WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:30.749 --> 00:31.958 ‫[یک ساعت تا گفتن «بله»] 00:31.999 --> 00:33.541 ‫آره. آب کافی مصرف کرده؟ 00:33.624 --> 00:36.666 ‫من فقط بیهوشی رو قطع می‌کنم ‫و مایعات رو نگه می‌دارم. 00:36.749 --> 00:39.833 ‫- فکر می‌کنی کِی به هوش میاد؟ ‫- امیدوارم به زودی. 00:39.916 --> 00:41.958 ‫چقدر زود؟ 00:42.041 --> 00:43.541 ‫یه کم پیش بیهوشش کردم. 00:43.541 --> 00:44.874 ‫الان وضعیتش پایداره. 00:45.749 --> 00:47.666 ‫نمی‌دونم تو چه وضعیتی به هوش میاد. 00:47.749 --> 00:50.374 ‫- باید بیمارستان بره. ‫- گفت دیگه نمی‌خواد بیمارستان بره. 00:50.458 --> 00:53.041 ‫- هیچوقت نمی‌خواست اینطوری بشه. ‫- گفتی تا عروسی به هوش میاد. 00:53.124 --> 00:55.458 ‫گفتی که تا عروسی، حالش خوب می‌شه. ‫یعنی... 00:55.541 --> 00:57.333 ‫- می‌دونم. می‌دونم. ‫- بهش زیادی دارو دادی؟ 00:57.416 --> 00:58.999 ‫نه، تقصیر من نیست. 00:59.041 --> 01:00.749 ‫صبح تا حالا تشنج داشته. 01:00.833 --> 01:02.541 ‫- شروع نکن. ‫- می‌تونیم کنسلش کنیم. 01:02.624 --> 01:04.333 ‫- چی رو کنسل کنیم؟ ‫- عروسی رو. 01:04.416 --> 01:05.416 ‫یه ساعت دیگه‌ست. 01:05.499 --> 01:07.666 ‫آخرین آرزوش این بود ‫که نیکی ازدواج کنه. 01:07.666 --> 01:08.666 ‫- صد نفر دارن میان. ‫- اصلا واسم مهم نیست. 01:08.708 --> 01:10.958 ‫- عروسی رو کنسل می‌کنیم. ‫- تصمیمش با تو نیست. 01:11.041 --> 01:13.083 ‫عروسی رو کنسل نمی‌کنیم. 01:13.749 --> 01:15.374 ‫چرا با هم می‌جنگیم؟ 01:15.416 --> 01:17.041 ‫لطفا جلوی مادرتون بس کنین. 01:17.124 --> 01:19.666 ‫- اون که بیهوشه. ‫- بازم جو اتاق رو حس می‌کنه. 01:19.749 --> 01:21.249 ‫عروسی رو کنسل نمی‌کنیم، باشه؟ 01:21.333 --> 01:22.624 ‫چرا این دوتا اینقدر اهمیت می‌دن؟ 01:22.666 --> 01:24.333 ‫تو چی؟ هوم؟ 01:24.374 --> 01:25.874 ‫می‌خوای مامان یا اون رو انتخاب کنی؟ 01:25.916 --> 01:26.916 ‫پورشیا! 01:26.999 --> 01:29.208 ‫چرا اصلا اونجا نشستی؟ ‫حتی به هم نگاه نمی‌کنین. 01:29.291 --> 01:32.041 ‫چون برای ما بدشانسی میاره که ‫تو روز عروسیمون همدیگه رو ببینیم. 01:32.124 --> 01:34.416 ‫بدشانسی برای آدم‌هاییه که ‫نمی‌تونن جوابگوی اعمالشون باشن. 01:34.499 --> 01:35.916 ‫هیچ بدشانسی‌ای وجود نداره. 01:35.999 --> 01:37.791 ‫فقط تصمیم بد وجود داره ‫و این یکی از اون‌هاست. 01:37.874 --> 01:39.416 ‫پورشیا، جدی می‌گم. فقط... 01:39.499 --> 01:40.874 ‫نه، من جدی می‌گم. 01:40.958 --> 01:43.833 ‫مجبورم کرد یه اهریمن احضار کنم ‫تا ببینم نیمه‌گمشده‌ت هست یا نه. 01:43.874 --> 01:46.333 ‫- نه، همچین اتفاقی نیفتاد. ‫- اوه جدی؟ فکر کردی چطور زخمی شدم؟ 01:46.416 --> 01:47.791 ‫نه... از طرف اهریمن نیست. 01:47.874 --> 01:50.666 ‫اوه، کار یه خانم جسد بود ‫و بعد صورتم رو له کرد. 01:50.708 --> 01:53.583 ‫- تو احضارش کردی. ‫- من احضارش نکردم. هیچوقت اینجوری نشده. 01:53.708 --> 01:56.166 ‫معلوم هست چه اتفاقی تو این مهمونی افتاد؟ 01:56.249 --> 01:57.874 ‫- چرا هیشش می‌کنی؟ ‫- زبونت رو کنترل کن. 01:57.958 --> 02:00.583 ‫نه، چیز بعدی که یادم میاد اینه ‫که بیدار شدم، کف اتاقشم 02:00.666 --> 02:01.958 ‫و نمی‌دونم چطور اونجا رسیدم. 