WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:44.586 --> 00:47.839 یک قرن پس از چنگیز خان، 00:47.922 --> 00:51.342 امپراتوری مغول در دوران طاعون سیاه درگیر نبرد است. 00:51.426 --> 00:54.971 خان‌ها در حال جنگ، پادشاهان دست‌نشانده می‌گمارند، 00:55.054 --> 01:00.393 و برای حفظ کنترل خود 01:00.477 --> 01:05.773 که شریان حیاتی آسیا و اروپا به شمار می‌رود. 01:07.233 --> 01:09.527 در قلب این کشمکش، 01:09.611 --> 01:13.573 تیمور جوان از طایفه بارلاس، با سوگند وفاداری به حاکمان مغول 01:13.656 --> 01:19.245 برای حفظ صلحی شکننده، در برابر طایفه خود می‌ایستد. 01:19.329 --> 01:23.750 با تغییر موازنه قدرت و ظهور جنگ‌سالاران، 01:23.833 --> 01:28.755 سرنوشت امپراتوری‌ها 01:28.838 --> 01:32.967 و جاده ابریشم به مویی بند است. 01:33.051 --> 01:34.552 تیمور... 01:43.353 --> 01:47.482 شهر سمرقند 02:03.248 --> 02:04.374 برخیز! 02:14.050 --> 02:18.805 نوه پادشاه 02:21.975 --> 02:27.438 تیمور بارلاس فرمانده ارتش پادشاه 02:46.541 --> 02:48.418 باید از پادشاه محافظت کنیم. 04:10.416 --> 04:12.084 بالاخره رسیدی. 04:12.794 --> 04:16.631 کِی‌خسرو معاون تیمور 04:20.843 --> 04:22.303 پدربزرگ... 04:23.638 --> 04:24.805 چه کسی این کار را کرد؟ 04:25.723 --> 04:27.099 مغول‌ها. 04:28.017 --> 04:30.436 خودِ تغلق‌خان او را منصوب کرده بود. 04:31.270 --> 04:34.357 چرا مغول‌ها باید پادشاهی را بکشند که به آن‌ها خراج می‌داد؟ 04:34.941 --> 04:36.567 اینجا چه خبر است؟ 04:36.651 --> 04:39.779 رهبر طایفه بارلاس 04:39.862 --> 04:41.572 خنجر بارلاس‌ها؟ 04:43.908 --> 04:45.076 کار تو بود؟ 04:45.409 --> 04:46.911 کار من نبود. 04:47.411 --> 04:50.665 او فقط یک دست‌نشانده تحت کنترل مغول‌ها بود. 04:50.748 --> 04:53.626 آن‌ها کاری کردند که به نظر برسد کار بارلاس‌ها بوده، 04:54.710 --> 04:55.962 کار طایفه ما. 04:58.673 --> 05:01.634 مردانم را جمع می‌کنم و با برادرت در خراسان صحبت می‌کنیم 05:02.134 --> 05:04.136 تا پادشاه بعدی ما باشد. 05:05.137 --> 05:06.389 و تو... 05:08.975 --> 05:11.018 باید بفهمی چه کسی این کار را کرده. 05:14.063 --> 05:16.482 اگر نفهمم چه، برادرزاده؟ 05:22.488 --> 05:26.284 خبر مرگ پادشاه را پخش کنید. 05:28.619 --> 05:29.870 پادشاه مرده است! 05:29.954 --> 05:32.748 اگر او سعی کند تخت را تصاحب کند چه؟ 05:36.168 --> 05:39.213 اشراف را متقاعد کن که منتظر بازگشت ما به همراه حسین بمانند. 05:41.841 --> 05:43.467 چون اگر منتظر نمانند، 05:45.052 --> 05:47.179 سمرقند به جنگ کشیده می‌شود. 05:48.055 --> 05:49.890 تغلق‌خان خواهد آمد. 05:54.520 --> 05:55.730 تیمور، 05:56.939 --> 05:58.858 نوبت تو کی می‌رسد؟ 06:00.318 --> 06:01.694 کِی‌خسرو... 06:02.987 --> 06:04.280 فراموشش کن. 06:10.327 --> 06:12.329 پادشاه مرده است! 06:14.707 --> 06:16.709 پادشاه مرده است! 06:20.838 --> 06:22.840 پادشاه مرده است! 06:23.549 --> 06:25.217 پادشاه مرده است! 06:30.848 --> 06:40.524 آخرین جهان‌گشا 06:47.323 --> 06:50.951 در غیاب ما، ترس‌هایمان برای سمرقند به واقعیت پیوست. 06:51.035 --> 06:52.036 یک سال بعد 06:52.119 --> 06:55.331 کِی‌خسرو ناپدید شد و گمان می‌رود کشته شده باشد. 06:56.540 --> 07:00.127 عمویم حاجی، شورشی بی‌پروا علیه مغول‌ها رهبری کرد 07:00.211 --> 07:03.714 و خشم تغلق‌خان را بر سر تمام شهر فرود آورد. 07:05.925 --> 07:10.679 من انتخاب کردم که به مغول‌ها، به تغلق‌خان، وفادار بمانم. 07:10.763 --> 07:11.806 تغلق‌خان خانات جغتای 07:14.600 --> 07:18.437 برادرزاده‌ات شمشیرش را به من پیشکش کرد. 07:18.813 --> 07:20.314 تیمور نادان است. 07:21.023 --> 07:22.650 به مردم خودش خیانت کرد. 07:23.359 --> 07:25.444 نگاهم کن! 07:25.528 --> 07:28.489 در فکر بودم که آیا می‌توانستم از همه آن اتفاقات آن شب جلوگیری کنم 07:29.031 --> 07:31.325 اگر حرف عمویم را باور نمی‌کردم. 07:32.701 --> 07:36.705 با این حال، با آخرین نفسش، قسم خورد که پادشاه را او نکشته است. 07:37.331 --> 07:39.083 مرا مجبور به این کار کردی. 07:39.917 --> 07:41.836 کار من نبود. 07:48.342 --> 07:52.263 تغلق‌خان پسرش الیاس را فرستاد تا ما را در جاده ابریشم بیابد، 07:52.805 --> 07:55.516 جایی که غارتگران، با سوءاستفاده از هرج‌ومرج، 07:55.849 --> 07:58.811 به کاروان‌های تجاری که ما را تأمین می‌کردند، حمله می‌کردند. 07:59.645 --> 08:02.856 بروید قبل از اینکه همه چیز را از دست بدهیم! 08:02.940 --> 08:04.483 ارابه را ببر! باروت را! 08:06.402 --> 08:08.320 بهادرها کجا هستند؟ 08:09.613 --> 08:13.826 حالا، منتظر پایان درگیری‌ها هستیم، 08:14.618 --> 08:16.245 منتظر خبری از خان، 08:17.162 --> 08:20.207 روزی که حسین حق خود را برای تخت پادشاهی مطالبه کند. 08:20.291 --> 08:22.293 حسین ابن مسلّب وارث تخت پادشاهی 08:22.376 --> 08:25.004 به نام پادشاه آینده‌مان، 08:25.546 --> 08:27.131 از این مسیر محافظت می‌کنیم 08:27.631 --> 08:30.926 و خط دفاعی را تا برقراری دوباره نظم حفظ می‌کنیم. 10:26.834 --> 10:28.627 آن‌ها به دنبال باروت سیاه بودند. 10:31.505 --> 10:33.215 در مسیر چین. 10:38.220 --> 10:41.515 چیزی خطرناک‌تر از سلاحی خارج از کنترل نیست. 10:45.519 --> 10:49.106 به تو می‌گویم، کار آن جادوگر زرتشتی بود، که اینجا معروف است. 10:50.232 --> 10:52.860 چون هیچ زن معمولی‌ای نمی‌توانست بر من پیروز شود. 10:54.194 --> 10:55.571 زیاد مطمئن نباش، برادر. 10:56.029 --> 10:57.739 هنوز می‌توانیم تعداد بیشتری را بگیریم. 10:58.323 --> 11:00.367 در توقفگاه بعدی آن‌ها را غافلگیر می‌کنیم. 11:01.201 --> 11:03.620 می‌خواهی که من به زنی در حال فرار حمله کنم؟ 11:03.704 --> 11:05.539 بله، فراموش کردم که تو مرد شرافتمندی هستی. 11:05.622 --> 11:08.125 این قوانین یاسا، روزی تو را به کشتن می‌دهد. 11:08.500 --> 11:11.753 این مهاجمان به محض اینکه پشت‌مان را کنیم، دوباره حمله خواهند کرد. 11:11.837 --> 11:15.007 و بهادر خواهد آمد تا از جاده ابریشم محافظت کند. 11:15.090 --> 11:16.925 همان‌طور که قول دادیم. 11:17.009 --> 11:20.679 اگر آن‌ها به جاده حمله کنند، آن قول‌ها بی‌فایده خواهد بود، تیمور. 11:23.432 --> 11:24.933 پسر تراغای؟ 11:26.143 --> 11:27.686 تیمور بارلاس... 11:28.562 --> 11:29.605 از کش؟ 11:30.188 --> 11:31.273 بله! 11:33.317 --> 11:34.985 ایلچی! 11:38.363 --> 11:40.782 به این مسافران کمک کن تا وسایل‌شان را جمع کنند. 11:42.659 --> 11:44.745 امشب در کنار ما اردو خواهند زد. 11:53.545 --> 11:58.175 نجات‌یافته توسط تیمور افسانه‌ای، مایه افتخار شهر دادگر ما. 11:58.508 --> 11:59.635 مفتخرم. 11:59.718 --> 12:01.136 اغراق می‌کنی. 12:01.803 --> 12:03.430 آیا حقیقت دارد 12:04.681 --> 12:08.352 که برای دفاع از مادرت با گرگ‌ها جنگیدی؟ 12:10.145 --> 12:12.439 باید خیلی جوان بوده باشم. 12:12.522 --> 12:14.066 تاریخ این‌طور می‌گوید. 12:15.776 --> 12:19.237 من فقط مردی معمولی از قبیله بارلاس هستم، مثل تو. 12:19.321 --> 12:22.908 کاری که امروز کردی اصلاً معمولی نبود. 12:25.035 --> 12:31.083 پدربزرگم این را از قوبلای‌خان بزرگ دریافت کرد. 12:34.628 --> 12:38.840 وعده‌ای برای عبور امن از جاده ابریشم. 12:38.924 --> 12:45.597 می‌گفت که درخشش آن به تنهایی راهزنان را دور نگه می‌دارد. 12:46.890 --> 12:49.726 حالا به نظر می‌رسد دعوتی است، 12:50.310 --> 12:53.438 حتی پیش از مرگ پدربزرگت، سرورم. 12:55.148 --> 12:57.984 و من فکر می‌کردم تو فقط تیمور افسانه‌ای را می‌شناسی. 12:59.152 --> 13:02.280 قازغان رهبر بزرگی بود 13:02.823 --> 13:04.199 و مشتری خوبی بود. 13:04.783 --> 13:08.537 تغلق‌تیمور و مغولان جته تنها شانس ما هستند 13:08.620 --> 13:10.622 برای بازگرداندن نظم به جاده ابریشم. 