WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:06.005 --> 00:07.590 ‫آنچه گذشت... 00:07.674 --> 00:10.009 ‫کلید صندوق اماناتت تو هیوستون رو می‌خوام. 00:10.093 --> 00:11.094 ‫تو کی هستی؟ 00:11.177 --> 00:12.429 ‫- اوه... ‫- داری می‌پرسی چون 00:12.512 --> 00:15.140 ‫نمی‌دونی چیکار کردی که لایق این باشی ‫یا اینکه انقدر 00:15.223 --> 00:18.601 ‫تو زندگیت کارای پلید کردی ‫که نمی‌دونی 00:18.685 --> 00:22.689 ‫کدوم یکی از اشباح گذشته‌ت ‫برگشته تا خفتت کنه؟ 00:25.984 --> 00:27.152 ‫اِل آدم خوبیه. 00:27.235 --> 00:28.319 ‫یک سال و نیمه داری سعی می‌کنی ‫راضیش کنی 00:28.403 --> 00:30.113 ‫ولی هنوزم فقط یه دوست معمولی حساب می‌شی. 00:30.196 --> 00:32.574 ‫- هیچ‌وقت می‌تونی منو ببخشی؟ ‫- قبلاً بخشیدم. 00:32.657 --> 00:34.701 ‫ولی معنیش این نیست که ‫می‌تونم باهات باشم، الکس. 00:34.784 --> 00:36.202 ‫لنس دورند رو می‌شناسی؟ 00:36.286 --> 00:38.371 ‫صنایع کرست‌بروک؟ ‫یکی داره سعی می‌کنه بکشتش. 00:38.455 --> 00:39.748 ‫این تنها چیزیه که پیدا کردیم 00:39.831 --> 00:42.917 ‫و فکر کردیم ممکنه مهم باشه، ‫یه سخنرانی توی سال گذشته‌ست. 00:43.001 --> 00:45.295 ‫هر کی بوده دیروز دقیقاً بغل دستم بوده، 00:45.378 --> 00:47.005 ‫اونقدر نزدیک که بتونه ‫انگشت‌ها رو بذاره تو جعبه. 00:47.088 --> 00:49.299 ‫برای همین تصمیم گرفتم 00:49.382 --> 00:51.676 ‫- نَت رو بیارم تو تیم شما. ‫- اینو ببین. 00:51.760 --> 00:52.844 ‫هیچ‌وقت دست چپش رو 00:52.927 --> 00:54.179 ‫از جیبش در نمیاره، حتی وقتی لازمش داره. 00:54.262 --> 00:56.097 ‫چون انگشت نداره. 00:56.181 --> 00:58.558 ‫- کسی به اسم لادانا دوورنی می‌شناسی؟ ‫- نه. چطور؟ 00:58.641 --> 01:00.685 ‫- اسم تو رو آورد و خواست ببینتت. ‫- من مادرتم. 01:00.768 --> 01:02.896 ‫تو نمی‌تونی جلوی ‫تحقیقات پرونده اسلحه رو بگیری، 01:02.979 --> 01:06.357 ‫ولی شاید بتونی در مورد کسی که ‫تهش پیدا می‌کنن یه کاری بکنی. 01:39.516 --> 01:41.017 ‫غلات صبحانه؟ 01:41.100 --> 01:43.937 ‫مادربزرگ مجبور شد بره ویرجینیا که ‫به دوستش کمک کنه. 01:47.649 --> 01:49.734 ‫گوشیت همراته؟ 01:49.817 --> 01:51.653 ‫آره. 01:51.736 --> 01:53.404 ‫و نه. 01:53.488 --> 01:55.031 ‫فقط یه ایموجی. 01:55.114 --> 01:57.367 ‫دیشبم فقط یه ایموجی فرستادی. 01:57.450 --> 01:59.953 ‫اگه می‌خوای به اون جمال دندون پیام بدی، 02:00.036 --> 02:02.247 ‫باید صبر کنی تا گوشی خودت رو بگیری. 02:02.330 --> 02:03.623 ‫معلوم نیست کی گوشی بگیرم. 02:03.706 --> 02:05.333 ‫فقط می‌خوام صبح بخیر بگم. 02:05.416 --> 02:07.752 ‫یه بار بهش پیام دادی، جواب نداد. 02:07.835 --> 02:09.420 ‫نمی‌تونی همین‌طوری یکی دیگه بفرستی. 02:09.504 --> 02:11.547 ‫این‌طوری چی در موردت فکر می‌کنه؟ 02:11.631 --> 02:14.425 ‫تازه، قرار نیست با این گوشی ‫به پسرا پیام بدی، مگه نه؟ 02:14.509 --> 02:16.928 ‫اون...؟ 02:17.011 --> 02:18.763 ‫اینستا، تیک‌تاک 02:18.846 --> 02:21.057 ‫و پیام دادن به پسرا ممنوع. 02:21.140 --> 02:24.102 ‫ممنون، ممنون، ‫ممنون، ممنون، ممنون. 02:24.185 --> 02:26.020 ‫صبر کن. 02:26.104 --> 02:28.314 ‫فکر کردم قراره با ال بریم خرید. 02:29.399 --> 02:31.526 ‫اون، آم... خب اون... سرش با کار شلوغ شد. 02:31.609 --> 02:33.861 ‫اما بهم گفت 02:33.945 --> 02:36.281 ‫بهت بگم که این بهترین مدلشه. 02:36.364 --> 02:38.324 ‫حالا، امشب با هم راهش می‌ندازیم. 02:38.408 --> 02:41.995 ‫ولی الان وسایلتون رو بردارین. ‫مدیر براک قراره برسونتون. 02:44.580 --> 02:46.541 ‫- چه خبرا مارتی؟ ‫- صبح بخیر. چطوری؟ 02:46.624 --> 02:48.209 ‫بیا تو. خوبم، خوبم، خوبم. 02:48.292 --> 02:50.044 ‫- دمت گرم. ‫- می‌دونی که ما تو هیل‌کرست چطوری هستیم. 02:50.128 --> 02:51.295 ‫ما همه مثل یه خانواده‌ایم. 02:51.379 --> 02:53.506 ‫- صبح بخیر آقای براک. ‫- سلام. چه تیپی زدین شماها! 02:53.589 --> 02:56.217 ‫صبح بخیر پادشاه، صبح بخیر ملکه. 02:56.300 --> 02:59.053 ‫هی. مثل یه رهبر باشین. 03:04.642 --> 03:06.978 ‫تا حالا دزد دریایی دیدی، پسرعمو مانی؟ 03:07.061 --> 03:10.148 ‫نه. خدا رو شکر. 03:10.231 --> 03:12.442 ‫مردایی که سعی می‌کنن یه کشتی کانتینری رو 03:12.525 --> 03:14.610 ‫با دو تا قایق فسقلی بگیرن؟ 03:14.694 --> 03:16.988 ‫نباید با اون حجم از استیصال در بیفتی. 03:17.071 --> 03:20.575 ‫ترجیح میدم همینجا با شما بچه‌ها باشم ‫و مدرسه رو بپیچونیم. 03:20.658 --> 03:22.160 ‫- آره! ‫- ایول! 03:23.745 --> 03:26.289 ‫- امروز قراره اینجا باشی؟ ‫- ببین، 03:26.372 --> 03:28.499 ‫اینکه بچه‌ها مدرسه نرن یه بحثه. 03:28.583 --> 03:30.209 ‫می‌دونم که بانک‌ها یه کم سخت‌گیرترن. 03:30.293 --> 03:31.419 ‫آره، راست میگه. 03:31.502 --> 03:34.213 ‫- مامان باید بره. ‫- بابا می‌تونه بمونه. 03:34.297 --> 03:36.883 ‫وقتشه که ما واقعاً همدیگه رو بشناسیم. 03:41.512 --> 03:44.390 ‫نظرت چیه مامانت رو تا دم در بدرقه کنیم، ‫باشه کنزو؟ 03:44.474 --> 03:46.893 ‫- آره. ‫- نمی‌خوایم دیرش بشه، مگه نه؟ 04:00.031 --> 04:01.824 ‫ببین، مراقب خواهرت باش. 04:01.908 --> 04:03.242 ‫- باشه. ‫- به حرفم گوش کن... 04:03.326 --> 04:04.452 ‫وقت عکس گرفتنه. 04:04.535 --> 04:06.913 ‫و یه لبخند بزرگ می‌خوام. 04:06.996 --> 04:08.956 ‫- سیب. ‫- سیب. 04:10.208 --> 04:12.001 ‫خیلی خب. برو صبحونه‌ت رو تموم کن، 04:12.084 --> 04:14.086 ‫- باشه آقا کوچولو؟ ‫- باشه. خداحافظ مامان. 04:18.674 --> 04:20.259 ‫عالیه. 04:20.343 --> 04:22.386 ‫با این عکس سریع می‌تونه بشناستتون. 04:22.470 --> 04:24.055 ‫بهت التماس می‌کنم، 04:24.138 --> 04:26.182 ‫- خواهش می‌کنم بهشون آسیب نزن. ‫- هی، هی. 04:26.265 --> 04:27.642 ‫- به من گوش کن. ‫- خواهش می‌کنم. 04:27.725 --> 04:29.435 ‫معامله خیلی ساده‌ست. 04:29.519 --> 04:32.271 ‫و من بهت اعتماد دارم که کارتو انجام بدی، ‫بورلی. واقعاً اعتماد دارم. 04:32.355 --> 04:35.191 ‫و تو هم می‌تونی به من اعتماد کنی ‫که خانواده‌ت رو سالم نگه دارم. 04:36.275 --> 04:38.361 ‫اون اشک‌ها رو پاک کن، 04:38.444 --> 04:40.905 ‫و خودتو جمع و جور کن. 04:40.988 --> 04:42.573 ‫از پسش برمیای. 04:45.409 --> 04:47.328 ‫خوبه. حالا برو. 04:51.541 --> 04:53.876 ‫با مأمور کریگ تماس گرفتید. ‫پیغام بگذارید. 04:53.960 --> 04:57.755 ‫کیلا، فکر می‌کنم باید از دستیار لنس ‫جداگانه بازجویی کنیم. 04:57.838 --> 05:01.759 ‫ممکنه وقتی رئیسش بالاسرش نباشه ‫حرفای بیشتری برای گفتن داشته باشه. 05:01.842 --> 05:04.178 ‫- خب... ‫- مامان‌بزرگ؟ 05:04.262 --> 05:06.430 ‫- الکس؟ ‫- من... تو آشپزخونه‌م! 05:06.514 --> 05:09.517 ‫بگذریم، وقتی اینو شنیدی بهم زنگ بزن. 05:11.936 --> 05:14.939 ‫- سلام، چه خبر جان؟ ‫- مامان‌بزرگ کجاست؟ 05:15.022 --> 05:16.607 ‫مجبور شد بره خارج شهر. 05:16.691 --> 05:18.818 ‫دوستش تصادف کرده. 05:18.901 --> 05:20.236 ‫چه خبر پسر؟ گشنته؟ 05:20.319 --> 05:21.821 ‫داریم هانی‌کامب می‌خوریم. 05:21.904 --> 05:23.531 ‫نه، نیومدم غذا بخورم. 05:26.784 --> 05:28.202 ‫خوابم نمی‌بره. 05:30.204 --> 05:32.206 ‫دارم سعی می‌کنم بفهمم 05:32.290 --> 05:34.959 ‫چرا مامان‌بزرگ باید در مورد ‫اینکه مادرم مرده بهم دروغ بگه. 05:35.042 --> 05:38.004 ‫خب، ببین، من نمی‌خوام ‫از طرف اون حرف بزنم، اما... 05:38.087 --> 05:40.589 ‫شاید فکر کرده بهتره که تو ندونی. 05:40.673 --> 05:42.800 ‫اینکه حقیقت رو ندونم؟ 05:42.883 --> 05:44.885 ‫باید برام توضیح بده. 05:49.307 --> 05:51.726 ‫یه تیکه‌ش هست که هنوز برام سواله. 05:54.562 --> 05:55.980 ‫تو می‌دونستی؟ 06:05.489 --> 06:07.116 ‫چه مدتی؟ 06:08.200 --> 06:09.827 ‫چه مدت، مشتی؟ 06:16.167 --> 06:17.793 ‫از... از وقتی بچه بودیم. 07:52.555 --> 07:53.514 ‫اوه، لعنتی. 08:21.375 --> 08:23.002 ‫[پیام جدید - برای باز شدن لینک کلیک کنید. ‫کلمه رمز: آلباتروس] 08:40.769 --> 08:42.104 ‫چیه؟ 08:42.187 --> 08:43.772 ‫شرایط آسونی نیست. 08:43.856 --> 08:45.482 ‫فکر نمی‌کردیم هیچ‌وقت برگرده. 08:45.566 --> 08:48.152 ‫بس کن. اینجا نه، الان نه. 08:48.235 --> 08:50.779 ‫قبول. ولی یه زمانی باید به حرفم گوش بدی. 08:50.863 --> 08:52.323 ‫من و مامان‌بزرگ فقط سعی داشتیم ‫از تو محافظت کنیم... 08:52.406 --> 08:54.867 ‫هر چی لازم بود بشنوم رو شنیدم، ‫باشه؟ جفتتون دروغ گفتین، 08:54.950 --> 08:57.286 ‫حالا نشستی اینجا ‫و جوری رفتار می‌کنی انگار اشکالی نداره. 08:57.369 --> 09:00.789 ‫ببین، می‌دونم عصبانی هستی، ولی شاید بخوای ‫از خودت بپرسی واقعاً از کی عصبانی هستی... 09:00.873 --> 09:02.499 ‫زنی که بزرگت کرد، بهترین دوستت 09:02.583 --> 09:03.584 ‫- از وقتی هشت سالت بود؟ ‫- نه. نه. 09:03.667 --> 09:06.170 ‫یا مظنون به قتلی که بهت پشت کرد؟ 09:06.253 --> 09:08.881 ‫دکتر کراس، منو روانکاوی نکن. باشه؟ 09:08.964 --> 09:11.300 ‫گفتم اینجا نه، الان نه. 09:11.383 --> 09:14.136 ‫بابت معطلی عذر می‌خوام بچه‌ها. 09:14.219 --> 09:16.930 ‫فدای سرت. جون یه مرد که در خطر نیست. 09:17.014 --> 09:18.349 ‫خیلی خب، بریم سر اصل مطلب. 09:18.432 --> 09:20.559 ‫خب، چی توی سوابق کارمندی 09:20.642 --> 09:22.978 ‫صنایع کرست‌بروک داریم؟ 09:23.062 --> 09:25.564 ‫سوابق دیجیتالش تا ۲۸ سال قبل هست. ‫همه‌ش رو زیر و رو کردیم. 09:25.647 --> 09:26.982 ‫هیچ موردی پیدا نشد. 09:27.066 --> 09:30.027 ‫قبل از اون کاغذیه، ولی حتی اگه ‫این یارو ده سال پیرتر از ظاهرش باشه، 09:30.110 --> 09:33.030 ‫بازم بچه‌تر از اونی بوده ‫که توی کارخونه فرآوری کار کنه. 09:33.113 --> 09:34.907 ‫اکبر، چیزی از شرکت‌کننده‌های ‫کنفرانس دراومد؟ 09:34.990 --> 09:36.492 ‫هیچی. 09:36.575 --> 09:38.827 ‫با هر کسی که توی ویدیو ‫کنارش بود تماس گرفتیم، 09:38.911 --> 09:40.079 ‫اصلاً یادشون نمیاد طرف رو دیده باشن. 09:40.162 --> 09:42.498 ‫- یه مرد خاکستریه. ‫- مرد خاکستری؟ 09:42.581 --> 09:44.249 ‫این یه چیز جدیده که باید نگرانش باشم؟ 09:44.333 --> 09:45.959 ‫یه اصطلاح نظامیه 09:46.043 --> 09:48.337 ‫برای کسی که می‌تونه توی جمعیت نامرئی باشه. 09:48.420 --> 09:50.047 ‫شاید باید بیخیال تمرکز روی اون بشیم. 09:50.130 --> 09:52.966 ‫اون بلده چطور از سیستم نظارتی رد بشه. ‫ولی اگه اون کارت شناسایی جعلی بوده، 09:53.050 --> 09:54.593 ‫همین‌طوری از در جلو نیومده تو، درسته؟ 09:54.676 --> 09:56.178 ‫یکی باید راهش داده باشه. 09:56.261 --> 09:59.389 ‫شاید یه دوستی اون تو داشته. ‫باید سعی کنیم پیداشون کنیم. 09:59.473 --> 10:01.558 ‫- باشه. ‫- هی. 10:01.642 --> 10:04.269 ‫اینجا کسی اسم ریچارد هلویگ رو شنیده؟ 10:04.353 --> 10:07.147 ‫- اون میلیاردر مریض؟ ‫- خودشه. 10:07.231 --> 10:10.109 ‫اون کثافت لجن سه روز پیش کشته شده. 10:10.192 --> 10:11.985 ‫به هم مربوطن، ستوان؟ 10:12.069 --> 10:14.321 ‫یارو سه تا از انگشتاش قطع شده، پس تو بگو. 10:14.404 --> 10:17.866 ‫رفقای اف‌بی‌آی‌مون تونستن ‫جسد رو تحویل بگیرن. 10:17.950 --> 10:20.744 ‫هاندو یه مدتی باهاش ور رفته، ‫پس حاضره یه گزارش اولیه بده. 10:20.828 --> 10:22.704 ‫لعنتی. راه می‌افتیم. 10:22.788 --> 10:24.039 ‫- خیلی خب. ‫- باشه، 10:24.123 --> 10:25.582 ‫می‌خوام یکی بگرده دنبال هر ارتباطی ‫[کلمه رمز:‌ آلباتروس] 10:25.666 --> 10:27.501 ‫بین لنس دورند و ریچارد هلویگ. 10:27.584 --> 10:30.337 ‫ببینین جفتشون تو نخ اون ‫کارای تعرض بودن یا نه. 10:30.420 --> 10:31.839 ‫حله. 10:31.922 --> 10:33.090 ‫خیلی خب. 10:33.173 --> 10:36.093 ‫منم خودمو بهتون می‌رسونم، ‫باید یکی دو تا تماس بگیرم. 10:36.176 --> 10:37.928 ‫- مشکلی نیست. ‫- آره. 10:49.982 --> 10:52.484 ‫- انگشتا مطابق بود؟ ‫- خلاصه بگم، آره. 10:52.568 --> 10:54.987 ‫ولی بذار چند تا نکته رو بهت بگم. 10:55.070 --> 10:57.489 ‫ببین، معمولاً تو اینجور جراحت‌ها ‫له‌شدگی می‌بینی. 10:57.573 --> 11:00.033 ‫- هوم. ‫- قیچی آهن‌بر، ساتور، 11:00.117 --> 11:01.660 ‫می‌دونی، چیزایی مثل این. 11:01.743 --> 11:04.955 ‫لعنت بهش هاندو، قبلاً دیدم. ‫لطفاً برو سر اصل مطلب. 11:05.038 --> 11:06.790 ‫این دفعه فرق داشت. 11:06.874 --> 11:09.001 ‫این کار با یه تیغه خیلی تیز انجام شده. 11:10.085 --> 11:13.130 ‫اگه بخوام حدس بزنم، ‫کار کسیه که قبلاً این کارو کرده. 11:13.213 --> 11:16.341 ‫دقیقاً می‌دونسته کجا رو ببره، ‫درست توی مفصل‌ها. 11:16.425 --> 11:19.219 ‫تقریباً هیچ خراشی اطرافش نیست ‫که نشون بده دنبال درز مفصل می‌گشته. 11:19.303 --> 11:22.180 ‫ولی دندانه‌های استخون‌ها با هم می‌خونن. 11:22.264 --> 11:23.473 ‫انگشتا مال خودشه. 11:24.516 --> 11:27.185 ‫- خیلی خب، ممنون هاندو. ‫- یه نکته دیگه. 11:27.269 --> 11:28.729 ‫این یارو... 11:28.812 --> 11:31.481 ‫بریدگی‌های سطحی روی کل بالاتنه‌ش داره. 11:31.565 --> 11:33.692 ‫اونقدری عمیق نیستن که بکشن، ‫ولی همه‌شون وقتی ایجاد شدن 11:33.775 --> 11:35.694 ‫که اون دیگه مرده بوده. 11:35.777 --> 11:37.029 ‫قضیه انگشتا هم همینه. 11:37.112 --> 11:39.031 ‫آره قطعشون کردن، ‫ولی فقط بعد از اینکه کشته شده بود. 11:39.114 --> 11:41.325 ‫- هوم. ‫- که باعث میشه به این فکر کنم... 11:41.408 --> 11:42.618 ‫شاید اونا رو به عنوان یادگاری برداشتن. 