WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:21.040 --> 00:24.920 ‫توی هفته‌های بعد از فاجعه‌ی مهمونی مریتون، 00:24.920 --> 00:27.040 ‫سرم رو با کتاب‌هام گرم کردم، 00:27.040 --> 00:31.920 ‫تا شاید بتونم جلوی حس شرم و تحقیر رو بگیرم. 00:31.920 --> 00:35.800 ‫اینا همش بخشی از برنامه‌ام برای یه مریِ جدید بود. 00:35.800 --> 00:40.520 ‫به یه ذهن آزاد نیاز داشتم، ‫که درگیر احساسات قوی نباشه. 00:40.520 --> 00:44.040 ‫داشتم روی وقار و متانتم کار می‌کردم. 00:45.280 --> 00:50.360 ‫از این به بعد، قرار بود یه زن باثبات، ‫آگاه و منطقی باشم. 00:51.360 --> 00:53.680 ‫کتاب‌ها راهنمام می‌شدن. 00:53.680 --> 00:57.760 ‫قرار بود بیشتر فکر کنم و کمتر احساس کنم. 01:02.040 --> 01:04.280 ‫چی ممکن بود اشتباه پیش بره؟ 01:13.040 --> 01:14.400 ‫خب؟ 01:24.520 --> 01:27.600 ‫امیدوارم واسه امشب ‫یه شام حسابی تدارک دیده باشی. 01:28.600 --> 01:31.720 ‫- مهمون داریم. ‫- می‌دونستم! 01:31.720 --> 01:34.040 ‫آقای بینگلی نیست. 01:35.520 --> 01:37.360 ‫پسرعمومه. 01:37.360 --> 01:39.280 ‫- آقای کالینز؟ ‫- خودشه. 01:39.280 --> 01:41.520 ‫- همون مردی که وارث املاکه؟ ‫- کی؟! 01:41.520 --> 01:43.520 ‫همون مردی که وقتی من بمیرم، 01:43.520 --> 01:46.680 ‫هر وقت دلش بخواد شما رو ‫از خونه میندازه بیرون. 01:46.680 --> 01:49.360 ‫اون به عنوان مهمون اومده اینجا توی لانگ‌بورن؟ 01:49.360 --> 01:53.280 ‫از نظر نگارش، نامه‌ش خیلی هم پر از ایراد به نظر نمیاد. 01:53.280 --> 01:55.200 ‫پر از ایراد؟! 01:55.200 --> 01:57.280 ‫مری، حالت خوبه؟ 01:57.280 --> 02:01.760 ‫عمیقاً از این فاصله‌ای که مدت‌هاست ‫بین ما هست متاسفم. 02:01.760 --> 02:06.280 ‫به عنوان یه کشیش، وظیفه خودم می‌دونم ‫که موهبت آرامش رو... 02:06.280 --> 02:09.320 ‫توی تمام خانواده‌هایی که می‌تونم ‫روشون تاثیر بذارم، ترویج بدم. 02:09.320 --> 02:11.960 ‫موهبت آرامش توی این خونه؟ 02:11.960 --> 02:14.600 ‫باید آدم عجیبی باشه. 02:14.600 --> 02:17.920 ‫نمی‌تونم درکش کنم. ‫به نظرتون آدم عاقلیه پدر؟ 02:17.920 --> 02:20.840 ‫آدم بسیار عاقلیه، ممنون الیزابت. 02:20.840 --> 02:22.760 ‫واقعاً بسیار عاقله. 02:24.280 --> 02:28.160 ‫وای، یعنی هیچ‌کدومتون نمی‌بینید؟ ‫اون دنبال زن می‌گرده. 02:28.160 --> 02:29.760 ‫واقعاً این‌طور فکر می‌کنی؟ 02:29.760 --> 02:32.440 ‫لیزی، باید خودت رو آماده کنی. 02:32.440 --> 02:33.840 ‫اما، مامان...! 02:33.840 --> 02:36.880 ‫امروز عصر می‌فهمیم دقیقاً چه جور آدمیه. 02:36.880 --> 02:40.760 ‫خیلی امیدوارم که آدم به‌شدت احمقی باشه. 02:40.760 --> 02:43.280 ‫به نظر میاد به شکل غیرقابل‌تحملی خسته‌کننده باشه. 02:43.280 --> 02:45.360 ‫- یه کشیش... ‫- اَه! 02:45.360 --> 02:48.160 ‫آخه درسته قبل از اینکه حتی ببینیمش قضاوتش کنیم؟ 02:48.160 --> 02:49.920 ‫اوه، تو رو خدا بس کن مری! 02:49.920 --> 02:53.080 ‫- من که داشتم حرف تو رو تایید می‌کردم. ‫- لحن حرف زدنت مشکل داره! 02:59.480 --> 03:04.320 ‫مشتاقانه منتظرم امروز عصر آقای کالینز رو ببینم. 03:08.800 --> 03:10.960 ‫چی زیر کلاهت می‌ذاری؟ 03:18.360 --> 03:20.120 ‫روبان‌های جدید گرفتیم. 03:20.120 --> 03:22.920 ‫من و تو مثل اونا نمی‌درخشیم. 