WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:04.504 --> 00:06.881 ‫باید بدم اینو قاب بگیرن. 00:07.006 --> 00:09.843 ‫آخرین شهریه‌ای که به دانشگاه پرینستون دادم. 00:11.136 --> 00:12.554 ‫منو بگو که فکر می‌کردم... 00:12.554 --> 00:14.222 ‫داریم فارغ‌التحصیلیِ‌ منو جشن می‌گیریم. 00:14.264 --> 00:15.974 ‫همیشه می‌دونستم می‌تونی فارغ‌التحصیل بشی. 00:15.974 --> 00:20.228 ‫چیزی که نمی‌دونستم این بود ‫که می‌تونم پولش رو بدم یا نه. 00:20.353 --> 00:23.857 ‫اگه مامانت زنده بود، ‫خیلی بهت افتخار می‌کرد. 00:24.983 --> 00:26.860 ‫همیشه همینو میگی. 00:26.985 --> 00:29.988 ‫منم خیلی بهت افتخار می‌کنم. ‫همیشه هم می‌کردم. 00:32.991 --> 00:35.410 ‫بس کن، بابا. الان گریه‌ات می‌گیره. 00:36.494 --> 00:39.122 ‫می‌خوای خجالت‌زده بشی؟ ‫بفرما! 00:48.173 --> 00:50.550 ‫ببین، امشب توی مهمونی زیاده‌روی نکن. 00:50.550 --> 00:52.844 ‫مامان‌بزرگت یه عکس از گرفتنِ مدرکت می‌خواد 00:52.969 --> 00:55.305 ‫و اگه خیلی هم خمار به نظر نیای، خوب میشه. 00:55.305 --> 00:56.598 ‫نه، نگران نباش، 00:56.723 --> 00:58.349 ‫هفتۀ قبل به اندازۀ کافی ‫نوشیدنی خوردم. 00:58.391 --> 01:01.978 ‫- در حدی که تا چهار سال دیگه دووم میارم. ‫- خوبه... البته فکر کنم! 01:03.605 --> 01:04.814 ‫پسر! 01:05.940 --> 01:09.194 ‫- خیلی مَردی! ‫- یه چیزی بگو که ندونم. 01:12.155 --> 01:14.032 ‫- اصلاً خنده‌دار نیست، رفیق. ‫- چی؟ 01:14.157 --> 01:17.160 ‫- آره دیگه، بهم شوک وارد کردی. ‫- با چی؟ چیزی دستم نیست. 01:22.207 --> 01:24.918 ‫هر کی داره این کار رو می‌کنه ‫دیگه بس کنه! 01:31.799 --> 01:33.426 ‫چرا داره اینجوری میشه؟ 01:33.551 --> 01:35.720 ‫شاید یه جایی اتصالی کرده، ‫کلی نوشیدنی ریخته زمین. 01:35.762 --> 01:37.180 ‫نه بابا، نه، پریزها مدارشکن دارن، 01:37.222 --> 01:38.806 ‫در ضمن کفِ کفش‌هاش پلاستیکی هستن. 01:40.558 --> 01:43.186 ‫- وای خدا! ‫- یکی زنگ بزنه اورژانس! 01:45.104 --> 01:49.943 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez 02:26.813 --> 02:29.607 ‫بیمار حسی شبیه به وارد شدنِ شوک ‫احساس می‌کنه، 02:29.857 --> 02:33.861 ‫بعلاوۀ سردرد، حالت تهوع و خواب‌آلودگی. 02:34.195 --> 02:35.280 ‫شوک؟ 02:35.405 --> 02:37.281 ‫شوک‌های به شدت دردناک. 02:37.532 --> 02:39.409 ‫دکترهای اورژانس به یه متخصص اعصاب ‫معرفیش کردن، 02:39.409 --> 02:41.786 ‫که اونا هم توی پنج روز اخیر ‫به پنج تا دکتر معرفی‌اش کردن. 02:42.036 --> 02:44.831 ‫شوک‌ها ممکنه علامت لرمیت باشن. ‫علائم اولیۀ ام‌اس. 02:44.831 --> 02:46.916 ‫نه. ام‌آرآی جراحت مادۀ سفید نشون نداد، 02:46.916 --> 02:49.293 ‫و شوک‌ها با پایین اومدنِ گردن همراه نیست. 02:49.627 --> 02:51.754 ‫- صبح بخیر. ‫- تقریباً سر ظهره. 02:51.796 --> 02:53.756 ‫واقعاً؟ پس واسه همینه که انقدر گرسنه‌مه. 02:53.881 --> 02:55.049 ‫کی پایه‌ست ناهار بخوریم؟ 02:55.049 --> 02:56.342 ‫قضیۀ اون کُته چیه؟ 02:56.676 --> 02:59.262 ‫گرم و خنک نگهم می‌داره. 02:59.303 --> 03:00.138 ‫مگه هوشمنده؟ 03:00.263 --> 03:01.556 ‫صحبت از یه بیمار جدید بود. 03:01.556 --> 03:04.600 ‫حتماً بحث حوصله‌سربری ـه ‫چون من که بیمار جدیدی قبول نکردم. 03:04.600 --> 03:07.770 ‫همون موقع که ۵ هزارتا بهت قرض دادم ‫قبولش کردی. 03:07.895 --> 03:09.397 ‫عه،‌ صبر کن، صبر کن. 03:09.522 --> 03:12.191 ‫وقتی گفتم هر کاری برای پول می‌کنم، ‫طبیعتاً جدی نگفتم. 03:12.191 --> 03:15.028 ‫از این سوژه خوشت میاد. ‫بچه‌هه هر چند دقیقه یکبار بهش شوک وارد میشه. 03:15.028 --> 03:16.612 ‫۵۰۰۰ دلار می‌خوای چی‌کار؟ 03:16.612 --> 03:19.490 ‫توی کارت‌ بازی شرط‌بندی کردی ‫یا خرجِ یه دختره‌ ای کردی؟ 03:19.532 --> 03:21.075 ‫ممنونم که با یه شوخی... 03:21.117 --> 03:24.579 ‫زحمتِ جواب‌دادنِ اون سؤال شخصی رو ‫از روی دوشم برداشتی. 03:24.704 --> 03:26.497 ‫دانشجوی دانشگاه؟ 03:26.622 --> 03:28.499 ‫نیتروز اکسید توی مهمونی‌ها حال میده. 03:28.541 --> 03:30.960 ‫علت شوک‌ها همین بوده، ‫علت چیزای دیگه هم نوشیدنی‌خوردن... 03:30.960 --> 03:32.170 ‫تا سر حد بالاآوردن بوده. 03:32.170 --> 03:33.880 ‫- بهش ویتامین ب۱۲ بدید. ‫- همین کار رو کردم. 03:33.921 --> 03:36.799 ‫در ضمن، سرطان و ام‌اس و ‫مسمومیت پیریدوکسین... 03:36.841 --> 03:38.968 ‫و همۀ بیماری‌های عصبیِ محبوب رو خط زدم. 03:39.719 --> 03:42.513 ‫- آرتروز گردن؟ ‫- کاهش گلبول‌های سفید رو توجیه نمی‌کنه. 03:42.638 --> 03:43.973 ‫سیاه‌پوسته! 03:44.098 --> 03:46.893 ‫مطمئنم واقعاً خیلی کثیف نیست ‫ولی از نسل آفریقایی‌هاست... 03:47.143 --> 03:48.686 ‫یعنی گلبول‌های سفیدش باید کمتر باشه. 03:48.686 --> 03:50.897 ‫- نه در این حد. ‫- کشتی‌گیره. 03:51.022 --> 03:52.982 ‫احتمال داره برای کاهش وزن ‫از ادرارآور استفاده کنه. 03:53.024 --> 03:54.442 ‫اونم باعث کاهش گلبول‌های سفید میشه. 03:54.442 --> 03:56.235 ‫- نه در این حد. ‫- «نه در این حد» 03:56.360 --> 03:57.862 ‫- سندرم بهجت. ‫- جراحت پوستی نداره. 03:57.987 --> 04:01.282 ‫- تبخال گردنیِ زونا، ورم نخاع... ‫- بروز بیرونی نداره. 04:04.243 --> 04:06.162 ‫یه چیزی رو از قلم انداختیم. 04:06.204 --> 04:07.538 ‫ببینید اون چیز چیه. 04:08.206 --> 04:10.541 ‫- حتی نمی‌دونم اینی که گفتی یعنی چی. ‫- قشنگ بهش فکر کنید. 04:10.666 --> 04:13.586 ‫عاملش رو پیدا کنید و بعد منو پیدا کنید. ‫میرم ناهار. 04:14.545 --> 04:17.173 ‫- نظری ندارید؟ ‫- نظر که زیاد داریم. 04:17.298 --> 04:19.634 ‫نظرهامون خیلی زیاده ‫واسه همین کلی آزمایش می‌گیریم. 04:20.343 --> 04:22.845 ‫به صورت تفننی مواد استعمال کردی؟ 04:25.932 --> 04:29.393 ‫چیه؟ چون نعشه کردی از دستت عصبانی میشم؟ 04:29.519 --> 04:31.229 ‫امروز نه! اینجا نه. 04:34.315 --> 04:37.568 ‫کریسمس یکی از بچه‌ها ‫یه مقدار اکستازی داشت، 04:37.610 --> 04:38.486 ‫یعنی... 04:43.616 --> 04:45.284 ‫عوضی 04:50.748 --> 04:53.292 ‫بازم آنتی‌بادیِ ضد هسته ‫برای «لوپوس» منفی بود. 04:53.417 --> 04:57.046 ‫هاوس اطلاعات بیشتر می‌خواد، ‫نه اینکه همون اطلاعات قبلی رو دوباره بگیم. 04:57.088 --> 04:58.339 ‫«ببینید چی از قلم افتاده.» 04:58.339 --> 05:00.883 ‫تا جایی که می‌دونیم اون بچه داره می‌میره ‫اون‌وقت بهمون معما میده؟ 05:00.925 --> 05:03.344 ‫سوابقش رو با جزئیات بیشتری در آوردم، ‫سه نسل رفتم عقب. 05:03.469 --> 05:05.054 ‫- خب؟ ‫- مامانش توی تصادف رانندگی مُرده. 05:05.179 --> 05:07.348 ‫مامانِ مامانش التهاب مفصل داشته ‫و مامان‌بزرگ باباش... 05:07.348 --> 05:09.725 ‫توی گُردان سیاه‌پوست‌ها ‫تحت فرماندهی «جرج پتن» خدمت کرده. 05:09.767 --> 05:12.436 ‫چه جالب. ‫اگه تومور نیست، باید ام‌اس باشه. 05:12.478 --> 05:13.604 ‫ویلسون اون گزینه رو خط... 05:13.604 --> 05:15.940 ‫ام‌آرآی ۱۰۰ درصد مواقع ‫نمی‌تونه گزینۀ ام‌اس رو خط بزنه. 05:16.065 --> 05:19.193 ‫- این توجیهی برای کمبود گلبول سفید نیست. ‫- دلیلش اعتیاد به نوشیدنیه! 