02:02.041 --> 02:04.291 ‫بعد عجیب و غریب رفتار می‌کرد ‫و به مامان تشنج دست داد. 02:04.374 --> 02:07.249 ‫- تقصیر ریچل نیست. تقصیر منه. ‫- تقصیر تومور مغزیه. 02:07.333 --> 02:09.041 ‫نه، اون شروره و یه چیزی رو مخفی می‌کنه. 02:09.124 --> 02:10.291 ‫- بس کن. ‫- اون شرور نیست. 02:10.374 --> 02:13.249 ‫- می‌خوام این خانواده رو نجات بدم، جولز. ‫- چرا یه کم آروم نمی‌گیری... 02:13.291 --> 02:15.291 ‫خیلی هم آرومم. ‫اون مجبورم کرد اهریمن رو احضار کنم. 02:15.374 --> 02:16.958 ‫- پورشیا، داری چی می‌گی؟ ‫- من آرومم! 02:17.041 --> 02:18.749 ‫اهریمن نبود. 02:18.791 --> 02:20.416 ‫عمه‌ی بزرگم بود. 02:23.083 --> 02:24.208 ‫و من... 02:24.541 --> 02:25.874 ‫چیزی رو مخفی نمی‌کنم. 02:25.958 --> 02:29.166 ‫در مورد همه چیزهایی که اتفاق افتاده، ‫باهاتون خیلی روراست بودم. 02:29.291 --> 02:31.624 ‫همه‌مون این هفته خیلی چیزها پشت سر گذاشتیم. 02:31.708 --> 02:32.833 ‫ولی مهم نیست چی بشه، 02:32.916 --> 02:35.916 ‫قراره به یک عروسی قشنگ ‫و فوق‌العاده ختم بشه، 02:35.999 --> 02:37.208 ‫قسم می‌خورم. 02:37.291 --> 02:38.874 ‫امروز عروسی می‌کنیم. 02:38.958 --> 02:41.333 ‫من عاشقشم و همه‌تون رو دوست دارم 02:41.416 --> 02:43.749 ‫و می‌دونم که برای مادرتون 02:43.791 --> 02:45.874 ‫خیلی، خیلی، خیلی مهمه، 02:45.958 --> 02:47.374 ‫ولی این عروسی ماست، 02:47.874 --> 02:49.416 ‫و اجازه نمی‌دم هیچکس خرابش کنه. 02:49.458 --> 02:52.499 ‫من هر جور شده از راهرو رد می‌شم ‫و خطبه عقد خونده می‌شه. 02:52.583 --> 02:54.999 ‫اون به هوش میاد و عروسی ‫رویایی خودش و نیکی 02:55.083 --> 02:57.791 ‫و همه‌تون رو می‌بینه، باشه؟ ‫مراسم رو انجام می‌دیم. 03:03.333 --> 03:04.458 ‫نه. 03:04.583 --> 03:07.166 ‫نه، ما کنسلش می‌کنیم. 03:07.291 --> 03:08.499 ‫مگه نه، بابا؟ 03:08.583 --> 03:11.749 ‫- اصلا نه. نه. این... ‫- نه. به هیچ وجه. نه. 03:11.833 --> 03:13.791 ‫- ما چیزی رو کنسل نمی‌کنیم. ‫- پورشیا. 03:13.874 --> 03:16.291 ‫تصمیمش با تو نیست. 03:16.374 --> 03:17.874 ‫مراسم انجام می‌شه، پورشیا. 03:17.916 --> 03:19.083 ‫باید روی اون زخم، یخ بذاری. 03:19.166 --> 03:20.166 ‫فقط ساکت شو. 03:20.249 --> 03:22.749 ‫- ممکنه جای زخمش، زشت بشه. ‫- خودت یه جای زخم زشتی. 03:23.208 --> 03:24.749 ‫باشه، نقشه چیه؟ 03:24.833 --> 03:26.499 ‫ام... این، اه... 03:26.583 --> 03:27.624 ‫توضیحش سخته. 03:27.708 --> 03:29.791 ‫شاید بهتره تو پیش نیکی بمونی ‫و ساقدوش باشی، 03:29.874 --> 03:32.249 ‫بعد وقتی لازمت داشتیم ‫بهت خبر می‌دیم، خب؟ 03:32.332 --> 03:34.124 ‫ولی من باید بدونم نقشه چیه. 03:34.249 --> 03:36.207 ‫هی، نل! نل! 03:36.291 --> 03:38.291 ‫ساکت شو! فقط کاری که می‌گه رو بکن. 03:38.707 --> 03:41.374 ‫- صبر کن، نقشه چیه؟ ‫- کتاب پورشیا رو پیدا کردم. 03:41.457 --> 03:43.749 ‫چیزی که پورشیا وقتی تسخیر شده بود ‫داشت درباره‌ش حرف می‌زد. 03:43.832 --> 03:46.707 ‫یه چیزی زنده، یه چیزی مرده، ‫یه چیز دزدیده‌شده، یه چیز قرمز. 03:46.791 --> 03:49.666 ‫یه مراسمه و باید انجامش بدیم، ‫بعد همه‌چی درست می‌شه. 03:55.207 --> 03:56.291 ‫خب، اه، یه نسخه‌ای 03:56.332 --> 03:58.999 ‫از «یه چیز قدیمی، یه چیز جدید، ‫یه چیز قرضی، یه چیز آبی» هست. 03:59.082 --> 04:02.541 ‫پس اون چیز زنده ‫باید از داماد باشه. بیا اینجا. 