WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 01:34.916 --> 01:35.916 ‫بابا. 01:38.541 --> 01:41.916 ‫- بابا، بیدار شو. ‫- چی شده؟ بگیر بخواب. 01:42.000 --> 01:44.083 ‫باید یه چیزی نشونت بدم. مهمه. 01:44.166 --> 01:46.333 ‫- صبح نشون بده. باشه پسر؟ ‫- بیا. 01:46.416 --> 01:48.333 ‫یکی ریچل رو برد. 01:49.000 --> 01:49.833 ‫چی؟ 01:49.916 --> 01:51.958 ‫تو گفتی مرد نادم واقعی نبود، 01:52.041 --> 01:54.583 ‫واسه همین وقتی دیدمش چیزی نگفتم. 01:54.666 --> 01:56.958 ‫- خیلی‌خب، نشونم بدم. ‫- ولی همین‌جا بود. به خدا. 01:57.041 --> 01:58.583 ‫دفعه بعد باید بهم بگی. 01:58.666 --> 02:00.791 ‫ببخشید که حس کردی ‫نمی‌تونی بهم بگی... 02:00.875 --> 02:05.041 ‫ولی اگه هر چیزی بود که برات ‫آشنا نبود، حتما بهم بگو. 02:05.625 --> 02:07.083 ‫اصلا کسی نباید می‌اومد این پایین. 02:13.333 --> 02:14.666 ‫این مرد نادمه؟ 03:37.041 --> 03:39.958 ‫وای خدا! جی! 03:41.291 --> 03:43.125 ‫جی، بس کن. برو. 03:43.208 --> 03:46.708 ‫خودت گفتی لحظات آسیب‌پذیری ‫و حقیقت رو ثبت کنم. 03:46.791 --> 03:48.500 ‫منظورم این نبود. 03:49.666 --> 03:51.375 ‫آخه خیلی بامزه شدی. 03:51.458 --> 03:53.791 ‫- الان یهو بامزه شدم؟ ‫- اوهوم. 03:54.958 --> 03:56.166 ‫- الان هم بامزه‌ام؟ ‫- آهای! 03:56.250 --> 03:59.541 ‫امروز سیزدهم ژانویه ۱۹۹۷ئه. 04:00.708 --> 04:07.208 ‫اومدیم آپ‌استیت نیویورک ‫و داریم یه روز تاریخی رو ثبت می‌کنیم. 04:08.250 --> 04:10.583 ‫در حالی که زیباترین زن دنیا... 04:10.666 --> 04:13.666 ‫- زوم نکن. ‫- قراره با... 04:15.041 --> 04:16.541 ‫با این شوهر بدبخت سربازش سپری کنه. 04:17.833 --> 04:20.000 ‫شاید از خودتون بپرسین، ‫چطور انقدر خوش‌شانس بودم؟ 04:20.833 --> 04:23.041 ‫خب، مخاطب عزیز... 04:24.083 --> 04:25.583 ‫اینجاست که پای تو باز شد. 04:27.208 --> 04:28.208 ‫دقیقا. 04:28.958 --> 04:30.000 ‫چون قراره تو بیای. 04:32.166 --> 04:34.208 ‫ببخشید که بابات همچین آدم بدبختیه. 04:34.291 --> 04:36.708 ‫عه، عه. جلوی الیویا کوچولو ‫از این حرف‌ها نزن. 04:36.791 --> 04:38.583 ‫اسمش که الیویا نیست. ریچله. 04:39.541 --> 04:40.625 ‫سلام ریچل. 04:48.583 --> 04:50.875 ‫وایستا، می‌شه سر اسمش سکه بندازیم؟ 04:50.958 --> 04:52.333 ‫الیویا رو اسم وسطش می‌ذاریم. 04:52.416 --> 04:54.708 ‫نه، حتما اینجا یه سکه‌ای هست. 04:54.791 --> 04:56.666 ‫ریچله دیگه. بهت که گفتم. 04:57.375 --> 04:58.625 ‫توی خوابم شنیده بودم. 04:58.708 --> 05:00.208 ‫آها، باشه. 05:00.291 --> 05:02.041 ‫چون مامانی دیوونه است. 05:03.458 --> 05:06.875 ‫مامانی اگه تا ده دقیقه دیگه ‫غذا نخوره واقعا دیوونه می‌شه. 05:06.958 --> 05:08.291 ‫باشه، دریافت شد. 05:08.916 --> 05:12.166 ‫خب، هیچ سخن خداحافظی‌ای ‫برای بچه کوچولو نداری؟ 05:14.625 --> 05:15.500 ‫چرا. 05:16.666 --> 05:20.250 ‫خب عزیزدلم، توی زندگی فقط ‫باید دو تا چیز رو بدونی. 05:21.416 --> 05:23.375 ‫هیچ‌وقت به مردی ‫که ون سوار می‌شه اعتماد نکن. 05:23.458 --> 05:24.500 ‫عه. عه. 05:25.208 --> 05:26.375 ‫و اینکه... 05:27.500 --> 05:29.250 ‫همیشه به حرف مامانت گوش کن. 05:49.333 --> 05:50.708 ‫- خب؟ ‫- بستنی. بستنی. 05:50.791 --> 05:52.666 ‫باشه. 05:53.250 --> 05:54.125 ‫عه. 05:54.750 --> 05:57.375 ‫نگاه کن. چقدر عجیبه. 05:57.916 --> 06:00.125 ‫- چیه؟ ‫- نوشته «بابایی، من از این‌ها می‌خوام.» 06:01.000 --> 06:02.083 ‫چندش. 06:03.083 --> 06:04.500 ‫به نظرت لباس سرهمی دارن؟ 