WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:05.080 --> 00:12.080 ‫«قسمت ۲۸: کار در کلبه» 00:16.160 --> 00:17.680 ‫تادا! 00:19.040 --> 00:20.280 ‫ببینش! 00:21.840 --> 00:23.200 ‫باز لامبورگینی گرفتم! 00:27.240 --> 00:30.120 ‫مشخص بود باید کیلب رو قانع می‌کردم، 00:30.280 --> 00:33.160 ‫پس چندتا عدد و رقم براش رو کردم. 00:33.800 --> 00:36.600 ‫۷.۸ لیتر. 00:36.760 --> 00:37.920 ‫اسب بخارش؟ 00:38.120 --> 00:41.600 ‫- سیصد و چهل. ‫- یا خدا! 00:42.200 --> 00:44.440 ‫نه دویست و هفتاد عین لامبورگینی قبلی. 00:45.240 --> 00:46.400 ‫سیصد و چهل. 00:46.600 --> 00:49.920 ‫چند روز پیش داشتم شخم می‌زدم ‫که یه چیزی یاد گرفتم. 00:50.120 --> 00:53.080 ‫چون دویست و هفتاد اسب بخار برام کم بود. 00:54.200 --> 00:58.400 ‫بعد ارقامی رو براش ذکر کردم که ‫واقعاً اهمیت داشتن. 00:58.600 --> 01:01.520 ‫تمام تراکتورهایی که اون روز چک کردم، ‫تراکتورهای متوسط... 01:01.680 --> 01:02.840 ‫- خب؟ ‫- قیمت همه‌شون 01:03.040 --> 01:06.080 ‫از صد و بیست تا صد و هشتاد هزارتا بود. 01:06.240 --> 01:07.040 ‫خب؟ 01:08.760 --> 01:09.680 ‫هشتاد و پنج هزار. 01:10.600 --> 01:12.520 ‫- هشتاد و پنج؟ ‫- هشتاد و پنج هزار پوند. من... 01:12.680 --> 01:14.400 ‫- اونوقت تولید سال ۲۰۱۶؟ ‫- آره. 01:14.560 --> 01:16.880 ‫- هشتاد و پنج هزار پوند؟ ‫- آره. 01:18.000 --> 01:20.320 ‫- به سبک چونه‌زنی یورک‌شر خریدمش! ‫- عجب چونه‌زنی خوبی. 01:21.120 --> 01:23.440 ‫- فوق‌العاده‌ست! ‫- آره. 01:23.600 --> 01:24.800 ‫- واقعاً... ‫- وقتی بشینی پشت فرمونش، 01:25.000 --> 01:27.880 ‫با کارمندهای ایستگاه بین‌المللی فضایی ‫چشم تو چشم میشی. 01:28.040 --> 01:30.920 ‫از اونور میان میگن، «خوبی، جرمی؟» ‫«آره، چه خبر؟» 01:32.280 --> 01:34.200 ‫از تراکتورم خوشش اومد! 01:35.680 --> 01:37.880 ‫جی‌پی‌اس هم داره؟ داره! 01:38.080 --> 01:40.320 ‫- آره، داره. ‫- باورم نمیشه. 01:40.520 --> 01:42.040 ‫این جی‌پی‌اس تنهایی ده هزار پوند می‌ارزه. 01:42.240 --> 01:43.640 ‫بزن بریم. 01:47.880 --> 01:51.080 ‫کمک جلو هم داره، ببین. خیلی راحته. 01:51.280 --> 01:53.000 ‫می‌تونی کمک جلو رو دستکاری کنی. 01:53.200 --> 01:54.000 ‫خب، تو قبلی هم میشد. 01:54.160 --> 01:56.440 ‫- ولی کار نمی‌کرد، درسته؟ ‫- نه. 01:56.600 --> 01:58.480 ‫نه، هیچوقت. هرگز! 02:01.040 --> 02:02.360 ‫عاشق این تراکتورم. 02:02.560 --> 02:04.360 ‫- خوبه، نه؟ ‫- آره. 02:05.600 --> 02:08.560 ‫بیشتر از اون، امیدوار بودم با زور بیشتر، 02:08.760 --> 02:11.240 ‫دعاهامون پاسخ بگیره، 02:11.400 --> 02:15.520 ‫و بتونیم قبل از اتمام مهلت چارلی ‫زمین گندم دوروم رو 02:15.680 --> 02:18.040 ‫شخم بزنیم و بکاریم. 02:25.080 --> 02:28.120 ‫یه کم برگرد عقب. ‫باید از اونور بری. 02:28.320 --> 02:30.880 ‫هرچند، روز بعدش که خواستیم کار کنیم... 02:31.040 --> 02:31.840 ‫واو. 02:32.560 --> 02:34.360 ‫با طراحی ماشین 02:34.560 --> 02:36.520 ‫به مشکل خوردیم. 02:37.760 --> 02:42.480 ‫تمام کنترل‌هاش با تراکتور قبلیم فرق داره. 02:44.680 --> 02:47.320 ‫واو، واو، واو. عجبا. 02:47.840 --> 02:49.160 ‫باید شناورش کنی. 02:51.160 --> 02:52.240 ‫ام... 02:52.680 --> 02:54.040 ‫نمی‌دونم اینی که میگی یعنی چی. 02:55.160 --> 02:56.680 ‫این رو بلد نیستم. 02:58.000 --> 02:59.560 ‫نمی‌دونم این چیکار می‌کنه. 03:00.960 --> 03:01.880 ‫اه. 03:02.800 --> 03:03.600 ‫اوه. 03:04.480 --> 03:05.760 ‫نمی‌دونم. 03:05.960 --> 03:07.600 ‫به معنای واقعی کلمه به درد نخوری. 03:07.800 --> 03:10.760 ‫وقتی شناور میشه، فشار رو از اون ‫لوله آزاد می‌کنه... 03:10.920 --> 03:12.760 ‫- اه. ‫- و می‌ریزه تو مخزن. فهمیدی؟ 03:12.920 --> 03:16.360 ‫آره. ولی نمی‌دونم دکمه‌ش کدومه. 03:17.320 --> 03:19.520 ‫نه، نه، وایسا! وایسا! 03:20.520 --> 03:22.320 ‫اوه، گندش بزنه. 03:24.160 --> 03:26.480 ‫همینجوری افتاد زمین؟ 03:29.800 --> 03:33.000 ‫گاوآهن افتاد اونوری. 03:33.160 --> 03:36.000 ‫نمی‌دونم خراب شده یا نه. ‫از کجا معلوم. 03:39.240 --> 03:41.440 ‫چون برای درست کردن اوضاع ذوق داشتم، 03:41.640 --> 03:44.080 ‫رفتم تله‌هندلر رو آوردم. 03:44.720 --> 03:46.360 ‫- زمین رو داغون نکنی. ‫- نه، حواسم هست. 03:47.560 --> 03:49.080 ‫دسته رو بکش داخل. بکش داخل. 03:49.240 --> 03:50.640 ‫به دستگاه نزدیک‌تر شو. 03:53.960 --> 03:56.040 ‫واو، واو، واو، واو. نه، وایسا! 03:58.920 --> 04:01.160 ‫اینجوری بلندش نمی‌کنه. ‫خیلی سنگینه. 04:01.920 --> 04:03.520 ‫داره بوق میزنه. 04:05.000 --> 04:06.440 ‫مگه کدوم دکمه رو زدم؟ 04:06.600 --> 04:09.600 ‫نه، نه. الان دستگاه تو حالت امنه. 04:09.760 --> 04:10.800 ‫داریم بهت میگیم، 04:10.960 --> 04:12.000 ‫«ببین، نمی‌ذاریم از چیزی استفاده کنی 04:12.160 --> 04:13.520 ‫چون چرخ عقبت روی زمین نیست.» 04:13.720 --> 04:15.000 ‫امروز صبح این کار رو کردی: 04:15.160 --> 04:17.120 ‫بیدار شدی، اومدی تو کار زمین کمکم کنی، 04:17.320 --> 04:19.520 ‫گند زدی به دستگاه و انداختیش ‫به این روز، 04:19.680 --> 04:22.240 ‫تله‌هندلر رو آوردی و دوباره تو ‫زمین گیر انداختیش 04:22.400 --> 04:25.120 ‫و الان رو هواست و میگه، «ویژگی امنیتی: نه.» 04:29.960 --> 04:32.760 ‫در نهایت، با استفاده از فیزیک محوطه مزرعه، 04:32.920 --> 04:35.480 ‫کیلب تونست بخشی از مشکل رو حل کنه. 04:37.320 --> 04:39.480 ‫- خب، الان دیگه نمیفته. ‫- درسته. 04:39.680 --> 04:43.480 ‫و بعدش، با گرفتن کنترل لامبورگینی... 04:44.840 --> 04:47.200 ‫گاوآهن صاف شد. 04:48.280 --> 04:51.120 ‫رسیدیم به جایی که دو ساعت پیش باید ‫بهش می‌رسیدیم. 04:54.640 --> 04:57.640 ‫بعد رفتیم به زمینی که 04:57.800 --> 05:01.760 ‫باید گندم دوروم پاستا رو در اسرع وقت می‎‌کاشتیم... 05:03.160 --> 05:06.000 ‫کار نصفه نیمه‌مون رو ادامه میدیم که... 05:06.680 --> 05:07.600 ‫از اینجا بود. 05:08.520 --> 05:09.840 ‫و توکل کردیم به خدا 05:10.040 --> 05:13.200 ‫و امیدوار بودیم که لامبورگینی جدیدم ‫اینقدری زور داشته باشه 05:13.360 --> 05:15.520 ‫که بتونه زمین خیس رو شخم بزنه. 05:16.880 --> 05:17.880 ‫روشنش کن. 05:26.560 --> 05:27.680 ‫اوه، عجب قدرتی داره. 05:27.840 --> 05:29.880 ‫آره. ایول. 05:32.000 --> 05:33.960 ‫لامبورگینی قبلی خیلی براش سخت بود. 05:34.120 --> 05:36.640 ‫واسه این مثل آب خوردنه. 05:37.520 --> 05:38.640 ‫یا خدا. 05:39.640 --> 05:41.600 ‫باورم نمیشه! 05:44.520 --> 05:48.360 ‫یه گاوآهن پنج تُنی به پشت وصله. ‫انگار نه انگار. 