04:02.624 --> 04:04.916 ‫اون چیز مرده از عروس، 04:04.999 --> 04:06.749 ‫چیز دزدیده‌شده از مادرشوهر 04:06.791 --> 04:08.749 ‫و چیز قرمز از یه دشمن. 04:08.832 --> 04:12.499 ‫اینجا نوشته که بهتره از خون استفاده کنیم، ‫پس فقط باید بیاریمشون، قاطیشون کنیم، 04:12.582 --> 04:14.541 ‫بعد من قبل از اینکه برم ‫توی راهرو می‌خورمش، همین. 04:14.624 --> 04:16.624 ‫فقط اینکه وقتی بخورمش، 04:16.666 --> 04:19.332 ‫اگه از قبل نیمه‌گمشده‌ش نباشم، ‫من رو تبدیل به نیمه‌گمشده‌ش می‌کنه. 04:22.749 --> 04:24.082 ‫نظر تو چیه؟ 04:25.082 --> 04:26.499 ‫عقل از سرت پریده؟ 04:26.582 --> 04:28.832 ‫[تبدیل شدن به نیمه‌گمشده] 04:29.707 --> 04:31.291 ‫[یک چیز زنده از داماد] 04:31.374 --> 04:33.499 ‫چیز زنده... از داماد... 04:35.332 --> 04:39.457 ‫- می‌خوای یکی از استخوانات رو قطع کنی؟ ‫- نمی‌دونم. نمی‌دونم. 04:39.541 --> 04:42.791 ‫موی مادرشوهر و... 04:43.832 --> 04:46.249 ‫خون؟ خدای من. 04:47.207 --> 04:50.582 ‫- بعد همه‌ی این مزخرفات رو می‌خوای بخوری؟ ‫- فکر کنم. اه... 04:50.666 --> 04:52.374 ‫واقعا چی بگم، ریچل. من... 04:52.457 --> 04:55.791 ‫خب، این... ‫نباید همچین واکنشی نشون بدی. 04:55.874 --> 04:58.457 ‫یه استخوان از عروس؟ ‫واقعا می‌خوای یه استخوان قطع کنی؟ 04:58.541 --> 04:59.666 ‫نه، نه، نمی‌خوام. 04:59.749 --> 05:02.832 ‫یادت میاد درباره‌ی موندن ‫توی واقعیتِ واقعیت چی گفتم؟ 05:02.916 --> 05:07.207 ‫آره، دقیقا قبل از اینکه پورشیا ‫توسط عمه‌ی بزرگ مرده‌م تسخیر بشه. 05:07.249 --> 05:09.791 ‫آره، واقعیتِ واقعیت ‫دیگه واقعا گزینه به حساب نمیاد. 05:09.832 --> 05:12.999 ‫- یه اثر جانبی خیلی بزرگ داره. ‫- می‌دونم. 05:13.082 --> 05:15.916 ‫قراره به نیمه‌گمشده‌ش تبدیلت کنه. ‫چه جوری تغییرت می‌ده؟ 05:18.666 --> 05:19.707 ‫نمی‌دونم. 05:19.791 --> 05:21.207 ‫واقعا غیرمنطقیه. 05:21.707 --> 05:23.957 ‫بدترین حالتش اینه که جواب نده، ‫ولی حداقل تلاشم رو کردم. 05:24.041 --> 05:27.624 ‫نه، بدترین حالت اینه که ‫به یه زن رباتی مطیع تبدیلت کنه. 05:27.707 --> 05:29.541 ‫اوه، آره، باشه. 05:29.624 --> 05:31.416 ‫بهش فکر کردم و مشکلی نیست، 05:31.499 --> 05:33.624 ‫چون نیکی آدم خیلی خوبیه، درسته؟ 05:33.707 --> 05:35.791 ‫یعنی نمی‌تونی آدم بهتر از نیکی پیدا کنی، 05:35.791 --> 05:37.249 ‫ولی من آدم خوبی نیستم. 05:37.291 --> 05:39.291 ‫من یه آدم متوسط بد هستم ‫و وقتی بهش فکر می‌کنم، 05:39.332 --> 05:40.791 ‫عملا همیشه این رو می‌دونستم 05:40.874 --> 05:43.291 ‫و این یه فرصت برای درست‌کردنش هست. 05:43.416 --> 05:45.374 ‫این حرفت درست نیست، نه؟ ‫تو آدم بدی نیستی. 05:45.457 --> 05:46.999 ‫آدم خیلی خیلی خوبی هستی. 05:47.041 --> 05:49.499 ‫نه. نه، نه، نه، نه، نه. نه. 05:49.582 --> 05:52.541 ‫ببین، این فقط یکی از کلی مثال ‫برای بد بودن منه، باشه؟ 05:52.582 --> 05:54.374 ‫مثل اتفاقی که دیشب افتاد. 