WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:17.625 --> 00:18.416 ‫[اداره پلیس بریگز] 00:18.416 --> 00:19.291 ‫جواب بده. 00:21.125 --> 00:22.541 ‫- الو؟ ‫- آقای باروز. 00:22.666 --> 00:24.416 ‫اسم من کارآگاه وین سمزیه. 00:24.500 --> 00:26.041 ‫حال رئیس مکنزی خوبه؟ 00:26.125 --> 00:28.416 ‫بهشون بگو برن عقب، ‫اون نوار میخ‌دار رو جمع کنن، 00:28.500 --> 00:29.916 ‫وگرنه یه تیر تو سرش خالی می‌کنم. 00:30.000 --> 00:33.541 ‫تایید می‌شه. مظنون مسلحه و ‫یه کلت گذاشته رو سر گروگان. 00:33.625 --> 00:36.166 ‫گوش کن دیوید. ‫می‌تونیم با هم حلش کنیم، باشه؟ 00:36.250 --> 00:38.291 ‫خفه شو! اصلاً گوش نمی‌دی! راه بیفت! 00:42.375 --> 00:44.791 ‫مظنون داره نزدیک می‌شه، ‫تو فاصله ۱۸۹ متریه، دستور چیه؟ 00:44.916 --> 00:46.291 ‫گوش کن دیوید، دیوید... 00:46.375 --> 00:49.041 ‫نوار رو جمع کن، ‫وگرنه یه تیر تو سرش خالی می‌کنم! 00:49.125 --> 00:50.625 ‫خواهش می‌کنم دیوید، این کارو نکن! 00:50.666 --> 00:53.041 ‫- نوار رو جمع کن! ‫- ۹۰ متر. 00:53.666 --> 00:55.250 ‫اون نوار لعنتی رو جمع کن! 00:55.291 --> 00:57.250 ‫لعنت بهش، می‌کشمش! 00:57.291 --> 00:58.500 ‫نوار رو جمع کن! 00:58.541 --> 01:00.375 ‫- ۴۵ متر. ‫- نوار رو جمع کن! 01:15.375 --> 01:16.416 ‫خب حالا چی؟ 01:17.041 --> 01:18.416 ‫منتظر پیشنهادتم. 01:21.375 --> 01:23.916 ‫پرونده باروز ۵ سال پیش ‫تیتر خبرهای کل کشور شد، 01:24.000 --> 01:27.666 ‫وقتی که به جرم قتل پسر ۳ ساله‌ش، 01:27.750 --> 01:29.125 ‫متیو باروز محاکمه و مقصر شناخته شد. ‫[شماره ناشناس] 01:29.166 --> 01:31.916 ‫برای مردم خیلی سخت بود که ‫هضم کنن چطور یه مرد می‌تونه 01:32.000 --> 01:35.916 ‫پسر خودش رو تو خواب با ‫چوب بیسبال تا حد مرگ کتک بزنه. 01:36.041 --> 01:38.375 ‫حالا دیوید باروز کجاست؟ 01:39.291 --> 01:40.500 ‫الو؟ 01:40.541 --> 01:42.291 ‫ریچل، منم دیوید. 01:46.416 --> 01:48.875 ‫دیوید. چه خبره؟ 01:48.916 --> 01:51.291 ‫نمی‌خواستم تو رو هم قاطی این ‫ماجرا کنم، ولی به کمکت نیاز دارم. 01:54.416 --> 01:55.416 ‫هی! 01:56.666 --> 01:57.916 ‫سلام، تئودور. 01:58.875 --> 02:00.500 ‫شنیدم باروز از قفس پریده. 02:00.541 --> 02:03.416 ‫گوش کن آشغال. ‫بهشون بگو من دیگه نیستم. 02:03.500 --> 02:04.500 ‫نیستی؟ 02:05.125 --> 02:08.791 ‫قرار بود بکشیش، ‫و حالا اون آزاده. 02:08.875 --> 02:12.166 ‫- تقصیر من نبود! ‫- معلومه که بود. 02:12.250 --> 02:13.750 ‫ولی مشکل اصلیت این نیست. 02:13.791 --> 02:18.375 ‫مشکل اصلیت اینه که ‫سال‌هاست داری پولشونو می‌گیری. 02:18.416 --> 02:20.666 ‫پولشونو پس می‌دم. همه‌شو. 02:20.791 --> 02:22.166 ‫حتی اگه می‌تونستی، 02:23.416 --> 02:26.041 ‫پول از خودش رد به جا می‌ذاره. 02:26.125 --> 02:30.541 ‫تو، تدی، تو یه مهره سوخته‌ای. 02:31.291 --> 02:35.041 ‫نصیحت منو می‌خوای؟ از باروز یاد بگیر. 02:36.416 --> 02:39.375 ‫فرار کن، تدی. فرار کن. 02:43.000 --> 02:44.541 ‫دیوید، خوب شد دوباره زنگ زدی. 02:44.666 --> 02:46.666 ‫نه، نه، خفه شو، باشه؟ ‫به پلیسا بگو برن عقب. 02:46.791 --> 02:49.416 ‫- اون هلیکوپتر هم گورش رو گم کنه. ‫- باشه. فقط آروم باش، دیوید. 02:49.541 --> 02:52.500 ‫دارن می‌پیچن تو مرکز خرید گرین‌ویل. 02:54.291 --> 02:56.916 ‫رفتن تو پارکینگ. ‫دیگه دید نداریم. 02:57.041 --> 03:00.416 ‫دیوید، ما که نمی‌خوایم ‫پای آدمای بی‌گناه بیاد وسط، نه؟ 03:00.500 --> 03:01.791 ‫دوباره دید داریم. 03:01.916 --> 03:03.375 ‫از پارکینگ دراومدن ‫و برگشتن تو جاده. 03:03.416 --> 03:05.250 ‫بهت گفتم هلیکوپتر رو بکش عقب! 03:05.291 --> 03:06.416 ‫رئیس زندان رو ول کن، دیوید. 03:07.541 --> 03:09.541 ‫تا وقتی هلیکوپتر رو نکشی ‫عقب، این کارو نمی‌کنم! 03:10.125 --> 03:12.416 ‫تو رئیس زندان رو ول کن، ‫منم هلیکوپتر رو می‌کشم عقب. 03:12.500 --> 03:15.666 ‫دارن سرعتشونو کم می‌کنن. ‫تکرار می‌کنم، دارن سرعتشونو کم می‌کنن. 03:16.416 --> 03:19.166 ‫ماشین توقف کرد، ‫ولی گروگان هنوز داخله. 03:19.291 --> 03:21.500 ‫- مامورها مستقر شدن. ‫- برید! برید! 03:21.541 --> 03:24.041 ‫از ماشین بیا بیرون! از ماشین بیا بیرون! 03:25.416 --> 03:26.666 ‫دستاتو بیار بالا! 03:29.250 --> 03:30.250 ‫برید، برید! 03:35.625 --> 03:37.791 ‫- مظنون تو ماشین نیست. ‫- دیوید! 03:38.416 --> 03:40.125 ‫چه غلطی داری می‌کنی، دیوید؟ 03:40.625 --> 03:42.166 ‫یالا دیوید. حرف بزن... 04:01.041 --> 04:02.875 ‫باورم نمی‌شه. 04:04.166 --> 04:05.541 ‫چیزی نیست. فقط برو. 04:05.625 --> 04:07.541 ‫- دارم رانندگی می‌کنم دیگه. ‫- باشه. 04:08.125 --> 04:09.791 ‫کی تصمیم گرفتی از زندان فرار کنی؟ 04:11.375 --> 04:12.416 ‫خودش اتفاق افتاد. 04:12.541 --> 04:15.291 ‫همینطوری اتفاق افتاد؟ ‫این اصلاً با عقل جور... باشه. 04:16.916 --> 04:17.916 ‫نقشه که داری؟ 04:18.875 --> 04:21.291 ‫- دیوید. ‫- آره دارم، ولی ازش خوشت نمیاد. 04:21.416 --> 04:22.500 ‫وای خدا. 04:23.166 --> 04:25.916 ‫دارم به یه فراری کمک می‌کنم. ‫از این بدتر هم می‌شه؟ 04:26.750 --> 04:28.125 ‫ریچل، باید دور بزنی. 04:28.166 --> 04:30.000 ‫برگردیم همون‌جا که پلیسا هستن؟ 