WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:09.560 --> 00:11.240 ‫«داری نزدیک‌تر می‌شی.» 00:11.840 --> 00:13.560 ‫این دیگه چه کوفتیه؟ 00:14.400 --> 00:16.840 ‫نزدیک‌تر به پیدا کردن جیمی، ولی چرا؟ 00:18.840 --> 00:21.560 ‫دوباره داره تایپ می‌کنه. 00:21.640 --> 00:24.280 ‫- یه لوکیشن برات فرستاد. ‫- اون علامت پین، توی کلیساس؟ 00:24.360 --> 00:26.000 ‫نه، پشت کلیساست. 00:26.080 --> 00:27.400 ‫گورستان. 00:34.840 --> 00:37.040 ‫تو کی هستی؟ 00:39.080 --> 00:40.080 ‫[تو کی هستی؟ جیمی کجاست؟] 00:40.760 --> 00:44.480 ‫چی؟ اکانتش رو غیرفعال کرد. 00:45.160 --> 00:46.880 ‫- رفت. ‫- منظورت از رفت چیه؟ 00:46.960 --> 00:50.880 ‫- نباید بره. جواب می‌خوایم. ‫- پیداش می‌کنیم. 00:52.000 --> 00:53.320 ‫کجا می‌ریم؟ 00:53.400 --> 00:55.120 ‫فکر کنم جوابش رو می‌دونی. 01:01.320 --> 01:03.200 ‫دنبال چی می‌گردیم؟ 01:03.280 --> 01:04.640 ‫نمی‌دونم. 01:04.720 --> 01:07.200 ‫یه چیزی که لیلا می‌خواد پیداش کنیم. 01:08.960 --> 01:12.040 ‫- باید از هم جدا بشیم. ‫- نه، ما دوتایی خیلی خوبیم. 01:15.360 --> 01:18.840 ‫یادته گفت باید جدا بشیم؟ ‫نظرت چیه که فقط...؟ 01:18.920 --> 01:20.880 ‫با هم بمونیم؟ آره، فکر خوبیه. 01:20.960 --> 01:22.320 ‫آره. 01:22.400 --> 01:23.600 ‫من بودم. 01:23.680 --> 01:24.680 ‫آره. 01:39.440 --> 01:40.440 ‫[هیلاری وایزمن یازده به چپ] 01:43.440 --> 01:44.440 ‫[هیلاری وایزمن] 01:48.680 --> 01:51.040 ‫یازده تا به چپ. 01:53.000 --> 01:55.560 ‫یازده تا به چپ. 02:01.200 --> 02:02.200 ‫یک. 02:04.040 --> 02:05.200 ‫دو. 02:06.440 --> 02:07.760 ‫سه. 02:09.120 --> 02:10.360 ‫چهار. 02:13.040 --> 02:14.120 ‫پنج. 02:16.440 --> 02:17.520 ‫شش. 02:19.160 --> 02:20.280 ‫هفت. 02:21.960 --> 02:22.920 ‫هشت. 02:24.760 --> 02:25.680 ‫نه. 02:26.640 --> 02:27.720 ‫ده. 02:29.240 --> 02:30.560 ‫یازده. 03:27.440 --> 03:28.760 ‫برعکس نوشته شده. 03:28.840 --> 03:30.720 ‫چون این اصلاً ترسناک نیست. 03:30.800 --> 03:33.960 ‫«برای لیلا. با عشق، جیمی.» 03:35.640 --> 03:36.840 ‫چی؟ 03:36.920 --> 03:39.120 ‫جیمی وقتی بچه بودیم ‫این‌ طوری یادداشت می‌نوشت. 03:39.800 --> 03:41.760 ‫با کلمات برعکس. 03:41.840 --> 03:44.240 ‫فکر می‌کرد مامان نمی‌تونه بفهمتش. 03:46.000 --> 03:47.840 ‫خدای من. 03:50.880 --> 03:53.400 ‫دلیل اینکه جیمی سعی کرد کارت ‫مادرت رو بدزده همین بود؟ 03:53.480 --> 03:55.400 ‫گفت مسئله مرگ و زندگیه. 03:55.480 --> 03:59.240 ‫ولی جلوش رو گرفتم. ‫پس این پول رو از کجا آورده؟ 04:00.200 --> 04:01.560 ‫نهصد تا. 04:03.000 --> 04:05.400 ‫چرا لیلا هیچ‌وقت نیومد که بگیرتش؟ 04:06.240 --> 04:07.800 ‫اینجا چیکار می‌کنید؟ 04:10.440 --> 04:11.880 ‫شما...؟ 04:11.960 --> 04:13.560 ‫تو اینجا چیکار می‌کنی؟ 04:15.600 --> 04:17.120 ‫می‌دونی من کی‌ام؟ 04:17.200 --> 04:19.680 ‫آره، تو استنلی هستی. 04:19.760 --> 04:21.880 ‫از باشگاه گلف. ‫یکشنبه همدیگه رو دیدیم، یادت نیست؟ 04:21.960 --> 04:24.040 ‫آره، می‌دونم. من... 04:25.080 --> 04:28.440 ‫داشتم رد می‌شدم که نور چراغ‌قوه‌هاتون رو دیدم. 04:28.520 --> 04:31.760 ‫فکر کردم شاید بچه‌هایی باشید ‫که دارید اینجا رو خراب می‌کنید. 04:32.920 --> 04:34.400 ‫ولی فقط شمایید. 04:35.480 --> 04:37.920 ‫راستش خوشحالم که بهتون برخوردم. 04:38.000 --> 04:39.520 ‫یه چیز دیگه هم هست. 04:40.720 --> 04:41.640 ‫من... 04:42.360 --> 04:45.240 ‫فکر نمی‌کردم دوباره ببینمت. ‫می‌خواستم بهت بگم. 04:45.320 --> 04:48.440 ‫- بابت کاری که کردم عذاب وجدان دارم... ‫- داری از چی حرف می‌زنی؟ 04:49.880 --> 04:55.120 ‫اون فیلم دوربین مداربسته‌ای که ‫از مکس هستینگز توی کلاب دیدی؟ 04:57.040 --> 04:57.880 ‫جعلی بود. 04:58.840 --> 05:00.360 ‫قرار بود پیداش کنی. 05:01.800 --> 05:02.640 ‫چی؟ 05:03.240 --> 05:05.440 ‫اون فیلم مال ماه‌ها پیش بود. 05:05.960 --> 05:07.280 ‫فقط ده دقیقه بود. 05:08.240 --> 05:12.720 ‫مکس بهم گفت لوپش کنم، ‫تاریخش رو عوض کنم. 05:13.840 --> 05:15.960 ‫اون هیچ‌وقت جمعه‌شب اونجا نبود. 05:16.040 --> 05:18.200 ‫چطور؟ چرا باید این کار رو...؟ 05:18.280 --> 05:21.160 ‫خانواده هستینگز صاحب باشگاه گلفن. 05:21.240 --> 05:23.520 ‫من... نمی‌تونم شغلم رو از دست بدم. ‫متاسفم. 05:23.600 --> 05:25.640 ‫مکس مجبورت کرد براش عذرموجه درست کنی؟ 05:27.360 --> 05:28.240 ‫آره. 05:29.240 --> 05:31.400 ‫هیچ‌وقت نگفت چرا، ولی... 05:33.160 --> 05:36.120 ‫پوسترها رو می‌بینم، ‫پوسترهای گمشده رو که این اطراف زدید. 05:37.480 --> 05:41.160 ‫و... من جیمی رو نمی‌شناسم، ولی... 05:42.280 --> 05:43.800 ‫باعث شد فکر کنم شاید مکس... 05:43.880 --> 05:45.840 ‫توی گم شدن اون دست داشته؟ 05:49.480 --> 05:52.160 ‫مکس هستینگز لعنتی. 06:08.040 --> 06:10.040 ‫[رابین: سعی کردم گوشی پیپ رو بردارم ‫ولی فهمید. شرمنده] 06:19.080 --> 06:20.120 ‫مامان. 06:20.760 --> 06:22.960 ‫خواهش می‌کنم، بذار توضیح بدم. 06:23.040 --> 06:26.040 ‫- نمی‌خوام بشنوم. ‫- داری اشتباه می‌کنی. اونا مال من نیستن. 06:26.120 --> 06:27.480 ‫- فقط دست من بودن... ‫- بس کن! 06:27.560 --> 06:29.760 ‫مامان، چی شده؟ یه دقیقه صبر کن. 06:31.040 --> 06:32.800 ‫فکر کردی اون قرصا چین؟ 