05:19.235 --> 05:21.612 ‫وقتی بستری شده، ‫سطح ناخالصیِ خونِش روی ۲ بوده. 05:21.696 --> 05:22.947 ‫آنزیم‌های کبدش سر به فلک کشیدن. 05:22.989 --> 05:24.365 ‫آخرهفتۀ فارغ‌التحصیلی بوده. 05:24.365 --> 05:25.866 ‫هفته‌های قبلش لب به نوشیدنی نمی‌زده. 05:25.866 --> 05:28.369 ‫توی فصل کشتی‌گیری‌اش هم ‫اصلاً نوشیدنی نمی‌خورده. 05:28.369 --> 05:30.538 ‫- اگه حرفش رو باور کنی! ‫- یه آزمایش سم‌شناسی گرفتم... 05:30.579 --> 05:33.291 ‫مهم نیست حرفش رو باور کنه یا نه، ‫توی پرونده‌اش نوشته. 05:33.291 --> 05:35.751 ‫قرار بود بفهمیم چی از قلم افتاده. 05:42.258 --> 05:45.428 ‫خب، این... ‫این حرف نداره! 05:45.553 --> 05:47.847 ‫پنج‌شنبه شب برای شام دعوتم کن. 05:47.972 --> 05:50.850 ‫قبول کن دیگه. خیلی وقته که ‫یه وعدۀ غذاییِ خوب با هم نخوردیم. 05:50.975 --> 05:54.562 ‫دیروز خوردیم. همون‌موقع که ۵۰۰۰ دلار ‫بهت قرض دادم تا یه ماشین جدید بخری. 05:54.687 --> 05:55.980 ‫مهمون من! 05:57.940 --> 06:00.985 ‫وسایل نقلیه‌ای که دوتا چرخ دارن ‫و ۲۴۰ کیلومتر در ساعت میرن... 06:00.985 --> 06:04.113 ‫خیلی با معتادهای بی‌مسئولیتِ معلول ‫جور در نمیان. 06:04.155 --> 06:08.576 ‫در واقع، وسایل نقلیه‌ای که دو چرخ دارن ‫و ۲۹۰ کیلومتر بر ساعت میرن... 06:08.576 --> 06:10.286 ‫با معمارهای سالم و مسئولیت‌پذیری که... 06:10.286 --> 06:12.496 ‫فرق ترمز رو از فرمون تشخیص نمیدن ‫جور در نمیاد! (مالک قبلی موتور) 06:12.496 --> 06:14.874 ‫خبر خوب اینه که سر همین ‫قیمتش اومد پایین. 06:14.999 --> 06:17.668 ‫- باید پسش بدی. ‫- مامان! 06:18.461 --> 06:20.212 ‫نظرت چیه موقع شام در موردش حرف بزنیم؟ 06:20.337 --> 06:22.339 ‫شام رو بیخیال، ‫خودتو به کُشتن میدی! 06:22.465 --> 06:25.009 ‫- عجب موتوری! ‫- ممنون. 06:25.634 --> 06:29.221 ‫ببین، یاد بگیر! ‫تعریف! شام! 06:29.346 --> 06:31.223 ‫با عصات چی‌کار می‌کنی؟ 06:31.348 --> 06:33.392 ‫اگه برام شام بخره، بهش میگم. 06:37.772 --> 06:39.982 ‫«ایول کنیول» هم همین سیستم رو داشت. ‫(بدلکاری معروف) 06:39.982 --> 06:41.692 ‫و تک تک استخوون‌های بدنش رو شکست. 06:41.734 --> 06:45.237 ‫همۀ عکس‌های رادیولوژیش رو مرور کردیم ‫و کِشت‌های خون رو دوباره انجام دادیم. 06:45.237 --> 06:47.948 ‫اطلاعات دست دو نمی‌خوام. ‫چیزای جدید می‌خوام. 06:47.990 --> 06:51.202 ‫خب، هیچی... ‫هیچی از قلم نیفتاده. 06:51.327 --> 06:53.996 ‫ببخشید، اون بخشِ آخرِ حرفت رو نفهمیدم. 06:55.039 --> 06:57.541 ‫هیچ... هیچ... 07:02.922 --> 07:04.882 ‫کار دیگه‌ای از دستمون برنمیاد. 07:05.007 --> 07:06.967 ‫- گزارش پلیس رو چک کردین؟ ‫- در مورد چی؟ 07:07.092 --> 07:08.552 ‫در مورد تصادف مامانش. 07:08.677 --> 07:10.971 ‫قضیه مال ۱۵ سال پیش بوده. ‫بچه‌هه حتی توی ماشین هم نبوده. 07:11.013 --> 07:13.599 ‫از یه جادۀ صاف و خشک، ‫توی روز روشن منحرف شده. 07:13.724 --> 07:14.767 ‫به نظرتون عجیب نیست؟ 07:14.892 --> 07:17.436 ‫احتمالاً حواسش با عوض کردنِ کانال رادیو ‫یا یه چیز دیگه پرت شده. 07:17.478 --> 07:18.813 ‫تصور پلیس هم همین بود. 07:18.854 --> 07:20.940 ‫البته نمی‌دونستن یکی از اعضای خانواده‌اش... 07:20.981 --> 07:23.859 ‫با حسی شبیه به وارد شدنِ شوک، ‫دائماً ناتوان میشه. 07:23.984 --> 07:27.071 ‫- بعیده که یه مؤلفه‌ی ژنتیکی در کار باشه. ‫- ولی جالبه. 07:27.196 --> 07:29.573 ‫نوروفیبروماتوز تیپ دو ‫ممکنه علت این شوک‌ها باشه. 07:29.615 --> 07:31.408 ‫می‌دونستی عنصرِ از قلم افتاده همینه؟ 07:31.408 --> 07:33.869 ‫می‌دونستم یه چیزی از قلم افتاده، ‫شاید این، شاید یه چیز دیگه. 07:33.911 --> 07:37.373 ‫یه آنالیز دی‌ان‌ای از ‫شاخۀ بلندِ کروموزوم ۲۲ بگیرید. 07:42.086 --> 07:43.754 ‫ترجیح میدی با زنت شام بخوری؟ 07:43.796 --> 07:45.548 ‫آره، ترجیح می‌دادم... 07:45.589 --> 07:47.466 ‫ولی باهام قهره. 07:48.467 --> 07:51.262 ‫برعکس اون، می‌تونم لحظات خوشی رو ‫برات رقم بزنم. 07:53.097 --> 07:54.223 ‫باشه. 07:55.015 --> 07:56.475 ‫با موتور من بریم؟ 07:57.601 --> 07:58.894 ‫نه. 07:58.936 --> 08:02.273 ‫در ضمن، تا وقتی کیف پولت رو نشونم ندی ‫نمی‌ذارم سوار ماشین بشی. 08:04.775 --> 08:07.319 ‫ان‌اف‌۲. (نوروفیبروماتوز تیپ دو) ‫یه بیماری ارثی ـه. 08:07.736 --> 08:10.864 ‫می‌تونه باعث رشد غیرعادی ‫در عصب‌های جمجمه‌ای بشه. 08:10.990 --> 08:12.866 ‫اینجوری دلیل شوک‌ها و بقیۀ علائم مشخص میشه. 08:12.866 --> 08:14.785 ‫آنالیز دی‌ان‌ای نشون میده که پسرتون... 08:14.827 --> 08:16.787 ‫جهش کروموزومیِ خاصی داشته... 08:16.787 --> 08:18.080 ‫که عامل بیماری باشه یا نه. 08:18.080 --> 08:20.958 ‫ولی اگه ارثی باشه، پس یعنی ‫یکی دیگه توی خانواده‌مون باید داشته باشه. 08:21.000 --> 08:22.793 ‫فکر می‌کنیم احتمالش هست ‫که زنتون داشته بوده. 08:22.793 --> 08:25.296 ‫نه. اون هیچ‌وقت هیچ کسالتی نداشت. 08:25.296 --> 08:27.756 ‫لکه یا برآمدگیِ عجیبی توی عنبیه‌اش نداشت؟ 08:27.881 --> 08:29.967 ‫نه. آخه اصلاً چرا باید فکر کنید که مریض بوده؟ 08:30.092 --> 08:33.220 ‫فکر می‌کنیم که احتمال داره ‫دلیل تصادفش بوده باشه. 08:33.345 --> 08:35.973 ‫ببینم، منظورتون چیه؟ ‫یه رانندۀ نعشه با ماشین مامانم تصادف کرده. 08:36.098 --> 08:38.851 ‫توی گزارش پلیس چیز دیگه‌ای نوشته. 08:40.352 --> 08:42.980 ‫خب، حتماً گزارش اشتباهی رو خوندید. 08:43.105 --> 08:45.441 ‫نه. درست خوندن. 08:52.489 --> 08:54.950 ‫وقتی شروع به رانندگی‌کردن کردی، 08:55.075 --> 08:56.076 ‫من... 08:57.828 --> 08:59.663 ‫دروغ گفتی که مامان چه‌طور مُرد؟ 08:59.788 --> 09:01.999 ‫با خودم گفتم اگه مرگش بتونه ‫به یه دردی بخوره... 09:02.041 --> 09:04.960 ‫اینکه در موردش دروغ گفتی ‫به چه دردی می‌خوره؟ 09:05.002 --> 09:07.546 ‫چطور تونستی اینجوری ازش استفاده کنی، بابا؟ ‫از مرگش؟ 09:07.588 --> 09:10.758 ‫- فقط می‌خواستم ازت محافظت کنم. ‫- دیگه چیو دروغ گفتی؟ 09:10.799 --> 09:12.885 ‫معلم نبوده، ‫چون می‌خواستی کتاب بخونم اینو گفتی؟ 09:13.010 --> 09:14.386 ‫بوی چیه؟ 09:15.012 --> 09:17.014 ‫بویی به مشامم نمی‌خوره. 09:19.516 --> 09:20.601 ‫یه پرستار لازم داریم. 09:20.601 --> 09:24.063 ‫- این چه وضعشه؟ ‫- اشکالی نداره. بسپارش به ما. 09:24.188 --> 09:25.731 ‫چیزی حس نکردی؟ 09:25.856 --> 09:26.857 ‫نه. 09:29.860 --> 09:31.528 ‫- اینو حس می‌کنی؟ ‫- آره. 09:31.653 --> 09:33.364 ‫ولی هیچ‌کدوم از اینا رو حس نکردی؟ 09:33.489 --> 09:34.490 ‫نه. 09:43.999 --> 09:46.001 ‫[فلج اسفنکتر] 09:46.043 --> 09:48.796 ‫فلج اسفنکتر بعلاوۀ شوک‌ها ‫میشه سندرم میلر فیشر. 09:48.962 --> 09:50.422 ‫ولی نمونۀ مدفوع چیز دیگه‌ای میگه. 09:50.464 --> 09:51.715 ‫توش کامپیلوباکتر ژژونی نبود. 09:51.840 --> 09:54.968 ‫به پسرش در مورد طرز مرگ مامانش دروغ گفته؟ 