11:42.701 --> 11:44.328 ‫نوچ. 11:44.411 --> 11:46.830 ‫قاتل اون انگشتا رو ‫برای قربانی موردنظر بعدیش فرستاده. 11:50.917 --> 11:54.463 ‫عجب... دنبال چه جور روانی مریضی هستین؟ 11:56.340 --> 11:58.550 ‫اون خانمی که الان باهاش قرار دارم کیه؟ 11:58.634 --> 12:00.802 ‫- همونجا، اونی که پالتو تنشه. ‫- اوه، ممنونم. 12:03.889 --> 12:05.766 ‫ایزابلا گایاردو؟ صبح بخیر. 12:05.849 --> 12:07.934 ‫من بورلی سومز هستم، معاون مدیر. 12:08.018 --> 12:09.686 ‫می‌تونم چیزی برای نوشیدن براتون بیارم؟ 12:09.770 --> 12:11.313 ‫- قهوه؟ چای؟ ‫- چیزی که می‌خوام 12:11.396 --> 12:13.607 ‫اینه که گاوصندوق شخصیتون رو ببینم. 12:13.690 --> 12:16.777 ‫البته. از این طرف لطفاً. 12:33.794 --> 12:35.545 ‫وای خدای من. 12:35.629 --> 12:37.881 ‫چطوری خودتو مسلط نگه داشتی؟ 12:37.964 --> 12:40.008 ‫حس می‌کنم الان بالا میارم. 12:41.009 --> 12:43.470 ‫خیلی خب. اون خالمه. اون یارو گرفتش. 12:43.553 --> 12:45.138 ‫بهم گفت خانواده تو رو هم گرفته، درسته؟ 12:45.222 --> 12:46.556 ‫گفت بچه‌هات رو گرفته. 12:46.640 --> 12:48.392 ‫آره. چی می‌خواد؟ 12:48.475 --> 12:50.685 ‫بهم گفت باید هر کاری تو میگی بکنم. 12:50.769 --> 12:52.938 ‫و همش داشت در مورد یه ‫مردی حرف می‌زد. هلویگ؟ 12:53.021 --> 12:55.607 ‫اون یکی از مشتری‌های بزرگ ماست، ‫ولی تازه مرده. 12:55.690 --> 12:56.775 ‫یکی... 12:56.858 --> 12:59.194 ‫اون به قتل رسیده. 12:59.277 --> 13:00.821 ‫- فکر می‌کنی... ‫- نمی‌دونم. 13:00.904 --> 13:02.364 ‫احتمالاً. 13:02.447 --> 13:04.699 ‫ولی اون بچه‌های منو نمی‌کشه، مگه نه؟ 13:04.783 --> 13:06.576 ‫بیا فقط این کارو تموم کنیم. 13:06.660 --> 13:08.453 ‫ما باید... 13:09.454 --> 13:11.498 ‫هر چیزی که توی این صندوق ‫امانات هست رو برداریم. 13:11.581 --> 13:12.624 ‫باشه. 13:12.707 --> 13:15.168 ‫لعنتی. کلید دوم توی دفتره. 13:15.252 --> 13:17.003 ‫باید برم بیارمش. 13:17.087 --> 13:20.799 ‫هی. خودتو جمع و جور کن، باشه؟ 13:22.217 --> 13:24.094 ‫از پسش بر میای. 13:25.720 --> 13:26.763 ‫باشه. 13:26.847 --> 13:30.016 ‫اوه، این خیلی داغونه. 13:30.100 --> 13:31.601 ‫چی؟ چی شده؟ 13:31.685 --> 13:33.186 ‫اون قراره شهرت رو بگیره. 13:34.729 --> 13:36.565 ‫جالب نبود، گریس. 13:36.648 --> 13:39.317 ‫فکر می‌کردم با هم دوستیم. ‫با همه مهمونات اینطوری رفتار می‌کنی؟ 13:39.401 --> 13:41.695 ‫در عشق و جنگ هر کاری مجازه. 13:41.778 --> 13:44.531 ‫به پسرعمو مانی تیکه ننداز، عزیزم. 13:44.614 --> 13:47.659 ‫بیخیال، گوین. همش شوخیه. 13:48.910 --> 13:50.328 ‫پس جنگه، بچه جون. 14:26.531 --> 14:28.533 ‫بیا اینجا. کلیدت رو بیار. 14:28.617 --> 14:30.327 ‫باشه. 14:35.498 --> 14:37.083 ‫خیلی خب. بیا. 14:39.878 --> 14:41.922 ‫ارزش اینو نداره که به‌خاطرش کسی کشته بشه. 14:42.005 --> 14:43.840 ‫خب، برای اون انگار می‌ارزه. 14:43.924 --> 14:46.301 ‫هی، ما وقت زیادی نداریم. 14:46.384 --> 14:48.928 ‫اون به همه این چیزا نیاز نداره. 14:49.012 --> 14:50.972 ‫پرونده‌ها رو می‌شه گذاشت اینجا. 14:51.890 --> 14:54.684 ‫باعث میشی خانواده‌هامون کشته بشن. ‫گفت همه چیز. 14:54.768 --> 14:55.644 ‫ما پولا رو میدیم به مانی. 14:55.727 --> 14:58.188 ‫ما نمی‌دونیم مانی انتظار ‫داره چی اینجا پیدا کنه. 14:58.271 --> 15:00.106 ‫- احمق نباش. ‫- مانی هیچ‌وقت نمی‌فهمه. 15:01.274 --> 15:02.942 ‫چرا، می‌فهمه. 15:05.070 --> 15:06.571 ‫چون من بهش میگم. 15:08.948 --> 15:10.450 ‫سورپرایز. 15:11.701 --> 15:13.286 ‫ما احمق نیستیم، بورلی. 15:13.370 --> 15:16.331 ‫می‌دونستیم نمی‌شه بهت اعتماد کرد ‫که این کارو بدون نظارت انجام بدی، 15:16.414 --> 15:18.750 ‫و الان ثابتش کردی. 15:18.833 --> 15:21.002 ‫نه. نه، نکردم، من فقط... 15:22.379 --> 15:23.880 ‫لطفاً بهم آسیب نزن. 15:23.963 --> 15:26.591 ‫اتفاقی که بعدش میفته به خودت بستگی داره. 15:26.675 --> 15:29.469 ‫چون همونطور که دیدی، ‫ما همه چیز رو در موردت می‌دونیم. 15:30.512 --> 15:32.722 ‫و بچه‌هات. 15:32.806 --> 15:35.475 ‫و سکوتت جون اون‌ها رو حفظ می‌کنه. 15:37.268 --> 15:39.187 ‫پس خودتو تکون بده بورلی، 15:39.270 --> 15:41.272 ‫و کمکم کن این لعنتی رو از اینجا ببریم. 15:59.249 --> 16:00.458 ‫نمی‌شناسیش؟ 16:00.542 --> 16:03.420 ‫شوخی می‌کنی؟ این آدم جزغاله شده. 16:03.503 --> 16:06.172 ‫می‌دونی، راست میگی، متاسفیم. ‫باید نشونه‌های بیشتری بهت بدیم. 16:06.256 --> 16:07.966 ‫انگشت‌هایی که توی ‫جعبه موسیقیت پیدا کردی... 16:08.049 --> 16:09.676 ‫متعلق به اون مرده. 16:09.759 --> 16:13.012 ‫اسمش ریچارد هلویگه. برات آشنا نیست؟ 16:13.096 --> 16:14.347 ‫وای پسر. 16:14.431 --> 16:16.766 ‫وقتی همدیگه رو دیدیم می‌دونستی ‫انگشت‌های هلویگه. 16:16.850 --> 16:18.852 ‫وقتمون رو تلف کردیم. 16:18.935 --> 16:22.439 ‫تو وقت ما رو گرفتی. چرا؟ 16:23.940 --> 16:25.692 ‫فرض رو بر این می‌ذارم که ‫شایعات رو راجع به هلویگ می‌دونی. 16:25.775 --> 16:27.485 ‫- بیشتر از شایعه‌ست. ‫- درسته. 16:27.569 --> 16:30.071 ‫من نمی‌خوام اسمم کنار... 16:30.155 --> 16:33.408 ‫کنار اون بچه‌آزار بیاد، ‫به هیچ وجه و هیچ شکلی. 16:33.491 --> 16:36.953 ‫مخصوصاً الان. ما در آستانه یه تغییر... 16:37.036 --> 16:39.289 ‫اون طرح بذر رفاه رو یه لحظه بیخیال شو. 16:39.372 --> 16:43.001 ‫ما داریم سعی می‌کنیم جونت رو نجات بدیم. ‫می‌شناختیش؟ 16:44.043 --> 16:46.629 ‫آره. بله. یه بار دیدمش... 16:46.713 --> 16:48.131 ‫یک بار. فقط یه بار. 16:48.214 --> 16:49.841 ‫دوباره سعی کن. 16:49.924 --> 16:52.760 ‫هر دوتون هم توی نشست جی ۲۰ ‫دیده شدید و هم سان‌ولی، 16:52.844 --> 16:54.304 ‫همین پارسال. 16:54.387 --> 16:58.183 ‫در واقع، ما این عکس رو از شما دو تا داریم، ‫دوشادوش هم. 16:58.266 --> 16:59.684 ‫وای. 17:00.977 --> 17:04.147 ‫خب، شاید فقط رفتی یه مهمونی، ‫فقط همون یه بار، 17:04.230 --> 17:05.481 ‫و با یکی از دخترا بودی. 17:05.565 --> 17:08.401 ‫خیلی خب، بس کنید. ببینید... 17:08.484 --> 17:10.612 ‫من اوایل همه‌گیری دیدمش. 17:10.695 --> 17:12.614 ‫کشور با مشکل تامین مواد غذایی روبرو بود، 17:12.697 --> 17:15.783 ‫من کارگر داشتم، ‫نمی‌تونستم بیارمشون سر خط تولید 17:15.867 --> 17:17.994 ‫چون نمی‌تونستم از خونه‌هاشون بکشمشون بیرون. 17:18.077 --> 17:19.996 ‫هلویگ من رو به آدمایی معرفی کرد 17:20.079 --> 17:22.790 ‫که می‌تونستن کارگرهام رو ‫به عنوان نیروی ضروری طبقه‌بندی کنن، 17:22.874 --> 17:26.878 ‫و اینجوری بود که تونستم قفسه‌های ‫فروشگاه‌های آمریکا رو پر از غذا نگه دارم. 17:26.961 --> 17:29.213 ‫می‌خواستی شرکتت با تمام قدرت کار کنه، 17:29.297 --> 17:31.132 ‫برای همین با یه قاچاقچی آدم ریختی رو هم؟ 