WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:05.080 --> 00:12.080 ‫«قسمت ۳۲: کافه‌داری» 00:19.000 --> 00:22.480 ‫[جمعه بانک هالیدی] 00:24.000 --> 00:28.400 ‫[ساعت ده صبح] ‫[دو ساعت مانده تا افتتاحیه] 00:29.600 --> 00:31.480 ‫- صبح بخیر، جرمی. ‫- صبح بخیر. اوضاع چطوره؟ 00:31.640 --> 00:32.920 ‫اینجا شبیه یه کافه واقعی شده. 00:33.080 --> 00:34.840 ‫- یه کافه واقعیه! ‫- آره. 00:35.040 --> 00:36.680 ‫هیجان‌انگیزه، نه؟ 00:36.880 --> 00:38.000 ‫منو رو نوشتم. می‌خوای ببینی؟ 00:38.200 --> 00:41.080 ‫آره. چی داریم؟ 00:41.280 --> 00:45.000 ‫پاته جگر مرغ یا ترشی کالباس ‫یا قارچ سیری. 00:45.200 --> 00:48.560 ‫سوسیس روز، پوره، ‫خورشت هاک‌استون، پیاز. 00:48.720 --> 00:51.680 ‫هات پات لانکاشر، کرامبل سیب، ‫چیزکیک روز. 00:52.200 --> 00:53.400 ‫عالیه. 00:54.720 --> 00:55.560 ‫صبح همگی بخیر. 00:55.760 --> 00:57.680 ‫اوه! چه بوی خوبی میاد. 00:57.880 --> 01:00.040 ‫- صبح بخیر، جرمی. چطوری؟ ‫- خوبم. تو چطوری؟ 01:00.200 --> 01:02.440 ‫بعد از عجله‌ای که برای رسیدن به ‫فرجه داشتیم، 01:02.600 --> 01:04.160 ‫حال و هوای صبح روز افتتاحیه 01:04.360 --> 01:08.120 ‫به شکل اطمینان‌بخشی آروم و سرحال بود. 01:08.280 --> 01:09.080 ‫صبح بخیر. 01:09.240 --> 01:10.720 ‫صبح بخیر. هیجان‌زده‌اید؟ 01:10.880 --> 01:12.040 ‫- آره. ‫- صد در صد. 01:12.800 --> 01:14.160 ‫- سیب‌زمینی و کلمه؟ ‫- آره. 01:14.320 --> 01:15.360 ‫عاشقشم. 01:15.560 --> 01:18.040 ‫آفرین. عالیه. فوق‌العاده‌ست. 01:18.840 --> 01:20.000 ‫صبح همگی بخیر. 01:20.640 --> 01:22.080 ‫نون تازه امروز صبح رسیده. 01:22.280 --> 01:23.160 ‫ایناهاش. 01:23.320 --> 01:24.520 ‫هیجان‌انگیزه. ‫تخم‌مرغ هم ررسیده. 01:25.160 --> 01:27.560 ‫آره، همه چی به موقع جور شد. 01:27.760 --> 01:28.880 ‫مثل همیشه. حله دیگه. 01:29.040 --> 01:31.320 ‫ممکن بود وحشت کورم کنه و اینور اونور بشم ‫و بگم: 01:31.520 --> 01:32.400 ‫«این کار رو بکنید و نکنید،» 01:32.560 --> 01:36.280 ‫ولی فهمیدم که همه می‌دونن چیکار باید بکنن، 01:36.760 --> 01:39.000 ‫و اگه فکر کنی می‌بینی همه کارشون عالیه. 01:39.160 --> 01:39.960 ‫آره. 01:41.040 --> 01:44.120 ‫بعد از بررسیم به سبک پادشاه چارلی، 01:45.560 --> 01:50.320 ‫[۱۰:۴۵ صبح، ۱ ساعت و ربع قبل از افتتاحیه] ‫با کیلب رفتیم سراغ کاری که خیلی وقت بود منتظرش بودم. 01:50.800 --> 01:51.840 ‫چیکارش کنم؟ 01:52.000 --> 01:54.080 ‫اوه، دیروز به خودم زحمت ندادم. ‫خیلی سخت بود. 01:55.360 --> 01:57.920 ‫رفتیم که اسم جدید کافه رو براش آویزون کنیم. 02:01.680 --> 02:03.520 ‫باید پایین‌تر از تابلو باشم که آویزونش کنم 02:03.680 --> 02:05.560 ‫چون باید هلش بدم بین چوب. 02:10.720 --> 02:12.720 ‫تو قابش جا نمیشه. 02:12.880 --> 02:15.640 ‫جا میشه، ولی... 02:15.840 --> 02:17.440 ‫- پایینش اندازه نیست. ‫- آره. 02:18.240 --> 02:19.640 ‫خوب نشد، نه؟ 02:19.800 --> 02:21.360 ‫می‌دونم. ولی رم رو که یه روزه نساختن. 02:21.520 --> 02:23.440 ‫- بیا اون سمتش رو هم آویزون کنیم. ‫- باشه. 02:24.880 --> 02:26.240 ‫یه مقدار سر این یکی به مشکل خوردیم، 02:26.400 --> 02:29.280 ‫چون لیسا اینجاش رو دید. 02:30.800 --> 02:32.880 ‫میگه یه مقدار نامناسبه. 02:34.080 --> 02:35.000 ‫یعنی... 02:35.480 --> 02:38.160 ‫فقط لیساست که متوجه همچین چیزی میشه. 02:38.360 --> 02:39.160 ‫آره. 02:43.040 --> 02:44.560 ‫کار با موفقیت انجام شد. 02:44.760 --> 02:48.400 ‫خب، نه. با موفقیت نصفه و نیمه. ‫ولی همینم خوبه. 02:48.920 --> 02:51.000 ‫خوب شد، نه؟ ‫تابلوی قشنگیه. 02:51.200 --> 02:53.720 ‫آره. هر اسمی که میشد کنار کشاورزان ‫آورد رو امتحان کردیم، نه؟ 02:53.880 --> 02:54.680 ‫آره. 02:54.840 --> 02:57.160 ‫ولی هیچی وفادارتر از سگ یه کشاورز نیست. 02:57.360 --> 03:00.080 ‫سگ آدم وفادارترین چیزیه که قراره ببینی. 03:00.240 --> 03:03.120 ‫- ولی سگ تو نه. ‫- سگ‌های ما زیاد وفادار نیستن! 03:04.840 --> 03:07.480 ‫بعدش چندتا چیز دیگه رو آویزون کردیم. 03:07.840 --> 03:09.680 ‫- من وصلش کردم. تو چی؟ ‫- نه. 03:09.880 --> 03:10.840 ‫اینم از این. 03:11.000 --> 03:13.320 ‫و وقتی داشتیم کارمون رو تموم می‌کردیم، 03:13.720 --> 03:17.280 ‫چارلی اومد و هشدار داد. 03:17.480 --> 03:19.520 ‫- ام... ‫- چیه؟ 03:19.680 --> 03:20.960 ‫قیمت‌ها چی؟ 03:22.520 --> 03:23.360 ‫اوه. 03:25.360 --> 03:26.520 ‫چقدر قراره بگیریم؟ 03:27.160 --> 03:29.280 ‫- قیمت‌گذاری نکردیم؟ ‫- نه. 03:29.760 --> 03:31.400 ‫ای وای! 03:31.560 --> 03:34.040 ‫ساعت چنده؟ ‫چهل دقیقه دیگه افتتاحیه‌ست. 03:35.320 --> 03:37.840 ‫وقتی چارلی رفت سراغ قیمت‌گذاری، 03:38.040 --> 03:41.440 ‫استرس من دوباره شدت گرفت 03:42.000 --> 03:45.760 ‫چون متوجه مشکل دیگه‌ای شدم. 03:45.920 --> 03:48.240 ‫ریچل؟ گریل رو کجا بذارم؟ 03:48.440 --> 03:51.280 ‫خب، به نظرم هنوز هم یه مشکلی با این داریم 03:51.480 --> 03:53.720 ‫که یه اتاق کبابی و یه اتاق غذاخوری ‫خصوصی داشته باشیم. 03:53.880 --> 03:55.680 ‫می‌دونم، ولی نباید اینجا بمونه. 03:55.880 --> 03:57.840 ‫ولی خیلی سنگینه. 03:58.000 --> 03:58.800 ‫ولی خب چرخ داره. 04:02.720 --> 04:04.480 ‫این صندلی‌ها مناسب نیستن. 04:05.680 --> 04:07.520 ‫- نمی‌چرخن. ‫- نه. 04:07.680 --> 04:10.040 ‫زشتن و کاملاً جلوی اینجا رو می‌گیرن. 04:10.200 --> 04:13.560 ‫به شرطی می‌تونی روشون بشینی که ‫بخوای رو به جلو باشی. 04:17.400 --> 04:19.680 ‫سبزیجات روز هویجه. 04:19.840 --> 04:21.040 ‫باید روی غذا 04:21.240 --> 04:22.560 ‫- لوبیا هم بذارم، شف. ‫- چشم. 04:22.760 --> 04:24.080 ‫اینا چین؟ 04:24.280 --> 04:25.760 ‫- اوه، دوجوئه. ‫- آره. 04:25.920 --> 04:26.760 ‫برای چادر؟ 04:26.960 --> 04:28.920 ‫- آره. ‫- خب اینجا چیکار می‌کنن؟ 04:29.960 --> 04:32.320 ‫ای وای خدا. اینا چی هستن دیگه؟ 04:33.360 --> 04:36.000 ‫نه، نباید اینجا سطل آشغال بذاریم. 04:36.160 --> 04:37.960 ‫اینا دیوونه شدن؟ 04:38.640 --> 04:40.880 ‫آهنگ رو خاموش کنین! 04:41.480 --> 04:43.640 ‫هیچوقت اینجا آهنگ نذارید. 04:45.400 --> 04:48.440 ‫تشریف بیارید کاتسولد و سطل آشغال ببینید. 04:52.400 --> 04:55.000 ‫[بیست دقیقه تا افتتاحیه] ‫قیمت‌ها. می‌دونیم چقدر قراره بگیریم. 04:55.200 --> 04:56.080 ‫ولی... 04:56.240 --> 04:57.840 ‫سودش رو هم حساب کردی؟ 04:58.000 --> 05:00.560 ‫یه حاشیه سودی روی غذاست. ‫می‌دونی... 05:00.720 --> 05:02.360 ‫اه... می‌دونی که من از پولش ‫سر درنمیارم. 05:02.520 --> 05:03.520 ‫ببین... 05:04.720 --> 05:05.960 ‫خدایی؟ 05:06.880 --> 05:09.320 ‫خب، من فقط قراره پول رو خرج کنم، ‫چارلی، همین. 05:09.480 --> 05:10.600 ‫یک ماهه دارم پول خرج می‌کنم. 05:12.600 --> 05:14.200 ‫ریچل، قیمت‌ها اومدن! 05:14.720 --> 05:16.960 ‫ام، خب... خدای من. 05:17.120 --> 05:18.440 ‫چارلی همین الان تحویلم داد. 05:18.600 --> 05:19.760 ‫اوه، خیلی خب. 05:22.280 --> 05:23.680 ‫وقت ندارم. 05:24.160 --> 05:26.560 ‫یک ربع مونده به دوازده. لعنتی. 