13:10.705 --> 13:13.333 و وقتی تخت را به من بسپارند، 13:13.416 --> 13:15.669 برای مردم‌مان صلح به ارمغان خواهم آورد، 13:17.337 --> 13:20.006 از این سر تا آن سرِ جاده ابریشم. 13:31.810 --> 13:34.729 تو نمی‌توانی از دست دادن یکی از قوی‌ترین مردانت را تاب بیاوری. 13:35.313 --> 13:37.149 چند روزی استراحت کن، 13:37.732 --> 13:38.692 بهبود پیدا کن. 13:43.613 --> 13:45.574 الجای، چرا عقب‌نشینی؟ 13:45.657 --> 13:48.660 چرا وانمود می‌کنی که پیچیدگی‌های این بازی را می‌دانی؟ 13:49.077 --> 13:51.913 مگر خواهرت تا به حال از چیزی عقب‌نشینی کرده؟ 13:53.540 --> 13:55.750 این دامی برای دوست جدیدمان است. 14:02.924 --> 14:04.634 الیاس خواجه پسر خان 14:04.718 --> 14:07.637 تیمور، چه دیر به دیر. 14:07.721 --> 14:09.055 شاهزاده الیاس. 14:09.639 --> 14:11.391 چه چیزی شما را به اینجا کشانده؟ 14:17.397 --> 14:20.984 پدرم می‌خواهد تو را فوراً در سمرقند ببیند. 14:21.943 --> 14:23.737 به محض اینکه به مردانم رسیدگی کنم. 14:24.654 --> 14:26.823 این حملات هر روز بیشتر می‌شوند 14:27.532 --> 14:30.827 و برخی بهادرها به زمان برای بهبود زخم‌های‌شان نیاز دارند. 14:30.911 --> 14:33.663 خانِ تو، مردانش را فرا نخواند، امیر تیمور. 14:36.124 --> 14:38.960 -برای سواری خوب به نظر می‌رسی. -البته که هستم. 14:41.338 --> 14:44.633 نه خان و نه فرستاده‌اش را ناامید نخواهم کرد. 14:54.309 --> 14:56.019 یک بازی استراتژیک. 14:59.314 --> 15:00.482 بیایید، دوستان من. 15:03.401 --> 15:06.029 غنایم را جمع کنیم تا نزد تیمور برگردیم. 15:08.448 --> 15:12.077 شاید او بپذیرد که در سمرقند بازی کنیم. 15:21.711 --> 15:24.005 چرا تو را فراخواندند و نه حسین را؟ 15:25.256 --> 15:27.884 -به الیاس اعتماد ندارم. -به پدرش اعتماد دارم. 15:28.718 --> 15:30.595 تغلق تخت را به حسین خواهد داد. 15:30.679 --> 15:32.639 وقتی مردم تو را ببینند چه فکر می‌کنند، 15:32.722 --> 15:34.766 که به جای حسین به سمرقند می‌تازی؟ 15:34.849 --> 15:36.309 من تهدیدی برای آن‌ها نیستم. 15:36.393 --> 15:37.811 شایعاتی هست، تیمور. 15:38.228 --> 15:39.687 درباره پیش‌گویی‌های پدرت. 15:39.771 --> 15:41.189 من پدرم نیستم. 15:41.648 --> 15:43.400 و آن کسی نیستم که او فکر می‌کند می‌بیند. 15:44.442 --> 15:46.569 مردم مردی را که من می‌بینم، نمی‌بینند. 15:52.200 --> 15:53.701 و نه آن نوع پدری را 15:55.245 --> 15:56.913 که در حال تبدیل شدن به آن هستی. 16:05.213 --> 16:06.214 پدر؟ 16:09.342 --> 16:10.510 عشق من! 16:14.514 --> 16:15.682 چه نامی برایش بگذاریم؟ 16:15.765 --> 16:16.641 "او"؟ 16:16.724 --> 16:17.892 یا "آن". 16:19.144 --> 16:20.311 نامی اصیل، 16:21.396 --> 16:22.605 مانند خودت. 16:23.398 --> 16:24.524 تکینا، 16:25.733 --> 16:27.235 به افتخار مادرت. 16:28.778 --> 16:29.988 برای یک پسر، 16:30.363 --> 16:31.531 جهانگیر. 16:32.365 --> 16:33.575 پادشاه جهان؟ 16:34.659 --> 16:36.077 برادرت از این خوشش نخواهد آمد. 16:39.205 --> 16:40.331 الجای... 16:41.708 --> 16:44.794 به تو قول می‌دهم، پیش از آنکه فرزندمان این دنیا را ببیند، 16:46.504 --> 16:49.883 جایگاه خانواده‌مان را در سمرقند احیا خواهم کرد. 16:51.843 --> 16:53.970 همه چیز مثل قبل خواهد شد. 16:57.807 --> 16:59.017 کاش. 17:05.148 --> 17:07.192 مطمئنی نمی‌خواهی همراهت بیایم؟ 17:08.484 --> 17:11.571 در این زمانه‌های نامطمئن، همسر زیبایم را به خطر نمی‌اندازم. 17:13.239 --> 17:14.991 نزد برادرت امن‌تر خواهی بود. 17:15.575 --> 17:18.870 فقط به من قول بده که مراقب خودت باشی. 17:19.370 --> 17:21.623 با مغولان جته، هیچ چیز بی‌هزینه نیست. 17:27.420 --> 17:30.590 کاری می‌کنم که به من افتخار کنی، ملکه من. 17:37.639 --> 17:39.390 مایه افتخار هر دوی ما باش. 20:12.251 --> 20:14.003 عمویت مرده است. 20:16.005 --> 20:19.342 تو فقط کاری را کردی که باید می‌کردی. 20:27.767 --> 20:31.145 من پسرم را پادشاه سمرقند خواهم کرد. 20:32.688 --> 20:33.981 تیمور، 20:35.858 --> 20:40.154 می‌دانم که هیچ عشقی 20:40.238 --> 20:42.865 میان تو و پسرم نیست، 20:43.699 --> 20:46.994 اما تو را اینجا در سمرقند 20:47.078 --> 20:48.996 به عنوان مشاور ارشد او نیاز دارم. 20:49.747 --> 20:51.165 درک می‌کنم، خان من. 20:52.458 --> 20:54.293 -اما... -بیا اینجا. 21:01.092 --> 21:05.096 از روزگار پدربزرگم، چنگیز خان بزرگ، 21:05.179 --> 21:11.310 خانواده‌ام از جاده ابریشم محافظت کرده‌اند. 21:11.894 --> 21:16.107 این راهِ امرار معاش ماست. 21:16.941 --> 21:21.070 و برای شکوفایی باید از آن محافظت شود! 21:23.072 --> 21:27.284 و آیا اجازه می‌دهید پسرتان الیاس این وظیفه را به پایان برساند؟ 21:27.368 --> 21:30.705 و آن وعده‌ای که دادید که تخت را به حسین بدهید چه می‌شود؟ 21:31.288 --> 21:33.290 آیا فرزندی داری، تیمور؟ 21:35.710 --> 21:36.877 به زودی. 21:37.753 --> 21:39.338 تازه خبردار شدم. 21:44.593 --> 21:46.595 پس به زودی خواهی دانست 21:46.679 --> 21:49.640 که هیچ اندوهی بزرگ‌تر از فرزندی نیست که نمی‌تواند 21:49.724 --> 21:52.977 به توانایی‌هایش دست یابد. 21:53.894 --> 21:57.231 قولت را به من بده، تیمور، از پدری به پدر دیگر. 21:57.314 --> 22:02.695 او برای حفظ آبرویش پس از مرگ من، به کمک تو نیاز خواهد داشت. 22:31.891 --> 22:34.810 همه چیز در تعادل کامل است. 22:34.894 --> 22:36.770 همان‌طور که در طبیعت می‌بینیم، 22:37.897 --> 22:40.566 همین اتفاق برای روح ما نیز می‌افتد. 22:40.649 --> 22:41.984 مشاور معنوی تیمور 22:42.067 --> 22:44.195 «و او آسمان‌ها را برافراشت 22:44.737 --> 22:47.615 و ترازویی نهاد تا در آن سرکشی نکنید. 22:51.911 --> 22:54.121 در ترازو سرکشی نکنید، 22:54.205 --> 22:55.915 و همه چیز را با عدالت بسنجید». 22:56.749 --> 22:57.958 پدرت همیشه می‌دانست 22:58.042 --> 23:00.002 که تو برای کارهای بزرگ مقدر شده‌ای. 23:00.377 --> 23:02.546 می‌دانستم که پیش‌بینی‌های او در حال تحقق است. 23:03.339 --> 23:07.218 من مشاور مورد اعتمادی هستم که به کسی اعتماد ندارد 23:07.968 --> 23:10.179 برای رهبری تازه منصوب شده 23:10.930 --> 23:12.890 که رهبری کردن نمی‌داند. 23:12.973 --> 23:14.558 «برای رسیدن به آنچه دوست داری، 23:14.642 --> 23:16.810 باید در برابر آنچه از آن بیزاری صبر پیشه کنی». 23:17.895 --> 23:19.355 الغزالی؟ 23:21.357 --> 23:24.276 تغلق خان چیزی در تو می‌بیند، همان‌طور که همه ما می‌بینیم. 23:24.902 --> 23:28.405 اگرچه استاد کوته‌بین تو به تو گفته بود که به خانه نزدیک‌تر بمانی. 23:28.489 --> 23:30.282 همان‌طور که می‌بینی، حماقت بود. 23:31.033 --> 23:32.368 بیا، بنشین. 23:35.496 --> 23:37.623 تو برای ما نعمتی هستی. 23:37.706 --> 23:41.210 مرگ زودرس کازان، شورش عمویت، 23:41.710 --> 23:44.338 فتوحات تغلق و حالا، الیاس. 23:46.006 --> 23:48.676 و شاید با حضور تو به عنوان مشاور، 23:48.759 --> 23:51.011 او بتواند صلح را برقرار کند. 23:53.931 --> 23:55.182 شاید بتواند، 23:55.266 --> 23:56.433 اگر خدا بخواهد. 24:22.042 --> 24:23.544 «عشق بزرگ من، 24:24.503 --> 24:29.216 تغلق خان مرا به عنوان مشاور ارشد پسرش، الیاس، منصوب کرد. 24:30.676 --> 24:33.721 من از قولی که به خانواده‌ات دادم آگاهم. 24:34.471 --> 24:36.724 فعلاً، حسین باید منتظر بماند. 24:37.224 --> 24:40.561 اعتماد خان به من، مرا وادار به راهنمایی پسرش می‌کند. 24:41.145 --> 24:43.147 ممکن است من تنها مانع 24:43.689 --> 24:47.401 میان مردممان و جاه‌طلبی‌های الیاس باشم. 24:55.826 --> 24:58.078 هر زمان که امن باشد، به دنبالت می‌فرستم». 25:31.570 --> 25:34.448 جاسور، انتظار نداشتم اینجا ببینمت. 25:34.990 --> 25:36.867 کمتر از یک ساعت پیش رسیدم. 25:37.493 --> 25:38.911 خوشحالم که آمدی، 25:38.994 --> 25:41.997 وگرنه شام لطفی نداشت. 25:44.124 --> 25:45.709 همسرت خوب است؟ 