WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 00:19.166 --> 00:21.000 ‫ساعت خواب، چابک‌پا! 00:46.375 --> 00:49.875 ‫[باسینگ‌سی به آواتار خوش‌آمد می‌گوید] 01:16.750 --> 01:17.875 ‫سای. 03:02.166 --> 03:04.375 ‫وقت خرد و خاکشیر کردنه، بادشکن! 03:12.041 --> 03:13.375 ‫سای! 03:20.250 --> 03:21.875 ‫بیدار شو دیگه، اعجوبه کچل! 03:34.541 --> 03:35.375 ‫سای! 03:40.791 --> 03:42.166 ‫بزن بریم، کله خربزه‌ای. 03:54.625 --> 03:55.541 ‫هستی؟ 03:56.125 --> 03:57.000 ‫بادافزار خوابالو! 04:00.791 --> 04:02.000 ‫سای؟ 04:04.541 --> 04:05.625 ‫فرود خطرناک! 04:10.500 --> 04:11.500 ‫بومرنگ! 04:15.250 --> 04:16.875 ‫سینگ‌سی کچل! 04:20.750 --> 04:23.166 ‫داری... در برابر من مقاومت می‌کنی؟ 04:33.000 --> 04:35.125 ‫برای یه بادافزار بدک نیست. 04:48.083 --> 04:54.083 ‫[قسمت چهارم: آب تبدیل به آبشار می‌شود. ‫سنگ‌ها نمایان می‌شوند.] 05:02.750 --> 05:06.166 ‫ارتش کشور آتش داره گرد هم میاد. ‫اینجا دور هم جمع میشن. 05:06.250 --> 05:10.375 ‫- الان هنگ تانک هم دارن. ‫- باید به باسینگ‌سی هشدار بدیم. برم؟ 05:13.416 --> 05:15.125 ‫نه. من میرم. 05:25.250 --> 05:26.375 ‫ما رو یادته؟ 05:56.500 --> 05:59.791 ‫مگه نمی‌دونستی که بادبزن فقط ‫شعله رو قدرتمندتر می‌کنه؟ 06:10.875 --> 06:12.250 ‫خیلی قدرتمندی. 06:13.000 --> 06:13.791 ‫درسته. 06:13.875 --> 06:16.125 ‫خیلی خوب می‌تونی عناصری که ‫بهت نزدیکن رو کنترل کنی. 06:17.541 --> 06:19.791 ‫- اینم درسته. ‫- ولی خیلی سر و صدا می‌کنی. 06:20.375 --> 06:22.750 ‫گاهی اوقات باید بتونی از دور هم ‫کنترلشون کنی. 06:25.041 --> 06:26.250 ‫اینجوری؟ 06:30.375 --> 06:32.541 ‫نخیر، اینجوری. 06:38.250 --> 06:39.375 ‫چجوری؟ 06:39.500 --> 06:42.000 ‫با یه تیکه سنگ کوچولو خرما ‫رو از دست ساکا انداختم زمین. 06:42.125 --> 06:43.416 ‫- جدی؟ ‫- حالا نوبت توئه. 06:43.500 --> 06:46.000 ‫- چطوری می‌تونم چیزی که نمی‌بینم رو کنترل کنم؟ ‫- واو! 06:46.041 --> 06:47.125 ‫نه، منظوری نداشتم. من... 06:47.166 --> 06:48.166 ‫عذرخواهی نکن. 06:48.791 --> 06:51.875 ‫ولی الان فهمیدم مشکل اصلیت چیه. 06:53.625 --> 06:54.500 ‫این رو ببند. 06:56.500 --> 06:59.875 ‫الان باید فراتر از چیزهایی ‫که می‌تونی ببینی رو ببینی. 07:00.000 --> 07:00.791 ‫ها؟ 07:00.875 --> 07:03.125 ‫مشخصه چیزی که جلوی چشمته 07:03.166 --> 07:05.416 ‫خیلی حواست رو پرت می‌کنه. 07:05.500 --> 07:08.416 ‫سعی کن دیوار پشت سرت رو کنترل کنی. 07:14.500 --> 07:16.416 ‫نه، خیلی خب. نه، نه. 07:17.250 --> 07:18.125 ‫خیلی خب. 07:18.916 --> 07:20.541 ‫یادته اولین باری که همدیگه رو دیدیم، 07:20.625 --> 07:23.750 ‫بهت گفتم همه چیز یه لرزشی داره؟ 07:25.000 --> 07:26.875 ‫منظورم این بود. 07:28.041 --> 07:31.750 ‫دنیا... یه زندگی مخفیانه داره 07:31.875 --> 07:33.375 ‫که باید حسش کنی. 07:34.250 --> 07:36.125 ‫یه زندگی زیر شن. 07:36.250 --> 07:37.541 ‫زیر سنگ. 07:37.625 --> 07:40.166 ‫زیر تمام چیزهایی که فکر می‌کنی می‌شناسی. 07:40.750 --> 07:41.750 ‫زندگی واقعی. 07:43.166 --> 07:44.375 ‫اگه بتونی حسش کنی، 07:45.166 --> 07:46.541 ‫می‌تونی تغییرش بدی. 07:58.250 --> 08:01.000 ‫حالا یکی از ستون‌های کوچیک روی ‫ایوون رو خم کن. 08:01.875 --> 08:02.750 ‫خیلی خب. 08:14.541 --> 08:15.750 ‫موفق شدم؟ 08:25.625 --> 08:28.500 ‫فکر کنم لانگ فنگه. ‫باید برم. می‌بینمت. 08:41.000 --> 08:42.375 ‫کار جدیدت چطوره؟ 08:43.291 --> 08:44.166 ‫هوم. 08:49.875 --> 08:51.125 ‫این که سرده. 08:56.625 --> 08:59.166 ‫سنگ‌های جرقه‌زن کجان؟ 08:59.250 --> 09:00.750 ‫کی این رو خریدیم؟ 09:01.750 --> 09:04.166 ‫- گرون به نظر میاد. ‫- به یه جدیدش نیاز داشتیم. 09:21.291 --> 09:24.541 ‫خوشحالم می‌بینم که همچین تاثیر ‫فوق‌العاده‌ای روی شهر گذاشتی. 09:26.166 --> 09:27.541 ‫حس خوبی داره. 09:28.041 --> 09:30.875 ‫نمی‌دونستم آواتار بودن می‌تونه ‫اینجوری باشه. 09:31.416 --> 09:32.916 ‫باید هم همینجوری باشه. 09:36.000 --> 09:36.875 ‫چی شده؟ 09:37.875 --> 09:40.541 ‫- شما که می‌دونی خاک‌افزاری چیه. ‫- بله. 09:41.166 --> 09:44.541 ‫من خودم... خاک‌افزار خوبی بودم. 09:46.250 --> 09:51.250 ‫شما هم می‌دونی که همه چیز داره ‫در زندگی مخفیانه جهان می‌لرزه؟ 09:51.291 --> 09:52.750 ‫یا یه همچین چیزی. 09:53.875 --> 09:55.375 ‫اوهوم. 09:57.125 --> 10:00.000 ‫تاف گفت اگه تمرکز کنم، 10:00.125 --> 10:03.791 ‫می‌تونم بفهمم زیر زمین چه خبره. 10:04.291 --> 10:05.500 ‫دنیای واقعی. 10:05.625 --> 10:08.000 ‫ولی انگار نمی‌تونم ازش سر دربیارم. 10:10.166 --> 10:12.750 ‫تو استعداد خاصی داری، آنگ. 10:13.625 --> 10:16.166 ‫تو همون نگاه اول میشه متوجهش شد. 10:17.250 --> 10:19.666 ‫خوبیِ همه رو می‌بینی. 10:19.750 --> 10:23.250 ‫و چون خوبی رو می‌بینی، ‫می‌تونی از درون همه بکشیش بیرون. 10:24.250 --> 10:28.416 ‫من که استاد خاک‌افزاری نیستم، 10:28.500 --> 10:31.625 ‫ولی انگار کاری که داری سعی می‌کنی ‫انجام بدی 10:31.750 --> 10:34.375 ‫به خاطر عدم اعتمادت تو دیدگاهت به ‫دنیا سخت شده. 10:37.500 --> 10:38.791 ‫اگه نظر من رو بخوای، 10:39.291 --> 10:43.875 ‫به نظرم باید به قلبت اعتماد کنی. 10:46.791 --> 10:48.875 ‫حداقل من یکی که سعی می‌کنم ‫اینجوری زندگی کنم. 10:49.916 --> 10:51.166 ‫شاید ساده‌لوحانه باشه؟ 