05:30.400 --> 05:31.560 ‫یالا. 05:32.840 --> 05:35.400 ‫این وسط، در دنیای لیسا... 05:35.840 --> 05:37.280 ‫دارم کارهای کوچیک 05:37.440 --> 05:38.480 ‫و قشنگ رو تموم می‌کنم. 05:38.640 --> 05:41.480 ‫یه مقدار دوخت و دور، یه مقدار ‫پارچه کتان هم آویزون کردم. 05:41.640 --> 05:43.360 ‫باید چندتا تابلو نقاشی آویزون کنم. 05:43.520 --> 05:45.800 ‫ولی جز اون... ‫اون بالا چندتا کهنه ظروف آویزون کنم. 05:45.960 --> 05:48.440 ‫همین مدل کارهای کوچیک. ‫ولی همه چی تحت کنترله. 05:48.640 --> 05:50.720 ‫چرا فقط یه صندلی اینجاست؟ 05:50.920 --> 05:53.360 ‫وسایل هی جابجا میشن، ‫ولی توسط کارکنان خودمون نه. 05:53.520 --> 05:55.320 ‫یه عالمه میز داریم. 05:56.160 --> 05:57.560 ‫این چه کوفتیه؟ 05:58.240 --> 05:59.680 ‫برچسب بطری‌های نوشیدنی. 05:59.840 --> 06:01.560 ‫- خیلی خب... ‫- اینا دست کوین بودن. 06:01.720 --> 06:03.360 ‫- ده دقیقه بیشتر نمونده. ‫- آره. 06:03.840 --> 06:06.920 ‫کی... میشه... ‫یه عالمه نیرو می‌خوام. 06:07.120 --> 06:08.240 ‫کارکنان کجان؟ 06:08.400 --> 06:10.160 ‫رفتن یه جلسه کوتاه بذارن. 06:10.320 --> 06:12.040 ‫باید افتتاح کنیم، می‌دونیم، 06:12.200 --> 06:14.240 ‫باید زودتر بفهمن باید چیکار کنن. 06:14.440 --> 06:16.160 ‫جارو رو چیکار کنم؟ 06:17.000 --> 06:19.520 ‫یه لگد می‌خوابونم تو پاش. 06:26.640 --> 06:27.440 ‫لعنتی. 06:31.800 --> 06:32.960 ‫من نمی‌تونم. 06:33.400 --> 06:36.000 ‫لعنتی. نه، وقت ندارم. ‫بگو یکی دیگه بیاد درستش کنه. اه. 06:36.000 --> 06:40.000 ‫[۱۱:۵۷ صبح] ‫[۱۱:۵۸ صبح] 06:40.560 --> 06:43.200 ‫روی همون کار کن. ‫واسه سرویس بهشون نیاز داریم. 06:46.600 --> 06:50.480 ‫[۱۱:۵۹ صبح] ‫[۱۲:۰۰ ظهر] 06:50.560 --> 06:51.640 ‫سلام، دوستان. 06:51.840 --> 06:53.720 ‫از این طرف. یه نوشیدنی بگیرید. 06:57.000 --> 06:58.280 ‫سلام. حال شما؟ 06:58.920 --> 07:01.320 ‫سلام. خوشحالم می‌بینمتون. ‫دوتا؟ بیرون میل می‌کنید یا داخل؟ 07:01.520 --> 07:03.120 ‫سلام، دوستان. حال شما؟ 07:04.880 --> 07:06.280 ‫اوه، گمشو، بمیری. 07:06.440 --> 07:07.520 ‫چی شد؟ 07:07.680 --> 07:09.360 ‫گاز قطع شد. 07:11.880 --> 07:13.200 ‫آره، فن‌ها قطع شدن. 07:13.400 --> 07:15.160 ‫این نباید اینجا بمونه. 07:16.320 --> 07:17.640 ‫صد بار گفتم. 07:18.600 --> 07:21.400 ‫برق قطع شد. فن‌ها قطع شدن. ‫گاز نداریم. 07:22.000 --> 07:23.560 ‫- چی؟ ‫- فن‌ها قطع شدن، 07:23.720 --> 07:25.960 ‫و بعدش گاز قطع شد، ام... 07:26.120 --> 07:27.480 ‫- می‌شنوی؟ ‫- آره. 07:28.680 --> 07:29.920 ‫- ببخشید. ‫- بفرما. 07:33.040 --> 07:35.000 ‫برق که قطع نشده. 07:35.160 --> 07:38.920 ‫خب، فن تخلیه... سیستم گاز به ‫فن تخلیه وصله. 07:39.080 --> 07:40.280 ‫وقتی فن تخلیه قطع میشه... 07:40.480 --> 07:43.120 ‫- گاز هم قطع میشه. ‫- گاز یه قطعی خودکار داره. 07:43.320 --> 07:45.400 ‫کریس، برق رفته، رفیق. 07:46.640 --> 07:47.720 ‫با هم اومدید؟ 07:56.520 --> 07:57.480 ‫خیلی خب، بفرمایید. 07:57.880 --> 07:59.760 ‫خوب به نظر میاد. ‫چی شد، کریس؟ 08:00.920 --> 08:03.560 ‫رفته! فن قطع شده. 08:03.720 --> 08:05.040 ‫- مطمئنی؟ ‫- آره. 08:06.080 --> 08:07.000 ‫ای وای. 08:07.720 --> 08:10.320 ‫همراهم بیاید. ‫اینجا بشینید. 08:10.520 --> 08:11.960 ‫- چند نفرید؟ ‫- دو نفر با یه بچه. 08:12.120 --> 08:14.440 ‫دو نفر با یه بچه؟ باشه، عالیه. 08:14.640 --> 08:16.680 ‫سیم‌پیچی برق به اون بالا وصله. ‫پس... 08:16.840 --> 08:18.840 ‫کلید سمت راست رو می‌بینی؟ 08:19.000 --> 08:21.080 ‫- آره. ‫- از بقیه جداست؟ 08:24.960 --> 08:26.320 ‫حتماً ایراد از همونه. 08:27.240 --> 08:28.560 ‫سلام. بعدی کیه؟ 08:33.520 --> 08:34.760 ‫نمی‌تونی کمک کنی؟ 08:34.920 --> 08:36.920 ‫من بلد نیستم... 08:38.040 --> 08:40.200 ‫کار یه متخصصه. 08:44.080 --> 08:46.320 ‫می‌دونستین فعلاً غذا نداریم؟ 08:46.480 --> 08:48.680 ‫تو آشپزخونه یه مشکل کوچولو پیش اومده! 08:48.880 --> 08:50.480 ‫نمی‌دونم می‌تونی ببینی یا نه. 08:50.640 --> 08:52.720 ‫این کلید ایزولاتوره. 08:52.880 --> 08:55.440 ‫آره. یکی از فن‌ها رو روشن کن. 08:56.840 --> 08:57.640 ‫باشه. 08:57.840 --> 09:01.160 ‫حالا برو روی کلید پایینیش، ‫یه بار خاموش و روشنش کن. 09:01.320 --> 09:03.320 ‫- خب. ‫- الان گاز باید وصل شده باشه. 09:03.480 --> 09:06.200 ‫آره، باید وصل بشه. ‫نه. نشد. برق دوباره قطع شد. 09:06.360 --> 09:07.800 ‫درسته. 09:08.000 --> 09:09.960 ‫متاسفانه الان نمی‌تونم خودم رو برسونم. 09:10.160 --> 09:11.320 ‫خیلی خب. دمت گرم. خداحافظ. 09:12.360 --> 09:13.680 ‫کارش رو بلده. 09:13.880 --> 09:16.200 ‫ام، ولی الان تو هاله. 09:18.920 --> 09:19.840 ‫ای خدا. 09:22.000 --> 09:24.600 ‫بعدش بهم گفتن آنی تو چادر 09:24.760 --> 09:26.640 ‫به صورت فوری بهم نیاز داره. 09:28.120 --> 09:30.800 ‫کولرها خاموش شدن و نمی‌تونم ‫نصف نوشیدنی‌هامون رو سرو کنم. 09:30.960 --> 09:31.760 ‫چی؟ 09:31.960 --> 09:33.800 ‫نمی‌تونیم نصف نوشیدنی‌های هاک‌استون ‫رو سرو کنیم 09:33.960 --> 09:35.240 ‫چون کولرهامون خاموش شدن. 09:35.440 --> 09:37.400 ‫الان دارم با یه کولر کارم رو انجام میدم. 09:37.600 --> 09:38.560 ‫- مارک کجاست؟ ‫- نمی‌دونم. 09:38.720 --> 09:40.400 ‫- سلام، جرمی. ‫- چادر بزرگت مبارک. 09:40.560 --> 09:43.720 ‫خب، آره. هیچی نشده به مشکل خوردیم. 09:43.920 --> 09:45.160 ‫خب، بگو. 09:45.360 --> 09:48.200 ‫- کولرها مشکل دارن. ‫- می‌دونم. همه گفتن. 09:48.360 --> 09:50.160 ‫مشکل اینه که چطوری درستش کنیم. 09:50.320 --> 09:54.320 ‫با بچه‌های برانزویک صحبت کردم. ‫دارن میان. 09:54.480 --> 09:56.440 ‫آره، از کجا؟ ‫کی میرسن؟ 09:56.640 --> 09:58.680 ‫- دو ساعت دیگه. ‫- لعنتی. 09:58.880 --> 09:59.760 ‫چی قابل استفاده‌ست؟ 09:59.920 --> 10:02.400 ‫آب سیب و یکی دیگه. ‫باید بیخیال نصف نوشیدنی‌ها بشم. 10:02.560 --> 10:05.720 ‫به خاطر تفاله‌هاش، در ازای هر لیوانی که ‫می‌ریزم یه لیوان هم از دست میره. 10:11.000 --> 10:17.000 ‫[۱۲:۵۵ ظهر] 10:21.360 --> 10:23.920 ‫سرویس نهار که به باد رفت. 10:24.440 --> 10:27.200 ‫با سو و ریچل صحبت کردم، ‫و یه جواب واقع‌گرایانه تحویلم دادن. 10:27.360 --> 10:29.520 ‫تا قبل از پنج و نیم نمی‌تونیم ‫غذا سرو کنیم. 10:29.680 --> 10:30.640 ‫الان غذا نداریم؟ 10:30.800 --> 10:33.080 ‫تا پنج و نیم. 10:38.200 --> 10:39.200 ‫مطمئنین نهار نداریم؟ 10:39.360 --> 10:41.120 ‫- آره. ‫- نداریم. 10:42.880 --> 10:44.560 ‫خب، می‌تونیم بفرستیمشون به چادر. 10:44.720 --> 10:45.520 ‫همه راضین. 10:45.680 --> 10:47.440 ‫بهشون گفتن ممکنه نهار سرو نشه 10:47.600 --> 10:49.040 ‫ولی تو باغچه کلی غذا داریم، 10:49.200 --> 10:50.960 ‫مردم می‌تونن از روزشون و از منظره اینجا ‫لذت ببرن. همه راضین. 10:51.120 --> 10:54.800 ‫نه، بارون میاد. ‫اونم شدید. 10:54.960 --> 10:56.480 ‫کسی نمی‌تونه تو باغچه بشینه. 11:04.120 --> 11:05.800 ‫کولرهای اینجا هم کار نمی‌کنن. 11:05.960 --> 11:07.280 ‫نمی‌فهمم چه خبر شده. 11:07.480 --> 11:09.440 ‫هیچکدوم از کولرها کار نمی‌کنن. 11:13.520 --> 11:14.760 ‫- سلام، دوستان. ‫- سلام. 11:14.920 --> 11:16.680 ‫سیب‌زمینی‌ها خیلی خوشمزه‌ن. 11:21.280 --> 11:23.360 ‫آره، حلش می‌کنم. 11:23.760 --> 11:28.160 ‫[۱:۴۵ ظهر] 11:33.800 --> 11:37.680 ‫وقتی تو دفترم قایم شده بودم و نظرات مردم ‫رو تو سایت تصور می‌کردم، 11:37.840 --> 11:40.040 ‫چارلی و کریسِ مکانیک 11:40.200 --> 11:44.320 ‫تونستن بفهمن مشکل فن‌های تخلیه ‫از کجاست. 