WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:04.963 --> 00:06.089 ‫حالش بده، مامان. 00:06.881 --> 00:09.509 ‫دکترا می‌گن احتمالا دووم نمیاره. 00:10.135 --> 00:11.261 ‫خدایا. 00:12.303 --> 00:13.763 ‫الان پیشش هستی؟ 00:13.763 --> 00:14.931 ‫نه، دارن درمانش می‌کنن. 00:16.474 --> 00:17.767 ‫اصلا منصفانه نیست. 00:18.351 --> 00:20.770 ‫بالاخره بعد از ‫این همه سال بابام رو پیدا کردم. 00:21.896 --> 00:23.356 ‫حالا میگن ممکنه بمیره. 00:24.274 --> 00:25.650 ‫الهی بگردم! 00:27.235 --> 00:29.738 ‫ببین، بگو کدوم بیمارستانی، میام پیشت. 00:29.738 --> 00:31.781 ‫تو این هوا؟ نه مامان. 00:31.781 --> 00:33.950 ‫ببین، الان نباید تنها باشی. 00:34.784 --> 00:36.244 ‫رایان، با کل تیم اینجاست. 00:36.244 --> 00:39.122 ‫پس یکیو لازم داری که ‫حواسش به منافعت باشه. 00:39.122 --> 00:41.791 ‫منظورت از منافع من چیه؟ 00:41.791 --> 00:43.293 ‫اون ممکنه بمیره. 00:44.044 --> 00:48.048 ‫خب، شاید این آخرین فرصته که ‫مطمئن شیم سرت بی کلاه نمی‌مونه. 00:50.759 --> 00:52.427 ‫اتفاقات بدتر هنوز مونده. 00:52.427 --> 00:55.430 ‫این ممکنه یه حادثه‌ی نادر باشه ‫که تا نسل بعد تکرار نشه. 00:55.430 --> 00:58.141 ‫گزارشاتی از وقوع گردباد ‫در سطح شهر دریافت کردیم، 00:58.141 --> 00:59.893 ‫و احتمال وقوع گردبادهای بیشتر وجود داره. 00:59.893 --> 01:01.061 ‫کسی نوشابه می‌خواد؟ 01:02.604 --> 01:04.105 ‫- ممنون. ‫- نوش جان. 01:04.856 --> 01:06.649 ‫سلام، دکتر، کی رسیدی؟ 01:06.649 --> 01:07.734 ‫همین الان. 01:07.734 --> 01:10.487 ‫اون مرده که بالای برج مخزن آب ‫گیر افتاده بود رو رسوندیم بیمارستان سنت‌رِیز. 01:10.487 --> 01:13.281 ‫- زنده می‌مونه؟ ‫- آره، حالش خوب می‌شه. 01:14.657 --> 01:16.034 ‫فقط اون نیست. 01:22.040 --> 01:23.583 ‫بابا از پسش برمیاد. 01:26.836 --> 01:28.129 ‫امیدوارم، رفیق. 01:30.131 --> 01:33.301 ‫البته تو به اندازه‌ی من آدم برق‌گرفته ندیدی. 01:35.053 --> 01:36.346 ‫نه، فکر نکنم دیده باشم. 01:38.139 --> 01:40.642 ‫ببین، می‌دونم فکر می‌کنی ‫هنوز آماد‌ه‌ی آتش‌نشان شدن نیستم... 01:40.642 --> 01:42.310 ‫نه، رفیق، می‌دونم آماده نیستی. 01:42.310 --> 01:44.604 ‫اصلا نمی‌دونی اون بیرون داری چیکار می‌کنی. 01:46.856 --> 01:48.191 ‫تقصیر تو نیست، رفیق. 01:48.191 --> 01:50.193 ‫همین سه روز پیش، ‫فقط یه سیاهی لشکر بودی! 01:51.653 --> 01:54.739 ‫شاید، ولی بابا یه چیزی تو وجود من دیده. 01:54.739 --> 01:55.990 ‫اون بهم ایمان داره. 01:55.990 --> 02:00.245 ‫بهت برنخوره. ولی از وقتی تو وارد ‫زندگیش شدی، یه تصمیم درست نگرفته. 02:01.663 --> 02:03.748 ‫من بابت به دنیا اومدنم ‫معذرت‌خواهی نمی‌کنم، رایان. 02:04.499 --> 02:07.502 ‫منم مثل تو پسرشم، ‫و ثابت می‌کنم حق با اون بوده. 02:09.796 --> 02:11.297 ‫اون یونیفورم رو بپوش... 02:13.007 --> 02:14.008 ‫بهتره که بپوشی. 02:16.511 --> 02:20.265 ‫درضمن من بازیگر تئاترم، نه سیاهی لشکر. 02:29.190 --> 02:30.400 ‫سلام. 02:32.694 --> 02:35.155 ‫رایان کجاست؟ ‫سلام، خبری ازش داری؟ 02:35.155 --> 02:39.284 ‫نه، دکترا هنوز بالا سرش هستن. ‫ما هر کاری تونستیم کردیم، باور کن. 02:39.284 --> 02:42.412 ‫هی، هی، هی، هنوز که بابات رو ‫از دست ندادیم، پس غصه نخور. 02:44.247 --> 02:45.456 ‫مامان... 02:47.375 --> 02:48.877 ‫مامان، این... 02:49.460 --> 02:51.045 ‫این بلوـه. 02:51.045 --> 02:52.422 ‫بلو بنینگز. 02:53.006 --> 02:55.383 ‫سلام خانم، من کارآموز جدیدم. 02:56.759 --> 02:59.637 ‫همه‌مون می‌دونیم تو خیلی ‫بیشتر از یه کارآموزی. بیا بغلم. 03:01.723 --> 03:03.933 ‫برای تو هم آسون نیست، نه؟ 03:06.311 --> 03:07.604 ‫نه خانم. 03:09.189 --> 03:13.193 ‫خب، میگن طوفان بعدی، ‫بزرگ‌ترین طوفانیه که داره میاد. 03:13.193 --> 03:14.736 ‫آره، همه‌جا خبرش هست. 03:14.736 --> 03:16.487 ‫خب پس چرا هنوز اینجایید؟ 03:17.530 --> 03:18.698 ‫ما تعطیل کردیم. 03:18.698 --> 03:19.782 ‫کارتون رو ول کردید؟ 03:20.366 --> 03:22.076 ‫اونم الان که نصف نشویل رو هواست؟ 03:22.076 --> 03:24.704 ‫چجوری بریم وقتی بابا داره برای زندگیش می‌جنگه؟ 03:25.205 --> 03:26.289 ‫سامانتا شیفته؟ 03:27.874 --> 03:29.209 ‫پس خوب آدمی کنار باباته. 03:29.918 --> 03:32.295 ‫عروسش داره ازش مراقبت می‌کنه. 03:35.298 --> 03:37.217 ‫عروس سابق. 03:37.217 --> 03:38.301 ‫شوخی می‌کنی؟ 03:39.302 --> 03:41.137 ‫صبح برگه طلاق رو بهم داد. 03:42.263 --> 03:43.640 ‫خیلی متاسفم. 03:47.727 --> 03:49.729 ‫واقعا امیدوار بودم شما دو تا از پسش بربیاین. 03:49.729 --> 03:51.314 ‫آره، منم همین‌طور. 03:54.234 --> 03:55.485 ‫گوش کن. 03:55.485 --> 04:00.823 ‫می‌دونم اوضاع خوبی نداری، ‫ولی یه لحظه فکر کن، 04:00.823 --> 04:04.410 ‫اگه بابات جای تو بود، الان چیکار می‌کرد؟ 04:07.956 --> 04:09.457 ‫می‌رفت سرِ کارش. 04:11.793 --> 04:13.002 ‫باشه. 04:14.337 --> 04:15.630 ‫خب، واحد ۱۱۳. 04:15.630 --> 04:17.173 ‫پاشید جمع کنید. 04:17.757 --> 04:19.259 ‫سوار ماشین شید! 04:20.927 --> 04:21.928 ‫بیاید بریم. 04:23.721 --> 04:26.766 ‫صبر کن رایان، یه کم به سر و وضعت برس. 04:29.018 --> 04:32.021 ‫با این قیافه درب و داغون که ‫نمی‌تونی تیم رو رهبری کنی. 04:32.897 --> 04:35.191 ‫برو، بدو، برو، بجنب! 04:35.942 --> 04:37.151 ‫ممنون، مامان. 