03:25.960 --> 03:28.480 ‫اوه، امیدوارم صداقتم ناراحتت نکرده باشه. 03:28.480 --> 03:30.800 ‫خدایا، نه... نه. 03:31.800 --> 03:34.560 ‫خواهرهات امروز صبح خیلی آشفته به نظر می‌رسن. 03:34.560 --> 03:37.920 ‫پسرعموی پدرم، آقای کالینز، ‫قراره بیاد لانگ‌بورن، 03:37.920 --> 03:40.960 ‫و همه‌شون به این نتیجه رسیدن ‫که آدم به‌شدت خسته‌کننده‌ایه. 03:40.960 --> 03:43.600 ‫- مادرم فکر می‌کنه اومده دنبال زن بگرده. ‫- زن؟ 03:43.640 --> 03:44.640 ‫ظاهراً. 03:45.520 --> 03:47.560 ‫- شغل پسرعموی پدرت چیه؟ ‫- کشیشه. 03:47.560 --> 03:48.560 ‫اوه. 03:48.600 --> 03:51.280 ‫پس حدس می‌زنم درآمد معمولی‌ای داشته باشه. 03:53.120 --> 03:55.920 ‫می‌دونی توصیه‌ام بهت چیه؟ 03:55.920 --> 03:58.280 ‫اگه پسرعموی پدرِ من قرار بود بیاد اینجا بمونه 03:58.280 --> 04:02.600 ‫و می‌دونستم دنبال زن می‌گرده، ‫هر کاری می‌کردم، 04:02.600 --> 04:06.280 ‫البته در چارچوب حجب و حیا، ‫تا توجهش رو جلب کنم. 04:06.280 --> 04:09.440 ‫خب، من تصمیم گرفتم که هیچ‌کدوم از این چیزها ‫به درد من نمی‌خورن. 04:09.440 --> 04:11.440 ‫من قراره تنها و با کسب علم زندگی کنم... 04:11.440 --> 04:13.760 ‫ببین مری، تو که واقعاً نمی‌تونی باور داشته باشی 04:13.760 --> 04:17.080 ‫که زندگیِ یه دختر ترشیده بهتره. 04:18.080 --> 04:20.440 ‫فکر نمی‌کنم مامان من رو در نظر داشته باشه. 04:20.440 --> 04:24.040 ‫جین و لیزی به این راحتی راضی نمی‌شن. ‫به هر حال، جین که تقریباً رفتنیه. 04:24.040 --> 04:26.640 ‫پس فقط تو می‌مونی. 04:27.760 --> 04:29.760 ‫تو هیچ حرفی از... 04:29.760 --> 04:31.200 ‫عشق نمی‌زنی. 04:31.200 --> 04:34.200 ‫عشق چه ربطی به این موضوع داره؟ 04:34.200 --> 04:36.040 ‫همینطوره. قطعاً حق با توئه. 04:36.040 --> 04:39.640 ‫برای یه زن تحصیل‌کرده که مثل ما بافرهنگ بزرگ شده، 04:39.640 --> 04:43.000 ‫آینده هیچ چشم‌انداز دیگه‌ای جز ازدواج نداره. 04:44.560 --> 04:47.600 ‫ازدواج یا بدبخت بودن مری. 04:47.600 --> 04:49.360 ‫ازدواج یا بدبخت بودن. 04:51.760 --> 04:53.440 ‫خوب می‌دونم. 05:20.640 --> 05:22.600 ‫- آقای کالینز! ‫- رسیدم. 05:22.640 --> 05:24.280 ‫بالاخره همدیگه رو دیدیم. 05:30.000 --> 05:32.040 ‫ایشون... 05:35.800 --> 05:39.120 ‫ایشون جین هستن، دختر بزرگمون. 05:40.320 --> 05:42.760 ‫خب، اصلاً نمی‌دونستم. 05:44.760 --> 05:48.720 ‫اون قراره به‌زودی نامزد کنه ‫اما بقیه دخترها نه. 05:48.720 --> 05:50.240 ‫اوه... 05:50.240 --> 05:52.840 ‫ایشون الیزابته. 05:52.840 --> 05:54.440 ‫وای... 05:54.440 --> 05:56.040 ‫هوم... 05:56.040 --> 05:57.640 ‫باعث افتخاره. 06:00.680 --> 06:03.320 ‫- و مری... ‫- از دیدارتون خوشبختم. 06:03.320 --> 06:06.040 ‫اوه... این کیتیه و کوچیک‌ترین دخترمون، لیدیا. 06:06.040 --> 06:08.000 ‫آها! 06:08.000 --> 06:11.200 ‫خب، نمی‌دونم بتونم تفاوت شما دو تا رو تشخیص بدم یا نه! 06:11.200 --> 06:14.080 ‫بله. 06:14.080 --> 06:15.440 ‫هوم. 06:16.440 --> 06:17.160 ‫هوم... 06:17.160 --> 06:19.640 ‫زیبایی دخترعموهای خوبم، 06:19.640 --> 06:22.320 ‫حتی از پرشورترین تعاریفی که شنیده بودم هم فراتره. 