05:48.560 --> 05:50.680 ‫داره می‌کشوندش بالا! 05:50.840 --> 05:55.160 ‫بالای زمینی که شش ماهه داره ‫توش بارون میاد. 05:59.480 --> 06:00.840 ‫کیلب هم به دنبال من، 06:01.040 --> 06:02.760 ‫با استفاده از کلوخ شکن 06:02.920 --> 06:06.600 ‫زمین شخم‌زده شده رو آماده‌ی کاشت کرد. 06:10.120 --> 06:13.280 ‫زمین یک ساعته شخم زده میشه؟ 06:13.960 --> 06:17.120 ‫بعد با سیستم نشانه‌گذار جدید من ‫گندم دوروم رو توش می‌کاریم. 06:18.680 --> 06:21.160 ‫عین آب خوردن، پاستا آماده میشه. 06:24.080 --> 06:26.960 ‫می‌دونم تو مسابقات شخم زدن یکی ‫از چیزهایی که بابتش جایزه می‌گیری 06:27.120 --> 06:30.320 ‫صاف کردن خطوط نشانه‌گذاری شده‌ست. 06:32.280 --> 06:36.080 ‫من اگه شرکت کنم یه جایزه بابتش می‌گیرم. 06:37.560 --> 06:39.160 ‫شاید هم نگیرم. 06:43.520 --> 06:46.480 ‫شاید شخم زدن من زیاد خوب نبوده باشه، 06:47.400 --> 06:50.360 ‫ولی حیوانات عین خیالشون نبود. 06:51.440 --> 06:53.720 ‫کورکورهای حنایی رو. ‫چقدر زیادن. 07:09.080 --> 07:12.160 ‫اوه، یه گله کورکور حنایی. 07:12.360 --> 07:14.040 ‫اینجا رو باش. واو. 07:19.880 --> 07:21.400 ‫تا حالا اینقدر زیاد ندیده بودم. 07:32.840 --> 07:36.960 ‫خوشحالم دوباره دارم زیر آسمون ‫آبی کشاورزی می‌کنم! 07:40.800 --> 07:45.560 ‫حدود یک ساعت بعد، آماده‌ی شروع ‫فاز دوم بودیم. 07:47.320 --> 07:49.120 ‫به نظر من که خوب شده. 07:50.360 --> 07:53.400 ‫میشه توش بذر کاشت. 07:56.760 --> 07:59.600 ‫برای کاشت، باید از لامبورگینی قدیمی استفاده می‌کردیم 08:00.200 --> 08:04.920 ‫که به سیستم نشانه‌گذار جدید و پیشرفته‌م ‫مجهزش کردم. 08:05.600 --> 08:08.040 ‫- اینم از مخزن رنگ سفیدت، خب؟ ‫- خب. 08:08.240 --> 08:09.520 ‫اینم از باتری. 08:09.960 --> 08:12.280 ‫سمت چپ و راست پمپ داری، خب؟ 08:12.440 --> 08:13.400 ‫حله. 08:13.600 --> 08:19.320 ‫این پمپ رنگ رو می‌رسونه این پایین ‫به ته نشونه‌گذار. 08:19.480 --> 08:21.880 ‫حالا وایسا تو مجله هفتگی کشاورزها ‫تبلیغش کنم. 08:22.080 --> 08:23.760 ‫حتی آقای شوگر، یا چیه اسمش، 08:23.960 --> 08:25.600 ‫لرد شوگر، یه نگاه بهش می‌اندازه و میگه: 08:25.760 --> 08:28.800 ‫«چرا وقتم رو روی وسایل شرکت آمستراد ‫تلف کردم؟ باید از همین استفاده می‌کردم.» 08:29.000 --> 08:30.960 ‫می‌دونی این قبلاً اختراع شده دیگه؟ 08:31.120 --> 08:33.080 ‫- چون میگی خودت اختراعش کردی. ‫- نه، نشده. 08:33.240 --> 08:34.040 ‫شده. 08:34.200 --> 08:36.080 ‫- منظورت چیه که اختراع شده؟ ‫- یه نشانه‌گذار کفی هست. 08:36.280 --> 08:39.040 ‫جای رنگ کف میاد بیرون. ‫یه ردی از کف باقی می‌ذاره. 08:39.240 --> 08:41.520 ‫یه شرکت قبلاً اختراعش کرده! 08:41.680 --> 08:43.640 ‫خب، من دوباره اختراعش کردم. 08:45.920 --> 08:47.000 ‫با شروع کار، 08:47.200 --> 08:51.240 ‫آقای منفی‌باف حرفش رو پس گرفت. 08:52.360 --> 08:54.200 ‫اختراعش داره جواب میده! 08:55.800 --> 08:58.000 ‫ببین! 08:59.520 --> 09:03.080 ‫فقط واسه یه متر و نیم هم نه. تا ته. ‫ببین. 09:03.880 --> 09:06.400 ‫وای، خیلی ذوق دارم. 09:11.240 --> 09:14.120 ‫پس تونستیم گندم دوروم رو بکاریم. 09:15.480 --> 09:17.880 ‫بعد خبرهای خوب بیشتری به گوشمون رسید. 09:21.760 --> 09:24.400 ‫چون بالاخره یه کافه پیدا کردم. 09:25.600 --> 09:27.200 ‫تو جاده آچهله. 09:27.360 --> 09:30.640 ‫از نظر ترافیک مشکلی ایجاد نمی‌کنیم. 09:30.800 --> 09:31.800 ‫خب. 09:32.000 --> 09:34.280 ‫ولی قبل از پیشنهاد دادن، 09:34.480 --> 09:37.200 ‫حس کردم بهتره تایید لیسا رو بگیرم. 09:37.720 --> 09:40.480 ‫از کوچ اند هورسز گرون‌تره، 09:40.640 --> 09:44.880 ‫ولی ببینی می‌فهمی از اونجا بهتره. 09:45.400 --> 09:46.760 ‫سخت نیست، درسته؟ 09:46.960 --> 09:49.280 ‫آره، خب، بدم نمیاد یه سری چیزهاش ‫رو عوض کنم، 09:49.440 --> 09:52.280 ‫ولی فردا می‌تونی بری و کارهاش رو ‫شروع کنی. 09:52.920 --> 09:53.720 ‫واو! 09:53.880 --> 09:56.440 ‫- پس وقتمون رو تلف نمی‌کنه. ‫- صد در صد. 09:56.600 --> 09:58.240 ‫- و پولمون رو هم همینطور. ‫- آره. 09:58.400 --> 10:01.600 ‫بگذریم، تونستم سر یه قیمت به توافق برسم. 10:01.760 --> 10:04.360 ‫الان مونده جستجوی کارهای حقوقیش 10:04.520 --> 10:06.920 ‫و تحقیقات مربوط به خرید ملک. 10:07.240 --> 10:09.960 ‫پس قراره بخریمش. ‫ولی اول خواستم تو ببینیش، 10:10.320 --> 10:12.200 ‫بعد قرارداد امضا کنم. 10:12.880 --> 10:14.480 ‫- فکر خوبیه. ‫- آره. 10:14.640 --> 10:15.440 ‫ببین. 10:16.120 --> 10:18.320 ‫- رستوران ویندمیل. ‫- اوه، واو. 10:18.480 --> 10:22.040 ‫- جدی جدی تو جاده آچهله. ‫- آره. 10:22.200 --> 10:23.880 ‫یه دور برگردون شخصی داریم. 10:25.560 --> 10:28.160 ‫اینجا هم ورودیشه. 10:28.760 --> 10:31.440 ‫شبیه ورودی کاخ بالموراله. ‫ببین. 10:31.600 --> 10:34.400 ‫- تا حالا نرفتم. ‫- از وسط جنگل می‌گذری. 10:35.200 --> 10:37.080 ‫- چه درخت‌های قدیمی قشنگی. ‫- اینجا ورودیشه. 10:37.240 --> 10:40.360 ‫- اینجا پارکینگه. ‫- واو. 10:41.800 --> 10:45.080 ‫اینم از این. تادا! 10:46.640 --> 10:48.600 ‫- چه ساختمون سنگی قشنگی. ‫- آره. 10:49.480 --> 10:51.720 ‫- قشنگ نیست؟ ‫- ببینش. 10:52.320 --> 10:54.920 ‫حالا منظره رو باش. 10:55.120 --> 10:56.600 ‫فوق‌العاده‌ست. 10:57.400 --> 10:58.400 ‫چقدر قشنگه. 11:01.560 --> 11:04.280 ‫ملکش... کل اون بوته‌های اونجا 11:04.480 --> 11:05.880 ‫- بخشی از ملکه. ‫- جدی؟ 11:06.040 --> 11:07.400 ‫پس میشه کل اونجا. 11:07.600 --> 11:09.040 ‫- با اینجا. ‫- زیباست. 11:09.200 --> 11:11.160 ‫و تمام این جنگل مال ماست. 11:11.320 --> 11:12.440 ‫واو! 11:12.640 --> 11:16.440 ‫لیسا تحت تاثیر داخلش هم قرار گرفت. 11:22.720 --> 11:26.880 ‫اوه، خدای من. 11:27.760 --> 11:30.200 ‫به نظرم جستجومون به پایان رسید، نه؟ 11:30.400 --> 11:33.200 ‫واو! خیلی قشنگه. 11:33.360 --> 11:35.200 ‫تمام کافه‌هایی که گشتیم 11:35.360 --> 11:37.600 ‫سقف کوتاهی داشت. 11:37.800 --> 11:40.640 ‫حتی اندی کیتو هم اینجا راه بره ‫سرش نمی‌خوره به سقف. 11:40.840 --> 11:43.320 ‫میشه بیست و پنج هزارتا گربه ‫اینجا جا داد. 11:43.480 --> 11:45.040 ‫می‌دونم. خیلی گنده‌ست. 11:45.200 --> 11:46.800 ‫بخش غذاخوریش هم بزرگه. 11:47.000 --> 11:50.040 ‫درست مناسب کار ماست. 11:50.200 --> 11:52.440 ‫از بیرون زیاد بزرگ نیست. 11:52.640 --> 11:54.400 ‫- تازه اولشه. ‫- چقدر گنده‌ست! 11:54.560 --> 11:55.800 ‫وای خدا، پس تموم نشده! 11:57.400 --> 11:59.440 ‫واو! شبیه یه گالری بزرگه. 11:59.840 --> 12:01.440 ‫این قطعات اصیل رو ببین... 12:01.640 --> 12:02.440 ‫آره. 12:03.520 --> 12:05.480 ‫تیرک‌هاش از جنس درخت بلوطن. 