25:45.793 --> 25:47.085 او نزد برادرش در امان است. 25:47.169 --> 25:48.796 برای این خبر خوب سپاسگزارم. 25:50.005 --> 25:52.758 نمی‌دانم کِی دوباره او را خواهم دید چون اینجا می‌مانم. 25:52.841 --> 25:54.218 شنیدم. 25:54.301 --> 25:56.804 مأموریت ویژه خودِ خان. 25:57.137 --> 25:58.847 مردم چیزی می‌گویند؟ 25:59.807 --> 26:01.683 مردم مضطرب هستند. 26:01.767 --> 26:03.769 مطمئنم که خودت متوجه هستی. 26:04.520 --> 26:06.772 عمویت نگرانی‌های زیادی ایجاد کرد. 26:07.564 --> 26:10.651 این مردم از جنگ طولانی و پرهزینه‌اش رنج بردند. 26:12.027 --> 26:14.821 حالا با امید به صلح، با الیاس شام می‌خورند. 26:18.784 --> 26:20.285 و تو هم هستی. 26:21.870 --> 26:26.792 باید نگاه‌های همه را در تالار روی خودت و بهادرت حس کنی. 26:29.670 --> 26:32.297 این مردم چه انتظاری می‌توانند داشته باشند از مردی 26:32.381 --> 26:35.050 که وفاداری‌اش با حسین است؟ 26:36.343 --> 26:38.053 چطور صلح را حفظ خواهی کرد؟ 26:38.720 --> 26:42.015 امیدوارم این تاجر ساده مزاحم شما نباشد، امیر تیمور. 26:44.059 --> 26:45.269 ابداً. 26:46.019 --> 26:49.147 جای تو در صدر است. بیا، به ما ملحق شو. 27:12.879 --> 27:16.842 البته که سپاسگزاریم از پدرم، خان ما، 27:16.925 --> 27:21.013 رهبر دانا و مهربانی که خستگی‌ناپذیر تلاش کرد 27:21.555 --> 27:24.474 تا صلح و وحدت را به این سرزمین‌ها بازگرداند. 27:26.059 --> 27:27.894 و برای آوردن امیر تیمور، 27:29.688 --> 27:31.732 برادرزاده یکی از خائنان برلاس. 27:32.983 --> 27:35.110 اکنون، او مشاور ارشد من است. 27:36.028 --> 27:38.196 باشد که توصیه‌های خردمندانه و جایگاه او 27:38.530 --> 27:42.075 ما را از پیوندهای خانوادگی‌شان و اختلافات آینده مصون بدارند. 27:42.993 --> 27:46.997 بیایید جام‌هایمان را بلند کنیم 27:48.123 --> 27:49.416 به افتخار امیر تیمور بزرگ. 27:54.004 --> 27:55.130 می‌خواهی چیزی بگویی؟ 28:06.224 --> 28:09.311 می‌دانم که شورش بارلاس‌ها جان‌های بسیاری را گرفت. 28:09.394 --> 28:11.730 فقط جان نادان‌هایی که در برابر خان ایستادند. 28:12.898 --> 28:14.107 نادان یا غیر آن، 28:14.858 --> 28:17.194 این فاجعه شب و روز مرا در بر گرفت. 28:18.403 --> 28:19.488 بله. 28:20.697 --> 28:24.534 من یک بارلاس هستم، اما عمویم نیستم. 28:27.370 --> 28:29.539 در این دوران گذار، 28:30.373 --> 28:35.045 همه باید در صلح متحد شویم، 28:36.588 --> 28:41.426 یک بار دیگر، زیر سایه خانی حقیقی و شایسته. 28:44.054 --> 28:47.557 من خود را وقف خدمت به تغلق‌خان می‌کنم 28:48.725 --> 28:51.144 و تلاش او برای صلح، 28:51.937 --> 28:53.522 شکوفایی 28:54.606 --> 28:57.275 و امنیت برای همه مردم! 28:57.359 --> 29:00.028 به افتخار خان! 29:01.571 --> 29:03.698 -به افتخار خان! -به افتخار خان! 29:35.021 --> 29:36.648 حال خوبی نداری؟ 29:40.610 --> 29:42.654 وقتی پدرم نیت تو را به من گفت، 29:43.530 --> 29:47.075 خوشحال شدم که قدرت تو را در کنار خود دارم، تیمور. 29:51.162 --> 29:53.832 اما تمامیت حکومت تو تضمین نمی‌شود 29:53.915 --> 29:56.084 اگر جاه‌طلبی‌های دیگران را نادیده بگیری. 29:58.753 --> 30:00.630 و اجازه نمی‌دهم که تو 30:01.756 --> 30:04.342 یا برادر همسرت مانع شوید. 31:13.370 --> 31:14.579 ایلچی! 31:45.860 --> 31:47.112 برو همسرم را پیدا کن. 31:50.156 --> 31:51.741 باید سم را از بین ببری. 31:59.582 --> 32:02.836 گذرگاه مخفی‌ای هست که برای قاچاق به شهر استفاده می‌کنم. 32:03.753 --> 32:05.046 از آن استفاده کن. 32:13.513 --> 32:14.722 تیمور را به اینجا بیاور! 32:17.475 --> 32:20.144 اسبم بیرون دروازه شمالی بسته شده است. 32:20.603 --> 32:21.604 برو! 32:23.523 --> 32:25.066 به اردوگاه همسرت برگرد. 32:25.149 --> 32:28.570 اگر از این جان سالم به در بردی، بدهی مرا تسویه شده بدان. 33:41.476 --> 33:42.518 تیمور. 34:09.712 --> 34:10.838 تیمور. 34:28.940 --> 34:29.941 بلند شو! 34:42.787 --> 34:43.871 تیمور. 36:53.000 --> 36:54.752 مثل کره‌ای تازه متولد شده است. 36:58.714 --> 36:59.924 رهایش کنید. 37:01.801 --> 37:03.511 جادوگر زرتشتی. 37:04.178 --> 37:05.513 نگاه کن. 37:06.305 --> 37:08.224 تو معروفی. 37:25.950 --> 37:29.620 تو را برای یافتن چاقو و سلاح‌های پنهان گشتیم. 37:30.454 --> 37:31.747 فقط این را پیدا کردیم. 37:38.629 --> 37:40.673 من هم کمی شطرنج بازی می‌کنم. 37:43.676 --> 37:45.469 حالا زندانی تو هستم؟ 37:47.012 --> 37:49.306 تو فقط مرا به چشم دشمن می‌بینی، 37:50.516 --> 37:53.436 حتی بعد از اینکه تو را از مرگ در صحرا نجات دادم. 37:54.854 --> 37:57.356 بعد از بلایی که در سمرقند سرت آوردند. 37:57.440 --> 37:59.024 و تو چه می‌دانی از آن؟ 37:59.108 --> 38:00.818 خیلی بیشتر از آنچه تصور کنی می‌دانم. 38:01.694 --> 38:04.196 آن شب عسلِ من نبود که به لب‌هایت رسید. 38:05.698 --> 38:08.033 تغلق آدم بدی بود، اما پسرش... 38:08.951 --> 38:10.744 نیازی به توضیح نیست. 38:12.037 --> 38:14.165 هرگز مبارزه‌ای مثل آن را ندیده بودم 38:14.665 --> 38:16.834 که با آن مغول‌های جته داشتی. 38:17.960 --> 38:19.378 آن خشم، 38:20.629 --> 38:21.881 آن اشتیاق، 38:26.427 --> 38:27.845 می‌تواند مفید باشد. 38:35.269 --> 38:38.439 اگر می‌خواستم، تیمور، مرده بودی. 38:42.735 --> 38:44.153 چرا باید به تو اعتماد کنم؟ 38:44.862 --> 38:47.573 همه مردان اردوگاه من آزادند که بروند. 38:52.203 --> 38:53.579 بمان. 38:58.250 --> 38:59.627 بگذار مداوایت کنم. 39:05.341 --> 39:08.427 شاید دریابی که هدف یکسانی داریم. 39:14.266 --> 39:15.684 و آن چیست؟ 39:19.897 --> 39:21.190 عدالت. 40:28.465 --> 40:30.634 دنبال حریفی شایسته بودم. 40:38.183 --> 40:39.268 کی‌خسرو؟ 40:41.603 --> 40:44.231 -فکر می‌کردم مرده‌ای. -نه به اندازه تو. 40:46.608 --> 40:48.026 راه زیادی نیامدی. 40:54.158 --> 40:55.492 اینجا چه کار می‌کنی؟ 40:56.743 --> 40:58.829 شورش حاجی برای من نبود. 40:59.663 --> 41:01.248 بانو مرا پناه دادند. 41:03.041 --> 41:05.502 تا زمانی که برایشان مفید باشم با من خوب هستند. 41:05.586 --> 41:08.005 بله، بی‌تردید. 41:09.131 --> 41:10.382 آن‌ها فقط دزد هستند. 41:10.466 --> 41:12.384 آن‌ها تبعیدی‌هایی مثل من و تو هستند. 41:12.885 --> 41:15.095 سعی می‌کنند زیر بار ظلم مغول‌ها زنده بمانند، 41:15.179 --> 41:16.847 به هر قیمتی. 41:16.930 --> 41:18.474 لعنت به مغول‌ها. 41:19.725 --> 41:22.019 ایلیاس را برای کاری که کرد می‌کشم. 41:22.519 --> 41:23.937 به سختی می‌توانی راه بروی. 41:25.230 --> 41:26.857 ماه‌ها در بستر بودی، 41:26.940 --> 41:28.358 مسموم با عسل دیوانه‌کننده. 41:33.864 --> 41:37.284 خوشبختانه، بانو رازهای تو را خوب می‌داند. 41:40.746 --> 41:43.540 سمرقند ده روز با اسب فاصله دارد. 41:45.250 --> 41:46.376 وقتی به آنجا برسی، 41:47.502 --> 41:49.213 اگر برسی، 41:50.130 --> 41:52.507 می‌توانی لنگ‌لنگان تا دروازه‌ها بروی 41:52.591 --> 41:54.343 و ایلیاس را همان‌جا بکشی. 41:57.221 --> 41:58.847 چرا حالا می‌خواهی کمکم کنی؟ 42:04.853 --> 42:06.063 سرنوشت. 42:07.439 --> 42:09.608 ما را به هم رساند. 42:11.777 --> 42:13.195 ببینیم چرا. 42:16.782 --> 42:18.867 برای پایت آتل می‌بندم. 43:01.868 --> 43:04.079 ما از همان ابتدا با پای چپ شروع کردیم. 43:05.622 --> 43:06.748 نام من داگلاس است. 43:07.582 --> 43:08.792 پسرِ داگلاس. 43:10.293 --> 43:12.462 اما تو، مثل بقیه، می‌توانی مرا جیمز صدا کنی. 43:14.297 --> 43:16.591 رهبر تو یک ایرانیِ اصیل‌گراست. 43:17.050 --> 43:18.385 درکش می‌کنم، 43:19.928 --> 43:21.263 اما بقیه شما... 43:22.931 --> 43:24.975 ما به دلایل خودمان می‌جنگیم، 43:26.560 --> 43:28.729 حتی دزدان خرده‌پایی مثل ما. 43:30.814 --> 43:32.023 اما تو چطور، 43:33.900 --> 43:35.068 ای رهبر بزرگ؟ 43:36.486 --> 43:38.280 برای چه می‌جنگی؟ 