WEBVTT X-TIMESTAMP-MAP=LOCAL:00:00:00.000,MPEGTS:0 02:08.752 --> 02:10.419 چقدر دیگه از راه مونده؟ 02:10.453 --> 02:12.621 .حدود یک هفته، فکر میکنم 02:12.655 --> 02:15.190 فکر میکنی؟ نمیدونی؟ 02:15.224 --> 02:18.893 ،وقتی که به قلعه‌ی سیاه رفتیم .از مسیر جاده‌ی پادشاهان رفتیم 02:18.927 --> 02:21.628 .تو هم با این مسیرهات 02:21.663 --> 02:24.130 شماها اینطوری به جنگ میرید؟ 02:24.165 --> 02:27.566 توی راه رژه میرید، طبل میزنید و پرچم‌هاتون رو تکون میدید؟ 02:27.601 --> 02:29.234 .بیشتر مواقع، آره 02:29.269 --> 02:32.938 افرادتون چجوری پرچم‌های جنگ رو نگه میدارن؟ 02:32.972 --> 02:34.940 .راستش، نگه نمیدارن 02:34.975 --> 02:39.011 ،حمل کردن نشان خاندان .افتخار بزرگیه 02:39.046 --> 02:42.114 ...طبل زدن چی اون هم افتخار بزرگیه؟ 02:42.149 --> 02:45.150 معمولا پسرهای نوجوون .طبل میزنن 02:45.185 --> 02:46.819 خب فایده‌ش چیه؟ 02:46.853 --> 02:50.256 .به افراد کمک میکنه که رژه برن - چجوری؟ - 02:50.290 --> 02:53.860 .خب، بخاطر ریتمش 02:53.894 --> 02:56.396 ،آها منظورت اینجوریه ،پای راست، پای چپ 02:56.430 --> 02:58.431 ،پای راست، پای چپ پای راست؟ 02:58.466 --> 03:01.635 ،واسه اینکه این توی ذهنتون بمونه احتیاج به کمک دارید؟ 03:01.669 --> 03:04.905 وقتی که "منس" علامت بده ...،و ما به قلعه‌ی سیاه حمله کنیم 03:04.940 --> 03:08.409 طبل نمیزنیم که اونها متوجه .بشن، ما داریم میاییم 03:08.443 --> 03:10.511 .نه 03:12.013 --> 03:13.814 نه، شما در عوض قراره که بزرگترین ...آتشی رو روشن کنید که 03:13.848 --> 03:17.284 .شمال تا حالا به خودش دیده 03:17.318 --> 03:19.920 ."تو هیچی نمیدونی، "جان اسنو 03:22.490 --> 03:24.824 .راست میگه، نمیدونی 03:27.794 --> 03:30.129 من میدونم که تو بودی که روی .دیوار طناب رو بریدی 03:30.163 --> 03:31.897 .طناب اون رو هم پاره کردم 03:31.931 --> 03:33.965 ولی دیدی که اون بابت این قضیه اخماش رو توی هم بکنه؟ 03:35.401 --> 03:38.069 بخاطر اینه که اون مسائل رو .اونطوری که هست، درک میکنه 03:39.772 --> 03:42.674 و حالا تو میخوای اونو با من قسمت کنی؟ 03:42.708 --> 03:46.044 اون دانش عمیقی رو که از توی کله‌ی یک پرنده، بدست آوردی؟ 03:46.078 --> 03:48.446 مردم وقتی با هم کار میکنن .که به نفعشون باشه 03:48.480 --> 03:50.148 زمانی به هم وفادار هستن .که به نفعشون باشه 03:50.182 --> 03:52.684 وقتی عاشق هم میشن .که به نفعشون باشه 03:52.719 --> 03:55.587 و زمانی همدیگه رو میکشن .که به نفعشون باشه 03:55.622 --> 03:57.757 .اون این مسئله رو میدونه، اما تو نمیدونی 03:57.791 --> 04:01.194 برای همینه که تو هیچوقت .نمیتونی باهاش بمونی 04:16.643 --> 04:19.679 این بارون باعث میشه یک .روز دیگه هم اینجا بمونیم 04:21.281 --> 04:24.084 .فری" منتظرمون میمونه" .میدونه که ما میاییم 04:24.118 --> 04:26.286 .لرد "والدر" ذاتا آدم بدخلقیه 04:26.320 --> 04:28.688 بدخلق؟ این چیزیه که شما بهش میگید؟ 04:28.722 --> 04:30.661 شاید بدترین آدمی بوده که تا حالا .به عمرم دیدم 04:30.761 --> 04:33.726 ...بله، و به همین خاطره که - ...من اسهالی رو دیدم - 04:33.794 --> 04:36.929 "که اون رو از "والدر فری .بیشتر دوست داشتم 04:39.565 --> 04:41.466 .معذرت میخوام، سرورم 04:41.501 --> 04:44.569 سالهای زیادی رو بین سواره نظام‌ها .و نیزه‌دارها بودم 04:44.603 --> 04:47.405 من هم توی این دو سال ،از سربازهای زخمی پرستاری کردم 04:47.439 --> 04:49.607 و دیدم که ازشون خون میره .و میمیرن 04:49.641 --> 04:51.676 .اما از اسهال و استفراغ نمیترسم 04:53.271 --> 04:55.739 لرد "فری" این تاخیر رو پا حساب .بی‌اعتنایی میذاره 04:55.774 --> 04:57.441 .پا حساب هر چیزی که میخواد بذاره 04:57.475 --> 04:59.577 .داره به اون ازدواجی که میخواست میرسه 04:59.611 --> 05:01.245 .به یک ازدواج میرسه 05:01.280 --> 05:03.581 .اما اون پادشاه رو میخواست 05:03.616 --> 05:05.617 ادمیور" بهترین همسریه که" ...فری" در تاریخ" 05:05.651 --> 05:08.520 .خاندانشون دیده 05:08.554 --> 05:10.288 .بهتره که هممون کمی بخوابیم 05:18.450 --> 05:21.118 فکر میکنی که اون عاشقته، آره؟ 05:21.153 --> 05:23.988 چیا بهت گفته؟ میخواد تو رو بانوی ...خودش بکنه 05:24.022 --> 05:26.491 و با تو توی یک قلعه زندگی کنه؟ 05:26.525 --> 05:29.160 .نه، هیچی بهم نگفته 05:29.195 --> 05:30.929 .بزور حرف میزنه 05:30.963 --> 05:33.165 من شما رو دیدم که شبها ...،باهم پچ پچ میکنید 05:33.199 --> 05:35.367 .