17:31.215 --> 17:32.550 ‫ما از اون قضایا خبر نداشتیم. 17:32.634 --> 17:34.928 ‫به محض اینکه فهمیدیم، ‫لنس کاملاً قطع رابطه کرد. 17:35.011 --> 17:37.388 ‫فقط بهم بگو... چرا یکی باید بخواد ‫تو و هلویگ رو بکشه 17:37.472 --> 17:38.723 ‫اونم سر محدودیت‌های کرونا؟ 17:38.806 --> 17:41.184 ‫حدود دوجین از کارگرها مریض شدن، 17:41.267 --> 17:43.061 ‫و بعضی‌شون بخاطر ویروس مردن. 17:43.144 --> 17:44.270 ‫ببینید، توی اون شرایط، 17:44.354 --> 17:47.190 ‫من داشتم بهترین کار رو برای کشور می‌کردم. 17:47.273 --> 17:49.108 ‫- من نمی‌تونم، نمی‌تونم... ‫- می‌دونی، اگه فقط حرف زده بودی 17:49.192 --> 17:50.568 ‫و همون اول راستش رو گفته بودی، 17:50.652 --> 17:52.695 ‫ما در عرض چند ساعت یه ‫تیم می‌فرستادیم توی اون جزیره. 17:52.779 --> 17:54.405 ‫ما مظنون اصلی رو بهتون دادیم. 17:54.489 --> 17:56.074 ‫بیاید فقط روی اون تمرکز کنیم. 17:59.911 --> 18:02.622 ‫ما نمی‌تونیم کارمون رو بکنیم 18:02.705 --> 18:04.999 ‫اگه بهمون دروغ بگی. 18:05.083 --> 18:07.669 ‫متاسفم. دیگه تکرار نمیشه. 18:07.752 --> 18:09.629 ‫قسم می‌خورم. 18:11.589 --> 18:12.840 ‫گرفتمش! 18:12.924 --> 18:14.926 ‫- کی رو؟ ‫- خانمی که پارسال دو انگشتی رو 18:15.009 --> 18:16.552 ‫راه داد توی سمینار. 18:16.636 --> 18:19.430 ‫- هوم. ‫- گفتی یه دوست داشت؟ این خودشه. 18:21.599 --> 18:24.102 ‫زبونه قفل رو چسب زده بود ‫که در قفل نشه. 18:24.185 --> 18:25.520 ‫تورو خدا بگو می‌دونی کیه. 18:25.603 --> 18:29.357 ‫اوه، آره. این یکی اصلا نمی‌دونه ‫چطور تشخیص چهره رو دور بزنه. 18:29.440 --> 18:32.902 ‫با همدست‌مون آشنا بشید، ‫مکنزی استل زوکف. 18:32.985 --> 18:36.239 ‫الان ساکن کتنزویل، مریلنده. 18:36.322 --> 18:40.243 ‫پنج سال گذشته مشغول به کار بوده به عنوان... ‫کی فکرش رو می‌کرد؟ 18:40.326 --> 18:42.370 ‫روان‌درمان‌گر در مک‌کینی-آلن. 18:42.453 --> 18:44.205 ‫بیمارستان روانی. 18:52.255 --> 18:55.341 ‫واقعاً فکر می‌کنی این بهترین حرکته... 18:55.425 --> 18:57.093 ‫کاری کنیم فکر کنه داره بهش کمک می‌کنه؟ 18:57.176 --> 19:00.054 ‫خب، اون خطر بزرگی رو برای این یارو ‫به جون خریده. خیلی بزرگ. 19:00.138 --> 19:02.223 ‫چرا باید همچین کاری کنه ‫مگه اینکه حسی بهش داشته باشه؟ 19:02.306 --> 19:03.766 ‫پرونده شخصی‌ش رو چک کردی؟ 19:04.809 --> 19:07.019 ‫- آره. مجرده، بچه نداره. ‫- هوم. 19:07.103 --> 19:09.856 ‫باشه، شاید عشقه، شاید فقط دوست داشتن، ‫به هر حال، می‌تونیم امتحانش کنیم. 19:10.982 --> 19:14.569 ‫خب، پس نگرانش می‌کنیم، ‫انگار ممکنه طرف کشته بشه یا همچین چیزی. 19:14.652 --> 19:18.448 ‫درسته، درسته، پس اگه جواب سوالامون رو بده، ‫جونش رو نجات میده. 19:18.531 --> 19:19.824 ‫دکتر زوکف. 19:19.907 --> 19:22.285 ‫سلام. من کارآگاه الکس کراس هستم. 19:22.368 --> 19:24.704 ‫این همکارم، مامور ویژه کیلا کریگه. 19:24.787 --> 19:26.914 ‫اگه می‌خواید راجع به یه بیمار حرف بزنید، ‫باید حکم دادگاه داشته باشید. 19:26.998 --> 19:28.291 ‫اوه، نه نه نه، ما در واقع ‫بخاطر خودتون اینجاییم. 19:28.374 --> 19:31.586 ‫آره، ولی نه... نه اونجوری. ‫نه، ما دنبال کسی هستیم 19:31.669 --> 19:33.087 ‫که قبلاً اینجا بیمار بوده. 19:33.171 --> 19:35.840 ‫بخش اداری، دکتر مندوزا... ‫گفت شما خیلی باهاش صمیمی بودید. 19:37.675 --> 19:39.552 ‫آره، اون جان راموسه. 19:39.635 --> 19:41.471 ‫یادمه. چیکار کرده؟ 19:41.554 --> 19:43.514 ‫بحث کاری که کرده نیست، ‫بحث اتفاقیه که ممکنه براش بیفته. 19:43.598 --> 19:45.641 ‫می‌ترسیم در خطر باشه. 19:46.893 --> 19:47.977 ‫چطوری؟ قضیه چیه؟ 19:48.060 --> 19:50.188 ‫اگه اشکالی نداره، اول میشه بهمون 19:50.271 --> 19:51.606 ‫یه کم راجع به سابقه‌تون باهاش بگید؟ 19:51.689 --> 19:53.441 ‫اون یه بیمار سابق بود. 19:56.194 --> 19:58.738 ‫دکتر زوکف، ترجیح می‌دید این ‫صحبت رو توی اداره پلیس داشته باشیم؟ 19:58.821 --> 20:00.948 ‫یا شاید می‌خواید شروع کنید به گفتن حقیقت؟ 20:01.032 --> 20:04.160 ‫ما... ما با هم دوست شدیم. ‫با هم می‌گشتیم. 20:04.243 --> 20:05.244 ‫نه وقتی اینجا بود. 20:05.328 --> 20:08.331 ‫ولی بیرون از بیمارستان می‌شناختیش، نه؟ 20:08.414 --> 20:11.292 ‫ما فیلم دوربین مداربسته رو داریم که کمکش ‫می‌کنی یواشکی وارد کنفرانس محیط زیست بشه. 20:12.877 --> 20:15.087 ‫واقعیت اینه که اون اصلاً ‫نباید از اول اینجا می‌بود. 20:16.547 --> 20:18.341 ‫توی چه دردسری افتاده؟ 20:18.424 --> 20:19.884 ‫نمی‌تونیم جزئیات رو بگیم، ولی جدیه. 20:19.967 --> 20:22.678 ‫اون تیکه رو شنیدی که گفتیم جونش در خطره؟ 20:22.762 --> 20:24.347 ‫واقعاً لازمه بهمون بگی کجاست. 20:24.430 --> 20:25.514 ‫نمی‌تونم بگم. 20:26.557 --> 20:28.726 ‫جدی میگم. اون خیلی توداره. 20:28.809 --> 20:30.394 ‫نه شماره دارم نه آدرس. 20:30.478 --> 20:32.396 ‫اگه حرفی هم بزنیم، اون تماس می‌گیره. 20:32.480 --> 20:35.233 ‫باشه، باشه. حداقل، اسم واقعیش چیه؟ 20:35.316 --> 20:37.068 ‫جان راموس. 20:37.151 --> 20:38.778 ‫ببخشید، باید اینو جواب بدم. 20:38.861 --> 20:40.863 ‫- مامور کریگ. ‫- ویدیو کنفرانس شما 20:40.947 --> 20:42.281 ‫تا سه دقیقه دیگه شروع میشه. 20:42.365 --> 20:45.993 ‫آم، الکس، من... ‫من باید برم، الان برم... 20:46.077 --> 20:47.245 ‫من بیرون منتظرم، باشه؟ 20:54.085 --> 20:56.504 ‫شما در اتاق انتظار هستید. 20:58.589 --> 20:59.840 ‫جلسه شروع شد. 21:00.883 --> 21:02.468 ‫مگی؟ 21:02.551 --> 21:04.178 ‫کیلا؟ 21:04.261 --> 21:07.098 ‫وای خدای من. خیلی وقته ندیدمت. 21:07.181 --> 21:08.182 ‫چطوری؟ 21:08.265 --> 21:10.685 ‫من... حالا که می‌بینمت بهترم. 21:10.768 --> 21:12.770 ‫کی نمیشه؟ 21:12.853 --> 21:13.854 ‫ببینشون. 21:13.938 --> 21:17.066 ‫- وای. ‫- و دو تا وروجک کوچولو. 21:17.149 --> 21:18.985 ‫وای، گفتی هیچوقت سمت این چیزا نمیری. 21:19.068 --> 21:22.279 ‫همه یه نقشه‌ای دارن ‫تا وقتی یه سیلی می‌خوره تو صورتشون. 21:22.363 --> 21:23.656 ‫یا چیز دیگه 21:23.739 --> 21:25.157 ‫تو چی؟ 21:25.241 --> 21:27.952 ‫شنیدم دوباره با الکس کراس روی یه پرونده‌ای. 21:28.035 --> 21:29.704 ‫بالاخره می‌خوای حرکتی بزنی؟ 