WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:13.183 --> 00:16.303 ‫[تانگ‌جینگ] 00:28.303 --> 00:29.303 ‫از هم جدا میشیم 00:30.183 --> 00:31.783 ‫تو برو آمار بقیه رو دربیار 00:31.783 --> 00:33.263 ‫من میرم تو قصر تا ملکه رو ببینم 00:33.263 --> 00:35.023 ‫و سعی می‌کنم یه ‫خبری از لی سه پیدا کنم 00:35.023 --> 00:36.823 ‫ملکه آدم خیلی ‫مرموز و پیچیده‌ایه 00:36.823 --> 00:38.063 ‫وقتی تنهایی خیلی مواظب باش 00:42.743 --> 00:46.423 ‫[غذاخوری چینگ‌فن] 02:05.903 --> 02:11.023 ‫[تولد دوباره] 02:11.503 --> 02:14.063 ‫[قسمت ۱۷] 02:16.023 --> 02:17.143 ‫من شاهدخت فو هستم 02:17.303 --> 02:19.423 ‫می‌خوام با ملکه ‫دیدار داشته باشم 02:20.303 --> 02:23.063 ‫[قصر لین‌روئی] 02:29.423 --> 02:30.863 ‫سلام و عرض ادب، علیاحضرت 02:49.303 --> 02:50.023 ‫چون‌ار؟ 02:50.583 --> 02:53.063 ‫خیلی وقت بود که منتظرت بودم 02:53.063 --> 02:56.183 ‫ولی فکر کنم دیگه نباید من ‫رو چون‌ار صدا کنی 02:56.423 --> 02:58.863 ‫باید بهم بگی همسر شاهزاده لوئو 02:58.863 --> 03:00.063 ‫ملکه کجاست؟ 03:00.263 --> 03:01.783 ‫ایشون نمی‌خوان ببیننت 03:02.183 --> 03:03.543 ‫من رو فرستادن جای خودشون 03:03.543 --> 03:04.303 ‫اگه این‌طوریه 03:04.703 --> 03:05.903 ‫پس من دیگه رفع زحمت می‌کنم 03:06.423 --> 03:07.423 ‫حالا چرا با این عجله؟ 03:07.583 --> 03:10.663 ‫قراره به عنوان ملکه‌ی یان ‫بزرگ ازدواج کنی و بری 03:12.023 --> 03:14.903 ‫یه نوشیدنی ناب مخصوص ‫خودت آماده کردم 03:15.143 --> 03:16.903 ‫چطوره اول یه جشنی بگیریم؟ 03:17.423 --> 03:18.423 ‫این رو 03:18.623 --> 03:20.703 ‫به حساب تبریک ‫پیشاپیش عروسیت بذار 03:20.703 --> 03:21.663 ‫چی گفتی؟ 03:29.143 --> 03:30.183 ‫ملکه‌ی یان بزرگ 03:33.863 --> 03:35.023 ‫مگه نمی‌دونی؟ 03:35.583 --> 03:38.023 ‫یان شون اومده اینجا ‫تا ازت خواستگاری کنه 03:38.023 --> 03:39.983 ‫ملکه‌ هم با این ‫وصلت موافقت کردن 03:39.983 --> 03:40.903 ‫جهیزیه‌ت 03:40.903 --> 03:43.383 ‫همین الانم فرستاده ‫شده به عمارت ولیعهد 03:43.383 --> 03:45.263 ‫دیگه لازم نیست نگران لی سه باشی 03:45.263 --> 03:47.663 ‫شاید نشد که ملکه‌ی ‫بیان‌تانگ بشی 03:47.663 --> 03:51.063 ‫ولی به زودی ملکه‌ی ‫یان بزرگ میشی 03:51.703 --> 03:52.183 ‫بیا دیگه 03:53.383 --> 03:54.303 ‫بذار یادت بدم 03:55.263 --> 03:57.983 ‫تو شب عروسیت ‫نوشیدنی پیمان ازدواج رو 03:57.983 --> 04:00.303 ‫باید با یان شون این‌طوری بخوری 04:06.583 --> 04:08.783 ‫من و شاهزاده لوئو هم ‫همین‌طوری خوردیم 04:12.503 --> 04:14.703 ‫نقشه‌ی اینکه من رو ‫بدن به یان بزرگ... 04:15.023 --> 04:16.503 ‫پیشنهاد تو بود، مگه نه؟ 04:16.823 --> 04:18.263 ‫واقعاً که خیلی باهوشی 04:19.943 --> 04:21.503 ‫نمی‌خوای ازم تشکر کنی؟ 04:22.423 --> 04:24.423 ‫تو و یان شون که انقدر ‫کشته‌مرده‌ی هم بودین 04:25.263 --> 04:26.063 ‫به خاطر تو بود که 04:26.943 --> 04:28.743 ‫اون دست لی چی، ژنرال 04:28.743 --> 04:30.063 ‫سواره‌نظام بیان‌تانگ رو قطع کرد 04:30.383 --> 04:31.263 ‫بهم بگو 04:31.983 --> 04:34.063 ‫تاوان اون دست رو کی باید بده؟ 04:34.623 --> 04:36.183 ‫یان شون یا تو؟ 04:36.183 --> 04:38.183 ‫یان شون یه آدم ‫ظالم و تشنه‌ی خونه 04:38.343 --> 04:39.943 ‫اون اصلاً لایق حکومت ‫به یان بزرگ نیست 04:40.063 --> 04:41.223 ‫لی سه چی؟ 04:41.263 --> 04:43.383 ‫اون قرار بود به عنوان ولیعهد ‫تو ناز و نعمت زندگی کنه 04:43.383 --> 04:44.943 ‫اگه تو به خاطر اون ‫با ملکه درنمی‌افتادی 04:44.943 --> 04:46.943 ‫چطور ممکن بود ‫کارش به اینجا بکشه؟ 04:47.263 --> 04:48.023 ‫چون‌ار 04:49.183 --> 04:50.863 ‫می‌دونم که درد و نفرت زیادی 04:50.863 --> 04:52.063 ‫توی قلبت داری 04:53.263 --> 04:55.303 ‫و چیزایی رو تحمل ‫کردی که حقت نبوده 04:55.303 --> 04:56.743 ‫ولی اگه بخوای تو گذشته گیر کنی 04:56.743 --> 04:59.423 ‫فقط بیشتر غرق ‫میشی و زجر میکشی 05:02.183 --> 05:03.503 ‫هیچ‌وقت نفهمیدم 05:04.583 --> 05:06.383 ‫چرا انقدر ازت متنفرم 05:07.583 --> 05:08.263 ‫فکر کنم 05:09.463 --> 05:11.223 ‫همه‌ش از روی حسادت باشه 05:12.743 --> 05:13.623 ‫دیگه تموم شد 05:14.063 --> 05:15.303 ‫همه‌شون مردن 05:15.503 --> 05:16.383 ‫من تو رو از اینجا می‌برم 05:16.383 --> 05:17.463 ‫می‌برمت خونه 05:17.503 --> 05:18.983 ‫می‌کشمت 05:19.383 --> 05:20.583 ‫می‌کشمت 05:23.703 --> 05:24.503 ‫متأسفم 05:28.983 --> 