و مثل دو تا دختر باهم میخندین 05:35.401 --> 05:37.268 چیه، حسودیت میشه؟ 05:37.303 --> 05:39.204 .معلومه که حسودیم میشه 05:39.238 --> 05:41.072 .باید با یکی از خاندان خودت باشی 05:41.106 --> 05:42.907 و تو یکی از خاندان من هستی؟ 05:42.941 --> 05:44.701 تا حالا یه حرف محبت آمیز .از دهن تو نشنیدم 05:44.710 --> 05:47.911 .اگر مال من بودی، میشنیدی 05:49.880 --> 05:52.615 بهت میگفتم که تو .زیبا هستی 05:52.650 --> 05:55.986 .و درنده و وحشی 05:56.020 --> 05:58.154 .من باهات خوب رفتار میکنم 06:00.958 --> 06:03.092 تو عاشقشی؟ 06:09.599 --> 06:12.267 چون اون خوشگله؟ مگه نه؟ 06:12.302 --> 06:15.404 تو موهای خوشگلش و چشمهای قشنگش رو دوست داری؟ 06:17.240 --> 06:20.042 فکر کردی خوشگل بودن باعث میشه خوشبخت بشی؟ .بهم دست نزن - 06:20.076 --> 06:23.279 وقتی که ماهیت واقعی اون، واست رو بشه .دیگه اینقدر عاشقش نمیمونی 06:26.034 --> 06:28.136 .اون یه دختر بچه‌ست 06:28.170 --> 06:29.704 .اون یه فوت از تو قد بلندتره 06:29.738 --> 06:31.539 .یه بچه‌ی قد بلند 06:31.573 --> 06:33.608 ،کم سن‌ترین دختری که باهاش بودی چند سالش بود؟ 06:33.642 --> 06:35.143 .اون قدر کم سن نبوده 06:35.178 --> 06:37.412 چقدر بزرگتر بوده؟ 06:37.447 --> 06:39.181 .بزرگتر بوده 06:39.215 --> 06:42.318 .تو یه لرد هستی، اونم یک بانو 06:42.352 --> 06:44.186 ...و با اون زیبایی که اون داره 06:44.220 --> 06:45.754 .من مشکلی نمیبینم 06:45.789 --> 06:48.057 .شی" از این قضیه خوشش نمیاد" 06:48.144 --> 06:50.749 هیچوقت نباید در اون مورد بهت .چیزی میگفتم 06:50.718 --> 06:54.087 .اگر "شی" رو میخوای، نگهش دار .با یکی دیگه ازدواج کن، با یکی دیگه باش 06:54.122 --> 06:57.291 تمام کاری که باید بکنی اینه که .به این دختر "استارک" یک پسر بدی 06:57.325 --> 06:59.193 ."یه روزی میشه لرد "وینترفل 06:59.227 --> 07:01.428 و تو میتونی تحت عنوان اسم اون .به شمال فرمانروایی کنی 07:01.462 --> 07:04.231 دوتا زن خواهی داشت .و تمام سرزمین پادشاهی هم برای خودت میشه 07:04.265 --> 07:06.100 .دو تا زن که از من متنفر باشن 07:06.134 --> 07:08.435 و تمام سرزمین پادشاهی .که بهشون ملحق بشن 07:09.938 --> 07:13.273 تو برای اینکه مردم دوستت داشته باشن ...،خیلی وقت میذاری 07:13.308 --> 07:16.076 در نهایتش میشی محبوبترین .آدمی که توی این شهر مُرد 07:21.738 --> 07:24.273 .تصورات پلید، مجانیه 07:56.404 --> 07:58.339 .سرورم 07:58.373 --> 08:00.475 .پدربزرگ 08:00.509 --> 08:02.811 میخواستید که با من صحبت کنید؟ 08:02.845 --> 08:04.612 .بله 08:04.647 --> 08:08.650 من یک گزارش از جلسات شورا .میخواستم 08:08.685 --> 08:10.753 ...شما میتونید که به این جلسات 08:10.787 --> 08:12.989 ،شورا تشریف بیارید .سرورم 08:13.023 --> 08:14.491 .بعضیهاشون یا حتی همشون 08:14.525 --> 08:16.360 .سر من خیلی شلوغ بوده 08:16.394 --> 08:18.996 ،مسائل مهم زیادی .احتیاج به رسیدگی پادشاه دارن 08:19.030 --> 08:21.198 .البته 08:22.333 --> 08:24.768 شما جلسات شورا رو ...بجای اینکه در 08:24.802 --> 08:28.371 تالار شورا برگذار کنید، در برج .دستیار پادشاه، برگذار میکردید 08:28.406 --> 08:30.073 .درسته. بله 08:31.409 --> 08:33.110 میتونم بپرسم چرا؟ 08:33.144 --> 08:36.146 ،برج دستیار پادشاه .جاییه که من کار میکنم 08:36.181 --> 08:39.349 پیاده اومدن از اونجا، تا اینجا .زمان میبره 08:39.383 --> 08:42.052 زمانی که میتونم به طرز سودمندی .ازش استفاده کنم 08:42.086 --> 08:44.454 خب پس اگر من بخوام در جلسه‌ی شورا ...،حضور پیدا کنم 08:44.489 --> 08:48.358 باید این همه پله رو تا برج دستیار پادشاه بالا بیام؟ 09:03.541 --> 09:06.677 میتونیم برنامه‌ای بریزیم که شما .رو روی دست بیارن 09:09.948 --> 09:11.982 .در مورد اون دختر "تایگرین" بهم بگو 09:12.017 --> 09:15.051 .همونی که در شرقــه .و همینطور اژدهاهاش 09:15.086 --> 09:16.720 اینها رو از کجا شنیدی؟ 09:16.754 --> 09:19.222 حقیقت داره؟ 09:19.256 --> 09:21.324 .ظاهرا بله 09:23.327 --> 09:27.596 فکر نمیکنی ما باید در اینباره کاری انجام بدیم؟ 09:28.698 --> 09:30.332 ...وقتی که من دستیار پادشاه بودم 09:30.367 --> 09:32.601 ...تحت فرمان اجداد پدرت 09:32.635 --> 09:35.237 ...جمجمه‌ی تمام اژدهاهای "تایگرین"ها 09:35.271 --> 09:37.705 .توی این اتاق نگه داشته شد 09:39.174 --> 09:41.475 ...جمجمه‌ی آخرینشون 09:41.510 --> 09:43.544 .دقیقا همینجا بود 09:43.578 --> 09:47.014 .به اندازه‌ی یک سیب بود 09:48.216 --> 09:51.018 و بزرگترینشون به اندازه‌ی یک .