05:54.416 --> 05:56.332 ‫کار یه آدم متوسط بد بود. 05:56.374 --> 05:59.541 ‫بی‌خیال. می‌دونی، ‫این هدف یه جشن مجردی بوده. 05:59.624 --> 06:01.624 ‫یعنی، اون موقع‌ها که تازه اختراع شده بود. 06:01.707 --> 06:03.707 ‫خب، الان مثل دوران قدیم نیست. 06:03.791 --> 06:05.541 ‫مردها همیشه انجامش می‌دن. 06:05.624 --> 06:08.582 ‫آره، ولی... ولی... نیکی این کار رو نکرد ‫چون آدم خیلی خوبیه. 06:08.666 --> 06:11.457 ‫نیمه‌گمشده‌ش هم باید خیلی خوب باشه ‫و چیزی که فهمیدم اینه که 06:11.541 --> 06:14.416 ‫شاید این واقعا یه چیز ‫خیلی خوب برای من باشه، خیلی‌خب؟ 06:14.499 --> 06:16.332 ‫یعنی، اگه این مراسم واقعا جواب بده، 06:16.416 --> 06:19.499 ‫اونوقت شاید یه جور لوبوتومی ‫برای من باشه، از نوع خوبش. 06:19.582 --> 06:21.124 ‫تو احتیاجی به لوبوتومی نداری. 06:21.207 --> 06:22.832 ‫خب، من نمی‌خوام بمیرم. 06:22.916 --> 06:24.957 ‫ممکنه بمیری. ممکنه هم نمیری. 06:25.041 --> 06:27.541 ‫خب، من ترجیح می‌دم ‫با قطعیت نمیرم، باشه؟ 06:27.624 --> 06:29.041 ‫پس این مراسم لعنتی رو انجام می‌دم! 06:29.082 --> 06:30.624 ‫تو نمی‌دونی عواقبش چیه. 06:30.707 --> 06:32.749 ‫می‌دونم عواقبش چیه، باشه؟ 06:32.832 --> 06:34.207 ‫انجامش می‌دم و من... 06:34.207 --> 06:37.041 ‫زنده می‌مونم، ‫یا انجامش نمی‌دم و احتمالا می‌میرم. 06:37.082 --> 06:40.374 ‫آره، ولی در نسخه‌ای از خودت زنده می‌مونی ‫که خودت دیگه نمی‌شناسیش. 06:40.457 --> 06:43.457 ‫آره، ولی یه نسخه‌ی کاملا زنده و سرحال. 06:44.582 --> 06:47.999 ‫به نظر من تنها کاری که باید بکنی ‫اینه که باور کنی نیمه‌گمشده‌شی. 06:50.541 --> 06:52.707 ‫من نمی‌خوام مثل مامانم بمیرم. 06:54.124 --> 06:55.582 ‫باشه؟ پس... 06:56.499 --> 06:58.124 ‫باید یه کاری بکنم. 06:59.624 --> 07:00.957 ‫پس من انجامش می‌دم 07:00.999 --> 07:04.374 ‫و تو یا کمکم می‌کنی یا نمی‌کنی، ‫ولی من انجامش می‌دم. 07:07.124 --> 07:09.582 ‫قرار نیست این عروسی 07:09.874 --> 07:10.749 ‫پر از تراژدی بشه. 07:10.749 --> 07:12.832 ‫این تنها راهیه که به قطعیت ۱۰۰٪ برسم. 07:14.665 --> 07:16.374 ‫فکر می‌کنی تنها راه برای زنده‌موندنه؟ 07:16.582 --> 07:17.832 ‫وای خدا، عروسی ظهر برگزار می‌شه. 07:17.957 --> 07:21.207 ‫عروسی ظهر برگزار می‌شه ‫و خورشید ۴:۴۴ غروب می‌کنه. الان ۱۱:۰۸ هست. 07:25.249 --> 07:27.957 ‫ریچل، باید آروم بگیری. ‫مهمون‌ها دارن می‌رسن. چه مرگته؟ 07:28.040 --> 07:29.207 ‫به حرفم گوش نمی‌دی. 07:29.290 --> 07:31.957 ‫نمی‌ذارم این عروسی رو ‫تبدیل به جشن اهریمن‌پرستی کنی. 07:32.040 --> 07:33.290 ‫مسخره‌ست همچین فکری می‌کنی. 07:33.374 --> 07:34.915 ‫بعد از اون سیلی که خوردم، نه، 07:34.999 --> 07:36.665 ‫اونم به خاطر معامله‌هات با دنیای مردگان. 07:36.749 --> 07:39.749 ‫- می‌خوام به همه بگم برن. ‫- باشه. مهم نیست. باشه؟ 07:39.832 --> 07:42.207 ‫من صد نفر نمی‌خوام. ‫می‌تونی به همشون بگی برن. 07:42.290 --> 07:45.040 ‫فقط نیکی، حلقه و شاهد می‌خوام 07:45.249 --> 07:47.665 ‫و همچنان ازدواج می‌کنم. باشه؟ 07:48.624 --> 07:51.499 ‫و تو همچنان می‌تونی به مادرت ‫چیزی که می‌خواد رو تقدیم کنی 07:51.582 --> 07:53.874 ‫که یه عروسی واقعا، واقعا قشنگه. 