12:05.680 --> 12:06.480 ‫عالیه. 12:07.040 --> 12:09.600 ‫حتی مبل مخصوص تراپی هم داره، 12:09.760 --> 12:11.920 ‫- که اگه روز بدی داشتی روش دراز بکشی! ‫- من اسمش رو گذاشتم مبل شزلون. 12:12.120 --> 12:14.080 ‫عالیه. 12:14.720 --> 12:17.440 ‫واو! این سنگفرش‌های قدیمی رو. 12:17.640 --> 12:19.360 ‫مال قرن پونزدهه. 12:20.120 --> 12:21.840 ‫میشه آشپزخونه‌ها رو نشونم بدی؟ 12:22.920 --> 12:24.760 ‫اینجا هم بزرگه! 12:25.480 --> 12:28.200 ‫- ابزارش تقریباً جدیدن. ‫- آره! 12:29.400 --> 12:31.840 ‫- با آشپزخونه پشتی. خوبه. ‫- آشپزخونه پشتی. 12:32.000 --> 12:33.120 ‫ماشین ظرفشویی هم داره. 12:33.280 --> 12:35.920 ‫ابزارش بدک نیست. 12:36.080 --> 12:38.880 ‫- کمتر از پنج سال سن دارن. ‫- عالیه. 12:39.040 --> 12:40.680 ‫نه، همه‌ش... 12:40.840 --> 12:42.360 ‫روی قیمت ملکه. 12:42.560 --> 12:46.160 ‫سیستم استخراجش خیلی گرونه. 12:46.320 --> 12:48.600 ‫- باریکلا! چه کشف خوبی! ‫- خیلی بهش افتخار می‌کنم. 12:48.760 --> 12:50.720 ‫خب، ما هزارتا کافه رو گشتیم. 12:50.920 --> 12:51.840 ‫می‌دونم. 12:52.920 --> 12:56.320 ‫بیرون یه سورپرایز دیگه در انتظار لیسا بود. 12:56.520 --> 12:58.640 ‫ببین، این پشت بنای فرعی داره. 12:58.840 --> 12:59.800 ‫می‌تونیم مغازه رو بیاریم اینجا. 12:59.960 --> 13:01.600 ‫به درد من می‌خوره. 13:02.640 --> 13:03.960 ‫اینجا عالیه. 13:05.000 --> 13:06.600 ‫صد در صد یه ایرادی داره، جرمی. 13:06.760 --> 13:07.800 ‫من که ایرادی پیدا نکردم. 13:07.960 --> 13:09.520 ‫یعنی وکیل‌ها هنوز دارن می‌گردن، ولی... 13:10.360 --> 13:11.200 ‫من چیزی پیدا نکردم. 13:11.360 --> 13:14.040 ‫دوستش دارم، جرمی. خرابش نکن. 13:15.840 --> 13:18.880 ‫با تشویق‌های زیبای لیسا، 13:19.040 --> 13:20.720 ‫برگشتیم به مزرعه. 13:21.280 --> 13:24.560 ‫و آخر روز، رفتیم به خوک‌ها سر بزنیم، 13:24.720 --> 13:28.400 ‫که یه دفعه تصمیم گرفته بودن درخت‌ها ‫رو داغون کنن. 13:29.120 --> 13:30.120 ‫ببین. 13:31.280 --> 13:33.120 ‫ببین چه گندی زدن. 13:33.320 --> 13:34.720 ‫- ببینش. ‫- چطوری اینجوری کردن؟ 13:34.920 --> 13:36.520 ‫تازه به نظر میاد. 13:37.240 --> 13:40.640 ‫چیکارش کنیم؟ این یکی داغون شده. 13:40.800 --> 13:43.080 ‫اوه، ببین... شیره‌ش رو ببین. داغون شده. 13:43.240 --> 13:45.280 ‫- کل شیره‌ش اومد بیرون. ‫- درخته نابود شد. 13:45.840 --> 13:47.000 ‫جرالد ناراحت میشه. 13:47.160 --> 13:49.800 ‫می‌دونم، جرالد شصت سال پیش این ‫درخت‌ها رو کاشته. 13:50.640 --> 13:51.960 ‫من فقط این پایین رو دیده بودم. 13:52.640 --> 13:54.240 ‫داغون شده، داغون شده، 13:54.800 --> 13:56.280 ‫- داغون شده، داغون شده، داغون شده. ‫- لعنتی. 13:57.040 --> 13:58.320 ‫به اینجاش فکر نکرده بودیم، نه؟ 13:58.520 --> 14:02.320 ‫نه. باید درباره استراتژی آوردن خوک‌ها ‫به جنگل تجدید نظر کنیم. 14:03.600 --> 14:05.440 ‫- اوه، پسرها اینجان. ‫- آره. 14:05.960 --> 14:08.760 ‫ببین، تازه دارن جوونه میزنن. ‫داره یکیشون رو می‌خوره. 14:09.200 --> 14:12.520 ‫راستش، دخترها بیشتر جنگل رو خراب ‫کردن تا پسرها. 14:12.680 --> 14:13.760 ‫شبیه دستشویی زنونه شده. 14:13.920 --> 14:16.240 ‫دستشویی زنونه همیشه از دستشویی مردونه کثیف‌تره. 14:16.400 --> 14:17.320 ‫از کجا می‌دونی؟ 14:17.920 --> 14:19.200 ‫خب، تو ذهنم کثیف‌تره. 14:19.360 --> 14:22.040 ‫وقتی عین حقیقت بیانش کنی، پس حقیقته. 14:23.160 --> 14:25.360 ‫بعد رسیدیم به بخش بچه خوک‌ها. 14:25.520 --> 14:27.760 ‫- اومدن. ‫- چقدر بزرگ شدن! 14:27.920 --> 14:31.080 ‫و خیلی سریع متوجه یه مشکل شدیم. 14:31.480 --> 14:32.440 ‫وایسا ببینم. 14:32.800 --> 14:33.600 ‫ببین. 14:33.760 --> 14:36.560 ‫- خدای من. ‫- چه کوچیکه! 14:36.720 --> 14:38.040 ‫چقدر کوچولوئه. 14:38.200 --> 14:39.560 ‫اوه، ببین! 14:40.160 --> 14:42.040 ‫چقدر نازه. 14:42.200 --> 14:43.160 ‫- ولی مطمئن نیستم... ‫- ببینش. 14:43.360 --> 14:45.080 ‫- ببینش. ‫- می‌دونم. 14:45.280 --> 14:46.560 ‫گوش‌های کوچولوش رو! 14:47.400 --> 14:48.800 ‫اسمش رو چی بذاریم؟ 14:49.000 --> 14:49.960 ‫ریچارد. 14:51.000 --> 14:51.800 ‫هم... 14:52.600 --> 14:54.080 ‫- پسره؟ ‫- ریچارد هم. 14:54.280 --> 14:55.840 ‫- این بهتره! ‫- کوچولوئه! 14:56.000 --> 14:58.120 ‫ریچارد کوچولو! به نظرم... 14:58.320 --> 15:00.280 ‫ببین، می‌خواد بین بقیه جا بیفته. ‫«منم می‌تونم برم پیش بقیه.» 15:00.840 --> 15:03.080 ‫- اون... ‫- «بلدم جا بیفتم. پا به پاشون برم.» 15:03.240 --> 15:04.320 ‫ببین، قایمکی داره میره جلو. 15:04.760 --> 15:06.720 ‫«آره، حالا که اومدم یه کم غذا بخورم. 15:07.440 --> 15:10.200 ‫بزن بریم، کسی حواسش نیست. ‫نه، من راحتم. 15:10.360 --> 15:12.520 ‫گشنه‌م نیست. نه، می‌خواستم برم اونجا.» 15:14.400 --> 15:16.280 ‫ولی خیلی نازه. 15:16.480 --> 15:18.000 ‫ریچارد هم اومد. 15:18.920 --> 15:19.720 ‫نه، الان میگه: 15:19.880 --> 15:21.440 ‫«اینجوری نکن. الان بقیه فکر می‌کنن من بچه‌م.» 15:21.600 --> 15:23.200 ‫عیب نداره. 15:26.720 --> 15:28.840 ‫ببین چقدر وحشی شد. 15:29.040 --> 15:30.440 ‫احتمالاً... 15:30.600 --> 15:33.720 ‫ریچارد هموند وقتی نوشیدنیش از دستش ‫میفته این شکلی میشه. 15:38.240 --> 15:42.200 ‫حالا لوس بازی به کنار، نگران بودیم ‫اگه بزرگ نشه، 15:42.680 --> 15:44.120 ‫براش قلدری کنن. 15:44.640 --> 15:46.040 ‫باید واقع‌بین باشیم. 15:46.200 --> 15:48.080 ‫بقیه دارن با سرعت درستی رشد می‌کنن. 15:48.240 --> 15:52.160 ‫اون یکی اگه کوچولو بمونه، 15:52.600 --> 15:53.960 ‫از طرف بقیه طرد میشه. 15:55.280 --> 15:56.680 ‫حالا ببینیم بقیه‌شون... 15:56.840 --> 15:59.360 ‫- تا کی اینجا هستن؟ ‫- یه مدتی هستن. 15:59.560 --> 16:01.960 ‫- ببینیم بزرگ میشه یا نه. ‫- باشه. 16:03.360 --> 16:04.160 ‫سنسا! 16:05.200 --> 16:06.000 ‫سنسا! 16:06.720 --> 16:08.440 ‫ببینید وقتی تنهاست چقدر حرف گوش کنه. 16:08.600 --> 16:09.680 ‫حاضرین؟ ببینین. 16:10.120 --> 16:11.400 ‫سگ خوب، سگ خوب. 16:11.560 --> 16:12.400 ‫و بشین. 16:13.000 --> 16:13.800 ‫بشین. 16:15.440 --> 16:16.240 ‫بمون. 16:23.080 --> 16:23.920 ‫- بمون، بمون. ‫- جرمی؟ 16:24.080 --> 16:26.680 ‫وایسا، وسط یه کار مهمم... بشین. 16:27.440 --> 16:28.240 ‫بمون. 16:30.280 --> 16:31.080 ‫بیا اینجا. 16:31.560 --> 16:32.880 ‫بیا دنبالم. 16:42.800 --> 16:44.280 ‫درست زد جای حساس. 16:45.400 --> 16:46.720 ‫می‌خوای دراز بکشی؟ 16:46.920 --> 16:49.080 ‫اوه. دیدی درد چطوری... 