04:30.041 --> 04:32.041 ‫ریچل، باید بهم اعتماد کنی. دور بزن. 04:56.875 --> 04:59.458 ‫[بوستون] 05:06.458 --> 05:07.541 ‫[مقر اف‌بی‌آی] 05:07.541 --> 05:09.541 ‫[تحت تعقیب‌ترین فراری اف‌بی‌آی] ‫[کول گالوین] 05:12.291 --> 05:15.625 ‫مامور ویژه ویلیامز. ‫تو پرونده گالوین گل کاشتی. 05:16.250 --> 05:17.416 ‫ممنون. 05:17.541 --> 05:18.916 ‫من سیمونز هستم. 05:22.666 --> 05:23.625 ‫می‌دونم. 05:24.166 --> 05:26.666 ‫ما تو کوانتیکو چند تا از ‫پرونده‌های شما رو بررسی کردیم. 05:26.750 --> 05:28.916 ‫کار کردن با شما واقعاً باعث افتخاره. 05:29.416 --> 05:30.500 ‫حرف دیگه‌ای هم هست؟ 05:31.041 --> 05:32.166 ‫چوپرا دنبالت می‌گرده. 05:32.791 --> 05:34.000 ‫دفعه بعد با همین شروع کن. 05:37.125 --> 05:38.250 ‫لعنتی. 05:42.041 --> 05:43.791 ‫یه لحظه وقت داری؟ 05:43.916 --> 05:45.125 ‫قبل از اینکه چیزی بگی، 05:45.166 --> 05:47.416 ‫من برای مصادره اون مرسدس ‫طبق پروتکل عمل کردم، 05:47.500 --> 05:49.916 ‫مهم نیست اون ویدیوی تیک‌تاک ‫چی نشون می‌ده. 05:50.000 --> 05:51.041 ‫برای اون نیومدم. 05:52.375 --> 05:55.166 ‫خیلی خب، پس هر چی ‫گفتم رو فراموش کن. 05:57.541 --> 06:00.625 ‫یه موقعیت خالی برای مدیریت کارگروه ‫ویژه فراری‌ها تو سیاتل ایجاد شده. 06:00.666 --> 06:03.666 ‫من مامور مسئول اونجا رو می‌شناسم. ‫می‌خوام تو رو برای این کار معرفی کنم. 06:05.000 --> 06:05.791 ‫باشه. 06:05.916 --> 06:08.000 ‫انتظار ذوق بیشتری رو داشتم. 06:08.041 --> 06:10.916 ‫من ذوق کردم، معلومه. فقط... 06:11.916 --> 06:13.166 ‫غافلگیرم کردی. 06:13.250 --> 06:15.791 ‫همیشه فکر می‌کردم ‫یه روز اینجا رو دست می‌گیرم. 06:15.916 --> 06:18.541 ‫واقعاً فکر می‌کنی مکس ویلیامز کبیر ‫قراره بازنشسته بشه؟ 06:18.666 --> 06:20.666 ‫نه. 06:21.416 --> 06:24.166 ‫ببین، تو مامور خوبی هستی. 06:24.916 --> 06:26.541 ‫ولی این کافی نیست. 06:26.666 --> 06:28.666 ‫به یکی نیاز داری که هواتو داشته باشه. 06:28.750 --> 06:32.541 ‫ولی اگه قرار باشه برات ریش گرو بذارم، ‫باید بدونم که آماده‌ای. 06:32.625 --> 06:34.375 ‫که خودتم اینو می‌خوای. 06:34.416 --> 06:35.500 ‫آماده‌م. 06:36.541 --> 06:37.875 ‫همینو می‌خوام. 06:37.916 --> 06:39.166 ‫خوبه. 06:40.750 --> 06:41.750 ‫وسایلت رو بردار. 06:41.791 --> 06:44.750 ‫- چی شده؟ ‫- دیوید باروز از زندان بریگز فرار کرده. 06:48.583 --> 06:50.666 ‫[۵۸ دقیقه بعد از فرار دیوید] 06:50.666 --> 06:52.291 ‫خیلی خب، همه حواسشون به من باشه! 06:52.416 --> 06:54.041 ‫جزئیات داره به دستمون می‌رسه، 06:54.125 --> 06:57.875 ‫ولی می‌دونیم که باروز قبل از اینکه غیبش ‫بزنه، رئیس زندان رو گروگان گرفته بوده. 06:58.416 --> 07:00.041 ‫مسلحه. خیلی هم خطرناکه. 07:00.125 --> 07:02.041 ‫حدود یه ساعته که فراریه. 07:02.125 --> 07:03.375 ‫جرم این یارو چی بوده؟ 07:03.416 --> 07:05.541 ‫- تو اهل بوستون نیستی، نه؟ ‫- نه، چطور؟ 07:05.666 --> 07:09.000 ‫این یارو ۵ سال پیش بچه خودش رو ‫با چوب بیسبال تا حد مرگ کتک زد. 07:10.291 --> 07:11.916 ‫پرونده‌های اطلاعاتی توی هواپیماست. 07:12.541 --> 07:14.166 ‫پرواز یه ساعت طول می‌کشه. 07:14.250 --> 07:18.666 ‫می‌خوام تا وقتی می‌شینیم ‫همه در جریان کل قضیه باشن. 07:21.500 --> 07:22.541 ‫تو نه. 07:25.000 --> 07:26.541 ‫تو و جولی داشتین در مورد چی حرف می‌زدین؟ 07:27.750 --> 07:29.541 ‫اون ویدیوی مسخره توی تیک‌تاک. 07:33.666 --> 07:34.916 ‫مامور ویلیامز. 07:36.791 --> 07:39.166 ‫چی؟ نه. نه. 07:39.291 --> 07:41.916 ‫از هم جدا نگه‌شون دارین. ‫ما یه ساعت دیگه اونجاییم. 07:43.791 --> 07:47.791 ‫ظاهراً پسر رئیس زندان رو ‫تو دفترش دست‌وپابسته پیدا کردن. 07:47.916 --> 07:49.666 ‫- چی؟ ‫- آره، جالب‌تر هم می‌شه. 07:49.750 --> 07:51.291 ‫اینطوری بوده که باروز ‫لباس فرم رو گیر آورده. 07:51.416 --> 07:53.166 ‫پسر رئیس زندان پلیسه؟ 07:53.250 --> 07:54.291 ‫از اداره پلیس رویر. 07:54.375 --> 07:58.541 ‫می‌خوام قبل از اینکه بشینیم، ‫سیر تا پیاز این خانواده مکنزی رو بدونم. 08:02.500 --> 08:04.500 ‫من در محل ندامتگاه بریگز هستم 08:04.541 --> 08:05.916 ‫جایی که همین امروز صبح، 08:06.041 --> 08:08.541 ‫زندانی دیوید باروز ‫رئیس زندان رو گروگان گرفت 08:08.625 --> 08:11.041 ‫و از همین دروازه‌ها فرار کرد. 08:11.166 --> 08:15.166 ‫خب، باید بگم که رئیس زندان ‫الان آزاد شده، با این حال... 08:15.291 --> 08:16.541 ‫باید به فیلیپ زنگ بزنم. 08:17.166 --> 08:21.166 ‫ریچل، چه خبره اونجا؟ ‫باید بهم زنگ بزنی. خواهش می‌کنم. 08:23.250 --> 08:27.291 ‫سلام عزیزم. الان شنیدم. ‫می‌گن رئیس زندان رو گروگان گرفته. 08:27.416 --> 08:28.791 ‫حالت خوبه؟ 08:28.916 --> 08:30.666 ‫نه. ریچل اونجا بود. 08:31.875 --> 08:33.416 ‫- کجا؟ ‫- ندامتگاه بریگز. 08:34.000 --> 08:36.166 ‫دیروز بهم زنگ زد، گفت رفته ملاقاتش. 08:50.375 --> 08:52.000 ‫این وسون می‌خواست تو رو بکشه. 08:52.041 --> 08:53.791 ‫مطمئنی رفتن به خونه‌ش فکر خوبیه؟ 08:54.416 --> 08:56.000 ‫اون می‌دونه متیو دست کیه. 08:58.166 --> 08:59.750 ‫با سردبیرت حرف زدی؟ 