05:32.223 ‫ازت متنفرم ازت ‫متنفرم ازت متنفرم 05:32.263 --> 05:33.663 ‫ازت متنفرم 05:34.143 --> 05:35.703 ‫همه‌شون مردن 05:35.823 --> 05:37.303 ‫تو همه‌شون رو کشتی 05:38.183 --> 05:38.863 ‫چون‌ار 05:40.263 --> 05:41.183 ‫نترس 05:54.103 --> 05:56.423 ‫من یه شاهدخت نجیب‌زاده ‫و عزیزدردانه به دنیا اومدم 05:57.903 --> 05:59.503 ‫انگار همه چیز داشتم 06:00.863 --> 06:03.863 ‫ولی در واقع، هیچ‌چی ندارم 06:05.183 --> 06:07.823 ‫حتی عشق پدرم بهم الکی بود 06:08.463 --> 06:10.263 ‫تو فقط یه برده بودی 06:10.303 --> 06:11.943 ‫ولی الان از همه‌ی ما بالاتری 06:11.943 --> 06:13.703 ‫و هر چیزی که من ‫می‌خواستم رو داری 06:14.063 --> 06:16.383 ‫فقط می‌خوام با چشمای ‫خودم زجر کشیدنت رو ببینم؛ 06:16.383 --> 06:17.863 ‫که ببینی چطور همه ‫چیزت رو از دست میدی 06:17.863 --> 06:19.583 ‫و هر کسی که برات ‫عزیزه از پیشت میره 06:22.263 --> 06:23.383 ‫تو یه زیبایی خیره‌کننده داری 06:24.183 --> 06:26.263 ‫که همه بهت حسودی می‌کنن 06:26.903 --> 06:29.023 ‫می‌تونستی زندگی ‫خیلی بهتری داشته باشی 06:29.743 --> 06:30.503 ‫می‌دونم 06:31.343 --> 06:33.343 ‫که فکر می‌کنی من و یان ‫شون باعث زجرت شدیم 06:33.343 --> 06:35.063 ‫مادر و پدرت... 06:35.143 --> 06:36.743 ‫فکر می‌کنی اونا هم بهت بدی کردن 06:36.743 --> 06:39.903 ‫فکر می‌کنی سرنوشت ‫و این دنیا باهات بد بودن 06:40.263 --> 06:42.063 ‫باور داری که به دنیا ‫اومدی تا تو رفاه باشی 06:42.063 --> 06:43.503 ‫و بقیه بهت تعظیم کنن 06:43.503 --> 06:45.143 ‫ولی اینا هدیه‌ی سرنوشت بود 06:45.623 --> 06:46.703 ‫تو قدرش رو ندونستی 06:46.703 --> 06:48.263 ‫به جاش، انتخاب کردی که ‫ازش واسه انتقام استفاده کنی؛ 06:48.263 --> 06:49.863 ‫انتقام از من برده 06:49.983 --> 06:50.903 ‫انتقام از یان شون 06:51.183 --> 06:52.463 ‫و انتقام از بقیه 06:52.703 --> 06:54.063 ‫حتی انتقام از خودت 06:55.743 --> 06:56.623 ‫ارزشش رو داشت؟ 07:03.743 --> 07:04.623 ‫آره 07:08.063 --> 07:09.263 ‫من فقط ازت متنفرم 07:10.743 --> 07:12.503 ‫می‌خوام ازت انتقام بگیرم 07:12.743 --> 07:15.863 ‫همسر شاهزاده لوئو، لطفاً کمتر ‫از نوشیدنی عروسی من بنوشین 07:15.863 --> 07:17.863 ‫نوشیدنی زیاد واسه ‫سلامتیتون خوب نیست 09:05.383 --> 09:07.223 ‫بقیه اعضای گروه... 09:08.743 --> 09:10.263 ‫توسط ملکه دستگیر شدن 09:10.623 --> 09:12.623 ‫فقط من و بازه تونستیم فرار کنیم 09:13.263 --> 09:14.263 ‫از بازه خواستم... 09:15.383 --> 09:15.983 ‫که بره به 09:16.143 --> 09:16.903 ‫شی‌منگ 09:17.263 --> 09:18.463 ‫تا یه پیغامی رو برسونه 09:20.383 --> 09:20.983 ‫لینگ‌یوئه 09:28.623 --> 09:30.023 ‫اوضاع لی سه چطوره؟ 09:31.903 --> 09:33.183 ‫ تو زندانه 09:33.863 --> 09:36.543 ‫لین مو و سونگ چنگ ‫رو هم همراه اون گرفتن 09:36.543 --> 09:38.143 ‫اون روزی که این اتفاق افتاد 09:38.623 --> 09:41.023 ‫من تو غذاخوری نبودم و ‫واسه همین قسر در رفتم 09:41.023 --> 09:43.863 ‫اونا می‌دونستن که تو هیچ‌وقت ‫ولیعهد رو تنها نمی‌ذاری 09:44.263 --> 09:46.943 ‫همه‌ی اینا فقط واسه این ‫بود که بکشوننت اینجا ‫[عمارت می‌هه] 09:47.463 --> 09:48.303 ‫شاهدخت 09:53.023 --> 09:53.863 ‫شاهدخت 09:53.903 --> 09:55.383 ‫یه کالسکه از طرف ‫یان بزرگ بیرون منتظره 09:55.383 --> 09:56.543 ‫میگن اومدن شما رو ببینن 10:25.023 --> 10:25.623 ‫چو 10:26.503 --> 10:28.943 ‫♪ گل‌ها می‌افتن رو آستینام ♪ 10:28.983 --> 10:33.063 ‫♪ اونا غم من رو نمی‌فهمن ♪ ‫چو ‫♪ با یه پیاله نوشیدنی ♪ 10:33.063 --> 10:34.543 ‫♪ دلتنگی‌هام لبریز میشن ♪ 10:34.783 --> 10:37.983 ‫اینا لباسای قدیمی منه، مال ‫اون موقعی که ولیعهد بودم 10:37.983 --> 10:40.343 ‫فکر نمی‌کردم ‫هنوزم اندازه‌م باشن 10:40.343 --> 10:44.583 ‫چو ‫امروز مخصوصاً این لباس رو پوشیدم ‫چون می‌خواستم با این هویت ببینمت 10:44.583 --> 10:50.663 ‫الان، من پادشاه یان بزرگ نیستم ‫من فقط همون شاهزاده‌ی گروگانیم ‫که تو شهر جن‌هوانگ گیر افتاده بود 10:50.823 --> 10:52.223 ‫چو 10:52.303 --> 10:54.743 ‫می‌تونی، حتی شده واسه یه لحظه 10:54.743 --> 11:02.143 ‫همون چو چیائوی برده باشی که ‫تو عمارت چینگ‌شان گیر افتاده بود؟ ‫می‌خوام ببرمت یه جایی 11:02.263 --> 11:03.863 ‫♪ تبدیل شد به حسرت ♪ 11:03.863 --> 11:06.343 ‫♪ زیر نور ستاره‌ها ♪ 11:06.623 --> 11:11.023 ‫♪ که تو کل زندگیم موج می‌زنن ♪ 11:11.383 --> 11:12.743 ‫♪ از این آسمون پهناور می‌پرسم ♪ 11:12.743 --> 11:15.023 ‫♪ باد آرومه، ولی ‫دلتنگی من خیلی سنگینه ♪ 11:15.023 --> 11:17.463 ‫♪ چطوری از نو شروع کنیم؟ ♪ 11:17.543 --> 11:20.423 ‫♪ چطور عاشق بمونیم و ‫بدون جدایی هم رو نگه داریم ♪ 11:20.423 --> 11:23.183 ‫♪ یا دچار سوءتفاهم نشیم؟ ♪ 11:23.303 --> 11:26.143 ‫♪ نذار فقط وقتی چشمام ‫از گریه قرمز شده ♪ 11:26.143 --> 11:29.063 ‫♪ معنی یه نگاه گذرا رو بفهمم ♪ 11:29.103 --> 11:31.823 ‫♪ چیزی که نمیشه نگهش ‫داشت، فقط باید سپردش و رفت ♪ 11:31.943 --> 11:34.263 ‫♪ در نهایت ♪ 11:52.183 --> 11:53.343 ‫-راه رو باز کنین ‫-برین کنار 11:53.343 --> 11:54.783 ‫-راه رو باز کنین ‫-برین اون‌ور 11:55.263 --> 11:56.743 ‫کی انقدر جرئت پیدا کرده که ‫جلوی دروازه‌ی شهر رو ببنده؟ 11:56.743 --> 11:57.383 ‫بازداشتش کنین 12:03.263 --> 12:04.663 ‫من همسر پادشاه یان بزرگ هستم 12:04.663 --> 12:06.023 ‫من رو ببرین پیشش 12:07.023 --> 12:07.663 ‫همسر پادشاه یان بزرگ؟ 12:07.663 --> 12:09.183 ‫عجله کنین یه کالسکه آماده کنین 12:09.983 --> 12:12.383 ‫-کالسکه رو بیارین ‫-کالسکه آماده کنین 12:16.383 --> 12:17.183 ‫راه رو باز کنین 12:20.263 --> 12:21.103 ‫برین کنار 12:48.743 --> 12:50.143 ‫چرا من رو آوردی اینجا؟ 12:55.223 --> 12:56.143 ‫این روبان 12:56.743 --> 12:59.943 ‫بخشی از سنت مردم کوهستان ‫هوئی‌هوئی تو یان بزرگه 12:59.943 --> 13:00.863 ‫وقتی بچه بودم 13:01.383 --> 13:03.383 ‫مادرم زیاد اونجا می‌موند 13:04.383 --> 13:04.903 ‫اون بهم گفت 13:04.903 --> 13:07.303 ‫که مردم کوهستان ‫هوئی‌هوئی تو یان بزرگ 13:07.863 --> 13:09.223 ‫این روبان رو گره می‌زنن 13:09.663 --> 13:11.623 ‫و همراه این لوح آرزو... 13:13.463 --> 13:15.343 ‫به این درخت آرزوها ‫آویزون می‌کنن 13:16.143 --> 13:16.863 ‫اون وقت باد 13:17.863 --> 13:20.263 ‫آرزوهاشون رو ‫می‌بره بالا تو آسمون 13:20.383 --> 13:22.663 ‫و آرزوهاشون برآورده میشه 13:37.743 --> 13:38.463 ‫چو 13:41.103 --> 13:42.623 ‫بیا درد و غمامون رو فراموش کنیم 13:43.263 --> 13:44.903 ‫با من برگرد به یان بزرگ 13:45.383 --> 13:46.503 ‫قبلاً بهت قول داده بودم 13:47.143 --> 13:47.943 ‫که یان بزرگ 13:48.543 --> 13:49.943 ‫همیشه خونه‌ی توئه 13:50.983 --> 13:51.663 ‫چو 13:52.343 --> 13:53.863 ‫ما قبلاً انقدر به هم نزدیک بودیم 13:54.383 --> 13:56.303 ‫که جونمون رو به هم می‌سپردیم 13:56.303 --> 13:57.223 ‫بعد از اینکه از دستت دادم 13:57.223 --> 13:59.463 ‫حس می‌کنم کل دنیا ‫رو از دست دادم 13:59.743 --> 14:00.863 ‫فقط اگه تو برگردی 14:01.903 --> 14:03.263 ‫می‌تونم دوباره خودم رو پیدا کنم 14:09.303 --> 14:09.943 ‫یان شون 14:10.743 --> 14:11.623 ‫من تو رو می‌شناسم 14:12.783 --> 14:14.383 ‫درست همون‌طوری ‫که تو من رو می‌شناسی 14:19.703 --> 14:20.423 ‫چو؟ 14:21.023 --> 14:22.583 ‫نقش بازی نکن 14:22.743 --> 14:23.823 ‫حسی که تو بهم داری 14:24.663 --> 14:27.023 ‫چیزی جز میل به پیروزی ‫و تصاحب کردن نیست 14:27.023 --> 14:29.103 ‫اگه واقعاً ذره‌ای ‫بهم علاقه داشتی 14:29.383 --> 14:30.263 ‫بانو جونگ 14:30.623 --> 14:32.263 ‫اون آدمای صنف هماهنگی جهانی 14:32.263 --> 14:33.223 ‫و هوآن هوآن 14:34.263 --> 14:36.103 ‫با شمشیر تو کشته نمی‌شدن 14:36.863 --> 14:38.183 ‫جائو چون‌ار راست می‌گفت 14:38.263 --> 14:39.223 ‫اشتباه من این بود 14:40.263 --> 14:42.623 ‫که اون موقع به حس تو باور داشتم 14:43.623 --> 14:46.623 ‫حالا خودم با دستای خودم ‫اون اشتباه رو درست می‌کنم 14:48.863 --> 14:49.543 ‫چو 14:49.703 --> 14:51.943 ‫واقعاً می‌تونی من رو بکشی؟ 14:52.783 --> 14:54.623 ‫اگه واقعاً می‌خواستی 14:55.103 --> 14:58.223 ‫همون لب دریاچه‌ی یخ‌زده ‫این کار رو می‌کردی 15:13.463 --> 15:14.903 ‫تو به من سم دادی... 15:15.503 --> 15:16.503 ‫نگران نباش چو 15:18.023 --> 15:20.583 ‫فقط یه بخور آرام‌بخشه که قدرت ‫درونی‌ت رو سرکوب می‌کنه 15:20.583 --> 15:22.823 ‫تا یه ساعت دیگه ‫اثرش خودبه‌خود میپره 15:23.503 --> 15:25.263 ‫با صبر من بازی نکن 15:26.023 --> 15:26.863 ‫راست میگی 15:27.103 --> 15:28.143 ‫تو من رو می‌شناسی 15:29.263 --> 15:30.863 ‫درست همون‌طوری ‫که من تو رو می‌شناسم 15:31.983 --> 15:33.983 ‫واسه همینم از قبل ‫فکر همه جاش رو کردم 15:33.983 --> 15:35.743 ‫هر وقت بخوام می‌تونم بکشمت 15:35.783 --> 15:37.983 ‫[اقامتگاه موقتی پادشاه یان بزرگ] 15:52.183 --> 15:52.983 اعلیحضرت 15:53.343 --> 15:54.223 ‫چی شده؟ 