09:55.094 --> 09:56.720 ‫فقط داشته ازش محافظت می‌کرده. 09:56.845 --> 09:58.180 ‫بازیش داده. 09:58.305 --> 10:00.891 ‫- کارِ پدر و مادرها همینه. ‫- چون دوست‌مون دارن بهمون دروغ میگن. 10:01.016 --> 10:02.226 ‫الان اشک‌هام جاری میشن! 10:02.226 --> 10:03.602 ‫مرگ مامانش نامربوطه. 10:03.644 --> 10:05.437 ‫دی‌ان‌ای هیچ ان‌اف۲... 10:05.479 --> 10:07.106 ‫یا بیماری موروثی دیگه‌ای رو ‫نشون نداد. 10:07.231 --> 10:09.817 ‫ظاهراً واقعاً پشت فرمون خوابش برده. 10:09.942 --> 10:12.611 ‫ببینم، دقیقاً چه اتفاقی افتاد؟ 10:12.736 --> 10:16.573 ‫یه کوچولو بود ‫یا اینکه کلاً خودش خالی کرده بود؟ 10:16.573 --> 10:19.034 ‫- جانم؟ ‫- مدفوعش شدید بود؟ 10:19.868 --> 10:22.329 ‫توی مدفوع، خون نبوده... 10:22.454 --> 10:27.209 ‫و به نظرم نمیشه گفت شدید بوده، ‫بیشتر می‌خورد شل باشه. 10:27.251 --> 10:29.545 ‫خوبه، پس داریم به یه جاهایی می‌رسیم. 10:29.670 --> 10:30.712 ‫جدی؟ به کجا؟ 10:31.213 --> 10:32.714 ‫نمی‌دونم والا. 10:32.840 --> 10:33.924 ‫- البته! ‫- الو؟ 10:33.966 --> 10:36.301 ‫- عاشق معما هستم. ‫- سلام مامان. 10:36.301 --> 10:40.347 ‫ببین، پنج‌شنبه شب یه شامٍ کاری دارم. ‫هر کاری کردم نشد بپیچونمش. 10:41.473 --> 10:43.851 ‫می‌دونم، منم خیلی دلم می‌خواست ببینمت. 10:45.853 --> 10:48.730 ‫ببخشید، میشه بعداً بهت زنگ بزنم؟ ‫الان توی جلسه‌ام. 10:48.856 --> 10:50.232 ‫خیلی خب، ممنون. 10:51.984 --> 10:53.193 ‫کی بود؟ 10:53.318 --> 10:54.736 ‫آنجلینا جولی. 10:54.736 --> 10:57.739 ‫«مامان» صداش می‌زنم. ‫خیلی جذابه، مگه نه؟ 10:58.031 --> 11:00.242 ‫خب، شدید یا شُل... 11:00.284 --> 11:02.494 ‫هیچ‌وقت اینجا زنگ نمی‌زنه. ‫همه چی روبه‌راهه؟ 11:03.704 --> 11:05.539 ‫عالیه، آره. 11:05.539 --> 11:07.833 ‫بابام داره می‌برتش اروپا. 11:07.958 --> 11:10.377 ‫پنج‌شنبه، ۹ ساعت توقف موقت ‫توی فرودگاه نیوآرک دارن. 11:10.502 --> 11:13.755 ‫- اگه مربوط به معده و روده باشه... ‫- دروغ گفتی تا مامانت رو بپیچونی. 11:13.755 --> 11:15.173 ‫شوخیت گرفته؟ 11:15.215 --> 11:17.134 ‫نمی‌تونم به مامانم دروغ بگم. 11:17.134 --> 11:18.635 ‫جدی میگم،‌ نمی‌تونم. 11:18.635 --> 11:20.053 ‫ویلسون برای شام دعوتم کرد. 11:20.095 --> 11:22.723 ‫بی‌ادبیه که دعوت کسی رو رد کنم ‫که تازگی ۵ هزار دلار بهم قرض داده. 11:22.764 --> 11:24.558 ‫میلیت عرضی. 11:24.558 --> 11:26.893 ‫می‌تونه باعث بی‌حسی و اختلال در اسفنکتر... 11:27.019 --> 11:28.020 ‫و شوک بشه. 11:28.145 --> 11:30.772 ‫ممنون که علاقه‌ای ‫به مسائل مربوط به مادرم نداری. 11:30.897 --> 11:32.274 ‫ولی یه سؤالی پیش میاد: 11:32.399 --> 11:34.651 ‫علت میلیت عرضی چی بوده؟ 11:34.776 --> 11:37.029 ‫خب، سرطان و ام‌اس رو که خط زدیم. 11:37.154 --> 11:38.322 ‫فقط عفونت می‌مونه. 11:38.447 --> 11:39.823 ‫اگه عفونت داشت، تب می‌کرد. 11:39.823 --> 11:41.867 ‫کِشت خون و مایع نخاعی-مغزیش‌اش هم ‫چیزی نشون نمیده. 11:41.908 --> 11:45.162 ‫شاید عفونت از بین رفته ‫ولی خاطره‌اش مونده. 11:45.746 --> 11:47.748 ‫تقلید مولکولی. 11:47.748 --> 11:49.249 ‫ایول. 11:49.249 --> 11:52.878 ‫خیلی خب، یه تست آنتی‌بادی ‫و الکتروفورز بگیرید. 11:56.632 --> 11:58.592 ‫کارِت درسته، دوستِ من! 11:58.634 --> 12:00.344 ‫مطمئنم دوباره همدیگه رو می‌بینیم. 12:00.552 --> 12:03.805 ‫موضوع مهمی هست که تو و هاوس ‫سر شام باید صحبتش رو بکنید؟ 12:03.930 --> 12:05.724 ‫بجز نرخ بهرۀ... 12:05.849 --> 12:07.643 ‫سرسام‌آور برای قرض‌های شخصی؟ 12:07.768 --> 12:10.437 ‫می‌دونی، این چهارمین باریه ‫که بهش پول قرض دادم. 12:10.562 --> 12:12.647 ‫پول ناهار نه، پول درشت! 12:12.773 --> 12:13.857 ‫پدر و مادر هاوس. 12:14.524 --> 12:17.027 ‫پنج‌شنبه شب یه توقف موقت ‫توی فرودگاه نیوآرک دارن. 12:19.905 --> 12:22.157 ‫- شام رو کنسل می‌کنم. ‫- نه. 12:23.533 --> 12:26.870 ‫با خودم گفتم شاید بتونیم ‫چند نفر دیگه هم دعوت کنیم. 12:26.995 --> 12:29.331 ‫یه عامل عفونیِ ساختار مولکولی... 12:29.456 --> 12:30.999 ‫می‌تونه شبیه ستون فقرات باشه. 12:31.124 --> 12:33.001 ‫و وقتی سیستم ایمنی بدن ‫به عفونت حمله می‌کنه، 12:33.126 --> 12:35.670 ‫آخرش به ستون فقرات هم حمله می‌کنه. 12:36.421 --> 12:37.422 ‫یعنی عفونت داره؟ 12:37.547 --> 12:38.507 ‫الان گفتن عفونت ندارم. 12:38.632 --> 12:41.426 ‫حتی بعد از اینکه عفونت از بین رفت، ‫بازم حمله می‌کنه... 12:41.468 --> 12:43.011 ‫چون ستون فقرات هنوز هست. 12:43.011 --> 12:43.887 ‫علاجی داره؟ 12:43.929 --> 12:46.098 ‫بستگی داره عفونت اصلی چی بوده باشه. 12:46.223 --> 12:47.099 ‫خیلی خب، تموم شد. 12:47.224 --> 12:50.602 ‫بعد از یه نمونه‌برداریِ نخاعی ‫باید حدود یک‌ساعت، تخت بخوابی. 12:50.727 --> 12:52.646 ‫حس می‌کنم دارم بالا میارم. 12:52.771 --> 12:55.232 ‫بابا، میشه لطفاً یه نوشابه برام بگیری؟ 12:55.357 --> 12:57.359 ‫آره، نوشابه معمولاً تأثیر داره. 12:58.819 --> 13:00.278 ‫تموم شد. 13:01.530 --> 13:02.614 ‫اگه حالت تهوع داری... 13:02.739 --> 13:05.408 ‫نه حالت تهوع ندارم. ‫فقط می‌خواستم از اینجا بره بیرون. 13:05.534 --> 13:08.245 ‫باباته! دوباره برمی‌گرده. 13:08.370 --> 13:09.579 ‫آره، می‌دونم. 13:10.622 --> 13:12.541 ‫موضوع این نیست که... 13:13.834 --> 13:16.128 ‫اینا کلاً قادر نیستن به همدیگه... 13:16.253 --> 13:17.420 ‫حقیقتِ ماجرا رو بگن؟ 13:17.546 --> 13:20.006 ‫با دوست‌هاش رفته جامائیکا. 13:20.132 --> 13:21.424 ‫بیخود نیست دروغ گفته. 13:21.550 --> 13:23.593 ‫بچه‌ها نباید خوش بگذرونن. 13:23.718 --> 13:25.554 ‫یکی از دوست‌هاش با هلی‌کوپتر بُردشون اونجا. 13:25.595 --> 13:29.015 ‫بابای کارنل روی این موضوع حساسه ‫که پسرش از دوست‌های پولدارش، چیزی قبول کنه. 13:29.057 --> 13:31.893 ‫دلش می‌خواد پسرش یادش بمونه کیه ‫و از کجا اومده. 13:32.018 --> 13:33.145 ‫کجا بودی؟ 13:33.270 --> 13:35.689 ‫داشتم برنامۀ شام رو تنظیم می‌کردم. ‫چی شده؟ 13:35.814 --> 13:37.983 ‫پسرها یه نکتۀ شوکه‌کننده رو فاش کردن... 13:38.108 --> 13:41.069 ‫که بیمار، رابطۀ مزخرفی با باباش داره. 13:41.194 --> 13:43.280 ‫- ظاهراً به این موضوع اهمیت میدن. ‫- خب، من نمیدم. 13:43.280 --> 13:45.991 ‫فقط یه دلیل وجود داره که ‫یه بچه با هواپیما میره جامائیکا. 13:46.032 --> 13:48.326 ‫نرفته بوده دنبال ماریجوانا. ‫خلاف سنگینش نوشیدنیه. 13:48.368 --> 13:49.619 ‫اینو به تو گفت یا باباش؟ 13:49.661 --> 13:51.997 ‫توی آزمایش سم‌شناسی ‫تتراهیدروکانابینول منفی بود. 13:52.414 --> 13:54.291 ‫تعطیلات بهاری، ‫یک ماه بیشتره که تموم شده. 13:54.332 --> 13:55.625 ‫حتی ماریجوانا هم تا الان پاک شده. 13:55.667 --> 13:57.168 ‫حتی اگه مصرف کرده باشه، 13:57.210 --> 13:59.546 ‫امکان نداره ماریجوانا باعث میلیت عرضی بشه. 13:59.671 --> 14:02.757 ‫درسته. ولی چیزایی که توش می‌ریزن ‫باعث میشه! 14:02.883 --> 14:03.967 ‫آفت‌کش! 14:04.092 --> 14:07.178 ‫خب، چرا باید قضیۀ سفر رو روراست بگه ‫ولی در مورد ماریجوانا دروغ بگه؟ 