04:42.156 --> 04:45.076 ‫داریم می‌ریم سمت منطقه تخلیه اجباری. 04:45.076 --> 04:46.619 ‫پس بهتره کمربندهاتون رو ببندید، ملت طوفان! 04:46.619 --> 04:49.956 ‫دنبال یه چیزی هستیم ‫که قراره شگفت‌زده‌تون کنه. 04:49.956 --> 04:51.249 ‫می‌خوای تو بگی، جوآن؟ 04:51.249 --> 04:52.375 ‫من دارم رانندگی می‌کنم، هنک! 04:53.751 --> 04:59.173 ‫طبق داده‌هامون، یه چیزی ‫اون بیرونه، تو تاریکی کمین کرده. 05:05.888 --> 05:08.516 ‫بوووم! اون غول رو ببین! 05:08.516 --> 05:11.728 ‫یه طوفان مزوسیکلون‌ـه، ‫مثل سفینه فضایی داره میاد پایین! 05:14.480 --> 05:17.358 ‫داره فرود میاد! یا خودِ خدا! 05:17.358 --> 05:19.110 ‫حتما یه اِف2ـه. 05:20.862 --> 05:22.196 ‫یه نگاه به داده‌هات بنداز، نابغه! 05:23.865 --> 05:26.534 ‫اف3ـه! آره، ایول! 05:26.534 --> 05:29.829 ‫بیشتر مردم اینجا انقدر عاقل ‫هستن که از این وضعیت فرار کنن. 05:30.455 --> 05:33.333 ‫شما چی می‌گید، ملت طوفان؟ ‫بریم از نزدیک ببینیم؟ 05:33.333 --> 05:35.543 ‫میگن باید این کار رو بکنیم، جوآن. 05:38.546 --> 05:39.881 ‫منظورم دقیقا همین بود! 05:51.559 --> 05:53.478 ‫این دیگه چه بود؟ 06:01.736 --> 06:04.655 ‫چه باحال! ذرت یخ‌زده! 06:04.655 --> 06:07.450 ‫وقتی گردباد اونا رو می‌کشه بالا، 06:07.450 --> 06:11.204 ‫ذرت‌ها تو هوا یخ می‌زنن و ‫دوباره به زمین می‌بارن. 06:14.582 --> 06:16.501 ‫درسته. ذرت قاتل، عزیزم. 06:16.501 --> 06:17.919 ‫طبیعت عالیه، نه؟ 06:18.753 --> 06:19.962 ‫مراقب اون کاه‌ها باش! 06:25.468 --> 06:26.969 ‫911، مورد اضطراری‌تون چیه؟ 06:27.053 --> 06:30.973 ‫تو مزرعه جاده شماره 10 تصادف بدی شده. ‫کل مسیر تخلیه مسدود شده! 06:37.438 --> 06:39.482 ‫این یکی حسابی عصبانی به نظر میاد. 06:40.066 --> 06:42.610 ‫- چقدر باهامون فاصله داره؟ ‫- تقریبا 1 کیلومتر اونورترـه. 06:44.987 --> 06:46.781 ‫رایان، حالت خوبه؟ 06:47.407 --> 06:50.993 ‫- آره. ‫- خوبه. چون رهبر تیم تویی، ستوان. 06:52.620 --> 06:53.746 ‫درسته. 06:57.750 --> 07:01.295 ‫خب، بچه‌ها. واحد 113، ‫بیاید بخاطر کاپیتان انجامش بدیم. 07:01.295 --> 07:02.338 ‫- بخاطر کاپیتان ‫- کاپیتان 07:14.976 --> 07:16.144 ‫خیلی نزدیکه. 07:16.144 --> 07:20.022 ‫باشه! باید مردم رو سریع ‫از ماشین‌هاشون پیاده کنیم! 07:20.022 --> 07:22.275 ‫اون‌ها خبر ندارن قراره چی بشه! 07:22.275 --> 07:25.778 ‫- هی! اون انبار مال کیه؟ ‫- مال منه! 07:25.778 --> 07:27.864 ‫- پناهگاه طوفان داری؟ ‫- آره، تو زیرزمینه! 07:27.864 --> 07:28.906 ‫باشه، سریع برو داخل! 07:29.866 --> 07:31.909 ‫آقا، باید از ماشینتون بیاید بیرون! 07:31.909 --> 07:34.620 ‫آقا، برید تو اون انبار! 07:34.620 --> 07:35.913 ‫همین الان برید تو انبار. 07:39.375 --> 07:42.420 ‫- داره بزرگ‌تر می‌شه. ‫- از ماشین بیاید بیرون! برید تو اون انبار! 07:43.129 --> 07:44.422 ‫برید تو اون انبار! 07:46.466 --> 07:47.467 ‫بیاید، بیاید! 07:52.847 --> 07:54.640 ‫پناه بگیرید! برید! 07:54.640 --> 07:58.394 ‫خب، همگی بخوابید رو زمین ‫و چهاردست و پا برید وسط پناهگاه! 08:10.907 --> 08:12.825 ‫خب، همه‌شون رفتن! 08:12.825 --> 08:14.827 ‫همه ماشین‌ها تو جاده تخلیه شدن! 08:14.827 --> 08:17.288 ‫خیلی‌خب، تا اتفاق دیگه‌ای نیفتاده، دراز بکشید! 08:19.040 --> 08:21.000 ‫کمکم کنید! نامزدم کمک لازم داره! 08:21.834 --> 08:24.045 ‫خواهش می‌کنم. اون هنوز اون بیرونه! 08:24.045 --> 08:26.047 ‫- کجاست؟ ‫- تو کامیونه. 08:26.047 --> 08:29.175 ‫ماشین‌مون چرخید و چپ کرد. ‫پشت انبار کنار مخزن‌هاست. 08:32.553 --> 08:34.096 ‫این دیگه از کجا اومد؟ 08:34.096 --> 08:35.223 ‫مهم نیست. 08:35.223 --> 08:38.226 ‫باشه، فعلا باید بری اون پایین. 08:38.226 --> 08:39.644 ‫اسم نامزدت چیه؟ 08:39.644 --> 08:40.728 ‫هنک. 08:46.025 --> 08:47.026 ‫خیلی‌خب! 08:48.236 --> 08:49.529 ‫بیاید بریم دنبال هنک! 08:54.700 --> 08:57.453 ‫گفت اون اونجاست! پشت انبار! 08:57.453 --> 08:59.080 ‫مراقب باش! 09:01.499 --> 09:04.293 ‫بدو! بدو! پناه بگیرید! 09:04.293 --> 09:06.003 ‫فکر کنم می‌دونم چه خبره. 09:06.003 --> 09:08.256 ‫باد داره ابزارها رو دور خودش می‌چرخونه! 09:08.881 --> 09:11.050 ‫دارم می‌بینم، ممنون! 09:11.050 --> 09:13.094 ‫خب، چجوری از این ابر پرنده مرگبار فرار کنیم؟ 09:19.684 --> 09:22.895 ‫- آرایش نظامی لاک‌پشتی! ‫- چی؟ 09:22.895 --> 09:25.898 ‫این همون کاریه که ‫لشگریان رومی با تیراندازان دشمن می‌کردن. 09:26.524 --> 09:28.734 ‫با سپرهاشون از همدیگه محافظت می‌کردن. 09:28.734 --> 09:30.236 ‫تو از کجا اینا رو می‌دونی؟ 09:30.236 --> 09:33.281 ‫بابام داستان‌های ‫تاریخی بی‌محتوا خیلی گوش میده. 09:33.948 --> 09:35.199 ‫خیلی‌خب. 09:36.200 --> 09:38.494 ‫رو به جلو، حرکت! 09:43.165 --> 09:45.876 ‫خوبه، آماده باشید. 09:45.876 --> 09:47.503 ‫داره میاد. حالا! 09:55.720 --> 09:57.054 ‫همه حالتون خوبه؟ 09:57.054 --> 09:58.347 ‫- آره. ‫- خوبه. 09:58.347 --> 10:02.101 ‫رو به جلو، حرکت! ‫بیاید ادامه بدیم. 10:02.101 --> 10:03.811 ‫امیدوارم آخرین موج باشه. 10:09.650 --> 10:11.402 ‫فکر کنم کارم تمومه، ملت طوفان. 