‫آره، البته. فقط یه چیزی. 25:58.289 --> 26:00.289 ‫صبر کن، لطفاً. 26:01.164 --> 26:02.872 ‫اون در چه رنگیه؟ 26:03.830 --> 26:05.080 ‫قرمز. 26:05.164 --> 26:06.164 ‫خوبه. 26:06.247 --> 26:08.997 ‫رنگ قرمز تو رو یاد چی می‌ندازه؟ 26:09.289 --> 26:10.289 ‫خون. 26:11.497 --> 26:13.747 ‫همیشه خیلی بزرگش می‌کنی، زن. 26:13.830 --> 26:15.205 ‫قرمز یعنی «توقف». 26:15.247 --> 26:17.247 ‫من استودیوم رو توی اون اتاق راه انداختم. 26:17.247 --> 26:18.997 ‫لطفاً اونجا نرو. 26:19.039 --> 26:21.955 ‫نور ممکنه عکس‌ها رو تار کنه و از بین ببرتشون. 26:22.122 --> 26:23.122 ‫باشه. 26:23.664 --> 26:26.789 ‫بیرون از این خونه، ما زن و شوهریم. 26:27.747 --> 26:31.414 ‫پشت درهای بسته، ‫سعی نکن بهم دست بزنی یا بیای تو اتاقم. 26:31.414 --> 26:32.497 ‫عجب... 26:33.622 --> 26:34.622 ‫خیلی‌خب. 26:37.205 --> 26:38.330 ‫با اجازه. 26:40.789 --> 26:43.080 ‫هرچی که دوست داری واست آوردم. 26:45.622 --> 26:50.289 ‫خوبی شناختن همدیگه بعد از سال‌ها ازدواج همینه. 26:50.289 --> 26:51.289 ‫اگرچه، 26:52.705 --> 26:55.705 ‫با وجود بعضی اختلافات، ما ازدواج خوبی داشتیم. 26:55.705 --> 26:57.414 ‫هیچ‌کس نمی‌تونه اینو انکار کنه. 26:58.455 --> 26:59.455 ‫بفرما. 27:07.705 --> 27:10.955 ‫توی لاس ترس ماریاس اون‌قدر که ‫اینجا بهم نیازه، بهم نیاز ندارن. 27:10.955 --> 27:14.622 ‫واسه همین یه سرکارگر استخدام می‌کنم ‫تا مسئول مزرعه‌ام باشه. 27:16.997 --> 27:20.205 ‫دلم می‌خواد از توانایی‌هام ‫واسه یه هدف بزرگ‌تر استفاده کنم. 27:24.539 --> 27:26.997 ‫می‌دونم که می‌تونم واسه کشورم مفید باشم. 27:36.205 --> 27:39.622 ‫می‌خوام کاندیدای سناتور جمهوری بشم. 27:42.872 --> 27:45.497 ‫و دلم می‌خواد که بهم افتخار کنی. 27:49.747 --> 27:53.330 ‫مادربزرگم نمی‌تونست به قتل رزا فکر نکنه، 27:53.330 --> 27:57.705 ‫و به اون قانون پدرش ‫که خانواده رو از سیاست دور نگه داره. 28:16.997 --> 28:18.705 ‫اینطوری؟ اینطوری خوبه؟ 28:28.538 --> 28:30.913 ‫این موقع شب چرا بیداری؟ 28:30.913 --> 28:34.580 ‫- یه صداهایی شنیدم. ‫- اینجا یه خونه‌ی قدیمیه و توش موش هست. 28:34.580 --> 28:35.913 ‫برو. 28:35.913 --> 28:37.372 ‫برو استراحت کن، بلانکا. 28:38.205 --> 28:40.163 ‫برگرد تو اتاقت، لطفاً. 28:55.288 --> 28:58.872 ‫واسه مادرمه. میشه ببریش اداره پست؟ 29:01.955 --> 29:02.955 ‫حتماً. 29:12.955 --> 29:14.080 ‫مامان عزیزم. 29:14.663 --> 29:17.580 ‫چرا هیچ نامه‌ای ازت نگرفتم؟ 29:17.663 --> 29:20.580 ‫من چهار تا نامه واست نوشتم و تو جوابی ندادی. 29:20.580 --> 29:22.622 ‫از دستم عصبانی هستی؟ 