WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:05.080 --> 00:12.080 ‫«قسمت ۳۴: شروع طوفان» 00:39.800 --> 00:42.080 ‫چیزهایی که تو مزرعه می‌بینید راحت 00:42.080 --> 00:44.360 ‫می‌تونن حواستون رو پرت کنن. 00:44.800 --> 00:46.840 ‫مخصوصاً جغدهای سفید. 00:50.520 --> 00:55.200 ‫ولی حقیقت اینه که من دو کار مهم ‫توی لیستم داشتم. 00:56.360 --> 01:01.040 ‫اولیش این بود که بفهمیم چطوری ‫باید کریسمس رو توی کافه جشن بگیریم. 01:03.440 --> 01:04.640 ‫و شماره دو، 01:07.440 --> 01:09.600 ‫اینکه تصمیم بگیریم واسه گردهمایی لندن 01:09.760 --> 01:12.440 ‫که توسط کشاورزها در اعتراض به بودجه 01:12.920 --> 01:14.600 ‫برنامه‌ریزی شده بود چیکار کنیم. 01:19.880 --> 01:20.880 ‫این ماه مارس... 01:21.760 --> 01:23.000 ‫هفته بعد، سه‌شنبه. 01:23.160 --> 01:24.880 ‫سوال اینه که، 01:25.360 --> 01:26.960 ‫بریم؟ 01:27.920 --> 01:31.440 ‫چون اگه اوضاع بی‌ریخت بشه ‫و مردم دعواشون بشه، 01:31.600 --> 01:33.760 ‫- می‌دونی، یه سری‌ها... ‫- ممکنه زیادی بنوشن. 01:33.960 --> 01:36.640 ‫...ممکنه بیان با کودپخش‌کن روی ساختمون‌ها ‫محلول بریزن، 01:36.800 --> 01:37.680 ‫درست مثل فرانسوی‌ها، 01:37.880 --> 01:39.880 ‫دوست داری تو هم جزوشون باشی؟ 01:40.600 --> 01:42.000 ‫و اگه نری، 01:42.200 --> 01:45.320 ‫به نظر میاد هوای کشاورزها رو نداری؟ 01:45.480 --> 01:46.440 ‫وای خدا... 01:47.080 --> 01:48.760 ‫من نمی‌خوام توی یه شورش ‫شرکت کنم. 01:48.920 --> 01:50.960 ‫- هوم... منم همینطور. ‫- تازه، 01:51.160 --> 01:55.120 ‫یه سری‌ها میگن باید برم ‫سخنرانی کنم. 01:56.800 --> 01:58.520 ‫من که مجبورم برم. 01:58.720 --> 02:02.000 ‫از جمعیت‌های زیاد خوشم نمیاد و ‫مجبورم برم تو دل جمعیت. 02:02.160 --> 02:03.200 ‫تبدیل به بدترین آدمِ اونجا میشم. 02:03.360 --> 02:05.840 ‫من با جمعیت مشکلی ندارم، و بدمم ‫نمیاد برم لندن. 02:06.040 --> 02:09.040 ‫می‌تونم درباره آل پاچینو صحبت کنم ‫و مردم می‌فهمن چی میگم. 02:10.560 --> 02:11.800 ‫پس میری؟ 02:12.520 --> 02:14.440 ‫آره فکر کنم. 02:14.640 --> 02:18.000 ‫ام... و یه اتوبوس مسافربری آماده می‌کنم. 02:18.720 --> 02:20.600 ‫- به نظرم فکر خوبیه. ‫- نظرت چیه... خب. 02:20.760 --> 02:23.200 ‫به دو دلیل: یک، کار خوبیه، 02:23.360 --> 02:25.560 ‫و دو، اینطوری کشاورزها می‌تونن ‫برن لندن. 02:25.760 --> 02:28.040 ‫و اون یکی دلیل اینه که، ‫اگه یه اتوبوس در کار باشه، 02:28.200 --> 02:31.600 ‫کشاورزها با تراکتور و کودپخش‌کن نمیرن. 02:31.760 --> 02:33.920 ‫خیلی خب، پس منم با اتوبوس میام، خب؟ 02:34.080 --> 02:38.360 ‫و وقتی رسیدم برای سخنرانی ‫تصمیم می‌گیرم. 02:38.560 --> 02:41.360 ‫چون، می‌دونی، اگه وسط آتیش‌بازی وایسی... 02:41.520 --> 02:42.360 ‫آره، آره. 02:42.520 --> 02:43.960 ‫و همه جا محلول بپاشن... 02:44.160 --> 02:45.200 ‫اون وقت دلت نمی‌خواد سخنرانی ‫کنی، نه؟ 02:45.360 --> 02:47.840 ‫- وقت عقب‌نشینی فوریه. ‫- من برمی‌گردم. 02:48.040 --> 02:49.600 ‫نه، برنمی‌گردی، چون لندن رو نمی‌شناسی. 02:49.800 --> 02:51.520 ‫- نه. پس پیش تو می‌مونم. ‫- پیش من بمون. 02:51.680 --> 02:52.760 ‫آره. 02:54.080 --> 02:56.520 ‫بعد از اینکه صحبتمون تموم شد، ‫با کیلب رفتیم 02:56.680 --> 02:59.440 ‫دیدن گوسفندهای جمع‌نشوی ایزی‌کر. 02:59.640 --> 03:00.600 ‫- چطوری؟ ‫- صبح بخیر. خوبم، ممنون. 03:00.760 --> 03:04.600 ‫چون مردهای زندگیشون رو براشون ‫آورده بودن. 03:05.040 --> 03:07.480 ‫اینا که کوچیکن! چرا دوتا بچه موش آوردین؟ 03:07.680 --> 03:09.200 ‫موش‌های پشمالو. 03:09.360 --> 03:12.080 ‫- آره... ‫- در ضمن، سنشون هم کمه. 03:13.320 --> 03:15.000 ‫چون سرده اینطور فکر می‌کنی. 03:15.200 --> 03:17.960 ‫جدی؟ 03:18.160 --> 03:21.480 ‫وقتی کیلب بدنشون رو رنگ کرد 03:21.640 --> 03:24.400 ‫تا بفهمیم به کدوم گوسفند نزدیک شدن، 03:24.600 --> 03:27.760 ‫گوسفندهای نر رفتن سراغ خانم‌ها. 03:31.440 --> 03:32.800 ‫اون یکی خیلی فسقلیه. 03:33.000 --> 03:36.440 ‫ولی خب، می‌دونی، گوسفندهای ‫ایزی‌کر کلاً ظریفن. 03:36.600 --> 03:40.040 ‫شبیه بقیه گوسفندهای نر نیستن. 03:40.480 --> 03:43.520 ‫بعدش به لوئیس گفتم که یکی از ‫گوسفندهای ماده مُرده. 03:43.680 --> 03:47.640 ‫و فرضیه جالبی داشت. 03:48.280 --> 03:49.360 ‫می‌دونی چیه؟ 03:49.520 --> 03:53.680 ‫به نظرم خواهرش رو خونه جا گذاشتم 03:54.080 --> 03:56.480 ‫و وقتی دیده خواهرش کنارش نیست 03:56.680 --> 03:58.280 ‫خیلی ناراحت شده. 03:58.440 --> 03:59.280 ‫جدی؟ 04:00.240 --> 04:01.840 ‫- یعنی غصه می‌خورده؟ ‫- آره. 04:02.480 --> 04:03.960 ‫یعنی چون دلش شکسته بوده مُرده؟ 04:04.120 --> 04:04.960 ‫آره. 04:05.120 --> 04:06.640 ‫لعنتی. کی فکرش رو می‌کرد؟ 04:07.560 --> 04:09.760 ‫ببین، رفتن. 04:09.920 --> 04:12.160 ‫- خدای من... ‫- ولی خانم‌ها دارن فرار می‌کنن. 04:12.320 --> 04:14.520 ‫اولش همیشه فرار می‌کنن. 04:19.880 --> 04:22.240 ‫گوسفندهای نر رو ول کردم ‫تا به عشق و عاشقی برسن، 04:22.400 --> 04:24.200 ‫و رفتم کافه، 04:24.360 --> 04:28.840 ‫چون ظاهراً یه مشکلی پیش اومده بوده. 04:31.280 --> 04:35.400 ‫[متاسفم، خراب است. استفاده نکنید.] ‫آنی گفت یکی اینجا خرابکاری کرده. 04:55.680 --> 04:56.920 ‫باورم نمیشه! 04:59.040 --> 05:02.400 ‫اینقدر غافلگیر شده بودم که می‌خواستم ‫نظر یه نفر دیگه رو هم بشنوم. 05:04.360 --> 05:05.720 ‫خدای من. 05:09.240 --> 05:10.840 ‫و نظر یه نفر سوم. 05:11.000 --> 05:12.240 ‫وحشتناکه. 05:13.160 --> 05:14.240 ‫افتضاحه. 05:15.640 --> 05:17.120 ‫امکان نداره کار یه نفر باشه. 05:17.480 --> 05:19.080 ‫صد در صد کار پنج نفری هست. 05:20.000 --> 05:24.920 ‫این اتفاق نمی‌تونست تو ‫روز بدتری بیفته. 05:26.800 --> 05:30.200 ‫چون قرار بود مهمون‌های خاصی بیان. 05:31.240 --> 05:34.840 ‫من همیشه دلم می‌خواد تو کافه ‫موسیقی زنده اجرا بشه، 05:35.000 --> 05:37.960 ‫و لیسا یه نگاهی به کتاب شماره‌ها ‫و آدرس‌های ایرلندیش انداخت، 05:39.280 --> 05:42.040 ‫و تونست گروه کرز رو رزرو کنه. 05:42.080 --> 05:43.160 ‫[شارون] 05:45.120 --> 05:46.880 ‫و چند ساعت بعد، 05:47.040 --> 05:51.480 ‫یه ماشین با تمام پروسه نظافت ‫مواد خطرناک اومده بود، 05:52.320 --> 05:53.720 ‫اونا هم از راه رسیدن! 05:55.360 --> 05:56.960 ‫- سلام. ‫- جرمی، من شارون هستم. چطوری؟ 05:57.120 --> 05:58.480 ‫سلام. خوبم. شما چطورید؟ 05:58.680 --> 06:00.840 ‫- خوش اومدید. ‫- خیلی خوشحالیم. 06:01.000 --> 06:05.360 ‫آخرین باری که تو جایی کوچیک‌تر از ‫اینجا اجرا کردید کِی بود؟ 06:06.680 --> 06:07.920 ‫اوه... 06:09.520 --> 06:12.120 ‫وقتی رفتیم داخل، تست صدا ‫رو شروع کردن. 06:12.320 --> 06:15.720 ‫♪ پس ادامه بده ♪ 06:15.880 --> 06:19.120 ‫♪ یالا، من رو بی‌نفس باقی بذار ♪ 06:19.280 --> 06:20.480 ‫♪ گولم بزن... ♪ 06:20.680 --> 06:23.720 ‫و وقتی داشتم از این لحظه ‫فوق‌العاده لذت می‌بردم، 06:23.880 --> 06:26.000 ‫اعلی‌حضرت خندون تشریف آوردن. 06:26.640 --> 06:29.600 ‫- عالیه، نه؟ ‫- آره. ولی یه کم فکر کردم. 06:30.800 --> 06:32.360 ‫- سلامت و امنیت... نگو. ‫- نه، نه. 06:32.560 --> 06:36.520 ‫خیلی سخته که حین خوندنشون ‫بریم دستشویی. 06:38.560 --> 06:39.720 ‫چرا؟ 06:39.880 --> 06:42.880 ‫چون... اونا اونجان. 06:43.680 --> 06:44.680 ‫اوه! 06:45.920 --> 06:47.160 ‫کنسلش می‌کنم. 06:48.720 --> 06:51.040 ‫و می‌دونی که اینجا برق درست و حسابی نداریم؟ 06:51.200 --> 06:52.000 ‫آره. 06:52.200 --> 06:55.520 ‫و یه مقدار نگرانم که وقتی خوندن ‫ما هم مجبور بشیم 06:55.680 --> 06:58.680 ‫برق رو خاموش کنیم. 06:59.320 --> 07:01.000 ‫مشکل اینه که... 07:01.160 --> 07:02.480 ‫خب، مشکل اینه که، 07:02.640 --> 07:06.440 ‫میزها رو رزرو کردیم... 07:06.640 --> 07:09.240 ‫از ساعت یک ربع به نُه به بعد. 07:09.320 --> 07:13.680 ‫- پس مجبوریم غذا سرو کنیم. ‫- پس میگی نمی‌تونیم غذا سرو کنیم 07:13.840 --> 07:16.080 ‫و همزمان اجرای زنده داشته باشیم؟ 07:16.280 --> 07:19.200 ‫دوست داری آندریا کر سرت غر بزنه... 07:19.360 --> 07:20.800 ‫- یا لقمه سوسیس بخوری؟ ‫- یا لقمه سوسیس بخوری؟ 07:21.920 --> 07:23.200 ‫من گروه کرز رو می‌خوام. 07:31.320 --> 07:32.400 ‫خیلی هیجان‌انگیز به نظر میاد. 07:32.560 --> 07:34.120 ‫وقتی تست صدا تموم شد... 07:34.280 --> 07:36.440 ‫صدابرداری اینجا خوبه، نه؟ 07:36.600 --> 07:37.880 ‫خوبه، عالیه. 07:38.040 --> 07:40.640 ‫رختکن رو به گروه کرز نشون دادم. 07:40.800 --> 07:43.840 ‫راستش دفتر خودمه، ‫که به شما اختصاص دادمش. 07:44.040 --> 07:44.880 ‫چه خوب. 07:45.040 --> 07:47.720 ‫- اوه! آخی. ‫- آره، مراقب پله‌ها باشید. 07:47.880 --> 07:48.880 ‫اینجا چقدر... اوه. 07:49.640 --> 07:51.440 ‫- واو. ‫- آره، یه مقدار بو میده. 07:51.640 --> 07:52.960 ‫کی اینجا رو دکور کرده؟ 07:53.560 --> 07:55.160 ‫این اسمارتیز‌ها اتاق رو قشنگ کردن. 07:55.320 --> 07:57.120 ‫نه، اسمارتیز نیستن. 07:57.320 --> 07:58.640 ‫پس چی هستن؟ ام‌اندامز؟ 07:59.040 --> 08:01.960 ‫آره، ولی چیکار کردیم؟ ‫که نشونتون بدیم... 08:02.080 --> 08:03.720 ‫رنگ قهوه‌ایش رو برداشتین! 08:03.880 --> 08:05.320 ‫رنگ‌های قهوه‌ای رو جمع کردیم. 08:05.520 --> 08:07.400 ‫- اون که مخصوص پرینس بود. ‫- من فکر می‌کردم ون هیلن بود. 08:07.560 --> 08:10.280 ‫آره، شاید. به نظر من پرینس بود. 08:10.440 --> 08:12.000 ‫- بگذریم، اینجا رختکن شماست. ‫- نمی‌دونم. 08:13.160 --> 08:14.560 ‫اینم صندلی دفتر منه. ‫راحت باشید. 08:14.960 --> 08:17.440 ‫- واو. ‫- ببخشید که زیاد بزرگ نیست. 08:17.600 --> 08:19.720 ‫و ببخشید که یه میله وسطشه. 08:19.920 --> 08:24.360 ‫ولی خب، ساعت هشت اجرا دارید ‫و الان ساعت پنجه. 08:25.000 --> 08:27.280 ‫بگذریم، من تنها می‌ذارمتون. ‫در رو می‌بندم. 08:27.480 --> 08:28.960 ‫- می‌تونید برامون هیتر بیارید؟ ‫- ما رو اینجا زندانی نکنی. 08:29.120 --> 08:30.600 ‫هیتر فن‌دار؟ نه، نداریم. 08:30.760 --> 08:32.440 ‫- مطمئنی؟ ‫- خب، مشکل اینه که، 08:32.640 --> 08:34.120 ‫اینجا به اندازه کافی برق نداریم. 08:34.280 --> 08:36.560 ‫- اوه... ‫- واقعاً نگرانیم. 08:36.720 --> 08:39.560 ‫- امشب یا شما باید بخونید یا غذا بپزیم. ‫- خیلی خب. 08:39.760 --> 08:42.120 ‫کسی مزاحمتون نمیشه، ‫مهم همینه. 08:42.320 --> 08:43.680 ‫- باشه. ‫- می‌بینمتون، دوستان. 08:43.840 --> 08:45.560 ‫- ممنون، جرمی. ‫- ما یه کم... 08:51.520 --> 08:53.840 ‫دو ساعت و پنجاه و پنج دقیقه بعد، 08:54.360 --> 08:56.680 ‫گروه کرز به شکل قابل درکی 08:56.880 --> 08:59.400 ‫برای رفتن روی استیج هیجان‌زده بودن. 09:02.080 --> 09:04.320 ‫عاشق تور شما با جیمز می شدم، ‫به نظرم عالیه. 09:04.520 --> 09:06.600 ‫خوشحالم که می‌بینم بالاخره داره ‫یه کار واقعی انجام میده. 09:09.000 --> 09:10.400 ‫خانم‌ها و آقایون! 09:12.800 --> 09:14.120 ‫خیلی ممنون. 09:14.320 --> 09:18.280 ‫هفته بعد، قراره در سالن او۲ اجرا کنن، 09:18.760 --> 09:20.280 ‫اما امشب، 09:20.480 --> 09:22.800 ‫قراره در کافه سگ کشاورز ‫اجرا کنن، 09:22.960 --> 09:24.600 ‫اولین گروه موسیقی ما. 09:24.760 --> 09:27.800 ‫خانم‌ها و آقایون، گروه کرز! 09:32.480 --> 09:35.920 ‫شب بخیر، دوستان عزیز کافه ‫سگ کشاورز. 09:48.200 --> 09:52.280 ‫گروه کرز با چندتا از معروف‌ترین ‫آهنگ‌هاشون مهمون‌ها رو خوشحال کردن. 09:52.480 --> 09:55.480 ‫♪ پس ادامه بده ♪ 09:56.040 --> 09:58.880 ‫♪ یالا، من رو بی‌نفس بذار ♪ 09:59.080 --> 10:01.520 ‫♪ وسوسه‌م کن، دستم بنداز ♪ 10:01.720 --> 10:04.240 ‫♪ تا دیگه نتونم مقاومت کنم ♪ 10:05.160 --> 10:09.800 ‫♪ با تو فرار می‌کنم ♪ 10:10.480 --> 10:11.760 ‫♪ چون... ♪ 10:11.920 --> 10:17.640 ‫♪ عاشقِ ♪ 10:20.040 --> 10:22.400 ‫♪ تو شدم ♪ 10:23.280 --> 10:24.640 ‫گروه کرز رو یادته؟ 10:24.800 --> 10:25.640 ‫نه. 10:26.160 --> 10:27.600 ‫نمی‌شناسمشون. 10:35.200 --> 10:39.880 ‫تا آخر شب، چارلی دیگه نگران ‫برق و دستشویی نبود 10:54.960 --> 10:56.160 ‫خیلی ممنون! 10:58.720 --> 11:00.240 ‫خیلی ممنون. 11:02.280 --> 11:06.760 ‫بعدش، طرفدار چندین و چند ساله‌شون ‫دیگه نمی‌تونست صبر کنه 11:06.960 --> 11:08.480 ‫که بهشون تبریک بگه. 11:08.640 --> 11:10.760 ‫- خوشحالم می‌بینمتون. عالی بود. ‫- ممنون. 11:11.440 --> 11:12.440 ‫حال و هوا... 11:12.640 --> 11:17.160 ‫به نظر من باورنکردنی بود. 11:17.320 --> 11:21.080 ‫وقتی میگی، «دلم می‌خواد کافه ‫این شکلی باشه،» 11:21.240 --> 11:22.920 ‫و یه نگاه می‌اندازی و میگی، 11:23.080 --> 11:25.320 ‫«واقعاً موفق شدیم.» 11:34.080 --> 11:37.800 ‫چند روز بعد، نوبت یه مراسم ‫مهم دیگه بود، 11:38.680 --> 11:42.080 ‫ولی این دفعه خیلی جدی‌تر بود. 11:43.680 --> 11:44.640 ‫اینجا رو. 11:46.440 --> 11:50.400 ‫چون امروز، روز گردهمایی کشاورزان ‫در لندن بود. 12:02.680 --> 12:04.240 ‫- صبح همگی بخیر. ‫- صبح بخیر. 12:04.440 --> 12:05.480 ‫درسته. 12:05.640 --> 12:06.760 ‫- سلام. ‫- سلام. 12:06.920 --> 12:07.720 ‫جیمز. 12:07.880 --> 12:10.840 ‫جیمز، سلام. چارلی، خوشحالم می‌بینمت. 12:13.600 --> 12:17.640 ‫اتوبوس دیدلی اسکوات با تمام سرعت ‫وارد بزرگراه ام۴۰ شد. 12:19.640 --> 12:21.640 ‫و وقتی به لندن رسید، 12:21.800 --> 12:26.480 ‫درباره معمایی که ذهنم رو درگیر کرده بود ‫مشورت خواستم. 12:27.360 --> 12:30.640 ‫خب، صحبت کنم یا نه؟ ‫رای بگیریم؟ 12:33.280 --> 12:34.520 ‫یعنی صحبت عادی؟ 12:34.680 --> 12:37.360 ‫خب، دکتر گفت صحبت نکنم. ‫آمازون هم همینطور. 12:47.280 --> 12:49.520 ‫- اوناها، کیلب، ببین. ‫- چیه؟ 12:49.720 --> 12:52.040 ‫- رویال آلبرت هاله. ‫- موزه‌ست؟ 12:52.200 --> 12:53.200 ‫نه. 12:55.600 --> 12:59.040 ‫اون ته میدون پارلمانه، ‫ساختمون پارلمان هم همونجاست. 13:00.760 --> 13:02.200 ‫خب، بیاید آماده بشیم. 13:04.880 --> 13:05.680 ‫صبح بخیر. 13:07.200 --> 13:09.040 ‫پس هیچکدومتون اینجا رو بلد نیستید؟ 13:09.240 --> 13:11.360 ‫- آره. ‫- من سی سال اینجا زندگی کردم. بیاید دنبالم. 13:11.520 --> 13:13.240 ‫من راه رو بلدم. 13:15.040 --> 13:18.280 ‫هیچکدوممون دلمون نمی‌خواست بخشی ‫از جمعیت شورشی باشیم، 13:19.080 --> 13:22.120 ‫ولی وقتی رسیدیم به خیابون وایت‌هال، ‫محل گردهمایی، 13:22.280 --> 13:25.080 ‫مجری قدیمی اندرو مار 13:25.240 --> 13:27.960 ‫خیالمون رو راحت کرد. 13:28.160 --> 13:31.480 ‫تازه اول صبحه. ‫ساعت یازدهه، بارون میاد. 13:31.640 --> 13:34.800 ‫حزب راست‌گرا یا افراطی‌ها قراره کنترل این ‫گردهمایی رو 13:34.960 --> 13:36.120 ‫به دست بگیرن. 13:36.280 --> 13:37.880 ‫منم اومدم یه سر بزنم. 13:38.040 --> 13:41.000 ‫و بریتانیایی‌های صبور، مودب 13:41.200 --> 13:43.880 ‫و محترم رو تو خیابون پیدا کردم. ‫واقعاً تاثیرگذاره. 13:46.720 --> 13:47.520 ‫جزیره وایت. 13:47.680 --> 13:49.160 ‫- هرتفوردشر. ‫- دوون. 13:52.800 --> 13:55.880 ‫ما مزرعه کوچیکی داریم، ‫کلاً هشتاد هکتاره، 13:56.040 --> 13:58.520 ‫ولی به شدت قراره تحت تاثیر ‫قرار بگیریم. زمین ما قابل کِشته. 13:58.720 --> 14:02.160 ‫نمی‌تونیم پولی که ازمون می‌خوان ‫رو بهشون بدیم 14:02.320 --> 14:04.200 ‫و مجبور می‌شیم مزرعه‌مون رو بفروشیم. 14:04.400 --> 14:08.120 ‫چطور از مردم می‌خواید از ‫سبک زندگیشون دست بکشن 14:08.280 --> 14:10.520 ‫و بابت تولید غذا و مراقبت 14:10.680 --> 14:12.760 ‫از مناطق روستایی مجازاتشون کنید؟ 14:14.120 --> 14:18.440 ‫این وسط، یه خبرنگار از چارلی نظر کوتاه ‫رو پرسید. 14:18.600 --> 14:22.440 ‫و اونم داشت نظر «کوتاهش» رو به ‫سبک خودش بهشون می‌گفت. 14:23.840 --> 14:27.000 ‫از بین اون هزار و پونصدتا، ‫فقط تعداد کمیشون قرار نیست تحت تاثیر 14:27.160 --> 14:29.840 ‫ترکیب تجارت و معافیت مالیاتی ‫املاک کشاورزی قرار بگیرن. 14:30.040 --> 14:32.160 ‫می‌دونید، تاثیرش سنگینه. 14:32.360 --> 14:35.080 ‫بله، از نظر مالی، ولی از نظر ‫اعتماد به نفس 14:35.240 --> 14:37.160 ‫برای سرمایه‌گذاری روی تولیدات... 14:39.600 --> 14:43.600 ‫[چند دقیقه بعد...] 14:45.720 --> 14:46.800 ‫میشه ۱.۲ میلیون. 14:46.960 --> 14:50.160 ‫پس مجبور میشن از دارایی‌های واقعیشون 14:50.360 --> 14:51.720 ‫که باهاش شیر تولید می‌کنن ‫مالیات بدن. 14:51.880 --> 14:55.840 ‫دو دقیقه بیشتر از ظرفیتمون صحبت کردیم، ‫اگه ممکنه همینجا تمومش کنیم. 14:56.000 --> 14:56.840 ‫خیلی ممنونم. 14:58.600 --> 15:00.760 ‫تا ظهر، خیابون وایت‌هال پر از 15:00.960 --> 15:03.880 ‫هزاران کشاورز و خانواده‌هاشون شد، 15:04.560 --> 15:06.840 ‫و سخنران‌ها رفتن روی استیج. 15:07.440 --> 15:10.480 ‫این هفته در مجلس اعیان، ‫علیه این پیشنهاد از طرف 15:10.640 --> 15:12.000 ‫جایگاه حزب کارگر صحبت کردم. 15:12.160 --> 15:14.600 ‫[بارونس مالالیو، عضو مجلس اعیان حزب کارگر] ‫و سخنران‌های تمام جایگاه‌های اون مجلس، 15:14.760 --> 15:19.680 ‫از محافظه‌کارها گرفته، تا دموکرات‌های لیبرال، ‫بی‌طرف‌ها و حتی کشیش‌ها، 15:19.840 --> 15:22.160 ‫علیه این سیاست بودن. 15:22.760 --> 15:26.640 ‫شما... 15:26.840 --> 15:30.680 ‫شما حمایت یک ملت رو بابت ‫کارتون دارید. 15:30.880 --> 15:33.960 ‫عالیه. 15:34.160 --> 15:35.600 ‫من اولی هریسون هستم. 15:35.760 --> 15:38.320 ‫کشاورز محصولات در نزدیک ‫لیورپولم. 15:39.360 --> 15:43.240 ‫خانواده‌م به مدت صد و هفتاد و پنج سال ‫در تاربوک کشاورزی کردن، 15:43.760 --> 15:46.280 ‫و من جزو نسل پنجم هستم، 15:46.480 --> 15:48.840 ‫و جیمز دوست داره نسل ششم باشه. 15:54.680 --> 15:56.080 ‫ما چرا کشاورزی می‌کنیم؟ 15:57.760 --> 15:59.720 ‫چرا این قیمت‌های پایین رو می‌پذیریم؟ 16:01.360 --> 16:04.040 ‫چرا درآمدهای کم و شیفت‌های ‫طولانی رو تحمل می‌کنیم؟ 16:06.000 --> 16:07.200 ‫الان میگم چرا. 16:08.520 --> 16:10.240 ‫ما برای بچه‌هامون کشاورزی می‌کنیم. 16:12.120 --> 16:14.160 ‫برای سیر کردن شکم یک ملت. 16:15.800 --> 16:17.920 ‫[بدون کشاورزها غذایی در کار نیست] ‫چون تو خونِ ماست. 16:19.560 --> 16:21.440 ‫و چون این کار رو دوست داریم. 16:24.400 --> 16:25.800 ‫هیچکس برای پول کشاورزی نمی‌کنه. 16:27.000 --> 16:28.160 ‫هیچکس. 16:30.120 --> 16:33.160 ‫اونا می‌دونن چه حسی داره که آدم ‫ساعت چهار صبح بیدار شه تا به گاوها غذا بده؟ 16:33.360 --> 16:35.400 ‫نه! 16:36.160 --> 16:39.360 ‫می‌دونن احیای یه بره ضعیف ‫چه حسی داره؟ 16:39.520 --> 16:41.000 ‫نه! 16:42.480 --> 16:45.680 ‫می‌دونن روشن کردن کمباین ساعت ‫دو صبح و 16:45.840 --> 16:48.520 ‫زخمی کردن دست و انگشت‌ها به خاطر ‫خاربن‌های روش چه حسی داره؟ 16:48.680 --> 16:50.440 ‫نه! 16:51.560 --> 16:53.480 ‫اصلاً دولت می‌دونه غذا از کجا میاد؟ 16:53.640 --> 16:56.080 ‫نه! 16:57.320 --> 17:00.600 ‫ما امروز دور هم جمع شدیم تا به ‫دولت نشون بدیم که باید به حرفمون گوش بدن. 17:01.160 --> 17:04.200 ‫[با مالیات بجنگید] ‫خیابون داونینگ، اگه صدای ما رو می‌شنوید، 17:04.360 --> 17:05.920 ‫باید این اوضاع رو درست کنید. 17:06.080 --> 17:09.160 ‫آره! 17:13.800 --> 17:18.200 ‫من نمی‌تونستم مثل اولی ‫حرفای احساسی بزنم، 17:19.240 --> 17:22.040 ‫ولی به نظرم می‌تونستم یه ‫منظوری رو به گوش بقیه برسونم. 17:22.840 --> 17:25.080 ‫سلام به همگی. 17:26.160 --> 17:30.000 ‫می‌دونم خیلی‌ها در سر تا سر کشور ‫و با هر شغلی، 17:30.160 --> 17:32.360 ‫به خاطر کاهش بودجه تحت تاثیر ‫قرار گرفتن. 17:33.160 --> 17:35.440 ‫به شدت به خاطرش اذیت شدید. 17:38.120 --> 17:38.960 ‫می‌دونم. 17:39.160 --> 17:42.200 ‫امروز به اندازه کافی درباره‌ش شنیدید ‫و من زیاد درباره‌ش صحبت نمی‌کنم. 17:42.400 --> 17:44.000 ‫فقط همین رو میگم. 17:44.560 --> 17:46.000 ‫ریچل ریوز به ما گفت... 17:47.120 --> 17:47.960 ‫چی بود؟ 17:48.120 --> 17:52.520 ‫هفتاد و دو درصد کشاورزها قرار نیست ‫تحت تاثیر این مالیات قرار بگیرن. 17:53.040 --> 17:54.960 ‫بیاید ببینیم می‌تونیم چیزی رو ‫بهش بفهمونیم یا نه. 17:55.440 --> 18:00.000 ‫چند نفر اینجا مزرعه خانوادگی دارن؟ 18:00.160 --> 18:03.640 ‫می‌خوام ببینم. ‫درسته، خیلی‌هاتون. 18:04.040 --> 18:06.600 ‫دستتون رو به شرطی بیارید پایین... 18:06.800 --> 18:09.160 ‫اول فکر کنید و به نتیجه برسید، 18:09.320 --> 18:11.840 ‫که فکر می‌کنید قرار نیست تحت تاثیر 18:12.000 --> 18:14.360 ‫تغییر معافیت املاک کشاورزی و ‫معافیت تجارت خانوادگی قرار بگیرید. 18:14.520 --> 18:16.800 ‫اگه قرار نیست مالیات بدید ‫دستا پایین. 18:17.760 --> 18:18.960 ‫ممنون. 18:19.120 --> 18:20.840 ‫حرف دیگه‌ای برای گفتن ندارم. 18:23.960 --> 18:24.800 ‫خیلی ممنونم. 18:24.840 --> 18:26.840 ‫[ما کشاورزی بریتانیایی رو دوست داریم] 18:34.800 --> 18:38.840 ‫در نهایت، خوشحال بودم که تونستم ‫برم به گردهمایی و صحبت کنم، 18:39.680 --> 18:42.360 ‫ولی همه اینطور فکر نمی‌کردن. 18:44.000 --> 18:46.840 ‫دکترم دیشب روانی شد. 18:47.720 --> 18:49.120 ‫چرا؟ چون... 18:50.040 --> 18:51.160 ‫گفت، 18:52.320 --> 18:54.680 ‫«می‌دونی که بهت گفتیم باید ‫شش هفته استراحت کنی؟» 18:54.840 --> 18:58.320 ‫گفت، «منظورم اینه که بشینی کنار ‫شومینه و سوپ مینسترونه بخوری... 18:59.600 --> 19:01.040 ‫کتاب بخونی.» 19:03.960 --> 19:05.240 ‫من این کار رو نکردم. 19:07.240 --> 19:08.840 ‫چیکار کنم، کی؟ 19:09.000 --> 19:12.160 ‫کیلب و لیسا هم با دکتر ‫موافق بودن، 19:12.320 --> 19:15.360 ‫چون وقتی سعی کردم کمکشون کنم ‫وزن گاوها رو اندازه بگیرن، 19:15.560 --> 19:17.560 ‫خیلی سریع اخراج شدم. 19:18.520 --> 19:21.200 ‫نه، نه، نه، نکن. ‫بسه! نکن. 19:23.160 --> 19:25.800 ‫یه بلایی سر کمرت میاری و میگی... 19:25.960 --> 19:28.560 ‫خیلی باحاله! خوشم اومد! 19:28.720 --> 19:31.760 ‫می‌دونم نمی‌خوای کمکتون کنم، ‫ولی من کمک نکنم می‌خواید چیکار کنید؟ 19:31.960 --> 19:34.000 ‫خودم و کیلب از پسش برمیایم. 19:34.600 --> 19:35.680 ‫برو. 19:36.080 --> 19:37.480 ‫۵۹۲ کیلو. 19:37.720 --> 19:42.280 ‫چون طرد شده بودم، رفتم سراغ ‫کارهای اداری اعصاب خرد کن دولتی. 19:44.600 --> 19:46.960 ‫ولی خیلی سریع حوصله‌م سر رفت. 19:47.120 --> 19:51.360 ‫پس رفتم جنگل که یه درخت کریسمسی ‫برای کافه ببرم. 19:52.520 --> 19:53.360 ‫کجان؟ 19:54.160 --> 19:56.400 ‫آره... اینم از درخت. 19:57.040 --> 19:58.480 ‫چه خوشگله. 19:59.480 --> 20:01.080 ‫باید مراقب باشم... 20:02.520 --> 20:04.960 ‫که خودم رو زخمی نکنم، ‫چون رقیق‌کننده خون مصرف می‌کنم. 20:06.320 --> 20:07.760 ‫مشخص شد، 20:07.960 --> 20:10.640 ‫این مشکل پزشکی مهمی به حساب نمیومد. 20:34.320 --> 20:35.880 ‫نباید این کار رو می‌کردم. 20:48.680 --> 20:50.000 ‫دیگه این کار رو نمی‌کنم. 20:50.560 --> 20:54.680 ‫بعدش، تصمیم گرفتم واقعاً ‫استراحت کنم. 20:58.760 --> 21:03.080 ‫ولی اون شب، مادر طبیعت ‫یه تصمیم دیگه گرفته بود. 21:03.720 --> 21:06.240 ‫طوفان داراه هزاران نفر از مردم 21:06.440 --> 21:08.680 ‫بریتانیا و جمهوری ایرلند را ‫بدون برق گذاشت. 21:08.880 --> 21:11.640 ‫هشدار کمیاب قرمز برای بادهای ‫شدید صادر شده، 21:11.800 --> 21:14.200 ‫و به معنای تهدید جون مردمه. 21:14.240 --> 21:16.240 ‫[کافه و رستوران] 21:23.360 --> 21:25.360 ‫[دوربینِ لیسا] 21:25.480 --> 21:27.880 ‫چه صدای وحشتناکیه. 21:38.600 --> 21:41.000 ‫من بیشتر نگران درخت‌هام. 21:47.160 --> 21:48.320 ‫خدای من. 22:03.720 --> 22:07.200 ‫صبح که شد، برای شنیدن گزارش ‫خسارت‌ها رفتم دیدن آنی. 22:11.640 --> 22:16.040 ‫دو بار تکون خورد، رفت بالا، ‫در حد نود درجه، شکست، 22:16.240 --> 22:19.120 ‫و افتاد زمین، و چند سانت تا ‫کاپوت ماشین فاصله داشت. 22:19.840 --> 22:21.720 ‫آره، چه... سنگینه، نه؟ 22:21.880 --> 22:23.160 ‫نمیشه تکونش داد. خیلی سنگینه. 22:23.320 --> 22:25.960 ‫- وای خدا، آره. ‫- می‌دونم! 22:26.880 --> 22:29.960 ‫- لعنتی، ببینش. ‫- آره، پاره شده. 22:30.880 --> 22:32.080 ‫- صبح بخیر. ‫- صبح بخیر. 22:35.560 --> 22:37.960 ‫یه بدنه چوبی باید به اونجا ‫وصل کنیم. 22:38.120 --> 22:40.880 ‫و چون یه سری از بناهای بیرون ‫رو هم از دست دادیم، 22:41.080 --> 22:42.000 ‫ممکنه اینم سقوط کنه. 22:42.160 --> 22:43.400 ‫لعنتی... 22:45.080 --> 22:48.720 ‫اوضاع بیرون از پارکینگ بدتر بود. 22:49.960 --> 22:52.520 ‫کل نورهای دکوری هم خراب شدن. 22:52.680 --> 22:56.400 ‫و یه سری از درخت‌ها هم ‫به شدت آسیب دیده بودن. 22:56.920 --> 22:58.800 ‫اونی که از همه خطرناک‌تره اونجاست. 22:58.960 --> 23:01.040 ‫- آره، لعنتی. ‫- خیلی وحشتناکه. 23:04.120 --> 23:05.040 ‫آره... 23:08.720 --> 23:13.040 ‫تو مزرعه، لیسا داشت خونه‌ی ‫ده ساعت پیش 23:13.200 --> 23:16.280 ‫گوسفندهای بدون صورتش رو ‫بررسی می‌کرد. 23:23.880 --> 23:25.440 ‫- خدای من. ‫- می‌دونم. 23:25.880 --> 23:29.080 ‫آره. شانس آوردیم وقتی خراب شد ‫گوسفندها داخلش نبودن. 23:29.920 --> 23:32.160 ‫براشون یه آغل حصیری ساختیم 23:32.320 --> 23:34.360 ‫ولی باید ببرمشون توی طویله، 23:34.560 --> 23:35.800 ‫طویله گاوها که اون سمته. 23:35.960 --> 23:37.640 ‫- می‌بریمشون تو طویله جدیده. ‫- نه. 23:37.840 --> 23:38.960 ‫- طویله گاو بهتره. ‫- نه، طویله جدید. 23:39.120 --> 23:41.480 ‫- نمیشه. ‫- چرا؟ 23:41.640 --> 23:45.000 ‫چون... اونجا دارم حلزون پرورش میدم. 23:45.200 --> 23:46.240 ‫- یعنی... ‫- حلزون؟ 23:46.400 --> 23:47.200 ‫آره. 23:48.640 --> 23:51.680 ‫هر دفعه طویله پنج دقیقه خالی ‫می‌مونه، با یه چیز پُرش می‌کنی. 23:51.880 --> 23:53.520 ‫یک ماه خالی بود. 23:54.480 --> 23:55.560 ‫ببین. 23:55.720 --> 23:57.080 ‫وای! چه خبر شده؟ 23:57.280 --> 23:59.400 ‫- خوبه، نه؟ ‫- این چیه؟ 23:59.600 --> 24:01.320 ‫تادا! ببین. 24:02.800 --> 24:05.400 ‫هزارتا حلزون خریدم. ‫باید بچه بیارن. 24:05.600 --> 24:07.520 ‫- چرا خریدیشون؟ ‫- خیلی خب. 24:07.680 --> 24:10.520 ‫- وقتی موسین میاد بیرون... ‫- چی چی؟ 24:10.720 --> 24:13.400 ‫موسین. مایعی که میاد بیرون. ‫اسمش موسینه. 24:13.560 --> 24:15.800 ‫ضد التهاب و ضد پیریه. 24:15.960 --> 24:19.600 ‫پس... از اول تعریف کن. ‫هیچی نفهمیدم. 24:19.760 --> 24:20.560 ‫خیلی خب. 24:20.720 --> 24:22.360 ‫- مایع حلزون. ‫- آره، یه چیز مهمه. 24:22.520 --> 24:24.440 ‫- اینجا داری همون رو پرورش میدی. ‫- آره. 24:25.000 --> 24:26.160 ‫- خیلی از گاودارها... ‫- مایعش رو؟ 24:26.320 --> 24:29.000 ‫- آره! و اون مایع... ‫- باهاش چیکار می‌کنی؟ 24:29.160 --> 24:31.640 ‫خب، می‌ذارمش روی صورتم و ‫برای دستم هم خوبه. 24:31.800 --> 24:34.320 ‫خیلی مفیده. و هایپوآلرژنیکه. 24:34.480 --> 24:36.640 ‫چون خالصه امکان نداره ‫بهش حساسیت بدی. 24:36.800 --> 24:39.360 ‫گیاه‌خوارها می‌تونن ازش استفاده کنن ‫چون حیوونی این وسط کشته نشده. 24:39.520 --> 24:40.960 ‫و ضد التهاب هم هست. 24:41.120 --> 24:44.040 ‫پس اگه عضلاتت درد داشته باشن، ‫خیلی مفیده. 24:44.720 --> 24:47.800 ‫وایسا ببینم. پس اینا اون ‫مایع رو تولید می‌کنن. 24:48.000 --> 24:49.040 ‫آره. 24:49.240 --> 24:51.760 ‫و بعدش، بذار ببینم درست فهمیدم ‫یا نه. 24:51.920 --> 24:56.280 ‫می‌بریش فروشگاه و مایع حلزون می‌فروشی. 24:56.480 --> 25:00.000 ‫نه، نه، با استفاده از اون مایع ‫یه کرم درست می‌کنم. 25:00.200 --> 25:03.160 ‫- چندتا خریدی؟ ‫- همه‌ش هزارتا. 25:03.320 --> 25:04.120 ‫هزارتا؟ 25:04.320 --> 25:06.720 ‫وقتی بچه بیارن میشن هشتاد هزارتا. 25:06.920 --> 25:08.880 ‫- چی؟ ‫- خوبه، نه؟ زیاد میشن. 25:13.240 --> 25:17.280 ‫و حلزون‌ها تنها حیوانات لیسا نبودن. 25:17.920 --> 25:21.000 ‫[نوامبر، اکتبر، سپتامبر، اوت، ژوئیه] 25:21.120 --> 25:25.160 ‫تو تابستون، یه دسته غاز خریده بود. 25:25.360 --> 25:27.320 ‫خب، دخترها... و پسرها. 25:27.520 --> 25:28.800 ‫غازها. 25:29.400 --> 25:32.880 ‫که متخصص غازهای دیدلی اسکوات ‫یعنی جرالد رو خیلی خوشحال کرده بود. 25:33.080 --> 25:37.640 ‫- اون بزرگه یه چیزی دور خودش می‌بنده، خب؟ ‫- جدی؟ 25:38.760 --> 25:41.600 ‫در ماه‌های بعدی، به شکل ‫خستگی‌ناپذیری کار کرد... 25:44.600 --> 25:46.360 ‫در تمام آب و هواها... 25:47.040 --> 25:48.400 ‫لعنتی. 25:48.600 --> 25:49.760 ‫و در هر ساعتی. 25:49.920 --> 25:51.360 ‫صبح می‌بینمتون. 25:52.200 --> 25:54.440 ‫که چاق و چله‌شون کنه. 25:55.240 --> 25:56.240 ‫صبح بخیر! 25:56.440 --> 25:58.200 ‫صبح بخیر. 26:00.520 --> 26:01.560 ‫اه! 26:06.600 --> 26:09.280 ‫یک، دو، سه، چهار، پنج... 26:09.720 --> 26:11.920 ‫و حالا، در یک شب سرد دسامبر، 26:12.120 --> 26:14.240 ‫نتیجه کارش رو گرفته بود 26:14.440 --> 26:16.680 ‫و داشت آماده می‌شد که اولین شب 26:16.840 --> 26:20.200 ‫از شب‌های جشن غازی ‫رو برگزار کنه. 26:20.400 --> 26:22.440 ‫پس اینا... باید بهشون افتخار کنی. 26:22.600 --> 26:24.360 ‫- افتخار می‌کنم. خوشگل شدن. ‫- کار خوبی می‌کنی. 26:24.520 --> 26:27.760 ‫فکر می‌کردم نگاه کردن بهشون عجیب میشه، ‫ولی عالی به نظر میان. 26:27.920 --> 26:31.680 ‫و ببین، شکمشون پر از مواد اولیه شده ‫و مو هم ندارن. 26:31.880 --> 26:33.880 ‫عالی شدن. واو. 26:36.920 --> 26:38.800 ‫امیدوارم امشب خوب پیش بره. 26:39.840 --> 26:43.720 ‫می‌سپرمش به لیسا. ‫شب غازهای لیساست. 26:44.280 --> 26:47.480 ‫و من خودمم چندتا برنامه برای ‫جشن داشتم. 26:47.640 --> 26:51.560 ‫پس به چارلی گفتم برای یه ‫جلسه بیاد دفترم. 26:52.560 --> 26:53.680 ‫به یه غرفه نیاز داریم. 26:54.480 --> 26:57.320 ‫- چی؟ ‫- خب، غرفه کریسمس. 26:58.720 --> 27:01.840 ‫- درباره‌ش فکر کردم. نگران نباش. ‫- یعنی... 27:02.000 --> 27:04.640 ‫- الف‌ها و بابانوئل و... ‫- آره، دقیقاً. 27:05.840 --> 27:08.200 ‫چون الان به کلبه غازها ‫نیاز نداریم، 27:08.400 --> 27:10.920 ‫چون غازها اونجا نیستن چون... 27:11.600 --> 27:15.320 ‫- پس کلبه غازها رو میاریم اینجا. ‫- باشه. 27:16.120 --> 27:18.640 ‫و باهاش غرفه می‌سازیم. 27:19.320 --> 27:20.640 ‫پدر کریسمس رو می‌ذارم داخل، 27:21.200 --> 27:23.840 ‫بچه‌ها میان، بابانوئل بهشون ‫هدیه میده، 27:24.440 --> 27:26.400 ‫می‌دونی، یه اسباب‌بازی کوچولو، 27:26.600 --> 27:29.120 ‫و بیرونش هم نمایش تولد مسیح رو ‫اجرا می‌کنیم. 27:30.200 --> 27:33.600 ‫بابانوئل از کجا پیدا کنیم؟ ماه دسامبره. 27:36.760 --> 27:40.080 ‫باید درباره‌شون تحقیق کنیم. 27:40.240 --> 27:42.920 ‫- و دی‌بی‌اسشون رو که مطمئن بشیم... ‫- جان؟ 27:43.080 --> 27:45.400 ‫دی‌بی‌اس، که مطمئن بشیم ‫خطرناک نیستن. 27:45.560 --> 27:47.240 ‫یعنی چی؟ نمی‌دونم دی‌بی‌اس چیه. 27:47.440 --> 27:50.120 ‫- که بفهمیم سابقه کیفری دارن یا نه؟ ‫- اوه. 27:50.280 --> 27:52.920 ‫اگه دارن، جرمشون چی بوده؟ 27:53.120 --> 27:57.280 ‫خب، هر سال بابانوئل دزدکی وارد ‫خونه میلیاردها آدم میشه، 27:57.440 --> 27:58.800 ‫به نظرم سابقه کیفری داره. 27:58.960 --> 28:00.720 ‫خب، باید چکش کنیم. 28:01.720 --> 28:04.480 ‫چطوری... اگه نیاد چی؟ 28:04.640 --> 28:07.800 ‫یه جوری رفتار می‌کنی انگار ‫شرکت هواپیمایی بریتانیاییه. 28:07.960 --> 28:10.240 ‫«لازم نیست هواپیما بخریم. ‫اگه خلبان نیاد چی؟» 28:10.440 --> 28:12.320 ‫چقدر می‌تونن با بابانوئل وقت بگذرونن؟ 28:13.880 --> 28:16.560 ‫- نمی‌دونم، پنج دقیقه؟ ‫- پس دوازده هدیه در یک ساعت. 28:16.760 --> 28:17.920 ‫هوم. 28:18.080 --> 28:20.760 ‫- خیلی خب، و... ‫- شش ساعت در روز. دوازده شش‌تا؟ 28:20.960 --> 28:23.040 ‫هفتاد و دوتا هدیه. 28:23.880 --> 28:27.320 ‫و باید یکی رو بذاریم اون داخل ‫پیش بچه‌ها باشه. 28:28.240 --> 28:29.880 ‫- کی؟ ‫- یا والدینشون... 28:30.040 --> 28:31.480 ‫- یا یه الف. ‫- یه الف. 28:32.200 --> 28:34.520 ‫پس باید تو روزنامه محلی آگهی ‫بدم و بنویسم، 28:34.680 --> 28:38.560 ‫«استخدام می‌کنیم: مرد یا زنی که ‫برای حداقل حقوق 28:38.760 --> 28:39.840 ‫لباس الف‌ها رو بپوشه.» 28:40.000 --> 28:41.480 ‫نه، با حقوق کافی. 28:42.160 --> 28:44.000 ‫پس میگی باید یه بابانوئل پیدا کنیم، 28:44.160 --> 28:46.240 ‫باید مطمئن باشیم که آدم ‫بدی نیست، 28:46.920 --> 28:48.120 ‫یه الف بیاریم، 28:48.320 --> 28:50.680 ‫و کلبه غازها رو بیاریم اینجا، 28:50.840 --> 28:52.720 ‫با شلنگ یه سری از کثیفی‌ها رو تمیز کنیم... 28:52.920 --> 28:55.440 ‫- همه کثیفی‌ها رو. ‫- همه‌ش رو. 28:55.640 --> 28:56.920 ‫ضدعفونیش کنیم. 28:59.360 --> 29:03.320 ‫در حالی که طبقه بالا چارلی ‫داشت با نقشه‌هام موافقت می‌کرد، 29:03.480 --> 29:08.400 ‫لیسا تو آشپزخونه داشت خبرهای ‫بدی می‌شنید. 29:08.960 --> 29:10.120 ‫داریم بهشون نمک می‌زنیم، 29:10.280 --> 29:13.720 ‫که وقتی خواستیم کبابشون کنیم ‫پوستشون ترد و آبدار بشه. 29:13.880 --> 29:15.440 ‫بقیه رو کِی میارین؟ 29:15.960 --> 29:17.640 ‫بقیه؟ همه‌شون همینان. 29:18.040 --> 29:19.720 ‫ولی نه، ما... ما... 29:19.880 --> 29:23.120 ‫مگه قرار نشد تا کریسمس، برای 29:23.280 --> 29:24.960 ‫شام و نهار سروشون کنیم؟ 29:25.120 --> 29:26.600 ‫مگه بازم غاز داری؟ 29:27.120 --> 29:30.240 ‫نه، این برای ضیافت بزرگ امشبه، خب؟ 29:30.400 --> 29:31.640 ‫همه‌ش همینان. 29:32.400 --> 29:35.600 ‫- من سی‌تا غاز داشتم. ‫- همه غازها... همینا هستن. 29:36.280 --> 29:38.320 ‫- همه‌شون قراره امشب خورده بشن؟ ‫- آره. 29:38.480 --> 29:43.080 ‫ولی فکر کردم می‌تونیم تا کریسمس ‫واسه شام و نهار برای مهمون‌ها سِروشون کنیم. 29:43.560 --> 29:44.400 ‫نه. 29:44.920 --> 29:47.280 ‫غازهایی که فرستادی فقط برای ‫شام امشب کافی هستن، همین. 29:49.400 --> 29:52.200 ‫اینجا گوزن شمالی نداریم؟ 29:52.800 --> 29:54.480 ‫گوزن شمالی؟ 29:56.440 --> 29:58.080 ‫پس یه گوزن عادی میاریم... 29:58.280 --> 29:59.880 ‫که اگه بچه‌ها نزدیکش بشن می‌ترسه. 30:00.040 --> 30:01.960 ‫حصارها چقدر باید برای یه ‫گوزن بلند باشن؟ 30:02.120 --> 30:03.680 ‫یک و نیم تا دو و نیم متر. 30:03.840 --> 30:05.680 ‫خیلی خب، پس یه حصار یک و نیم متری... 30:05.880 --> 30:07.280 ‫شبیه اردوی اسیرهای جنگی میشه. 30:07.440 --> 30:10.280 ‫می‌دونم، چند وقت پیش به ‫استالاگ لوفت سه سر زدم. 30:10.440 --> 30:14.760 ‫که تاثیرگذاره، ولی مطمئن نیستم ‫تِم مناسبی باشه. 30:14.960 --> 30:16.480 ‫حیوانات پلاستیکی. 30:17.320 --> 30:18.280 ‫عالی میشه. 30:18.840 --> 30:20.960 ‫البته نه زیاد، ولی فکر خوبیه. 30:21.480 --> 30:23.280 ‫اولین ایده‌ی خوبت بود. 30:25.560 --> 30:27.720 ‫اون شب، لیسا تصمیم گرفت 30:27.920 --> 30:32.120 ‫که تمام مهمون‌های غاز خورش باید ‫در این درد باهاش شریک بشن. 30:32.840 --> 30:36.040 ‫آره، و فکر می‌کردم این غازها ‫قراره از الان تا 30:36.200 --> 30:38.160 ‫کریسمس دووم بیارن. 30:38.320 --> 30:41.040 ‫نه، نه، نه. انگار امشب همه‌شون ‫رو خوردید. 30:45.000 --> 30:46.360 ‫و من... 30:48.080 --> 30:51.320 ‫چارلی بالاخره با ایده غرفه ‫کریسمسیم موافقت کرده بود، 30:51.520 --> 30:54.360 ‫ولی فعلاً نمی‌تونستم شروعش کنم. 30:55.760 --> 30:56.800 ‫خوبه. 30:57.000 --> 30:59.720 ‫چون با رسیدن زمستون... 30:59.920 --> 31:02.120 ‫سلام، گاوها و اندگیم! 31:02.320 --> 31:05.800 ‫وقتش بود که ساکنین چهار پامون رو... 31:05.960 --> 31:06.960 ‫شرمنده، گاوها. 31:08.280 --> 31:10.480 ‫ببریم به گرمای طویله‌شون. 31:10.640 --> 31:13.920 ‫واسه چی اینجوری می‌کنی؟ ‫قرار نیست بوکس کار کنی که. 31:14.080 --> 31:15.000 ‫شاید بهم حمله کنه. 31:15.200 --> 31:17.160 ‫اندگیم مودب، آره. 31:17.320 --> 31:19.120 ‫تو دوست منی، نه؟ 31:22.240 --> 31:23.400 ‫خوبه. 31:26.440 --> 31:29.760 ‫عزیزم، اینطوری باید ‫گوسفندها رو جابجا کنی. 31:31.760 --> 31:33.720 ‫وقتی به حیوانات رسیدگی کردیم، 31:33.920 --> 31:36.000 ‫می‌تونستم برم سراغ غرفه‌م. 31:39.640 --> 31:43.400 ‫و چون در روستاهای نزدیک درخواست ‫استخدام بابانوئل رو فرستاده بودیم، 31:43.440 --> 31:45.440 ‫[به دنبال بابانوئل هستیم، مجرم نباشید] 31:46.040 --> 31:48.680 ‫یه مرد محلی باهامون تماس گرفت. 31:48.840 --> 31:51.440 ‫هر وقت بتونم، ولی چهارتا سگ دارم. 31:51.880 --> 31:53.360 ‫و مجرم نیستی؟ 31:53.560 --> 31:54.920 ‫نه. 31:56.160 --> 31:57.000 ‫درسته. 31:57.720 --> 32:00.240 ‫بعد از تحقیق و استخدام بابانوئل، 32:01.480 --> 32:05.320 ‫باید کلبه غازها رو می‌آوردیم پیش کافه. 32:06.800 --> 32:08.600 ‫و وقتی این کار رو کردیم، 32:09.800 --> 32:12.680 ‫می‌تونستم تبدیلش کنم ‫به یه غرفه. 32:13.120 --> 32:14.080 ‫ام... 32:14.360 --> 32:15.440 ‫این نقشه منه. 32:16.680 --> 32:20.880 ‫حیوانات و نمایش تولد رو ‫اینجا میاریم، 32:21.040 --> 32:22.480 ‫روی زمین حصیر می‌ذاریم، 32:22.640 --> 32:25.680 ‫و اینجا میشه غرفه کریسمس بابانوئل، 32:25.840 --> 32:27.920 ‫پس فرش می‌اندازیم 32:28.080 --> 32:29.720 ‫که واسه همه راحت بشه. 32:32.200 --> 32:34.440 ‫خداحافظ غازها 32:34.600 --> 32:36.200 ‫و درود به فرش. 32:38.440 --> 32:39.600 ‫درسته. 32:40.720 --> 32:41.960 ‫هدیه‌ها. 32:44.280 --> 32:47.560 ‫اینا از نظر فنی گوزن شمالی نیستن، ولی... 32:48.840 --> 32:49.760 ‫آره. 32:53.520 --> 32:55.120 ‫و اتاق باید روشن هم بشه. 32:56.840 --> 32:58.480 ‫الف این هفته. 33:00.000 --> 33:01.520 ‫میز تحریرش. 33:06.520 --> 33:08.000 ‫سیگار بابانوئل. 33:09.080 --> 33:11.000 ‫وقتی غرفه بابانوئل رو تزئین کردم 33:11.200 --> 33:13.560 ‫و نمایش تولد مسیح رو ‫هم چیدم... 33:14.080 --> 33:16.400 ‫عالیه، ببینش. 33:16.560 --> 33:19.080 ‫حس کردم کار خوبیه که یه ذره درباره 33:19.240 --> 33:21.720 ‫تولد مسیح کوچک تحقیق کنم. 33:22.880 --> 33:25.600 ‫از کلیسای محلی برای خودم... 33:27.280 --> 33:28.280 ‫یه انجیل گرفتم. 33:29.240 --> 33:30.560 ‫و در انجیل متی، 33:30.960 --> 33:33.360 ‫نوشته... 33:33.520 --> 33:35.400 ‫«مریم آشنای یوسف نجار بود.» 33:36.080 --> 33:38.400 ‫فکر کردم ازدواج کرده بودن. 33:38.560 --> 33:39.560 اما اینطور نبوده و 33:39.720 --> 33:42.600 ‫از طریق روح‌القدس متوجه شد ‫که بارداره.» 33:43.080 --> 33:46.400 ‫پس یه حقیقته. نیازی به تحقیق نیست. 33:46.760 --> 33:48.320 ‫«روح‌القدس بهش گفت که بارداره. 33:58.280 --> 33:59.200 ‫چی؟ 34:01.400 --> 34:02.920 ‫تا حالا این بخشش رو نخونده بودم. 34:03.080 --> 34:04.760 ‫«ولی بعد از اینکه این فکر به ذهنش رسید، 34:04.920 --> 34:07.320 ‫فرشته‌ی خداوند اومد به خوابش و گفت، 34:07.480 --> 34:09.200 ‫یوسف، پسر داوود، 34:09.360 --> 34:12.120 از چیزی نترس 34:12.280 --> 34:15.880 ‫چون بچه‌ی او از روح‌القدسه. 34:16.360 --> 34:19.400 ‫سپس مریم مقدس،» اون موقع ‫هنوز مریم مقدس نبوده، 34:19.560 --> 34:22.120 ‫«باردار خواهد شد و پسری ‫رو به دنیا خواهد آورد 34:22.280 --> 34:24.440 ‫و اسمش رو می‌ذارن امانوئل.» 34:26.400 --> 34:27.200 ‫چی؟ 34:29.120 --> 34:30.560 ‫چرا امانوئل؟ 34:32.000 --> 34:35.720 ‫چرا باید اسم بچه رو از روی اسم ‫یه بازیگر دهه هفتاد بردارن؟ 34:36.280 --> 34:37.720 ‫به خدا نوشته‌های انجیل متی 34:38.360 --> 34:39.560 ‫شبیه نوشته‌های منه. 34:39.720 --> 34:41.920 ‫هر چقدر جلوتر میره جالب‌تر میشه. 34:42.080 --> 34:45.320 ‫علاوه بر نسخه عجیب انجیل ‫متی از وقایع، 34:45.480 --> 34:47.280 ‫یه مشکل مهم‌تر پیش اومده بود، 34:47.440 --> 34:51.440 ‫و وقتی کشیش کوپر رسید ‫همه چیز رو براش توضیح دادم. 34:53.320 --> 34:55.160 ‫- کیلب، من از این نگرانم که... ‫- چیه. 34:56.200 --> 34:58.120 ‫ما این رو به عنوان 34:58.280 --> 35:01.760 ‫مسیح کوچولو اجاره کردیم. 35:01.920 --> 35:02.920 ‫موهاش رو ببین. 35:03.080 --> 35:06.240 ‫چقدر مو داره. ‫موهاش چقدر سریع بلند شدن! 35:06.400 --> 35:10.560 ‫این... شبیه پسر بری گیبه. 35:11.200 --> 35:12.280 ‫بری گیب کیه؟ 35:12.800 --> 35:16.200 ‫من نمی‌خواستم چیزی که شبیه ‫بچه‌ی عضو گروه بی جیز بود رو 35:16.360 --> 35:17.640 ‫به عنوان مسیح کوچک جا بزنم. 35:18.120 --> 35:20.720 ‫پس یه نسخه جایگزین خریدم. 35:20.880 --> 35:21.880 ‫وحشتناک به نظر میاد. 35:22.160 --> 35:24.160 ‫از این که بهتره. 35:24.320 --> 35:26.320 ‫می‌پیچیمش تو قنداق... 35:26.480 --> 35:28.160 ‫کلاه داره! 35:28.320 --> 35:30.680 ‫مسیح عروسکی برند کبج پچه. ‫[کبج به معنی کلم است.] 35:31.880 --> 35:34.440 ‫- کبج پچه؟ ‫- نه. 35:34.600 --> 35:36.840 ‫- نه؟ ‫- داری میگی گیاهه. 35:37.040 --> 35:41.040 ‫مسیح که تو فلان سال قبل ‫از میلاد با کلاه به دنیا نیومده. 35:41.960 --> 35:44.480 ‫- «فلان سال قبل از میلاد.» ‫- خب کِی بوده؟ 35:44.920 --> 35:46.640 ‫سال صفر، اصلاً قبل از میلاد نبوده که. 35:46.840 --> 35:48.760 ‫خب، مگه قبل از میلاد نبوده؟ 35:48.920 --> 35:51.800 ‫وای خدا... از دست تو، کیلب. 35:52.280 --> 35:53.600 ‫اصلاً می‌دونی قبل از میلاد یعنی چی؟ 35:53.760 --> 35:56.160 ‫- نه، فکر می‌کردم دوران باستانه. ‫- یعنی «قبل از میلاد مسیح.» 35:56.360 --> 35:58.080 ‫پس قبل از مسیح آدم‌ها وجود داشتن؟ 35:58.240 --> 35:59.680 ‫آره، وجود داشتن. 35:59.880 --> 36:03.720 ‫فکر می‌کردم کل هدف و نیت انجیل ‫اینه که خدا اومد 36:03.880 --> 36:07.480 ‫و حضرت مسیح رو خلق کرد ‫و بعدش آدم‌ها به وجود اومدن. 36:08.400 --> 36:09.520 ‫نه؟ 36:10.360 --> 36:12.800 ‫نه! خب، به نظرت مریم و یوسف ‫کجا بودن؟ 36:12.960 --> 36:13.960 ‫- اونا چطوری به وجود اومدن؟ ‫- نمی‌دونم! 36:14.120 --> 36:16.040 ‫فکر می‌کردم مثلاً دایناسورها وجود داشتن، 36:16.200 --> 36:18.760 ‫بعد میمون‌ها و یک دفعه بعدش آدم‌ها ‫به وجود اومدن. 36:19.280 --> 36:22.320 ‫دایناسورها و میمون‌ها بودن و ‫بعدش مریم و یوسف... 36:22.480 --> 36:24.200 ‫فکر می‌کردم تاریخ این شکلیه 36:24.360 --> 36:26.680 ‫و می‌دونی، ما از اول این شکلی نبودیم ‫و کم‌کم شروع کردیم به حرف زدن 36:26.840 --> 36:27.880 ‫و بعدش آدمیزاد شدیم. 36:28.080 --> 36:30.320 ‫آره، همینطوره. 36:30.480 --> 36:32.360 ‫آره، منم درباره اینا اینطور ‫فکر می‌کردم. 36:32.520 --> 36:33.400 ‫نه، نه. 36:33.560 --> 36:35.200 ‫انجیل به ما میگه که خدا... 36:35.400 --> 36:37.680 ‫خب، خیلی عجیبه، مگه میشه 36:38.240 --> 36:39.600 ‫همچین اتفاقی بیفته. 36:39.760 --> 36:42.520 ‫- حالا که افتاده. ‫- غیرممکنه. 36:42.720 --> 36:45.360 ‫خب، ما باور می‌کنیم دیگه. ‫بگذریم، بیخیال اون شو. 36:45.840 --> 36:46.840 ‫گلوریا کیه؟ 36:47.440 --> 36:50.880 ‫اون فرشته جبرئیله که یه حوله ‫آورده و روش نوشته، «گلوریا.» 36:51.040 --> 36:53.280 ‫فکر کرده بچه دختره. 36:53.480 --> 36:54.840 ‫- قشنگ شده، نه؟ ‫- آره. 36:55.000 --> 36:56.480 ‫بچه‌ها عاشقش میشن. 36:56.680 --> 36:57.680 ‫می‌دونم. 36:59.400 --> 37:01.280 ‫و هنوز کارم تموم نشده بود، 37:01.920 --> 37:06.280 ‫چون علی‌رغم خوشحال شدن چارلی ‫بابت حیوانات پلاستیکی، 37:06.480 --> 37:08.880 ‫فکر می‌کردم غرفه‌م با 37:09.040 --> 37:11.640 ‫حیوانات واقعی بهتر میشه. 37:11.800 --> 37:14.640 ‫پس وقتی داشتم بیرون رو دکور می‌کردم... 37:14.800 --> 37:15.920 ‫چه خوب شد. 37:16.080 --> 37:19.040 ‫چارلز داروین رفت حیوون بیاره. 37:22.440 --> 37:24.480 ‫بزها، به خونه جدیدتون خوش اومدید. 37:25.760 --> 37:28.720 ‫بیاید. برید داخل. بیا دیگه. 37:28.920 --> 37:29.760 ‫برو. 37:30.240 --> 37:32.680 ‫آره، نگاه می‌کنه و فکر می‌کنه، ‫«اینجا چه خبره؟» 37:32.840 --> 37:34.400 ‫خب، اون دشمنشونه. 37:34.600 --> 37:36.200 ‫بز نماد اهریمنه، 37:36.360 --> 37:38.920 ‫و داخل هم مسیحه. 37:41.040 --> 37:43.040 ‫ببینشون، بزهای خوشحال. 37:44.360 --> 37:46.200 ‫داره خرابکاری می‌کنه. 37:46.400 --> 37:48.440 ‫چیکار کرد؟ ‫داره نورهای دکوری رو می‌خوره. 37:49.480 --> 37:51.680 ‫برق داره؟ باید... 37:51.880 --> 37:53.480 ‫- آره. ‫- باید جلوش رو بگیرم. 37:53.640 --> 37:56.040 ‫لعنتی. ‫الان برق می‌گیرتشون! 37:56.200 --> 37:57.760 ‫یه مورد فوری رو دستمونه! 37:58.280 --> 37:59.800 ‫بیا. 37:59.960 --> 38:02.040 ‫- اون دارواشه؟ ‫- ها؟ 38:02.200 --> 38:04.080 ‫- درسته. ‫- درخت خاسه. 38:04.240 --> 38:05.480 ‫- خیلی خب. ‫- نیست؟ 38:05.960 --> 38:07.040 ‫- نمی‌دونم. ‫- ها؟ 38:07.400 --> 38:08.640 ‫لعنتی! 38:14.480 --> 38:16.000 ‫این شیشه‌ست. 38:16.160 --> 38:17.240 ‫لعنتی. 38:17.400 --> 38:20.080 ‫گذاشتمش اینجا که بزها ‫رد نشن، رفیق! 38:20.240 --> 38:21.760 ‫ولی چند ساعت پیش نبود! 38:21.920 --> 38:22.840 ‫ولی الان هست! 38:23.000 --> 38:27.640 ‫گذاشتمش که بزها نیان تو ‫غرفه بابانوئل. 38:28.440 --> 38:30.360 ‫نه، نخوریدش. 38:32.120 --> 38:33.360 ‫ای خدا. 38:37.000 --> 38:39.920 ‫در نهایت، مجبور شدم از غرفه برم 38:40.080 --> 38:44.880 ‫چون دیلوین قرار بود به گوسفندهای ‫ایزی‌کر سر بزنه و بهشون واکسن بزنه، 38:45.040 --> 38:46.040 ‫اونم دوباره. 38:47.040 --> 38:51.480 ‫و تو دشتشون، که مشخص بود با ‫گوسفندهای نر صمیمی شده بودن، 38:51.920 --> 38:56.480 ‫کیلب تونسته بود دور هم ‫جمعشون کنه. 38:56.880 --> 38:58.000 ‫حصار بالاست. 38:59.360 --> 39:02.080 ‫- چرا اون یکی داخل نیست، کیلب؟ ‫- نمی‌تونم بیارمش داخل. 39:02.240 --> 39:03.960 ‫- چی؟ ‫- خیلی عوضیه. 39:04.720 --> 39:06.120 ‫چرا نمیری داخل؟ 39:07.160 --> 39:08.720 ‫میشه دروازه رو باز کنی؟ من میارمش. 39:08.920 --> 39:10.600 ‫برو در رو باز کن. ‫بجنب، زود باش. 39:10.800 --> 39:11.800 ‫نمی‌تونم. 39:11.960 --> 39:14.320 ‫- نگهش دار. اون سمتش رو نگه دار. ‫- یواش‌تر. 39:14.520 --> 39:17.600 ‫بس کن. آخ، گوسفند عوضی! 39:17.760 --> 39:18.880 ‫وای خدا! 39:19.400 --> 39:20.200 ‫وایسا! 39:21.080 --> 39:21.880 ‫تو رو خدا! 39:23.760 --> 39:27.720 ‫سلام، گوسفندهایی که راحت ‫بچه میارید. 39:29.960 --> 39:32.600 ‫با اون سرهای جالبتون. 39:32.760 --> 39:34.320 ‫جرمی! جرمی! 39:34.800 --> 39:37.400 ‫برو. هی! یواش. 39:37.560 --> 39:40.000 ‫- دروازه رو از اون سمت نگه دار! ‫- آخ، لعنتی! 39:40.640 --> 39:42.320 ‫آخ، لعنت بهش! 39:43.560 --> 39:45.560 ‫- لعنتی. ‫- برق داره. 39:49.080 --> 39:50.800 ‫خدای من. 39:54.240 --> 39:55.120 ‫یکیش در رفت. 39:55.280 --> 39:57.720 ‫ولش کن. فکر کنم انگشتم رو شکستم. 39:57.920 --> 40:00.360 ‫- این گوسفندهای ایزی‌کر... ‫- آره. 40:00.360 --> 40:04.560 ‫واقعاً دارن... خب، ‫نزدیک بود تبدیلش کنن به... 40:04.720 --> 40:06.280 ‫هر دوتا دستم! 40:06.880 --> 40:08.720 ‫آخ، انگشتم خیلی درد گرفت. 40:09.920 --> 40:11.160 ‫دیلوین که دامپزشکه، 40:11.360 --> 40:14.400 ‫زیاد علاقه‌ای به آسیب‌ها و مصدومیت‌های ‫انسانی نداشت. 40:15.000 --> 40:19.640 ‫فقط می‌خواست به گوسفندها واکسن بزنه ‫که دچار این بیماری جدید لعنتی نشن. 40:20.360 --> 40:22.880 ‫بیماری زبان آبی، درست ‫فکر می‌کنم که 40:23.040 --> 40:24.280 ‫شبیه مگس‌ریزه‌ها هستن؟ 40:24.440 --> 40:26.840 ‫بیماری زبون آبی توسط یه ویروس ‫ایجاد میشه، 40:27.000 --> 40:28.560 ‫که توسط مگس‌ریزه‌ها منتقل میشه. 40:28.720 --> 40:30.800 ‫مگس‌ریزه؟ و تو هلند آغاز شدن، 40:31.240 --> 40:33.040 ‫- از کانال رد شدن... ‫- آره. 40:33.240 --> 40:35.520 ‫و بیماری زبان آبی گوسفندها ‫رو هم می‌کشه. 40:35.720 --> 40:38.400 ‫خیلی خب، پس بهشون واکسن بزن. 40:42.400 --> 40:43.320 ‫پوستش رو فشار بدم؟ 40:43.480 --> 40:45.120 ‫آره، فشار بده. همینجا تزریق کن. 40:48.520 --> 40:49.880 ‫- داری روشون علامت می‌زنی؟ ‫- آره. 40:50.640 --> 40:53.240 ‫زیاد قشنگ نشدن. ‫شبیه گروه آدام و انت‌ها شدن. 40:54.440 --> 40:57.880 ‫وقتی بالاخره گوسفندها رو فرستادیم ‫توی آغل، دیلوین تصمیم گرفت 40:58.080 --> 40:59.920 ‫ناخنشون رو بگیره. 41:01.080 --> 41:03.280 ‫اینجوری دیگه لنگ نمی‌زنن؟ 41:03.440 --> 41:04.320 ‫آره. 41:05.160 --> 41:06.880 ‫تکون نخور دیگه! مثل گاوها باش. 41:07.080 --> 41:10.840 ‫معمولاً وقتی به پشت برشون گردونی، ‫مثل بچه آدم می‌شینن. 41:11.240 --> 41:14.040 ‫اوه، واو، انگار داری براشون ‫مانیکور انجام میدی. 41:14.880 --> 41:16.440 ‫یکی تموم شد، پنجاه و هشت‌تا ‫موندن. 41:17.600 --> 41:19.320 ‫این سومیشه؟ 41:19.480 --> 41:20.520 ‫دومی. 41:21.640 --> 41:23.440 ‫- تا شب کار داریم. ‫- آره. 41:28.360 --> 41:30.240 ‫بعد از تموم شدن مانیکور گوسفندها، 41:30.400 --> 41:32.040 ‫می‌تونستیم برگردیم به غرفه 41:32.200 --> 41:34.960 ‫که هنوز به یه مقدار دکور ‫دیگه نیاز داشت، 41:35.160 --> 41:37.880 ‫از جمله به دستگاه برف من. 41:39.200 --> 41:40.960 ‫خیلی خب، فکر کنم اینجوریه. 41:46.240 --> 41:47.920 ‫- ببین! ‫- چه باحاله! 41:51.600 --> 41:52.960 ‫قرار نیست جزو عکس‌های 41:53.120 --> 41:57.280 ‫«بدترین غرفه‌های کریسمس» دیلی میل ‫بشیم که، نه؟ 41:57.440 --> 41:59.440 ‫اوه، داره به درخت‌ها می‌چسبه، ببین! 42:01.480 --> 42:04.440 ‫و بعدش، برای تکمیل نمایش ‫تولد مسیح... 42:06.080 --> 42:07.240 ‫یالا، بریتنی. 42:08.320 --> 42:10.720 ‫واو! نظرتون چیه، بزها؟ 42:11.600 --> 42:12.920 ‫برید یه غذای دیگه پیدا کنید. 42:13.840 --> 42:15.600 ‫عاشق الاغ‌ها هستم. 42:20.920 --> 42:22.960 ‫- ای وای، نه. ‫- هی! 42:23.160 --> 42:24.120 ‫لعنتی. 42:24.520 --> 42:27.680 ‫دروغ چرا، واقعاً داره به سخت می‌گذره. 42:27.840 --> 42:30.200 ‫در بخش بابانوئل غرفه، 42:30.360 --> 42:33.040 ‫متوجه یه مشکل دیگه شدم. 42:33.560 --> 42:34.920 ‫باید یه فیلمبردار بیاریم اینجا 42:35.080 --> 42:38.000 ‫که از بابانوئل و بچه‌ها فیلمبرداری کنه. 42:39.040 --> 42:42.800 ‫ولی اگه اون رو بیاریم اینجا، ‫همه ضدحال می‌خورن. 42:43.360 --> 42:44.920 ‫بعدش یه فکری به ذهنم رسید، 42:45.080 --> 42:48.880 ‫که به کمک دستیار فیلمبردارمون ‫نیاز داشت. 42:49.280 --> 42:51.360 ‫- جویی؟ جویی؟ ‫- بله؟ 42:52.520 --> 42:53.560 ‫رفیق. 42:54.640 --> 42:56.200 ‫یه خواهش بزرگ دارم. 43:03.200 --> 43:04.640 ‫جدی میگی؟ 43:10.440 --> 43:11.440 ‫یک ساعت بعد، 43:11.600 --> 43:15.360 ‫همه چیز در غرفه کریسمسی ‫کافه سگ کشاورز آماده بود، 43:15.560 --> 43:17.720 ‫حتی شخصیت‌ها. 43:18.400 --> 43:20.120 ‫هو هو هو! 43:20.320 --> 43:21.600 ‫- عالی شده. ‫- بابانوئل! 43:21.760 --> 43:22.720 ‫سلام، پسر کوچولو. 43:22.880 --> 43:24.840 ‫اوه... 43:25.000 --> 43:26.560 ‫- سلام. ‫- جای بحث داره. 43:27.840 --> 43:30.720 ‫بعد از اومدن اولین خانواده‌ها... 43:30.920 --> 43:34.160 ‫اوه، سلام! 43:35.640 --> 43:38.880 ‫چارلی رسید و حتی اونم ‫تحت تاثیر قرار گرفته بود. 43:39.840 --> 43:41.960 ‫می‌دونی که چقدر به ‫این ایده‌ت شک داشتم؟ 43:43.000 --> 43:44.920 ‫می‌دونم، به تمام کارهایی که می‌خوام ‫انجام بدم شک داری. 43:45.080 --> 43:48.000 ‫می‌دونم. خب... عالی شده! 43:48.160 --> 43:50.720 ‫و برنامه کاری چیه؟ ‫هر بلیط ده پوند. 43:51.560 --> 43:54.120 ‫- هدیه‌ها چهار پوند میشن. ‫- آره. 43:54.320 --> 43:57.320 ‫بابانوئل، حقوقش یادم نیست... ‫کمه. 43:57.480 --> 43:59.960 ‫- دستیار فیلمبردار شد الف ما. ‫- آره. 44:00.680 --> 44:03.200 ‫پس از ده پوند، بیست درصد ‫سهم برمی‌داری؟ 44:03.360 --> 44:04.640 ‫اوه، نمی‌دونم. 44:04.840 --> 44:07.920 ‫چرا داری تو جشن درباره حسابداری ‫صحبت می‌کنی... 44:08.120 --> 44:09.800 ‫از ده پوند، هشت پوندش رو نگه می‌داریم. 44:09.960 --> 44:12.600 ‫چون باید بیست درصدش رو بدیم ‫به دولت. 44:12.760 --> 44:13.560 ‫بگذریم، گوش کن. 44:13.760 --> 44:16.760 ‫بزرگترین مشکل ما اینه. ‫حسابداری رو بیخیال. 44:16.960 --> 44:18.760 ‫چی؟ نه! 44:18.920 --> 44:19.720 ‫چرا؟ 44:19.880 --> 44:24.240 ‫داره با عروسک بازی می‌کنه، ‫انگار پیژامه‌ست! 44:24.440 --> 44:26.400 ‫حاضری؟ خب... 44:26.560 --> 44:28.200 ‫نه! 44:28.360 --> 44:30.080 ‫- ای وای... ‫- خدای من! 44:30.800 --> 44:32.520 ‫اوه! برو پی کارت! 44:34.640 --> 44:39.040 ‫در حالی که بزهای بامزه داشتن ‫غرفه رو داغون می‌کردن، 44:39.240 --> 44:41.880 ‫وقتش بود که استراحت کنیم 44:42.040 --> 44:44.800 ‫و به سبک دیدلی اسکوات، 44:44.960 --> 44:46.720 ‫کریسمس رو جشن بگیریم. 44:49.440 --> 44:52.160 ‫در جاده‌ها، به تمام کشاورزهای ‫محلی ملحق شدیم 44:52.320 --> 44:55.320 ‫که چند ساعت ریچل ریوز رو فراموش ‫کرده بودن 44:55.480 --> 44:57.720 ‫تا بتونن با گردش سالانه‌ی 44:57.920 --> 45:00.760 ‫تراکتورهاشون بچه‌ها رو سرگرم کنن. 45:06.440 --> 45:07.840 ‫- حال شما؟ ‫- خوب هستی؟ 45:08.000 --> 45:09.680 ‫- خوبی؟ ‫- خوشبختم. 45:09.840 --> 45:11.480 ‫این وسط، در سگ کشاورز، 45:11.680 --> 45:13.240 ‫یه جشن مخصوص کریسمس برای 45:13.440 --> 45:16.800 ‫تمام افرادی که در موفقیت کافه ‫نقش داشتن برگزار کردیم. 45:18.760 --> 45:20.240 ‫سلام، دوستان. از خودتون پذیرایی کنید. 45:20.920 --> 45:21.960 ‫نوشیدنی مجانیه. 45:25.360 --> 45:27.840 ‫در کنار افراد آشنا... 45:28.800 --> 45:30.040 ‫سلام! 45:30.520 --> 45:33.760 ‫کارمندهای سال‌های قبل ‫دیدلی اسکوات هم اونجا بودن. 45:35.560 --> 45:37.040 ‫- ببین کی اینجاست! ‫- خوبی؟ 45:37.200 --> 45:39.840 ‫مثلاً کوین و الن، متخصص‌های گوسفند. 45:40.760 --> 45:43.120 ‫شنیدم گوسفند بدون پشم گرفتی. 45:43.320 --> 45:46.320 ‫آره، گوسفند ایزی‌کر خریدیم. ‫یکیشون اینقدر بی‌دردسر بود 45:46.520 --> 45:47.600 ‫که افتاد مُرد. 45:48.640 --> 45:51.560 ‫حتی آقا تام مخالف هم اومد 45:51.720 --> 45:55.240 ‫و با افتخار اعلام کرد که یه ‫کتاب چاپ کرده. 45:56.280 --> 45:57.760 ‫- این کتابته؟ ‫- آره. 45:57.920 --> 46:00.800 ‫قبلاً با گروه‌های محلی می‌رفتیم 46:00.960 --> 46:02.120 ‫و درباره خزه‌ها تحقیق می‌کردیم. 46:02.960 --> 46:04.200 ‫- عالیه. ‫- چه خوب. 46:04.360 --> 46:06.760 ‫فکر کردم نوشته، «راهنمایی ‫برای پیدا کردن جرعه‌ها.» 46:10.560 --> 46:13.800 ‫لیسا؟ هریت برامون هدیه خریده. 46:14.000 --> 46:15.000 ‫شوخی! 46:15.200 --> 46:16.480 ‫- خودت درستش کردی؟ ‫- آره. 46:16.640 --> 46:17.680 ‫- خودت درستش کردی؟ ‫- آره. 46:17.840 --> 46:20.000 ‫- ممنون، هریت. ‫- این سمتی آویزون میشه. 46:20.480 --> 46:22.760 ‫کریسمسی و خشونت‌آمیزه. 46:22.920 --> 46:26.920 ‫بابام و آبجیم خودشون اون ‫قرقاول رو شکار کردن. 46:27.120 --> 46:30.040 ‫آخی، چه خوب! 46:30.240 --> 46:32.680 ‫- کجا آویزونش کنیم؟ ‫- نیاز نیست آویزونش کنی! 46:32.840 --> 46:34.200 ‫- چرا. ‫- چرا. 46:34.680 --> 46:36.120 ‫سلام، نیک. خوبی؟ 46:37.080 --> 46:38.200 ‫- اینجوری میری. ‫- خب. 46:38.360 --> 46:40.520 ‫- و با دهنت بلندش می‌کنی. ‫- چی؟ 46:40.720 --> 46:42.880 ‫باید می‌گفتی میک جگر بیاد. 46:45.000 --> 46:46.840 ‫- نه، وایسا. ‫- خیلی خب. 46:47.360 --> 46:48.360 ‫درسته، خب... 46:48.560 --> 46:50.040 ‫نه، نه، با زانو نه. 46:50.200 --> 46:52.200 ‫نباید از دست و زانوت استفاده کنی. 46:55.360 --> 46:56.240 ‫هاها! 46:58.480 --> 47:00.880 ‫- حاضری، جرالد؟ ‫- آره. 47:01.600 --> 47:04.400 ‫- با امتیاز ۱۰۱ شروع می‌کنیم، خب؟ بعدش دوبل بزنید. ‫- کی می‌تونه حساب کنه؟ 47:04.600 --> 47:06.360 ‫- من بلدم. ‫- تو که اصلاً ضربه نزدی! 47:06.520 --> 47:09.200 ‫تخته دارت خیلی تاریکه، ‫هیچی نمی‌بینم. 47:09.360 --> 47:11.120 ‫هر دفعه داری نزدیک‌تر میشی! 47:11.320 --> 47:13.520 ‫یه لامپ بذارید روی سرش ‫که تخته روشن بشه! 47:13.680 --> 47:14.800 ‫آره! 47:15.240 --> 47:17.640 ‫- خوب بود. ‫- جایزه‌ش چی هست؟ 47:17.800 --> 47:19.080 ‫یه نوشیدنی مهمون من. 47:19.240 --> 47:20.680 ‫امشب نوشیدنی‌ها مجانی هستن. 47:20.880 --> 47:22.120 ‫می‌دونم، منظورم همین بود. 47:27.000 --> 47:29.200 ‫- بلدی؟ ‫- عمراً. 47:29.360 --> 47:32.960 ‫منم نتونستم. مسخره‌ست. ‫با زانو و دست رفتم پایین. 47:33.440 --> 47:36.160 ‫یالا، چارلز. من از طرف تو ‫معیارهای سلامت و امنیت رو انجام میدم. 47:36.320 --> 47:37.560 ‫یا خدا! 47:37.720 --> 47:38.760 ‫وایسا ببینم... 47:39.480 --> 47:41.480 ‫عمراً! نمی‌تونم! 47:42.560 --> 47:44.840 ‫- نه، شد بیست و یک. ‫- چی؟ 47:45.040 --> 47:47.240 ‫- دوازده نبود، نُه بود. ‫- هفت و پنج زدم دیگه. 47:47.400 --> 47:48.840 ‫زدی تو نُه، هفت و پنج. 47:52.320 --> 47:54.960 ‫با نوشیدنی‌هایی که ریخته می‌شدن ‫و شعله‌ور شدن آتیش... 48:02.480 --> 48:06.280 ‫شک نداشتم که کافه فوق‌العاده‌ای ‫تاسیس کردیم... 48:11.720 --> 48:12.760 ‫ولی در سال جدید، 48:12.920 --> 48:16.760 ‫می‌دونستم باید مزرعه ‫خوبی بسازیم. 48:23.760 --> 48:25.360 ‫خروج از انگلیس حس خیلی عجیبی داره. 48:25.920 --> 48:29.280 ‫- خارج این شکلیه. ‫- واو. 48:29.960 --> 48:31.240 ‫لعنتی. 48:31.600 --> 48:33.080 ‫این آینده‌ی کشاورزیه. 48:33.280 --> 48:34.840 ‫خدای من. 48:35.040 --> 48:37.880 ‫ذهنم نمی‌تونه اینهمه اطلاعات رو ‫هضم کنه. 48:38.040 --> 48:39.600 ‫الان سرم منفجر میشه. 48:40.240 --> 48:45.240 www.Doostihaa.com