21:29.787 --> 21:31.664 ‫چی... نه، نه. نه، نه، نه، من... 21:31.747 --> 21:33.332 ‫یه سری برای ازدواج ساخته شدن 21:33.416 --> 21:35.876 ‫یه سری هم برای همکار بودن و من... 21:35.960 --> 21:38.170 ‫من دقیقاً توی دسته دومم. 21:38.254 --> 21:39.588 ‫گوش کن، گوش کن، مگز، 21:39.672 --> 21:42.925 ‫چند روز پیش یه اسلحه پیدا شد، ‫بدون شماره سریال، 21:43.009 --> 21:46.053 ‫وصله به گروه بد ریلیجن، ‫و من افتادم توی یه دردسر گنده. 21:46.137 --> 21:48.889 ‫این آدما دارن می‌گردن و من باید مطمئن شم ‫هیچی پیدا نمی‌کنن. 21:48.973 --> 21:52.226 ‫باید می‌فهمیدم یه چیزی می‌لنگه ‫وقتی ایمیلت رو گرفتم. 21:52.309 --> 21:53.477 ‫ایمیلم؟ 21:53.561 --> 21:55.813 ‫همونی که لینک این تماس توش بود. 21:58.065 --> 21:59.442 ‫مگ، من ایمیلت رو ندارم. 21:59.525 --> 22:03.112 ‫من طبق پروتکل اضطراری عمل کردم ‫تا با مغز متفکر تماس بگیرم. 22:03.195 --> 22:05.322 ‫و اون به جاش تو رو بهم داد. 22:06.991 --> 22:09.785 ‫بدبخت شدیم کیلا، هر دوتامون. 22:09.869 --> 22:12.580 ‫اگه بتونم کاری کنم پلیس‌ها ‫اسلحه رو به ما 22:12.663 --> 22:14.915 ‫یا به بد ریلیجن ربط ندن درست می‌شه. ‫پرونده‌ها کجان؟ 22:14.999 --> 22:16.167 ‫لازم نیست نگران پلیس‌ها باشی. 22:16.250 --> 22:17.334 ‫این کار مغز متفکره. 22:17.418 --> 22:18.794 ‫اگه فکر کنه گندکاری شده، 22:18.878 --> 22:20.254 ‫پاکسازیش می‌کنه. 22:20.337 --> 22:22.882 ‫مگز، من می‌تونم درستش کنم، ‫می‌تونم مطمئن شم یقه ما رو نمی‌گیره، 22:22.965 --> 22:24.800 ‫من می‌دونم پرونده‌ها رو ‫خارج از اینجا نگه می‌دارن، 22:24.884 --> 22:27.636 ‫- فقط باید بدونم کجا. ‫- بازی تمومه. 22:27.720 --> 22:29.096 ‫- واقعاً می‌خوای تا تهش بری؟ ‫- آره. 22:29.180 --> 22:30.431 ‫راه دیگه‌ای بلد نیستم. 22:30.514 --> 22:31.682 ‫این کارو نکن... 22:31.766 --> 22:33.517 ‫داری چیکار می‌کنی؟ ‫همینجوری منو اینجا ول نکن. 22:33.601 --> 22:34.894 ‫مارگارت. 22:34.977 --> 22:36.979 ‫لعنتی. من این همه وقت جون نکندم 22:37.062 --> 22:39.023 ‫که بذارم یه اسلحه بی‌صاحب منو بکشه پایین. 22:39.106 --> 22:40.900 ‫صدامو می‌شنوی؟ 22:44.153 --> 22:47.907 ‫تو همیشه فرق داشتی. همه می‌دونستن. 22:47.990 --> 22:50.743 ‫همه. خب؟ 22:50.826 --> 22:53.537 ‫من اینو بهت میدم، ‫چون گور بابای مغز متفکر. 22:55.080 --> 22:56.749 ‫یه مسئول بایگانی بود، 22:56.832 --> 22:59.877 ‫به اسم ابراهیم مصطفی. 22:59.960 --> 23:01.962 ‫اگه هنوز زنده باشه، ‫می‌دونه پرونده‌ها کجاست. 23:03.005 --> 23:04.882 ‫ولی حالا باید یه کاری برام بکنی. 23:04.965 --> 23:07.176 ‫وقتی مغز متفکر رو دیدی، 23:07.259 --> 23:09.178 ‫بهش بگو کاری به کار خانواده‌م نداشته باشه. 23:09.261 --> 23:10.721 ‫اونا هیچی نمی‌دونن. 23:10.804 --> 23:12.306 ‫- و هیچوقت هم نخواهند دونست. ‫- مار، داری چی... چی... 23:12.389 --> 23:13.682 ‫نه، مارگارت... 23:13.766 --> 23:14.892 ‫نه، نه! 23:26.237 --> 23:27.571 ‫خیلی خب، پس، لو ندادش، 23:27.655 --> 23:30.366 ‫ولی حسابی ترسوندمش، ‫برای همین می‌دونه من... 23:30.449 --> 23:32.868 ‫خوبی؟ هی. 23:33.953 --> 23:36.330 ‫چی شده؟ چی شد؟ 23:36.413 --> 23:38.249 ‫خواهش می‌کنم... 23:38.332 --> 23:39.708 ‫کیلا. 23:39.792 --> 23:41.126 ‫خوبی؟ 23:45.422 --> 23:47.967 ‫من فقط یه خبر بد شنیدم. 23:48.050 --> 23:51.136 ‫یکی از دوستام همین الان مرد. 24:16.620 --> 24:18.414 ‫- خیلی خب، آروم باش دختر جون. ‫- آره. 24:19.707 --> 24:20.791 ‫آخی، گریس. 24:20.874 --> 24:23.210 ‫برای بابایی دختر خوبی باش، باشه؟ 24:23.293 --> 24:24.378 ‫- باشه. ‫- آه، شوخی کردم. 24:26.130 --> 24:27.548 ‫به زودی می‌بینمت. 24:31.260 --> 24:32.553 ‫ممنون. 24:32.636 --> 24:34.680 ‫وای خدای من. ممنون. 24:34.763 --> 24:38.600 ‫شاید حرفم رو باور نکنی بورلی، ‫ولی بچه‌هات هیچوقت در خطر نبودن. 24:38.684 --> 24:41.645 ‫آسیب زدن به بچه‌های بی‌گناه 24:41.729 --> 24:45.399 ‫فقط برای ارضای میل شخصی خودت؟ 24:47.317 --> 24:50.529 ‫راستش، آدمایی که انقدر خودخواهن... ‫لیاقت زنده موندن ندارن. 24:54.241 --> 24:56.160 ‫ولی من چی دارم میگم؟ 24:56.243 --> 24:57.494 ‫تو یه مادری. 24:57.578 --> 24:59.371 ‫حتماً تو هم همین حس رو داری. 25:00.456 --> 25:01.957 ‫البته. 25:02.041 --> 25:03.709 ‫بگو ببینم، 25:03.792 --> 25:06.628 ‫چرا هیچوقت راجع به کارای هلویگ ‫به کسی چیزی نگفتی؟ 25:08.130 --> 25:09.423 ‫نمی‌دونستم. 25:12.468 --> 25:13.844 ‫چی رو نمی‌دونستی؟ 25:16.263 --> 25:18.515 ‫اسمت توی لیست پروازها هست. 25:18.599 --> 25:22.311 ‫تو پرداخت‌های نقدی داشتی ‫به مردی که می‌دونستی 25:22.394 --> 25:25.063 ‫داره برای هلویگ دخترهای جوون قاچاق می‌کنه. 25:25.147 --> 25:27.775 ‫برای همینه که رفتی سراغ صندوق امانات. 25:27.858 --> 25:31.695 ‫می‌خواستی مطمئن شی هیچی علیه تو نیست. 25:34.198 --> 25:35.407 ‫خواهش می‌کنم. 25:36.658 --> 25:37.785 ‫بچه‌هام بهم نیاز دارن. 25:37.868 --> 25:39.953 ‫تو لیاقت بچه نداری. 25:43.665 --> 25:44.917 ‫و بچه‌هات 25:45.000 --> 25:47.753 ‫لیاقت یه آشغالی مثل تو ‫رو به عنوان مادر ندارن. 26:37.886 --> 26:39.137 ‫سلام. 26:39.221 --> 26:41.139 ‫ممنون که مراقب بچه‌ها بودی. 26:41.223 --> 26:42.266 ‫آره، خوش گذشت. 26:44.768 --> 26:46.895 ‫کمک جانی کردم گوشیش رو راه بندازه. 26:46.979 --> 26:49.356 ‫تو بهش گفتی 26:49.439 --> 26:51.358 ‫سرم شلوغ‌تر از اونه که برم باهاش خرید؟ 26:53.277 --> 26:54.987 ‫چی باید می‌گفتم؟ 26:55.070 --> 26:56.822 ‫هوم؟ 26:56.905 --> 26:58.824 ‫ببین، ال... 27:01.076 --> 27:03.954 ‫مطمئن نیستم... 27:04.037 --> 27:07.291 ‫ایده خوبی باشه که هی بیای اینجا. 27:09.584 --> 27:10.627 ‫چرا؟ 27:10.711 --> 27:12.337 ‫خودت می‌دونی چرا. 27:12.421 --> 27:14.006 ‫گیج کننده‌ست. 27:14.089 --> 27:16.341 ‫من فقط با تو رابطه نداشتم الکس. 27:16.425 --> 27:18.468 ‫من با خانواده‌ت رابطه داشتم. 27:18.552 --> 27:20.679 ‫برام مهمه. 27:20.762 --> 27:22.556 ‫و برای اونا هم مهمه، مخصوصاً جنی. 27:22.639 --> 27:25.392 ‫فکر کنم بد باشه اگه یه نفر دیگه ‫از زندگیش یهو غیبش بزنه. 27:25.475 --> 27:27.936 ‫صبر کن، واقعاً می‌خوای باور کنم ‫این بخاطر خانواده‌مه، 27:28.020 --> 27:31.231 ‫وقتی یه دقیقه ازم استفاده می‌کنی، ‫دقیقه بعد بهم میگی 27:31.315 --> 27:33.608 ‫تموم کردیم، و الان هم داری ‫بهم میگی چی برای دخترم خوبه 27:33.692 --> 27:36.987 ‫در حالی که داری به همسر به قتل رسیده‌م ‫کنایه می‌زنی؟ 27:37.070 --> 27:38.905 ‫رو راست باش. این راجع به من و توئه. 27:38.989 --> 27:39.990 ‫نه خانواده‌م. 27:40.073 --> 27:41.116 ‫روراستی می‌خوای الکس؟ 