06:35.680 --> 06:38.440 ‫لعنتی مامان. اونا فقط قرص خوابن. 06:38.520 --> 06:40.480 ‫کافیه، مکس. 06:41.160 --> 06:44.640 ‫این بهانه‌ها و دروغ‌هات بسه. 06:46.480 --> 06:49.680 ‫تو اون دخترا رو اذیت کردی. ‫تو همونی هستی که همه می‌گفتن. 06:51.640 --> 06:53.320 ‫نه مامان. من نبودم. 06:54.480 --> 06:56.960 ‫فکر کردی احمقم؟ 06:58.080 --> 07:00.440 ‫البته که فکر کردی. تو و پدرت. 07:01.400 --> 07:03.600 ‫من همه کار برای شما کردم. ‫تا همه رو راضی نگه دارم. 07:03.680 --> 07:06.680 ‫با اخلاق گند تو و بابات ساختم، ‫در حالی که فقط اونجا می‌شینید. 07:06.760 --> 07:10.520 ‫حتی یه انگشت هم تکون نمی‌دید، ‫هیچ‌وقت ازم نپرسیدید روزم چطور بود. 07:10.600 --> 07:13.400 ‫مامان، باید آروم باشی. 07:13.480 --> 07:16.800 ‫برام مهم نیست... چی نیاز داری. 07:18.400 --> 07:20.720 ‫می‌دونی، من فقط به خاطر تو موندم. 07:20.800 --> 07:22.280 ‫که ازت محافظت کنم. 07:22.840 --> 07:27.440 ‫فکر می‌کردم اگه به اندازه کافی بهت عشق بورزم، ‫شبیه پدرت نمی‌شی. 07:28.520 --> 07:29.640 ‫اشتباه می‌کردم. 07:30.160 --> 07:33.520 ‫موفق نشدم، چون تو از اونم بدتری، مکس. 07:34.200 --> 07:35.760 ‫تو بدترین کابوس منی. 07:36.360 --> 07:37.600 ‫من هیچ کار اشتباهی نکردم! 07:37.680 --> 07:39.480 ‫چرا، کردی! 07:40.240 --> 07:41.120 ‫تو اون کار رو کردی! 07:41.200 --> 07:42.720 ‫همه‌ش تقصیر توئه! 07:42.800 --> 07:46.200 ‫و تو بزدل‌تر از اونی هستی که اعتراف کنی! 07:47.160 --> 07:50.640 ‫یا شایدم... به خاطر اینه که ‫مثل پدرت خودشیفته‌ای؟ 07:51.240 --> 07:52.240 ‫و تو... 07:52.320 --> 07:57.600 ‫واقعاً فکر می‌کنی امکان داره ‫بعد از این همه اتفاق هنوز دوستت داشته باشم؟ 08:02.360 --> 08:03.400 ‫مامان. 08:04.400 --> 08:06.320 ‫خواهش می‌کنم! بهت نیاز دارم! 08:07.640 --> 08:09.760 ‫تو تنها کسی هستی که برام مونده. 08:12.800 --> 08:15.280 ‫خواهش می‌کنم بهم نگاه کن، مامان! ‫معذرت می‌خوام! 08:15.360 --> 08:17.080 ‫تو پشیمون نیستی. 08:17.600 --> 08:19.040 ‫اگه واقعاً پشیمون بودی، 08:19.120 --> 08:22.000 ‫اون دخترا رو زجر نمی‌دادی. 08:22.080 --> 08:23.240 ‫کاری که درسته رو انجام می‌دادی. 08:24.520 --> 08:26.560 ‫من می‌خوام کار درست رو انجام بدم. 08:27.160 --> 08:29.240 ‫من توی دادگاه نمی‌ایستم ‫که ازت دفاع کنم. 08:29.320 --> 08:33.880 ‫این کار رو نمی‌کنم، مکس. ‫من... می‌تونم برم پیش پلیس. 08:34.440 --> 08:35.640 ‫الان مدرک دارم. 08:39.200 --> 08:40.280 ‫باشه. 08:40.360 --> 08:41.200 ‫باشه، مامان. 08:42.440 --> 08:44.200 ‫اگه اعترافم رو به گناهکار تغییر بدم چی؟ 08:44.800 --> 08:47.960 ‫مامان، اگه دادگاه رو متوقف کنم... اونوقت چی؟ 08:48.840 --> 08:50.440 ‫اوضاع بهتر می‌شه؟ 08:55.200 --> 08:56.320 ‫شاید. 09:19.080 --> 09:21.320 ‫- بفرما. ‫- ممنون. 09:23.560 --> 09:24.880 ‫ببخشید. 09:24.960 --> 09:26.160 ‫وای. 09:27.640 --> 09:29.160 ‫نباید تا خونه خودش رانندگی کنه. 09:29.240 --> 09:31.400 ‫نگران نباش. ‫به یه نفر زنگ زدم. 09:33.040 --> 09:34.240 ‫کارت خوب بود، گروهبان. 09:34.320 --> 09:36.280 ‫- شماره استنلی رو گرفتی؟ ‫- آره. 09:36.360 --> 09:37.600 ‫فکر کردم شاید بتونه برامون 09:37.680 --> 09:39.880 ‫فیلم واقعی جمعه‌شب رو بفرسته، ‫اگه یه وقت به مدرک نیاز داشتیم. 09:39.960 --> 09:42.840 ‫پس مکس ممکنه همون لیلا باشه. 09:42.920 --> 09:43.960 ‫چیکار کنیم؟ 09:44.040 --> 09:45.760 ‫باید به پلیس زنگ بزنیم؟ 09:50.080 --> 09:52.280 ‫فکر کنم همین الان رفت، رفیق. 09:54.920 --> 09:57.560 ‫یادتونه رفتم پیش هاکینز ‫در مورد جیمی حرف بزنیم؟ 09:58.080 --> 10:00.120 ‫دن گفت که در مورد مکس درست فکر می‌کردم. 10:01.160 --> 10:03.080 ‫فکر کنم وقتشه ازش بپرسم چرا. 10:03.160 --> 10:04.440 ‫می‌تونیم بهش اعتماد کنیم؟ 10:08.720 --> 10:10.440 ‫- ببخشید، پیپ. ‫- نه. 10:11.160 --> 10:14.560 ‫- نه؟ من پلیسم. نمی‌تونی... ‫- باشه. بازداشتم کن. 10:18.280 --> 10:21.000 ‫این دفعه رو با یه اخطار ولت می‌کنم. ‫باید جیسون رو پیدا کنم. 10:28.240 --> 10:29.320 ‫چی می‌خوای؟ 11:06.920 --> 11:08.200 ‫خب، بگو ببینم چی شده؟ 11:09.080 --> 11:10.280 ‫در مورد جیمی رینولدزه. 11:10.880 --> 11:13.040 ‫- چیزی پیدا کردی؟ ‫- شاید. 11:13.120 --> 11:15.760 ‫فکر کنم جیمی با یه ‫اکانت فیک به اسم لیلا حرف می‌زد. 11:15.840 --> 11:17.040 ‫لیلا مید؟ 11:18.040 --> 11:19.680 ‫تو هم باهاش حرف می‌زدی؟ 11:19.760 --> 11:22.760 ‫نه دقیقاً، ما... ‫با هم مچ شدیم، چند تا پیام دادیم، 11:22.840 --> 11:24.200 ‫و بعد... بعدش دیگه جوابم رو نداد. 11:24.280 --> 11:26.880 ‫- چرا؟ چی بهش گفتی؟ ‫- هیچی. نمی‌دونم. 11:26.960 --> 11:29.400 ‫بعد از اینکه بهش گفتم شغلم چیه غیبش زد. 11:30.120 --> 11:31.680 ‫شاید از پلیس‌ها خوشش نمیاد. 11:32.200 --> 11:33.920 ‫یا شایدم ریگی به کفششه. 11:35.200 --> 11:37.160 ‫فکر کنم ممکنه مکس هستینگز باشه. 11:37.240 --> 11:39.600 ‫یه چیزایی در مورد مکس فهمیدم و... 11:39.680 --> 11:41.000 ‫لعنتی! 11:41.760 --> 11:43.960 ‫می‌دونستم آخرش به اینجا می‌رسه. ‫می‌دونم اوضاع بد به نظر میاد. 11:44.040 --> 11:45.280 ‫چی بد به نظر میاد؟ 11:45.360 --> 11:47.320 ‫یه نفر جیمی رو دیده، درسته؟ 11:47.400 --> 11:49.880 ‫- گندش بزنن. ‫- که اون شب از ماشین من پیاده شده. 11:59.320 --> 12:02.160 ‫می‌تونم در مورد خون توضیح بدم، باشه؟ ‫چیزی نگفتم چون... 12:03.320 --> 12:06.600 ‫- در رو باز کن! ‫- نه، داری اشتباه می‌کنی، پیپ! صبر کن! 12:06.680 --> 12:08.440 ‫پیپ! 12:10.200 --> 12:12.440 ‫- یه لحظه آروم باش! صبر کن! ‫- بذار برم بیرون! 12:12.520 --> 12:15.560 ‫ول کن! صبر کن، پیپ! 12:17.640 --> 12:19.360 ‫- پیپ، وایسا! ‫- نه! 12:19.440 --> 12:21.440 ‫جیمی شبی که گم شد توی ماشین تو بود! 12:21.520 --> 12:23.560 ‫خونش روی صندلیته! تو کشتیش! 12:23.640 --> 12:26.160 ‫نه، داری اشتباه می‌کنی، پیپ! 12:26.240 --> 12:28.280 ‫- نه! کمک! ‫- گوش می‌دی؟ 12:29.080 --> 12:31.080 ‫ببین. نه! اون مال جمعه‌شب نبود. 12:31.160 --> 12:33.400 ‫دوشنبه هفته پیش بود، ‫و جیمی بعدش حالش کاملاً خوب بود. 12:34.560 --> 12:36.960 ‫اون خون جیمی نیست. خون منه. 12:37.040 --> 12:38.120 ‫دوشنبه‌شب؟ 12:41.800 --> 12:43.760 ‫پس اون خون توئه که روی پلیور جیمیه؟ 12:43.840 --> 12:46.800 ‫چه اتفاقی افتاد؟ 12:49.560 --> 12:51.800 ‫- چرا همیشه فکر می‌کنی من آدم می‌کشم؟ ‫- دن! 12:55.520 --> 12:57.160 ‫کار مکس بود، باشه؟ 12:58.280 --> 13:01.480 ‫اون مجبورم کرد. ‫قضیه همون ماجرای اندی بود. 13:01.560 --> 13:05.080 ‫فقط یه بار اتفاق افتاد، ‫ولی مکس ما رو با هم دید. 13:05.160 --> 13:09.080 ‫و اگه مکس به کسی می‌گفت، ‫اگه جیسون می‌فهمید، اون... 13:10.280 --> 13:13.360 ‫نمی‌تونم اون رو از دست بدم. ‫اون تنها کسیه که برام مثل پدره. 13:14.640 --> 13:16.080 ‫پس هر چی مکس خواست انجام دادم. 13:16.800 --> 13:18.760 ‫بهم گفت جیمی رو سوار کنم، 13:18.840 --> 13:21.400 ‫بترسونمش تا از شهادت دادن ‫توی دادگاه منصرف بشه. 13:22.240 --> 13:25.000 ‫ولی جواب نداد، خب؟ جیمی زد تو صورتم. 13:25.640 --> 13:27.560 ‫چرا باید بیخیال شهادت بشم؟ 13:31.800 --> 13:33.840 ‫خون واسه اون بود. 13:35.160 --> 13:37.480 ‫آخه چرا باید به مکس کمک کنی؟ 13:37.560 --> 13:40.200 ‫- همین الان گفتم دیگه. به خاطر اندی. ‫- پس نَت چی؟ 13:41.200 --> 13:42.400 ‫نت چی؟ 13:43.000 --> 13:43.920 ‫دن... 13:48.520 --> 13:49.800 ‫زن الف... 13:54.120 --> 13:55.240 ‫زن الف، نته. 13:56.080 --> 13:57.480 ‫فکر کردم می‌دونی. 14:03.120 --> 14:04.000 ‫نت؟ 14:08.160 --> 14:10.360 ‫مکس... به خواهرم 14:11.040 --> 14:12.200 ‫حمله کرده؟ 14:27.800 --> 14:29.480 ‫متاسفم. 14:31.440 --> 14:33.080 ‫اون خواهر کوچیکمه. 14:34.120 --> 14:35.880 ‫وظیفه‌ی منه که ازش محافظت کنم. 14:37.480 --> 14:38.840 ‫چرا بهم نگفتی؟ 14:38.920 --> 14:40.800 ‫می‌تونستم یه کاری بکنم. 14:42.560 --> 14:44.000 ‫همه‌ش تقصیر منه. 14:44.760 --> 14:46.360 ‫نه نیست. تقصیر مکسه. 14:46.440 --> 14:48.280 ‫همه جاده‌ها به اون ختم می‌شه! 14:50.280 --> 14:51.280 ‫واسه همین فکر کردی 14:51.360 --> 14:53.920 ‫اون تو گم شدن جیمی دست داشته. 14:55.240 --> 14:56.240 ‫و تو؟ 14:57.480 --> 15:01.640 ‫اون برای جمعه‌شب عذرموجه درست کرده، ‫پس قطعاً داره یه چیزی رو مخفی می‌کنه. 15:02.680 --> 15:04.520 ‫باید بفهمیم چیه. 15:07.160 --> 15:08.960 ‫حرف نمی‌زنه. ‫خودت که می‌دونی چه آدمیه. 15:12.120 --> 15:13.080 ‫مجبورش می‌کنیم. 15:15.800 --> 15:17.480 ‫قرار نیست از این خوشم بیاد، نه؟ 15:30.720 --> 15:31.720 ‫آماده‌ای؟ 15:33.200 --> 15:35.400 ‫نوبت توئه که حقیقت رو بهشون بگی. 15:35.480 --> 15:38.680 ‫اینکه اپس گذاشت بری جایگاه شهود، ‫ایده‌ هوشمندانه‌ای بود. 15:39.200 --> 15:42.000 ‫تو که جنایتکار نیستی. ‫چیزی واسه پنهان کردن نداری. 15:43.640 --> 15:46.960 ‫چیزی سفارش دادی؟ ‫چیه، باز لباس خریدی؟ 15:50.400 --> 15:52.880 ‫مامان، می‌شه حرف بزنیم؟ ‫در مورد تغییر اعتراف. 15:52.960 --> 15:54.840 ‫حرفی واسه گفتن ندارم. 15:54.920 --> 15:56.160 ‫خودت می‌دونی باید چیکار کنی. 15:58.760 --> 16:00.680 ‫اتفاقی افتاده، جناب افسر؟ 16:00.760 --> 16:02.480 ‫بفرمایید تو، لطفا. 16:05.880 --> 16:08.840 ‫به ما خبر دادن که امروز جلوی دادگاه ‫خبرنگارهای زیادی جمع شدن. 16:09.520 --> 16:12.400 ‫گروهبان فکر کرد بهتره من مکس رو ‫تا داخل ساختمون همراهی کنم. 16:12.480 --> 16:15.360 ‫- چرا این‌قدر خبرنگار اومده؟ ‫- نگران نباش. بیا بریم. 16:15.440 --> 16:18.040 ‫آره. نباید دیر برسی، مکس. 16:21.600 --> 16:22.640 ‫اونجا می‌بینمت. 16:50.600 --> 16:51.640 ‫صندلی عقب. 17:10.000 --> 17:12.120 ‫خروجی اونجا بود. ردش کردی. 17:13.120 --> 17:15.600 ‫آره. داریم... از یه راه دیگه می‌ریم. 17:16.200 --> 17:18.960 ‫چه راهی؟ راه دیگه‌ای وجود نداره. 17:21.200 --> 17:23.280 ‫خوشت نمیاد کنترل اوضاع دستت نباشه، نه؟ 17:24.040 --> 17:25.040 ‫بزن کنار. 17:27.960 --> 17:31.520 ‫فکر می‌کنی اون دخترا چه حسی داشتن... ‫وقتی بهشون دارو بیهوشی دادی؟ 17:32.280 --> 17:33.240 ‫این‌ طور نیست. 17:34.360 --> 17:35.200 ‫کار من نبود. 17:36.200 --> 17:37.080 ‫خواهرم. 17:37.160 --> 17:38.480 ‫من کاری نکردم. 17:40.080 --> 17:41.120 ‫می‌تونم همین‌ جا بکشمت. 17:44.840 --> 17:45.800 ‫خواهش می‌کنم. 17:45.880 --> 17:49.680 ‫خواهش می‌کنم، فقط منو ببر دادگاه. ‫نباید دیر برسم. باید شهادت بدم. 17:49.760 --> 17:51.080 ‫خواهش می‌کنم! 17:51.600 --> 17:54.560 ‫چی می‌خوای؟ پول؟ ‫می‌تونم بهت بدم. مشکلی نیست. 17:54.640 --> 17:56.200 ‫این یکی با پول حل نمی‌شه. 17:58.360 --> 17:59.360 ‫بزن کنار. 18:00.120 --> 18:00.960 ‫بزن کنار! 18:01.040 --> 18:03.120 ‫بزن کنار لعنتی! 18:03.200 --> 18:05.520 ‫لعنت! دارم به پلیس زنگ می‌زنم. 18:05.600 --> 18:06.800 ‫اینجا گوشی آنتن نمی‌ده. 18:08.000 --> 18:10.320 ‫- لعنتی. ‫- فکر کردی چرا ما اینجا رو انتخاب کردیم؟ 18:11.600 --> 18:12.560 ‫«ما» کیه؟ 18:14.360 --> 18:15.680 ‫[چهارشنبه - روز پنجم ناپدید شدن] 18:35.400 --> 18:36.800 ‫داری منو می‌دزدی. 18:36.880 --> 18:38.240 ‫فقط یه چشمه‌اشه. 18:38.960 --> 18:41.480 ‫فکر می‌کنی این خنده‌داره؟ ‫نباید برای دادگاه دیر برسم. 18:42.720 --> 18:44.160 ‫می‌تونی پیاده بری. 18:45.160 --> 18:46.680 ‫- چه غلطی... ‫- هی! 18:49.680 --> 18:51.080 ‫دن می‌رسونتت. 18:53.200 --> 18:55.320 ‫البته اگه چیزی که می‌خوام رو بهم بگی. 18:57.200 --> 18:59.640 ‫نمی‌تونی این کار رو بکنی. ‫به وکیلم می‌گم، به پلیس می‌گم... 18:59.720 --> 19:02.200 ‫چه مدرکی داری که ما الان داریم حرف می‌زنیم؟ 19:02.840 --> 19:04.120 ‫حرف توئه در مقابل حرف من. 19:06.800 --> 19:08.680 ‫لعنت بهش. 19:10.080 --> 19:11.520 ‫خیله خب. باشه. 19:12.920 --> 19:14.240 ‫تو لیلا مید هستی؟ 19:15.680 --> 19:18.160 ‫- از چی حرف می‌زنی؟ ‫- با جیمی چیکار کردی؟ 19:18.240 --> 19:19.800 ‫من کاری با جیمی نکردم! 19:19.880 --> 19:22.320 ‫تو دن رو مجبور کردی بهش فشار بیاره ‫تا از شهادت دادن انصراف بده. 19:24.680 --> 19:28.240 ‫شبی که غیبش زد، فیلم دوربین مداربسته رو ‫دستکاری کردی تا برای خودت عذرموجه بسازی. 19:28.880 --> 19:29.960 ‫آره. 19:30.040 --> 19:31.560 ‫در مورد اون خبر دارم. 19:32.840 --> 19:34.680 ‫جمعه‌شب کجا بودی؟ 19:36.000 --> 19:38.360 ‫- هیچ‌جا. من... ‫- زمان داره می‌گذره، مکس. 19:38.440 --> 19:40.160 ‫- فکر می‌کنی هیئت‌ منصفه چه فکری می‌کنه؟ ‫- دارم بهت می‌گم... 19:40.240 --> 19:42.360 ‫مامانت قراره خیلی ازت ناامید بشه. 19:42.440 --> 19:45.200 ‫- در مورد مامانم حرف نزن! ‫- کجا بودی؟ 19:47.880 --> 19:51.440 ‫توی... ‫توی پارکینگ ایستگاه قطار بودم، باشه؟ 19:52.200 --> 19:53.040 ‫پیش هاوی باورز؟ 19:54.800 --> 19:56.880 ‫ازش چی می‌خریدی؟ 20:00.080 --> 20:01.400 ‫نمیگم. 20:01.480 --> 20:04.240 ‫همین که یه مدرک جعلی ساختی ‫تا این قضیه رو بپوشونی به اندازه کافی بد هست. 20:04.320 --> 20:07.040 ‫اون تنها دلیلی نبود که... ‫لعنتی. 20:10.200 --> 20:11.080 ‫بگو دیگه. 20:11.680 --> 20:13.200 ‫می‌خواستی چی بگی؟ 20:13.280 --> 20:15.280 ‫می‌دونستم این‌ طوری می‌شه. 20:15.360 --> 20:17.440 ‫که منو می‌کِشی توی این کثافت‌کاری. 20:17.520 --> 20:19.760 ‫و من نمی‌تونم اجازه بدم این اتفاق بیفته، ‫نه این هفته! 20:21.640 --> 20:23.880 ‫فکر می‌کنی دارن فکر می‌کنن کجایی؟ 20:25.240 --> 20:26.960 ‫شاید مامانت... 20:27.040 --> 20:28.680 ‫من جیمی رو دیدم، باشه؟ 20:29.720 --> 20:32.680 ‫- همینو می‌خوای بشنوی؟ ‫- کی؟ کجا؟ 20:34.840 --> 20:37.040 ‫وقتی از ایستگاه قطار خارج شدم. 20:37.120 --> 20:39.600 ‫حتی حرف نزدیم. ‫فقط دیدمش که داشت توی جاده وایویل می‌رفت. 20:39.680 --> 20:40.520 ‫کی؟ 20:41.200 --> 20:44.000 ‫- بعد از نیمه‌شب، ساعت ۱۲:۱۵. ‫- چی پوشیده بود؟ 20:44.560 --> 20:47.760 ‫شلوار جین. هودی مشکی، ‫کلاهش رو کشیده بود بالا. 20:47.840 --> 20:50.240 ‫جیمی اون شب ‫یه پیراهن زرشکی پوشیده بود. 20:50.320 --> 20:52.640 ‫- هنوز داری دروغ می‌گی. ‫- دروغ نمی‌گم! نمی‌گم. 20:52.720 --> 20:54.440 ‫قسم می‌خورم... قسم می‌خورم این‌ طوری شده! 20:58.720 --> 21:01.400 ‫ببین، من می‌تونم کار درست رو انجام بدم، می‌دونی؟ 21:01.480 --> 21:03.040 ‫ببین، من دارم می‌رم دادگاه... 21:03.120 --> 21:04.600 ‫نه، نمی‌تونی! 21:05.720 --> 21:08.600 ‫تو هیچ‌وقت توی تمام عمرت ‫کار درست رو انجام ندادی. 21:11.000 --> 21:13.560 ‫شغل راوی رو بهش بر می‌گردونم. ‫نباید این کار رو می‌کردم. 21:13.640 --> 21:16.800 ‫- سل بهترین دوستم بود و... ‫- مبادا در مورد سل حرف بزنی! 21:17.320 --> 21:20.280 ‫اون مرده. ‫هیچ‌وقت نفهمید واقعا چه جور آدمی هستی. 21:22.120 --> 21:23.560 ‫اگه بود ازت حالش به‌هم می‌خورد. 21:24.440 --> 21:27.320 ‫مثل بقیه آدمای زندگیت ‫بعد از اینکه این دادگاه تموم بشه. 21:28.080 --> 21:30.680 ‫دیگه کسی بهت اهمیت نمی‌ده. 21:31.560 --> 21:33.480 ‫میری زندان، ‫و ناپدید می‌شی، مکس. 21:34.080 --> 21:35.400 ‫این پایان توئه. 21:39.040 --> 21:41.520 ‫باید بریم. ‫که به موقع به دادگاه برسونیمش. 21:44.120 --> 21:44.960 ‫ببرش. 21:59.640 --> 22:00.960 ‫پیپ! 22:04.960 --> 22:05.960 ‫چرا اینجایی؟ 22:06.040 --> 22:07.760 ‫تو فکر نکردی، ‫وقتی این نقشه رو بهم گفتی، 22:07.840 --> 22:09.440 ‫که نگرانت می‌شم؟ 22:09.520 --> 22:10.800 ‫من آدم نگرانیم، پیپ. 22:11.920 --> 22:12.840 ‫می‌دونم. 22:14.720 --> 22:17.680 ‫- خوشحالم که اینجایی. ‫- واقعاً؟ می‌دونستی، مگه نه؟ 22:18.240 --> 22:20.760 ‫شنیدم مکس چی گفت. ‫که اون باعث شد من اخراج بشم. 22:22.880 --> 22:24.520 ‫راوی، خیلی متاسفم. 22:25.720 --> 22:28.560 ‫- گفت اگه انصراف ندم... ‫- کی تهدیدت کرد؟ 22:30.960 --> 22:32.040 ‫وسط مراسم. 22:32.120 --> 22:34.920 ‫واسه همینه که در مورد ‫سخنرانی من این‌قدر عجیب رفتار می‌کردی. 22:35.680 --> 22:36.920 ‫اصلاً نبودی. 