08:00.499 --> 08:01.499 ‫بس کن. 08:05.332 --> 08:07.582 ‫مردم دارن میان. ‫می‌خوای اون چیزه رو ازت بگیرم؟ 08:07.665 --> 08:08.665 ‫چرا؟ 08:09.165 --> 08:11.790 ‫چون همش خونی و چندش‌آوره. 08:11.999 --> 08:14.332 ‫خون من رو برای چی می‌خوای، ریچل؟ 08:15.165 --> 08:16.874 ‫من خونت رو نمی‌خوام. 08:16.957 --> 08:18.624 ‫فقط می‌خوام کمکت کنم. 08:18.874 --> 08:19.915 ‫نه! 08:22.415 --> 08:23.415 ‫لعنت! 08:24.207 --> 08:27.040 ‫ببخشید... من... مطمئن نیستم ‫اولین عکس‌ها قراره کجا گرفته بشه؟ 08:27.124 --> 08:29.207 ‫اشتباه اومدی. ‫از اونطرف برو، سمت مهمون‌ها. 08:29.290 --> 08:31.124 ‫- یک دقیقه صبر کن، شما عروسی، درسته؟ ‫- نه ‌نه. 08:31.540 --> 08:33.040 ‫سخت نگیر. 08:33.124 --> 08:35.999 ‫از روزت لذت ببر. ‫شاید آخرین فرصتت باشه. 08:36.040 --> 08:37.499 ‫تو حلقه‌های ما رو برداشتی؟ 08:38.040 --> 08:40.415 ‫اِه... اون ضرب‌المثل درسته. 08:40.457 --> 08:43.499 ‫هیچکس نمی‌تونه از سه حلقه ازدواج فرار کنه. 08:43.540 --> 08:45.207 ‫اوه خدای من... جود! 08:45.290 --> 08:47.499 ‫- حلقه نامزدی... ‫- برو! 08:48.165 --> 08:50.124 ‫حلقه عروسی 08:50.207 --> 08:52.457 ‫و رنج. ‫[تلفظ انگلیسی شامل حلقه می‌شه] 08:53.665 --> 08:56.415 ‫تو حلقه‌های ما رو برداشتی؟ 08:57.124 --> 08:59.332 ‫من گنج‌هام رو فقط 08:59.332 --> 09:01.707 ‫بعد از فاجعه برمی‌دارم. 09:02.790 --> 09:04.082 ‫این... 09:05.165 --> 09:07.790 ‫مال مادرت بود. 09:11.749 --> 09:15.165 ‫و من کروات پدرت رو تنم کردم. 09:16.832 --> 09:19.999 ‫یه چیز کوچیک قرضی... 09:21.665 --> 09:22.707 ‫برای خودم. 09:28.999 --> 09:32.415 ‫خب، این دفعه دیگه هیچ گنجی ‫به‌ دست نمیاری، عوضیِ روانی. 09:32.874 --> 09:34.374 ‫چون نمی‌ذارم برنده بشی. 09:34.457 --> 09:36.374 ‫من قراره زندگی کنم. 09:36.499 --> 09:38.832 ‫و این چرندیات مزخرف رو ‫به هیچکس منتقل نمی‌کنم. 09:38.915 --> 09:41.374 ‫این ماجرا امشب با من تموم می‌شه. 09:42.249 --> 09:44.124 ‫خواهیم دید، مگه نه؟ 09:44.707 --> 09:47.332 ‫خورشید ساعت ۴:۴۴ غروب می‌کنه. 09:47.415 --> 09:50.457 ‫آره، می‌دونم. ‫کلی وقت دارم. نوش. 09:58.332 --> 09:59.374 ‫سلام؟ 10:33.915 --> 10:35.582 ‫داری چی کار می‌کنی؟ 10:39.748 --> 10:41.998 ‫من... ببخشید. فقط... من... 10:43.123 --> 10:46.457 ‫می‌خواستم ببینم حالش چطوره ‫و مطمئن شم که خوبه. 10:47.915 --> 10:49.040 ‫باشه؟ 10:55.665 --> 10:56.665 ‫ببخشید. 11:18.540 --> 11:22.665 ‫الان... می‌خوام یه کم با همسرم تنها باشم. 11:39.707 --> 11:41.957 ‫جولز؟ نلی؟ 11:42.623 --> 11:43.748 ‫آره، ما آماده‌ایم. 11:44.248 --> 11:45.540 ‫حتما باید استخوان باشه؟ 11:46.123 --> 11:47.415 ‫آره. 11:47.498 --> 11:49.915 ‫یه چیزی که نسبتاً جلب توجه نکنه. 11:50.957 --> 11:52.415 ‫مجبور نیستی این کار رو بکنی. 11:52.498 --> 11:53.832 ‫دلسردش نکن. 11:54.498 --> 11:57.207 ‫از اینکه استخوان‌هاش رو ‫ده دقیقه قبل از عروسیش قطع کنه؟ 11:57.290 --> 11:58.998 ‫- این... نه... ‫- همه‌ی استخوان‌هام نیست. 11:59.082 --> 12:02.290 ‫خواهش می‌کنم. باشه؟ می‌خوام زنده بمونم. ‫می‌خوام نیکی خوشحال باشه. 12:02.373 --> 12:05.998 ‫می‌خوام همه‌ی اتفاق‌ها تموم بشه. ‫پس فقط یه چیزی از من رو ببُر. 12:06.457 --> 12:07.873 ‫دندون چی؟ 12:07.957 --> 12:09.915 ‫نه، نه، نه. صورتش رو خراب می‌کنه. 12:09.998 --> 12:11.040 ‫خب؟ 12:11.123 --> 12:13.207 ‫امروز عروسیشه. ‫صورت ورم‌کرده نمی‌خواد. 12:13.290 --> 12:16.082 ‫ببخشید، فکر می‌کردم ‫که باید جونش رو نجات بدیم. 12:16.165 --> 12:18.457 ‫- آره، به شکلی که جلب توجه نکنه. ‫- اممم... 12:18.540 --> 12:20.707 ‫قراره به طور ماوراء الطبیعی تغییر کنه. 12:20.790 --> 12:22.040 ‫از درون. 12:23.998 --> 12:25.123 ‫انگشت کوچیک پا؟ 12:32.207 --> 12:34.373 ‫می‌خوام خودتون واسم تصمیم بگیرین. 12:34.457 --> 12:36.873 ‫تصمیم خیلی سختیه. ‫نمی‌تونم انتخاب کنم. 12:40.207 --> 12:41.290 ‫راست یا چپ؟ 12:41.998 --> 12:42.998 ‫اه... 12:43.540 --> 12:46.748 ‫اه، راست من. ببخشید. ‫اه، نه، صبر کن. چپ، چپ. ببخشید. اه... 12:46.832 --> 12:49.290 ‫نه، لعنت. اه... راست. 12:49.373 --> 12:51.415 ‫- راست. راست. همون راست. ‫- روی میز. 12:51.498 --> 12:53.373 ‫- یخ؟ ‫- آره. 12:56.582 --> 12:57.873 ‫خیلی‌خب. 13:00.290 --> 13:02.623 ‫اول گردش خون رو قطع می‌کنیم. 13:02.707 --> 13:04.915 ‫لازم نیست بهم بگی ‫داری چی کار می‌کنی. 13:04.998 --> 13:06.082 ‫لطفا. مرسی. 13:06.165 --> 13:07.540 ‫بعد لنگ می‌زنه؟ 13:08.248 --> 13:10.832 ‫اوه... خیلی‌خب. 13:11.373 --> 13:15.123 ‫حاضر بودی خودت رو به طور برگشت‌ناپذیری ‫تغییر بدی تا تبدیل به نیمه گمشده‌م بشی؟ 13:16.373 --> 13:18.790 ‫- اگه بعد لنگ می‌زدم، نه. ‫- باشه، بچه‌ها، بچه‌ها... 13:18.873 --> 13:20.207 ‫اوه، قراره لنگ بزنه. 13:20.290 --> 13:22.373 ‫داریم انگشت پاش رو قطع می‌کنیم. 13:22.498 --> 13:23.415 ‫یکی از این بخور. 13:23.915 --> 13:25.123 ‫همم؟ 13:28.415 --> 13:31.457 ‫اگه این کار جواب نده ‫و اتفاقی اون بالا بیفته، 13:31.498 --> 13:32.832 ‫نباید بذاریم جود ببینه. 13:32.915 --> 13:34.623 ‫بس کن. این رو جلوش نگو. 13:34.707 --> 13:36.332 ‫نمی‌خوام تو هم ببینی. 13:36.415 --> 13:38.790 ‫- لازم نیست از من محافظت کنی. ‫- نمی‌دونی چه حسی داره. 13:38.873 --> 13:40.623 ‫می‌شه برگردیم به قسمتی که من نمردم؟ 13:40.665 --> 13:41.790 ‫- ببخشید. ‫- لطفا. ممنون. 13:41.832 --> 13:42.873 ‫- باشه. ‫- آره. 13:49.665 --> 13:52.332 ‫اوه، لعنت! 13:52.790 --> 13:54.040 ‫تموم شد؟ 13:54.123 --> 13:55.456 ‫تموم شد؟ آره. 13:55.540 --> 13:57.790 ‫اوه، خدای من. اون چیه؟ وای خدا. 13:57.873 --> 14:00.748 ‫- اوه، نه. بس کن. نل، بس کن، بس کن. ‫- وای خدا. نمی‌تونم. 14:00.831 --> 14:02.665 ‫برای اینکه زبونت رو گاز نگیری. 14:02.748 --> 14:05.165 ‫این رو بگیر. بیا. خیلی‌خب؟ 14:05.331 --> 14:06.373 ‫باشه. می‌خوای بشماری؟ 14:07.415 --> 14:08.623 ‫لعنت! 14:08.706 --> 14:09.873 ‫تموم شد. 14:09.956 --> 14:11.331 ‫تموم شد. 14:14.081 --> 14:17.415 ‫- می‌خوای بگیریش یا... ‫- نه، نه. 14:17.498 --> 14:19.956 ‫- لعنت. ‫- می‌خوای باهاش چیکار کنم؟ 14:20.040 --> 14:22.290 ‫بذارش روی یخ، ‫اگه نظرش عوض شد. 14:24.498 --> 14:25.831 ‫حالت خوبه؟ 