10:11.902 --> 10:14.113 ‫- باعث افتخارم بود. ‫- سلام. 10:15.156 --> 10:16.240 ‫تو باید هنک باشی. 10:16.240 --> 10:18.701 ‫- آره. ‫- می‌خوایم از اینجا بیاریمت بیرون. 10:23.164 --> 10:25.416 ‫پام. گیر کرده زیر صندلی. 10:25.416 --> 10:27.793 ‫تیلور، اون طرف رو باز کن! 10:27.793 --> 10:29.253 ‫بلو، بیا کمک کن بکشیمش بیرون. 10:35.092 --> 10:36.302 ‫رایان، می‌تونی بکشی؟ 10:36.302 --> 10:38.387 ‫باشه. 10:42.850 --> 10:45.394 ‫بچه‌ها، باید بریم! باید بریم! 10:45.394 --> 10:47.396 ‫- بکش، بکش، بکش! ‫- باید بریم! 10:47.396 --> 10:48.898 ‫- بکش، بکش! ‫- باید بریم! 10:51.484 --> 10:53.444 ‫سه، دو، یک، برو! 10:56.781 --> 10:58.407 ‫بدوئید! 11:18.594 --> 11:19.929 ‫گردباد آتش! 11:26.852 --> 11:28.312 ‫با این باید چیکار کنیم؟ 11:28.312 --> 11:30.773 ‫فعلا هیچ کار خاصی نمیشه کرد. 11:30.773 --> 11:32.108 ‫درست میگه. 11:34.485 --> 11:36.237 ‫به این میگن یه محتوای عالی. 11:40.449 --> 11:42.076 ‫تا می‌تونید نفس بکشید 11:42.076 --> 11:45.788 ‫چون طوفان آخر در راهه ‫و به سرعت هم اتفاق میفته. 11:45.788 --> 11:47.415 ‫اگر در مناطق آسیب‌دیده هستید، 11:47.415 --> 11:50.209 ‫لطفا خبرهای محلی ‫و کانال‌های رسمی را دنبال کنید. 11:50.209 --> 11:51.502 ‫- بلایت... ‫- برای افرادی که... 11:51.502 --> 11:54.380 ‫نمی‌دونستم اینجایی. رایان کجاست؟ 11:54.380 --> 11:55.756 ‫دوباره رفت ماموریت. 11:56.632 --> 11:58.968 ‫- بهت گفت؟ ‫- آره، بهم گفت. 11:58.968 --> 12:00.553 ‫- ببین، اگه می‌دونستم، من... ‫- نه، می‌دونم. 12:00.553 --> 12:03.222 ‫باید یه روز بهتر ‫برای ترکوندن بمب انتخاب می‌کردی. 12:03.931 --> 12:06.183 ‫اینجا هیچکس چیزی بهم نمیگه. 12:06.183 --> 12:07.601 ‫شوهرم حالش خوب میشه؟ 12:08.769 --> 12:11.522 ‫بردیمش به یه اتاق تو بخش ویژه، ولی... 12:11.522 --> 12:14.900 ‫- پس می‌تونم ببینمش؟ ‫- آره، ولی هنوز واکنشی نداره. 12:14.900 --> 12:17.903 ‫اکوی قلبش یه مقدار آسیب بافتی نشون میده. 12:20.573 --> 12:21.574 ‫یه مقدار یعنی چقدر؟ 12:23.993 --> 12:26.412 ‫فقط باید آزمایشات ‫بیشتری انجام بدیم تا مطمئن بشیم. 12:26.412 --> 12:28.497 ‫متاسفم، ولی باید برم. 12:29.790 --> 12:32.001 ‫خب، دان به‌هوش میاد یا نه، سم؟ 12:34.211 --> 12:35.796 ‫واقعا معلوم نیست، بلایت. 12:48.017 --> 12:49.977 ‫اینم نمونه واقعی جمله "کار تمومه". ‫[چنگال توش فرو رفته به معنی کار تمومه‌ست.] 12:49.977 --> 12:51.812 ‫گردباد توپ بیسبال هم پرت می‌کنه، نه؟ 12:52.480 --> 12:54.565 ‫امیدوارم آخرین توپش بوده باشه. 12:54.565 --> 12:57.109 ‫بعید می‌دونم. ‫همین الان مرکز گزارش هوا رو فرستاد. 12:57.818 --> 12:59.820 ‫به نظر میاد یه دست دیگه از بازی مونده. 12:59.820 --> 13:01.447 ‫عالیه. 13:01.447 --> 13:04.784 ‫هی، راستی ممنونم. 13:04.784 --> 13:06.076 ‫برای چی؟ 13:07.369 --> 13:08.454 ‫برای نجات جونم. 13:08.454 --> 13:10.164 ‫من فقط محکم هُلت دادم، 13:10.831 --> 13:12.792 ‫راستش از روزی که دیدمت ‫دلم می‌خواست این کار رو بکنم. 13:12.792 --> 13:13.918 ‫می‌دونی، بابا راست می‌گفت. 13:14.585 --> 13:16.045 ‫غریزه خوبی داری. 13:16.879 --> 13:18.547 ‫ولی تکنیکم افتضاحه، درسته؟ 13:18.547 --> 13:20.174 ‫تکنیک رو میشه درست کرد. 13:20.174 --> 13:21.509 ‫فکر می‌کنی بتونم بهش برسم؟ 13:22.510 --> 13:25.387 ‫هر چی بشه آخرش، تو پسر باباتی. 13:28.974 --> 13:31.435 ‫همه آتش‌های موضعی خاموش شدن، 13:31.435 --> 13:34.438 ‫ولی ترکش‌ها ‫شلنگ‌هامون رو شبیه آب‌پاش کردن. 13:34.438 --> 13:36.148 ‫باشه، برگردید ایستگاه و تعمیرشون کنید. 13:36.857 --> 13:39.693 ‫امیدوارم تا اون موقع اتفاق خاصی نیفته. 14:03.926 --> 14:04.969 ‫هی. 14:05.928 --> 14:06.929 ‫سلام. 14:08.222 --> 14:09.223 ‫صدام رو می‌شنوی؟ 14:10.641 --> 14:14.687 ‫دکترها می‌گن شاید دیگه به‌هوش نیای، ‫ولی من می‌دونم اشتباه می‌کنن. 14:16.647 --> 14:18.274 ‫اونا تو رو مثل من نمی‌شناسن. 14:22.695 --> 14:25.322 ‫اگه صدام رو می‌شنوی، ‫می‌تونی دستم رو فشار بدی؟ 14:26.615 --> 14:29.076 ‫می‌تونی دستم رو فشار بدی؟ زودباش. 14:30.035 --> 14:31.996 ‫زودباش، بجنب... فقط دستم رو فشار بده. 14:39.670 --> 14:43.757 ‫خدایا، بهت التماس می‌کنم... 14:46.552 --> 14:52.182 ‫اگه به اراده توئه، شوهرم رو ازم نگیر. 14:55.019 --> 15:00.274 ‫از همون شبی که این مرد ‫وارد زندگیم شد، عاشقش شدم. 15:00.274 --> 15:01.442 ‫اون شب رو یادت میاد؟ 15:02.443 --> 15:03.777 ‫یادت میاد، دانی؟ 15:05.279 --> 15:08.532 ‫اومده بودی به اون اصطبلی که آتیش گرفته بود. 15:10.075 --> 15:14.580 ‫از کامیون پریدی بیرون، ‫لباس آتش‌نشانی تنت بود. 15:14.580 --> 15:18.876 ‫و بابام سعی کرد من رو منصرف کنه... 15:21.545 --> 15:22.922 ‫ولی دیگه دلم رفته بود. 15:30.638 --> 15:32.264 ‫اگه وقتشه بری، 15:33.682 --> 15:38.020 ‫می‌خوام بدونی که ازت ممنونم. 15:39.396 --> 15:43.567 ‫خیلی خوشحالم که بهترین سال‌های عمرم رو 15:43.567 --> 15:47.154 ‫با بهترین مردی که تو عمرم شناختم، گذروندم. 15:56.246 --> 15:59.708 ‫دوستت دارم... دوستت دارم. 16:06.966 --> 16:08.759 ‫منم دوستت دارم، عزیزم. 16:15.057 --> 16:16.850 ‫به‌هوش اومدی... خدای من. 16:17.559 --> 16:19.687 ‫به این راحتی‌ها از دستم خلاص نمیشی. 16:19.812 --> 16:21.230 ‫خدایا، شکرت. 16:21.230 --> 16:23.148 ‫ممنونم، ممنونم، ممنونم. 