کالسکه بود 09:51.086 --> 09:53.821 بله، و موجودی که اون جمجمه بهش ...تعلق داشت 09:53.855 --> 09:57.024 .300سال پیش مُرد 09:57.059 --> 09:59.660 مسائل عجیب و غریب ...در دورترین سمت این دنیا 09:59.695 --> 10:00.731 .تهدیدی برای ما نیست 10:00.799 --> 10:04.465 اما از کجا بدونیم که این اژدهاها .صرفا یک مسئله‌ی عجیب هستن 10:04.500 --> 10:07.535 و هیولاهایی نیستن که تمام دنیا رو به زانو در میارن؟ 10:07.569 --> 10:10.538 ،چونکه توسط بسیاری از افراد خبره ...، که با مشاوره دادن به پادشاه 10:10.572 --> 10:12.707 .به این سرزمین خدمت میکنن .به ما همینقدر گفته شده 10:12.741 --> 10:14.675 در مورد مسائلی که پادشاه .هیچی از اونها نمیدونه 10:14.710 --> 10:17.144 .اما با من مشاوره‌ای نشد 10:17.179 --> 10:20.848 در همین لحظه داره به شما .مشاوره داده میشه 10:22.551 --> 10:26.087 .باید در مورد این مسائل با من مشورت بشه 10:26.121 --> 10:27.622 .از این به بعد، حواسم به این موضوع هست 10:27.656 --> 10:29.724 که با شما به نحوی مناسب .مشورت بشه 10:29.758 --> 10:32.026 .در مورد مسائل مهم 10:32.061 --> 10:34.162 .هر زمان که لازم باشه 10:40.135 --> 10:41.669 .سرور من 10:50.760 --> 10:52.494 ."یونکای" 10:52.528 --> 10:53.671 .شهر زرد 10:53.796 --> 10:57.131 یونکی"ها برده‌های عادی" .تعلیم میدن، نه سرباز 10:57.166 --> 10:59.200 .ما میتونیم شکستشون بدیم 10:59.234 --> 11:01.669 .توی میدان، به راحتی 11:01.704 --> 11:03.438 اما اونها توی میدان نبرد .روبروی ما قرار نمیگیرن 11:03.472 --> 11:06.641 ،اونها آذوقه دارن، صبر دارن .و همینطور دیوارهای قدرتمند دارن 11:06.675 --> 11:09.144 ،اگر که عقل داشته باشن .پشت اون دیوارها مخفی میشن 11:09.178 --> 11:11.880 و دونه دونه افراد ما رو .از بین میبرن 11:11.914 --> 11:15.884 نمیخوام قبل از این که از دریای تنگه .عبور کنم، نصف افرادم کشته بشن 11:15.918 --> 11:19.154 ."ما احتیاجی به "یونکای" نداریم، "کالیسی 11:19.189 --> 11:21.858 تسخیر این شهر، ما رو یک قدم هم به ...وستروس" یا" 11:21.892 --> 11:24.160 .تخت آهنین نزدیک نمیکنه 11:26.630 --> 11:29.265 چه تعداد برده توی "یونکای" هستند؟ 11:29.300 --> 11:33.270 .دویست هزارتا، اگر بیشتر نباشن 11:33.304 --> 11:37.307 پس ما دویست هزارتا دلیل داریم .که این شهر رو بگیریم 11:38.203 --> 11:40.236 .یک نفر رو به دروازه‌های شهر بفرست 11:40.290 --> 11:45.172 ،به برده‌‌دارها بگو که من اینجا باهاشون دیدار میکنم .و قبول میکنم که تسلیم بشن 11:45.422 --> 11:49.270 در غیر این صورت، همون بلایی سر "یونکای" میاد .که بر سر "آستاپور" اومد 13:12.924 --> 13:14.991 "اشراف‌زاده‌ی، "رازدال مو اِراز 13:15.026 --> 13:18.462 این خاندان باستانی و .پر افتخار 13:18.529 --> 13:20.831 ارباب انسانها .و کسی که با وحشی‌ها سخن میراند 13:20.865 --> 13:24.468 .آماده اند تا شرایط صلح را پیشنهاد کنند 13:24.502 --> 13:26.770 ...لرد اشراف‌زاده شما در حضور 13:26.804 --> 13:29.673 دنریس استورم بورن" از خاندان" .تایگرین" هستید" 13:29.707 --> 13:32.342 ."ملکه‌ی "آندال" و "اولین مردان 13:32.376 --> 13:34.544 کالیسی" ـه" ...،"دریای کبیر "گرس 13:34.578 --> 13:37.914 ،در هم شکننده‌ی زنجیرها .و مادر اژدهاها 13:38.883 --> 13:42.152 .میتونید نزدیک بشید .بشینید 13:45.165 --> 13:47.666 آیا لرد اشراف زاده چیزی میل دارند؟ 13:53.862 --> 13:56.937 .یونکای" شهری باشکوه و باستانی‌ست" 13:57.037 --> 13:58.681 .امپراتوری ما خیلی دیرینه‌ست 13:58.709 --> 14:01.168 "قبل از اینکه اژدهاها در سرزمین کهن "والریا .به پرواز در بیان 14:01.195 --> 14:03.843 ارتش‌های بسیاری در مقابل .دیوارهای ما نابود شدن 14:03.871 --> 14:06.087 ،در اینجا به یک پیروزی ساده نمیرسید ."کالیسی" 14:06.153 --> 14:08.888 .خوبه .سربازهای "آنسالید" من نیاز به تمرین دارن 14:08.922 --> 14:10.890 به من گفتن که خیلی زود باید .اونها رو برای خونریزی آماده کنم 14:10.957 --> 14:15.095 ،اگر بدنبال خونریزی هستید .پس بذارید تا خون جاری بشه 14:16.197 --> 14:17.865 اما برای چی؟ 14:17.899 --> 14:21.234 "این حقیقت داره که شما "آستاپور .رو به خاک و خون کشیدید 14:21.269 --> 14:25.472 اما مردم "یونکای" مردمی بخشنده .و دست و دلباز هستند 14:28.410 --> 14:31.345 "اربابان دانای "یونکای .هدیه‌ای پیشکش کردند 14:31.380 --> 14:33.013 .برای ملکه‌ی نقره ای 14:37.041 --> 14:41.678 بسیار بیشتر از این، در روی عرشه‌ی کشتی .شما در انتظار شماست 14:41.712 --> 14:43.746 کشتی من؟ - ."