14:25.915 --> 14:27.873 ‫آره، با من حرف بزن. حواست بهم باشه. 14:29.373 --> 14:30.415 ‫لعنت! 14:30.498 --> 14:32.915 ‫اکسی‌کدون کم کم اثر می‌کنه. 14:33.623 --> 14:36.706 ‫- تو مهمونی دوباره بهت می‌دم. ‫- اوهوم. 14:37.248 --> 14:38.581 ‫تا اون موقع، 14:38.623 --> 14:40.623 ‫فوتبال بازی نکن، باشه؟ 14:40.706 --> 14:41.831 ‫اممم. 14:54.373 --> 14:55.498 ‫لعنت. 15:36.915 --> 15:38.915 ‫لعنت. ببخشید. 15:38.998 --> 15:40.456 ‫اینجا قایم شده بودی؟ 15:41.581 --> 15:42.873 ‫آره. 15:43.081 --> 15:45.540 ‫یه جورایی. ببخشید. من... 15:45.623 --> 15:46.956 ‫من... 15:47.081 --> 15:49.081 ‫خوشحالم که اینجا پیدات کردم. 15:49.581 --> 15:50.790 ‫نیکی. 15:51.456 --> 15:52.748 ‫به چی فکر می‌کنی؟ 15:55.456 --> 15:56.581 ‫فقط داشتم... 15:57.790 --> 16:00.373 ‫به چیزی که گفتی فکر می‌کردم. یعنی... 16:01.415 --> 16:03.456 ‫تنها کاری که باید بکنی اینه که خودت باشی. 16:04.915 --> 16:06.165 ‫به نظر... 16:08.415 --> 16:11.123 ‫به نظر احمقانه میاد، ولی من... 16:12.456 --> 16:14.040 ‫من... 16:15.331 --> 16:16.248 ‫چی؟ 16:19.956 --> 16:22.123 ‫من نمی‌دونم الان کی هستم. 16:25.831 --> 16:27.540 ‫مامان و بابام... 16:28.790 --> 16:30.623 ‫هر چیزی که بهم یاد دادن... 16:31.331 --> 16:32.915 ‫درست مثل کل این هفته، 16:33.040 --> 16:34.748 ‫حس می‌کنم همه‌چیز تغییر کرد 16:34.831 --> 16:35.998 ‫و مدام تغییر کرد. 16:36.081 --> 16:37.415 ‫منظورم اینه که... 16:37.915 --> 16:41.040 ‫نه، نیکی، بس کن. بس کن، باشه؟ هی. 16:41.123 --> 16:42.373 ‫به من نگاه کن. 16:42.456 --> 16:44.331 ‫می‌تونم بهت بگم کی هستی، باشه؟ 16:44.415 --> 16:46.581 ‫تو آدم خوبی هستی. 16:46.665 --> 16:51.373 ‫تو خیلی، خیلی خوبی... و گوش کن... 16:52.790 --> 16:54.248 ‫همه‌چیز درست می‌شه. 16:54.331 --> 16:56.790 ‫همه‌چیز درست می‌شه ‫چون من قراره تغییر کنم. 16:56.873 --> 16:59.331 ‫باشه؟ من قراره... ‫قراره مثل تو آدم خوبی بشم. آره. 16:59.415 --> 17:02.498 ‫چی؟ نه، این کار رو نکن. نمی‌خوام ‫هیچ تغییری در تو ایجاد بشه. 17:02.581 --> 17:05.540 ‫نه، نه، نه. من... آدم بدی‌ام، باشه؟ 17:05.623 --> 17:08.373 ‫من واقعاً، واقعاً آدم بدی هستم. 17:08.456 --> 17:11.081 ‫- نه، نیستی. چرا این رو می‌گی؟ ‫- چون هستم. 17:11.165 --> 17:14.581 ‫نه، من بدم. جوری که تو شام تمرینی، ‫رفتار کردم درست نبود 17:14.665 --> 17:16.540 ‫و بابات رو به عروسی دعوت کردم. 17:16.623 --> 17:18.248 ‫می‌خواستی ما رو دوباره با هم آشتی بدی. 17:18.331 --> 17:19.998 ‫نه، نباید این کار رو می‌کردم. 17:20.081 --> 17:22.206 ‫مثل چیزی که گفتی بود. فقط باید 17:22.289 --> 17:24.164 ‫می‌فهمیدم اوضاع چقدر مزخرف بود، 17:24.248 --> 17:26.164 ‫به جای اینکه سعی کنم به زور... 17:27.081 --> 17:30.164 ‫یک آشتی عمیق بین شما رو ایجاد کنم. 17:31.414 --> 17:33.956 ‫فکر کردم اگه این کار رو بکنم، ‫یه لحظه بزرگ التیام‌بخش می‌شه. 17:34.039 --> 17:35.414 ‫همینطور بود، نیکی، درسته. 