14:07.304 --> 14:09.890 ‫لزوماً نباید ماریجوانا بکِشه ‫تا مسمومیتِ آفت‌کش‌ها رو بگیره. 14:09.931 --> 14:12.017 ‫ممکنه میوه‌ای رو خورده باشه ‫که روش اسپری زده بودن، 14:12.058 --> 14:14.060 ‫یا ممکنه توی طبیعت‌گردی ‫از راه پوست آلوده شده باشه. 14:14.102 --> 14:16.605 ‫یا ممکنه کشیده باشه! ‫اونم یه عالمه! 14:16.730 --> 14:19.399 ‫بعدش هم در موردش دروغ بگه ‫چون این خانواده کارش همینه. 14:19.524 --> 14:22.193 ‫بهش پرالیدوکسیم درون‌وریدی بدید، ‫اولش دو گرم در لیتر... 14:22.193 --> 14:24.654 ‫و بعد هر هشت ساعت یک گرم، ‫تا ببینید بهبودی حاصل شده. 14:24.696 --> 14:27.449 ‫هیچ مدرکی نداری که ‫مسمومیت رو تأیید کنه. 14:27.574 --> 14:31.161 ‫واسه همین وقتی معلوم میشه حق با من بوده ‫خیلی باحال میشه! 14:33.788 --> 14:35.081 ‫کمرون. 14:36.207 --> 14:38.251 ‫با کی داشتی قرار شام تنظیم می‌کردی؟ 14:38.668 --> 14:40.170 ‫هیچ‌کس. 14:44.633 --> 14:45.967 ‫کثافت! 14:48.053 --> 14:50.555 ‫پدر و مادرم رو دعوت کردی بیان شام بخورن. 14:52.140 --> 14:53.600 ‫کمرون خیلی دهن لق ـه. 14:53.642 --> 14:54.768 ‫تو بیشتر! 14:54.809 --> 14:57.979 ‫ببین! تو از من سوء استفاده کردی ‫تا از دیدنِ پدر و مادرت طفره بری. 14:58.021 --> 14:59.314 ‫- تو چی‌کار داری؟ ‫- کاری ندارم. 14:59.356 --> 15:01.358 ‫فقط با خودم گفتم شاید جالب باشه ‫که دلیلش رو بفهمم. 15:01.483 --> 15:04.027 ‫- می‌تونستی مثل آدم ازم بپرسی. ‫- دروغ می‌گفتی. 15:04.152 --> 15:05.695 ‫تو هم حرفم رو باور می‌کردی. 15:05.820 --> 15:07.739 ‫اینجوری جفت‌مون خوشحال می‌شدیم. 15:09.074 --> 15:11.409 ‫پولت رو می‌خوای؟ ‫مسئله همینه؟ 15:11.534 --> 15:12.577 ‫نه! 15:13.620 --> 15:16.456 ‫صبر کن ببینم، می‌تونی پولم رو بدی؟ 15:21.419 --> 15:23.797 ‫اگه پولم رو داری، ‫چه نیازی به قرض داشتی؟ 15:23.838 --> 15:26.299 ‫نیاز نداشتم. ‫فقط می‌خواستم ببینم بهم میدی یا نه. 15:26.424 --> 15:28.301 ‫از پارسال که ۴۰ دلار بهم قرض دادی... 15:28.343 --> 15:30.679 ‫دائماً مبلغ‌های زیادی رو ازت قرض می‌کردم. 15:30.804 --> 15:31.888 ‫یه آزمایش کوچولو بود. 15:32.013 --> 15:33.932 ‫می‌خواستم ببینم کجا دیگه زیر بار نمی‌ری. 15:35.141 --> 15:39.104 ‫داری... داری سعی می‌کنی به صورت مادی... 15:39.145 --> 15:41.356 ‫اندازه‌گیری کنی که چقدر برای ‫دوستی‌مون ارزش قائلم؟ 15:41.356 --> 15:44.109 ‫۵ هزار دلار دادی! ‫پس اصلاً‌ نمی‌خواد خجالت بکشی. 15:44.109 --> 15:48.321 ‫نظرت با این چیه؟ ‫یه تماس تلفنی کوچولو، یه چک بزرگ؟ 15:50.615 --> 15:51.741 ‫باشه. 15:53.451 --> 15:54.577 ‫ممنون. 15:55.203 --> 15:56.329 ‫حالا مثل آدم بزرگ‌ها باش: 15:56.371 --> 15:58.498 ‫یا به مامان و بابات بگو ‫نمی‌خوای ببینی‌شون... 15:58.540 --> 16:01.209 ‫یا اینکه ساعت ۷:۰۰ برای شام میام دنبالت. 16:02.043 --> 16:03.378 ‫منظورت چیه؟ الان گفتی... 16:03.420 --> 16:04.796 ‫دروغ گفتم. 16:04.921 --> 16:07.090 ‫از پارسال که بهت گفتم بدونِ‌ اصلاح ریش... 16:07.132 --> 16:10.135 ‫خوشگل شدی، ‫داشتم پشت سر هم بهت دروغ می‌گفتم. 16:10.260 --> 16:11.803 ‫یه آزمایش کوچولوئه. می‌دونی؟ 16:11.845 --> 16:13.680 ‫می‌خواستم ببینم کجا دیگه زیر بار نمی‌ری. 16:19.269 --> 16:20.228 ‫حال بیمار چطوره؟ 16:20.770 --> 16:22.147 ‫امروز هنوز نرفتم پیشش. 16:22.147 --> 16:24.524 ‫فقط امیدوارم حالش بدتر نشده باشه. 16:25.316 --> 16:27.360 ‫داریم برای مسمومیت آفت‌کش‌ها ‫معالجه‌اش می‌کنیم... 16:27.360 --> 16:29.195 ‫بدونِ اینکه مدرکی از آفت‌کش‌ها داشته باشیم. 16:29.320 --> 16:30.488 ‫اگه قرار باشه به وکیل‌مون... 16:30.488 --> 16:32.115 ‫اینا رو توضیح بدم، ‫خیلی داستان میشه! 16:32.115 --> 16:34.159 ‫به هاوس گفتم این کار رو نکـ... 16:37.704 --> 16:38.830 ‫عجب! 16:39.747 --> 16:41.624 ‫وکیل‌مون باورش نمیشه! 16:42.709 --> 16:44.544 ‫اشتهاش برگشته. 16:45.211 --> 16:46.796 ‫کاری که کردین جواب داد. 16:47.672 --> 16:49.757 ‫صحیح و سالمه پس دیگه مقصر نیستم. 16:50.049 --> 16:51.634 ‫الان من حالت تهوع گرفتم! 16:51.634 --> 16:53.094 ‫صحیح و سالم نیست. 16:53.094 --> 16:55.346 ‫حالت تهوع و اسهال،‌ تنها علائمش نبودن. 16:55.346 --> 16:57.015 ‫شوک‌ها هم کم شدن. 16:57.015 --> 16:58.224 ‫ولی از بین نرفتن. 16:58.349 --> 16:59.601 ‫دیگه پوشک هم نمی‌پوشه، 16:59.934 --> 17:01.060 ‫که برای همه، خبر خوبیه. 17:01.060 --> 17:02.854 ‫کمبود گلبول‌های سفیدش چی؟ 17:02.854 --> 17:05.982 ‫اون فسقلی‌ها به مرور زمان رشد می‌کنن. 17:06.024 --> 17:09.235 ‫نگران نباش، جامائیکاییِ کشتی‌گیرمون ‫به زودی سر پا میشه... 17:09.235 --> 17:12.238 ‫و دوباره بدونِ اینکه باباش بفهمه ‫یواشکی میره اینور و اونور. 17:13.573 --> 17:14.699 ‫بله. 17:17.035 --> 17:18.578 ‫دوباره چک کن. 17:20.079 --> 17:21.873 ‫الان میام. 17:21.998 --> 17:23.374 ‫چی شده؟ 17:23.416 --> 17:24.751 ‫ظاهراً اگه یه منشی بگیرم... 17:24.751 --> 17:27.462 ‫کلی پول می‌تونم پس‌انداز کنم. 17:27.503 --> 17:28.880 ‫عه، حق با من بود، مگه نه؟ 17:28.880 --> 17:31.591 ‫آره دیگه، همیشه همه چی رو ‫به خودت ربط میدی، مگه نه؟ 17:32.592 --> 17:34.594 ‫لرز افتاده توی بدنش ‫و دمای بدنش داره میره بالا. 17:34.594 --> 17:36.471 ‫- تقریباً رفته روی ۴۱ درجه. ‫- یعنی چی؟ 17:36.512 --> 17:38.181 ‫منظورم اینه که چه اتفاقی داره می‌افته؟ 17:38.181 --> 17:39.349 ‫حقیقت رو بگم... 17:39.474 --> 17:41.434 ‫یا یه چی از خودم در بیارم ‫که ازت محافظت کنم؟ 17:41.476 --> 17:43.561 ‫فکر می‌کنیم یه رانندۀ نعشه ‫دزدکی اومده توی اتاقش... 17:43.561 --> 17:45.396 ‫چه اتفاقی داره برای پسرم می‌افته. 17:47.607 --> 17:50.193 ‫حقیقت اینه که واقعاً نمی‌دونم. 17:58.034 --> 17:59.744 ‫[تب] 18:00.161 --> 18:02.622 ‫اینم از همون تبی که کمرون دنبالش بود. 18:02.664 --> 18:04.958 ‫می‌دونستیم اگه میلیت عرضی باشه ‫باید التهاب هم توش باشه. 18:05.083 --> 18:06.960 ‫حتماً همه چی از عفونت شروع شده. 18:07.001 --> 18:10.088 ‫آره. فقط اینکه توی این جهان ‫اول علت پیش میاد، بعداً معلول. 18:10.129 --> 18:11.381 ‫از این قضیه راضی نیستم ولی... 18:11.422 --> 18:12.840 ‫- شاید آزمایش‌ها اشتباه بودن. ‫- نه. 18:12.882 --> 18:15.760 ‫آزمایش‌ها درست بودن. ‫دیروز نه تب داشت، نه عفونت. 18:15.885 --> 18:18.096 ‫یعنی موقعی که اینجا بوده یهویی مریض شده؟ 18:18.096 --> 18:19.222 ‫قضیه همینه؟ 18:19.222 --> 18:20.014 ‫آره. 18:20.014 --> 18:22.725 ‫چون گویچه‌های گلبول سفیدش کم بوده، ‫آسیب‌پذیر شده. 18:22.767 --> 18:24.310 ‫چون خیلی کمه، ممکنه بکُشتش. 18:24.352 --> 18:26.187 ‫کل ماجرا همینه. 