08:59.791 --> 09:02.000 ‫آره، داره سعی می‌کنه ‫یه آدرس برامون گیر بیاره. 09:02.041 --> 09:03.500 ‫بهش اعتماد داری؟ 09:03.541 --> 09:04.916 ‫به جیم؟ آره. 09:05.916 --> 09:07.541 ‫قبل از اینکه ما رو ‫تبدیل به بانی و کلاید کنی، 09:07.666 --> 09:09.791 ‫داشت در مورد هیلده ‫وینسلو برام تحقیق می‌کرد. 09:09.916 --> 09:12.000 ‫معلوم شد بعد از دادگاهت، 09:12.041 --> 09:14.916 ‫اسمشو عوض کرده، خونه‌شو فروخته، 09:15.000 --> 09:16.541 ‫و غیبش زده. 09:16.666 --> 09:18.791 ‫- غیبش زده؟ ‫- آره. 09:18.916 --> 09:22.416 ‫تونست یه صندوق پستی تو ‫نیویورک پیدا کنه که به اسم جدیدشه. 09:23.041 --> 09:23.916 ‫خیلی خب. 09:29.041 --> 09:30.416 ‫هی، بذار من انجامش بدم... 09:33.666 --> 09:35.791 ‫عیب نداره. تو این همه سال... 09:38.125 --> 09:39.791 ‫من باید یه کاری می‌کردم. 09:43.750 --> 09:44.916 ‫متاسفم. 09:46.916 --> 09:49.416 ‫هی، الان اینجایی. 09:53.041 --> 09:55.166 ‫می‌دونی که بانی و کلاید مردن، نه؟ 10:00.541 --> 10:02.500 ‫جیم آدرس وسون رو پیدا کرد. 10:03.625 --> 10:05.666 ‫کمتر از ۱۶ کیلومتر با اینجا فاصله داره. 10:17.666 --> 10:18.541 ‫سلام. 10:22.166 --> 10:23.791 ‫من می‌تونم توضیح بدم. 10:24.625 --> 10:28.041 ‫پای خانواده منو وسط نکش! ‫اونا هیچ ربطی به این قضیه ندارن! 10:30.291 --> 10:31.791 ‫هر چی بگی همون کارو می‌کنم. 10:33.625 --> 10:34.625 ‫باشه. 10:37.416 --> 10:39.000 ‫بهت قول می‌دم. 10:44.416 --> 10:47.166 ‫هی، برنامه‌ عوض شد، برنامه‌ عوض شد. 10:47.250 --> 10:50.416 ‫شماها زودتر می‌رین، ‫منم بعداً بهتون ملحق می‌شم. 10:50.541 --> 10:52.375 ‫تو که گفتی با هم می‌ریم. 10:53.250 --> 10:54.291 ‫چی شده، تدی؟ 10:54.916 --> 10:56.000 ‫هیچی. فقط... 10:57.541 --> 10:58.916 ‫تو این مورد باید بهم اعتماد کنی. 10:59.000 --> 11:01.875 ‫خب، تو لیسا رو بردار، ‫برو خونه خواهرت. 11:04.916 --> 11:06.875 ‫- عاشقتم. ‫- منم عاشقتم. 11:07.541 --> 11:09.791 ‫دختر خوبی برای مامان باش، باشه؟ 11:10.375 --> 11:11.750 ‫چرا داری گریه می‌کنی؟ 11:12.291 --> 11:13.500 ‫چون دلم برات... 11:14.041 --> 11:15.416 ‫چون دلم برات تنگ می‌شه. 11:15.500 --> 11:19.250 ‫ولی قبل از وقت خوابم که میای، نه؟ ‫باید «هری پاتر» رو تموم کنیم. 11:20.541 --> 11:22.666 ‫هیچی بیشتر از این خوشحالم نمی‌کنه. 11:23.791 --> 11:25.416 ‫دوستت دارم، جوجه. 11:28.291 --> 11:30.541 ‫ندامتگاه بریگز، ‫جایی که همین امروز صبح... 11:33.916 --> 11:37.041 ‫همه افرادمون تو ایالت دارن ‫دنبالش می‌گردن. پیداش می‌کنیم. 11:37.125 --> 11:39.166 ‫تا الان که خیلی خوب کار کردن. 11:39.250 --> 11:42.000 ‫آره، ما که الان اینجاییم. ‫بد نیست یه گشتی بزنیم. 11:42.041 --> 11:43.875 ‫ایشون معاون رئیس ‫زندان، رالف هیچنز هستن. 11:43.916 --> 11:46.416 ‫می‌تونن به هر سوال ‫عملیاتی که دارین جواب بدن. 11:46.500 --> 11:48.125 ‫من تمام لیست ملاقات‌های باروز رو می‌خوام، 11:48.166 --> 11:51.166 ‫به‌علاوه لیست خانواده، دوستا، و زندانی‌های ‫سابقی که ممکنه باهاشون در ارتباط بوده باشه. 11:51.291 --> 11:52.416 ‫بیرون از اینجا به کمک نیاز پیدا می‌کنه. 11:52.541 --> 11:54.541 ‫- می‌رم سراغش. ‫- پس گفتی ویدیو هم دارین؟ 11:54.666 --> 11:56.291 ‫آره. همین‌جاست. 11:58.166 --> 12:01.166 ‫رفتن تو پارکینگ. دیگه دید نداریم. 12:02.541 --> 12:05.666 ‫دوباره دید داریم. از پارکینگ ‫دراومدن و برگشتن تو جاده. 12:06.666 --> 12:07.916 ‫الان رئیس زندان و پسرش کجان؟ 12:08.000 --> 12:09.916 ‫تو بهداری دارن معاینه می‌شن. 12:10.041 --> 12:13.875 ‫رئیس زندان توضیح داد چرا وقتی دیگه ‫گروگان نبود بازم به رانندگی ادامه داد؟ 12:13.916 --> 12:16.750 ‫گفت اگه این کار رو نمی‌کرد، باروز ‫شروع می‌کرد به کشتن آدمای تو مرکز خرید. 12:16.791 --> 12:19.416 ‫پارکینگ رو گشتیم، ‫ولی مطمئن نیستیم چطوری از اونجا دررفته. 12:19.500 --> 12:24.125 ‫گزارشی از ماشین دزدی تو پارکینگ ‫یا ماشین‌ربایی تو اون منطقه بوده؟ 12:24.166 --> 12:25.125 ‫نه. 12:25.166 --> 12:26.166 ‫پس معلومه. 12:27.291 --> 12:28.541 ‫یکی سوارش کرده. 12:29.166 --> 12:31.500 ‫پس فکر می‌کنین همدست داشته؟ 12:32.166 --> 12:34.250 ‫اوه، بیشتر از یکی داشته. 12:35.416 --> 12:37.125 ‫رئیس زندان و پسرش رو بیارید. 12:38.041 --> 12:39.250 ‫باشه. 12:42.541 --> 12:44.166 ‫این چیزا برات منطقیه؟ 12:44.291 --> 12:47.166 ‫اصلا. باروز یه زندانی نمونه هست. 12:47.250 --> 12:49.541 ‫تو ۵ سال گذشته حتی یه ‫گزارش تخلف هم نداشته، 12:49.625 --> 12:52.500 ‫و بعد یهو تو این ۳ روز اخیر، 12:52.541 --> 12:55.791 ‫یه زندانی رو تا حد مرگ می‌زنه، سعی ‫می‌کنه یه نگهبان رو بکشه، و فرار می‌کنه؟ 12:58.791 --> 13:00.625 ‫خب ۳ روز پیش چه اتفاقی افتاد؟ 13:05.500 --> 13:06.916 ‫- رئیس مکنزی. ‫- بله. 13:07.000 --> 13:08.291 ‫مامور ویلیامز، مامور گریر. 13:08.416 --> 13:09.791 ‫از آشنایی‌تون خوشوقتم. 13:09.875 --> 13:12.541 ‫- این پسرم آدامه. ‫- انگار صبح خیلی سختی داشتین. 13:12.625 --> 13:14.166 ‫مشخصه. 