16:49.240 --> 16:51.160 ‫البته تو درک نمی‌کنی، ولی مستقیم میره بالا. 16:52.360 --> 16:54.440 ‫آره، منم هر وقت دل درد می‌گیرم ‫تجربه‌ش می‌کنم. 16:54.880 --> 16:56.000 ‫ما زن‌ها باهاش کنار میایم. 17:01.960 --> 17:04.560 ‫وقتی داشتم بهتر می‌شدم... 17:09.600 --> 17:11.680 ‫ماه مه از راه رسید. 17:26.040 --> 17:28.560 ‫یعنی وقتش بود که من و کیلب 17:28.760 --> 17:33.240 ‫بریم ببینیم جی‌اس۴ بالاخره رشد کرده یا نه. 17:40.120 --> 17:42.520 ‫به صورت واقع‌بینانه اگه رشد نکرده باشه، 17:42.840 --> 17:45.200 ‫- و چارلی مطمئنه که رشد نکرده... ‫- نه، آره، من... 17:45.400 --> 17:47.880 ‫متاسفانه مطمئنم رشد نکرده، رفیق. 17:48.440 --> 17:51.080 ‫یعنی به شکل اعصاب خرد کنی مجبور بودم ‫بذر بیشتر بخرم 17:51.240 --> 17:53.480 ‫و دوباره بکارم. 17:53.640 --> 17:56.240 ‫ولی یه نکته مثبتی وجود داشت. 17:56.440 --> 17:58.200 ‫هی! اگه قراره بذرپاشی کنیم 17:58.360 --> 18:00.400 ‫- می‌تونم از سیستم مسیریاب جدیدم استفاده کنم. ‫- آره. 18:00.600 --> 18:01.840 ‫یعنی با سیستم مسیریاب نیازی 18:02.040 --> 18:03.320 ‫- به نشانه‌گذار نداریم، نه؟ ‫- نه. 18:04.560 --> 18:08.160 ‫مسیریاب لامبورگینی من رو تو خط ‫مستقیمی 18:08.320 --> 18:09.760 ‫تو زمین راهنمایی می‌کرد. 18:10.240 --> 18:13.360 ‫و البته، با ترکیب دانش من از موتورها 18:13.520 --> 18:15.280 ‫و دانش کیلب درباره کشاورزی 18:15.440 --> 18:18.440 ‫یعنی تونستیم خیلی سریع راه بندازیمش. 18:18.640 --> 18:20.160 ‫- درسته. ‫- درسته، اینم از این: سیستم مسیریاب. 18:20.920 --> 18:22.240 ‫سرعت و موقعیت؟ 18:22.400 --> 18:23.600 ‫آره، روش کلیک کن. 18:24.000 --> 18:24.800 ‫ام... 18:29.640 --> 18:30.560 ‫فعال شو. 18:31.040 --> 18:32.040 ‫چرا...؟ 18:32.760 --> 18:34.480 ‫- فعال نشد. ‫- نه. 18:34.920 --> 18:37.320 ‫کلید اصلی غیرفعاله. ‫همه چی غیرفعاله. 18:37.360 --> 18:38.280 ‫و فعال نمیشه. 18:38.440 --> 18:40.040 ‫کسی نیست بتونیم بهش زنگ بزنیم؟ 18:42.640 --> 18:43.840 ‫- الو؟ ‫- سلام، رفیق، منم کیلب. 18:44.400 --> 18:47.400 ‫می‌خوام سیستم جی‌پی‌اس رو راه بندازم. 18:47.560 --> 18:49.160 ‫همه چی نوشته «غیرفعال.» 18:49.360 --> 18:50.320 ‫بالای صفحه، 18:50.480 --> 18:52.240 ‫یه سری علامت کوچولو هستن. 18:52.440 --> 18:54.480 ‫- خب؟ ‫- درست بالای صفحه. 18:55.520 --> 18:56.960 ‫خوب شد من خلبان جنگی نیستم. 18:57.120 --> 18:59.240 ‫نقطه سبز. آره، درسته، حله. 19:00.640 --> 19:02.000 ‫هشدار حرکت یواش. 19:02.160 --> 19:05.000 ‫«کلید را فعال کنید.» کدوم کلید؟ 19:05.200 --> 19:06.800 ‫دکمه یا کلید الکتریکی؟ 19:07.480 --> 19:09.480 ‫زود بزنش. نگهش دار. 19:09.680 --> 19:11.080 ‫نگهش دار. 19:11.800 --> 19:13.360 ‫باید یه جور دیگه فشارش بدم؟ 19:13.560 --> 19:15.880 ‫چون الان علامت مثبت رو فشار دادم. 19:16.520 --> 19:17.720 ‫- علامت مثبت؟ ‫- آره. 19:18.120 --> 19:20.960 ‫ولی باید سمت شیشه ماشین باشه. 19:21.120 --> 19:24.000 ‫سمت شیشه ماشین؟ 19:24.480 --> 19:27.680 ‫[بیست و پنج دقیقه بعد] 19:28.200 --> 19:30.840 ‫- میشه گوشی رو بدی من؟ ‫- بفرما. 19:31.000 --> 19:32.080 ‫ببخشید، رفیق، منم جرمی. 19:32.280 --> 19:33.720 ‫یه دکمه آبی هست. 19:33.880 --> 19:37.240 ‫روی یکیش فرمونه و کنارش علامت رعد و برقه. 19:37.600 --> 19:40.720 ‫یکیش روش علامت فرمونه با علامت رعد و برقی ‫که یه خط از وسطش رد شده. 19:41.280 --> 19:42.160 ‫اون منبع تغذیه 19:42.320 --> 19:44.960 ‫فرمون الکتریکیه که وظیفه‌ش چرخیدنه. 19:45.120 --> 19:46.120 ‫شما الان 19:46.320 --> 19:49.760 ‫دارین واحد مداری الکتریکی زیر ‫صفحه رو روشن می‌کنین. 19:49.920 --> 19:51.880 ‫وقتی میزنین روی دکمه خودکار روی صفحه 19:52.080 --> 19:54.440 ‫و بهتون میگه، «کنترل‌گر فرمان شناسایی شد،» 19:54.600 --> 19:56.720 ‫کنترل‌گر فرمون رو شناسایی نمی‌کنه. 19:56.880 --> 19:58.960 ‫میانگین سن یه کشاورز شصت و دو ساله. 19:59.120 --> 20:01.480 ‫چطوری این چیزها رو یادشون میدین؟ 20:01.680 --> 20:03.800 ‫میگه یه دکمه رو فعال کنیم. 20:04.400 --> 20:07.200 ‫باید یه دکمه دیگه باشه. 20:07.400 --> 20:08.800 ‫متاسفانه نیست. 20:08.960 --> 20:11.120 ‫ام، انگار یه مشکلی پیش اومده. 20:11.280 --> 20:13.440 ‫- مشکلی پیش اومده؟ ‫- آره. 20:13.640 --> 20:15.640 ‫الان تا وقتی کسی نیاد و ماشین رو نبینه 20:15.800 --> 20:17.880 ‫کاری از دستمون برنمیاد. 20:18.080 --> 20:19.800 ‫دلم می‌خواست سیستم مسیریابی رو ‫امتحان کنم. 20:19.960 --> 20:21.400 ‫آره. باشه. 20:23.240 --> 20:25.040 ‫حالا که سیستم مسیریاب به درد نخور از آب دراومد، 20:25.240 --> 20:29.480 ‫مجبور شدیم برگردیم به دوران قدیم و از نشانه‌گذار ‫رنگی من استفاده کنیم. 20:31.200 --> 20:33.680 ‫خب، برو، جرمی. 20:35.280 --> 20:36.600 ‫سیزده کیلومتر در ساعت. 20:38.840 --> 20:39.960 ‫لعنتی، این که همه‌ش نه کیلومتره. 20:40.120 --> 20:42.920 ‫لعنتی. محدودیت سرعت روشنه. 20:44.040 --> 20:47.280 ‫اگه دکمه محدودیت سرعت رو خاموش کنم چی؟ 20:47.440 --> 20:48.320 ‫منظورت چیه؟ 20:48.480 --> 20:51.520 ‫خب، نمی‌ذاره تندتر برونم. 20:51.720 --> 20:54.520 ‫اگه دسته رو ببری جلو چی؟ 20:55.240 --> 20:56.640 ‫نه، هیچی نشد. 20:58.040 --> 21:00.600 ‫به نظرم این تراکتور... 21:01.720 --> 21:04.240 ‫به شدت پیچیده‌ست. 21:06.280 --> 21:08.120 ‫یه چیزی روی بذرپاشه. 21:08.280 --> 21:09.800 ‫از اینجا که من نگاه می‌کنم، 21:09.960 --> 21:13.000 ‫لاستیک بذرپاشت پنچره، رفیق. 21:23.520 --> 21:24.560 ‫- صاف شده. ‫- جدی؟ 21:24.720 --> 21:25.520 ‫آره. 21:26.440 --> 21:29.280 ‫نظرت چیه برم بخوابم و امروز رو ‫بیخیال بشم و بگم: 21:29.440 --> 21:30.960 ‫«خیلی خب، امروز اصلاً اتفاق نیفتاد.» 21:32.440 --> 21:35.120 ‫با توجه به اینکه لاستیک کوئیک فیت از پس ‫این کار برنیومد، 21:35.280 --> 21:39.880 ‫مجبور شدم برگردم به محوطه و سعی کنم ‫خودم لاستیک رو دربیارم. 21:45.520 --> 21:47.440 ‫خب، آچار نمیره داخل. 21:51.720 --> 21:52.960 ‫چطوری... 21:53.480 --> 21:54.320 ‫درسته. 21:54.480 --> 21:56.880 ‫خب. اوه، هندل هم نمیره داخل. 21:57.040 --> 21:59.120 ‫از بس لاستیکش کوچیکه هندل نمیره تو. 22:01.480 --> 22:02.960 ‫درسته. 22:04.160 --> 22:05.880 ‫خب، عوضی کوچولو. 22:09.080 --> 22:11.320 ‫اوه، من نمی‌تونم. گردنم. لعنتی. 22:17.200 --> 22:19.720 ‫وایسا. یه چیزی ازش اومده بیرون. 22:27.160 --> 22:28.480 ‫ای بابا. 22:29.160 --> 22:33.280 ‫از کار عملی متنفرم. به خدا. 22:34.400 --> 22:35.200 ‫اوه. 22:36.080 --> 22:36.920 ‫داره می‌چرخه؟ 