06:24.320 --> 06:26.200 ‫اوه، ام... 06:27.200 --> 06:29.960 ‫نه، من... خیلی عذر می‌خوام. 06:29.960 --> 06:32.760 ‫من... قطعاً قصد جسارت نداشتم. 06:32.760 --> 06:35.080 ‫اوه، شما هیچ جسارتی نکردید آقای کالینز. 06:36.080 --> 06:37.720 ‫معلومه که نکردید. 06:37.720 --> 06:40.960 ‫اجازه بدید خونه رو نشونتون بدم. 06:40.960 --> 06:44.120 ‫اوه، عالیه. عالی. 06:44.120 --> 06:48.800 ‫خیلی کوچیک‌تر از تصوریه که داشتم ‫اما با چند تا تغییر جزئی، 06:48.800 --> 06:51.120 ‫نیازهای ناچیز من رو برطرف می‌کنه! 06:51.120 --> 06:52.800 ‫خوشحالم که این‌طور فکر می‌کنید. 06:59.560 --> 07:01.560 ‫من لایقِ... 07:02.560 --> 07:04.360 ‫خرده‌نان‌هایی... 07:05.360 --> 07:07.880 ‫- که از سفره‌ات می‌ریزه نیستم... ‫- آمین. 07:07.880 --> 07:10.480 ‫و با این حال تو به من نانِ حیات می‌بخشی. 07:10.480 --> 07:16.080 ‫همیشه این نان رو به من بده ‫تا از اون بخورم... 07:17.080 --> 07:19.120 ‫و... و نمیرم... 07:20.360 --> 07:22.440 ‫تا ابد. 07:22.440 --> 07:25.120 ‫- بله، دقیقاً. ‫- آمین. 07:25.120 --> 07:27.360 ‫آقای بنت! 07:27.360 --> 07:31.360 ‫چه میز ناهارخوریِ باشکوهی. ‫حتی با وجود این پرده‌های ضخیم... 07:31.360 --> 07:34.800 ‫و نبود نور طبیعی اینجا، ‫باز هم می‌شه کیفیتش رو دید. 07:34.800 --> 07:37.160 ‫خیلی لطف دارید. 07:39.040 --> 07:40.440 ‫شروع کنیم؟ 07:40.440 --> 07:42.040 ‫هوم! 07:48.200 --> 07:49.800 ‫آقای کالینز؟ 07:56.120 --> 07:58.720 ‫آقای بنت، انتظارم اینه که دخترهاتون خیلی زود... 07:58.720 --> 08:01.360 ‫و به شکلی سودمند، ‫با ازدواج از سرتون باز بشن. 08:01.360 --> 08:02.840 ‫از سرم باز بشن؟! 08:02.840 --> 08:05.800 ‫شما لطف دارید. 08:05.800 --> 08:07.520 ‫من همیشه با کمال میل آماده‌ام... 08:07.520 --> 08:10.560 ‫تا این تعریف‌های ظریف و کوچیک ‫که خانم‌ها خوششون میاد رو به زبون بیارم. 08:11.560 --> 08:13.560 ‫ممنون آقای کالینز. 08:13.560 --> 08:16.560 ‫و می‌تونم از دعاتون تعریف کنم؟ 08:16.560 --> 08:19.600 ‫خیلی روم تاثیر گذاشت. 08:19.600 --> 08:22.440 ‫خیلی مایه تاسفه که دخترهای ما ‫دارایی مناسبی ندارن 08:22.440 --> 08:24.840 ‫که برای شوهرهاشون ببرن... 08:24.840 --> 08:26.800 ‫ببخشید. 08:26.800 --> 08:30.400 ‫احتمالاً منظورتون انحصار وراثتِ این ملکه؟ 08:30.400 --> 08:32.680 ‫واقعاً وضعیت ناراحت‌کننده‌ایه. 08:32.680 --> 08:38.600 ‫کاش یه راه رضایت‌بخشی برای اصلاحش وجود داشت. 08:38.600 --> 08:40.640 ‫هوم... 08:40.640 --> 08:43.200 ‫من... می‌تونم خیلی چیزها در این مورد بگم. 08:43.200 --> 08:46.400 ‫اما می‌ترسم جسور و... 08:46.400 --> 08:48.320 ‫عجول به نظر برسم. 08:49.320 --> 08:52.520 ‫می‌تونم به خانم‌های جوان اطمینان بدم ‫که با آمادگی کامل برای تحسینشون اومدم. 08:59.320 --> 09:03.520 ‫آثار دکتر فوردایس رو خوندید آقا؟ 09:03.520 --> 09:05.120 ‫هوم، قطعاً خوندم. 09:05.120 --> 09:08.040 ‫دخترعمو الیزابت، نظرت راجع به موعظه‌هاش چیه؟ 09:09.040 --> 09:12.680 ‫من وقت نکردم بخونمشون آقا. 09:12.680 --> 09:15.280 ‫اون‌قدر سرم به صرفاً زن بودن گرم بوده، 09:15.280 --> 09:18.320 ‫که یه لحظه هم وقت نکردم در مورد اینکه ‫چطوری باید این کار رو بکنم، چیزی بخونم. 