18:26.229 --> 18:27.980 ‫هنوز داره توی شلوارش مدفوع می‌کنه؟ 18:28.022 --> 18:29.482 ‫دوباره شروع شده. 18:29.524 --> 18:30.566 ‫دوباره؟ 18:30.608 --> 18:32.568 ‫اون‌موقع که داشت بهتر می‌شد ‫متوقف شده بود. 18:33.528 --> 18:36.656 ‫اون‌موقع که حس می‌کرد بهتره. ‫هیچ‌وقت بهتر نشده بود. 18:36.698 --> 18:40.201 ‫پس، تنها سؤالی که پیش میاد اینه که ‫چی میشه یه بچۀ ۲۲ ساله... 18:40.243 --> 18:41.661 ‫سیستم ایمنی‌اش نقص پیدا می‌کنه، 18:41.703 --> 18:43.663 ‫دل و روده‌اش به هم می‌ریزه و ‫بهش شوک وارد میشه؟ 18:43.663 --> 18:45.498 ‫همینجوری بدون هیچ دلیل مشخصی ‫قطع و وصل میشه. 18:45.498 --> 18:46.582 ‫و باید قبل از اینکه... 18:46.582 --> 18:47.834 ‫این عفونت بکُشتش، ‫به جواب برسیم. 18:47.875 --> 18:49.836 ‫هدف ایدئال‌مون همینه. 18:49.877 --> 18:52.380 ‫تو. همۀ آنتی‌بیوتیک‌های مختلفِ ‫درون‌وریدی‌اش رو بررسی کن. 18:52.380 --> 18:56.134 ‫تو یه ام‌آرای سرعتیِ سکانس دو ‫از ناحیۀ گردن، قفسۀ سینه و نخاع بگیر. 18:56.175 --> 18:59.303 ‫تو هم ردِ همۀ اون بچه پولدارهایی که ‫رفتن جامائیکا رو بزن. 18:59.345 --> 19:02.765 ‫ببین هیچ‌کدومشون شوک ‫یا بیرون‌روی (اسهال) یا گرما دارن یا نه. 19:03.641 --> 19:05.643 ‫گرما یعنی همون تب. 19:07.603 --> 19:10.398 ‫شماها هم برای شام پنج‌شنبه میاید؟ 19:10.440 --> 19:12.066 ‫باید لباس نَشسته‌هام رو بشورم. 19:12.191 --> 19:13.860 ‫اصلاً کنجکاو نیستی؟ 19:13.985 --> 19:17.155 ‫در مورد کروکودیل‌ها هم کنجکاوم ‫ولی سرم رو توی دهنشون نمی‌کنم. 19:17.196 --> 19:18.406 ‫منم نمیام. 19:18.448 --> 19:19.907 ‫ببین، هاوس خُل‌وچِل ـه. 19:19.949 --> 19:22.702 ‫هیچ جهش دی‌ان‌ای یا ویروسی ‫باعثِ همچین چیزی نمیشه. 19:22.827 --> 19:24.579 ‫قراره با دو نفر شام بخوری. 19:24.579 --> 19:27.540 ‫به مدت ۶۰ دقیقه، اکثرش با جویدن غذا ‫و صحبت از آب‌وهوا می‌گذره. 19:27.665 --> 19:29.125 ‫مگر اینکه مثلاً بگن: 19:29.167 --> 19:31.252 ‫«چه نوع نوشیدنی‌ای رو بیشتر ترجیح میدی؟» 19:31.252 --> 19:33.880 ‫و اینکه: «راستی! ما گرگوری رو ‫۱۷ سال توی کمد نگه می‌داشتیم.» 19:34.005 --> 19:35.548 ‫چیزی دستگیرت نمیشه. 19:35.756 --> 19:37.091 ‫خیلی خب. 19:37.425 --> 19:39.260 ‫می‌خوایم با چند تا از دوست‌هات صحبت کنیم 19:39.260 --> 19:40.845 ‫و ببینیم علائم مشابهی دارن یا نه. 19:40.970 --> 19:43.431 ‫دکترهای اورژانس ازم پرسیدن. 19:43.473 --> 19:44.474 ‫متوجهیم... 19:44.599 --> 19:46.934 ‫ولی اونا اطلاعاتی که ‫الان ما داریم رو نداشتن. 19:46.934 --> 19:48.603 ‫چه‌جور اطلاعاتی؟ 19:50.938 --> 19:54.442 ‫اشکالی نداره یک دقیقه ‫تنهایی با کارنل صحبت کنم؟ 19:55.443 --> 19:56.486 ‫خبر بَدیه؟ 19:56.527 --> 19:58.779 ‫نه. فقط خصوصیه. 19:59.572 --> 20:01.949 ‫چرا یهویی یه حرف خصوصی پیش اومد؟ 20:02.074 --> 20:03.993 ‫اگه چیزی در مورد پسرم می‌دونید، 20:04.035 --> 20:05.369 ‫منم باید بدونم. 20:05.369 --> 20:07.872 ‫ببخشید، ازتون خواهش می‌کنم. 20:07.872 --> 20:09.457 ‫من پدرشم. 20:09.498 --> 20:12.043 ‫و اگه قراره ازش مراقبت کنم ‫باید از حقیقت باخبر باشم. 20:12.084 --> 20:13.294 ‫بابا. 20:14.754 --> 20:17.632 ‫می‌خواد بدونه با کی رفتم جامائیکا. 20:17.757 --> 20:19.467 ‫تو تا حالا نرفتی جامائیکا. 20:19.592 --> 20:22.595 ‫بابای «تدی» توی تعطیلات بهاری ‫با هلی‌کوپترش چندتامون رو برد اونجا. 20:25.598 --> 20:28.643 ‫توی تعطیلات بهم گفتی ‫دوتا مقاله هست که باید بنویسی. 20:28.684 --> 20:32.480 ‫چون نمی‌خواستم بیام خونه ‫و مثل سگ کار کنم. 20:32.521 --> 20:35.942 ‫می‌خواستم یکبار توی زندگیم ‫توی تعطیلات، استراحت کنم. 20:38.653 --> 20:40.488 ‫نباید بهت دروغ می‌گفتم. 20:40.613 --> 20:42.907 ‫نه، کاری که باید می‌کردی ‫این بود که بیای خونه... 20:42.949 --> 20:45.451 ‫نه اینکه بری با رفقای پولدارت ‫مهمونی بگیری. 20:45.493 --> 20:47.745 ‫ببخشید، اسامی‌شون رو لازم داریم. 20:53.376 --> 20:54.835 ‫چی می‌خوای؟ 20:55.586 --> 20:56.921 ‫می‌خواستم عذرخواهی کنم. 20:57.588 --> 21:00.967 ‫متوجه شدم اخیراً توجهم به درمانگاه ‫یه جورایی کم شده، 21:00.967 --> 21:03.094 ‫و می‌خواستم جبران کنم. 21:03.135 --> 21:05.471 ‫نظرت با فرداشب چیه؟ ‫شیفت شب میام. 21:05.513 --> 21:07.098 ‫درمانگاه شب‌ها بسته‌ست. 21:07.098 --> 21:09.809 ‫آره، ولی مطمئنم کلی کار هست. 21:09.850 --> 21:12.395 ‫پرونده‌هایی هستن که باید بازنگری بشن، ‫ثبت موجودی اقلام... 21:12.395 --> 21:14.480 ‫و شام‌هایی که باید ازشون طفره رفت! 21:14.522 --> 21:15.481 ‫تو هم داری میری؟ 21:15.523 --> 21:17.400 ‫عاشق سالاد کلم‌شون هستم. 21:18.776 --> 21:20.486 ‫یه راه بهم بده ‫تا این مهمونی رو بپیچونم، 21:20.528 --> 21:22.113 ‫در عوض بهت میگم کی شایعه کرده... 21:22.154 --> 21:24.407 ‫که تو معتادی. 21:24.907 --> 21:26.826 ‫- همچین شایعه‌ای وجود نداره. ‫- خودم پخشش می‌کنم. 21:26.867 --> 21:28.536 ‫مگر اینکه از این شام نجاتم بدی. 21:28.577 --> 21:30.121 ‫کسی مجبورت نکرده، هاوس. 21:30.121 --> 21:31.706 ‫فقط کاری که همه می‌کنن رو بکن. 21:31.831 --> 21:32.957 ‫بهشون دروغ بگو! 21:33.082 --> 21:34.208 ‫به مادرت دروغ میگی؟ 21:34.250 --> 21:35.584 ‫از ۱۲ سالگی به بعد! 21:35.710 --> 21:37.878 ‫مامان من دروغ‌سنجِ انسانی ـه. 21:37.920 --> 21:40.297 ‫بابام باید ببرتش لاس وگاس، نه لوور. 21:40.297 --> 21:42.883 ‫باور کن مامانت ترجیح میده فکر کنه... 21:43.009 --> 21:45.761 ‫یه جلسۀ کاری داری ‫تا اینکه فکر کنه ازش متنفری. 21:45.803 --> 21:48.806 ‫از اون متنفر نیستم. ‫از بابام متنفرم. 21:50.891 --> 21:54.061 ‫همه‌مون سردرد و حالت تهوع و استفراغ داشتیم. 21:54.103 --> 21:55.438 ‫فکر می‌کردیم به‌خاطرِ... 21:55.438 --> 21:57.481 ‫زیادی نوشیدنی خوردن‌هامون بوده. 21:57.815 --> 21:59.608 ‫فکر می‌کنید اتفاقی که برای کارنل افتاده 21:59.608 --> 22:00.609 ‫به سفرمون مربوط میشه؟ 22:00.609 --> 22:01.736 ‫نمی‌دونم. 22:01.861 --> 22:03.487 ‫از وقتی برگشتی درد بدون علت... 22:03.529 --> 22:04.905 ‫یا حس عجیبی نداشتی؟ 22:04.905 --> 22:07.992 ‫بجز یه کم بیماریِ پای ورزشکار مشکلی ندارم. ‫(پای ورزشکار: نوعی قارچِ پا) 22:07.992 --> 22:09.410 ‫میشه ببینم؟ 22:10.286 --> 22:11.871 ‫- چیو ببینید؟ ‫- پاهات رو. 22:11.912 --> 22:15.499 ‫یه انگل شایع توی جامائیکا هست... 22:15.541 --> 22:17.918 ‫که می‌تونه شبیه قارچ پا باشه. 22:19.462 --> 22:21.130 ‫دقیق روی پاهام نیست. 22:21.922 --> 22:24.341 ‫فکر می‌کردم قارچ با قارچ فرق نداره. 22:25.885 --> 22:27.428 ‫روی رانِ پامه. 22:29.096 --> 22:31.390 ‫باید یه نگاهی بهش بندازم. 22:34.310 --> 22:36.187 ‫بجز یکی‌شون که کهیر داشت، 22:36.312 --> 22:38.272 ‫هیچ‌کس دیگه‌ای توی سفرشون ‫کسالتی نداشت. 