11:45.200 --> 11:47.000 ‫- سمت چپ. ‫- آره. 11:47.160 --> 11:49.080 ‫بالا، بالا، اون بالا. 11:49.240 --> 11:50.320 ‫- همین؟ ‫- آره. 11:52.360 --> 11:53.320 ‫خیلی خب، اینم از این. 11:54.840 --> 11:55.640 ‫آره. 11:56.360 --> 11:58.000 ‫چی شد، کریس؟ درست شد؟ 11:58.200 --> 12:03.200 ‫آره. کتری برقی و توستر صنعتیت ‫هم وصل بودن، 12:03.400 --> 12:04.960 ‫و برای جریان برق سنگین شده بود. 12:05.920 --> 12:07.040 ‫تو داری لبخند میزنی، اونم داره لبخند میزنه. 12:07.200 --> 12:08.040 ‫درست شد. 12:10.000 --> 12:12.760 ‫سه‌تا سوسیس، یه ران خوک و یه پای. 12:14.160 --> 12:15.240 ‫زود باشید، خوبه، آفرین. 12:16.800 --> 12:18.560 ‫خب، پای، سوسیس، بدون پیش غذا. 12:20.520 --> 12:22.640 ‫قارچ سیری روی تست. ‫عالیه. 12:23.200 --> 12:25.000 ‫غذا رو ببرید. خیلی ممنون. 12:25.160 --> 12:27.560 ‫تا ساعت دو، اولین نهار 12:27.720 --> 12:29.800 ‫بالاخره سرو شد. 12:31.480 --> 12:34.160 ‫از خودتون پذیرایی کنید. نوشیدنی بفرمایید، ‫و غذای خوشمزه. 12:34.360 --> 12:35.760 ‫و به اینم دقت کنید. 12:35.960 --> 12:37.840 ‫هر چیزی که قراره اینجا بخورید 12:38.000 --> 12:40.600 ‫توسط کشاورزان بریتانیایی کاشته شده و ‫پرورش پیدا کرده. 12:41.200 --> 12:42.600 ‫خبر خوبیه دیگه. 12:42.800 --> 12:44.920 ‫اینجا، نه زیرش. 12:45.080 --> 12:48.560 ‫مارک شربت‌ساز تونست کولرها رو ‫هم راه بندازه. 12:48.760 --> 12:50.640 ‫پسرها، چی میل دارید؟ 12:51.080 --> 12:52.080 ‫شربت؟ 12:52.240 --> 12:54.960 ‫و بیرون، جرالد داشت کیلب رو 12:55.120 --> 12:57.480 ‫با یه بازی باغچه‌ای کافه‌های قدیمی ‫آکسفوردشیر 12:58.000 --> 12:59.240 ‫به نام خاله سالی آشنا می‌کرد. 13:00.280 --> 13:01.640 ‫عمراً اگه موفق بشی! 13:03.720 --> 13:05.840 ‫برو اونور بشین. ‫ببینم می‌تونم شکستت بدم یا نه. 13:06.000 --> 13:07.720 ‫باید بندازم روش. 13:12.680 --> 13:14.080 ‫ایول! 13:14.280 --> 13:15.080 ‫باریکلا. 13:17.480 --> 13:19.520 ‫[۷:۰۰ عصر] 13:19.560 --> 13:20.720 ‫تا شب، 13:20.920 --> 13:25.400 ‫منم مثل بقیه از فراز و نشیب‌های ‫روز خسته شده بودم. 13:29.440 --> 13:32.040 ‫دلم می‌خواست بخوابم. 13:32.200 --> 13:33.640 ‫اما غیرممکن بود. 13:34.800 --> 13:37.600 ‫چون دروی شبونه محصولات مونده بود. 13:55.760 --> 13:57.080 ‫واسه امروز دیگه بسه. 13:57.280 --> 14:00.120 ‫خب، رفقا. خیلی ممنونم. 14:08.520 --> 14:11.240 ‫[شنبه بانک هالیدی] 14:11.280 --> 14:13.280 ‫بعد از چند ساعت خواب، 14:13.440 --> 14:15.520 ‫برگشتم به کافه که هوای همیشگیِ 14:15.720 --> 14:18.720 ‫بانک هالیدی در بر گرفته بودش. 14:22.800 --> 14:23.840 ‫لعنتی. 14:25.840 --> 14:30.240 ‫هرچند، امیدوار بودیم روز بهتری تو ‫آشپزخونه داشته باشیم، 14:30.440 --> 14:32.240 ‫چون به جای منوی عادی، 14:34.840 --> 14:38.720 ‫قرار بود از کبابی آخر هفته جدید من ‫رونمایی کنیم. 14:41.080 --> 14:42.000 ‫گوشت یورک‌شر. 14:42.160 --> 14:45.000 ‫آره، گوشت یورک‌شر داره پخته میشه. ‫گوشت گاو حاضره. 14:45.200 --> 14:46.760 ‫مردم عاشقش میشن. 14:46.960 --> 14:48.480 ‫یه دور تو آشپزخونه زدم، 14:48.680 --> 14:52.040 ‫و رفتم دفترم که با چارلی صحبت کنم. 14:52.720 --> 14:53.760 ‫صبح بخیر. 14:53.960 --> 14:55.560 ‫سلام، چارلی. چه خبر؟ 14:55.720 --> 14:57.440 ‫هوای مرطوبیه، نه؟ 14:57.600 --> 14:59.080 ‫آره. دارم به پیشبینی هواشناسی نگاه می‌کنم. 14:59.240 --> 15:00.720 ‫دارم به عدد و رقم‌های دیروز نگاه می‌کنم. 15:00.880 --> 15:02.120 ‫- وای خدا. ‫- آره، شرمنده. 15:02.280 --> 15:05.040 ‫دفترم ورودی پیچیده‌ای داره. 15:06.320 --> 15:08.960 ‫آره. دوتا پیشخدمت از دست دادیم. 15:09.160 --> 15:12.000 ‫با یه ظرف‌شور. بعد از یک روز. 15:12.200 --> 15:13.920 ‫- یک روز؟ ‫- اوهوم. 15:14.400 --> 15:17.800 ‫و چراغ‌ها هنوز دارن سوسو میزنن. ‫و خاموش شدن. 15:17.960 --> 15:19.880 ‫- ناامید کننده‌ست. ‫- باز برگشتن. 15:20.040 --> 15:22.640 ‫چون ژنراتور داریم. 15:22.800 --> 15:24.240 ‫- و کار نمی‌کنه. ‫- خب، چرا. 15:24.400 --> 15:26.480 ‫خب، مدارک نشون میدن کار نمی‌کنه، 15:26.640 --> 15:29.280 ‫مثلاً برق که الان دوباره قطع شد. 15:29.800 --> 15:31.080 ‫و دوباره روشن شد. 15:32.760 --> 15:34.160 ‫هنوز قطعی برق داریم، نه؟ 15:34.320 --> 15:37.520 ‫- می‌دونم. ‫- و نشتی‌ها. 15:37.720 --> 15:40.400 ‫چی؟ نشتی کجا بود. ‫کدوم نشتی؟ 15:45.080 --> 15:46.200 ‫ای وای. 15:46.360 --> 15:47.680 ‫اوه، خبر بدی نیست. 15:47.880 --> 15:49.800 ‫- نه، خبر بدیه، چارلی. ‫- خب، به دیوار نرسیده. 15:49.960 --> 15:52.920 ‫نه، نرسیده. ‫خوبه دیگه. خدای من. 15:53.960 --> 15:55.080 ‫- آره. ‫- چه نشتی بزرگی. 15:56.120 --> 15:56.920 ‫از لولای سقف میاد. 15:57.080 --> 15:59.280 ‫- از لولاشه. آلن داره میاد. ‫- آلن میاد؟ 16:01.760 --> 16:04.720 ‫نیمه پر لیوان این بود که ‫بارندگی بالاخره قطع شد، 16:05.760 --> 16:08.720 ‫و ظرف‌شور جدید کارش رو شروع کرد. 16:08.920 --> 16:10.880 ‫کار سختیه‌ها، نه؟ 16:11.760 --> 16:14.320 ‫خیلی خب. خورشت حاضره. ‫هویج‌ها حاضرن. 16:14.520 --> 16:16.200 ‫- خوبه. ‫- پس روز خوبیه. 16:16.800 --> 16:18.440 ‫بفرمایید. یه نوشیدنی بگیرید. 16:18.640 --> 16:20.680 ‫امروز روز کبابیه. 16:21.280 --> 16:22.840 ‫ام، بیست پونده. 16:23.040 --> 16:27.440 ‫خانم‌ها و آقایون، کبابی باز شد. 16:30.520 --> 16:33.000 ‫گل‌کلم با پنیر اونجاست. ‫با پودینگ یورک‌شر، سیب‌زمینی 16:33.200 --> 16:34.000 ‫و تمام سبزیجات و آبگوشت 16:34.160 --> 16:35.960 ‫و سس‌ها هم اون سمتن. 16:36.760 --> 16:41.120 ‫با وصل شدن برق و استقبال از کبابی... 16:41.800 --> 16:43.080 ‫ام، بیا. 16:43.240 --> 16:44.720 ‫...برای اولین بار بعد از دو روز 16:44.880 --> 16:47.400 ‫یه نفس راحت کشیدم. 16:47.560 --> 16:48.360 ‫بفرما! 16:50.160 --> 16:53.880 ‫هرچند، یه چیز مهم رو یادم رفته بود: 16:55.480 --> 16:56.960 ‫کنترل اندازه غذا. 16:58.200 --> 17:00.000 ‫دیگه کلم نداریم، نه؟ 17:00.200 --> 17:02.360 ‫- نه، شف. ‫- نه، تموم شده. 17:02.880 --> 17:05.360 ‫ما امیدوار بودیم که تا ساعت شش غروب ‫غذا سرو کنیم. 17:06.400 --> 17:09.720 ‫ولی تا ساعت چهار، آشپزخونه تو ‫دردسر افتاده بود. 17:10.400 --> 17:13.400 ‫می‌تونیم به بیست الی سی نفر ‫دیگه غذا بدیم، 17:13.560 --> 17:15.680 ‫و بعدش غذا تموم میشه. 17:18.840 --> 17:19.840 ‫باید روراست باشم. 17:20.000 --> 17:22.240 ‫نمی‌تونیم براتون غذا سرو کنیم. 17:22.400 --> 17:23.360 ‫غذا تموم شده. 17:30.160 --> 17:32.360 ‫خوشبختانه، می‌تونستیم کار کافه ‫رو تو بخش نوشیدنی ادامه بدیم. 17:33.920 --> 17:36.400 ‫ولی خب، یک ساعت بعدش... 17:37.960 --> 17:39.440 ‫نه، هیچی. 17:39.920 --> 17:42.880 ‫- آب نداریم؟ ‫- نه. 17:43.080 --> 17:45.400 ‫آب ساختمون قطع شد. 17:45.560 --> 17:48.480 ‫اگه از بین درخت‌ها رد بشید، ‫توالت سیار داریم. 