بله، "کالیسی - 14:43.781 --> 14:46.583 ،همونطور که گفتم .ما مردمان دست و دلبازی هستیم 14:46.617 --> 14:49.286 شما میتونید هر تعداد که میخوایید .کشتی داشته باشید 14:49.320 --> 14:51.388 و در عوض خواسته‌ی شما چیه؟ 14:51.422 --> 14:55.625 تمام چیزی که از شما میخواییم ...اینه که از این کشتی ‌ها استفاده کنید 14:55.660 --> 14:58.161 و به سمت "وستروس" برید .به همونجایی که بهش تعلق دارید 14:58.196 --> 15:01.064 و ما رو به حال خودمون بذارید .تا در آرامش به اموراتمون بپردازیم 15:02.220 --> 15:04.555 .من هم هدیه‌ای برای شما دارم 15:05.523 --> 15:07.958 .زندگیت - زندگیم؟ - 15:07.992 --> 15:09.693 .و زندگی اون اربابان دانا 15:09.728 --> 15:13.297 .اما من هم در عوض چیزی از شما میخوام 15:13.331 --> 15:16.901 .شما تک تک برده‌های "یونکای" رو آزاد کنید 15:16.935 --> 15:20.004 به همه‌ی مردان، زنان، و بچه‌ها ...باید تا اونجایی که میتونن با خودشون 15:20.038 --> 15:21.839 حمل کنن، غذا و پوشاک و دارایی .داده بشه 15:21.873 --> 15:25.176 به عنوان مزد تمام این سالیانی .که به عنوان برده خدمت کردن 15:25.210 --> 15:27.244 ،اگر این هدیه رو رد کنید 15:27.278 --> 15:29.646 .من هیچ رحمی به شما نشون نمیدم 15:29.681 --> 15:31.682 .شما دیوونه هستید 15:31.716 --> 15:33.517 .ما "آستاپور" یا "کارث" نیستیم 15:33.551 --> 15:36.753 .ما "یونکای" هستیم و دوستان قدرتمندی داریم 15:36.787 --> 15:40.524 دوستانی که از نابود کردن شما لذت فراوانی .میبرن 15:40.558 --> 15:43.527 کسانی هم که زنده میمونن .یکبار دیگه به بردگی ما درمیان 15:43.561 --> 15:45.896 .شاید تو رو هم به عنوان یک برده بگیریم 15:47.735 --> 15:49.842 .شما امنیت من رو تضمین کردید 15:50.075 --> 15:53.944 من کردم، اما اژدهاهای من هیچ .قولی به شما ندادن 15:53.945 --> 15:56.480 .و شما هم مادرشون رو تهدید کردید 15:57.769 --> 15:59.310 .طلاها رو بردارید 16:08.886 --> 16:11.855 .طلاهای من. اونها رو به من دادید یادتون هست؟ 16:11.889 --> 16:13.657 و من هم باید به بهترین نحو ازشون .استفاده کنم 16:13.691 --> 16:16.526 ،تو هم اگر با هدیه‌ای که من بهت دادم، همینکارو کنی .کار عاقلانه‌ای کردی 16:16.561 --> 16:18.176 .حالا از اینجا برو بیرون 16:23.367 --> 16:25.409 زنجیر؟ 16:25.508 --> 16:28.414 طلای ناب، از معدن‌های خارج از ."لنیسپورت" 16:28.910 --> 16:31.079 .توی "کسترلی راک" درست شده 16:31.617 --> 16:34.385 .این ازدواج خواسته‌ی من نبود 16:34.420 --> 16:36.922 .من این رو نمیخواستم - نه؟ - 16:36.956 --> 16:39.258 .دختر خوشگلیه .خودت این حرف رو زدی 16:39.292 --> 16:41.327 ...این به این معنی نیست که من میخوام 16:41.361 --> 16:43.562 .این یک وظیفه‌ست، خواست قلبی نیست 17:06.927 --> 17:09.596 چه اتفاقی افتاد؟ - .مواد آتش‌زا - 17:10.831 --> 17:12.766 .من باید اینجا می‌بودم 17:14.535 --> 17:16.670 ...بعد از این‌همه فرار کردن و جنگیدن 17:16.704 --> 17:19.573 دوباره اینجام، همون‌جایی که .شروع کرده بودم 17:19.607 --> 17:21.842 دلت براش تنگ شده؟ 17:21.876 --> 17:24.844 قلمرو پادشاه؟ - خونه‌ی پدریت؟ - 17:24.879 --> 17:27.781 .هیچ‌وقت پدری نداشتم .هیچ‌وقت نخواستم که پدری داشته باشم 17:27.815 --> 17:31.384 تا حالا این سوال برات پیش نیومده که این قدرتت از کجا اومده؟ 17:31.419 --> 17:33.186 مهارتت در جنگیدن؟ 17:33.221 --> 17:34.721 .من اصالتی ندارم 17:34.755 --> 17:36.990 .بی‌اصالت‌تر از من وجود نداره .مادرم توی یه کافه، برده بود 17:37.024 --> 17:38.858 .مادر من برده بود 17:38.893 --> 17:40.894 .خودمم همینطور 17:40.928 --> 17:42.930 ...خریده می‌شدم، فروخته می‌شدم 17:42.964 --> 17:44.932 ...شلاق می‌خوردم، داغ‌زده می‌شدم 17:44.966 --> 17:47.234 ...تا وقتی که ارباب روشنایی اومد پایین 17:47.268 --> 17:49.369 .من رو توی دست‌های خودش گرفت و بزرگ کرد 17:51.206 --> 17:52.773 .من توی پایین شهر به دنیا اومدم 17:52.807 --> 17:55.242 .خونِ تو اشرافیه 17:56.711 --> 17:59.547 ...دارین میــگین که پدر من 17:59.581 --> 18:02.083 ....لردی چیزی بوده 18:02.117 --> 18:03.384 .اونجا 18:03.419 --> 18:05.653 .خونه‌ی پدریت 18:12.394 --> 18:14.062 .من فقط یه حرومزاده‌م 18:16.265 --> 18:19.368 ."حرومزاده‌ی "رابرت" از خاندان "باراتیون 18:19.402 --> 18:21.670 ..."جانشین بر حق اون، پادشاه "اندالز 18:21.705 --> 18:23.472 .و اولین مردان 18:23.506 --> 18:27.176 فکر می‌کنی اون ردا طلایی‌ها برای چی دنبالت بودن؟ 18:28.778 --> 18:31.346 .