43:39.448 --> 43:41.032 تو درک نمی‌کنی. 43:43.410 --> 43:44.953 گرفتن آنچه متعلق به توست، 43:46.079 --> 43:47.956 محافظت از آنچه مال توست... 43:48.039 --> 43:49.833 همه ما این را می‌فهمیم. 43:49.916 --> 43:51.084 همه تاوانش را خواهند داد. 43:51.168 --> 43:52.210 بله. 43:53.336 --> 43:54.629 مطمئنم که همین‌طور است. 43:57.924 --> 43:59.134 تیمورِ لنگ. 44:08.435 --> 44:10.520 حالا می‌فهمم چرا او از جانت گذشت. 44:41.426 --> 44:42.677 کی‌خسرو، 44:44.513 --> 44:46.097 وقتی حاجی شورش کرد، 44:46.848 --> 44:48.099 چرا به ما نپیوستی؟ 44:50.227 --> 44:51.937 وفاداری تو به تغلق بود. 44:53.104 --> 44:56.399 بیزاری من از مغول‌ها بر کسی پوشیده نیست، 44:56.483 --> 44:59.528 به‌ویژه پس از اقداماتشان علیه پدرت. 44:59.903 --> 45:02.155 حالا داری یاد پدرم را زنده می‌کنی؟ 45:03.740 --> 45:05.825 بحث گذشته نیست، تیمور. 45:07.369 --> 45:09.371 بحث چیزی است که او در تو دید. 45:12.624 --> 45:16.002 او پیش‌بینی کرد که پایانِ سلطه مغول نزدیک است. 45:16.086 --> 45:19.297 در رویا می‌دید که من پادشاهِ جدیدی می‌شوم 45:20.131 --> 45:23.426 و شمشیری شعله‌ور به دست گرفته و مغول‌ها را شکست می‌دهم. 45:24.177 --> 45:25.637 و او یک نادان بود. 45:26.721 --> 45:28.723 نادان برای به چالش کشیدن مغول‌ها. 45:29.140 --> 45:31.142 نادان برای زیر سوال بردن قازخان. 45:31.559 --> 45:33.561 و با این حال، تو در تبعیدی، 45:34.354 --> 45:38.733 در حالی که به کسی وفادار بودی که هرگز وفاداری‌ات را ارج ننهاد. 45:42.070 --> 45:44.572 شاید باید آنچه پدرت دید را بپذیری. 45:50.453 --> 45:51.788 تو باید پادشاه شوی. 45:54.916 --> 45:58.461 ما به خاطر پیش‌گویی‌های دروغین او تبعید شدیم. 45:59.838 --> 46:01.339 امتناع من 46:02.966 --> 46:04.592 به خاطر بزدلی نیست. 46:08.054 --> 46:09.681 من قولی داده بودم. 46:09.764 --> 46:10.890 به چه کسی؟ 46:13.184 --> 46:14.310 به قازخان. 46:15.103 --> 46:16.396 و تو هم مثل او، 46:16.855 --> 46:19.149 مغول‌ها را به مردم خودت ترجیح دادی. 46:19.232 --> 46:20.316 نه. 46:21.192 --> 46:22.944 قازخان مرا انتخاب کرد. 46:23.903 --> 46:27.532 قازخان فرصتی دیگر به من داد. 46:27.615 --> 46:31.661 قازخان ازدواجم با نوه‌اش را پذیرفت. 46:34.914 --> 46:36.916 اما با مرگ قازخان، 46:41.880 --> 46:44.382 مردم حسین، وارث او را، انتخاب نکردند. 46:45.341 --> 46:48.636 عموی تو بود که به عنوان نماد آزادی ظهور کرد. 46:49.471 --> 46:51.347 و ببین چه بر سرش آمد. 46:51.931 --> 46:53.725 او رهبری که نیاز داشتیم نبود. 46:55.268 --> 46:56.436 تو هستی. 46:57.228 --> 47:01.357 اما تحت تأثیر وفاداری به پدربزرگِ همسرت، 47:02.150 --> 47:03.526 یک پادشاه دست‌نشانده، 47:04.319 --> 47:06.237 رنج ما را نادیده گرفتی. 47:10.492 --> 47:12.952 حالا مسئولیت دوباره بر دوش توست. 47:13.828 --> 47:16.164 آیا واقعاً می‌توانی برای همیشه آن را رد کنی؟ 47:16.247 --> 47:17.332 من می‌توانم. 47:18.124 --> 47:19.334 و این کار را خواهم کرد. 47:23.087 --> 47:25.006 بحث تاج نیست، تیمور. 47:27.383 --> 47:29.177 بحث خودِ مرد است. 47:30.762 --> 47:31.971 قدرت، 47:33.515 --> 47:34.724 شرافت، 47:36.226 --> 47:37.310 عدالت. 47:38.645 --> 47:43.233 زندگی من ساخته دست خودم است، نه پیش‌گویی‌های دروغین. 47:46.277 --> 47:48.821 قازخان و الجای مرده‌اند. 47:50.031 --> 47:52.367 حالا تنها کاری که برایم باقی مانده 47:53.159 --> 47:56.037 اصلاح بی‌عدالتی‌هایی است که ایلیاس بر آن‌ها روا داشت. 47:57.080 --> 47:59.916 و چه راهی بهتر از گرفتن انتقامِ مرگ همسرت، 48:03.211 --> 48:04.754 که پیش‌گویی‌ای را محقق کنی 48:04.837 --> 48:07.340 که ایلیاس و مغول‌ها از آن هراس دارند؟ 49:48.649 --> 49:51.235 تو تمام عمرت مثل یک سرباز پیاده زنده ماندی. 49:53.071 --> 49:55.406 پتانسیل یک سرباز پیاده معمولاً دست‌کم گرفته می‌شود. 49:57.450 --> 50:00.411 به تو نشان می‌دهم که چطور یک سرباز می‌تواند به چیزی فراتر تبدیل شود. 50:06.542 --> 50:08.503 او به چابکی دیگران نیست. 50:12.423 --> 50:13.591 اما استقامت دارد. 50:21.849 --> 50:23.684 سفرش ممکن است خطرناک به نظر برسد. 50:25.812 --> 50:27.563 اما با متحدان استراتژیک، 50:27.647 --> 50:29.816 می‌تواند بیش از حد انتظار دوام بیاورد. 50:29.899 --> 50:31.692 بالاخره آمدی تا با من بنوشی؟ 50:32.401 --> 50:33.986 عسل وحشیِ بانو. 50:34.070 --> 50:37.114 یک قطره‌اش تو را سرزنده می‌کند. 50:39.033 --> 50:40.326 و خیلی بیشتر از آن. 50:41.786 --> 50:42.662 خب، خودت می‌دانی. 50:42.745 --> 50:44.455 با یک محافظ قدرتمند، 50:44.539 --> 50:46.582 بی‌سروصدا پیش می‌رود. 50:46.666 --> 50:47.625 یک جرقه ساده 50:49.877 --> 50:51.462 می‌تواند سرنوشت‌ها را تغییر دهد. 50:52.713 --> 50:55.466 این‌گونه است که مبارزه را به ایلیاس می‌کشانیم. 50:57.343 --> 51:00.763 پس از پشت سر گذاشتن تمام چالش‌ها، 51:01.889 --> 51:03.140 تمام نیرنگ‌ها، 51:04.016 --> 51:06.811 می‌توان آن را با هر مهره‌ای در صفحه جابه‌جا کرد. 51:08.229 --> 51:09.647 دوباره برمی‌خیزد، 51:11.357 --> 51:12.650 دگرگون‌شده، 51:14.110 --> 51:16.862 دیگر در سایه‌ی کسی نیستم. 51:17.947 --> 51:19.782 شاید یک پادشاه. 51:22.410 --> 51:23.494 یک پادشاه؟ 51:42.805 --> 51:44.307 امروز خبری هست؟ 51:45.725 --> 51:48.144 فکر نمی‌کنم بانو بانو دوست داشته باشد که پوستت را بکنم. 51:48.728 --> 51:50.438 نه بعد از این همه زحمت. 51:51.022 --> 51:53.274 این دلیل خوبی است برای یک نبرد جانانه. 52:09.540 --> 52:10.666 یک حریف شایسته. 52:11.917 --> 52:13.669 فقط شش ماه طول کشید. 52:14.795 --> 52:16.464 اغراق می‌کنی، دوست مسیحی من. 52:16.547 --> 52:19.425 فکر می‌کردم بیشتر طول بکشد 52:19.800 --> 52:21.177 تا مرا «دوست» خطاب کنی. 52:22.053 --> 52:23.387 داری نرم می‌شوی. 52:57.338 --> 52:59.131 تو را بهتر از آن چیزی که فکر می‌کنی درک می‌کنم. 53:01.842 --> 53:04.261 خانواده‌ام در کنار ویلیام والاس جنگیدند. 53:05.179 --> 53:07.515 ویلیام والاس وحشی. 53:07.973 --> 53:09.225 درباره‌اش شنیده‌ای، مگر نه؟ 53:09.308 --> 53:12.353 -بله. درباره‌ی پادشاه خائن هم همین‌طور. -او مرد بزرگی بود. 53:14.021 --> 53:15.356 کاری را کرد که باید انجام می‌داد. 53:16.357 --> 53:17.900 سعی کرد قبایل را متحد کند، 53:19.235 --> 53:21.070 اما آن‌ها عاشق دردسر بودند. 53:21.445 --> 53:23.364 همیشه مردم عادی را فراموش می‌کردند. 53:24.448 --> 53:27.535 بنابراین سوگند خوردم که هرگز دوباره به پادشاه دیگری خدمت نکنم. 53:28.619 --> 53:30.454 حالا اینجا خانه‌ی من است. 53:31.372 --> 53:35.167 و با هر کسی می‌جنگم تا از دوستانم دفاع کنم. 53:39.463 --> 53:41.006 حتی کسی مثل تو. 53:43.134 --> 53:44.593 یا شاید حق با تو باشد، 53:45.177 --> 53:46.971 تیمور لنگ. 53:49.640 --> 53:51.267 شاید دارم نرم می‌شوم. 54:10.411 --> 54:11.579 بالاخره. 54:43.611 --> 54:44.737 بیشتر از حد انتظار. 54:44.820 --> 54:47.197 بله. تقریباً هیچ مقاومتی نکردند. 54:47.281 --> 54:48.324 بد نبود. 54:48.407 --> 54:49.700 شمشیرها را به زرادخانه ببرید. 54:50.701 --> 54:51.869 آن صندوق را بیاور اینجا. 54:58.292 --> 54:59.543 با آن‌ها چه کار می‌کنی؟ 55:00.502 --> 55:01.920 قبل از اینکه شما بروید، 55:02.796 --> 55:04.965 این مردان در راه سمرقند بودند. 55:05.049 --> 55:07.092 همان‌هایی که شما را به حال خود رها می‌کردند تا بمیرید. 55:09.928 --> 55:11.263 می‌خواهی به آن‌ها ملحق شوی؟ 55:21.607 --> 55:23.984 پیشنهاد می‌کنم با کی‌خسرو صحبت کنی. 55:27.821 --> 55:29.323 او دنبال تو می‌گشت. 55:41.752 --> 55:43.128 مرا صدا زدی؟ 55:44.213 --> 55:45.464 مردی را دستگیر کردیم 55:45.547 --> 55:48.133 که می‌تواند ما را به منابع باروت سیاه برساند. 