10:53.750 --> 10:54.666 ‫نه. 10:56.291 --> 10:57.875 ‫فکر کنم خودمم همینطور فکر می‌کنم. 11:26.291 --> 11:28.125 ‫خب، خب، خب... 11:30.041 --> 11:31.416 ‫مشتاق دیدار! 11:32.291 --> 11:35.000 ‫- پروفسور، چطور پیش رفت؟ ‫- خب، فقط همینا رو تونستم پیدا کنم. 11:35.041 --> 11:36.000 ‫هی. 11:36.125 --> 11:39.750 ‫متاسفانه کتابخونه‌ی دانشگاه زیاد ‫کامل نیست. 11:41.750 --> 11:44.500 ‫اون غذا... صاحب نداره؟ 11:44.625 --> 11:46.125 ‫بله، راحت باشید. 11:47.000 --> 11:49.375 ‫خب، مشکل کتابخونه چیه؟ 11:49.500 --> 11:50.666 ‫فاجعه‌ست. 11:50.750 --> 11:54.500 ‫طی سال‌ها صدها کتاب دزدیده شدن ‫یا سانسور شدن. 11:54.625 --> 11:57.500 ‫- چرا کتاب‌ها رو دزدیدن؟ ‫- خب، آگاهی یعنی قدرت. 11:57.541 --> 12:01.416 ‫و قدرت باید در دست کسایی که ‫می‌ترسن از دستش بدن باقی بمونه. 12:01.916 --> 12:06.000 ‫من که به دانش و آگاهی به خاطر ‫ارزش خودش ایمان دارم، 12:06.666 --> 12:08.916 ‫به نظرم پاک‌ترین جستجوی انسانیه. 12:09.000 --> 12:12.166 ‫برای همین خیلی دنبال کتابخونه ‫گم‌شده ارواح گشتم. 12:12.250 --> 12:13.750 ‫وایسا ببینم، ارواح هم کتابخونه دارن؟ 12:14.500 --> 12:17.125 ‫قبلاً بیرون باسینگ‌سی بود، 12:17.791 --> 12:19.916 ‫ولی صد سال پیش ناپدید شد. 12:22.125 --> 12:27.125 ‫حاضرم هر کاری کنم تا فقط یه روز ‫بتونم محتویاتش رو بخونم. 12:29.875 --> 12:31.250 ‫این انبه‌ست؟ 12:32.791 --> 12:35.500 ‫اوه، نمودارهای یه تلسکوپ اون داخله. ‫آره. 12:35.625 --> 12:38.666 ‫تو باید مسیریابی آسمونی رو بلد باشی، 12:38.750 --> 12:40.500 ‫چون از نسل مردمان دریانوردی. 12:40.541 --> 12:42.625 ‫آره. خب، این واسه دریانوردی نیست. 12:42.750 --> 12:43.791 ‫واسه 12:45.250 --> 12:46.541 ‫آواتاره. 12:46.625 --> 12:47.500 ‫اوه. 12:47.541 --> 12:49.500 ‫قبلاً یه تلسکوپ داشتیم. یا در واقع 12:50.416 --> 12:51.500 ‫دوستم داشت. 12:52.750 --> 12:54.000 ‫الان گم شده. 12:54.041 --> 12:56.916 ‫الان دارم سعی می‌کنم خودم ‫یه تلسکوپ بسازم. 12:58.500 --> 13:01.750 ‫دوستت. چند وقته گم شده؟ 13:01.875 --> 13:03.875 ‫چند هفته‌ست، تقریباً از وقتی ‫رسیدیم اینجا. 13:05.875 --> 13:06.875 ‫چطور؟ 13:11.000 --> 13:13.500 ‫تو این شهر فقط کتاب‌ها گم نمیشن. 13:14.000 --> 13:17.750 ‫طی سال‌ها، مربی‌هایی که سوالات ‫اشتباهی پرسیدن 13:17.791 --> 13:20.875 ‫یا شاگردهایی که سعی کردن گروه‌های ‫اعتراضی تشکیل بدن 13:21.000 --> 13:22.875 ‫یه دفعه ناپدید شدن. 13:22.916 --> 13:24.125 ‫ربوده شدن. 13:25.125 --> 13:26.166 ‫توسط کی؟ 13:29.625 --> 13:31.125 ‫نباید چیزی می‌گفتم. 13:31.250 --> 13:32.541 ‫اه... 13:33.500 --> 13:34.750 ‫اه... 13:34.875 --> 13:38.125 ‫پروفسور، وایسید. دوست... دوست ما ‫کلید موفقیت این عملیاته. 13:38.250 --> 13:40.041 ‫اونم مثل ما دانشمنده. 13:46.125 --> 13:49.750 ‫اگه دوستت رو ربوده باشن، ‫ممکنه جون همه‌تون از طرف... 13:51.750 --> 13:52.791 ‫دای‌لی در خطر باشه. 13:52.875 --> 13:54.500 ‫گارد امپراتور؟ 13:55.375 --> 13:57.000 ‫اونا چرا باید سای رو بدزدن؟ 13:57.125 --> 13:58.166 ‫چیزی می‌دونسته که 13:58.250 --> 14:02.125 ‫ممکن بود تهدیدی برای فرمانروایی ‫امپراتور خاک روی باسینگ‌سی به حساب بیاد؟ 14:11.666 --> 14:12.625 ‫نوش جان. 14:15.291 --> 14:17.500 ‫ببخشید. موشی اینجاست؟ 14:17.625 --> 14:20.000 ‫نه. وقت استراحتشه. 14:21.000 --> 14:22.500 ‫فکر کنم رفت بازار. 14:25.291 --> 14:26.666 ‫تو برادرزاده‌شی. 14:27.791 --> 14:28.666 ‫مگه نه؟ 14:31.000 --> 14:31.875 ‫بله. 14:32.666 --> 14:34.500 ‫خیلی مرد مهربونیه. 14:34.625 --> 14:37.500 ‫همه بهش میگیم عمو. ‫ولی خیلی خجالتیه. 14:38.500 --> 14:39.500 ‫خجالتی؟ 14:43.250 --> 14:44.666 ‫می‌دونی کِی برمی‌گرده؟ 14:44.750 --> 14:47.375 ‫نه. می‌خوای بیای داخل منتظرش بمونی؟ 14:48.166 --> 14:51.250 ‫یا نکنه تو هم خجالتی هستی؟ 14:52.916 --> 14:55.625 ‫نه. خونه می‌بینمش. ممنون. 15:04.250 --> 15:05.250 ‫هی. 15:05.291 --> 15:08.666 ‫اسمت لی بود، نه؟ ‫مونده بودم کی قراره ببینمت. 15:09.625 --> 15:12.291 ‫شبیه بدبخت بیچاره‌ها شدی. ‫درست مثل یه کارگر عادی. 15:13.041 --> 15:14.041 ‫سلام. 15:14.875 --> 15:17.791 ‫می‌دونی، تو فرابر تیم خیلی خوبی ‫رو تشکیل داده بودیم. 15:17.875 --> 15:20.291 ‫منم همینجا یه کاری برای خودم ‫دست و پا کردم. 15:20.375 --> 15:23.791 ‫اگه بخوای، شاید بتونیم به همدیگه ‫کمک کنیم؟ 15:24.500 --> 15:25.500 ‫نه، ممنون. 15:26.041 --> 15:27.750 ‫سخت نگیر. خوش می‌گذره‌ها. 15:27.875 --> 15:30.375 ‫انتقامِ اون رستورانی که آتیش گرفت. 15:30.416 --> 15:32.041 ‫به نظر مردم کار کی بوده؟ 15:34.000 --> 15:34.916 ‫آتیش‌سوزی شد دیگه. 15:35.000 --> 15:37.875 ‫مشخصه کار اراذل و اوباش ‫ناحیه کشور آتش بوده. 15:37.916 --> 15:38.875 ‫چی چی؟ 15:41.291 --> 15:42.250 ‫نمی‌شناسی؟ 15:44.500 --> 15:47.000 ‫یه گروه از مردمان اصلاح‌شده‌ی ‫کشور آتش هستن 15:47.041 --> 15:49.500 ‫که تو اصطبل‌های قدیمی اون سمت ‫پارک زندگی می‌کنن. 15:49.625 --> 15:51.625 ‫اجازه ندارن آتش‌افزاری کنن یا ‫دردسر درست کنن، 15:51.750 --> 15:54.000 ‫ولی دردسر تو خونِشونه. 15:54.791 --> 15:58.250 ‫یه گروه از شهروندهای نگران امشب ‫قراره برن اونجا که درباره‌ش صحبت کنن. 15:58.375 --> 16:03.041 ‫اگه... یه شورش کوچیک یا ‫غارت شروع بشه... 16:04.625 --> 16:05.541 ‫تو هم میای؟ 