09:19.960 --> 09:22.040 ‫فکر کنم من تنها کسی‌ام که... 09:22.040 --> 09:24.600 ‫واقعاً به موعظه‌های فوردایس علاقه دارم. 09:24.600 --> 09:27.960 ‫- بله... ‫- بازم نوشیدنی می‌خورید آقای کالینز؟ 09:32.720 --> 09:34.280 ‫بله... 09:34.280 --> 09:37.240 ‫که زنان خود را با متانت بیارایند. 09:37.240 --> 09:40.200 ‫بگذارید کلامتان همیشه... 09:41.200 --> 09:44.720 ‫لطیف و مهربان باشد و در عین حال... 09:49.040 --> 09:51.280 ‫پر مغز. 09:53.280 --> 09:56.200 ‫خیلی عالی بود... 09:56.200 --> 09:59.440 ‫اما حالا باید اجازه بدید ما سرگرمتون کنیم آقای کالینز. 10:00.600 --> 10:02.920 ‫لیزی، برامون چیزی نمی‌نوازی؟ 10:05.120 --> 10:06.560 ‫آها. 10:53.240 --> 10:55.080 ‫آفرین لیزی. 10:55.080 --> 10:56.640 ‫بله. خیلی خوب بود لیزی. 10:56.640 --> 10:59.520 ‫اگه درست تمرین می‌کردی، ‫واقعاً می‌تونستی توش استاد بشی. 10:59.520 --> 11:02.440 ‫به نظرم خیلی حیفه که تمام لذت موسیقی رو بگیریم. 11:02.440 --> 11:05.560 ‫چند تا نتِ فالش زدن، ‫بهای ناچیزیه که در عوضش می‌پردازیم. 11:05.560 --> 11:08.160 ‫فقط حیفه یه استعداد هدر بره، همین. 11:08.160 --> 11:09.640 ‫هوم، کاملاً درسته. 11:10.640 --> 11:13.600 ‫چرا نشونمون نمی‌دی که چطور باید بنوازیم مری؟ 11:21.560 --> 11:23.560 ‫اوه، خدایا. 12:12.680 --> 12:16.560 ‫تبریک می‌گم دخترعمو. ‫با دقت خیلی زیادی می‌نوازی. 12:18.280 --> 12:19.800 ‫من... 12:19.800 --> 12:22.040 ‫به نظرم خیلی تمرین می‌کنی. 12:22.040 --> 12:24.480 ‫درسته، زیاد تمرین می‌کنم. 12:24.480 --> 12:26.560 ‫بله، همین‌طوره... 12:26.560 --> 12:29.560 ‫فقط با تلاشه که می‌شه به چیزهای باارزش رسید. 12:29.560 --> 12:31.440 ‫بله. آم... 12:31.440 --> 12:33.200 ‫بله! من... من... 12:33.200 --> 12:36.560 ‫آقای کالینز، شاید الیزابت... 12:36.560 --> 12:39.440 ‫بتونه شما رو ببره توی باغ قدم بزنید. 12:41.800 --> 12:43.120 ‫اوه! 12:47.120 --> 12:48.600 ‫مری. 12:48.600 --> 12:50.200 ‫مادر! 12:51.800 --> 12:56.560 ‫نمی‌خوام هیچ سوءتفاهمی در مورد آقای کالینز و... 12:57.560 --> 12:59.000 ‫آینده به وجود بیاد. 12:59.000 --> 13:00.800 ‫فکر نکنم متوجه شده باشم. 13:00.800 --> 13:04.560 ‫این لیزیه که آقای کالینز بهش ابراز علاقه کرده. 13:04.560 --> 13:06.360 ‫روشنه؟ 13:06.360 --> 13:10.440 ‫مامان نگران نیستی که لیزی آقای کالینز رو قبول نکنه؟ 13:10.440 --> 13:13.560 ‫من احساس خاصی بهش ندارم، 13:13.560 --> 13:16.400 ‫اما من و اون علایق مشترکی داریم 13:16.400 --> 13:19.320 ‫و حداقل آماده‌ام که ویژگی‌های خوبش رو پیدا کنم. 13:19.320 --> 13:23.800 ‫مری، من نمی‌تونم این مرد رو مثل دسرِ ‫توی خانواده بینتون دست‌به‌دست کنم! 13:27.040 --> 13:29.000 ‫اسمی از تو برده نشده. 13:37.560 --> 13:39.120 ‫دخترعموها! 13:39.120 --> 13:41.560 ‫یالا. آماده‌اید؟ یالا، بزنش. 13:41.560 --> 13:44.640 ‫براتون یه خبر دارم! ‫قراره... قراره... 13:44.640 --> 13:46.040 ‫هوم. 13:46.040 --> 13:50.000 ‫هفته‌ی آینده توی ندرفیلد یه جشن هست. 13:50.000 --> 13:53.840 ‫می‌دونستم آقای بینگلی یه بهونه عالی پیدا می‌کنه ‫تا دوباره جین رو ببینه. 13:53.840 --> 13:56.120 ‫و برادرم و همسرش هم قراره بیان دیدنمون. 