17:49.200 --> 17:51.920 ‫امیدوار بودم مشکل جدی نباشه، 17:52.080 --> 17:53.800 ‫ولی لوله‌کش خیلی سریع فهمید 17:54.000 --> 17:56.760 ‫که علت مشکل ما روستای پایین تپه‌ست. 17:58.360 --> 17:59.160 ‫تا جایی که من می‌دونم، 17:59.320 --> 18:01.600 ‫لوله آب از روستای اشتال میاد. 18:01.760 --> 18:03.160 ‫- آره. ‫- یا از ورشم؟ 18:03.320 --> 18:06.200 ‫- آره. ‫- پس اگه آب اینجا قطع شده، 18:06.360 --> 18:08.920 ‫یعنی کل مردم روستا منبع آب خودشون رو باز کردن، 18:09.120 --> 18:11.880 ‫مثل حموم، برای شستن ظرف، پر کردن کتری، 18:12.040 --> 18:13.880 ‫و اونقدری آب نمونده که برسه به ‫بالای تپه. 18:14.840 --> 18:15.640 ‫پس... 18:16.720 --> 18:18.920 ‫اوضاع بهتر نمیشه، نه؟ 18:19.600 --> 18:21.360 ‫به صورت احتمالی الان نه. 18:21.520 --> 18:24.680 ‫چطوری میشه این مشکل رو به ‫صورت همیشگی حل کرد؟ 18:26.440 --> 18:30.960 ‫به نظرم منبع آب دیگه‌ای در کار نیست. 18:31.560 --> 18:34.040 ‫لعنتی. خیلی خب. ‫ممنون، رفیق. ممنون. 18:34.920 --> 18:36.440 ‫شرمنده دوستان. 18:37.480 --> 18:40.400 ‫هزاران عذرخواهی بابت فاجعه امروز. 18:40.880 --> 18:43.560 ‫حلش می‌کنیم. حلش می‌کنم. 18:43.720 --> 18:46.640 ‫نمی‌دونم چطوری ولی حلش می‌کنم. 18:47.800 --> 18:49.520 ‫شرمنده، ببخشید. 18:49.680 --> 18:50.640 ‫عیب نداره. 18:51.320 --> 18:55.160 ‫بعدش سو و ریچل گفتن که می‌خوان ‫طبقه بالا باهام صحبت کنن. 18:55.720 --> 18:57.640 ‫و اصلاً تعارف نکردن. 18:58.080 --> 19:01.840 ‫ما متخصص‌های کافه هستیم، کافه‌داری بلدیم. ‫خیلی وقته کارمون همینه. 19:02.320 --> 19:06.080 ‫این ساختمون مناسب یه کافه نیست. 19:06.280 --> 19:11.640 ‫اینقدری مشکل داره که نمی‌تونیم یه ‫کسب و کار موفق توش داشته باشیم، 19:11.840 --> 19:15.120 ‫مثل قطع شدن آب، عدم وجود توالت، ‫قطع شدن گاز، 19:15.280 --> 19:18.200 ‫نشتی سقف، تقلای کارکنان. 19:18.400 --> 19:19.480 ‫همه خسته شدن. 19:19.640 --> 19:21.840 ‫حتی وقتی میگیم برن استراحت کنن، ‫اتاق مخصوص کارکنان نداریم. 19:22.040 --> 19:24.880 ‫مجبورن از توالت سیار استفاده کنن. ‫وضعیت بدیه. 19:25.040 --> 19:27.320 ‫تو رو دوست دارن و واسه همین دوست دارن ‫اینجا کار کنن، 19:27.480 --> 19:29.840 ‫بابت غذای بریتانیایی 19:30.000 --> 19:32.720 ‫و این کافه هیجان‌زده‌ن، ‫می‌خوان ازش حمایت کنن، 19:32.920 --> 19:34.800 ‫- ولی دارن روزی چهارده ساعت کار می‌کنن. ‫- خیلی زود خسته میشن. 19:34.960 --> 19:38.160 ‫نه، نه، هیس. ‫من مشکلی با کارکنان ندارم، 19:38.320 --> 19:40.400 ‫حتی با یکیشون. 19:40.560 --> 19:42.840 ‫همه‌شون فوق‌العاده‌ن. ‫مهربون و خوش اخلاقن. 19:43.040 --> 19:46.280 ‫کارکنان آشپزخونه خسته شدن. ‫شف‌ها جون به لب شدن. 19:47.760 --> 19:50.520 ‫بهتره یه سر به آشپزخونه بزنی. 19:50.680 --> 19:52.000 ‫- همین الان اونجا بودم. ‫- خب برگرد. 19:52.160 --> 19:53.440 ‫گفتم، «آفرین، ممنون.» 19:53.600 --> 19:54.400 ‫برگرد. 19:54.560 --> 19:56.040 ‫- چی؟ ‫- پیشنهاد میدم دوباره برگردی آشپزخونه. 19:56.200 --> 19:58.840 ‫می‌خواید یه مدیر جدید پیدا کنم ‫یا برگردم آشپزخونه؟ 19:59.000 --> 20:00.920 ‫- یه مدیر جدید پیدا کن. ‫- یا می‌خواید نشتی رو تعمیر کنم؟ 20:01.080 --> 20:03.680 ‫یا می‌خواید به مشکل پارکینگ ‫رسیدگی کنم؟ 20:03.840 --> 20:05.400 ‫یا می‌خواید با همسایه‌ها سر و کله بزنم؟ 20:05.560 --> 20:07.080 ‫یا با شورا؟ 20:07.280 --> 20:09.960 ‫من کلی کار دارم و به همه‌شون رسیدگی ‫می‌کنم. ممنون. 20:10.160 --> 20:12.240 ‫حله. بریم سر کارمون. 20:12.400 --> 20:13.360 ‫خیلی خب. 20:16.680 --> 20:18.600 ‫حالا که برای دستشویی‌های داخلی 20:18.760 --> 20:20.640 ‫یا ظرف شستن آب نداشتیم، 20:20.840 --> 20:23.120 ‫نمی‌تونستیم به کارمون ادامه بدیم. 20:24.080 --> 20:27.800 ‫مجبور شدیم ساعت شش این رو ‫به همه اعلام کنیم. 20:28.280 --> 20:30.920 ‫خانم‌ها و آقایون، کافه بسته شد. ‫ممنون. 20:36.000 --> 20:37.600 ‫شرمنده که ناامیدتون کردیم. 20:38.560 --> 20:40.560 ‫خداحافظ. ممنون که اومدید. 20:41.280 --> 20:43.160 ‫وقتی کافه داشت تخلیه میشد، 20:43.360 --> 20:45.120 ‫نیک داشت با چند جا تماس می‌گرفت 20:45.280 --> 20:49.040 ‫و در به در دنبال گوشت بریتانیایی ‫برای فردا بود. 20:49.200 --> 20:52.240 ‫چهل کیلو گوشت گاو و سی کیلو ‫گوشت خوک. 20:52.400 --> 20:54.360 ‫چهل کیلو از هر کدوم. 20:54.520 --> 20:57.280 ‫میشه؟ ممکنه؟ 20:57.760 --> 21:00.080 ‫و به نظر حرفه‌ایش، 21:00.280 --> 21:02.720 ‫فاجعه کبابی امروز ایرادات 21:02.880 --> 21:06.160 ‫بزرگی رو تو طرح کسب و کار من ‫نشون داد. 21:07.080 --> 21:10.880 ‫اینطور که مشخصه با نقشه و برنامه جرمی، 21:11.040 --> 21:13.360 ‫با اینکه قصد خوبی داره، 21:13.520 --> 21:15.520 ‫اما تجربه کار کردن تو کافه رو نداره. 21:15.680 --> 21:20.120 ‫مشخصه که زنجیره تامین از کجا به ‫مشکل می‌خوره، 21:20.320 --> 21:22.280 ‫اونم به مشکل جدی. 21:22.440 --> 21:24.520 ‫جرمی متوجه نیست 21:24.720 --> 21:27.640 ‫که عمده‌فروش‌های مواد غذایی واسه ‫همین وجود دارن. 21:27.800 --> 21:29.760 ‫میان مشکل زنجیره تامین 21:29.920 --> 21:32.200 ‫بین پرورش‌دهنده و مصرف‌کننده نهایی ‫رو حل می‌کنن. 21:32.360 --> 21:33.920 ‫اگه ما به صورت مستقیم با تولیدکننده ‫در ارتباط باشیم، 21:34.080 --> 21:37.400 ‫ممکنه تو درو و تحویل محصولاتشون ‫تاخیر بخوره. 21:37.560 --> 21:39.520 ‫ممکنه این هفته برای برداشت محصولات ‫آماده نباشن. 21:39.680 --> 21:41.800 ‫مثلاً ممکنه دو هفته دیرتر لوبیا رو تحویل بدن. 21:41.960 --> 21:43.960 ‫عمده‌فروش اون لوبیا رو از یه نفر ‫دیگه می‌خره. 21:46.240 --> 21:49.880 ‫می‌خواستم خلاف حرفای نیک رو بهش ‫ثابت کنم، 21:50.040 --> 21:51.600 ‫ولی خب وقت می‌برد. 21:52.640 --> 21:55.680 ‫در حال حاضر، باید شبونه که مردم ‫روستا به آب نیاز نداشتن 21:55.840 --> 21:57.320 ‫آب گیر بیارم، 21:57.480 --> 21:59.480 ‫تا بتونیم کافه رو دوباره در یکشنبه‌ی بانک هالیدی 21:59.640 --> 22:03.080 ‫که امیدوار بودیم شلوغ بشه باز کنیم. 22:07.680 --> 22:14.200 ‫[یکشنبه بانک هالیدی] ‫[۱۰:۱۲ صبح] 22:14.240 --> 22:15.040 ‫ام... 22:16.120 --> 22:17.920 ‫خیلی خب. گزارش وضعیت. 22:18.480 --> 22:21.200 ‫ام، به زور داریم دووم میاریم. 22:22.000 --> 22:24.880 ‫تصمیم گرفتیم که دستشویی رو ببندیم 22:25.040 --> 22:30.520 ‫و تو کافه جای لیوان‌های شیشه‌ای که نیاز به ‫شسته شدن دارن از لیوان یک بار مصرف استفاده کنیم، 22:30.680 --> 22:35.120 ‫برای سرو غذا تا شش ساعت دیگه برامون آب ‫می‌مونه، یعنی از دوازده تا شش. 22:35.280 --> 22:37.360 ‫می‌تونیم این کار رو بکنیم. 22:37.520 --> 22:38.400 ‫ام... 22:38.560 --> 22:43.000 ‫مشکل بعدی اینه که سو و ریچل که ‫اینقدر فوق‌العاده کافه رو راه انداختن، 22:43.160 --> 22:45.000 ‫رفتن. 22:45.480 --> 22:47.560 ‫اه، الان صبح یکشنبه‌ست. 22:49.400 --> 22:51.520 ‫و تونستم... 22:51.680 --> 22:53.360 ‫یه مهماندار جدید پیدا کنم 22:53.520 --> 22:57.320 ‫که مدیر دوره‌ی ششم مدرسه روستاست. 22:58.760 --> 23:00.080 ‫پس خوبه. 23:01.120 --> 23:04.000 ‫خبرهای خوبی دارم. فیله خوک گیر آوردم. 23:04.160 --> 23:07.000 ‫نیک هم تونست گوشت بیشتر پیدا کنه. 23:07.160 --> 23:10.880 ‫ولی به جای اینکه طبق تبلیغاتمون ‫ساعت دوازده کبابی رو باز کنیم، 23:11.080 --> 23:15.880 ‫می‌گفت گوشت تا ساعت سه آماده میشه. 23:16.680 --> 23:18.240 ‫[۱۱:۰۶ صبح] 23:18.280 --> 23:20.400 ‫همه می‌شناسنش. ‫صبح بخیر، جرمی. چطوری؟ 