16:07.125 --> 16:09.041 ‫بدم نمیاد یکی باشه که هوام ‫رو داشته باشه. 16:12.375 --> 16:13.625 ‫رفقات چی؟ 16:17.625 --> 16:18.750 ‫دیگه کاری به کارشون ندارم. 16:19.666 --> 16:21.666 ‫آره، عقاید ما خیلی با هم فرق داره. 16:25.791 --> 16:27.000 ‫غروب می‌بینمت. 16:28.375 --> 16:29.375 ‫خوش می‌گذره. 16:34.916 --> 16:36.875 ‫اینا چی؟ می‌خوام... 17:01.250 --> 17:06.375 ‫بعد از اینکه ارتش کشور آتش دیوار ما ‫رو شکستن، این شهر رو نابود کردن! 17:06.916 --> 17:11.125 ‫هیچوقت یادتون نره اون اهریمن‌ها ‫چه بلایی سر والدین ما، 17:11.250 --> 17:13.166 ‫خانواده‌هامون، 17:13.791 --> 17:15.541 ‫و همه‌مون آوردن! 17:16.625 --> 17:18.416 ‫اسامیشون رو یادتون باشه. 17:36.125 --> 17:39.666 ‫[خونی از یک سنگ. به یاد داشته باشید.] 18:00.791 --> 18:02.375 ‫هیچوقت محاصره رو یادتون نره. 18:02.416 --> 18:03.666 ‫وایسا ببینم! 18:04.666 --> 18:06.750 ‫هیچوقت مُردگان ما رو یادتون نره! 18:16.166 --> 18:18.500 ‫اینجا چیزی برای دیدن نیست! ‫راه بیفتید! 18:19.125 --> 18:20.000 ‫برید! 18:20.625 --> 18:21.541 ‫حالا! 18:37.791 --> 18:39.166 ‫شاهدخت آزولا داره میاد. 18:39.250 --> 18:41.000 ‫چی؟ کِی؟ 18:46.375 --> 18:48.666 ‫- شاهدخت من. ‫- اطراف اینجا اصلاً امن نیست. 18:48.750 --> 18:52.000 ‫جاسوس‌هایی که ممکن بود حرکات شما رو ‫به باسینگ‌سی گزارش بدن رو دستگیر کردیم 18:52.125 --> 18:53.916 ‫و به شهر درباره حمله هشدار دادیم. 18:54.000 --> 18:57.291 ‫در اسرع وقت نیروهای امنیتی رو افزایش میدیم، ‫اما باید بهتون خبر بدم 18:58.666 --> 19:00.250 ‫که حمله عقب افتاده. 19:02.250 --> 19:03.291 ‫تا کِی؟ 19:03.375 --> 19:04.291 ‫مشخص نیست. 19:04.375 --> 19:07.041 ‫دستورش امروز صبح از فرمانروای آتش ‫رسیده. 19:08.166 --> 19:09.541 ‫چرا؟ 19:09.625 --> 19:12.250 ‫گفت زمان‌بندیش مناسب نیست. 19:21.000 --> 19:21.875 ‫دلیل 19:22.625 --> 19:23.791 ‫دیگه‌ای رو ذکر نکرد. 19:25.125 --> 19:27.916 ‫دوباره به من دروغ نگو. ‫واسه این مزخرفات وقت ندارم. 19:28.000 --> 19:31.250 ‫برادرم تو اون شهره. ‫روی این حمله حساب باز کرده بودم 19:31.375 --> 19:33.916 ‫که بتونه یه بهونه‌ای برای ما باشه ‫و برم پیداش کنم. 19:34.000 --> 19:35.541 ‫بهرحال می‌تونی دستور حمله رو بدی. 19:36.625 --> 19:38.125 ‫مطمئنم اون هر کاری برات می‌کنه. 19:38.791 --> 19:41.500 ‫حتماً پدرت داره سعی می‌کنه ‫یه پیغام برات بفرسته. 19:43.541 --> 19:46.500 ‫درسته. این نقشه رو به عنوان نشونی ‫برای حمایتش تایید کرد. 19:46.625 --> 19:48.666 ‫امکان نداشت کنسلش کنه مگر اینکه... 19:51.875 --> 19:53.375 ‫فکر می‌کنه نقشه بهتری در کاره. 19:53.416 --> 19:55.375 ‫بهت گفت ماموریت تو 19:56.250 --> 19:58.166 ‫از حمله خیلی مهم‌تره. 19:59.750 --> 20:02.000 ‫خیلی درباره‌ش فکر کردم، و 20:02.500 --> 20:06.541 ‫خیلی عجیبه که اون رو مسئول ‫حمله‌ی تو کرده، 20:06.625 --> 20:08.166 ‫در صورتی که تو باهوش‌ترین آدم اینجایی. 20:08.250 --> 20:09.500 ‫درسته، تای‌لی. 20:10.500 --> 20:12.666 ‫خیلی عجیب بود، نه؟ 20:14.000 --> 20:16.000 ‫نقشه‌ی منه. 20:16.125 --> 20:17.625 ‫حمله‌ی منه. 20:18.500 --> 20:19.750 ‫ماموریت منه. 20:28.500 --> 20:30.875 ‫- تو بهم وفاداری. ‫- بله، شاهدخت. 20:31.500 --> 20:32.791 ‫متعهد هستی. 20:32.875 --> 20:34.250 ‫بله، شاهدخت. 20:34.291 --> 20:36.500 ‫هر دستوری بهت بدم نه نمیاری. 20:38.875 --> 20:39.916 ‫درسته، 20:40.500 --> 20:41.625 ‫شاهدخت. 20:43.041 --> 20:44.000 ‫خوبه. 20:52.000 --> 20:53.791 ‫چی؟ 20:54.750 --> 20:56.375 ‫- نوشیدنی هلوی ماه. ‫- اوه. 20:56.500 --> 20:59.666 ‫یه رشوه دیگه که یکی همراه ‫خواستگاریش اینجا گذاشته. 21:00.500 --> 21:02.250 ‫اوه. 21:02.750 --> 21:03.875 ‫عجیبه. 21:15.416 --> 21:16.625 ‫چیکار می‌کنی؟ 21:17.791 --> 21:18.875 ‫چی؟ 21:26.875 --> 21:28.125 ‫خیلی خب، چرا اینجوری می‌کنی؟ 21:28.166 --> 21:29.916 ‫اوه، شرمنده. 21:30.000 --> 21:33.250 ‫چای نوشیدنم داره مزاحم ‫خوردنت میشه؟ 21:36.000 --> 21:37.375 ‫آره، یه مقدار. 21:37.500 --> 21:38.666 ‫می‌دونی، جالبه. 21:38.750 --> 21:42.375 ‫چون دیشب و کلاً یه مدته که هر شب، 21:42.416 --> 21:44.666 ‫با خیال راحت خواب بودم 21:44.750 --> 21:47.250 ‫که یه دفعه سر و صدا بلند میشه. 21:47.375 --> 21:50.000 ‫صدای قدم‌های گنده یه نفر ‫رو تو خونه 21:50.041 --> 21:51.250 ‫و بیرون در می‌شنوم. 21:51.375 --> 21:54.000 ‫خیلی خب. من که کاری به کار کسی ندارم. 21:54.041 --> 21:56.875 ‫اصلاً من داشتم... ‫میشه بس کنی؟ 21:57.000 --> 22:00.916 ‫ببین، من نمی‌خوام بدونم چرا داری ‫فلان کار رو می‌کنی. 22:01.000 --> 22:03.250 ‫اگه نمی‌خواستی بدونی چرا بهم ‫گفتی که خبر داری 22:03.291 --> 22:05.041 ‫دارم قایمکی میزنم بیرون؟ 22:05.125 --> 22:07.750 ‫چون آنگ داره خاک‌افزار خیلی خوبی میشه، 22:07.875 --> 22:12.500 ‫و به زودی، اونم می‌تونه مثل من ‫این چیزها رو حس کنه. 22:13.000 --> 22:14.375 ‫و بعدش می‌فهمه. 22:14.875 --> 22:16.000 ‫آره. 22:16.625 --> 22:18.375 ‫می‌دونی که چه حسی بهت داره. 22:20.541 --> 22:21.541 ‫چی؟ 