06:06.541 --> 06:07.666 ‫وای! 06:07.750 --> 06:08.583 ‫وای! 06:09.083 --> 06:09.916 ‫سلام! 06:10.000 --> 06:12.458 ‫شما عزیزان چی میل دارین؟ 06:12.541 --> 06:16.125 ‫آم، فکر کنم یکی از... ‫اون‌ها که اسمش هفت سی بود. 06:16.208 --> 06:20.875 ‫یعنی همون جام بستنی ‫نارگیلی که گیلاس داره؟ 06:20.958 --> 06:23.666 ‫- آره. ‫- انتخاب خوبیه. خودم اسمش رو گذاشتم. 06:23.750 --> 06:25.708 ‫- وای. ‫- اوهوم. 06:25.791 --> 06:29.416 ‫عه، اگه می‌شه قطعش کن. ‫واسه چی داری فیلم می‌گیری؟ 06:29.500 --> 06:31.916 ‫داریم یه ویدیو درست می‌کنیم... 06:32.000 --> 06:33.875 ‫- آره، آره. ‫- که بچه‌مون در آینده ببینه. 06:33.958 --> 06:35.583 ‫آها. 06:37.125 --> 06:39.750 ‫می‌تونم بپرسم بچه شما چیه؟ 06:39.833 --> 06:43.666 ‫بذارین حدس بزنم. حتما یه شاهدخت کوچولوئه. 06:44.541 --> 06:46.083 ‫آها. آم... 06:47.958 --> 06:49.250 ‫دختره. آره. 06:49.333 --> 06:52.333 ‫آها. دخترها کنترلشون خیلی سخته. 06:54.750 --> 06:57.833 ‫آره، اینجا زیاد پیش میاد ‫که ملت واسه بستنی خوردن... 06:57.916 --> 06:59.583 ‫پیش شما بیان؟ 07:00.083 --> 07:04.708 ‫بستنی رو که نمی‌دونم، ‫چون ما فقط کاستارد داریم. 07:04.791 --> 07:06.125 ‫همین‌جا نوشته. 07:07.833 --> 07:09.416 ‫آها. 07:10.041 --> 07:12.958 ‫ببخشید... معذرت می‌خوام لری. 07:14.666 --> 07:16.041 ‫پیش میاد دیگه. 07:16.541 --> 07:17.583 ‫حالا چی میل دارین؟ 07:17.666 --> 07:20.333 ‫من هم از همون جام‌های سرد می‌خوام. 07:20.833 --> 07:22.458 ‫الان حاضر می‌کنم رفقا! 07:23.416 --> 07:26.458 ‫- جی، به نظرم بهتره بریم. ‫- هنوز که بستنی نگرفتیم. 07:26.541 --> 07:30.666 ‫به نظرم خیلی آدم عجیبیه و می‌ترسم. ‫خب؟ باید بریم. 07:31.500 --> 07:34.125 ‫می‌خواد چیکار کنه؟ ‫بی‌خیال. اینجا جامون امنه. 07:34.208 --> 07:36.208 ‫می‌خواد... ما رو مسموم کنه. 07:37.000 --> 07:39.000 ‫نه بابا... 07:39.083 --> 07:43.083 ‫خیلی‌خب، نگاه کن. ‫اگه خواست مسموم کنه، من جفتش رو می‌خورم. 07:43.166 --> 07:46.916 ‫نه، نه، نه، نه، نه. ‫نمی‌خوام سر جوونی بیوه بشم. 07:47.708 --> 07:50.500 ‫- چی؟ ‫- نمی‌خوام تنهایی این بچه رو بزرگ کنم. 07:51.958 --> 07:53.375 ‫ببین. نه، جدی باش. 07:55.166 --> 07:56.416 ‫اَلی، جدی می‌گی؟ 07:58.333 --> 07:59.541 ‫کاملا جدی‌ام. 08:01.916 --> 08:02.958 ‫عه... 08:03.041 --> 08:06.958 ‫باشه. عه... اگه می‌خوای بریم... 08:08.083 --> 08:10.500 ‫اونقدر... مسئله بزرگی نیست. 08:10.583 --> 08:12.000 ‫وای خدا! 08:14.541 --> 08:15.416 ‫چه قشنگه. 08:17.916 --> 08:21.125 ‫این یکی که قشنگ‌تره. ‫رسیدیم خونه! 08:21.791 --> 08:24.041 ‫- وای. ‫- تا دو شب اینجا می‌مونیم. 08:24.541 --> 08:27.500 ‫- شیشه‌هاش چقدر لکه داره. ‫- اینجا سیستم گرمایشی دارن؟ 08:27.583 --> 08:29.041 ‫امیدوارم داشته باشن. 08:30.041 --> 08:32.583 ‫عشق باید سرد سرو بشه، نه؟ 08:33.291 --> 08:34.666 ‫- اینطوری می‌گن. ‫- قطعش کن! 08:34.750 --> 08:36.291 ‫همیشه این رو می‌گن دیگه. 08:38.166 --> 08:40.208 ‫- چه قشنگ شدی. بیا جلو دوربین. ‫- کلید داری؟ 08:41.250 --> 08:43.416 ‫وای! 08:43.500 --> 08:45.791 ‫- چه قشنگه. ‫- اینجا رو باش کوچولو. 08:46.791 --> 08:48.166 ‫بفرما. 08:48.250 --> 08:50.375 ‫ایول. اینجا چی داریم؟ 08:50.458 --> 08:55.250 ‫یه تلویزیون نوزده اینچی آرسی‌ای داریم. 08:56.125 --> 09:00.958 ‫دستگاه وی‌سی‌آر داخلی داره؟ ‫آره، آفرین. چند تا فیلم دارن. 09:01.458 --> 09:03.416 ‫آم، بذار ببینم. 09:03.500 --> 09:05.166 ‫صندلی تابی داریم. 09:05.833 --> 09:07.625 ‫که اصل کاریه. 