29:22.705 --> 29:27.038 ‫«بیابان می‌تونه خیلی زیبا ‫و در عین حال خیلی بی‌رحم باشه. 29:27.122 --> 29:29.747 ‫بعضی وقتا فکر می‌کنم دارم دیوونه میشم. 29:29.830 --> 29:33.038 ‫توی این خونه همه‌چیز عجیبه ‫چون من نمی‌تونم...» 29:33.497 --> 29:35.163 ‫خیلی احساس تنهایی می‌کنم. 29:35.372 --> 29:37.872 ‫هر روز که می‌گذره، ترسم بیشتر میشه. 29:38.538 --> 29:40.997 ‫فکر نکنم بتونم مادر خوبی بشم. 29:41.663 --> 29:45.455 ‫خیلی بهت نیاز دارم. ‫با عشق، دخترت. 29:48.663 --> 29:52.663 ‫بلانکای عزیزم، نمی‌تونی تصور کنی ‫چقدر دلم واست تنگ شده، عزیزم. 29:53.288 --> 29:55.247 ‫چرا واسم نامه نمی‌نویسی؟ 29:57.038 --> 29:59.663 ‫بازسازی خونه خوب پیش میره، 29:59.663 --> 30:01.288 ‫اما من خیلی دلتنگتم. 30:03.038 --> 30:06.538 ‫همراه با خواهران مورا، ‫بین مُرده‌ها دنبال پدرو گشتیم، 30:06.538 --> 30:08.288 ‫اما نتونستیم پیداش کنیم. 30:09.372 --> 30:11.080 ‫به خودت اعتماد کن، عشقم. 30:11.080 --> 30:14.538 ‫می‌دونم که می‌تونی هر چیزی که ‫دخترت نیاز داره رو بهش بدی. 30:14.538 --> 30:17.830 ‫دوستت دارم. لطفا جواب نامه‌مو بده. 30:18.747 --> 30:22.038 ‫بعد از ماه‌ها بی‌خبری ‫و دریافت نکردن نامه از بلانکا، 30:22.038 --> 30:24.955 ‫کلارا سعی کرد از راه‌های دیگه‌ای باهاش ارتباط بگیره، 30:24.955 --> 30:27.372 ‫اما تله‌پاتی هم جواب نداد. 30:27.455 --> 30:31.122 ‫و کم‌کم پشیمون شد که چرا بیشتر تلاش نکرد 30:31.205 --> 30:34.913 ‫تا جلوی ازدواجی که اونو ‫از دخترش دور کرده بود رو بگیره. 30:35.205 --> 30:36.413 ‫چیزی نیست. 30:37.622 --> 30:38.747 ‫نگران نباش. 30:39.830 --> 30:41.538 ‫دخترت قویه. 30:41.872 --> 30:45.080 ‫خیلی قوی‌تر از چیزی که فکر می‌کنه. 31:18.830 --> 31:20.538 ‫یه بار دیگه، بلانکا. 31:23.413 --> 31:25.663 ‫- فوق‌العاده‌ست. ‫- تمومش کن. 31:26.455 --> 31:27.913 ‫تمومش کن، لطفاً. 31:49.371 --> 31:51.121 ‫با گذشت زمان، 31:51.663 --> 31:55.455 ‫بلانکا حس کرد که تنهایی ‫بیابان داره دیوونه‌اش می‌کنه، 31:55.455 --> 31:58.121 ‫واسه همین راهی پیدا کرد تا خودشو مشغول نگه داره. 32:15.996 --> 32:19.746 ‫غرق در افکار خودش و بی‌خبر ‫از اخبار دنیا و خانواده‌اش، 32:19.746 --> 32:24.163 ‫بلانکا کاملاً از تغییراتی که ‫داشت رخ می‌داد غافل بود. 32:30.038 --> 32:34.163 ‫مثل خوشحالی مادربزرگم از موفقیت حق رأی زنان... 32:34.830 --> 32:39.455 ‫یا افتخار پدربزرگم از اینکه ‫به عنوان سناتور جمهوری انتخاب شده بود. 32:48.080 --> 32:49.080 ‫ممنون. 32:54.496 --> 32:56.913 ‫مادرم این اخبار رو نشنید، 32:56.913 --> 32:59.288 ‫چون توی انزوای درونی خودش زندگی می‌کرد. 33:48.830 --> 33:51.121 ‫- طعمش قویه. ‫- واقعاً. 