22:23.625 --> 22:26.750 ‫می‌دونی، که وقتی کنارشی چطوری ‫رفتار می‌کنه، 22:26.791 --> 22:29.125 ‫و فکر می‌کنه که تو... 22:31.416 --> 22:32.500 ‫دوستشم؟ 22:34.666 --> 22:35.500 ‫آره. 22:36.250 --> 22:38.250 ‫منم... منظورم همین بود. ‫همین رفاقت. 22:38.291 --> 22:42.250 ‫خیلی قدرتمنده. واسه همین اینا رو گفتم. 22:42.375 --> 22:43.750 ‫تاف، تو... 22:45.375 --> 22:48.375 ‫می‌دونی، احتمالاً با من کار دارن. 22:48.416 --> 22:50.791 ‫پس دیگه... 22:50.875 --> 22:53.750 ‫اوه، آره. خیلی خب، می‌بینمت! 23:01.791 --> 23:02.875 ‫اوه. 23:03.000 --> 23:03.875 ‫سلام. 23:04.541 --> 23:08.125 ‫سلام، دوشیزه بی‌فانگ. ‫خوشبختم. 23:08.166 --> 23:10.416 ‫لائو وانگ هستم. در خدمت شما. 23:10.500 --> 23:12.000 ‫بله. منم خوشبختم. 23:12.041 --> 23:14.291 ‫یه پیشنهاد براتون دارم. 23:14.375 --> 23:16.750 ‫صدای شما برای پیشنهاد دادن به ‫یکی مثل من خیلی پیر به نظر میاد. 23:16.875 --> 23:18.416 ‫نه، نه، نه. 23:18.500 --> 23:21.875 ‫اه، پیشنهاد من حساس‌تره. 23:22.000 --> 23:24.250 ‫مربوط به کسب و کار والدینتونه. 23:24.291 --> 23:25.250 ‫اوه، آها. 23:25.375 --> 23:28.916 ‫من باهاشون کار نمی‌کنم، رفیق، ‫ولی حالا تو حرفت رو بزن. 23:29.791 --> 23:33.000 ‫همونطور که گفتم، موضوع حساسیه. 23:33.041 --> 23:35.541 ‫به نظرم باید بریم یه جای خصوصی‌تر. 23:35.625 --> 23:37.750 ‫عمراً. فکر کنم تو مشکوک‌ترین 23:37.791 --> 23:40.375 ‫آدمی هستی که تو این شهر دیدم. 23:40.416 --> 23:42.500 ‫عمراً باهات نمیام یه جای دیگه. 23:42.625 --> 23:44.125 ‫اگه به حرفام گوش نکنی، 23:44.250 --> 23:47.166 ‫هر چیزی که می‌دونم رو به ‫مسئولین میگم. 23:49.875 --> 23:52.791 ‫مطمئن باش هر چیزی که می‌دونم ‫آسیب جبران‌ناپذیری به 23:52.875 --> 23:55.750 ‫اعتبار آواتار می‌زنه. 24:03.000 --> 24:05.250 ‫پس حرف پروفسور زی رو باور می‌کنی؟ 24:05.291 --> 24:06.875 ‫فکر می‌کنی سای رو ربودن؟ 24:06.916 --> 24:09.291 ‫منطقیه، چون به هیچکدوم از پیغام‌هام ‫جواب نداده. 24:15.500 --> 24:17.000 ‫باید برم داخل رو چک کنم. 24:18.750 --> 24:20.041 ‫باید قفل رو باز کنم. 24:22.791 --> 24:24.666 ‫پیغام‌هایی که براش گذاشتم ‫دیگه اینجا نیستن. 24:28.750 --> 24:30.416 ‫و کل وسایلش. 24:30.500 --> 24:32.750 ‫سای؟ سای؟ 24:33.625 --> 24:36.166 ‫اوه، فکر کردم سای بالاخره برگشته. 24:36.250 --> 24:37.791 ‫منظورت از «بالاخره» چیه؟ 24:37.875 --> 24:40.375 ‫از اولین شبی که اومدیم باسینگ‌سی ‫دیگه ندیدمش. 24:41.000 --> 24:43.250 ‫برای کاتارا پیغام فرستادم و ‫ازش کمک خواستم. 24:43.375 --> 24:45.375 ‫- مگه پیغام‌ها به دستتون نرسیدن؟ ‫- نه. 24:46.125 --> 24:47.250 ‫نرسیدن. 24:47.750 --> 24:50.541 ‫اینجا... چه خبره؟ 24:51.375 --> 24:52.625 ‫ما به هیچی دست نزدیم. 24:52.666 --> 24:54.916 ‫باید من رو در جریان برنامه‌هاتون قرار بدین 24:55.000 --> 24:57.500 ‫که وقتی رفتین شهر رو بگردین ‫بتونم همراهیتون کنم. 24:58.000 --> 25:00.750 ‫همچین فعالیت‌هایی ممکنه عواقب ‫خطرناکی داشته باشن. 25:00.791 --> 25:04.125 ‫جو دی، دوستمون سای اینجا زندگی می‌کنه ‫و الان گم شده. 25:04.875 --> 25:06.750 ‫البته که گم نشده. 25:07.250 --> 25:10.041 ‫بین مهندس‌های سلطنتی باسینگ‌سی 25:10.125 --> 25:12.500 ‫یه کار مخفیانه پیدا کرده. 25:12.541 --> 25:15.666 ‫کارشون خیلی باارزشه، ‫واسه همین تو کاخ کار می‌کنن. 25:15.750 --> 25:17.041 ‫ولی کسی خبری ازش نشنیده. 25:17.125 --> 25:18.750 ‫تو کاخ میرم سراغش 25:18.791 --> 25:21.166 ‫و بهش میگم اومدی دیدنش، آمیتا. 25:23.916 --> 25:26.000 ‫دیدید، همه چیز مرتبه. 25:44.125 --> 25:45.041 ‫بگیر. 25:48.916 --> 25:49.750 ‫تو کی هستی؟ 25:51.750 --> 25:53.000 ‫اهل کشور آتشی؟ 25:53.916 --> 25:55.875 ‫ما کشور آتش حقیقی هستیم. 25:58.000 --> 25:59.416 ‫اینجا چیکار می‌کنید؟ 26:00.000 --> 26:02.125 ‫- آزادانه زندگی می‌کنیم. ‫- آزادانه؟ 26:03.250 --> 26:05.500 ‫کل محله‌تون مورد محاصره‌ست. ‫خیلی هم کثیفه. 26:05.625 --> 26:08.666 ‫از استبداد و جنگ‌طلبی اوزای آزادیم. 26:08.750 --> 26:10.541 ‫منظورت فرمانروای آتش اوزایه. 26:10.625 --> 26:12.916 ‫اون فرمانروای آتش من نیست. 26:13.416 --> 26:19.291 ‫ترجیح میدم صد سال به عنوان ‫یه آشغال در سرزمین خاک زندگی کنم 26:19.375 --> 26:23.000 ‫تا بخوام یک روز رو تحت فرمان اون ‫فرمانروای مستبد بگذرونم. 26:27.166 --> 26:29.875 ‫اصلاً سبک زندگی ما چه ربطی ‫به تو داره؟ 26:33.375 --> 26:36.125 ‫اومدم بهتون هشدار بدم. 26:36.875 --> 26:38.125 ‫آتیش‌سوزی شده بود. 26:39.416 --> 26:42.916 ‫یه حادثه بود، ولی یه سری از افراد ‫امشب قراره بیان که بندازنش تقصیر شما. 26:43.000 --> 26:44.291 ‫یه حادثه؟ 26:48.250 --> 26:51.125 ‫مطمئنم که هیچی درباره‌ش نمی‌دونی. 26:51.625 --> 26:56.041 ‫دیدم چطوری اون میوه رو گرفتی. ‫با حرکت حلقه آتشین. 26:57.375 --> 27:02.250 ‫شاید موهات رو کوتاه کرده باشی، ‫ولی نمی‌تونی آتش رو از روحت جدا کنی. 27:03.041 --> 27:04.500 ‫آماده اومدنشون باشید. 27:04.541 --> 27:05.666 ‫چطوری؟ 27:07.291 --> 27:08.875 ‫ما حق نداریم آتش‎افزاری کنیم. 27:09.375 --> 27:11.166 ‫از شروط پناهگاهمونه. 27:11.250 --> 27:14.125 ‫خودتون تصمیم گرفتین اینجا زندگی کنین. 27:16.375 --> 27:19.791 ‫اولین باری نیست که ازم می‌خوان ‫از طرف یه نفر دیگه بجنگم. 