16:31.907 --> 16:34.493 ‫خب، هوا دوباره داره ‫تاریک میشه، پس باید عجله کنیم. 16:34.493 --> 16:36.829 ‫- تیلور، می‌تونی شلنگ‌های جدید بیاری؟ ‫- آره، حتما. 16:36.829 --> 16:38.998 ‫بلو، من نشونت میدم با قبلی‌ها چیکار کنی. 16:38.998 --> 16:40.499 ‫- باشه. ‫- دوباره چک کن... 16:40.499 --> 16:43.752 ‫خب، این شلنگ تغذیه سه و نیم اینچی‌ـه. 16:43.752 --> 16:45.754 ‫و برای اینکه از کامیون بیاریش بیرون، 16:45.754 --> 16:49.675 ‫من اسمش رو گذاشتم... نگه‌دارنده ساندویچ. 16:53.178 --> 16:55.347 ‫مراقب باش. ممکنه سوراخش کنی. 16:55.973 --> 16:56.974 ‫لبت رو میگم. 16:58.225 --> 16:59.643 ‫خنده‌دار بود. 16:59.643 --> 17:02.354 ‫زنم همیشه وقتی استرس دارم، ‫همین رو بهم می‌گه. 17:03.147 --> 17:04.565 ‫البته قبلا می‌گفت. 17:05.315 --> 17:06.859 ‫همون دکتر اورژانس‌ـه؟ 17:07.359 --> 17:08.819 ‫همونی که بابا رو درمان کرد. 17:08.819 --> 17:10.487 ‫هیچی رو از قلم نمی‌ندازی، نه، بلو؟ 17:12.239 --> 17:13.657 ‫هنوز عاشقشی. 17:13.657 --> 17:14.908 ‫از کجا فهمیدی؟ 17:14.908 --> 17:18.787 ‫بیشتر آدم‌هایی که می‌شناسم ‫وقتی می‌گن "زنم" اینجوری لبخند نمی‌زنن. 17:20.789 --> 17:23.959 ‫آره. خب، فکر کنم دیگه همه چی تموم شده. 17:27.004 --> 17:28.255 ‫متاسفم، رفیق. 17:32.968 --> 17:34.344 ‫مامانمه. 17:35.971 --> 17:38.348 ‫سلام، مامان، حالش چطوره؟ 17:38.348 --> 17:40.225 ‫به‌هوش اومد. 17:40.934 --> 17:41.935 ‫واقعا؟ 17:43.604 --> 17:44.688 ‫هی، بچه‌ها. 17:45.898 --> 17:47.357 ‫کاپیتان به‌هوش اومد! 17:47.357 --> 17:48.734 ‫یوهو! 17:48.734 --> 17:50.069 ‫گفتم که! 17:50.861 --> 17:52.905 ‫گفتن حالش خوب میشه؟ 17:53.781 --> 17:55.991 ‫خب، الان دارن یه سری آزمایش انجام میدن. 17:55.991 --> 17:59.912 ‫به خاطر احیای قلبی شدید تو، ‫چند تا دنده‌اش شکسته. 17:59.912 --> 18:01.663 ‫اشتباه من بود. 18:01.663 --> 18:03.874 ‫ولی از روی اشتهاش، فکر کنم خوب میشه. 18:03.874 --> 18:05.709 ‫می‌تونیم تصویری باهاش صحبت کنیم، بلایت؟ 18:05.709 --> 18:07.669 ‫آره، تازه داشتن بانداژش رو عوض می‌کردن، 18:07.669 --> 18:10.089 ‫ولی بذار اول ببینم ‫سر و وضعش مرتب هست یا نه. 18:10.089 --> 18:11.799 ‫خیلی خوشحال میشه باهاتون حرف بزنه. 18:16.595 --> 18:20.349 ‫می‌دونی چیه، بهش میگم ‫دوباره باهاتون تماس بگیره، باشه؟ خداحافظ. 18:23.185 --> 18:24.436 ‫فکر کنم سر و وضعش مرتب نبود. 18:24.937 --> 18:27.856 ‫گریه نکن، دیکسی. دکتر گفت خوب میشم. 18:28.524 --> 18:29.817 ‫موضوع فقط این نیست. 18:31.318 --> 18:37.199 ‫موضوع پسرمونه، و من از اینه این همه مدت ‫شما رو از هم دور نگه داشتم احساس خیلی بدی دارم. 18:39.034 --> 18:40.577 ‫احتمالا ازم متنفری. 18:41.954 --> 18:43.580 ‫و خدا می‌دونه که حق داری. 18:44.206 --> 18:45.666 ‫من ازت متنفر نیستم. 18:46.750 --> 18:48.127 ‫گذشته‌ها گذشته. 18:48.794 --> 18:51.171 ‫خدایا، خیلی خوشحالم که این رو می‌شنوم. 18:53.507 --> 18:56.969 ‫باید ببینی وقتی حرف تو میاد وسط ‫چشم‌های بلو چجوری برق میزنه. 18:56.969 --> 18:58.762 ‫- واقعا؟ ‫- آره. 18:59.346 --> 19:00.430 ‫واقعا. 19:04.143 --> 19:07.729 ‫دیکسی، اینجا چیکار می‌کنی؟ 19:08.480 --> 19:10.691 ‫اون فقط نگران منه. 19:11.233 --> 19:12.734 ‫گل فرستادن هم کافی بود. 19:14.653 --> 19:17.156 ‫خب، وقتی بلو زنگ زد و گفت چی شده، 19:17.156 --> 19:18.824 ‫می‌دونستم که باید فورا بیام. 19:18.824 --> 19:20.993 ‫امیدوارم چک کرده باشن که ‫سلاح باخودت نداشته باشی. 19:22.161 --> 19:27.291 ‫ببین، می‌دونم کلی حرف و ماجرا با هم داشتیم. 19:27.791 --> 19:33.213 ‫زمان‌های بحرانی بهت یادآوری می‌کنه ‫چه چیزایی و چه افرادی واسه آدم مهم هستن. 19:34.548 --> 19:35.591 ‫مثل شوهرم. 19:37.301 --> 19:39.928 ‫مثل پدر تنها بچه‌م. 19:39.928 --> 19:43.348 ‫می‌دونم، و فکر کنم همین ‫شما رو تقریبا با ما فامیل می‌کنه. 19:45.058 --> 19:49.855 ‫خب، از نظر بیمارستان نه، ‫ولی این بخش فقط برای خانواده‌ست، 19:49.855 --> 19:52.232 ‫و دوست ندارم ببینم که ‫مامورهای امنیتی مجبور بشن بیرونت کنن. 19:55.736 --> 19:56.987 ‫خب، من... 19:57.696 --> 19:59.698 ‫فکر کنم بهتره دیگه برم، پس... 20:00.741 --> 20:03.869 ‫فقط خوشحالم که حالت خوبه، دان‌دان. 20:04.703 --> 20:06.288 ‫ممنون که بهم سر زدی، دیک. 20:06.997 --> 20:09.625 ‫بیا واسه دیدار مجدد بیست سال صبر نکنیم. 20:10.626 --> 20:11.752 ‫خداحافظ، دیکسی. 20:18.592 --> 20:20.552 ‫خب، این کارت زیاد مسیحی پسند نبود. 20:20.552 --> 20:26.850 ‫واقعا؟ یه زن مسیحی هم ‫تا یه حدی تحمل داره، دان‌دان. 20:31.688 --> 20:35.567 ‫گردباد ای‌اف3 یک ساعت پیش به زمین نشست 20:35.567 --> 20:39.363 ‫- طبق گفته مقامات گردبادهای بیشتری در راهه... ‫- ای‌اف3؟ 20:40.155 --> 20:41.698 ‫تو خبر داشتی؟ 20:41.698 --> 20:43.742 ‫حتی فکرش هم نکن. 20:54.711 --> 20:56.380 ‫دست و صورت‌تون رو بشورید و میز رو بچینید. 20:56.380 --> 20:57.631 ‫چی داریم؟ 20:57.631 --> 21:00.717 ‫راویولی سورپرایزِ معروف بابا. نظرت چیه؟ 21:01.343 --> 21:04.888 ‫تو این هفته سه بار خوردیم. ‫این کجاش سورپرایزـه؟ 21:04.888 --> 21:07.015 ‫ساکت. داداشت کجاست؟ 21:07.015 --> 21:08.350 ‫هنوز تو زمین بازی‌ـه. 21:08.350 --> 21:10.227 ‫- تنهاش گذاشتی؟ ‫- داشت گریه می‌کرد. 21:10.227 --> 21:11.478 ‫خجالت‌آور بود. 21:12.896 --> 21:14.064 ‫چرا گریه می‌کرد؟ 21:15.649 --> 21:19.152 ‫چون فردا تولدمه و ‫مامان کنارمون نیست. 21:19.152 --> 21:20.862 ‫حتی تولد مسخره خودش هم نیست. 21:22.447 --> 21:24.116 ‫خیلی دلت براش تنگ شده؟ 21:26.743 --> 21:28.078 ‫منم همینطور، رفیق. 21:30.998 --> 21:32.874 ‫خیلی‌خب، بیا اینجا. بیا بغلم ببینم. 21:32.874 --> 21:35.419 ‫باشه؟ 21:35.877 --> 21:37.379 ‫باشه. 21:40.632 --> 21:42.384 ‫- صدای چیه؟ ‫- هشدار گردبادـه. 21:42.384 --> 21:44.511 ‫- برو تو حموم و همونجا بمون. ‫- تو کجا میری؟ 21:44.511 --> 21:45.679 ‫میرم برادرت رو پیدا کنم. 21:57.316 --> 22:01.194 ‫اِیبل! اگه صدام رو می‌شنوی داد بزن! 22:01.194 --> 22:03.530 ‫بابا، من اینجام! 22:07.951 --> 22:09.745 ‫- دستم رو بگیر. ‫- من می‌ترسم! 22:09.745 --> 22:10.912 ‫منم می‌ترسم، پسرم، ولی باید بریم. 22:13.957 --> 22:15.584 ‫بابا! 22:17.085 --> 22:19.296 ‫پام زخمی شد. تو باید بری! 22:19.296 --> 22:21.089 ‫- بیا! ‫- بدو! 22:21.089 --> 22:23.925 ‫- بابا، بیا! ‫- بدو! 22:25.719 --> 22:27.012 ‫بابا! 22:32.726 --> 22:34.728 ‫911، مورد اضطراری‌تون چیه؟ 22:34.811 --> 22:36.730 ‫بابام همین الان رفت زیر یه ماشین! 22:45.489 --> 22:46.990 ‫میله‌های بزرگ و تخته‌ها رو بیارید. 22:46.990 --> 22:48.825 ‫- باید عجله کنیم. ‫- هی! 22:48.825 --> 22:51.703 ‫بیاید اینجا! بابام اینجاست. 22:51.703 --> 22:53.997 ‫- هی. اسمت چیه، رفیق؟ ‫- اِیبل. 22:53.997 --> 22:55.582 ‫- شما باید کمکش کنید. ‫- باشه. 22:55.582 --> 22:57.459 ‫- کجاست؟ ‫- اون پایینه. 22:58.085 --> 23:01.755 ‫- راه رو باز کنید! راه رو باز کنید! راه رو باز کنید! ‫- خدای من. 23:04.091 --> 23:05.384 ‫خدای من. 23:06.009 --> 23:08.512 ‫تیلور، تخته‌ها رو آماده کن. 23:08.512 --> 23:10.514 ‫- خانم. ‫- بله، بفرمائید. 23:14.643 --> 23:16.311 ‫به نظر می‌رسه چسبیده به سینه‌ش. 23:16.311 --> 23:17.729 ‫هی آقا، صدای ما رو می‌شنوی؟ 23:17.729 --> 23:19.022 ‫نمیتونه حرف بزنه. 23:20.148 --> 23:22.401 ‫می‌تونی دست‌هات رو حرکت بدی؟ 23:23.026 --> 23:24.569 ‫بابام حالش خوب می‌شه؟ 23:25.070 --> 23:28.824 ‫هی، رفیق. چطوره تا کار ما ‫تموم میشه، بری پیش دوستم بلو، باشه؟ 23:28.824 --> 23:30.492 ‫بیا بریم، رفیق. بریم یه کم آب بهت بدم. 23:30.492 --> 23:32.244 ‫خیلی‌خب، بیاید ماشین رو از روش برداریم. 23:32.244 --> 23:33.703 ‫- بدوئید، بجنبید. آره. ‫- آره. 23:33.703 --> 23:34.996 ‫- حالا بذارش زمین. ‫- گرفتم. 23:34.996 --> 23:37.207 ‫آره، باشه. 23:44.089 --> 23:45.340 ‫تخته‌ها جاگذاری شدن. 23:45.924 --> 23:48.385 ‫باشه، شما با راکسی عملیات رو شروع کنید. 23:48.385 --> 23:50.929 ‫بقیه، میله‌های بزرگ رو بذارید سر جاهاشون. 23:50.929 --> 23:51.972 ‫منتظر دستورم باشید. 23:52.681 --> 23:53.682 ‫خیلی‌خب. 23:56.393 --> 23:58.061 ‫آماده. و حالا. 24:01.857 --> 24:04.443 ‫- بیاید از ماشین دورش کنیم. ‫- آره، فهمیدیم. 24:05.152 --> 24:07.487 ‫تیلور، یه سرُم بهش وصل کن. ‫کامل بازش کن. 24:07.487 --> 24:10.365 ‫- آقا، می‌تونی نفس بکشی؟ ‫- آره، می‌تونم نفس بکشم. 24:10.365 --> 24:11.825 ‫می‌تونم نفس بکشم. 24:22.794 --> 24:25.255 ‫رگ‌هاش منقبض شدن. ‫نمی‌تونم رگش رو پیدا کنم. 24:25.255 --> 24:26.256 ‫بابا! 24:27.299 --> 24:29.301 ‫فکر نمی‌کردم زنده بمونی. 24:29.301 --> 24:32.804 ‫نه، من تو و آیزاک رو خیلی ‫دوست دارم، هیچوقت تنهاتون نمی‌ذارم. 24:33.722 --> 24:37.601 ‫- هی. هی. چی شده؟ هی. ‫- بلو، ببرش اون طرف. ببرش عقب. 24:37.601 --> 24:39.102 ‫- هی. ‫- اون چش شده؟ 24:39.102 --> 24:40.395 ‫آقا؟ آقا؟ 24:40.395 --> 24:41.438 ‫دکتر، چی شده؟ 24:43.023 --> 24:44.900 ‫پتاسیم خونش رفته بالا. باید متعادلش کنیم. 24:44.900 --> 24:47.194 ‫برگرد به اتوبوس و جعبه داروهای قلبی رو بیار. 24:47.194 --> 24:48.570 ‫فقط عجله کن، رایان. 24:48.570 --> 24:49.821 ‫برید کنار، کنار، کنار. 24:52.616 --> 24:54.451 ‫هنوز رگش رو پیدا نکردم. 24:54.451 --> 24:55.952 ‫ولش کن. مته رو بده بهم. 25:04.377 --> 25:05.629 ‫خب، وارد شدم. 25:12.260 --> 25:13.428 ‫ضربان قلبش قطع شد. 25:13.428 --> 25:14.971 ‫ماساژ قلبی رو شروع می‌کنم. 25:19.935 --> 25:21.603 ‫می‌خوام بهش شوک بدم. 25:26.566 --> 25:27.567 ‫آماده. 25:29.402 --> 25:30.403 ‫هنوز ضربان نداره. 25:34.366 --> 25:35.700 ‫به جای من ادامه بده. 25:41.873 --> 25:43.166 ‫بی‌کربنات سدیم تزریق می‌کنم. 25:45.168 --> 25:46.628 ‫خیلی‌خب. 25:46.628 --> 25:48.088 ‫زودباش، بجنب. 25:54.052 --> 25:55.512 ‫کلرید کلسیم تزریق می‌کنم. 25:56.137 --> 25:57.389 ‫امیدوارم جواب بده. 25:58.473 --> 26:00.642 ‫زودباش، بابا. توروخدا، توروخدا. 26:06.064 --> 26:09.442 ‫ضربان قلبش برگشت. 26:10.735 --> 26:13.321 ‫بابا. 26:14.614 --> 26:18.076 ‫- هی، پسرم. ‫- سه، دو، یک. بلندش کنید. 26:20.745 --> 26:22.497 ‫صبر کن، صبر کن. 26:22.497 --> 26:25.000 ‫پسرم آیزاک تو خونه تنهاست. 26:25.000 --> 26:26.960 ‫آدرستون کجاست؟ ‫میاریمش بیمارستان. 26:26.960 --> 26:30.463 ‫روزمونت شماره 449. ‫یه پرچم آمریکا روی صندوق پستی‌ـه. 26:30.463 --> 26:32.757 ‫بهش گفتم به خاطر گردباد تو حموم قایم بشه. 26:32.757 --> 26:33.758 ‫هوشمندانه‌ست. 26:34.467 --> 26:37.304 ‫- خب، بلو، تو میری؟ ‫- حتما. 26:37.304 --> 26:38.722 ‫اسمش آیزاک‌ـه. هشت سالشه. 26:38.722 --> 26:40.807 ‫باشه، ما میاریمش بیمارستان پیش‌تون. 26:41.600 --> 26:44.102 ‫- تو ویلیج وست همدیگه رو می‌بینیم. ‫- اونجا می‌بینمتون. 26:44.102 --> 26:45.228 ‫بابت همه چیز ممنونم. 26:46.646 --> 26:47.981 ‫باعث افتخار ماست، آقا. 26:47.981 --> 26:50.233 ‫به آیزاک بگو من گریه نکردم. 26:50.734 --> 26:52.027 ‫باشه، رفیق. 27:07.167 --> 27:09.461 ‫هی رای، بلو هستم. صدام رو می‌شنوی؟ 27:09.461 --> 27:11.379 ‫پشت بیسیم معمولا می‌گیم "تمام". 27:11.379 --> 27:12.505 ‫اشتباه کردم. تمام. 27:13.506 --> 27:14.633 ‫چی شده؟ 27:14.633 --> 27:17.385 ‫اون بابائه گفت روزمونت شماره 449، درسته؟ 27:17.927 --> 27:20.472 ‫آره، رو صندوق پستیش هم ‫پرچم آمریکاست. چطور؟ 27:21.139 --> 27:23.099 ‫چون فکر می‌کنم یه مشکلی پیش اومده. 27:24.267 --> 27:25.268 ‫چی؟ 27:25.935 --> 27:27.228 ‫نیست. 27:34.694 --> 27:36.196 ‫911، مورد اضطراری‌تون چیه؟ 27:36.321 --> 27:39.199 ‫باورتون نمیشه ‫از پل مرکز شهر چی آویزون شده! 27:39.407 --> 27:40.950 ‫وای خدا، باز چی شده؟ 27:49.000 --> 27:51.586 ‫به نظر می‌رسه به محورش آویزون شده. 27:51.586 --> 27:55.006 ‫هی، برید عقب. ‫پرسنل غیر اورژانسی از پل برن پایین. 27:55.006 --> 27:56.383 ‫باورت میشه این همه لاشخور؟ 27:56.383 --> 27:59.928 ‫تیک‌تاک عاشق فاجعه‌ست. ‫تیلور، مردم رو از اینجا دور کن. 28:02.097 --> 28:04.265 ‫برید عقب، دوستان. برید عقب. 28:04.265 --> 28:05.600 ‫خبر داری کسی داخلش هست یا نه؟ 28:05.600 --> 28:07.394 ‫اونجا؟ نه، خبر ندارم. 28:07.394 --> 28:11.231 ‫راکس، فکر کنم باید برم بالا و بعد برم داخلش. 28:11.231 --> 28:12.899 ‫احتمالا این بهترین راهه. 28:12.899 --> 28:15.360 ‫- حیف که جرثقیل هنوز خرابه. ‫- آره. 28:15.360 --> 28:17.570 ‫- می‌تونم برات طناب‌گیری کنم. ‫- این کار رو بلدی؟ 28:17.570 --> 28:19.656 ‫من همیشه تو کوه‌های اسموکی ‫صخره‌نوردی می‌کنم. می‌تونم انجامش بدم. 28:19.656 --> 28:21.533 ‫باشه، بلو طناب‌گیری می‌کنه. من میرم بالا. 28:21.533 --> 28:23.702 ‫صبر کن، صبر کن ببینم. ‫واقعا می‌خوای بری اونجا؟ 28:23.702 --> 28:25.662 ‫وقتی گردباد بردش، ‫یه بچه هشت ساله توش بوده. 28:25.662 --> 28:27.872 ‫- به نظرت تونسته زنده بمونه؟ ‫- نمی‌دونم. 28:27.872 --> 28:30.583 ‫ستوان، یه نسیم آروم ‫بهش بخوره، میفته تو آب. 28:31.918 --> 28:33.044 ‫می‌دونم. 28:33.044 --> 28:34.504 ‫اشتباه می‌کنه. 28:34.504 --> 28:36.089 ‫- کاپیتان. ‫- باشه. 28:36.923 --> 28:38.967 ‫بابا. سلام. 28:38.967 --> 28:41.511 ‫آروم. به اندازه کافی امروز دنده‌هام رو شکستی. 28:41.511 --> 28:43.012 ‫بابتش معذرت می‌خوام. 28:43.012 --> 28:45.765 ‫- اینجا چیکار می‌کنی؟ ‫- نمی‌خواستم همه خوشی‌ها رو شما ببرید. 28:45.849 --> 28:47.851 ‫از بیسیم صداتون رو شنیدم. ‫تا جایی که می‌تونستیم سریع اومدیم. 28:47.851 --> 28:51.438 ‫خب، بر خلاف توصیه پزشکی بود، ‫ولی اون می‌خواست کنار تیمش باشه. 28:52.230 --> 28:54.691 ‫- سلام، بلو. ‫- سلام، بابا. 28:55.316 --> 28:56.609 ‫راکسی، این پسرها خوب کار کردن؟ 28:56.609 --> 28:58.111 ‫- تا حدودی. ‫- خوبه. 28:58.111 --> 28:59.821 ‫- هی، یکی کمربند من رو بیاره. ‫- وای. 28:59.821 --> 29:01.531 ‫چی؟ نخیر، اصلا و ابدا. ‫تو هیچ جا نمی‌ری. شوخیت گرفته؟ 29:01.531 --> 29:03.658 ‫حداقل شش تا مسکن بهت زدن. 29:03.658 --> 29:05.702 ‫- پس از جات جُم نمی‌خوری. ‫- بابا. 29:06.494 --> 29:07.746 ‫بهمون اعتماد کن. ما از پسش برمیایم. 29:10.540 --> 29:12.542 ‫باشه. ولی باید عجله کنیم. 29:12.542 --> 29:13.543 ‫بزن بریم. 29:18.465 --> 29:20.383 ‫اون به یه طناب آویزونه، کاپیتان. 29:20.383 --> 29:22.594 ‫- اسم اون پسره، چیه؟ ‫- آیزاک. 29:22.594 --> 29:24.387 ‫باباش گفت تو حموم قایم شده. 29:24.387 --> 29:25.388 ‫حموم؟ 29:25.930 --> 29:28.016 ‫بیا امیدوار باشیم ‫ اون سمت هنوز سالم مونده باشه. 29:28.016 --> 29:30.560 ‫- خب دیگه، آماده‌ای؟ انجامش بده. ‫- تو آماده‌ای؟ 29:30.560 --> 29:31.561 ‫آماده‌م. 29:34.272 --> 29:35.273 ‫ردیفی؟ 29:41.029 --> 29:42.030 ‫تو می‌تونی. 30:09.390 --> 30:10.391 ‫آیزاک. 30:11.893 --> 30:13.186 ‫کمک. 30:16.397 --> 30:18.858 ‫- من اینجام. کمک. گیر کردم. ‫- آیزاک، صدای من رو می‌شنوی؟ 30:18.858 --> 30:21.236 ‫- آیزاک. ‫- آره. این پایینم! 30:21.236 --> 30:22.987 ‫- من این تو گیر کردم. ‫- دارم میام پیشت، باشه؟ 30:22.987 --> 30:25.365 ‫- سر جات بمون. ‫- من تو حموم گیر کردم. 30:25.365 --> 30:27.116 ‫- بابا، صداش رو می‌شنوم. ‫- دیدیش؟ 30:27.116 --> 30:29.202 ‫نه. اینجا خیلی بهم ریخته‌ست. 30:29.202 --> 30:30.995 ‫طناب شُل‌تر میشه؟ 30:30.995 --> 30:32.914 ‫هی، شُل‌ترش کن. شُل‌ترش کن. 30:35.875 --> 30:38.044 ‫- کمک. پنجره ترک برداشته. ‫- آیزاک، سلام. 30:38.044 --> 30:40.672 ‫هی، رفیق، ازت می‌خوام ‫یه نفس عمیق بکشی، باشه؟ 30:41.548 --> 30:44.467 ‫حرکت ناگهانی نکن. ‫فقط نفس بکش، باشه؟ 30:50.223 --> 30:52.600 ‫رای، حالت خوبه؟ 30:52.600 --> 30:54.310 ‫دارم کمک می‌کنم ‫زمان تماشای تلویزیون‌شون کم بشه. 30:55.603 --> 30:58.481 ‫آیزاک، آیزاک، فقط یه لحظه صبر کن، باشه؟ 