15:54.383 --> 15:55.583 ‫زود با من بیاین 16:10.743 --> 16:11.583 ‫اعلیحضرت 16:25.783 --> 16:26.263 ‫بانو هلیان رو 16:26.263 --> 16:28.943 ‫نگهبانای دروازه‌ی ‫یینگ‌تیان آوردن اینجا 16:29.463 --> 16:31.223 ‫گفتن جلوی دروازه‌ی ‫شهر بیهوش شده 16:31.223 --> 16:33.223 ‫چون خیلی وقت ‫بوده که رو اسب بوده 16:34.183 --> 16:36.943 ‫و شب و روز بدون استراحت ‫اومده و بدنش ضعیف شده 16:36.943 --> 16:38.223 ‫چرا اومده اینجا؟ 16:38.543 --> 16:39.263 ‫احتمالا شنیده 16:39.263 --> 16:41.743 ‫که شما می‌خواین با ‫ملکه‌ی چو ازدواج کنین 16:42.343 --> 16:43.503 ‫و هول کرده 16:48.823 --> 16:49.623 ‫اعلیحضرت 16:55.423 --> 16:56.223 اعلیحضرت 16:57.903 --> 16:59.783 ‫من رو ببخشین اعلیحضرت 17:02.023 --> 17:03.663 ‫می‌دونم اشتباه کردم 17:20.743 --> 17:21.703 ‫می‌دونم 17:22.423 --> 17:24.063 ‫که شما عاشق ملکه‌ی چو هستین 17:24.503 --> 17:27.103 ‫من هیچ‌وقت جرئت نمی‌کنم واسه ‫جلب توجهتون با اون رقابت کنم 17:27.103 --> 17:29.263 ‫یا کاری کنم که بهش آسیبی برسه 17:29.623 --> 17:30.943 ‫من فقط می‌ترسیدم... 17:33.583 --> 17:35.983 ‫می‌ترسیدم وقتی ‫باهاش ازدواج کردین 17:37.383 --> 17:38.783 ‫من رو ول کنین 17:39.183 --> 17:41.503 ‫فقط ازتون التماس ‫می‌کنم من رو بیرون نکنین 17:41.583 --> 17:45.223 ‫بذارین بمونم و به شما ‫و ملکه‌ی چو خدمت کنم 17:48.903 --> 17:49.703 ‫اعلیحضرت 17:52.103 --> 17:52.823 ‫جنگ یوآن 17:54.503 --> 17:56.063 ‫بانو هلیان زخمی شده 17:57.263 --> 17:58.983 ‫دو تا خدمتکار پیدا ‫کن تا بهش برسن 17:59.063 --> 17:59.663 ‫چشم 18:42.983 --> 18:44.023 ‫به نظرت جوگه یوئه 18:44.023 --> 18:46.423 ‫چه قصدی داشت که یه زن ‫رو از شی‌منگ با خودش آورد؟ 18:47.023 --> 18:50.223 ‫این مکان رو ولیعهد واسه ‫شاهدخت فو گذاشته بود 18:50.223 --> 18:52.063 ‫شاهدخت بهمون گفت ‫که اینجا هم رو ببینیم 18:52.503 --> 18:53.263 ‫ولی این رو ببین... 18:53.263 --> 18:55.503 ‫یه زن زشت خارجی ‫بی‌ریخت رو با خودش آورده 19:01.583 --> 19:02.263 ‫داری چیکار می‌کنی؟ 19:02.263 --> 19:02.903 ‫بس کن دیگه 19:03.583 --> 19:06.263 ‫دارم به یه راهی فکر می‌کنم ‫تا ولیعهد رو نجات بدیم 19:06.503 --> 19:07.183 ‫تو... 19:07.943 --> 19:08.903 ‫وانگ شی‌ار 19:08.943 --> 19:10.303 ‫چطوره همین‌جا یه تونل بکنی 19:10.303 --> 19:12.223 ‫و عالیجناب رو از ‫اون زیر بکشی بیرون؟ 19:13.303 --> 19:14.183 ‫نظرت چیه؟ 19:14.303 --> 19:15.903 ‫اونجا زندان سلطنتیه... 19:16.263 --> 19:18.023 ‫امنیتی‌ترین زندان این کشور 19:18.023 --> 19:20.503 ‫امنیت شدید که تنها مشکل ما نیست 19:20.703 --> 19:21.743 ‫خبر بد خبر بد 19:22.263 --> 19:24.143 ‫قراره بانو چو رو ‫شوهر بدن به یان بزرگ 19:24.143 --> 19:25.063 ‫چی گفتی؟ 19:25.503 --> 19:27.863 ‫بانو چو رو دارن می‌فرستن ‫یان بزرگ که ازدواج کنه 19:28.903 --> 19:30.783 ‫-شوهر بدن؟ ازدواج کنه؟- 19:31.943 --> 19:33.703 ‫نکنه شاهزاده می‌خواد ‫از این ازدواج استفاده کنه 19:33.703 --> 19:35.743 ‫تا ارتش عقاب سیاه رو بیاره ‫و عالیجناب رو نجات بده؟ 19:35.743 --> 19:37.343 ‫به نظر من که این نقشه جواب میده 19:37.343 --> 19:38.303 ‫ارزش امتحان کردن رو داره 19:38.463 --> 19:39.463 ‫تو یه همچین موقعیتی 19:39.463 --> 19:40.703 ‫هنوزم حس و حال شوخی داری؟ 19:40.703 --> 19:41.743 ‫مگه جور دیگه هم میشه؟ 19:41.743 --> 19:44.663 ‫چطور ممکنه شاهدخت با یه ‫همچین وصلت سیاسی‌ای موافقت کنه؟ 19:44.663 --> 19:46.183 ‫چی داری میگی؟ 19:50.463 --> 19:51.263 ‫ارباب جوان 19:51.343 --> 19:53.263 ‫می‌دونستین یان شون ‫می‌خواد با بانو چو ازدواج کنه؟ 19:53.263 --> 19:56.543 ‫ملکه‌ی بیان‌تانگ حکمش ‫رو هم صادر کرده 19:56.903 --> 19:58.703 ‫تو راه که می‌اومدم شنیدم 19:58.743 --> 19:59.903 ‫نگران نیستین؟ 20:00.303 --> 20:02.503 ‫می‌خواستم برم عمارت ‫ولیعهد تا بانو چو رو ببینم 20:02.503 --> 20:03.463 ‫ولی شنیدم که امروز صبح زود 20:03.463 --> 20:04.663 ‫با یان شون رفته بیرون 20:04.663 --> 20:05.903 ‫و هنوز برنگشته 20:05.903 --> 20:07.903 ‫مگه قرار نبود ‫اینجا هم رو ببینیم؟ 