17:35.498 --> 17:37.664 ‫یه جورایی، مثل... 17:37.706 --> 17:39.331 ‫یه جورایی عمیق بود. 17:39.414 --> 17:41.539 ‫همینطور بود و من... 17:42.164 --> 17:44.331 ‫بالاخره فهمیدم ‫چه اتفاقی برای مادرم افتاد. 17:44.414 --> 17:46.914 ‫آره. من اونجا نبودم که ازت حمایت کنم، ‫در حالی که باید می‌بودم. 17:46.998 --> 17:51.164 ‫فقط نادیده گرفتمش. ‫من یه تیکه آشغالم. 17:51.248 --> 17:54.498 ‫- نه، اینطور نیست. نخیر. ‫- من... من... من... 17:56.331 --> 17:57.748 ‫یعنی... 17:57.956 --> 18:01.498 ‫آخرین لحظاتم با مامانم، ‫فقط داد زدن سرش بود؟ 18:01.581 --> 18:03.039 ‫- نه. ‫- یعنی... 18:03.123 --> 18:04.039 ‫من... 18:05.998 --> 18:08.206 ‫انگار آره، تو ممکنه نفرین شده باشی، 18:08.289 --> 18:11.539 ‫ولی من مطمئنم که شرور ‫یا همچین چیزی هستم. 18:17.873 --> 18:19.456 ‫تو شرور نیستی. 18:23.664 --> 18:25.123 ‫من... 18:29.831 --> 18:31.456 ‫من پیش نلی بودم. 18:36.956 --> 18:38.248 ‫آره، می‌دونم. 18:42.956 --> 18:44.706 ‫می‌دونی؟ چطور؟ 18:45.373 --> 18:47.164 ‫جولز امروز بهم گفت. 18:47.248 --> 18:48.623 ‫جولز می‌دونه؟ 18:48.706 --> 18:50.581 ‫اون‌ها همه‌چی رو به هم می‌گن. 18:51.164 --> 18:52.248 ‫ببخشید. 18:53.248 --> 18:56.206 ‫خیلی متاسفم. نباید این کار رو می‌کردم. ‫نباید می‌رفتم. 18:56.289 --> 18:57.914 ‫فکر کردم که... 18:57.956 --> 18:59.498 ‫که محکوم شدم و شاید... 18:59.539 --> 19:00.831 ‫اینطور نیست. 19:01.248 --> 19:03.039 ‫تو آدم بدی نیستی. 19:03.123 --> 19:04.331 ‫- ریچل، به من نگاه کن. ‫- هم؟ 19:04.414 --> 19:06.206 ‫تو آدم بدی نیستی. 19:09.914 --> 19:12.123 ‫قبل از اینکه بیایم اینجا، 19:12.498 --> 19:14.331 ‫خیلی خوب بودیم. 19:16.873 --> 19:17.831 ‫می‌دونی؟ 19:23.539 --> 19:25.373 ‫پس، حرفم رو باور می‌کنی، نه؟ 19:27.289 --> 19:28.664 ‫درباره نفرین؟ 19:29.998 --> 19:31.914 ‫باور می‌کنم. می‌فهمم. 19:34.123 --> 19:36.289 ‫تنها چیزی که مهمه، اینه. 19:40.873 --> 19:42.748 ‫دلم واسه کوچولومون تنگ شده. 19:42.914 --> 19:44.831 ‫کوچولومون کجاست؟ 19:44.914 --> 19:46.456 ‫- چی؟ ‫- کوچولو رو گم کردی؟ 19:46.539 --> 19:48.581 ‫نمی‌دونم. امم... 19:49.623 --> 19:51.831 ‫نیکی، هستی؟ 19:52.914 --> 19:54.164 ‫فقط... آره، یه لحظه صبر کن. 19:54.248 --> 19:55.414 ‫مامان. 19:55.498 --> 19:57.164 ‫به هوش اومده. حالش خوبه! 19:57.331 --> 19:59.414 ‫- زود باش. عروسی ده دقیقه دیگه‌ست. ‫- برو. 19:59.414 --> 20:01.956 ‫- دوستت دارم. برو. ‫- باشه. اوه، کوچولومون رو پیدا کردم! 20:02.039 --> 20:06.831 ‫- وای خدای من! برای خوش‌شانسی نگهش دار! ‫- باشه، خیلی‌خب! دوستت دارم. 21:26.997 --> 21:28.206 ‫حلقه‌ها رو گم کردم. 21:29.122 --> 21:30.122 ‫خیلی‌خب. 21:32.122 --> 21:33.164 ‫حلقه‌ت رو بهم بده. 21:34.331 --> 21:35.164 ‫چرا؟ 21:35.247 --> 21:37.456 ‫حلقه‌ها رو گم کردیم. ‫از حلقه‌های ما استفاده می‌کنن. 21:38.997 --> 21:40.664 ‫وای، ببین چی پیش منه. 21:41.081 --> 21:42.414 ‫کلاً فراموش کرده بودم. 21:43.747 --> 21:45.414 ‫نمی‌خواستم گم بشن. 21:45.872 --> 21:47.206 ‫جسارت نباشه، جودی. 21:47.622 --> 21:49.456 ‫خیلی‌خب، شروع شد! 22:24.039 --> 22:29.039 www.Doostihaa.com