09:08.166 --> 09:09.250 ‫تخت دو نفره داره. 09:09.791 --> 09:12.333 ‫چطوره همین الان بریم استراحت کنیم؟ 09:18.041 --> 09:20.000 ‫آهای. چی شده؟ 09:22.833 --> 09:23.750 ‫عه، عه. 09:25.833 --> 09:27.666 ‫چی شده عزیزم؟ 09:28.375 --> 09:29.208 ‫نه. 09:29.916 --> 09:31.291 ‫- چی... ‫- نه، نه. 09:32.333 --> 09:34.291 ‫حس می‌کنم قبلا اینجا بودم. 09:36.833 --> 09:40.000 ‫- قبلا اینجا بودی؟ ‫- آره، ولی نمی‌دونم. 09:41.458 --> 09:43.500 ‫چیه؟ چیه؟ چی شده؟ 09:44.833 --> 09:46.750 ‫قبلا خواب اینجا رو دیدم. 09:48.041 --> 09:48.958 ‫خواب...؟ 09:49.791 --> 09:52.875 ‫اینجا بود. دقیقا همین اتاق بود. 09:52.958 --> 09:54.458 ‫خیلی‌خب. 09:54.541 --> 09:59.166 ‫ولی توی خوابم ریچل اینجا بود... ‫بزرگ شده بود. 09:59.875 --> 10:05.208 ‫خوشگل شده بود و... ‫خیلی خوشگل شده بود جی. 10:07.333 --> 10:09.000 ‫توی خوابم یه آهنگی پخش شد... 10:09.083 --> 10:10.625 ‫آهنگ پال آنکا بود. 10:10.708 --> 10:12.333 ‫- تو سرنوشت... ‫- «تو سرنوشت منی»؟ 10:12.416 --> 10:14.541 ‫صداش... خیلی بلند بود. 10:15.708 --> 10:17.916 ‫بعد... توی خوابم... 10:18.583 --> 10:20.500 ‫حس می‌کردم یه اتفاق بدی قراره بیفته. 10:20.583 --> 10:23.041 ‫می‌تونستم تمام احساساتش رو حس کنم. 10:23.125 --> 10:26.666 ‫انگار هنوز توی یه بدن بودیم. 10:26.750 --> 10:27.583 ‫خیلی‌خب. 10:27.666 --> 10:29.708 ‫باید بهش بگم که... 10:29.791 --> 10:32.500 ‫باید یه جوری حرفم رو بهش بزنم. ‫ولی انگار... 10:32.583 --> 10:33.708 ‫آره. 10:33.791 --> 10:36.833 ‫نمی‌تونم حرف بزنم. انگار غرق شدم. 10:37.541 --> 10:38.875 ‫خیلی وحشتناکه. 10:40.208 --> 10:43.166 ‫بعدش که بیدار شدم فقط ‫صدای مامانم توی گوشم بود. 10:43.250 --> 10:45.875 ‫خب. فقط خواب بود، باشه؟ ‫لطفا... لطفا بس کن. 10:46.958 --> 10:51.583 ‫- اگه واقعی باشه چی؟ اگه واقعی باشه... ‫- ببین الکساندرا، واقعی نیست. 10:52.750 --> 10:55.500 ‫مامانت می‌خواست بترسونت، خب؟ 10:55.583 --> 10:58.875 ‫تو به خاطر اینکه ازدواج کردی ‫قرار نیست بمیری. 11:00.041 --> 11:01.625 ‫مسخره است، خب؟ 11:01.708 --> 11:04.416 ‫این حرف مسخره‌ای بود که توی سرت کرد، ‫من هم بابتش ازش متنفرم. 11:04.500 --> 11:06.833 ‫ببین، مامانت دیوونه بود عزیزم. 11:08.458 --> 11:10.458 ‫می‌خواست کنترلت کنه. 11:11.541 --> 11:13.041 ‫من رو نگاه کن. ببین. 11:13.541 --> 11:15.416 ‫نذار دیگه کنترلت کنه. 11:19.750 --> 11:21.708 ‫چون بچه ما چیزیش نمی‌شه. 11:23.250 --> 11:24.833 ‫تو هم چیزیت نمی‌شه. 11:27.500 --> 11:28.833 ‫هیچ اتفاق بدی قرار نیست... 11:28.916 --> 11:30.750 ‫سلام عزیزم. 11:32.125 --> 11:33.125 ‫سلام ریچل. 11:40.166 --> 11:41.583 ‫تا ابد دوستت دارم. 11:44.625 --> 11:45.458 ‫ایول! 12:07.041 --> 12:08.416 ‫خیلی‌خب. 12:10.000 --> 12:10.875 ‫درست شد. 12:12.041 --> 12:14.000 ‫حله. 12:14.083 --> 12:15.083 ‫- عه. ‫- جی. 12:15.166 --> 12:17.083 ‫سلام. شما شاهدین؟ 12:18.375 --> 12:20.708 ‫من جی‌ام. این الکساندراست. 12:21.916 --> 12:24.416 ‫آم، یه کار سریع. ‫می‌شه لطفا این دوربین رو... 12:24.500 --> 12:26.458 ‫نگه داری؟ آره... 12:27.125 --> 12:30.208 ‫من می‌رم اونجا وایستم ‫که مطمئن شم توی قاب میفتم. 12:31.416 --> 12:33.750 ‫مطمئنی انتخابت همینه؟ 12:35.208 --> 12:36.083 ‫چطوره؟ 12:54.416 --> 12:56.708 ‫ازدواج امری طبیعیست. 