20:08.303 --> 20:09.703 ‫ولی الان دو روز گذشته 20:09.943 --> 20:10.823 ‫بانو چو... 20:18.823 --> 20:20.703 ‫من همین الان رفتم زندان سلطنتی 20:21.023 --> 20:22.503 ‫تا یه راهی پیدا کنم ‫و لی سه رو ببینم 20:22.743 --> 20:24.223 ‫ولی ملکه دستور قدغن داده 20:24.223 --> 20:25.543 ‫هیشکی جرئت نکرد من رو ببره تو 20:25.583 --> 20:28.223 ‫لی سه الان به اتهام ‫شاه‌کشی و خیانت زندانیه 20:28.223 --> 20:29.503 ‫معلومه که ملکه ‫هزار و یک دلیل میاره 20:29.503 --> 20:30.743 ‫تا نذاره کسی ببینتش 20:30.743 --> 20:31.983 ‫اگه اشتباه نکنم 20:32.663 --> 20:34.743 ‫نقشه‌ی بعدیش اینه که ‫از لی سه استفاده کنه 20:34.743 --> 20:35.743 ‫تا مجبورت کنه از اینجا بری 20:35.743 --> 20:38.023 ‫می‌دونی که قرار شده ‫با یان بزرگ وصلت کنم؟ 20:38.783 --> 20:40.343 ‫این همه‌ش نقشه‌ی ملکه‌ست 20:40.343 --> 20:41.823 ‫اگه می‌خوایم لی سه رو نجات بدیم 20:42.023 --> 20:43.663 ‫فقط باید بی‌گناهیش رو ثابت کنیم 20:44.503 --> 20:46.103 ‫پرونده‌ی سوءقصد ‫ولیعهد به امپراتور 20:46.103 --> 20:47.783 ‫پر از تناقض و ابهامه 20:47.783 --> 20:49.503 ‫قاتل هم که بلافاصله ‫بعد از عملیات ناموفقش 20:49.503 --> 20:50.943 ‫خودش رو کشت 20:51.303 --> 20:54.103 ‫اگه بخوایم پرونده رو دوباره ‫باز کنیم، هیچ سرنخی نداریم 20:57.063 --> 20:59.063 ‫من می‌دونم جنازه‌ی قاتل کجاست 20:59.663 --> 21:01.743 ‫زندانیای اعدامی و مجرمای ‫خطرناک تو تانگ‌جینگ 21:01.743 --> 21:02.983 ‫بعد از مرگشون، همه‌شون رو می‌برن 21:02.983 --> 21:04.463 ‫بیرون یه صنوبرزار تو ‫غرب شهر دفن می‌کنن 21:04.463 --> 21:05.943 ‫اونجا یه گور دسته‌جمعیه 21:06.023 --> 21:07.183 ‫می‌تونم ببرمت اونجا 21:13.703 --> 21:14.463 ‫ژنرال سون 21:20.503 --> 21:21.263 ‫ژنرال سون 21:21.783 --> 21:22.903 ‫ژنرال سون 21:23.503 --> 21:25.943 ‫چی شده تشریف آوردین ‫اینجا، ژنرال سون؟ 21:26.343 --> 21:26.943 ‫یکی بیاد 21:26.943 --> 21:28.223 ‫واسه ژنرال سون چای بیاره 21:28.223 --> 21:28.783 ‫لازم نیست 21:29.263 --> 21:29.823 ‫ارباب زوئو 21:30.183 --> 21:32.023 ‫امروز اومدم دنبال یه پرونده 21:32.263 --> 21:34.023 ‫پرونده رو بدین به من و منم میرم 21:34.023 --> 21:35.983 ‫نمی‌خوام وقت چای ‫خوردنتون رو بگیرم 21:36.663 --> 21:37.663 ‫چه پرونده‌ای انقدر مهمه 21:37.663 --> 21:39.943 که خودتون حضوری اومدین؟ 21:39.943 --> 21:40.743 ‫می‌تونستین خیلی راحت 21:40.743 --> 21:41.983 ‫یکی رو بفرستین دنبالش 21:41.983 --> 21:45.703 ‫پرونده‌ی سوءقصد به اعلیحضرت ‫که چند روز پیش اتفاق افتاد 21:48.383 --> 21:49.103 ‫ژنرال سون 21:49.343 --> 21:51.783 ‫این پرونده رو رده‌بالاها ‫با خودشون بردن 21:53.783 --> 21:54.503 ‫پس... 21:55.023 --> 21:56.063 ‫من دیگه میرم 21:56.543 --> 21:58.103 ‫ببخشید که مزاحم شدم 21:58.423 --> 21:59.743 ‫مراقب خودت باش، ژنرال سون 22:06.503 --> 22:08.063 ‫برو به ارباب جان گزارش بده 22:09.823 --> 22:11.823 ‫بهش بگو ژنرال ‫سون اومده بود اینجا 22:12.383 --> 22:12.943 ‫چشم 22:23.543 --> 22:25.783 ‫مگه شیائو ران نگفت ‫که زخم‌هاش جدی نیست؟ 22:25.783 --> 22:28.503 ‫پس چرا بعد یه شبانه‌روز ‫هنوز بیدار نشده؟ 22:28.503 --> 22:30.023 ‫با اینکه زخم‌های الانش جدی نیست 22:30.023 --> 22:32.303 ‫ولی زخم‌های قدیمیش ‫هنوز قشنگ خوب نشدن 22:33.103 --> 22:33.903 ‫علاوه بر اون 22:34.503 --> 22:36.023 ‫بدنش خیلی وقته که داغونه 22:36.023 --> 22:37.183 ‫زخم‌های جدید رو ‫زخم‌های قدیمی سوار شدن؛ 22:37.183 --> 22:39.223 ‫واسه همینه که هنوز بیهوشه 22:51.463 --> 22:53.143 ‫مگه اون ملکه‌ی ‫قبیله‌ی لینگ‌یوئه نیست؟ 22:53.143 --> 22:54.983 ‫چرا انقدر جای زخم رو بدنش داره؟ 22:54.983 --> 22:57.983 ‫حتی جاسوسای عمارت چینگ‌شان ‫هم انقدر جای زخم نداشتن 22:57.983 --> 22:59.783 ‫بعد از اینکه قبیله‌ی لینگ‌یوئه ‫توسط پادشاه شی‌منگ فتح شد 22:59.783 --> 23:01.783 ‫اون فقط یه برده واسه پادشاه بود 23:02.023 --> 23:05.023 ‫خیلی از کارایی که ‫کرد دست خودش نبود 23:05.303 --> 23:06.703 ‫یادت هست عمارت چینگ‌شان 23:06.703 --> 23:07.743 ‫قدیما چه شکلی بود؟ 