توی خون پادشاهی، یه قدرتی هست 18:47.328 --> 18:49.696 .بیا بشین کنار آتش، بچه جون 18:52.433 --> 18:53.833 ...حرف نزدن 18:53.868 --> 18:56.036 .اولش همینجوریه 18:56.070 --> 18:58.404 .من با خائن‌ها حرف نمی‌زنم 19:00.841 --> 19:02.575 .منم از اینکه اون پسر رو تحویل دادم، خوشحال نیستم 19:02.610 --> 19:04.277 .ولی تحویلش دادی 19:04.311 --> 19:07.480 .طلاها رو گرفتی و تحویلش دادی 19:08.548 --> 19:11.517 .خدای آتش، تنها خدای راستین‌ــه 19:11.551 --> 19:13.986 .توانایی‌هاش رو دیدی 19:14.020 --> 19:16.221 .وقتی دستور بده، ما اجرا میکنیم 19:17.890 --> 19:20.258 .اون خدای راستین من نیست 19:20.292 --> 19:23.795 نیست؟ پس کیه؟ 19:26.265 --> 19:28.066 .مرگ 19:38.579 --> 19:40.780 .یه گروه از سربازهای "لنیستر"ها رو شناسایی کردیم 19:40.815 --> 19:43.283 چقدر؟ - .بیشتر از 20 نفر نیستن - 19:43.318 --> 19:45.953 فاصله‌شون چقدره؟ - .کمتر از یه روز سواری به سمت جنوبه - 19:49.025 --> 19:51.559 نظرتون چیه پسرها؟ وقت شکار شیر شده؟ 19:51.594 --> 19:53.629 !آره 19:55.198 --> 19:56.799 پس "ریورران" چی می‌شه؟ 19:56.833 --> 19:58.667 .جنوب که نیست .غرب اینجاست 19:58.702 --> 20:00.507 .دو روز دیگه هم هنوز غرب اینجاست 20:00.507 --> 20:03.643 .تو قسم خوردی - .که تو رو ببرم خونه و این‌کار رو هم می‌کنم - 20:03.677 --> 20:05.845 .ولی باید اول این‌کار رو انجام بدیم 20:05.879 --> 20:07.747 چرا؟ که بتونی طلاهاشون رو بدزدی؟ 20:07.781 --> 20:09.315 ... من بهت قسم خوردم، این 20:09.349 --> 20:11.985 ،برام مهم نیست چه قسمی خوردی .چون تو یه دروغگویی 20:12.019 --> 20:13.653 ،به "گندری" دروغ گفتی .به من دروغ گفتی 20:13.687 --> 20:17.057 به همه دروغ می‌گی. امیدوارم "لنیستر"ها .همه‌تون رو بکشن 20:17.091 --> 20:20.127 ...یه روزی بالاخره می‌فهمی، ولی الان 20:22.631 --> 20:25.666 .انگوی"، برش گردون" - .برگرد، دختر جون - 20:50.325 --> 20:51.958 .هرچقدر می‌خوای لگد بزن، گرگ کوچولو 20:51.993 --> 20:54.461 .فایده‌ای واست نداره 21:11.578 --> 21:13.646 .فکر کردم که رفتی 21:13.680 --> 21:15.815 .فردا 21:19.152 --> 21:22.154 بهت گفتن که قراره با من چی‌کار کنن؟ 21:23.756 --> 21:26.725 .لرد "بولتون" هم فردا عازم سفر می‌شه 21:26.759 --> 21:29.895 .به "تویینز" برای عروسی "ادمیور تالی" می‌ره 21:30.656 --> 21:33.057 .تو هم قراره اینجا بمونی 21:33.091 --> 21:35.560 با "لاک"؟ 21:41.409 --> 21:43.811 .من بهت مدیونم 21:47.649 --> 21:49.616 ...وقتی "کتلین استارک" تو رو آزاد کرد 21:49.651 --> 21:52.353 .جفتمون بهش قول دادیم 21:52.387 --> 21:54.354 .حالا نوبت توئه 21:54.389 --> 21:57.090 .بهش قول دادی 21:57.124 --> 21:58.691 ...سر قولت وایسا 21:58.726 --> 22:01.694 .اینجوری دِینت به من هم ادا می‌شه 22:02.929 --> 22:05.764 .من دخترهای "استارک" رو به مادرشون بر‌می‌گردونم 22:07.200 --> 22:09.034 .قسم می‌خورم 22:14.541 --> 22:17.009 ."خدانگهدار، سِر "جِیمی 22:31.350 --> 22:34.286 .بیا، اجازه بده 22:41.995 --> 22:43.596 .زمان می‌بره 22:49.236 --> 22:51.370 ...کایبورن" امیدواره که پدر شما" 22:51.404 --> 22:53.139 .دژ "اولدتاون" رو مجبور کنه که زنجیرش رو بهش برگردونن 22:53.173 --> 22:55.041 ...پدرم اون رو استاد اعظم میکنه 22:55.075 --> 22:57.543 .اگه بتونه یه دست جدید برای من درست کنه 22:57.578 --> 23:01.481 .مطمئنم که سلام من رو به لرد "تایوین" می‌رسونین 23:03.183 --> 23:06.553 به "راب استارک" بگو متاسفم که نتونستم .به عروسی عموش بیام 23:06.587 --> 23:09.756 .لنیستر"ها براشون آرزوی خوشبختی دارن" 23:14.830 --> 23:17.031 ."سفر به سلامت، "کینگ اسلییر 23:17.900 --> 23:19.334 چیزی نداری بگی؟ 23:19.368 --> 23:21.770 .قبلاً بیشتر ازت خوشم میومد 23:21.804 --> 23:25.106 .یادم نمیاد پاهات رو هم بریده باشم 23:25.140 --> 23:28.042 .نگران دوستت هم نباش 23:28.076 --> 23:31.212 .ازش به خوبی مراقبت می‌کنیم 23:36.261 --> 23:37.695 .اینجوری فراریش میدی 23:37.730 --> 23:40.598 .فراریش نمیدم .میکشــمش 23:42.401 --> 23:44.001 .خیلی دوره 24:06.990 --> 24:09.091 قصر که میگن، اینه؟ 24:11.895 --> 24:13.562 .اون آسیاب بادی‌ــه 24:14.431 --> 24:16.332 .آسیاب بادی 24:16.366 --> 24:19.869 کی درستش کرده؟ یه شاه؟ 24:19.903 --> 24:22.238 .یه مردی که اونجا زندگی می‌کرده 24:22.272 --> 24:23.873 ...حتماً معمارهای بزرگی بودن 24:23.907 --> 24:26.142 .سنگ‌ها رو تا این ارتفاع روی هم گذاشتم 24:26.176 --> 24:29.245 .