22:37.000 --> 22:40.400 ‫خیلی متاسفم. سعی کردم برگردم، ‫ولی مکس، اون منو فریب داد تا... 22:40.480 --> 22:43.760 ‫- چرا بهم نگفتی؟ ‫- چون تصمیم آشغالی بود که باید می‌گرفتم. 22:44.440 --> 22:48.320 ‫انتخاب بین تو و دادگاه. ‫در واقع هیچ‌وقت یه انتخاب نبود. 22:48.400 --> 22:51.240 ‫نمی‌خواستم فکر کنی ‫که مهم‌ترین چیز نیستی... 22:51.320 --> 22:53.840 ‫- چون هستی. ‫- باید بهم می‌گفتی. ما یه تیمیم. 22:54.880 --> 22:57.320 ‫من از اینکه تصمیم گرفتی شهادت بدی ‫ناراحت نیستم. 22:57.400 --> 22:59.960 ‫انتخاب درستیه. ‫من می‌تونم یه شغل دیگه پیدا کنم. 23:00.040 --> 23:02.360 ‫ناراحتیم از اینه که فکر نکردی ‫می‌تونی بهم بگی. 23:04.480 --> 23:05.880 ‫ببخشید. خیلی متاسفم. 23:07.120 --> 23:09.640 ‫باید با من حرف بزنی، پیپ، ‫نه اینکه ازم محافظت کنی. 23:10.200 --> 23:13.080 ‫من باید ازت محافظت کنم. ‫راه بده، بذار کمکت کنم. 23:16.080 --> 23:18.560 ‫فکر نمی‌کنم لیاقتت رو داشته باشم. 23:20.440 --> 23:22.280 ‫از دست دادن شغلت تقصیر منه. 23:22.360 --> 23:25.360 ‫تقصیر تو نیست، پیپ. ‫تو همه‌چی رو برعکس متوجه شدی. 23:30.120 --> 23:30.960 ‫برعکس؟ 23:31.040 --> 23:33.560 ‫جیمی وقتی بچه بودیم ‫این‌ طوری یادداشت می‌نوشت. 23:33.640 --> 23:35.560 ‫نمی‌دونی رمز عبورش چیه؟ 23:35.640 --> 23:36.480 ‫نه. 23:37.320 --> 23:38.400 ‫رمز عبور جیمی! 23:39.520 --> 23:41.880 ‫فکر کنم می‌دونم چیه. 23:45.840 --> 23:48.280 ‫- نمیای؟ ‫- ما که تیمیم، یادت نرفته؟ 23:48.960 --> 23:50.360 ‫تو جیمی رو پیدا کن. من مکس رو می‌گیرم. 23:50.440 --> 23:52.880 ‫می‌خوام ببینم چطور ‫خودشو توی جایگاه شهود به فنا میده. 23:57.000 --> 23:58.040 ‫برو بگیرشون، دردسر ساز! 24:05.040 --> 24:06.680 ‫اینجایی. کجا بودی؟ 24:06.760 --> 24:08.320 ‫واسه قهوه وایستادم. ‫صف طولانی بود. هی. 24:08.920 --> 24:12.560 ‫میشه قبل از رفتن تو حرف بزنیم؟ ‫مهمه. 24:21.480 --> 24:23.960 ‫- تیم فوتبال؟ ‫- لیورپول. 24:30.160 --> 24:31.680 ‫- فامیلی مجردی مامان؟ ‫- مورفی. 24:31.760 --> 24:34.160 ‫خیلی خب... همه‌جا رو گشتم. 24:34.240 --> 24:37.120 ‫توی کمد خودش، ‫کمد من، ماشین لباسشویی. 24:37.200 --> 24:39.600 ‫آره، اینجا نیست. 24:39.680 --> 24:43.960 ‫- مطمئنی جیمی یه هودی مشکی داره؟ ‫- همیشه می‌پوشیدش. غیبش زده. 24:44.560 --> 24:47.400 ‫فکر می‌کنی ممکنه ‫مکس واقعاً حقیقت رو ‌گفته؟ 24:47.480 --> 24:50.080 ‫اگه مکس جیمی رو با هودی مشکی دیده باشه، 24:50.160 --> 24:52.560 ‫یعنی جیمی باید برمی‌گشته خونه ‫تا برش داره، 24:52.640 --> 24:55.160 ‫بعد از مهمونی کلامیتی، ‫و قبل از اینکه مکس ببینتش. 24:55.240 --> 24:59.640 ‫خیلی خب، اگه درست باشه... ‫هودی تنها چیزی بوده که به خاطرش برگشته؟ 25:00.440 --> 25:03.760 ‫باید بیدار می‌شدم. ‫باید جلوش رو می‌گرفتم که نره. 25:03.840 --> 25:05.600 ‫- مامان، تو که نمی‌دونستی. ‫- اولین حیوان خانگی؟ 25:05.680 --> 25:07.640 ‫پیتر پن. 25:11.240 --> 25:12.960 ‫- لقب‌ها؟ ‫- تالکین. 25:14.320 --> 25:16.120 ‫چون حروف اول اسمش جی.آر.آر هست. 25:17.520 --> 25:19.440 ‫کیلتون کوچک رو امتحان کن. 25:21.640 --> 25:23.800 ‫لیتل کیلتون رو امتحان کن. 25:31.680 --> 25:33.680 ‫فکر می‌کردم همینه. 25:33.760 --> 25:36.880 ‫هی عزیزم. اشکالی نداره. 25:36.960 --> 25:38.040 ‫اشکالی نداره. 25:43.040 --> 25:44.640 ‫نت داسیلوا. 25:47.880 --> 25:51.040 ‫اون آهنگی که جیمی نوشت چی بود؟ ‫همونی که کلمه نقره‌ای داشت. 25:51.120 --> 25:52.800 ‫بدرود، نقره‌ای. 25:56.160 --> 25:57.520 ‫وارد شدیم. 25:58.600 --> 26:00.040 ‫وارد شدیم! 26:03.760 --> 26:05.400 ‫شبکه‌های اجتماعیش رو چک کنیم. 26:05.880 --> 26:07.520 ‫لعنت، اینجا وارد حسابش نشده. 26:08.920 --> 26:10.200 ‫تاریخچه مرورگر چی؟ 26:14.360 --> 26:17.960 ‫سه روز قبل از اینکه ناپدید بشه، ‫اینو جستجو کرده. 26:17.960 --> 26:19.960 ‫[سرطان مغز - تومور مغزی] 26:20.960 --> 26:21.960 ‫[از سرطان مغز میشه زنده موند؟] 26:23.480 --> 26:28.080 ‫ممکنه جیمی فهمیده باشه ‫که تومور مغزی داره؟ 26:28.160 --> 26:30.480 ‫واسه همینه که این اواخر ‫این‌قدر عجیب رفتار می‌کرد؟ 26:30.560 --> 26:31.640 ‫نه! 26:32.600 --> 26:36.560 ‫نه، آخه... ‫اگه مریض بود، به من می‌گفت. 26:36.640 --> 26:39.200 ‫- من می‌فهمیدم. من مامانشم. ‫- در مورد دادگاه هم به ما چیزی نگفت. 26:39.280 --> 26:41.520 ‫ساعت جیمی. جی‌پی‌اس داره؟ 26:42.480 --> 26:46.720 ‫نه. نمی‌دونم... واسه کریسمس خریدمش. ‫فکر کنم فقط کالری رو نشون میده. 26:51.920 --> 26:53.120 ‫بعد از نیمه‌شب. 26:57.120 --> 27:02.440 ‫ببین! نگاه کن. بعد از نیمه‌شب، ‫یه مسیری رو پیاده میره و بعد... 27:03.520 --> 27:05.080 ‫خب، بعدش کلاً متوقف می‌شه. 27:05.160 --> 27:06.920 ‫اگه مکس واقعاً داره راستش رو می‌گه، 27:07.000 --> 27:10.560 ‫و جیمی رو ساعت ۱۲:۱۵ با هودی مشکی ‫توی جاده وایویل دیده باشه، 27:11.200 --> 27:16.280 ‫اون‌وقت جیمی از اون زمان و از اون مکان، ‫۱۸۷۴ قدم برداشته. 27:16.920 --> 27:19.360 ‫می‌تونیم از این داده‌ها استفاده کنیم ‫تا یه محدوده جستجو برای جیمی تعیین کنیم. 27:20.160 --> 27:22.440 ‫یه ایمیل می‌زنم و یه گروه جستجو راه می‌اندازم. 27:22.520 --> 27:23.480 ‫ضربان قلبش رو چک کن. 27:28.120 --> 27:29.040 ‫نه. 27:30.000 --> 27:31.200 ‫نه، اون... 27:32.640 --> 27:35.480 ‫یعنی قلبش یهو وایمیسته؟ 