55:48.926 --> 55:51.011 او در میان کاروان بیرون است. 55:51.095 --> 55:52.179 جاسور؟ 55:53.514 --> 55:55.182 زندگی‌ام را مدیون او هستم. 55:55.265 --> 55:56.558 و چیزهای بیشتری هم هست. 55:59.436 --> 56:00.771 حسین زنده است. 56:02.564 --> 56:03.732 حسین زنده است؟ 56:04.566 --> 56:05.859 او در حال جمع‌آوری نیرو است، 56:06.777 --> 56:08.987 و تمام این مدت از الیاس دوری کرده است. 56:10.072 --> 56:12.866 -کجا؟ -می‌دانم که باید شوکه شده باشی. 56:14.535 --> 56:15.577 ما هم همین‌طور بودیم. 56:17.621 --> 56:20.958 با باروت سیاه جاسور، می‌توانیم الیاس را به زانو درآوریم. 56:21.417 --> 56:23.836 حالا زمان تردید نیست، تیمور. 56:23.919 --> 56:25.379 حسین می‌تواند ما را متحد کند. 56:25.462 --> 56:27.965 چرا اصرار داری که مهره‌ی افراد حقیر باشی؟ 56:28.632 --> 56:30.634 چیزی یاد نگرفتی؟ 56:30.717 --> 56:32.594 اگر حسین از حمله گریخت. 56:34.388 --> 56:35.264 الجای! 56:36.974 --> 56:39.810 قدرت سرنوشت را دست‌کم نگیر. 56:44.022 --> 56:47.359 تا زمانی که حسین زنده است، عهد من همچنان پابرجاست. 56:48.068 --> 56:50.821 این از هر چرخشی در سرنوشت قوی‌تر است. 57:37.075 --> 57:38.118 امیر تیمور؟ 58:33.131 --> 58:36.343 خراسان 58:36.426 --> 58:41.223 افغانستان باستان 58:48.105 --> 58:49.523 آن‌ها چه کسانی هستند؟ 58:53.026 --> 58:55.028 شبیه مسافران ساده به نظر می‌رسند. 58:56.279 --> 58:58.407 برو، به بقیه خبر بده. 58:58.490 --> 58:59.366 الجای! 58:59.449 --> 59:01.034 برو. حالم خوب است. 59:12.003 --> 59:13.255 تیمور. 59:24.891 --> 59:26.935 الیاس رفت. تعداد جته‌ها کم است، 59:27.018 --> 59:28.603 می‌توانیم مقاومت کنیم. 59:29.271 --> 59:30.480 با کدام ارتش؟ 59:31.523 --> 59:33.191 ارتشی که به من قولش را دادی! 59:33.275 --> 59:35.527 دست‌کم گرفتن مغول‌ها حماقت است. 59:35.610 --> 59:38.989 تو حتی نمی‌توانی همسر مغول خودت را مطیع کنی، حسین. 59:40.657 --> 59:43.869 چه ذهن‌های درخشان و تاکتیک‌هایی که در یک اتاق جمع شده‌اند. 59:43.952 --> 59:45.036 سارای خانم شاهدخت مغول 59:45.370 --> 59:46.913 حیف که نه شما، و نه مردانت 59:46.997 --> 59:49.458 متوجه نشدید که سواران وارد اردوگاهت می‌شدند. 01:00:05.056 --> 01:00:07.350 ستایش از آن خدا و آسمان‌های آبی بزرگ است. 01:00:08.101 --> 01:00:09.144 تو زنده‌ای. 01:00:09.227 --> 01:00:10.645 کشتن من کار سختی است. 01:00:11.605 --> 01:00:13.023 شاید، برادر. 01:00:13.106 --> 01:00:14.316 شاید همین‌طور باشد. 01:00:15.901 --> 01:00:16.902 بیا. 01:00:18.403 --> 01:00:21.823 حالا، بگو ببینم، در این ماه‌ها کجا بودی؟ 01:00:26.203 --> 01:00:29.039 آیا توانستی بعد از مسموم شدن اسب‌سواری کنی؟ 01:00:29.706 --> 01:00:32.792 هرگز نشنیده بودم کسی از عسل دیوانه جان سالم به در ببرد. 01:00:33.752 --> 01:00:36.880 سارای، همسر من مرد معمولی نیست. 01:00:38.548 --> 01:00:40.467 الیاس باید مردانش را به خراسان فرستاده باشد 01:00:40.550 --> 01:00:42.219 قبل از اینکه به سمرقند برسی. 01:00:43.803 --> 01:00:47.015 الجای به شدت مجروح شد. به سختی فرار کردیم. 01:00:47.098 --> 01:00:48.934 حسین همیشه استاد پنهان شدن بود. 01:00:49.017 --> 01:00:50.435 من کارهای بیشتری از آن انجام دادم. 01:00:50.518 --> 01:00:53.021 پدرم می‌گفت او مثل ماهی لغزنده است. 01:00:53.104 --> 01:00:54.564 لغزنده باشد یا نه، 01:00:55.899 --> 01:00:57.984 تو همسر و فرزندم را نجات دادی. 01:00:59.402 --> 01:01:00.946 آن‌ها را در امان نگه داشتی، 01:01:01.696 --> 01:01:03.740 حتی وقتی فکر می‌کردی من مرده‌ام. 01:01:04.199 --> 01:01:06.493 و من یک بار دیگر به تو مدیونم. 01:01:09.537 --> 01:01:11.915 الیاس باید به خاطر کاری که با این خانواده کرد، تاوان بدهد. 01:01:15.377 --> 01:01:17.504 بیایید همین حالا به سمرقند برویم. 01:01:18.546 --> 01:01:20.215 تغلق در بستر مرگ است. 01:01:20.590 --> 01:01:23.343 الیاس سمرقند را ترک کرده و در حال سفر به شمال است 01:01:23.426 --> 01:01:25.220 تا کنار پدر در حال مرگش باشد. 01:01:25.303 --> 01:01:28.556 تا جای او را به عنوان خان جغتای بگیرد. 01:01:29.599 --> 01:01:30.725 حالا برویم، 01:01:30.809 --> 01:01:33.436 مردم خائن سمرقند نمی‌توانند پیروز شوند. 01:01:33.520 --> 01:01:37.273 مردم سمرقند نیاز دارند آزاد شوند، نه تسخیر. 01:01:39.526 --> 01:01:42.404 تیمور، این فرصت ماست. 01:01:43.238 --> 01:01:44.239 با تو در کنارم، 01:01:44.322 --> 01:01:46.449 تصور کن چه بلایی سر الیاس می‌آوریم. 01:01:46.991 --> 01:01:50.286 بیک‌جوق سمرقند را تنها با چند صد نفر نگه داشته است. 01:01:50.370 --> 01:01:53.331 ما می‌توانیم از سمرقند علیه بازگشت الیاس استفاده کنیم. 01:01:56.418 --> 01:01:57.919 ایمان‌ات را به من از دست دادی؟ 01:03:38.478 --> 01:03:40.188 من تازه تو را پس گرفتم. 01:03:40.813 --> 01:03:43.983 و قلبت همین حالا با حسین راهی سمرقند شده است. 01:03:52.367 --> 01:03:53.576 او حق دارد. 01:03:56.120 --> 01:03:57.997 اما اگر از من بخواهی، 01:03:58.081 --> 01:04:01.751 به او می‌گویم کسی دیگر را پیدا کند که با او به نبرد برود. 01:04:04.003 --> 01:04:06.422 برادرم فقط فرصت‌ها را می‌بیند، 01:04:06.506 --> 01:04:07.966 همیشه همین‌طور بوده. 01:04:09.300 --> 01:04:12.011 چشمانش همیشه در افق به دنبال 01:04:12.720 --> 01:04:14.597 فرصتی برای حمله بعدی است. 01:04:25.024 --> 01:04:26.651 اما مردی که دوستش دارم... 01:04:28.987 --> 01:04:30.279 متفاوت است. 01:04:33.408 --> 01:04:36.119 و مردم سمرقند به هر دوی شما نیاز دارند. 01:04:39.747 --> 01:04:41.416 من بیشتر نگران 01:04:42.291 --> 01:04:44.627 نیازهای همسر و فرزندم هستم. 01:04:44.711 --> 01:04:48.297 جهانگیر باید بداند که پدرش مرد بزرگی است 01:04:48.381 --> 01:04:53.219 که به عهدی که برای محافظت از جاده و مردمش بسته بود، وفا کرد. 01:05:06.190 --> 01:05:07.358 این چیست؟ 01:05:12.405 --> 01:05:14.782 حالا هر دوی ما نشان‌های الیاس را داریم. 01:05:17.869 --> 01:05:20.663 فقط خدا را شکر می‌کنم که جهانگیر آسیب ندیده است. 01:05:23.374 --> 01:05:25.084 باید از تو محافظت می‌کردم. 01:05:25.168 --> 01:05:26.586 نه، نه. 01:05:27.712 --> 01:05:28.796 تو نمی‌توانستی بدانی. 01:05:28.880 --> 01:05:31.716 تو هرگز در امان نخواهی بود. نه تا زمانی که الیاس زنده است. 01:05:39.015 --> 01:05:41.392 حالا زمان آن است که حسین دست به کار شود. 01:05:43.394 --> 01:05:44.937 او موفق خواهد شد. 01:05:48.816 --> 01:05:51.235 با تو در کنارش، شکی ندارم. 01:06:08.753 --> 01:06:11.130 این یک بار تو را به من بازگرداند. 01:06:27.480 --> 01:06:29.899 ما در سال گذشته نیرو جمع کرده‌ایم 01:06:30.358 --> 01:06:32.068 و منتظر فرصت مناسب بودیم. 01:06:32.985 --> 01:06:34.820 شاید فراموش کرده‌ای بشماری. 01:06:35.571 --> 01:06:37.990 ارتش ۱۰۰ نفره من قوی‌تر است 01:06:38.074 --> 01:06:41.285 از ارتش هزار نفره الیاس. 01:06:41.369 --> 01:06:44.247 شنیدم که چندین بار به شهر نفوذ کردی. 01:06:44.789 --> 01:06:46.666 چه چیزی درباره دفاع سمرقند می‌دانی؟ 01:06:49.210 --> 01:06:51.712 با این تعداد نیرو، به یک معجزه نیاز داری. 01:06:54.340 --> 01:06:55.508 آیا هدف عادلانه نیست؟ 01:06:56.968 --> 01:06:59.887 من نمی‌توانم فرشتگانی با شمشیرهای آتشین احضار کنم 01:06:59.971 --> 01:07:01.597 مثل رویاهای پدرم... 01:07:08.729 --> 01:07:09.897 چه شده؟ 01:07:14.568 --> 01:07:16.570 شطرنج بازی می‌کنی، نه؟ 01:07:28.332 --> 01:07:30.293 مغول‌ها از ما بیشترند. 01:07:30.376 --> 01:07:31.335 درست است. 01:07:32.211 --> 01:07:33.713 اما به آدم‌های زیادی نیاز نداریم. 