33:51.205 --> 33:52.413 ‫می‌شه یکم بریزی؟ 33:53.496 --> 33:56.580 ‫- آره، بذارید واسه همه بریزیم. ‫- میشه فندک بدی؟ 34:04.746 --> 34:05.746 ‫بذار رو چشات. 34:05.788 --> 34:06.871 ‫- نه. ‫- بذارش. 34:06.871 --> 34:07.830 ‫- نه! ‫- اما... 34:07.830 --> 34:09.538 ‫بیخیال، اون یه زنه. 34:12.830 --> 34:13.330 ‫چقدر عالیه، بلانکا. 34:13.330 --> 34:14.288 ‫چقدر عالیه، بلانکا. 34:14.371 --> 34:16.788 ‫چقدر باید عالی باشه که با یه کُنت ازدواج کنی 34:16.788 --> 34:18.413 ‫و پدرت هم یه سناتور باشه. 34:18.413 --> 34:19.621 ‫بهت حسودیم میشه. 34:20.246 --> 34:21.871 ‫پدرم سناتوره؟ 34:23.038 --> 34:24.746 ‫اون یه قاتله. 34:24.830 --> 34:25.955 ‫ببخشید. 34:26.038 --> 34:30.330 ‫مگه تو دختر سناتور تازه انتخاب شده ‫استبان تروئبا نیستی؟ 34:34.038 --> 34:36.163 ‫احتمالاً این مقام رو خریده. 34:36.871 --> 34:38.663 ‫بی‌ادب نباش، زن. 34:41.205 --> 34:44.788 ‫حالا که تروئبا سناتور شده، ‫واسمون نوشیدنی بهتری می‌فرسته. 34:44.788 --> 34:48.663 ‫پس به افتخار سناتور تروئبا. 34:48.746 --> 34:50.288 ‫نوش جان! 34:51.371 --> 34:54.371 ‫ما به لطف سناتور اینجاییم. 34:56.621 --> 34:58.413 ‫داری چیکار می‌کنی؟ بلانکا! 35:00.954 --> 35:02.496 ‫لعنت به این لباس. 35:02.538 --> 35:04.288 ‫داری چیکار می‌کنی، بلانکا؟ 35:04.288 --> 35:05.788 ‫ابریشم خالصه! 35:05.788 --> 35:07.413 ‫ضدحال نباش، ژان! 35:07.413 --> 35:09.954 ‫اون پولداره، هر کاری دلش بخواد می‌کنه! 35:13.413 --> 35:15.246 ‫آروم باش، عشقم. 35:18.913 --> 35:19.913 ‫بلانکا. 35:21.204 --> 35:23.329 ‫بلانکا. بلانکا! 35:27.996 --> 35:29.371 ‫خیلی‌خب، بلانکا. 35:30.038 --> 35:31.621 ‫من تسلیمم. 36:01.163 --> 36:02.163 ‫یالا! 36:04.288 --> 36:05.871 ‫من اینجام! 37:08.246 --> 37:09.246 ‫مامان... 37:14.038 --> 37:15.371 ‫مامان. 38:18.829 --> 38:24.829 ‫من نزدیک بود توی یه قطار با ریل باریک ‫ساعت ۳ بعدازظهر وسط بیابون به دنیا بیام. 38:24.912 --> 38:26.621 ‫اما به گفته‌ی مادربزرگم، 38:26.621 --> 38:30.162 ‫اینجوری واسه نمودار طالع‌بینی من ‫خیلی ناجور می‌شد. 38:32.996 --> 38:38.121 ‫سناتور جمهوری هستم، اما هنوزم مجبورم ‫مثل یه خدمتکار لعنتی در رو باز کنم. 38:51.871 --> 38:52.871 ‫مامان! 38:54.204 --> 38:55.371 ‫مامان! 38:59.037 --> 39:02.787 ‫انگار تمام اشک‌هایی که مادرم نگه داشته بود 39:02.871 --> 39:05.912 ‫حالا از بدنش خارج می‌شدن تا به تولد من کمک کنن. 39:12.704 --> 39:16.246 ‫مامان! 39:33.537 --> 39:38.496 www.Doostihaa.com