23:20.560 --> 23:23.840 ‫- خب... ‫- من که دیگه خوب نیستم. 23:24.840 --> 23:27.480 ‫ولی آره، باشه. اسکوییزی همین داخل ‫پیش من می‌مونه 23:27.640 --> 23:29.720 ‫و تو و کاترین برین بیرون کار کنین. 23:31.280 --> 23:32.320 ‫ساعت سه؟ 23:33.560 --> 23:36.440 ‫میشه بگی چرا؟ 23:36.600 --> 23:40.080 ‫چون مردم چندین کیلومتر تا اینجا اومدن. 23:40.280 --> 23:41.320 ‫از اول تا آخرش برات میگم: 23:41.480 --> 23:44.960 ‫دیروز ساعت هفت عصر آب آشپزخونه ‫قطع شد. 23:45.120 --> 23:47.040 ‫می‌دونم و تعمیرش کردیم. 23:47.240 --> 23:48.480 ‫و دستشویی‌ها رو بستیم. 23:48.640 --> 23:51.760 ‫و برای نوشیدنی از لیوان یک بار مصرف استفاده ‫می‌کنیم که مجبور نباشیم لیوان‌ها رو بشوریم. 23:51.920 --> 23:55.640 ‫غذا که به صورت روزانه آماده نمیشه. 23:55.840 --> 23:58.720 ‫- سبزیجات از قبل پخته میشن... ‫- آره. 23:58.880 --> 24:00.320 ‫- یعنی از شب قبل. ‫- آره. 24:00.480 --> 24:02.560 ‫- با استفاده از بخارپز. ‫- آره. 24:02.720 --> 24:06.400 ‫در ضمن، پنیر گل‌کلمی هم کباب شده. 24:06.960 --> 24:09.800 ‫یه مقدار از پودینگ یورک‌شر آماده‌ست. ‫ولی قبلاً آماده شدن. 24:09.960 --> 24:12.280 ‫- ولی اینا آماده‌ن؟ ‫- یه مقدار غذا داریم. 24:12.440 --> 24:15.600 ‫ولی نه اندازه چهارصد و پنجاه نفر. 24:16.400 --> 24:19.280 ‫پس میگی امروز فقط می‌تونی اندازه سه ‫ساعت سرویس غذا بدی؟ 24:19.480 --> 24:20.760 ‫- نه. ‫- سه تا شش؟ 24:20.920 --> 24:22.560 ‫فقط من نیستم. 24:22.720 --> 24:25.520 ‫بحث آشپزخونه با این سر و وضعشه. ‫خب... 24:25.960 --> 24:27.800 ‫- خیلی خب. ‫- کار ما این شکلیه دیگه. 24:27.960 --> 24:28.840 ‫باشه. 24:36.040 --> 24:39.160 ‫خوشبختانه، نیک به سرعت تونست ‫آشپزخونه رو تا ساعت یک راه بندازه، 24:40.040 --> 24:43.720 ‫چون پودینگ‌های زمان‌بر رو بیخیال شدیم. 24:44.560 --> 24:45.960 ‫به کجا رسیدیم؟ ‫باید سبزیجات رو بپزیم. 24:46.120 --> 24:49.400 ‫باید این کدوها رو بپزیم. ‫باید این سیب‌زمینی‌ها رو گرم کنیم. 24:49.560 --> 24:50.680 ‫آره. 24:50.680 --> 24:53.080 ‫[۱۲:۵۹ ظهر] ‫[۱:۰۰ ظهر] 24:53.120 --> 24:54.160 ‫اینم از این. کافه باز شد. 24:54.320 --> 24:56.040 ‫ایول! 24:56.200 --> 24:58.000 ‫و ایشون کلیره. 24:58.200 --> 25:00.360 ‫مدیر دوره ششم مدرسه روستاست. 25:00.520 --> 25:02.800 ‫امروز صبح تو کنترل جمعیت کمکمون می‌کنه. 25:02.960 --> 25:06.240 ‫و اگه بچه‌های خوبی نباشین، با خط‌کش ‫میزنه پشت پاهاتون. 25:06.400 --> 25:08.440 ‫- تنبیه میشید. ‫- آره. 25:10.920 --> 25:13.200 ‫حالا که کنترل مقدار غذا صورت گرفته بود... 25:13.920 --> 25:15.320 ‫دنده گوشت گاو یا خوک داریم. 25:15.480 --> 25:18.360 ‫می‌تونید از هر کدوم یکی بگیرید ‫یا دوتا از هر کدوم. 25:19.040 --> 25:22.320 ‫و خانم براون که با جمعیت درگیر بود... 25:22.520 --> 25:24.440 ‫اون دو نفری که دلشون می‌خواست ‫کنار هم بشینن کجان؟ 25:24.640 --> 25:27.800 ‫بالاخره تونستیم اولین سرویس غذای ‫بدون دردسر رو برگزار کنیم. 25:28.000 --> 25:29.200 ‫خدمت شما. 25:30.120 --> 25:32.520 ‫اما نمیشد از این حقیقت فرار کرد 25:32.680 --> 25:36.520 ‫که افتتاحیه آخرهفته یه فاجعه ‫به تمام معنا بود... 25:38.160 --> 25:41.520 ‫و جناب خندان هم اومده بود که ‫بهم یادآوری کنه. 25:41.960 --> 25:45.680 ‫می‌دونی، الان که به گذشته فکر می‌کنیم ‫می‌بینیم یه جاهایی رو اشتباه کردیم. 25:45.840 --> 25:47.880 ‫می‌دونی... 25:48.280 --> 25:49.840 ‫بیا چند روز بعدی رو مرور کنیم 25:50.040 --> 25:52.360 ‫و سه‌شنبه می‌شینیم یه جلسه رسمی برگزار می‌کنیم. 25:52.520 --> 25:55.840 ‫می‌دونی... ‫ولی تو می‌دونی که... 25:56.000 --> 25:57.680 ‫الان فایده نداره بخوایم حسرت گذشته ‫رو بخوریم، 25:57.840 --> 25:59.560 ‫ولی خب اول و آخرش، 25:59.960 --> 26:01.600 ‫ممکنه یه سری‌ها بگن... 26:04.000 --> 26:05.920 ‫برای افتتاح کافه یکی دو هفته عجله کردیم. 26:14.920 --> 26:16.320 ‫ببخشید. ام، من... 26:16.480 --> 26:19.080 ‫می‌خواستم بگم حواسم هم به توئه هم به ‫گوشیم ولی اصلاً نفهمیدم چی گفتی. 26:19.240 --> 26:21.000 ‫آره... نه، نه. منم فکر نکردم 26:21.160 --> 26:22.680 ‫که داری بهم گوش میدی، 26:22.840 --> 26:23.760 ‫چون... 26:24.560 --> 26:26.320 ‫- جوابش مشخصه. ‫- آره. 26:26.520 --> 26:27.320 ‫ام... 26:27.680 --> 26:29.280 ‫ولی من همیشه گفتم 26:29.440 --> 26:31.040 ‫که وقتی افتتاح کنیم، 26:31.200 --> 26:35.920 ‫می‌دونی، همه چی شروع میشه ‫و یه سری مشکلاتی پیش میان. 26:36.400 --> 26:37.920 ‫ولی فکرش رو نمی‌کردم 26:38.080 --> 26:40.240 ‫اینقدر زود به اینهمه مشکل بربخوریم. 26:40.400 --> 26:42.600 ‫- نه، همه چی از هم پاشید. ‫- آره. که... 26:42.760 --> 26:45.600 ‫روز اول و دیروز فاجعه بودن. 26:45.760 --> 26:47.520 ‫نمی‌خوام یادشون بیفتم. 26:49.160 --> 26:50.320 ‫لعنتی. 26:53.840 --> 26:58.080 ‫کافه که با چنگ و دندون سر پا بود، ‫تنها مشکل من نبود. 27:01.280 --> 27:05.920 ‫چون تو مزرعه یه مشکل جدی پیش اومده بود. 27:06.400 --> 27:08.080 ‫تا الان که اواخر اوت بود، 27:08.640 --> 27:11.480 ‫باید گندم پاستای دوروم رو برداشت می‌کردیم، 27:11.680 --> 27:13.920 ‫گندمی که باارزش‌ترین محصول ماست. 27:15.240 --> 27:17.400 ‫اما به خاطر آب و هوای وحشتناک، 27:17.560 --> 27:21.680 ‫هنوز برداشت نشده بود و داشت کیفیتش ‫رو از دست می‌داد. 27:22.480 --> 27:25.360 ‫[بیست و نهم اوت] ‫اینجا رو ببین، مارک. یه کاشی کمه. 27:25.920 --> 27:29.160 ‫[سی‌ام اوت] ‫پس به کارهای کافه رسیدگی کردیم... 27:29.680 --> 27:32.040 ‫[یکم سپتامبر] ‫اگه بتونی بیاریش تو عالی میشه. 27:32.240 --> 27:35.040 ‫...در حالی که منتظر یه هوای خشک ‫برای دروی محصولمون بودیم. 27:35.640 --> 27:37.920 ‫رطوبت هوا ۲۷.۴ـه. 27:38.520 --> 27:41.280 ‫اما دو هفته بعد، 27:42.600 --> 27:45.000 ‫وقتی هنوز اون روز از راه نرسیده بود، 27:45.360 --> 27:49.120 ‫به چارلی گفتم بیاد تا یه جلسه ‫بحران بذاریم. 27:49.600 --> 27:51.280 ‫صد بار گفتم 27:51.960 --> 27:56.400 ‫گندم باید سه‌تا ویژگی داشته باشه ‫تا مناسب آسیاب شدن باشه، 27:56.600 --> 27:58.800 ‫مخصوصاً برای پاستا. 27:58.960 --> 28:00.280 ‫سطح پروتئینش. 28:00.800 --> 28:02.320 ‫وزن پیمانه‌ش. 28:02.520 --> 28:04.720 ‫ولی مهم‌تر از همه هگبرگه. 28:05.120 --> 28:08.000 ‫و اون عدد... ‫رقم هگبرگ رو میگم. 28:08.160 --> 28:10.680 ‫اگه بیخیال محصول بشیم و رقم افت کنه، 28:10.880 --> 28:13.280 ‫- یعنی داره از منابع بذر تغذیه می‌کنه. ‫- پس تبدیل به پاستا نمیشه؟ 28:13.440 --> 28:14.440 ‫نه. 28:14.640 --> 28:16.480 ‫- سی و دو هکتار زمین گندم. ‫- آره. 28:16.680 --> 28:18.440 ‫و باارزش‌ترین محصولمون. 28:18.600 --> 28:22.000 ‫چند ساله که باارزش‌ترین محصولمونه. 28:22.200 --> 28:24.520 ‫پس این که به باد رفت. 28:24.680 --> 28:28.040 ‫آره. برای اولین بار... ‫می‌دونی که من به صورت کلی چقدر خوشبینم؟ 