13:56.120 --> 13:59.040 ‫حتی ممکنه وقتی نامزدی اعلام می‌شه اینجا باشن. 13:59.040 --> 14:01.520 ‫ما هنوز خیلی با اون مرحله فاصله داریم! 14:01.520 --> 14:05.080 ‫و آقا و خانم گاردینر هم بهمون ملحق می‌شن. 14:05.080 --> 14:07.480 ‫- اونا دارن از لندن میرن. ‫- میان! 14:10.320 --> 14:14.240 ‫- اونا دارن از لندن میان. ‫- منم همین رو گفتم. 14:14.240 --> 14:16.400 ‫عالیه. عالیه! 14:16.400 --> 14:18.400 ‫یه دورهمی خانوادگیِ واقعی. 14:18.400 --> 14:21.520 ‫- من به روبان‌های جدید نیاز دارم. ‫- شاید دوشیزه بنت... 14:21.520 --> 14:25.360 ‫بخواید... اولین رقص رو کنار من باشید؟ 14:25.360 --> 14:27.120 ‫اوه، چقدر عالی! 14:28.360 --> 14:32.000 ‫شاید بد نباشه منم یکم پیانو بزنم. 14:32.000 --> 14:34.960 ‫بله... بله، بله، حتماً باید این کار رو بکنی! 14:34.960 --> 14:37.360 ‫شما چطور دوشیزه الیزابت؟ 14:37.360 --> 14:39.200 ‫آواز می‌خونید؟ 14:39.200 --> 14:44.280 ‫هیچ‌چیز برام تحسین‌برانگیزتر از زنی نیست که... 14:44.280 --> 14:46.480 ‫وسعتِ صدای بالایی داشته باشه. 15:02.560 --> 15:04.560 ‫خیلی خوبه دوشیزه مری. 15:04.560 --> 15:07.040 ‫نوازندگی‌تون داره خیلی خوب می‌شه. 15:07.040 --> 15:08.680 ‫ممنون هیل. 15:08.680 --> 15:11.880 ‫آقای کالینز فکر می‌کنه من نوازنده خیلی خوبی‌ام. 15:11.880 --> 15:15.320 ‫اوه. برنامه‌ام اینه که توی مهمونی بنوازم. 15:15.320 --> 15:17.280 ‫- توی ندرفیلد؟ ‫- بله. 15:17.280 --> 15:20.560 ‫حتی به این فکر می‌کردم که شاید آواز هم بخونم. 15:21.560 --> 15:23.600 ‫آواز بخونید دوشیزه مری؟ 15:23.600 --> 15:25.960 ‫همه‌شون غافلگیر می‌شن. 15:27.800 --> 15:31.120 ‫کوتاه و شیرین. توصیه من اینه. 15:34.040 --> 15:37.040 ‫یا شاید اصلاً نخونید. 15:42.680 --> 15:46.280 ‫هیل! کفشام رو گم کردم! 15:46.280 --> 15:48.240 ‫هیل! 15:48.240 --> 15:51.040 ‫پیداشون کردم! 15:56.480 --> 16:00.160 ‫- من به خوبی اون نمی‌نوازم. ‫- مطمئنم فقط دارید شکسته نفسی می‌کنید. 16:01.160 --> 16:04.320 ‫بانو لوکاس، شارلوت، لطفاً با برادرم... 16:04.320 --> 16:07.320 ‫و همسر عزیزش، آقا و خانم گاردینر آشنا بشید. 16:08.960 --> 16:11.400 ‫- از لندن اومدن پایین. ‫- اومدن بالا. 16:11.400 --> 16:13.320 ‫چی؟ از لندن میان بالا. 16:13.320 --> 16:19.320 ‫ایشون هم پسرعموی من هستن که خیلی دوریم، آقای کالینز. 16:21.120 --> 16:22.800 ‫بریم عزیزم؟ 16:23.600 --> 16:28.840 ‫پیدا کردن شوهر برای پنج تا دختر خودش یه چالشه... 16:28.840 --> 16:31.080 ‫این سالن غذاخوری خیلی قشنگیه. 16:31.080 --> 16:33.600 ‫اما اگه از جین خواستگاری بشه... 16:33.600 --> 16:35.600 ‫مامان، لطفاً! 16:38.880 --> 16:41.440 ‫همون‌طور که می‌گفتم، اگه از جین... 16:41.440 --> 16:44.560 ‫به نظر می‌رسه لیزی خیلی دلش می‌خواد ‫از پسرعموی پدرت فاصله بگیره. 16:44.560 --> 16:47.080 ‫اصلاً از ابراز علاقه‌ش خوشحال نیست. 16:48.800 --> 16:50.440 ‫چه جور آدمیه؟ 16:50.440 --> 16:53.600 ‫متوجه شدم ساعدهای قابل‌تحملی داره. 16:53.600 --> 16:56.520 ‫علاقه‌ات بهش رو واضح نشون دادی؟ 16:56.520 --> 16:59.080 ‫دارم سعیم رو می‌کنم، اما... 17:00.080 --> 17:02.920 ‫مادرت انگار خیلی مشتاقه که لیزی با یه مردی که... 17:02.920 --> 17:05.520 ‫درآمدش معمولیه ازدواج کنه. نمی‌فهمم چرا. 17:05.520 --> 17:08.840 ‫آخه همون پسرعموی پدرمه. 