22:40.000 --> 22:41.080 ‫داره می‌چرخه. 22:41.280 --> 22:42.520 ‫باورم نمیشه! 22:42.720 --> 22:44.360 ‫چطوری موفق شدم؟ 22:50.080 --> 22:51.080 ‫- حله؟ ‫- پسر! 22:51.280 --> 22:54.720 ‫کیلب لاستیک رو برد سمت یه ظرف آب 22:54.880 --> 22:57.480 ‫که ببینه از کجا پنچر شده. 22:57.840 --> 22:59.280 ‫سطل رو پر کردم. 23:00.760 --> 23:02.080 ‫ای خدا. 23:03.280 --> 23:04.800 ‫- چیه؟ ‫- سطل رو پر کردیم، 23:05.000 --> 23:07.680 ‫لاستیک رو هل دادم، خورد به سطل ‫و آبش ریخت بیرون. 23:07.840 --> 23:09.520 ‫شوخی می‌کنی؟ 23:09.720 --> 23:11.760 ‫- امروز معلوم هست چه خبره؟ ‫- امروز روز بدشانسی ماست. 23:13.360 --> 23:14.680 ‫باورم نمیشه! 23:17.040 --> 23:19.800 ‫امروز همه چی داره ساز مخالف میزنه. 23:22.560 --> 23:24.280 ‫وقتی نشتی رو پیدا کردیم، 23:24.440 --> 23:27.000 ‫سوراخش رو تعمیر کردیم و برگشتیم به زمین، 23:27.680 --> 23:29.760 ‫ظهر شده بود. 23:30.720 --> 23:34.240 ‫ولی حداقل بالاخره می‌تونستیم کاشت رو ‫شروع کنیم. 23:34.960 --> 23:36.880 ‫من دارم میرم. رفتم. 23:44.080 --> 23:45.800 ‫این دیگه چی بود؟ 23:49.200 --> 23:51.440 ‫ترمز دستی روشنه؟ 23:56.360 --> 23:57.920 ‫چی رو فشار دادم؟ 23:59.080 --> 24:00.440 ‫من که به هیچی دست نزدم. 24:01.440 --> 24:03.160 ‫چی شد؟ 24:04.120 --> 24:05.320 ‫چه خبره؟ 24:05.520 --> 24:07.840 ‫اوه، لعنتی. 24:08.840 --> 24:09.720 ‫لعنتی. 24:10.360 --> 24:11.880 ‫انگار یه مشکل هزینه‌بردار رو دستته. 24:12.080 --> 24:13.200 ‫بدبخت شدیم. 24:13.360 --> 24:14.400 ‫- این... ‫- اوه، ببین کی اینجاست. 24:14.560 --> 24:16.520 ‫اوه، هنوز تراکتور رو ندیده، نه؟ 24:16.720 --> 24:17.960 ‫- وای خدا، عالی شد. ‫- آره. 24:18.120 --> 24:20.560 ‫تراکتور رو ببینه از عصبانیت می‌ترکه. 24:20.720 --> 24:22.280 ‫بهش میگم چیزیش نشده. 24:23.240 --> 24:24.120 ‫سلام. 24:24.600 --> 24:25.680 ‫خوبی، چارلی؟ 24:26.160 --> 24:27.080 ‫خوبی؟ 24:28.760 --> 24:30.040 ‫این چیه؟ 24:30.240 --> 24:31.040 ‫تراکتور جدیدم. 24:32.160 --> 24:33.720 ‫خب، وقتی میگم تراکتور جدیدم... 24:33.920 --> 24:36.320 ‫نه، نه، اصلاً چرا خریدیش؟ ‫بیخیال اینکه... 24:36.480 --> 24:38.240 ‫اون نقره‌ایه یه سره خراب میشد. 24:38.400 --> 24:40.080 ‫این جدیده رو خریدم، 24:40.240 --> 24:42.680 ‫که خیلی قوی‌تر و بزرگتره. 24:42.880 --> 24:43.840 ‫و حدس بزن چی شد؟ 24:44.400 --> 24:45.360 ‫خراب شده. 24:46.000 --> 24:47.600 ‫فکر کنم جعبه دنده‌ش داغون شده. 24:48.640 --> 24:49.600 ‫ولی... 24:50.160 --> 24:53.080 ‫خیلی خب، پس خریدیش؟ 24:53.280 --> 24:54.520 ‫- چند ساعت کار کرده؟ ‫- پونصد ساعت. 24:54.680 --> 24:56.960 ‫- سه هزار. ‫- یعنی سه هزار ساعت. 24:57.160 --> 24:59.360 ‫ولی نشنیدی چند خریدمش که. 24:59.560 --> 25:02.680 ‫حدس بزن یه ماشین با اسب بخار سیصد و چهل ‫چقدر می‌ارزه. 25:02.840 --> 25:05.760 ‫سیصد و چهل اسب بخار داره، با جی‌پی‌اس ‫و همه چی. 25:05.920 --> 25:07.360 ‫به نظرت چند خریدتش؟ 25:08.600 --> 25:10.560 ‫از بس می‌ترسم تصمیمت رو توجیه کنم 25:10.720 --> 25:13.080 ‫که دلم نمی‌خواد درباره‌ش باهاتون صحبت کنم. 25:13.240 --> 25:15.200 ‫- هشتاد هزار پوند. ‫- گرونه. 25:15.400 --> 25:17.800 ‫- چی؟ ‫- حقیقت اینه که 25:18.000 --> 25:20.480 ‫با این پولی که دادی می‌تونستی ماشین بهتری بخری. 25:20.640 --> 25:22.520 ‫دست بردار، عالی به نظر میاد. 25:23.000 --> 25:24.760 ‫نه، نمیاد. 25:24.960 --> 25:26.120 ‫ما می‌خوایم یه مزرعه پر بازده داشته باشیم. 25:26.280 --> 25:29.720 ‫آره، نه. تو رو خدا اجازه بده تراکتوری ‫که دوست دارم زیر دستم باشه. 25:29.880 --> 25:30.680 ‫خواهش می‌کنم. 25:31.640 --> 25:33.480 ‫خب، چاره‌ای ندارم. خریدیش دیگه. 25:33.640 --> 25:36.680 ‫بگذریم، مشکل اینه که انگار 25:37.240 --> 25:39.720 ‫اکسل پشتی پر شن شده 25:40.160 --> 25:43.400 ‫و تو موتور هم پر سنگه. 25:43.600 --> 25:45.000 ‫با چه گارانتی خریدیش؟ 25:45.160 --> 25:46.400 ‫گارانتی نداره. ‫دست دومه، رفیق. 25:46.560 --> 25:47.680 ‫- دست دومه. ‫- تولید سال ۲۰۱۶ـه. 25:47.840 --> 25:50.560 ‫با تراکتور دست دوم هم میشه گارانتی گرفت. ‫خودت که می‌دونی، کیلب. 25:50.720 --> 25:52.760 ‫آره، می‌دونم. از من نپرسید که! 25:52.960 --> 25:54.440 ‫الان منم تو دردسر انداختی. 25:54.600 --> 25:56.360 ‫گفتی تراکتور خوبیه. 25:56.520 --> 25:57.960 ‫خب برای قیمتش خوبه. 25:58.160 --> 26:01.160 ‫نسبت به قبلی که اسب بخارش دویست و هفتاد بود، ‫این سیصد و چهله. 26:01.360 --> 26:04.360 ‫- اسب بخار سیصد و چهل می‌خوایم چیکار. ‫- موافقم. من طرف توام. 26:05.160 --> 26:07.680 ‫من طرف توام. آره، تراکتور آشغالیه. 26:07.880 --> 26:09.960 ‫- نیست. ‫- درسته برندش لامبورگینیه، 26:10.120 --> 26:11.360 ‫ولی خیلی داغونه. 26:11.520 --> 26:14.240 ‫- اونوقت باید سر تعمیرش... ‫- خرابه دیگه. داغون نیست. 26:24.160 --> 26:28.520 ‫تا وقتی مکانیک نیاد تراکتورم خرابه. 26:29.920 --> 26:34.200 ‫ولی چیزی که چارلی رو تحت تاثیر قرار داد ‫کافه‌ای بود که قرار بود بخرم. 26:35.320 --> 26:36.920 ‫خوبه، نه؟ 26:38.200 --> 26:40.160 ‫و حین بازدید بچه‌های دیدلی اسکوات، 26:40.360 --> 26:42.880 ‫کیلب هم عاشقش شد. 26:44.080 --> 26:46.240 ‫خوشگل‌ترین کافه‌ایه که تا حالا دیدم. 26:46.400 --> 26:48.840 ‫تو که مشتری ثابت کافه رد لاین تو چیپی هستی! 26:50.680 --> 26:52.680 ‫- طبقه بالا هم داره؟ برم بالا؟ ‫- آره. 26:52.960 --> 26:54.840 ‫عالیه. 26:55.040 --> 26:56.720 ‫این چرخ گاری قدیمیه، نه؟ 26:57.120 --> 26:58.600 ‫- ببینش. ‫- یه چرخ گاری قدیمیه. 26:58.760 --> 27:00.520 ‫- چرخ گاریه. ‫- ببین! 27:00.680 --> 27:01.480 ‫عاشق چرخ گاری هستم. 27:01.640 --> 27:04.040 ‫و می‌تونیم مدال برنز اسب بگیریم ‫و کارمون رو شروع کنیم. 27:04.640 --> 27:06.800 ‫میشه اینجا تخته دارت بذاریم؟ 27:06.960 --> 27:08.760 ‫تام هنکس رو تو فیلم «بزرگ» یادته؟ 27:08.920 --> 27:10.480 ‫ترامپولینت رو کجا بذارم؟ 27:11.520 --> 27:13.560 ‫اون شب تو کافه محل خودمون، 27:13.720 --> 27:17.120 ‫گفتم وقتی کافه رو خریدم می‌خوام باهاش 27:17.720 --> 27:18.880 ‫چیکار کنم. 27:21.000 --> 27:22.320 ‫طبقه بالاش رو دیدین دیگه؟ 27:23.080 --> 27:25.240 ‫می‌خوام اونجا یه باشگاه کشاورزها تشکیل بدم. 27:25.400 --> 27:26.200 ‫فکر خوبیه. 27:26.360 --> 27:28.240 ‫چون می‌دونین، ما اومدیم اینجا، 27:28.400 --> 27:29.960 ‫و با کشاورزها جلسه گذاشتیم؟ 