22:38.397 --> 22:39.398 ‫چه جور کهیری؟ 22:39.398 --> 22:41.233 ‫نمی‌دونم، ‫یه مقدار نمونه‌برداری کردم. 22:41.275 --> 22:42.735 ‫به نظر نمیاد عفونت قارچی باشه. 22:42.735 --> 22:45.613 ‫بجز اینکه عفونت قارچی نبود، ‫شبیه چی بود؟ 22:45.738 --> 22:47.198 ‫بیشتر شبیه کهیرِ پوشک بود. 22:47.323 --> 22:48.574 ‫شبانه روز داشته کار می‌کرده. 22:48.616 --> 22:50.576 ‫گفت سه روزه لباس‌هاش رو عوض نکرده. 22:50.576 --> 22:52.495 ‫«سارکوم کاپوزی» ‫می‌تونه شبیه کهیر پوشک باشه. 22:52.620 --> 22:54.205 ‫لبه‌هاش تغییر رنگ نداده بود؟ 22:54.330 --> 22:56.207 ‫بیارش اینجا. ‫همه‌مون می‌خوایم یه نگاه بندازیم. 22:56.332 --> 22:58.334 ‫حتی اگه کاپوزی باشه، ‫ربطی نداره. 22:58.459 --> 22:59.960 ‫بیمارمون علائم پوستی نداره... 23:00.085 --> 23:01.462 ‫و سرطان رو خط زدیم. 23:01.587 --> 23:03.214 ‫چقدر احتمالش هست که دوتا دوست... 23:03.339 --> 23:05.174 ‫که تازگی از یه سفر خارج از کشور برگشتن... 23:05.299 --> 23:07.843 ‫بیماری‌های ناشناخته و نامربوط داشته باشن؟ 23:07.885 --> 23:09.178 ‫- بیاریدش اینجا. ‫- نمیاد. 23:09.178 --> 23:11.055 ‫بعد از فارغ‌التحصیلیش ‫یه جا مشغول به کار شده، 23:11.055 --> 23:12.264 ‫یه پروژۀ ادغام داره. 23:12.306 --> 23:14.225 ‫بگو جون دوستش در خطره. 23:14.266 --> 23:16.018 ‫دفعۀ اول هم همینو بهش گفتم. 23:16.018 --> 23:18.687 ‫آخرش هم بلند شد بره سمتِ منهتن. 23:18.812 --> 23:20.940 ‫بگو جون خودش در خطره. 23:20.981 --> 23:22.816 ‫بگو کهیرش، گوشتش رو می‌خوره... 23:22.942 --> 23:26.111 ‫و بعدش به زیر شکمش سرایت می‌کنه. 23:29.657 --> 23:31.200 ‫استیسی کجاست؟ 23:31.533 --> 23:34.119 ‫یه کنفرانس توی بالتیمور هست ‫که داره توش صحبت می‌کنه. چی‌کار داری؟ 23:34.119 --> 23:35.329 ‫میشه به یه بیمار احضاریه بدم؟ 23:35.371 --> 23:37.623 ‫هاوس ازم می‌خواد به یه بچه دروغ بگم ‫تا بکشونمش اینجا. 23:37.748 --> 23:39.750 ‫خب پس، اونی که احضاریه بهش می‌رسه خودتی. 23:39.875 --> 23:42.211 ‫خب، برای تشخیص بیماریِ دوستش ‫بهش نیاز داریم. 23:42.336 --> 23:43.504 ‫برید حضوری ازش آزمایش بگیرید. 23:43.629 --> 23:46.090 ‫آزمایشی در کار نیست. ‫هاوس می‌خواد بهش نگاه کنه. 23:46.131 --> 23:47.841 ‫پس هاوس رو ببر پیشش. 23:47.841 --> 23:49.551 ‫آره، انگار همچین چیزی ممکنه! 23:51.470 --> 23:53.180 ‫به هاوس بگو پدر و مادرش زنگ زدن. 23:53.305 --> 23:54.890 ‫گفتن زودتر می‌رسن. 23:54.890 --> 23:57.309 ‫برای اینکه اونا رو نَبینه ‫حاضر میشه هر جایی بره. 23:59.478 --> 24:02.690 ‫پس، دروغ گفتن به هاوس ایرادی نداره ‫ولی به بیمار ایراد داره؟ 24:02.731 --> 24:03.899 ‫آره. 24:07.152 --> 24:10.030 ‫- چی شده؟ ‫- شکمش داره خیلی بدتر میشه. 24:10.489 --> 24:11.949 ‫سفت شده. 24:16.662 --> 24:18.455 ‫توی ناحیۀ بطنی خون‌ریزی داره. 24:18.580 --> 24:19.540 ‫چی شده؟ 24:19.540 --> 24:22.543 ‫- یه جراح و یه اتاق عمل لازم داریم! فوراً! ‫- باشه. 24:23.752 --> 24:25.671 ‫تحمل کن، کارنل. 24:34.680 --> 24:37.516 ‫عفونت، خم‌روده‌اش رو سوراخ کرده. 24:37.641 --> 24:38.684 ‫قابل ترمیمه. 24:38.809 --> 24:40.686 ‫ولی یعنی آنتی‌بیوتیک‌ها جواب نمیدن. 24:40.811 --> 24:43.188 ‫دوزش رو دو برابر کنید ‫و تیگسیکلین رو هم به لیست اضافه کنید. 24:43.313 --> 24:44.690 ‫جراحیش تموم بشه، بعدش. 24:44.732 --> 24:45.983 ‫بچه پولداره کجاست؟ 24:46.108 --> 24:47.943 ‫گفت نمی‌تونه کارش رو ول کنه. 24:48.068 --> 24:49.903 ‫آره، اینو دو ساعت پیش بهم گفتی. 24:50.029 --> 24:51.488 ‫بهش دروغ نمی‌گم. 24:51.613 --> 24:54.533 ‫چرا؟ چون کار اشتباهیه؟ ‫یا چون بزدلی؟ 24:55.159 --> 24:55.951 ‫تصمیم سختیه! 24:55.993 --> 24:58.662 ‫فقط دو ساعت از وقتِ اون بچه‌هه هدر میره. 24:58.787 --> 25:01.707 ‫این از نظر اخلاقی به شدت اشتباهه؟ ‫نه! 25:01.832 --> 25:05.252 ‫چون وقتش هدر نمی‌ره. ‫مگر اینکه اشتباه کرده باشیم. 25:05.377 --> 25:08.839 ‫مگر اینکه مشکلش ربطی به ‫مشکل دوستش نداشته باشه. 25:08.964 --> 25:11.508 ‫تو فقط می‌ترسی که اشتباه کرده باشی. 25:15.220 --> 25:17.139 ‫پدر و مادرت زنگ زدن. 25:18.182 --> 25:21.268 ‫- مجبور شدن زودتر... ‫- لازم نیست بهش دروغ بگی. 25:21.268 --> 25:22.478 ‫اون بچه‌هه تو راهِ اینجاست. 25:22.519 --> 25:23.520 ‫کارش رو ول کرد؟ 25:23.645 --> 25:25.689 ‫آره، با خون بالا آوردن. 25:25.814 --> 25:27.858 ‫آمبولانس ۱۰ دقیقه دیگه می‌رسه. 25:34.907 --> 25:36.700 ‫- تو تدی هستی؟ ‫- چرا؟ 25:37.284 --> 25:39.620 ‫عاشق اسمتم. ‫اگه سگ داشتم اسمت رو می‌ذاشتم روش. 25:39.745 --> 25:40.871 ‫شلوارش رو در بیارید. 25:41.079 --> 25:42.080 ‫سلام. 25:42.122 --> 25:43.540 ‫با اون خانم حرف نزن، ‫گوش کن چی میگم. 25:43.540 --> 25:45.626 ‫بیشتر از سه واحد خون بالا آورده. 25:45.667 --> 25:47.795 ‫- باید قبلش بستری بشه تا... ‫- اگه می‌خواستی دکتر بشی، 25:47.836 --> 25:50.339 ‫شاید بهتر بود توی دبیرستان ‫یه کم بیشتر عزمت رو جزم می‌کردی. 25:50.339 --> 25:51.715 ‫- گور بابات! ‫- چی‌کار می‌کنی؟ 25:51.757 --> 25:53.550 ‫تو و کارنل چقدر با هم صمیمی بودین؟ 25:53.675 --> 25:54.551 ‫خیلی صمیمی نبودیم. 25:54.676 --> 25:56.428 ‫توی جامائیکا خیلی با هم وقت می‌گذروندید؟ 25:56.428 --> 25:57.554 ‫هم‌اتاقی بودین؟ 25:57.679 --> 26:00.641 ‫صبر کن، تو که فکر نمی‌کنی...؟ ‫ببین، ما معتاد نیستیم. 26:00.682 --> 26:03.018 ‫نگفتم معتادین. ‫گفتم مواد مصرف کردین. 26:03.352 --> 26:05.270 ‫ببین، خیلی رفیق نیستیم. ‫وقت نمیشه با هم بگردیم. 26:05.312 --> 26:06.855 ‫صحیح! پس رفتید جامائیکا... 26:06.897 --> 26:08.315 ‫چون توی مسابقه برنده شده بود؟ 26:08.315 --> 26:09.650 ‫نه، توی انجمن برادریِ منه. 26:09.775 --> 26:11.151 ‫یا میره دانشگاه یا کُشتی... 26:11.193 --> 26:13.946 ‫یا هر تعطیلاتی گیر میاد ‫میره توی اسقاطیِ باباش کار می‌کنه. 26:13.987 --> 26:16.114 ‫کارنل کلاً وقت نداشت با کسی بگرده. 26:16.240 --> 26:17.449 ‫قارچ نیست. 26:17.574 --> 26:18.617 ‫بهت گفته بودم که. 26:20.536 --> 26:21.703 ‫چیِ باباش؟ 26:21.703 --> 26:24.248 ‫باباش یه گورستان خودرو داره. 26:24.248 --> 26:26.291 ‫کارنل توی تعطیلاتش اونجا کار می‌کرد. 26:33.006 --> 26:33.966 ‫دروغ گفتی. 26:34.091 --> 26:35.300 ‫چی میگی؟ 26:35.425 --> 26:37.553 ‫آها، راست میگی، توی این خانواده... 26:37.553 --> 26:39.846 ‫احتمالاً باید با جزئیات بیشتری بگم. ‫(چون خیلی دروغ می‌گید) 26:39.888 --> 26:43.058 ‫بهمون گفتی یه شرکت ساخت‌وساز داری ‫نه یه گورستان خودرو. 26:43.058 --> 26:44.685 ‫می‌دونم روال کار بیمارستان‌ها چطوره. 26:44.685 --> 26:47.104 ‫هر چی شغلم بهتر باشه، ‫پسرم بهتر معالجه میشه. 26:47.104 --> 26:48.772 ‫صحیح! واسه همین عصبانی‌ام، 26:48.772 --> 26:51.275 ‫چون اون همه «فیلۀ مینیون» رو ‫حرومتون کردیم. 