13:14.291 --> 13:16.041 ‫خب، ما فقط باید یه سری چیزا رو مرور کنیم. 13:16.125 --> 13:17.291 ‫حتماً. خوشحال می‌شم کمک کنم. 13:17.416 --> 13:21.500 ‫کارآگاه سمزی لطف کرد ‫و روایت شما از اتفاقات رو به ما داد. 13:21.541 --> 13:22.416 ‫روایت ما؟ 13:22.500 --> 13:24.875 ‫دیوید باروز دقیقاً چطوری اسلحه‌تو گرفت؟ 13:25.416 --> 13:27.500 ‫خب، اون زندانی غافلگیرم کرد. 13:27.541 --> 13:29.750 ‫زندانی؟ اینجوری خطابش می‌کنی؟ 13:31.291 --> 13:32.791 ‫- ببخشید؟ ‫- حالا بیخیال. 13:32.875 --> 13:37.916 ‫بعداً بهش می‌رسیم. خب، بعد از اینکه ‫زندانی غافلگیرت کرد، 13:38.041 --> 13:41.750 ‫تو هم راحت لخت شدی ‫و لباس فرمت رو دادی بهش. 13:43.625 --> 13:46.416 ‫خب، اسلحه‌م دستش بود. ‫می‌خواستی چیکار کنم؟ 13:46.500 --> 13:49.166 ‫و تو تمام این مدت باروز دستبند ‫به دست بود، افسر مکنزی؟ 13:49.750 --> 13:50.625 ‫بله. 13:51.291 --> 13:53.916 ‫- و در ضمن گروهبان مکنزی هستم. ‫- اوه، گروهبان. 13:55.125 --> 13:57.125 ‫- شنیدی سارا؟ ‫- آره شنیدم. 13:57.666 --> 14:00.250 ‫فکر کنم تو اداره پلیس بوستون ‫به هر کسی ترفیع می‌دن. 14:00.291 --> 14:01.375 ‫فکر کنم همینطوره. 14:01.416 --> 14:05.250 ‫حتی به یه آدم اونقدر بی‌عرضه که ‫اجازه داده یه زندانی دستبند به دست 14:05.291 --> 14:06.666 ‫دستش رو ببره تو لباسش، 14:06.791 --> 14:09.375 ‫بند غلافشو باز کنه، ‫و کلتش رو بکشه بیرون. 14:09.416 --> 14:13.041 ‫مطمئنی این همون حرفیه که می‌خوای ‫پاش وایستی، گروهبان؟ 14:13.125 --> 14:14.750 ‫داری صداقتم رو زیر سوال می‌بری؟ 14:14.791 --> 14:16.166 ‫- چی؟ ‫- شنیدی چی گفتم. 14:16.250 --> 14:18.666 ‫حرص نخور جوون. ‫شما چی، رئیس؟ 14:19.666 --> 14:22.541 ‫فکر می‌کنی بعد از اینکه باروز رو تو ‫مرکز خرید پیاده کردی کی سوارش کرد؟ 14:22.625 --> 14:24.166 ‫پیاده‌ش کردم؟ 14:24.250 --> 14:25.666 ‫اون زندانی یه اسلحه گذاشته بود رو سرم. 14:25.750 --> 14:27.791 ‫بهم گفت ولش کنم بره، منم ‫همین کارو کردم. همین بود. 14:27.875 --> 14:29.625 ‫آره، دوباره همون کلمه رو به کار بردی. 14:30.416 --> 14:31.416 ‫«زندانی.» 14:31.541 --> 14:34.416 ‫تو و پدر دیوید، لنی، ۲۰ سال تو ‫دایره سرقت و قتل با هم کار می‌کردین. 14:34.500 --> 14:36.541 ‫آدام و دیوید با هم بزرگ شدن. ‫شما مثل خانواده بودین. 14:36.625 --> 14:38.541 ‫معنیش این نیست که کمکش کردیم. ‫اتفاقاً احتمالاً همین... 14:38.666 --> 14:39.750 ‫می‌دونی چیه؟ حق با توئه. 14:39.791 --> 14:43.416 ‫احتمالاً باروز همینطوری تونسته رفیق ‫صمیمی بچگیش رو غافلگیر کنه، 14:43.500 --> 14:45.750 ‫در حالی که تو هم قبول کردی راننده‌ش بشی. 14:45.791 --> 14:48.916 ‫اینطوری باهام حرف نزن انگار ‫یه احمق لعنتیم. کی سوارش کرد؟ 14:50.416 --> 14:52.375 ‫فکر کنم بدون حضور وکیل ‫دیگه حرفی نداریم بزنیم. 14:53.750 --> 14:54.916 ‫مامور گریر. 14:56.041 --> 14:57.291 ‫ممنون. 14:57.416 --> 14:59.000 ‫اونجا چی داری، مامور گریر؟ 14:59.041 --> 15:01.166 ‫- لیست ملاقاتی‌های دیوید باروز. ‫- اوه. 15:02.125 --> 15:04.000 ‫چیز جالبی توش هست؟ 15:04.041 --> 15:05.166 ‫این‌طور می‌شه گفت. 15:05.791 --> 15:08.291 ‫باروز تو این ۵ سال ‫حتی یه دونه ملاقاتی هم نداشته، 15:08.375 --> 15:11.791 ‫ولی حدس بزن ۳ روز قبل از ‫فرارش کی اومد دیدنش؟ 15:12.416 --> 15:13.250 ‫کی؟ 15:13.291 --> 15:16.625 ‫ریچل میلز. خواهرزن سابقش. 15:17.416 --> 15:19.166 ‫نه بابا. 15:21.291 --> 15:23.750 ‫فکر می‌کنی بتونیم یه دستور جلب ‫برای ریچل میلز بگیریم؟ 15:23.791 --> 15:25.125 ‫اوهوم. 15:28.416 --> 15:30.541 ‫به نظر میاد تو و پسر کوچولوت ‫به اون وکیله نیاز پیدا می‌کنین. 15:40.041 --> 15:42.291 ‫چند دقیقه دیگه می‌رسیم خونه وسون. 15:43.208 --> 15:44.208 ‫[شریل] 15:46.125 --> 15:48.541 ‫احتمالاً تا الان قضیه رو تو اخبار دیده. 15:49.291 --> 15:50.791 ‫می‌دونی چیه؟ در هر ‫صورت گوشیمو خاموش می‌کنم. 15:50.916 --> 15:52.416 ‫پلیس می‌تونه از دکل‌های ‫مخابراتی ردگیریش کنه. 15:52.500 --> 15:54.291 ‫در مورد متیو بهش گفتی؟ 15:54.916 --> 15:56.166 ‫سعی کردم. 15:56.291 --> 15:57.416 ‫خوب پیش نرفت. 15:58.750 --> 16:00.541 ‫- ریچل... ‫- می‌دونم. 16:00.666 --> 16:02.125 ‫به این سادگیا نیست. 16:03.666 --> 16:05.291 ‫بعد از ماجرای متیو... 16:10.041 --> 16:14.000 ‫مطمئن نبودم که بتونه دوباره ‫خودشو جمع و جور کنه و سر پا بشه. 16:14.041 --> 16:15.416 ‫بالاخره تونست. 16:17.916 --> 16:19.416 ‫پس خوشحاله؟ 16:19.541 --> 16:20.666 ‫آره. 16:21.500 --> 16:22.541 ‫دوباره ازدواج کرده. 16:25.041 --> 16:27.750 ‫قراره به‌زودی بچه‌دار ‫بشن، یه دختر تو راه دارن. 16:30.000 --> 16:31.875 ‫من مسئول جشن سیسمونیش هستم. 16:31.916 --> 16:34.041 ‫البته مسئولِ مسئول که نه، 16:34.125 --> 16:36.625 ‫بیشتر مثل یه دیکتاتور دست‌نشونده‌ ‫هستم که دارم مخالفایی که 16:36.666 --> 16:38.666 ‫به انتخاب سینی فینگرفود ‫گیر می‌دن رو سرکوب می‌کنم. 16:38.750 --> 16:41.791 ‫یه خانومی هست که همه‌ش ‫می‌خواد لیست هدایا رو محدود کنه. 16:43.750 --> 16:44.791 ‫من دیگه ساکت می‌شم. 16:49.541 --> 16:51.166 ‫اون همیشه یه دختر می‌خواست. 