01:07:35.381 --> 01:07:38.009 برای مغول‌های باقی‌مانده در سمرقند، آن شهر آن‌قدر اهمیت ندارد 01:07:38.092 --> 01:07:41.137 که بخواهند جانشان را برایش فدا کنند. 01:07:42.138 --> 01:07:44.682 چه چیزی تو را مطمئن می‌کند که آن‌ها عقب‌نشینی می‌کنند؟ 01:07:45.099 --> 01:07:47.727 اراده‌شان برای جنگیدن از دو چیز می‌آید: 01:07:48.561 --> 01:07:49.979 ترس از خان 01:07:50.980 --> 01:07:52.648 و غنائم جنگی. 01:07:54.316 --> 01:07:55.985 این یعنی چه؟ 01:07:56.569 --> 01:08:00.156 کاری می‌کنیم که به نظر برسد شهر در محاصره است. 01:08:03.117 --> 01:08:04.118 مشعل‌ها. 01:08:06.454 --> 01:08:07.788 در دوردست. 01:08:08.581 --> 01:08:11.208 چه کسی با این همه مرد به سمت شهر ما می‌آید؟ 01:08:12.668 --> 01:08:14.295 بیک‌جوق احمق نیست. 01:08:15.046 --> 01:08:16.964 او مردان خودش را به خطر نمی‌اندازد، 01:08:17.048 --> 01:08:19.800 به‌ویژه در برابر نیرویی برتر. 01:08:19.884 --> 01:08:20.968 نقشه‌ات چیست؟ 01:08:21.594 --> 01:08:22.970 من به الیاس خدمت می‌کنم، 01:08:23.345 --> 01:08:25.514 این نبرد ارزش جان مردانش را ندارد. 01:08:26.223 --> 01:08:28.350 بدون الیاس، چه کسی شهر را اداره می‌کند؟ 01:08:28.434 --> 01:08:29.477 ابوشهاب. 01:08:29.894 --> 01:08:31.062 برویم. 01:08:31.520 --> 01:08:34.899 عالی است، برای موفقیت این نقشه به یک ترسو نیاز داریم. 01:08:37.234 --> 01:08:38.360 پرچم را بالا ببرید. 01:08:38.778 --> 01:08:40.070 باید تسلیم شویم. 01:08:40.446 --> 01:08:42.490 همه بزرگان سر تعظیم فرود خواهند آورد 01:08:42.948 --> 01:08:44.909 در برابر حاکم برحق سمرقند. 01:08:46.160 --> 01:08:47.536 حسین. 01:08:48.662 --> 01:08:51.165 وقتی پرچم سفید تسلیم را برافراشتند... 01:08:53.375 --> 01:08:57.296 ما اسکندر و مردانش را به پشت شهر هدایت خواهیم کرد 01:08:57.880 --> 01:09:00.883 و آن‌ها نیروهای جته را هنگام تلاش برای فرار در هم می‌کوبند. 01:09:01.550 --> 01:09:03.677 آنگاه، شهر از آن ما خواهد بود. 01:09:04.762 --> 01:09:06.597 وقتی مردم سمرقند ببینند 01:09:06.680 --> 01:09:10.226 که ما شهر را بدون آسیب رساندن به حتی یک نفر گرفتیم، 01:09:10.893 --> 01:09:12.311 به ما خواهند پیوست. 01:09:14.605 --> 01:09:16.440 تنها دو کار باقی مانده است: 01:09:19.026 --> 01:09:20.486 فرستادن یک پیام 01:09:22.738 --> 01:09:24.198 و آماده کردن تله. 01:09:24.532 --> 01:09:25.825 بیک‌جوق. 01:09:27.660 --> 01:09:29.745 از اینکه می‌بینی از مرگ برگشته‌ام تعجب کردی؟ 01:09:31.288 --> 01:09:32.289 نه. 01:09:39.755 --> 01:09:43.092 چون شمشیرم را در بدنت فرو نکردم. 01:09:49.848 --> 01:09:51.308 به الیاس بگو 01:09:52.101 --> 01:09:54.061 که منتظرش هستم. 01:09:56.397 --> 01:09:58.649 و آماده باشد تا با شمشیر من روبرو شود. 01:10:09.034 --> 01:10:11.370 و سهم من در این میان چیست؟ 01:10:13.539 --> 01:10:16.959 تو، دوست من، به ما در کشتن الیاس کمک خواهی کرد. 01:10:28.095 --> 01:10:31.223 حکومت خونین الیاس و حاکمان دست‌نشانده‌اش 01:10:31.932 --> 01:10:33.600 به پایان رسید! 01:10:35.102 --> 01:10:37.062 این روز متعلق به توست، حسین. 01:10:39.231 --> 01:10:41.525 سمرقند از استبداد آزاد خواهد شد 01:10:42.901 --> 01:10:45.070 و از کسانی که علیه خانواده‌ام شوریدند. 01:10:54.371 --> 01:10:55.789 این مردان تسلیم شدند. 01:10:57.458 --> 01:10:59.835 -آن‌ها هیچ خطری ندارند. -هیچ خطری؟ 01:11:04.882 --> 01:11:07.176 آن‌ها علیه ما توطئه کردند! 01:11:07.968 --> 01:11:10.012 نه یک بار، بلکه دو بار! 01:11:11.513 --> 01:11:14.266 در گوشه‌های تاریک علیه پدربزرگم تبانی کردند، 01:11:14.683 --> 01:11:16.810 و برای سرنگونی تو نقشه کشیدند. 01:11:21.774 --> 01:11:23.317 اگر حالا بگذاری زنده بمانند، 01:11:23.984 --> 01:11:27.613 بارها و بارها به سراغت خواهند آمد. 01:11:41.919 --> 01:11:45.589 حس شرافت نباید چشمانم را کور کند. 01:11:54.098 --> 01:11:55.724 عدالت می‌خواهی 01:11:57.184 --> 01:11:58.519 یا نه؟ 01:12:13.575 --> 01:12:14.910 تیمور عزیزم، 01:12:15.828 --> 01:12:19.122 خبر پیروزی تو در سمرقند به اردوگاه رسید. 01:12:20.707 --> 01:12:24.044 خوشحالم که برادرم را بر تخت قانونی‌اش می‌بینم. 01:12:25.754 --> 01:12:28.924 حالا بزرگترین تهدید ما الیاس است. 01:12:32.845 --> 01:12:34.137 حالتان خوب است؟ 01:12:36.515 --> 01:12:37.641 خوب خواهم شد. 01:12:42.479 --> 01:12:44.398 زخم‌هایم التیام نمی‌یابند 01:12:44.857 --> 01:12:46.733 و تب مرا ضعیف کرده است. 01:12:47.568 --> 01:12:51.989 بی‌صبرانه منتظرم که در خانه‌ام در سمرقند بهبود یابم. 01:13:03.166 --> 01:13:04.334 دروغ نمی‌گویم. 01:13:04.418 --> 01:13:06.837 مثل همه، من هم فکر می‌کردم که تو مرده‌ای. 01:13:07.170 --> 01:13:08.547 اما اینجا هستی، 01:13:08.630 --> 01:13:10.257 آزادی‌بخش سمرقند. 01:13:10.340 --> 01:13:14.344 من نصف آن مردی هستم که آخرین بار مرا دیدی. 01:13:15.470 --> 01:13:16.763 شاید لنگ می‌زنی، 01:13:16.847 --> 01:13:19.141 اما هنوز تیمور هستی، پسر طراغای. 01:13:19.683 --> 01:13:22.269 هیچ‌کس دیگری نمی‌توانست کاری که امروز کردی را انجام دهد. 01:13:22.686 --> 01:13:24.021 کاری که ما امروز کردیم. 01:13:26.148 --> 01:13:27.524 حال حسین چطور است؟ 01:13:28.567 --> 01:13:29.943 او سمرقند را در اختیار دارد. 01:13:31.361 --> 01:13:32.696 شاید این‌طور باشد، 01:13:33.196 --> 01:13:35.073 اما کشتن باید بهایی داشته باشد. 01:13:35.824 --> 01:13:37.826 ریختن خون یک انسان دیگر 01:13:37.909 --> 01:13:40.329 ممکن است توجیه‌پذیر باشد، ممکن است ارزشش را داشته باشد. 01:13:40.996 --> 01:13:42.873 برای چنگیزخان، بدون شک ارزشش را داشت، 01:13:43.457 --> 01:13:44.625 اما بهایی دارد. 01:13:45.083 --> 01:13:46.918 این را می‌توان در چشمان یک مرد دید. 01:13:47.252 --> 01:13:48.962 حداقل، امیدوارم که ببینی. 01:13:50.213 --> 01:13:52.132 حسین ممکن است کنترلش را از دست بدهد. 01:13:53.550 --> 01:13:54.843 او چیزهای زیادی از دست داد. 01:13:55.635 --> 01:13:57.471 و اجازه می‌دهد خشم بر او غلبه کند. 01:13:58.096 --> 01:13:59.931 تا کی به تو اعتماد خواهد کرد؟ 01:14:00.015 --> 01:14:02.934 هر دوی ما می‌خواهیم احیای جاده ابریشم را ببینیم. 01:14:03.310 --> 01:14:05.520 نگذار فرد تو را کور کند 01:14:05.854 --> 01:14:07.272 و زمینه اصلی را نادیده بگیری. 01:14:08.774 --> 01:14:10.192 نگران نباشید، استاد. 01:14:10.734 --> 01:14:12.402 به زودی همه چیز معنا پیدا می‌کند. 01:14:23.538 --> 01:14:24.998 تغلق مرده است. 01:14:25.082 --> 01:14:27.959 حالا، الیاس خان است و به‌زودی به ما حمله خواهد کرد. 01:14:28.043 --> 01:14:30.754 دیده‌بانان تأیید کردند که الیاس از شمال می‌آید. 01:14:32.964 --> 01:14:34.966 تله تو جواب داد، تیمور. 01:14:39.930 --> 01:14:43.600 ما به سمت شمال می‌تازیم تا او را پیدا کنیم. 01:15:20.554 --> 01:15:23.557 جاسور، منتظرت بودیم. 01:15:23.640 --> 01:15:24.724 همان‌طور که خواسته بودی. 01:15:26.768 --> 01:15:28.061 از دیدنت خوشحالم. 01:15:29.688 --> 01:15:31.148 آتشبار چینی. 01:15:34.609 --> 01:15:38.238 چطور به مردانمان تضمین دهم که این‌ها سرشان را به باد نمی‌دهد؟ 01:15:38.822 --> 01:15:39.948 تضمین نمی‌دهی. 01:15:40.031 --> 01:15:41.408 تو مرد ایمانی، مگر نه؟ 01:15:42.868 --> 01:15:47.372 نبرد در گل و لای 01:15:55.338 --> 01:15:56.590 چه چیزی نگرانت کرده؟ 01:15:58.675 --> 01:16:02.137 تخت بالاخره مال توست. 01:16:02.220 --> 01:16:05.056 -همیشه مال من بود! -و همیشه خواهد بود. 01:16:08.727 --> 01:16:10.478 و، پس‌فردا، 01:16:12.105 --> 01:16:14.149 بالاخره به صلح خواهیم رسید. 01:16:24.993 --> 01:16:29.789 الیاس فقط یک مرد لنگ و شکست‌خورده را می‌بیند 01:16:30.749 --> 01:16:34.628 که در رأس ارتشی کوچک از پیاده‌نظام قرار دارد. 01:16:37.756 --> 01:16:38.965 باروت سیاه؟ 