27:41.199 --> 27:42.909 ‫- آره، روراست باش. ‫- الکس، 27:42.993 --> 27:44.828 ‫آدمایی که دورتن، که بهت نیاز دارن، 27:44.911 --> 27:46.621 ‫به تو زنگ نمی‌زنن. 27:46.705 --> 27:48.332 ‫به من زنگ می‌زنن. 27:49.374 --> 27:52.502 ‫و من با کمال میل اون جای ‫خالی رو براشون پر می‌کنم. 27:52.586 --> 27:54.671 ‫و جای خالی رو برای تو ‫هم پر می‌کردم، ولی تو... 27:54.755 --> 27:56.506 ‫تو نتونستی صادق باشی. 27:56.590 --> 27:58.842 ‫اشتباه کردم. اون مال گذشته بود. 27:58.925 --> 28:00.135 ‫تا کی می‌خوای اون رو بکوبی تو سرم؟ 28:00.218 --> 28:01.261 ‫تا کی؟ 28:02.512 --> 28:04.514 ‫خودت این آش رو پختی. 28:06.725 --> 28:10.270 ‫خب، اگه جنی ناامیدت می‌کرد، ‫بهش شانس دوباره می‌دادی؟ 28:14.941 --> 28:16.610 ‫پس چرا به من نمی‌دی؟ 28:35.128 --> 28:36.713 ‫هی، دو جان. 28:36.797 --> 28:39.925 ‫دلکنر گفت یه کپی از پرونده دوورنی خواستی؟ 28:40.008 --> 28:41.843 ‫آره، من... 28:41.927 --> 28:43.553 ‫کنجکاو شدم. 28:43.637 --> 28:45.138 ‫آره. 28:45.222 --> 28:46.431 ‫می‌فهمم. 28:46.515 --> 28:47.891 ‫خب، می‌تونی این رو هم به کپیت اضافه کنی. 28:47.974 --> 28:50.602 ‫اثر انگشت روی آلت قتل اومد. 28:50.685 --> 28:52.437 ‫مال اونه. 28:53.522 --> 28:54.731 ‫غافلگیر شدی؟ 28:54.815 --> 28:57.192 ‫فکر می‌کردم همه چی حاضره ‫و فقط یه روبان کم داره. 28:57.275 --> 28:58.819 ‫آره، انگار نه. 28:59.820 --> 29:02.197 ‫ولی امیدوار بودم یه احتمالی ‫باشه که کار اون نباشه. 29:02.280 --> 29:04.366 ‫اگه خانواده من بود اینو می‌خواستم. 29:05.534 --> 29:07.410 ‫بابت نیتت ممنونم، ایمی‌لین. 29:08.995 --> 29:10.539 ‫ولی اون عضو خانواده من نیست. 29:12.833 --> 29:14.251 ‫هی! 29:14.334 --> 29:15.919 ‫بهت بدهکارم. 29:22.926 --> 29:24.010 ‫سلام، الکس. 29:24.094 --> 29:25.220 ‫سلام، چطوری؟ 29:25.303 --> 29:27.973 ‫روز سختی بود. هنوزم سخته. 29:28.056 --> 29:29.850 ‫خب، بعداً زنگ بزنم 29:29.933 --> 29:31.977 ‫یا یه خبری می‌خوای که شاید خوشت بیاد؟ 29:32.060 --> 29:34.104 ‫نه، نه، نه، خبر بده. خواهش می‌کنم خوب باشه. 29:34.187 --> 29:36.314 ‫زوکف بلیط خریده برای شیکاگو. 29:36.398 --> 29:38.525 ‫فردا کله سحر میره. 29:38.608 --> 29:40.235 ‫وای، به این زودی؟ تحت نظره؟ 29:40.318 --> 29:42.237 ‫آره، با پلیس شیکاگو هماهنگیم. 29:42.320 --> 29:45.282 ‫وقتی بشینه می‌گیرنش و تا وقتی ‫ما برسیم اونجا مراقبشن. 29:45.365 --> 29:48.410 ‫هی، ببین، اگه هنوز به اون فضا نیاز داری ‫من می‌تونم سنگر رو حفظ کنم. 29:48.493 --> 29:50.161 ‫نه، شکار یه قاتل سریالی 29:50.245 --> 29:53.123 ‫دقیقاً همون چیزیه که الان ‫برای پرت شدن حواسم لازم دارم. 31:27.759 --> 31:29.344 ‫برات قهوه گرفتم 31:29.427 --> 31:30.720 ‫و یه شیرینی دانمارکی. 31:30.804 --> 31:32.138 ‫طعم تمشک نداشتن. 31:32.222 --> 31:34.140 ‫یادت مونده. 31:37.143 --> 31:38.686 ‫خدای من. 31:38.770 --> 31:40.438 ‫فقط می‌خوام نگات کنم. 31:40.522 --> 31:42.899 ‫فکر نمی‌کردم تا ماه آینده بیای. 31:42.982 --> 31:44.734 ‫خوشبختانه تو شهرم. 31:44.818 --> 31:46.277 ‫آره. 31:48.279 --> 31:50.198 ‫ولی قراره عصبانی بشی. 31:51.741 --> 31:52.992 ‫چرا؟ 31:53.076 --> 31:54.869 ‫ام... 31:54.953 --> 31:58.248 ‫چندتا پلیس اومده بودن سراغت رو می‌گرفتن. 31:58.331 --> 32:00.291 ‫راستش، یکیشون پلیس بود. 32:00.375 --> 32:02.085 ‫اون یکی اف‌بی‌آی بود. 32:02.168 --> 32:05.213 ‫می‌دونن که من پارسال کمکت کردم ‫وارد اون مراسم سخنرانی بشی. 32:05.296 --> 32:07.382 ‫می‌گفتن یکی می‌خواد تو رو بکشه. 32:07.465 --> 32:08.716 ‫منو؟ 32:08.800 --> 32:10.218 ‫اسمم رو می‌دونن؟ 32:10.301 --> 32:11.719 ‫فقط راموس. 32:11.803 --> 32:13.471 ‫ولی می‌دونن که الکیه. 32:14.848 --> 32:16.683 ‫- نباید می‌اومدی. ‫- مجبور بودم. 32:16.766 --> 32:18.101 ‫گفتن جونت تو خطره. 32:18.184 --> 32:19.394 ‫خطر خود اون لعنتی‌هان... 32:25.316 --> 32:26.693 ‫متاسفم مک. 32:26.776 --> 32:27.819 ‫تقصیر تو نیست. 32:27.902 --> 32:29.821 ‫احتمالاً مسئله‌ی مهمی هم نیست. 32:30.947 --> 32:32.323 ‫عاشقتم که اومدی. 32:39.372 --> 32:41.082 ‫اگه اومد بگو دوباره برام بریزه، باشه؟ 32:41.165 --> 32:42.625 ‫- باشه. ‫- باید برم دستشویی. 32:49.883 --> 32:51.926 ‫غیبش زد. نمی‌بینمش. 32:52.010 --> 32:54.304 ‫منم همین‌طور. کی در پشتی رو داره؟ 32:54.387 --> 32:56.014 ‫جنکوفسکی، خبریه؟ 32:56.097 --> 32:57.640 ‫نه. هیچکس داخل یا خارج نشده. 33:05.440 --> 33:07.483 ‫هنوز نمی‌بینمش، کیلا. 33:07.567 --> 33:09.611 ‫- حس خوبی ندارم. ‫- بفرستشون تو. 33:09.694 --> 33:12.196 ‫- بفرستشون. ‫- تیم آبی، حرکت. 33:12.280 --> 33:14.157 ‫تکرار می‌کنم: تیم آبی، حرکت! 33:17.327 --> 33:18.911 ‫آشپزخونه امنه. 33:18.995 --> 33:20.121 ‫دستشویی امنه. 33:20.204 --> 33:21.873 ‫کوچه‌ی سمت هالستد رو چک کنید. 33:32.925 --> 33:34.886 ‫داره فرار می‌کنه، سمت ‫جنوب تو خیابون هالستد. 33:47.231 --> 33:49.233 ‫- مترو. ‫- هوم. 33:50.234 --> 33:52.445 ‫- برو کنار. برو کنار. پلیس! برو کنار! ‫- برید کنار! اف‌بی‌آی! 33:52.528 --> 33:54.572 ‫- پلیس! ‫- برو، برو، برو، برو... 33:54.655 --> 33:57.075 ‫لعنتی... قطار رو نگه دارید. 33:57.158 --> 33:58.701 ‫تو برو اون پایین. ‫من این واگن رو می‌گردم. بدو، بدو! 33:58.785 --> 34:00.036 ‫من پایینم. 34:00.119 --> 34:01.954 ‫خونسرد باشید. پلیس. 34:02.038 --> 34:03.664 ‫- قطار رو نگه دار. تکون نخور. ‫- اف‌بی‌آی! 34:03.748 --> 34:06.042 ‫همه برن کنار. 34:06.125 --> 34:07.335 ‫کنار. 34:10.129 --> 34:12.924 ‫همه خونسردی خودتون رو حفظ کنید. 34:13.007 --> 34:14.550 ‫پلیس. 34:14.634 --> 34:16.886 ‫همه چی مرتبه، ‫فقط سر جاتون بشینید. 34:23.101 --> 34:24.352 ‫خیلی خب. پلیس. 34:24.435 --> 34:25.812 ‫خونسرد باشید. 34:25.895 --> 34:27.146 ‫افسر پلیس. 34:27.230 --> 34:28.439 ‫همه چی رو به راهه. 34:28.523 --> 34:30.191 ‫فقط آروم باشید. 34:35.488 --> 34:37.573 ‫هیچی نیست. 34:37.657 --> 34:39.242 ‫لعنتی. 34:42.954 --> 34:44.580 ‫ادامه بدید. 34:47.458 --> 34:48.501 ‫رفت پایین. 34:48.584 --> 34:50.670 ‫- راه دیگه‌ای نداشت. ‫- آره. 34:57.385 --> 34:59.303 ‫چراغ قوه. 35:00.304 --> 35:01.556 ‫اون ریل لعنتی برق داره. 35:01.639 --> 35:03.599 ‫خب، زنده موند. 35:34.672 --> 35:35.923 ‫کراس، اینجام. 35:36.007 --> 35:38.050 ‫چیزی در مورد تونل‌های این پایین می‌دونی؟ 35:38.134 --> 35:40.052 ‫می‌دونی تهش به کجا می‌رسه؟ 35:40.136 --> 35:42.305 ‫زمستون‌ها بی‌خانمان‌ها میان اینجا. 35:42.388 --> 35:44.390 ‫ولی بیشتر درهای این بخش ‫مهر و موم شده‌ست. 35:46.475 --> 35:48.269 ‫- امنه. ‫- امنه. 36:00.489 --> 36:02.909 ‫قفل نیست. 36:02.992 --> 36:05.244 ‫می‌گن یه بخش از تونل زیر اینجاست، 36:05.328 --> 36:07.246 ‫برای خط طلایی که هیچوقت نساختنش. 