16:56.625 --> 16:59.125 ‫فیلم ملاقات ریچل میلز رو بهمون نشون بدین. 16:59.166 --> 17:02.750 ‫دو تا ملاقات بوده، دو تا فایل ویدیویی. ‫این اولیه. 17:04.541 --> 17:07.125 ‫عجیبه. نرم‌افزار پخش‌کننده ‫فایل رو باز نمی‌کنه. 17:07.166 --> 17:08.416 ‫خودم می‌بینم. چرا؟ 17:09.000 --> 17:11.541 ‫نمی‌دونم. تا حالا پیش نیومده بود. ‫بذار اون یکی رو امتحان کنم. 17:14.041 --> 17:14.875 ‫این دیگه... 17:16.041 --> 17:17.791 ‫- هی، تو نمی‌تونی همینطوری... ‫- خیلی خب. 17:17.916 --> 17:22.125 ‫اگه فایل خراب شده باشه، شاید بتونیم ‫با وی‌ال‌سی درستش کنیم. 17:22.166 --> 17:25.416 ‫فقط باید اسمشو به یه ‫فایل ای‌وی‌آی تغییر بدیم، 17:25.500 --> 17:28.791 ‫تنظیمات رو اعمال کنیم، و دوباره بازش کنیم. 17:31.541 --> 17:33.750 ‫لعنتی. فایلا خراب نیستن. 17:33.791 --> 17:36.625 ‫چند ساعت قبل از اینکه ما برسیم ‫پاک شدن. 17:38.125 --> 17:41.541 ‫به من نگاه نکن. من فقط یه کلاس آنلاین ‫گذروندم تا سیستم رو یاد بگیرم. فقط یکی. 17:41.625 --> 17:44.125 ‫- کی به فایلا دسترسی داشته؟ ‫- هر افسری می‌تونه بهشون دسترسی داشته باشه. 17:44.166 --> 17:45.416 ‫خیلی بهمون کمک کرد! 17:46.166 --> 17:47.666 ‫کی باروز رو آورد پایین؟ 17:48.875 --> 17:50.125 ‫افسر وسون. 17:50.791 --> 17:53.416 ‫همون تد وسون که دیشب باروز بهش حمله کرد؟ 17:53.500 --> 17:54.416 ‫آره. 17:54.916 --> 17:57.291 ‫- الان افسر وسون کجاست؟ ‫- امروز صبح رفت خونه. 17:57.416 --> 18:00.291 ‫برید خونه افسر وسون و ‫یقه‌شو بگیرید و بیارینش اینجا. 18:12.875 --> 18:14.375 ‫هیچ ماشینی جلو در نیست. 18:16.541 --> 18:17.750 ‫شاید خونه نباشه. 18:19.166 --> 18:21.125 ‫می‌دونی خانواده‌ای داره یا نه؟ 18:21.166 --> 18:23.041 ‫زن داره. یه دختر هم داره. 18:24.666 --> 18:25.916 ‫بهت گفته بود بچه داره؟ 18:26.000 --> 18:29.791 ‫خب، با توجه به شرایط، اون هیچ‌وقت ‫بچه‌شو با چوب بیسبال تا حد مرگ کتک نزده. 18:30.541 --> 18:31.541 ‫ای خدا. 18:32.416 --> 18:33.916 ‫دیوید، اگه دخترش داخل باشه... 18:34.041 --> 18:36.500 ‫اون برای کسایی کار می‌کرد که متیو رو بردن. ‫خودش این آشو پخته. 18:38.166 --> 18:39.541 ‫هی. 18:40.750 --> 18:42.291 ‫من برای این چیزا پا پیش نذاشتم. 18:45.000 --> 18:46.666 ‫حرفمو می‌فهمی؟ 19:12.291 --> 19:14.291 ‫مستقیم برو. دیگه تقریباً رسیدی. 19:14.375 --> 19:15.416 ‫چشم خانم. 19:16.625 --> 19:19.666 ‫سیمونز، یه بار دیگه بهم بگی خانم، ‫از ماشین پرتت می‌کنم بیرون. 19:19.791 --> 19:20.791 ‫فهمیدی؟ 20:00.416 --> 20:01.875 ‫- تکون نخور، عوضی! ‫- باشه. 20:01.916 --> 20:04.791 ‫- اسلحه‌تو بنداز. زود باش! ‫- باشه، آره، باشه. آروم باش. 20:04.916 --> 20:05.916 ‫یواش. 20:06.000 --> 20:08.375 ‫آروم باش، آروم. باشه؟ 20:08.416 --> 20:09.750 ‫برگرد. 20:10.791 --> 20:12.041 ‫باروز. 20:12.791 --> 20:14.166 ‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟ 20:14.791 --> 20:18.000 ‫اونایی که بهت دستور دادن منو بکشی. 20:18.041 --> 20:20.125 ‫- می‌دونی کیا هستن؟ ‫- اصلا نمی‌دونم. 20:20.166 --> 20:22.750 ‫و کاش همون موقع کشته بودمت، چون اگه ‫این کارو کرده بودم الان تو این دردسر نبودم. 20:22.791 --> 20:24.000 ‫می‌دونی پسرم کجاست؟ 20:24.041 --> 20:27.291 ‫فقط می‌دونم از همون روزی که رسیدی ‫زیر نظر داشتنت. 20:27.416 --> 20:29.875 ‫و قرار بود فقط حواسم بهت باشه. من... 20:29.916 --> 20:32.291 ‫قرار بود مواظب یه بچه‌کش باشم. 20:32.416 --> 20:35.916 ‫بعد هم خواهرزنت با اون ‫عکس لعنتی سر و کله‌ش پیدا شد. 20:36.041 --> 20:38.041 ‫- و حالا می‌خوان بکشنت. ‫- پسرم زنده‌ست؟ 20:38.125 --> 20:40.916 ‫نمی‌دونم. من فقط کاری رو می‌کنم ‫که بهم می‌گن. 20:41.000 --> 20:42.291 ‫چطور باهاشون تماس می‌گیری؟ 20:49.291 --> 20:50.416 ‫- زنگ بزن بهشون. ‫- نمی‌تونم. 20:50.541 --> 20:52.916 ‫- چرا، می‌تونی. ‫- نمی‌تونم. باید از خانواده‌م محافظت کنم! 20:53.000 --> 20:54.916 ‫گوش کن، لازم نیست این کارو بکنی. ‫خواهش می‌کنم گوش بده. 20:55.000 --> 20:56.291 ‫دیگه خیلی دیره. 20:56.416 --> 20:59.041 ‫- می‌تونی کمکم کنی پسرمو پیدا کنم. ‫- خیلی دیره. 20:59.125 --> 21:01.916 ‫من یه سر نخ اضافیم، ‫و تو هیچ تصوری از نفوذ این آدما نداری. 21:02.000 --> 21:04.250 ‫- اصلاً نباید می‌اومدی اینجا، باروز. ‫- چی؟ 21:26.666 --> 21:28.125 ‫دیوید. 21:31.125 --> 21:32.291 ‫اون به خودش شلیک کرد. 21:34.625 --> 21:36.041 ‫همین‌جا بپیچ چپ. 21:36.666 --> 21:38.125 ‫پلاک ۷۰۲۵. 21:44.500 --> 21:45.791 ‫دیوید، باید بریم. 21:45.916 --> 21:48.250 ‫بجنب. بریم. زود باش. 21:53.416 --> 21:55.041 ‫تد وسون! 22:11.125 --> 22:12.750 ‫مرده. گزارش بده. 22:26.291 --> 22:27.750 ‫لعنتی! 22:29.541 --> 22:31.625 ‫- چرا این کارو کرد؟ ‫- خانواده‌شو تهدید کرده بودن. 22:31.666 --> 22:32.666 ‫برای همین به خودش شلیک کرد؟ 22:33.500 --> 22:34.666 ‫برای محافظت از اونا. 22:34.791 --> 22:36.375 ‫گفت متیو دست کیه؟ 22:40.500 --> 22:41.500 ‫نه. 22:43.416 --> 22:44.791 ‫دارن ردپاهاشونو پاک می‌کنن. 22:46.416 --> 22:48.916 ‫باید قبل از اونا هیلده ‫وینسلو رو پیدا کنیم. 23:04.541 --> 23:06.500 ‫می‌خوام همه‌چی بسته‌بندی و فهرست‌برداری بشه. 23:06.541 --> 23:07.541 ‫چشم قربان. 