01:16:40.050 --> 01:16:41.176 کافی خواهد بود؟ 01:16:41.843 --> 01:16:44.971 با کمک جاسور، از دو موج اول جان سالم به در می‌بریم. 01:16:46.973 --> 01:16:48.725 بعد از آن، همه چیز به تو بستگی دارد. 01:16:53.521 --> 01:16:55.273 زیادی به این... 01:16:56.191 --> 01:16:57.233 گرد و غبار اعتماد داری. 01:16:57.317 --> 01:16:58.360 نه. 01:16:59.653 --> 01:17:01.321 به تو اعتماد دارم. 01:17:06.117 --> 01:17:09.162 فردا، وقتی طبل‌زن مغول سیگنال موج سوم را بدهد، 01:17:09.245 --> 01:17:11.247 از بالای تپه آن‌ها را دور بزن. 01:17:12.040 --> 01:17:13.875 و محاصره‌شان می‌کنیم. 01:18:53.308 --> 01:18:56.227 موج اول، پیشروی! 01:19:10.658 --> 01:19:11.659 صبر کنید! 01:19:36.684 --> 01:19:37.644 صبر کنید! 01:19:43.524 --> 01:19:44.692 جمع شوید! 01:19:47.528 --> 01:19:48.529 تیرها! 01:20:15.807 --> 01:20:16.724 موج بعدی! 01:20:25.775 --> 01:20:27.485 آماده شوید! 01:20:29.153 --> 01:20:30.154 مشعل‌ها! 01:20:38.162 --> 01:20:39.247 حرکت کنید! 01:21:44.145 --> 01:21:45.146 توپ‌ها! 01:22:21.182 --> 01:22:22.391 نابودشان کنید! 01:22:25.269 --> 01:22:26.562 این علامت است. 01:22:27.688 --> 01:22:28.898 پیش به سوی هدف! 01:22:30.650 --> 01:22:31.776 بزنید بریم! 01:23:12.858 --> 01:23:15.027 حالا، حسین! حالا! 01:23:18.239 --> 01:23:20.491 بیا برادر! حالا! 01:23:35.923 --> 01:23:37.049 امیر! 01:23:41.554 --> 01:23:43.556 تیمور بیش از حد به باروت اعتماد کرد. 01:24:45.159 --> 01:24:46.410 تیمور! 01:25:44.343 --> 01:25:45.552 حسین! 01:25:45.970 --> 01:25:47.846 کسانی که آن پایین هستند، مردان من‌اند! 01:25:49.056 --> 01:25:51.141 و در گل‌ و لای گیر افتاده‌اند، 01:25:51.934 --> 01:25:53.560 همان‌طور که ما هم گیر خواهیم افتاد. 01:25:59.441 --> 01:26:01.068 سمرقند بی‌دفاع است. 01:26:02.653 --> 01:26:04.488 بیایید آنجا مقاومت کنیم، نه اینجا. 01:27:45.672 --> 01:27:46.757 تیمور. 01:27:49.760 --> 01:27:51.094 تیمور. 01:27:55.891 --> 01:27:57.100 بلند شو! 01:29:46.793 --> 01:29:47.919 تیمور. 01:30:51.274 --> 01:30:52.400 عشق من! 01:30:53.235 --> 01:30:54.319 چه اتفاقی افتاد؟ 01:30:55.821 --> 01:30:56.905 چه بر سرش آمده؟ 01:30:57.405 --> 01:30:59.491 مدت زیادی است که بیمار است. 01:30:59.574 --> 01:31:01.535 زخم‌هایش عفونت کرده‌اند. 01:31:02.077 --> 01:31:03.662 ما از آنِ خداییم 01:31:04.079 --> 01:31:05.497 و به سوی او باز خواهیم گشت. 01:31:05.580 --> 01:31:07.541 نه، نه، نه. این‌طور حرف نزن. 01:31:07.999 --> 01:31:09.251 حسین کجاست؟ 01:31:12.963 --> 01:31:14.839 او تخت را به ما ترجیح داد. 01:31:16.675 --> 01:31:18.176 او به ما خیانت کرد. 01:31:18.260 --> 01:31:20.220 -نه. -ما را آنجا رها کرد تا بمیریم. 01:31:26.935 --> 01:31:31.231 می‌ترسم برادرم بهای کارهایش را درک نکند. 01:31:35.151 --> 01:31:36.444 به من گوش کن. 01:31:37.487 --> 01:31:39.906 تو پیش از این هم بدون من دوام آورده بودی. 01:31:40.949 --> 01:31:43.535 باید به خاطر پسرمان قوی باشی. 01:31:43.994 --> 01:31:48.206 حالا زمان آن است که آنچه لازم است را انجام دهیم. 01:31:49.124 --> 01:31:50.750 نظم را برقرار کن، 01:31:51.501 --> 01:31:54.212 دنیایی که شایسته‌اش است را به پسرمان هدیه بده! 01:31:54.296 --> 01:31:56.423 -به من قول بده که تو... -برو کمک بگیر. 01:31:57.924 --> 01:31:59.050 کمک! 01:31:59.676 --> 01:32:02.137 -نه، نه، نه. -نمی‌توانم دوباره این کار را بکنم. 01:32:02.220 --> 01:32:04.014 بدون تو نمی‌توانم انجامش دهم. 01:32:04.764 --> 01:32:07.100 باید انجامش بدهی. 01:32:19.446 --> 01:32:20.655 الجای... 01:33:31.017 --> 01:33:32.018 تیمور! 01:33:32.393 --> 01:33:34.729 آیا شوهرت از تو نخواست که به او ملحق شوی؟ 01:33:41.069 --> 01:33:42.529 من با او نمی‌روم. 01:33:43.238 --> 01:33:44.823 نه بعد از کاری که با تو کرد. 01:33:48.701 --> 01:33:50.662 پسرم را از اینجا دور می‌کنم. 01:33:51.412 --> 01:33:54.123 من الیاس را می‌کشم، چه با حسین، چه بی او. 01:33:57.168 --> 01:33:58.461 و بعد چه؟ 01:33:59.754 --> 01:34:01.339 بعد از شکست دادن الیاس، 01:34:01.673 --> 01:34:04.968 تو و حسین تنها دشمنان یکدیگر خواهید بود. 01:34:05.760 --> 01:34:07.720 چه بر سر هر دوی شما خواهد آمد؟ 01:34:11.724 --> 01:34:14.644 حسین برای به دست آوردن تخت از هیچ تلاشی دریغ نکرد، 01:34:14.727 --> 01:34:16.729 اما تو همه چیز را از دست دادی. 01:34:17.564 --> 01:34:19.774 تیمور، به آن فکر کن. 01:34:19.858 --> 01:34:22.694 چه کسی اولین مهره را انداخت، هان؟ 01:34:22.777 --> 01:34:25.071 الیاس؟ تغلق؟ حاجی؟ 01:34:26.281 --> 01:34:28.950 حسین پدربزرگ خودش را کشت! 01:34:29.492 --> 01:34:30.493 نه. 01:34:30.869 --> 01:34:33.162 او بازی‌ای را شروع کرد که تو در آن هستی 01:34:33.538 --> 01:34:35.373 و همه چیزت را از تو گرفت. 01:34:35.456 --> 01:34:37.333 و او بر تخت نشسته است. 01:34:39.085 --> 01:34:41.963 تو آن‌قدر طولانی به الیاس خیره شدی 01:34:42.046 --> 01:34:45.258 که نسبت به جاه‌طلبی‌های عزیزانت کور شدی. 01:34:46.342 --> 01:34:48.511 او هرگز متوقف نخواهد شد، تیمور. 01:34:49.596 --> 01:34:53.057 واقعاً فکر می‌کنی در نهایت، او تو را زنده می‌گذارد؟ 01:34:54.058 --> 01:34:57.353 و مگر به الجای قول ندادی که از پسرت محافظت کنی؟ 01:35:29.761 --> 01:35:33.264 اگر برنگشتم، مراقب پسرم باش. 01:36:08.591 --> 01:36:09.592 تیمور... 01:36:19.352 --> 01:36:20.311 تیمور... 01:36:37.954 --> 01:36:39.038 نوبت توست. 01:37:06.941 --> 01:37:08.067 یک خنجر بارلاس. 01:37:08.151 --> 01:37:10.111 کاری کردند که متعلق به قبیله ما به نظر برسد. 01:37:10.862 --> 01:37:14.448 من کورِ حسِ افتخار نخواهم شد. 01:38:20.348 --> 01:38:21.641 وقتمان رو به پایان است. 01:38:22.058 --> 01:38:23.934 دیوارها قبل از پایان روز فرو خواهند ریخت! 01:38:24.018 --> 01:38:25.686 در تمام این شهر، 01:38:25.770 --> 01:38:29.190 هیچ مردی نیست که حاضر باشد برای ما بجنگد؟ 01:38:29.273 --> 01:38:31.442 فکر می‌کنی برای تو می‌جنگیدند؟ 01:38:32.276 --> 01:38:34.987 از نظر آن‌ها، تو تفاوتی با الیاس نداری. 01:38:35.446 --> 01:38:36.656 او حق دارد. 01:38:40.076 --> 01:38:41.285 ستایش از آنِ خداست! 01:38:43.496 --> 01:38:44.705 تو زنده‌ای! 01:38:47.958 --> 01:38:50.419 پیوندی که روزی ما را به هم متصل کرده بود، گسست. 01:39:14.568 --> 01:39:15.986 حالا... 01:39:16.070 --> 01:39:17.071 چه... 01:39:19.573 --> 01:39:21.283 چه بر سر ما خواهد آمد؟ 01:39:25.079 --> 01:39:28.332 کسی نمانده است که حق مشروع مرا انکار کند. 01:39:29.667 --> 01:39:31.210 ما از آن اطمینان حاصل کردیم. 01:39:34.588 --> 01:39:37.466 من از هیچ کاری دریغ نکردم تا این حق را تضمین کنم، 01:39:37.842 --> 01:39:40.511 با تولد، با ازدواج، 01:39:41.595 --> 01:39:42.888 با... 01:39:43.973 --> 01:39:45.808 هر کاری که لازم بود انجام دهم. 01:39:47.476 --> 01:39:48.978 مجبور بودم انجامش دهم. 01:39:50.896 --> 01:39:52.064 برادر... 01:39:53.941 --> 01:39:55.192 کار تو بود؟ 01:39:56.277 --> 01:40:00.239 پدربزرگم برای حفظ قدرت بیش از حد ضعیف شده بود. 01:40:00.573 --> 01:40:02.616 آن اشراف از حاجی حمایت کردند 01:40:02.700 --> 01:40:04.160 -به جای...! -کار تو بود؟ 01:40:14.044 --> 01:40:15.546 کار من بود. 01:40:16.338 --> 01:40:18.090 کاری را کردم که باید! 01:40:19.175 --> 01:40:21.051 فکر می‌کنی برایم آسان بود؟ 01:40:25.222 --> 01:40:27.600 مگر این چیزی نبود که هر دوی ما می‌خواستیم؟ 