26:51.400 --> 26:54.570 ‫بچه‌ات آخرین باری که برات کار کرد ‫چیز غیرعادی‌ای پیدا نکرد؟ 26:54.653 --> 26:55.237 ‫نه. 26:55.237 --> 26:56.029 ‫سیم بافته؟ 26:56.071 --> 26:58.865 ‫که دو طرفش وزنه داشته باشه، ‫یه محفظۀ سربی، شایدم فقط یه درپوش! 26:58.865 --> 27:01.034 ‫احتمالاً به‌جای پادری ‫یا گیرۀ کاغذ استفاده می‌شده. 27:01.076 --> 27:02.619 ‫چرا باید... 27:04.413 --> 27:06.456 ‫خیلی خب، داره یادت میاد. 27:06.456 --> 27:08.375 ‫قبل از فارغ‌التحصیلیش ‫جلو جلو بهش یه کادو دادم. 27:08.417 --> 27:10.711 ‫یه شاغول قدیمی که پیدا کردم، ‫شبیه قلاب ماهی‌گیری بود. 27:10.836 --> 27:14.298 ‫وصلش کردم به جاسوئیچی ‫تا همیشه یادش بمونه از کجا شروع کرده. 27:14.423 --> 27:16.300 ‫تا بعداً در موردش دروغ بگه؟ 27:16.300 --> 27:19.177 ‫- این جاسوئیچیه کجاست؟ ‫- نمی‌دونم، هیچ‌وقت ازش استفاده نکرد. 27:19.303 --> 27:20.637 ‫برای خوش‌یُمنی نگهش داشت. 27:20.762 --> 27:23.348 ‫- کجا نگهش داشت؟ ‫- نمی‌دونم. 27:23.473 --> 27:24.975 ‫چرا؟ 27:25.017 --> 27:26.310 ‫چه اهمیتی داره؟ 27:27.227 --> 27:28.520 ‫لباس‌های اون بچه‌هه کجاست؟ 27:28.645 --> 27:30.522 ‫توی کِشوی اتاق معمولی‌اش. 27:30.564 --> 27:32.816 ‫- شما دوتا ببریدش رادیولوژی. ‫- لباس‌هاش رو؟ 27:32.941 --> 27:35.110 ‫کِشو رو! بازش نکنید. 27:35.235 --> 27:36.820 ‫تو دنبالم بیا. 27:42.659 --> 27:44.202 ‫بذاریدش زمین. 27:47.372 --> 27:49.958 ‫حالا برید بیرون، ‫این کِشو پرتوزاست. 27:50.083 --> 27:53.587 ‫می‌دونی چقدر احتمالش کمه ‫که تشعشعات، علائم عصبی داشته باشن؟ 27:57.674 --> 27:59.384 ‫عه. 28:04.556 --> 28:07.100 ‫به بچه‌ها بگو با لباس سربی بیان. 28:19.988 --> 28:22.032 ‫مقادیر تشعشعات به اندازه‌ای بالا نبود 28:22.074 --> 28:24.367 ‫که به دستگاه عصبی مرکزی آسیب زده باشه. 28:24.367 --> 28:25.952 ‫شاید آسیب عصبی نزده باشه 28:25.994 --> 28:28.080 ‫ولی مطمئناً سیستم ایمنی بدنش رو ‫از کار انداخته. 28:28.288 --> 28:29.623 ‫و تومور ایجاد کرده. 28:29.664 --> 28:33.043 ‫از کجا معلوم؟ ‫هیچ‌کدوم از ام‌آر‌آی‌ها چیزی نشون ندادن. 28:34.503 --> 28:37.756 ‫یه پت اسکن بگیرید. ‫ستون فقراتش رو چک کنید. 28:39.257 --> 28:41.301 ‫خبر بدی در راهه. 28:44.429 --> 28:47.057 ‫آقای هال، خبر خوبی نیست. 28:47.933 --> 28:50.101 ‫اون جسم فلزی‌ای که به کارنل دادین... 28:50.143 --> 28:53.230 ‫مال یه دستگاه صعنتی بوده ‫که باهاش چاه‌ها رو آزمایش می‌کردن. 28:53.355 --> 28:55.941 ‫مردم نباید وسایل پرتوزا رو ‫اینجوری بریزن دور. 28:55.941 --> 28:57.317 ‫ولی می‌ریزن. 29:02.489 --> 29:04.950 ‫خب، حالا چی؟ ‫چی‌کار می‌کنید؟ 29:05.075 --> 29:07.077 ‫تمام کسانی که با اون منبع در تماس بودن... 29:07.202 --> 29:10.372 ‫باید فوراً برای مسمومیت پرتوی ‫تحت درمان قرار بگیرن. 29:10.497 --> 29:12.499 ‫اون فلز، توی پرواز روی پای تدی بوده. 29:12.541 --> 29:14.292 ‫پس راه درمانی هم براش هست دیگه؟ 29:14.751 --> 29:16.628 ‫انتقال خون. 29:16.628 --> 29:19.756 ‫سعی می‌کنیم مایعات و الکترولیت‌ها رو ‫متوازن کنیم. 29:19.881 --> 29:21.132 ‫کارنل... 29:22.634 --> 29:24.553 ‫خیلی بیشتر در معرض بوده. 29:24.678 --> 29:27.806 ‫معادل ۷۰ هزار ایکس‌ریِ قفسۀ‌ سینه. 29:28.515 --> 29:32.227 ‫توانایی‌اش برای ساختِ گلبول‌های سفید ‫کاملاً نابود شده. 29:33.144 --> 29:35.897 ‫واسه همین نمی‌تونه با این عفونت مقابله کنه؟ 29:36.022 --> 29:38.984 ‫بله. پیوند مغز استخوان لازم داره. 29:41.069 --> 29:44.030 ‫و ما... یه پت اسکن دیگه هم گرفتیم. 29:44.155 --> 29:48.285 ‫یه همانژیوم غاری توی ستون فقراتش هست. ‫یه نوع توموره. 29:48.410 --> 29:52.330 ‫علت اون شوک‌ها و علائم عصبی هم همین بوده. 29:52.455 --> 29:55.917 ‫یه تومور داخل ستون فقراتش داره؟ 29:57.043 --> 30:00.797 ‫ستون فقرات از یه سری رشته تشکیل شده... 30:00.922 --> 30:03.675 ‫که کنار هم قرار گرفتن. ‫یه جورایی مثل طنابِ بادبادک. 30:03.800 --> 30:08.346 ‫جراح باید بتونه رشته‌ها رو بزنه کنار ‫و تومور رو در بیاره ولی... 30:08.471 --> 30:13.059 ‫عمل جراحی روی کسی مثل پسرتون ‫که انقدر خون‌سازیش ضعیفه... 30:14.269 --> 30:15.979 ‫به شدت ریسکی ـه. 30:25.822 --> 30:27.073 ‫خب... 30:29.284 --> 30:31.953 ‫اگه جراحی رو انجام ندین چی میشه؟ 30:32.078 --> 30:35.081 ‫اون تومور ممکنه نفسش رو بند بیاره. 30:35.790 --> 30:37.542 ‫ممکنه قلبش رو هم از کار بندازه. 30:41.421 --> 30:44.049 ‫شما که خبر نداشتید. 30:56.144 --> 30:57.896 ‫حالا باید همراهمون بیاید. 30:57.937 --> 30:59.564 ‫- باید درمانِ خودتون رو شروع کنید. ‫- نه. 30:59.564 --> 31:00.815 ‫نه، نه، نه. 31:02.275 --> 31:03.943 ‫می‌تونم بعداً درمانم رو شروع کنم. 31:04.069 --> 31:05.362 ‫ولی اون نمی‌تونه. 31:06.071 --> 31:10.367 ‫باید توی یه اتاق استریل قرنطینه باشه ‫تا بیشتر از این عفونی نشه. 31:17.332 --> 31:18.625 ‫- مامان. ‫- زودتر رسیدیم. 31:19.667 --> 31:21.461 ‫بدموقع اومدیم، مگه نه؟ 31:21.461 --> 31:25.465 ‫راستش، آره، ولی بعداً جبران می‌کنم. 31:25.882 --> 31:28.468 ‫دیگه برنامه داریم. ‫ویلسون برنامه ریخته. 31:29.177 --> 31:30.428 ‫ازش خواستم کنسل کنه. 31:30.470 --> 31:32.847 ‫الان با یه مورد پیچیده طرفم. 31:32.972 --> 31:34.682 ‫خب، وقتی برمی‌گردیم... 31:34.808 --> 31:36.851 ‫که اوضاع انقدر از کنترل خارج نباشه. 31:37.852 --> 31:39.270 ‫تیمم مشغوله. 31:39.270 --> 31:40.563 ‫نمی‌خوای ببینی‌مون. 31:40.563 --> 31:42.148 ‫مامان، بهم عذاب وجدان نده. 31:42.273 --> 31:44.150 ‫نه، نه، معلومه که نمیدم. ‫ببخشید. 31:44.275 --> 31:47.362 ‫یه بیمار دارم که احتمالاً ‫از مسمومیت تشعشعاتی می‌میره. 31:47.362 --> 31:49.656 ‫باعث میشه نتونی غذا بخوری؟ 31:51.157 --> 31:53.785 ‫بیخیال! بیا بریم توی کافه‌تریا ‫یه چیزی بخوریم. 31:53.910 --> 31:56.037 ‫برات ساندویچ روبن می‌خرم. 31:59.249 --> 32:00.834 ‫به گمونم برای ساندویچ وقت داشته باشم. 32:00.875 --> 32:02.085 ‫خوبه. 32:05.880 --> 32:06.840 ‫بله؟ 32:06.881 --> 32:08.216 ‫می‌خواستم بهت خبر بدم... 32:08.216 --> 32:09.717 ‫که کارنل برای جراحی آماده‌ست. 32:09.843 --> 32:11.219 ‫ممنون. 32:12.846 --> 32:15.390 ‫سلام، من آلیسون کمرون هستم. 32:15.431 --> 32:17.267 ‫با پسرتون کار می‌کنم. 32:17.267 --> 32:19.018 ‫گِرگ خیلی ازت تعریف کرد. 32:19.060 --> 32:20.061 ‫واقعاً؟ 32:21.771 --> 32:22.730 ‫تازه‌وارده، آره؟ 32:22.730 --> 32:24.315 ‫نه، فقط زودباوره. 32:24.440 --> 32:27.235 ‫ببخشید، داشتم پسرم رو مسخره می‌کردم... 32:27.277 --> 32:28.736 ‫نه شما رو. 32:28.736 --> 32:31.030 ‫داشتیم می‌رفتیم یه چیزی بخوریم، 32:31.072 --> 32:32.740 ‫می‌خواید شما هم بیاید؟ 32:36.411 --> 32:38.746 ‫خیلی کم پیش پسرتون هستید. 