17:08.840 --> 17:10.880 ‫همون که وارثه. 17:10.880 --> 17:13.400 ‫آقای کالینزه که قراره لانگ‌بورن رو به ارث ببره... 17:13.400 --> 17:16.040 ‫خونه رو، املاک رو، درآمد رو، همه‌چی رو. 17:16.040 --> 17:18.800 ‫برای همین پدرم نمی‌تونه تحملش کنه، 17:18.800 --> 17:21.280 ‫در حالی که مادرم می‌خواد لیزی باهاش ازدواج کنه. 17:24.960 --> 17:26.560 ‫اوه. 17:26.560 --> 17:28.960 ‫شاید امشب دیگه پیانو نزنم. 17:28.960 --> 17:31.040 ‫اوه، مری، باید این کار رو بکنی. 17:32.840 --> 17:35.480 ‫یه چیز کوچیک آماده کرده بودم، 17:35.480 --> 17:39.640 ‫اما حالا که وقتش رسیده، مطمئن نیستم ‫دل و جرئتش رو داشته باشم. 17:39.640 --> 17:41.320 ‫چرت نگو مری. 17:41.320 --> 17:43.680 ‫آقای کالینز حتماً تحت تاثیر قرار می‌گیره. 17:43.680 --> 17:46.600 ‫فکر کنم وقتشه یه کاری کنی که به چشم بیای. 18:01.480 --> 18:03.640 ‫خواهش می‌کنم خیلی طولانیش نکن. 18:19.280 --> 18:25.240 ‫♪ دور شو، ای غم و غصه ملال‌آور ♪ 18:26.240 --> 18:31.480 ‫♪ تمنا می‌کنم از من دور شو ♪ 18:32.480 --> 18:38.280 ‫♪ دور شو، ای غم ملال‌آور ♪ 18:39.280 --> 18:42.480 ‫♪ - من و تو... ♪ ‫♪ - آقای کالینز. ♪ 18:42.480 --> 18:45.000 ‫♪ هرگز با هم کنار نمیایم. ♪ 18:46.000 --> 18:51.320 ‫♪ دور شو، ای غم ملال‌آور... ♪ 18:51.320 --> 18:53.360 ‫لیدیا! مهربون باش. 18:53.360 --> 18:57.640 ‫♪ تمنا می‌کنم از من دور شو ♪ 19:03.360 --> 19:06.680 ‫♪ زمان درازی‌ست که تو... ♪ 19:06.680 --> 19:09.880 ‫♪ اینجا درنگ کرده‌ای... ♪ 19:09.880 --> 19:13.880 ‫بابا، دیگه داره خیلی زیاده‌روی می‌شه ‫و اگه شما دخالت نکنید، خودم این کار رو می‌کنم. 19:13.880 --> 19:15.640 ‫♪ کُشتن. ♪ 19:15.640 --> 19:17.600 ‫- لطفاً. ممنونم. ‫- باشه. 19:17.600 --> 19:21.720 ‫♪ ایمان داشته باش، ای غم ملال‌آور ♪ 19:22.720 --> 19:28.600 ‫♪ تو هرگز به خواسته‌ات نخواهی رسید. ♪ 19:35.480 --> 19:38.120 ‫من... یه قطعه دیگه هم دارم پدر. 19:38.120 --> 19:39.880 ‫یه قطعه‌ای که شادتره. 19:39.880 --> 19:43.880 ‫مری، تو به اندازه کافی ما رو به وجد آوردی. 19:51.840 --> 19:54.600 ‫اوه، دوشیزه بنت، اون... 19:54.600 --> 19:56.880 ‫واقعاً فراموش‌نشدنی بود. 20:03.880 --> 20:07.120 ‫اجرای زیبایی از یه آهنگ سخت بود. 20:08.120 --> 20:10.520 ‫همه دیدن. 20:10.520 --> 20:12.880 ‫آقای کالینز دید. 20:12.880 --> 20:15.120 ‫نفس بکش، نفس بکش. 20:15.120 --> 20:17.680 ‫هیچ‌کس جز تو متوجه نشد. 20:21.120 --> 20:22.880 ‫هیس. 20:23.880 --> 20:25.520 ‫چیزی نیست. 20:31.360 --> 20:32.960 ‫مری. 20:35.880 --> 20:39.000 ‫تو بودی که به پدر گفتی ‫نذاره من به پیانو زدن ادامه بدم، مگه نه؟ 20:39.000 --> 20:41.520 ‫نمی‌خواستم بیش از حد به خودت فشار بیاری. 20:41.520 --> 20:43.440 ‫تو بهم توهین می‌کنی. 20:43.440 --> 20:45.880 ‫جفتمون می‌دونیم که این حقیقت نداره. 20:47.360 --> 20:48.880 ‫مری... 20:50.600 --> 20:52.520 ‫من شب خیلی افتضاحی داشتم. 20:52.520 --> 20:55.640 ‫و با این حال به نظر می‌رسه تو همیشه ‫همه‌چیز رو به راحتی مدیریت می‌کنی. 20:55.640 --> 20:58.360 ‫- منظورت چیه؟ ‫- تو همیشه به چیزی که می‌خوای می‌رسی. 20:58.360 --> 21:00.520 ‫بدون اینکه نیاز باشه تلاشی بکنی. 21:01.520 --> 21:03.160 ‫در حالی که من... 21:04.160 --> 21:05.880 ‫خیلی تلاش می‌کنم... 21:08.360 --> 21:10.760 ‫همیشه هم بی‌نتیجه‌ست. 21:10.760 --> 21:14.280 ‫این حرف رو نزن. تو خیلی چیزها به دست آوردی. 21:20.360 --> 21:21.960 ‫متاسفم. 21:23.560 --> 21:25.360 ‫واقعاً متاسفم. 21:42.200 --> 21:43.840 ‫مری! 21:43.840 --> 21:46.520 ‫مری، باید لباست رو بپوشی و بیای پایین. 21:46.520 --> 21:49.080 ‫یه جنجالی به پا شده که باورت نمی‌شه. 21:49.080 --> 21:51.280 ‫باورت نمی‌شه چی شده. 21:52.280 --> 21:55.760 ‫- خب؟ ‫- آقای کالینز از لیزی خواستگاری کرده. 21:56.760 --> 21:59.360 ‫- و اون ردش کرده. ‫- باورت می‌شه؟ 21:59.360 --> 22:01.880 ‫مامان به‌شدت عصبانیه و می‌گه لیزی باید زنش بشه. 22:01.880 --> 22:04.960 ‫اما بابا به لیزی گفت ‫که انتخابش خیلی ناراحت‌کننده‌ست، 22:04.960 --> 22:08.320 ‫چون اگه با کالینز ازدواج نکنه مامان دیگه ‫هرگز نمی‌خواد ببینتش... 22:08.320 --> 22:10.880 ‫و اگه ازدواج کنه، ‫بابا دیگه هرگز نمی‌خواد ببینتش! 22:10.880 --> 22:13.880 ‫و الان همه به‌شدت عصبانین. ‫آقای کالینز با عصبانیت گذاشته رفته، 22:13.880 --> 22:16.520 ‫لیزی اصلاً هیچ حرفی نمی‌زنه، ‫مامان از کوره در رفته 22:16.520 --> 22:19.160 ‫و بابا هم خودش رو تو کتابخونه حبس کرده. ‫باید بیای! 22:19.160 --> 22:22.160 ‫خب... خب حالا چی می‌شه؟ ‫آقای کالینز چی می‌شه؟ 22:22.160 --> 22:24.920 ‫بابا فکر می‌کنه اون یکی دیگه رو انتخاب می‌کنه. 22:24.920 --> 22:26.120 ‫اوه، نه! 22:26.240 --> 22:28.920 ‫خب، احتمالش بیشتره که من رو انتخاب کنه تا تو رو. 22:28.920 --> 22:30.760 ‫آقای کالینز، لطفاً... 22:30.760 --> 22:33.520 ‫نه، من منصرف شدم. ‫آقای بنت، من دیگه رفع زحمت می‌کنم. 22:33.520 --> 22:35.040 ‫هر طور مایلید. 22:35.040 --> 22:38.360 ‫- اوه، آقای کالینز! ‫- من منصرف شدم خانم. 22:38.360 --> 22:41.240 ‫اوه، آقای کالینز، این فقط یه سوءتفاهمه. 22:41.240 --> 22:43.920 ‫نه، نیست. 22:44.920 --> 22:49.920 ‫آقای کالینز از ادعای علاقه‌ش ‫نسبت به لیزی دست کشیده. 22:49.920 --> 22:52.680 ‫از شنیدنش خیلی خوشحالم. 22:52.680 --> 22:55.880 ‫فکر نمی‌کنم می‌تونستم بیشتر از این ‫حسن‌نیتش رو تحمل کنم. 22:55.880 --> 22:59.400 ‫اون می‌گه منصرف شده ‫و دیگه به خواستگاریش ادامه نمی‌ده. 22:59.400 --> 23:01.000 ‫اه! 23:15.200 --> 23:16.960 ‫ممنون هیل. 23:24.960 --> 23:27.440 ‫داشتم فکر می‌کردم مری. 23:27.440 --> 23:32.320 ‫از اونجایی که لیزی اون‌قدر خودخواه بود ‫که آقای کالینز رو رد کرد، 23:32.320 --> 23:35.440 ‫من نظرم رو به سمت تو برگردوندم. 23:38.960 --> 23:40.960 ‫فکر کنم منظورم رو می‌فهمی. 23:40.960 --> 23:43.680 ‫مامان، کمتر از یه هفته پیش ‫تو پافشاری می‌کردی که من... 23:43.680 --> 23:45.440 ‫مری، لطفاً. 23:45.440 --> 23:47.680 ‫اون دیگه الان از من خواستگاری نمی‌کنه. 23:47.680 --> 23:51.800 ‫من باید مطمئن شم که وقتی بهت پیشنهاد داد ‫قبولش می‌کنی. 23:51.800 --> 23:54.760 ‫اون من رو انتخاب نمی‌کنه مامان. 23:54.760 --> 23:56.760 ‫اوه، مری، حتماً این کار رو می‌کنه. 23:58.160 --> 24:00.120 ‫دیگه کی باهاش ازدواج می‌کنه؟ 