توی "وینترفل" برج‌هایی سه برابر این هست 24:29.279 --> 24:32.181 ...من "جان اسنو"ــَم و از "وینترفل" اومدم 24:32.215 --> 24:33.382 بابام یه لرد اشرافیه 24:33.417 --> 24:36.352 توی یه برج که سرش به ابرها میرسید .زندگی می‌کردم 24:36.386 --> 24:38.355 ...اگه تحت تاثیر این آسیاب بادی قرار گرفتی 24:38.389 --> 24:41.358 ،وقتی قلعه اعظم "وینترفل" رو ببینی .حتماً مدهوش میشی 24:41.392 --> 24:43.227 مدهوش شدن یعنی چی؟ 24:43.261 --> 24:45.062 .از هوش رفتن 24:45.097 --> 24:47.631 از هوش رفتن یعنی چی؟ 24:50.402 --> 24:52.503 .وقتی یه دختر، خون میبینه و میوفته 24:52.538 --> 24:54.706 برای چی یه دختر، خون ببینه و بیافته؟ 24:54.740 --> 24:57.575 ...خب 24:57.610 --> 24:59.810 .همه‌ی دخترها مثل تو نیستن 25:00.242 --> 25:01.975 !اُه، یه عنکبوت 25:02.010 --> 25:04.544 ."نجاتم بده، "جان اسنو 25:07.209 --> 25:10.344 ."شاید یه روزی تو رو ببرم "وینترفل 25:11.580 --> 25:14.315 .شایدم یه روزی من تو رو ببرم اونجا 25:14.349 --> 25:16.650 .وقتی که زمینمون رو پس بگیریم 25:19.821 --> 25:21.455 ."ایگریت" 25:24.526 --> 25:26.695 .شما برنده نمی‌شین 25:27.636 --> 25:30.184 ،من میدونم افراد شما شجاعن .کسی این رو انکار نمی‌کنه 25:30.223 --> 25:33.208 ...تو هیچی نمیدونی - ...شش بار توی هزار سال اخیر - 25:33.342 --> 25:36.072 .پادشاه آنسوی دیوار به سرزمین پادشاهی حمله کرده 25:36.106 --> 25:39.182 .شش بار شکست خوردن - از کجا این رو میدونی؟ - 25:39.249 --> 25:41.150 .هر بچه‌ای توی شمال این رو میدونه 25:41.199 --> 25:42.633 .ما با یاد گرفتن این چیزها بزرگ شدیم 25:42.667 --> 25:44.034 ...کجاها جنگ در گرفته بوده 25:44.068 --> 25:45.802 ،اسمهای قهرمانان .کی، کجا مُرده 25:45.836 --> 25:47.704 ...شش بار شما حمله کردین 25:47.738 --> 25:50.907 .هر شش بار هم شکست خوردین 25:50.941 --> 25:52.942 .هفتمین بار هم، همون شکلیه 25:52.976 --> 25:56.178 .منس" فرق داره" - .شما نظم و انضباط ندارین - 25:56.212 --> 25:59.781 .شما آموزش ندیدین .ارتش شما، ارتش نیست 25:59.816 --> 26:01.216 .نمی‌دونین که چجوری در کنار هم بجنگین 26:01.250 --> 26:03.752 .تو از چیزی خبر نداری - .خبر دارم - 26:03.786 --> 26:05.553 .می‌دونم 26:05.587 --> 26:07.922 .اگه به دیوار حمله کنین، همه‌تون می‌میرین 26:07.956 --> 26:09.857 .همه‌تون 26:18.000 --> 26:20.134 .همه‌مون 26:34.824 --> 26:37.492 راجع به چی هِی داره حرف می‌زنه؟ 26:37.527 --> 26:39.895 ...چجوریه که اون همش میشینه و گپ میزنه 26:39.929 --> 26:41.997 وقتی ما همه‌ی کارها رو میکنیم؟ 26:44.934 --> 26:46.569 ."هودور" 26:48.205 --> 26:51.775 .جاییه که ما هستیم - بهش چی داری میگی؟ - 26:51.809 --> 26:53.510 ."مشکلی نیست، "آشا - .مشکلی هست - 26:53.544 --> 26:55.511 فکر میکنی نمی‌شنوم هر روز چیا میگی؟ 26:55.546 --> 26:57.180 .مغزش رو با جادوی سیاه پر میکنی 26:57.214 --> 27:00.216 .راجع به رویا و کلاغ سه چشم و چیزهای بدتر حرف میزنی 27:00.251 --> 27:03.086 .تنهاش بذار - .میتونه جای خودش صحبت کنه - 27:03.121 --> 27:04.821 .من مغزش رو با چیزی پر نمیکنم 27:04.855 --> 27:07.390 پس راجع به چی حرف میزنی؟ 27:07.425 --> 27:10.526 .بلایی که سرش اومده و چه معنی‌ای میده 27:10.561 --> 27:13.128 .پس ادامه بده .به ما بگو چه معنی‌ای میده 27:13.163 --> 27:14.730 .اینجوری نمیشه 27:14.764 --> 27:16.531 .کاشکی میتونستم بهش تمام جواب‌ها رو بدم 27:16.566 --> 27:18.934 .اینجوری آسونتر میشد 27:18.968 --> 27:21.736 .نمیخوام دیگه باهاش صحبت کنی 27:21.771 --> 27:23.238 .تا وقتی که به "قلعه سیاه" پیش برادرت برسیم 27:23.272 --> 27:26.207 .ما به "قلعه سیاه" نمیریم - چی گفتی؟ - 27:26.241 --> 27:29.743 .بهت که گفتم .جان اسنو" اونجا نیست" 27:29.778 --> 27:31.478 .برن" باید کلاغ اونور دیوار رو پیدا کنه" 27:31.513 --> 27:33.147 .نه .من دیگه اونجا برنمیگردم 27:33.181 --> 27:36.250 .برادرت توی "قلعه سیاه"ــه .ما هم میریم همونجا 27:37.986 --> 27:39.787 .به من نگاه کن 27:41.122 --> 27:43.090 ...از وقتی که از اون برج افتادم پایین 27:43.125 --> 27:45.493 .اون کلاغ میاد سراغم 27:45.527 --> 27:48.296 .از من میخواد که پیداش کنم 27:48.330 --> 27:51.699 .من دیگه پایی ندارم 27:51.734 --> 27:53.635 .این چیزیه که الان هستم 27:53.669 --> 27:55.837 .تو یه خانواده داری 27:55.871 --> 27:57.705 .باید به "قلعه سیاه" برگردی 27:57.740 --> 28:00.508 .تا بتونی برگردی پیششون، جایی که بهش تعلق داری 28:00.543 --> 28:03.512 اگه من متعلق به شمال باشم، چی؟ 