31:10.410 --> 31:12.579 ‫کاپیتان، دیگه نمی‌تونن زیاد دووم بیارن. 31:12.579 --> 31:13.621 ‫باید عجله کنی، پسرم. 31:19.586 --> 31:20.670 ‫بابا. 31:21.254 --> 31:22.964 ‫این یخچال لعنتی جلوی در رو گرفته. 31:22.964 --> 31:24.757 ‫می‌تونی بذاریش کنار؟ 31:24.757 --> 31:26.217 ‫نه، خیلی سنگینه. 31:26.217 --> 31:29.137 ‫- یه نفر باید دستگاه برش رو بیاره بالا. ‫- برای این کار وقت نداریم. 31:29.137 --> 31:30.138 ‫کاروان داره میفته. 31:31.514 --> 31:33.141 ‫خب وقت می‌خریم، بابا. 31:33.141 --> 31:34.392 ‫من تنهاش نمی‌ذارم، باشه؟ 31:35.393 --> 31:38.646 ‫خودت همیشه میگی، ‫هارت‌ها همیشه یه راهی پیدا می‌کنن. 31:40.189 --> 31:42.525 ‫فکر نمی‌کنم راهی باشه که ‫برات خطر مرگ نداشته باشه. 31:42.525 --> 31:43.943 ‫پس یعنی می‌گی یه راهی هست؟ 31:44.444 --> 31:47.030 ‫بابا، اگه جای من بودی چیکار می‌کردی؟ 31:52.076 --> 31:54.579 ‫طناب نجاتم رو باز می‌کردم و ‫به اون یخچال می‌بستم. 31:57.040 --> 31:58.291 ‫منتظر علامتم باش. 31:59.584 --> 32:01.377 ‫واحد ۱۱۳، همه طناب رو بگیرید. 32:04.380 --> 32:05.506 ‫همه طناب رو بگیرید. 32:10.887 --> 32:11.888 ‫آماده باشید. 32:12.972 --> 32:14.724 ‫خیلی‌خب، انجامش بده. 32:14.724 --> 32:17.185 ‫شروع کنید. بکشید، بکشید. 32:21.522 --> 32:22.523 ‫یه بار دیگه. 32:23.900 --> 32:25.360 ‫زود باشید، بکشید، بکشید. 32:25.360 --> 32:26.569 ‫خیلی‌خب، خوبه. 32:28.404 --> 32:30.073 ‫همونجا نگهش دارید، بچه‌ها. ‫همونجا نگهش دارید. 32:32.825 --> 32:34.160 ‫خب، آیزاک. تکون نخور. 32:37.246 --> 32:39.290 ‫- من رایانم. تو آیزاکی؟ ‫- آره. 32:39.290 --> 32:41.376 ‫- بیا از اینجا ببرمت بیرون، رفیق. ‫- چشم، قربان. 32:46.589 --> 32:49.550 ‫- داره میفته. می‌دِی! می‌دِی! ‫- دستم رو بگیر. 32:54.597 --> 32:56.265 ‫رایان! 32:56.265 --> 32:57.266 ‫رای؟ 32:58.685 --> 32:59.894 ‫رای؟ 33:02.689 --> 33:03.690 ‫هی، بلو. 33:06.275 --> 33:07.276 ‫رایان؟ 33:07.902 --> 33:08.903 ‫کجایی؟ 33:10.780 --> 33:13.282 ‫اگه ما رو بیاری پایین، عالی می‌شه. 33:14.367 --> 33:15.493 ‫خیلی تمیز انجامش دادی. 33:19.163 --> 33:20.957 ‫امشب بعد از آخرین طوفان‌های ویرانگر 33:20.957 --> 33:24.961 ‫که نشویل را درنوردید، پاکسازی آغاز شد، 33:24.961 --> 33:28.131 ‫ولی با رهبری امدادگران، ‫شهر با این چالش روبرو شد، 33:28.131 --> 33:31.426 ‫و بالاخره می‌توانیم ‫انتظار آسمانی صاف را داشته باشیم... 33:33.052 --> 33:34.137 ‫شب خوبی داشته باشی، النور. 33:34.137 --> 33:36.347 ‫هی، برو یه کم استراحت کن، دکتر. ‫لیاقتش رو داری. 33:36.347 --> 33:38.141 ‫هی، من فردا دونات میارم. 33:38.141 --> 33:40.435 ‫- پس به همه بگو گرسنه بیان، باشه؟ ‫- اوه. حتما. 33:41.561 --> 33:43.312 ‫دونات خیلی خوبه. 33:44.272 --> 33:45.565 ‫- رایان. ‫- سلام. 33:46.566 --> 33:48.735 ‫می‌خواستم بابت ‫نجات دادن بابام ازت تشکر کنم. 33:49.902 --> 33:52.447 ‫خب، تو اون رو زنده آوردیش اینجا، پس... 33:53.823 --> 33:55.199 ‫ما همیشه تیم خوبی بودیم. 33:58.578 --> 34:01.539 ‫می‌دونی، همیشه فقط می‌خواستم ‫یه زندگی مشترک مثل پدر و مادرم داشته باشیم. 34:01.539 --> 34:05.585 ‫می‌دونم، و من همیشه ازت خواستم ‫که ما رو با کمال مقایسه نکنی. 34:05.585 --> 34:06.586 ‫قضیه همینه. 34:07.128 --> 34:09.255 ‫معلوم شد اونا از همون اول ‫فرسنگ‌ها از کمال فاصله داشتن. 34:10.673 --> 34:12.216 ‫اما چون مشکلات‌شون رو پذیرفتن، 34:12.216 --> 34:14.594 ‫انقدر قوی شدن که انگار هیچ مشکلی نداشتن. 34:14.594 --> 34:16.054 ‫و همینجا رو من خراب کردم. 34:18.598 --> 34:21.809 ‫تمام وقتی که صرف انکار مشکلات‌مون کردم، 34:22.977 --> 34:24.437 ‫فقط اونا رو بدتر کردم. 34:25.813 --> 34:27.607 ‫و تو رو از خودم دورتر کردم و من... 34:29.650 --> 34:31.069 ‫می‌فهمم چرا می‌خوای بری. 34:33.571 --> 34:34.781 ‫مدارک رو امضا کردی؟ 34:36.282 --> 34:38.534 ‫امروز یه چیزی یاد گرفتم، ‫این که زندگی خیلی کوتاهه. 34:40.536 --> 34:42.747 ‫و من انقدر دوستت دارم که ‫نمی‌خوام به زور نگهت دارم. 34:45.333 --> 34:47.418 ‫واقعا این حرفت رو جدی گفتی؟ 34:48.586 --> 34:49.712 ‫من خرابش کردم، سم. 34:51.130 --> 34:52.423 ‫و متاسفم. 34:52.423 --> 34:53.591 ‫بیا فقط... 34:55.176 --> 34:57.178 ‫یه دقیقه دیگه نگهشون دار، باشه؟ 34:57.178 --> 34:58.179 ‫چرا؟ 34:59.013 --> 35:02.308 ‫چون منم امروز یه چیزی یاد گرفتم 35:03.601 --> 35:07.730 ‫این که با آدم درست، ‫واقعا می‌تونی از هر مشکلی عبور کنی. 35:09.357 --> 35:11.442 ‫حتی اگه حس کنی دیگه دیر شده. 35:12.110 --> 35:15.029 ‫شاید بهتر باشه یه شانس دیگه به هم بدیم. 35:16.989 --> 35:19.534 ‫- واقعا می‌گی؟ ‫- البته اگه تو حاضر باشی این کار رو کنیم. 35:19.534 --> 35:20.535 ‫آره، معلومه. 35:23.037 --> 35:25.498 ‫چی شد، تو که گفتی ‫ما صد بار امتحانش کردیم؟ 35:26.874 --> 35:29.377 ‫خطر بار صد و یکم چیه؟ 35:30.461 --> 35:32.255 ‫باشه، پس برای بار صد و یکم امتحانش می‌کنیم. 35:34.715 --> 35:38.761 ‫خب. صبر کن، اون چیزی که می‌خواستی ‫تو ایستگاه آتش‌نشانی بهم بگی چی بود؟ 35:40.721 --> 35:42.473 ‫معلوم شد من یه برادر کوچیکتر دارم. 35:44.475 --> 35:45.560 ‫چی؟ 