27:44.600 --> 27:46.160 ‫تا جایی که یادتون میاد، 27:46.240 --> 27:51.960 ‫می‌تونید در مورد مهمونی برگزار شده ‫در ۲۲ فوریه ۲۰۱۹ به ما بگید؟ 27:52.560 --> 27:53.520 ‫سعیم رو می‌کنم. 27:54.400 --> 27:56.400 ‫توی اون عمارت متروکه بود. 27:57.360 --> 27:59.480 ‫همون که انتهای جاده وایویله. 27:59.560 --> 28:02.080 ‫من با دوستام بودم، نایومی و... 28:05.120 --> 28:06.480 ‫آقای هستینگز؟ 28:16.760 --> 28:17.600 ‫می‌تونم...؟ 28:18.800 --> 28:20.400 ‫می‌شه لطفاً یه چیزی بگم؟ 28:21.240 --> 28:24.000 ‫من خیلی در این مورد فکر کردم و... 28:24.080 --> 28:27.680 ‫خب، الان فرصت شماست ‫که حرف بزنید، آقای هستینگز. 28:28.840 --> 28:32.640 ‫من خیلی در مورد اون مهمونی‌ها ‫فکر کردم و سعی کردم یادم بیاد. 28:33.160 --> 28:36.240 ‫و می‌دونید، الان برام کاملاً روشنه که... 28:37.360 --> 28:39.040 ‫کار درست چیه. 28:42.040 --> 28:42.960 ‫نمی‌خوام این کار رو بکنم. 28:43.040 --> 28:46.040 ‫گفتنش واقعاً سخته و من خیلی احساس گناه می‌کنم. 28:48.560 --> 28:50.480 ‫آقای هستینگز؟ 28:55.080 --> 28:56.120 ‫من... 28:57.600 --> 28:59.360 ‫من می‌دونم کی به اون دخترا حمله کرده. 29:02.280 --> 29:03.360 ‫کار... 29:07.040 --> 29:08.520 ‫دوستم، سل سینگ بود. 29:11.080 --> 29:12.120 ‫نظم دادگاه رو رعایت کنید! 29:20.720 --> 29:22.600 ‫گفتم سکوت رو رعایت کنید! 29:27.280 --> 29:28.440 ‫بالاخره پیدا شدی. 29:29.360 --> 29:33.360 ‫اول کارا، حالا هم تو و کانر. ‫چرا این هفته همه غیبشون زده؟ 29:33.440 --> 29:35.240 ‫سرم شلوغه، لورن. 29:35.320 --> 29:36.840 ‫باید یه نفر رو پیدا کنم. 29:36.920 --> 29:39.080 ‫تو هیچ‌وقت نمی‌خوای در مورد هیچی حرف بزنی. 29:39.080 --> 29:40.640 ‫ببخشید. من فقط... 29:40.720 --> 29:43.560 ‫نمی‌خوام مجبور بشم ‫بین تو و رابین یکی رو انتخاب کنم. 29:43.640 --> 29:45.560 ‫پس لطفاً، لطفاً منو توی این موقعیت نذار. 29:45.640 --> 29:48.760 ‫- اون شروعش کرد. ‫- تو شروع کردی، وقتی مجبورش کردی یکشنبه به مکس زنگ بزنه. 29:48.840 --> 29:51.240 ‫پیپ! پیپا فیتزآموبی. 29:53.600 --> 29:55.240 ‫داشتم دنبالت می‌گشتم. 29:55.320 --> 29:57.120 ‫منم دنبال شما می‌گشتم. 29:57.880 --> 30:00.480 ‫نمی‌تونی همین‌ طوری به کل مدرسه ایمیل بزنی 30:00.560 --> 30:02.480 ‫و ازشون بخوای توی گروه جستجو شرکت کنن. 30:02.560 --> 30:05.440 ‫نمی‌تونم؟ فکر کنم همین الان انجامش دادم. 30:06.960 --> 30:09.880 ‫بسیار خب، تو خیلی سرخودی، دختر جوان. 30:09.960 --> 30:12.400 ‫- دیروز فرار از کلاس. حالا هم... ‫- بازجویی از یه معلم. 30:12.480 --> 30:13.640 ‫چی؟ 30:14.320 --> 30:15.920 ‫- کی تو...؟ ‫- می‌شه بریم حرف بزنیم؟ 30:16.600 --> 30:20.720 ‫- توی کلاس؟ ‫- نه. داریم می‌ریم دفتر مدیر. 30:20.800 --> 30:21.960 ‫لیلا مید. 30:24.440 --> 30:26.040 ‫این اسم برات آشنا نیست؟ 30:26.880 --> 30:28.040 ‫تا حالا اسمشو نشنیدم. 30:28.120 --> 30:31.360 ‫عجیبه چون توی فضای مجازی دنبالش می‌کنی. 30:31.960 --> 30:34.680 ‫تقریباً تمام پست‌هاش رو هم لایک کردی. 30:35.360 --> 30:39.480 ‫نکته جالب اینجاست که لیلا مید یه هویت جعلیه ‫که از عکس‌های یکی از دانش‌آموزهای اینجا استفاده می‌کنه. 30:40.240 --> 30:41.400 ‫روبی فاکس‌کرافت رو می‌شناسی؟ 30:42.400 --> 30:44.240 ‫انجمن اولیا و مربیان فکر نمی‌کنن این چندش‌آوره 30:44.320 --> 30:47.200 ‫اگه بفهمن داشتی با کسی که ‫از عکس اون استفاده می‌کنه حرف می‌زدی؟ 30:48.640 --> 30:50.400 ‫ببین! 30:50.920 --> 30:52.240 ‫- روبی همونجاست. ‫- چقدر عجیب. 30:52.320 --> 30:53.800 ‫روبی! 30:53.880 --> 30:54.720 ‫روبی! 30:54.800 --> 30:56.000 ‫سلام! 31:06.480 --> 31:07.760 ‫من تا بعدش نمی‌دونستم. 31:07.840 --> 31:10.920 ‫باشه؟ من تازه اومدم. ‫روبی توی کلاس‌هام نیست. قسم می‌خورم. 31:11.000 --> 31:14.160 ‫حرفت رو باور می‌کنم، آقای کلارک. 31:15.240 --> 31:17.120 ‫فقط یه دختر جوان سرخودم. 31:18.520 --> 31:20.640 ‫بقیه معلم‌ها چی فکر می‌کنن؟ 31:20.720 --> 31:23.720 ‫مخصوصاً بعد از تمام اتفاقاتی ‫که سال پیش برای آقای وارد افتاد. 31:25.360 --> 31:26.800 ‫چی می‌خوای؟ 31:31.120 --> 31:33.040 ‫موضوع مربوط به جیمی رینولدزه؟ 31:33.120 --> 31:35.520 ‫من پادکستت رو شنیدم. ‫نمی‌تونی صدام رو ضبط کنی... 31:35.600 --> 31:38.280 ‫- من نمی‌تونم... ‫- صدات رو تغییر می‌دم، باشه؟ 31:38.360 --> 31:41.400 ‫هر جزئیاتی که باعث ‫شناساییت بشه رو حذف می‌کنم. قول می‌دم. 31:42.680 --> 31:44.280 ‫موضوع در مورد تو نیست. 31:44.360 --> 31:48.560 ‫در مورد لیلا مید ـه. ‫هرچی در موردش می‌دونی بگو. 31:49.640 --> 31:51.560 ‫چیز زیادی برای دونستن نیست. ‫واقعی نیست. 31:52.880 --> 31:56.560 ‫آقای کلارک، می‌دونم که تو آدم بدی نیستی. 31:56.640 --> 32:01.640 ‫هیچ‌وقت اطلاعات رو ازم مخفی نمی‌کنی، ‫وقتی بدونی ممکنه جون یه نفر رو نجات بده. 32:02.320 --> 32:03.560 ‫جون جیمی رو. 32:07.480 --> 32:08.800 ‫از اولش شروع کن. 32:25.720 --> 32:27.440 ‫چند هفته پیش، 32:28.040 --> 32:30.480 ‫من و لیلا توی یه برنامه دوست‌یابی ‫با هم آشنا شدیم. 32:31.640 --> 32:35.120 ‫شروع کردیم به پیام دادن، ‫چت کردن، تماس تلفنی... 32:35.200 --> 32:36.960 ‫تو با لیلا تلفنی حرف زدی؟ 