27:22.125 --> 27:26.000 ‫شاید بتونین قایم شین یا... ‫امشب همه رو از اینجا ببرین. 27:26.125 --> 27:28.416 ‫- نمی‌دونم. ‫- بهمون هشدار دادن. 27:29.125 --> 27:30.625 ‫وظیفه‌ت رو انجام دادی. 27:30.666 --> 27:33.000 ‫حالا یه لطفی در حق خودت کن، پسر. 27:33.041 --> 27:34.666 ‫دیگه برنگرد اینجا. 27:39.250 --> 27:42.416 ‫فقط یه احمق خودش رو به کشتن میده. 27:53.041 --> 27:54.291 ‫برات خبر دارم. 27:54.375 --> 27:57.875 ‫تونستم مطمئن بشم که دوستت سای رو 27:58.000 --> 27:59.750 ‫بردن به کاخ. 28:00.250 --> 28:02.000 ‫- جدی؟ ‫- اما اوضاعش خوب نیست. 28:02.125 --> 28:05.125 ‫نیروهای دای‌لی بردنش، نه مهندس‌های سلطنتی. 28:05.625 --> 28:07.375 ‫ازش بازجویی کردن. 28:07.500 --> 28:08.875 ‫درباره چی؟ 28:08.916 --> 28:10.375 ‫- ستاره دنباله‌دار؟ ‫- نه. 28:11.500 --> 28:15.125 ‫فکر می‌کنن جاسوس کشور آتشه. 28:18.291 --> 28:19.416 ‫خیلی خب. 28:19.500 --> 28:22.500 ‫از نظر فنی تو اوماشو جاسوس بوده. 28:22.541 --> 28:24.625 ‫ولی برای محافظت از شهر. 28:24.666 --> 28:26.625 ‫میگن سعی کرده امپراتور رو بکشه. 28:26.666 --> 28:28.875 ‫از قصد نه. و بلایی هم سر بومی نیومد. 28:29.000 --> 28:31.375 ‫ولی خبر خوبی نیست، آنگ. 28:31.416 --> 28:35.250 ‫ممکنه تمام تلاش‌هامون برای دیدن ‫امپراتور خراب شده باشه. 28:40.125 --> 28:41.250 ‫یه چیز دیگه هم هست. 28:41.791 --> 28:44.000 ‫فکر کنم یکی داره تعقیبم می‌کنه. 28:44.916 --> 28:46.375 ‫- دای‌لی؟ ‫- نمی‌دونم. 28:46.500 --> 28:48.000 ‫نمی‌دونم باید چیکار کنم. 28:51.000 --> 28:52.875 ‫کاری نکن. 28:52.916 --> 28:54.500 ‫اگه زیر نظر گرفتنت، 28:54.625 --> 28:57.166 ‫می‌خوان مطمئن بشن براشون ‫تهدیدی به حساب نمیای. 28:57.250 --> 28:59.625 ‫تا وقتی تو دردسر نیفتی، 29:00.250 --> 29:04.291 ‫دای‌لی مطمئن میشن که لایق ‫دیدار با امپراتور هستی. 29:06.125 --> 29:08.625 ‫توصیه‌ش این بود که تو دردسر نیفتی؟ 29:08.666 --> 29:12.125 ‫من که اصلاً حس خوبی ندارم. بدون سای، ‫خودم مجبورم یه تلسکوپ بسازم. 29:12.250 --> 29:13.250 ‫ببین. 29:15.416 --> 29:17.125 ‫حالیم نیست دارم چیکار می‌کنم. 29:17.625 --> 29:20.625 ‫چرا نگفتی یکی داره تعقیبت می‌کنه؟ 29:20.666 --> 29:22.375 ‫ساکا سعی کرد بهت بگه یه جای ‫کار می‌لنگه، 29:22.416 --> 29:25.000 ‫ولی منتظر موندی لانگ فنگ بهت بگه ‫تا باور کنی. 29:25.625 --> 29:28.750 ‫من به لانگ فنگ اعتماد دارم. ‫خیلی بهمون کمک کرده. 29:28.791 --> 29:30.500 ‫از گیاتسو تا الان 29:30.625 --> 29:34.625 ‫اولین نفریه که حس می‌کنم واقعاً ‫می‌فهمه چقدر تحت فشارم. 29:34.750 --> 29:37.625 ‫ما هم درکت می‌کنیم. ‫از اول کنارت بودیم. 29:37.750 --> 29:38.791 ‫جدی؟ 29:38.875 --> 29:41.750 ‫چون از وقتی رسیدیم یه سره خوابی. 29:41.875 --> 29:43.250 ‫چند روز بود ندیده بودمت. 29:43.375 --> 29:46.250 ‫ببین، می‌دونیم خوشت میاد که ‫آواتار اینجا باشی، 29:46.291 --> 29:48.416 ‫با افراد مختلف آشنا بشی، ‫و مردم رو بخندونی... 29:48.500 --> 29:50.625 ‫نه، فقط به خاطر اون نیست. 29:50.666 --> 29:53.750 ‫هر روز دارم با تاف تمرین می‌کنم. 29:53.875 --> 29:56.250 ‫شما دوست دارید استاد هر ‫چهار عناصر بشم 29:56.291 --> 29:58.500 ‫و دنیا رو نجات بدم و جلوی ‫جنگ رو بگیرم، نه؟ 29:58.541 --> 30:00.250 ‫خب، مشکل چیه؟ 30:00.375 --> 30:05.000 ‫مشکل اینه که... انگار بیشتر از ما، ‫به لانگ فنگ اعتماد داری. 30:06.875 --> 30:08.625 ‫واقعاً لازمه بهش فکر کنی؟ 30:10.125 --> 30:11.375 ‫البته که 30:12.125 --> 30:14.041 ‫به شما بیشتر اعتماد دارم. 30:15.250 --> 30:16.125 ‫خیلی خب. 30:20.166 --> 30:21.125 ‫حالا چیکار کنیم؟ 30:21.625 --> 30:24.291 ‫خب، ممکنه شوکه بشی، ولی من ‫یه نقشه دارم. 30:24.375 --> 30:27.291 ‫هر کی داره تعقیبت می‌کنه صد در صد ‫از نیروهای دای‌لیه، نه؟ 30:27.375 --> 30:29.041 ‫پس دفعه بعدی که دیدیش، 30:29.125 --> 30:31.666 ‫از فریبکاری‌های بادافزاریت استفاده کن ‫و تعقیبش کن. 30:31.750 --> 30:33.750 ‫بعد می‌تونی برسی به مقر دای‌لی، 30:33.791 --> 30:35.250 ‫و شاید بتونی اونجا سای رو پیدا کنی. 30:35.375 --> 30:37.500 ‫درست میگی. به اطلاعات نیاز داریم. 30:37.541 --> 30:39.416 ‫- ساکا بیشتر از همه‌مون. ‫- آره، وایسا. 30:42.000 --> 30:44.875 ‫مامان و بابات خیلی آدم‌های ‫باهوشی هستن. 30:44.916 --> 30:48.166 ‫تو اوج به دنیا اومدن و تو اوج موندن. ‫نیاز نیست نابغه باشن. 30:48.250 --> 30:49.125 ‫هوم. 30:49.166 --> 30:51.541 ‫ولی نمی‌دونی جنگ چه بلایی ‫سر تجارت آورده. 30:52.375 --> 30:53.791 ‫پدر و مادرت خودشون رو وفق دادن. 30:53.875 --> 30:58.750 ‫امپراتوری بی‌فانگ شامل صدها ‫شرکت کوچیک‌تره، 30:58.791 --> 31:01.750 ‫که ارتباطشون با والدینت 31:01.791 --> 31:06.500 ‫زیر چندین لایه از مزخرفات مالی ‫پنهان شده. 31:06.625 --> 31:09.916 ‫هوم! خب، انگار خودت استاد مزخرفاتی. 31:12.041 --> 31:14.125 ‫به شکل جالبی رک و راستی. 31:14.625 --> 31:17.166 ‫منم رک و راست حرفم رو می‌زنم. 31:18.166 --> 31:22.000 ‫مدارکی دارم که ثابت می‌کنن ‫چندتا از این شرکت‌ها 31:22.125 --> 31:23.875 ‫قراردادهای پول‌سازی رو 31:24.000 --> 31:27.916 ‫برای فروش پیستون، ابزار، ‫ورق فلزی و چیزهای بیشتر 31:28.000 --> 31:31.000 ‫با یه کارخونه وسایل نظامی ‫در جانگ هوی بستن. 31:32.291 --> 31:34.500 ‫کارخونه کشور آتش. 31:40.791 --> 31:45.000 ‫والدینم همیشه میگن، ‫«تجارت مرز نداره.» 