12:56.791 --> 12:58.541 ‫در عین حال امری مقدس است. 12:59.583 --> 13:03.625 ‫فرصتی از جانب خداوند است ‫که به انسان‌ها داده شده... 13:03.708 --> 13:07.208 ‫تا با نزدیکی دو روح، ‫بیشتر به خداوند نزدیک شوند. 13:07.750 --> 13:08.583 ‫همچنین لطفی... 13:08.666 --> 13:10.708 ‫بر شاهدان این امر مقدس است. 13:11.208 --> 13:14.166 ‫سوگند می‌خورم دوستت داشته باشم ‫و برایت تلاش کنم. 13:14.250 --> 13:18.208 ‫چه در دردهای بی‌پایان، ‫چه در خوشی و شادابی‌ام. 13:18.291 --> 13:21.583 ‫چه در دردهای بی‌پایان، ‫چه در خوشی و شادابی‌ام. 13:22.125 --> 13:24.958 ‫سوگند می‌خورم تو را بابت آنچه که هستی... 13:25.041 --> 13:26.500 ‫و می‌توانی باشی دوست بدارم. 13:27.125 --> 13:29.708 ‫سوگند می‌خورم تو را بابت آنچه که هستی... 13:29.791 --> 13:31.583 ‫و می‌توانی باشی دوست بدارم. 13:31.666 --> 13:34.000 ‫اما همانا که روح‌هایمان یکی می‌شود... 13:34.666 --> 13:36.375 ‫اما همانا که روح‌هایمان یکی می‌شود... 13:36.458 --> 13:38.833 ‫من نیز با تو یکی خواهم شد. 13:39.541 --> 13:41.083 ‫من نیز با تو... 13:42.416 --> 13:45.000 ‫جی هولمن، شما الکساندرا هارکین را... 13:45.083 --> 13:46.916 ‫به عنوان زن قانونی خود... 13:47.000 --> 13:49.958 ‫در محضر خداوند و این مکان مقدس می‌پذیری؟ 13:52.000 --> 13:52.916 ‫بله. 13:56.541 --> 13:58.500 ‫شما، الکساندرا هارکین... 13:58.583 --> 14:01.250 ‫حاضرید جی هولمن را ‫به عنوان همسر قانونی خود... 14:01.333 --> 14:05.375 ‫در محضر خداوند و این مکان مقدس بپذیرید؟ 14:09.583 --> 14:10.458 ‫بله. 14:12.416 --> 14:15.000 ‫- می‌خوای تو... آماده‌سازی کنی؟ ‫- باشه. 14:15.083 --> 14:17.875 ‫من می‌گردم دنبال آهنگ. 14:18.583 --> 14:20.208 ‫بذار ببینم. 14:21.875 --> 14:22.750 ‫خیلی‌خب... 14:24.708 --> 14:26.458 ‫عالیه. آره. 14:26.958 --> 14:28.583 ‫دقیقا همین رو می‌خواستم. 14:29.750 --> 14:30.666 ‫وای خدا. 14:31.833 --> 14:34.000 ‫چقدر خوبه. قشنگه. 14:35.375 --> 14:37.041 ‫همون شکلیه که تصور می‌کردم. 14:37.958 --> 14:39.041 ‫وای، نگاه کن. 14:40.375 --> 14:43.458 ‫هوم... انگشتر داری. 14:43.541 --> 14:46.333 ‫- خون‌دماغ شدی. ‫- چی؟ 14:46.416 --> 14:48.916 ‫- خون‌دماغ شدی! ‫- نه، نه، نه عزیزم. خون خودته. 14:49.000 --> 14:52.000 ‫- ها؟ ‫- وایستا... نگهش دار. 14:53.333 --> 14:54.291 ‫- وای. ‫- خوبی؟ 14:54.375 --> 14:55.708 ‫آره. آره، خوبم. 14:55.791 --> 14:57.458 ‫- می‌شه ببینم؟ ببینم؟ ‫- وای. 14:57.541 --> 15:00.916 ‫وای خدا. خیلی داره خون میاد. ‫بذار دستمال بیارم. 15:14.541 --> 15:15.500 ‫بیا. 15:16.666 --> 15:17.541 ‫عه. 15:18.250 --> 15:22.791 ‫یا خدا. کتم کو؟ خدایا! 15:23.541 --> 15:28.250 ‫آم، اینطوری نمی‌شه! ‫باشه... بذار اورژانس زنگ بزنم. وایستا... 15:32.208 --> 15:34.500 ‫خیلی‌خب... 15:38.291 --> 15:39.291 ‫عه... 15:43.250 --> 15:45.125 ‫کمکم کن. 15:45.708 --> 15:47.791 ‫باید بهش بگی که... 15:52.541 --> 15:54.666 ‫نه! لطفا... 15:56.833 --> 15:59.291 ‫ببخشید! 16:06.416 --> 16:09.250 ‫ببخشید! 16:12.375 --> 16:15.041 ‫ببخشید! 16:16.208 --> 16:19.791 ‫برای همینه که تو... 16:19.875 --> 16:23.208 ‫سرنوشت منی. 16:29.541 --> 16:30.541 ‫- بابایی پیشته. ‫- نه! 16:30.625 --> 16:33.125 ‫یه لحظه بهم امون بده، خواهش کردم. 16:35.375 --> 16:37.416 ‫نفس بکش. نفس عمیق بکش. 16:37.500 --> 16:40.791 ‫چرا این رو بهم نشون دادی؟ 