23:09.541 --> 23:12.625 ‫دیشب وسون چه ساعتی باروز رو ‫برد بهداری؟ 23:12.666 --> 23:14.000 ‫مطمئن نیستم. 23:15.500 --> 23:16.916 ‫یادش رفته خروجش رو ثبت کنه. 23:17.041 --> 23:18.166 ‫یادش رفته؟ 23:18.791 --> 23:19.750 ‫پیش میاد. 23:19.791 --> 23:21.000 ‫صحیح. 23:32.791 --> 23:34.125 ‫هی. 23:34.166 --> 23:35.791 ‫ندیدی مأمور وسون 23:35.875 --> 23:38.250 ‫دیشب دیوید باروز رو ‫به بهداری ببره؟ 23:38.291 --> 23:39.750 ‫شاید دیده باشم. 23:40.416 --> 23:42.041 ‫حافظه‌م یکم ضعیفه. 23:43.166 --> 23:45.666 ‫کاری هست بتونم بکنم که یادت بیاد؟ 23:46.666 --> 23:50.166 ‫باروز... یه چراغ‌قوه داره. 23:51.791 --> 23:53.500 ‫برای کتاب خوندن بعد از خاموشی. 23:54.166 --> 23:55.541 ‫می‌تونی برام بیاریش؟ 23:55.625 --> 23:58.041 ‫داداش، خودت می‌دونی روال چیه. ‫بستگی داره چی دیدی. 24:01.250 --> 24:03.375 ‫وسون نصفه‌شب اومد دنبالش. 24:03.416 --> 24:06.041 ‫عجیبه، ولی بی‌سابقه نیست. 24:06.125 --> 24:08.291 ‫اما بعد با کلید اضطراری خودش ‫سلول رو باز کرد. 24:10.166 --> 24:13.541 ‫به‌جای اینکه نگهبان شیفت ‫از پنل براش درو باز کنه. 24:13.666 --> 24:17.000 ‫دقیقاً. خب چرا باید این کارو بکنه ‫مگه اینکه یه کاسه‌ای زیر نیم‌کاسه باشه؟ 24:17.041 --> 24:19.000 ‫می‌فهمی چی می‌گم؟ 24:19.666 --> 24:21.416 ‫اون چراغ‌قوه رو برات جور می‌کنم. 24:21.500 --> 24:23.666 ‫هی، با وسون برمی‌گردی اینجا؟ 24:23.791 --> 24:24.625 ‫نه. 24:24.666 --> 24:27.291 ‫- یعنی چی نه؟ چرا نه؟ ‫- چون مرده. 24:27.375 --> 24:29.000 ‫چی... چی؟ 24:29.541 --> 24:30.375 ‫چطور؟ 24:30.416 --> 24:32.291 ‫یه گلوله به سرش خورده. 24:34.875 --> 24:37.791 ‫- می‌دونیم کی بهش شلیک کرده؟ ‫- باید منتظر پزشکی قانونی و آزمایش بقایای باروت باشیم. 24:37.916 --> 24:41.375 ‫اما یکی از همسایه‌ها مردی رو دیده ‫که مشخصاتش با دیوید باروز جور درمیاد 24:41.416 --> 24:43.500 ‫چند دقیقه قبل از شنیدن ‫صدای شلیک وارد خونه شده. 24:43.541 --> 24:45.416 ‫شوخیت گرفته. 24:45.500 --> 24:47.416 ‫تنها هم نبوده. ‫با یه زن از اونجا رفته. 24:47.541 --> 24:48.791 ‫ریچل میلز. 24:50.291 --> 24:52.500 ‫احتمالش هست قبل از اینکه برن به ‫جاده‌های فرعی گیرشون بندازیم؟ 24:52.541 --> 24:55.500 ‫اعلام سراسری شده، ولی نیروهامون ‫توی محدوده‌ی ۳۲۰ کیلومتری پخش شدن. 24:55.541 --> 24:57.541 ‫هیچ‌کس فکر نمی‌کرد اون‌قدر ‫دیوونه باشه که برگرده اینجا. 24:57.666 --> 24:58.500 ‫آره. 24:59.541 --> 25:01.750 ‫چرا باید برای کشتن وسون ریسک ‫کنه و برگرده؟ 25:01.791 --> 25:04.541 ‫یه نگاهی به سابقه وسون میندازم ‫ببینم چی گیرم میاد. 25:08.916 --> 25:10.166 ‫تا نیویورک چقدر راه مونده؟ 25:10.875 --> 25:12.000 ‫چند ساعت. 25:13.416 --> 25:14.541 ‫خوبی؟ 25:19.541 --> 25:20.541 ‫مطمئنی؟ 25:23.541 --> 25:25.166 ‫آره. فقط درکش سخته. 25:27.041 --> 25:28.125 ‫کاری که وسون کرد. 25:31.166 --> 25:32.791 ‫خیلی برام آشنا بود. 25:34.750 --> 25:35.791 ‫چطور؟ 25:36.791 --> 25:39.291 ‫مکنزی بهت نگفت چطور ‫از گلوب اخراج شدم؟ 25:39.416 --> 25:40.416 ‫نه. 25:43.291 --> 25:47.666 ‫داشتم درباره یه سری پرونده تعرض ‫توی دانشگاه لمهال تحقیق می‌کردم. 25:49.291 --> 25:51.416 ‫اعضای هیئت علمی و یه عده حامی بانفوذ 25:51.541 --> 25:53.666 ‫سعی می‌کردن همه‌چیزو ماست‌مالی کنن. 25:53.791 --> 25:57.875 ‫یکی از قربانی‌ها دانشجوی سال ‫سومی‌ای بود به اسم کاترین تولو 25:58.625 --> 26:00.416 ‫که نمی‌خواست علنی حرف بزنه. 26:00.500 --> 26:04.375 ‫نمی‌خواست با قضاوت‌ها ‫و سرزنش قربانی روبه‌رو بشه. 26:07.416 --> 26:09.000 ‫اما من بهش فشار آوردم. 26:11.791 --> 26:13.041 ‫خیلی فشار آوردم. 26:17.000 --> 26:19.791 ‫تا بالاخره قبول کرد رسماً بیانیه بده. 26:20.916 --> 26:22.041 ‫ام... 26:24.291 --> 26:26.791 ‫و شب قبل از قراری که داشتیم، 26:28.041 --> 26:29.291 ‫کاترین به زندگی خودش پایان داد. 26:33.125 --> 26:34.541 ‫بیش از حد بهش فشار آوردم. 26:34.625 --> 26:35.666 ‫من... 26:40.166 --> 26:41.875 ‫فقط مقاله رو می‌دیدم. 26:42.541 --> 26:44.041 ‫نباید خودتو سرزنش کنی. 26:44.791 --> 26:46.041 ‫پدر و مادرش سرزنشم کردن. 26:48.125 --> 26:52.000 ‫از گلوب به خاطر مرگ غیرعمد ‫شکایت کردن و من کارمو از دست دادم. 26:54.666 --> 26:56.166 ‫اونا دخترشونو از دست دادن. 26:59.625 --> 27:02.791 ‫تو آدم خوبی هستی، ریچل. 27:07.250 --> 27:09.291 ‫حتی اگه داری به یه فراری کمک می‌کنی. 27:16.541 --> 27:17.875 ‫این از کجا اومد؟ 27:18.791 --> 27:19.791 ‫مال وسونه. 27:29.166 --> 27:30.916 ‫آقای باروز هستین؟ 27:31.000 --> 27:34.125 ‫- کی هستی؟ ‫- شنیدم یه سر به مأمور وسون زدی. 27:36.041 --> 27:37.916 ‫پلیس فکر می‌کنه تو کشتیش. 27:38.625 --> 27:40.541 ‫این باید دستگیریت رو خیلی سریع‌تر کنه. 27:41.541 --> 27:44.166 ‫- متیو کجاست؟ ‫- اوه، دیوید. 27:44.750 --> 27:46.791 ‫پسرت پنج سال پیش مرد. 27:47.791 --> 27:49.291 ‫یادت نیست؟ خودت کتکش زدی تا مرد. 27:52.166 --> 27:53.666 ‫پیدات می‌کنم. 27:55.541 --> 27:58.541 ‫حتی اگه پیدام کنی هم فرقی نمی‌کنه. 27:58.666 --> 28:01.250 ‫اینکه فکر می‌کنی فرق می‌کنه، ‫نشون می‌ده چقدر ساده‌ای. 28:01.291 --> 28:04.666 ‫و چقدر کم می‌فهمی با چی طرفی. 28:06.541 --> 28:08.291 ‫دارم میام دنبال پسرم. 28:10.541 --> 28:11.916 ‫میام دنبال متیو. 28:18.916 --> 28:21.125 ‫به نظر می‌رسه فعلاً خبری از بارون نباشه. ‫[نیویورک] 28:21.166 --> 28:24.791 ‫احتمالاً دفعه بعدی که به لباس بارونی ‫نیاز پیدا می‌کنید جمعه هست. ‫[۱۳ ساعت پس از فرار دیوید] 28:24.916 --> 28:26.916 ‫و داخل شهر هم ممکنه بارندگی داشته باشیم... 28:27.000 --> 28:29.250 ‫هنوز توی اخبار محلی چیزی ‫درباره فرارت نگفتن. 28:29.875 --> 28:31.625 ‫صندوق پستی هیلده کجاست؟ 28:31.666 --> 28:32.750 ‫میدتاون. 28:34.250 --> 28:36.166 ‫تا ساعت ۹ صبح باز نمی‌کنه. 28:37.041 --> 28:38.375 ‫پس یه جا برای خواب لازم داریم. 28:39.666 --> 28:40.916 ‫بهتره تو ماشین بخوابیم. 28:42.875 --> 28:44.541 ‫شاید لازم نباشه. هیدن رو یادت هست؟ 28:45.166 --> 28:46.166 ‫آره. 28:46.250 --> 28:47.541 ‫چی تو سرته؟ 28:48.916 --> 28:51.916 ‫فکر می‌کنم که یه گوشی ‫یکبارمصرف لازم داریم. 28:57.916 --> 28:58.791 ‫خوبی؟ 28:59.375 --> 29:01.750 ‫آره، فقط... یه کم غیرقابل تحمله. 29:02.291 --> 29:05.625 ‫یادم رفته بود زندگی واقعی چه‌جوریه. 29:05.666 --> 29:08.666 ‫البته همین الان یه سگ دیدم ‫که پلیور گوچی تنش بود، 29:08.791 --> 29:10.875 ‫پس شاید «زندگی واقعی» ‫تعریف درستی نباشه. 29:11.916 --> 29:13.041 ‫اوه، اونجا یه کیوسکه. 29:35.708 --> 29:38.708 ‫ببخشید. می‌تونم یه گوشی اعتباری بگیرم؟ 29:41.458 --> 29:43.500 ‫[بوستون] 29:44.208 --> 29:48.166 ‫و در آخر، اثر «یک آشپزخانه» ‫از هندریک سورگ رو داریم. 29:48.208 --> 29:50.583 ‫مزایده رو از ۵۰۰ هزار دلار شروع کنیم؟ 29:50.708 --> 29:53.666 ‫پانصد هزار دلار. پانصد و پنجاه هزار. 29:55.083 --> 29:56.458 ‫ششصد هزار. 29:57.333 --> 29:58.916 ‫ششصد و پنجاه هزار. ‫[سلام، ریچلم، می‌تونی حرف بزنی؟] 29:59.541 --> 30:00.833 ‫هفتصد هزار. 30:01.833 --> 30:03.208 ‫هشتصد هزار. 30:03.291 --> 30:04.666 ‫یک و نیم میلیون. 30:05.166 --> 30:06.541 ‫یک و نیم میلیون دلار. 30:09.833 --> 30:11.583 ‫- هیدن. ‫- ریچل. 30:11.666 --> 30:13.166 ‫خوشحالم صداتو می‌شنوم. 30:13.208 --> 30:16.708 ‫سلام. باید خیلی وقت پیش بهت زنگ می‌زدم... 30:17.541 --> 30:20.041 ‫بعد از ماجرای گلوب غیبم زد. 30:20.083 --> 30:22.958 ‫نه، نه، نه. اصلاً لازم نیست عذرخواهی کنی. 30:23.041 --> 30:27.166 ‫ببین، الان بوستونم. ‫چطوره یه نوشیدنی بخوریم و گپی بزنیم؟ 30:27.208 --> 30:29.958 ‫کاش می‌شد، ولی الان نیویورکم، 30:30.041 --> 30:32.166 ‫و دقیقاً به همین خاطر زنگ زدم. 30:32.708 --> 30:35.208 ‫چرا حس می‌کنم یه درخواستی داری؟ 30:35.291 --> 30:36.541 ‫آره، داستانش عجیبه. 30:36.583 --> 30:39.833 ‫کیفم رو دزدیدن، و بدون ‫کارت شناسایی و کارت اعتباریم 30:39.916 --> 30:41.166 ‫نمی‌تونم هتل بگیرم. 30:41.208 --> 30:43.666 ‫می‌دونم درخواست بزرگیه، ولی امکانش هست 30:43.708 --> 30:45.666 ‫فقط امشب خونه تو بمونم؟ 30:45.708 --> 30:46.833 ‫البته. 30:47.666 --> 30:50.333 ‫ببین، فردا میام پایین ‫یه چیزی می‌خوریم. 30:50.416 --> 30:54.666 ‫خیلی خوشحال می‌شم، ولی ‫واقعاً فقط برای امشب اینجام. 30:54.708 --> 30:56.458 ‫یه وقت دیگه چطوره؟ 30:56.541 --> 30:57.833 ‫یادم می‌مونه. 30:59.208 --> 31:00.208 ‫ام... 31:00.833 --> 31:02.958 ‫کلید یدکی رو برات می‌ذارم قسمت پذیرش. 31:04.541 --> 31:07.041 ‫- ممنون، هیدن. ‫- قابلتو نداشت. 31:07.083 --> 31:08.583 ‫هی، ریچل... 31:09.541 --> 31:12.083 ‫- واقعاً خوشحالم که ازت خبر گرفتم. ‫- منم همین‌طور. 31:13.458 --> 31:14.333 ‫خداحافظ. 31:14.833 --> 31:16.458 ‫حل شد. 31:20.458 --> 31:21.875 ‫[بریگز، ایالت مین] 31:22.666 --> 31:23.583 ‫بله. 31:24.333 --> 31:25.833 ‫باشه، ممنون چوپرا. 31:26.791 --> 31:27.708 ‫هیچ اثری ازش نیست. 31:29.458 --> 31:30.458 ‫ممنون. 31:31.583 --> 31:36.208 ‫داشتم درباره وسون تحقیق می‌کردم ‫و به یه چیز عجیب برخوردم. 31:36.333 --> 31:37.791 ‫پنج ساله که ماهی هزار دلار 31:37.833 --> 31:41.333 ‫از شرکتی به اسم آرای‌اچ ‫هولدینگز دریافت می‌کنه. 31:41.416 --> 31:42.958 ‫انگار شرکت صوریه. 31:43.083 --> 31:45.208 ‫آره. توی جزایر کیمن ثبت شده. 31:45.833 --> 31:47.458 ‫ردگیریش حتی برای ما هم ممکن نیست. 31:47.541 --> 31:48.458 ‫هوم. 31:48.541 --> 31:51.416 ‫این پرداخت‌ها از همون ماهی شروع شده ‫که باروز وارد بریگز شد. 31:52.458 --> 31:54.333 ‫فکر می‌کنی یکی پول می‌داده ‫حواسش به باروز باشه؟ 31:55.208 --> 31:57.208 ‫می‌گم زمان‌بندیش کاملاً جور درمیاد. 31:58.833 --> 32:00.833 ‫می‌دونی، شاید حق با تو باشه. 32:00.958 --> 32:02.083 ‫کم پیش میاد اینو بشنوم. 