27:30.120 --> 27:32.760 ‫گفتی به صورت عادی تو خونه جلسه می‌ذارن. 27:32.920 --> 27:34.920 ‫- آره. یا تو دفتر می‌شینن. ‫- می‌دونی، غصه می‌خورن. 27:35.120 --> 27:36.160 ‫نگرانن، آره. 27:36.600 --> 27:39.040 ‫ولی چون اومدیم کافه و نوشیدنی گرفتیم، 27:39.240 --> 27:42.520 ‫جای نگرانی درباره مشکلاتمون نشستیم خندیدیم. 27:43.080 --> 27:46.360 ‫و یه فکری به سرم زد. اگه تو بخش سمت راست 27:47.760 --> 27:50.520 ‫طبقه بالا باشگاه کشاورزها تشکیل بدیم، 27:51.160 --> 27:54.240 ‫و می‌تونی تخته دارت، میز بیلیارد 27:54.400 --> 27:56.480 ‫و رستوران کشاورزها بذاری اون بالا... 27:56.640 --> 27:58.960 ‫میشه... میشه من بشم رهبر تیم دارت؟ 27:59.120 --> 28:01.040 ‫- آره. ‫- ایول! 28:01.240 --> 28:02.840 ‫- میشه منم عضو تیم دارتت بشم؟ ‫- نه. 28:03.560 --> 28:07.320 ‫بگذریم، فکرم اینه که: برو بالا و یه ‫لیوان نوشیدنی مجانی بهت میدیم. 28:07.760 --> 28:10.800 ‫و می‌تونی بشینی با بقیه کشاورزها ‫درباره مشکلاتت صحبت کنی. 28:10.960 --> 28:11.960 ‫فکر خیلی خوبیه. 28:12.880 --> 28:13.680 ‫فکر خوبیه؟ 28:13.880 --> 28:14.680 ‫آره. 28:14.840 --> 28:16.560 ‫اجازه داری نوشیدنی مجانی بدی؟ 28:16.720 --> 28:19.480 ‫مطمئن بودم قراره مخالفت کنی. 28:20.280 --> 28:23.120 ‫تحقیق کردم. نه، اجازه نداریم ‫نوشیدنی مجانی بدیم. 28:23.320 --> 28:25.840 ‫ولی از خدامه برم دادگاه و بابتش ‫جریمه بشم. 28:26.520 --> 28:28.440 ‫درباره اینکه کی کشاورزه شک و شبهه‌ای ‫وجود داره؟ 28:28.600 --> 28:30.520 ‫آره. یه نفر چند روز پیش همین رو گفت. 28:30.680 --> 28:32.840 ‫«از کجا قراره بفهمی یه نفر کشاورزه؟» 28:33.040 --> 28:35.560 ‫اگه کسی مشکوک بود می‌پرسیم، «گلیفوسات چیه؟» 28:35.760 --> 28:38.040 ‫- و اگه ندونن! ‫- اگه ندونن! 28:38.760 --> 28:42.400 ‫اگه بگن: «نمی‌دونم.» ‫«تو کشاورز نیستی. برو بیرون.» 28:42.600 --> 28:44.840 ‫اگه کشاورزهایی که میان 28:45.000 --> 28:50.120 ‫چکمه‌شون کثیف باشه و فقط بادوم‌زمینی ‫بخورن چی؟ 28:50.440 --> 28:52.240 ‫- می‌دونی چی میگم؟ ‫- اتفاقاً همین کار رو بکن. 28:52.440 --> 28:54.080 ‫همه جا یکی دو هفته‌ای کثیف میشه، نه؟ 28:54.280 --> 28:56.120 ‫ما کشاورزهای جوون یه بار رفتیم کافه، 28:56.280 --> 28:58.080 ‫مجبورمون کردن همون بیرون کفشمون رو دربیاریم. 28:58.240 --> 28:59.520 ‫- جدی؟ ‫- آره. ما هم باید همین کار رو بکنیم. 28:59.680 --> 29:01.840 ‫- ناراحت نمیشین؟ ‫- نه. درک می‌کنیم. 29:04.040 --> 29:06.920 ‫اوه، در ضمن، بساط باربیکیو رو برمی‌گردونیم. 29:07.080 --> 29:09.080 ‫عالیه. عاشق کبابم. 29:09.240 --> 29:10.200 ‫خوبه، هیچی بهتر از... 29:10.360 --> 29:12.840 ‫میشه یه کباب واقعی، از کشاورزهای واقعی. 29:13.000 --> 29:15.640 ‫قبلاً بیرون ویندمیل نوشته بود، 29:15.800 --> 29:19.800 ‫نوشته بود: «احتمالاً بهترین کبابی آکسفوردشیر.» 29:20.000 --> 29:23.600 ‫بوقلمونشون اندازه این تپل بود. می‌دونی چی میگم؟ 29:26.800 --> 29:28.400 ‫نخندین. 29:30.520 --> 29:33.720 ‫یه بار یک کیلو استیک خوردم و واسه‌ش ‫تی‌شرت جایزه گرفتم. 29:34.320 --> 29:35.760 ‫- اوه، ما هم باید همچین کاری بکنیم! ‫- یک کیلو استیک؟ 29:35.920 --> 29:37.560 ‫ما هم باید چالش غذا بذاریم. 29:37.720 --> 29:39.920 ‫- نه بابا. ‫- ارزش 29:40.120 --> 29:43.280 ‫داره که یه مراسم برگزار کنیم، ‫یه آدم سالم بیاد... 29:43.480 --> 29:45.800 ‫- یعنی چی؟ این چه ایده‌ایه؟ ‫- لعنتی! 29:45.960 --> 29:46.800 ‫نه، چون... 29:46.960 --> 29:48.320 ‫گند زدی به حالم! 29:48.480 --> 29:50.360 ‫نه، نمی‌خوام یه آدم سالم بیاد. 29:50.560 --> 29:52.240 ‫میاد و یه دفعه... 29:52.400 --> 29:55.720 ‫یعنی چی؟ اونوقت به کشاورزهای محلی ‫بگم: «بیاید به این کافه باحال 29:55.920 --> 29:58.600 ‫- که درباره سلامتی و امنیت صحبت کنیم؟» ‫- نه، یه کافه عادی... 30:03.760 --> 30:05.800 ‫در دنیای خوک‌ها، وقتش بود 30:05.960 --> 30:08.800 ‫که یه گروه دیگه رو بفرستیم قصابی بشن. 30:09.000 --> 30:12.120 ‫پس در یک صبح زیبای بهاری، 30:12.320 --> 30:13.720 ‫با کیلب رفتیم جنگل 30:13.880 --> 30:16.920 ‫که برای انتقال بعدی انتخابشون کنیم. 30:18.520 --> 30:20.360 ‫هی، نظرت درباره کلاهم چیه؟ 30:20.920 --> 30:22.960 ‫- کشتی هورنت؟ ‫- آره. 30:23.120 --> 30:24.680 ‫- چی هست؟ ‫- آپولو یازده. 30:25.240 --> 30:26.480 ‫- چی؟ ‫- آپولو یازده. 30:26.640 --> 30:29.000 ‫- آپولو؟ ‫- می‌دونی چیه دیگه. 30:29.200 --> 30:31.200 ‫- چیه؟ هواپیما؟ ‫- نه. 30:33.600 --> 30:35.720 ‫تو رو خدا بگو که می‌دونی آپولو یازده چیه. 30:35.880 --> 30:36.760 ‫گروه موسیقی؟ 30:39.760 --> 30:41.600 ‫تا حالا اسم نیل آرمسترانگ رو شنیدی؟ 30:42.000 --> 30:43.800 ‫- بازیگره؟ ‫- نه. 30:43.960 --> 30:45.440 ‫اولین مردیه که رفت ماه. 30:45.640 --> 30:47.520 ‫ولی با آپولو یازده رفت. 30:48.000 --> 30:49.960 ‫- سفینه فضایی. ‫- سفینه فضاییه؟ درسته. 30:50.120 --> 30:51.640 ‫آره. و سفینه 30:52.560 --> 30:54.320 ‫- تو دریا فرود اومد. ‫- اوهوم. 30:54.480 --> 30:56.160 ‫و بعدش یه هلیکوپتر 30:56.920 --> 31:00.920 ‫از کشتی هورنت که مخصوص حمل ‫هواپیما بود رفت دنبالشون. 31:01.080 --> 31:01.880 ‫خب. 31:02.040 --> 31:06.480 ‫و این کلاه رو برای یادبودش معرفی کردن. 31:06.640 --> 31:08.200 ‫- برای برگشتشون به زمین. ‫- خب. 31:08.600 --> 31:11.680 ‫و وودی هرلسون شنبه شب گذشته دادش به من. 31:11.840 --> 31:13.720 ‫- کی؟ ‫- وودی هرلسون. 31:14.000 --> 31:15.680 ‫اون رو که... اوه، کیلب. 31:18.480 --> 31:21.040 ‫- می‌خوای غذا بذاری اونجا؟ ‫- آره. 31:21.240 --> 31:23.360 ‫سعی می‌کنم با غذا دادن بهشون ‫بیارمشون داخل. 31:23.560 --> 31:24.800 ‫بدویید، خوک‌ها! 31:26.440 --> 31:28.000 ‫یالا، خوک‌ها! 31:28.560 --> 31:30.200 ‫خوک‌ها! بدویید! 31:30.960 --> 31:32.920 ‫- بدویید، خوک‌ها! زود باشید! ‫- برید تو. 31:34.240 --> 31:35.400 ‫یکی دیگه! 31:35.600 --> 31:38.000 ‫جرمی، در رو ببند! در رو ببند! 31:39.200 --> 31:40.640 ‫باشه، لری گریسون. 31:41.160 --> 31:43.480 ‫دو، چهار، شش، هشت، ده، یازده. 31:43.640 --> 31:45.440 ‫آخ، لعنتی! 31:46.440 --> 31:49.320 ‫لعنتی! 31:49.520 --> 31:50.840 ‫عجب درخت رو اعصابیه. 31:51.000 --> 31:53.680 ‫اه! اه! اه! 31:54.360 --> 31:57.000 ‫میشه یه نفر در رو... اه! 31:57.200 --> 32:00.960 ‫درسته، یازده‌تا خوک داریم... ‫و کیلب. 32:01.600 --> 32:04.120 ‫پایینی رو باز نکنی. اه! لعنتی! 32:04.640 --> 32:06.800 ‫نکن! اه! 32:07.400 --> 32:11.240 ‫قبل رفتن، کیلب رو به ریچارد هم معرفی کردم. 32:11.440 --> 32:13.280 ‫ریچارد؟ بیا بیرون. 