32:38.872 --> 32:40.874 ‫باشه برای بعد. 32:50.091 --> 32:53.344 ‫- از گروه بیتلز خوشت میاد؟ ‫- خوبن. 32:54.429 --> 32:57.599 ‫بچۀ ۱۲ سالَم اونا رو به من ترجیح داد! 32:59.726 --> 33:02.812 ‫مک‌کارتنی خرپول‌ترین آدمِ دنیاست! 33:04.188 --> 33:07.025 ‫فکر کنم دیگه تموم شد. ‫برش گردونید. 33:08.151 --> 33:09.819 ‫اوضاعش چطوره؟ 33:11.154 --> 33:14.449 ‫- این پایین که به نظر خوب میاد. ‫- خیلی خفنم، مگه نه؟ 33:15.491 --> 33:17.118 ‫فشار خونِش داره میاد پایین. 33:17.160 --> 33:19.037 ‫- دو واحد دیگه بهش تزریق کن. ‫- یه بار کردم. 33:19.162 --> 33:20.913 ‫ضربان قلبش داره میاد پایین. 33:21.039 --> 33:22.874 ‫خون‌ریزی داره. 33:30.840 --> 33:34.135 ‫دارن در مورد آخرین باری که ‫مامانش رفته دندون‌پزشکی صحبت می‌کنن. 33:34.677 --> 33:36.763 ‫وقتی یه بچۀ بزرگسال ‫با پدر و مادرش حرف می‌زنه، 33:36.888 --> 33:38.473 ‫موضوع جالب توجهی نیست. 33:38.473 --> 33:40.892 ‫باور کن چیز خاصی رو از دست ندادی. 33:42.602 --> 33:44.979 ‫خب، بجز کار دیگه چه خبر؟ 33:45.104 --> 33:46.147 ‫خبر خاصی نیست. 33:46.272 --> 33:48.775 ‫همیشه میگی «خبر خاصی نیست». 33:49.275 --> 33:50.777 ‫همیشه جوابم همینه. 33:50.902 --> 33:53.404 ‫خانم جدیدی چشمت رو نگرفته ‫که بخوای در موردش بهم بگی؟ 33:53.529 --> 33:55.406 ‫دست از سرش بردار، جان. 33:56.282 --> 33:57.867 ‫یه موتورسیکلت جدید گرفتم. 33:59.952 --> 34:01.371 ‫شاید جلوی در دیده باشید، 34:01.412 --> 34:03.790 ‫نارنجیه و یه برچسب خیلی بزرگ داره. 34:03.915 --> 34:06.125 ‫همونی که توی پارکینگ معلولین ـه؟ 34:06.459 --> 34:07.543 ‫آره. 34:07.960 --> 34:09.879 ‫به نظر مزخرف میاد ولی خیلی خوش‌دسته. 34:09.921 --> 34:12.131 ‫خب، مراقب باش، باشه؟ 34:12.131 --> 34:14.759 ‫تا جایی که من می‌دونم ‫هنوز دوتا پا داری. (معلول نیستی) 34:14.884 --> 34:16.344 ‫در واقع، سه تا دارم! 34:17.387 --> 34:18.930 ‫می‌دونی مشکلت چیه، گِرگ؟ 34:18.971 --> 34:20.556 ‫دنده عوض کردن؟ 34:20.556 --> 34:23.226 ‫نمی‌دونی چقدر خوش‌شانسی. 34:26.979 --> 34:28.773 ‫دستشویی کجاست؟ 34:35.863 --> 34:37.865 ‫خب، خوب شد که این قضیه رو حل کردیم. 34:37.990 --> 34:39.992 ‫قصدش فقط کمک بود. 34:40.118 --> 34:41.661 ‫نیازی به کمک ندارم. 34:41.661 --> 34:43.037 ‫می‌دونم. 34:43.162 --> 34:46.249 ‫همین‌جوری که هستی کاملاً بی‌عیب و نقصی. 35:03.766 --> 35:05.143 ‫ممنون. 35:10.898 --> 35:13.776 ‫فکر می‌کنی تا کِی توی اتاق عمل باشه؟ 35:14.026 --> 35:15.736 ‫نمیشه دقیق گفت. 35:26.539 --> 35:29.750 ‫می‌دونی، بعد از مرگِ «آن» ‫تازه مدرسه رو شروع کرد. 35:30.418 --> 35:31.794 ‫داغون بودم. 35:35.256 --> 35:38.718 ‫هنوز داشتم خودمو با پدر بودن وفق می‌دادم ‫چه برسه به تک والد بودن! 35:40.303 --> 35:44.557 ‫می‌دونی، قبلنا توی ظرف سربستۀ ناهارش ‫پنکیکِ سرد می‌ذاشتم. 35:45.975 --> 35:47.810 ‫تنها غذایی بود که می‌تونستم درست کنم... 35:47.852 --> 35:49.687 ‫و اون حاضر بود بخوره. 35:50.771 --> 35:53.524 ‫- کارِت عالی بوده، بچۀ خوبی بزرگ کردی. ‫- آره. 35:58.279 --> 36:01.407 ‫سلام. حالش چطوره؟ 36:02.742 --> 36:05.494 ‫خب، جراح تومور رو در آورد... 36:05.536 --> 36:07.580 ‫بدونِ اینکه به ستون فقرات آسیبی وارد بشه. 36:07.580 --> 36:10.333 ‫ولی عفونت باعث شد... 36:10.374 --> 36:12.585 ‫یه سوراخ روده‌ایِ دیگه به وجود بیاد. 36:13.753 --> 36:14.795 ‫جلوی خون‌ریزی رو گرفتیم، 36:14.837 --> 36:16.839 ‫ولی گلبول‌های سفیدش ‫مدام کمتر میشن. 36:16.964 --> 36:18.132 ‫خیلی خب. 36:21.302 --> 36:24.597 ‫حالا چی میشه؟ یه داروی دیگه؟ ‫آنتی‌بیوتیک؟ چی؟ 36:27.308 --> 36:28.726 ‫متأسفم. 36:29.852 --> 36:32.063 ‫واقعیت اینه که هر چی هم بهش بدیم، 36:32.188 --> 36:35.983 ‫بعیده که بتونه با عفونت‌ها مقابله کنه. 37:01.050 --> 37:02.718 ‫خیلی خب. خیلی خب. 37:09.350 --> 37:12.061 ‫معالجۀ پدر و دوستش داره خوب پیش میره. 37:12.186 --> 37:14.980 ‫ولی اوضاع کارنل خوب به نظر نمیاد. 37:16.357 --> 37:17.650 ‫ممنون... 37:18.484 --> 37:20.152 ‫که نیومدی سر میز غذا. 37:22.822 --> 37:24.657 ‫ربطی به من نداشت. 37:26.700 --> 37:28.953 ‫خیلی آدمای خوبی به نظر میان، مگه نه؟ 37:29.662 --> 37:30.663 ‫واقعاً هم هستن. 37:31.664 --> 37:34.959 ‫بابام خلبان نیروی دریایی بود. ‫مامانم یه زنِ خونه‌دار بود. 37:35.751 --> 37:39.380 ‫۴۷ سال زندگی مشترک و یه بچه. 37:40.923 --> 37:42.633 ‫مامان مثل همۀ آدمای دیگه‌ست، 37:43.801 --> 37:45.219 ‫مثل همه مهربونه، 37:45.344 --> 37:48.305 ‫شوخ‌طبعی‌اش تعریفی نداره، ‫از بگو مگو متنفره. 37:49.682 --> 37:51.642 ‫بابام دقیقاً مثل توئه. 37:52.393 --> 37:55.312 ‫نه اینکه مثل تو تا سر حد مرگ دلسوز باشه، 37:56.230 --> 37:58.149 ‫ولی قوای تشخیص خوب و بدش فوق‌العاده‌ست... 37:58.149 --> 38:00.526 ‫و نمی‌ذاره به هیچ‌کس ‫ دربارۀ هیچ چیزی دروغ بگی. 38:00.651 --> 38:02.653 ‫برای پسران پیشاهنگ و شاهدینِ پلیس... 38:02.653 --> 38:04.113 ‫خیلی خصوصیت خوبیه. 38:06.073 --> 38:08.117 ‫برای یه بابا، خصوصیت افتضاحیه. 38:23.257 --> 38:24.383 ‫سلام. 38:25.467 --> 38:26.635 ‫حالت چطوره؟ 38:27.261 --> 38:28.679 ‫دارم یه جوری سر می‌کنم. 38:34.226 --> 38:36.645 ‫شرمنده که در مورد مامان بهت دروغ گفتم. 38:38.647 --> 38:40.774 ‫منم شرمنده‌ام که بهت دروغ گفتم. 38:43.527 --> 38:46.530 ‫اصلاً خوب نبود که از مرگش استفاده کردم. 38:46.655 --> 38:47.990 ‫عصبانی نیستم. 38:49.658 --> 38:51.619 ‫می‌دونم چرا این کار رو کردی. 38:53.662 --> 38:54.872 ‫جواب داد. 38:56.707 --> 38:58.876 ‫هیچ‌وقت موقعی که نوشیدنی خوردم ‫پشت فرمون نَشستم. 39:05.174 --> 39:06.675 ‫می‌ترسم، بابا. 39:11.305 --> 39:12.640 ‫بیخیال. 39:14.308 --> 39:16.644 ‫چیزی نیست بخوای ازش بترسی. 39:17.436 --> 39:19.146 ‫حالت خوبِ خوب میشه. 39:19.271 --> 39:20.439 ‫منو بازی نده. 39:22.232 --> 39:24.109 ‫می‌خوام حقیقت رو بدونم. 39:25.486 --> 39:27.529 ‫دارم حقیقت رو بهت می‌گم. 39:29.031 --> 39:31.992 ‫حالت خوب میشه. قسم می‌خورم. 39:38.666 --> 39:40.292 ‫دوستت دارم، بابا. 39:42.670 --> 39:44.380 ‫منم دوستت دارم. 39:59.895 --> 40:02.898 ‫چرا از دیدنِ پدر و مادرش متنفره؟ 40:03.023 --> 40:06.694 ‫نمی‌تونه با این کنار بیاد که باباش راستگوئه؟ 40:06.819 --> 40:09.321 ‫خیلی بدش میاد که مایۀ سرافکندگی باشه. 40:09.571 --> 40:12.241 ‫یه دکتره، شهرت جهانی داره. 40:12.950 --> 40:15.577 ‫مگه می‌تونن بهش بگن مایۀ سرافکندگی؟ 40:16.662 --> 40:18.372 ‫می‌دونی به نظرم چی بدتر از اینه که... 40:18.372 --> 40:20.416 ‫ببینی پسرت فلج شده؟ 40:21.417 --> 40:23.502 ‫اینکه ببینی درمونده شده. 40:47.234 --> 40:50.320 ‫[پارکینگ مخصوص معلولین] 40:51.155 --> 40:56.368 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez