WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:15.557 --> 00:16.641 ‫سلام. 00:17.559 --> 00:19.102 ‫به‌نظر میاد مهمونی باحالی باشه. 00:19.227 --> 00:20.812 ‫ورودیش ۲۰ دلاره. 00:20.979 --> 00:22.272 ‫باشه، طوری نیست. 00:22.397 --> 00:25.608 ‫فقط... ‫همین تو بود. 00:29.612 --> 00:31.781 ‫عه، می‌دونی چی شد، من... 00:31.906 --> 00:35.368 ‫ببخشید، فکر کنم یادم رفته ‫برم عابر بانک. 00:35.493 --> 00:38.163 ‫آره، و این‌که مسواک بزنی. 00:38.288 --> 00:40.707 ‫خانوم، شما یه قرون هم نداری. 00:41.624 --> 00:44.753 ‫خب، می‌تونم.. بگیرم براتون ‫از دوستم که داخلـه. 00:44.878 --> 00:46.629 ‫میرم ازش می‌گیرم، ‫و بعد برمی‌گردم بهتون میدم. 00:46.713 --> 00:47.714 ‫تو اینجا آشنا نداری. 00:47.839 --> 00:48.840 ‫چرا دارم. 00:48.923 --> 00:53.511 ‫جیمز. بلونده، و خیلی ‫خوش‌مشرب و حرّافـه. 00:53.636 --> 00:55.305 ‫باید ببینمش. 00:59.267 --> 01:00.685 ‫باشه برو. 01:03.855 --> 01:08.860 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez 01:36.763 --> 01:40.683 ‫بی‌خانمان. ۲۴ ساعت پیش بستری شده ‫و به اُوردوز روی مواد مخدر مشکوکـه. 01:40.808 --> 01:43.645 ‫جواب آزمایش سم‌شناسیش منفی بوده، ‫ولی هنوزم متوهمـه. 01:43.770 --> 01:47.023 ‫«بی‌خانمان». ‫معمولاً یعنی دیوونه و بی‌پول. 01:47.148 --> 01:48.149 ‫کادی عمراً... 01:48.274 --> 01:49.943 ‫ما یه بیمارستان آموزشی‌ایم. 01:50.068 --> 01:52.403 ‫کارت‌شناسایی همراهش نیست. ‫انگار حتی اسم خودشـم نمی‌دونه. 01:52.528 --> 01:54.697 ‫سر یه ضایعه روی دستش ‫منو کشوندین اینجا. 01:54.822 --> 01:57.283 ‫بی‌خانمان هیچ‌وقت سرپناه نداره. ‫و این منجر به آفتاب‌سوختگی می‌شه. 01:57.283 --> 01:58.618 ‫نه، ضایعه‌هاش سرطانی نبودن. 01:58.743 --> 02:01.829 ‫ولی یه لرزشی توش دیدم. ‫مچ دستش. 02:06.960 --> 02:08.044 ‫اینو احساس می‌کنی؟ 02:08.169 --> 02:10.421 ‫معلومه، خیر سرم آدم‌ام. 02:11.631 --> 02:13.424 ‫با تمام زورت، دستت رو ‫دور انگشت من مشت کن. 02:13.549 --> 02:14.592 ‫فشار بده. 02:14.717 --> 02:15.718 ‫دارم فشار میدم. 02:18.846 --> 02:20.890 ‫خیله‌خب. 02:21.015 --> 02:23.685 ‫دستت رو بلند کن بیار بالای سرت. 02:26.813 --> 02:27.814 ‫وای. 02:28.439 --> 02:30.650 ‫داره تشنج می‌کنه. لورازپام بده. 02:30.775 --> 02:31.943 ‫این نمی‌خواد مرخص بشه. 02:32.068 --> 02:33.736 ‫داره نقش بازی می‌کنه. 02:35.989 --> 02:38.491 ‫واقعیـه بابا. کیتِ تست قند خون بیار. 02:43.162 --> 02:44.580 ‫قند خونش ۳۸ ـه. 02:44.706 --> 02:46.249 ‫فوراً یه دی۵۰ درون‌وریدی بزنید بهش. 02:48.626 --> 02:51.671 ‫قند خون پایینِ جعلی. ‫باید اسکار بگیره. 02:51.796 --> 02:53.131 ‫قند خونش واقعی بود. 02:53.256 --> 02:54.549 ‫احتمالاً دیابتی باشه. 02:54.674 --> 02:56.175 ‫روی انسولین خودش اوردوز کرده. 02:57.760 --> 03:00.763 ‫بیمار اتاق ۲۰۳۲. ‫وسایل شخصیش اینجاست؟ 03:00.888 --> 03:02.890 ‫ببین، با تشنج یه جا خواب ‫برای خودش جور می‌کنه 03:03.016 --> 03:04.767 ‫اون وسط هم دکترهای مهربون ‫آزمایش‌هاشون رو انجام میدن. 03:04.809 --> 03:06.853 ‫شاید چند وعده غذای مجانی هم گیرش اومد. 03:07.854 --> 03:10.773 ‫سر ۲۰ دلار شرط می‌بندم ‫تو کیفش انسولین هست. 03:12.316 --> 03:15.278 ‫اه! یا خدا. ‫اینو برگردون سر جاش لطفاً. 03:16.612 --> 03:17.739 ‫اسپاسم دست‌شـو چی میگی؟ 03:17.864 --> 03:19.866 ‫- دستش یه تکون خورد دیگه. ‫- چرا باید ادا در بیاره؟ 03:19.991 --> 03:21.617 ‫که نکنه تشنجش باورپذیر نباشه؟ 03:21.743 --> 03:24.328 ‫اسپاسم ممکنه نشونۀ تومور باشه، ‫و اون ممکنه نشونۀ... 03:24.454 --> 03:27.665 ‫نیاز به دیدنِ یه نورولوژیست باشه، ‫واسه همینم به من زنگ زدی. 03:27.790 --> 03:29.041 ‫تا ۲ بعد از ظهر حواست بهش باشه. 03:29.041 --> 03:31.627 ‫مراقب قند خونش باشید، ‫یه ناهار داغ و درست‌حسابی بهش بدین. 03:31.753 --> 03:33.671 ‫بعدم مرخصش کن. 03:37.133 --> 03:38.468 ‫اون اشتباه می‌کنه. 03:38.593 --> 03:40.094 ‫فورمن اشتباه می‌کنه؟ 03:40.762 --> 03:43.306 ‫متخصص مغر و اعصاب‌مون ‫درمورد یه مشکل عصبی اشتباه می‌کنه؟ 03:43.431 --> 03:45.767 ‫یه نگاه بهش انداخت و ‫به این نتیجه رسید که طرف شیاده. 03:45.892 --> 03:48.227 ‫و به‌نظر تو بی‌طرف تصمیم نگرفته. 03:48.352 --> 03:52.064 ‫هاوس، زنـه دستش می‌لرزید. ‫تشنج هم کرد. 03:52.190 --> 03:53.357 ‫جفت‌شونم فورمن دید؟ 03:53.483 --> 03:55.443 ‫فقط می‌خواست طرفـو بفرسته رد کارش! 03:55.568 --> 03:58.654 ‫هی هی! ‫خونسرد باش، گنده‌لات. 03:58.780 --> 04:01.491 ‫اونی که می‌خوای حقشـو بذاری کف دستش ‫فورمن‌ـه. 04:03.659 --> 04:06.871 ‫من فقط می‌خوام ‫به اون زن رسیدگی بشه. 04:09.457 --> 04:11.959 ‫ارواح عمه‌ت قضیه اینه. 04:12.084 --> 04:14.796 ‫مسئله یه چیز دیگه‌ست. ‫یه داستان شخصیـه. 04:17.882 --> 04:19.717 ‫پرونده‌ش رو بده ببینم. 04:24.805 --> 04:26.641 ‫بهش می‌خوره جالب باشه. 04:27.475 --> 04:30.603 ‫لرزش دستش ممکنه یه تشنج خفیف باشه، ‫و ربطی به دیابت نداشته باشه. 04:30.728 --> 04:32.188 ‫تومور مغزی؟ 04:32.313 --> 04:34.106 ‫خوشحالم که بهمون اضافه شدی، اریک. 04:34.232 --> 04:37.401 ‫تشخیص افتراقی ‫برای لرزش مچ دست چیه؟ 04:37.527 --> 04:38.986 ‫بیمار یه فرد ناشناس حدوداً ۳۰ ساله‌ست. 04:38.986 --> 04:40.530 ‫فکر می‌کردم مرخصش کردیم. 04:40.655 --> 04:41.948 ‫خب، اون بیمار منه. 04:42.114 --> 04:43.658 ‫درخواست مشاوره که ضرری نداره. 04:43.783 --> 04:46.244 ‫ضربه به سر؟ ‫خون‌مردگی داخل مغز؟ 04:46.369 --> 04:48.829 ‫پرونده‌شـو بخونین. ‫شواهدی وجود نداره که جمجمه‌ش ضرب دیده باشه. 04:48.829 --> 04:50.581 ‫اسپاسم عضلانی می‌تونه ‫نشونۀ تومور مغزی باشه. 04:50.665 --> 04:52.291 ‫یا ده تا چیز دیگه! 04:52.416 --> 04:55.169 ‫خدایی بی‌خیال. بی‌خانمان‌ها ‫دوتا کار رو خوب بلدن. 04:55.294 --> 04:57.213 ‫مریض‌شدن و کلاهبرداری. 04:57.338 --> 05:00.049 ‫خب اگه انقدر نگرانی تومور مغزی ‫داشته باشه، ام‌آرآی بگیر ازش. 05:00.174 --> 05:02.385 ‫وقتی معلوم شد چیزیش نیست، ‫می‌تونی با یه تیپا پرتش کنی بیرون. 05:02.385 --> 05:04.095 ‫تو هم که مچش رو گرفتی. 05:04.220 --> 05:06.013 ‫من خیلی بیشتر از تو ‫آدم بی‌خانمان دیدم. 05:06.138 --> 05:07.557 ‫آره، این ویژگی رو داری. 05:07.682 --> 05:09.725 ‫چطور تونستم به نظر تخصصیت شک کنم؟ 05:09.850 --> 05:11.602 ‫سؤال اصلی. 05:11.769 --> 05:13.271 ‫که همه‌تون ازش غافل شدین. 05:13.396 --> 05:15.314 ‫ای خدایا. 05:15.773 --> 05:17.066 ‫طرف کیه؟ 05:17.733 --> 05:19.527 ‫باشه، ما چرا درگیر این پرونده شدیم؟ 05:19.652 --> 05:20.945 ‫صرفاً چون ویلسون خواسته؟ 05:21.070 --> 05:22.530 ‫مگه دلیل بهتری لازم دارم؟ 05:22.655 --> 05:24.573 ‫خب، اکثر آدما نه. ‫ولی تو چرا. 05:36.544 --> 05:38.504 ‫تنها چیزِ قطعی راجع‌به این «جین دو»، ‫[ به افراد ناشناس گفته می‌شود ] 05:38.504 --> 05:40.256 ‫اینه که اسمش جین دو نیست، 05:40.381 --> 05:42.049 ‫و این یعنی سابقۀ پزشکی نداره. 05:42.174 --> 05:45.219 ‫حساسیت‌ها، داروهای مصرفی، ‫بیماری‌های قبلی و روند درمانش. 05:45.344 --> 05:48.431 ‫هیچ مبنایی نداریم، ‫اطلاعات کافی برای مداواش نداریم. 05:48.556 --> 05:50.808 ‫عجب. با انسولین مو نمی‌زنه. 05:51.475 --> 05:54.020 ‫استفراغ. هنوزم تازه‌ست. 05:55.146 --> 05:57.189 ‫نظرت چیه؟ مال یکی دو روز پیشـه؟ 05:57.273 --> 05:58.316 ‫می‌خوای بالا بیارم؟ 05:58.441 --> 06:00.943 ‫آره. این هم ضربۀ نهایی. 06:03.154 --> 06:05.448 ‫شوره. عدم تعادل هورمونی. 06:06.240 --> 06:07.950 ‫کمبود منیزیم ممکنه ‫باعث اسپاسم بشه. 06:08.075 --> 06:10.494 ‫یا کلسیم زیاد. ‫شایدم تصادفی باشه. 06:10.619 --> 06:11.912 ‫مسئله اینه که هیچی نمی‌دونیم. 06:11.912 --> 06:13.247 ‫خب ام‌آرآی بگیرید. ‫ته‌وتوش رو در بیارید. 06:13.247 --> 06:14.665 ‫ام‌آرآی بمونه واسه بعد. 06:14.790 --> 06:17.626 ‫یه سرم بهش وصل کن. بذار ۲۴ ساعت ‫بگذره که الکترولیت بدنش میزون شه. 06:17.752 --> 06:18.961 ‫از اونجا به بعدش رو بسپر به ما. 06:18.961 --> 06:20.713 ‫خیلیم عالی. ممنون. 06:26.677 --> 06:28.345 ‫خیله‌خب، اصلاً گیریم نقش بازی نمی‌کنه، 06:28.471 --> 06:30.389 ‫دقیقاً چیِ این بیمار جالبه؟ 06:30.765 --> 06:34.477 ‫در حال حاضر، همین که ‫انقدر نمی‌خوای پرونده‌شـو قبول کنم. 06:34.602 --> 06:36.604 ‫به‌نظرم خیلی جالبه. 06:41.025 --> 06:43.027 ‫چقدر شبیه دکتر فورمنـه. ‫[ جیمز کجاست؟ ] 06:43.360 --> 06:45.738 ‫اصلاً تا حالا به این خوش‌تیپی ندیده بودمش. 06:48.365 --> 06:51.327 ‫با من حال نمی‌کنه. قشنگ مشخصه. 06:51.327 --> 06:53.829 ‫عیب نداره. با منم حال نمی‌کنه. 06:54.121 --> 06:55.664 ‫جیمز کیه؟ 06:57.666 --> 06:58.501 ‫آی! 06:58.626 --> 07:00.586 ‫سرت درد گرفت؟ 07:00.711 --> 07:02.213 ‫نزدیکم نشو! 07:02.338 --> 07:03.172 ‫نه نه نه! 07:03.297 --> 07:04.507 ‫خیله‌خب، آرومش کن. 07:04.632 --> 07:05.966 ‫یک میلی‌گرم لورازپام، درون‌وریدی. 07:05.966 --> 07:08.344 ‫نه! نه نه نه نه! 07:08.469 --> 07:09.762 ‫وایسا. 07:14.558 --> 07:15.810 ‫گازم گرفت! 07:17.603 --> 07:20.231 ‫خبر خوب این که جواب تستِ ‫اچ‌آی‌وی و هپاتیت سی‌اش منفی بوده. 07:20.272 --> 07:23.025 ‫نه بابا؟ من باید واکسن کزاز بزنم. ‫و اونم باید ام‌آرآی بده. 07:23.150 --> 07:24.777 ‫ام‌آرآی‌های غیر ضروری ‫دو روز صف انتظار دارن. 07:24.777 --> 07:26.570 ‫باید ام‌آرآی بده، ‫بعدم گورشـو از اینجا گم کنه. 07:28.697 --> 07:31.033 ‫ولی دکتر ترهارک تأکید کردن که 07:31.158 --> 07:32.660 ‫من رأس ساعت ۱۰ ام‌آرآی بدم. 07:32.785 --> 07:35.913 ‫ساعت داره ۱۱ میشه ‫و هنوز تست‌های اولیه رو هم انجام ندادم. 07:36.038 --> 07:37.498 ‫ببخشید. سرمون یه‌کم شلوغـه. 07:39.041 --> 07:41.627 ‫عذر می‌خوام. شما بیمار ساعت دهِ ‫دکتر ترهارک هستین؟ 07:41.752 --> 07:43.254 ‫آنجلا ویتنی هستم. 07:43.379 --> 07:47.258 ‫ساعت ۱۱:۳۰ با طراح خونه‌م قرار دارم. ‫از نیویورک کوبیده داره میاد. 07:47.383 --> 07:50.052 ‫دکتر ترهارک به من قول دادن ‫که به‌موقع می‌رسم خونه. 07:50.928 --> 07:52.388 ‫بله حتماً. 08:04.066 --> 08:06.902 ‫به همین زودی واسه ام‌آرآیـش آماده شد؟ 08:07.987 --> 08:09.572 ‫خانم ویتنی؟ 08:12.408 --> 08:15.077 ‫شما سعی کردین آزمایش یکی دیگه رو بقاپین. 08:15.202 --> 08:17.538 ‫دکتر ترهارک جراح پلاستیکـه. 08:17.663 --> 08:21.166 ‫خانمـه داشت می‌رفت واسه چک‌آپ ۶ ماهه ‫برای ایمپلنت چونه‌ش. 08:22.710 --> 08:24.128 ‫باورم نمی‌شه اجازۀ همچین کاری رو دادی. 08:24.128 --> 08:25.170 ‫جدی؟ 08:25.212 --> 08:27.840 ‫اتفاقاً به من میاد همچین کاری بکنم. 08:27.923 --> 08:29.675 ‫طرف نمی‌تونه ام‌آرآی بده. 08:31.093 --> 08:34.096 ‫سی‌تی اسکن نشون داده که ‫یه پینِ جراحی داخلش دستش بوده. 08:34.221 --> 08:38.100 ‫آهن‌ربای ام‌آرآی دستش رو جر می‌داد. 08:38.225 --> 08:39.852 ‫فیلم‌های «بیگانه» رو زیاد دیدین؟ 08:39.977 --> 08:43.439 ‫سابقۀ پزشکیِ طرف رو نداشتین. ‫چه فکری با خودتون کردین؟ 08:43.564 --> 08:46.108 ‫با جراحی پین رو از بدنش خارج می‌کنیم، ‫و بعد ازش ام‌آرآی می‌گیریم. 08:46.150 --> 08:47.609 ‫خوب شد؟ 08:47.609 --> 08:49.570 ‫طرف اختلال الکترولیتی داره. 08:49.695 --> 08:53.574 ‫دکتر فورمن، یک متخصص مغز و اعصاب، ‫معتقده که این زن تومور مغزی داره. 08:53.699 --> 08:54.783 ‫- والا من... ‫- هی، 08:54.908 --> 08:57.077 ‫هیچ‌وقت بابت نظر تخصصیت عذرخواهی نکن. 08:57.202 --> 08:59.538 ‫اگر حق با ایشون باشه ‫و ما این آزمایش رو انجام ندیم، بیمار می‌میره. 08:59.538 --> 09:01.665 ‫من می‌دونم شما هم ‫یه تخصصی داری، 09:01.790 --> 09:03.876 ‫ولی آیا تخصصت ربطی به مغز و اعصاب داره؟ 09:04.126 --> 09:05.502 ‫تخصص ایشون مربوطـه. 09:07.129 --> 09:08.589 ‫خیله‌خب. 09:08.714 --> 09:10.716 ‫ولی تا نفهمیدین طرف کیه ‫کار دیگه‌ای نکنید. 09:10.841 --> 09:12.760 ‫- آخه چطوری باید... ‫- هی! 09:12.885 --> 09:15.888 ‫اون بیشتر از همه‌مون ‫آدم بی‌خانمان می‌شناسه. 09:17.639 --> 09:20.392 ‫برو یه سروگوشی تو محله آب بده، کاکو. 09:25.898 --> 09:27.524 ‫نمی‌دونم. 09:27.816 --> 09:32.237 ‫من این سمت‌ها آدم زیاد دیدم، 09:32.363 --> 09:34.406 ‫ولی فکر نکنم این زن رو بشناسم. 09:36.867 --> 09:37.868 ‫عالی شد. 09:38.911 --> 09:41.246 ‫میگم، از این کُتت خوشم اومده. 09:42.081 --> 09:48.337 ‫آره، همه‌ی داستان داره یادم میاد. ‫می‌دونم وسایلشـو کجا نگه می‌داره. 09:55.385 --> 09:56.970 ‫خفاشن دیگه. 09:58.222 --> 10:00.849 ‫فکر می‌کردم تودوزیش بهتر باشه. 10:20.869 --> 10:23.038 ‫نه توموری داشت، نه چیزی. ‫مغزش سالمـه. 10:23.163 --> 10:25.124 ‫و این یعنی اون دختر رفت زیر تیغ جراحی 10:25.249 --> 10:27.125 ‫صرفاً به‌خاطر اینکه کادی به شما گیر نده. 10:27.251 --> 10:28.627 ‫لزوماً هم این‌طور نیست. ‫هنوزم ممکنه 10:28.669 --> 10:29.920 ‫یه منشأ عصبی داشته باشه. 10:30.045 --> 10:32.130 ‫آره باشه. اون اسکل‌مون نکرده. ‫ام‌آرآی کرده. 10:32.256 --> 10:33.841 ‫تو همچین هوایی کت نپوشیدی. 10:33.966 --> 10:35.551 ‫خیلی اشتباهـه. 10:35.717 --> 10:37.010 ‫دختره اینا رو کشیده. 10:37.135 --> 10:38.804 ‫شاید یه سرنخی توشون باشه. 10:38.929 --> 10:41.640 ‫امضاشون کرده؟ ‫اسمش می‌تونه شروع خوبی باشه. 10:41.765 --> 10:43.809 ‫اسطوره‌شناسی یا مکانِ نقاشی‌هاش، 10:43.976 --> 10:45.686 ‫همه به تجربیات زندگیش بستگی داره. 10:45.811 --> 10:47.646 ‫فیلادلفیا. 10:47.771 --> 10:49.606 ‫دورنمای شهر رو داشته باش. 10:49.731 --> 10:51.275 ‫آدم رو احساساتی می‌کنه. 10:52.442 --> 10:54.653 ‫- ساختمان کرایسلر. ‫- اون ابره. 10:54.778 --> 10:56.697 ‫و ساختمان کرایسلر هم تو نیویورکـه. 10:56.822 --> 10:57.823 ‫من حس می‌کنم فیلی‌ـه، 10:57.906 --> 11:00.951 ‫و این کاکتوسـه هم که... ‫یه ماشین تصادفیـه. 11:01.076 --> 11:02.578 ‫تصادف ماشینـه. 11:02.744 --> 11:03.954 ‫کاکتوس وسط فیلادلفیا؟ 11:04.121 --> 11:06.415 ‫آب. خب آب یعنی اکتبر، درسته؟ 11:06.456 --> 11:07.249 ‫آره دیگه. 11:07.249 --> 11:11.962 ‫خب، شماره صفحه ۲۲ ـه. ‫یعنی می‌شه ۲ اکتبر ۲۰۰۲. 11:12.087 --> 11:15.424 ‫در نتیجه، بیمارمون اکتبرِ دو سال پیش ‫با ماشین تصادف کرده. 11:15.549 --> 11:18.135 ‫خدای من. چیزی که نشده؟ 11:18.260 --> 11:20.596 ‫فکر می‌کنم دستش شکسته. 11:20.721 --> 11:23.015 ‫با این درستش کردن. 11:25.058 --> 11:27.936 ‫پین جراحی. از کیف پول هم بهتره. 11:28.061 --> 11:31.023 ‫برای بازیابی، شماره سریال‌هایی ‫رو به اسم بیماران لینک می‌کنن. 11:31.148 --> 11:32.983 ‫واسه همین روی ام‌آرآی اصرار کردی، 11:33.108 --> 11:35.694 ‫به‌خاطر اینکه پین رو از دستش خارج کنی؟ 11:35.861 --> 11:38.739 ‫فکر نمی‌کردی که دارم واسه ‫نجات توی اسکل این‌کارو می‌کنم، ها؟ 11:39.489 --> 11:41.700 ‫برو اون رو چک کن. 11:41.825 --> 11:44.661 ‫اسمش «ویکتوریا متسن»ـه، ‫یا حداقل این اسمیـه که اون‌موقع گفته. 11:44.786 --> 11:46.496 ‫هر بیمارستانی که ‫سابقۀ مداوای این زن رو داره 11:46.496 --> 11:47.748 ‫الان باید اطلاعاتش رو بفرسته. 11:47.873 --> 11:49.583 ‫ای تو روحش! 11:49.708 --> 11:52.377 ‫جواب آزمایش خونش یک ساعت پیش اومد. ‫منیزیمـش نرمال بود. 11:52.502 --> 11:53.545 ‫سرُمش رو عوض کردی؟ 11:53.670 --> 11:56.214 ‫منیزیم رو برداشتم، آهن دکستران ‫براش گذاشتم برای کم‌خونیِ شدید. 11:56.340 --> 11:58.258 ‫دختره به آهن دکستران حساسیت داره. 12:01.178 --> 12:03.680 ‫برو یه‌مقدار اپی‌نفرین بیار. 12:06.558 --> 12:08.060 ‫ایست تنفسی! وضعیت اضطراری اعلام کنید! 12:08.143 --> 12:10.687 ‫واکنش آلرژیک داره بهت دست میده. ‫می‌تونی حرف بزنی؟ 12:11.855 --> 12:13.774 ‫هوا بهش نمی‌رسه. 12:14.775 --> 12:16.777 ‫اپی‌نفرین رو زدم. 12:17.277 --> 12:19.321 ‫اکسیژن خونش اومده رو ۸۰ ‫و داره پایین‌ترم میره. 12:19.488 --> 12:21.615 ‫حدوداً یک دقیقه دیگه وقت داریم. 12:29.498 --> 12:32.292 ‫خب، بهش مُسکن زدیم ‫و وضعیتش پایدار شده. 12:32.417 --> 12:34.878 ‫و همچنان فکر می‌کنی ‫اون هیچیش نیست؟ 12:35.003 --> 12:36.380 ‫چیزی عوض نشده. 12:36.505 --> 12:39.174 ‫نزدیک بود بُکشیش. ‫این یه تفاوت. 12:39.299 --> 12:40.634 ‫به هویتش هم پی بردیم. 12:40.759 --> 12:42.511 ‫تا الان، سه‌تا بیمارستان داشتیم 12:42.677 --> 12:46.848 ‫که ویکتوریا متسن رو بستری کردن. ‫ظرف دو سال گذشته هفت مرتبه رفته اینجاها. 12:46.973 --> 12:48.225 ‫آدرس منزل داره؟ 12:48.350 --> 12:50.185 ‫پینِ توی دستش رو ‫موقعی که رفته اتاق اورژانس براش گذاشتن. 12:50.185 --> 12:52.354 ‫بی‌هوش بوده، ‫واسه همین آدرسی ازش نگرفتن. 12:52.479 --> 12:54.398 ‫بقیۀ دفعاتی هم که رفته بیمارستان، ‫آدرس جعلی داده. 12:54.564 --> 12:56.191 ‫برای مشکلات عصبی مداواش کردن؟ 12:56.316 --> 12:57.567 ‫چیزی که شاید دلیل اسپاسمش باشه؟ 12:57.692 --> 13:00.070 ‫زمستون پارسال، ‫بیمارستان جفرسون تو فیلادلفیا. 13:00.070 --> 13:01.446 ‫یخ‌زدگی پوستش رو مداوا کردن. 13:01.571 --> 13:03.448 ‫هوا بیرون ناجوانمردانه سرده. 13:03.573 --> 13:05.951 ‫و همین‌طور افسردگی. فلوکستین بهش دادن. 13:06.076 --> 13:07.410 ‫خب، منم بودم افسرده می‌شدم. 13:07.536 --> 13:09.037 ‫هوا صفر درجه باشه، ‫و کارتن‌خواب باشی. 13:09.162 --> 13:12.165 ‫باز فلوکستین بدین بهش. ‫شاید حالش جا بیاد، دیگه کسی رو گاز نگیره. 13:12.290 --> 13:15.293 ‫هزارتا گزارش مختلف از بیمارستان هارتمن ‫وجود داره که برای پارسالـه. 13:15.418 --> 13:16.837 ‫دوتا وقت آزمایش، سونوگرافی. 13:16.962 --> 13:18.004 ‫علتش رو ننوشته. 13:18.171 --> 13:19.172 ‫باردار بوده؟ 13:19.297 --> 13:21.299 ‫اگه بچه‌ش فیل بوده باشه. 13:21.424 --> 13:23.635 ‫دوتا آزمایشش ‫ده ماه با هم فاصله دارن. 13:23.760 --> 13:26.429 ‫اولی رو رفته، دومی رو پیچونده. 13:27.055 --> 13:28.723 ‫شکم درد. 13:28.849 --> 13:29.891 ‫پرونده‌ش که نگفته... 13:30.016 --> 13:31.017 ‫یه لحظه صبر کن. 13:31.143 --> 13:32.894 ‫دفعۀ اول رو میره. 13:33.019 --> 13:34.437 ‫بررسی می‌کنن و چیزی پیدا نمی‌کنن. 13:34.563 --> 13:37.149 ‫ده ماه بعد، واسه چی باید ‫دوباره به خودش عذاب بده؟ 13:37.274 --> 13:38.358 ‫خب چرا دوباره وقت گرفته؟ 13:38.483 --> 13:39.359 ‫خودش نگرفته. 13:39.484 --> 13:41.903 ‫پرستار براش وقت گرفته. 13:43.238 --> 13:45.073 ‫دنبال... 13:45.240 --> 13:47.159 ‫دنبال سرطان تخمدان بودن. 13:48.577 --> 13:51.121 ‫همه‌ی اینا رو از یه آزمایش کنسل‌شده فهمیدی؟ 13:51.246 --> 13:53.165 ‫با جری لاسنگ، بله. 13:53.498 --> 13:55.000 ‫اُنکولوژیستـه. 13:55.709 --> 13:57.878 ‫صبر کن. تو آزمایش خون فعلیش ‫اثری از سرطان نیست. 13:58.003 --> 13:59.296 ‫آنتی‌ژن سرطانیش هم نرمال بوده. 13:59.421 --> 14:01.715 ‫و سرطان، نه این مثلاً اسپاسمش ‫رو توجیه می‌کنه، 14:01.840 --> 14:03.300 ‫نه علائم احتمالی دیگه‌ش رو. 14:03.425 --> 14:05.051 ‫چرا اتفاقاً. 14:05.176 --> 14:07.637 ‫سندرم پارانئوپلاستیکِ ‫مربوط به این سرطان 14:07.762 --> 14:11.808 ‫می‌تونه باعث بشه عینهو خرگوشی ‫که مت‌آمفتامین زده، به لرز بیفته. 14:12.559 --> 14:14.477 ‫از تخمدانش سونوگرافی بگیرید. 14:16.563 --> 14:18.481 ‫تو ام‌آرآیـش توموری پیدا کردی؟ 14:18.607 --> 14:20.317 ‫نه. فورمن اشتباه کرده بود. 14:20.442 --> 14:22.944 ‫کم‌کم دارم به نظرهای تخصصیش شک می‌کنم. 14:23.069 --> 14:24.446 ‫آره باشه. 14:24.571 --> 14:25.572 ‫شلی دایموند. 14:25.614 --> 14:26.448 ‫بله. 14:26.573 --> 14:28.158 ‫دکتر هاوس الان می‌تونن معاینه‌تون کنن. 14:28.283 --> 14:31.328 ‫کوچولوها دوباره دارن ‫همدیگه رو می‌لیسن، 14:31.453 --> 14:34.414 ‫هری هم روی انگشت ششمش ‫یه زگیل آبکی زده. 14:34.539 --> 14:36.291 ‫کدوم اتاق بریم؟ 14:39.044 --> 14:41.338 ‫می‌دونین چیه؟ من فکر کنم ‫سرمایی چیزی خوردم. 14:41.463 --> 14:43.882 ‫اصلاً دوست ندارم شما رو هم مریض کنم. ‫ببخشید. 14:44.007 --> 14:47.093 ‫آره آره. همین‌جوری بذار برو. ‫انگار که من می‌شینم نگات می‌کنم. 14:47.218 --> 14:48.511 ‫بای بای. 14:56.311 --> 14:57.729 ‫سخت مشغول کاری؟ 14:59.481 --> 15:01.524 ‫نقاشی‌هاش خیلی باحالن. 15:01.650 --> 15:04.903 ‫«کالندرائیکا» برای انجمن نوابغ کار می‌کنه. 15:05.028 --> 15:06.488 ‫آدم بده‌ی داستان هم آقای فیوری‌ـه. 15:06.613 --> 15:08.698 ‫همچین معمولیـه، مهارت خاصی نداره، 15:08.865 --> 15:10.909 ‫اما این‌طور که معلومه ‫خیلی مرتبـه. 15:11.034 --> 15:12.452 ‫فکر می‌کنی کارت سخته؟ 15:12.619 --> 15:13.787 ‫راست میگی برو حاکم دنیا شو. 15:13.912 --> 15:16.331 ‫الان می‌خوای درسی بهم بدی؟ 15:16.456 --> 15:19.125 ‫لباس دنباله‌دار و حلقه می‌بینیم. 15:19.250 --> 15:20.752 ‫به‌نظرت بیمار متأهل بوده؟ 15:20.877 --> 15:22.003 ‫شاید بدجور از هم جدا شدن. 15:22.128 --> 15:24.422 ‫شاید شوهره به‌خاطر اعتیادش ‫طلاقش داده. 15:25.423 --> 15:27.509 ‫گذشتۀ زندگیش برات مهم شده؟ 15:27.634 --> 15:29.052 ‫نه. 15:29.219 --> 15:32.138 ‫سؤال اصلی اینجاست که ‫چرا برای تو مهم نیست؟ 15:32.263 --> 15:35.600 ‫دوست ندارم یه کلیشه رو مطرح کنم، ‫ولی بابای کف خیابون؟ 15:37.435 --> 15:38.853 ‫بابام پیش مادرمـه. 15:38.978 --> 15:40.271 ‫جفت‌شون کف خیابون‌هان؟ 15:40.397 --> 15:42.107 ‫نه خیر! حقوق بازنشستگی می‌گیرن. 15:43.400 --> 15:45.568 ‫پس کی اعصابتـو بهم ریخته؟ 15:47.779 --> 15:49.447 ‫الان، تو. 15:55.829 --> 15:58.123 ‫حالا نوبت توئه. ‫بهم بگی چرا این پرونده؟ 15:58.248 --> 16:00.750 ‫اون دوست جدیدمـه. ‫می‌خوام تتوش رو بزنم. 16:00.875 --> 16:02.293 ‫می‌خواستم اسمش رو برام گیر بیاری. 16:02.419 --> 16:05.922 ‫یعنی اون یه مریض عادی دیگه‎ست ‫که دکتر ویلسونِ مهربان بهش کمک کرده 16:06.047 --> 16:07.966 ‫توی این سیستم زشتِ بزرگ ‫گم نشه؟ 16:08.091 --> 16:10.343 ‫آره یادم رفته بود که برای ‫اهمیت‌دادن به آدما دلیل لازمه. 16:10.468 --> 16:11.678 ‫زیادی داری اهمیت میدی. 16:11.803 --> 16:13.930 ‫این کم و زیاد همیشه گیجم کرده. 16:14.055 --> 16:15.515 ‫دکتر هاوس؟ 16:17.934 --> 16:20.145 ‫به همین زودی ‫تایم شیرینی‌فروشیِ دختران پیش‌آهنگ رسیده؟ 16:20.145 --> 16:21.563 ‫واسه من چندتا شیرین‌عسل بگیر. 16:21.855 --> 16:25.442 ‫از اونجایی که مریضی ‫و نمی‌تونی تو درمانگاه کار کنی... 16:27.569 --> 16:28.570 ‫بفرمایید. 16:28.945 --> 16:30.905 ‫گفتم... 16:32.240 --> 16:34.200 ‫گفتم بد نیست یه‌کم درس بدی. 16:34.325 --> 16:35.910 ‫سوابق بیمار. 16:36.244 --> 16:37.662 ‫تخصص خودم. 16:38.454 --> 16:40.707 ‫آدم وقتی درس میده ‫خودشم کلی چیز یاد می‌گیره، مگه نه؟ 16:40.832 --> 16:43.459 ‫باید زکات علمت رو بدی. 16:46.129 --> 16:48.965 ‫امان از این کادی. ‫همه‌ش ایده‌های مختلف داره. 16:49.716 --> 16:52.510 ‫یه بیمار براتون گذاشته باهاش مصاحبه کنید؟ 16:53.761 --> 16:56.014 ‫پس چرا هنوز اینجایین؟ 17:04.898 --> 17:08.109 ‫به‌نظر من هاوس فقط می‌خواد ثابت کنه ‫این زن مریضـه که فورمن رو خیت کنه. 17:08.234 --> 17:09.694 ‫امان از شما پسرا. 17:10.153 --> 17:11.654 ‫بابا من که دارم کارمـو می‌کنم. 17:13.656 --> 17:15.033 ‫اوه اوه! 17:15.450 --> 17:17.202 ‫[ تصویر ذخیره شود؟ ] 17:17.744 --> 17:22.165 ‫فورمن وقتی بفهمه ایشون سرطان داره ‫بدجوری ضایع می‌شه. 17:27.462 --> 17:30.256 ‫عه.. فکر می‌کردم مریضی نمیای اینجا. 17:30.256 --> 17:33.760 ‫باید اون دانشجوها رو می‌پیچوندم، ‫واسه همین الکی گفتم پیج شدم. 17:34.218 --> 17:38.431 ‫پدر و مادر فورمن، یه زوج خوشبختن، ‫چهل سالـه. 17:39.307 --> 17:41.768 ‫- دم‌شون گرم. ‫- گوش شیطون کر. 17:42.226 --> 17:44.646 ‫پس چرا انقدر از بی‌خانمان‌ها بدش میاد؟ 17:45.521 --> 17:47.482 ‫خب اگه عمو یا پدربزرگش هم بود، 17:47.607 --> 17:50.109 ‫باید تو نامۀ درخواست تحصیلش ‫ازش استفاده می‌کرد. 17:50.234 --> 17:53.780 ‫مشکلات خانوادگی ‫معدل کل ۴ (۲۰) رو صد هیچ می‌زنه. 17:54.238 --> 17:56.074 ‫فکر کنم معدلش واقعاً ۴ بود. 17:56.240 --> 17:57.825 ‫شایدم کلاً پرافاده‌ست. 17:57.951 --> 18:00.370 ‫واقعاً نیازی نیست همه‌چیزِ همه رو بدونی هـا. 18:00.495 --> 18:03.831 ‫نیازی نیست سریال «او سی» ‫رو نگاه کنم، ولی شادم می‌کنه. 18:03.957 --> 18:07.001 ‫آره، خیلی شادی. ‫اون یکی پرونده چیه؟ 18:09.128 --> 18:12.131 ‫ویلسون، جیمز. ‫انکولوژیستِ نابغه. 18:12.256 --> 18:13.257 ‫آشناست؟ 18:13.383 --> 18:16.844 ‫می‌دونی، تو بعضی از فرهنگ‌ها ‫این رو توهین می‌دونن 18:16.969 --> 18:19.180 ‫که یه نفر جاسوسیِ دوستش رو بکنه. 18:19.430 --> 18:21.724 ‫البته تو زبان سوئدی، ‫واژۀ «دوست» 18:21.724 --> 18:25.311 ‫به‌صورت «احمقِ چلاق» هم ترجمه می‌شه. 18:28.648 --> 18:32.694 ‫واقعاً پیجرت صدا داد، ‫یا داری از زیر مکالمه در میری؟ 18:33.194 --> 18:35.780 ‫چرا جفتش نمی‌تونه درست باشه؟ ‫بیا بریم. 18:37.156 --> 18:40.326 ‫توده‌ی سفت و غیرکیستی ‫توی تخمدان چپ. 18:40.451 --> 18:42.537 ‫پنج در سه سانتی‌متر. 18:42.662 --> 18:44.497 ‫نکروز مرکزی. 18:44.622 --> 18:48.418 ‫تنها سوال اینه که ‫دو ماه دیگه میمیره یا سه ماه. 18:48.918 --> 18:49.919 ‫خدای من. 18:50.044 --> 18:51.087 ‫حق با تو بود. 18:51.087 --> 18:52.588 ‫اینجا کاری نمی‌تونیم براش بکنیم. 18:52.588 --> 18:54.674 ‫همون بهتر برش گردونیم توی خیابون. 18:55.508 --> 18:57.176 ‫مگه اینکه سرطان نباشه. 18:57.301 --> 18:58.970 ‫داری شوخی می‌کنی. 18:59.137 --> 19:00.763 ‫خب، چطور میشه شوخی نکرد. 19:00.888 --> 19:02.890 ‫هیچی از سرطان خنده‌دارتر نیست. 19:03.141 --> 19:04.726 ‫اگه سل باشه چی؟ 19:04.851 --> 19:07.395 ‫توی خیابون زندگی می‌کنی، ‫هر کوفتی تنفس می‌کنه. 19:07.520 --> 19:08.646 ‫احتمالش زیاده سل داشته باشه. 19:08.771 --> 19:10.982 ‫چرا درکنارش یه توده‌ی خوش‌خیم درنیاره؟ 19:11.107 --> 19:13.192 ‫توی تخمدانـش توده‌ی سفت داره. 19:13.359 --> 19:15.445 ‫سرطان تخمدان احتمالـش ‫خیلی بیشتره. 19:16.446 --> 19:19.240 ‫حق با توئه. ‫اصلاً قابل مقایسه نیستن. 19:19.365 --> 19:22.118 ‫داروهای ایزونیازید، ریفامپین، ‫و استرپتومایسین رو براش شروع کنین. 19:22.243 --> 19:25.204 ‫ولی این که درمان سل‌ـه. 19:25.329 --> 19:28.666 ‫و درمان سرطان پیشرفته‌ی تخمدان چیـه؟ 19:31.002 --> 19:32.420 ‫تابوت. 19:39.594 --> 19:41.679 ‫انکولوژیست به پزشکی هسته‌ای. 19:41.846 --> 19:43.973 ‫انکولوژیست به پزشکی هسته‌ای. 19:44.098 --> 19:45.183 ‫چی بهم تزریق می‌کنین؟ 19:45.308 --> 19:47.351 ‫دوز دوم آنتی‌بیوتیک. 19:48.686 --> 19:52.106 ‫اگه سل داشته باشی، ‫برات مفیده. 19:53.024 --> 19:56.235 ‫ولی سل ندارم، مگه نه؟ 20:01.115 --> 20:02.491 ‫احتمالاً نه. 20:07.205 --> 20:10.374 ‫هی، گوش کن. ‫ببخشید باورت نکردم. 20:12.418 --> 20:14.670 ‫من معذرت می‌خوام ‫که بهتون دروغ گفتم. 20:14.795 --> 20:16.839 ‫عمداً زیادی انسولین مصرف کردم، 20:16.964 --> 20:19.050 ‫چون یه جا برای خوابیدن می‌خواستم. 20:28.351 --> 20:31.479 ‫تا حالا ازدواج کردی، ویکتوریا؟ 20:33.272 --> 20:34.857 ‫- ولی توی کمیک... ‫- نه، اون فقط کمیک‌ـه. 20:34.941 --> 20:36.651 ‫کمیک‌ها تخیلی‌ان. 20:37.652 --> 20:39.320 ‫پس جیمز کیـه؟ 20:40.363 --> 20:43.991 ‫اون واقعیـه یا از خودت درآوردی؟ 20:46.369 --> 20:47.620 ‫واقعی‌ـه. 20:48.829 --> 20:50.831 ‫می‌تونم کمکـت کنم پیداش کنی؟ 20:55.127 --> 20:58.214 ‫نور خیلی روشنـه. 20:59.215 --> 21:00.508 ‫داره روشن‌تر میشه. 21:01.926 --> 21:03.803 ‫هی، آروم باش. ‫چیزی نیست. 21:03.928 --> 21:05.763 ‫آقای فیوری می‌خواد بهم آسیب بزنه! 21:05.888 --> 21:07.306 ‫لطفاً، کمکـم کنین! 21:08.474 --> 21:10.351 ‫- دکتر! ‫- صبرکن، صبرکن، صبرکن. 21:10.476 --> 21:12.770 ‫- وایسا، وایسا. ‫- لطفاً، چراغ رو خاموش کن! 21:12.895 --> 21:14.689 ‫لطفاً! ‫خدایا! 21:16.023 --> 21:18.484 ‫خیلی خب، طاقت بیار ویکتوریا. 21:18.609 --> 21:21.195 ‫طاقت بیار، آروم باش. ‫همه‌چی خوبه. 21:21.320 --> 21:23.406 ‫- می‌سوزه! ‫- آروم باش. همه‌چی خوبـه. 21:23.531 --> 21:25.157 ‫- می‌سوزه! ‫- طاقت بیار. 21:25.282 --> 21:28.160 ‫- می‌سوزه! ‫- یکم بخور، یکم بخور. 21:29.662 --> 21:32.331 ‫این سم‌ـه! ‫بهم سم دادی! 21:32.456 --> 21:33.499 ‫طاقت بیار. 21:34.750 --> 21:36.419 ‫آروم باش. 21:38.421 --> 21:40.589 ‫هی، اون چراغ لعنتی ‫رو خاموش کن! 21:40.715 --> 21:43.092 ‫کمکـم کنین، لطفاً! 21:43.217 --> 21:44.760 ‫آروم باش. ‫آروم باش. 21:46.053 --> 21:48.264 ‫آدم بدا اینجا دستـشون بهت نمی‌رسه. ‫من هوات رو دارم. 21:48.389 --> 21:51.434 ‫ولی آقای فیوری آدم بده نیست. 21:51.559 --> 21:54.395 ‫من آدم بده‌ام. ‫منم، آدم بده منم. 22:01.277 --> 22:03.863 ‫سل نیست. ‫نمی‌تونه باشه. 22:05.281 --> 22:07.324 ‫نمی‌دونستم جواب بیوپسی اومده. 22:07.450 --> 22:09.910 ‫تبـش 40 درجه‌ست. 22:10.035 --> 22:11.746 ‫درمان جواب نداده. ‫سرطانـه. 22:11.871 --> 22:13.456 ‫داره میمیره. 22:15.040 --> 22:16.709 ‫40 درجه. 22:16.834 --> 22:17.918 ‫خبر خوب. 22:18.043 --> 22:20.087 ‫سل‌ـه. 22:20.212 --> 22:22.047 ‫از کجا فهمیدی؟ ‫تبـش خیلی بالاست. 22:22.173 --> 22:26.177 ‫نتیجه‌ی بیوپسی اومد، ‫قطعاً سل‌ـه. 22:29.346 --> 22:32.683 ‫پس تشخیص‌مون درست بوده، 22:32.808 --> 22:36.437 ‫ولی درمان بیماری ‫داره اون رو می‌کشه. 22:39.315 --> 22:40.566 ‫عالیـه. 22:41.233 --> 22:44.153 ‫آزمایشگاه بیوپسی رو دوباره ‫بررسی کرد، دوبار دیگه. 22:44.278 --> 22:46.947 ‫خب، سل باعث نمیشه ‫تب 40 درجه داشته باشی. 22:47.072 --> 22:49.325 ‫پس هم سل‌ـه ‫هم یه چیز دیگه. 22:49.450 --> 22:51.494 ‫اون «یه چیز دیگه» ‫داره مغزش رو ذوب می‌کنه. 22:51.619 --> 22:52.870 ‫آب‌پز کنه. 22:54.455 --> 22:55.331 ‫تشبیه بهتریـه. 22:55.456 --> 22:57.875 ‫تب به اون بالایی ‫باید به خاطر باکتری باشه. 22:58.000 --> 22:59.502 ‫شاید شکمـش موقع بیوپسی ‫زخم شده. 22:59.627 --> 23:01.795 ‫من بیوپسی رو انجام دادم، ‫هیچ زخمی ایجاد نشد. 23:01.921 --> 23:04.048 ‫حتماً توی خیابون یه باکتری‌ای‌ گرفته. 23:04.173 --> 23:05.758 ‫وقتی من پذیرشـش کردم، ‫که تب نداشت. 23:05.883 --> 23:08.260 ‫پروزاکی که بهش دادیم، ‫ممکنه سندرم سروتونین ایجاد کرده باشه. 23:08.260 --> 23:10.596 ‫- که تب رو توجیه می‌کنه. ‫- نه، جفرسون بهش پروزاک داده، 23:10.596 --> 23:11.680 ‫و مشکلی هم ایجاد نشده. 23:11.680 --> 23:12.932 ‫احتمالاً هیچ‌وقت مصرفـش نکرده. 23:12.932 --> 23:14.433 ‫به احتمال زیاد، یه بار ویزیتـش کردن، 23:14.558 --> 23:16.227 ‫و با یه نسخه از اورژانس ‫انداختنـش بیرون. 23:16.352 --> 23:18.312 ‫- دقیقاً ‌کاری که تو می‌خواستی بکنی. ‫- خیلی خب. 23:18.437 --> 23:22.066 ‫تیغ جراحی بردارین و این مشکل رو ‫مثل دوتا دکتر حل کنین. 23:22.191 --> 23:24.944 ‫آزمایش خون و کشت ادرار، ‫و رادیوگرافی قفسه سینه‌ بگیرین. 23:25.069 --> 23:26.403 ‫باشه، پروزاک رو قطع کنین. 23:26.529 --> 23:28.781 ‫و برای درمان سندروم سروتونین ‫بهش بروموکریپتین بدین. 23:28.906 --> 23:30.616 ‫شاید باید حموم یخ هم ببریمـش، 23:30.741 --> 23:33.577 ‫اگه می‌خوایم تا وقتی نتایج ‫آزمایش‌ها بیاد زنده بمونه. 23:39.124 --> 23:41.293 ‫من که معذرت‌خواهی کردم. 23:41.418 --> 23:44.088 ‫تب 40 درجه داری، ‫اگه سریع نیاریمـش پایین.. 23:44.213 --> 23:46.215 ‫فورمن، چرا داری این‌کار ‫رو باهام می‌کنی؟ 23:47.424 --> 23:48.759 ‫دارم جونـت رو نجات میدم. 23:48.884 --> 23:50.594 ‫نه، مجبورم نکن برم اون تو، لطفاً. 23:52.221 --> 23:53.597 ‫مجبورم نکن، لطفاً! 23:53.722 --> 23:55.975 ‫نمی‌خوام برم! 23:56.100 --> 23:58.394 ‫زودباش. ‫از پسـش برمیای. 24:18.122 --> 24:19.623 ‫لطفاً! 24:22.584 --> 24:24.962 ‫بیمار خانم 17 ساله‌ست ‫به خاطر ساییدگی، 24:25.087 --> 24:28.257 ‫و جراحت قابل رویت ‫روی مچ دستـش، اومده. 24:28.382 --> 24:30.092 ‫دکتر هاوس؟ 24:30.217 --> 24:31.385 ‫ادامه بدین. 24:32.970 --> 24:34.346 ‫دارین کتاب کمیک می‌خونین. 24:34.471 --> 24:38.350 ‫و تو هم با سر و وضعی که درست کردی ‫دنبال جلب توجهـی. 24:39.643 --> 24:42.980 ‫ببخشید، فکر کردم مسابقه‌ی ‫«اظهار بدیهیات» داریم. 24:43.105 --> 24:44.732 ‫من ذاتاً اهل رقابتـم. 24:44.857 --> 24:47.526 ‫فکر می‌کردم قراره به سوابق ‫مریض‌هامون گوش بدین. 24:47.651 --> 24:49.194 ‫نه، من قراره بهتون یاد بدم. 24:49.319 --> 24:52.948 ‫اگه بتونم بدون گوش دادن ‫انجامش بدم، پس دمم گرم. 24:53.073 --> 24:54.950 ‫- بیمار خانم 17 ساله... ‫- اگه این یارو قراره، 24:55.075 --> 24:57.202 ‫با قدرت جهانیـش ‫بر جاذبه غلبه کنه، 24:57.327 --> 24:59.079 ‫پس چطور موهاش میره رو هوا؟ 24:59.204 --> 25:00.789 ‫احمقانه‌ست. 25:00.914 --> 25:03.292 ‫توی شهربازی محلی ‫از روی اسب افتاده. 25:03.417 --> 25:05.335 ‫نه، از پله‌های خونه‌ی ساحلیـش افتاده. 25:05.461 --> 25:07.713 ‫حتماً اتاق اشتباهی رفتی. 25:08.672 --> 25:11.592 ‫باورش سختـه که یک بیمار ‫با پیچ‌خوردگی مچ دست، 25:11.717 --> 25:13.469 ‫از زیر دست کادی رد شه ‫و بستری شه. 25:13.594 --> 25:16.013 ‫دوتا که دیگه غیرممکنـه. ‫کدوم اتاق؟ 25:16.138 --> 25:17.973 ‫اتاق 2106. 25:19.349 --> 25:23.061 ‫بیمارها دروغ می‌گن، ‫ولی معمولاً یه دروغ می‌گن. 25:23.187 --> 25:24.813 ‫وزنـش چقدره؟ 25:24.938 --> 25:27.107 ‫- مشکل مچ دستـشه نه وزنـش. ‫- وزنـش رو بگین، خانوما. 25:27.232 --> 25:30.444 ‫و راستی، دماغـش چه رنگیـه؟ 25:30.569 --> 25:32.070 ‫- لاغره. ‫- رنگ پوست؟ 25:32.196 --> 25:34.114 ‫این چه ربطی به مچ دستـش داره؟ 25:34.239 --> 25:35.699 ‫تقریباً هیچی. 25:36.658 --> 25:40.204 ‫یا وزنـش زیر 40 کیلوئـه، ‫یا دماغش قرمزه. باید برم. 25:40.329 --> 25:41.663 ‫بیماریـش چیـه؟ 25:43.081 --> 25:44.958 ‫این میشه تقلب. 25:45.959 --> 25:48.378 ‫ولی من زیادی مهربونـم. 25:49.922 --> 25:51.673 ‫با حرف انگلیسی «سی» ‫شروع میشه. 25:54.593 --> 25:56.303 ‫کشت ادرار منفی‌ـه. 25:56.428 --> 25:57.805 ‫رادیوگرافی قفسه سینه هم همین‌طور. 25:57.930 --> 25:59.598 ‫گمونم بالاخره یه چیزی مثبت شده. 25:59.723 --> 26:02.518 ‫نمونه‌برداری مایع نخاع افزایش پروتئین ‫و گلبول‌های سفید رو نشون میده. 26:02.643 --> 26:04.603 ‫- کشت مایع مغزی-نخاعی چی؟ ‫- هنوز کامل نشده. 26:04.728 --> 26:07.439 ‫توی رنگ‌آمیزی گرم هیچی نبود. ‫به نظر مننژیت میاد. 26:07.564 --> 26:09.399 ‫میدونیم که قطعاً عفونتـه، 26:09.525 --> 26:11.026 ‫و میدونیم دقیقاً کجاشـه. 26:11.151 --> 26:13.529 ‫خب، مننژیت خوب و ساده‌ست. 26:13.654 --> 26:16.365 ‫ببرینـش قرنطینه، و تزریق ‫سفتریاکسون رو شروع کنین. 26:16.490 --> 26:18.992 ‫یا بهتر میشه، یا میمیره. 26:20.786 --> 26:23.121 ‫بهم بگین کدومـش شد. 26:29.670 --> 26:31.964 ‫خدای من! ‫خواب‌آور بهش زده بودن. 26:32.089 --> 26:33.173 ‫حتماً اثرش رفته. 26:33.298 --> 26:35.050 ‫خودم نیم ساعت پیش ‫بهش تزریق کردم. 26:35.175 --> 26:37.594 ‫ایستگاه پرستارها رو چک می‌کنم. 26:38.220 --> 26:39.555 ‫کالندرائیکا. 26:57.572 --> 26:59.574 ‫اون بیرون میمیره. 27:02.953 --> 27:03.996 ‫با 10 میلی‌گرم هالوپریدول 27:03.996 --> 27:05.956 ‫توی بدنـت، ‫نمی‌تونی از اتاق بری بیرون. 27:06.081 --> 27:08.250 ‫- اصلاً نمی‌تونی راه بری. ‫- 10 میلی‌گرم بود! 27:08.375 --> 27:10.043 ‫- خودم بهش تزریق کردم. ‫- مهم نیست! 27:10.168 --> 27:13.088 ‫مننژیت باکتریایی به شدت واگیرداره. 27:13.213 --> 27:16.341 ‫اگه از بیمارستان رفته باشه بیرون، ‫مسئولیت بزرگی گردن‌ِ ماست. 27:16.466 --> 27:19.344 ‫نگران نباش. قبل از اینکه کسی رو ‫به کشتن بده، خودش میمیره. 27:19.469 --> 27:21.013 ‫فیلم دوربین‌های امنیتی تایید کرد. 27:21.138 --> 27:23.056 ‫چندتا لباس دزدیده و رفتـه. 27:26.018 --> 27:27.144 ‫کت اشتباهی برداشتی. 27:27.269 --> 27:29.521 ‫شنل قهرمانیـت توی کمده. ‫داده بودم خشکشویی. 27:29.646 --> 27:31.148 ‫چه بامزه. 27:31.273 --> 27:33.108 ‫می‌خوای نجاتـش بدی؟ 27:33.233 --> 27:35.694 ‫توی کمیکـش، آقای فیوری توی ‫خیابون «اسلون هاربر» زندگی می‌کنه. 27:35.819 --> 27:39.072 ‫شبی که آوردنـش اینجا، ‫توی مهمونی خیابون «1408 اسلون» بوده. 27:39.197 --> 27:40.282 ‫کتاب‌هاش رو خوندی. 27:40.407 --> 27:41.658 ‫خدای من، چه تغییر کردی. 27:41.783 --> 27:44.161 ‫تو یه دکتری. ‫وظایف دکتریت رو انجام بده. 27:44.286 --> 27:46.038 ‫تلفن رو بردار، ‫شماره‌ی 911 رو بگیر. 27:46.163 --> 27:48.582 ‫و پلیسی که پشت خطـه ‫وظایف پلیسی‌ش رو انجام میده. 27:48.707 --> 27:51.043 ‫و فرد گمشده رو پیدا می‌کنه. 27:51.793 --> 27:55.839 ‫گمونم بقیه‌تون هم وظایف دکتری برای ‫انجام دادن دارین، تو رو که میدونم داری. 27:56.840 --> 27:59.176 ‫- بیماری کاکی-ریکی. ‫- اصلاً میدونین چیه؟ 27:59.301 --> 28:01.344 ‫یا هرچیزی که با «سی» ‫شروع میشه رو حدس می‌زنین؟ 28:01.470 --> 28:03.472 ‫مشکل کلیه میتونه باعث ‫کاهش وزن بشه. 28:03.597 --> 28:05.724 ‫کاکی. ‫کا-الف-کا... 28:06.308 --> 28:07.893 ‫خدای من، ‫داره با حروف الفبا پیش میره. 28:08.018 --> 28:10.854 ‫دکتر، چرا اون سنجاقِ پرنده ‫رو زدین؟ 28:12.105 --> 28:14.107 ‫به چشم‌هام میاد. 28:14.357 --> 28:16.318 ‫سلام جودی، ‫دکتر هاوس هستم. 28:16.443 --> 28:18.236 ‫برای چی اومدی بیمارستان؟ 28:18.361 --> 28:19.571 ‫مچ دستـم. 28:19.696 --> 28:21.114 ‫چطوری این اتفاق افتاد؟ 28:21.239 --> 28:22.324 ‫سوار چرخ و فلک شده بودم، 28:22.449 --> 28:24.910 ‫و یه مرغ دریایی بهم حمله کرد. 28:25.035 --> 28:26.119 ‫چقدر ترسناک. 28:26.244 --> 28:29.873 ‫با دستـم پرنده رو زدم کنار، ‫ولی مچـم خورد به چرخ و فلک. 28:32.209 --> 28:33.919 ‫همه رو داره از خودش درمیاره؟ 28:34.044 --> 28:36.129 ‫نه، مچ دستـش واقعاً درد می‌کنه. 28:36.254 --> 28:37.380 ‫دروغ نمیگم. 28:37.506 --> 28:38.507 ‫معلومه که میگی. 28:38.590 --> 28:39.925 ‫اصلاً نمیدونی چه اتفاقی افتاده. 28:40.050 --> 28:41.551 ‫حافظه‌ای نداری. 28:45.847 --> 28:47.265 ‫سندروم کورساکف. 28:47.390 --> 28:50.268 ‫مغزش با نوشیدن زیاد ‫یا رژیم سخت آسیب دیده، 28:50.393 --> 28:51.686 ‫که کاملاً مشخصـه مورد دومـه. 28:51.812 --> 28:54.147 ‫هیچ خاطره یا ایده‌ی جدیدی ‫توی ذهنـش نمی‌مونه. 28:54.272 --> 28:55.982 ‫حتی این حرفـم براش ‫قابل فهم نیست. 28:56.107 --> 28:59.110 ‫پس مغزش با استفاده از نشونه‌های بصری ‫فضای خالیـش رو پر می‌کنه. 28:59.236 --> 29:01.988 ‫به خاطر اسبی که روی لباست‌ـه ‫تصادف اسب‌سواری رو گفته، 29:02.113 --> 29:05.742 ‫و صحنه‌ی موج‌سواری روی تحته‌ت، ‫ایده‌ی خونه ساحلی رو به ذهنش آورده. 29:05.867 --> 29:08.203 ‫«کورساکف» که با «سی» ‫شروع نمیشه. 29:08.328 --> 29:09.996 ‫من نگفتم «سی». 29:10.664 --> 29:13.250 ‫یا گفتم؟ بالاخره درسی بود ‫که باید یاد می‌گرفتین. 29:13.375 --> 29:15.168 ‫همه رو جوری درمان کنین ‫انگار کورساکف دارن. 29:15.168 --> 29:17.295 ‫چون به هرحال همه‌ دروغ میگیم. ‫فوراً بهش تیامین بدین. 29:17.295 --> 29:19.089 ‫سریع برمی‌گرده به حالت اولـش. 29:19.214 --> 29:22.217 ‫و بعد مجبورش کنین یکم ‫کیک و بستنی بخوره. 29:22.342 --> 29:23.552 ‫بله؟ 29:24.261 --> 29:27.389 ‫لازم بود انقدر بی‌رحمانه رفتار کنین؟ ‫فکر کنم داره گریه می‌کنه. 29:32.269 --> 29:34.854 ‫سلام، جودی. ‫من دکتر هاوس هستم. 29:34.980 --> 29:36.147 ‫مچ دستـت چی شده؟ 29:36.273 --> 29:37.774 ‫یه یاروی عجیب غریب پیری بود، 29:37.899 --> 29:39.234 ‫- که عصا داشت. ‫- دیدی؟ 29:39.359 --> 29:41.069 ‫انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. 29:41.194 --> 29:43.029 ‫بهترین نوعِ بخشش. 29:47.117 --> 29:48.743 ‫- ضربان قلبـش سریعـه. ‫- درجه حرارت گرفتین؟ 29:48.743 --> 29:49.953 ‫نمی‌دونم، بدنـش گرمه ولی... 29:49.953 --> 29:51.496 ‫بهتر بود می‌گرفتین. ‫مننژیت داره. 29:51.496 --> 29:54.499 ‫ببخشید، بیشتر نگران تپش قلبـش بودم. ‫ضربان قلبـش 150‌ـه. 29:54.624 --> 29:56.626 ‫- ریتمـش عادیـه؟ ‫- آره. 29:56.751 --> 29:58.670 ‫آماده؟ ‫یک، دو، سه. 30:00.297 --> 30:02.507 ‫- کجا پیداش کردین؟ ‫- پارک بتلفیلد استیت. 30:02.632 --> 30:04.342 ‫- کمپلکس باریک شده؟ ‫- آره. 30:05.760 --> 30:08.972 ‫- توی خیابون اسلون نبود؟ ‫- روی چمن‌ها بیهوش شده بود. 30:09.097 --> 30:12.017 ‫فورمن. ‫به فورمن نیاز دارم. 30:12.142 --> 30:14.060 ‫خیلی خب. ‫تاکی‌کاردی فوق بطنی. 30:14.185 --> 30:15.937 ‫بهم آدنوزین بدین، ‫یه میلی‌گرم، درون وریدی. 30:15.937 --> 30:17.856 ‫- همین الان. ‫- ممنون. 30:26.948 --> 30:28.366 ‫طاقت بیار. 30:32.120 --> 30:33.413 ‫ریتم قلبـش پایدار شد. 30:33.538 --> 30:35.457 ‫با عقل جور درنمیاد. 30:35.582 --> 30:37.751 ‫چی ممکنه باعث شه ‫ضربان قلبـش تا 150 بره؟ 30:37.876 --> 30:39.669 ‫کم‌آبی؟ تب؟ 30:39.794 --> 30:41.880 ‫بعیده. به تنهایی هیچ‌کدوم ‫باعث همچین‌چیزی نمیشن. 30:42.005 --> 30:43.840 ‫حتماً درمورد مننژیت اشتباه کردیم. 30:43.965 --> 30:45.258 ‫شاید بیماری ساختاری قلب داره. 30:45.383 --> 30:48.678 ‫وقتی بهش آدنوزن تزریق کردی ‫ضربان قلبـش اومد پایین. 30:48.803 --> 30:50.513 ‫توی دو ثانیه. 30:51.306 --> 30:53.224 ‫هنوز مننژیت‌ـه. 30:54.225 --> 30:56.603 ‫اگه باشه، با تاخیر توی درمان، ‫اون... 30:56.728 --> 30:58.563 ‫تقریباً هیچ شانسی نداره. 30:58.688 --> 31:00.690 ‫درمان رو شروع کنین. 31:02.525 --> 31:04.944 ‫گزارش رو بخون. وقتی پیداش کردیم ‫روی چمن افتاده بود. 31:05.070 --> 31:06.988 ‫باید گزارش‌های من رو بخونی. 31:07.113 --> 31:09.157 ‫همیشه از خودم داستان‌ می‌سازم. 31:09.282 --> 31:11.117 ‫واقعاً چه اتفاقی افتاد؟ 31:12.243 --> 31:14.537 ‫خب، چون تویی، 31:16.539 --> 31:18.792 ‫وقتی پیداش کردیم ‫روی چمن افتاده بود. 31:22.420 --> 31:23.630 ‫عجب. 31:23.755 --> 31:26.299 ‫چه اسلحه‌ی خوشگلی. 31:26.424 --> 31:28.426 ‫اسلحه نیست، ‫شوکره. 31:28.551 --> 31:30.053 ‫خیلی قیافه‌ش باحالـه. 31:30.178 --> 31:33.389 ‫کارش چیـه؟ ‫60،000 ولت برق شلیک می‌کنه؟ 31:33.515 --> 31:36.684 ‫برای بالا بردن ضربان قلب تا 150، ‫حداقل انقدر برق لازمه. 31:36.810 --> 31:38.478 ‫باشه، باشه. 31:39.604 --> 31:41.981 ‫بیا فرض کنیم ‫بهت بگم چه اتفاقی افتاد، 31:42.107 --> 31:44.442 ‫بین خودمون میمونه، درسته؟ 31:46.361 --> 31:49.114 ‫وقتی پیداش کردم ‫روی چمن افتاده بود. 31:50.073 --> 31:51.241 ‫باشه. 31:51.825 --> 31:53.493 ‫به من نگو. 31:54.119 --> 31:57.372 ‫به دوستم بگو، ‫بن فرانکلین. 31:57.497 --> 31:59.541 ‫دکتر وارتون به لابراتوار تحقیقاتی. 31:59.666 --> 32:01.668 ‫دکتر وارتون به لابراتوار تحقیقاتی. 32:03.670 --> 32:05.880 ‫سریال پلیسی زیاد می‌بینم. 32:12.512 --> 32:16.182 ‫خبر خوب اینـه که، ضربان قلبـش ‫ربطی به بیماریـش نداره. 32:17.433 --> 32:18.643 ‫خب، پس داره میمیره، 32:18.768 --> 32:20.228 ‫چون درمانِ مننژیت ‫کمکی بهش نکرده. 32:20.353 --> 32:22.564 ‫داره بدتر میشه. 32:22.689 --> 32:25.149 ‫خب، حالا میرسیم به خبر بد. 32:26.025 --> 32:27.902 ‫پلیس بهش شوکر زده. 32:28.027 --> 32:29.863 ‫عوضی. 32:29.988 --> 32:32.490 ‫احتمالاً نتونسته اسلحه‌ی واقعیـش ‫رو سریع دربیاره. 32:32.615 --> 32:34.492 ‫دفعه‌ی اول، زده به رونـش، 32:34.617 --> 32:37.829 ‫ولی اون به حرکت ادامه داده، ‫انگار نه انگار اتفاقی افتاده. 32:37.954 --> 32:39.539 ‫دقیقاً اینجا. 32:55.722 --> 32:57.807 ‫شوکر رو حس نکرده. 33:04.772 --> 33:06.107 ‫بی‌حسی موضعی؟ 33:06.232 --> 33:08.359 ‫آره، توی همون یه نقطه. 33:08.484 --> 33:10.445 ‫دیابت؟ 33:10.570 --> 33:12.071 ‫فکر نکنم. 33:13.114 --> 33:14.949 ‫خب، چیزی که نخورده. 33:15.074 --> 33:16.826 ‫سندروم گیرافتادگی عصب هم نبوده. 33:16.951 --> 33:19.245 ‫نمی‌تونه کمبود ویتامین باشه. 33:19.912 --> 33:22.915 ‫نمی‌تونیم همه‌ی بیماری‌های ‫نوروپاتی رو بررسی کنیم که. 33:27.128 --> 33:28.588 ‫اینجا رو گاز گرفت؟ 33:28.713 --> 33:30.173 ‫آره. 33:37.138 --> 33:38.640 ‫چیکار می‌کنی! 33:39.682 --> 33:42.685 ‫اگه چیزی حس نکردی، ‫نمی‌تونی عصبانی شی. 33:47.899 --> 33:50.401 ‫اول، بی‌حسی موضعی، 33:51.319 --> 33:53.404 ‫بعد حساسیت به نور، 33:54.280 --> 33:56.616 ‫سردرگمی، پارانویا، 33:56.741 --> 34:00.661 ‫عدم تاثیرگذاری داروهای خواب‌آور، ‫و بعد هیدروفوبیا. 34:02.497 --> 34:03.915 ‫وحشت از آب. 34:05.458 --> 34:06.501 ‫هاری‌. 34:08.461 --> 34:11.672 ‫ولی فقط چند مورد؟ ده تا؟ ‫توی بیست سال گذشته بوده. 34:11.798 --> 34:13.800 ‫آره، چون آدمایی که ‫بی‌خانمان نیستن، 34:13.925 --> 34:15.676 ‫وقتی گازشون میگیرن، ‫واکسن می‌زنن. 34:15.802 --> 34:17.553 ‫چندتا خفاش اونجا بودن. 34:32.443 --> 34:34.028 ‫داره میمیره. 34:36.072 --> 34:37.865 ‫هیچ درمانی وجود نداره. 34:40.243 --> 34:42.120 ‫چقدر وقت داره؟ 34:42.245 --> 34:44.080 ‫یک یا شاید دو روز. 34:45.039 --> 34:48.084 ‫و اگه حدوداً تا سه ساعت دیگه ‫واکسن نزنی، 34:48.209 --> 34:51.546 ‫مجبورم به خاطر سهمیه‌ی رنگین‌پوست‌ها، ‫یه دکتر سیاه‌پوست دیگه استخدام کنم. 34:54.423 --> 34:55.508 ‫زودباش. 35:02.473 --> 35:04.142 ‫بزن. 35:09.438 --> 35:11.607 ‫می‌خوای من باهاش حرف بزنم؟ 35:12.400 --> 35:14.026 ‫و چی بهش بگی؟ 35:14.569 --> 35:16.696 ‫«یه درمان‌های آزمایشی‌ای هست، 35:16.821 --> 35:19.282 ‫که تاثیری ندارن، 35:20.992 --> 35:23.369 ‫ولی نگران نباش، ‫شرایط راحتی رو برات فراهم می‌کنیم؟» 35:25.663 --> 35:26.956 ‫مهم نیست. 35:27.081 --> 35:30.626 ‫حالا که قراره توی اون اتاق بمیره. 35:31.377 --> 35:34.338 ‫آره، همین رو باید بهش گفت. 35:34.463 --> 35:37.258 ‫بذار روش بمونه، ‫و یه دقیقه استراحت کن. 35:41.846 --> 35:44.265 ‫به هاوس بگو یه ساعت ‫باید برم بیرون. 35:44.390 --> 35:46.642 ‫شاید تا اون‌موقع زنده نمونه. 35:51.814 --> 35:54.150 ‫نمی‌خوام تنهایی بمیره. 35:55.401 --> 35:57.403 ‫می‌خوای بری جیمز رو پیدا کنی. 35:57.528 --> 35:59.280 ‫سعی‌ام رو می‌کنم. 36:09.081 --> 36:13.127 ‫خب، باید اعتراف کنم، ‫خیلی به اینجا رسیده. 36:20.551 --> 36:21.802 ‫کسی هست؟ 36:44.033 --> 36:45.159 ‫هی. 36:45.951 --> 36:47.453 ‫خودشـه. 36:53.250 --> 36:56.796 ‫پسر، خیلی وقتـه کسی اینجا نبوده. 37:05.012 --> 37:07.014 ‫این باید جیمز باشه. 37:08.683 --> 37:11.018 ‫شاید یه آدرس دیگه‌ای باشه. 37:13.479 --> 37:15.481 ‫این جیمز نیست. 37:18.651 --> 37:21.570 ‫پاول‌ـه. ‫پاول فیوریا. 37:22.863 --> 37:24.240 ‫آقای فیوری. 37:25.282 --> 37:26.575 ‫همسرشـه. 37:29.412 --> 37:30.996 ‫پس جیمز کیـه؟ 37:36.961 --> 37:38.337 ‫پسرشـه. 37:49.557 --> 37:51.392 ‫می‌خوام درستـه قورتـت بدم. 37:51.517 --> 37:53.060 ‫انقدر که خوشمزه‌ای! 37:54.520 --> 37:57.690 ‫منو نگاه کن. ‫درست عین باباتـی. 37:57.815 --> 38:01.318 ‫نگاه‌ش کن! ‫عین باباشـه. 38:01.444 --> 38:02.528 ‫فورمن. 38:03.571 --> 38:04.655 ‫فورمن؟ 38:09.034 --> 38:10.453 ‫اونا مُرده‌ن. 38:13.873 --> 38:16.375 ‫تصادفـی که دوسال پیش رخ داده... 38:17.626 --> 38:21.213 ‫خودش دستـش شکسته، ‫و اونا کشته شدن. 38:25.467 --> 38:27.011 ‫راننده هم خودش بوده. 38:53.037 --> 38:54.288 ‫جیمز. 38:55.915 --> 38:57.041 ‫نه. 38:58.125 --> 38:59.793 ‫پاول هستم. 38:59.919 --> 39:01.587 ‫پاول؟ 39:02.880 --> 39:05.299 ‫اومدی من رو ببری. 39:06.800 --> 39:07.885 ‫نه. 39:09.929 --> 39:11.847 ‫اومدم تو رو ببخشم. 39:16.644 --> 39:18.479 ‫تقصیر تو نبود. 39:23.484 --> 39:25.569 ‫خیلی متاسفم. 39:25.694 --> 39:28.822 ‫خیلی متاسفم. ‫خیلی متاسفم. 39:30.491 --> 39:31.825 ‫میدونم. 39:33.577 --> 39:35.371 ‫اشکالی نداره، ویکتوریا. 39:36.830 --> 39:38.248 ‫اشکالی نداره. 39:57.518 --> 39:59.061 ‫تعقیبـم کردی؟ 40:00.354 --> 40:01.438 ‫نه. 40:02.523 --> 40:04.400 ‫امروز چکمه‌ی بارونی پوشیده بودی، 40:04.525 --> 40:06.360 ‫ولی توی پارکینگ زیرزمینی ‫پارک کرده بودی، 40:06.485 --> 40:08.237 ‫پس فقط به این دلیل ‫چکمه نیاز داشتی، 40:08.362 --> 40:10.739 ‫که می‌خواستی خیابون‌گردی کنی. 40:11.699 --> 40:13.409 ‫آره، تعقیبـت کردم. 40:13.867 --> 40:16.578 ‫مگه درمورد دوستی باهم ‫صحبت نکردیم؟ 40:16.704 --> 40:20.207 ‫آره، چندتا سوال تکمیلی داشتم. 40:22.751 --> 40:25.212 ‫من والدین و برادرت رو دیدم. 40:25.337 --> 40:27.506 ‫دوتا برادر دارم. 40:30.342 --> 40:32.344 ‫- چرا بهم نگفته بودی؟ ‫- چون لزومی نداشت. 40:33.637 --> 40:36.682 ‫- چرا نداشت؟ ‫- چون دیگه توی زندگیـم نیست. 40:38.308 --> 40:40.185 ‫خب، این که موضوع مهمیـه. 40:44.523 --> 40:47.443 ‫اینجا آخرین جاییـه که دیدمـش. 40:47.568 --> 40:49.445 ‫نُه سال پیش. 40:52.865 --> 40:55.868 ‫اصلاً نمیدونم زنده‌ست یا نه. 41:07.588 --> 41:12.593 دانلود رایگان فیلم و سریال Film2Movie.Asia @myfilm2moviez