31:45.125 --> 31:49.666 ‫بله. خب، به نظرم امپراتور خاک ‫باهات مخالفه. 31:50.625 --> 31:53.125 ‫شاید تو باسینگ‌سی جنگ نشده باشه، 31:53.250 --> 31:55.291 ‫ولی خیانت... 31:55.375 --> 31:57.000 ‫یه طعمه حاضر و آماده‌ست. 31:59.000 --> 32:00.375 ‫یه بازار این جلوئه. 32:00.875 --> 32:02.375 ‫اینجا رو بلدی؟ 32:03.875 --> 32:06.041 ‫یه مقدار اینجاها رو گشتم. 32:06.750 --> 32:08.166 ‫پس اینجا بودی. 32:09.625 --> 32:10.541 ‫آره. 32:11.375 --> 32:14.250 ‫تو داشتی بادافزاری رو تمرین می‌کردی. ‫به من که نیاز نداشتی. 32:14.375 --> 32:15.500 ‫ولی الان که اینجام، مگه نه؟ 32:16.375 --> 32:20.291 ‫- آره گمونم. ‫- آنگ، مشکلت چیه؟ 32:21.875 --> 32:23.125 ‫کاتارا، 32:24.625 --> 32:25.875 ‫هیچی نگو. 32:26.750 --> 32:27.750 ‫خیلی خب. 32:34.916 --> 32:38.250 ‫جاسوس کلاه گذاشته و پست سر منه. 32:40.416 --> 32:41.291 ‫درسته. 32:42.791 --> 32:44.166 ‫من حواس جو دی رو پرت می‌کنم. 32:44.250 --> 32:46.500 ‫فکر خوبیه. عادی رفتار کن. 32:47.250 --> 32:48.041 ‫عادی. 32:49.125 --> 32:50.250 ‫اوه، جو دی. 32:50.375 --> 32:54.750 ‫می‌خواستیم ببینیم می‌تونی تو ‫خرید کمکمون کنی یا نه. 32:56.375 --> 32:57.375 ‫شاید باورت نشه 32:57.500 --> 33:01.375 ‫ولی من متخصص تجارت تو ‫حلقه پایینی هستم. بیاید دنبالم. 33:02.250 --> 33:04.250 ‫عالی میشه. 33:04.291 --> 33:06.625 ‫ما بیشتر از همه... 33:06.750 --> 33:09.750 ‫کلم! کلم تازه فروشی! 33:10.500 --> 33:11.750 ‫کلم می‌خوایم. 33:15.500 --> 33:18.166 ‫از شما که پول نمی‌گیرم. 33:18.791 --> 33:21.250 ‫تو حلقه بالایی خوراکی‌های خیلی ‫خوشمزه‌تری داریم. 33:21.375 --> 33:23.666 ‫- اوه. ‫- من که کلم تازه می‌خوام. 33:23.750 --> 33:25.000 ‫همه‌شون تازه هستن. 33:25.125 --> 33:26.416 ‫و گرد. 33:26.500 --> 33:28.625 ‫گردترین کلم‌های باسینگ‌سی. 33:30.500 --> 33:31.625 ‫بسیارخب. 33:31.750 --> 33:35.291 ‫عالیه. پشیمون نمیشید. 33:35.375 --> 33:37.291 ‫اه، کلم گرد می‌خواید؟ 33:37.375 --> 33:41.250 ‫کلم‌ها خیلی شیک و باشکوهن. ‫هر کدومشون خاصن. 33:41.375 --> 33:42.916 ‫انگار هر کدوم یه شخصیت خاصی دارن. 33:49.125 --> 33:50.250 ‫می‌شنوید؟ 33:50.291 --> 33:51.375 ‫چه صدای قشنگی داره. 33:51.875 --> 33:53.625 ‫همین خوبه. 33:54.250 --> 33:55.500 ‫کاتارا. آنگ... 33:58.916 --> 33:59.750 ‫کاتارا؟ 34:00.375 --> 34:02.125 ‫اوه! وایسید... 34:02.250 --> 34:04.375 ‫- آواتار! ‫- هی. 34:04.500 --> 34:06.166 ‫- کاتارا! ‫- ولی... 34:07.125 --> 34:09.500 ‫کلم‌هام! 34:14.166 --> 34:15.625 ‫قرار ما همین امشبه. 34:15.750 --> 34:17.125 ‫اصطبل‌های قدیمی. 34:17.250 --> 34:19.000 ‫- ازشون تقاص پس می‌گیریم. ‫- آره. 34:19.125 --> 34:20.875 ‫و نه فقط از کسایی که مقصر بودن. 34:21.000 --> 34:24.250 ‫هر کی به یه فراری پناه بده، ‫به خاطرش می‌میره. 34:24.291 --> 34:26.125 ‫انتقام می‌گیریم. 34:26.625 --> 34:27.875 ‫برای خانواده‌هاتون. 34:28.375 --> 34:29.791 ‫برای دوستانتون. 34:30.291 --> 34:31.416 ‫برای همه‌تون. 34:59.625 --> 35:00.916 ‫آواتار، وایسا! 35:32.125 --> 35:33.291 ‫چیکار می‌کنه؟ 35:36.125 --> 35:37.500 ‫اوه، با شما نبودم. با دوستم بودم. 35:38.416 --> 35:40.750 ‫ببخشید. عذر می‌خوام. 35:52.125 --> 35:54.250 ‫امشب به استیج 35:54.291 --> 35:57.375 ‫تئاتر کوچیکمون گلی به نام 35:57.416 --> 35:59.375 ‫تینگ رو خوش‌آمد میگیم. 36:07.250 --> 36:09.541 ‫«در طی شب طولانی، 36:09.625 --> 36:12.875 ‫ماه زمستانی با عشق درخشان می‌درخشد، 36:13.375 --> 36:16.000 ‫اشک‌های نقره‌ایش می‌چکند.» 36:16.125 --> 36:17.375 ‫اوه! 36:17.916 --> 36:19.791 ‫عالی بود، به‌به. 36:21.625 --> 36:22.875 ‫«درست مثل آبشار...» 36:23.000 --> 36:26.500 ‫آخ. آره، مچم رو گرفتی. ‫اومدم کلاس شعر. 36:26.625 --> 36:29.791 ‫- تاف، اون بیرون داشتی چیکار می‌کردی؟ ‫- به تو ربطی نداره. 36:29.875 --> 36:32.541 ‫معلومه که ربط داره. ‫اتفاقات عجیبی دارن توی این شهر میفتن. 36:32.625 --> 36:34.541 ‫و طبق چیزی که دیدم، ‫ممکنه تو هم بخشی از اون اتفاق باشی. 36:34.625 --> 36:36.625 ‫- نه، نیستم! ‫- باور نمی‌کنم! 36:36.666 --> 36:39.166 ‫«پنج، هفت، سپس پنج 36:39.250 --> 36:41.541 ‫هجا یک هایکو را می‌سازند، 36:41.625 --> 36:43.250 ‫ای احمق شگفت‌انگیز.» 36:45.375 --> 36:47.375 ‫اوه، من شاعر نیستم. 36:47.500 --> 36:49.875 ‫یه جنگجوی ساده‌م و نگران دوستمم. 36:51.791 --> 36:52.666 ‫اوه. 36:59.291 --> 37:01.125 ‫اوه، هی، تاف؟ ‫هی، تاف؟ 37:04.500 --> 37:06.125 ‫«در آب راه می‌رود، 37:06.166 --> 37:08.041 ‫که با وجود تکه یخ گرم است، 37:08.541 --> 37:10.750 ‫برگرد وگرنه ذوب می‌شوی.» 37:15.041 --> 37:19.500 ‫«نمی‌توانم برگردم، 37:20.250 --> 37:24.916 ‫تحمل هر گرمایی را دارم، 37:26.166 --> 37:28.291 ‫اگر به خاطر تیمم باشد.» 37:28.375 --> 37:29.750 ‫اوه! 37:32.500 --> 37:35.416 ‫- ممنون. ‫- «قدرت کنترل عناصر تیم ماست، 37:36.041 --> 37:38.791 ‫آب، خاک، باد، و آتش، 37:39.375 --> 37:40.791 ‫و تو هیچ قدرتی نداری.» 