28:28.200 --> 28:29.960 ‫نه، نمی‌دونم. 28:30.120 --> 28:32.960 ‫من... آره، فکر نکنم موفقیت‌آمیز باشه. 28:33.640 --> 28:35.240 ‫اگه بتونیم دروش کنیم. 28:35.440 --> 28:36.320 ‫آره. 28:36.480 --> 28:40.520 ‫- ببریمش آسیاب. ‫- آره، که بررسی بشه. 28:40.680 --> 28:43.760 ‫می‌دونیم وضعیتش چطوریه. ‫ولی همین الان باید برداشتش کنیم. 28:43.920 --> 28:44.760 ‫درسته. 28:45.160 --> 28:47.960 ‫اوه، کیلب هم با رطوبت‌سنجش برگشت. 28:49.160 --> 28:50.200 ‫- خوبی، رفیق؟ ‫- سلام. 28:50.360 --> 28:51.680 ‫- ظهر بخیر. ‫- چطوری؟ 28:51.880 --> 28:53.760 ‫- بشین. ‫- این صندلی رو برمی‌دارم. 28:54.400 --> 28:56.320 ‫- چه خبر؟ ‫- فاجعه‌ست، نه؟ 28:56.800 --> 28:59.360 ‫رطوبت گندم دوروم رو سنجیدم. ۲۷.۲. 28:59.520 --> 29:00.320 ‫۲۷.۲؟ 29:00.480 --> 29:03.120 ‫میشه گازش زد، خب؟ ‫شبیه ژله شده. 29:03.640 --> 29:05.120 ‫۲۷.۲. خیلی زیاده. 29:05.280 --> 29:07.120 ‫- انگار دستگاه رو گذاشتم تو رودخونه. ‫- بهتر نیست رطوبت‌سنج رو بگیری زیر شیر آب؟ 29:07.280 --> 29:10.200 ‫آره، انگار یه چیزی رو خیس کنی و بفهمی ‫که آب خیسه. 29:10.400 --> 29:14.960 ‫آخرین باری که برداشت محصول اینقدر ‫دیر شد کِی بود؟ 29:15.160 --> 29:16.360 ‫هیچوقت. من اینقدر دیر تجربه‌ش نکردم. 29:16.520 --> 29:17.760 ‫آره، ولی تو کلاً چهار ساله کشاورزی. 29:18.440 --> 29:20.800 ‫یکی گفت هفده سال میشه که برداشت ‫محصول اینقدر طول کشیده. 29:21.000 --> 29:24.600 ‫پس برای همه دیر شده. 29:24.960 --> 29:26.560 ‫خب، چیکار کنیم؟ 29:27.360 --> 29:29.520 ‫باید زودتر کمباین بزنیم و سعی کنیم... 29:29.680 --> 29:30.480 ‫رقم هگبرگ رو حفظ کنیم. 29:30.640 --> 29:33.200 ‫- جلوی سقوط هگبرگ رو بگیریم. ‫- آره. 29:33.400 --> 29:35.120 ‫- بعد هزینه خشک کردنش رو میدیم. ‫- آره. 29:35.280 --> 29:39.280 ‫اگه قراره غذای حیوون باشه چرا باید ‫پول خشک کردنش رو بدیم؟ 29:39.480 --> 29:41.360 ‫چون نمی‌دونی قراره تبدیل به غذای ‫حیوون بشه یا نه. 29:41.520 --> 29:43.120 ‫- نمی‌دونی وضعیتش چطوره. ‫- آره. 29:47.560 --> 29:51.480 ‫در نهایت، تصمیم گرفتیم در اسرع وقت محصول ‫رو برداشت کنیم. 29:51.640 --> 29:54.120 ‫اما اگه نمی‌خواستیم بلایی سر کمباین بیاریم، 29:54.320 --> 29:58.040 ‫باید صبر می‌کردیم تا گندم از محصول خشک 29:58.480 --> 30:00.200 ‫تبدیل به محصول نیمه تر بشه. 30:01.600 --> 30:02.600 ‫خودشه، آفرین. 30:03.400 --> 30:06.240 ‫می‌خواستم زمان رو با خوابیدن تو ‫تختم بگذرونم. 30:06.840 --> 30:07.920 ‫واو. 30:08.080 --> 30:11.000 ‫اما کشاورزیم تموم نشده بود، 30:11.680 --> 30:14.920 ‫مثل فرستادن گروه بعدی خوک‌ها ‫به کشتارگاه. 30:15.320 --> 30:16.920 ‫یالا، دخترها، برید تو ماشین. 30:19.280 --> 30:21.440 ‫ممنون که خوک‌های دیدلی اسکوات بودید. 30:22.240 --> 30:23.320 ‫برید! 30:25.760 --> 30:28.000 ‫بعدش وقتش بود تصمیمی بگیرم 30:28.200 --> 30:29.480 ‫که ازش می‌ترسیدم: 30:30.160 --> 30:31.440 ‫سرنوشت ریچارد هم. 30:33.640 --> 30:35.760 ‫چیکارت کنیم؟ 30:37.120 --> 30:37.920 ‫هوم؟ 30:39.200 --> 30:42.200 ‫مشکل اینه که اگه سوار ماشین بشه، 30:42.840 --> 30:43.920 ‫کشته میشه 30:44.920 --> 30:46.480 ‫و در عوض 30:46.920 --> 30:49.800 ‫یه مقدار سوسیس و گوشت خوک ‫به اندازه یه گردو گیرمون میاد. 30:50.240 --> 30:51.080 ‫اگه اینجا بمونه، 30:51.880 --> 30:52.960 ‫باید بیخودی 30:53.400 --> 30:54.480 ‫بهش غذا بدیم. 30:54.920 --> 30:56.480 ‫که به این نمیگن کشاورزی. 31:02.840 --> 31:05.720 ‫ولی بعدش، یه فکری به سرم زد. 31:06.400 --> 31:07.440 ‫وایسا. 31:10.720 --> 31:11.960 ‫گروه بعدی خوک‌های ماده 31:12.120 --> 31:14.840 ‫قراره به صورت مصنوعی باردار بشن 31:15.000 --> 31:16.240 ‫و بچه بیارن. 31:17.720 --> 31:20.960 ‫ولی باید صبر کنیم تا برن تو دوره خاصش. 31:21.120 --> 31:25.440 ‫و تا وقتی یه خوک نر کنارشون نباشه ‫نمیرن تو دوره خاصش. 31:27.880 --> 31:29.600 ‫نظرتون چیه این رو 31:30.480 --> 31:32.400 ‫به عنوان خوک نر مزرعه نگه داریم 31:33.080 --> 31:35.160 ‫تا به خانم‌ها کمک کنه؟ 31:37.640 --> 31:39.080 ‫می‌تونه بشه کارمند مزرعه. 31:41.680 --> 31:44.000 ‫- ریچارد هم کارمند. ‫- خوش می‌گذره؟ 31:44.800 --> 31:46.320 ‫- چی؟ ‫- خسته نشی؟ 31:46.480 --> 31:47.280 ‫نه، من... 31:47.720 --> 31:49.720 ‫یه تصمیم خوب گرفتم. 31:50.280 --> 31:52.200 ‫- جدی؟ ‫- اگه بفهمی خوشت میاد. 31:52.360 --> 31:54.120 ‫این رو نگه می‌داریم. 31:54.720 --> 31:56.360 ‫به عنوان کارمند مزرعه. 31:56.800 --> 31:58.280 ‫خیلی خب. 31:58.440 --> 32:00.600 ‫- چه بلایی داره سر این مزرعه میاد؟ ‫- نمی‌دونم. 32:00.800 --> 32:02.960 ‫آره، ریچارد هم خوب. 32:03.880 --> 32:05.600 ‫می‌تونی بشی هیو هفنر. 32:10.480 --> 32:14.240 ‫در نهایت روزش رسید. 32:14.920 --> 32:16.480 ‫روز گندم دوروم. 32:16.800 --> 32:17.840 ‫بزن بریم. 32:24.760 --> 32:26.400 ‫جرمی، من آماده‌ی تخلیه‌م. 32:27.960 --> 32:29.600 ‫یواش. 32:32.720 --> 32:34.600 ‫آره، خالی کن. 32:37.520 --> 32:39.880 ‫خب، ماشین من پره. ‫برمی‌گردم مزرعه. 32:42.560 --> 32:43.640 ‫علی‌رغم اضطرابمون 32:43.800 --> 32:46.680 ‫بابت کیفیت گندم پاستا، 32:47.000 --> 32:51.640 ‫وقتی راننده کمباین خجالتی دیدلی اسکوات 32:51.800 --> 32:54.520 ‫اومد سر شیفت همیشگیش خوشحال شدیم. 32:59.040 --> 33:00.160 ‫سایمون؟ 33:10.800 --> 33:12.720 ‫خاموشش کن، رفیق، ‫میام یه نگاه بندازم. 33:13.520 --> 33:17.400 ‫فکر کنم همه ماها چشم انتظار یه سری ‫مناسبت‌های سالانه هستیم. 33:17.560 --> 33:21.240 ‫مثل کریسمس، یا عید پاک، 33:21.400 --> 33:23.040 ‫و برداشت محصولات. 33:23.480 --> 33:26.960 ‫وقتی می‌تونیم صدای جرالد رو از داخل کمباین 33:27.400 --> 33:29.080 ‫از طریق بی‌سیم بشنویم! 33:30.600 --> 33:33.840 ‫اتفاقاً به کریسمس ترجیحش میدم. ‫به همه چی ترجیحش میدم. 33:51.480 --> 33:54.040 ‫برداشت تا روز بعدی ادامه داشت. 33:57.480 --> 34:00.160 ‫اما اضطرابش داشت من رو می‌کشت. 34:00.320 --> 34:03.680 ‫مجبور شدم کار رو نصفه و نیمه بذارم، ‫برم دنبال چارلی، 34:03.840 --> 34:07.280 ‫و بریم کارخونه آسیاب و یه نمونه ‫از برداشت رو ببریم 34:07.440 --> 34:10.320 ‫و ببینیم برای تولید پاستا مناسبه یا نه. 34:11.000 --> 34:12.480 ‫یه کیسه سیخک داریم. 34:12.680 --> 34:14.840 ‫گندم دورومی که روش سیخک زده، آره. 34:15.120 --> 34:16.680 ‫پس هر کی بخوردش می‌میره. 34:16.840 --> 34:18.720 ‫وقتی رسیدیم کارخونه صداش رو درنمیاریم. 34:18.920 --> 34:21.800 ‫- ولی مهم هگبرگه، درسته؟ ‫- عدد هگبرگ، آره. 34:21.960 --> 34:24.320 ‫باید نگران هگبرگ باشیم. 34:24.480 --> 34:25.960 ‫و چند باید باشه؟ 34:26.120 --> 34:28.320 ‫باید بالای دویست و پنجاه باشه. 34:29.000 --> 34:32.560 ‫و بیشتر از همیشه نیاز داشتیم ‫که گندم دوروم قابل استفاده باشه 34:32.760 --> 34:36.440 ‫چون چارلی نتیجه تمام محصولات دیگه رو ‫گرفته بود 34:37.120 --> 34:39.240 ‫و خبرهای خوبی برامون نداشت. 34:39.800 --> 34:40.680 ‫از نظر مقدار محصول، 34:41.440 --> 34:42.520 ‫کمتر از حد استاندارده. 34:43.320 --> 34:45.720 ‫پس اونقدری که می‌خواستیم گیرمون نیومد. 34:45.880 --> 34:49.000 ‫ولی در واقع... تا الان، جو و گندم آسیاب... 34:49.160 --> 34:50.680 ‫- کیفیتشون خوبه. ‫- خوبن. 34:50.840 --> 34:54.440 ‫- که خیلی کم هم هستن. ‫- راستش من... 34:54.600 --> 34:57.480 ‫یه مقدار گندم باکیفیت داریم، 34:57.640 --> 35:00.560 ‫و یه مقدار کمتر جو باارزش. 