35:45.560 --> 35:46.686 ‫و اون خیلی هم کوچیک نیست. 35:47.228 --> 35:48.354 ‫- آره. ‫- چی؟ 35:49.689 --> 35:52.441 ‫همه‌ش رو برات با یه فنجون قهوه تعریف می‌کنم. 35:52.441 --> 35:53.860 ‫چطوره؟ 35:53.860 --> 35:56.154 ‫می‌تونم به یه فنجون قهوه دعوتت کنم؟ 35:56.154 --> 35:57.321 ‫- بله. ‫- واقعا؟ 36:28.811 --> 36:29.937 ‫سلام، مارک هستم. 36:29.937 --> 36:31.647 ‫ببخشید که دلت برام تنگ شده. من بیشتر. 36:34.901 --> 36:36.736 ‫سلام، منم. 36:36.736 --> 36:39.071 ‫همین الان رسیدم خونه و ‫دلم خواست صدات رو بشنوم. 36:41.073 --> 36:43.242 ‫امروز یه اسم دیگه هم به لیستم اضافه شد. 36:44.869 --> 36:47.455 ‫به یه دختر کمک کردم ‫خواهر کوچیکش رو به دنیا بیاره. 36:48.414 --> 36:50.958 ‫مامانش می‌خواد اسمش رو بذاره میراکل. 36:52.793 --> 36:56.047 ‫تازه فقط این نبود. ‫نزدیک بود دان رو از دست بدیم. 36:56.047 --> 36:57.381 ‫صاعقه بهش زد. 36:58.925 --> 37:02.845 ‫دکترها داشتند ازش قطع امید ‫می‌کردن، ولی خواهرت تسلیم نشد. 37:02.845 --> 37:05.640 ‫به گفته‌ی بلایت، ‫اون زندگی رو دوباره بهش برگردوند. 37:10.728 --> 37:13.272 ‫فقط کاش می‌تونستم ‫همین کار رو برای تو هم بکنم. 37:14.565 --> 37:17.109 ‫برای گوش دادن به پیغام صوتی ‫عدد یک را فشار دهید. 37:17.109 --> 37:18.736 ‫برای ضبط مجدد ‫عدد دو را فشار دهید. 37:44.720 --> 37:47.723 ‫بلایت. وای، عجب سورپرایزی! 37:47.723 --> 37:50.142 ‫فقط تو نیستی که ‫بلده یه ورود خاص داشته باشه. 37:51.269 --> 37:52.520 ‫بفرمائید تو. 37:54.522 --> 37:55.648 ‫به کم نوشیدنی می‌خوری؟ 37:56.649 --> 37:57.733 ‫قول می‌دم سمی نیست. 37:58.484 --> 38:02.530 ‫نه، زیاد نمی‌مونم. ممنونم. 38:03.781 --> 38:05.449 ‫پس چی می‌خوای؟ 38:06.492 --> 38:08.327 ‫می‌خوام بدونم نقشه‌ت چیه. 38:09.495 --> 38:11.205 ‫اصلا نمی‌دونم منظورت چیه. 38:11.205 --> 38:16.294 ‫منظورم اینه که پسرت ‫یهویی از زیر زمین دراومد بیرون، 38:16.294 --> 38:19.046 ‫اونم فقط چند ماه بعد از اینکه با هم توافق کردیم 38:19.046 --> 38:23.259 ‫من و دان دیگه اون کمک هزینه ‫مخفی حمایت از فرزند رو پرداخت نکنیم. 38:23.259 --> 38:25.511 ‫بلو خودش آزمایش ژنتیک داد. 38:25.511 --> 38:28.472 ‫- خودش باباش رو پیدا کرد. ‫- آره، باشه. 38:28.472 --> 38:31.684 ‫پس انتظار داری باور کنم که ‫تو این مسیر یه تلنگر کوچولو هم 38:31.684 --> 38:32.685 ‫بهش نزدی؟ 38:33.936 --> 38:36.689 ‫خدایا، اصلا برام مهم نیست ‫چی رو باور می‌کنی، بلایت. 38:37.189 --> 38:38.607 ‫چی می‌خوای؟ 38:40.026 --> 38:41.027 ‫پول می‌خوای؟ 38:42.194 --> 38:43.279 ‫می‌خوای انتقام بگیری؟ 38:44.238 --> 38:45.740 ‫یا دنبال چیز بیشتری هستی؟ 38:47.700 --> 38:48.784 ‫می‌دونی کجاش جالبه؟ 38:50.494 --> 38:55.166 ‫من سال‌هاست که خیلی عصبانی بودم. 38:56.500 --> 38:58.961 ‫ولی وقتی دان‌دان رو دوباره تو بیمارستان دیدم، 39:00.588 --> 39:03.841 ‫همه اون عصبانیت یهویی آب شد و رفت. 39:06.093 --> 39:11.557 ‫ولی خب، ما همیشه یه ارتباط خاص با هم داشتیم. 39:15.644 --> 39:19.190 ‫انگار داری سعی می‌کنی شوهر من رو ازم بدزدی. 39:19.982 --> 39:21.692 ‫اول تو اون رو دزدیدی. 39:26.822 --> 39:30.785 ‫پس، یعنی جنگ می‌خوای، نه؟ 39:32.953 --> 39:36.749 ‫خدایا، من بیست ساله که منتظرشم. 39:38.667 --> 39:39.752 ‫فهمیدم. 39:54.100 --> 39:56.435 ‫- صبح بخیر، راکس. ‫- صبح بخیر، کاپیتان. 39:56.435 --> 39:58.771 ‫خوشحالم می‌بینم هنوز از پا نیفتادی. 39:58.771 --> 40:00.606 ‫خب چجوری می‌تونستم پا به پای تو بیام؟ 40:01.399 --> 40:04.819 ‫- هی، کاپیتان. اجباری نیست ولی امشب... ‫- شب اجرات توی بروکن فیدل‌‌ـه؟ 40:05.694 --> 40:06.695 ‫قبلا بلیطش رو گرفتم. 40:08.656 --> 40:10.241 ‫بلو، این خیلی کندـه، خب؟ 40:10.241 --> 40:12.368 ‫باید جوری وانمود کنی که انگار یه جا آتیش گرفته. 40:12.368 --> 40:16.205 ‫باید یاد بگیری همونجوری که خودت میری ‫بالا، چجوری نردبون دوم رو ببری روی سقف. 40:16.205 --> 40:17.623 ‫می‌تونم سریع‌تر برم. 40:17.623 --> 40:19.458 ‫باشه، صبر کن. الان داری عجله می‌کنی. 40:19.458 --> 40:21.419 ‫- الان دارم عجله می‌کنم؟ ‫- آره، عجله می‌کنی. 40:21.419 --> 40:25.464 ‫خیلی‌خب. سه نقطه تماس داشته باش و مطمئن ‫شو نردبون روی شونه‌ت محکم و بالانس شده، وگرنه... 40:25.464 --> 40:27.383 ‫وگرنه... 40:27.383 --> 40:29.260 ‫بلو. بلو، بلو، بلو، بلو. 40:30.261 --> 40:31.429 ‫صبح بخیر، پسرها. 40:32.430 --> 40:33.722 ‫- سلام، بابا. ‫- سلام، بابا. 40:33.722 --> 40:35.599 ‫ستوان، یه لحظه میای. 40:45.401 --> 40:47.278 ‫- اوضاع چطوره؟ ‫- خودت چی فکر می‌کنی؟ 40:47.278 --> 40:50.489 ‫خیلی تازه‌کار و بی‌تجربه‌ست. ‫تکنیکش بدتر از چیزیه که فکر می‌کردم. 40:50.489 --> 40:52.450 ‫- هنوز فکر می‌کنی اشتباه کردم؟ ‫- نه. نه. 40:52.450 --> 40:56.245 ‫اگه بذاری حرفم رو ادامه بدم، ‫می‌خواستم بگم که آره، تازه‌کاره، 40:56.245 --> 40:58.998 ‫ولی فکر می‌کنم به یه ‫آتش‌نشان عالی تبدیل میشه. 40:59.915 --> 41:03.419 ‫خوبه، خوشحالم، چون منم ‫فکر می‌کنم می‌تونیم یه خانواده عالی باشیم. 41:08.132 --> 41:11.135 ‫خب، واحد ۱۱۳. باید حرکت کنیم. 41:11.135 --> 41:12.344 ‫این شامل تو هم میشه، کارآموز. 41:13.387 --> 41:15.514 ‫بزن بریم. 41:17.224 --> 41:22.229 www.Doostihaa.com