37:41.375 --> 37:42.750 ‫اوه! 37:45.875 --> 37:48.500 ‫«من اینگونه زاده شدم، 37:49.000 --> 37:50.000 ‫یک 37:51.250 --> 37:53.250 ‫وبالی است که باید تحمل کنم. 37:54.500 --> 37:56.125 ‫تو باید درک کنی.» 37:59.416 --> 38:01.250 ‫«زمستان بهار را دوست خود می‌نامد، 38:01.375 --> 38:03.625 ‫اما در انتظار منجمد کردن گل‌هاست. 38:04.291 --> 38:06.291 ‫نابینایی یک وبال نیست.» 38:06.375 --> 38:07.375 ‫نه! 38:08.166 --> 38:09.916 ‫«نابینایی قدرت توست. 38:10.000 --> 38:11.291 ‫زاده شدن 38:12.875 --> 38:16.875 ‫با ثروت یک وبال است. 38:17.500 --> 38:18.625 ‫درک می‌کنم.» 38:26.166 --> 38:27.750 ‫«پرنده کنجکاو. 38:28.291 --> 38:31.000 ‫غارها رازهایی را در خود نگه می‌دارند ‫که از آن تو نیستند. 38:31.500 --> 38:33.125 ‫دخالت نکن.» 38:34.625 --> 38:37.250 ‫«در هر فصل، من درست مثل ‫فولاد محکم هستم. 38:37.916 --> 38:39.375 ‫می‌توانم رازدار باشم.» 38:42.041 --> 38:44.250 ‫«ممکن است کوهی بپرسد، 38:44.291 --> 38:46.500 ‫چه چیزی آسمان شب را ‫بیدار نگه می‌دارد؟ 38:47.875 --> 38:49.125 ‫آیا اصلاً برایش مهم است؟» 38:49.250 --> 38:50.500 ‫آره! 38:50.625 --> 38:52.625 ‫«من به دوستانم اهمیت می‌دهم، ‫به تو هم همینطور، 38:53.250 --> 38:54.625 ‫زیرا تو نیز دوست منی.» 38:55.625 --> 38:57.791 ‫وای خدا. چندتا هجا به کار بردم؟ ‫این... 38:57.875 --> 38:59.000 ‫اوه! 39:00.250 --> 39:02.375 ‫اوه، خیلی خب. باشه. 39:03.416 --> 39:05.000 ‫خیلی خب. 39:05.125 --> 39:07.000 ‫واسه بار اولت بد نبود. 39:08.125 --> 39:10.750 ‫راستش رو بخوای نمی‌دونم ‫چطوری تونستم اینقدر کشش بدم. 39:12.416 --> 39:15.625 ‫خب، ممنون که اون حرف رو زدی. 39:18.125 --> 39:19.166 ‫اگه ما واقعاً با هم دوستیم، 39:19.250 --> 39:20.916 ‫لازم نیست بگی چی شده. 39:22.875 --> 39:23.875 ‫بهت اعتماد دارم. 39:25.416 --> 39:26.750 ‫ام، خیلی خب. 39:27.875 --> 39:31.291 ‫یارو داشت ازم اخاذی می‌کرد. ‫ازش مدارک مربوط به 39:31.375 --> 39:34.000 ‫فروش اسلحه پدر و مادرم به ‫کشور آتش رو خریدم. 39:36.250 --> 39:38.916 ‫واو، خیلی بدتر از اونی بود ‫که فکر می‌کردم. 39:39.000 --> 39:42.541 ‫- وایسا ببینم، مگه فکر کردی چی بود؟ ‫- نمی‌دونم. مثلاً بدهی شرط‌بندی یا... 39:43.166 --> 39:44.916 ‫به بقیه که چیزی نمیگی؟ 39:47.500 --> 39:50.625 ‫نه. گفتم که، من درست مثل فولاد محکمم. 39:51.250 --> 39:54.125 ‫در ضمن، مشکلات بزرگتری داریم. 39:54.750 --> 39:55.750 ‫وایسا ببینم، چی؟ 40:10.250 --> 40:12.500 ‫پولت رو رد کن بیاد. همین الان. 40:13.166 --> 40:15.500 ‫پولت رو بده به من. 40:16.916 --> 40:17.916 ‫همین الان. 40:22.166 --> 40:23.250 ‫نه. 40:23.291 --> 40:26.250 ‫پولت رو بده وگرنه می‌کشمت! 40:26.750 --> 40:28.375 ‫به خدا می‌کشمت! 40:36.666 --> 40:38.375 ‫تمام اون اسامی. 40:39.166 --> 40:40.375 ‫چی؟ 40:41.291 --> 40:42.416 ‫چی داری میگی؟ 40:42.500 --> 40:45.000 ‫- من باید جای اونا می‌مُردم. ‫- خفه شو! 40:45.125 --> 40:47.000 ‫اون روز من باید جاشون می‌مُردم. 40:47.625 --> 40:49.625 ‫اون روز من باید به جای اونا می‌مُردم! 40:51.125 --> 40:52.916 ‫میگم پولت رو رد کن بیاد. 40:57.291 --> 40:58.541 ‫نمی‌خوام. 40:59.750 --> 41:01.166 ‫نمی‌خوام... 41:05.000 --> 41:05.875 ‫من فقط... 41:06.791 --> 41:09.291 ‫فقط گرسنمه. 41:10.625 --> 41:12.166 ‫نمی‌خوام کسی رو بکشم. 41:14.625 --> 41:15.666 ‫متاسفم. 41:21.041 --> 41:22.125 ‫عیبی نداره. 41:26.166 --> 41:27.375 ‫عیبی نداره. 41:28.250 --> 41:29.250 ‫بیا. 41:30.000 --> 41:30.791 ‫بشین. 41:57.541 --> 41:58.625 ‫ممنونم. 42:16.125 --> 42:17.500 ‫نذارید کسی بره. 42:18.291 --> 42:22.541 ‫می‌دونم اومدی دنبال انتقام، ‫ولی آدرس رو اشتباهی اومدی. 42:22.625 --> 42:24.875 ‫- دروغ میگه! ‫- حواستون بهشون باشه! 42:25.375 --> 42:28.375 ‫- داره دروغ میگه. مجرم رو قایم کردن. ‫- آره! 42:28.500 --> 42:30.291 ‫من هیچی قایم نکردم! 42:31.625 --> 42:33.250 ‫من یه افسر بودم 42:33.750 --> 42:35.875 ‫و دستور داشتم کارهای وحشتناکی ‫انجام بدم. 42:37.291 --> 42:42.375 ‫مردها، پسرها... ‫تحت فرمان من مُردن. 42:43.375 --> 42:46.166 ‫برای همین ارتش کشور آتش رو رها کردم. 42:46.250 --> 42:51.041 ‫خیانتی که مردم شما رو نجات داد. 42:52.250 --> 42:53.875 ‫دروغه. 42:54.000 --> 42:55.625 ‫جونم رو 42:56.750 --> 42:57.625 ‫به خاطر شما تو خطر انداختم. 43:02.625 --> 43:04.916 ‫بهرحال مقصر خودشه! 45:01.750 --> 45:03.000 ‫آشغالِ کشور آتش! 45:12.916 --> 45:13.875 ‫اه! 45:25.250 --> 45:26.250 ‫کاتارا؟ 45:29.416 --> 45:32.166 ‫چرا داری بهشون کمک می‌کنی؟ ‫اهالی کشور آتش هستن! 45:57.750 --> 46:01.166 ‫چای‌خونه‌ای که توش کار می‌کنم ‫در حلقه پایینیه. 46:01.666 --> 46:02.875 ‫یه سر بهش بزن. 46:03.375 --> 46:06.000 ‫شاید بتونم سفارشت رو بکنم. 46:06.500 --> 46:10.000 ‫حداقل می‌تونی بشینی یه لیوان ‫چای یاسمن گرم و لذیذ بنوشی. 46:19.791 --> 46:20.791 ‫نه. 47:35.125 --> 47:37.875 ‫افرادی توی این شهر هستن که ‫می‌تونم بهشون کمک کنم. 48:04.916 --> 48:07.000 ‫ای کاش می‌تونستم به تو هم کمک کنم، 48:08.750 --> 48:09.791 ‫پسرم. 48:53.500 --> 48:54.500 ‫تو کی هستی؟ 48:56.000 --> 48:57.041 ‫سای کجاست؟ 48:58.750 --> 49:00.041 ‫من می‌شناسمت. 49:00.625 --> 49:03.250 ‫- اهل دیوار بیرونی هستی. ‫- بله، درسته. 