32:38.280 --> 32:40.600 ‫صداش... صداش زن بود؟ 32:40.680 --> 32:42.760 ‫بله، زن بود. اون... 32:43.760 --> 32:44.600 ‫مهربون بود. 32:44.680 --> 32:48.440 ‫- تو و لیلا در مورد چی حرف می‌زدید؟ ‫- خب، اون خیلی به من ابراز علاقه می‌کرد. 32:49.000 --> 32:51.600 ‫خوشایندم بود. ‫اون... خیلی سوال می‌پرسید. 32:51.680 --> 32:52.680 ‫مثلاً چی؟ 32:52.760 --> 32:56.520 ‫می‌خواست بدونه چند سالمه، ‫تولدم کیه. 32:57.320 --> 33:01.000 ‫یا اینکه برنامه خاصی برای تولد ۳۰ سالگیم ‫که نزدیک بود دارم یا نه. 33:01.080 --> 33:04.800 ‫کلی سوال در مورد خانواده‌ام ‫و پدر و مادرم پرسید... 33:05.920 --> 33:08.280 ‫به نظر می‌رسید خیلی... به من علاقه داره. 33:08.360 --> 33:11.080 ‫- در مورد خودش چیزی بهت گفت؟ ‫- نه زیاد. 33:11.800 --> 33:14.840 ‫گفت که مریضه. ‫مرخصی استعلاجی گرفته بود. 33:17.720 --> 33:19.160 ‫بذار حدس بزنم. 33:19.240 --> 33:21.800 ‫بهت گفت که یه تومور مغزی ‫غیرقابل جراحی داره. 33:22.400 --> 33:25.040 ‫- تو از کجا اینو می‌دونی؟ ‫- دیگه چی گفت؟ 33:25.560 --> 33:29.440 ‫چیز دیگه‌ای که بشه هویتش رو فهمید؟ ‫اصلاً اسمی از جیمی برد؟ 33:29.520 --> 33:31.640 ‫نه. همه‌ش همین بود. 33:32.240 --> 33:34.000 ‫رابطه‌مون زیاد طول نکشید. 33:35.080 --> 33:39.760 ‫داشتیم تلفنی حرف می‌زدیم ‫و اون پرسید شغلم چیه. 33:40.360 --> 33:42.960 ‫منم بهش گفتم و... 33:43.920 --> 33:45.040 ‫قطع کرد. 33:46.920 --> 33:48.560 ‫دیگه خبری ازش نشد. 33:50.880 --> 33:52.600 ‫فکر کنم از معلم‌ها خوشش نمیاد. 33:56.360 --> 33:57.720 ‫حالا که حرفش شد. 33:58.520 --> 34:01.960 ‫الان باید در مورد این ‫گروه جست‌وجوت حرف بزنیم. 34:05.760 --> 34:08.680 ‫- تماس شخصی در زمان مدرسه ممنوعه. ‫- سلام. 34:10.080 --> 34:12.080 ‫واو. راوی، آروم باش. 34:14.400 --> 34:16.000 ‫مکس چیکار کرد؟ 34:17.600 --> 34:20.680 ‫تعجب می‌کنم که به این سرعت ‫به سخنرانی‌های نهایی رسیدیم، 34:20.760 --> 34:24.720 ‫با توجه به اینکه دفاعیه تازه ‫امروز صبح پرونده‌اش رو باز کرد. 34:25.840 --> 34:28.880 ‫هیچ‌کس منکر چیزی که اون ‫زنان جوان بیچاره کشیدن نیست، 34:28.960 --> 34:33.680 ‫اما خودشون اعتراف می‌کنن که ‫هیچ خاطره‌ای از حملات ندارن. 34:33.760 --> 34:40.160 ‫و شما اعضای هیئت منصفه، چطور می‌تونید مطمئن باشید ‫وقتی خود قربانی‌ها مطمئن نیستن؟ 34:40.240 --> 34:42.760 ‫و ما فقط اظهارات ‫دو شاهد رو شنیدیم. 34:42.840 --> 34:47.160 ‫قرار بود مادر خود متهم برای ‫تایید صلاحیت اخلاقی شهادت بده، 34:47.240 --> 34:48.360 ‫اما این کار رو نکرد. 34:48.440 --> 34:54.080 ‫مکس هستینگز تنها مرد، یا بهتر بگم، ‫تنها پسری نبود که توی اون مهمونی‌ها حضور داشت. 34:54.160 --> 34:58.840 ‫با این حال، این دقیقاً همون منطقیه که ‫داره برای محکوم کردنش در اینجا استفاده می‌شه. 34:59.440 --> 35:03.600 ‫به همون اندازه احتمال نداره که کس دیگه‌ای ‫به اون دخترای بیچاره حمله کرده باشه؟ 35:03.680 --> 35:07.080 ‫کسی که قبلاً هم ‫درگیر فعالیت‌های مجرمانه بوده؟ 35:07.160 --> 35:09.480 ‫یا حداقل بهش مشکوک بودن؟ 35:09.560 --> 35:14.440 ‫این اقدام ناامیدانه در لحظات آخر برای ‫انداختن تقصیر این جرایم گردن یه نوجوان مرده، 35:14.520 --> 35:17.800 ‫که خودش قربانی قتل بوده و دیگه نیست ‫تا از خودش دفاع کنه... 35:18.640 --> 35:21.560 ‫سل سینگ سال گذشته تبرئه شد. 35:21.640 --> 35:23.040 ‫اگر آقای هستینگز حاضره 35:23.120 --> 35:26.760 ‫خاطره دوست مرده‌اش رو برای ‫نجات خودش فدا کنه، 35:26.840 --> 35:30.000 ‫همین موضوع تمام چیزی که باید در مورد ‫شخصیتش بدونید رو بهتون می‌گه. 35:31.160 --> 35:34.120 ‫ما برای برقراری عدالت در این دادگاه هستیم. 35:34.200 --> 35:37.760 ‫و این وظیفه حالا بر عهده شماست، ‫خانم‌ها و آقایان هیئت منصفه. 35:37.840 --> 35:40.240 ‫فقط یک انتخاب منطقی وجود داره. 35:40.840 --> 35:44.680 ‫و اون هم گناهکار شناختن متهم ‫در تمام موارد اتهامی است. 35:45.240 --> 35:47.800 ‫و اما در مورد شاهدان غایب، خب، 35:49.120 --> 35:50.840 ‫دادستان می‌تونه ادعا کنه. 35:52.520 --> 35:53.360 ‫جیمی! 35:55.480 --> 35:57.080 ‫جیمی! 35:59.280 --> 36:00.520 ‫جیمی! 36:01.120 --> 36:03.840 ‫- جیمی! ‫- من فردا می‌رم دادگاه. 36:03.920 --> 36:06.760 ‫اگه وقت صدور حکم باشه، می‌خوام وقتی ‫می‌گن گناهکاره، قیافه مکس رو ببینم. 36:06.840 --> 36:08.720 ‫امکان نداره کسی باور کنه که سل... 36:08.800 --> 36:11.920 ‫پنج سال باور کردن که اون قاتله. ‫واسه همینه که مکس این کار رو کرد. 36:12.000 --> 36:13.800 ‫جیمی! 36:13.880 --> 36:16.040 ‫خب تئوریت در مورد لیلا چیه؟ 36:16.120 --> 36:18.760 ‫تئوری نیست. فقط یه فکره. 36:18.840 --> 36:21.600 ‫تا اینجا، سه نفر رو می‌شناسیم که باهاشون حرف زده. 36:21.680 --> 36:25.120 ‫جیمی، دن داسیلوا و آدام کلارک. 36:25.200 --> 36:27.480 ‫نکته عجیب اینه که همه‌شون ۲۹ ساله‌ان. 36:27.560 --> 36:30.280 ‫جیمی هم فقط چون در مورد سنش دروغ گفته بود. 36:32.160 --> 36:33.920 ‫این یه کم بیش از حد تصادفیه. 36:34.000 --> 36:37.640 ‫همه‌شون سفیدپوستن، موهای قهوه‌ای دارن، ‫و یه جورایی شبیه هم هستن. 36:37.720 --> 36:41.240 ‫پس لیلا یه سلیقه خاص داره. ‫یه سلیقه خیلی خیلی خاص. 36:41.320 --> 36:44.840 ‫یا اینکه دنبال یه آدم خاص می‌گرده. 36:44.920 --> 36:48.000 ‫تنها چیزهایی که برای پیدا کردنش داره ‫یه سن و یه توصیف ظاهری مبهمه... 36:48.720 --> 36:49.880 ‫نمی‌دونم. 36:51.160 --> 36:53.320 ‫چند ساعت دیگه تا تاریکی هوا وقت داریم. 36:53.920 --> 36:55.080 ‫درسته. 36:55.920 --> 36:58.040 ‫- باید جدا بشیم. ‫- نه، دوباره نه. 36:58.120 --> 36:59.520 ‫همگی گوش کنید! 37:00.120 --> 37:02.920 ‫این سمت، با راوی و کانر برید. ‫این سمت، شما با من بیاید. 37:03.000 --> 37:06.240 ‫از اون طرف! بجنبید. ‫وقتمون داره تموم می‌شه. 37:07.080 --> 37:08.480 ‫دنبال چی می‌گردیم، پیپ؟ 37:09.200 --> 37:10.280 ‫جسد؟ 37:26.760 --> 37:27.960 ‫لعنتی. 37:29.520 --> 37:30.960 ‫می‌تونیم از کنارش رد بشیم؟ 37:31.040 --> 37:33.200 ‫نه، جیمی ممکنه اومده باشه اینجا. 37:33.280 --> 37:36.120 ‫- می‌دونی صاحب اینجا کیه؟ ‫- متاسفانه بله. 37:40.120 --> 37:42.920 ‫- می‌تونم کمکتون کنم؟ ‫- بله، راستش. 37:43.720 --> 37:47.160 ‫دنبال جیمی رینولدز می‌گردیم. ‫شاید پوسترهای گمشدهاش رو دیده باشی. 37:47.240 --> 37:49.600 ‫ممکنه شبی که ناپدید شد ‫اومده باشه اینجا. 37:49.680 --> 37:51.240 ‫می‌تونیم یه نگاهی بندازیم؟ 37:51.320 --> 37:53.120 ‫قبل از اینکه دوباره بگی نه، 37:54.320 --> 37:55.520 ‫لطفاً فقط گوش بده. 37:55.600 --> 37:58.480 ‫الان تقریباً پنج روزه که جیمی گم شده. 37:58.560 --> 38:00.600 ‫اگه زود پیداش نکنم، اون... 38:03.880 --> 38:04.880 ‫ممکنه خیلی دیر بشه. 38:05.480 --> 38:07.680 ‫قرار بود جیمی ‫تو دادگاه شاهد باشه. 38:07.760 --> 38:10.360 ‫شما درباره بکا کمکم نکردی، ولی خواهش می‌کنم. 38:11.480 --> 38:12.840 ‫این مسئله مرگ و زندگیه. 38:13.560 --> 38:16.440 ‫اگه اندی گم شده بود، ‫اونوقت چی می‌گفتی؟ 38:18.640 --> 38:21.000 ‫اندی با جیمی دوست بود. 38:21.920 --> 38:23.560 ‫من همیشه ازش خوشم می‌اومد. 38:38.880 --> 38:41.600 ‫اینجا دوربین مداربسته و دزدگیر دارم. 38:42.200 --> 38:45.040 ‫تقریباً مطمئنم اگه جیمی از اینجا رد شده بود، ‫می‌فهمیدم. 38:47.120 --> 38:48.880 ‫فکر می‌کردم دادگاهی. 38:48.960 --> 38:53.440 ‫نمی‌تونم. مدرسه دارم. ‫و باید جیمی رو پیدا کنم. 38:55.640 --> 38:56.960 ‫پس چرا خودت اونجا نیستی؟ 38:57.880 --> 39:01.560 ‫چون اینجا یه جور بحران ‫برام پیش اومده. 39:02.160 --> 39:04.320 ‫این هفته قراردادهای زیادی رو از دست دادم. 39:05.720 --> 39:07.200 ‫ممکنه شرکت رو هم از دست بدم. 39:08.400 --> 39:10.880 ‫چون من بکا رو قانع کردم بره دادگاه؟ 39:12.160 --> 39:16.560 ‫نه، نه. چون مکس هستینگز فکر می‌کنه ‫می‌تونه به هر چی می‌خواد برسه. 39:17.640 --> 39:19.040 ‫اون برنده نمی‌شه. 39:19.720 --> 39:20.840 ‫قول می‌دم. 39:21.880 --> 39:22.800 ‫نمی‌تونه بشه. 39:24.600 --> 39:26.200 ‫اعضای هیئت منصفه، 39:27.400 --> 39:30.800 ‫وظیفه شما اینه که ‫تمام شواهدی را که 39:30.880 --> 39:33.800 ‫در این دادگاه ارائه شده، ‫با دقت بررسی کنید. 39:34.360 --> 39:38.360 ‫در حال حاضر، ‫فقط یک رأی کاملاً متفق‌القول پذیرفته می‌شود. 39:38.440 --> 39:43.120 ‫بنابراین، باید از گناهکار بودن متهم ‫کاملاً مطمئن باشید. 39:43.200 --> 39:48.280 ‫اگه مطمئن نیستید، ‫باید او را بی‌گناه اعلام کنید. 39:48.360 --> 39:51.720 ‫برای امروز به خانه فرستاده می‌شید ‫و صبح دوباره بازگردانده خواهید شد، 39:51.800 --> 39:54.240 ‫که در آن زمان ‫ماموران هیئت منصفه سوگند یاد می‌کنند 39:54.320 --> 39:56.520 ‫و شما شور و مشورت خود را آغاز خواهید کرد. 39:56.600 --> 39:57.440 ‫ممنون. 40:00.320 --> 40:01.160 ‫همه بایستید. 40:04.840 --> 40:06.440 ‫اونا کار درست رو انجام می‌دن. 40:06.520 --> 40:07.720 ‫بله، انجام می‌دن. 40:14.600 --> 40:15.920 ‫جیمی! 40:18.920 --> 40:20.200 ‫جیمی! 40:24.520 --> 40:26.080 ‫فکر می‌کنی اینجا بوده؟ 40:32.120 --> 40:33.600 ‫واقعاً دنبال چی می‌گردیم؟ 40:33.680 --> 40:37.080 ‫شنیدم کانر داشت ‫درباره داده‌های ضربان قلب جیمی حرف می‌زد. 40:37.160 --> 40:38.520 ‫- تو که فکر نمی‌کنی... ‫- نه. 40:39.040 --> 40:40.040 ‫فکر نمی‌کنم. 40:42.360 --> 40:44.000 ‫فقط یه چیزی لازم دارم. 40:44.720 --> 40:47.480 ‫هر چیزی. یه نشونه فیزیکی ‫از اینکه جیمی کجا رفته. 40:50.000 --> 40:51.320 ‫کمک لازم دارم. 40:54.560 --> 40:57.760 ‫قبل از غارها، ‫مهمونی‌های کالامیتی رو اینجا برگزار می‌کردن. 40:57.840 --> 41:00.360 ‫تا وقتی که همسایه‌ها ‫مدام شکایت می‌کردن و پلیس خبر می‌کردن. 41:00.440 --> 41:03.280 ‫اما چرا جیمی باید می‌اومد اینجا؟ 41:03.360 --> 41:05.720 ‫احتمالاً نیومده. ‫فقط یه تصادفه. 41:06.480 --> 41:07.920 ‫فکر می‌کنم اشتباه بود 41:08.000 --> 41:10.560 ‫که مبنای جست‌وجو رو این قرار بدیم ‫که مکس جیمی رو تو جاده وایویل دیده. 41:11.080 --> 41:12.640 ‫نمی‌شه حتی یه کلمه از حرفش رو باور کرد. 41:12.720 --> 41:15.600 ‫- یه چیزی پیدا کردیم! ‫- هیچ‌کس بهش دست نزنه! 41:17.800 --> 41:18.840 ‫اون...؟ 41:19.440 --> 41:20.520 ‫آره، خودشه. 41:20.600 --> 41:22.480 ‫کان، نذار کسی بهش نزدیک بشه. 41:25.840 --> 41:26.960 ‫پیپ! 41:27.040 --> 41:29.720 ‫باید همین الان بیای اینجا. ‫یه چیزی پیدا کردیم. 41:30.880 --> 41:31.960 ‫پیپ! 41:52.920 --> 41:54.160 ‫پیپ! 41:55.200 --> 41:56.320 ‫اینجا! 41:56.400 --> 41:57.360 ‫چیه؟ 42:13.840 --> 42:15.080 ‫پیدات کردم. 42:16.800 --> 42:20.760 www.Doostihaa.com