35:00.720 --> 35:01.680 ‫آره، حق داری. 35:02.760 --> 35:05.160 ‫فکر کن جراح قلب بودی 35:05.360 --> 35:09.000 ‫و تمام جراحی‌هات به آب و هوا بستگی داشت... 35:09.160 --> 35:11.160 ‫- آره، خب... ‫- مثلاً نتیجه‌ش. یا هر چیزی. 35:11.480 --> 35:13.800 ‫- هر چیزی. ‫- مشکلی نداری که... 35:13.960 --> 35:15.480 ‫چون اشتباه از ما نبود. 35:15.640 --> 35:16.840 ‫- به هیچ عنوان. ‫- آره. 35:25.320 --> 35:26.440 ‫اوه، برتی ایناها. 35:27.520 --> 35:28.360 ‫سلام، جرمی. 35:28.560 --> 35:29.640 ‫- مشتاق دیدار. خوبی؟ ‫- چطوری؟ 35:29.800 --> 35:32.080 ‫- خوبی؟ ‫- خوبم، عالیم. 35:33.720 --> 35:34.640 ‫گندم پاستا. 35:34.800 --> 35:35.600 ‫آره. 35:36.800 --> 35:38.840 ‫توش هگبرگ داره؟ 35:39.040 --> 35:40.480 ‫کِی برداشتش تموم میشه؟ 35:40.640 --> 35:42.080 ‫- ام... ‫- ام... فردا. 35:42.720 --> 35:44.080 ‫- الان کارمون تموم نشده. ‫- همه‌ش رو برداشت کردید یا نه؟ 35:44.240 --> 35:46.040 ‫- نه. فقط... ‫- نه، الان بچه‌ها تو زمینن. 35:46.200 --> 35:47.000 ‫اوه، باشه. 35:47.200 --> 35:50.680 ‫همه چی خراب شده، حس می‌کنم ‫اینم خراب میشه. 35:51.320 --> 35:54.640 ‫منفی‌نگر نباش. ‫مثبت فکر کن. آره. 35:54.800 --> 35:56.040 ‫- باشه. ‫- چقدر طول می‌کشه؟ 35:56.200 --> 35:57.840 ‫پنج دقیقه؟ 35:58.040 --> 36:00.040 ‫- باشه. ‫- خیلی خب، تستشون می‌کنیم. 36:00.200 --> 36:01.720 ‫- به امید خدا، نه؟ ‫- خیلی خب. 36:01.880 --> 36:03.440 ‫- ممنون، برتی. می‌بینمت. ‫- باشه. 36:07.080 --> 36:09.760 ‫پایان خوبی برای یه سال کشاورزی نبود، 36:09.920 --> 36:11.320 ‫جدی میگم، چارلی. 36:11.520 --> 36:14.040 ‫ریسک بزرگی تو سود خالص آخر سالمونه. 36:14.200 --> 36:16.640 ‫بیست و پنج هزار پوند به این تست ‫بستگی داره. 36:16.800 --> 36:18.360 ‫- آره. ‫- ولی یادت نره، 36:18.520 --> 36:21.720 ‫اگه تست رو قبول بشه، بیست و پنج ‫هزار پوند گیرت میاد. 36:22.320 --> 36:23.160 ‫درسته. 36:23.320 --> 36:26.400 ‫دست من که نمیاد. ‫میاد دست تو و سریع خرج میشه. 36:27.440 --> 36:28.280 ‫ولی، 36:29.400 --> 36:31.240 ‫- اگه تست رو قبول نشه... ‫- پس... 36:31.400 --> 36:34.840 ‫مجبور میشم بیست و پنج هزار پوند ‫از پول خودم بهت بدم. 36:35.000 --> 36:35.880 ‫آره. 36:38.040 --> 36:40.000 ‫و پول خودمه. می‌دونم همه میگن: ‫«اوه، پول آمازونه.» 36:40.160 --> 36:41.240 ‫نه. مال خودمه. 36:41.440 --> 36:43.320 ‫- پول خودته. ‫- می‌دونم! 36:43.480 --> 36:46.720 ‫بعد... آره، مزرعه دیدلی اسکوات مجبور میشه... 36:47.640 --> 36:50.160 ‫- پولش رو بده. ‫- کمبود بودجه رو حساب کنه، 36:50.480 --> 36:52.120 ‫گردش زراعی سال دیگه رو هم همینطور. 37:02.040 --> 37:04.800 ‫اون پنج دقیقه تبدیل به ده دقیقه شد. 37:05.000 --> 37:07.960 ‫ولی در نهایت، برتی برگشت. 37:10.000 --> 37:10.800 ‫خیلی خب. 37:11.560 --> 37:13.360 ‫خب... 37:13.800 --> 37:15.560 ‫یه مقدار بیشتر طول کشید چون 37:15.760 --> 37:18.000 ‫مجبور شدیم دو بار تستش کنیم تا ‫عدد هگبرگ دستمون بیاد. 37:18.160 --> 37:20.240 ‫و هر دو بار شکست خورد. 37:20.440 --> 37:22.240 ‫- یعنی خیلی پایینه... ‫- عددش چند بود؟ 37:22.400 --> 37:24.840 ‫چون تست رو قبول نشد عدد نمیده. 37:25.760 --> 37:27.560 ‫که خیلی عجیبه. 37:27.720 --> 37:30.960 ‫با این اوصاف قابل آسیاب کردن نیست. 37:31.680 --> 37:34.920 ‫ام، که میشه گفت فاجعه‌ست. ‫ولی ما... 37:35.640 --> 37:36.480 ‫آره. 37:37.920 --> 37:39.080 ‫اوه، گندش بزنه. 37:40.080 --> 37:42.880 ‫واقعاً متاسفم. ‫چون ما هم بهش نیاز داریم. 37:44.960 --> 37:45.920 ‫حیف شد. 37:46.080 --> 37:47.560 ‫- خیلی ناامید شدم. ‫- آره. 37:48.800 --> 37:50.960 ‫متاسفم. 37:51.120 --> 37:52.720 ‫- ممنون. ‫- بهرحال ممنون. 37:52.880 --> 37:53.680 ‫خواهش می‌کنم. 38:06.800 --> 38:09.760 ‫هی. جرمی داره میاد. 38:11.760 --> 38:14.520 ‫خیلی خب. ‫من بگم یا تو میگی؟ 38:17.400 --> 38:19.400 ‫خب، رفیق. چی شد؟ 38:21.440 --> 38:23.640 ‫عدد هگبرگ دوروم بودها. 38:23.800 --> 38:25.640 ‫- چند بود؟ ‫- عدد نداد. 38:26.040 --> 38:27.200 ‫- چی؟ ‫- عدد نداد. 38:27.360 --> 38:30.000 ‫اصلاً؟ صفر بود؟ 38:30.800 --> 38:32.040 ‫- آره. ‫- اصلاً عددی ثبت نکرد. 38:32.560 --> 38:33.440 ‫لعنتی. 38:37.360 --> 38:38.200 ‫اه. 38:38.880 --> 38:39.680 ‫لعنتی. 38:40.920 --> 38:42.920 ‫بیست و پنج هزار پوند از دست رفت. 38:43.400 --> 38:45.080 ‫هر دفعه یه مشکل جدیدی برامون پیش میاد. 38:45.240 --> 38:48.400 ‫یعنی اون... می‌دونم، بیخودی داره ‫محصول برداشت می‌کنه، ببین. 38:59.960 --> 39:01.280 ‫حداقل داریم یه چیزی برداشت می‌کنیم. 39:01.600 --> 39:02.920 ‫حداقل خورشید طلوع کرده. 39:06.880 --> 39:08.440 ‫اوه، لعنتی. 39:13.040 --> 39:17.840 ‫به شکل ناراحت‌کننده‌ای، تنها کسی که ‫ضرر کرده بود ما نبودیم. 39:20.080 --> 39:24.000 ‫تمام کشاورزان کشور شوکه شده بودن 39:24.480 --> 39:29.560 ‫چون سال ۲۰۲۴ سال وحشتناکی بود. 39:30.360 --> 39:36.360 ‫[یک سال جهنمی - چگونه کشاورزان با دومین سال ‫افتضاح تاریخ در برداشت محصول روبرو شدند] 39:36.720 --> 39:38.440 ‫من تا حالا همچین چیزی ندیدم. ‫فاجعه‌ست. 39:38.640 --> 39:42.240 ‫محصولات زمستونی زرد شدن و دارن ‫تو زمین غرق میشن. 39:42.680 --> 39:44.960 ‫اگه تا دو هفته دیگه بارون بند نیاد، 39:45.160 --> 39:49.040 ‫هشتصد و پنجاه هکتار زمین ‫خالی می‌مونه. 39:50.040 --> 39:52.800 ‫امسال، محصول زمین‌ها یکی از بدترین ‫محصولات تاریخ بوده است. 39:52.960 --> 39:54.200 ‫این سپتامبر ماه پر بارانی بود، 39:54.360 --> 39:56.800 ‫و رکورد چنین سالی به سال ۱۸۳۶ برمی‌گردد. 39:56.960 --> 39:59.760 ‫گزارش جدیدی می‌گوید قرار است ‫با یکی از بدترین دروهای 39:59.920 --> 40:01.760 ‫شروع تاریخ‌نگاری روبرو شویم. 40:01.960 --> 40:03.880 ‫مردم دارن کمباینشون رو می‌فروشن 40:04.040 --> 40:05.600 ‫چون محصولی ندارن که بخوان ‫برداشت کنن. 40:08.680 --> 40:11.080 ‫گفتنش مثل همیشه برام دردناکه، 40:11.240 --> 40:14.040 ‫اما خرج زندگی من از کشاورزی درنمیاد. 40:14.560 --> 40:15.720 ‫اما با این حال، 40:16.280 --> 40:19.960 ‫واقعاً ناامیدکننده‌ست که بعد از اینهمه زحمت 40:22.440 --> 40:25.440 ‫و به خاطر چیز ساده‌ای مثل آب و هوا، ‫ضرر کنیم. 40:28.480 --> 40:32.400 ‫هرچند، یاد حرفی افتادم که سایمون 40:32.560 --> 40:36.280 ‫تو یکی از بدترین روزهای برداشت ‫محصولمون گفته بود. 40:37.000 --> 40:40.440 ‫چیزی که باید درباره کشاورز بودن ‫یاد بگیری، جرمی، اینه که، 40:40.600 --> 40:43.480 ‫اگه می‌خوای روانی نشی، 40:43.680 --> 40:46.320 ‫نباید سوالاتی بپرسی که نمی‌خوای ‫جوابشون رو بدونی. 40:46.960 --> 40:49.320 ‫تمرکزت رو بذار روی پتانسیل سال بعد. 40:51.120 --> 40:53.640 ‫این شعار مثبت‌اندیشی مطلق 40:54.160 --> 40:56.920 ‫چیزیه که به کشاورزها امید ادامه دادن، 40:57.120 --> 40:58.040 ‫مبارزه با سختی‌ها، 40:58.720 --> 41:00.200 ‫کنار اومدن با مشکلات، 41:00.360 --> 41:01.880 ‫و انجام کار لازم برای 41:02.680 --> 41:04.160 ‫تولید غذا میده. 41:04.600 --> 41:06.800 ‫گوشت گاو، بره، غاز، بوقلمون. 