49:03.375 --> 49:05.041 ‫و ما کاری به کار دوست تو نداشتیم. 49:06.500 --> 49:07.875 ‫ژنرال سونگ. 49:07.916 --> 49:13.000 ‫دای‌لی همه جا جاسوس داره، ‫و می‌خواستیم یه جای خصوصی باهات صحبت کنیم. 49:14.000 --> 49:16.416 ‫اومدن به شهر برای من و سربازهام ‫ریسک بزرگیه. 49:16.500 --> 49:18.375 ‫ارتش دیوار بیرونی رو کنترل می‌کنه. 49:18.416 --> 49:22.125 ‫دای‌لی هم شهر رو کنترل می‌کنه، ‫و نمی‌خوان با هم صحبت کنیم. 49:22.250 --> 49:23.250 ‫چرا؟ 49:23.375 --> 49:25.291 ‫چون اون بیرون یه ارتش بزرگ از 49:25.375 --> 49:26.375 ‫کشور آتش داره جمع‌آوری میشه. 49:26.500 --> 49:27.916 ‫یه حمله قریب‌الوقوعه. 49:28.000 --> 49:31.041 ‫ولی شما که گفتید تو باسینگ‌سی ‫جنگ نمیشه. 49:31.125 --> 49:34.041 ‫انتظار داشتی تو کاخ چی بگم؟ 49:34.125 --> 49:36.875 ‫مهمونی پر از مامورهای دای‌لی بود. 49:37.666 --> 49:38.875 ‫واسه همین... 49:39.500 --> 49:42.166 ‫ببین، زیاد وقت نداریم تا مامور کنترلت ‫از دای‌لی 49:42.250 --> 49:44.541 ‫یه جستجوی بزرگ رو به خاطرت ‫شروع کنه. 49:44.625 --> 49:45.875 ‫مامور کنترلم؟ 49:46.875 --> 49:47.916 ‫جو دی. 49:48.000 --> 49:51.166 ‫گفتی یه پیغام فوری برای امپراتور خاک داری. 49:51.250 --> 49:55.500 ‫اگه بتونی کمکم کنی راضیش کنیم وارد ‫عمل بشه، کمکت می‌کنم پیغامت رو بهش برسونی. 49:56.791 --> 49:58.791 ‫چی می‌خواستی بهش بگی؟ 49:59.916 --> 50:04.000 ‫شماها بیهوشم کردین و من رو دزدیدین. ‫چطوری می‌تونم بهتون اعتماد کنم؟ 50:05.625 --> 50:09.000 ‫رهبر جنگجویان کیوشی، سوکی، 50:09.041 --> 50:11.291 ‫وقتی ازش کمک خواستم یه چیزی ‫بهم گفت. 50:11.375 --> 50:14.250 ‫چیزی که خیلی وقت پیش بهش گفته بودی. 50:15.250 --> 50:18.750 ‫که تو کشور شما، مردم به همدیگه ‫کمک می‌کنن. 50:20.375 --> 50:23.125 ‫ما هم می‌خوایم اون دنیا رو برگردونیم. 50:30.791 --> 50:32.875 ‫ستاره دنباله‌دار بزرگ داره برمی‌گرده. 50:32.916 --> 50:35.625 ‫ستاره دنباله‌داری که به آتش‌افزارها ‫قدرت خیلی زیادی میده. 50:35.666 --> 50:39.375 ‫صد سال پیش همینجوری تونستن ‫عشایر باد رو ریشه‌کن کنن. 50:40.875 --> 50:42.291 ‫می‌دونی کِی می‌رسه؟ 50:42.375 --> 50:45.541 ‫واسه همین ستوان شما رو تعقیب کردم. ‫فکر کردم از نیروهای دای‌لیه. 50:45.625 --> 50:48.625 ‫تنها کسی که مدرک داشت، یعنی ‫سای رو زندانی کردن. 50:48.666 --> 50:51.416 ‫لانگ فنگ تنها کسی بود که کمک کرد ‫پیداش کنیم. 50:51.500 --> 50:52.875 ‫لانگ فنگ؟ 50:53.375 --> 50:55.250 ‫بزرگترین متحد ما در این شهره. 50:55.375 --> 50:57.500 ‫داره کمکمون می‌کنه سعی کنیم ‫دای‌لی رو بپیچونیم. 50:57.541 --> 50:58.375 ‫آنگ. 50:59.250 --> 51:01.125 ‫لانگ فنگ از نیروهای دای‌لیه. 51:05.250 --> 51:09.041 ‫نه، اینطور نیست. ‫دای‌لی گارد امپراتور هستن. 51:09.125 --> 51:13.500 ‫که تحت نظر لانگ فنگ فعالیت می‌کنن. ‫فقط اون می‌تونه دای‌لی رو کنترل کنه. 51:13.541 --> 51:15.500 ‫نباید بهش اعتماد کنی. 51:16.000 --> 51:19.625 ‫نه! اشتباه می‌کنی. ‫لانگ فنگ دوست منه. 51:21.625 --> 51:24.250 ‫لانگ فنگ تا حالا اجازه داده ‫امپراتور رو ببینی؟ 51:26.500 --> 51:27.750 ‫صحبتم با شما یه اشتباه بود. 51:28.250 --> 51:29.541 ‫آواتار، وایسا! 51:40.750 --> 51:42.250 ‫باید امپراتور خاک رو ببینم. 51:43.750 --> 51:46.125 ‫همین الان می‌خوام امپراتور خاک رو ببینم! 51:46.625 --> 51:47.500 ‫آنگ. 51:48.375 --> 51:49.875 ‫چه سورپرایزی. 51:50.000 --> 51:51.750 ‫می‌خوام امپراتور خاک رو ببینم. 51:51.791 --> 51:54.625 ‫گفتم که، به همین راحتی نیست. 51:54.666 --> 51:57.125 ‫پشت این دیوار ارتش کشور آتشه. 51:57.250 --> 51:58.250 ‫خبر داشتی؟ 51:58.875 --> 52:01.250 ‫اینجا که باشیم، دست هیچ ‫ارتشی به ما نمی‌رسه. 52:01.375 --> 52:02.875 ‫دیگه تا الان باید فهمیده باشی. 52:05.750 --> 52:08.500 ‫تو باسینگ‌سی جنگ نمیشه. 52:09.875 --> 52:10.750 ‫دیر وقته. 52:10.875 --> 52:13.291 ‫نظرت چیه به جو دی بگم ‫ببردت خونه؟ 52:13.875 --> 52:15.250 ‫صبح می‌بینمت. 52:17.666 --> 52:18.541 ‫تو کی هستی؟ 52:19.875 --> 52:21.166 ‫من جو دی هستم. 52:25.125 --> 52:26.125 ‫نه، ممنون. 52:26.625 --> 52:27.875 ‫خودم میرم. 52:29.791 --> 52:31.000 ‫شب بخیر، آنگ. 52:31.125 --> 52:33.625 ‫و یادت نره، من و تو، 52:34.291 --> 52:35.791 ‫توی یه تیم هستیم. 52:48.375 --> 52:49.375 ‫کجا رفتی؟ 52:50.250 --> 52:52.750 ‫آنگ. باید یه چیزی بهت بگم. 52:52.791 --> 52:55.041 ‫پنج ثانیه بعد از رفتنم ‫جو دی بدو بدو اومد دنبالم. 52:55.125 --> 52:56.541 ‫نزدیک بود کل نقشه خراب بشه. 52:56.625 --> 52:58.291 ‫- ببخشید. ‫- عیبی نداره. 52:58.375 --> 53:01.375 ‫بهت نیاز نداشتم. ‫خودم حلش کردم. 53:02.666 --> 53:03.875 ‫گفتم که معذرت می‌خوام. من... 53:07.125 --> 53:08.250 ‫چی شده؟ 53:09.541 --> 53:11.250 ‫فهمیدی کی تعقیبت می‌کرد؟ 53:11.375 --> 53:12.500 ‫آره. 53:13.291 --> 53:14.375 ‫فهمیدم. 53:14.416 --> 53:18.041 ‫و بچه‌ها، تو دردسر بزرگی افتادیم. 54:01.625 --> 54:04.375 ‫دیگه نیاز نیست نگران ارتش کشور آتش باشی. 54:07.041 --> 54:08.541 ‫این ژنرالشونه. 54:09.125 --> 54:11.541 ‫مقاومت کرد، ولی زورش نرسید. 54:18.750 --> 54:22.750 ‫برگشت جنگجویان معروف کیوشی ‫رو به باسینگ‌سی خوش‌آمد میگیم. 54:24.774 --> 54:29.774 www.Doostihaa.com