01:40:34.273 --> 01:40:36.859 بیا این را با هم تمام کنیم. 01:40:39.528 --> 01:40:42.990 بگذار هر قربانی، هر توافق 01:40:43.073 --> 01:40:45.618 ارزش خون ریخته شده را داشته باشد. 01:40:49.872 --> 01:40:51.373 حالا... 01:40:54.043 --> 01:40:57.338 حالا فقط 01:40:58.297 --> 01:40:59.548 الیاس باقی مانده است. 01:41:04.136 --> 01:41:06.931 قسم می‌خورم برادر، این آخرین بار است. 01:41:12.519 --> 01:41:13.896 می‌دانم. 01:41:37.169 --> 01:41:40.756 سال‌ها طول کشید تا این حقیقت را درک کنم، پسرم: 01:41:42.174 --> 01:41:44.802 انسان‌ها تشنه‌ی قدرت هستند، 01:41:45.719 --> 01:41:49.431 و اغلب اهمیتی نمی‌دهند که چه جان‌هایی زیر پای جاه‌طلبی‌شان له می‌شود. 01:41:50.974 --> 01:41:55.354 به همین دلیل در برابر آنچه دیگران سرنوشتم می‌نامیدند، مقاومت کردم. 01:41:58.357 --> 01:42:01.026 اما سرنوشت مسیری نیست که ما انتخاب کنیم. 01:42:02.069 --> 01:42:03.779 آن را برای ما انتخاب می‌کنند. 01:42:05.322 --> 01:42:09.243 تنها وظیفه‌ی ما این است که شجاعت تسلیم شدن در برابر آن را داشته باشیم. 01:42:10.494 --> 01:42:11.954 تسلیم شدن... 01:42:13.247 --> 01:42:15.124 با پذیرش سرنوشتم، 01:42:15.874 --> 01:42:18.043 راهی برای تو می‌سازم، 01:42:18.794 --> 01:42:20.421 جهانگیر عزیزم، 01:42:23.048 --> 01:42:26.051 دنیایی که با فداکاری دگرگون شده است. 01:42:37.938 --> 01:42:39.815 پس شایعات حقیقت دارند. 01:42:41.108 --> 01:42:43.944 یک لنگ به اردوگاه ما می‌آید، 01:42:44.945 --> 01:42:46.822 سایه‌ای از آنچه بود، 01:42:47.781 --> 01:42:50.242 و پیشنهاد تسلیم شدن برادرش را می‌دهد. 01:42:59.209 --> 01:43:00.752 گمان کنم این... 01:43:02.463 --> 01:43:03.797 برای من بود؟ 01:43:08.427 --> 01:43:10.512 بالاخره مرا به یک بازی دعوت می‌کنی 01:43:12.097 --> 01:43:14.558 در حالی که درباره‌ی تسلیم برادرت گفتگو می‌کنیم؟ 01:43:23.192 --> 01:43:24.484 می‌توانید بروید. 01:43:38.999 --> 01:43:40.918 بازی را از همان‌جا که رها کردم، ادامه دهیم. 01:43:41.877 --> 01:43:42.961 نوبت توست. 01:43:48.759 --> 01:43:49.968 بگو ببینم... 01:43:51.887 --> 01:43:53.597 از چه چیزی می‌ترسیدی؟ 01:43:55.390 --> 01:43:56.767 باید احساس غرور کنی. 01:43:57.267 --> 01:44:00.145 تهدیدی که ارزش توجه مرا داشت. 01:44:04.566 --> 01:44:07.069 تو و من می‌توانستیم با هم کار کنیم، 01:44:08.278 --> 01:44:10.072 جاده ابریشم را بازسازی کنیم. 01:44:13.867 --> 01:44:16.411 چیزی که هرگز نفهمیدی، تیمور، این است که... 01:44:16.745 --> 01:44:19.331 چه چیزی واقعاً برای حکومت کردن لازم است، 01:44:21.124 --> 01:44:22.376 برای ساختن، 01:44:22.751 --> 01:44:24.127 برای فتح کردن، 01:44:24.461 --> 01:44:26.088 برای گرفتن آنچه متعلق به توست. 01:44:32.052 --> 01:44:35.263 می‌گویی برای دیدگاه جد من می‌جنگی، 01:44:35.347 --> 01:44:37.391 اما تو قدرت او را نداری، 01:44:37.724 --> 01:44:40.102 استقامت او را، شهامت او را. 01:44:40.185 --> 01:44:42.396 -و تو داری؟ -من خون او را در رگ دارم! 01:44:43.897 --> 01:44:45.941 به اردوگاه من می‌آیی 01:44:47.234 --> 01:44:50.737 و از اتحاد نیروها و وحدت این مردم بیچاره حرف می‌زنی؟ 01:44:50.821 --> 01:44:52.739 آمدم تا برایشان عدالت بیاورم. 01:44:52.823 --> 01:44:54.074 عدالت؟ 01:44:56.493 --> 01:44:57.995 با اشاره‌ی دست من، 01:44:59.079 --> 01:45:00.205 می‌فهمی؟ 01:45:00.956 --> 01:45:03.542 -و نگهبانانم... -دستور بده. 01:45:08.255 --> 01:45:09.923 شاید پدرم را فریب داده باشی، 01:45:10.966 --> 01:45:12.926 اما من به این راحتی فریب نمی‌خورم. 01:45:13.009 --> 01:45:14.553 فکر می‌کنی کی هستی؟ 01:45:14.636 --> 01:45:16.054 تو یک خان نیستی. 01:45:16.138 --> 01:45:17.597 هرگز یک خان نخواهی بود. 01:45:18.056 --> 01:45:19.683 من همیشه یک قدم جلوتر بودم... 01:45:23.103 --> 01:45:25.188 از هر حرکت تو. 01:45:26.314 --> 01:45:29.317 دیدم که برادرت در میدان جنگ با تو چه کرد. 01:45:29.901 --> 01:45:32.654 باید شکرگزار باشی که بعد از اینکه تو را بکشم، 01:45:33.196 --> 01:45:35.240 من به دنبال انتقامی می‌روم... 01:45:37.659 --> 01:45:40.787 که مشخصاً برای گرفتنش بیش از حد کور و ضعیفی. 01:45:48.378 --> 01:45:49.546 بله. 01:45:51.256 --> 01:45:54.050 من فقط مردی هستم که ملکه‌اش را از دست داد. 01:45:56.970 --> 01:46:00.307 و تو انتظار داری بازی را رها کنم. 01:46:02.142 --> 01:46:03.894 اما من تو نیستم. 01:46:06.313 --> 01:46:09.441 الجای به من هشدار داد که به تو اعتماد نکنم. 01:46:11.943 --> 01:46:13.153 باید به حرفش گوش می‌کردم. 01:46:18.033 --> 01:46:19.659 بیا این بازی را تمام کنیم. 01:46:40.055 --> 01:46:41.723 منتظرت بودیم. 01:46:44.559 --> 01:46:45.769 زمانش رسیده است؟ 01:46:49.064 --> 01:46:50.190 شطرنج. 01:46:51.650 --> 01:46:54.027 بازی زیبایی است با تاریخی طولانی. 01:46:55.237 --> 01:46:57.155 به دست‌های بسیاری چرخیده است. 01:46:59.157 --> 01:47:01.243 مهره‌ها تغییر کرده‌اند. 01:47:02.369 --> 01:47:06.748 و قوانین بازنویسی شدند. ده نفر از بهترین مردانت را به من بده. 01:47:10.961 --> 01:47:13.672 هرگز نشنیدم کسی از عسل دیوانه‌کننده جان سالم به در ببرد. 01:47:13.755 --> 01:47:17.801 سرباز می‌تواند در ابتدای بازی دو خانه حرکت کند. 01:47:18.343 --> 01:47:21.096 آن عسلی که آن شب به لب‌هایت خورد، کار من نبود. 01:47:30.063 --> 01:47:33.024 و اسب‌ها به شوالیه تبدیل شدند. 01:47:34.651 --> 01:47:35.652 نگهبانان! 01:47:48.039 --> 01:47:51.626 و وقتی پیاده به انتهای صفحه شطرنج می‌رسد... 01:47:54.546 --> 01:47:56.131 و تا جای ممکن پیش می‌رود... 01:47:56.214 --> 01:47:57.382 محافظان! 01:47:57.465 --> 01:48:01.094 آن پیاده می‌تواند با هر مهره‌ای که بخواهی تعویض شود. 01:48:12.564 --> 01:48:14.774 انگار که هرگز از دست نرفته است. 01:48:23.783 --> 01:48:24.743 چطور؟ 01:48:24.826 --> 01:48:27.704 وقتی علامت دادم، دروازه‌ها را باز کن. 01:48:30.623 --> 01:48:31.875 ساده است، الیاس. 01:48:33.418 --> 01:48:34.711 دروازه‌ها را باز کنید! 01:48:36.504 --> 01:48:38.590 من بازی تو را یاد گرفتم. 01:48:41.843 --> 01:48:44.220 باید حسین را همان‌طور که هست می‌دیدم. 01:48:46.514 --> 01:48:48.016 مردی مثل تو، 01:48:48.892 --> 01:48:50.435 که خودش را رهبر می‌نامد... 01:48:51.811 --> 01:48:54.189 اما همه چیز را ویران می‌کند و هیچ نمی‌سازد. 01:48:57.025 --> 01:48:58.651 تو آنچه لازم است را نداری، 01:48:59.527 --> 01:49:03.406 برای حکومت کردن، ساختن و فتح کردن. 01:49:07.577 --> 01:49:08.745 من نقشه‌ای دارم. 01:49:20.673 --> 01:49:23.092 نقشه‌ای برای ساختن دنیایی بهتر. 01:50:12.267 --> 01:50:13.309 تیمور! 01:51:34.390 --> 01:51:37.935 تیمور پس از سال‌ها جنگ، اردوی زرین را شکست داد 01:51:38.019 --> 01:51:40.188 و به امپراتوری مغول پایان داد. 01:51:41.814 --> 01:51:43.066 آیا آن‌ها انتخاب کرده‌اند؟ 01:51:43.983 --> 01:51:44.984 بله. 01:51:46.027 --> 01:51:47.320 محمد علی. 01:51:54.619 --> 01:51:55.620 برخیز! 01:52:01.501 --> 01:52:03.503 مردانت تو را به عنوان رهبر انتخاب کردند. 01:52:06.464 --> 01:52:09.217 قدم در راه من بگذار تا عدالت برقرار شود. 01:52:10.384 --> 01:52:13.221 تمام کسانی که سوگند وفاداری می‌خورند را ببخش. 01:52:18.226 --> 01:52:19.519 بقیه را بکش. 01:52:48.798 --> 01:52:51.676 تیمور ثبات را به جاده ابریشم و مردمش بازگرداند 01:52:51.759 --> 01:52:54.095 و آخرین امپراتوری بزرگ کوچ‌نشین را بنا نهاد، 01:52:54.178 --> 01:52:57.598 که از ترکیه امروزی تا شمال هند گسترده بود. 01:52:57.932 --> 01:53:01.227 سلسله او ۱۳۷ سال دوام آورد و باعث ظهور رنسانس تیموری شد، 01:53:01.310 --> 01:53:05.314 دوره‌ای از پیشرفت‌ها در ریاضیات، نجوم و هنر 01:53:05.398 --> 01:53:09.360 که پیش از رنسانس اروپا بود و با آن رقابت می‌کرد.