23:08.503 --> 23:10.703 ‫شی‌منگ مثل یه نسخه‌ی ‫بزرگتر از عمارت چینگ‌شانه؛ 23:10.903 --> 23:13.183 ‫یا حتی بی‌رحم‌تر از اون 23:13.983 --> 23:15.583 ‫با اینکه اهل شی‌منگه 23:16.063 --> 23:17.863 ‫ولی چون داشت به من کمک ‫می‌کرد تا هه شیائو رو نجات بدم 23:17.863 --> 23:19.903 ‫تو تله‌ی ملکه افتاد 23:19.903 --> 23:20.743 ‫هر جوری شده 23:21.263 --> 23:23.743 ‫باید مطمئن بشم که سالم ‫از بیان‌تانگ میره بیرون 23:53.823 --> 23:55.103 ‫گور دسته‌جمعی همین‌جاست 23:55.703 --> 23:56.823 ‫تو تانگ‌جینگ 23:57.023 --> 23:59.063 ‫مجرمایی که اعدام میشن 23:59.063 --> 24:00.743 ‫همراه با جنازه‌هایی ‫که کسی رو ندارن 24:00.743 --> 24:02.463 ‫میان اینجا دفن میشن 24:03.023 --> 24:04.503 ‫طبق قانون، جنازه‌ی قاتل 24:04.503 --> 24:05.703 ‫باید همین دور و برا باشه 24:05.703 --> 24:06.663 ‫بیاین تک‌به‌تک این ‫گورها رو بگردیم 24:06.663 --> 24:07.263 ‫لازم نیست 24:07.463 --> 24:08.263 ‫تازه دفنش کردن 24:08.263 --> 24:10.263 ‫فقط کافیه رنگ خاک رو چک کنیم 24:10.263 --> 24:11.863 ‫اون وقت زودی پیداش می‌کنم 24:12.423 --> 24:13.103 بریم 24:17.023 --> 24:18.943 ‫ببخشید که مزاحم شدم شرمنده 24:18.943 --> 24:20.743 ‫ببخشید، ببخشید 24:20.943 --> 24:22.423 ‫لطفاً من رو سرزنش نکنین 24:22.783 --> 24:24.823 ‫ببخشید که مزاحم شدم 24:25.743 --> 24:27.263 ‫مگه نمی‌گفتی به این ‫چیزا اعتقاد نداری؟ 24:27.263 --> 24:28.263 ‫پس چرا داری تعظیم می‌کنی؟ 24:28.263 --> 24:29.463 ‫اون قبرایی که من قبلاً می‌زدم 24:29.463 --> 24:31.303 ‫همه‌شون مال اشراف ‫و نجیب‌زاده‌ها بود؛ 24:31.303 --> 24:33.743 ‫حتی اونایی که مقامشون از بقیه پایین‌تر ‫بود، حداقل مقام سوم دربار رو داشتن 24:33.743 --> 24:34.463 ‫اینجا حتی 24:34.463 --> 24:35.903 ‫یه تابوت درست و حسابی هم نیست 24:36.263 --> 24:37.943 ‫می‌ترسم روح این ‫گداگشنه‌ها بیاد سراغم 24:37.943 --> 24:39.383 ‫واسه همین دارم ‫ادای احترام می‌کنم 24:40.943 --> 24:42.463 ‫ببخشید که مزاحم شدم 24:42.983 --> 24:43.743 ‫گورهای این قسمت 24:43.743 --> 24:45.063 ‫همه‌شون مال خیلی وقت پیشه 24:45.503 --> 24:48.103 ‫خاکش قشنگ لایه لایه و سفت شده 24:48.103 --> 24:50.743 ‫فقط این یکی انگار دست خورده 24:51.743 --> 24:53.263 ‫خاک این گور نرم‌تره 24:53.743 --> 24:55.063 ‫انگار تازه کندنش 24:56.823 --> 24:57.623 ‫چی شده؟ 24:59.543 --> 25:00.343 ‫خاکش دیگه خشک شده 25:00.343 --> 25:01.583 ‫و بوی خون هم دیگه نمیاد 25:01.583 --> 25:03.223 ‫باید مال یه ماه پیش باشه 25:03.223 --> 25:04.863 ‫اونی که دنبالشیم این نیست 25:22.543 --> 25:23.383 ‫داری چیکار می‌کنی؟ 25:23.383 --> 25:24.983 ‫آدم کم پیش میاد همکار ‫خودش رو پیدا کنه 25:24.983 --> 25:25.983 ‫گفتم بیام یه احوال‌پرسی باهاش ‫بکنم و چهار تا نکته یاد بگیرم 25:25.983 --> 25:28.103 ‫می‌خوای خودت رو به کشتن بدی؟ 25:29.943 --> 25:31.063 ‫برو یه جا قایم شو 25:31.263 --> 25:32.183 ‫جلوی چشم نباش 25:32.183 --> 25:33.023 ‫و خیلی مواظب باش 25:47.303 --> 25:48.503 ‫ای لعنت بهش 25:50.223 --> 25:51.703 ‫جنازه کلاً جزغاله شده 25:52.663 --> 25:54.263 ‫از این چی می‌تونم بفهمم؟ 26:02.823 --> 26:04.223 ‫چرا سه نفر اینجان؟ 26:04.223 --> 26:05.743 ‫کدومشون سون دی‌یه؟ 26:05.983 --> 26:06.823 ‫نمی‌تونم تشخیص بدم 26:07.263 --> 26:09.183 ‫پس بیاین هر سه تاشون رو بکشیم 26:16.423 --> 26:17.263 ‫ژنرال سون 26:17.303 --> 26:18.103 ‫شاهدخت فو؟ 26:18.263 --> 26:19.223 ‫شما اینجا چیکار می‌کنین؟ 26:19.503 --> 26:21.583 ‫فکر کنم همه‌شون به ‫خاطر ولیعهد اومدیم اینجا 26:21.583 --> 26:23.383 ‫جنازه‌ی قاتل سوخته 26:24.023 --> 26:25.223 ‫دیگه فایده‌ای نداره 26:26.463 --> 26:26.943 ‫نه 26:27.183 --> 26:27.823 ‫این یه تله‌ست 26:45.263 --> 26:45.943 ‫حرف بزنین 26:46.103 --> 26:47.303 ‫کی شما رو فرستاده؟ 26:47.343 --> 26:48.063 ‫ارباب جان 26:48.143 --> 26:49.343 ‫ارباب جان ما رو فرستاد 26:49.743 --> 26:51.023 ‫پس دیگه نیازی نیست زنده بمونن 26:51.023 --> 26:52.343 ‫باید همه‌شون رو بکشیم 26:53.023 --> 26:53.983 ‫-نه من رو نکشین- 26:53.983 --> 26:55.103 ‫-رحم کنین ‫-تو رو خدا رحم کنین 26:55.103 --> 26:56.143 ‫-نکنین ‫-خواهش می‌کنم رحم کنین 26:56.143 --> 26:57.183 ‫رحم کنین به ما 27:05.063 --> 27:06.703 ‫زود باشین فرار کنین 27:24.463 --> 27:25.743 ‫عرض ادب، بانو چو 27:27.863 --> 27:28.703 ‫ژنرال سون 27:29.063 --> 27:30.023 ‫من شاهدخت فو هستم 27:30.263 --> 27:32.023 ‫لازم نیست خود واقعیت ‫رو از من قایم کنی 27:32.023 --> 27:34.223 ‫وقتی همراه ولیعهد واسه یه ‫ماموریت دیپلماتیک رفتم به یونگ بزرگ 27:34.223 --> 27:35.823 ‫تو رو تو شهر جن‌هوانگ دیدم 27:36.063 --> 27:37.343 ‫شاید تو من رو یادت نیاد 27:37.343 --> 27:39.223 ‫ولی من قشنگ تو ذهنم موندی 27:39.223 --> 27:41.983 ‫تو مربی هنرهای رزمی نگهبانای ‫امپراتوری یونگ بزرگ بودی 27:41.983 --> 27:42.903 ‫پس 27:42.983 --> 27:44.583 ‫تو از همون اول ‫می‌دونستی من