32:13.440 --> 32:17.840 ‫می‌خواستم ببینم اندازه کوچیکش ‫دل کسی رو براش می‌سوزونه یا نه. 32:18.160 --> 32:19.200 ‫ایناها، ببینش. 32:19.360 --> 32:20.160 ‫ای وای. 32:20.880 --> 32:22.320 ‫لعنتی. 32:22.760 --> 32:23.640 ‫ببینش. 32:24.280 --> 32:26.120 ‫معلومه یه مرگیش هست. 32:26.280 --> 32:29.080 ‫خب، ببینش، یه بچه خوکه. 32:29.240 --> 32:31.120 ‫- تا حالا همچین چیزی ندیده بودم. ‫- تا حالا ندیده بودی؟ 32:31.320 --> 32:32.960 ‫- تا حالا... ‫- تا حالا همچین خوک کوچیکی ندیده بودی؟ 32:33.160 --> 32:34.600 ‫نه. بزرگ نشده. 32:35.720 --> 32:37.480 ‫به نظرت بزرگ میشه یا... 32:37.640 --> 32:40.720 ‫نه، به نظرم ریزه میزه می‌مونه. ‫فقط یه کوچولو رشد می‌کنه. 32:42.200 --> 32:45.720 ‫به نظرت از قصد کوچیک مونده که نکشیمش؟ 32:47.320 --> 32:49.680 ‫- چون دو راهی جالبیه. ‫- آره. 32:49.840 --> 32:53.120 ‫نگه داشتنش هزینه‌برداره. ‫چون باید بهش غذا بدیم. 32:53.320 --> 32:54.880 ‫راستش بیشتر از بقیه هم غذا می‌خوره. 32:55.040 --> 32:57.520 ‫بهش جیره ویژه میدیم. 32:57.680 --> 33:00.280 ‫- و کشتنش هم گرونه. ‫- آره. 33:00.680 --> 33:03.160 ‫برای قصابی شدنش باید سی پوند پول بدیم. 33:03.320 --> 33:04.320 ‫بعد ازش چهارتا سوسیس بیشتر نمی‌سازن! 33:04.480 --> 33:05.560 ‫آره، دقیقاً. 33:06.360 --> 33:07.400 ‫نباید نگهش داریم. 33:07.880 --> 33:09.520 ‫خب چیکارش کنیم؟ نمی‌تونیم بکشیمش که. 33:09.680 --> 33:11.000 ‫اگه قراره نگهش داری باید ببریش دکتر. 33:11.160 --> 33:13.040 ‫- بهتره جلوی بچه‌دار شدنش رو بگیری. ‫- آره. 33:13.200 --> 33:15.400 ‫می‌دونی چطوری این کار رو می‌کنن؟ ‫تا حالا دیدی؟ 33:16.400 --> 33:18.000 ‫من یه بار تو یه مزرعه کار می‌کردم. 33:18.200 --> 33:19.720 ‫یه خوکی داشتیم. ‫گفت، «کیلب، نگهش دار. 33:19.880 --> 33:22.280 ‫قراره جراحیش کنیم.» ‫گفتم: «باشه.» 33:22.440 --> 33:24.160 ‫خوک رو نگه داشتم. ‫بهش داروی بیهوشی دادن. 33:24.320 --> 33:25.440 ‫پنج دقیقه صبر کردیم. 33:25.600 --> 33:27.800 ‫«خیلی خب، بیارش بالا.» ‫اینجوری آوردمش بالا. 33:28.240 --> 33:30.360 ‫پشتش به من بود، شکمش رو به جلو. 33:30.520 --> 33:31.560 ‫طرف چاقو برداشت. 33:32.280 --> 33:34.440 ‫دو تا برش کوچیک زد، 33:34.640 --> 33:35.440 ‫می‌دونی، روی بدنش. 33:35.600 --> 33:37.080 ‫- تو جایی که لازمه؟ ‫- آره. 33:37.240 --> 33:39.320 ‫حدس بزن چیکار کرد؟ ‫به خدا قسم. 33:39.920 --> 33:41.080 ‫نه، نه، نه، نه. 33:41.240 --> 33:42.440 ‫دهنش رو برد جلو 33:43.040 --> 33:46.120 ‫با دندونش اون قسمت از بدنش رو جدا کرد. 33:47.720 --> 33:49.280 ‫به خدا قسم! 34:00.160 --> 34:01.680 ‫تف کرد بیرون دیگه؟ 34:01.840 --> 34:03.480 ‫- آره. ‫- قورت نداد؟ 34:03.640 --> 34:05.560 ‫نه، نه. سگ اومد خورد. 34:06.200 --> 34:07.720 ‫وای خدا. 34:10.600 --> 34:11.440 ‫تو محوطه، 34:11.640 --> 34:15.160 ‫جس، راننده اتوبوس اومده بود، 34:15.360 --> 34:19.920 ‫و ولوو ایکس‌سی ۹۰ـش رو کنار ‫ساختمان در حال ساخت و ساز جدید ما پارک کرده بود. 34:20.800 --> 34:22.320 ‫باید به خانم‌ها و آقایون توضیح بدیم، 34:22.480 --> 34:24.200 ‫که قراره یه انبار جدید بسازیم، 34:24.760 --> 34:26.880 ‫برای حبوبات، چون... 34:28.160 --> 34:31.160 ‫الان چند مدل گندم داریم. 34:31.320 --> 34:32.840 ‫آره، باید از هم جداشون کنیم. 34:33.000 --> 34:36.080 ‫قبلاً گندم، جو و کلزا می‌کاشتیم. 34:36.240 --> 34:38.200 ‫- همین. ‫- الان گندم دوروم داریم، 34:38.360 --> 34:41.360 ‫گندم آلمانی، گندم آسیاب، ام... 34:41.520 --> 34:43.720 ‫- جو بهاری. ‫- جو بهاری. 34:43.920 --> 34:44.960 ‫با توجه به آب و هوا، 34:45.120 --> 34:49.120 ‫جس می‌خواست خوک‌ها رو خیلی ‫سریع سوار ماشین کنه. 34:50.160 --> 34:52.560 ‫متنفرم جلوی راننده‌های ماشین بارکش ‫دنده عقب بگیرم 34:52.720 --> 34:55.360 ‫چون یه جوری به آدم نگاه می‌کنن ‫انگار مریضی چیزی هستی. 34:55.920 --> 34:57.240 ‫- صبح بخیر. ‫- خوبی؟ 34:57.440 --> 34:58.640 ‫- چطوری؟ ‫- یه کم لباسم خیس شده. 34:58.800 --> 34:59.600 ‫اوه، یه کوچولو فقط. 34:59.800 --> 35:00.760 ‫فکر نکنم یه ذره باشه. 35:00.920 --> 35:03.160 ‫بگذریم، میشه سرت رو برگردونی 35:03.320 --> 35:05.080 ‫تا من ماشین رو ببرم عقب؟ 35:05.760 --> 35:07.040 ‫می‌خوای من برات جابجاش کنم؟ 35:07.240 --> 35:08.760 ‫نه! 35:14.880 --> 35:16.920 ‫زاویه افتضاحیه، نه؟ 35:18.600 --> 35:19.960 ‫بدبخت شدم. 35:25.200 --> 35:26.840 ‫کِی باید کمکش کنیم؟ باید...؟ 35:27.000 --> 35:28.760 ‫پنج دقیقه دیگه به حال خودش می‌ذاریمش. 35:28.920 --> 35:29.800 ‫باشه. 35:29.960 --> 35:31.880 ‫بابت زمانی که اینجا معطل شدیم ‫ازش پول می‌گیریم. 35:35.320 --> 35:37.240 ‫باز هم نشد. 35:37.760 --> 35:38.840 ‫- نه. ‫- آره. 35:39.000 --> 35:39.880 ‫گند زد. 35:41.560 --> 35:42.640 ‫هیچی نمی‌بینم. 35:42.800 --> 35:44.560 ‫یعنی چی؟ آیینه داری که؟ 35:44.760 --> 35:46.720 ‫آره، ولی ببین. آیینه‌ها رو مِه گرفته. 35:47.520 --> 35:49.760 ‫- چیکار می‌کنی؟ ‫- فقط... 35:53.200 --> 35:55.160 ‫برای اینکه سوار ماشین من بشه ‫هر بهونه‌ای میاره. 35:58.360 --> 35:59.200 ‫آره. 35:59.400 --> 36:00.640 ‫- یالا، برید بالا. ‫- بدویید، خوک‌ها. 36:01.200 --> 36:02.040 ‫آره. 36:03.080 --> 36:04.320 ‫خداحافظ، خوک‌ها. 36:07.280 --> 36:08.480 ‫خیسِ خالی شدم. 36:09.320 --> 36:12.320 ‫می‌دونم، ولی نشونه‌ی احترامه. 36:14.840 --> 36:16.560 ‫باز دلم گرفت. 36:20.720 --> 36:23.560 ‫حالا که خوک‌ها رفته بودن و بارندگی ادامه داشت، 36:24.200 --> 36:25.800 ‫رفتم دفتر، 36:25.960 --> 36:28.920 ‫چون وکیل مسئول خرید کافه 36:29.120 --> 36:31.520 ‫نتیجه تحقیقاتش رو تحویلم داده بود. 36:32.600 --> 36:34.800 ‫سندها رو ببینید. 36:36.640 --> 36:40.000 ‫بعد از یک ساعت مطالعه کردنشون، 36:40.160 --> 36:42.560 ‫متوجه یه مشکلی شدم. 36:43.360 --> 36:45.200 ‫مشخص شد 36:46.280 --> 36:48.920 ‫که کل باغچه، ناحیه چمن‌دار و جنگل‌ها 36:49.080 --> 36:51.280 ‫توسط شورا به عنوان 36:51.440 --> 36:53.400 ‫ناحیه پیکنیک انتخاب شده. 36:53.600 --> 36:55.760 ‫تو ذهن من ایرادی نداره، 36:55.920 --> 36:58.200 ‫چون مردم دیگه نمیرن پیکنیک. 36:59.120 --> 37:01.760 ‫ولی چرا باید خونه‌ای بخری که شورا 37:01.920 --> 37:04.680 ‫باغچه‌ش رو به عنوان محوطه پیکنیک ‫انتخاب کرده؟ 