16:41.291 --> 16:43.625 ‫وای خدا. 16:45.708 --> 16:48.083 ‫نه. نه. 16:48.166 --> 16:50.416 ‫تو گفتی توی بیمارستان مرده بود. 16:50.500 --> 16:54.625 ‫درباره همه‌چی بهم دروغ گفتی! ‫درباره همه‌چی بهم دروغ گفتی! 16:58.541 --> 17:01.750 ‫بیا، نفس بکش. نفس بکش. 17:01.833 --> 17:02.666 ‫نه. 17:03.208 --> 17:05.875 ‫وای خدا. نه، نمی‌تونم. نمی‌تونم. 17:07.750 --> 17:11.291 ‫وای خدا. بس کن. ‫تو قشنگ دیوونه‌ای. 17:11.375 --> 17:13.375 ‫تو دیوونه‌ای! بس کن! 17:15.750 --> 17:18.291 ‫بابا، نمی‌خوام. بس کن. 17:19.083 --> 17:20.041 ‫گوش کن. 17:21.875 --> 17:24.208 ‫حس کرده بود اتفاق بدی قراره بیفته. 17:25.000 --> 17:26.500 ‫بگو که تو اینطوری حس نمی‌کنی. 17:27.708 --> 17:29.333 ‫بگو که خیلی خوشحالی. 17:30.458 --> 17:34.500 ‫بگو حس می‌کنی که از خوشحالی... ‫پروانه‌ها دورت پرواز می‌کنن. 17:39.958 --> 17:42.416 ‫وقتی به اینجا نزدیک شدی حسش کردی؟ 17:42.916 --> 17:44.916 ‫احساس... ترس کردی؟ 17:46.875 --> 17:50.083 ‫ترسیدی؟ دیدی چطوری داشت رد می‌شد؟ 17:50.166 --> 17:52.833 ‫دنبالش بود. دنبال تو هم هست. 17:52.916 --> 17:54.083 ‫چی داری می‌گی؟ 17:55.125 --> 17:58.708 ‫تا وقتی دعوتنامه دستم نرسیده بود ‫نفهمیدم دوباره قراره همین بشه. 17:58.791 --> 17:59.708 ‫کدوم دعوتنامه؟ 18:00.708 --> 18:02.250 ‫دعوتنامه هفته پیش دیگه. 18:03.583 --> 18:05.208 ‫دعوتنامه عروسیم؟ 18:05.708 --> 18:06.541 ‫آره. 18:08.833 --> 18:10.500 ‫من که تو رو دعوت نکردم. 18:11.375 --> 18:15.000 ‫دعوتنامه‌اش برام اومد. ‫من پس فرستادمش و هشدار دادم. 18:15.083 --> 18:17.375 ‫سریع سوار ماشینم شدم و اومدم ببرمت. 18:17.958 --> 18:21.208 ‫اگه باهاش ازدواج کنی، می‌میری. 18:23.208 --> 18:24.083 ‫بابا... 18:27.500 --> 18:29.458 ‫چی می‌گی واسه خودت؟ 18:30.833 --> 18:32.208 ‫امکان نداره. 18:32.708 --> 18:36.666 ‫وای خدا، این کار رو باهام نکن. ‫خواهشا نکن. 18:36.750 --> 18:37.916 ‫من همه... 18:39.166 --> 18:40.000 ‫این کارها رو... 18:42.458 --> 18:43.375 ‫واسه محافظت از تو کردم. 18:45.750 --> 18:48.125 ‫چطوری بعد از اون اتفاق می‌تونستم بذارم... 18:49.875 --> 18:50.791 ‫بلایی سرت بیاد؟ 18:56.958 --> 18:59.125 ‫توی ویدیو می‌خواست یه چیزی بهم بگه. 19:01.750 --> 19:03.291 ‫حرفش بهم چی بود بابا؟ 19:20.333 --> 19:21.875 ‫می‌خواست بهم هشدار بده. 19:23.166 --> 19:24.541 ‫من هم دارم بهت هشدار می‌دم. 19:25.958 --> 19:27.583 ‫باید عروسی رو لغو کنی... 19:28.375 --> 19:31.083 ‫و تا تاریخ تکرار نشده ‫از اینجا فرار کنی و بری. 19:31.666 --> 19:33.208 ‫- وای خدا. زنده‌ای. ‫- جولز؟ 19:33.291 --> 19:35.875 ‫عه، عه عه! چیه؟ چی شده؟ 19:36.375 --> 19:38.333 ‫جولز! آهای! 19:40.458 --> 19:42.541 ‫- چیه؟ ‫- ریچل، ازش دور شو. 19:42.625 --> 19:46.041 ‫- دور شو. این آدم خطرناکیه. ‫- جولز، این بابای منه. 19:46.125 --> 19:47.541 ‫- نه، نه. ‫- چی؟ 19:47.625 --> 19:50.083 ‫نه، نه، این مرد نادمه! گندش بزنن! 19:50.166 --> 19:52.000 ‫نه، این بابامه. مرد نادم نیست. 19:52.083 --> 19:53.541 ‫- این دیگه کیه؟ ‫- چیکار می‌کنی؟ 19:53.625 --> 19:56.583 ‫- جولز، من رو ببین. ‫- بهم اعتماد کن. 19:56.666 --> 19:58.750 ‫- جولز؟ ‫- تفنگت رو جمع کن بابا. 19:58.833 --> 19:59.666 ‫بابا، تمومش کن. 19:59.750 --> 20:02.666 ‫- گوش کن. این بابامه. ‫- مرد نادمه. 20:02.750 --> 20:06.375 ‫تفنگت رو بنداز. بندازش. مرد نادم نیست. ‫بابامه. تفنگت رو بنداز. 20:10.333 --> 20:11.458 ‫جولز؟ 20:11.541 --> 20:13.458 ‫- من رو ببین. ‫- تویی. 20:13.958 --> 20:15.000 ‫واقعا خودتی. 20:16.333 --> 20:17.500 ‫تو بچه‌ای. 20:17.583 --> 20:18.500 ‫چی؟ 