کی‌ام 27:44.583 --> 27:46.063 ‫ولی هیچ‌وقت نرفتی ‫پیش امپراتور یا ملکه 27:46.063 --> 27:47.343 ‫تا لو بدیم 27:47.503 --> 27:49.303 ‫اولش فقط یه حدس بود 27:49.823 --> 27:52.583 ‫ولی امروز که باهات ‫شمشیر زدم، مطمئن شدم 27:52.743 --> 27:54.583 ‫فکر می‌کردم وقتی ‫ولیعهد به دردسر بیفته 27:54.583 --> 27:56.263 ‫از فرصت استفاده ‫میکنی و جیم میشی 27:56.263 --> 27:57.503 ‫ولی اصلاً فکر نمی‌کردم 27:57.743 --> 27:59.903 ‫که به خاطر ولیعهد ‫جونت رو به خطر بندازی 28:00.103 --> 28:03.103 ‫واقعاً این وفاداری و محبتت ‫بهش رو تحسین می‌کنم 28:05.183 --> 28:06.983 ‫ژنرال سون، دارین ‫اشتباه برداشت می‌کنین 28:06.983 --> 28:08.383 ‫ولیعهد یه بار در حق ‫من خیلی لطف کردن 28:08.383 --> 28:09.623 ‫واسه همین منم وظیفه‌مه که... 28:10.143 --> 28:12.263 ‫قشنگ می‌فهمم چی میگی 28:12.303 --> 28:13.463 ‫هر چی نباشه، قدردانی 28:13.463 --> 28:15.543 ‫همون‌جاییه که عشق ریشه میزنه 28:16.623 --> 28:20.423 ‫با اینکه ولیعهد قبلاً باهات ‫خیلی شوخی‌های جلف می‌کرد 28:20.583 --> 28:22.023 ‫زمان شخصیت واقعی ‫آدم رو نشون میده 28:22.023 --> 28:24.063 ‫مطمئنم بعد اینکه این همه سختی رو 28:24.063 --> 28:25.663 ‫دوش‌به‌دوش هم تحمل کردین 28:26.103 --> 28:28.423 ‫ولیعهد هم باید ‫حسابی عاشقت شده باشه 28:28.423 --> 28:31.863 ‫مشتاقم که تو عروسیتون ‫براتون آرزوی خوشبختی کنم 28:35.303 --> 28:36.063 ‫ژنرال سون 28:36.303 --> 28:38.783 ‫همین الان گفتین که امروز ‫به خاطر ولیعهد اومدین اینجا 28:38.783 --> 28:41.023 ‫یعنی شما هم فکر می‌کنین ‫که یه جای کار می‌لنگه؟ 28:41.023 --> 28:42.943 ‫آره قشنگ می‌خواستم ‫به همین برسم 28:43.503 --> 28:45.903 ‫فردای اون روزی که به ‫اعلیحضرت سوءقصد شد 28:45.903 --> 28:47.863 ‫من به طور اتفاقی تو ‫وزارت دادگستری بودم 28:47.863 --> 28:49.943 ‫نمی‌خواستم دیگه این ‫موضوع رو پیش کسی بکشم 28:49.943 --> 28:52.463 ‫ولی چون بحث ولیعهده 28:52.463 --> 28:53.823 ‫دیگه مخفیش نمی‌کنم 28:54.303 --> 28:56.303 ‫۱۵ سال پیش، وقتی بهم دستور دادن 28:56.303 --> 28:59.263 ‫تا قبیله‌ی نان‌شی رو تو جنوب ‫غربی بیان‌تانگ سرکوب کنم 28:59.263 --> 29:00.503 ‫اون تتو رو دیده بودم 29:00.503 --> 29:01.583 ‫مردم نان‌شی؟ 29:01.783 --> 29:02.223 ‫آره 29:02.463 --> 29:03.383 ‫قبیله‌ی نان‌شی 29:03.503 --> 29:05.743 ‫تو کوهستانای غرب ‫بیان‌تانگ زندگی می‌کردن 29:05.743 --> 29:06.943 ‫زمینشون خشک بود 29:07.023 --> 29:08.303 ‫و به درد کشاورزی نمی‌خورد 29:08.303 --> 29:12.103 ‫واسه همین مدام به مرزهای بیان‌تانگ ‫حمله می‌کردن تا آذوقه و چیزای قیمتی بدزدن 29:12.103 --> 29:14.423 ‫اعلیحضرت بهم دستور ‫دادن تا بیرونشون کنم 29:14.743 --> 29:16.223 ‫با اینکه تعدادشون کم بود 29:16.503 --> 29:18.143 ‫ولی خیلی موذی و جنگجو بودن 29:18.983 --> 29:21.903 ‫بعد چند بار درگیری، باز ‫هم نتونستیم شکستشون بدیم 29:21.903 --> 29:23.823 ‫واسه اینکه خیال ‫اعلیحضرت راحت بشه، ملکه 29:23.823 --> 29:25.103 ‫یه حکم محرمانه صادر کردن 29:25.303 --> 29:28.783 ‫و بهم دستور دادن تا روستاهای ‫قبیله‌ی نان‌شی رو به آتیش بکشم 29:39.023 --> 29:39.743 ‫ژنرال سون 29:39.783 --> 29:41.703 ‫ما همین الان تنها راه‌های خروجی 29:41.703 --> 29:42.743 ‫روستاهای اطراف رو با آتیش بستیم 29:42.743 --> 29:44.263 ‫دیگه سخت بشه کسی فرار کنه 29:44.263 --> 29:45.583 ‫باید همین‌جا بمونیم ‫و نگهبانی بدیم 29:45.583 --> 29:47.383 ‫یا بعد اینکه آتیش خاموش شد بریم؟ 29:47.743 --> 29:49.823 ‫بیاین بریم لازم ‫نیست نگهبانی بدیم 29:51.703 --> 29:54.423 ‫مردم نان‌شی نسل‌به‌نسل تو ‫ساختمونای چوبی زندگی می‌کردن 29:54.423 --> 29:57.023 ‫همین که آتیش به پا شد، همه ‫چیز رو با خودش سوزوند 29:57.023 --> 29:57.943 ‫بعد اون روز 29:58.583 --> 30:00.743 ‫خیلی از مردم نان‌شی زنده نموندن 30:00.743 --> 30:03.783 ‫کل قبیله بعد اون ‫ماجرا نیست و نابود شد 30:04.903 --> 30:07.103 ‫نمی‌خواستم همچین ‫حکمی رو اجرا کنم 30:07.183 --> 30:09.503 ‫ولی چاره‌ای نداشتم جز ‫اینکه از ملکه اطاعت کنم 30:09.743 --> 30:10.663 ‫پس داری میگی 30:11.743 --> 30:14.103 ‫که اون تتو نشان ‫قبیله‌ی نان‌شی‌ئه 30:14.503 --> 30:17.343 ‫و قاتل هم یکی از ‫بازمانده‌های نان‌شی بوده؟ 