37:08.974 --> 37:09.975 ‫گیر کرده. 37:10.059 --> 37:11.560 ‫فکر کنم یه چیزی جلوش رو گرفته. 37:11.644 --> 37:13.312 ‫بذار ببینم می‌تونم تکونش بدم. 37:42.508 --> 37:43.592 ‫- همه حالشون خوبه؟ ‫- صدمه دیدی؟ 37:43.676 --> 37:45.970 ‫- جنکوفسکی، ویلیامز، جواب بدین. ‫- خوبیم. 37:46.053 --> 37:47.680 ‫- کیلا؟ ‫- آره، من خوبم. 37:49.181 --> 37:50.808 ‫خیلی خب. دنبالم بیاید. 38:18.752 --> 38:20.754 ‫- امنه. ‫- امنه. 38:52.536 --> 38:54.413 ‫اینا رونوشت‌های حقوقیه. 38:55.706 --> 38:57.041 ‫لعنتی. 38:57.124 --> 38:59.168 ‫این چیزای عجیب و غریب رو ببین. 39:22.441 --> 39:25.402 ‫شبیه اون اثر چاکا می‌مونه. 39:25.486 --> 39:27.863 ‫جنکوفسکی، این شبیه اون اثر چاکا نیست 39:27.947 --> 39:30.032 ‫که مرکز شهر گذاشتن؟ 39:35.788 --> 39:37.247 ‫عجب. اونا انگشتن؟ 39:38.332 --> 39:40.167 ‫وای. 39:40.250 --> 39:41.710 ‫این یارو تو چه فازیه؟ 39:47.383 --> 39:49.843 ‫چیزی که از صندوق امانات ‫هلوینگ می‌خواستی رو پیدا کردی؟ 39:49.927 --> 39:52.346 ‫بیشتر از چیزی که می‌خواستم. 39:52.429 --> 39:55.224 ‫اینا پرونده‌های پزشکی یکی از اون بچه‌هاست. 39:56.266 --> 39:58.018 ‫از هنفورد فیلد؟ 39:58.102 --> 40:00.813 ‫هفت تا بچه مردن. اما یکی‌شون... 40:00.896 --> 40:02.856 ‫فرانسیسکو هررا... 40:02.940 --> 40:04.608 ‫زنده موند. 40:05.693 --> 40:07.945 ‫ببین خاله، اون الان مکزیکه، 40:08.028 --> 40:09.279 ‫و هلوینگ عکس‌های بزرگسالیش رو داره. 40:09.363 --> 40:11.407 ‫احتمالاً برای ضمانت. 40:11.490 --> 40:13.742 ‫یه قربانی، اگه یه وقت لازمش می‌شد. 40:13.826 --> 40:15.994 ‫اگه زنده مونده، یعنی لازم ‫نیست انتقامش رو بگیری. 40:18.831 --> 40:21.250 ‫مرده به خاطر اون زنده موند. 40:21.333 --> 40:24.545 ‫مامانم. اون زنده موند ‫تا بتونه اسم اونایی که به اندازه‌ی اون 40:24.628 --> 40:26.463 ‫خوش‌شانس نبودن رو بهمون بگه. 40:27.506 --> 40:29.466 ‫و اینکه کار کی بوده. 40:29.550 --> 40:33.011 ‫حالا، با کمال افتخار پاول ‫هارتسفیلد رو بهتون معرفی می‌کنم. 40:33.095 --> 40:35.180 ‫پاول معاون سابق دستیار وزیر 40:35.264 --> 40:37.141 ‫در وزارت کار هستن. 40:37.224 --> 40:41.103 ‫ایشون همچنین یکی از دوستان قدیمی ‫مزارع کرست‌بروک هستن. 40:41.186 --> 40:44.732 ‫حضور ایشون و همکاری ‫مستقیمشون در خط مقدم با تیم ما، 40:44.815 --> 40:47.151 ‫برای تدوین استراتژی‌های عادلانه‌ی کار، 40:47.234 --> 40:49.069 ‫از جمله اجرای تدابیر حمایتی 40:49.153 --> 40:51.738 ‫برای کارگران زحمتکش‌مون در سراسر جهان، 40:51.822 --> 40:54.992 ‫یه برد اساسی برای صنایع کرست‌بروک بوده. 40:55.075 --> 40:56.410 ‫بله، همین‌طوره. 40:56.493 --> 40:58.287 ‫خب پس، به نظر میاد لحظه‌ی مناسبیه 40:58.370 --> 41:00.372 ‫تا اخبار طرف خودمون رو به اشتراک بذاریم. 41:00.456 --> 41:02.833 ‫خوشحالم که تایید کنم ‫ما از ابتکار منبع غذایی جهانی 41:02.916 --> 41:04.376 ‫حمایت خواهیم کرد. 41:04.460 --> 41:06.378 ‫هی! 41:06.462 --> 41:09.465 ‫ایول! آره! آره! 41:09.548 --> 41:11.300 ‫ممنونم، ممنونم. نمی‌تونی تصور کنی 41:11.383 --> 41:14.052 ‫این چقدر برام ارزشمنده بارنبی. و ممنونم 41:14.136 --> 41:17.389 ‫که کمک می‌کنی تا با هم دنیایی بسازیم 41:17.473 --> 41:19.892 ‫که توش گرسنگی وجود نداشته باشه. 41:19.975 --> 41:22.936 ‫خب خانم‌ها و آقایان، از این بهتر نمی‌شد. ‫برای امروز کافیه. 41:23.020 --> 41:26.732 ‫بارنبی، اواخر هفته تماس می‌گیرم ‫و یه قراری می‌ذاریم، باشه؟ 41:26.815 --> 41:29.443 ‫ممنونم. وای پسر، چطور بود؟! 41:29.526 --> 41:31.987 ‫فوق‌العاده بود. خوب بود. 41:32.070 --> 41:33.947 ‫ممنون بچه‌ها. دمتون گرم. 41:34.031 --> 41:35.199 ‫با احتیاط رانندگی کنید. 41:35.282 --> 41:37.493 ‫نت. در رو ببند. 41:38.660 --> 41:40.037 ‫چی فهمیدی؟ 41:40.120 --> 41:41.622 ‫نیروهای ویژه تو شیکاگو ردش رو زدن. 41:41.705 --> 41:43.081 ‫- خب. ‫- ولی فرار کرده. 41:43.165 --> 41:45.334 ‫لعنت بهش. 41:46.376 --> 41:48.795 ‫هی. بالاخره اسم واقعی ‫دو انگشتی رو پیدا کردیم. 41:48.879 --> 41:50.964 ‫لینکلن استبان، ۳۶ ساله، 41:51.048 --> 41:53.050 ‫۲۵ سال پیش غیرقانونی از خالیسکو اومده. 41:53.133 --> 41:55.510 ‫۱۱ سال اخیر کاملاً ناپدید بوده، ‫پس خیلی هم کمکی نمی‌کنه، 41:55.594 --> 41:57.721 ‫ولی حداقل دیگه از لقب استفاده نمی‌کنیم. 41:57.804 --> 42:00.349 ‫- خدا رو شکر بابت همین چیزای کوچیک. ‫- آره. 42:00.432 --> 42:03.185 ‫- هی، بیاید ببینید. ‫- چیزی از اینا دستگیرت شد؟ 42:03.268 --> 42:05.562 ‫با یه کارشناس تو دانشگاه امریکن صحبت کردم. 42:05.646 --> 42:08.482 ‫تصویرسازی‌هاش مشخصاً المان‌های ‫آمریکای مرکزی رو داره. 42:08.565 --> 42:10.317 ‫و «لا لوز» یعنی نور. 42:10.400 --> 42:12.653 ‫پس اون اینو یه زیارتگاه ‫برای الهه‌ی نور می‌دونه، 42:12.736 --> 42:16.615 ‫اما انگار استبان این الهه رو خودش درآورده. 42:16.698 --> 42:17.991 ‫برای مردی که آدم می‌کشه و ناقص می‌کنه 42:18.075 --> 42:20.035 ‫الهه عجیبیه، نه؟ 42:20.118 --> 42:22.454 ‫و اینا وسط زیارتگاه بودن. 42:22.537 --> 42:24.915 ‫این یه جور قربانیه؟ 42:24.998 --> 42:28.126 ‫این توضیح می‌ده که چرا استبان ‫انگشت‌های قربانی‌هاش رو برمی‌داره، 42:28.210 --> 42:30.921 ‫اما اگه اینا قربانی هستن، 42:31.004 --> 42:34.633 ‫چرا باید انگشت‌های هلوینگ رو ‫برای لنس دورند بفرسته؟ 42:34.716 --> 42:36.218 ‫یه چیزی جور در نمیاد. 42:36.301 --> 42:38.053 ‫استبان اینا رو نگه داشته بود. 42:38.136 --> 42:40.305 ‫گذاشته بودشون روی زیارتگاه. 42:40.389 --> 42:41.932 ‫یه نماد. 42:42.015 --> 42:44.476 ‫از سرسپردگی، وفاداری. 42:44.559 --> 42:45.894 ‫و اینا مهمن. 42:45.978 --> 42:48.438 ‫یعنی، اینا براش اهمیت دارن. ‫شخصی هستن، اینا... 42:49.815 --> 42:51.775 ‫لعنتی. 42:51.858 --> 42:53.610 ‫شرط می‌بندم انگشت‌های خودشه. 42:55.028 --> 42:56.822 ‫خیلی خب. 42:56.905 --> 43:00.325 ‫خیلی خب، پس انگشت‌های خودش قربانیه. 43:00.409 --> 43:02.494 ‫وفاداری به الهه‌ش. 43:02.577 --> 43:05.330 ‫و انگشت‌های اونا مجازاته. 43:05.414 --> 43:08.542 ‫- انتقام از قربانی‌هاش. ‫- هوم. 43:08.625 --> 43:10.961 ‫آره، اینو ببین. 43:11.044 --> 43:13.755 ‫آزمایشگاه اف‌بی‌آی داره ‫اسناد سوخته رو پردازش می‌کنه. 43:13.839 --> 43:15.549 ‫این یه جور دفتر حساب‌کتابه. 