37:05.360 --> 37:07.760 ‫کسی قرار نیست بیاد اونجا پیکنیک ‫برگزار کنه... 37:08.840 --> 37:10.120 ‫ولی می‌تونن بیان. 37:10.800 --> 37:13.640 ‫با مطالعه بیشتر، 37:13.840 --> 37:16.960 ‫مشکل پیکنیک عجیب و گیج‌کننده شد. 37:17.480 --> 37:18.800 ‫پس زنگ زدم به وکیلم ریچارد، 37:19.000 --> 37:21.440 ‫که ببینم می‌تونه من رو شیرفهم کنه یا نه. 37:21.600 --> 37:22.600 ‫سلام، جرمی. 37:22.760 --> 37:25.520 ‫هی این اسناد مالک 37:25.920 --> 37:30.680 ‫قبلی رو می‌خونم، الان برگشتم به ‫بخش دهه نود، 37:31.720 --> 37:34.600 ‫که داره درباره مشکلات ناحیه پیکینک صحبت می‌کنه. 37:34.920 --> 37:36.480 ‫آره. ام... 37:36.800 --> 37:39.840 ‫احتمالاً واسه همینه که 37:40.000 --> 37:42.360 ‫مالکین قبلی دنبال این بودن 37:42.560 --> 37:45.800 ‫که قانونش رو اصلاح کنن یا یه توافقنامه ‫منتشر کنن. 37:46.080 --> 37:51.000 ‫ام، چون به نظرم رفتارهای ضداجتماعی ‫و ناخواسته‌ای رو جذب می‌کرد. 37:52.040 --> 37:53.960 ‫کدوم رفتار ضداجتماعی... 37:55.080 --> 37:56.600 ‫مثل باشگاه موتورسواران فرشتگان جهنم؟ 37:57.600 --> 37:59.480 ‫خب، ممکنه. 37:59.640 --> 38:02.960 ‫و رفتارهایی که ممکنه وسط پیکنیک ‫زدنت بهت ضد حال بزنه. 38:05.000 --> 38:06.200 ‫- ام... ‫- منظورش..؟ 38:06.400 --> 38:09.120 ‫وایسا. ببخشید، لیسا اومد تو، پس... 38:09.640 --> 38:10.560 ‫این همون کافه‌ایه که... 38:10.720 --> 38:13.680 ‫همونجایی که دستشویی عمومی داشت؟ 38:13.880 --> 38:16.560 ‫آره. 38:16.720 --> 38:20.640 ‫پس نگرانیشون بابت فعالیت‌های ‫دستشویی بود؟ 38:21.000 --> 38:22.840 ‫ام... آره. 38:23.440 --> 38:26.000 ‫ما یه چندتا... 38:26.760 --> 38:29.120 ‫عکس‌های جالبی دیدیم 38:29.280 --> 38:31.040 ‫که یه سری 38:31.760 --> 38:35.760 ‫نوشته‌ها رو به تصویر کشیده بودن و... 38:36.040 --> 38:37.560 ‫- اه! ‫- و اتفاقاتی که اونجا افتاده بود. 38:39.480 --> 38:42.000 ‫عکس رو تو مدارک پیدا کردم. 38:43.040 --> 38:46.600 ‫پس بین اتاقک‌هاش حفره ایجاد کردن؟ 38:47.560 --> 38:48.720 ‫- آره. ‫- آره، 38:48.920 --> 38:51.840 ‫فکر نمی‌کنم قصدشون بهبود تهویه بوده باشه. 38:54.080 --> 38:56.840 ‫آره، درسته. ام... 38:57.480 --> 39:01.040 ‫«اتاقک‌ها سرشار از دیوارنگاری و تصاویر بودند، 39:01.400 --> 39:03.280 ‫همچنین بسیار آلوده و کثیف بودند.» 39:03.440 --> 39:06.800 ‫پس اینجوری داشتن با محوطه پیکنیک ‫رفتار می‌کردن. 39:06.960 --> 39:09.600 ‫الان فهمیدم چرا مالک قبلی 39:09.760 --> 39:12.400 ‫درخواست داده بود که ناحیه پیکنیک رو... 39:13.200 --> 39:15.120 ‫ممنوع کنن؟ درستش همینه؟ 39:15.320 --> 39:18.680 ‫آره، می‌خواستن محوطه پیکنیک رو تخته کنن. 39:19.240 --> 39:21.440 ‫نتونستن؟ یا تونستن؟ 39:21.640 --> 39:23.480 ‫- موفق نشدن؟ ‫- آره. 39:24.080 --> 39:26.440 ‫شورا گفت باید باز بمونه به عنوان... 39:27.480 --> 39:30.080 ‫ناحیه پیکنیک و دستشویی عمومی؟ 39:31.000 --> 39:34.160 ‫ام، به نظرم فقط به عنوان محوطه پیکنیک. 39:34.360 --> 39:38.080 ‫ولی می‌دونستن اونجا داره چه ‫اتفاقی میفته دیگه؟ 39:38.840 --> 39:42.760 ‫ام، مدارک زیادی درباره‌ش ‫وجود داشت. 39:42.960 --> 39:45.520 ‫پس به معنای واقعی کلمه، 39:45.680 --> 39:47.880 ‫ناحیه مخصوص پیکنیک زدنه. 39:48.560 --> 39:51.360 ‫کاری نمی‌تونیم بکنیم که جلوی اومدن مردم 39:52.080 --> 39:52.920 ‫و دستشویی رفتن و...؟ 39:53.480 --> 39:57.520 ‫ام، نه متاسفانه. 39:58.880 --> 39:59.760 ‫باشه. 40:01.920 --> 40:06.080 ‫البته ممکن بود که اوضاعش بهتر شده باشه. 40:07.040 --> 40:10.160 ‫و بعد از اینکه آلن توضیح داد 40:10.360 --> 40:12.400 ‫دستشویی‌های عمومی رو خیلی وقته تخریب کردن، 40:12.560 --> 40:14.160 ‫امیدوار شدم. 40:15.600 --> 40:16.840 ‫دستشویی‌ها اینجا بودن؟ 40:17.000 --> 40:19.160 ‫آره، بهش می‌گفتن «سرویس بهداشتی آچهل.» 40:19.360 --> 40:20.680 ‫آره، همینجا بود. 40:20.840 --> 40:23.360 ‫خیلی جای داغونی بود. خرابش کردن. 40:24.520 --> 40:28.280 ‫متاسفانه در رفت و آمدهای بعدی ‫در روزهای آینده، 40:29.040 --> 40:31.920 ‫مدارکی برای نقض این حرفا پیدا می‌کردم. 40:35.760 --> 40:39.360 ‫و روی تابلوی بیرون کافه، 40:39.520 --> 40:41.600 ‫حتی سرنخ بیشتری هم پیدا کردم. 40:46.320 --> 40:49.400 ‫بعد با چارلی گزارش وکیل رو خوندم، 40:49.560 --> 40:53.160 ‫و اول از همه با دستشویی عمومی بدنام شروع کردیم. 40:55.280 --> 40:56.560 ‫روی زمین 40:57.080 --> 40:58.680 ‫پر آشغاله. 40:58.840 --> 40:59.720 ‫خدای من. 40:59.880 --> 41:02.120 ‫واسه قبل از دوران تلفن همراهه، 41:02.280 --> 41:05.920 ‫واسه همین شماره و آدرسشون رو روی ‫دیوار می‌نوشتن و می‌گفتن: 41:06.080 --> 41:08.160 ‫«دلم می‌خواد بشناسمت،» و از این حرفا. 41:08.360 --> 41:11.880 ‫بعد مالکش برگشته شورا، 41:12.080 --> 41:13.800 ‫و اونطور که فهمیدم گفته: 41:13.960 --> 41:16.440 ‫«ببینید، از این ناحیه پیکنیک 41:16.960 --> 41:19.520 ‫دیگه به عنوان ناحیه پیکنیک استفاده نمیشه. 41:19.680 --> 41:20.680 ‫میشه از شرش خلاص بشیم؟» 41:20.840 --> 41:22.200 ‫شورا گفته نه. 41:22.400 --> 41:24.960 ‫انگار دستشویی‌ها رو بدون مجوز 41:25.160 --> 41:26.560 ‫خراب کردن. 41:26.720 --> 41:31.000 ‫چون نوشته که باید قوانینی براش باشه... 41:31.840 --> 41:33.640 ‫آره، بعد مردم رفتن اونجا... 41:33.800 --> 41:34.920 ‫خب، اینطوری نوشته. 41:35.080 --> 41:36.800 ‫- برای دستشویی می‌رفتن خود کافه ویندمیل. ‫- آره. 41:37.000 --> 41:39.480 ‫ولی کافه و پارکینگ، 41:39.680 --> 41:41.320 ‫اونطور که من فهمیدم، 41:41.480 --> 41:43.320 ‫بخشی از محوطه پیکنیک نیستن. 41:45.440 --> 41:47.800 ‫پس اگه بیان و بگن: «ببخشید میشه از ‫دستشویی شما استفاده کنیم 41:48.000 --> 41:51.600 ‫چون دستشویی‌های بیرون رو کثیف کردیم،» 41:51.760 --> 41:52.600 ‫می‌تونی قبول نکنی. 41:52.760 --> 41:53.880 ‫فکر نکنم. 41:54.040 --> 41:56.120 ‫- به نظرم قید شده... ‫- چی؟ 41:56.320 --> 41:59.960 ‫تو یکی از توافقنامه‌ها نوشته اگه بیرون ‫کافه دستشویی نباشه، 42:00.120 --> 42:04.080 ‫مالک کافه باید برای مردم سرویس بهداشتی ‫فراهم کنه. 42:04.280 --> 42:07.040 ‫خیلی واضح تو یکی از اسناد ذکر شده. 42:07.720 --> 42:08.520 ‫ولی... 42:10.720 --> 42:12.440 ‫محوطه خیلی قشنگی داره. 42:12.640 --> 42:13.720 ‫مشخصه. 42:15.240 --> 42:17.520 ‫مردشور این محوطه پیکنیک رو ببره. 42:19.160 --> 42:20.920 ‫همین کم بود. 42:22.680 --> 42:23.640 ‫اوه... 42:28.920 --> 42:29.800 ‫چرا اینقدر تند میره؟ 42:30.000 --> 42:31.040 ‫چرا با سرعت یک میلیون داریم میریم؟ 42:31.240 --> 42:34.920 ‫می‌خوام گاوها رو بیارم و براشون ‫جفت پیدا کنم. 42:36.920 --> 42:37.840 ‫نه! 42:38.040 --> 42:40.000 ‫اخبار مهمی داریم. 42:40.480 --> 42:41.600 ‫یا خدا. 42:43.624 --> 42:48.624 www.Doostihaa.com