32:02.166 --> 32:04.583 ‫با زندانی سلول بغلی باروز حرف زدم. 32:04.666 --> 32:05.958 ‫هوم. 32:06.041 --> 32:10.666 ‫گفت وسون نصفه‌شب اومد ‫و از سلول اونو بیرون برد. 32:11.333 --> 32:14.291 ‫اما برای باز کردن در سلول ‫از کلید اضطراری خودش استفاده کرد 32:14.333 --> 32:16.083 ‫به‌جای اینکه در رو از پنل باز کنن. 32:17.333 --> 32:18.708 ‫می‌خواسته ثبت نشه. 32:21.708 --> 32:25.833 ‫اگه دیشب وسون سعی کرده باشه ‫باروز رو بکشه چی؟ 32:26.583 --> 32:31.083 ‫شاید باروز تصمیم گرفته بمونه ‫و حسابشو برسه. 32:31.208 --> 32:33.333 ‫آره، کاملاً ممکنه. 32:35.208 --> 32:37.708 ‫اما مشخص نمی‌کنه بعدش کجا رفته. 32:37.833 --> 32:41.458 ‫این زندانی تو نگفت ‫باروز کجا می‌خواسته بره؟ 32:41.583 --> 32:42.708 ‫نه. 32:44.083 --> 32:48.458 ‫لعنتی. بهش قول داده بودم ‫چراغ‌قوه باروز رو براش بیارم. 32:48.541 --> 32:49.333 ‫خب... 32:54.791 --> 32:55.708 ‫چیه؟ 32:55.833 --> 33:00.208 ‫بریگز چند ساعت پیش فهرست ‫وسایل سلول باروز رو فرستاد. 33:03.708 --> 33:06.208 ‫هیچ چراغ‌قوه‌ای توی این فهرست نیست. 33:07.333 --> 33:09.333 ‫ما هر هفته سلول رو می‌گردیم. 33:09.916 --> 33:12.708 ‫اگه چیزی قایم کرده باشه، ‫برای منم غافلگیرکننده‌ست. 33:13.666 --> 33:15.791 ‫از تشکش شروع می‌کنیم. 33:44.041 --> 33:45.208 ‫پیداش کردم. 33:48.833 --> 33:49.708 ‫عجب. 33:53.458 --> 33:54.708 ‫چیه؟ 33:55.541 --> 33:57.458 ‫پرونده پسرشه. 33:59.291 --> 34:01.666 ‫هی، دور این اسم خط کشیده. 34:01.708 --> 34:03.208 ‫هیلده وینسلو. 34:03.291 --> 34:05.583 ‫همون شاهدی که دیده بود ‫چوب بیسبال رو دفن می‌کنه. 34:05.666 --> 34:07.416 ‫شهادتش کمک کرد محکومش کنن. 34:07.458 --> 34:09.916 ‫اگه وسون رو برای تسویه‌حساب ‫کشته باشه، ممکنه نفر بعدی هیلده باشه. 34:34.208 --> 34:36.416 ‫آره، خیلی تجملاتیه، مگه نه؟ 34:43.708 --> 34:45.083 ‫یخچال خالیه. 34:47.416 --> 34:49.083 ‫مثل همیشه، هیچی توش نیست. 34:52.333 --> 34:55.958 ‫یه سر می‌زنم بقالی سر کوچه، ‫ببینم برای شام چیزی گیرم میاد یا نه. 35:00.541 --> 35:01.333 ‫خوبی؟ 35:04.458 --> 35:05.708 ‫متیو اون بیرونه. 35:07.916 --> 35:09.041 ‫یه جایی هست. 35:13.958 --> 35:15.458 ‫الان برمی‌گردم. 35:29.583 --> 35:31.333 ‫هنوز خبری از دستگیر شدن دیوید نیست. 35:31.458 --> 35:33.666 ‫اصلاً نباید درگیر این ماجرا می‌شدی. 35:33.708 --> 35:35.333 ‫برای این حرفا یه کم دیر شده، پیرمرد. 35:35.416 --> 35:36.666 ‫جدی می‌گم، آدام. ممکنه ‫نشونت رو ازت بگیرن. 35:36.708 --> 35:38.041 ‫حداقلش تعلیقت می‌کنن. 35:38.083 --> 35:39.083 ‫می‌دونم. 35:39.208 --> 35:40.166 ‫آدام. 35:41.208 --> 35:43.416 ‫دیوید عضوی از خانواده‌ست. 35:45.541 --> 35:47.416 ‫گفت فکر می‌کنه کار کیه؟ 35:47.458 --> 35:48.333 ‫نه. 36:06.333 --> 36:07.791 ‫توی اتاق مهمون من راحتی؟ 36:07.833 --> 36:09.666 ‫کجا داری میری؟ 36:09.708 --> 36:11.583 ‫یه کاری دارم. 36:11.666 --> 36:12.833 ‫این وقت شب؟ 36:15.083 --> 36:16.291 ‫بعداً می‌بینمت، بابا. 36:31.000 --> 36:35.000 ‫[ایمیل از جیم دوهرتی: این ‫خبر باورنکردنیه. باهام تماس بگیر] 36:45.625 --> 36:46.791 ‫یه دست لباس قرض گرفتم. 36:47.416 --> 36:49.250 ‫- امیدوارم عیبی نداشته باشه. ‫- معلومه که نداره. 36:54.791 --> 36:56.166 ‫خبر فوری. 36:56.291 --> 36:58.291 ‫دیوید باروز، محکوم به قتل کودک، 36:58.375 --> 37:01.416 ‫صبح امروز از زندان بریگز فرار کرد. 37:01.541 --> 37:03.875 ‫پلیس همچنان در جستجوی باروزه 37:03.916 --> 37:06.166 ‫و هنوز محل اختفاش مشخص نیست. 37:06.250 --> 37:08.416 ‫در نشست خبری امشب... 37:08.500 --> 37:09.625 ‫بهش نگاه نکن. 37:09.666 --> 37:11.541 ‫دامنه جستجو گسترده‌تر شده... 37:12.166 --> 37:14.291 ‫شام بقالی. عالیه. 37:16.500 --> 37:18.166 ‫خیلی خوب به نظر میاد. 37:18.875 --> 37:20.666 ‫می‌دونی چیه؟ مطمئنم ‫هیدن یه بطری نوشیدنی داره 37:20.750 --> 37:22.416 ‫که مزه این غذا رو ‫خیلی گرون‌قیمت جلوه بده. 37:23.125 --> 37:25.666 ‫مقامات هشدار داده‌اند هر کسی 37:25.750 --> 37:28.541 ‫که به باروز در فرارش کمک کرده باشد 37:28.666 --> 37:30.625 ‫بازداشت و تحت پیگرد قرار خواهد گرفت... 37:31.250 --> 37:33.458 ‫یه نوشیدنی بدون یخ با سه تا زیتون لطفاً. 37:33.500 --> 37:35.125 ‫- ممنون. ‫- الان حاضر می‌شه. 37:36.000 --> 37:39.458 ‫این قاتل که امروز از زندان بریگز فرار کرد 37:39.500 --> 37:41.375 ‫هنوز فردی خطرناک محسوب می‌شود 37:41.458 --> 37:44.250 ‫اف‌بی‌آی هنوز بیانیه رسمی صادر نکرده، 37:44.375 --> 37:46.000 ‫اما عملیات جستجو ادامه دارد. 37:46.083 --> 37:47.875 ‫از افرادی که اطلاعاتی درباره باروز دارند 37:48.000 --> 37:51.375 ‫خواسته شده با اداره ‫پلیس محلی تماس بگیرند. 37:51.500 --> 37:55.125 ‫مقامات این وضعیت را یک ‫عملیات تمام‌عیار توصیف کرده‌اند... 38:10.875 --> 38:11.750 ‫هی. 38:13.083 --> 38:14.125 ‫پیداش می‌کنیم. 38:15.625 --> 38:16.750 ‫با هم. 38:42.250 --> 38:45.250 ‫فیلیپ، جریان چیه؟ 38:46.000 --> 38:47.375 ‫بهم زنگ بزن. 39:15.208 --> 39:16.166 ‫بله. 39:17.916 --> 39:19.166 ‫تقریباً کارم تمومه. 39:21.208 --> 39:23.083 ‫بله، متوجه‌م. 39:25.208 --> 39:27.041 ‫دارم بهش رسیدگی می‌کنم. 39:45.166 --> 39:51.208 ‫[متیو باروز - فرزند عزیز] 39:52.232 --> 39:57.232 www.Doostihaa.com