20:18.583 --> 20:22.666 ‫جولز، برگرد اینجا! ‫همین الان از داداشت عذرخواهی کن! 20:22.750 --> 20:25.083 ‫از خونه فرار کردم. 20:30.541 --> 20:33.250 ‫این کلبه رو پیدا کردم. انگار... 20:34.708 --> 20:37.083 ‫- چی داری می‌گی؟ ‫- همین‌جا بودم. 20:37.583 --> 20:40.625 ‫آره. ولی به نظرت برامون خوشحال می‌شه، نه؟ 20:40.708 --> 20:42.333 ‫مثلا انگار... 20:43.083 --> 20:46.375 ‫- هیچ اتفاق بدی نیفتاده. همه‌چی خوبه. ‫- آره، همه‌چی خوبه. 20:46.875 --> 20:48.625 ‫چطوره تو آماده‌سازی رو انجام بدی. 20:48.708 --> 20:49.541 ‫باشه. 20:49.625 --> 20:52.166 ‫من هم آهنگ پیدا می‌کنم. 20:53.000 --> 20:54.583 ‫بذار ببینم. 20:59.083 --> 21:00.875 ‫عالیه. خوبه. 21:01.375 --> 21:03.000 ‫دقیقا همین رو می‌خواستم. 21:04.166 --> 21:05.458 ‫وای خدا. 21:06.291 --> 21:08.333 ‫قشنگه. خوبه. 21:09.833 --> 21:11.208 ‫همون شکلیه که تصور می‌کردم. 21:11.750 --> 21:14.666 ‫دیدم چیکار کردی. دیدمش. 21:30.125 --> 21:33.208 ‫بهش بگو... واقعیه. 21:40.458 --> 21:42.250 ‫کمکم کن! 21:52.416 --> 21:54.833 ‫از تصمیممت مطمئنی؟ 22:05.541 --> 22:06.458 ‫مامانم گفت؟ 22:08.833 --> 22:10.041 ‫آره. خودش گفت. 22:12.583 --> 22:14.166 ‫ببخشید! 22:20.458 --> 22:23.041 ‫معذرت می‌خوام! 22:24.666 --> 22:26.250 ‫ببخشید! 22:29.166 --> 22:30.916 ‫ببخشید! 22:38.000 --> 22:41.291 ‫تو سرنوشت منی... 22:42.625 --> 22:45.250 ‫ببخشید! ببخشید! 22:45.791 --> 22:47.916 ‫ببخشید! 22:48.958 --> 22:51.208 ‫بعد کشتش. تو کشتیش. 22:51.291 --> 22:53.291 ‫نمی‌ذارم تو رو هم بکشه. 22:53.375 --> 22:54.708 ‫من زنم رو نکشتم. 22:54.791 --> 22:56.041 ‫خودم دیدمت. 22:56.125 --> 22:58.541 ‫هیچ‌وقت هم دخترم رو نمی‌کشم. 22:58.625 --> 22:59.708 ‫دیدمت! 22:59.791 --> 23:01.958 ‫اشتباه دیدی! تو کدوم گاوی هستی؟! 23:02.041 --> 23:07.666 ‫دیدمت! همه‌چی رو دیدم! دیدم! ‫ریچل، از اینجا برو ریچل! 23:07.750 --> 23:09.541 ‫ریچل، سوار ون شو! 23:09.625 --> 23:10.958 ‫خودم دیدمت. 23:11.041 --> 23:12.041 ‫ریچل؟ 23:37.041 --> 23:42.166 ‫تو سرنوشت منی... 23:43.166 --> 23:48.875 ‫آهای! 23:49.583 --> 23:54.958 ‫تو از زندگی برام باارزش‌تری... 23:55.041 --> 23:59.166 ‫همین‌قدر مهمی... 23:59.250 --> 24:00.125 ‫آهای! 24:00.916 --> 24:04.375 ‫تو توی مراسم خانواده‌ام بودی. ‫خودت رو معرفی کن. 24:04.458 --> 24:09.250 ‫ریچل هارکین. بفرما. ‫بشین یه نوشیدنی بخوریم. 24:10.583 --> 24:11.833 ‫اسمم رو از کجا بلدی؟ 24:14.833 --> 24:17.041 ‫تو بهم مدیونی، مگه نه؟ 24:20.166 --> 24:21.000 ‫بفرما بشین. 24:21.500 --> 24:24.708 ‫فکر کن ممکنه چی بهم مدیون باشی. 24:25.500 --> 24:27.458 ‫من به تو هیچی مدیون نیستم. ‫حتی نمی‌شناسمت. 24:27.541 --> 24:28.708 ‫بشین! 24:45.041 --> 24:47.708 ‫باید ازم عذرخواهی کنی. 24:52.916 --> 24:56.416 ‫ولی دیگه تموم شد. حالا بی‌حساب شدیم. 24:57.250 --> 25:00.708 ‫- وای خدا. وای خدا. ‫- متصدی، یه نوشیدنی براش بیار. 25:02.500 --> 25:06.333 ‫تو... زدی. زدی زخمیم کردی. 25:07.083 --> 25:08.791 ‫مگه تو اول زخمیش نکردی؟ 25:09.291 --> 25:11.291 ‫گندش بزنن. 25:11.375 --> 25:14.666 ‫من هم یه زمان عین تو بودم. 25:16.375 --> 25:23.041 ‫بذار برات داستان ‫پدر، پدر، پدر، پدربزرگم رو بگم. 25:23.875 --> 25:25.333 ‫- اون رو می‌خوای؟ ‫- وای خدا. 25:30.083 --> 25:36.750 ‫روزی روزگاری، عروس و دامادی بودن ‫که خیلی همدیگه رو دوست داشتن. 25:37.458 --> 25:40.375 ‫ولی قبل از اینکه بتونن عروسی بگیرن، 25:40.458 --> 25:45.375 ‫داماد توی حادثه شکار ‫به طرز ناگواری می‌میره. 25:47.208 --> 25:50.041 ‫همسرش نابود می‌شه. 25:50.125 --> 25:53.166 ‫به اعماق تاریکی پناه می‌بره. 25:53.833 --> 25:59.250 ‫التماس می‌کنه که نیمه گم‌شده‌اش برگرده. 26:01.250 --> 26:03.583 ‫مرگ که از خداش بود. 26:04.583 --> 26:07.000 ‫مرگ عاشق معامله کردنه. 26:07.083 --> 26:12.333 ‫مرگ بهش گفت: ‫«من شوهرت رو از دنیای مردگان برمی‌گردونم،» 26:12.958 --> 26:15.875 ‫«اما شرطش اینه که واقعا...» 26:15.958 --> 26:21.833 ‫«باور داشته باشی نیمه گم‌شده‌اته.» 26:23.458 --> 26:24.750 ‫مسلما... 26:27.166 --> 26:30.750 ‫هیچ معامله‌ای با مرگ اونقدر ساده نیست. 26:31.250 --> 26:36.791 ‫مرگ فرزندان اون بچه رو ‫با همین نفرین همراه کرد. 26:38.000 --> 26:41.833 ‫همه فرزندانی که از این ‫ازدواج تقدیر به دنیا اومدن... 26:42.458 --> 26:47.583 ‫این چالش رو داشتن که یا ‫نیمه گم‌شده‌شون رو پیدا کنن... 26:48.375 --> 26:51.875 ‫یا بدهیشون رو به مرگ بدن. 26:51.958 --> 26:56.583 ‫در نهایت، که به من رسید. 27:00.458 --> 27:01.791 ‫تا اینکه یه روز... 27:02.750 --> 27:05.791 ‫با ماریان عزیزم آشنا شدم... 27:07.083 --> 27:08.833 ‫که جونم براش می‌رفت. 27:10.791 --> 27:13.291 ‫روزی که قرار بود ازدواج کنیم، 27:13.375 --> 27:16.833 ‫مرد مرموزی اومد پیشم و گفت: 27:17.416 --> 27:23.000 ‫«باید تا قبل از غروب با نیمه گم‌شده‌ات ‫ازدواج کنی، وگرنه می‌میری.» 27:25.375 --> 27:26.750 ‫می‌خوای بگم چیکار کردم؟ 27:30.500 --> 27:34.375 ‫نامزدم رو ول کردم. بزدل بودم. 27:37.291 --> 27:40.541 ‫نفرین به ماریان عزیزم رسید. 27:43.750 --> 27:46.791 ‫در آینده مرد دیگه‌ای رو پیدا کرد. 27:51.208 --> 27:54.708 ‫اسمش توماس هارکین بود. 27:54.791 --> 27:59.625 ‫که می‌شه پدرِ پدرِ پدرِ پدرِ پدربزرگت. 28:02.583 --> 28:06.958 ‫ماریان و توماس بچه‌دار شدن، ‫و اون‌ها بچه‌دار شدن، 28:07.041 --> 28:11.375 ‫و به تمام تبارشون همین حرف زده می‌شد. 28:12.916 --> 28:19.791 ‫که باید تا قبل از غروب ‫با نیمه گم‌شده‌شون ازدواج کنن. 28:20.375 --> 28:22.000 ‫وگرنه می‌میرن. 28:25.125 --> 28:27.875 ‫ریچل هارکین، حالا... 28:29.791 --> 28:31.375 ‫به تو رسیده. 28:40.541 --> 28:43.000 ‫مرگ از اول دنبالت بود. 28:45.541 --> 28:49.875 ‫برگرد. می‌خواد بهتر ببینت. 29:07.583 --> 29:08.750 ‫الان نه! 29:10.666 --> 29:13.041 ‫هنوز دو روز دیگه وقت داره. 29:16.250 --> 29:17.208 ‫بیا بشین. 29:27.458 --> 29:30.041 ‫کاش می‌تونستم جای تو باشم. 29:30.625 --> 29:36.333 ‫وقتی مثل من نامیرا باشی، ‫دلت برای تهدید مرگ تنگ می‌شه. 29:36.416 --> 29:37.875 ‫چون همون زندگی رو جالب می‌کرد. 29:38.625 --> 29:41.833 ‫ولی همچنان وقتی من رو زدی ‫خیلی دردم گرفت. 29:43.708 --> 29:45.208 ‫نه، نه. این... 29:49.291 --> 29:52.125 ‫نه، این... امکان نداره. اصلا... 29:54.375 --> 29:57.083 ‫امکان نداره نامیرا باشی. اصلا... 29:57.166 --> 30:02.333 ‫ببین، وقتی من نتونستم ‫با ماریان عزیزم ازدواج کنم... 30:02.416 --> 30:06.875 ‫برای پشت کردن به معامله مرگ، مجازات شدم. 30:08.291 --> 30:10.583 ‫محکوم به این شدم که ازدواج... 30:10.666 --> 30:13.791 ‫تمام نوادگان ماریان رو ببینم. 30:14.375 --> 30:16.250 ‫عروسی تو بعدیشه. 30:16.750 --> 30:18.958 ‫تنها وظیفه من اینه که نظاره کنم. 30:21.875 --> 30:26.125 ‫ولی دلم می‌خواد ‫یه هشدار کوچولو بهت بدم. 30:26.208 --> 30:28.500 ‫از تصمیمت مطمئنی؟ 30:31.625 --> 30:33.791 ‫از تصمیمت مطمئنی؟ 30:36.000 --> 30:40.791 ‫آره، می‌خواستی بهم هشدار بدی، ‫ولی وقتی که دیگه دیر شده بود. 30:40.875 --> 30:43.375 ‫- لطف کردی. ‫- واسه تو که هنوز دیر نشده. 30:43.458 --> 30:45.250 ‫تقریبا چهل و هشت ساعت وقت داری. 30:45.333 --> 30:47.708 ‫اگه به نیمه گم‌شده باور نداشته باشم چی؟ 30:47.791 --> 30:50.041 ‫حالا وقت خوبی واسه شروعه. 30:53.875 --> 30:54.708 ‫عجب. 30:54.791 --> 30:56.958 ‫یه چیزی برات آوردم. 31:08.875 --> 31:13.791 ‫[سوگندنامه گواهی ازدواج ایالت نیویورک] 31:14.708 --> 31:15.750 ‫خیلی ساده است. 31:16.666 --> 31:21.125 ‫باید روز عروسیت، ‫تا قبل از غروب ازدواج کنی. 31:21.750 --> 31:25.083 ‫اگه نیمه گم‌شده‌ات باشه، زنده می‌مونی. 31:25.666 --> 31:28.375 ‫اگه نباشه، می‌میری. 31:33.041 --> 31:34.750 ‫ولی اگه ازدواج نکنم، این... 31:37.375 --> 31:41.541 ‫نفرین نیمه گم‌شده مسخره ‫به نیکی و خانواده‌اش می‌رسه؟ 31:42.666 --> 31:43.625 ‫درسته. 31:45.958 --> 31:49.041 ‫یعنی همه توی این خانواده باید ‫با نیمه گم‌شده‌شون ازدواج کنن تا نمیرن؟ 31:49.125 --> 31:50.083 ‫درست فهمیدی. 31:52.958 --> 31:53.958 ‫هوم. 31:54.458 --> 31:55.833 ‫در هر دو صورت... 31:55.916 --> 31:56.916 ‫بدبخت شدم. 31:59.375 --> 32:01.416 ‫یا باید ازدواج کنم و بمیرم... 32:01.500 --> 32:07.250 ‫یا ازدواج نکنم و نسلشون رو نفرین کنم. 32:09.000 --> 32:13.666 ‫تنها حالت خوبش اینه که باور داشته باشی ‫نیمه گم‌شده واقعیته. 32:13.750 --> 32:16.291 ‫در اون صورت زنده می‌مونی. ‫انتخابش با خودته. 32:16.375 --> 32:17.333 ‫وای خدایا. 32:19.208 --> 32:20.083 ‫این... 32:24.708 --> 32:26.875 ‫- زندگیم کابوس شده. ‫- نه. 32:27.708 --> 32:28.916 ‫خیلی بدتره. 32:30.500 --> 32:31.916 ‫چون واقعیه. 32:33.750 --> 32:34.750 ‫ریچل! 32:35.791 --> 32:36.666 ‫بابا. 32:37.208 --> 32:38.291 ‫تو این رو می‌شناسی؟ 32:39.250 --> 32:42.750 ‫نگاهش کن. شاهد عروسیتون بود. 32:43.250 --> 32:44.250 ‫یادت میاد؟ 32:45.250 --> 32:47.708 ‫از سی سال پیش تا الان پیرتر شده؟ 32:52.750 --> 32:54.458 ‫خیلی‌خب، بیا دیگه. ‫باید بریم. تمومش کن. 32:54.541 --> 32:57.583 ‫نه! بلایی که سر مامان اومد، ‫اون چیزی نیست که فکر می‌کنی. 32:58.500 --> 32:59.583 ‫با این آقا حرف بزن. 33:00.166 --> 33:01.375 ‫به نتیجه برس. 33:01.458 --> 33:02.708 ‫بعدش برو خونه. 33:09.416 --> 33:10.791 ‫نمی‌شه که بذارم بری. 33:10.875 --> 33:14.000 ‫بابا، اتفاقی که برات افتاد وحشتناک بود. ‫متاسفم که اونطوری شد. 33:14.083 --> 33:16.083 ‫ولی خیلی روش‌های دیگه‌ای ‫براش وجود داشت، 33:16.166 --> 33:19.250 ‫و انتخاب تو خیلی، خیلی بد بود. ‫واسه همین بی‌خیال نمی‌شی. 33:19.333 --> 33:21.666 ‫زندگی من مال تو نیست، خب؟ 33:22.291 --> 33:24.625 ‫من که آب از سرم گذشته. ‫تو هم نمی‌تونی درستش کنی. 33:25.333 --> 33:26.291 ‫متاسفم. 33:29.500 --> 33:31.291 ‫باید برگردم سراغ زندگیم. 34:21.791 --> 34:22.791 ‫گندش بزنن. 34:23.291 --> 34:24.583 ‫آره. 34:28.208 --> 34:29.291 ‫چه ناجور. 34:32.333 --> 34:33.166 ‫آره. 34:36.333 --> 34:38.166 ‫وضع تو هم کم ناجور نیست. 34:38.666 --> 34:39.583 ‫وضع من؟ 34:41.708 --> 34:45.875 ‫اینکه تو هم حضور داشتی و... شاهد بودی. 34:45.958 --> 34:46.875 ‫یعنی... 34:48.041 --> 34:50.416 ‫جای تعجب نداره که ازش یه هیولا ساختی. 34:58.208 --> 35:00.291 ‫پس به این نفرینه باور داری؟ 35:03.458 --> 35:04.666 ‫سلام ریچل. 35:11.541 --> 35:13.125 ‫تا ابد دوستت دارم. 35:16.916 --> 35:17.833 ‫آره. 35:19.416 --> 35:20.250 ‫باور دارم. 35:21.791 --> 35:24.166 ‫[دو روز تا گفتن «بله»] 35:25.190 --> 35:30.190 www.Doostihaa.com