24:03.000 --> 24:04.760 ‫چی می‌خونی؟ 24:07.280 --> 24:09.960 ‫نظریه زمین. در مورد سنگ‌هاست. 24:09.960 --> 24:11.960 ‫فقط انواعِ... 24:11.960 --> 24:13.920 ‫سنگ‌ها. 24:15.240 --> 24:16.600 ‫اه! 24:26.320 --> 24:28.800 ‫بله، خبر خیلی خوبیه آقا. عالیه. 24:29.800 --> 24:32.760 ‫هرچند که من مسلماً انتظار... 24:32.760 --> 24:34.640 ‫یه سالن غذاخوریِ کمی جادارتر رو داشتم. 24:34.640 --> 24:36.800 ‫به نظرم خیلی قشنگه که اونا همدیگه رو پیدا کردن. 24:36.800 --> 24:38.560 ‫آقای بنت. 24:38.560 --> 24:43.360 ‫آقای کالینز به دوشیزه شارلوت لوکاس ‫پیشنهاد ازدواج داده... 24:44.360 --> 24:46.680 ‫و اونم قبول کرده. 24:46.680 --> 24:49.080 ‫براتون آرزوی خوشبختی می‌کنیم! 24:49.080 --> 24:51.880 ‫- بله، یه عالمه خوشبختی. ‫- براتون آرزوی خوشبختی می‌کنم. 24:51.880 --> 24:53.280 ‫از همگی ممنونم. 24:53.280 --> 24:56.080 ‫- می‌دونی که اون یه کشیشه؟ ‫- بله. 25:13.600 --> 25:16.680 ‫اگه شک داشتم که کار درستی کردم یا نه، 25:16.680 --> 25:19.360 ‫وقتی پیشنهادش رو به خانواده‌ام گفتم، ‫همه شک‌هام از بین رفت. 25:19.360 --> 25:22.360 ‫متاسفانه من برای سخاوتمند بودن زیادی سنم بالاست. 25:24.840 --> 25:27.240 ‫شارلوت! 25:27.240 --> 25:29.880 ‫شارلوت، بیا و از دیدن این درخت بلوط شگفت‌زده شو. 25:35.080 --> 25:37.160 ‫- شب بخیر جین. ‫- شب بخیر لیزی. 25:37.160 --> 25:38.880 ‫شب بخیر مامان. 25:39.880 --> 25:43.040 ‫بهت که گفته بودم اگه عینک بزنی ‫هیچ‌کس باهات ازدواج نمی‌کنه. 25:55.160 --> 25:58.480 ‫[مدتی بعد...] 25:58.520 --> 26:00.600 ‫دیگه قرار نبود مدت زیادی رو... 26:00.920 --> 26:03.080 ‫ما خواهران بنت باهم زندگی کنیم. 26:03.200 --> 26:05.600 ‫همون‌طور که هر کدوم از خواهرهام خونه رو ترک می‌کردن... 26:05.600 --> 26:09.240 ‫آینده‌ام به طرز فزاینده‌ای نامعلوم به نظر می‌رسید. 26:10.200 --> 26:14.200 ‫خیلی وقت‌ها به اتفاقات ‫اون دوره از زندگیم فکر می‌کردم 26:14.200 --> 26:16.840 ‫و با خودم فکر می‌کردم که می‌تونستم کار... 26:16.840 --> 26:19.200 ‫متفاوتی انجام بدم. 26:21.920 --> 26:23.840 ‫اما من گیر افتاده بودم. 26:25.560 --> 26:29.680 ‫ناتوان از فرار از دنیای بدون عشقِ والدینم... 26:29.680 --> 26:31.360 ‫هیل! 26:31.360 --> 26:34.360 ‫ممنون! الان دیگه یه گوشم کر شده! 26:38.360 --> 26:40.960 ‫گزینه‌های محدودی داشتم. 26:44.440 --> 26:47.840 ‫و فهمیدم که کتاب‌هام اصلاً راهنماییم نمی‌کنن، 26:48.840 --> 26:51.400 ‫و آرامش کمی بهم می‌دن. 26:51.400 --> 26:54.440 ‫ناامیدانه دنبال جواب می‌گشتم. 26:55.480 --> 26:58.680 ‫به سختی امیدوار باقی می‌موندم. 27:05.960 --> 27:10.360 ‫اما، توی یک لحظه، زندگیم زیر و رو شد. 27:10.360 --> 27:12.440 ‫آخ! 27:12.440 --> 27:13.960 ‫آقای بنت؟ 27:13.960 --> 27:15.680 ‫دکتر خبر کنید! 27:16.880 --> 27:20.600 ‫- دارن کالسکه رو میارن. برو! ‫- چشم خانم. همین الان. 27:26.440 --> 27:28.840 ‫پدر یه راه فرار پیدا کرده بود، 27:28.840 --> 27:31.960 ‫و من و مادر رو بدون هیچ‌چیزی... 27:31.960 --> 27:34.240 ‫به جز خودمون تنها گذاشت. 27:34.280 --> 27:39.440 www.Doostihaa.com