30:17.743 --> 30:20.943 ‫قبیله‌ی نان‌شی بیشتر از ‫۱۰ سال پیش نابود شد 30:21.343 --> 30:22.743 ‫اینکه الان یهو یکی‌شون پیدا بشه 30:22.743 --> 30:25.023 ‫و ادعا بشه که به دستور ‫ولیعهد عمل کرده... 30:25.023 --> 30:26.543 ‫اصلاً با عقل جور در نمیاد 30:28.023 --> 30:28.703 ‫بانو چو 30:29.023 --> 30:31.103 ‫تو شب و روز کنار ولیعهد بودی 30:31.103 --> 30:32.583 ‫و از هر کسی بهش نزدیک‌تری 30:32.743 --> 30:34.343 ‫تو حتماً بیشتر از من باورت میشه 30:34.343 --> 30:36.183 ‫که ولیعهد عمراً با مردم ‫نان‌شی ارتباطی داشته 30:36.183 --> 30:37.823 ‫درسته؟ 30:40.143 --> 30:41.743 ‫چرا تو همه‌ش سرفه می‌کنی؟ 30:42.503 --> 30:43.943 ‫بانو، این کیه؟ 30:44.663 --> 30:45.543 ‫اون... 30:45.783 --> 30:46.463 ‫یه محافظ 30:48.823 --> 30:49.663 ‫محافظ؟ 30:49.703 --> 30:51.103 ‫من محافظ ژنرال چو هستم 30:51.783 --> 30:53.543 ‫مسئولیت امنیتشون با منه 30:57.583 --> 30:59.943 ‫وقتی اون موقع تو گور ‫دسته‌جمعی باهات شمشیر زدم 30:59.943 --> 31:02.063 ‫فهمیدم که کارت خیلی درسته 31:04.423 --> 31:05.583 ‫دوست نداری 31:05.743 --> 31:08.023 ‫بیای و تو ارتش تانگ ‫ما و یه مقامی بگیری؟ 31:12.023 --> 31:13.903 ‫لازم نیست به شاهدخت نگاه کنی 31:13.903 --> 31:15.543 ‫هر چقدر اون بهت میده 31:15.543 --> 31:17.903 ‫من سه برابرش رو میدم چطوره؟ 31:19.423 --> 31:20.023 ‫جو... 31:22.503 --> 31:23.063 ‫محافظ 31:23.263 --> 31:24.383 ‫نظرت چیه؟ 31:27.503 --> 31:29.743 ‫از حسن توجهتون ممنونم ژنرال سون 31:29.743 --> 31:32.823 ‫ولی من فقط محافظ شاهدخت نیستم 31:33.783 --> 31:34.903 ‫بلکه یه جورایی... 31:35.543 --> 31:37.143 ‫رابطه‌ی صمیمانه‌ای ‫هم باهاشون دارم 31:40.223 --> 31:42.663 ‫واسه همین برام ‫سخته که ولشون کنم 31:47.343 --> 31:49.223 ‫بانو، شما و ولیعهد... 31:49.583 --> 31:51.183 ‫چطور میشه که شما با یه محافظ... 31:54.543 --> 31:55.943 ‫من زیاد تجربه ندارم 31:56.103 --> 31:57.543 و ‫از این جور رابطه‌های رمانتیک ‫و پیچیده‌ی شما هم 31:57.543 --> 31:58.783 ‫سر در نمیارم 31:58.783 --> 31:59.743 ‫من این نشان رو 32:00.223 --> 32:01.343 ‫پیش شما میذارم 32:01.623 --> 32:02.783 ‫اگه هر اتفاقی 32:02.863 --> 32:04.543 ‫درباره ولیعهد افتاد 32:04.543 --> 32:06.223 ‫می‌تونی هر موقع که ‫خواستی بیای به عمارتم 32:06.223 --> 32:07.063 ‫ممنونم، ژنرال سون 32:07.063 --> 32:07.783 ‫من دیگه رفع زحمت می‌کنم 32:07.783 --> 32:08.783 ‫ژنرال سون، من تا دم ‫در همراهیتون می‌کنم 32:08.783 --> 32:09.503 ‫لازم نیست 32:09.623 --> 32:10.183 ‫نه، بذارین تا دم در بیام 32:10.183 --> 32:11.023 ‫لازم نیست 32:11.023 --> 32:11.783 ‫ژنرال سون 32:12.183 --> 32:13.183 ‫من همراهیتون می‌کنم 32:19.143 --> 32:20.823 ‫درست همون‌طوری که ‫ملکه پیش‌بینی کرده بود 32:20.823 --> 32:22.263 ‫ژنرال سون واقعاً آخر شب رفت 32:22.263 --> 32:24.703 ‫تا جنازه‌ی قاتل رو بررسی کنه 32:25.183 --> 32:26.623 ‫ولی یه قضیه‌ای هست؛ 32:27.063 --> 32:28.823 ‫به جز اون، یه گروه ‫دیگه هم اونجا بودن 32:28.823 --> 32:29.743 ‫دیگه کی؟ 32:30.743 --> 32:32.343 ‫آدمای ما نتونستن بگیرنشون 32:32.783 --> 32:35.623 ‫ولی تو این موقعیت ‫به جز شاهدخت فو 32:35.623 --> 32:36.983 ‫هیشکی 32:37.103 --> 32:38.943 ‫دنبال نجات دادن ولیعهد نیست 32:43.063 --> 32:43.783 ‫ولش کن 32:44.463 --> 32:46.303 ‫بذار چند تا سنگ ‫دیگه جلو پاش بیفته 32:46.303 --> 32:47.623 ‫اون وقت خودش رام میشه 32:49.463 --> 32:50.703 ‫فقط نگرانم 32:51.583 --> 32:52.863 ‫که شاهدخت فو به این راحتی 32:53.223 --> 32:55.263 ‫با ازدواج با یان ‫بزرگ موافقت نکنه 32:55.503 --> 32:56.543 ‫خیالت راحت باشه 32:58.063 --> 32:59.863 ‫چون به خاطر نجات ‫دادن لی سه برگشته 33:01.183 --> 33:03.423 ‫معلومه که وصلت رو قبول می‌کنه؛ 33:04.663 --> 33:06.383 ‫فقط کافیه یه پیشنهادی بهش بدیم 33:06.983 --> 33:08.783 ‫که نتونه رد کنه 33:29.983 --> 33:31.463 ‫جوگه یوئه، بیدار شو 33:31.543 --> 33:32.343 ‫جوگه یوئه 33:32.343 --> 33:33.463 ‫عالیجناب، فرار کنین 33:34.463 --> 33:35.983 ‫می‌خوام که زجر بکشی 33:36.143 --> 33:37.743 ‫حاضرم بقیه‌ی عمرم رو ‫روزه بگیرم و کارای خیر بکنم 33:37.743 --> 33:40.423 ‫فقط واسه اینکه اعلیحضرت و ‫عشقش تو خوشبختی زندگی کنن 33:40.423 --> 33:41.823 ‫منافع ما با هم یکیه 33:41.823 --> 33:43.183 ‫می‌تونیم کینه‌های ‫قدیمی رو خاک کنیم 33:43.183 --> 33:44.303 ‫و با هم همکاری کنیم 33:44.303 --> 33:46.143 ‫اگه نمی‌خوای با یان ‫شون ازدواج کنی 33:46.343 --> 33:48.183 ‫می‌تونی بیای سمت من