28:03.546 --> 28:07.849 اگه من به خاطر یه دلیلی از اون برج افتاده باشم، چی؟ 28:07.883 --> 28:10.085 همین‌ چیزها رو بهت گفته؟ 28:10.119 --> 28:12.287 که این‌ها همه‌ش به خاطر یه دلیلی اتفاق افتاده؟ 28:12.321 --> 28:16.525 همه‌ی این اتفاقات بد برای تو افتاده چون خدا برای تو برنامه‌ی بزرگتری داره؟ 28:16.559 --> 28:18.527 .کاشکی همه‌ی این‌ها درست بود، ارباب کوچولو 28:18.562 --> 28:22.435 ولی خدایان برای من و تو و هر کس دیگه‌ای .از فضله سرد کلاغ هم چشمپوشی نمی‌کنه 28:22.535 --> 28:24.704 .درک نمیکنی .نمیدونی 28:24.739 --> 28:26.706 .تو نمیدونی .هیچکدومتون نمیدونین 28:26.740 --> 28:28.975 .هیچکدومتون اونجا نبودین 28:32.409 --> 28:34.743 .من یه شوهر داشتم 28:34.777 --> 28:36.512 .یه مرد خوب 28:36.546 --> 28:38.314 .اسمش "برونی" بود 28:38.349 --> 28:41.351 .مال همدیگه بودیم 28:41.385 --> 28:44.353 .ولی یه شب "برونی" غیبش زد 28:44.388 --> 28:46.989 ...مردم گفتن که من رو ترک کرده 28:47.023 --> 28:48.357 .ولی من اون رو میشناختم 28:48.391 --> 28:52.327 .من رو هرگز ترک نمی‌کرد .نه انقدر طولانی 28:52.361 --> 28:54.730 .میدونستم که برمیگرده 28:56.399 --> 28:58.500 .و این کار رو هم کرد 28:59.736 --> 29:02.905 ...از در پشتی کلبه اومد داخل 29:03.774 --> 29:05.742 .فقط اون دیگه "برونی" نبود 29:05.776 --> 29:08.344 .واقعا نبود 29:08.379 --> 29:11.915 ...رنگ پوستش مثل مرده‌ها 29:11.949 --> 29:15.318 .پریده بود 29:15.353 --> 29:18.188 .چشم‌هاش از آسمان صاف، آبی‌تر بود 29:21.927 --> 29:23.695 ...بهم حمله کرد 29:23.729 --> 29:25.697 ...گردنم رو گرفت 29:25.731 --> 29:28.567 ...محکم فشار داد 29:28.601 --> 29:31.437 .میتونستم حس کنم که جونم داره در میره 29:33.740 --> 29:36.175 .نمیدونم چاقو از کجا گیر آوردم 29:36.209 --> 29:39.112 ...وقتی دستم بهش رسید 29:39.146 --> 29:41.848 .صاف کردم توی قلبش 29:45.019 --> 29:47.787 .انگار نه انگار، اصلاً متوجه‌ش نشد 29:49.190 --> 29:53.493 .مجبور شدم اون و کلبه رو با هم آتیش بزنم 29:55.896 --> 29:58.631 .از خدا نپرسیدم که دلیلشون چی بوده 29:58.665 --> 30:02.401 .نیازی هم نداشتم .از قبل میدونستم 30:02.436 --> 30:05.604 .یعنی شمال دیگه جایی برای کسی نیست 30:05.639 --> 30:07.907 .دیگه نیست 30:09.782 --> 30:12.479 ...من به استاد شما قول دادم که تو رو به "قلعه سیاه" برسونم 30:12.513 --> 30:15.081 .دورتر هم نمیریم 30:23.390 --> 30:25.224 دردش چطوره، سرورم؟ 30:28.227 --> 30:31.329 بازوی بدون دست به چه دردی میخوره؟ 30:35.033 --> 30:37.868 .خب، ما جلوی عفونت رو گرفتیم 30:37.903 --> 30:40.705 .آره، ما جلوی عفونت رو گرفتیم 30:40.739 --> 30:42.807 .تو یه مرد تعلیم دیده‌ای 30:42.841 --> 30:44.442 .تا میتونستن همه چیز رو بهم یاد دادن 30:44.476 --> 30:46.644 .این گند رو خوب درستش کردی 30:46.678 --> 30:49.013 ...توی این کارها خیلی بهتر از 30:49.048 --> 30:51.716 .استاد اعظم "پایسل" هستی 30:51.751 --> 30:54.352 .تمجید الکی، سرورم 30:55.788 --> 30:59.191 برای چی دژ "اولدتاون" زنجیرت رو گرفت؟ 30:59.225 --> 31:01.192 زیادی فاسدی؟ 31:01.227 --> 31:04.496 .نه سرورم .نقطه ضعف من این نیست 31:05.965 --> 31:08.266 پس چیه؟ 31:10.536 --> 31:12.070 .کنجکاوی 31:12.104 --> 31:16.074 .فهمیدن بیماری تنها راه درمان بیماریه 31:16.108 --> 31:18.376 ...تنها راه فهمیدن بیماری 31:18.411 --> 31:20.779 .مطالعه روی مریض‌هاست 31:20.813 --> 31:23.482 روی آدم‌های زنده آزمایش می‌کردی؟ 31:23.517 --> 31:25.384 .آدم‌های در حال مرگ - با اجازه‌ی اون‌ها؟ - 31:25.419 --> 31:28.455 ... تحقیقاتم به من دانشی داد که 31:28.489 --> 31:30.157 .جون انسان‌های بیشتری رو نجات بدم 31:30.191 --> 31:32.559 .فقیرهای در حال مرگ، درسته 31:32.593 --> 31:36.162 .افرادی که هیچ خانواده‌ای برای شکایت کردن نداشتن 31:36.197 --> 31:37.998 ...اون‌ها رو ناله‌کنان توی گداخونه‌ها پیدا می‌کردی 31:38.032 --> 31:40.467 ...عقب ارابه‌ت میبردیشون به برج خودت 31:40.501 --> 31:43.770 .شکمشون رو باز می‌کردی که ببینی داخلش چیه 31:43.805 --> 31:46.239 شما چند نفر رو کشتین، سرورم؟ 31:46.274 --> 31:47.908 .نمیدونم 31:47.942 --> 31:51.078 50تا؟ 100تا؟ 31:52.848 --> 31:54.916 .غیر قابل شمارش 31:54.950 --> 31:56.952 .غیرقابل شمارش گزینه‌ی مناسبیه 31:56.986 --> 31:59.288 چند نفر رو نجات دادین؟ 31:59.322 --> 32:02.157 .نیم میلیون 32:03.259 --> 32:05.594 .