41:07.000 --> 41:08.360 ‫- خوک. ‫- خوک. 41:08.560 --> 41:10.240 ‫سیب‌زمینی، میوه‌های نرم... 41:11.200 --> 41:14.680 ‫و فهمیدم باید به این شعار عادت کنم. 41:16.480 --> 41:17.600 ‫باید ادامه بدیم 41:17.760 --> 41:22.720 ‫چون باور داریم امکان نداره سال بعد ‫بدتر از امسال بشه. 41:29.440 --> 41:30.400 ‫ولی فعلاً، 41:30.560 --> 41:32.880 ‫خانواده دیدلی اسکوات حقشون بود 41:33.040 --> 41:35.400 ‫که به مناسبت آخر فصل نهار دورهمی بخورن. 41:35.560 --> 41:39.000 ‫و امسال، کافه خودمون رو داشتیم. 41:39.480 --> 41:40.880 ‫- منتظرید، پسرها؟ ‫- آره. 41:41.080 --> 41:42.320 ‫چی میل دارید؟ 41:42.480 --> 41:43.800 ‫اما متاسفانه، 41:44.000 --> 41:45.080 ‫نتونستیم استراحت کنیم 41:45.240 --> 41:49.000 ‫چون با اینکه کافه تقریباً سر پا بود، 41:49.160 --> 41:50.880 ‫همیشه یه مشکلی هم پیش میومد. 41:52.120 --> 41:54.200 ‫وای خدا، صدای بدی میده. 41:54.400 --> 41:55.480 ‫یه چیزی برای تعمیر. 41:55.640 --> 41:59.800 ‫نه، می‌دونم. می‌دونم، ولی سیستم حرارتی ‫کار نمی‌کنه. 42:00.000 --> 42:01.840 ‫چیزی برای نگران شدن. 42:02.040 --> 42:04.160 ‫- منظورت از گودی محل اتصال سقفه؟ ‫- آره. 42:04.360 --> 42:05.160 ‫چقدر میشه؟ 42:05.320 --> 42:07.440 ‫حداقل سه هزار پوند. 42:09.120 --> 42:10.560 ‫اونی که دیروز افتاد رو می‌شناسی؟ 42:10.720 --> 42:12.560 ‫آره؟ تو رو خدا بگو قرار نیست ‫شکایت کنه. 42:12.720 --> 42:16.000 ‫نه، نه، نه. دیشب ساعت هشت و نیم ‫جراحیش تموم شد. 42:17.280 --> 42:19.640 ‫قوزکش رو عمل کردن. 42:20.560 --> 42:23.640 ‫پس رفتیم به کافه یه نفر دیگه. 42:25.800 --> 42:29.520 ‫احتمالاً تو آشپزخونه‌شون غوغاست. ‫که برام مهم نیست. 42:29.720 --> 42:32.040 ‫احتمالاً آب ندارن. ‫برام مهم نیست. 42:32.200 --> 42:33.200 ‫ممنون. 42:34.040 --> 42:35.640 ‫- کِی این رو فهمیدی؟ ‫- ای خدا. 42:37.600 --> 42:40.040 ‫خیلی خب، افتتاحیه خوبی نداشتیم، 42:40.240 --> 42:41.040 ‫قبول. 42:41.200 --> 42:43.640 ‫خب، تو لطف کردی و چادر رو سرپا کردی 42:43.800 --> 42:45.040 ‫اما کافه بهم ریخته. 42:46.160 --> 42:48.480 ‫- ولی الان افتتاحش کردیم. ‫- آره. 42:48.640 --> 42:51.080 ‫- پس همگی خسته نباشید. موفق شدیم. ‫- آره. 42:51.880 --> 42:53.040 ‫به افتخار کافه سگ کشاورز. 42:53.200 --> 42:54.720 ‫- به افتخار کافه سگ کشاورز. ‫- به افتخار کافه سگ کشاورز. 42:54.920 --> 42:56.040 ‫- عالیه. ‫- و خود کشاورزها. 42:56.720 --> 42:58.440 ‫- و کشاورزهایی که ازش حمایت می‌کنن. ‫- به امید موفقیت کافه. 42:59.760 --> 43:01.120 ‫من غذام رو شروع می‌کنم. ‫خیلی گشنمه. 43:01.960 --> 43:03.680 ‫ای وای، گوشتش واسه بریتانیا نیست، نه؟ 43:03.840 --> 43:05.320 ‫ببین، میگوئه. اینا از هند میان. 43:05.840 --> 43:06.760 ‫فقط همین یه روزه دیگه... 43:06.960 --> 43:09.000 ‫- خیلی خب، همین یه روز غذای خارجی می‌خوریم. ‫- تو رو خدا امروز رو بیخیال. 43:09.160 --> 43:10.480 ‫شاید ریزماهیش واسه خودمون باشه. 43:11.080 --> 43:12.320 ‫باید دل و جگر ریزماهی رو هم بخوریم؟ 43:12.480 --> 43:13.520 ‫آره، همه‌ش رو. 43:14.120 --> 43:15.320 ‫و اعضای داخلیش؟ 43:18.720 --> 43:21.080 ‫- چیه مگه؟ ‫- مزه ماهی میده، نه؟ 43:21.280 --> 43:23.240 ‫خب! 43:23.400 --> 43:24.960 ‫ریزماهی مزه ماهی میده؟ 43:25.160 --> 43:26.960 ‫دیدین یکشنبه شب چی بُردم، دوستان؟ 43:27.160 --> 43:28.000 ‫چی؟ 43:28.160 --> 43:30.200 ‫دیدین یکشنبه شب چی بُردم؟ 43:30.640 --> 43:32.240 ‫چی نوشته؟ «ساخت دیوار...» ‫اوه! 43:32.440 --> 43:34.000 ‫- شوخی! ‫- باریکلا. 43:34.200 --> 43:35.960 ‫- اولین جایزمه. ‫- مسابقه ساخت دیوار؟ 43:36.120 --> 43:36.920 ‫آره. 43:37.120 --> 43:41.440 ‫بیخیال یوفا. ‫بیخیال مسابقه شش ملت. 43:42.280 --> 43:43.080 ‫جرالد کوپر! 43:45.360 --> 43:47.560 ‫ممنون. خیلی ممنون. 43:49.000 --> 43:52.000 ‫بعد رسیدیم به یه بحث جدی‌تر، 43:52.160 --> 43:56.800 ‫چون تمام مدتی که آلن داشت روی ‫کافه کار می‌کرد، 43:57.000 --> 44:00.080 ‫منتظر یه جراحی قلب مهم بود. 44:00.280 --> 44:02.040 ‫- نوبتت سه‌شنبه بعدیه. ‫- اوه، سه‌شنبه بعدی؟ 44:02.240 --> 44:04.800 ‫آره، سه‌شنبه بعدی بستری میشم. 44:05.960 --> 44:07.680 ‫جراحی بای‌پس سرخرگ کرونری در انتظارمه. 44:08.200 --> 44:09.000 ‫و باید تست بگیرن ببینن 44:09.160 --> 44:11.560 ‫- احتمال سکته هم هست یا نه. ‫- آره، چون سکته کرده بودم. 44:11.760 --> 44:14.040 ‫- پارسال رو که یادته... ‫- خب؟ 44:14.480 --> 44:15.480 ‫خودش بود، نه؟ 44:15.680 --> 44:17.760 ‫- آره. ‫- ولی خیلی بهتر شدی. 44:17.920 --> 44:18.720 ‫آره. 44:18.880 --> 44:20.400 ‫- امسال رو... ‫- می‌دونم. 44:21.880 --> 44:23.440 ‫امیدوارم عملت خوب پیش بره... 44:23.600 --> 44:26.600 ‫آره، خب، باید خوب پیش بره... ‫عمل کمیابی نیست، خب؟ 44:26.760 --> 44:28.520 ‫یه عمل معمولیه. ‫ولی خب حتماً ترسناکه. 44:28.680 --> 44:29.600 ‫خیلی می‌ترسم. 44:29.760 --> 44:31.000 ‫خوشم نمیاد بهش فکر کنم. 44:31.160 --> 44:32.680 ‫واسه همین هی کار می‌کنم که حواسم ‫پرت بشه. 44:32.840 --> 44:35.200 ‫گفتن سخت نگیرم و خونه بمونم. 44:35.360 --> 44:36.760 ‫ولی اگه بمونی خونه، هی بهش فکر می‌کنی ‫و نگران میشی. 44:36.920 --> 44:38.960 ‫البته، کل فکر و ذکرت میشه جراحی. 44:39.560 --> 44:40.720 ‫خب، گوش کن، آلن. 44:40.880 --> 44:42.880 ‫آره، می‌دونم. آره. 44:43.320 --> 44:44.720 ‫- موفق میشیم، نه؟ ‫- موفق باشی. 44:44.880 --> 44:46.000 ‫- آره. ‫- موفق باشی آلن. 44:46.200 --> 44:47.600 ‫اگه بهتر نشی می‌کشمت. 44:47.720 --> 44:48.400 ‫نه، خب. 44:48.560 --> 44:50.200 ‫اسم یه غذا رو از روی اسم تو انتخاب می‌کنیم. 44:50.360 --> 44:52.160 ‫اوه! 44:52.360 --> 44:55.080 ‫نمیگم اگه عملت خوب پیش نرفت این ‫کار رو می‌کنیم. 44:55.240 --> 44:56.560 ‫نه، نه، نه. اوه، نه، لطفاً. 44:56.760 --> 44:59.120 ‫بهرحال اسم یه غذا رو از روی تو می‌ذاریم. ‫بال آلن تاونزند. 44:59.280 --> 45:00.760 ‫خوبه، جرالد؟ 45:01.360 --> 45:03.440 ‫- الان که جنگل جرالد داریم. ‫- آره. 45:03.640 --> 45:05.440 ‫الان هم بال آلن تاونزند داریم. 45:05.640 --> 45:07.840 ‫- آره! ‫- آره، عالیه. 45:08.040 --> 45:10.600 ‫یه پمپ پایی داریم. ‫خودم زنده‌ش می‌کنم، نگران نباشین! 45:12.160 --> 45:13.040 ‫پمپ پا؟ 45:13.200 --> 45:14.360 ‫پمپ پا! 45:14.560 --> 45:16.880 ‫بهش پمپ رو وصل می‌کنم. ‫پا میزنم تا نفسش برگرده! 45:17.040 --> 45:18.400 ‫خوب میشه دیگه! 45:18.560 --> 45:20.760 ‫ممنون، جرالد. ‫لطف می‌کنی، رفیق قدیمی. 45:20.920 --> 45:23.480 ‫اگه بادش خالی شد، دوباره ‫بادش می‌کنم، نگران نباشین! 45:24.640 --> 45:26.600 ‫- بس کن، جرالد. ‫- چرا اینجوریه؟ 45:39.960 --> 45:43.000 ‫شما در حال تماشای این افراد بودید... 45:45.920 --> 45:47.920 ‫[آلن] 45:50.920 --> 45:53.200 ‫[آنی] 45:57.920 --> 46:00.000 ‫[هریت] 46:05.920 --> 46:07.920 ‫[جرالد] 46:14.200 --> 46:16.760 ‫[چارلی] 46:19.920 --> 46:22.920 ‫[ریچارد همِ کارمند] 46:28.960 --> 46:31.960 ‫[لیسا] 46:36.920 --> 46:39.600 ‫[کیلب] 46:45.040 --> 46:51.040 ‫[در مزرعه کلارکسون] 46:52.064 --> 46:58.064 www.Doostihaa.com