43:15.632 --> 43:17.718 ‫توی اسکن یه لیست از تاریخ‌ها و اعداد بود. 43:17.801 --> 43:19.302 ‫تاریخ بعدی جمعه‌ست. 43:19.386 --> 43:21.346 ‫باشه، من فکر کنم یه چیزی دیدم قبلاً. 43:21.430 --> 43:23.598 ‫آره، آره. اونو بیار. 43:26.727 --> 43:28.562 ‫اینجا، ببین. 43:31.857 --> 43:34.651 ‫- کامیون‌ها، پلاک... ‫- نه، نه، نه. برش گردون. نگاه کن. 43:34.735 --> 43:36.695 ‫می‌بینی؟ 43:37.738 --> 43:39.156 ‫با دفتر حساب‌کتابه یکی در میاد. 43:39.239 --> 43:41.742 ‫آره، این اعداد ده رقمی... ‫باید مختصات باشن. 43:41.825 --> 43:43.243 ‫درسته؟ طول و عرض جغرافیایی. 43:50.125 --> 43:52.586 ‫هوم. هارلینجن، تگزاس. 43:52.669 --> 43:53.920 ‫یه شهر مرزیه. 43:54.004 --> 43:55.797 ‫از اونجا یه سنگ بندازی می‌افته تو مکزیک. 43:55.881 --> 43:58.800 ‫اون داره اونجا چیزی رو ردیابی می‌کنه ‫یا قراره خودش اونجا باشه؟ 43:58.884 --> 44:01.261 ‫در هر صورت، ما باید بریم تگزاس. 44:01.344 --> 44:02.429 ‫اسبو زین کن. 44:02.512 --> 44:03.764 ‫- این کارو نکن. نه. ‫- چی؟ 44:03.847 --> 44:05.182 ‫نه. 44:05.265 --> 44:08.018 ‫مادربزرگ اون جواب نمی‌ده. 44:08.101 --> 44:10.479 ‫چرا؟ بچه‌ها دوستش دارن. 44:10.562 --> 44:12.439 ‫من... مشکل چیه؟ 44:12.522 --> 44:13.982 ‫- بهش اعتماد نداری؟ ‫- خب، ا... 44:14.065 --> 44:17.277 ‫ولی... درسته، ولی مگه نگفتی، ‫خانم ویلیامز می‌تونه از بچه‌ها مراقبت کنه؟ 44:17.360 --> 44:20.447 ‫بهش فکر کردم، ولی ال منطقی‌تره. 44:20.530 --> 44:23.658 ‫هر دو تامون داریم می‌ریم، و جان ‫هم داره با تو میاد تگزاس. 44:23.742 --> 44:25.994 ‫ال آشناترین چهره‌ایه که 44:26.077 --> 44:27.704 ‫می‌تونن صبح با دیدنش بیدار بشن. 44:27.787 --> 44:30.874 ‫اون اول صبح میاد و صبحانه میاره. 44:30.957 --> 44:33.627 ‫این‌جوری، بچه‌های من مجبور ‫نیستن غلات صبحانه سرد بخورن. 44:35.086 --> 44:36.838 ‫ممنون، مامان‌جون. 44:36.922 --> 44:40.091 ‫اون یه چهره‌ی سیاسیه. ‫می‌دونستیم قراره این اتفاق بیفته. ‫[معاون رئیس روی مک‌الهنن] 44:40.175 --> 44:41.760 ‫هی، فقط دور و بر دوربین‌ها نپلک. 44:41.843 --> 44:44.513 ‫نمی‌خوام وقتی اخبار رو می‌زنم ‫اون قیافه‌ی داغونت رو 44:44.596 --> 44:46.598 ‫اون پشت مشتا ببینم، گرفتی؟ 44:46.681 --> 44:49.351 ‫خیلی خب، عالیه. باشه، ممنون. 44:50.644 --> 44:53.104 ‫- سلام. ‫- سلام. 44:53.188 --> 44:55.232 ‫پیامم رو گرفتی؟ 44:55.315 --> 44:56.983 ‫هوم. 44:57.067 --> 44:58.276 ‫حالش چطوره؟ 44:59.444 --> 45:00.612 ‫مُرده. 45:01.696 --> 45:04.074 ‫فکر می‌کرد مغز متفکر می‌خواد ‫همه چی و همه کس رو پاکسازی کنه 45:04.157 --> 45:06.243 ‫و فهمید فقط بحث زمانه تا نوبتش بشه، 45:06.326 --> 45:08.161 ‫برای همین خودش زودتر کار رو تموم کرد. 45:08.245 --> 45:10.163 ‫ای وای. 45:10.247 --> 45:12.499 ‫این وضعیت خیلی داغونه. 45:12.582 --> 45:15.585 ‫آره، من یه تیم تاکتیکی سه نفره با ‫حمل و نقل امن لازم دارم، 45:15.669 --> 45:16.962 ‫با یه تیم حفاظتی ۴۸ ساعته... 45:17.045 --> 45:18.797 ‫- کیلا، نه. ‫- اما... من... باشه، 45:18.880 --> 45:20.840 ‫- بکنیدش دو نفره... ‫- بس کن! 45:20.924 --> 45:22.717 ‫گوش کن. 45:23.885 --> 45:25.679 ‫این پیشنهادی که میدی جلب توجه می‌کنه. 45:25.762 --> 45:28.056 ‫اگه هر کسی اون بالا اینو بشنوه، 45:28.139 --> 45:30.183 ‫دودمانت رو به باد می‌دن. 45:30.267 --> 45:32.477 ‫مغز متفکر می‌خواد ردها رو پاک کنه، 45:32.560 --> 45:34.688 ‫- و من نمی‌تونم تنهایی انجامش بدم. ‫- درک می‌کنم 45:34.771 --> 45:36.398 ‫که تو چه مخمصه‌ای هستی، واقعاً می‌فهمم. 45:36.481 --> 45:39.109 ‫ولی تو این مورد دستت به هیچ‌جا بند نیست. 45:39.192 --> 45:41.861 ‫نه تپه‌ای هست، نه نیروی کمکی‌ای. 45:43.530 --> 45:46.491 ‫نمی‌تونم... نمی‌تونم تنهایی انجامش بدم. 45:46.574 --> 45:47.993 ‫- روی، نمی‌تونم تنهایی انجامش بدم. ‫- می‌فهمم. 45:48.076 --> 45:50.245 ‫مامور کریگ. معماش اینه. 45:50.328 --> 45:52.455 ‫نمی‌تونی تنهایی انجامش بدی، 45:52.539 --> 45:54.958 ‫از نیروهای اف‌بی‌آی ‫هم نمی‌تونی استفاده کنی. 45:55.041 --> 45:56.293 ‫یه فکری بکن. 45:57.335 --> 45:58.336 ‫متوجه شدم. 46:05.176 --> 46:08.263 ‫صبر کن، صبر کن، چقدر غیررسمی؟ 46:08.346 --> 46:09.806 ‫قانونی بود؟ 46:09.889 --> 46:11.474 ‫روی گفت قانونیه. 46:11.558 --> 46:13.309 ‫سال دوم کارم بود، برای همین باورش کردم. 46:13.393 --> 46:14.602 ‫ولی الان چی؟ 46:15.645 --> 46:18.189 ‫من بهش می‌گم شاهکار عمو سام. 46:18.273 --> 46:20.191 ‫کاملاً قانونیه تا وقتی که گیر بیفتی. 46:20.275 --> 46:21.568 ‫تو؟ 46:21.651 --> 46:23.361 ‫اونا. 46:23.445 --> 46:25.405 ‫بی‌خیال دیگه، کیلا. بی‌خیال. 46:25.488 --> 46:27.157 ‫مجبورم نکن به زور از زیر زبونت بکشم بیرون. 46:28.241 --> 46:30.201 ‫لابد یکی فکر کرده ‫به درد قربانی شدن می‌خورم. 46:30.285 --> 46:32.954 ‫ولی می‌تونی به موقع خودت رو بکشی کنار. 46:34.039 --> 46:35.248 ‫امیدمون همینه. 46:35.331 --> 46:37.042 ‫چه کمکی از دست من برمیاد؟ 46:37.125 --> 46:38.877 ‫هیچی. ‫نمی‌خوام پات به این قضیه باز بشه. 46:38.960 --> 46:40.754 ‫- من... ‫- نه، نه، نه. نه، نه، تو... 46:40.837 --> 46:43.423 ‫تو هوای منو داشتی. ‫بذار منم هوای تو رو داشته باشم. 46:43.506 --> 46:46.301 ‫تازه، از نظر فنی، ما الان همکاریم، پس... 46:46.384 --> 46:48.136 ‫خیلی لطف داری. 46:48.219 --> 46:50.305 ‫ولی الان سرمون خیلی شلوغه، 46:50.388 --> 46:53.433 ‫و یکی دیگه هم هست که فکر ‫کنم می‌تونه تو این قضیه کمک کنه. 46:53.516 --> 46:55.685 ‫- خیلی خب. ‫- ولی ممنونم. 46:55.769 --> 46:58.980 ‫واقعاً، شنیدن این حرف ازت ‫خیلی حس خوبی داشت. 46:59.063 --> 47:02.317 ‫خب... پیشنهادم همیشه سر جاشه. 47:02.400 --> 47:05.028 ‫باشه؟ هر وقت، هر جا. 47:05.111 --> 47:07.197 ‫- خوبی؟ ‫- آره. 47:35.475 --> 47:37.644 ‫۳۰۷ رو باز کنید! 47:43.775 --> 47:45.819 ‫دستبند بزنید! 47:47.779 --> 47:50.240 ‫استعمارگرهای حروم‌لقمه. 47:51.908 --> 47:53.785 ‫بشین. 48:09.634 --> 48:11.928 ‫خب، بهتر از چیزی که ‫انتظار داشتم به نظر میای. 48:13.471 --> 48:15.807 ‫خب، اونا یه مرطوب‌کننده‌ی کره شیا معرکه 48:15.890 --> 48:19.519 ‫توی فروشگاه زندان دارن. 48:19.602 --> 48:21.187 ‫شاید بخوای یه کم بگیری ببری. 48:21.271 --> 48:23.481 ‫اوه. ببرم کجا؟ 48:23.565 --> 48:24.857 ‫مهمه؟ 48:26.609 --> 48:29.320 ‫چی انقدر تو رو بهم ریخته 48:29.404 --> 48:32.323 ‫که حاضری هیولا رو آزاد کنی؟ 48:32.407 --> 48:34.617 ‫مهمه؟ 48:35.702 --> 48:37.036 ‫نوچ. 48:37.120 --> 48:39.872 ‫همین‌جوری خواستم حرف بزنیم. 48:39.914 --> 48:44.877 www.Doostihaa.com