جمعیت قلمرو پادشاه 32:10.701 --> 32:14.203 .تو مسئول کلاغ‌های نامه‌رسان "هرنهال" بودی 32:14.237 --> 32:18.440 تو... تو کلاغی به "تارث" برای پدر "بریِن" فرستادی؟ 32:18.475 --> 32:21.076 .یه پرنده فرستاده شد و یه دونه هم برگشت 32:22.311 --> 32:24.679 ..."لرد "سلوین تارث 32:24.714 --> 32:28.416 .300سکه‌ی طلا برای سالم برگشتن دخترشون پیشنهاد کردن 32:28.451 --> 32:32.287 .پیشنهاد خوبیه - .پیشنهاد خوبیه. "لاک" قبول نمی‌کنه - 32:33.957 --> 32:35.858 چرا؟ 32:35.892 --> 32:37.259 ..."بهش گفتن که لرد "تارث 32:37.294 --> 32:39.995 .صاحب تمام معدن‌های یاقوت کبود توی "وستروس"ــه 32:41.431 --> 32:43.733 .فکر میکنه بهش کلک زدن 32:43.767 --> 32:45.936 .احمقن اگه اون زن رو بکشن 32:45.970 --> 32:48.405 .این مردها مدت زیادیه که توی جنگ هستن 32:48.440 --> 32:50.607 .بیشترشون تا زمستون میمیرن 32:50.642 --> 32:53.577 .امشب خودشون رو با اون سرگرم میکنن 32:53.611 --> 32:55.846 ...بعد از امشب 32:55.880 --> 32:58.148 .فکر نکنم دیگه بهش اهمیتی بدن 33:17.301 --> 33:19.703 ."باید برگردیم به "هرنهال 33:19.737 --> 33:21.170 چرا؟ 33:21.205 --> 33:22.672 .یه چیزی جا گذاشتم 33:22.706 --> 33:24.307 .برنمیگردیم 33:24.341 --> 33:26.309 .از لرد "بولتون" دستور گرفتم 33:26.343 --> 33:27.877 اون دستورها چی هستن؟ 33:27.911 --> 33:31.414 .که شما رو به پدرتون توی قلمرو پادشاه تحویل بدم 33:31.448 --> 33:33.683 .فکر میکنی پاداشــی در کاره 33:35.719 --> 33:38.487 .من به لرد "بولتون" خدمت میکنم 33:38.521 --> 33:40.055 ...هر قدردانی‌ای که پدرتون 33:40.089 --> 33:41.423 .فکر میکنی قراره پاداش بگیری 33:41.457 --> 33:42.757 .بذار یه چیزی رو برات توضیح بدم 33:42.791 --> 33:44.792 ...وقتی پدرم من رو ببینه 33:44.826 --> 33:47.194 ،اولین چیزی که میپرسه .اینه که چه بلایی سر دستم اومده 33:47.228 --> 33:50.464 .منم بهش میگم که این مرد قطعش کرده 33:50.498 --> 33:54.334 ...من هیچ ارتباطی - .یا میتونم بگم که این مرد جون من رو نجات داد - 33:56.237 --> 33:58.606 ."همین الان برمیگردیم "هرنهال 34:21.663 --> 34:24.065 .چشماتون رو باز کنین، رفقا - .ساکت باشین - 34:28.704 --> 34:32.274 خرس، خرس و دوشیزه‌ی زیبا 34:32.308 --> 34:34.343 ،از اونجا تا به اینجا .از اینجا تا به اونجا 34:34.377 --> 34:36.712 تمام سیاه و قهوه‌ای .پوشیده از مو 34:36.746 --> 34:39.114 اون دختر رو توی هوای .تابستون بو کرد 34:39.149 --> 34:41.350 خرس، خرس .و دوشیزه‌ی زیبا 34:46.350 --> 34:47.856 .بهش رحم نکن 34:47.891 --> 34:49.963 !بهش رحم نکن 34:50.313 --> 34:53.882 .خب، این یه نمایش شرم‌آور مزخزفه 34:53.917 --> 34:55.550 .فرار نکن و بجنگ 35:01.704 --> 35:04.039 شمشیر چوبی؟ 35:04.074 --> 35:06.747 .فکر کردم که رفتی - .بهش یه شمشیر چوبی دادی - 35:06.779 --> 35:08.466 .ما فقط یه دونه خرس داریم 35:08.498 --> 35:10.057 .من خون‌بهاش رو پرداخت میکنم 35:10.090 --> 35:11.967 .طلا، یاقوت کبود، هرچی که بخوای 35:11.986 --> 35:13.587 .فقط از اونجا بیارش بیرون 35:13.621 --> 35:15.989 ...شما لردها و بانوها 35:16.188 --> 35:19.090 .فکر میکنین فقط طلا اهمیت داره 35:19.124 --> 35:22.527 .این من رو از هر چقدر طلا که بهم بدی خوشحال‌تر میکنه 35:22.528 --> 35:25.597 ،اون هم من رو از تمام یاقوت‌های کبود اون .خوشحال‌تر میکنه 35:25.598 --> 35:28.000 ...پس برو برای خودت یه دست طلایی بخر 35:28.001 --> 35:30.636 .و باهاش کیف کن 35:47.707 --> 35:49.241 .برو پشت سر من - .نمیرم - 36:00.741 --> 36:03.021 با خرس من میخوای چیکار کنی؟ 36:03.086 --> 36:05.097 ...لرد "بولتون" من رو مسئول زنده برگردوندن اون 36:05.211 --> 36:08.510 .به قلمرو پادشاه کرده، اینم کاریه که دارم میکنم 36:09.374 --> 36:11.308 .بکِشش بالا 36:29.439 --> 36:31.273 .پای من رو بگیر 36:42.478 --> 36:44.246 !بکِشش بالا 36:53.772 --> 36:55.907 .این زنیکه اینجا میمونه 36:58.443 --> 37:00.411 .ما اون رو به قلمرو پادشاه میبریم 37:00.445 --> 37:02.079 .مگه اینکه من رو بکشی 37:04.583 --> 37:06.317 .اون مال منه 37:06.351 --> 37:09.253 .دستور لرد "بولتون"ــه 37:09.287 --> 37:12.056 فکر میکنی چی برای لرد "بولتون" مهمتره؟ 37:12.090 --> 37:13.791 ...به حیوون خونگیش جایزه بده 37:13.825 --> 37:17.161 ،"یا مطمئن بشه "تایوین لنیستر پسرش رو زنده تحویل میگیره؟ 37:37.484 --> 37:40.453 .خب، ما باید حرکت کنیم 37:43.991 --> 37:46.159 .بابت یاقوت‌های کبود هم شرمنده